0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

کی با کی ازدواج کنه ؟

کدام شخصیت‌ها به درد هم می‌خورند؟

ازدواج

ازدواج از مهم ترین انتخاب ها در زندگی هر فرد است . انتخابی که نیاز به شناخت و آشنایی طرفین در آن ضرورت دارد و هر یک از دختر و پسر باید در دامنه ای از زیر بناهای اعتقادی ، اخلاقی، خانوادگی ، فکری و شخصیتی دارای همسانی و هماهنگی با یکدیگر باشند . درست است که وجود برخی از تفاوت ها هم می تواند به رشد افراد و جذابیت ارتباطی بیافزاید اما روان شناسان امروزه معتقدند که شباهت ها خیلی بیش از تفاوت ها در موفقیت امیز بودن یک ازدواج موثر است . لذا لازم است تا وجوه مشترک خود را در حیطه های بالا بررسی نمایید. چه اینکه اگر افراد در بعد اعتقادی از فاصله و اختلاف زیادی برخوردار باشند می تواند این ازدواج را با خطر مواجه سازد . یکی از حیطه های مهم مورد بررسی در ازدواج پس از زیر بنای اعتقادی ، می تواند شخصیت افراد باشد . می‌گویند اگر دنبال همسر ایده‌آل‌تان می‌گردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعد براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد. اگر شما هم این تئوری را قبول دارید، با ما همراه شوید...

ماجراجویان با ماجراجویان ازدواج کنند

افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. اگر چنین شخصیتی داشته باشید، احتمالا بسیار کنجکاو، خلاق و پرانرژی هستید و معمولا فرد خودانگیخته‌ای هستید. علایق فراوانی دارید؛ از کوهنوردی و ماهی‌گیری گرفته تا رفتن به سینما و تئاتر.

• گزینه ازدواج: شما با افراد ماجراجویی که درست مانند خودتان باشند، به خوبی رابطه برقرار می‌کنید. اگر دنبال همسر ایده‌آل خودتان هستید، عجله نکنید؛ چون ماجراجویی شما باعث می‌شود خیلی سریع در عشق گرفتار شوید و عاقلانه‌ عمل نکنید. اگر به کسی واقعا علاقه دارید، به خودتان فرصت دهید تا بهتر او را بشناسید. در عین حال گاهی ماجراجویی بیش از اندازه ممکن است شما را وسوسه‌ کند که به دنبال گزینه های بهتر بوده و در یک ایده آل گرایی و تنوع طلبی گرفتار شوید ولی باید با این خصوصیت نادرست مبارزه کنید.

• روان‌شناسی شخصیت: افراد ماجراجو شخصیت خود را بیش از همه مدیون میزان ترشح زیاد هورمون دوپامین در مغزشان هستند. این هورمون، همان هورمونی است که به شما احساس شادی و شادابی و سرزندگی می‌بخشد.

اگر دنبال همسر ایده‌آل‌تان می‌گردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعد براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد.

خلاق‌ها با خلاق‌ها ازدواج کنند

اگر آدم خلاقی باشید، احتمالا خصلت باوفایی دارید  و وظیفه‌شناسی و آبروداری از خصوصیات عالی شخصیت شماست. آرامش، اجتماعی بودن و مدیریت عالی منابع انسانی از خصوصیات عالی شخصیت شماست. شما دوست دارید از قوانین پیروی کنید و می‌توانید به راحتی برای زندگی خودتان برنامه‌ریزی داشته باشید و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف‌تان برسید. دیگران از شما بسیار راضی و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمی قابل اعتماد می‌شناسند.

• گزینه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبی برای شما هستند. طرف مقابل‌تان ممکن است قدرت حمایت‌گری شما را بپرستد ولی مواظب باشید این حمایت همه‌جانبه، این احساس را در همسرتان ایجاد نکند که دارید مرتب او را کنترل می‌کنید. شما و همسرتان احتمالا سال‌ها با هم زندگی خواهید کرد چون افرادی مثل شما برای حفظ و تداوم زندگی‌شان هر کاری می‌کنند و وفاداری به طرف مقابل رکن نخست زندگی‌شان است.

• روان‌شناسی شخصیت: شخصیت آرام و موقر خود را باید مدیون هورمون سروتونین باشید. این ماده شیمیایی می‌تواند اخلاق شما را تعدیل کرده و عصبانیت و حالت تهاجمی شما را کنترل کند.

افرادی می‌توانند برای مدیران بهترین زوج باشند که خصوصیت اصلی شخصیت‌شان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبیعت انعطاف‌پذیری داشته باشند

مدیرها با سازگارها ازدواج کنند

اگر مدیریت بخش غالب از شخصیت‌ شما است، حتما می‌دانید که بسیار رک و راست هستید و بدون پرده نظرتان را می‌دهید. از سوی دیگر با مسایل بسیار منطقی و واقع‌بینانه برخورد می‌کنید. قاطعیت و استواری از شما جدانشدنی است. شما به آسانی می‌توانید در روابط و کار خودتان تمرکز کنید و در ریاضیات، مکانیک و موزیک می‌توانید زبردست باشید. رقابت‌جویی و جاه‌طلبی عشق همیشگی زندگی شماست.

• گزینه ازدواج: افرادی می‌توانند برای شما بهترین زوج باشند که خصوصیت اصلی شخصیت‌شان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبیعت انعطاف‌پذیری داشته باشند و گرنه کار شما با یک مدیر به دعوا و جنگ قدرت می‌کشد. اگر شما در روابط خانوادگی و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهی بردارید، عشق آرام آرام وارد زندگی شما خواهد شد و از درگیر شدن در رابطه عاشقانه که نمی‌توانید آن را کاملا کنترل کنید، نمی‌هراسید. شما شخصیت محکمی دارید که مشکلات خود را نشان نمی‌دهید ولی این خصوصیت شما ممکن است باعث شود همسرتان فکر کند شما پنهان‌کار، مرموز، سرد و بی‌روح هستید. اجازه دهید دست‌کم در روابط خانوادگی احساسات شما بر قدرت مدیریت مطلق و محکم و دست‌نیافتنی شما غلبه کند.

• روان‌شناسی شخصیت: هورمون مردانه تستوسترون که در بدن مردان بیشتر و در بدن بانوان کمتر ترشح می‌شود این خصوصیت شخصیتی شما را پررنگ تر می‌کند.

ازدواج

انعطاف‌پذیرها با مبادی آداب‌ها ازدواج کنند

اگر شما شخصیت انعطاف‌پذیری داشته باشید، دیگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانایی زیادی در روابط اجتماعی دارید و در صحبت کردن عالی هستید. احساسات قوی و روشن و واضح از خصوصیات برجسته شماست.

• گزینه ازدواج: شما بیش از همه با افرادی که مبادی آداب و مؤدب هستند کنار خواهید آمد. این افرد که سیاست بالایی در روابط خود دارند، رفتار شما را می‌پذیرند. فقط مراقب باشید با زبان بازی و صحبت‌های بی‌توقف خودتان آنها را دل‌زده نکنید. در روابط با طرف مقابل‌تان رقابت نکنید. توصیه ما به همسر شما این است که در صحبت کردن کم نیاورید. گرچه طرف مقابل شما بسیار خوش‌صحبت است ولی شما هم با اعتماد به نفس از خصوصیات خودتان بگویید. افرادی مثل همسر شما دوست دارند که شما نظرتان را درباره شخصیت و رفتارشان بی‌پرده بگویید.

• روان‌شناسی شخصیت: استروژن که یک هورمون زنانه است و در بدن بانوان بیش از آقایان ترشح می‌شود نقش اصلی را در بروز این خصوصیات شخصیت شما ایفا می‌کند. شاید بتوان گفت که این نوع ازدواج می تواند موفق باشد اما ضرورتی ندارد که همیشه این دو نوع شخصیت با هم ازدواج کنند.

 

سلامت

خانواده و زندگی- تنظیم و تغییر برای تبیان : کهتری

برای داشتن ازدواجی مناسب سعی کنید خواستگاری موفق داشته باشید . پس کتاب "1001پرسش که می بایست قبل از ازدواج از همسر آینده تان بپرسید(و پاسخ های قانع کننده و امیدورار کننده ای دریافت دارید)" را از فروشگاه تبیان تهیه کنید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:05 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

سن جادويي براي ازدواج !؟

همسر

ازدواج مانند تولد و مرگ، يكي از اتفاقات مهم زندگي هر فردي به حساب مي‌آيد و از اين‌رو سوالات مختلفي درباره اين دوره از زندگي و بويژه آغاز آن وجود دارد كه بايد توجه ويژه‌اي به آنها داشت.

سوالاتي مانند چه زماني مناسب‌ترين سن ازدواج است؟ اختلاف سني مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... اين سوال‌ها به همراه هزاران سوال ديگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسياري از جمله مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... در تعيين جواب هريك از اين سوال‌ها نقش دارند. از اين‌رو مروري بر سن ازدواج در ساير كشورها و فرهنگ‌ها و همچنين آداب و رسوم آنها مي‌تواند براي ما جالب باشد.

ازدواج كردن فقط به اين دليل كه فكر كنيم زمانش رسيده، ايده كاملا اشتباهي است. هركس بايد زماني ازدواج كند كه از نظر عقلي و احساسي آمادگي پذيرش زندگي جديد را داشته باشد.

در هيچ كشوري و با هيچ فرهنگي، يك سن مناسب جادويي و خاص براي ازدواج وجود ندارد. در بيشتر فرهنگ‌ها، متوسط سن ازدواج بين 18 تا 23 سال براي دختران و 19 تا 25 سال براي پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپاي غربي افراد ترجيح مي‌دهند تا اواخر دهه دوم زندگي (اوايل 30 سالگي) مجرد بمانند؛ اما در اروپاي شرقي مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر يعني حدود 25 سالگي ازدواج مي‌كنند و در آسيا نيز سن ازدواج به شرايط گوناگوني چون زندگي در شهر يا روستا، سطح تحصيلات، سطح فرهنگي خانواده‌ها و... بستگي دارد؛ اما در بيشتر كشورهاي آسيايي جوانان بين سنين 18 تا 25 سال ازدواج مي‌كنند.

در سال‌هاي اخير در تمام كشورها با فرهنگ‌هاي مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به ساليان گذشته تفاوت كرده و افزايش نشان مي‌دهد. افزايش ميانگين سن ازدواج در بيشتر جوامع، پديده‌اي است كه در دهه‌‌هاي اخير همه آن‌را پذيرفته‌اند.

متوسط سن ازدواج در بيشتر كشورهاي صنعتي افزايش‌ يافته است، اما اين مساله مختص به كشورهاي صنعتي نيست؛ كشورهاي در حال توسعه يا كمتر توسعه‌يافته نيز با اين موضوع مواجه هستند. البته افزايش سن ازدواج در خانم‌ها بيشتر ديده مي‌شود.

عواملي چون مسائل اقتصادي و فرهنگي، نقش مهمي در تعيين سن ازدواج در كشورهاي مختلف دارند. در بعضي كشورها، اعتقادات ديني هم از جمله عوامل بسيار مهم و تعيين‌كننده در اين موضوع است. به عنوان مثال در آمريكا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرايط اجتماعي، آداب و رسوم خانوادگي و حتي موقعيت جغرافيايي و محل زندگي افراد تفاوت مي‌كند. در يك نگاه كلي، افرادي كه در شهرهاي بزرگ زندگي مي‌كنند، ترجيح مي‌دهند ديرتر ازدواج كنند و بچه‌دار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگي مجرد باقي مي‌مانند؛ اما ساكنان مناطق روستايي معمولا زودتر و در اوايل دهه دوم زندگي ازدواج مي‌كنند.

در كشورهايي چون هند و پاكستان كه اين سنت وجود دارد كه والدين مراسم عروسي فرزندانشان را برگزار مي‌كنند و هزينه‌ها به‌عهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بيشتر دختران در 15 سالگي ازدواج مي‌كنند.

زندگي شهري، تحصيلات، آزادي و فعاليت بيشتر زنان در محيط‌هاي كاري، وجود رسانه‌ها و... همگي شيوه زندگي و الگوهاي فكري افراد را تغيير داده‌اند و اين بدان معناست كه افراد كنترل زندگي خود را بيشتر به دست گرفته‌اند و براي ادامه زندگي خود تصميم مي‌گيرند.

به عنوان مثال در كشورهايي چون هندوستان علي‌رغم حفظ احترام والدين، دختران و پسران ديگر حاضر به ازدواج‌هاي كوركورانه و بدون شناخت نمي‌شوند.

بكوشيد خودتان را بشناسيد. بدانيد كه در زندگي چه چيزي مي‌خواهيد؟ چه چيزي مي‌خواهيد به ديگران ارائه كنيد و چگونه؟ پس با هدف زندگي كنيد و آنگاه شما مي‌توانيد ديد مناسبي نسبت به زندگي داشته باشيد.

چند توصيه

*‌ كارشناسان مي‌گويند پيش از ازدواج، فرد بايد از لحاظ عقلي و عاطفي به بلوغ رسيده باشد تا بتواند متوجه موارد زير بشود و آنها را تجزيه و تحليل كند.

*‌ عشق براي ادامه يك زندگي موفق كافي نيست. نگراني‌ زوج‌ها در زندگي، واقعي است و كوشش آنها براي داشتن شغل، خانه، بيمه و... اموري واقعي و جدي هستند. پيگيري اين موضوعات و عدم دستيابي به آنها، زوج‌هاي جوان را واقعا خسته مي‌كند. پس چرا بعضي افراد در سنين خيلي كم خود را درگير اين مسائل مي‌كنند؟

*‌ اهداف، انتظارات و شرايط خود را براي ازدواج در نظر بگيريد و مطمئن شويد كه آيا شريك شما مي‌تواند اين نيازها را برآورده سازد؟ به يقين براي جوانان سخت خواهد بود تا با تجربه اندك خود بتوانند متوجه اين موضوع و همچنين نيازهاي طرف مقابل شوند.

*‌ شما بايد هنگام ازدواج كاملا از نظر احساسي و فيزيكي مستقل باشيد و وابسته به خانواده خود نباشيد. يك ازدواج موفق به دو فرد مستقل نياز دارد تا يك مجموعه كامل تشكيل دهد. بسياري از جوانان معمولا به دليل اين‌كه مي‌خواهند از شرايط بد خانوادگي جدا شوند، ازدواج مي‌كنند كه اين به هيچ‌وجه راه‌حل مناسبي نيست.

*‌ بكوشيد خودتان را بشناسيد. بدانيد كه در زندگي چه چيزي مي‌خواهيد؟ چه چيزي مي‌خواهيد به ديگران ارائه كنيد و چگونه؟ پس با هدف زندگي كنيد و آنگاه شما مي‌توانيد ديد مناسبي نسبت به زندگي داشته باشيد.

اگر در سن ازدواج هستيد، اميدواريم با درك صحيح شرايط و با انتخابي معقول، آينده‌اي خوش و توام با تفاهم و موفقيت براي خود و همراه زندگي‌تان فراهم آوريد و ازدواج را به تاخير نياندازيد.

در باره ي موضوع فوق مي توانيد در انجمن هاي تخصصي تبيان با ديگر کاربران گفتگو کنيم.

 

منبع : جام جه آنلاين - با تغيير وتلخيص

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:05 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج به سبک بنگاهي!؟

ازدواج‌هاي سنتي دستخوش موج مدرنيته

همسر

وقتي عزيزجان تعريف مي‌كند كه خواستگارهايش را نشانش نمي‌دادند تا مبادا چشم و گوشش باز شود، وقتي از طلعت خانم همسايه مي‌گويد كه پسران و دختران دم بخت را به هم مي‌رساند و از اين راه امرار معاش مي‌كرد و شرح مي‌دهد آقا جان (شوهرش)‌ را تا لحظه عقد نديده بود و وقتي اولين بار در لباس سفيد عروسي كنار مرد تنومندي كه 15 سال از او بزرگ‌تر بود، نشست، نزديك بود از ترس زهره ترك شود.

نوه‌ها مي‌خندند، انگار همه اين خاطرات به افسانه‌اي تبديل شده كه با چاشني شوخي و طنز همراه مي‌شود، اما همين 50 سال پيش، خيلي‌ها با اين شيوه‌هاي سنتي سر و سامان گرفته‌اند.

براساس آمارهاي رسمي سالانه 2 ميليون نفر به‌جمعيت مجرد كشور اضافه مي‌شود. طبق اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، بيش از 16 ميليون جوان مجرد در ايران در سن ازدواج قرار دارند.

در كنار اين افزايش جمعيت، تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي و استفاده از ابزارهاي مختلف ارتباطي نه‌تنها مفهوم ازدواج را تغيير داده، بلكه شيوه‌هاي گزينش همسر را نيز متحول كرده است.

ازدواج سنتي كه زماني بر پايه ارتباطات خانوادگي و دخالت واسطه‌ها در آشنايي بين دو خانواده صورت مي‌گرفت، بتدريج جايش را به‌آشنايي مستقيم پسران و دختران در محيط‌هايي خارج از خانواده داده است.

هرچه فضاي فرهنگي و اجتماعي جامعه‌اي با سرعت بيشتري متحول شود، شكل و شيوه ازدواج و روش‌هاي انتخاب همسر هم تغييرات بيشتري به خود مي‌بيند.

ازدواج جوانان ايراني، سنتي يا مدرن

سازمان ملي جوانان در نظرسنجي مفصلي از جوانان به اين نتيجه رسيده كه هر چند شيوه‌هاي انتخاب همسر از تنوع بيشتري نسبت به گذشته برخوردار است، اما جوانان هنوز طرفدار ازدواج‌هاي سنتي هستند.

در اين نظرسنجي آمده است بيش از 87 درصد جوانان معتقدند در انتخاب همسر بايد نظر بزرگ‌ترها را قبول كرد و حتي 40‌درصد گفته‌اند بهتر است تا جوانان همانند گذشتگان به روش سنتي ازدواج كنند اما در اين تحقيق بدرستي مفهوم سنتي يا مدرن بودن ازدواج تعريف نشده است، به طور طبيعي امروزه كمتر جواني حاضر است تا لحظه عقد همسرش را نديده، با او صحبت نكند يا نظر صرف واسطه‌ها و بزرگ‌ترها را به طور كامل در انتخاب همسر بپذيرد.

سازمان ملي جوانان در ادامه نظرسنجي‌ها اعلام كرده است كه 28.3 درصد جوانان بهترين محيط انتخاب همسر را دانشگاه و موسسات آموزشي مي‌دانند ، 22.7 درصد به جمع خانواده و خويشاوندان و البته بقيه هم به جمع دوستان خود اشاره كرده‌اند.

ازدواج اينترنتي

راه‌هاي متعدد انتخاب همسر

اما راه‌هاي همسريابي تنها به گزينه‌هاي سازمان ملي جوانان خلاصه نمي‌شود. در حال حاضر هر‌چند ازدواج‌ها از شكل سنتي خارج مي‌شود و نقش خانواده در گزينش همسر كاهش مي‌يابد، جمع دوستان، مراكز مشاوره، ارتباط با دنياي مجازي، سايت‌ها و چت‌روم‌ها، بنگاه‌هاي دوست‌يابي و... نقش پررنگ‌تري مي‌يابند.

 

 

از هر 100 ازدواج در كلانشهرهايي مانند تهران 22 مورد آن به جدايي منجر مي‌شود و عده‌اي نيز رشد آمار طلاق را به شيوه‌هاي مدرن همسريابي نسبت مي‌دهند.

2 روز گذشته نيز محسن زنگنه رئيس سازمان ملي جوانان استان تهران از رشد 21 درصدي آمار طلاق در 6 ماه اول امسال در تهران خبر داد.

وي گفت: در اين مدت نرخ ازدواج 3.5 درصد رشد داشته و اين آمار نشان مي‌هد كارشناسان بايد چرايي اين موضوع را به طور دقيق بررسي كنند.

مرتضي صادق‌زاده، كارشناس ارشد مشاوره و امور فرهنگي با استناد به تحقيقات انجام شده معتقد است: در ازدواج مدرن خواستگاري يك تشريفات زايد است، توقعات زوجه از زوج بسيار بيشتر از گذشته است و بيشتر جنبه چشم و هم‌چشمي‌ دارد، افراد انعطاف كمتري نسبت به تغيير خواسته‌‌هاي خود دارند و در نهايت به همين دليل اصطكاك بين زوج‌ها بيشتر است.

وي در عين حال مردسالاري و يكسونگري ازدواج‌هاي سنتي چند ده سال قبل را نيز نقد مي‌كند و مي‌گويد: البته ازدواجي كه به طور صرف توسط خانواده‌ها تصميم‌گيري شود نه در عرف ريشه دارد و نه در شرع، و از سنت ما نيز بسيار فاصله دارد، بايد بپذيريم شرايط اجتماعي و فرهنگي تغيير كرده اما نبايد به صرف مدرن شدن زندگي خانوادگي، سادگي و انعطاف و صميميت ازدواج‌هاي خانواده‌مدار را فراموش كنيم.

 

ازدواج‌هاي اينترنتي ، ازدواج‌هاي بنگاهي

بيش از 39 سايت همسريابي به زبان فارسي در فضاي اينترنت فعال است و گفته مي‌شود با بالا رفتن سطح دسترسي جامعه به فضاي مجازي، همسريابي از طريق سايت‌هاي انتخاب همسر و چت‌روم افزايش يافته است.

از سوي ديگر، افزايش تعداد بنگاه‌ها و دفاتر همسريابي بخصوص در شهرهاي بزرگ به نوعي نقش واسطه‌هاي ديروز را بازي مي‌كنند كه گرايش برخي جوانان به استفاده از ظرفيت اين دفاتر در انتخاب همسر در حال افزايش است.

اما سال گذشته محمدجواد علي‌اكبري، رئيس وقت سازمان ملي جوانان نسبت به فعاليت غيرقانوني اين مراكز همسريابي ابراز نگراني كرد بنابراين در حال حاضر بخش عمده‌اي از اين مراكز غيرقانوني و بدون مجوز فعاليت از سازمان ملي جوانان هستند.

بخصوص اين كه عملكرد زيرزميني برخي از اين مراكز كه البته از تعداد نامشخص آنان نيز حكايت مي‌كند مراجعان را در معرض آسيب‌هاي روحي رواني قرار مي‌دهد.

اگر جوانان آموزش پيش از ازدواج را از دوران متوسطه ببينند، نه‌تنها  انتخاب همسر تابو نمي شود بلکه جوانان در برگزيدن گزينه مناسب دقت بيشتري خواهند كرد.

كدام راه موفق‌تر است؟

قديمي‌ها ازدواج را هندوانه سربسته مي‌دانستند، اين روزها با پيچيده شدن روابط اجتماعي اين ابهام بيشتر شده است، هر چند صاحبان نگاه سنتي به ازدواج مي‌كوشند تا با ورود ريش‌سفيدان و اعضاي بزرگ‌تر خانواده بر روند انتخاب همسر جوانان، از ابهام و ريسك آن بكاهند، اما جوان‌ترها ترجيح مي‌دهند، فرآيند انتخاب با نظر‌قطعي و نهايي خود آنان خاتمه يابد.

«مهرداد-ج» از جمله اين افراد است كه با وجود به‌هم خوردن ازدواجش در دوران عقد، همچنان قصد داشت همسرش را خودش انتخاب كند. چون عقيده دارد، او قرار است يك عمر زندگي كند نه پدر يا عمو و...

براساس پژوهش‌هاي انجام شده نمي‌توان از بين ازدواج سنتي و مدرن يا شيوه‌هاي متعدد انتخاب همسر حكم داد كه كدام‌يك صددرصد به شكست و كدام يك به موفقيت مي‌انجامد.

«م- آراسته»، مشاور فرهنگي و ازدواج در يكي از مراكز مشاوره خصوصي، افراط و تفريط را باعث افزايش ريسك در ازدواج مي‌داند.

او مي‌گويد: در برخي خانواده‌هاي قديمي اين اعتقاد وجود دارد كه دختر بايد با لباس سفيد به خانه شوهر برود و با كفن خارج شود. اين نگاه در ازدواج و انتخاب همسر همانقدر آسيب‌زاست كه به اشاره‌اي جوانان حاضر شوند، طلاق بگيرند.

به عقيده اين مشاور ازدواج، اگر جوانان آموزش پيش از ازدواج را از دوران متوسطه ببينند، نه‌تنها نسبت به تابو شدن انتخاب همسر كه در برگزيدن گزينه مناسب دقت بيشتري خواهند كرد.

آراسته پيشنهاد مي‌كند، جوانان را براساس شرايط روز با مقوله ازدواج و ابزارهاي مدرن انتخاب همسر آشنا كنيم و اين روند بايد از طريق آموزش رسمي و غيررسمي انجام شود.

 

کاربران عزيز : مي توانيد کتاب جوان وازدواج را در کتابخانه ي تبيان مطالعه نمائيد. و يا سخنراني حجت الاسلام دهنوي را در خصوص ازدواج اينترنتي بشنويد و درصورت نياز به مشاوره ،مشاوران تبيان براي داشتن انتخاب مناسب تر در خدمت شما هستند.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:05 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

v

ازدواج ،عاشقانه یا عاقلانه؟

عوامل موثر در شكل گیری ازدواج (قسمت اول)

انسان موجودى اجتماعى است و براى آنكه بتواند نیازهاى خود را در قبال تداوم حیات استمرار بخشد به زندگى گروهى و ارتباط با سایر همنوعان خود نیازمند است. از جمله نیازمندى‏ها، نیازهاى روحى و جسمانى است كه با ازدواج و تشكیل خانواده برآورده مى‏شود. ازدواج عبارت است از «پیوند بستن دینى و رسمى یك زن و مرد براى شروع زندگى مشترك.» (انورى، 1381: 345) و یا «رابطه حقوقى است كه براى همیشه یا مدت معین به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مى‏دهد كه از یكدیگر تمتع جنسى ببرند.» (معین، 1377:216)

 

«ازدواج از نظر اسلام، پیمانى مقدس است؛ پیمانى كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات و سنن و قوانین خاصى است. در سایه آن براى طرفین تعهدات و حقوقى پدید مى‏آید كه تخلف آن موجب عقوبت و كیفر است.» (قائمى، 1375: 18)

ازدواج عاقلانه‏

حساسیت و اهمیت ازدواج تا اندازه‏اى است كه بسیارى از پژوهشگران پیش از آنكه به عوامل شایع در روابط ارتباطى و محیطى خانواده گسیخته توجه كنند به زیرساخت و زیربناى خانواده نظر مى‏كنند. روشن است هر چه اساس و پایه زندگى بر حسب كنش منطقى و تفكرى صحیح صورت گیرد در آینده، كمتر با انباشت ناسازگارى‏ها و اختلاف همسران روبه‏رو خواهد بود.

طبق دیدگاه پارتو (جامعه‏شناس ایتالیایى)، كنش منطقى داراى سه جنبه متفاوت و مرتبط با هم است: هدف عینى، ابزار و وسایل متناسب با اهداف و در انتها تأیید آگاهان.

 

سؤال‏ها مى‏تواند به این شكل مطرح شود: آیا مى‏توان ازدواج را یك هدف عینى تلقى كرد؟ براى موفقیت در ازدواج نیاز است چه ابزار و وسایلى داشته باشیم؟ نقش والدین و دیگران تا چه اندازه مهم و معتبر است؟

در پاسخ به سؤال اوّل باید بپذیریم كه ازدواج یك هدف عینى در جهت ارضاى نیازهاى درونى و تكامل روحى و حتى جسمانى است. اهداف ازدواج، در یك بیان كلى و همه‏پسند كه مكتب اسلام بیان كرده، به اختصار عبارت است از:

1- پاسخ به نداى غریزه و فطرت‏ 2- ایجاد كانون آرامش براى همسران‏ 3- داشتن فرزند و تربیت كودكان و فرزندان سالم‏

4- حفظ عفت و پاكدامنى‏ 5- دوستى، محبت و عشق‏ 6- اجراى سنت رسول‏اللَّه(ص) 7- تأمین سلامت جسم و روان و برقرارى تعادل در وجود آدمى‏ 8-  كمك به تكامل و رشد یكدیگر.

با چنین كاركردهایى ازدواج یك هدف عینى است؛ منتها براى تكمیل شدن ابعاد كنش منطقى نیاز است به دو شرط دیگر نظرى بیندازیم.

ابزارها و وسایل متناسب ازدواج را مردان و زنان تشكیل مى‏دهند ولى شیوه چیدمان آنها در كنار یكدیگر و اینكه چه كسى، در چه صورت و با چه ویژگى‏هایى با شخصى ازدواج كند كه نهایت كامیابى و لذت را در زندگى‏اش تجربه كند، بحث مفصلى است. گوناگونى فرهنگى، نژادى، قومى و حتى ژنتیكى سبب شده انسان‏ها هر كدام نسبت به دیگران منحصر به فرد و یگانه باشند. اندیشه دو نفر كاملاً شبیه به هم نیست؛ این مورد حتى در باره دوقلوهایى كه از بسیارى جهات همانند هستند، قابل بیان است. این موضوع زمانى حساس‏تر مى‏شود كه دو انسان از دو جنس مخالف قصد دارند روزها، ماهها و سال‏هاى زیادى در زیر یك سقف زندگى كنند. «باید چنان رفتار كنند كه گویى مى‏خواهند دوست و رفیقى از جنس خود (نه از جنس مخالف) براى همه عمر برگزینند تا از افسون شهوت مصون بمانند.» (مساواتى‏آذر، 1374: 274).

منابع اسلامى ملاك‏هاى ازدواج را غالباً به این شكل مطرح مى‏كند:

1- توجه به بُعد مذهب و دیندارى‏ 2- داشتن اخلاق نیكو و حُسن خلق‏ 3- سلامت جسمانى‏ 4- توجه به خانواده‏ 5- توجه به اصل كفویت (همشأن بودن).

 

 انتخاب همسر متناسب و شایسته بیش از هر مسئله دیگرى در زندگى، نیازمند تأمل و دقت است. اهمیت این مسئله به خاطر این است كه چون ازدواجى صورت گرفت گسست و فسخ قراردادى بدون تحمل فشارهاى روحى و آسیب‏هاى اجتماعى میسر نیست. امرى كه با گزینش صحیح سبب خوشبختى و سرور مى‏شود اما در مقابل، گزینش ناصحیح، كوهى از مشكلات را به دنبال دارد.

شرط سوم در كنش عقلایى تأیید آگاهان است. در این قسمت مى‏توان به حضور والدین و سایرین اشاره كرد. به نوعى مى‏توان والدین و بزرگ‏ترها را «مظهر گرایش اولى» نامید (ساروخانى، 1375: 104).

 

ازدواج

ازدواج احساسى‏

در چنین ازدواج‏هایى همسران كفو هم نیستند. ملاك‏ها و همسانى‏ها رعایت نشده و موازین، آن گونه كه باید در نظر گرفته شود ، خواه به عمد و خواه ناآگاهانه به فراموشى سپرده شده است.

اهداف هم مى‏تواند ناصحیح و نامناسب باشد ، از جمله ازدواج تنها به خاطر كامجویى و لذت جنسى، ازدواج تنها به خاطر كسب مال و ثروت، ازدواج به خاطر رسیدن به پست و مقام و ... .

عوامل زیادى در چگونگى شكل‏گیرى ازدواج عاشقانه مؤثر است مانند فقر فرهنگى، فقر اقتصادى، ازدواج تحمیلى، ازدواج ترحمى و موردى كه در جامعه زیاد دیده مى‏شود. «شاید كمتر ازدواجى را بتوان سراغ گرفت كه در آن هم مظاهر عالى عشق به چشم خورد و هم با تمامى معیارهاى مصلحت سازش یابد. در آنان كه فقط به توسن علایق فردى و احساسات مجال مى‏دهند به زودى با سرماى سخت زمستانِ واقعیت مواجه شده و خواهند لرزید.» (ساروخانى، 1375: 104)

عشق بیانگر دلبستگى فیزیكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به یكدیگر احساس مى‏كنند.

عشق چیست؟

عشق بیانگر دلبستگى فیزیكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به یكدیگر احساس مى‏كنند. این روزها بسیارى از ما در باره این نظر كه عشق همیشگى است تردید داریم اما معمولاً فكر مى‏كنیم كه عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانى ناشى مى‏گردد. براى زوجى كه عاشق مى‏شوند كاملاً طبیعى به نظر مى‏رسد كه بخواهند زندگى مشتركى را آغاز كنند و رابطه‏شان با یكدیگر در جستجوى ارضاى شخصى و جنسى باشد.

عشق در بهترین حالت یك ضعف اجتناب‏ناپذیر و در بدترین حالت نوعى بیمارى روانى تلقى مى‏گردد. (گیدنز، 1989: 10)

 

عشق: بد یا خوب‏

منطقى بودن رفتار ممكن است این تصور را در ذهن ایجاد كند كه عشق در روابط همسران غیرضرورى و غیرقابل پذیرش است. اما هرگز چنین نیست بلكه عشق براى تداوم زندگى پس از ازدواج ضرورى و مهم است. عشق عنصر ناگریز خوشبختى است و هدیه‏اى است كه از سوى خداوند براى زن و مرد از آسمان فرود مى‏آید ؛ پیوند دهنده قلب‏ها و روشنى بخش چشم‏هایى است كه به امید داشتن هدف‏هایى والا مبادرت به آن كرده‏اند. هدف ما از بحث، عشق‏زدایى كردن و پاك‏سازى آن در ازدواج نیست زیرا همان گونه كه ازدواج كوركورانه در اثر عشقى آتشین، ویران كننده و نامطمئن است، حسابگرى كامل در ازدواج، سرانجام مطمئنى نخواهد داشت.

 نقص ازدواج عاشقانه، كاستى در شناخت و آگاهى شخصى است كه نیاز هست بیشتر به عیب‏هاى او نظر انداخت.

«مهم‏ترین دلیل جدایى به فرایند معیوب انتخاب همسر برمى‏گردد و اینكه ازدواج صرفاً بر اساس روابط احساسى و زودگذر شكل مى‏گیرد. تحقیقات نشان داده است 30 درصد طلاق‏ها در سه سال اوّل ازدواج رخ مى‏دهد چرا كه در طى دو سال اوّل زندگى احساسات فروكش كرده و چهره واقعى افراد مشخص مى‏شود و مشكلات زندگى خود را نمایان مى‏سازد.» (تواناعلمى،1383)

 

آسیب‏شناسى ازدواج عاشقانه‏

فروپاشى و از بین رفتن بیشتر خانواده‏هایى كه روزى عاشق یكدیگر بوده‏اند اولین آسیبى است كه ازدواج‏هاى نامقعول و غیرمنطقى مى‏بیند. البته گاهى هم اتفاق مى‏افتد كه منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناك‏تر از پیش مى‏باشد. افسردگى روحى، خودكشى و نومیدى از زندگى مى‏تواند بعدها در روابط فردى به وجود آید. دسته دیگر علاوه بر چشیدن ناكامى، متوسل به خشونت مى‏شوند و مى‏خواهند از این طریق آنچه را كه نتوانستند به دست بیاورند جبران كنند. تیتر روزنامه در صفحه‏هاى حوادث، هر روز از چنین اتفاقاتى خالى نیست و ما شاهد هستیم قتل‏ها و جنایت‏هاى وحشتناكى به نام عشق و روابط عاشقانه صورت مى‏گیرد كه نشان از جنون و بیمارى روانى آنهایى دارد كه به نوعى سرخورده از عشق لقب گرفته‏اند.

منصفانه نیست مانند دكتر استل‏پنستى، عشق را نوعى تصور و تفاهم فرض كنیم و یا مانند «گیدنز» یك بیمارى روانى قلمداد نماییم ولى هر چه كه هست اگر ادعا كنیم ازدواج هر چه سنجیده‏تر و مناسب‏تر و بر اساس عقل و منطق صورت پذیرد استحكام و پایدارى خانواده بیشتر خواهد بود؛ و هر چه زناشویى نامناسب‏تر و بر اساس رفتارى غیرعقلایى تأثیر گرفته باشد گسیختگى خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد.

 

منبع :فارس

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:05 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

 چه کسی مرا خوشبخت‏ می کند؟
ازدواج

موضوعی که به طور وسیع در زمینه انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تاثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‏باشد. از بررسی سوابق موجود در زمینه نقش باورها در انتخاب همسر، لارسن، 9 باور غیرمنطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است. اگر در انتخاب همسر این اهداف را دنبال می کنید. سعی کنید در مورد باور ها و نگرش های خود تجدید نظر نمایید.

1- به دنبال نیمه‏ گمشده:

شخصی که دارای این عقیده است گمان می‏کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‏رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود و به قضایا به صورتی کمال گرایانه می نگرند. و فکر می کنند که همسرشان باید از تمام زوایا شبیه باشد.

2- همسر کامل:

اعتقاد به این تفکر که «تا زمانی که فرد کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم.» کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.

ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‏رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود

3- تکامل خود:

کسی که اینگونه فکر می‏کند و می‏گوید: «تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم.» این اعتقاد نیز محدود کننده و غیرمنطقی است از آن جهت که هیچ‏کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت.

4- ارتباط کامل:

صاحب این عقیده این چنین می‏اندیشد: «ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط موثری خواهیم داشت.» توجه به فاکتورهای پیش‏بینی کننده پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است. مانند ارتباط خوب و مهارت‏های حل مشکل و تشابه و همانندی ارزش‏ها و عقاید جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‏ها و قابلیت‏ها را داشته باشد عاقلانه است، با این وجود، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‏توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‏توان این‏گونه اندیشید که هیچ‏ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمی‏باشد.

5- تلاش بیشتر:

این اعتقاد با این تفکر شکل می‏گیرد که من با هر کسی که برای ازدواج انتخاب می‏کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آنکه به قدر کافی تلاش کنم. تلاش زوجین برای حل مشکلات و موثر ساختن یک ازدواج، دو فرد بالغ و متفکر را می‏طلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود، بنابراین کمی دقت در انتخاب همسر در ابتدا ضروری به نظر می‏رسد. تا با انتخابی مطلوب تر بتوانیم از وقوع بسیاری از مشکلات پیشگیری نماییم.

ازدواج

6- عشق کافی است:

فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید: «عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است.» در واقع اشخاص کمی هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی‏های اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.عشق لازم است اما کافی نیست آنهم نه عشقی که در ابتدای کار بر اساس احساسات و ظواهر امر صورت می گیرد بلکه علاقه ای که پس از شناخت و احساس هماهنگی ایجاد می شود.

7- فرد مکمل و تضاد:

در این نگرش شخص این‏گونه می‏اندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد.» اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت می‏توانند کامل کننده ضعف‏ها و قوت‏های یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیش‏بینی کننده موفقیت در ازدواج نشان می‏دهند که قوی‏ترین عامل خوشبختی، همانندی در ارزش‏ها، نگرش‏ها و خصوصیات شخصی است.

8- انتخاب باید آسان باشد:

این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماندتا حدی اشتباه است. چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است!و معتقد است ازدواج هندوانه سر بسته است و هیچ کس از نتیجه آن مطلع نیست. در صورتی که برای داشتن یک ازدواج موثر و موفق باید تلاش کرد و شناخت لازم را در مسیری معتدل و روشن به دست آورد.  

 

بانوی شرقی همراه با اضافات

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:06 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

وقتي عشق ،تفاوت ها را نمي بيند

زندگي،عشق،مرگ از ديدگاه مولوي

هيچ كس ازدواج نمي‌كند كه بدبخت شود. هيچ‌كس ازدواج نمي‌كند كه محيطي پر از تشنج و درگيري براي خود به وجود آورد. اصلا ازدواج براي خوشبخت شدن است و آرامش يافتن. اما همين اكسير خوشبختي و آرامش، اگر در چارچوب درست و با معيارهاي صحيح صورت نگيرد، به جاي اين‌كه آرامش‌دهنده باشد مخل آرامش خواهد بود. زندگي در اين صورت به يك ميدان مبارزه تبديل مي‌شود و به يك جهنم دائمي.

 

تفاوت‌هاي فرهنگي را جدي بگيريد

اگرچه فرهنگ به تنهايي نمي‌تواند در اختلاف سطح طبقات تاثيرگذار باشد و نمي‌توان با قاطعيت گفت كه افراد از فرهنگ‌هاي مختلف نمي‌توانند با هم ازدواج كنند، اما بي‌ترديد تشابه فرهنگي مي‌تواند نقش مهمي در موفقيت يك ازدواج داشته باشد. فراموش نكنيم شخصيت فرد در محيط خانواده شكل مي‌گيرد، بنابراين هر خانواده با توجه به زمينه‌هاي فرهنگي و تربيتي خود تاثير متفاوتي روي فرزندان و در نتيجه چهارچوب شخصيتي آنها مي‌گذارد.

محيط زندگي، قوم و قبيله، عقايد و باورها، آداب و رسوم و توقعات و انتظارات فرد از مسائلي است كه مي‌تواند زندگي مشترك هر عروس و دامادي را با مشكل روبه‌رو كند.

 بنابراين يكي از موضوعاتي كه در انتخاب همسر بايد به آن توجه كرد، هم سطح بودن فرهنگ است. ويژگي‌هاي فرهنگي در تمام مراحل اجرا و برگزاري مراسم ازدواج و آداب و رسوم مربوط به آن تاثيرگذار است؛ اما نقش آن در طول زندگي بيشتر نمايان مي‌شود و اختلافات موجود هر روز بيش از پيش باعث درگيري و بحث در مورد مسائل مختلف زندگي مي‌شود.

 

دكتر شهربانو قهاري، روانشناس باليني ، قبل از هر چيز اولويت را به جهان‌بيني و سيستم ارزشي افراد مي‌دهد. به اين دليل كه جهان‌بيني سبك و شيوه زندگي و راه كارها و راهبردهايي را كه افراد در زندگي به كار مي‌برند، تعيين مي‌كند. به اين ترتيب كه اگر براي مثال جهان‌بيني فردي صرفا مادي باشد، يا زندگي را صرفا در اين دنيا خلاصه كند، طبيعي است كه به مسائل دنيوي بيشتر اهميت مي‌دهد. جدي گرفتن خيلي چيزها و چسبيدن به ظواهر زندگي و ماديات براي او تعيين‌كننده است و در مقابل، اگر جهان‌بيني كسي مذهبي و الهي باشد و اعتقاد داشته باشد در دنيا همه چيز حساب و كتاب دارد، نظمي حاكم است، هيچ چيز پيش خدا گم نمي‌شود و هر عملي بازتابي دارد، سبك زندگي او متفاوت خواهد بود.

او با اشاره به اين كه در زندگي امروز ظواهر اهميت بيشتري پيدا كرده‌‌اند، مي‌گويد: «فرد افتخار مي‌كند كه براي عروسي‌اش 20 تا 30 ميليون خرج شده است، اما اين كه فردي كه مي‌خواهد عمري را با او زير يك سقف زندگي كند و همسر آينده‌اش خواهد بود چه جهان‌بيني و نگرشي به افراد و دنيا دارد، خيلي برايش مهم نيست.بنابراين بايد در آموزش‌ها اين را جا بيندازيم ضمن اينكه منظور از جهان‌بيني و سيستم ارزشي فقط مذهبي بودن نيست، بلكه منظور اين است كه شما ديد خود را فراتر از مسائل ظاهري و مادي ببريد و مسائل را عمقي تر ببينيد؛ چنين ديدي مي‌تواند براي قبل و بعد از ازدواج مفيد و تعيين‌كننده باشد.»

دختر و پسري كه با اعتقادات ديني و اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج مي‌كنند، حتي اگر قبل از ازدواج به اين توافق رسيده باشند كه به مسائل مربوط به مذهب كاري نداشته باشند و پس از احساسات پرشور جواني، در زمينه‌هاي مختلف اختلاف نظر و احتمالا ناسازگاري خواهند داشت.

براي مثال، عدم هماهنگي در انجام فرايض و مراسم ديني مي‌تواند زمينه‌اي براي ناسازگاري باشد. نوع تفريحات و سرگرمي‌ها، نحوه حضور در ميهماني‌ها، مسائل مربوط به طهارت و ساير احكام از مسائلي است كه زندگي زوج جوان ما را دچار چالش مي‌كند. تصور كنيد در چنين خانواده‌اي، پاي يك كودك نيز به ميان آيد. تربيت و پرورش كودك يكي از زمينه‌هاي مهم براي ناسازگاري‌هاي دايمي زن و شوهر خواهد بود.

چنين مشكلاتي براي دختر و پسري با ايمان مذهبي مشابه ولي با درجات اعتقادي متفاوت نيز بروز خواهد كرد. براي مثال، دختر و پسر مسلماني را در نظر بگيريد كه يكي خود را ملزم به رعايت اصول عملي دين مي‌داند و ديگري چندان در قيد و بند انجام فرايض ديني نيست. در اين شرايط هر يك از عروس و داماد از رفتار همسر خود رنج مي‌برد. آنها در نوع پوشش، نوع برخورد با افراد نامحرم، انجام سفرهاي تفريحي و زيارتي و همه آنچه كه فكرش را بكنيد، اختلاف نظر و سليقه خواهند داشت. به نظر شما آيا چنين زوجي مي‌توانند از ازدواج خود انتظار آرامش داشته باشند؟ و آيا اين زندگي مشترك در زير يك سقف به سرانجام خواهد رسيد؟

دكتر قهاري معتقد است چهارچوب اعتقادات تا 20 سالگي و تا پايان دوره نوجواني در فرد شكل مي‌گيرد و در سنين 30 تا 40 سالگي به اوج مي‌رسد. بنابراين حتي اگر دختر و پسري در حال حاضر از نظر ظاهري تشابهاتي با هم دارند، نمي‌توان مطمئن بود كه تفاوت‌هاي اعتقادي آنها در آينده بروز نكند و موجبات ناسازگاري و اختلاف را فراهم نكند. بنابراين در انتخاب همسر بايد به خانواده و محيطي كه فرد در آن پرورش يافته است توجه كرد.

اختلاف

آواز دهل شنيدن از دور خوش است

بسيار ديده و شنيده ايم كه افراد با مليت‌هاي مختلف ازدواج كرده‌اند. شايد در ميان اين زوج‌ها استثنائاتي باشد كه به خوبي و خوشي زندگي را ادامه داده و از انتخاب خود راضي‌اند؛ اما زندگي 2 فرد با 2 مليت متفاوت و حتي زوج‌هايي با مليت مشترك ولي از شهرهاي متفاوت نيز به دليل اختلافاتي كه در آداب و سنن وجود دارد، با مشكلاتي همراه است. دكتر قهاري در اين زمينه حتي خرده فرهنگ‌هايي را كه در نقاط مختلف يك شهر، براي مثال در بخش‌هاي شمالي و جنوبي آن وجود دارد، نيز موثر مي‌داند. اين كه يك خانواده چقدر سنتي يا مدرن باشد، از موارد ديگري است كه مي‌تواند زندگي يك زوج جوان را تحت‌تاثير قرار دهد. بسياري از خانواده‌هاي سنتي اجازه نمي‌دهند كه فرزند در حضور آنها آزادانه عمل كند. داماد يا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادر شوهر يا پدرشوهر يا پدر زن و مادر زن نسنجيده سخن گويد، يا حتي كودك خود را بغل كند و ببوسد، ناراحت مي‌شوند و گاه اين‌گونه رفتار به اختلاف و گله‌گذاري منجر مي‌شود. بسياري از خانواده‌هاي مدرن نمي‌توانند خود را با خانواده‌هاي سنتي وفق دهند. همچنين افراد از طبقات اجتماعي متفاوت در روابط خود دچار مشكل خواهند شد.

براي بسياري از خانواده‌ها 4 زانو نشستن، استفاده از كلمات خاص، لم دادن در مجالس و مانند آن از آداب رايج است، براي اين گروه چندان مهم نيست كه با صدا غذا بخورند، يكديگر را با لقب‌هاي غير متعارف صدا بزنند و مانند آن. حال آن كه گروهي ديگر اين رفتار را نمي‌پذيرند، در نتيجه ازدواج‌هايي كه در چنين خانواده‌هايي با آداب و رسوم معاشرتي متفاوت صورت مي‌گيرد، براي زوجين و خانواده‌هاي آنها خوشايند نيست و گاه به صورت مشكل حادي خودنمايي مي‌كند كه حلاوت زندگي را از زن و شوهر مي‌گيرد و خانواده‌هاي وابسته را نيز ناراحت مي‌كند و به عكس‌العمل‌هاي ناخوشايند وا مي‌دارد. به همين ترتيب در نظر بگيريد زوجي را كه يكي از آنها اهل مطالعه و تحقيق است، و ديگري گردش و تفريح و تماشاي فيلم و سينما را ترجيح مي‌دهد، يا فردي كه بسيار برون گرا و اجتماعي است و همسري كه علاقه چنداني به معاشرت‌هاي دوستانه و خانوادگي ندارد و ترجيح مي‌دهد تنها باشد؛ فردي كه به تيپ و ظاهر خود اهميت مي‌دهد و همسري كه در زمينه وضعيت ظاهري چندان به خود زحمت نمي‌دهد؛ همه اين‌ها از مواردي است كه مي‌تواند زندگي را كه با هزاران اميد و آرزو آغاز شده با ناكامي و تلخي مواجه كند.

در مجموع، در زندگي هر فرد ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاي فرهنگي نقش مهمي دارد. در اينجا آنچه مطرح است، اختلاف اعتقادات و باورها و آداب و رسوم و نقش آنها در زندگي خانوادگي است. اين موضوع بايد قبل از ازدواج مورد توجه قرار گيرد و فرد همسري انتخاب كند كه اعتقادات و باورها و سبك زندگي او به اعتقادات و باورهاي او نزديك باشد. در اين صورت آنها خواهند توانست با روش‌هاي منطقي بر اعتقادات و باورهاي يكديگر تأثير بگذارند و اختلاف‌هاي جزيي را حل كنند.

 

منبع : چهار ديواري

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:06 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

آیا 60 درصد تشابه کافیست؟

ازدواج

«ببین شکور، می‌خوام ببینم من و تو چه‌قدر از نظر عاطفی با هم شباهت داریم. چند تا سوال ازت می‌پرسم، اگر درست جواب بدی، مشخص می‌شه من و تو از نظر عاطفی با هم تفاهم و مشابهت داریم یا نه!» این بخشی از دیالوگ دریا و شکور در سریال شمس‌العماره بود که با تعجب مرد داستان از اینکه آزمون تفاهم چرا بعد از ازدواج انجام می‌گیرد، همراه بود. شاید این موضوع در سریال به‌صورت طنز نمایش داده شده باشد اما در عالم واقعیت نیز گهگاه اتفاق می‌افتد...

امروزه در دفاتر مشاوران و روان‌شناسان از این دست آزمون‌ها زیاد انجام می‌گیرد. البته برخی از این کارشناسان، به دقت به صحبت‌های زوج‌های داوطلب ازدواج گوش می‌کنند و برخی دیگر که کم هم نیستند، مبلغ گزافی بابت انجام دادن و تفسیر این آزمون‌ها از مردم می‌گیرند و کاری به خواسته‌ها و درددل زوجین ندارند. اما این تست‌ها تا چه حد صحت دارند و اصولا چه چیزهایی را می‌سنجند؟ دکتر بدری‌سادات بهرامی، روان‌شناس و مشاور خانواده به این سؤال جواب می‌دهد.

 

آیا شما از همه داوطلبان ازدواج و مشاوره قبل از آن، برای تشخیص هم‌خوانی، تست و آزمون می‌گیرید؟

تقریبا بله. چون برای تعیین خطوط و اصول کلی شخصیت و رشد و تکامل عاطفی به ما کمک می‌کند اما باید در کنار شرح حال کامل و جامع باشد.

 اگر دو نفر بیشتر از 60 درصد با یکدیگر تشابه داشته باشند و توانایی سازگاری و تغییر با 40 درصد تفاوت موجود را داشته باشند و به شرط اینکه در هر کدام از عوامل، حتی یک عامل مهم، تفاوت فاحشی وجود نداشته باشد می توان به نتیجه ازدواج خوش بین بود.

 رشد و تکامل عاطفی برای چیست؟ آیا اساس آزمون است؟

به نوعی بله. در حقیقت یک روان‌شناس معروف به نام اشترنبرگ که مثلث عشق را توصیف کرد، متوجه شد رشد و تکامل عاطفی در یک فرد، به مسایل ژنتیک و محیطی که فرد در آن رشد کرده و عوامل محیطی گوناگون دیگر مربوط می‌شود و این موضوع شاخص بسیار مهمی در جهت تشخیص بلوغ عاطفی و میزان انطباق آن با شرایط مختلف محیطی است. به همین علت آزمون‌هایی را برای تشخیص هم‌خوانی و رشد عاطفی افراد به ویژه داوطلبان ازدواج ابداع کرد.

 

 این تست‌ها و آزمون‌ها چه‌قدر در صحت پیشگویی موفقیت‌آمیز بودن یک پیوند زناشویی نقش دارد؟

می‌توانم بگویم قطعا نقش به مراتب کمتری از ابزار هوشمند یعنی تجزیه و تحلیل انسان ماهر و مجرب در زمینه روان‌شناسی دارد. این ابزار، وسیله کمکی است در دست روان‌شناس نه اینکه اساس تشخیص و رد و تایید پیوند زناشویی. این تست ها  به مثابه ابزار هوشمندی است که شخصیت افراد را براساس گفته‌ها و محتوای آنها و نگاه عاطفی و نحوه بروز عواطف ارزیابی می‌کند و اگر مشکلی یا انحرافی از محدوده طبیعی وجود داشته باشد، می‌تواند بگوید که آیا قابل حل است یا بهتر است از برقراری پیوند زناشویی خودداری کنند.

 

گل

 اگر میان نتایج تست و نظرات کارشناس تفاوتی وجود داشته باشد تصمیم نهایی چه خواهد بود؟

اولا، به ندرت اختلافی در این حد یعنی کاملا متضاد هم به دست می‌آید. شاید در برخی موارد حدود 10 تا 20 درصد اختلاف موجود باشد که در این موارد هم همان‌طور که گفتم این کارشناس مشاور است که می‌بیند و تصمیم می‌گیرد که اگر مشکلی وجود دارد، حل شدنی است یا خیر. اما تست و آزمون، نمی‌تواند این تغییرات رفتاری را پیش‌بینی کند. مطمئنا با انسان طرف هستیم نه با ماشین و احتمال وجود هرگونه تغییری در رفتار انسان‌ها با گذشت زمان وجود دارد.

 

 در فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف، به این آزمون‌ها چگونه نگاه می‌شود؟

این باور اشتباه است و باید در کشور ما هم اصلاح شود چون شخصیت، عواطف، هوش هیجانی و اصولا رفتارهای انسانی، پیچیده‌تر از آن هستند که حتی با حدود 500 سوال تست MMPI سنجیده شوند که تازه یکی از چند آزمون شخصیت‌شناسی است. تست‌ها براساس شرایط فرد و جامعه و عوامل محیطی ممکن است پاسخ‌های متفاوتی در دو فرد با شرایط جسمی و روانی مشابه نشان ‌دهد. پس افراد نباید زیاد روی این تست‌ها اصرار کنند بلکه باید به روان‌شناس اجازه بدهند تا خود تشخیص دهد که آیا به برگزاری آزمون شخصیت نیاز است یا خیر و چه سوال‌هایی باید ارایه شود.

 

 اگر زوجی بخواهند با دروغ در پاسخ والدین خود را مجاب‌ کنند که با هم تشابه عاطفی دارند متوجه می شوید؟

قطعا همین‌طور است؛ چون حتی در خود سوالات، سوال‌های انحرافی زیادی وجود دارد علاوه برآن سوال‌هایی که روان‌شناسان و مشاوران می‌پرسند، نقطه‌ضعف موجود را مشخص خواهد کرد.

تست ها  به مثابه ابزار هوشمندی است که شخصیت افراد را براساس گفته‌ها و محتوای آنها و نگاه عاطفی و نحوه بروز عواطف ارزیابی می‌کند

 شما در بخش هوشمند آزمون، چه سوالاتی می‌کنید؟

ما در این بخش، در حقیقت چارچوب اولیه لازم برای تشکیل زندگی مشترک را می‌سنجیم. اینکه نیروهای تربیتی و شیوه رشد و تکامل و محیط تربیتی و فرهنگ حاکم بر خانواده چگونه است. بعد از آن تناسب اعتقادی و فرهنگی را می‌سنجیم. اقتصادی یعنی جهان‌بینی فرد نسبت به هستی و موجودیت انسان و فرهنگ یعنی ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در هر خانواده براساس محیط تربیتی و فرهنگ خانوادگی. ممکن است ارزش در یک خانواده، در خانواده‌ای دیگر یا فرهنگ دیگر، ضدارزش محسوب شود. خودم از مراجعه‌کنندگان سوالاتی درباره روابط خانوادگی می‌پرسم و واکنش‌ها و عقاید طرف مقابل را می‌سنجم. بعد از آن طبقه اجتماعی و اقتصادی زوجین را با هم می‌سنجم. اینکه از نظر شغلی خود فرد و موقعیت شغل و اقتصاد خانواده دو طرف چه‌قدر با هم تشابه طبقه اجتماعی دارند. پس از آن، عناصر شخصیتی را با تکنیک‌های خاص و سوالاتی مرتبط، می‌سنجیم و اگر تفاوتی و تشابهی وجود داشته باشد، گوشزد می‌کنیم.  از اعمال دیگر که بسیار هم مهم است و ما می‌سنجیم، رضایت والدین و موقعیت شغلی مرد و زن است. نحوه شکل‌گیری زندگی آینده، بلوغ روانی، بلوغ اجتماعی، بلوغ عاطفی‌روانی، بلوغ اقتصادی و توان مالی نیز از جزییات مواردی است که سنجیده می‌شود. در مجموع اگر دو نفر بیشتر از 60 درصد با یکدیگر تشابه داشته باشند و توانایی سازگاری و تغییر با 40 درصد تفاوت موجود را داشته باشند و به شرط اینکه در هر کدام از عوامل، حتی یک عامل مهم، تفاوت فاحشی وجود نداشته باشد و با فرض اینکه مواردی مانند رضایت والدین وجود داشته باشد، ما به برقراری پیوند زناشویی توصیه می‌کنیم.بنابراین معمولا ارزیابی‌های رودرروی مشاور و زوجین در زمینه این موارد انجام می‌گیرد و در پایان، تست هوش هیجانی، برای تشخیص قدرت سازگاری؛ تست MMPI برای تشخیص بیماری یا تایید سلامت روان و تست قصه عشق اشترنبزگ برای تطابق عاطفی در موقعیت‌های گوناگون انجام می‌گیرد. البته سلیقه همکاران در این زمینه متفاوت است . مهم این است که بدانیم این زوج در کنار یکدیگر می‌توانند لذت ببرند و در شرایط گوناگون با یکدیگر و با شرایط سازگار شوند.

 

سلامت

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:06 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

اول انتخاب بعد خواستگاري!

از بله گفتن خاله خانباجي تا ازدواج اينترنتي!

ازدواج اينترنتي

عمه‌جان با اين كه عاشق شوهرش بود، اما هميشه مي‌گفت كه «بله» سر عقد را نگفته است و هنوز هم نمي‌دانست كه كدام يك از خاله خانباجي‌ها از پشت سر او «بله» عروس خانم را با كلي آب و تاب به زبان آورده و قال قضيه را كنده است!

عمه‌جان هميشه عاشق شوهرش بود؛ گر چه بله را خودش نداده بود؛ اما انگار سال‌ها كنار هم زندگي كردن و همراهي و همدلي آنها در طول ساليان سال، كار خودش را كرده بود و آن عروس فراري از داماد، حالا ديگر با همسرش زندگي خوبي داشت! اين را نه در حرف، كه مي‌شد از مرام و رفتار هر دو فهميد!

داستان زندگي عمه‌جان، قصه تكراري روزهاي دور است؛ قصه‌اي كه اين روزها به ندرت اتفاق مي‌افتد! آن وقت‌ها ديگران مي‌بريدند و مي‌دوختند و تن عروس و داماد، لباس عروسي و دامادي مي‌كردند؛ بدون آن كه از هيچ يكي از آن دو نظري خواسته شود. دختر و پسرهاي آن دوره هم اهل نظر دادن و سبك و سنگين كردن طرفين نبودند و اين بود كه زندگي‌ها زود سر و سامان مي‌گرفت و حتي كسي مثل عمه جان هم كه جرأت ابراز مخالفت داشت، مجبور بود با شخصي زير يك سقف برود كه نه او را مي‌شناخت و نه مي‌خواست!

بعدها كم كم كه نسل ديگري پا گرفت و خواستگاري با حضور داماد رسم شد اما دل لرزان و چشمان نگران و شرمگين داماد، مانع مي‌شد صورت عروس خانم را جز به يك نظر ببيند. گرچه باز هم انتخاب همان بود كه بزرگ‌ترها كرده بودند و تصميم هم همان!

نسل بعدي، اما چشم و گوش بازتر بود . او خودش انتخاب مي‌كرد يا بر سر انتخاب ديگران، اما و اگر مي‌آورد؛ سبك و سنگين مي‌كرد؛ در جلسه خواستگاري، با همسر آينده‌اش گفت و شنود مي‌كرد؛ چشم مي‌چرخاند و لفاظي مي‌كرد و از خواسته‌ها و توقعات كم و زيادش مي‌گفت و بعد از اين همه، بالاخره يا انتخاب مي‌كرد و عروسي سر مي‌گرفت يا نه! پدر و مادر هم انگار پذيرفته بودند كه نبايد زياد در تصميم‌گيري بچه‌ها دخالت كنند و همين كه بالاي سرشان بودند و ازشان كسب اجازه مي‌شد، راضي بودند.

همزمان با اين نسل، كم كم نسل بعدي كه اتفاقاً زودتر از قبلي‌ها به فكر انتخاب شريك زندگي افتاده بود، وارد گود شد و شكل آشنايي‌ها هم تغيير كرد.

قرارهاي سركوچه، گفت‌وگوهاي تلفني و ملاقات‌هاي طولاني در كافي‌شاپ‌ها و پارك‌ها، جاي خواستگاري‌هاي معمول را گرفت. گرچه اين روابط نيز «اگر» به ازدواج منجر مي‌شد، پله آخرش باز هم خواستگاري بود و به اصطلاح، احترام به حرف‌ها و سنت‌ها؛ اما گام جديدي در عرصه آشنايي و روابط دخترها و پسرها به شمار مي‌رفت كه ابتداي امر، حرف و حديث‌ها و جنجال‌هاي خانوادگي زيادي را هم - به ويژه در خانواده دختر - با خود به همراه داشت؛ حالا بماند كه آيا عشق اين زوج‌هاي خياباني، مثل عشق عمه‌جان و شوهرش تا لب گور هم مي‌ماند يا سر سال به جدايي و نفرت مي‌انجاميد!

 

نسل امروز اما در يك گام به جلو - نه، ببخشيد! در چند گام به جلو و يا يك جهش بلند - نوع ديگري از ازدواج‌ها را اختراع كرده كه البته معتقد است محصول دنياي جديد و وسايل ارتباطي جديد است؛ «ازدواج اينترنتي»؛ يعني گونه‌اي از ازدواج كه در گفتمان اغلب كارشناسان امور اجتماعي، فرهنگي و روان‌شناسان به عنوان يك پديده از آن ياد مي‌شود.

ازدواج اينترنتي

در اين شيوه، دختر يا پسر الزاماً به قصد انتخاب همسر، پاي رايانه نمي‌نشينند! او الزاماً همان كسي نيست كه توصيف مي‌كند و الزاماً متعهد نيست كه صداقت داشته باشد و حقايق را بگويد! دنياي مجازي اينترنت، آدم‌هاي مجازي‌اي را مي‌سازد كه قادرند در آن واحد، چند نفر باشند؛ با ويژگي‌هاي آرماني، خاص و متمايز و کسي هم نيست كه تحقيق كند و پي به واقعيت گفتار آنها ببرد يا از كذب و صدق بودنش، اطمينان حاصل كند.در اين روش ازدواج، دكمه‌هاي مونيتور كامپيوتر قادر است كار چشم و گوش و زبان و فكر آدم و به عبارتي كار همه آدم‌هاي دخيل در ازدواج را بكند؛ كار سنت‌ها، عرف‌ها، تحقيق‌هاي خانواده‌ها قبل از ازدواج و... حتي كار شرم و حياي دختر و پسر را در روز خواستگاري!

 

سيروس محمدپور، جامعه‌شناس و پژوهش‌گر، مي گويد: «همين كه طرف مقابل را ببيني، همين كه سرخ و سفيد شدنش را بفهمي، همين كه فيزيك و ظاهر او را درك كني، خيلي از مسائل برايت روشن مي‌شود و مي‌فهمي كه از چه چيزهايي خوشش مي‌آيد و چشمانش برق مي‌زند يا از چه چيزهايي غمگين مي‌شود و دلش مي‌گيرد. همه اينها شناخت متفاوتي از فرد به تو مي‌دهد كه در ارتباط اينترنتي، دست يافتن به آنها، فقط با اعتماد به سخنان طرف مقابل ممكن است».

محمدپور اساساً ارتباط اينترنتي منتهي به ازدواج را صحيح نمي‌داند و معتقد است گردوي سربسته ازدواج، در اين شكل از آشنايي، يك در هزار، سالم و پر و در بقيه موارد، پوك و توخالي و شكننده است.

 

موضوع خانواده و پذيرش شرايط و ويژگي‌هاي اين نوع ازدواج از سوي آنها، مسئله بسياري از جواناني است كه از اين طريق همديگر را پيدا مي‌كنند. طيف گسترده‌اي از پدران و مادران ما، چه بسا اكثريت قريب به اتفاق آنان، محصول و پرورده افكار و انديشه‌هاي همان نسلي هستند كه عروس را در جلسه خواستگاري بيش از يك نظر نمي‌ديدند! چطور مي‌توان از آنها انتظار داشت كه به راحتي به اين تغيير بزرگ در سنت‌ها و عرف‌ها گردن نهند؟

 

دكتر مير حسيني، استاد دانشگاه و روان‌شناس نيز مي‌گويد: معمولاً شخصيت افرادي كه پشت كامپيوتر مي‌نشينند و پا به دنياي مجازي و گفت‌وگوي اينترنتي مي‌گذارند، شباهت زيادي با خود واقعي آنها ندارد. «تظاهر» در اين نوع ارتباط، جاي صداقت را مي‌گيرد و افراد، شخصيتي را از خود ارائه مي‌دهند كه طرف مقابل دوست دارد؛ نه آن چه واقعاً هستند و اين، سنگ بناي محكمي براي يك زندگي مشترك نسبت».

وي نمونه‌هاي متعددي از اين ازدواج‌هاي شكست خورده را برمي‌شمرد و مي‌گويد: «احتمال موفقيت در انتخاب‌هاي اينترنتي، چه بسا كمتر از يك درصد باشد. شما بياييد و افرادي را كه پس از شكست در رابطة اينترنتي‌شان كه منجر به رابطه عاطفي شده، ببينيد. اين افراد در ابتداي مراجعه به روان‌شناس، آدم‌هايي هستند كه از نظر روحي پژمرده و بسيار پريشانند و ديگر به هيچ چيز و هيچ كس، اعتماد ندارند؛ حتي به خودشان و اين، بدترين و البته ابتدايي‌ترين نتيجة انتخاب‌هاي غلط است».

اين كه در دنياي مجازي هر كسي مي‌تواند هر آن كسي باشد كه دلش مي‌خواهد، نه آن كسي كه واقعاً هست، موجب مي‌شود كه تميز و شناخت واقعيت از دروغ و انتخاب شريك هميشگي زندگي از ميان اين همه تنيدگي و پيچاپيچي دروغ و واقعيت، بسيار سخت باشد و درجه بالايي از ريسك‌پذيري را مي‌طلبد.

ريسكي كه البته پذيرفتن آن، يعني پذيرفتن احتمال شكست‌هاي جدي عشقي، عاطفي و خانوادگي. شكي نيست كه اينترنت، ويترين زيبا و جذابي از آدم‌ها، انديشه‌ها، فرهنگ‌ها و بينش‌هاي متفاوتي است كه در اين ميانه خوش‌رنگ و لعاب‌تر هم به نظر مي‌رسند؛ اما بايد دانست كه كيفيت انتخاب ما مي‌تواند اين جذابيت را بيشتر يا كمتر كند.

در اين زمانه، گريزي از استفاده از اينترنت نيست؛ اما بايد دانست كه اينترنت فقط يك ابزار كمكي براي ارتباط است و نه همه آن و اگر مديريت استفاده از اين وسيله ارتباطي را نياموزيم، قطعاً در آن غرق خواهيم شد و دست و پا زدن غريق براي دست يافتن به ساحل نجات، او را بيشتر غرق خواهد كرد.

به هر حال، ازدواج اينترنتي هم گزينه‌اي از شيوه‌هاي انتخاب همسر است و اين ما هستيم كه براي رسيدن به اين هدف، بايد بهترين راه را انتخاب كنيم؛ تا ان‌شاء‌الله بهترين انتخاب را انجام دهيم!

امروزه ديگر نه دوره بله گفتن خاله خانباجي‌ها به جاي عروس خانم است و نه مي‌ارزد كه همه آينده و آرزوهاي‌ خود را فداي استفاده از تكنولوژ‌هاي روز كنيم. اعتدال، هميشه بهترين راه است!

 

منبع : پرسمان - با تلخيص

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:06 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج با بازیگران ممنوع

ازدواج

در مبحث قبل  با عنوان «همسری با شمّ پلیسی» سعی کردیم در مورد روش های اصولی شناخت همسر آینده صحبت کنیم. برای شما گفتیم که شخصیت به مجموعه منش ها و رفتارهای ثابت هر فردی می گویند که در برخی افراد دچار عدم انطباق و ناسازگاری می گردد. و سپس مجموعه اختلال های شخصیتی در حیطه درونگرایان را مورد بررسی قرار دادیم. از جمله این اختلالات افرادی را معرفی کردیم که نسبت به دیگران سوءظن دارند و یا در تصمیم گیری مشکل دارند و یا به تعریف اشخاصی پرداختیم که ثبات عقیدتی ندارند و یا نیاز زیاد به خود بزرگ بینی احساس می کنند. در این مقاله به تشریح انواع دیگری از اختلالات شخصیتی می پردازیم. اشکال مختلف این اختلالات در حیطه شخصیت های برونگرایان وجود دارند و دارای رفتارهای انطباقی و نرمالی نیستند. جالب است که برخی از این افراد به ظاهر افرادی با مهارت های مختلف اجتماعی به نظر می رسند توانایی جلوه گری خاصی دارند و شاید در ابتدا حتی جذاب و اجتماعی نیز به نظر برسند اما خوب که در رفتارهای آنها دقت می کنیم نوعی افراط و عدم تعادل به چشم می خورد و باعث طرد دیگران از اطراف آنها می شود.

مقصود ما این است که ازدواج های آگاهانه را ترویج نماییم تا از آشنایی های سطحی و احساسی ممانعت کنیم و افراد را در مسیر گزینش های معقولانه و منطقی هدایت نماییم.

1- اختلال شخصیت هیستریانیک (نمایشی ها): این افراد مدام در پی جلب توجه و نظر دیگران هستند. لباس های عجیب و جلب توجه کننده می پوشند. مدگرایان حرفه ای و افراطی هستند. خیلی زود توسط رویدادهای بی اهمیت برانگیخته می شوند. در اغوا کردن و فریفتن دیگران بسیار ماهرند. این افراد در جستجوی تحسین دیگران هستند و برای این کار، دنیا را صحنه و خود را بازیگران آن می دانند. خیلی سریع عاشق می شوند و در شرایطی بی جا روابط زناشویی خود را به هم می زنند. و در کل حالات هیجانی آنان در نوسان شدید است و آمادگی زیادی برای اعتیاد دارند. مادران نمایشی حتی ممکن است به خاطر از دست ندادن زیبایی ظاهری از شیر دادن به فرزند خود پرهیز کنند.

پرخاشگر

 

2- اختلال شخصیت انفعالی- پرخاشگری (پرخاشگرها):

مشخصه اصلی این اشخاص مقاومتی خاص در برابر اجرای الزامات شغلی و اجتماعی است و این مقاومت را از طریق غیرمستقیم مثل به تعویق انداختن، فراموش کردن، وقت تلف کردن و ... اعمال می کنند. آنان پوششی عاریتی برای پنهان کردن خشم و دشمنی خود دارند. عقاید خود را اصولی می دانند و اتفاقات اطراف باید مطابق خواسته آنها به وقوع بپیوندد. آنان همچنین در قبال نظرات و سلایق دیگران نیز واکنش منفی نشان داده و هیچ استقبال گرم و صمیمی به خرج نمی دهند.

 

 

 

نمایشی ها خیلی سریع عاشق می شوند و در شرایطی بی جا روابط زناشویی خود را به هم می زنند. و در کل حالات هیجانی آنان در نوسان شدید است

 

ضد اجتماعی

3- اختلال شخصیت ضداجتماعی:

نشانه اصلی این اختلال وجود رفتارهای نابهنجار از قبیل دزدی، دروغ، کلاهبرداری است که کنترلی بر آنها ندارند. جرم این افراد به نظر  بی هدف و تکانه ای است. مشخصه دیگر این اختلال نبود شرم و پشیمانی برای رفتارهای منفی گذشته است. آنها توانایی عشق و وابستگی دائمی ندارند و بی رحمانه نسبت به کسانی که به آنها اعتماد کرده اند، تعرض و ظلم می کنند.

 

 

 

علاوه بر این اختلالات می توان شخصیت های دیگری را معرفی کرد که رفتارشان به صورت برجسته غیرعادی به نظر نمی رسد بلکه ویژگی های رفتاری آنان مشکلاتی را در زندگی و ارتباطات آنان به وجود می آورد. در این گروه می توان شخصیت های دوری گزین را خاطرنشان ساخت که تمایل به برقراری روابط اجتماعی دارند اما از ترس عدم پذیرش توسط دیگران از برقراری ارتباط امتناع می کنند. کمرو و خجالتی هستند و نسبت به سرزنش و انتقاد و تحقیر حساسیت خاصی دارند.

از تیپ های دیگر شخصیتی وابسته ها هستند که به خاطر پذیرفته شدن از سوی اطرافیان دارای مسامحه فراوان در رفتار هستند. تصمیم های خود را بر دوش دیگران می گذارند. تسلیم خواست های دیگران هستند و آن را بر تمایلات شخصی ارجح می دانند و به دلیل عدم طرد از سوی آنها از ابراز خواسته های خود پرهیز می کنند و ضعف اعتماد به نفس در آنها مشهود است.

دوستان و همراهان همیشگی تبیان هدف از آشنا نمودن شما با نابهنجاریهای شخصیتی و رفتاری این است که با چشمانی باز انتخاب کنید. هدف ما ایجاد بدبینی و سوءظن نیست بلکه می خواهیم در صورت برخورد با علائم رفتاری غیرعادی با آگاهی بیشتری آنها را بررسی کنید و به کند و کاو بپردازید و در صورت امکان از مشاوران و روانشناسان کمک بگیرید. مقصود ما این است که ازدواج های آگاهانه را ترویج نماییم تا از آشنایی های سطحی و احساسی ممانعت کنیم و افراد را در مسیر گزینش های معقولانه و منطقی هدایت نماییم.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:07 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

همسری با شم پلیس

انتخاب

از قدیم گفتن قبل از ازدواج دو تا چشم قرض بگیر و برای شناخت همسر آینده نهایت تلاش را بکن تا انتخابی شایسته انجام بدی و بعد از ازدواج چشم‏هات رو به روی معایب و کاستی‏ها ببند و سعی کن تا قدر  خوبی‏ها و محاسن رو بدونی.

اما مراحل شناخت قبل از ازدواج پروسه نسبتاً پیچیده‏ای است که عوامل متعددی رو در برمی‏گیرد و نیاز به اطلاعات تا حدودی روانشناختی ضروری است. خوب است که جوانان تا حدودی با انواع ویژگی‏ها و صفات منفی و حتی اختلالات شخصیتی آشنا باشند تا بتوانند حضور علائم هشداردهنده را در شخص مخاطب متوجه شده و آن را با روانشناس یا مشاور در میان بگذارند.  در این مقاله سعی داریم چند نوع از اختلالات شخصیتی را به شما معرفی می ‏کنیم تا با دیدی باز و علمی به شناخت برسید.

سوء ظنی ها دوست دارند انگیزه‏های پنهانی را در رفتار بی‏غرضانه دیگران بیابند و هیچ مسئولیتی برای شکست خود قائل نیستند. آنان شم پلیسی قوی دارند به زنگ تلفن، زنگ در خانه و رفت و آمدها حساسیت ویژه‏ای دارند.

افراد به لحاظ شخصیتی در پیوستاری از برونگرایی تا درونگرایی قرار دارند و بنا به تیپ  شخصیتی خود میزانی از این خصایص را به صورت غالب دارا هستند. شخصیت عبارت است از سبک‏های ویژه‏‏ا ی که هر فرد در فکر کردن و رفتار کردن دارد. لذا اگر شخصیت فرد یا الگوهای معمولی پاسخ‏های وی در برابر موقعیت‏ها را بشناسیم می‏توانیم رفتار او را در موقعیت‏های جدید پیش‏بینی کنیم. سبک‏های خاص شخصیت ‏زمانی ناسازگار تلقی می‏شود و یا به تعبیری دیگر شخصیت هنگامی اختلال‏آمیز است که شخص قادر نباشد رفتار خود را براساس تغییرات مشخص محیط تعدیل نماید و خود را سازگار کند.

ادواری ها افکار متضادی دارند. ناتوانی در کنترل خشم، بی‏ثباتی عاطفی (از خلق به‏هنجار تا اضطراب شدید و افسردگی)، اعمال خودآسیب‏گرایانه، الگوهای ناپایدار ارتباطی، و پیش‏بینی ناپذیری رفتارها از دیگر مشخصه‏های این اشخاص‏ است.

در فرایند شناخت اختلالات شخصیتی نیز  می‏توان اختلالات را در دو گروه برونگرایانه و درون‏گرایانه دسته‏بندی نمود.

اختلالات شخصیتی همچون وسواسی‏ها، سوء‏ظ‏نی‏ها، منزوی‏ها، خود شیفته‏ها و ادواری‏ها در دسته ‏درونگرایان جای می‏گیرند و اختلالاتی مثل صفات نمایشی‏ها، بزه‏کارها و پرخاشگرها از جمله گروه برونگرایان می‏باشند.

در سطور بعد هریک از این اختلالات را به تفکیک و البته مختصر به شرح می‏گذاریم. تا شما جوانان با دقت کافی در رفتارهای مخاطب خود به بررسی بپردازید و در صورت برخورد با رفتارهای مشکوک حتماً با روانپزشک یا روانشناس مشورت نمایید. دقت داشته باشید که هدف ما از ارائه این مطالب تشخیص دقیق و کامل نیست بلکه می خواهیم پیش زمینه ای را برای توجه به هشدارهایی که در اطراف هر یک از افراد وجود دارد فراهم سازیم تا در زمان مناسب نسبت به آنها اقدام نمایند. 

اختلال شخصیت

1- اختلال شخصیت پارانوییدی

(

سوءظنی‏ها

) افراد با این اختلال سه منش عمده را آشکار می‏سازند. عدم اعتماد گسترده و پایدار نسبت به دیگران، حساسیت زیاد نسبت به مسائل جزئی و بی‏اهمیت‏، تمایل به موشکافی  کردن محیط . آنان دوست دارند انگیزه‏های پنهانی در رفتار خاصی را در رفتار بی‏غرضانه دیگران بیابند و هیچ مسئولیتی برای شکست خود قائل نیستند. آنان شم پلیسی قوی دارند به زنگ تلفن، زنگ در خانه و رفت و آمدها حساسیت ویژه‏ای دارند.

 

2- اختلال شخصیت اسکیزوییدی (منزوی‏ها) شاخصه این نوع اختلال ضعف در روابط اجتماعی است. نقص و نارسایی در توانایی ایجاد روابط اجتماعی، عدم حساسیت به احساسات دیگران و فقدان مهارت‏های اجتماعی از ویژگی‏های این اختلال است. آنان کنار‏ه‏گیر، محتاط و منزوی هستند. دوستان بسیار کمی دارند و فاقد احساسات گرم و استعداد برای تظاهرات هیجانی می‏باشند.

 

3- اختلال شخصیت وسواسی: این افراد در تصمیم‏گیری‏های خود بسیار کند و محتاط عمل می‏کنند و به نوعی از اخذ تصمیم دچار ترس می‏شوند. از انجام دادن کارها هر چند با نتایج خوب راضی و خشنود نیستند. به دلیل کمال‏گرایی و انتظارات بالایی که از خود دارند کاری را شروع نمی‏کنند و یا ناتمام رها می‏کنند. زمان زیادی را صرف وقت در کار می‏کنند. این افراد در نظر دیگران افرادی رسمی، سخت‏گیر، وظیفه شناسی و مبادی آداب هستند.

اختلال شخصیت

 

 

4- اختلال شخصیت مرزی

(

ادواری‏ها

): ویژگی اصلی این اختلال بی‏ثباتی یا ناپایداری در زمینه‏های مختلف از جمله روابط بین اشخاص، رفتار و خلق و خو و خودپنداری است آنان پیوسته تغییر جهت می‏دهند. افکار متضادی دارند. ناتوانی در کنترل خشم، بی‏ثباتی عاطفی (از خلق به‏هنجار تا اضطراب شدید و افسردگی)، اعمال خودآسیب‏گرایانه، الگوهای ناپایدار ارتباطی، و پیش‏بینی ناپذیری رفتارها از دیگر مشخصه‏های این اشخاص‏ است.

 

 

 

 5- اختلال شخصیت خود شیفتگی: ویژگی افراد با این اختلال شامل احساس عجیبانه و بیگانه وار فرد نسبت به اهمیت خویشتن است .خود شیفته‏ها وابسته و افاده‏ای هستند. در مورد خود اغراق گونه به تعریف و تمجید می‏پردازند. خود بزرگ بینی در آنان باعث می‏شود که احساسات دیگران را نادید گرفته و نسبت به آن بی‏تفاوت باشند. آنان توقع فوق‏العاده‏ای از دیگران دارند. موفقیت و حتی حالات خود را در سطحی فراتر از معمول به رخ دیگران می‏کشند و مطرح می‏کنند. لباس‏های عجیب می‏پوشند و آرایش‏های غلیظی دارند.

 

آیتم های فوق از جمله اختلالاتی بود که می توان از آنها به عنوان اختلالات درونگرایانه نام برد . در مقاله بعد با ما همراه باشید تا اختلالات را در بعدی دیگر مورد بررسی قرار دهیم.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:07 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ساختن يا سوختن فردا

آسيب شناسي عشق هاي زودگذر

ساختن يا سوختن فردا

ازدواج، يکي از موضوع‌هاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به ‌اين سنت الهي عمل مي‌کنند‌، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگي‌شان جاري مي‌گردد، اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعه‌ي ما اتفاق افتاده ‌که هر شنونده‌اي را بي‌درنگ به تأمل در اين‌خصوص، وا‌مي‌دارد. آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر مي‌کردند روزي با دنيايي از اندوه، مي‌بايست از هم جدا شوند؟

نکته‌ي قابل تأملِ بيش‌تر اين جدايي‌ها، اين است که اين افراد، چندي پيش که خيلي هم دور نيست، براي ديدن يکديگر، لحظه‌شماري مي‌کردند. پس چه شد آن‌همه دوست‌داشتن‌ها و کلمه‌هاي عاشقانه؟! کجا رفت آن‌همه اشک‌هاي عاشقانه و نامه‌هاي رمانتيک ‌؟!

‌با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوج‌هاي جوان که به‌ظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند، در‌مي‌يابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان، تعبير کرده و بر‌اساس اين اشتباه، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهن‌شان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي و عقلي آغاز نموده‌اند.

در اين مقاله سعي مي‌شود برخي از مشکل‌هاي عشق‌هاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دست‌کم افرادي که گرفتار چنين عشق‌هايي شده‌اند، با بررسي اين نکته‌ها، نگاه عميق‌تر و عاقلانه‌تري به موضوع ازدواج داشته باشند:

 

چهره‌هاي تکراري
ساختن يا سوختن فردا

‌يکي از جذابيت‌هايي که در عشق‌هاي زودگذر وجود دارد، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شيفته‌ي ظاهر هم ‌مي‌شوند و با گفتن کلمه‌هاي عاطفي و عاشقانه، تظاهر به علاقه‌مندي به خصلت‌هاي ارزشي يکديگر مي‌کنند اما بعد از گذشت مدتي از ازدواج، با فروکش کردن هيجان‌هاي کاذب‌‌ از درون، به سراغ ارزش‌هاي فرد مقابل مي‌روند چرا‌که در اين زمان، چهر‌ه‌ي او ديگر عادي و شايد هم تکراري شده است و اکنون ويژگي‌هاي دروني و معنوي همسر برايشان مهم و جدي گشته و در صورتي‌که با نظام ارزشيِ مورد قبول آنان سازگار نباشد،‌ شروع به بهانه‌گيري و پرخاشگري مي‌کنند و زندگي را تبديل به جهنمي سوزان و پراضطراب مي‌نمايند.

پس جوانان عزيز، يادتان باشد که‌: «چهره و ظاهرِ مورد پسند، در ازدواج مهم است اما شرط کافي براي يک زندگيِ خوب نيست.»

 

‌سوء‌ظن‌هاي مکرر

از آسيب‌هاي بسيار جدي عشق‌هاي زودگذري که منجر به ازدواج مي‌شود‌، سوء‌ظن‌هاي مکرر در زندگي زناشويي ‌مي‌باشد. افرادي که به‌راحتي با يک لبخند و يا با يک گفت‌وگوي ساده در يک ميهماني و بدون هيچ پشتوانه‌ي منطقي، دل به هم مي‌سپارند،‌ پس از زماني اندک بعد از ازدواج، دچار ترديد مي‌شوند که چنين فردي‌که به اين راحتي با من بناي دوستي و محبت را گذاشت، ممکن است با فرد ديگري هم چنين بوده باشد و يا در آينده‌اي نزديک، چنين رابطه‌اي را با ديگري داشته باشد. بنابراين، مدام دچار ترديد و بدبيني نسبت به همسر شده و هميشه به ديده‌ي يک متهم به او ‌مي‌نگرد و همين سوء‌ظن‌هاي مکرر، زندگي را آشفته و دچار بحران مي‌کند.

مردان خوب و مهربان، دنبال تشکيل خانواده با دختراني هستند که به‌راحتي در دسترس نباشند

هر چه‌قدر يک خانم در ارتباط‌ها و محاوراتش با مردان غريبه، راحت‌تر باشد، به همان ميزان، ارزش و قيمتش ‌نزد آنان پايين‌تر مي‌آيد و فقط زيبايي‌هاي ظاهري آن زن براي آنان جلب توجه مي‌کند و جوهر وجودي و ارزشي آن زن، مورد بي‌مهري قرار‌مي‌گيرد.

 پس دختر خانم‌هاي عزيز، يادتان باشد که‌: «مردان خوب و مهربان، دنبال تشکيل خانواده با دختراني هستند که به‌راحتي در دسترس نباشند.»

 

‌عدم پشتوانه‌ي خانواده‌

يکي از معضل‌هاي بيش‌تر زوج‌هايي که با عشق‌هاي خياباني، زندگي مشترک‌ خود را آغاز مي‌کنند‌، عدم حمايت خانواده‌هاي‌شان مي‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمايتي خود قرارداده‌اند و آرزوي يک زندگي خوب را براي فرزندان‌شان داشته‌اند، ناگهان ‌‌با انتخابي از طرف فرزندشان مواجه مي‌شوند که شايد به هيچ ‌وجه تناسبي با خانواده‌ي آنان نداشته باشد. بنابراين، تنها با اصرار و پا‌فشاري فرزندشان، تن به رضايت به ‌اين ازدواج مي‌دهند و گاهي هم هيچ‌و‌قت چنين ازدواجي را حتي به‌ظاهر، تأييد نمي‌کنند.

چنين زوج‌هايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرار‌نمي‌گيرند‌، به‌طور معمول، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک، دچار طوفان‌هاي شديدي در عرصه‌ي زندگي مي‌شوند و چون تکيه‌گاه محکمي ندارند، گاهي بادبان‌هاي کشتي زندگي‌شان در اين بحران‌ها مي‌شکند و بازسازي اين بادبان شکسته، شايد بسيار سخت و گاهي هم غير‌ممکن باشد.

پس جوانان عزيز، يادتان باشد که: «خانواده، مهم‌ترين پشتوانه‌ي يک زوج جوان در عرصه‌ي زندگي خواهد بود‌. سعي کنيد همواره از حمايت آنان در تصميم‌ها برخوردار باشيد.»

ساختن يا سوختن فردا

 

‌کاهش احساس‌هاي عاشقانه

زوج‌هايي که با عشقي کاذب و بدون منطق، زندگي مشترک خود را آغاز مي‌کنند، به دليل طغيان بي‌اساس احساس‌‌هاي‌‌شان در ابراز علاقه در ابتداي آشنايي، پس از ازدواج، به‌طور طبيعي اين معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل مي‌رود و اين در حالي‌ست که انتظارها و توقع‌هاي گذشته هم‌چنان باقي‌ست و در اين شرايط، طرفين احساس‌هاي خود را با قبل از ازدواج مقايسه کرده و دچار تناقض مي‌شوند و چنين برداشت مي‌کنند که طرف مقابل، تمام آن‌چه را که در گذشته بيان داشته، دروغ گفته است.

در زندگي منطقي، اين نکته قابل توجه است که زوجين هر روز نسبت به يکديگر عاشق‌تر مي‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بيش‌تر و عاشقانه‌تر مي‌شود‌، در صورتي‌که در زندگي غير‌منطقي، زندگي روز‌به‌روز غير‌قابل‌ تحمل‌تر مي‌شود و زن و شوهر از يکديگر دورتر مي‌شوند.

 

سرد شدن آتش عشق

ازدواج‌هاي بي‌منطقي که بر پايه‌ي تدبير بنا نشده و زوجين به‌راحتي به يکديگر دل مي‌سپارند و مسير مشترک يک زندگي را آغاز مي‌کنند، بعد از گذشت مدتي، دچار بحران‌هاي شديد عاطفي، روحي و خانوادگي مي‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها مي‌روند و متوجه مي‌شوند اصول مهمي در زندگي هست که مي‌بايست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. اين‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هيچ منطقي، ساز جدايي را سر مي‌دهند و به‌راحتي دم از طلاق‌ مي‌زنند. آنان که در فاصله‌اي نه چندان دور، به‌راحتي دل به محبوب‌شان دادند، اينک نيز به‌ همان راحتي از او مي‌گذرند و عشق خويش را در جايي ديگر جست‌وجو و به‌سادگي، يک زندگي مشترک را نابود مي‌کنند.

 جوانان عزيز به‌طور حتم بايد توجه داشته باشند که زندگي مشترک‌، يک شوخي نيست و طرفين مي‌بايست با يک بررسي دقيق و مشاوره‌هاي مختلف، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اين‌که گرفتار احساس‌هاي عاطفي با کسي شوند‌، معيارها و ويژگي‌هاي مورد‌ نظرشان را در زندگي، مشخص و بر آن اساس، اقدام نمايند تا لحظه‌هاي زيبايي در زندگي براي‌شان رقم بخورد.

منبع: ماهنامه شادکامي و موفقيت

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:07 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

دانشگاه مکانی برای آشنایی!

آشنایی دانشجویی

ارتباطات دختر و پسر در عصر حاضر بیشتر شده و در این میان بحث از ازدواج هایی است که به وسیله این نوع آشنایی ها صورت می گیرد . با توجه به عدم موفقیت در درصدی از ازدواج های دانشجویی ، دانستن چگونگی این روند علاقه مندی ، ضروری به نظر می رسد. مهم ترین عوامل زمینه ساز این علاقه می تواند موارد زیر باشد :

رویارویی فراوان

در تحقیقات مشخص شده است که گاهی صرف نمایش مکرر یک محرک معین، رفته رفته نگرش خویشاوندتری نسبت به آن پدیده به وجود می آید. شاید دیدن مداوم و طولانی دانشجویان در طی تحصیل یکی از دلایل به وجود آمدن علاقه بین دانشجویان باشد. همچنین دیدار مکرر افراد علاوه بر ایجاد علاقه این طور قلمداد می کند که دارای نگرشها، ارزشها و دلبستگیهای یکسانی نیز با او هستیم.

افرادی که نزدیک هم زندگی یا کار می کنند، گاهی به دلیل همین نزدیکی محل کار یا زندگی و نیز احتمالاً داشتن کارها یا خانه های نسبتاً یکسان یا خوابگاههای مشابه، ممکن است به نگرشها و احساسات کم و بیش یکسانی دست یابند

برخورد هم پایه

بسیاری از دانشمندان جامعه شناسی و روان شناسی بر این باورند که برخوردهای فزاینده اجتماعی می تواند به دوستی بیانجامد. کسانی که یکدیگر را بارها و بارها می بینند، گاهی تنها به همین دلیل با یکدیگر دوست می شوند، به ویژه اگر این برخوردها و دیدارها، میان افراد هم پایه روی دهد. چرا که فرادستان و فرودستان (مثلاً کارفرمایان و کارگران) چنانچه یکدیگر را بیشتر ببینند، همواره به یکدیگر علاقمند تر نمی شوند؛ و همراهی و همگامی زیردستان با رؤسایشان لزوماً به دلیل همکاری زیاد آنها با یکدیگر افزایش نمی یابد. برای آن که برخوردها و دیدارهای افراد و گروههای گوناگون به دوستی بیانجامد، غالباً آنها باید با گونه ای برابر و هم شأن گرد هم آیند.

بودن در یک محیط خوشایند و آرام نگرش ما را به دیگران خوش بینانه تر می کند، در برابر آنان و رفتارهایشان کمتر سخت گیری می کنیم، با گشاده رویی به سخنانشان گوش فرا می دهیم و سرانجام آن که حتی ممکن است تا اندازه ای به آنها دلبستگی یابیم.

برخورد خوشایند

چنانچه دیدارها و برخورد افراد با یکدیگر با تعاملهای خوشایند همراه باشد، احتمال دلبستگی آنان با یکدیگر افزایش می یابد.  این تعامل خوشایند می تواند صرفا به صورت صحبت کردن اتفاق بیفتد و یا ...تحقیقات نشان داده که افراد در جمع های غریبه به شخصی که با وی سخن گفته بودند، بیشتر دلبستگی نشان دادند تا به دیگری. ظاهراً ارتباط متقابل با این فرد به خصوص، به علاقمندی بیشتری به وی می انجامد.

نزدیکی (مجاورت)

افرادی که نزدیک هم زندگی یا کار می کنند، گاهی به دلیل همین نزدیکی محل کار یا زندگی و نیز احتمالاً داشتن کارها یا خانه های نسبتاً یکسان یا خوابگاههای مشابه، ممکن است به نگرشها و احساسات کم و بیش یکسانی دست یابند و این نیز می تواند تا اندازه ای بر دلبستگی میان آنان به هنگام برخورد با یکدیگر کارگر افتد.

تداعی با رویدادهای خوشایند

آشنایی دانشجویی

گاهی صرفاً به دلیل حضور اتفاقی کسی به هنگام رخدادی خوب و خوشایند، نگرشهای ما نسبت به وی دوستانه می شود. برای نمونه، چنانچه آموزگاران با برخی از کودکان بیش از اندازه مهربانی کنند، این کودکان به دیگر همکلاسان خود بیشتر علاقمند می شوند؛ گویا تنها از آن رو که این همکلاسان به هنگام روی دادن آن رفتار خوشایند در آنجا بوده اند. همچنین بودن در یک محیط خوشایند و آرام نگرش ما را به دیگران خوش بینانه تر می کند، در برابر آنان و رفتارهایشان کمتر سخت گیری می کنیم، با گشاده رویی به سخنانشان گوش فرا می دهیم و سرانجام آن که حتی ممکن است تا اندازه ای به آنها دلبستگی یابیم. در این موارد روحیه ای خوش بینانه در ما پدید می آید که اندیشه ها و نگرشهای خوشایند را بر می انگیزد.

مکمل داشتن

یکی از مفاهیم رایج در بررسی روابط نزدیک، نیاز به مکمل داشتن است. برای نمونه، بسیاری گمان می کنند که اگر نیازها و خواستهای یک زوج بیشتر یکدیگر را تکمیل کنند موفقیت بیشتری خواهند داشت تا همانند باشند، اما بررسیها روی هم رفته نشان می دهد که همانندی غالباً مهم تر است تا مکمل داشتن.

 

مطالبی که گفته شد از جمله علل علاقمندی ها و ایجاد دلبستگی ها در محیط های کار و تحصیل بین دو جنس مخالف است . اما هدف از بیان این نکات این بود که با دانستن علت یک امر بتوانیم واقعیت را از آنچه ما واقعی می پنداریم تشخیص دهیم . در بسیاری از موارد به جهت داشتن آیتم های بالا فکر می کنیم که انتخاب شایسته ای انجام داده ایم از ان جهت که من و او دارای اشتراکات زیادی همچون اشتراک در تحصیل و یا نوع شغل هستیم و یا به یکدیگر علاقه داریم.

در حالی که به نظر کارشناسان آشنایی هایی از این قبیل نیاز مند بررسی های بیشتری است تا بتوانیم مقوله احساسات ناشی از همجواری و .... را از دلایل منطقی و استدلالات قوی تفکیک کنیم . لذا به دختران و پسران دانشجو بیاموزیم که لزوما ورود به دانشگاه نباید به ازدواج ختم شود پس شایسته است مهارت هایی همچون مدیریت احساسات و خویشتنداری را دقیق تر بیاموزید.

 

سایت علمی دانشجویان همراه با اضافات

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:07 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ضیافت عشق

فواید ازدواج شایسته

ضیافت عشق

خانواده اولین و مهم ترین نهاد در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی و اولین مدرسه ای است که انسان در آن تعلیم می یابد و با اصول زندگی اجتماعی و روش تفاهم با دیگران آشنا می شود. بنابراین تقویت این مرکز، متضمن اعتدال و اعتلای جامعه است.

اهمیّت و شأن والای خانواده به عنوان با هویّت ترین نهاد اجتماعی از دیرباز و خصوصاً قرون اخیر، موقعیت و مقام ممتازی را در بحث¬های مختلف حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، پرورشی و... به خود اختصاص داده است.

اصول، ضوابط و راهکارهای مفید و سازنده مربوط به پیوند مشترک زن و مرد، به عنوان نخستین هسته تشکیل دهنده نهادهای اجتماعی، همواره مورد توجه تعالیم انسان ساز و سعادتبخش مبشّرین ادیان الهی بوده است و در این میان تعالیم حیات بخش اسلام از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

 

ازدواج و یافتن گمشده

افلاطون در کتاب ضیافت خویش آورده است:

ارواح آدمیان در آغاز به صورت کروی و کامل بود. آن گاه هر کدام به دو نیمه شده و از هم جدا شدند و از آن پس، هر یک به دنبال نیمه گم شده خویش می گردد. با پیوند زناشویی، آدمی به گم شده خویش می رسد و آرام می گیرد.

این حکایت نمادین صرف نظر از جنبه افسانه ای آن، در مقام اشاره به این حقیقت است که همان گونه که اگر انسان چیز گران بهایی را گم کند، همواره در نگرانی به سر می برد و با پیدا کردن آن به آرامش می رسد، در امر ازدواج نیز آن دلهره و سرگردانی پیش از ازدواج، با دست یافتن به همسر مناسب و دلخواه، به آرامش و خرسندی تبدیل می شود. حقیقتی که در قرآن کریم این گونه بدان اشاره شده است:

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً.(روم:21)

و از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن آرامش بیابید و در میانتان محبت و رحمت قرار داد.

در آخر این آیه، خداوند، «محبت» و «رحمت» را دو رمز بقای این آرامش به دست آمده در سایه ازدواج معرفی می کند. در اثر محبت قلبی به همسر، خلق و خوی شایسته، ملاک پایداری زندگی به شمار می آید و اموری چون زیبایی ظاهری و سرمایه، در مرحله بعدی اهمیت قرار می گیرد. ویژگی رحمت نیز موجب چشم پوشی و گذشت از لغزش های همسر و دل سوزی و خیرخواهی در حق او می شود. در نتیجه، آرامش راستین بر زندگی همسران صاحب رحمت و محبت حاکم می شود. افلاطون در این باره می گوید:

ضیافت عشق

آدمی وقتی به نیمه خود می رسد، حس رقت و محبت و دوستی پیدا می کند و اگر بتواند، نمی خواهد یک لحظه از نیمه خود جدا شود.

 

انگیزه درست برای ازدواج

در حدیثی از پیامبر می خوانیم: «ازدواج [تنها] به انگیزه جمال و ثروت شخص مقابل، به ناکامی انسان می انجامد». بنابر این سخن داشتن انگیزه درست در امر ازدواج، کام یابی حقیقی در امر زناشویی را در پی خواهد داشت. اگر رابطه زناشویی، به انگیزه ای والا و براساس عشقی پاک و پیروی از عقل بنا شود؛ چشم پوشی از غیر همسر، دلدادگی، فداکاری، خرسندی و عیب پوشی را به ارمغان خواهد آورد.

در حقیقت، «ازدواج های سست به طور کلی، هر نوع ازدواجی است که هدف آن بر مقاصد عالی و ملکوتی ازدواج منطبق نباشد و در ارکان آن نتوان نیت پاک، همکاری، محبت، ایثار و خلاقیت را جست وجو کرد. ازدواجی که به منظور سودجویی و رسیدن به مال و منال یا جاه و مقام صورت گیرد، سست و کم دوام است؛ زیرا چه بسیار حساب ها و پندارها که غلط از کار درآمده یا حوادث پیش بینی نشده که غلط از آب درآمده است».

«برای اینکه ازدواج به معنی حقیقی کلمه ازدواج باشد، باید بر پایه معنویت ها استوار باشد. ازدواج، ازدواج نیست، مگر اینکه یک مرد با زنی [و برعکس] به خاطر ثروت، مقام اجتماعی و یا ترفیع منیت خود ازدواج نکند».

 

تشویق خدا و رسول

قرآن کریم می فرماید: «وَانْکِحُوا الاَْیامی مِنْکُم وَالصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُم وَاِمائِکُم اِنْ یَکُونُوا فُقراءَ یُغْنِهِمُ اللّه ُ مِنْ فِضْلِهِ وَاللّه ُ واسِعٌ عَلیمٌ»(نور:32)

مرد و زن با توجه به نیازهای روحی، عاطفی، جسمی و جنسی ای که دارند، مکمل یکدیگرند و برای داشتن زندگی گوارا و سعادتمند، جفت شدن و در کنار یکدیگر قرار گرفتنِ این دو، اجتناب ناپذیر است.

ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است

تنها شیوه ای که هر یک از زن و مرد می توانند با آن دیگری را به بهترین وجه، تکمیل کنند و به خواسته های روحی و روانی همدیگر پاسخ مناسب بدهند، ازدواج است. از اینرو، در نزد خداوند بهترین و محبوب ترین بنیان و سازه که دربردارنده شرط اساسی سعادت بشر است، همین ازدواج می باشد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «ما بُنِیَ فِی الاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ، وَاَعَزَّ مِنَ التَّزْویجِ؛ در اسلام هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای عزوجل محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.»(1)

 

آثار ازدواج

1. حفظ دین

پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله یکی از آثار ازدواج را چنین برمی شمارد: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ شَطْرَ دینِهِ فَلْیَتَّقِ اللّه َ فی شَطْرِ الثّانی؛(2) کسی که ازدواج می کند، نیمی از دینش را حفظ کرده است. پس برای احراز نیم دیگر باید تقوای الهی را پیشه کند.»

کسی که ازدواج می کند، راحت تر می تواند غرایز جنسی خود را کنترل کند و این عاملی را که قادر است مانع انجام فرایض و موجب اشتغال فکری و روانی او گردد، از سر راه بردارد. در عین حال، باید به این نکته توجه داشت که ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است و یک جوان می تواند با استفاده از شرایط مساعدی که در اثر ازدواج برایش فراهم آمده، تلاش کند تا دین خود را حفظ و کامل کند.

2. یاری خداوند

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «حَقٌّ عَلَی اللّه ِ عَوْنُ مَنْ نَکَحَ اِلْتِماسَ الْعِفافِ عَمّا حَرَّمَ اللّه ُ؛(3) هر که به منظور پاک نگه داشتن خود از آنچه خداوند حرام کرده است ازدواج کند، بر خداست که او را کمک کند.»

کسی که نیازهای جنسی خود را از طریق حلال که همانا ازدواج است برآورده کند و این سبب شود تا در این خصوص، مرتکب حرام نشود، خدای تعالی بر خود لازم دانسته که او را یاری کند؛ ولی این تضمین الهی شامل کسی که پس از ازدواج هم درصدد انجام اعمال نامشروع است و یا به انگیزه های غیرالهی مانند: رسیدن به مال و منالِ طرف مقابل و یا فخرفروشی و مباهات ازدواج می کند، نمی شود.

ضیافت عشق

3. ایجاد مودّت و محبّت

خداوند متعال در بیان آثار سازنده پیوند زناشویی می فرماید: «وَمِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ»؛(روم، 21)

پس از گذشت مدت کوتاهی از ازدواج، چنان علقه و وابستگی بین زن و شوهر به وجود می آید که در بیشتر موارد، هر یک از آنان، همسرش را بر خود مقدم می دارد و حاضر است خود متحمل رنج و آسیب شود؛ ولی همسرش از رنج و زحمت در امان باشد. از اینرو، استعدادهای درونی زوجین در خصوص دوستی و محبت نمودن به یکدیگر کاملاً شکوفا شده و روز به روز رشد می کند؛ مرد با بیان مطالبی که در طول روزمایه نگرانی او شده و یا درد دل با همسرش، آرامش پیدا می کند و با شنیدن درد دلهای طرف مقابل، سعه صدر می یابد و این چنین، اگر هر دو سعی در حذف امور اختلاف انگیز و جزئی نمایند و گذشت را پیشه کنند، به مرور بر این حس دوستی و محبّت افزوده می شود و اساس و پایه بنای خانواده محکم می گردد.

4. فزونی روزی و نیکویی اخلاق

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان یکی دیگر از فواید ازدواج می فرماید: «زَوِّجُوا اَیاماکُم، فاِنَّ اللّه َ یُحْسِنُ لَهُمْ فی اَخْلاقِهِم وَیُوَسِّعُ لَهُمْ فِی اَرْزاقِهِم وَیَزیدُهُم فِی مُرُوّاتِهم؛(4)

شخص متأهل احساس مسئولیت بیشتری کرده و بر فعالیتش می افزاید. به همین جهت، رزق و روزی بیشتری عایدش می شود. همچنین با ارضای مشروع غرایز جنسی به نوعی خود را تخلیه می کند و در اثر آن، آرامش و خلق و خوی نیک می یابد. همه این مواهب و آثار را خداوند متعال در امر ازدواج قرار داده است و خودداری از ازدواج و یا غفلت از آن به دلایل واهی، انسان را از دست یابی به این نعمات و برکات محروم می کند.

پی نوشتها:

1- بحارالانوار، ج100، ص222، ح40.

2- میزان الحکمة، ج2، ص1179.

3- کنزالعمّال،ج 4، ص 444، ح43 .

4- بحارالانوار، ج100، ص222، ح38.

منابع:

ازدواج آسان، مجله مبلغان : مرداد1383، شماره 56.

برخی رمز و رازهای ازدواج شایسته، مجله طوبی :اسفند 1385، شماره 015

در اهمیت ازدواج، پایگاه حوزه: تیر 1385.

شأن دینی و اجتماعی ازدواج، مجله نامه جامعه : دی 1384، شماره16.

نگاهی گذرا به پیوند زناشویی در اسلام، مجله فرهنگ جهاد : بهار 1382، شماره 31.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:08 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

عشق ورزی حلال از نظر اسلام

گل

از آنجایی‌كه دین اسلام به‌عنوان كامل ترین دین الهی مطرح است و نیازمندی‌های بشری را در هر زمانی جوابگوست؛ نسبت به ازدواج و كانون مقدس خانواده، تشویق‌ها و ترغیب‌های زیادی نموده است، تا جایی‌كه بیت‌المال را یكی از ابزارهای رسیدن به چنین هدفی قلمداد می‌كند و علاوه بر موارد ضروری تكلیف كرده تا حاكم حكومت اسلامی برای رفع معضل جوانان و پیشگیری از افتادن در ورطه انحراف و مفاسد اجتماعی از بیت‌المال مسلمانان استفاده كند. در این خصوص پیامبر عظیم‌شان اسلام می‌فرمایند:

«ما بنی بناء فی‌الاسلام احب الی الله عزوجل من‌التزویج»

«در اسلام هیچ بنایی نزد خدا محبوب‌تر از بنای ازدواج نیست»

پاكدامنی و عفت در همه ملل ستودنی است و مختص قشر خاصی نبوده و نیست وبه همین‌دلیل در همه كشورها برای ازدواج آئین مخصوصی با توجه با قوانین و فرهنگ هر ملتی وجود دارد.

در اسلام عشق‌ورزی تنها در ازدواج، پسندیده شمرده می‌شود.

بدون شك اعتقادات و باورهای دینی بهترین معیار در امر ازدواج هستند كه مسلماً نتایج مثبت فراوانی را نیز در پی خواهد داشت. در واقع معنویت به زندگی انسان معنا می‌بخشد ، در خانواده‌ای كه ایمان اصل قرار داده شود و محور زندگی مشترك بر معنویت قرار بگیرد و با معیارهایی كه اسلام و قرآن عنوان می‌كنند ، زندگی مشترك پایه‌ریزی شود ، دستیابی به ازدواج موفق امكان‌پذیر خواهد بود و موجب خوشنودی خداوند و پیامبر اسلام(ص) می‌شود و همچنین تحسین دیگران را هم درپی خواهد داشت.

معنویت، انسان را به هدفی عالی می‌رساند و حلال مشكلات ، برطرف‌كننده نارسایی‌ها در نظام خانواده و اجتماع است. معنویت نقش بسزایی دركامیابی و سعادت یك زندگی مشترك دارد.

طرفین قبل‌از ازدواج بهتر است بدانند چه هدفی دارند و براساس هدف اصلی برنامه‌ریزی كنند، میزان پایبندی طرفین به اعتقادات مذهبی از اهمیت بسزایی برخودار است.

در ازدواج زن و مرد به‌عنوان زن و شوهر در كنار یكدیگر قرار گرفته و زندگی مشترك خود را شروع می‌كنند. تناسب زوجین در ابعاد معنوی و شخصیتی می‌تواند به خوشبختی و موفقیت طرفین منتهی شود ، با توجه به تاثیر رفتارها و تربیت خانوادگی افراد در زندگی جدید ، مد نظر قرار دادن پیشینه خانوادگی طرفین اهمیت بسزایی در موفقیت زندگی دارد. ازدواج‌هایی كه معنویت در آن اصل قرار می‌گیرد ، از شیرینی و حلاوت بیشتری برخودار خواهند بود. ایمان جاذبه و كشش نیرومند و قوی میان طرفین را به عزت و انسانیت سوق می‌دهد.

ازدواج

در فضای معنوی طرفین خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال، رفتار و گفتارشان می‌دانند، در صحبت‌هایشان صداقت دارند و رویاهایشان از زندگی آینده صادقانه بیان می‌شود ، درصورت برخورد با مشكلات عمیق‌تر و منطقی‌تر برخورد می‌كنند، ارتباطات عمیق و صمیمی است، همدلی وجود دارد، سنت‌های غلط و تجملات از بین می‌رود و موضوع ساده كردن ازدواج مورد توجه قرار می‌گیرد ، سیر پرورش شخصیت افراد به سمت تكامل است و فضائل اخلاقی و انسانی در رأس قرار می‌گیرد.

 

طرفین یكدیگر را مستعد كمال، پیشرفت و تحول می‌پندارند، تاكیدشان بر صفات برجسته و مثبت یكدیگر است، تغییرات رفتاری و پیشرفت فكری و اخلاقی یكدیگر را تحسین می كنند، با ارائه پیشنهاد مناسب در خصوص حل مسائل و اعتقاد به گفتگوهای سازنده و ثمربخش، در تصمیم‌گیری مشاركت می كنند و در هدایت زندگی مشترك از هماهنگی لازم برخوردار هستند، مصلحت زندگی را بر منفعت شخصی ترجیح می‌دهند و سعی می‌كنند خواسته‌های فردی خود را در راه تحقق اهداف زندگی مشترك نادیده بگیرند و هرجا كه مصلحت بزرگتری مطرح است انعطاف‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند، به تكامل یكدیگر می‌اندیشند، به تقویت روحیه یكدیگر فكر می‌كنند ، از انتخاب خود راضی هستند، قدرشناس، خوش‌قول، صحبت‌پذیر و قهرگریز، مثبت‌نگر، شاد، كم‌توقع، صبور و باحوصله هستند و كلام حق و منطق صحیح را از جانب یكدیگر می‌پذیرند.

در معنویت، عشقی راستین و حقیقی وجود دارد، خدعه و نیرنگ، تظاهر و دروغ وجود ندارد.

بی‌اعتنایی و بی‌توجهی افراد به معنویت می‌تواند مشكلات و موانعی را در زندگی مشترك ایجاد كند: این نوع روابط بسیار سست و شكننده خواهند بود و رابطه‌ها هر روز كمرنگ‌تر می‌شود ، طرفین خود را ملزم به رعایت تعهدات اخلاقی نمی‌بینند ، خود را در چهارچوب ازدواج و خانواده قرار نمی‌دهند ، دچار لغزش و اشتباه می‌شوند ، به خواسته‌های یكدیگر توجهی ندارند ، عملكردها موجب مخالفت طرفین می‌شود.

 

رفتارهای ناپسندخود را توجیه می‌كنند، مذاكره و گفتگو معنا ندارد، افراد ارزشی برای یكدیگر قائل نمی‌شوند، تنش و بحران در زندگی وجود دارد، تفاهم و رابطه‌ حسنه‌ای وجود ندارد، یكدیگر را با دیگران مقایسه می‌كنند، توقعات بیجا از یكدیگر دارند، از انتخاب خود پشیمان هستند ، یكدلی و یكرنگی وجود ندارد ، طرفین نسبت به یكدیگر بی‌تفاوت هستند و هیچ‌گونه تعلق خاطری ندارند، از كلمات ناسزا و ملال‌آور در صحبت‌هایشان استفاده می‌كنند، از مرز تعادل خارج می‌شوند، كانون خانواده برایشان اهمیتی ندارد، به منافع شخصی خودشان می‌نگرند، صمیمیت و رفاقت معنی ندارد و لجاجت و رقابت ناسالم وجود دارد.

 

زندگی بدون معنویت دوامی ندارد و طولی نخواهد كشید كه آتش عشق به سردی تبدیل می‌شود و شیرینی موقتی زندگی كوتاه به تلخی دائمی مبدل می‌شود، هیچ زندگی مشتركی نمی‌تواند بدون معنویت به مسیر خود ادامه دهد. معنویت داروی شفا بخش و التیام‌دهنده ضعف‌ها و كمبودها و نارسایی‌‌هایی است كه معمولا در نظام خانواده پیش می‌آید و هدایت‌كننده انسان به سوی سعادت و بهروزی است و به استناد مضمون آیه 32 سوره مباركه نور خداوند می‌فرماید: مقدمات ازدواج را فراهم نمائید و از فقر و تنگدستی آنها نگران نباشید و در ازدواجشان بكوشید چرا كه اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی‌نیاز می‌سازد.

به امید آنكه همه جوان‌ها با قرار دادن معیار ایمان و شناخت كافی بهترین تصمیم را كه همان انتخاب عاقلانه و صحیح است، بگیرند و سعادتمند شوند.

 

منبع: روزنامه  اطلاعات

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:08 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

جدايي با دلي آکنده از وابستگي

عشق در اسارت

دختري هستم 20 ساله. امسال هم کنکور دارم. البته پارسال هم پشت کنکوري بودم اما انتخاب رشته نکردم چون نتيجه کنکور اصلاً مورد قبول خودم و خانواده ام نبود. قضيه اين است که من چند وقتي است براي رفع خستگي و البته کسب اطلاعات در مورد درس و کنکور بهنت مي آيم.  در همين گير و دار با پسري آشنا شدم که 23 ساله و داراي مدرک مهندسي است. اوائل صحبت هاي معمولي در مورد درس و کنکور بين ما رد و بدل مي شد اما بعد از حدود يکماه از آشنايي گفت که به من علاقمند شده. من که درگير کنکور بودم به حرف او توجهي نداشتم.

 

 من با پسرهاي خيلي زيادي چت کرده ام و هدفم از اين کار به دست آوردن شناخت نسبي از پسرها بوده. مطالب زيادي در مورد فريبکاري دخترها شنيده ام. کتاب هاي زيادي را خوانده ام و به خودم قول داده بودم که هيچ وقت با هيچ پسري رفاقت نکنم و حواسم را جمع کنم که فريب حرف هاي عاشقانه آنها را نخورم. هميشه حماقت دخترهايي را که دل به صحبت هاي علاقمندانه پسران مي سپارند به مسخره مي گرفتم و اساساً دوستي دختر و پسر را اشتباه مي دانستم. بهرحال سعي مي کردم او را از لحاظ صداقت محک بزنم. بحث هاي ما شده بود بحث هاي درس و کنکور و گاهي هم اتفاقات سياسي. بتدريج و پس از ارتباطات مکرر متوجه شدم که اين پسر با پسرهاي ديگر تفاوت داره.

اصلاً متوجه نشدم که مباحثات درسي و سياسي چرا کار من را به علاقه کشاند. من که تجربه بسياري (به نظر خودم) در مورد اين نوع رابطه داشتم پس چرا داشتم به او دل مي بستم.

صداقت خاصي در کلامش پيدا مي کردم و ... پس از مدتي خواستار اين شد که از من شماره تلفني داشته باشد تا به غير از نت ارتباط تلفني هم داشته باشيم. اصلاً متوجه نشدم که مباحثات درسي و سياسي چرا کار من را به علاقه کشاند. من که تجربه بسياري (به نظر خودم) در مورد اين نوع رابطه داشتم پس چرا داشتم به او دل مي بستم. داشتم مطمئن مي شدم که او مرد زندگي من است و قرار بود تا چند وقت ديگه قضيه رو به خانواده هايمان اطلاع دهيم. اما با يک پيامک عاشقانه از طرف او که خطاب به شخص ديگري بود و اشتباهاً به گوشي من ارسال شده بود همه چيز تغيير کرد. اعتبار و اعتمادي که براي او قائل بودم به يک دفعه از بين رفت و ...

                                                               **************************

دوستي هاي خياباني يا دوستي هايي در نت مبحثي است که در مجامع و مطبوعات و سايت ها بسيار مورد توجه کارشناسان اجتماعي قرار گرفته. روانشناسان مکرراً به اين قضيه اشاره دارند که اينترنت و فضاهاي مجازي محيط مناسبي براي دوستي و آشنايي و ازدواج ، حتي کمک گرفتن براي مسائل درسي نيست. افراد در دنياي حقيقي هم مي توانند با هزار فريب و نيرنگ ارتباط هاي صميمانه برقرار کنند و به اصطلاح گنجشک را به جاي قناري رنگ کنند و بفروشند چه رسد به فضاهاي مجازي که هيچ ضمانتي براي شنيده ها و گفته ها و حتي ديدني ها وجود ندارد.  

خيلي ها معتقدند که ما فريب احساس را نمي خوريم اما بايد خدمت اين عده عرض کرد که خيلي مطمئن نباشيد و براي کسب تجربه قصه گذشتگان را بخوانيد به علاوه چه ضمانتي براي به دام نيفتادن مخاطب شما در اين ارتباط وجود دارد؟

 

ارتباط دختر و پسر

درست است که دوران جواني چنين اقتضا مي کند که جوان خود تجربه کند و خود به آزمون و خطا بپردازد. اما بسياري از مسائل ارزش آن را دارد که پاي صحبت بزرگترها بنشينيم و از تجارب سياه و سفيد آنها عبرت بگيريم. بسياري از جوانان به بهانه تفاوت نسل ها مي خواهند روزگار را خود بر دوش بکشند و خود به کارزار شناخت وارد شوند و با استفاده از موقعيت هاي گوناگون طرف مقابل را به محک بگذارند اما غافل از اينکه براي شناخت انسان اين موجود پيچيده بايد هزاران هزار ديد و شنيد و به يک نوع ارتباط نمي توان بسنده کرد. در پاسخ بسياري افراد ابزار مي کنند که خب آشنايي اوليه را در اين فضا ايجاد مي کنيم و در صورت مقبول بودن قرار را به دنياي حقيقي و ملاقات ها مي کشانيم در حالي که در آن زمان دلبستگي ها و علاقمندي اجازه تفکرات منطقي و معقولانه را از دو طرف سلب مي کند و هر دو تنها در غالب منطق اما با احساسات صرف به ادامه رابطه مي پردازند.

 

دسته اي ديگر نيز به بهانه دوستي، خوش گذراني، سر کار گذاشتن، شناخت جنس مخالف و ويژگي هاي آن به روابط پا مي گذارند غافل از اين که طبيعت چنين اقتضا مي کند که رابطه زمان دار دو شخص از جنس مخالف گاه هدف و نيت نمي شناسد و علم غيب هم نمي داند. ناگهان زماني چشم عقل باز مي شود که  گرفتار و درگير احساسات شده اند و زمان ،زمان جدايي است اما با دلي آکنده از وابستگي. خيلي ها معتقدند که ما فريب احساس را نمي خوريم اما بايد خدمت اين عده عرض کرد که خيلي مطمئن نباشيد و براي کسب تجربه قصه گذشتگان را بخوانيد به علاوه چه ضمانتي براي به دام نيفتادن مخاطب شما در اين ارتباط وجود دارد؟ مراکز مشاوره بسيار ديده جواناني را که از رهگذر زمان و به علت علاقه به تجربه اندوزي و يا استقلال در شناخت افراد  به خدمات روانشناختي  و مشاوره پناه آورده اند و قصه پشيماني و نجات و رهايي. اما ....

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:08 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها