0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

اگر نامزد شما معتاد است...

اعتیاد

وقتی با کسی که اعتیاد دارد آشنا می شوید، در واقع مانند این است که آتش بازی می کنید و به احتمال قوی خواهید سوخت. همان طور که اگر خود را جلوی ماشین بیاندازید، حتماً زیر گرفته خواهید شد. بنابراین اگر با کسی آشنا شده اید و بعد متوجه شده اید که او الکل یا مواد مخدر مصرف می کند، مطمئن باشید که در صورت ادامه این رابطه صدمه خواهید دید. اگر شما خودتان کسی هستید که مواد مخدر مصرف می کنید، باید با این حقیقت روبرو شوید: شما به آنهائی که دوستشان دارید، لطمه می زنید.

 

 

اعتیاد چطور به روابط شما صدمه می زند؟

• آسیب روحی و روانی که «مواد اعتیادآور» در پی دارند، به خوبی توسط مدارک فراوان علمی و پزشکی تأیید شده است. به علاوه باید اول بدانید که لطمه و آسیب روانی به چه معناست؟ اولین مشکل این است:

وقتی که نامزد یا همسرتان معتاد است، شما در یک مثلث عشقی قرار گرفته اید: شما، نامزد یا همسرتان و آنچه که او به آن اعتیاد دارد. به عبارت دیگر، او به چیزی غیر از شما هم عشق می ورزد که آن ماده رقیب شماست. این ماده وقت او، توجه او و روح او را از شما منحرف می کند.

• عاشق یک معتاد بودن، به معنای عاشق یک «برده» بودن است: او برده مواد مخدر است که به شکل «ارباب» و سرکرده او درآمده. در حقیقت وقتی که با یک معتاد آشنا می شوید، آدمی را شناخته اید که آزاد نیست. مشکل بتوان کاری کرد که فرد معتاد، به اعتیاد خود، اعتراف کند و بپذیرد که یک «برده» است. چرا که اعتراف به اینکه معتاد است به معنای اعتراف به این واقعیت است که فردی ضعیف النفس است. این نیز به نوبه خود تجربه ی وحشت انگیز و تحقیرآمیزی است. واقعیت وحشتناکی که در رابطه با اعتیاد وجود دارد اینست که هرگونه تمایل به عاری از اعتیاد بودن را از فرد معتاد سلب می کند.

 

عاشق یک معتاد بودن، به معنای عاشق یک «برده» بودن است: او برده مواد مخدر است که به شکل «ارباب» و سرکرده او درآمده. در حقیقت وقتی که با یک معتاد آشنا می شوید، آدمی را شناخته اید که آزاد نیست

 

بی حسی

• سومین تأثیر مخرب و منفی اعتیاد بر روی روابط این است که با قابلیت صمیمیت همسر شما «تداخل» می کند. مواد اعتیادآور قابلیت «حس کردن» و به عبارتی احساسات او را کرخت می کنند. این یکی از دلایلی است که آنها به مصرف مواد مخدر و سیگار روی می آورند. چون احساس خوبی ندارند و می خواهند به احساس بهتری برسند و کلمه «بهتر» در اینجا فقط به معنای «بی حس تر» و «کرخت تر» است. مصرف مداوم هر نوع ماده اعیادآور این قابلیت شخص که بتواند به طور کامل حس کند و احساس داشته باشد را از او سلب می کند.

با یک معتاد چه کنیم؟

روابط، خود به تنهائی به اندازه کافی مشکل و دشوار هستند. دشوارتر از همه اینکه دانسته و از روی عمد نیز خود را درگیر کسی کنیم که اعتیاد او را به بردگی کشانده است. آیا این به این معناست که معتادان استحقاق دوست داشته شدن را ندارند؟ البته که نه. این گفته به این معناست که آنها باید بهبود یافته؛ اصلاح شوند و خود را از اعتیاد برهانند. مضاف بر این، قبل از آنه بتواند رابطه ای سالم را با کسی داشته باشند، باید درد و رنج نهفته در پشت اعتیادشان را درک کنند.

در حقیقت اگر به دنبال همسر هستید، هرگز خود را با کسی که هنوز معتاد است و یا در «ترک» به سر می برد، درگیر نکنید. او باید 100 درصد عشق و انرژیش را صرف خود کند تا التیام یابد. او قادر نیست که فعلاً به شما چیزی بدهد و اگر شما خود معتادید، لطفاً خود را دوست داشته باشید و کمکی را که به آن نیاز دارید، دریافت کنید؛ به طوری که بتوانید روزی دوباره سالم باشید و رابطه ای را که استحقاق آن را نیز دارید، خلق کنید.

 

اگر به دنبال همسر هستید، هرگز خود را با کسی که هنوز معتاد است و یا

در «ترک» به سر می برد، درگیر نکنید. او باید 100 درصد عشق و انرژیش را

صرف خود کند تا التیام یابد. او قادر نیست که فعلاً به شما چیزی بدهد

 

اگر پس از عقد متوجه شدید که همسرتان اعتیاد دارد:

ترک اعتیاد

1- به او بگوئید که با یک معتاد زندگی نخواهید کرد.

2- به او بگوئید که تنها به شرطی با او خواهید ماند که موافقت کند تا برای ترک، کمک بگیرد و فورا نیز اقدام کند.

3- به او بگوئید که اگر فورا کمک نگیرد او را ترک خواهید کرد و هرگز باز نخواهید گشت.

4- به گفته خود پایبند باشید و چنانچه فورا کمک نگرفت، فرصت دوباره ای به او ندهید. او را ترک کنید.

5- هرگز دوباره باز نگردید؛ مگر اینکه همسرتان سالم، عاری از اعتیاد و هشیار شده باشد و در برنامه بهبودی خود فعالانه شرکت کند. همچنین باید تغییرات قابل ملاحظه ای در رفتار، نگرش و طرز برخورد او قابل مشاهده باشد.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:47 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج بدون دخالت ذهن!

ازدواج

شاید شما هم جزو کسانی باشید که از «خوب نبودن» موردهای ازدواجشان شکایت می کنند و معتقدند همه کسانی که برای ازدواج با آنها پا پیش می گذارند، شبیه هم هستند. اگر این طور است، تا اطلاع ثانوی هیچ خواستگاری را به خانه خود راه ندهید! ما برای شما توصیه هایی داریم که می تواند در انتخاب تان موثر باشد:

 


 

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا با کسانی رابطه برقرار کرده اید که می دانستید مناسب شما نیستند؟ چرا همیشه به نوع خاصی از افراد علاقه مند می شوید؟ چرا اشخاص مورد علاقه شما ویژگیهایی دارند که شما نمی پسندید؟

حقیقت این است که افراد برگزیده شما نه از روی اتفاق و تصادف هستند نه بدلیل بداقبالی، بلکه شما این گزینه را با برنامه ریزی احساسی هدف قرار داده اید. برنامه ریزی احساسی شما مجموعه ای از تصمیمات و باورهایی است که در کودکی درباره خود، دیگران و دنیای پیرامون خود داشته اید. این برنامه ریزی تعیین می کند که شما بقیه عمر را چگونه بیندیشید و چگونه رفتار کنید.

به عبارت دیگر تجارب زندگی شما موجب می شوند تصمیمات خاصی را در مورد خود بگیرید. مجموعه این تصمیمات برنامه ریزی احساسی نام دارد و همین مجموعه گزینه های عاشقانه شما را در بزرگسالی پایه ریزی می کند.

 

افراد برگزیده شما نه از روی اتفاق و تصادف هستند نه بدلیل بداقبالی، بلکه شما این گزینه را با برنامه ریزی احساسی هدف قرار داده اید. برنامه ریزی احساسی شما مجموعه ای از تصمیمات و باورهایی است که در کودکی درباره خود، دیگران و دنیای پیرامون خود داشته اید. این برنامه ریزی تعیین می کند که شما بقیه عمر را چگونه بیندیشید و چگونه رفتار کنید

 

الگوهای کودکی

ازدواج

شاید برایتان جالب باشد که بدانید بخش زیادی از برنامه ریزی احساسی، زمانی صورت می گیرد که خیلی کوچک بوده اید. به گفته روانشناسان 50% برنامه ریزی احساسی از تولد تا 5 سالگی شکل می گیرد. 30% آن بین 5 تا 8 سالگی شکل می گیرد. یعنی اینکه تا 8سالگی در حدود 80% اطلاعات داده شده است. به عبارت دیگر 80% تصمیم گیری های شما در مورد خود و دیگران از پیش شکل گرفته اند. و سرانجام بین 8 تا 18 سالگی 15 % دیگر شکل می گیرد. با این حساب تا 18 سالگی ذهن شما تا 95 % برنامه ریزی شده است. از این زمان به بعد تنها 5 % از برنامه ریزی احساسی برایتان باقی مانده است. جالب است که با استفاده از همین 5% می توان برنامه های پیشین را تغییر داد. برنامه ریزی احساسی شما مسئول رنج هایی است که در زندگی عشقی متحمل می شوید.

 

 

نوشتن یک توصیف کامل از همسر مطلوبتان می تواند شما را با خودتان رودررو کند. شما مجبور می شوید به گزینه هایتان بنگرید و با دقت بیشتری که به تدریج در ضمیر ناخودآگاهتان نهادینه کرده اید، انتخاب کنید. به عبارت دیگر، این کار روشی مؤثر برای تغییر برنامه ریزی احساسی شما از طریق دریافت پیام های ناخودآگاه و تبدیل آن به پیامهای خودآگاه است

 

برنامه ریزی احساسی

مؤثرترین شیوه برای درک ضمیر ناخودآگاه ما توصیف واضح و صریح آنهاست. شما می توانید به تمسخر گزینه هایتان بپردازید. هرچه این توصیف بیشتر تکان دهنده، موحش و اندوه بار باشد، تأثیر بیشتری برای رهایی شما از الگوهای منفی و مخرب ذهنی تان خواهد داشت. برای مثال فهرست زیر را نگاه کنید:

ازدواج

عصبی، خودپسند، بی وفا، بیکار، دمدمی مزاج، درونگرا،غیر مسئول، مظنون و مراقب. این ها مجموعه ای از صفات هستند که ممکن است شما در بیشتر خواستگاران شما به چشم بیایند و شما از این صفات بیزار باشید. برای این کار باید یک توصیف زننده از این صفات ارائه دهید.

مثلا: «عصبی بودن، مظنون و مراقب بودن و نیز بیکار بودن، برای ایجاد رابطه ای طولانی و تحقیر آمیز و پر از هراس از الزامات است. به مردانی که در زندگی بلند پرواز و دارای هدف باشند و به کسی بدهکار نباشند پاسخ مثبت نمی دهم. اگر آقایان عزیز به دنبال فردی هستید که علیرغم داشتن چنین خصوصیات منفی و بیهوده شما را دوست بدارد، من همسر مورد نظرتان هستم. به نظر من همیشه دیر رسیدن و دروغگویی از امتیازات ویژه به حساب می آیند. هرگاه خواستید به خواستگاری من بیایید. انتخاب با شماست.»

نوشتن این توصیف از همسر مطلوبتان می تواند شما را با خودتان رودررو کند. شما مجبور می شوید به گزینه هایتان بنگرید و با دقت بیشتری که به تدریج در ضمیر ناخودآگاهتان نهادینه کرده اید، انتخاب کنید. به عبارت دیگر، این کار روشی مؤثر برای تغییر برنامه ریزی احساسی شما از طریق دریافت پیام های ناخودآگاه و تبدیل آن به پیامهای خودآگاه است.

انجام این تمرین حتی اگر ساده نباشد لازم است. هرچه می توانید به تمسخر گزینه های نامقبول خود بپردازید تا تأثیر بیشتری بگذارد. شناخت خصوصیات همیشگی و منفی در روابط شما نخستین گام در جهت حذف این ویژگی ها به حساب می آید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:47 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

شما، نامزدتان نيستيد!

ازدواج

حتما از زبان تجربه دارها شنيده ايد که اختلافات دختر و پسر در دوران عقد خيلي بيشتر از دوران نامزدي و آشنايي است. تا حدي که بارها در خلوت به جدايي فکر مي کنند و از عواقب ازدواجي که در پيش دارند، نگرانند. حقيقت اين است که اين نگراني ها، اگر پاي مشکل جدي و عمده اي در ميان نباشد، کاملا طبيعي است و نبايد نگران آينده بود.

اين اختلافات از تفاوت هاي طبيعي زن و مرد ناشي مي شود و درست از روزي که شما به نامزدتان نزديک مي شويد، خود را نشان مي دهند. بنابراين اگر در شرف ازدواج هستيد يا با اين درگيري هاي دوران عقد دست و پنجه نرم مي کنيد، بايد بيشتر درباره تفاوت هاي زن و مرد بدانيد تا زودتر اين مشکلات را حل و فصل کنيد.


 

1- استقلال: مردها در زندگي مشترک شان خواهان يک استقلال تمام عيار هستند. چه در مسائل مالي و معاملات و چه در تصميم گيري هاي اساسي زندگي. البته در اين بين نبايد نقش مشاوره اي زنان را ناديده گرفت اما بايد به ياد داشته باشيد که مخالفت زن و مرد در چنين تصميم گيري هايي نبايد به حس استقلال مرد لطمه بزند.

 

2- حمايت: زنان مي خواهند مورد حمايت باشند و به اين حمايت اهميت مي دهند. اگر زن حس كند از طرف همسرش مورد بي توجهي قرار گرفته، آنقدر آزرده مي شود که ممکن است در طولاني مدت واكنش هاي عاطفي شديدي از او ببينيد. واکنش هايي مثل افسردگي، از دست دادن اعتماد به نفس، از دست دادن علاقه و حتي فکر طلاق. آنچه براي زن ها اهميت دارد، اين است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام مي گذارد و به عقيده، جايگاه، سلامتي و عزت نفس آنها اهميت مي دهد.

 

براي يک زن به خاطر سپردن تاريخ اولين جلسه خواستگاري، ساعت خريد حلقه، تاريخ سفارش شام بله برون و حتي آب و هواي لحظه جاري شدن خطبه عقد کار سختي نيست اما اين جزئيات عاشقانه ممکن است از ديد همسر او جا بماند

 

ازدواج

3-  مديريت خانه:

اين يک قلم براي مردها خيلي مهم است. بله درست متوجه شديد! اين که چه زماني چه کاري انجام شود؟ چه زماني چه چيزي خريده شود و حتي چه زماني يک وسيله در خانه تعمير شود! مردها دوست دارند محور تصميم گيري و انتخاب باشند. دوست دارند تحولات زندگي از وجود آنها نشات بگيرد و تصميم گيري هاي مهم زندگي با مشاوره و کمک آنها باشد. اين خصوصيت را نبايد حمل بر استبداد مردان کرد. آنها دوست دارند بار بيشتري را در زندگي به دوش بکشند و بيشتر از آنکه بيرون گود بنشينند، مرد ميدان باشند!

 

4-  صحبت كردن: صحبت کردن و تفسير کردن خود، براي زنان مهم است. آنقدر که ريزترين احساساتشان را بر زبان بياورند و انتظار شنيده شدن داشته باشند. زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بخش مهمي از تنش ها، استرس ها و ناراحتي هاي خود را تخليه مي کنند. اما اين تمام ماجرا نيست! آن ها براي بازگو کردن احساسات دروني و حتي ماجراهاي عادي روزمره شان به گوش شنواي همسرشان احتياج دارند. بنابراين حتي اگر شنيدن درباره موضوعات جزئي و روزمره يک زن برايتان جذابيت ندارد، وانمود کنيد که به اين مسائل علاقمنديد و او را درک مي کنيد.

 

5- تو مو مي بيني و من... : حقيقت اين است که نگاه مردان به مسائل، كلي تر است. مردها معمولاً وارد جزئيات و نكات ظريف نمي شوند، در حالي كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ريز توجه دارند. معمولاً اين خصوصيات زن و مرد، موجب مي شود زن تصور كند همسرش درباره بسياري از مسائل بي دقت و بدون توجه است و مرد هم همسرش را بيش از حد حساس و ريزبين بداند كه هميشه ذهن خود را با موارد و مسائل پيش پا افتاده و كم اهميت، درگير و مشغول مي کند.

 

صحبت کردن و تفسير کردن خود، براي زنان مهم است. آنقدر که ريزترين احساساتشان را بر زبان بياورند و انتظار شنيده شدن داشته باشندآن ها براي بازگو کردن احساسات دروني و حتي ماجراهاي عادي روزمره شان

به گوش شنواي همسرشان احتياج دارند

 

ازدواج

6- جذابيت هاي جسمي:

جاذبه جسمي و آراستگي براي مردها بسيار اهميت دارد. آنها بيش از زن ها تحت تأثير جذابيت هاي جسمي و آراستگي زن قرار مي گيرند حتي اگر زن ها توجه بيشتري به زيبايي دروني داشته باشند و ظاهر را چندان مهم ندانند.

 

7- عاطفه: زن ها عاطفي تر از مردها هستند و در مقابل دوست دارند همسرشان هم به همان اندازه عاطفي باشد. براي يک زن به خاطر سپردن تاريخ اولين جلسه خواستگاري، ساعت خريد حلقه، تاريخ سفارش شام بله برون و حتي آب و هواي لحظه جاري شدن خطبه عقد کار سختي نيست اما اين جزئيات عاشقانه ممکن است از ديد همسر او جا بماند. در اين شرايط اگر زن ها نسبت به اين خصوصيت مردانه همسرشان ناآگاه باشند، ممکن است بي توجهي آقا به يک جنايت بزرگ و بي مهري و بي تعهدي تعبير شود و دردسرساز باشد!

 

8- روابط زناشويي: نگاه زنان و مردان به روابط زناشويي متفاوت است. زن ها در اين روابط بيشتر به دنبال ابراز علاقه هستند و به عبارتي تا وقتي از نظر عاطفي به رابطه زناشويي تمايل نداشته باشند، تن دادن به اين رابطه برايشان سخت است. اما در مقابل، مردها به اين روابط نگاه کاملا فيزيولوژيکي دارند و حتي در شرايط فشار رواني تمايل بيشتري دارند تا از اين طريق استرس ها را از خود دور کنند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:47 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

رمز ازدواج موفق

حجت الاسلام سرلک


در ادامه ی مصاحبه ای که با حجت الاسلام سرلک داشتیم ، موضوع صحبت را به یکی از آسیب های رایج در باب ازدواج اختصاص دادیم . باورهای غلطی که با ترویج خود فرهنگ اصیل ایرانی را تحت تاثیر خود قرار داده و جوان را با بلا تکلیفی و تشویش مواجه می سازد . در ادامه با ما همراه باشید.

تبیان: به نظرم یکی ازدلایل عدم گرایش جوانان به مقوله ی ازدواج ناشی از رواج و گسترش دو نظریه است.یکی بحث اومانیسم و یکی بحث فمینیسم که در این باورها تاکیدی بر جنبه های معنوی ازدواج نیست. دیدگاه شما در این مورد چیست ؟

فمینیسم یکی از نتایج عملی اومانیسم است. وقتی تفکر رفت به سمت خویش( اومانیسم)، وقتی ما اصالت را به عقل ابزاری و به برداشت های خودمان دادیم ،  کم کم وحی کنار گذاشته می شود، حکمت کنار می رود ، بصیرت کنار می رود . در جنسیت زن این نگاه انسان محور به فمینیسم می رسد و این مطلب در موضوع ازدواج خیلی اثرگذار است.

یکی از توصیه های این مکتب این است که چرا مردان به خواستگاری زنان می آیند؟! اما اساساً در همان دنیایی که مبانی ارزش های اخلاقی این طور حاکم نیست زنی که به خواستگاری مردی می رود از جایگاه معشوقیت و خواستنی بودن خودش تنزل پیدا می کند . این زن که در زندگی مادی دیگر در جایگاه خودش قرار ندارد، مسلما حرفی هم برای گفتن ندارد چون او دیگر دلبر نیست، خوانده نیست و در جایگاه معشوقیت قرار ندارد.

این یعنی زن و دختری که در جایگاه معشوقیت است و تجلی زیبایی خداوند متعال است دیگر خواستنی نیست.اینجاست که بازی برعکس می شود و وقتی بازی برعکس شد استثمار آغاز می شود

 در خیلی فیلم هایی که در سال های اخیرهم در داخل تولید و پخش می شد این باور را به دختران جوان ترویج می کردند که شما چرا باید منتظر باشید تا به خواستگاری تان بیایند.؟! این یک نوع استبداد است.

حجت الاسلام سرلک

یک نوع زیر سلطه ی مردان رفتن است، این به چه معناست؛ این یعنی زن و دختری که در جایگاه معشوقیت است و تجلی زیبایی خداوند متعال است دیگر خواستنی نیست. اینجاست که بازی برعکس می شود و وقتی بازی برعکس شد استثمار آغاز می شود. موج جدید فمینیسم می گوید ما در درخواست حقوق مان زیاده روی کرده ایم و این باعث شده که افراط در این نگاه ها، آنها را به بن بست برساند. می گویند باید بازگردیم به روزگار وصل خویش. طرفداران این عقیده در جامعه هم در خیلی از موارد دست به تحلیل عمیق این موج فکری نمی زنند بلکه فریب یک سری مسائل را می خورند که وارد آن می شوند و کمی جلوتر که می روند می بینند که زندگی از یک چنین نگاهی حاصل  نمی شود- زن سرجای خودش نیست. دیگر همسرنیست، دیگر مادر نیست. از جایگاه خود تنزل پیدا کرده نه از نظر اقتصادی بلکه از نظر جایگاه و منزلت.

 امیرالمومنین می فرمایند: زن گل است. در این نگاه دیگر زن، گل نیست.وقتی گل نشد دیگر در جایگاه خودش قرار نمی گیرد.تفکر انسان محوری وقتی به جنس زن می رسد به فمینیست ختم می شود این شاید به یک سری نظریاتی ختم می شود که این نظریات به نوعی تضاد و تناقض می رسد. به همین خاطر موج جدید فمینیسم درصدد برگرداندن زن به جایگاه قبلی خود است.

ما در موضوع ازدواج حداقلش این است که از پیله ی خودمان بیرون آمده ایم و به اندازه ی یک نفر دیگر بزرگ شده ایم. اصلاً دین آمده ما را بزرگ تر کند و به ما شرح صدر عطا کند.

تبیان: ملاک های انتخاب همسر در جامعه ی امروز ما چیست؟

امروز و دیروز ندارد. یک سری معیارها در انتخاب همسر ثابت است و یک سری معیارهای متغیر.

اول: احساس علاقه مندی، اگر کسی خواست با کسی ازدواج کند باید میزان علاقه مندی به او معقول باشد و از میزان علاقه ی او هم به خودش مطمئن باشد.  به زبان ساده تر دوست داشتنی بودن، در روایت می گوید از نوع دین داری اش هم راضی باشید. بنابر این جذاب، دوستش داشتنی و موردعلاقه ی هم  باشند.

دوم: ارزش های الهی برایش مطرح باشد. متدین باشد و معیارش هم این است که اهل انجام واجبات و ترک محرمات هست یا خیر؟ کسی می تواند میزان خوشبختی ما را در زندگی بالا ببرد که یک سری هنجارهای متعالی تر برایش مطرح باشد که اگر در مسیر زندگی به مشکل و یا نقصانی برخوردیم از خاستگاه آن هنجارها این کمبودها را پر می کند.

ملاک این تدیّن محبت و مسئولیت پذیری است. اهل رابطه برقرار کردن و ارتباط با دیگران باشد. این معنای دین داری است اینکه اهل بیت فرمودند ما کسی از شما را دوست داریم که اهل الفت باشند به همین موضوع اشاره دارد.

سوم: خوش برخورد بودن وعاقل بودن. برخی می گویند خوش اخلاق بودن، من معتقدم خوش اخلاق بودن زیرمجموعه ی خوش برخورد بودن است. ما با کسی می توانیم خوشبخت باشیم که این آدم از ظرفیت روحی و انسانی بالایی برخوردارباشد. در مدیریت مسائل عاقل باشد ، دست پاچه و بی عرضه نباشد و اعتماد به نفس لازم در مواجه با مشکلات را داشته باشد و توانایی حل مسأله را دارا و آدم مدیری باشد.

این معیارها، معیارهای اصلی است.به نظر من اگر شخصی بیاید و یکی از این سه معیار را نداشته باشد حتی اگر خیلی محسنات دیگر هم داشته باشند خوشبختی در کار نخواهد بود.

حجت الاسلام سرلک

اما یک سری معیارها، معیارهای متغیراست. معیارهای متغیر دیگری هم داریم از جمله تناسب سنی. درمورد سن زوجین بهتر است بین 3-6 سال سن دخترخانم ها از آقایان کمتر باشد. البته بستگی به سن ازدواج هم دارد اما این به این معنا نیست که اگر سن دختری خارج از این محدوده بود پس خوشبخت نخواهد بود.

موضوع بعد بحث تحصیلات است. مرد دانشجو و دارای تحصیلات دانشگاهی باشد یا حداقل با همسرش در این زمینه هم فضا باشد.

موضوع دیگر هم کفو بودن خانواده هاست یا همان تفاهم  خانوادگی . بالای 50 تا 60% از احساس رضایتی که در زوجین ایجاد می شود وابسته به احساس رضایت خانواده ها از انتخاب عروس یا داماد مورد پسندشان است.

معیار دیگر معیارهای ظاهری است. باید به تناسب های ظاهری بین زوجین تا حد زیادی برقرار باشد. مانند تناسب قد و چهره.

کسی می تواند میزان خوشبختی ما را در زندگی بالا ببرد که یک سری هنجارهای متعالی تر برایش مطرح باشد که اگر در مسیر زندگی به مشکل و یا نقصانی برخوردیم از خاستگاه آن هنجارها این کمبودها را پر می کند.

تبیان: نظرتان در مورد ازدواج و ارزش و جایگاه آن در نظام هستی چیست؟

باور کنیم ازدواج مصداق برکت الهی است و خداوند به آن امر کرده است. اگر کسی وارد این معرکه بشود بدون تردید خودش را پربرکت کرده است هم به لحاظ ظاهری و هم به لحاظ معنوی. ازدواج جزو آن امکاناتی است که انسان را خیلی سریع تر به اهدافش می رساند.

اینکه در روایات هست که کسی که متأهل است نمازش چند برابر ثواب دارد این بیانگر این است که ازدواج مسیر سلوک آدمی است و انسان را ازخودخواهی هایش دورمی کند. ما در موضوع ازدواج حداقلش این است که از پیله ی خودمان بیرون آمده ایم و به اندازه ی یک نفر دیگر بزرگ شده ایم. اصلاً دین آمده ما را بزرگ تر کند و به ما شرح صدر عطا کند. دین آمده است ما را از توجه به نفسانیات خودمان وسیع تر کند.

ازدواج همه چیزش برکت است. ترسیدن از ازدواج یعنی اعتماد نداشتن به خداوند، یعنی توکل نداشتن به خدا، در روایات آمده است که اگر کسی از ترس ازدواج نکند این شخص به خدا بدگمان شده است.

حجت الاسلام سرلک

خداوند در ازدواج  به شرط اینکه انتخاب درستی انجام شده باشد برکت قرار داده است. انتخاب درست هم به لحاظ ظاهری، هم به لحاظ باطنی هم اقتصادی ، هم عاطفی و هم اخلاقی. درهمه ی اینها به رشد، برکت و بی کرانگی می رسد. مبادا کسی به بهانه های واهی مثل ضعف و سستی خودش را ازاین برکت محروم کند. فقط یک جایی قرآن فرموده است دست نگه دارید. کسانی هستند که واقعاً راهی برای ازدواج ندارند. این ها به تعبیر من مشکلات غیرقابل حل دارند. در اینجا باید دست نگه داشت و به توصیه ی قرآن عفاف بورزند ، اما اگر مشکلات قابل حل باشند حتماً  می بایست از این نعمت و فرصت الاهی برای تربیت و رشد خودمان و حفظ جامعه استفاده کنیم.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:48 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

از چه کسانی تحقیق کنیم؟

ماسک

 


 

حتما برای شما هم پیش آمده که در موقع خواستگاری ندانید درباره خانواده و شخص مورد نظر چطور تحقیق کنید؟ سراغ چه کسی بروید و چه سؤالاتی بپرسید؟ حتی پاسخ های ضد و نقیض را چگونه تفسیر کنید تا بتوانید از طرف مقابلتان شناخت دقیق تری کسب کنید؟

 


 

 

 

به طور کلی راه های ارزیابی و تحقیق و منابع آن عبارتند از:

1- اعضای خانواده فرد: مثلاً شما خواستگاری رفته اید. بگوئید «حتماً در مورد من تحقیق کنید، هر کجا خواستید آدرس می دهم». ضمن اینکه بگوئید «من هم می خواهم در مورد شما تحقیق کنیم». خود مطرح کردن تحقیق یک محک زدن است. خود پیشنهاد تحقیق یک محک است.

به اصطلاح معمول، کسی که ریگی به کفش نداشته باشد از این پیشنهاد استقبال می کند اما افراد مشکل دار نسبت به تحقیق نگران می شوند. ممکن است یک مشکل کوچک یا بزرگ داشته باشد، مشکل کوچک ممکن است این باشد که اعتماد به نفس نداشته باشد. ممکن است مشکل بزرگی مثل نداشتن قدرت اعتماد کردن باشد. ممکن است سابقه منفی داشته باشد. بنابراین بگوئید: «می خواهم با خانواده ات در مورد تو صحبت کنم. با پدرت، مادرت، زن برادرت در مورد تو تحقیق کنم». این امر سودهای چندگانه دارد.

 

وقتی با خانواده فرد به تنهایی در مورد او صحبت می کنید. مهم نیست پاسخ درست یا نا درست می دهند مهم این است که یک پیام مهم به آن فرد

و خانواده اش می دهید اینکه شما آدم حواس جمعی هستید

 

 

 تحقیق

وقتی با خانواده فرد به تنهایی در مورد او صحبت می کنید. مهم نیست پاسخ درست یا نا درست می دهند مهم اینست که یک پیام مهم به آن فرد و خانواده اش می دهید اینکه شما آدم حواس جمعی هستید آن خانواده هم حواسش جمع است که فرد دقیقی آمده . پس اولین منبع تحقیق اعضای خانواده فرد مورد نظر هستند.

دومین منبع تحقیق اقوامی مثل عمو و دائی هستند. این باعث می شود ظرفیت فرد هم محک بخورد. چقدر ظرفیت داری در موردش از کسانی که با او حتی اگر بد هم هستند تحقیق شود. ممکن است فرد مخالفت کند این نیز یک محک است. که فرد برای شما و حقوق شما ارزش قائل نمی باشد. ولی اگر از تحقیق استقبال می کند ، این نشان می دهد فرد ظرفیت روانی دارد.

همسایه ها، همکلاسی های دانشگاه و سال آخر دبیرستان، معلمان سال آخر دبیرستان سال آخر دانشگاه، مشاوران دانشگاهی که فرد در آن تحصیل کرده، دوستان دور و نزدیک او، هم اتاقی ها در خوابگاه و محل کار، هم تیمی های ورزشی، همکاران و رؤسا هم گزینه های خوبی برای تحقیق هستند.

 

2- دومین کار، تحقیق در مورد منابع تحقیق است. مثلا اگر از همسایه تحقیق می کنید در مورد خود همسایه هم تحقیق کنید. یا اگر از عمو تحقیق می کنید، از کسی دیگری هم در مورد عمو تحقیق کنید. در واقع باید صحت منابع تحقیق مورد بررسی قرار گیرد که چقدر قابل اعتماد هستند. از دوستان تحقیق کنید در مورد خود دوستان هم تحقیق کنید که چگونه افرادی هستند.

 

گردش شکل دیگری از تحقیق درباره افراد است ولی مسافرت را به هیچ وجه توصیه نمی کنیم. چرا که مسافرت یک فضای هیجانی مثبت ایجاد می کند

که افراد در مورد معیارها تخفیف داده عمل می کنند

 

3- سومین کار برای ارزیابی فرد نظر خواهی از مشاور متخصص در زمینه ازدواج است. مشاور ازدواج ممکن است با اجرای تست های روانشناسی و مصاحبه ارزیابی دقیقی بعمل آورده و اطلاعات مهمی در اختیار ما بگذارد.

 

نظر خواهی

4- یکی دیگر از منابع تحقیق نظر خواهی از افراد است مثلا می توان فرد را به افراد موفق، اساتید دوستان متأهل و رشد یافته معرفی کرد و از آنها خواست نظر بدهند. راه دیگر این است که از پدر و مادر بخواهیم فرد را ارزیابی کنند.مثلا «فرض کن تو می خواهی با این فرد ازدواج کنی، این فرد را چگونه ارزیابی می کنی؟»

شاید برایتان این سوال پیش بیاید که فرد مورد نظر شما برای ازدواج، زیر بار چنین ارزیابی مفصلی نمی رود. حقیقت این است که افراد بالغ از این نوع ارزیابی ها استقبال می کنند و این را به حساب دقت و توجه شما و تلاشتان برای انتخاب درست می گذارند. اما کسی که بالغ نباشد این توجه شما را ناشی از وسواس زیاد و حساسیت بی مورد می داند و حاضر نیست وارد چنین سیستمی شود. او اجازه نمی دهد ارزیابی شود و احتمالا به سرعت پا پس می کشد. افراد سلطه جو و مستبد هم معمولا حاضر نیستند در موردشان تحقیق کنید.

 

5- راه دیگر گفتگو در حضور والدین، افراد موفق، مشاور، دوستان متأهل است.برای مثال شما با هم در حضور آنها با یکدیگر در مورد زندگی آیندتان گفتگو کنید. در واقع مثل این است که آنها دارند فیلم زندگی شما را نگاه می کنند.

 

دعوا

6 -تکنیک دیگر، با در نظر گرفتن فرهنگ و شرایط خانوادگی ایجاد فرصت های مهمانی های متعدد، با زمان طولانی است. انسان ها با گذشت زمان خود واقعی شان را نشان می دهند. مثلاً در خانواده اگر خواهر و برادر قهر باشند ممکن است تا یک ساعت نشان ندهند اما ظرفیت روانی انسانها برای اینکه بتوانند قهر نمانند، محدود است و بعد لغزش های کلامی و رفتاری، خود را نشان می دهند.

گردش شکل دیگری از تحقیق درباره افراد است ولی مسافرت را به هیچ وجه توصیه نمی کنیم. چرا که مسافرت یک فضای هیجانی مثبت ایجاد می کند که افراد در مورد معیارها تخفیف داده عمل می کنند. اینکه می گویند اگر می خواهید کسی را بشناسید با او سفر بروید برای شناخت یک نفر همجنس است. نه با یک نفر از جنس مخالف. مسافرت با جنس مخالف ایجاد وابستگی می کند.

 


منبع: سازمان ملی جوانان

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:48 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازخودت بگو

آیاتاکنون به این جمله توجه کرده اید؟

همسرتان تنها به آن میزان که خودش را دوست دارد می تواند شما را دوست داشته باشد.

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که به هنگام انتخاب همسر می کنیم، توجه به این موضوع است که چقدر "ما" را دوست دارد و چه رفتاری با "ما" دارد، به جای آنکه دقت کنیم که با "خودش" چه رفتاری دارد. در واقع رفتاری که فرد با خودش دارد می تواند گویای اعتماد به نفس او باشد.

کسی که اعتماد به نفسش پایین باشد، برای رسیدن به احساس "خوب" عشق می ورزد، در حالی که یک شخص با اعتماد به نفس بالا عشق می ورزد، زیرا که احساس "خوبی" نسبت به خود دارد.

هرچه اعتماد به نفس همسرتان بهتر باشد، رابطه اش با شما قوی تر خواهد بود. بنابراین مهم است به دنبال نشانه هایی باشیم که حاکی از اعتماد به نفس بالای یک شخص می باشند، برای مثال :

- آیا همسرتان به آنچه هست، افتخار می کند. شما باید به دنبال شخصی باشید که از آنچه هست و از آنچه خواهد شد راضی باشد. در اینجا منظور تکبّر، خودپسندی و تظاهر به شجاعت قلّابی که ملبّس به اعتماد به نفس شده باشد نیست. بلکه عزت نفس حقیقی به انسان حس استواری و قدرت درونی می بخشد. بنابراین یک راه خوب برای تشخیص عزت نفس همسرتان این است که از خود بپرسید، آیا به کسی که هست افتخار می کند یا خیر؟

یک راه پی بردن به اینکه یک شخص چه احساسی به خود دارد، این است که به رفتاری دقت کنید که با خود دارد: غذایی که می خورد، محیطی که در آن زندگی می کند، چگونه از بدن ، و متعلقات خود مواظبت می کند. تمامی این موارد انعکاس هایی از اعتماد به نفس او است. کسی که با خود بد رفتار می کند، برایش اهمیتی ندارد که با شما نیز بد رفتار کند.

هرچه خودتان را بیشتردوست بدارید، احتمال کمتری دارد که به خودتان از لحاظ جسمانی و یا عاطفی آسیب برسانید و در نتیجه کمتر اجازه خواهید داد با شما بد رفتاری شود.

- آیا همسرتان اعتماد به نفس خود را با"عمل کردن" اثبات می کند. آیا او به شما انگیزه می دهد که ریسک کنید و گاهی فراتر از منطقه ی امن خود قدم بگذارید. نقطه مقابل، آدم های "مسامحه کار" هستند. این قبیل افراد از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند از دست به عمل زدن اجتناب می کنند چراکه تا سر حد مرگ از شکست می هراسند و به مراتب احساس بدتری نسبت به خودشان دارند. به دنبال همسری باشید که به جای "فقط" صحبت کردن درباره ی هدف هایش در زندگی در راستای اهداف اش اقدامی نیز صورت دهد.

 

تعدادی از سوالاتی که می توانید در رابطه با اعتماد به نفس از همسرتان بپرسید عبارتند از:

اعتمادبه نفس

1. به چه چیزی بیش از هر چیز دیگر در زندگی خود افتخار می کند (توجه داشته باشید که به راحتی چیزی برای گفتن پیدا می کند یا خیر).

2. چه کارهایی انجام می دهید که نشانگر عشق و توجه شما نسبت به خودتان است؟

3. در گذشته از لحاظ احساسی و روحی چه بد رفتاری هایی را از جانب دیگران نسبت به خود تحمل کرده اید ، آیا باز هم آن ها را تحمل خواهید کرد؟

از دیگر مواردی که شایسته است برای انتخاب به آن توجه شود نگرش فرد نسبت به زندگی است. بهتر است بعد از مطالعه توضیحات زیر خودتان قضاوت کنید.

نگرش مثبت  نسبت به زندگی

بسیاری از ما متأسفانه بدون اینکه بدانیم دید و نگرش همسر آینده مان نسبت به دنیا مثبت است و یا منفی، به وی علاقه مند می شویم. به راستی نگرش مثبت یا نگرش منفی نسبت به دنیا چه اهمیّتی دارد؟

 

برای روشن شدن این موضوع و پی بردن به اهمیّت آن، بهتر است برخی از ویژگی های انسان های مثبت و منفی را بررسی و مقایسه کنیم.

آدم های منفی:

- همیشه بر روی مشکلات تمرکز می کنند و در برابر راه حل های مختلف مقاومت می ورزند؛

- آن هااجازه می دهند که ترس و نگرانی آن ها را اداره کند؛

- به آینده بدبین هستند؛

- و بالاخره این دسته از آدم ها به سادگی به کسی اعتماد نمی کنند.

آدمهای مثبت:

- همیشه بر روی پیدا کردن راه حل تمرکز می کنند؛

- موانع را به "فرصت ها" و سختی ها را به "درس هایی سازنده" بدل می کنند؛

- به توانایی های خود در بهبود اوضاع و شرایط اعتماد دارند؛

- خوشبین هستند و باور دارند که اوضاع را همیشه می توان بهتر کرد؛

- به واسطه ی آگاهی و بینش، در شخصیت خود تغییرات مثبتی به وجود می آورند.

 

طبیعتاً این چنین خواهد شد که آدم های منفی روابط منفی و آدمهای مثبت روابط مثبتی می آفریند. هنگامیکه با شخص مثبت هستید رابطه تان بسیار ساده تر خواهد بودو مشکلات تان را سریعتر حل می کنید

 

از جمله سوالاتی که می توانید در رابطه با نگرش مثبت به زندگی از همسرتان بپرسید عبارتند از :

1. آیا احساس می کنید که مردم اساساً "خوب" هستند و یا اینکه اساساً "بد" هستند؟

2. آیا باور دارید که شرایط و اوضاع بیشتر اوقات به بهترین نحو ممکن تمام خواهدشد؟

3. هنگامیکه به یکباره مشکلات زیادی برایتان به وجود می آید عکس العمل تان چیست؟ و چه ذهنیاتی به سراغتان می آید؟

اکنون قضاوت با شماست که کدام دسته از افراد کاندیدای بهتری برای زندگی مشترک با شما هستند.

نویسنده:سمیه زادهوش

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:48 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

انتخاب همسر به روش اسلام 

دقت درانتخاب


اسلام درباره بسیاری از مسائل ازدواج مثل مهریه، جهیزیه، تشریفات و غیره... به سادگی امر می کند؛ اما وقتی پای انتخاب همسر به میان می آید، به دقت و مواظبت دستور می دهد. به طوری که در آموزه های دینی ما آمده است: خیر النکاح ایسره: بهترین ازدواج آسانترین آنهاست؛ اما در مورد انتخاب همسر می آید: ایّاکم و خضراء الدّمن.... یعنی بپرهیزید از سبزه ای که بر فراز مزبله ای روییده است.


 

در اسلام چگونگی انتخاب همسر با چگونگی ازدواج کردن تفاوت دارد. در حقیقت ازدواج اسلامی، ازدواجی است که در آن آسانگیری و سهولت به جای خود دقت، سختگیری و مواظبت نیز به جای خود رعایت شود.

اما اگر بخواهیم مواظبتی (سختگیری) که برای انتخاب همسر به آن بسیار توصیه شده را به اجرا در آوریم باید به چه ملاکها و معیارهایی حساس باشیم؟

 

زبان ترجمان و بیانگر احوال درون است. از کوزه همان برون تراود که در اوست. امکان ندارد که درون انسان سالم و پاک باشد، اما زبانش

کثیف و با نیش و زخم زبان

 

معیار

معیارهای انتخاب همسر

به طور معمول برای انتخاب همسرباید معیارهایی داشته باشیم، یعنی دختر و پسر باید ملاکها و میزان هایی داشته باشند و بدانند چه همسری می خواهند با چه مشخصاتی و صفاتی؟ این اصل کار است. مانند مسافری که ابتدا مقصد و هدف خود را مشخص می کند و بعد راهی سفر می شود. او اگر فقط بداندکه نیاز به مسافرت دارد، اما مکان و مقصد و هدفی را در نظر نگیرد، مطمئنا به بیراهه می رود.

معیارها، ملاکها و خصوصیات و صفاتی که در انتخاب همسر باید در نظرگرفته شود، دو نوع است:

الف) آنهایی که رکن و اساسند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازمند.

ب) آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی اند و می توان گفت بیشتربه سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد.

 

شرط ازدواج از نگاه پیامبر اکرم (ص)

از جمله ملاک های اساسی در انتخاب همسر تدین است که در اسلام به آن توصیه شده است. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «بر شما باد که همسر دیندار انتخاب کنید.» البته منظور از متدین بودن معنای حقیقی آن است؛ یعنی پایبندی کامل به اسلام؛ اسلام را با جان و دل پذیرفتن و  عمل کردن به آن. باید بدانیم که تدین مانند اصل و ریشه ای است که ثمره های فراوانی دارد از جمله این فواید عبارتند از: عفت، نجابت و حیا که همه این امور می تواند به نوعی تضمین کننده  زندگی زناشویی باشد.

پیامبر در این خصوص می فرمایند: «کسی که با زنی به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به حال خودش وا می گذارد و کسی که فقط به خاطر زیبایی با دیگری ازدواج کند در همسرش امور ناخوشایند خواهد دید! و کسیکه به خاطردین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه ی آن امتیازات را برایش فراهم خواهد کرد.»

 

پیامبراکرم(ص) درباره صفات و ویژگیهای همسرشایسته می فرمایند:

«با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند باشد ازدواج کنید.» در واقع این دو ویژگی به عنوان دو ملاک و معیار درازدواج و انتخاب همسر است و ملاکهای دیگر،

هر چه که باشد اهمیتشان بعد از این دو قرار دارد

 

باید بدانیم یک فرد دیندار نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید. او ممکن است بتواند برخی از نقص های همسرش را تحمل کند اما نقص بی دینی را نمی تواند تحمل کند.  واقعیت این است که بعضی از صفات و خصوصیاتی را که اسلام به آن توصیه کرده، غیر متدین ها هم می پسندند. انسانی که از نظر عقیده و عمل پایبند و معتقد به دین و ایمان نیست، باز هم باید در انتخاب همسر بعضی از صفات متدین ها را درنظر بگیرد.

مثلا عفت، نجابت و پاکی جنسی را همسر غیر متدین نیز باید داشته باشد و گرنه مشکلات فراوانی در زندگیش پیش خواهد آمد. زیرا حتی غیر متدین ها هم نمی توانند بی عفتی و ناپاکی همسرشان را قبول کنند.

اما از دیگر معیارهایی که به عنوان ویژگی اساسی و حتمی برای طرفین ازدواج محسوب می شود اخلاق نیکوست. منظور از اخلاق نیک تنها خنده رویی و خوش خلقی  نیست؛ زیرا که خندیدن همیشه ممدوح نیست و حتی در بعضی مواقع مضموم و ضد اخلاق نیز می باشد، بلکه منظوراز اخلاق نیک، صفات و خلق و خوهای پسندیده می باشد.

 

جایگاه اخلاق نیک درانتخاب همسر

اخلاق نیک

پیامبراکرم(ص) درباره صفات و ویژگیهای همسرشایسته می فرمایند: «با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند باشد ازدواج کنید.»

در واقع این دو ویژگی به عنوان دو ملاک و معیار درازدواج و انتخاب همسر است و ملاکهای دیگر، هر چه که باشد اهمیتشان بعد از این دو قرار دارد. امام رضا (ع) در پاسخ به نامه فردی که از ایشان پرسیده بود فردی از خویشاوندانم به خواستگاری دخترم آمده است که سوء خلق دارد، دخترم را به او بدهم یا نه فرمودند: «اگر بد اخلاق است دخترت را به او نده.»

 

نمونه هایی از اخلاق خوب و بد

اگر بخواهیم درباره اخلاق پسندیده جزئی تر بحث کنیم، باید نمونه هایی را از اخلاق نیک و بد بیان نماییم تا مفهوم و منظور از آن درباره انتخاب همسر روشن تر شود:

1- خوش زبانی و بد زبانی: بد زبانی، زبان درازی، بی ادبانه و بی پروا سخن گفتن و فحش و ناسزا گفتن از نمونه های برجسته بداخلاقی است و خوش زبانی، نرمخویی در سخن و مودبانه سخن گفتن از نشانه های بارز خوش اخلاقی. حقیقت این است که زبان ترجمان و بیانگر  احوال درون است. از کوزه همان برون تراود که در اوست. امکان ندارد که درون انسان سالم و پاک باشد، اما زبانش کثیف و با نیش و زخم زبان.

2-  بزرگواری و حسادت: حسادت از نشانه های مهم اخلاق بد است و بزرگواری از نمونه های برجسته اخلاق پسندیده.

3-  خوش خلقی وکج خلقی: زندگی با همسر کج خلق بسیار مشکل است در حالی که زندگی با افراد خوش خلق و خوش برخورد به شما نشاط و امید می دهد. خوش خلقی یکی ازنشانه های ایمان است و بد خلقی از نمودهای ضعف ایمان.

غیر از این موارد، خلق های نیک دیگری هم هستند که در سمت دیگر آنها  اخلاق ناپسندی قرار دارد. توجه داشتن به این خصوصیات انتخاب همسر می تواند از بسیاری از مشکلات بعدی پیشگیری کند:

حق پذیری و لجاجت

 تواضع عاقلانه وتکبّرو غرور احمقانه

راستگویی و دروغگویی

وقار و متانت در مقابل سبکی و هرزه گی

حسن ظن و سوءظن

بردباری در مقابل کم ظرفیتی و بی تابی

با محبت و عاطفه بودن  در مقابل بی محبتی و بی عاطفگی

 گذشت و کینه توزی

مؤدب بودن و بی ادبی

 شجاعت و ترس

 نرم خویی و خشونت

 وفاداری و بی وفایی

 سخاوت و بخل

قناعت در مقابل  حرص و طمع کاری

 

 

مقالات مرتبط: 

درس هایی برای انتخاب بهترهمسر

چگونه ازدواج کنیم؟

اصولی انتخاب کن

بهترین احساس تاآخرعمر

برای ازدواج هم برنامه می خواهی

شرایط همسرشایسته واهمیت آن

 


نویسنده:سمیه زادهوش

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:49 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

سا لها فاصله بین ماست

یکی از مسائلی که در هنگام انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد،فاصله ی سنی مناسب است .اما چرا اینقدر تاکید می شود که همسرمان را در محدوده ی سنی انتخاب کنیم که بیشترین هم خوانی را با ما داشته باشد؟در این مقاله به برخی معضلات تفاوت سنی زیاد می پردازیم:

اختلاف

1ـ مشکل عدم درک مطلوب یکدیگر

وجود فاصله سنی زیاد موجب آن می‏شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک نمایند. فردی با داشتن 20 سال سن بیشتر، طبیعی است که می‏تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد و گاه نیز ممکن است چنین تجاربی وجود نداشته باشد، ولی فرد بزرگتر لااقل می‏تواند چنین احساسی داشته باشد. لذا داشتن این تجارب و یا احساس داشتن چنین تجاربی، زمینه‏ای فراهم می‏کند که یک شخص، ارزش لازم را به مسایل و نظریات فرد کوچکتر ندهد و همین مسأله، زمینه عدم تفاهم را به وجود می‏آورد که خود سبب پدید آمدن مشکلاتی عظیم در روابط زناشویی خواهد شد. اینان در وضع و موقعیتی هستند که توافق روحی ندارند و نمی‏توانند مسایل و مواضع یکدیگر را درک کنند. این امر گاهی ناشی از اختلاف فاحش سن و تجارب،  تفاوت در دید و جهان‏بینی وبالاخره گاهی نیز مربوط به اختلاف در سلیقه و تجربه خاص زندگی است.

هر چند که در این گونه موارد تلاش می‏شود که زن و مرد به درک مشترکی از یکدیگر نایل آیند، اما با راهنمایی خوب در قبل از ازدواج، می‏توان از بروز چنین مشکلاتی پیشگیری نمود.

 

2-عدم تناسب در تواناییهای جسمی

وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یک در دوره‏ای از زندگانی به سر می‏برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوتهای عمده دارند. مثلاً زنی که 30 سال دارد، در دوران جوانی به سر می‏برد و همسر او که در 55 سالگی است، به مرز پیری نزدیک شده است. یکی در اوج توانایی و دیگری در زمان افول آن قرار دارد. یکی در کارها غالبا فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می‏شود، و گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی‏گیرد و به حساب کم‏کاری گذاشته می‏شود، و یا به عنوان شانه خالی کردن از زیر بار مسؤولیّت مطرح می‏گردد، و وقتی که با این عنوان مسأله را طرح می‏نمایند، طبیعی است که طرف مقابل احساس ناراحتی می‏کند و ممکن است این امر، عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل گردد.

وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می‏کنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می‏کنند حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‏یابد و همین امر در زندگانی مشترک، معضل‏آفرین است.

3ـ انعطاف‏پذیری کمتر فرد بزرگتر

وقتی که دو نفر جوان با یکدیگر زندگی می‏کنند، به دلیل جوانی، قابلیت انعطاف بیشتری دارند. هر چند که نمی‏توان تشبیه کاملی بین انسان و درخت نمود، ولی شاید بتوان گفت که به لحاظ انعطاف‏پذیری، شباهتهایی در خور توجه، وجود دارد. چنانکه بارها ملاحظه نموده ایم، نهالهای جوان امکان تغییر فراوانی دارند، اما درختان قدیمی و مسن، مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشته‏اند.

وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می‏کنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می‏کنند به نظر دیگری توجه نمایند و خود را طوری تطبیق می‏دهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‏یابد و همین امر در زندگانی مشترک، معضل‏آفرین است.

 

4ـ پیدا شدن سوءظن

سوء ظن

گاه وجود فاصله‏های سنی زیاد باعث می‏شود که برخی از مردان، سوءظن‏هایی نسبت به همسر خود پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار،ا قامه نمایند. البته گاه مشکلاتی هم ممکن است پدید آمده باشد،

وجود افکار ناشی از سوءظن شدیددر آنجا که فاصله سنی زن و شوهر زیاد است، بیشتر ملاحظه می‏شود، و نوعی از سوءظن‏هایی که در اختلال شخصیت پارانوئید دیده می‏شود، تردید داشتن نسبت به وفاداری دیگران ـ مثلاً همسر ـ است. در نتیجه به او اعتماد ندارد و لذا حساس و بدگمان به نظر می‏رسد.

 

5ـ عدم ارضای غرایز

یکی از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود می‏تواند عامل مؤثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما نوعامردان در سنین بالا، به لحاظ غریزی افول می‏نمایند، به نحوی که دیگر نمی‏توانند موجبات رضایت همسر را در روابط زناشویی تأمین نمایند و همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج کند. این مسأله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می‏انجامد و در برخی از زنانی که خویشتن‏دار و با تقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزشها دیده می‏شود.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:49 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

گفت و گو هایی برای دوتا شدن

مشاجره

 بیشتر مشاجره‌های لفظی میان زن و شوهرها از حرف‌هایی که میان آن‌ها رد و بدل می‌شود، برمی‌خیزد؛ حرف‌هایی که یا نشان‌دهنده‌ی اختلاف نظر درباره‌ی عقاید و سلایق آن‌هاست یا قرار است منجر به یک تصمیم مشترک برای یکی از امور زندگی شود. اما چرا این اختلافات در دوران آشنایی پیش از ازدواج مجال بروز پیدا نمی‌کنند؟

دلیل اول آن است که تا زمانی که دو نفر زیر یک سقف نروند و زندگی مشترکشان را شروع نکنند، کمتر ممکن است حرف‌هایی از این دست پیش بیاید و دلیل دیگر آن‌که اگر هم پیش بیاید، رودربایستی‌ها و ملاحظات باعث می‌شود، طرفین حرف خود را فروبخورند.

 

پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقع‌بینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، می‌توانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند.

دقت کنید که هیچ‌یک از محورهای پیشنهادی گفت‌وگو که در ادامه می‌خوانید، برای ارزش‌گذاری رفتار شما یا طرف مقابلتان نیست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوت‌ها است. تفاوت‌هایی که اغلب یکی از این سه حالت را دارند: مفید و مکمل هم، قابل اغماض و مدیریت، غیرقابل اغماض و مدیریت‌.

 

محوراول:محاسن خانواده‌ها

 هر یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده‌ است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که به‌عنوان ارزش‌ها و محاسن خانواده‌ی همسر آینده‌اش شنیده است، «ارزش» و «حُسن» می‌داند؟نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه به‌عنوان یکی از خوبی‌های خانواده و اقوام خود می‌پنداشته‌اید، در نظر همسر آینده‌تان، یک رفتار ناپسند یا مشکل‌ساز تلقی شود.

 

محوردوم:معایب خانواده‌ها

هریك از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانواده‌ای را كه در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید كه آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترك با همسر آینده‌اش مشكل‌ساز خواهد بود یا نه؟ (اگر مشكل‌ساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)

همچنین صادقانه بگوید كه افكار و رفتار خودش نیز تحت تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ (اگر تحت تأثیر است، تا چه اندازه؟)

سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید كه آیا می‌تواند با چنین روحیاتی كنار بیاید یا نه؟

 

محورسوم:زمان بچه‌دار شدن

هریك از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی زمان بچه‌دار شدن بگوید.

ممکن است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچه‌دار شد. این عقیده تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج می‌کنند و نگران فاصله‌ی سنی خود و فرزندشان هستند نیست،بلکه کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بیشتر وابسته‌ی هم می‌شوند و رفتارهای کودکانه‌ی خود را  زودتر کنار می‌گذارند.

اما شاید طرف مقابل شما از آن‌هایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آن‌هایی که عقیده دارند تا رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچه‌دار شد. پس در این موارد به صراحت صحبت کنید.

 

محور چهارم:تعداد بچه‌ها

هریك از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی تعداد بچه‌ها بگوید.

ممکن است شما معتقد به تک‌فرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و یا اصلا حوصله‌ی بیش از یک بچه را نداشته باشید.

شاید هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچه‌ی یکی‌یک‌ دانه، خل و دیوانه می‌شود و بچه باید هم‌بازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر تنهایی شما را بیش‌تر پر کند.

پس عقیده‌ی ‌خود را ـ هرچه که هست ـ در این مورد پنهان نکنید.

 

محور پنجم:تربیت بچه‌ها

تأسی به امام حسین علیه السلام در تربیت فرزند

هریك از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی نحوه‌ی تربیت بچه‌ها بگویند.

ممکن است شما معتقد باشید که هنوز هم روش‌های سنتی تربیت و سخت‌گیری به بچه از همان سنین طفولیت، مطمئن‌ترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.

شاید هم معتقد به روش‌های نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه را مستلزم مطالعه‌ی کتاب‌های روان‌شناسی تربیت بدانید.

در هرحال فراموش نکنید که در بحث تربیت، جدال سخت‌گیرانه و آسان‌گیرانه و نیز نبرد سنت و مدرنیزم یکی از زمینه‌های بروز اختلاف است.

 

محورششم:دایره‌ی همدلی و پایبندی

همدلی و پایبندی برای هرکس تعریف خاص خود را دارد.

ممکن است شما نوع برخورد یا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشان‌دهنده‌ی میزان پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.

یا ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم به‌خاطر ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیرفامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات‌ خود با آن‌ها باشید.

این هم ممکن است که شما نگران گذشته‌ی نامزدتان باشید.‌

اما درهرحال دو چیز را از یاد مبرید:

اول این‌که؛ هرگز نمی‌توانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید.

دوم این‌که؛ از ماجراهای گذشته‌ی خود، آن‌چه را که ممکن است در آینده برای زندگی مشترکتان مشکل‌ساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را یادآور شوید، اما در گذشته‌ی یکدیگر بیش از این جست‌وجو نکنید.

 

محورهفتم:خرج کردن

از نظر شما چه هزینه‌هایی خرج لازم و چه هزینه‌هایی خرج زائد هستند؟

ممکن است کاری که شما به حساب صرفه‌جویی خود می‌گذارید، همسر آینده‌ی شما به پای خساست شما بگذارد.

در اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر می‌دانید؟ نمونه‌هایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آن‌ها را مثال بزنید.

مثلا ممکن است شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصه‌ای برای بروز چشم و هم‌چشمی‌ها تلقی کنید.

شاید هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال عمل کرد.

نظرتان در مورد خرج کردن برای سرگرمی‌هایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالری‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟

 

محورهشتم:پیشرفت مالی

پیشرفت مالی

آیا شما فکر می‌کنید که طی هر یک‌ سال باید پیشرفت‌های مهمی در زندگی‌تان محقق شود یا در عرض کمتر از یک ‌سال؟

آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر برنامه‌های کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به ‌عنوان کسی که از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای برنامه‌های‌تان می‌دانید؟

آیا شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از خانه شغلی داشته باشد؟

نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانه‌ی مناسب و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدل‌بالا و یک ویلا در منطقه‌ای خوش‌ آب و هوا؟ یا...؟

 

محورنهم:اوقات فراغت و امور منزل

به نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟

امور منزل و کارهای عقب‌افتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما چه‌قدر است؟ بیشتر اهل کدام‌یک از این کارها هستید؟

آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصله‌تان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟

به نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل مثل: رُفت ‌و روب، شست ‌و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچه‌ها و... ـ تا چه‌‌ اندازه باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.

چه‌قدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟

دوست دارید چه‌مقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چه‌مقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟

 

محوردهم:صمیمیت و احترام

دایره‌ی پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجره‌های لفظی را چه‌گونه ترسیم می‌کنید؟

آیا درصورت بروز مشاجره‌ با یک شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او می‌کنید، یا کل شخصیت و کل رابطه‌ای را که با او دارید، زیر سوال می‌برید؟

ابراز علاقه، عشق ومحبت  همسرتان باید چه‌گونه باشد؟ با حرف‌های محبت‌آمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهای زناشویی؟

توقع دارید همسرتان هرکدام از این کارها را با چه فواصل زمانی و در چه اوقاتی برای شما انجام دهد؟

تا چه اندازه آمادگی پیش‌قدم شدن برای انجام هرکدام از این کارها را دارید و تا چه اندازه متوقع‌ هستید همسرتان در این موارد پیش‌قدم شود؟

برگرفته از عصرایران

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:49 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

عشق بدون اشک

عشق

دلم خوشه که شوهر کردم. از همان روزهای اولی که به خواستگاری آمدند و در تحقیقاتی که طی مراحل مختلف خواستگاری انجام دادیم متوجه نوعی رشد نایافتگی او شده بودم اما به دلیل اینکه از بعضی جهات احساس می کردم معیارهای من رو برای انتخاب همسر داره این مسائل رو جدی نگرفتم. الان یک سالی میشه که با هم ازدواج کردیم اما متوجه مشکلات و نواقص زیادی در روح و روانش شدم که فکر می کنم به هیچ وجه تناسب لازم رو برای همسری یکدیگر نداریم و از نظر قدرت مواجهه با مسائل خیلی تفاوت داریم. برخلاف ظاهر پرمدعا و معتمد به نفس از حقارت درون زیادی رنج می بره. حتی در این سن و سال قدرت تصمیم گیری نداره و در بیشتر مسائل زندگیش این پدر و مادرش هستند که مختارند برای او عمل کنند. او حتی در نگهداری وسائل شخصی خودش هم ناتوانه و قادر نیست بعضی از اونها رو به مدت طولانی حفظ کنه. دائم یا پول گم می کنه یا گوشی موبایل یا .... به هیچ یک از قول و قرارهایش نمی تونم اعتماد کنم و نوسان زیادی در خواسته ها و برنامه هاش میشه مشاهده کرد. از همه بدتر اینکه پس از 35 سال که از سنش می گذره هنوز شغل درست و حسابی نداره و در این موضوع هم ثبات لازم رو پیدا نکرده. زندگیم در آستانه سقوطه. احساس می کنم در انتخابم اشتباه کردم و حال آنکه در همان زمان می تونستم بیش از این در موردش کنکاش کرده و زوایای شخصیتی اش رو بیشتر بشناسم.

 

همکاری دو فرد در ازدواج در صورتی می تواند ثمربخش و سودمند و بقاپذیر باشد که عقربه روحیات و غرائز و طرز تفکر هر دو همسو باشد. در غیر این صورت ریسمان وحدت به ضعف و سستی گراییده و سرانجام گسسته می شود. در تشریح علت این پدیده یک عامل بیش از همه موثر است و آن اینکه در گزینش همسر محاسبات غلط جایگزین مطالعات صحیح بوده و اصول صحیح رعایت نشود.

اگر در زمانی که از یک فرد بالغ انتظار داریم بتواند مسئولیت هایی را برعهده بگیرد و رفتارهایی رشد یافته، مستقل و سامان دهنده را بروز دهد، مانند یک کودک رفتار کند، بلاتکلیف باشد، به حمایت افراطی نیازمند باشد، قادر به رفع ایرادها و اشکال های خود نباشد و ... می توان نتیجه گرفت که او لایه بالغ شخصیت خود را رشد نداده و همچنان یک کودک باقی مانده است.

روان شناسان معتقدند که در دوران کودکی به خصوص در پنج سال ابتدایی هر شخص پایه های شخصیتی شکل می گیرد و اختلالات و موانع تربیتی و سبک ها و شیوه های مخرب در این دوران می تواند گاه کل زندگی فرد و حتی کیفیت همسرداری و فرزندان او را تحت الشعاع قرار دهد. شوهر تمثیلی داستان فوق دوران کودکی تحقیرآمیز و پدر و مادری فوق العاده مداخله گر داشته و در همان زمان تا به حال او را در حالتی از وابستگی و عدم بلوغ حفظ کرده اند. اشخاص در لایه های شخصیتی خود از سه بخش تشکیل می شوند. کودک، والد و بالغ.

 

انتخاب همسر

هر یک از این بخش ها به مرور پس از طی مراحل مختلف رشد تشکیل می شوند و در بزرگسالی جنبه های مختلف زندگی را دربر می گیرند. انسان های متعادل باید قادر باشند از هر لایه شخصیتی به جا و در جای مناسب استفاده کنند. لذا اگر در زمانی که از یک فرد بالغ انتظار داریم بتواند مسئولیت هایی را برعهده بگیرد و رفتارهایی رشد یافته، مستقل و سامان دهنده را بروز دهد، مانند یک کودک رفتار کند، بلاتکلیف باشد، به حمایت افراطی نیازمند باشد، قادر به رفع ایرادها و اشکال های خود نباشد و ... می توان نتیجه گرفت که او لایه بالغ شخصیت خود را رشد نداده و همچنان یک کودک باقی مانده است.

 

اگر والد و کودک شخصیت هر کس را دو بال هواپیما تصور کنیم. من بالغ بدنه هواپیماست که تعادل را بین این دو بال حفظ می کند. در واقع بالغ بر مبنای جمع بندی و تجزیه و تحلیل اطلاعات کار می کند. و کودک مجموعه احساسات، غرایز و عواطف انسانی است که در جای خود انرژی دهنده و انگیزه آور است اما در جایگاهی نامناسب مثل جنبه هایی از زندگی مشترک می تواند آسیب زننده باشد. یک لایه کودک سالم و خوب احساسات هدایت شده دارد و نیازهایش ارضا شده اند. اما یک کودک ناسالم و بد نیازهایش ارضا نشده و از محیط و حتی خودش ناراضی است.

 

 کودک آزرده درونی همیشه به دنبال کسی برای نجات می گردد ولی خواسته یا ناخواسته افرادی را که در زندگی به حمایتش می آیند می آزارد. شوهر تمثیلی این داستان هر گونه راهنمایی و ارشاد را به منزل تحقیر و سرکوب قلمداد می کند و با وجود میل درونی برای تغییر و اصلاح، نمی تواند سررشته حمایت ها را برای  اصلاح خود به دست بگیرد.

همه این مطلب را مقدمه ای دانستیم برای یک نتیجه کوتاه اما بسیار مهم و آن اینکه یکی از معیارهای انتخاب را در اصالت خانواده  طرف مقابل و سبک های تربیتی موجود در آن بدانیم. شخصی که در یک خانواده متعادل و رشد دهنده تربیت نشده نمی تواند در نحوه رفتار و کردار خود و روابط متقابلش حالتی از اعتدال را حاکم کند و نیازها و نواقص پاسخ داده نشده ای را با خود همراه دارد تا به صورت عوامل مختل کننده رفتاری پس از ازدواج به کار گیرد.

کودک آزرده درونی همیشه به دنبال کسی برای نجات می گردد ولی خواسته یا ناخواسته افرادی را که در زندگی به حمایتش می آیند می آزارد. شوهر تمثیلی این داستان هر گونه راهنمایی و ارشاد را به منزل تحقیر و سرکوب قلمداد می کند و با وجود میل درونی برای تغییر و اصلاح، نمی تواند سررشته حمایت ها را برای  اصلاح خود به دست بگیرد.

 

 او برداشت ها و نگرش های مثبتی از آدم ها و زندگی ندارد و قادر نیست وقایع را آنچنان که هست تحلیل نموده و به نتیجه برساند. لذا لازم است تا پیش از ازدواج سلامت روانی شخص و خانواده اش را در الویت های شناخت قرار دهیم و در نحوه رفتار و گفتار و کیفیت کودکی شخص بازنگری و دقت داشته باشیم. البته لزوم مشاوره های پیش از ازدواج در این جا بیشتر احساس می شود چرا که ریشه های اختلال در کودکی افراد به پیچیدگی های خاصی در بزرگسالی منجر می شود و شناخت آن بهتر است توسط متخصصین رفتاری و اهل فن انجام شود. زن و شوهر در آموزه های قرآنی «هن لباس لکم و انتم لباس لهن (بقره/187)» مکمل، آبرو بخش و رازپوش یکدیگرند. انسان با لباس ژولیده و نامرتب در جامعه نمی تواند با سرافرازی زندگی کند. بنابراین با انتخابی صحیح می توانیم یک عمر لذت همراه و همسری حفاظت کننده و رازدار و کفایت کننده سلامت را داشته باشیم.  

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:50 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

قدم اول در ازدواج

( حصول اطلاعات اولیه – خودشناسی – توافق با والدین)

 

حصول اطلاعات اولیه

- اگر قصد ازدواج دارید، واجب است اطلاعاتی درست در رابطه با اهداف، فواید و ضرورت های ازدواج کسب کرده و با آگاهی کامل در این زمینه اقدام کنید.

- تو دختری واو پسر(یا بالعکس)، با دو دنیای متفاوت! سعی کنید در مورد روحیات و خلقیات جنس مخالف، مطالعه داشته باشید.

رو راست بودن و کنار گذاشتن دروغین و نیرنگ هنگام خودشناسی به شما فرصت می دهد شخصیت پنهان شده در پس رفتارهای ظاهری تان را بهتر بشناسید.

ابعادخودشناسی

آیا می دانید برای اینکه انتخابی صحیح داشته باشید، و برای اینکه پیدا کردن مکمل زندگی تان آسان تر شود، باید اول از شناخت روحیات و خلق و خوی خودشروع کنید؟!

- شخصیت، حالات و رفتارهای که در حال حاضر از خود بروز می دهید خود فعلی شماست، حالات درونی و شخصیت واقعی و باطنی شما به دور از دورویی ها و... خود واقعی شما را تشکیل می دهد و آنچه دوست دارید که باشید و به آن برسید خود ایده آل شماست.

- برای خودشناسی لازم است آنچه را که امروز هستید در نظر بگیرید نه ایده آل هایی را که در زندگی، آرزوی رسیدن به آن ها را دارید.

قدم اول در ازدواج

- یک نکته ی مهم! رو راست بودن و کنار گذاشتن دروغین و نیرنگ هنگام خودشناسی به شما فرصت می دهد شخصیت پنهان شده در پس رفتارهای ظاهری تان را بهتر بشناسید.

- برای شناخت خود، از سؤالاتی در ابعاد مختلف شروع کنید و با پاسخ گویی به آن ها (ضمن کمک گرفتن از دیگران) در پی شناخت خصوصیات اخلاقی و شخصیتی خود باشید. مثلاً از خود بپرسید واجبات دینی، محرمات، مستحبات، برای من در چه درجه ی اهمیّتی هستند.

- آگاه باشید با وجود آنکه راه تکامل و رشد همواره به روی شما باز است و شما فرصت رفع معایب خود را دارید ولی شما با واقعیت های درونی تان چه از لحاظ خلق و خوی و چه از لحاظ عادات و اعتقادات زندگی می کنید بنابراین در خودشناسی با خودتان صادق باشید و جهت تعیین اولویت ها و معیارهای مدنظر تان در ازدواج ابتدا خود را واکاوی نمایید.

- پرسش از دیگران (پدر و مادر، دوستان همفکر و...) در مورد خودتان نیز می تواند در شناخت شما از خود راه گشا باشد.

در اینجا نمونه ای از سؤالات خودشناسی آورده شده که می توانید آن ها را انتخاب کرده و پاسخ دهید.

 

بعد اعتقادی و مذهبی

1. نقش خدا در زندگی شما چیست؟

2. توسل به ائمه چه جایگاهی در زندگی شما دارد؟

3. چقدر به واجبات، محرمات و مستحبات دین مقید هستید؟

 

بعد اخلاقی

خلق و خوهای خاص شما چیست؟ (زود رنج و حساس، کمی عصبی، مهربان و عاطفی و...).

- سعی کنید به دنبال فراگیری و ملکه کردن صفات نیک در وجودتان باشید به خصوص صفات و خلق و خوهایی که در زندگی آینده تان مؤثرند مثل (گذشت، مهرورزی و...)

 

بعد فرهنگی

ارزش، هنجار، باور، اخلاقیات، عادات، آداب و رسوم، نحوه زندگی خانوادگی، مراسم و آیین ها، سلایق، الگوها، معاشرت ها، نحوه ی برقراری ارتباطات، اعتقادات و... همگی اجزای تشکیل دهنده ی فرهنگ هستند.

1. الگوی شما در زمینه های مختلف (مذهبی، اخلاقی، تحصیلی و...) کیست؟ الگوی خانواده تان چه طور؟

2. ویژگی اخلاقی حاکم بر خانواده ی شما چیست؟ (خانواده ای آرام، صبور، کاملاً رسمی، مقید به رعایت اصولی خاص، مهمان نواز، مؤدب و خونگرم و...)

3. چقدر مهمان نوازید و به معاشرت و رفت و آمد با دیگران تمایل دارید؟ خانواده تان چه طور؟

 

بعد سلامتی

1. آیا بیماری خاص روحی یا جسمی دارید؟ در صورت داشتن، آیا درمان پذیر است؟

2. آیا بیماری شما مانعی برای ازدواج محسوب می شود یا خیر؟ نظر پزشک در این مورد چیست؟

 

بعد خصلت های شخصیتی (درون گرا، برون گرا)

1. آیا حضور در جمع و برقراری ارتباطات اجتماعی شما را خرسند می کند؟

2. آیا توانایی و تمایل دارید که افکار و احساسات تان را به راحتی بیان کنید؟

 

بعد خانواده

1. اعضای خانواده شما چند نفرند؟ خلقیّات خاص هر کدام چیست؟

2. آیا خانواده شما با اعتیاد یا انواع بزه کاری مواجه بوده است؟ واکنش شما و دیگر اعضا در این باره چگونه بوده است؟

 

بعد اقتصادی

1. شاخصه های رفاه اقتصادی برای شما و خانواده تان چگونه تعریف می شود؟

2. چقدر مقید به رزق حلال، پرداخت خمس و زکات مال، برکت رزق، انفاق، صدقه و... هستید؟

3. آیا با پس انداز کردن موافقید؟ آیا پس اندازی دارید؟

4. اگر در وضعیت اقتصادی بالایی قرار دارید آیا در خود قدرت تطبیق با شرایط مالی متوسط یا پایین را می بینید؟

اگر با کم شدن رفاه اقتصادی تان حس می کنید آرامش خود را از دست می دهید، خوب است بدانید که مسائل اقتصادی برای شما اهمیّت ویژه ای دارد.

 

بعد اجتماعی

1. چقدر با اجتماعات خارج از خانه در تعاملید؟

2. حضور یا عدم حضور در اجتماع چقدر برای شما اهمیّت دارد؟

 

بعد ظاهری

خوب است بدانید وضعیت ظاهری عنایت خداست و ما نقشی در انتخاب آن نداشته ایم. اگر دارای حسن صورت هستید، مراقب باشید مغرور نشوید، این زیبایی پایدار نیست و اگر ظاهر جذابی ندارید حتماً خداوند صفات و ویژگی های مثبتی در شما قرار داده است، سعی کنید آن ها را تقویت کنید. داشتن سیرت زیبا مهم است نه صورت زیبا.

1. آیا پوشش خود را متناسب با شرع و عرف عقلایی جامعه و... می دانید؟

2. به نظافت شخصی و آراستگی لباس چقدر اهمیّت می دهید؟

 

بعد سیاسی

1. مسائل سیاسی چقدر برای شما مهم است؟

2. اخبار کشور را دنبال می کنید یا نه؟

 

بعد سلیقه

1. تفریحات شما چیست؟

2. در اوقات فراغت چه کارهایی انجام می دهید که از انجام آن ها لذّت می برید؟

3. از میان تفریحات و سرگرمی هایی که عموم مردم انجام می دهند، چه تفریحی شما را آزار می دهد؟ چه نوع سرگرمی هایی را دور از شأن خود می دانید؟

 

بعد استعداد تحصیلی

1. مدرک تحصیلی شما چیست؟

2. برنامه علمی آینده تان چیست؟ آیا قصد ادامه تحصیل دارید؟

 

بعد هوشی

سطح هوش خود را چگونه ارزیابی می کنید؟ میزان پذیرش و یادگیری شما در فهم و درک مطالب چقدر است؟

آیا مطالب و موضوعات را به سهولت فرا می گیرید یا به سختی؟

 

توافق با والدین

- بهتر است اقدام به ازدواج همراه با توافق نسبی با والدین باشد، تا از ایجاد مشکلات در آینده جلوگیری شود.

- اغلب ازدواج های بدون توافق با والدین از ابتدا دچار استرس و مشکل و معضل می شود.

- اگر احساس می کنید که زمان ازدواج شما فرا رسیده است اما خانواده چنین اعتقادی ندارند با صبر و حوصله و بیانی نرم و منطقی دلایل خود را جهت ازدواج برای آن ها شرح دهید تا نگران خام و احساساتی بودن تصمیم شما نباشند و در هر حال بدون توافق با آنان از اقدام خودسرانه بپرهیزید.

- اگر والدین تان دلایل شما را نمی پذیرند و به مخالفت خود ادامه می دهند، می توانید از یکی از بزرگان فامیل یا آشنایان که مورد اعتماد و احترام شما و خانواده تان است کمک بگیرید.

- بدانید که اگر دست به ازدواج بدون توافق با والدین تان بزنید حمایت آن ها را نیز از دست خواهید داد.

برگرفته ازمجموعه کتاب های آینه وشمعدان

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:50 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

یک قاشق حواس جمع

اکثر ما در ابتدا جذب کسانی می شویم که یک ویژگی شاخص شخصیتی دارند مثلاً: توانایی برای شاد کردن دیگران، نرمی و لطافت و...

در حالیکه هریک از این ویژگی ها می تواند لذت بخش باشد، اما واقعیّت این است که در خوشبختی شما نقش چندان تعیین کننده ای ندارند؛ بدین منظور بهتر است به دنبال شناخت منش و شخصیت فرد باشید. این منش و رفتار یک شخص است که تعیین می کند آن فرد با خود، با شما و در نهایت روزی با بچه های شما چگونه رفتار خواهد کرد. در واقع منش و رفتار، زیربنا و اساس هر رابطه ی سالم است. چنانچه رابطه را یک کیک فرض کنیم، ویژگی های شخص مانند خامه و افزودنی های روی کیک و منش و شخصیت فرد به مثابه خمیر مایه ی کیک است.

بنابراین انتخاب همسر تنها بر اساس یک یا دو ویژگی جالب و نادیده گرفتن سایر خصلت ها و ماهیت واقعی فرد و احیاناً ضعف های مهلک او نادرست است..

نکته ی کلیدی در انتخاب همسر مناسب این است که به دنبال شخصی با "شخصیت" و "منش" خوب باشید نه فردی که تنها از محبوبیت برخوردار است.

 

"تعهد به رشد شخصی" و" باز بودن احساسی" دو ویژگی مهم شخصیتی هستند که باید در انتخاب همسر مورد توجه خاص قرار گیرند. در ادامه به طور مختصر در مورد این دو ویژگی بحث خواهیم کرد.

رشد شخصیت

تعهد به رشد شخصی

تعهد به رشد شخصی به این معناست که:

1- همسرتان متعهد می شود تاسرحد ممکن برای اینکه همسری بهتر باشد، بیاموزد. زمانی که شما  کسی را دوست دارید که او برای رشد، شکوفایی و تحول شخصیش ارزش و بهای زیادی قائل است، درحقیقت به سهولت و آسانی رابطه تان از همان ابتدا تضمین شده است؛ صرف نظر از اینکه بگو مگوی کوچکی یا یک بحران بزرگی رخ دهد.

در حقیقت باید همسرتان مایل باشد با استفاده از تمامی منابع موجود برای این مهم که چگونه همسر مهربان و دلسوزتری باشد، بیاموزد. تنها وقتی که همسرتان متعهد به آموختن باشد (البته به موازات شما) رابطه ی شما به جای آنکه به یک نبرد قدرت تبدیل شود که در آن هریک از طرفین سعی دارد ثابت کند خودش "حق به جانب" است و دیگری در اشتباه؛ به سفری مهیّج در جهت آموختن و رشد شخصی بدل خواهد شد؛

 

 2- بسیار خوب است که همسرتان مایل باشد به اشکال مختلف از قبیل: کتاب، نوار، سخنرانی، سمینار و در صورت لزوم مشاوره و روانکاوی، کمک و راهنمایی دریافت کند. بسیاری از روابط هنگامی که یکی از طرفین نیاز به اصلاحات را تشخیص داده باشد ولی دیگری از همکاری سرباز زند، دچار بحران می شوند.

اگر یکی از زوجین از دریافت راهنمایی و کمک حرفه ا ی به هنگام لزوم خودداری کند، دستیابی به یک رابطه موفق بسیار مشکل خواهد بود.و این دقیقاً همان چیزی است که باید در ابتدای رابطه به آن توجه شود.

 

 3-  همسرتان در جهت رشد شخصی خود، اهدافی قرار داده است و شما نیز با گذشت زمان شاهد تغییرات به خصوص و مثبتی در او هستید.

 مهم است، کسی را انتخاب کنید که نه تنها به بزرگ شدن و رشد شخصی علاقه مند است، بلکه در این راستا کاری نیز صورت می دهد. بسیاری از مردم در حد صحبت کردن به بهبود و ارتقاء شخصی می پردازند ولی هنگامی که پای عمل به میان می آید جا می زنند.

 

برخی از سؤالاتی که می توانید در رابطه با " تعهد به رشد شخصی" از همسرتان بپرسید عبارتند از :

1. ظرف سالهای گذشته در رابطه با عواطف و احساسات خود چه چیزی آموخته اید؟ این آموخته هایتان چه تغییراتی را در شما ایجاد کرده اند؟

2. از روابط گذشته ی خود چه آموخته اید؟ و برآن اساس در روابط فعلی خود تا چه حد متفاوت عمل می کنید؟

3. هنگامیکه در گذشته، شما و یا روابط تان دچار بحران می شدند، از چه منابعی کمک می گرفتید؟( کتاب، مشاوره، روانکاوی و...) آیا مفید واقع می شدند؟

ابراز احساسات

باز بودن روحی و احساسی

داشتن یک رابطه صمیمی تنها به این معنا نیست که در یک خانه زندگی کنیم، بلکه به معنای سهیم شدن احساسات با یکدیگر است. از این روست که یکی از ویژگی های مهمی که باید در همسر آینده خود به دنبال آن باشید، باز بودن روحی و احساسی است. به این معنا که همسر شما:

- احساس دارد؛

- می داند چه احساسی دارد؛

- مایل است که آن احساسات را با شما در میان بگذارد؛

- می داند که"چگونه" آن احساسات را به شما بیان کند.

 

عذر و بهانه های بی شماری از طرف مردان و زنان وجود دارد که در روابط شان ناشاد بوده اند و این شکایت را داشته اند که همسرشان احساساتش را بیان نمی کند.

چنانچه همسرتان نتواند احساسات خود را به زبان بیاورد و آن ها را با شما در میان بگذارد، آمادگی یک رابطه ی صمیمی را ندارد.

یک تعربف دیگر برای " باز بودن روحی  احساسی" ، " سخاوت احساسی" است. از کلمه سخاوت معمولاً این معنا استنباط می شود که برای نمونه شخصی از لحاظ مالی سخاوتمند است و یا از وقت اش به راحتی برای دیگران مایه می گذارد و...

اما در این جا منظور این است که همسری پیدا شود که در رابطه با عشق خود با شما سخاوتمند باشد.

نقطه مقابل سخاوت روحی، "خساست روحی" است؛ بدین معنا که همسرتان احساس و علاقه خود را از شما دریغ کند.

در واقع اهمیت سخاوت احساسی و باز بودن احساسی همسرتان این است که، به شما امکان می دهد به احساسات و عواطف درونی او دسترسی داشته باشید.در حقیقت باز بودن عاطفی یک شخص، کلید قلب او را به شما می دهد.

 

سؤالاتی که در رابطه با باز بودن احساسی همسرتان می توانید از او بپرسید عبارتند از :

1. آیا در هنگام بیان احساسات خود با کسانی که دوست شان دارید، احساس راحتی می کنید؟

2. معمولاً چه وقت دلتان را می گشایید و از احساسات خود با دیگران صحبت می کنید؟ پس از آنکه این کار را کردید چه احساسی دارید؟

3. آیا فکر می کنید عدم توانایی تان در بیان احساسات، در روابط شما سبب مشکلاتی شده باشد؟

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:50 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

همسر شایسته من کیست؟

انتخاب همسر

 انتخاب همسر مهم ترین انتخاب در زندگی هر شخص است. انتخابی که قرار است علاوه بر برآوردن نیازهای همسری نقش پدر یا مادر را نیز برای فرزندانمان داشته باشد. برای آن که معیارهای مناسبی برای انتخاب همسر در دست باشد ، به پاره ای از ویژگی های یک همسر شایسته اشاره می شود:

 خصوصیات شوهر شایسته

 دیانت و تقوی : شوهری که متدین و با تقوی باشد، حقوق همسرش را حفظ می کند و هیچ گاه در پی هوس های نامشروع نیست، به او احترام می گذارد و از هرگونه ستم احتراز ( دوری ) می کند.

 حسن خلق: یکی از ویژگی های شوهر شایسته آن است که از نظراخلاقی مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستی مخلص باشد.

فعّال و تلاشگر : شوهر باید برای تأمین نیازمندی های مادی و معنوی خانواده اش کوشش و فعالیت نماید. بدترین شوهر کسی است که در خانه بنشیند و همسرش را برای تهیه مایحتاج خانه به کار وا دارد.

 عفّت زبان : بیان ، یکی از عوامل تشکیل دهنده شخصیت است. کسی که در گفتار با کلمات توهین آمیز و فحش و ناسزا دیگران را بیازارد، عفت زبان ندارد. چنین فردی قبل از هر کس همسرش را مورد حمله قرار می دهد و در برابر هر چیزی که مطابق میلش نباشد به ناسزاگویی می پردازد. بنابراین ، داشتن عفت زبان یکی از خصوصیات یک شوهر شایسته است.

 سخاوت : فردی که خِسّت و بخل را بر خود و دیگران روا دارد ، شوهر خوبی نخواهد بود. بخشش و فراهم کردن رفاه و توسعه دادن به زندگی خانواده از طریق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصیات یک شوهر خوب است. تهیه هدیه و کادو برای همسر از اعمالی است که یک شوهر شایسته به مناسبت های مختلف انجام می دهد. 

یکی از ویژگی های شوهر شایسته ، داشتن هوش و ذکاوت کافی و تخصص است. چنین شوهری آموزش لازم برای اشتغال به کسب حلال را دیده؛ و هر اندازه علم و کمالش بیشتر، و هوش و درایتش زیادتر باشد ، شایسته تر خواهد بود.

 مهمان نوازی : مردی که نان خانه اش را کسی ندیده و درِ منزلش را به روی دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبی نخواهد بود. این مرد باید بداند همسرش که در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خویشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمی تواند با آنان قطع رابطه کند. بنابراین مهمان نوازی و معاشرت با خویشاوندان از صفات یک شوهر خوب است.

 آراستگی : همانطور که شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد ، خودش نیز باید به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت کافی بنماید. خیلی از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و همیشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار می گیرند.

انتخاب همسر

 امین بودن :

مرد باید از هرگونه پنهان کاری یا عدم صداقت با همسرش بری باشد؛ زن ، امین او و او ، امین زن باشد. در این صورت است که زندگی ، سعادت و خوشبختی را به دنبال خواهد داشت.

 اصالت و نجابت خانوادگی : از ویژگی هایی که در شوهر اهمیت خاص دارد ، یکی وراثت و دیگری محیط است که اصالت خانوادگی هر دو را در بر دارد. بنابراین دختران باید در نظر داشته باشند فردی را به شوهری برگزینند که از یک خانواده نجیب و خوشنام بوده و در یک محیط خانوادگی سالم بزرگ شده باشد.

عاقل و خردمند : یکی از ویژگی های شوهر شایسته ، داشتن هوش و ذکاوت کافی و تخصص است. چنین شوهری آموزش لازم برای اشتغال به کسب حلال را دیده؛ و هر اندازه علم و کمالش بیشتر، و هوش و درایتش زیادتر باشد ، شایسته تر خواهد بود.

 خلاصه می توان گفت که زن باید از ازدواج با مردی که دارای ضد ارزش های زیر است، خودداری کند.

شرابخوار ؛   بد اخلاق ؛  بد چشم و بی بند و بار؛  بدبین (”سوء ظن” ، نه ”غیرت”) ؛  خسیس ؛

 بدون احساس مسئولیت ؛تنبل؛ سفیه و ناهنجار؛

 خصوصیات زن شایسته

مسلما برای زن نیز لازم است تا در رفتار و گفتار خود دیانت داشته و موازین شرع را رعایت کند . زندگی با زنی که متقی است بسیار آسان تربوده و در مسیر بهتری قرار می گیرد چرا که افراد مومن خود را ملزم به رعایت اصول انسانی و شرعی می دانند و مشکلات رفتاری کمتری خواهند داشت.

 

انتخاب همسر

 هماهنگی با شوهر :

برای حفظ هر نظامی هماهنگی ضروری است. بنابراین چنانچه زن با شوهر هماهنگی نداشته باشد و از او تبعیت ننماید ، نظام خانواده به هم خواهد خورد. بدیهی است هماهنگی زن با شوهر در اموری است که خارج از منطق و وظیفه نباشد ، و متقابلاً شوهر نیز باید در این هماهنگی، مقابله به مثل نماید.

 

 زینت و آرایش برای شوهر : زن باید برای جلب توجه شوهر به نظافت و آرایش خود برسد و لباس آراسته بپوشد. انجام این امر به قدری مهم است که در بعضی از موارد به از هم پاشیدگی اساس خانواده می انجامد. در اینجا لازم به یادآوری است که هیچ شوهری از زنی که برای دیگران خودآرایی و خودنمایی کند، خوشش نمی آید.

 داشتن پوشش مناسب : زنان باید بدن خود را از نامحرم بپوشانند. یکی از عللی که در غرب بنیان خانواده را سست کرده و از هم گسیخته ، خودنمایی زنان با بدن های عریان است. مردان ایرانی ،حتی افراد بی بند و بار و به اصطلاح متجدد، زنی را که با اندام بدون پوشش و لباس های کوتاه و تنگ در برابر نامحرم ظاهر شود، برای همسری نمی پسندند.

کسی که در گفتار با کلمات توهین آمیز و فحش و ناسزا دیگران را بیازارد، عفت زبان ندارد. چنین فردی قبل از هر کس همسرش را مورد حمله قرار می دهد و در برابر هر چیزی که مطابق میلش نباشد به ناسزاگویی می پردازد.

اصالت خانوادگی : چون وراثت و تربیت اساس رفتار انسان را تشکیل می دهد ، بنابراین منظور از اصالت خانوادگی آن است که دختر در خانواده ای مؤمن و با فرهنگ تربیت شده و از نظر وراثت نیز زمینه داشته باشد ؛ در این صورت متخلق به اخلاق حسنه خواهد بود.

 عاقل و خردمند : زنی که یک عمر با مردی مصاحبت دارد، باید باهوش و خردمند باشد. عقل و خرد از ویژگی های زن شایسته است.

مصاحبت با او گرفتاری سختی است و فرزندان او ضایع و مهمل خواهند بود. در توضیح این مطلب باید گفت چون وراثت در میزان هوش مؤثر است بنابراین احتمال کم هوشی در کودکان با والدین کودن و کم هوش زیادتر است. وانگهی زن بی سواد یا کم سواد قادر به رفع نیازهای خانوادگی و به ویژه مسائل تربیتی فرزندان نخواهد بود.

بنابراین از ازدواج با زنی که واجد ضد ارزش های زیر باشد، باید خودداری کرد:

بی بند و بار؛  بی حجاب؛  بد اخلاق و عبوس؛  بی عفت؛ خودپسند و از خود راضی؛  کینه توز؛  لجباز و ناسازگار؛ بد زبان و درشت گفتار.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:00 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

عشق و ازدواج با رنگ ترحم

خانه عشق

حدود چند ماهی هست كه با دختری قصد ازدواج دارم ولی مشكلاتی هست كه تصمیم گرفتیم مشاوره كنیم تا آنها را حل کنیم! پس از آشنایی مقدماتی متوجه شدم که او خیلی كم حرف بوده و بارها قصد خودكشی داشته و خیلی از لحاظ روحی مشكل داره.

در نوجوانی بر سر مسایلی با خانواده دچار مشکل شده و آنها با بد رفتاری هایی مثل زندانی كردن در خانه با او برخورد می کردن. بعد از خودكشی حال روحیش وخیم شده و دوسال نمیتونه ادامه تحصیل بده .بعدها چون همیشه تو خونه بوده، به خاطر دعواهای مادر وپدرش با همدیگه حالش بدتر می شه و در هر دعوا و مشاجره تپش قلب گرفته وگاها دچار حملاتی میشه که  نمی تونه خودشو كنترل كنه حملاتی كه باعث می شه بخنده.  گریه كنه.  خودشو بزنه و و و و.

 

الان شرایط طوری هست كه ماهی یكبار یا برای خرید میبرنش بیرون یا مهمونی . ما واقعا به هم علاقه داریم، از بودن این دختر تو اون خونه و محیط ، میترسم باعث بشه خدایی نكرده... آیا واقعا مشكل روحیش جدیه ؟ آیا ازدواج كردن و همچین دور شدن از محیط خانواده كه میتونه بهش كمك كنه ؟

 

شما چطور فکر می کنید؟ آیا چنین دلیلی می تواند انگیزه مناسبی برای شکل گیری یک ازدواج باشد؟

ازدواج در برخی از شرایط می تواند بهبود دهنده حالات روحی افراد باشد . اما سلامت روحی افراد یکی از عوامل  مورد اهمیت برای ازدواج است . به هر حال زندگی مشترک پستی و بلندی های بسیار دارد و علاقه اولیه به شدت فعلی نخواهد ماند .لذا افراد به تعادل وسلامتی نیاز دارند تا بتوانند با شرایط متنوع زندگی سازگار شده ، حل مسئله داشته باشند و آرامش خود را حفظ کنند . 

احساس گناه ممکن است انگیزه عجیبی برای شکل گیری یک ازدواج به نظر برسد در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتهی درجه آن "حس ترحم" نیست. وقتی که از روی احساس گناه نه از روی عشق تصمیم می گیرید که با کسی ازدواج کنید به آنان و به خود نیز کم فروشی کرده اید.

در این شخص یک حس همدردی همراه با ترحم وجود دارد که افراد در مواقعی نام آن را علاقه و عشق و انسانیت می نامند و برای آن اقدام به ازدواج با شخصی می کنند که از استیصال زیاد رنج می برد. در حالی که اگر از معیارهای مناسب ازدواج آگاه باشیم و بدانیم پس از ازدواج در قبال خود و فرزندانی که قرار است توسط ما پا به این دنیا بگذارند چه مسئولیتی داریم، دقیق تر به انتخاب همسر روی می آوریم.

 

همسران

چرا که همسر انتخابی ما در زمان حال به پدر یا مادر فرزندانمان در آینده تبدیل خواهند شد. گذشته از آن قرار است ازدواج ما عاملی برای راه یافتن به آرامش بیشتر و ارتباط عاطفی قوی تر باشد. از طریق ازدواج قرار است ما و همسرمان ابراز محبت بیشتر، حس حمایت افزون تر و دارا بودن یک پشتوانه محکم را تجربه کنیم. همسر کسی است که در بروز مشکلات با حفظ تعادل روحی خود می خواهد به ما کمک فکری داده و زمینه را برای حفظ تعادل ما برای مسأله گشایی بهتر فراهم کند. کسیکه قرار است با آرامش خود خستگی روزانه را از تن ما خارج کند. و برای ساعاتی آسوده خاطر گرداند. کسیکه قرار است مشغله های روزمره خود را با بودن در کنارش فراموش کنیم و عشق متقابل ما نیرو دهنده و انرژی بخش شود.

 

مادری که باید با آرامش روحی خود، تشویش و ناامیدی را از فرزندان دور نگه دارد و تحمل در مسائل و امید و تلاش را به آنها بیاموزد. آیا همسری که به لحاظ سلامت روانی تعادل لازم را نداشته و در شرایطی نابسامان تربیت شده می تواند تعدیل کننده روح فرزندمان باشد؟ می تواند پشتکار و نشاط را آموزش دهد؟ می تواند به فرزندش بیاموزد تا رسیدن به نتیجه دلخواه از تلاش و پی گیری دست برندارد؟

 

در میان مؤلفه های مورد نیاز و ضروری برای ازدواج، سلامت روان و جسم جایگاه ویژه ای دارد. به ویژه آنکه عیوب جسم آشکارتر بوده و افراد برای درمان آن راغب ترند. اما بیماری های روانی معمولاً مخفی تر بوده و اشخاص هم رغبتی برای برطرف کردن آن ندارند و می تواند بسیاری از جنبه های شخصیتی افراد را درگیر کند و جدای از بیماری روانی مشکلات قابل توجه دیگری را نیز به وجود آورد. به همین دلیل روان شناسان به جوانان تاکید می کنند که پیش از ازدواج مشاوره داشته باشند تا زوایای پنهان طرفین شناخته شده و تصمیم معقولانه گرفته شود .

 

درست است که ما انسان هستیم و موظفیم تا برای رهایی جان دیگران تلاش کنیم. اما حیطه ازدواج را باید به صورت خاص مورد توجه قرار داد و از وظائف انسانی این گونه ، مجزا دانست.

آیا همسری که به لحاظ سلامت روانی تعادل لازم را نداشته و در شرایطی نابسامان تربیت شده می تواند تعدیل کننده روح فرزندمان باشد؟ می تواند پشتکار و نشاط را آموزش دهد؟ می تواند به فرزندش بیاموزد تا رسیدن به نتیجه دلخواه از تلاش و پی گیری دست برندارد؟

این گونه علایق ظاهری تنها از حس انسان دوستانه و عواطف درونی ایجاد شده و نوعی ترحم محسوب می شود که در ازدواج کاربردی نخواهد داشت. احساس گناه ممکن است انگیزه عجیبی برای شکل گیری یک ازدواج به نظر برسد در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتهی درجه آن "حس ترحم" نیست. وقتی که از روی احساس گناه نه از روی عشق تصمیم می گیرید که با کسی ازدواج کنید به آنان و به خود نیز کم فروشی کرده اید.

 

 قرار نیست برای فرار از برچسب هایی مثل خودخواه و مغرور در ازدواج، همسر خود را برگزینید. اگرچه فکر می کنید او را دوست دارید و باید کمکش کنید اما در این لحظه و زمانی که برای ازدواج تصمیم می گیرد باید "نه گفتن" را تمرین کنید.

ازدواج از روی ترحم صحیح نمی‏باشد، زیرا در این نوع ازدواج عشق و علاقه طرفین وجود ندارد و یک طرف برای خدمت به فردی ضعیف و مظلوم گذشت می‏کند.

 

معلوم نیست تا چه زمان بتواند روی خواسته ‏های خود پوشش داده و  با او به خوبی سر کند. این نوع اقدام، اجباری و غیر طبیعی است و حرکت خلاف طبیعت دوام ندارد. ازدواج، با بخشش مال و دستگیری از دیگران فرق دارد. در آن موارد، فرد برای یک اقدام کوتاه ‏مدت، حرکتی را انجام می‏دهد؛ تازه آن حرکت غیر طبیعی نیست، زیرا لذت دارد، ولی ازدواج یک حرکت، دامنه ‏دار و طولانی است و یک روز و یک ماه و دو ماه نیست بلکه باید عمری را سپری کنند. بعید است فردی بتواند یک عمر بر خواسته‏ های طبیعی خود سرپوش بگذارد. سرپوش گذاشتن بر خواسته ‏های صحیح و پسندیده و طبیعی، شرعی نیست.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:00 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

انتخاب همسر،ندیده و نشناخته

خواستگاری و عروسی در هر مکانی با توجه به آداب و رسوم همان جا انجام می شود چرا که این موضوع وابستگی زیادی به عرف و سنت در افراد دارد . در این مطلب سعی داریم با تشریح رسوم هر منطقه در گذشته شما را با افراد آن جا بیشتر آشنا نموده و تصویر روشن تری را به شما ارائه دهیم.

 تنوع مراسم و آیین ازدواج در سراسر دنیا غیرقابل انکار است، مراسمی که به عنوان اعلان شروع زندگی رسمی دو نفر برگزار می شود. به خصوص در دوران قدیم که اجرای دقیق و موبه موی این رسوم اهمیت زیادی داشت از آن جهت که ثبت رسمی ازدواج به شکل امروزی صورت نمی گرفت. مثلا در ایران برای اینکه ازدواج دختر و پسری به رسمیت شمرده و مشروع شود، در زمان فراغت از کار، جشنی برای ازدواج برپا می شد و قوم و قبیله دعوت می شدند. این مراسم به این منظور انجام می گرفت که در آینده اگر اتفاقی برای مرد خانواده می افتاد و منجر به فوت او می شد، قبیله شهادت به ازدواج آنها داده و فرزند این ازدواج مشروع شمرده و وارث متوفی محسوب شود.

انتخاب همسر

 آیین این جشنها در طول تاریخ سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شد و به صورت امروزی به ما رسید. البته در آن زمان نه کسی خیابان و محل عبور و مرور مردم را برای ابراز شادی بند می آورد و نه کسی پشت نیم پز بودن پلوی عروسی و بد بودن میوه و شیرینی حرف می زد. همه چیز ساده برگزار می شد. ساده اما صمیمی!

بد نیست درباره مراسم جالب و البته نه چندان جالب بعضی از کشورها در مورد ازدواج اشاره کنیم. باشد که از مراسم ازدواج خود دلشاد شوید و قدر عافیت بدانید! البته بعضی از رسم و رسومها در بعضی از کشورها یکسان است. مثل گریه عروس در شب عروسی! اشک شوق البته؛ اما در بعضی نقاط این گریه اجباری است!

 خواستگاری با نیزه در قبیله شیناشا

شیناشاها، در کشور اتیوپی، پنج نوع ازدواج دارند که به ترتیب: جیوا ، تسیستا، ویدا، بیکا و نانا نامیده می شود که سه مورد اول از اهمیت بیشتری برخوردار است.

جیوا: در این نوع از ازدواج، پدر داماد با نیزه ای در دست راست و شاخه زیتونی در دست چپ به همراه تعدادی از بستگان و دوستان خود به خواستگاری دختر می رود. خانواده دختر بنا بر رسم قبیله حتی اگر با این وصلت موافق نباشند، پدر داماد و همراهان او را به خانه می پذیرند. البته قبل از اینکه پای میهمان نوازی در بین باشد، هیبت نیزه در دست پدر داماد اهل خانه را مهمان نواز می کند! در بعضی موارد هیبت نیزه کار را به سفره عقد هم می کشاند (حتما یک سفره عقدی در بین هست حتی اگر آینه و شمعدان نداشته باشد.)

2) ویدا: شایع ترین نوع ازدواج در میان قبیله شیناشاست. در این ازدواج مسئولیت انتخاب همسر را والدین برعهده می گیرند. پدر پسر ابتدا شجره نامه دختر مورد نظر خود را با تفحص از افراد قبیله و خانواده وی بررسی می کند تا هیچ گونه ارتباط نسبی تا هفت نسل بین دو خانواده عروس و داماد وجود نداشته باشد. این خان اول است و احتمالا پدرِ پسر از همان کودکی دنبال این مورد خاص بدون رابطه می گردد!!!. پس از بررسی شجره نامه و اطمینان از عدم هرگونه نسبت فامیلی تا هفت نسل، پدر پسر پیام خواستگاری خود را از طریق یکی از سالخوردگان قبیله به اطلاع پدر دختر می رساند. در این نوع ازدواج، پسر و دختر همدیگر را ندیده و نمی شناسند.

 شیناشاها در پیچ و خم خان ها

در قبیله شیناشاها خانواده دختر، زمانی را برای اعلام جواب تعیین می کنند. در این فرصت برای تصمیم گیری متوسل به روش "میلکی" می شوند. یکی از این روشها این است که مادر دختر سه چهار روز قبل از زمان اعلام جواب دانه هایی را خیس می کند. اگر تا روز جوابگویی دانه ها جوانه زدند با ازدواج موافقت و اگر جوانه نزدند با آن مخالفت می کند. به عقیده شیناشاها، جوانه نزدن نشانه بی ثمری ازدواج است.

در آفریقای مرکزی مردان قبیله "فان" همسران خود را به اقساط می خرند و این اقساط مادام که زن حیات دارد به طور سالانه به پدر عروس پرداخت می شود.

با اعلام جواب رد، خانواده پسر از خانواده دختر می خواهد یکبار دیگر شانس پسرشان را بیازمایند و مجدداً فال بگیرند. مادر دختر مجدداً دانه هایی را خیس کرده و به همان ترتیب جواب رد یا قبول به خانواده پسر داده می شود!قبل از شروع مراسم عروسی، پسر و دختر یکدیگر را ملاقات نمی کنند که مبادا با اینهمه دردسر برای یافتن همسر با دیدن یکدیگر از این امر خیر منصرف شوند. روز عروسی حسب وسع مالی، غذایی تهیه شده و بستگان و همسایه ها و دوستان دعوت می شوند. طبق رسوم شیناشاها، مرد قبل از بردن عروس به خانه خود، موی پشت سر او را کوتاه می کند و کلوچه ای به او می دهد. کوتاه کردن موی سر، نشانه شوهر داشتن زن است و با این کار، زن آزادانه و بدون نگرانی در جامعه رفت وآمد می کند.

 دامادهای چینی جهیزیه می خرند

در مراسم ازدواج در چین داماد به عروس هدایای نامزدی می داد. سپس پیشنهاد ازدواج می کرد و اسم و روز تولد عروس را می پرسید. بعد از آن، یک روز خجسته را انتخاب و مراسم ساده ای برگزار می گردید و دو طرف نامزد می شدند. در مرحله بعد داماد وسایل مورد استفاده در زندگی را به عروس می داد. یعنی عروس از دغدغه تهیه جهیزیه راحت است. سپس یک تاریخ خجسته تعیین می کردند و آخرین مرحله برگزاری مراسم ازدواج انجام می شد. به همین راحتی فقط می ماند گریه عروس که کار را تمام کند. عروس هنگامی که خانواده خود را ترک می گوید، باید گریه کند تا نشان دهد نمی خواهد خانواده اش را ترک کند. در مراسم ازدواج داماد و عروس به پدران و مادران و اعضای خانواده تعظیم می کنند.

انتخاب همسر

عروس باید گریان باشد

در فنلاند عروس در شب ازدواج پی در پی گریه می کند و این گریه دلیل آنست که عروس از دوری والدین و سپری شدن دوره جوانی و دختری خود غصه دار است و این گریه و زاری زن، مراسم عروسی را شبیه به مراسم عزاداری می کند(!) احتمالا آنچه برای آنان حائز اهمیت است رویت اشک و ناله عروس است وگرنه برخی دختران هم از شادی اشک می ریزند.

در آفریقای مرکزی مردان قبیله "فان" همسران خود را به اقساط می خرند و این اقساط مادام که زن حیات دارد به طور سالانه به پدر عروس پرداخت می شود. احتمالا کلی خوش به حال دامادانی می شود که زنشان عمری کوتاه ...

البته آداب و رسوم عجیب و غریب در گوشه و کنار دنیا کم نیست. خصوصا اینکه این آداب متعلق به گذشته و نیاکان این اقوام بوده است. اما اگر می خواهید در عصر تکنولوژی و رشد و پیشرفت بشر آداب عجیب و غریبی را مشاهده کنید ونگاهی به دور برتان بیاندازید؛ جواب می دهد!

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  5:00 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها