0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

خواستگاری با چشمان باز

قلب زیبا


جلسه اول خواستگاری مقدمه آشنایی خانواده هاست. از آنجایی که ممکن است احساسات و هیجانات غلبه کند پس به یک جلسه اکتفا نکرده و طی جلسات بعدی جدی گفتگو کنید. اگر فکر می کنید هنوز وقت لازم دارید تا او را بشاسید. جلسات را ادامه دهید. همچنین می توانید با اطلاع و نظارت خانواده ادامه مباحث را تلفنی یا اینترنتی ادامه دهید.

 


 

رو در رو شوید

یادتان باشد که رابطه فامیلی و صمیمت بین خانواده ها یا آشنایی های محیط کار و تحصیل، شما را از گفتگوی مستقیم و تحقیق دقیق بی نیاز نمی کند و این نوع رابطه برای یک تصمیم درست کافی نیست.

هیچ گاه چت کردن و ارتباط تلفنی به تنهایی نمی تواند روش خوبی برای خواستگاری باشد و جلسات حضوری قطعاً لازم است اما در بعضی موارد می توان استفاده های مناسبی از آن ها داشت مثلا در مواردی که خانواده ها درشهر یا کشور های متفاوت زندگی می کنند و امکان رفت و آمد کم تری دارند.

گفتگوی دختر و پسر در جلسه خواستگاری بهتر است در چند جلسه و با فاصله زمانی باشد تا در این فاصله برای تفکر و ارزیایی و تحقیق وقت کافی داشت باشند.

از خانواده ی خود بخواهید فضای مناسب و زمان کافی برای گفتگو در اختیارتان قرار دهند زیرا قسمت عمده شناخت در همین گفتگوها حاصل می شود

 

در و دیوار خانه را بپایید!

قلب

برای دستیابی به شناخت بیشتر از خانواده ی پسر و آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم و موقعیت اقتصادی آن  ها، جلسه یا جلساتی از گفتگوها را در منزل پسر برگزار کنید.

تمام حرکات، حالات چهره و برخوردهای افراد و خانواده در ارزیابی نهایی مؤثر است و حتی نظم و چینش وسایل منزل، تابلوهای نصب شده به دیوار منزل و ... همه دارای پیام است.

از خانواده ی خود بخواهید فضای مناسب و زمان کافی برای گفتگو در اختیارتان قرار دهند زیرا قسمت عمده شناخت در همین گفتگوها حاصل می شود.

 

راه و رسم سؤال پرسیدن

- آنچه برایتان اهمیت دارد، سؤال کنید نه مطالبی که به آن اعتقاد ندارید یا زیاد مطرح می شود زیرا نه تنها به شما کمکی نمی کند بلکه باعث سردرگمی تان می شود.

- سؤالاتی که دغدغه ی فکری شما نیست یا غیر از آن چیزی که هستید شما را نشان می دهد، نپرسید.

- شرایط شغلی خود را با فرد مقابل در میان بگذارید تا در صورت پیش آمدن آن ها (قراردادی- ورشکستگی و رکود برای مشاغل آزاد- ماموریت ها) از قبل طرف مقابل خود را برای مواجهه با آن آماده کرده باشید.

پرسش

- اگر طرف مقابلتان از جواب سوال شما طفره رفت، سؤالتان را به همان شکل در جلسات دیگر یا به طرز دیگری در همان جلسه بپرسید. در صورت جواب ندادن، به او بگویید جواب سؤال خود را نگرفتم. و اگر موفق نشدید باید از راه تحقیق به جواب برسید.

- طفره رفتن از پاسخ به سؤالات نشانه هشدار برای شماست؛ زیرا مسائلی را ممکن است از شما پنهان کند که زندگی شما را یک عمر تحت تأثیر قرار دهد.

- سؤال هایی که جواب آن نیاز به توضیح دارد، تشریحی بپرسید نه به صورت بله و خیر. مثلا به جای اینکه بپرسید آیا شما عصبانی می شوید سؤال کنید موقع عصبانیت چه می کنید؟ چون به هر حال همه عصبانی می شوند.

- اگر از جواب دادن او به سؤ الی  قانع نشدید، از او بیشتر توضیح بخواهید تا به نتیجه ی دلخواه دست یابید.

- از سؤالاتی که در بطن آن جواب نهفته است و طرف با بله و خیر می تواند از آن بگذرد، پرهیز کنید.

- سؤالات کلی نپرسید مثلاً ایمانتان در چه حدی است؟ این سؤال باید به چند سؤال تقسیم شود. (نماز، روزه، صبر در مشکلات و ...)

- اگر طرف مقابلتان در پاسخ دادن درنگ کرد، زود قضاوت نکنید و او را متهم به چیزی نکنید.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:41 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

خواستگاری پشت درهای بسته

خواستگاری

گفتگو در جلسات خواستگاری همانقدر که مهم و حیاتی است، پر از اضطراب و دلهره هم هست و البته به احتمال زیاد پر از خرابکاری! به هر حال این اولین جلسه صحبت کاملا جدی و کاملا رسمی شماست و پشت در اتاق مذاکره شما چندین نفر چشم انتظار نشسته اند تا به محض بیرون آمدنتان، موافقت یا مخالفت را در صورتتان ببینند!بنابراین لحن صحبت، محتوای حرف ها، چهره و حتی تپش قلبی که دارید، می تواند سمت و سوی این گفتگو را عوض کند.  ما برای این مذاکره مهم و حیاتی، چند پیشنهاد کاربردی داریم که اولین بخش آن را امروز می خوانید:

 

- همه تلاشتان این باشد که خوب بشناسید و خوب بشناسانید؛ چرا که ازدواج موفق دو شرط دارد؛ خوب انتخاب کردن و خوب انتخاب شدن.

- خواستگاری زمان ابزار احساسات و محبت به یکدیگر نیست؛ زیرا هنوز تصمیمی گرفته نشده و این امر شما را از شناخت کامل و درست دور می کند.

- چنانچه در خلال جلسات احساس کردید شما اصلا با یکدیگر کفویت ندارید، نباید جلسات را ادامه دهید؛ چرا که از طرفی ممکن است باعث دلبستگی شود و از طرف دیگر «نه» گفتن را سخت می کند و باعث ضربه روحی به طرف مقابل می شود.

 

اگر می بینید طرف مقابلتان در همان لحظه گفتگو نمی تواند پاسخ دهد همیشه دلیل بر نداشتن جواب نگذارید؛ ممکن است یا منظور شما را متوجه نشده باشد

یا نیاز به تامل بیشتری داشته باشد

 

- برای اینکه صداقت خود را نشان دهید راحت صحبت کنید و از همان کلمات معمول و همیشگی تان استفاده کنید نه از کلمات سخت و ثقیل و غیرمعمول.

- از خود و شخصیتان فردی آرمانی و دست نیافتی نسازید.

- در تمام جلسات سعیتان بر این باشد که گفتگو به حاشیه و صحبت های بیهوده کشیده نشود چون هم دقت از دست می رود و هم موضوعات ناگفته می ماند.

ازدواج

- بعد از هر جلسه خواستگاری نظر خانواده و اطرافیان را بپرسید و به انتقادهای آن ها به شکل منطقی فکر کنید البته انتقادهای آن ها موجب برانگیختن احساسات شما نشود.

- عمده دغدغه افراد، خوب حرف زدن است در حالی که در خواستگاری خوب گوش دادن مهم تر و لازم تر است.

- اگر نمی دانید که در گفتگوهایتان چه موضوعاتی را و چگونه مطرح کنید، یک شخص با تجربه و امین از دوستان یا اقوام یا یک مشاور خوب و حتی یک کتاب خوب در این زمینه می تواند کمک زیادی به شما بکند.

- قبل از جواب دادن، بهتر است در مورد سوالاتی که دارای مفاهیم متفاوت نزد افراد است، به یک تعریف مشترک برسید؛ مثلاً مفاهیمی چون قناعت.

 

اسراری که بین تو و خدایت است بگذار بین تو و خدایت باقی بماند و به هیچ وجه آن ها را نگو، مثل گناهانی که مرتکب شده ای مگر مواردی که بعد از ازدواج

 برای او روشن خواهد شد

 

- لحن صحبت کردن و رفتارتان نباید طوری باشد که فرد مقابل احساس کند که از او بازجویی می کنید.

عشق

- اگر می بینید طرف مقابلتان در همان لحظه گفتگو نمی تواند پاسخ دهد همیشه دلیل بر نداشتن جواب نگذارید؛ ممکن است یا منظور شما را متوجه نشده باشد یا نیاز به تامل بیشتری داشته باشد.

 

- در جواب دادن به سؤالات او تأمل کنید، شتاب زده جواب ندهید و خود را واقعا در موقعیت مطرح شده قرار دهید. مثلاً اگر با ادامه تحصیل او موافقت کردید، همه شرایط و مشکلاتی که ممکن است در زندگی بوجود آید را بررسی کنید، بعد جواب دهید.

- اسراری که لازم است در زندگی مشترک، همسرتان بداند و در تصمیم گیری او می تواند مؤثر باشد، هنگام گفتگو با او در میان بگذارید.

- اسراری که بین تو و خدایت است بگذار بین تو و خدایت باقی بماند و به هیچ وجه آن ها را نگو، مثل گناهانی که مرتکب شده ای مگر مواردی که بعد از ازدواج برای او روشن خواهد شد.

- اسراری که تو و خانواده ات می دانید را در جلسات آخر به او بگو مثل زندانی شدن برادرت.

- اسراری که همسایگانتان می دانند در جلسه دوم بگو مثل اعتیاد عمویت.

- اسراری که همه می دانند را در همان جلسه اول بگو مثل معلولیت خواهرت.

- عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاری را بر هم بزند، مطمئناً نگفتن آن. یک زندگی را به هم خواهد زد.

ازدواج

- اگر شما دارای نقص عضو یا بیماری هستید، باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد علایم آن و روش درمانی اش توضیح دهید.

- عنوان کردن بعضی مسائل زمان خاصی را می طلبد مانند عیب ها و اسراری که باید در آخرین مراحل خواستگاری گفته شوند.

 

 

 

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:41 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

25سوالي که بايد بپرسيد

تناسب

شمايي که قرار است ازدواج کنيد، آيا ميزان تطابق خود با موضوعات مختلف زندگي را مي‌دانيد؟ در مورد خريد منزل و کارهاي روزمره چطور؟ آيا بچه‌هايي را که در آينده دور و بر شما را پر مي‌کنند درنظر گرفته‌ايد؟ در مورد بزرگ‌کردن فرزندان چه ‌مي‌دانيد؟‌ به ياد داشته باشيد تفاو‌ت‌هايي که آنها را پيش‌بيني نکرده‌ايم، مي توانند آنچنان زندگي ما را تحت‌الشعاع قرار دهند که فکرش را هم نمي‌توانيد بکنيد. همين تفاوت‌ها و اختلاف‌هاي از قبل پيش‌بيني شده هستند که زندگي مشترک را تخريب مي‌کند. بنابراين توصيه مي کنيم که قبل از ازدواج اين 25 سئوال را حتماً از همسر آينده خود بپرسيد:

 

1- آيا شما مي‌خواهيد بچه‌دار شويد؟ اگر مايليد چند فرزند؟

2- اگر زماني مشخص شد من يا شما قادر به بچه‌دار شدن نيستيم، آيا قبول داريد که فرزندي را از پرورشگاه بپذيريم و بزرگ کنيم

3- اگر در آينده صاحب فرزند شويم، آيا حاضريد او را به مهدکودک بفرستيم؟ در غير اين صورت چه کسي از او نگهداري خواهد کرد؟

4- از نظر شما وضعيت اشتغال مادر بعد از تولد فرزند چگونه بايد باشد؟

5- تعطيلات را چگونه بگذرانيم؟ آيا برنامه تعطيلات را دو نفري خواهيم گذراند يا حتماً بايد با فاميل به تعطيلات برويم؟

6- در مواقعي که جر و بحث پيش مي‌آيد، چه واکنشي نشان مي‌دهيد؟ آيا عصباني مي‌شويد؟ در صورت عصبانيت چه رفتاري از خود نشان مي‌دهيد؟‌

7- نظر شما در مورد تعهد به زندگي چيست؟

8- در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقي مدنظرتان است؟

9- عقايد مذهبي شما چگونه است؟

10- درمورد روابط زناشويي چه‌نظري داريد؟

11- در مورد مسائل مالي چه‌نظري داريد؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج مي‌شود؟

تناسب

12- هزينه‌هاي زندگي بر چه مبنايي تعيين مي‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آيا کفايت زندگي مشترک را مي‌کند؟ آيا امکان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟

13- شما 2سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آينده، خود را چگونه مي‌بينيد؟

14- ساعات خواب و بيداري و کارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند مي‌شويد؟ آيا عادت داريد شب‌ها تا ديروقت بيدار باشيد؟

15- چه‌کسي مسئول خريد منزل، پخت و پز و تميز کردن است؟ آيا در اين زمينه کمک مي‌کنيد؟

16- عادت خرج‌کردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه ميزان پس‌انداز مي‌کنيد؟

17- آيا در خانواده شما سابقه بيماري رواني وجود دارد؟

18- در مورد مسائل زير، اهداف طولاني‌مدت و کوتاه‌مدت شما چگونه است:

شغل، فرزندان، مالکيت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است.

 

19- کجا زندگي خواهيم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرايطي خواهد بود؟‌

20- شهر محل سکونت ما کجا خواهيد بود؟ آيا اين شهر تغيير مي‌کند؟

21- آيا شغل شما به صورتي است که مجبوريد شب‌ها کار کنيد؟

22- آيا براي همسر آينده خود محدوديت‌هايي در ذهن داريد؟

23- وقتي استرس داريد، ناراحتيد و يا درگيري ذهني شديدي داريد، بهترين روش کمک به شما چيست؟

24- اگر در ازدواج مشکلي پيش بيايد، تا چه مدت مي‌توانيد صبر کرده و مشکل را حل کنيد؟ آيا مسئله‌اي در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگي مشترک بروز کند به‌نظرتان غيرقابل ترميم و جبران است؟

25- پنج روش کوچکي که شما به وسيله آن هر روز مي‌توانيد به همسرتان بگوييد و نشان دهيد که دوستش داريد )البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چيست؟

 

تناسب

پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يک سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود.

اگر پاسخ يک سوِال به تفکر بيشتري احتياج دارد ،فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواج‌ها بر مبناي پايه و اساس محکم و قوي استوار شده‌اند.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:42 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج در کفه ترازو 

عشق

 ازدواج نوعی ترکیب بین دو انسان و دو خانواده است. زندگی مشترک یک پدیده ی مرکب است که اجزاء اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند، هر قدر بین این دو عنصر هماهنگی ،همفکری، تناسب، سنخیت روحی و اخلاقی و جسمی بیشتر باشد، این ترکیب استوارتر، مستحکمتر، شیرین تر و جاودانه ترخواهد بود؛ و هرچه این تناسب و هماهنگی کمتر باشد، زندگی سست تر تلختر و ناپایدارتر خواهد بود.


بدین منظور لازم است که زوجین تا آنجا که ممکن است هم کفو دیگری باشند. کفو بودن دو همسر، یعنی : تناسب، همتایی، هماهنگی، همشأنی، سنخیت، همطرازی بین دختر و پسر و به اصطلاح با هم جور در آمدن زن و شوهر.

بطوریکه تحقیقات نشان می دهد، علت عمده ی بیشتر نابهنجاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است.

افرادی که سعی می کنند قبل از ازدواج در مورد همسرشان مطالعه کنند و همسری بیابند که از نظر روحی متناسب با خودشان است(کفو او باشد) بخش مهمی از مشکلات بعد از ازدواج و تربیت فرزند را حل کرده اند

متأسفانه در مسأله انتخاب همسر معمولاً به خوب بودن عرفی اکتفا می شود و به کفو هم بودن دختر و پسر توجه کمتری می کنند و حال آن که محور معیارهای انتخاب همسر همین همتایی است. در جامعه ی ماکمتر انسانی پیدا می شود که به کلی قابل ازدواج و همسری نباشد. همه ی دختران و پسران قابلیت همسری را دارند؛ اما باید سنجید که کدام دختر برای کدام پسر مناسب است.

مردی از پیامبر صلی الهی علیه و آله پرسید : با چه کسی ازدواج کنیم؟ ایشان فرمودند:

 الاکفاء، یعنی همسان ها و همشأن ها

افرادی که سعی می کنند قبل از ازدواج در مورد همسرشان مطالعه کنند و همسری بیابند که از نظر روحی متناسب با خودشان است(کفو او باشد) بخش مهمی از مشکلات بعد از ازدواج و تربیت فرزند را حل کرده اند.

البته هماهنگی بین دو همسر به معنی شباهت کامل بین آنها و یا اینکه اگر کسی ثروتمند باشد و دیگری نه پس مناسب یکدیگر نیستند، نیست؛ بلکه منظور این است که لازم است از نظر روحی، جسمی و فکری میان دو همسر هماهنگی وجود داشته باشد.

 

همتایی و تناسب در آینده :

عشقولانه

بهتر است دختر و پسر در هنگام انتخاب خود آینده را نیز تا حد ممکن در نظر بگیرند. ممکن است دختر و پسر در زمان خواستگاری و ازدواج همتا و متناسب با هم باشند و ناهماهنگی قابل توجهی میانشان به چشم نخورد؛ اما در آینده و پس از گذشت چند سال از ازدواجشان تغییر و تحولاتی در زندگی شان پیش بیاید و در نتیجه ناهماهنگی پیدا شود و مشکل آفرین گردد. در این موارد چه باید کرد؟ و چگونه باید از ناهماهنگی های آینده جلو گیری کرد؟

البته آنچه مسلم است، این است که تغییر و تحولاتی که در افراد و زندگی ها پیش می آید دو گونه است:

1- تغییر و تحولات غیر قابل پیش بینی

در افراد و زندگی های گوناگون، دگرگونی هایی پیش می آید که انسان هرچه هم دور اندیش و آینده نگر باشد باز قادر به پیش بینی آن ها نیست؛ این گونه پیشامد ها هرکدام عکس العمل و برخورد و تصمیم خاص به خود را می طلبد و باید راه حلهایی مناسب برای آنها پیدا کرد.

2- تغییر و تحولات قابل پیش بینی

انسان با تفکر و مطالعه و مشورت با افراد آگاه و با توجه و تأمل در استعداد ها و اهداف و علاقه های خود می تواند بسیاری از مسائل و رویدادهای زندگی آینده اش راپیش بینی کند.

 

از بررسی وضعیت خانواده و رفتار واخلاق افراد می توان تا حد زیادی آینده شان را پیش بینی کرد. کسی که قصد دارد در آینده مسؤلیت های بزرگ اجتماعی را به دوش گیرد و در نتیجه زندگی اش با تحولات و دگرگونی هایی همراه است و انتظار دارد همسرش او را یاری کند، پس باید همسری مقاوم و هدفدار انتخاب کند

 

عشق

برای مثال جوانی که در خود شوق و استعداد مسائل علمی را سراغ دارد و می خواهد زندگی اش یک زندگی علمی و پژوهشی باشد، باید در هنگام انتخاب همسر به این موضوع توجه داشته باشد و همسری برگزیند که او هم علاقه به این امور داشته باشد و حداقل بتواند محدودیت های چنین زندگی ای را تحمل کند.

از سوی دیگر از بررسی وضعیت خانواده و رفتار واخلاق افراد می توان تا حد زیادی آینده شان را پیش بینی کرد. کسی که قصد دارد در آینده مسؤلیت های بزرگ اجتماعی را به دوش گیرد و در نتیجه زندگی اش با تحولات و دگرگونی هایی همراه است و انتظار دارد همسرش او را یاری کند، پس باید همسری مقاوم و هدفدار انتخاب کند.

در این راستا لازم است دو طرف ازدواج اهداف آینده ی خود را قبل از ازدواج مطرح کنند.

به این صورت که دختر و پسر قبل از ازدواج هدف ها، ایده ها و طرح های ذهنی و احتمال تغییرات در زندگی آینده شان را به یکدیگر بگویند. زیرا اگرهمسران اهداف و برنامه های یکدیگر را قبل از ازدواج بدانند یا می پذیرند و خود را برای همراهی و تحمل آماده می کنند و یا نمی پذیرند و رد می کنند و مسأله منتفی می شود. اما اگر ندانند، در آینده که با این امور مواجه می شوند ممکن است قبول نکنند و نتوانند تحمل کنند. آنگاه گرفتاری پیش می آید و کار به نزاع و ناهماهنگی کشیده می شود.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:42 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

با چه کسی می توان ازدواج کرد؟

قلب زیبا

  • 1- عامل اول در انتخاب همسر رضایت خانواده ها است. یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر، مادر، خواهر و برادر) از این انتخاب رضایت داشته باشند. در خانواده های ایرانی اگر بزرگان خانواده، فردی را بپذیرند می توان گفت بخش بزرگی از کار به خوبی پشت سر گذاشته شده است.

این نوع انتخاب را با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانواده هایشان می خواهند به محضر بروند و عقد کنند مقایسه کنید.

آن وقت خواهید دید که در یک ازدواج صلح طلبانه، همه دست به دست هم می دهند تا عروس و داماد با دل خوش سر زندگی شان بروند. پس اغراق نیست اگر بگوییم که رضایت خانواده ها اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی یک زوج ایرانی است.

 

2- عامل دوم شباهت عاطفی عروس و داماد است.  یعنی دو نفر که می خواهند با هم ازدواج کنند، از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند. نه این که یکی داغ و پرشور و اهل ابراز محبت و دیگری سرد و بی تفاوت و تودار. این دو نمی توانند زوج مناسبی باشند.

 

غالبا آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند. زیرا

معتقدند چنین زنی می تواند چراغ خانه آنها را روشن نگه دارند. اما این

به معنی آن نیست که مردی با هر سطح تحصیلی می تواند زنان باسوادتر

و باهوش تر و تحصیل کرده تر از خود را انتخاب کند

 

3- عامل سوم، شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.  مثلاً خانمی با ضریب هوشی 120 چگونه می تواند با آقایی با ضریب هوشی 85 زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند؟ چنین ازدواجی محکوم به شکست است. باور کنید ازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهم است و بدون توجه به این ظرافت ها نمی شود ازدواج کرد.

 

عشق

4- عامل چهارم، نزدیکی جغرافیایی این دو نفر است. واقعیت این است که خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما می دهد. مثلاً مردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و… مقایسه کنید، حتماً تفاوت دارند. معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی می کنند آرام ترند. چون طبیعت به نفع آنهاست.

یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری، سبز می شود. اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید. ناهار شما آماده است! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد، زندگی ندارد، مدام در تلاش است تا روزش را به شب برساند و آرام و قرار ندارد، مقایسه کنید.

 می بینید که این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی متفاوتی دارد. یکی ملایم و دیگری تند و در تکاپو. ما می گوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید، بهتر است طول و عرض جغرافیایی تان به هم بخورد و نزدیک باشد.

 

5-عامل پنجم، سن زن و مرد است.

به طور کلی مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانم ها باشند. من معتقدم که هرگز یک خانم نباید با یک مرد خیلی کم سن تر از خودش ازدواج کند. شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی حقیقتامردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است، نمی تواند شوهر مناسبی باشد.

 

تحصیل

6- عامل ششم، شباهت تحصیلی است. سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان توافق و سازگاری آنان مؤثر است. زندگی یک آدم باسواد با یک آدم بی سواد خیلی سخت و عملا غیرممکن است.

غالبا آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند. زیرا معتقدند چنین زنی می تواند چراغ خانه آنها را روشن نگه دارند.

اما این به معنی آن نیست که مردی با هر سطح تحصیلی می تواند زنان باسوادتر و باهوش تر و تحصیل کرده تر از خود را انتخاب کند. فاصله تحصیلی زن و مرد هیچ گاه نباید زیادتر از نُرم باشد.

 

7- عامل هفتم، وجود اساس دلبستگی بین طرفین ازدواج است. وقتی قصد داریم با کسی ازدواج کنیم لازم است که قدری دلمان با او باشد. مثلاً کسی که به خواستگاری دختر خانمی آمده و حالا نامزد شده اند باید دو، سه ماهی با همدیگر رفت و آمد کنند تا قدری نسبت به هم احساس دلبستگی پیدا نمایند. به طوری که اگر دو روز همدیگر را ندیدند دلشان تنگ بشود. این احساس، عالی است. یک احساس دلتنگی نه کمتر و نه بیشتر. بعضیها که به شدت عاشق می شوند، می گویند یا این یا مرگ. من به شاگردانم یاد داده ام که در چنین شرایطی، مرگ را ترجیح بدهند!

اغلب زن و شوهر ها زبان یکدیگر را یاد می گیرند ولی مذهب را نمی توانند. مذهب ریشه در عمیق ترین بخش وجود ما دارد که جهان بینی و برنامه همه

حرکت ها و رفتارهایمان را مشخص می کند. چنین الگوی مستحکمی را

نمی توان نادیده گرفت

 
دکتر مجد

8- عامل هشتم، تشابهات مذهبی است. من اعتقاد راسخ دارم که شیعه فقط باید با شیعه زندگی و ازدواج کند، مسیحی با مسیحی، کلیمی با کلیمی و… چون ما هر اندازه بینش زندگی با فردی از یک مذهب دیگر را داشته باشیم، بالاخره مادربزرگی داریم که طبق اعتقادات و سنت ها و باورهای خودش عمل می کند.

او ممکن است متوجه نشود که اینها کتاب دارند. ممکن است در کلام خود گاهی بد و بیراه هایی بگوییم که مثلاً داماد یا عروس خانه ما که از یک دین و مذهب دیگری است بدش بیاید. تفاوت زبان چندان مهم نیست، اغلب زن و شوهر ها زبان یکدیگر را یاد می گیرند ولی مذهب را نمی توانند.

 مذهب ریشه در عمیق ترین بخش وجود ما دارد که جهان بینی و برنامه همه حرکت ها و رفتارهایمان را مشخص می کند. چنین الگوی مستحکمی را نمی توان نادیده گرفت.

 

شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است. مثلاً فردی را

می بینید که خیلی منزوی و درون گرا و فرد دیگری را می بینید که خیلی

شاد و برون گراست. این دو نفر نمی توانند با هم ازدواج کنند. چون هر کدام

ساز خود را می زند

9- عامل نهم، تناسب نظر ظاهری دختر و پسر است.  دو نفر که می خواهند ازدواج کنند باید ظاهری داشته باشند که بتوانند پنجاه سال همدیگر را تماشا و تحمل کنند. اغلب ما انسان ها آینه های خود را گم کرده ایم. مثلاً آقا دنبال زیباترین زن است، در حالی که خودش چهره خوبی ندارد. اگر ما آینه هایمان را پیدا کنیم، کسی را که شبیه خودمان باشد پیدا می کنیم. عیب و ایرادهای چهره و ظاهر اندام در طولانی مدت معنی دار و مساله ساز می شود. اما در کوتاه مدت کسی متوجه نمی شود.

عشق

به هر حال یک ظاهر متعادل مورد درخواست است. درمورد هیچ یک از عواملی که تاکنون درباره اش صحبت شد، ما دیدگاه ایده آلیستی نداریم. ما دنبال ایده آل نیستیم، ما همین زندگی معمولی را بچرخانیم هنر کرده ایم. ما برای ازدواج یک آدم معقول و متدین می خواهیم که سواد و سن او هم معمولی باشد، خانواده معقولی هم داشته باشد.

اصلاً ایده آل گرا نیستیم. بسیاری از آقایان و خانمهایی که ازدواج نکرده اند یا دیر ازدواج می کنند علتش این است که ایده آلیستی فکر می کنند. مثلاً دختر خانم بدنبال آقایی است که هنوز در تاریخ نیامده و باید بسازیم و برعکس.

من به عنوان مشاور خانواده ها اعتقاد دارم که با همان چیزهایی که داریم باید قناعت کنیم. این همه خانم و آقای خوب و اهل زندگی در این مملکت وجود دارند که شایسته ازدواج هستند. حالا چه فایده ای دارد که ما بخواهیم یک فردی را با فلان شرایط بدهیم برایمان طراحی کنند! ما با چشم و ابروی دیگری که زندگی نمی کنیم، ما با شخصیت یک آدم زندگی می کنیم.

 

10- عامل دهم، تشابه شخصیت است. شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است. مثلاً فردی را می بینید که خیلی منزوی و درون گرا و فرد دیگری را می بینید که خیلی شاد و برون گراست. این دو نفر نمی توانند با هم ازدواج کنند. چون هر کدام ساز خود را می زند. کسی که از نظر ویژگی های شخصیتی، حد وسط باشد بسیار مناسب است.

آیا درون گرایان می توانند با هم ازدواج کنند؟ شاید بد نباشد چون هر دو ساکت در گوشه ای می نشینند و ممکن است خودشان راضی باشند. ولی آدم احساس می کند که چه خانه ساکت و سردی. برون گرایان چطورند؟ اینقدر حرف دارند که هیچ کدام حاضر به ساکت شدن نیستند! ولی مردم متعادل و عادی چه کسانی اند؟ آدمهایی که حد وسط این دو ویژگی قرار دارند: درون گرایی و برون گرایی.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:42 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

وقتی داماد کوچکتر است...

مرگ عشق


لازم نیست حتما پای صحبت مادربزرگ ها و ریش سفیدهای فامیل بنشینید تا بشنوید که زن باید در چهار چیز از مرد کمتر باشد و یکی از آنها سن است؛ این اعتقاد سنتی هنوز هم پس ذهن خیلی از خانواده های ایرانی جا خوش کرده و بزرگترین مانع ازدواج دختران و پسرانی است که فاصله سنی معکوس دارند.

 


 

با این حال، اگر شما هم جزء کسانی هستید که معتقدند در دنیای مدرن این حرف ها جای بحث ندارد و ازدواج امروزی چیزی فراتر از سن و قد و علم و مال است، توصیه می کنیم قبل از هر اقدامی چند دقیقه ای پای صحبت جامعه شناسان و روانشناسانی بنشینید که چند پیراهن از شما بیشتر پاره کرده اند و چند کتاب بیشتر از شما خوانده اند؛ بعد از آن مختارید هر طور که دوست دارید تصمیم بگیرید؛ اما نه با چشم و گوش بسته!

 

نه، تو تنها نیستی!

ازدواج

قبل از هر چیز، بگذارید چند برگ از آمارهای رسمی را برایتان رو کنیم که نشان می دهند ازدواج هایی با فاصله سنی معکوس در حال رواج است.

 بررسی هایی که در فاصله سال 84 تا 87 انجام شد، نشان می داد که این نوع ازدواج ها به صورتی کند و زیر پوستی در حال افزایش هستند. به طوری که در شش ماه اول سال 87 در 77.4 درصد از ازدواج ها مرد از زن بزرگتر بوده و در 10.4درصد ازدواج ها، کوچکتر.

در حالی که همین فاصله سنی معکوس در سال 1384 10.1درصد بود. بنابراین رشد 0.3 درصدی، اگر چه ممکن است خیلی رقم زیاد و فاجعه باری نباشد اما می تواند خبر از یک تغییر الگوی ازدواج در جامعه ایران بدهد که از نظر جامعه شناسان کمی خطرناک است.

 

یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان همسران، بروز تفاوت سنی معکوس است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، چون این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.فرهنگ سنتی ایران می گوید

بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است

محققان چه می گویند؟

ازدواج

دکتر امان الله قرایی مقدم، سرشناس ترین جامعه شناس و محققی که روی این موضوع پژوهش انجام داده، می گوید: «ما با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان همسران، بروز همین تفاوت سنی معکوس است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، چون این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.

فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین این گونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.

از سوی دیگر، خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. به خصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند.

 اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، چون پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند. البته شاید چنین ازدواج هایی نکات مثبتی هم داشته باشند مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر.

ولی کنار این نکات مثبت، این نکات منفی است که خود نمایی می کند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد، تا اندازه ای می تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفی این برخوردها همیشه در زندگی خانوادگی آنان بروز می یابد.»

 

همیشه این زوج های ناراضی و شکست خورده هستند که به روانشناسان مراجعه می کنند و زوج های موفق، دلیلی برای مراجعه های این چنینی ندارند. بنابراین قرار نیست هر هشداری که روانشناسان می دهند، به معنی شکست حتمی یک ازدواج با فاصله سنی معکوس باشد. اما باز این هم دلیل نمی شود که صحبت های این روانشناسان و جامعه شناسان را جدی نگیرید و به هشدارهای آنها فکر نکنید

 

دعوا

زنی به جای مادرتان

اما در مقابل، دیدگاه مثبت تری هم وجود دارد  که در صحبت های دکتر ایرانپور، تحلیل گر مسائل خانواده به آن می رسیم: «اگر تفاوت سنی میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است.

در این شرایط زنی که 3 یا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولا در برابر موضع مرد کوتاه می آید و می کوشد مطیع باشد.

در صورتی که هر چه این تفاوت سنی افزایش یابد، حس مادری، خواهر گونه و یا سرپرست در زن بیشتر می شود.

مثلاً زنی که 10 سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.»

 

چشمان کاملا باز

دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران هم سعی می کند طرف مثبت و منفی این ماجرا را از نگاه روانشناسی توضیح دهد: «معمولا گفته می‌شود اختلاف سن چهار تا هفت سال مناسب است اما باید به نکاتی توجه کنیم. اولا خانم‌ها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسند و در نتیجه پختگی‌ روانی لازم را زودتر پیدا می‌کنند.

ازدواج

موضوع دیگر، زایمان و بارداری است که در نتیجه آن طراوت و شادابی خود را زودتر از دست می‌دهند و تفاوت‌ها آشکار می‌شود. نیازهای جنسی خانم‌ها نیز زودتر فروکش می‌کند، در حالی که در آقایان این طور نیست.

موضوع دیگر، آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است و بنابراین فاصله چهار تا هفت سال را می‌توان پیشنهاد کرد که هماهنگی همسران بیشتر و احتمال بروز اختلاف کمتر است. اگر اختلاف تحصیلات و طبقاتی و... وجود نداشته باشد، با رعایت اختلاف سن مناسب، اختلاف همسران به حداقل می‌رسد.

اما الزاما نمی توان گفت که اگر زن از مرد بزرگ‌تر باشد، ازدواج به شکست می‌انجامد. چون اختلاف سنی مناسب فقط یکی از معیارهای ازدواج ایده‌آل است اما ممکن است بعضی موارد به طلاق ‌انجامد یا مرد خانواده دو بار ازدواج ‌کند و راه‌های ناصواب را در پیش ‌گیرد.

البته مواردی هم وجود داشته است که زنی از مرد بزرگ‌تر بوده و زندگی موفقی هم داشتند اما آنان آگاهانه با علم به نادرست بودن این کار، اقدام به ازدواج کرده‌اند و دوم اینکه از پیش آماده شده اند که بسوزند و بسازند.

چون واقعیت این است که عشق بدون تدبیر، ‌یک جور دیوانگی است و احتمال موفقیت ازدواج و زندگی را کم می‌کند.»

 

 

شاید شما خوشبخت شوید!

ازدواج

بله درست است! همیشه این زوج های ناراضی و شکست خورده هستند که به روانشناسان مراجعه می کنند و زوج های موفق، دلیلی برای مراجعه های این چنینی ندارند.

بنابراین قرار نیست هر هشداری که روانشناسان می دهند، به معنی شکست حتمی یک ازدواج با فاصله سنی معکوس تعبیر شود.  اصلا شاید شما جزو موارد موفق این ازدواج ها باشید.

اما باز این هم دلیل نمی شود که صحبت های این روانشناسان و جامعه شناسان را جدی نگیرید و به هشدارهای آنها فکر نکنید. وارد شدن به یک زندگی جدید، آنقدر مبهم و حساس است که نمی توانید بدون آگاهی از خطرات احتمالی آن پا پیش بگذارید!

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:42 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

رازهایی که درباره همسرتان نمی دانید

عشق

تصور کنید تصمیم گرفته‌اید تا ماشین جدیدی بخرید. خیابان اصلی را بالا و پایین می‌کنید و ناگهان یک ماشین زیبا چشمتان را می‌گیرد. به خود می‌گویید: «عاشق قیافه‌اش هستم». در را باز می‌کنید و کمی در داخل ماشین می‌نشیند». «عاشق بوی نوی» آن هستم. صندلی‌هایش چقدر راحتند. این ماشین دلخواه من است.» همین که از ماشین بیرون می‌آیید، فروشنده‌ای به طرفتان آمده، می‌پرسد: «می‌توانم به شما کمک کنم؟» شما می‌گویید: «من این ماشین را می‌خواهم.»

فروشنده: «آیا سوالی راجع به آن دارید؟»

با تأکید جواب می‌دهید: «نه، من این ماشین را می‌خواهم.»

فروشنده: «دوست دارید بدانید در مقایسه با مدل‌های دیگر چه مزایایی دارد؟ ضمانتنامه‌اش چه مدت است و یا مدت سوخت آن چقدر است؟»

صحبت راجع به این چیزها، هیجانی را که الان دارم، خراب می‌کند.»

فروشنده: (در حالی که گیج شده است) قیمتش چطور؟ نمی‌خواهید بدانید قیمتش چقدر است؟»

«اُه، خواهش می‌کنم اینقدر منطقی نباشید. قیمتش اصلا اهمیتی ندارد. تمام چیزی که مهم است اینست که ماشین را می‌خواهم. من واقعا به این ماشین احتیاج دارم و می‌دانم که برای من ساخته شده است».

 

پرواضح است که این رویای مضحکی است. هیچ شخص عاقلی، قبل از اینکه با پرسیدن سؤالات کافی از درست بودن کار خود اطمینان حاصل نکند، مبادرت به خرید چیزمهمی مثل یک ماشین، نخواهد کرد. با این وجود بسیاری از ما قبل از شروع یک رابطه مهم مثل زندگی مشترک، حتی به اندازه زمانی که می‌خواهیم یک جفت‌کفش بخریم سؤال نمی‌پرسیم، با این اشتباه، ما فرصت کشف چیزهایی که می‌تواند راجع به شریک زندگیمان از اهمیت حیاتی برخوردار بوده و در موفقیت یا شکست ازدواجمان سهم به سزایی داشته باشند را از دست می‌دهیم.

 

یکی از دلایلی که سؤالات کافی نمی‌پرسیم این است که نمی‌خواهیم جواب‌هایشان را بدانیم؛ زیرا ممکن است جواب‌هایی را که خواهیم شنید دوست نداشته باشیم. نمی‌خواهیم چیز بدی بشنویم. ممکن است مستأصل باشیم و یا اینکه بخواهیم رابطه تمام نشود و موفق باشد. شما از بحث راجع به چیزی که ممکن است رؤیایتان را خراب کند، اجتناب می‌کنید

 

چرا سوال نمی‌پرسیم؟

رمانتیک نیست:

عشقولانه

«عاشق شدن» یک تجربه رمانتیک است؛ اما سؤال پرسیدن و زیر و رو کردن یک شخص، نه. بنابراین به خود اجازه می‌دهیم که از خود بی‌خود شویم. این همان چیزی است که در فیلم‌ها دیده‌ایم و در کتاب‌ها خوانده‌ایم؛ که عشق «این‌چنین» است: شما نباید از او سؤال‌های زیادی بپرسید. در عوض باید به او نگاه کنید و فورا دریابید که او «همان گمشده» شماست! این ها افسانه‌های عشقی هستند که می‌توانند شما را به دردسر بیاندازند. سؤال کردن از همسر آینده‌تان به منظور شناخت او شاید رمانتیک نباشد اما تنها راه هوشمندانه شناخت یک فرد است.

 

شما نمی‌خواهید جواب‌ها را بدانید:

دلیل دیگری که سؤالات کافی نمی‌پرسیم این است که نمی‌خواهیم جواب‌هایشان را بدانیم؛ زیرا ممکن است جواب‌هایی را که خواهیم شنید دوست نداشته باشیم. نمی‌خواهیم چیز بدی بشنویم. ممکن است مستأصل باشیم و یا اینکه بخواهیم رابطه تمام نشود و موفق باشد. شما از بحث راجع به چیزی که ممکن است رؤیایتان را خراب کند، اجتناب می‌کنید.

مرکب عشق

نمی خواهید فرصت از دست برود:

 شما چنان به دنبال اینکه چرا باید کسی را دوست داشته باشید هستید که وقت کافی برای پرداختن به اینکه چرا نباید او را دوست داشته باشید پیدا نمی‌کنید. فکر کنید که بالاخره بعد از مدت‌ها تنهایی، کسی را یافته‌اید که به شما قول ازدواج داده است. از اینکه مرتبا به این و آن فکر کرده‌‌اید، خسته‌اید و می‌خواهید سرانجامی بگیرید. بنابراین از پرسیدن سؤالاتی که ممکن است این «رابطه خوب» را خراب کنند، بیزارید. همانطوری که یک ضرب‌المثل می‌گوید: «رؤیای مرا با مجبور کردنم به رویارویی با واقعیت خراب نکن»

 

وقتی از کسی که هستید و یا کسی که بوده‌اید احساس خوبی ندارید، به طرزی ناخودآگاه از دقیق شدن یا ریزبین شدن به زندگی همسر آینده‌تان

خودداری می‌کنید. پر واضح است که دو نفر که این بازی را می‌کنند،

رابطه‌ای ناسالم و مختل خواهند داشت

 

می ترسید همسرتان از شما سؤال کند:

 می‌خواهید تا آنها را از سؤال کردن راجع به خودتان باز دارید؛ بنابراین شما نیز چیزی از آنها نمی‌پرسید. این موضوع حقیقت دارد، اگر:

- شما از خود و یا زندگیتان راضی نیستید.

- شما از گذشته خودشرمسارید و یا با آن کنار نیامده‌اید.

- از کارهایی که در حال حاضر انجام می‌دهید، احساس گناه می‌کنید.

- شما تصویری ذهنی خوبی از خودتان ندارید.

وقتی از کسی که هستید و یا کسی که بوده‌اید احساس خوبی ندارید، به طرزی ناخودآگاه از دقیق شدن یا ریزبین شدن به زندگی همسر آینده‌تان خودداری می‌کنید. گویی می‌گویید: «من کاری به کار تو ندارم، تو هم کاری به کار من نداشته باش». پر واضح است که دو نفر که این بازی را می‌کنند، رابطه‌ای ناسالم و مختل خواهند داشت.

دل شکسته

 

«ندانستن» خوشبختی نمی‌آورد

چیزی که از آن آگاهی ندارید به شما صدمه خواهد زد. هرچه اطلاعات شما راجع به کسی بیشتر باشد، بهتر می‌توانید تصمیم بگیرید آیا برای شما همسر خوبی خواهد بود یا نه. هر چه اطلاعات شما راجع به کسی کمتر باشد، احتمال اینکه عصبانی و یا مأیوس شوید و دلتان بشکند نیز بیشتر خواهد بود.

 

چه موضوعاتی را بپرسیم؟

- وضعیت خانوادگی و کیفیت روابط خانوادگی او.

- درس‌های آموخته شده از تجارب زندگی او.

- اخلاقیات (اصول و نظام اخلاقی) و ارزش‌های او.

- نگرش و طرز برخورد او در مواجه با عشق، تعهد و برقراری ارتباط.

- فلسفه روحی و مذهبی او.

- اهداف زندگی شخصی و شغلی (حرفه‌ای) او.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:42 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

راه برای بله گرفتن

خواستگاری

بخواهید و نخواهید، شتری است که در خانه تان می خوابد. حتی اگر خانه نداشته باشید! به فرض هم که چند سالی را به بهانه درس خواندن و سربازی و کار پیدا کردن و امثال آن بتوانید سر خانم والده و همشیره و عمه و خاله محترمه و البته ریش سفیدهای فامیل گول بمالید. اما آخر سر باید کوتاه بیایید. یعنی دست خودتان نیست. بالاخره باید آستین هایتان را بالا بزنید و بروید خواستگاری. اگر هم نزنید، برایتان بالا می زنند.

 پس بهتر است راه و رسمش را یاد بگیرید تا وقتی در مقابل عمل انجام شده قرار می گیرید، زیاد سوتی ندهید. (گفتم زیاد سوتی ندهید، چون درهر صورت سوتی می دهید).

 


 

انواع «بله» گیری

 

خواستگاری

خواستگاری سنتی: خانم های فامیل به خصوص مادر و خواهر آقاداماد، دختری را می بینند و برای گل پسرشان نشان می کنند.

توصیه: اگر سلیقه خانم های محترمه را می پسندید، که فبها المراد، اما اگر نمی پسندید و به شکاف بین نسل ها معتقدید، همان اول آب پاکی را بریزید روی دست شان چون اگر این کار را نکنید حالا حالاها به نتیجه نمی رسید. هم خودتان را خسته می کنید، هم خانم های محترمه را.

 

 

 

 خواستگاری فامیلی: فرآیند ورانداز کردن در طول سالیان دراز از دختر خانمی که از همه جا بی خبر در حال بزرگ شدن بوده، توسط خانم ها صورت گرفته است. نوع دیگری از خواستگاری فامیلی هم وجود دارد که البته نیمه منسوخ است؛ آن هم همان «نشان کردن» دختر و پسر از کودکی – شاید قبل از به دنیا آمدن – است.

توصیه: نشان کردن را کلاً بی خیال شوید. اما در مورد حالت اول به توصیه های مربوط به خواستگاری سنتی توجه بفرمایید.

 

تلفن

خواستگاری تلفنی: دخترم قدت چقدره؟ پوستت سفیده یا سبزه ای؟ انگشتات خپله یا کشیده ست؟... در این نوع ، یک نفر که به خیال خودش آدم خیری است و نه خانواده عروس را درست و حسابی می شناسد و نه خانواده داماد را، شماره تلفن خانه عروس خانم را به مادر آقا داماد می دهد. سرکار خانم مادرشوهر هم گوشی را بر می دارد تا به مادر عروس زنگ بزند. اگر از بخت خوش یا شاید هم بد، خود دختر خانم گوشی را بردار ممکن است با چنین سؤالاتی مواجه شود.

تازه حرف های جالب تری هم قابل پیش بینی است. مثل «فسنجون رو  شیرین درست می کنی یا ترش؟ آخه پسرم غذای شیرین دوست نداره!»

توصیه: جسارت است، اما اگر بخواهید این طوری ادامه بدهید آرزوی ازدواج موفق را به گور خواهید برد! از ما گفتن.

 

انگار شما خیلی به شکاف بین نسل ها معتقدید. اشکال ندارد. اگرچه خودتان هم خوب می دانید که دراین خواستگاری نظرتان عمراً تغییر نخواهد کرد، ولی

مشورت با بزرگ ترها را از دست ندهید

 

خواستگار مدرن: تفاوت عمده این خواستگاری با انواع قبلی در این است که در این مورد خود شاه داماد همسرش را انتخاب می کند. بعد از توافق اولیه، خانواده ها وارد قضیه می شوند که معمولا هم نقش تزئیناتی دارند.

توصیه: انگار شما خیلی به شکاف بین نسل ها معتقدید. اشکال ندارد خیلی هم خوب است. اما گرچه خودتان هم خوب می دانید که دراین خواستگاری نظرتان عمراً تغییر نخواهد کرد، ولی مشورت با بزرگ ترها را از دست ندهید.

 

دخترخواستگار

خواستگاری معکوس: این داماد است که انتخاب می شود. گاهی توسط عروس خانم و گاهی هم توسط پدرِ عروس خانم. در حال اول اگر قضیه جدی شود، نهایتاً باز داماد خواستگار رسمی خواهد بود.

به احتمال زیاد هم کسی از قضیه بو نخواهد برد و باز هم مادر داماد به خیال این که پسر او است که هوایی شده از مادر عروس اجازه می گیرد. تازه ممکن است مادر عروس افه هم بگذارد!

توصیه: از آن جایی که پدرها دخترشان را خیلی دوست دارند، معمولاً در شرایطی دست به این نوع از خواستگاری می زنند که آقای داماد خیلی چشم شان را گرفته باشد. قضیه را جدی بگیرید. مطمئن باشید که حداقل ارزش فکر کردن را دارد!

 

خواستگاری غیابی: عروس خوش بخت اجازه دارد عکس آقا داماد را ببیند و توصیفاتش را هم از مادرجان و خاله جانش بشنود، چون ایشان در خارجه تشریف دارند.

توصیه: به این توجه داشته باشید که توصیفات دیگران ممکن است از نوع «سوسکه به بچه اش می گه قربون دست و پای بلوریت بروم» باشد.

 

خواستگاری

خواستگاری اینترنتی:

این یک جور بلای تکنولوژی است! علاوه بر سایت های متعدد اینترنتی اعم از خارجی و داخلی که شما را برای همسریابی کمک می کنند، چت روم ها هم مدت ها است که به محلی برای این امر خجسته تبدیل شده اند.

موارد زیادی وجود دارد که با همان چت کردن و یا نهایتاً تلفنی یا Voice chat یک دل نه صد دل(...) و مابقی ماجرا.

در مورد نحوه کسب اجازه در این نوع خواستگاری هم اطلاعات دقیقی در دست نیست. یک نمونه واقعی خواستگاری اینترنتی، در حد سه سال پیش به ازدواج یک دختر بیست ساله ایرانی با یک مرد پنجاه ساله پاکستانی الاصل مقیم سوییس انجامید که به علت مشکلات قانونی مجبور شدند عقد خود را در قبرس به ثبت برسانند!

توصیه: بعضی ها کتاب را هم می ترسند از اینترنت بخرند، آن وقت شما... لااقل وقتی با طرف قرار ملاقات می گذارید حواس تان باشد که یک وقت دختر خاله ای، دختر عمه ای چیزی از آب در نیاید که سوتی بشود!

 

خواستگاری با حروف: تولستوی قطعه گچی بر می دارد و می گوید «سونی آندره یونا، می توانی آن چه را این جا می نویسم کشف کنی؟ فقط اولین حرف کلمه را می نویسم». سونیا با لحنی محکم جواب می دهد: «می توانم» و تولستوی با گچ روی روکش پارچه ای میز می نویسد.

سونیا بعدها می گوید دست بزرگ و سرخ رنگ او را تعقیب می کردم، احساس می کردم که همه قوای روحی ام روی قطعه گچ و دستی که آن را هدایت می کند متمرکز شده است: «چ. و. ت. ت. ب. خ. م. و. م. ک. ب. ن. و. پ. خ. ر. ا». سونیا با خود فکر می کند هیچ رازی در برابر عشقش تاب مقاومت ندارد. با همین اعتماد، رمز حروف را کشف می کند: «جوانی و تشنگی تو برای خوشبختی، مرا وادار می کنند که به نحوی وحشتناک پیری خود را احساس کنم».

تولستوی که از آن همه سرعت انتقال در تعجب است می گوید: «و حالا چند حرف دیگر» آن گاه می نویسد: «د. خ. ش. ع. ن. د. م. و. ل. ه. ت. و. ت. ب. م. ک. ت. ا. خ. د...»

نوشته ها پیش می روند. سونیا هوشیارتر از آن است که از این حروف نوعی اشتراک روحی قوی تر از هر سوگندی را بین خود و شریک بازی اش درک نکند.

[تولستوی، هانیر ترویا، غلام رضا سمیعی، البرز، تهران 1374]

 

چی باید ببرید؟

برای اولین جلسه معارفه دو خانواده،معمولاً خانواده داماد یک جعبه شیرینی همراه می برند. اما در جلسه خواستگاری، علاوه بر شیرینی باید سبد گل یا دسته گل هم ببرید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:43 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ر

چطور نامزدی را بهم بزنیم؟!

عشق مرده

مدتی از نامزدی تان می گذرد و شما فکر می‌کنید که دچار اشتباه شده‌اید؟ همه جوره با خودتان فکر کرده اید و به این نتیجه رسیده اید که ادامه این رابطه ممکن نیست؟ این را بدانید كه همیشه قطع رابطه پس از ازدواج به‌مراتب دشوارتر از دوران نامزدی است. چه این نامزدی رسمی باشد و چه غیر رسمی، به هر حال باید همانقدر که درباره انتخاب نامزدتان وقت صرف کرده اید، به درستی یا نادرستی برهم زدن آن هم فکر کنید. ما به شما کمک می‌کنیم که بدانید در چه صورتی این تصمیم را بگیرید و چه کاری باید انجام دهید. پس این چند نکته را خوب به خاطر بسپارید و به آن عمل کنید:

 

1- از كنار نشانه‌ها به‌راحتی نگذرید: باید به این نشانه ها توجه ویژه داشته باشید: در مورد رابطه‌تان پی‌در‌پی دچار شك و تردید می‌شوید. هر دوی شما خشك و بدعنق شده‌اید. در مورد جزئیات مراسم ازدواجتان به تفاهم نمی‌رسید و یا به‌طوركلی، دلبستگی‌تان به هم كمتر شده است.

 

2- دلواپسی‌های خود را بررسی كنید: به مواردی که شما را دچار استرس می‌کنند عمیق‌تر بنگرید. آیا قادرید اختلاف‌هایتان را حل کنید؟ در صورتی که پاسخ شما به این سؤال منفی است،‌ بهتر است به‌جای نگرانی در مورد نحوه‌ برگزاری مراسم، به ازدواج خود بیشتر فکر کنید. معیار رابطه خوب صرفاً میزان اختلافات نیست، بلكه توانایی طرفین در حل این اختلافات است.

 

3- از مشورت كارشناسان استفاده كنید: بهتر است در مراحل اولیه آماده شدن برای ازدواج، از مشورت مشاور خانواده بهره‌مند شوید.

 

عشق مرده

4- اگر تمام راه‌ها با شکست مواجه شد:  رابطه را با رعایت ادب و آرامش قطع كنید. دقت كنید كه در تصمیم خود تمام جوانب را در نظر گرفته باشید و خود را به‌خاطر این تصمیم سرزنش نكنید.

 

5- تصمیم خود را سریعاً علنی نكنید: زمانی که در مورد تصمیم خود به قطعیت رسیدید، به پدر و مادر خود اطلاع دهید. ممكن است آنها این تصمیم شما را بر پایه نگرانی طبیعی همسران قبل از ازدواج بدانند و سعی كنند نظر شما را در این مورد تغییر دهند.

 

6- نگران قضاوت دیگران در این باره نباشید: نیازی نیست انتظارات دیگران را برآورده كنید، بلكه تلاش كنید به زندگی خود سر و سامانی دهید.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:43 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

مشابه یا مکمل؟ مسئله این است!

عشق

«شاید تو درست بگی ولی من فکر می‌کنم این پسر مکمل منه. ما مث دو تا نیم‌دایره‌ایم که همدیگه رو کامل می‌کنیم»، «کدوم 2 تا آدم آخه کاملا به هم شبیه هستن؟ اصلا همین تفاوتاس که زندگی رو معنادار می‌کنه»، «ببین! تصور کن من که خودخواهم، حالا اگه زن آینده‌ام هم خودخواه باشه که دیگه زندگی‌مون جهنم می‌شه!»، «نمی‌دونم چی کار کنم... دوستش دارم ولی انگار من تو یه دنیای دیگه‌ام، اون تو یه دنیای دیگه»

 

شما هم احتمالا بارها وقتی که با بهترین دوستتان دارید در مورد ازدواج حرف می‌زنید این جمله‌ها را گفته یا شنیده‌اید اما آیا مثل گوینده جمله آخر تا به حال تردید کرده‌اید؟ آیا رفته‌اید بالاتر از حستان و از آن بالا ، رابطه فعلی و آینده‌تان را ببینید و تصمیم بگیرید که همسر آینده‌تان مشابه‌تان باشد یا مکمل؟ می‌خواهید بدانید روان‌شناس‌ها با کدام فرضیه بیشتر موافق‌اند و چرا؟

 

لطفا آشنا شوید!

عشق

ما در تمام این متن فرض گرفته‌ایم که شما کلیات شخصیت طرف مقابل‌تان را می‌شناسید و از وضع خانوادگی‌اش، سطح اقتصادی‌اش، فکرها، دغدغه‌ها و علاقه‌هایش شناخت دارید. اگر این‌جور نیست و زبانم لال، رویم به دیوار، حتی دانستن سن طرفتان را هم گذاشته‌اید موقع عقد که سورپرایز شوید، لطفا این متن را نخوانید! به‌جایش همین الان با خانواده صحبت کنید، تاریخ عقد را بیندازید عقب‌تر و به هر بهایی شده، یک برنامه بریزید برای شناختن لااقل کلیاتی از ویژگی‌های طرف مقابلتان. این کار را هم توی کافی‌شاپ دانشکده یا لب ساحل خزر انجام ندهید. بگذارید موقعیت‌های اجتماعی پیش بیاید که هم خودتان و هم طرفتان به جای ویترین، پشت پیشخوان شخصیت‌ یکدیگر را نیز ببینید.

 

تقریبا تمام پژوهش‌هایی که در نیمه دوم قرن بیستم در مورد رابطه تشابه شخصیتی و دوستی انجام شده، به این نتیجه رسیده‌اند که شباهت، دوستی عمیق‌تری ایجاد می‌کند چرا که انسان ذاتا «خود دوست» است. هر کس برای دیدگاه‌های خود ارزش قائل است و ترجیح می‌دهد با کسانی زندگی کند که به این دیدگاه‌ها معتقد باشند و او را تأیید کنند؛ بنابراین اعتماد به‌نفس‌اش بالا برود

 

بحث لفظی اولین چیزی است که در یک آشنایی عمیق پیش می‌آید. علاوه بر اینکه این دعواها زیاد بد هم نیست، طبق گفته‌ روان‌شناسان این دعواها اجتناب‌ناپذیر و سازنده است.

عشق

 اجتناب‌ناپذیر به این علت که شما وقتی به کسی احساس پیدا می‌کنید، می‌خواهید تمام خوبی‌های عالم را در او ببینید. خوبی‌های عالم هم یعنی خوبی از دیدگاه خودتان و به احتمال قوی‌تر، خوبی از دیدگاه خودتان نیز یعنی همان ویژگی‌هایی که شما در طول این 3-2دهه زندگی در شخصیت‌تان پرورانده‌اید.

وقتی بیشتر با یکدیگر آشنا می‌شوید، شناخت هم در قضاوت در مورد آن احساس دخالت می‌کند و کم‌کم متوجه می‌شوید طرفتان با شما فرق می‌کند. اگر این تفاوت‌ها عمیق باشد، معمولا به نظر می‌رسد که ازدواج چندان موفقی پیش رویتان نیست.

 اما تفاوت‌های جزئی فوقش همان دعواهای کلامی سودمند را به‌وجود می‌آورد. خوبی دعواهای اول آشنایی این است که تا اندازه‌ای سبک دعوا در زندگی آینده را مشخص می‌کند. به‌هر حال، این تفاوت‌ها که ما می‌گوییم تا کجا می‌توانند خوب یا بد باشند؟

 

در ستایش مشابهت

تقریبا تمام پژوهش‌هایی که در نیمه دوم قرن بیستم در مورد رابطه تشابه شخصیتی و دوستی انجام شده، به این نتیجه رسیده‌اند که شباهت، دوستی عمیق‌تری ایجاد می‌کند چرا که انسان ذاتا «خود دوست» است. هر کس برای دیدگاه‌های خود ارزش قائل است و ترجیح می‌دهد با کسانی زندگی کند که به این دیدگاه‌ها معتقد باشند و او را تأیید کنند؛ بنابراین اعتماد به‌نفس‌اش بالا برود.

عشق

شما خودتان دلتان می‌خواهد مرتب بروید یک جایی که با یک نفر باشید که نگاهش زمین تا آسمان با شما فرق کند و دیدگاه‌های شما را قبول نداشته باشد و در نتیجه هی شخصیتتان را لگدمال کند؟ می‌گویید این‌جوری‌ها هم نیست؟ اما متأسفانه در زندگی طولانی‌مدت این اتفاق می‌افتد.

در یک تحقیق مشهور که در آن چند روان‌شناس در طول ده سال چندین زوج اعم از مشابه و غیرمشابه را تحت‌نظر داشتند، معلوم شد که زوج‌هایی که بیشترین شباهت شخصیت را با هم دارند، تفریحات روزانه مشابهی هم دارند. مثلا هر دو آنها موافقند به دیدار دوستان بروند، گاهی بیرون شام بخورند و فعالیت‌های اجتماعی یا فرهنگی مشخصی را دنبال کنند.

برخلاف فرضیه آنهایی که به مکمل‌بودن زوج معتقدند زوج‌های مشابه در مقایسه با آنهایی که شباهت کمتری با هم دارند (شما بخوانید مکمل!)، با هم تعارض کمتری دارند؛ بیشتر با هم صمیمی و رفیق‌اند و در نتیجه، از زندگی زناشویی خود رضایت بیشتری دارند.

البته یک چیز را فراموش نکنید، یکی از مواقعی که ممکن است شخصیت آدم یک چند درجه مختصری تغییر کند، همین سال‌های اول ازدواج است. همه ما در تعامل با همسرمان دیدگاه‌های‌مان را کمی انعطاف‌پذیر‌تر می‌کنیم. اما اگر با همسرمان خیلی متفاوت باشیم، در بهترین حالت شخصیتمان خیلی تغییر می‌کند. این بهترین حالت است و معمولا کمتر هم پیش می‌آید. بدترین اتفاق این است که شما همدیگر را تحمل نمی‌کنید و تعارف که نداریم اول جدایی عاطفی و بعد جدایی قانونی!

 

پرونده‌های طلاق را نگاه کنید! یک مرد لاقید و یک زن مقید (یا به همین احتمال برعکس!)، یک نفر که به نظر بیشتر دوستانش قابل اعتماد است و یک نفر که یک هزار تومانی هم نمی‌شود دستش سپرد. یک نفر که آخر وجدان است و یک نفر که انگار توی مغزش سلولی برای وجدان نیست. در این ویژگی شخصیتی هم تا آنجا که می‌شود مثل هم باشید لطفا!

 

اهرام سه‌گانه شباهت

1 - شخصیت

کسی با شما شخصیت مشابهی دارد که:

شخصیت

اول: پایداری هیجانی‌ای شبیه به شما دارد؛ یعنی اگر شما آدم دمدمی‌مزاجی هستید (یعنی گاهی دپ می‌زنید و گاهی خوشحالید، یا کلا آدمی هستید که دلشوره زیادی دارید) نمی‌توانید با یک آدم معمولا شاد یا آدمی معمولا غمگین زیر یک سقف زندگی کنید.

بیایید به خودتان نمره بدهید. اگر از 10، نمره پایداری هیجانی شما 4باشد با کسی ازدواج کنید که میانگین نمره پایداری هیجانی‌او بین 3 تا 4 باشد. البته درنظر داشته باشید که خانم‌ها کلا بیشتر غمگینی و دلشوره را تجربه می‌کنند.

 

دوم: برون‌گرایی‌ او شبیه شما باشد؛ تصور کنید که شما در دنیای خودتان سیر می‌کنید و اصولا با تنهایی خود حال می‌کنید، تنها درس می‌خوانید، تنها سینما می‌روید و تنها مشکل‌تان را حل می‌کنید؛ حالا بخواهید با یک نفر ازدواج کنید که آن‌قدر برون‌گراست که می‌خواهد هر شب یا مهمانی باشد، یا مهمانی بدهد. هنگامی که در جمع مشکلش را مطرح می‌کند، بهتر حلش می‌کند و حتی برای درس خواندن هم ترجیح می‌دهد برود کتابخانه عمومی و کلا با جمع، حال می‌کند. شاید یک سال بتوانید تحمل کنید و بگویید او نیمه دیگر دایره وجود من است، 2سال خودتان را گول بزنید، اما چند سال که گذشت و به عقب نگاه کردید ممکن است فاجعه اجتناب‌ناپذیر جدایی جلوتان باشد. همان طیف که در مورد پایداری هیجانی گفتیم اینجا هم صادق است.

 

عشق

سوم:

انعطاف‌پذیری او شبیه شما باشد. مشاهده کرده‌اید که بعضی‌ها با هر جمعی می‌توانند کنار بیایند ولی بعضی‌ها در هر گروهی باید ساز خودشان را بزنند.

این ویژگی شخصیتی در ازدواج خیلی مهم است. به هر حال 2نفری که ازدواج می‌کنند یک خانواده یعنی یک گروه را تشکیل می‌دهند. چیزی که اسمش در خانواده گذشت است، تا حدودی از همین انعطاف‌‌پذیری سرچشمه گرفته است؛ در مقابل چیزی که اسمش لجاجت است، قبول کنید که حتی اگر لجاجت همیشگی این یکی و گذشت همیشگی آن یکی باعث ادامه زندگی شود، این زندگی اسمش زندگی نیست.

واقعا بهتر نیست که لجاجت یا گذشت آدم‌ها شبیه هم باشد؟ ضمن اینکه یادتان باشد بیشتر مردم در حد وسط این ویژگی‌ها هستند؛ یعنی چیزی در میانه گذشت و لجاجت.

 

چهارم: اشتیاقش به تجربه‌های تازه به اندازه شما باشد. آقا اصلا شما آخر خلاقیت‌اید و به کمتر از موزه هنرهای معاصر راضی نمی‌شوید، دوست دارید بروید کل دنیا را بگردید، با جسارت حرف‌هایتان را می‌زنید و اصلا محافظه‌کار نیستید؛ خودتان بگویید، چطور می‌توانید با خانمی زندگی کنید که از هنر کلاسیک یونان جلوتر را قبول ندارد، شهر، محله و خانه خودش را از همه جا بیشتر دوست دارد و می‌خواهد همه چیز باثبات و بی تغییر باشد؟ نه! خودتان بگویید چطور می‌شود؟

 

عشق

پنجم:

وظیفه‌شناسی‌ او مشابه شما باشد. پرونده‌های طلاق را نگاه کنید! یک مرد لاقید و یک زن مقید (یا به همین احتمال برعکس!)، یک نفر که به نظر بیشتر دوستانش قابل اعتماد است و یک نفر که یک هزار تومانی هم نمی‌شود دستش سپرد.

یک نفر که آخر وجدان است و یک نفر که انگار توی مغزش سلولی برای وجدان نیست. در این ویژگی شخصیتی هم تا آنجا که می‌شود مثل هم باشید لطفا!

 

 

تمایزیافتگی یعنی فرد چقدر در خانواده اصلی‌ خود استقلال عاطفی پیدا کرده و وابستگی‌اش کمتر شده است. البته معمولا زن‌ها تمایزیافتگی کمتری دارند، یعنی بیشتر به خانواده‌هایشان وابسته‌اند اما اگر این تفاوت در وابستگی و تمایز زن و مرد خیلی زیاد باشد، زندگی تلخ می‌شود. مخصوصا وقتی که چند سال از زندگی بگذرد و به‌اصطلاح زندگی جدید جا بیفتد

 

2 - تمایزیافتگی

روان‌شناس‌ها برای رابطه‌ای که فرد قبلا در زندگی‌اش با خانواده پدری خود داشته، بسیار اهمیت قائلند. تمایزیافتگی یعنی فرد چقدر در خانواده اصلی‌ خود استقلال عاطفی پیدا کرده و وابستگی‌اش کمتر شده است. البته معمولا زن‌ها تمایزیافتگی کمتری دارند، یعنی بیشتر به خانواده‌هایشان وابسته‌اند اما اگر این تفاوت در وابستگی و تمایز زن و مرد خیلی زیاد باشد، زندگی تلخ می‌شود. مخصوصا وقتی که چند سال از زندگی بگذرد و به‌اصطلاح زندگی جدید جا بیفتد.

باید تکلیف مرد و زن در تعداد دیدارها از خانواده اصلی مشخص شود؛ تکلیفی که همان پیش از ازدواج با سنجش میزان تمایزیافتگی می‌شود تا حدی آن را معلوم کرد. سال‌های آخر دوران دانشجویی در شهرستان، می‌تواند به خوبی میزان این تمایز را روشن کند.

 

3 - قومیت، سطح اقتصادی و تحصیلی

سنخیت

در مورد سطح تحصیلات- مخصوصا وقتی زن خود را خیلی باسواد‌تر بداند- فاجعه عمیق‌تر می‌شود (به هر حال سابقه صدها سال زندگی مردسالارانه ایرانی پشت ذهن مرد است و طبعا غرورش بیشتر لگدمال شود).

قبول کنید در انعطاف‌پذیرترین حالت، دید اشخاصی که تجربه دانشگاهی دارند -(از فوق‌دیپلم گرفته تا دکترا)- با کسانی که این تجربه را ندارند، متفاوت است. آنها هویت خود را در 2 جای متفاوت شناخته اند.

در مورد سطح اقتصادی و قومیت هم تا زمانی که یک‌طرف بخواهد در شهر خود زندگی کند یا از نظر مالی به خانواده وابسته نباشد، معمولا مشکل پیش می‌آید. البته در مورد سطح اقتصادی، چون پشت 2 سطح اقتصادی 2 نوع سبک زندگی متفاوت وجود دارد، حتی اگر طرفتان کاملا از خانواده مستقل شده بهتر است احتیاط کنید.

طیف خاصی را درنظر بگیرید و سعی کنید خیلی با این طیف مغایر نباشید. فیلم فارسی‌ها و فیلم‌های هندی را هم از ذهنتان بریزید دور! تحقیقات ایرانی نشان داده که زوج‌هایی با قومیت متفاوت، رضایت زناشویی کمتری دارند .

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:44 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

هفت تناسب ضروری در ازدواج

تناسب


ازدواج اگر در چهارچوب درستی نباشد، به جای اینکه آرامش‌دهنده باشد آرامش را برهم می‌زند و یا به جای اینکه با کسی رابطه صمیمانه‌ای پیدا کنیم، ممکن است همیشه با او زندگی کنیم، اما کاملا تنها باشیم. بنابراین، باید در زمان انتخاب همسر چند تناسب کلیدی را در نظر بگیرید که در صورت وجود نداشتن هر کدام از آنها، ازدواجتان با خطر از بین رفتن رو به رو می شود.

 

تناسب خانوادگی

شما در بستر خانواده تان شکل می‌گیرید. چهارچوب هر خانواده هم با خانواده دیگر فرق می‌کند؛ یعنی هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتی‌ای که دارد در فرد تأثیر متفاوتی می‌گذارد. تا جایی که جان واتسون- پدر روان‌شناسی- می‌گوید: پنجاه نوزاد به من بدهید و بگویید چه شخصیت‌هایی لازم دارید؛ دانشمند، پلیس، قاضی، دزد و... چه می‌خواهید؟! من مطابق سفارش شما بیست سال بعد این افراد را تحویل می‌دهم. در واقع او می‌خواهد بگوید که تربیت، نقش بسیار پررنگ‌تری از زمینه‌های دیگر مثل ژنتیک دارد.

اما با وجود نقش مهمی که خانواده در شکل‌گیری شخصیت فرد ایفا می‌کند، این مسئله در ازدواج های امروزی خیلی وقت ها با فرضیه «من قرار است با خودش زندگی کنم، نه خانواده اش!» نادیده گرفته می‌شود. گاهی حتی دختر و پسر، همدیگر را خارج از بسته خانوادگی می‌بینند. مثلا در دانشگاه با هم آشنا می‌شوند، در حالی که نمی‌دانند طرف مقابلشان محصول چه خانواده‌ای است!

اما وقتی کسی می‌گوید که ما از نظر خانوادگی به‌هم می‌خوریم، آیا به طور خاص، بستر فرهنگی و شیوه‌های تربیتی رایج در خانواده را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده‌است؟ گاهی دو نفر با هم ازدواج می‌کنند و از نظر فرهنگی و خانوادگی به هم شبیه هستند، اما شیوه‌های تربیتی آنها متفاوت است!

مثلا در خانواده پسر، زن جایگاه و ارزشی ندارد. مادر پسر،سی سال است که زندگی کرده ولی هیچ‌چیز متعلق به او نیست و وظیفه‌ای جز بچه داری و پخت و پز و رُفت و روب نداشته است. پسری که نگاهش به زن این‌گونه شکل گرفته اگر با دختری ازدواج ‌کند که در ساختار خانواده‌اش مادر محور بوده و تعیین تکلیف می‌کرده است در زندگی به مشکل برمی خورند. پس این دو، تناسب خانوادگی ندارند هرچند از نظر سطح تحصیلات و وضعیت مالی شبیه و در یک طبقه باشند.

 

اعتقادات و باورها، جنس محکمی دارند و به خاطر هیچ‌کس نمی‌آیند و بروند. اگردونفر که با هم ازدواج می‌کنند، این تناسب را ندارند، باید بدانند که اعتقادات تغییری نمی‌کند مگر براساس شناخت. به‌عنوان مثال، دختری به حجاب اعتقاد ندارد. پسری با او ازدواج می‌کند و می‌گوید به خاطر من حجاب بگذار. ممکن است دختر بپذیرد ولی اعتقادی به آن ندارد

تناسب فرهنگی

عشق

فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که تعیین تکلیف می‌کند. فرهنگ به ما می‌گوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟‌ چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید صورت گیرد؟ از آنجا که فرهنگ‌ها با هم متفاوت هستند، بایدها و نبایدهای آنها نیز فرق می‌کند. به‌عنوان مثال، بایدها و نبایدها در فرهنگ آذری‌ها بسیار متفاوت‌تر از بایدها و نبایدهای فرهنگ شمالی‌هاست؛ حتی گاهی نباید یکی، باید دیگری است.

انسان در فرهنگ خود به طور ناخودآگاه احاطه شده است. از صبح که بیدار می‌شویم این فرهنگ ماست که می‌گوید چطور بیدار شویم و با خانواده چگونه رفتار کنیم، چطور حرف بزنیم و چگونه غذا بخوریم و... هیچ‌کاری نیست که به فرهنگ ارتباط نداشته باشد. بنابراین، لازم است که دختر و پسر از نظر فرهنگ اجتماعی به یکدیگر نزدیک باشند. فاصله‌های فرهنگی زیاد، زندگی این دو را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.

حال اگر 2 نفر همه خصوصیات‌شان با هم همخوانی داشته باشد ولی تناسب فرهنگی نداشته باشند چگونه برخورد کنند؟ اینجاست که باید از فرهنگ یکدیگر آگاه شوند و آن را بپذیرند؛ این مهم است؛ نه اینکه آن را مسخره کرده و بگویند چه بیخود! اگر این آگاهی و پذیرش باشد، به گونه‌ای هم‌فرهنگ می‌شوند.

 

تناسب اعتقادی

اعتقادات و باورها، جنس محکمی دارند و به خاطر هیچ‌کس نمی‌آیند و بروند. اگردونفر که با هم ازدواج می‌کنند، این تناسب را ندارند، باید بدانند که اعتقادات تغییری نمی‌کند مگر براساس شناخت. به‌عنوان مثال، دختری به حجاب اعتقاد ندارد. پسری با او ازدواج می‌کند و می‌گوید به خاطر من حجاب بگذار. ممکن است دختر بپذیرد ولی اعتقادی به آن ندارد. حجابی که به خاطر پسر می‌آید، روزی که دختر خاطر پسر را نخواهد و کوچک‌ترین اختلافی پیش آید، برداشته می‌شود. عمل به دستورات دینی بدون پشتوانه اعتقاد فردی تقریبا غیرممکن است. اگر فردی بی‌اعتقاد است، باید ابتدا با مطالعه و تحقیق به اعتقاد محکمی برسد، نه اینکه به خاطر دیگری اعتقاد ظاهری پیدا کند.

 

طبقه اقتصادی- اجتماعی به انسان‌ها یک نگرش، رفتار و بینش به زندگی می‌دهد. بنابراین وقتی دونفر از دوطبقه اقتصادی- اجتماعی متفاوت ازدواج کنند، از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آنها به زندگی خیلی متفاوت است؛ به همین دلیل دچار مشکلات بسیار می‌شوند

 

تناسب اقتصادی- اجتماعی

تناسب اقتصادی

طبقه اقتصادی- اجتماعی، یک نوع نگرش به زندگی ایجاد می‌کند. وقتی دونفر از لحاظ طبقه اقتصادی- اجتماعی با هم فاصله زیادی دارند، نگرش به زندگی و رفتارشان با هم متفاوت است. گاهی آدم‌هایی متعلق به طبقه اقتصادی- اجتماعی بالا نیستند ولی با فعالیت‌های اقتصادی- اجتماعی به این طبقه می‌رسند و صاحب خانه، ماشین و... می‌شوند. اما مردم در یک برخورد یا یک نگاه به آنها می‌گویند تازه به دوران رسیده! و این، نوع رفتار و نگرش آنهاست که مردم را متوجه این موضوع می‌کند.

طبقه اقتصادی- اجتماعی به انسان‌ها یک نگرش، رفتار و بینش به زندگی می‌دهد. بنابراین وقتی دونفر از دوطبقه اقتصادی- اجتماعی متفاوت ازدواج کنند، از نظر نوع نگاه به زندگی خیلی با هم فرق دارند و نگرش آنها به زندگی خیلی متفاوت است؛ به همین دلیل دچار مشکلات بسیار می‌شوند.

 

تناسب شخصیتی

هر انسانی شخصیت ویژه خود را دارد. اگر دو نفر که ازدواج می‌کنند، تفاوت‌های شخصیتی زیادی داشته باشند در رابطه خود دچار مشکلات زیادی می‌شوند. فرض کنید فردی از نظر شخصیتی برون‌گراست و راحت ابراز احساسات و عواطف می‌کند و بیشتر دوست دارد در جمع باشد؛ این فرد با کسی ازدواج می‌کند که انسانی درون‌گراست و ابراز احساسات برایش سخت است، حضور در جمع برایش خوشایند نیست و ارتباط برقرار کردن با افراد برایش دشوار است.

این دو در طولانی‌مدت دچار مشکل می‌شوند؛با هم هستند ولی احساس تنهایی می‌کنند. جالب اینجاست که در ابتدا به خاطر خصوصیات متضادی که دارند، خیلی جذب همدیگر می‌شوند ولی به تدریج از هم فاصله می‌گیرند چون با هم تناسب ندارند و نمی‌توانند نیازهای همدیگر را برآورده کنند.

 

تناسب تحصیلی

تحصیل

این تناسب هم نقش مؤثری دارد. اما چون تحصیلات اکتسابی است (یعنی اگر امروز نیست فردا می‌تواند باشد)، جزء مسائلی است که می‌گوییم اگر همه شرایط را دارند و بالقوه می‌توانند ادامه تحصیل دهند، در این ازدواج مشکلی پیش نمی‌آید.

اگر دختر فوق‌لیسانس و پسر لیسانس است، اشکالی ندارد ولی اصولا بهتر است که هر دو هم‌سطح باشند. گاهی دو نفر از مقطع لیسانس با هم آشنا می‌شوند و ازدواج می‌کنند. پسر دکترا می‌گیرد ولی دختر در همان مقطع مانده است. کم‌کم از هم فاصله می‌گیرند و فضای فکری آنها بسیار متفاوت می‌شود. این تغییر در جایگاه ها می تواند زنگ خطری برای زندگی آنها باشد!

 

رضایت والدین

این جا دیگر بحثی از تناسب های شما و همسرتان نیست و ماجرا مربوط به تناسب عروس و داماد با خانواده ها می شود!  از آنجا که عدم رضایت والدین تا سال‌های بسیار طولانی و حتی تا آخر زندگی تأثیر خود را دارد، خوب است که دو نفری که می‌خواهند ازدواج کنند، حتما خانواده‌هایشان راضی باشند و اگر نیستند باید آنها را متقاعد کرد. باید دلایل مخالفت را دانست چرا که اغلب تجربه آنها باعث می‌شود که دلایل درستی را مطرح کنند و نباید عدم رضایت را سرسری گرفت و باز هم اگر برخلاف همه تلاش‌ها راضی نشدند، بهتر است تا گرفتن رضایت صبر کنند یا به ازدواج دیگری فکرکنند.

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:44 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

در سایت های همسریابی چه می گذرد؟

اینترنت


آمارهای رسمی نشان می دهند که در ایران دو درصد از آشنایی های منجر به ازدواج در فضای اینترنت اتفاق می افتد. ازدواج هایی که این روزها با همه گیرتر شدن اینترنت کم کم رواج می گیرند و پا به پای آن، سایت های همسریابی رسمی و غیر رسمی هم افزایش پیدا می کنند تا به ادعای خودشان گره از مشکل ازدواج جوانان باز می کنند.

 


 

برای بیشتر دانستن از وضعیت این سایت ها و متقاضیان ازدواجشان، سری به چند سایت همسریابی زدیم و پای صحبت کاربرانشان نشستم. کاربرانی که ظاهرا آشنایی از پشت مانیتورهای رنگی را به روابط رو در رو ترجیح می دهند!

 

مریم- ن 26 ساله و کارشناس ارشد مهندسی مکانیک دراین باره می گوید: «دختران ایرانی هرچقدر هم که ادعای روشنفکری داشته باشند، باز هم دختر ایرانی هستند با اعتقادات خاص خودشان. آنها بیشتر شیوه های سنتی خواستگاری وازدواج را می پسندند تا روش های مدرن و امروزی را، اما به طور مثال خود من وقتی فردی مطابق سلیقه ام پیدا نکرده ام مجبورم از این راه وارد شوم.» خواستگاران مریم به دلیل شرایط خاص خانواده اش از تحصیلات بالایی برخوردار نیستند و مریم نیز نمی تواند هیچکدام از آنها را قبول کند.

 اما شکیبا- ج 21 ساله دانشجوی صنایع دستی به این مسأله منفی نگاه نمی کند، او می گوید: «این هم یک مدل ازدواج است دیگر. تیریست در تاریکی. به نظر من خیلی هم جالب است .فقط دخترها باید مواظب باشند که سریع دلبسته نشوند.»

مجردها تنها مشتریان سایت های همسریابی نیستند. پشت نقاب کاربران این سایت ها، گاهی مردان متأهل و خانواده داری هستند که با انگیزه های

دیگری پایشان به اینترنت باز شده است

 

 

ازدواج

قشر دیگری از دختران که به آشنایی های اینترنتی روی می آورند، عده ای هستند که به دلیل عرف جامعه از ارتباط رودر رو و کلامی با جنس مخالف اجتناب می کنند. این دختران چون در فضای مجازی امکان گفتگوی راحت تر را با طرف مقابل دارند، روی این نوع از آشنایی ها حساب باز می کنند.

 نرگس- ف کارشناس اقتصاد در این باره می گوید: «من در طول سال های دانشگاه با هیچ پسری صحبت نکردم. بودند کسانی که به قصد ازدواج پیشنهاد صحبت وآشنایی بیشتر به من دادند ولی من قبول نکردم و حالا در آستانه 24 سالگی احساس تنهایی می کنم و تصمیم گرفته ام از طریق اینترنت به دنبال شریک زندگی خود بگردم. قبول دارم شاید راه مناسبی نباشد اما این هم روشی است که می توانم آن را تجربه کنم.»

با این حال خانم جعفریان، کارشناس مرکز مشاوره دانشگاه شهید بهشتی در این باره می گوید: «فضای مجازی مکان مناسبی برای کسب شناخت کافی نیست چون جوانان در چنین فضایی خیلی زود از نظر احساسی در گیر می شوند و خیلی از تفاوتها نادیده گرفته می شود و از طرفی خیلی ها در اینترنت تمام حقیقت را بیان نمی کنند و تصویری از خود نشان می دهند که با واقعیت فاصله زیادی دارد و هنگامی که فرد مقابل با حقیقت ماجرا روبرو می شود از این ناحیه هم دچار مشکل خواهد شد.»

او ادامه می دهد: «متأسفانه دختران و پسران ما قبل از اینکه طرف مقابل را کاملا بشناسند، به او علاقمند شده و بدون بررسی کافی وارد زندگی مشترک می شوند؛ بعد از مدتی هنگامی که هیجانات احساسی و عاطفی آنها فروکش می کند تازه متوجه تفاوت های مشکل آفرین می شوند و به فکر جدایی می افتند.»

 

دختران و پسران ما قبل از اینکه طرف مقابل را کاملا بشناسند، به او علاقمند شده و بدون بررسی کافی وارد زندگی مشترک می شوند؛ بعد از مدتی

 هنگامی که هیجانات احساسی و عاطفی آنها فروکش می کند تازه متوجه

تفاوت های مشکل آفرین می شوند و به فکر جدایی می افتند

 

پسرها چه می گویند؟

سرگرمی

در حالی که بیشتر دختران با هدف ازدواج به آشنایی های اینترنتی روی می آورند، پسرها در این حوزه به چند دسته تقسیم می شوند. البته حساب آن تعداد بسیار بسیار اندک ، که واقعا قصد ازدواج دارند را از این دسته بندی جدا کنید. دسته اول پسرهای کم سن وسالی هستند که تنها به قصد سرگرمی و دوستیابی وارد سایت های همسر یابی می شوند.

 

دسته ی دوم، پسرهای خانه های مجردی. اینجا وضعیت کمی بهتر می شود البته فقط کمی. این ها پسرهایی هستند که به دلیل شرایط خاص شغلی ویا تحصیلی مجبورند به دور از خانواده زندگی کنند.احسان الف 26 ساله کارشناس ارشد عمران می گوید:" به این دلیل که من در تهران مشغول به کار هستم اینجا تنها زندگی می کنم و حس تنهایی خیلی اذیتم می کند و از آنجایی که در تهران آشنایی ندارم برای پیدا کردن همراه زندگی ام دست به دامن اینترنت شده ام." اما دوستی با این دسته به نیت ازدواج هم چندان قابل اعتماد نیست چون به گفته خود احسان وقتی با کسی آشنا می شوند و مدتی را جهت آشنایی با او سپری می کنند این حس تنهایی فروکش می کند و تازه می فهمند که شرایط ازدواج را ندارند و ازدواج هنوز زود است!

 

دسته سوم، پسرهای کار و درس هستند. آنها که سالها مشغول کار و تحصیل بوده اند حالا که به مرحله ازدواج رسیده اند، می بینند که از عالم جنس مونث چیزی نمی دانند. بنابراین اینترنت تبدیل به آزمایشگاه احساس شناسی آنها می شود. س غ 31ساله استاد زبان انگلیسی یکی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی می گوید: "من تمام عمرم را مشغول مطالعه و تحصیل بوده ام. حالا می بینم که اصلا خانم ها را نمی شناسم. پس در یک سایت همسریابی ثبت نام کردم تا با روحیه و احساسات و شخصیت خانم ها بیشتر آشنا شوم اگرنه کلی شاگرد متین و محجوب دارم که مطمئن باشید هنگامی که قصدم جدی تر شد حتما یکی از آنها را برای ازدواج انتخاب می کنم."

 

دسته چهارم، پسرهای سخت پسندی هستند که احتمالا خانواده و اطرافیان خود را در مراسم خواستگاری عاصی کرده اند. حسن م 31 ساله کارشناس ارشد مهندسی پزشکی می گوید: " شاید باور نکنید اما من از طرف همکاران و یا خانواده های دخترهای فامیل و آشنا پیشنهاد ازدواج داشته ام اما هیچ کدام مورد تأییدم نبودند. بعد از آن در سایت همسریابی ثبت نام کردم شاید گزینه های بیشتری در برابرم قراربگیرد. اگر دختری را بپسندم عکسش را به مادرم هم نشان می دهم. تا به حال دختری نبوده که هر دوی ما روی انتخاب او اتفاق نظر داشته باشیم."

چت

اما مجردها تنها مشتریان سایت های همسریابی نیستند. پشت نقاب کاربران این سایت ها، گاهی مردان متأهل و خانواده داری هستند که با انگیزه های دیگری پایشان به اینترنت باز شده است.

ش- ر 32 ساله و وکیل دادگستری است که به همراه چند نفر از همکارانش برای تحقیقات کاری در چند کلوب اجتماعی و سایت همسر یابی ثبت نام کرده است.

او می گوید: "تحقیقات من و نیز تجربه چند سال حضور در محاکم قضایی نشان می دهد که متأسفانه سال هاست که در کشور ما برخی از آقایان تمایل به ارتباط های نادرست، پنهانی و خارج از چارچوب خانواده دارند. وجود دنیای مجازی این مجال را برای آنها فراهم کرده تا راحت تر به مقاصد خود دست پیدا کنند."

او این اظهارات را دلیلی برای رونق نگرفتن سایت های همسریابی نمی داند و می گوید: «البته من معتقدم که آدم می تواند با همراه زندگی اش هرجایی آشنا شود، حتی در راهروهای دادگاه! به شرط اینکه آدم، آدم باشد.»

 

 

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:44 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج در سن پایین خطرناک تر است

دکتر محسنی فر

 

سن ازدواج شاید تنها موضوعی باشد که در مباحث مربوط به جوانان هیچ وقت از داغی نیفتاده است. معیاری که بالارفتن و پایین آمدن آن همیشه حساسیت هایی را در میان روانشناسان و جامعه شناسان کشور در پی داشته است.

در همین رابطه گفتگویی با دکتر اکبر محسنی فر، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه انجام دادیم تا از تجربه درمانی او در سازمان بهزیستی و کلینیک های مشاوره و مددکاری مطلع شویم.

 

 


 

آقای دکتر بهترین سن ازدواج چه سنی است؟

ازدواج چیزی نیست که بتوان برای آن قاعده کلی داد و سن ازدواج در هر فردی متفاوت است. آنچه مشخص است، این که هر کدام از ما تغییراتی را در طول زمان داریم که بر اساس آمال، اهداف و خواسته های ما شکل می گیرد. در سنین پایین تر، سرعت این تغییرات بالاتر است و هر چه سن افزایش پیدا می کند، آمال و اهداف روند کاهشی دارند. در حقیقت زمانی که سرعت تغییر شخصیت، خلق و خو و آمال و اهداف کند شد و فرد به ثبات نسبی رسید، بهترین وقت ازدواج است.

 

فکر نمی کنید این تغییر اهداف تا حد زیادی وابسته به شرایط بیرونی مثل اجتماع، وضعیت اقتصادی و... باشد؟ یعنی مثلا وضعیت مالی یک فرد روی زمان دستیابی او به اهدافش تاثیر می گذارد و همین یک فاکتور می تواند ثبات شخصیتی و سن ازدواج او را بالا و پایین کند؟

دقیقا همین طور است و به همین دلیل است که نمی توان سن مشخصی را برای ازدواج تعیین کرد. اما اگر قرار باشد یک شاخص برای سن مناسب ازدواج در نظر بگیریم، آن شاخص به ثبات رسیدن در اهداف و آرزوها و تغییرات است.

 

باید دید که بزرگتر بودن دختر از پسر برای یکی از آنها یا برای خانواده هایشان

 خط قرمز محسوب می شود، یا نه. اگر خط قرمز آنها سن باشد، قطعا ازدواجی که در آن فاصله سنی نامتعارف است، با مشکل رو به رو خواهد شد. مگر آنکه

این خط قرمز کاملا حل شود. دقت کنید که من نمی گویم نادیده گرفته شود

یا به نفع یک مزیت دیگر از آن چشم پوشی شود

 

این معیار کمی مردانه نیست؟ چون در عرف ما مردان قدرت انتخاب سن ازدواج را دارند و زنان نه. ممکن است دختران آمادگی و ثبات لازم برای ازدواج را داشته باشند اما درباره زمان وقوع آن تصمیم گیرنده نباشند.

من فکر می کنم نگاه جامعه به روند ازدواج در حال تغییر است. ما هر قدر به آینده می رویم، الگوهای ازدواج تغییر می کنند و زن ها قدرت انتخاب بیشتری پیدا می کنند. یعنی ازدواج های مبتنی بر اجبار کم می شود و زن ها نقش فعالانه تری در جریان ازدواج خود ایفا می کنند. البته در کنار این ماجرا من عقیده دارم که افزایش نگرانی خانواده ها از آسیب های اجتماعی در سال های اخیر باعث می شود که دختران را زودتر به ازدواج ترغیب کنند.

 

چرا؟

تغییر شکل روابط در جامعه قاعدتا آسیب هایی را در پی دارد. خانواده ها هم به دلیل نگرانی از امنیت دختران خود، تمایل بیشتری دارند تا دخترانشان در سنین پایین تر ازدواج کنند و از این آسیب ها دور بمانند. کما این که این روزها دختران زیادی را می بینیم که برخلاف سال های گذشته که سن ازدواج به 30سال و بالاتر نزدیک شده بود، در سنین دبیرستان ازدواج می کنند.

 

خود این ازدواج های زودهنگام آسیب زا نیست؟

چرا، دقیقا. من مراجعان زیادی را داشته ام که در سنین پایین یا با تفاوت سنی زیاد از همسرشان ازدواج کرده اند و بعدها منشا آسیب های اجتماعی شده اند. البته این صد درصد نیست و هر کس زود ازدواج کرد الزاما آسیب پذیر نمی شود و مهم تر از آن افرادی که به ما مراجعه می کنند کسانی هستند که در زندگی شان به مشکل برخورده اند. بنابراین ما از جامعه همسران موفقی که در سنین پایین ازدواج کرده اند، آمار درستی در دست نداریم. اما می توان گفت که درصد چشمگیری از ازدواج هایی که در سنین پایین اتفاق می افتند با مشکل مواجه می شوند.

 

به ثبات رسیدن با ایده آل فکر کردن فرق دارد. این تفکر ایده آل هم در رسیدن

 به اهداف شخصی خطرناک است و هم در انتخاب همسر. اگر ایده آل ها

 کاهش پیدا کند، میزان ازدواج هم بیشتر می شود. چون افزایش سن،

سختگیری در انتخاب را در پی دارد

 

دلیلی هم می توان برای این شکست ها آورد؟

همان تغییر در اهداف و آمال و خواسته های فرد و رشدی که در طول زندگی خواهد داشت. در حقیقت زن یا مرد بعد از چند سال تغییراتی می کند و دیگر فرد سابق نیست. شخصیت او این بار شکل گرفته و خواسته های متفاوتی دارد. علاوه بر این، هرچه سن عقلی فرد در زمان ازدواج پایین تر باشد، احتمال رفتار نابهنجار و خارج از چهارچوب در او افزایش پیدا می کند. به طوری که بررسی روی ازدواج های شکست خورده نشان می دهد که بیشترین بی تعهدی و رفتار خارج از چهارچوب در کسانی اتفاق افتاده که در زمان ازدواج زیر 20سال سن داشته اند.

 

راه حل این مشکل چیست؟

مهم ترین راه حل افزایش سطح اعتقادات در خانواده هاست. کاهش اعتقادات، افزایش انحراف را در پی دارد و این اصلی است که اثبات شده.

 

اما این روزها تاکید زیادی روی ترویج ازدواج در سنین پایین می شود. حتی این اواخر شنیده ایم که می گویند سن ازدواج برای دختران باید حدود 16 سال و برای پسران 20 سال باشد.

اگر معیار فیزیولوژیک را در نظر بگیریم، بله. این بهترین سن ازدواج است. چون جوان در این سن بهترین آمادگی جنسی را برای ازدواج دارد. اما مهم تر از بلوغ جسمی، رشد عقلی و عاطفی است که دیرتر از رشد جسمی رخ می دهند و به همین دلیل یک جوان 16-20 ساله ممکن است به لحاظ فکری و روحی آمادگی یک زندگی مشترک را نداشته باشد. ضمن آنکه افراد در طول رشد عقلی و عاطفی شان نیازهای متفاوتی دارند که توجه کردن و توجه نکردن به آنها هر دو می تواند آسیب زا باشد. من یک مثال می زنم. چند وقت قبل مراجعی داشتم که می گفت در سن پایین با همسرش ازدواج کرده و در زمان ازدواج هر دو سیکل داشته اند. در طول زندگی خانم ادامه تحصیل می دهد و دیپلم می گیرد و بعد در دانشگاه پذیرفته می شود و لیسانس می گیرد و در یک اداره دولتی مشغول کار می شود. اما آقا همچنان سیکل داشت و در یک شغل متوسط مشغول کار بود. حالا این خانم می خواست بداند آیا درست است که در آزمون فوق لیسانس شرکت کند یا نه. این یک رشد ناهمگون را نشان می دهد که خانم اهداف متفاوتی را در طول زندگی داشته و سعی کرده به این اهداف برسد در حالی که اهداف آقا در زمان ازدواج  متوقف شده است. خوشبختانه این مورد، زندگی خوبی داشتند و آنقدر به هم علاقمند بودند که با وجود چنین تفاوت سطحی هنوز با عشق و علاقه با هم زندگی می کردند. اما این تغییر و تحولات در بسیاری از زندگی ها می تواند منجر به طلاق شود. شما نه می توانید خانم را از حق تحصیلش منع کنید و نه به آقا فشار بیاورید که اهداف خود را مثل خانم رشد دهد. بنابراین می توان گفت که هر قدر سن در زمان ازدواج کمتر باشد، احتمال نارضایتی از زندگی و جدایی در سنین بالاتر بیشتر است.

 

اینجا یک مشکل دیگر به وجود می آید. فکر نمی کنید اگر کسی منتظر بماند تا به ثبات شخصیتی برسد و بعد ازدواج کند، سن ازدواج بالا برود؟ چون ممکن است کسی تا 30، 40سالگی احساس ثبات نداشته باشد.

ببینید به ثبات رسیدن با ایده آل فکر کردن فرق دارد. این تفکر ایده آل هم در رسیدن به اهداف شخصی خطرناک است و هم در انتخاب همسر. اگر ایده آل ها کاهش پیدا کند، میزان ازدواج هم بیشتر می شود. چون افزایش سن، سختگیری در انتخاب را در پی دارد. ازدواج باید به فرد آرامش بدهد و این باید مهم ترین انگیزه ازدواج باشد.  در حقیقت ازدواج سه هدف اصلی دارد: آرامش، رسیدن به تکامل و رفع نیاز جنسی. اگر تامین این سه نیاز در ازدواج امکان پذیر نباشد، گرایش به ازدواج کم می شود.

 

نگاه جامعه به روند ازدواج در حال تغییر است. ما هر قدر به آینده می رویم، الگوهای ازدواج تغییر می کنند و زن ها قدرت انتخاب بیشتری پیدا می کنند. یعنی ازدواج های مبتنی بر اجبار کم می شود و زن ها نقش فعالانه تری

در جریان ازدواج خود ایفا می کنند

 

آقای دکتر بهترین فاصله سنی در ازدواج چقدر است؟

در گذشته میانگین 3تا 5سال را مطرح می کردند اما امروز باید گفت که نمی توان اختلاف سن را مرزبندی کرد. چون میزان رشد عقلی و عاطفی افراد با هم متفاوت است. کما این که دخترانی هستند که از همسرشان سن بیشتری دارند و به مشکلی هم بر نمی خورند. در این موارد باید گفت که اگر تفاوت سنی برای دختر و پسر خط قرمز محسوب می شود و حساسیت بالایی وجود دارد، این می تواند آسیب زا باشد.

 

با این حساب فاصله سنی معکوس و بزرگتر بودن خانم از آقا را نمی توان به کلی زیر سوال برد.

بله. باید دید که بزرگتر بودن دختر از پسر برای یکی از آنها یا برای خانواده هایشان خط قرمز محسوب می شود، یا نه. اگر خط قرمز آنها سن باشد، قطعا ازدواجی که در آن فاصله سنی نامتعارف است، با مشکل رو به رو خواهد شد. مگر آنکه این خط قرمز کاملا حل شود. دقت کنید که من نمی گویم نادیده گرفته شود یا به نفع یک مزیت دیگر از آن چشم پوشی شود. می گویم خط قرمز باید حل و فصل شود. باز من مثال دیگری می زنم. کسی به من مراجعه کرد و گفت که پسرش قصد ازدواج با زنی را دارد که یک بار از همسرش جدا شده و بچه دارد. می خواست بداند این ازدواج ایراد دارد یا نه. من پرسیدم که ازدواج قبلی این خانم برای شما ناراحت کننده است؟ گفتند بله. گفتم پس این ازدواج به صلاح نیست. چون در آن صورت اختلاف های زیادی حول این موضوع به وجود خواهد آمد و خانم مرتبا به خاطر شکست در ازدواج قبلی اش سرزنش خواهد شد.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:45 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

شش شرط اولیه ازدواج

انتخاب همسر

 

کسی که شما به عنوان همسر انتخاب می کنید، ممکن است از لحاظ سنی و شرایط ظاهری بالغ و بزرگسال و آماده ازدواج به نظر برسد اما ممکن است در باطن بیشتر شبیه یک کودک یا نوجوان نابالغ باشد که هیچ نوع آمادگی روحی برای شروع یک زندگی ندارد. شما برای دانستن این تفاوت چه می کنید؟

 


 

1- تعهد به رشد شخصی

این مهمترین ویژگی است که باید حتما در همسر آینده شما باشد، اگر کسی را بیابید که به رشد شخصیتی متعهد و پایبند باشد، از همان ابتدا بسیاری از مشکلاتی را که زوجهای زیادی با آن روبرو هستند نخواهید داشت. تعهد به رشد شخصی به این معناست که:

انتخاب همسر

الف- نامزدتان متعهد می شود که تا حد ممکن برای همسر خوب تری بودن، بیاموزد. وقتی کسی را دوست دارید که برای رشد، شکوفائی و تحول شخصی ارزش و بهای زیادی قائل است. در نتیجه سهولت رابطه تان از همان ابتدا تضمین شده است.

ب- نامزدتان مایل است که به اشکال مختلف از قبیل کتاب، نوار در صورت لزوم مشاوره و روانکاوی، کمک و راهنمایی دریافت کند. بسیاری از روابط هنگامی که یکی از طرفین نیاز به اصلاحات را تشخیص داده ولی دیگری از همکاری سر باز می زند، دچار بحران می شود. این چیزی است که باید در ابتدای رابطه تان به آن توجه کنید و از این موضوع به هیچ عنوان طفره نروید زیرا در آینده مشکلات بسیار زیادی را برای شما به وجود خواهد آورد.

ج- نامزدتان برای رشد شخصی خود اهدافی قرار داده و شما با گذشت زمان شاهد تغییرات مثبتی در او هستید. نامزدتان باید علاوه بر اینکه به رشد شخصی اش توجه دار، در عمل هم این را به اثبات برساند.

 

2- بروز احساسات

ابراز علاقه

داشتن یک رابطه صمیمی به معنای در یک خانه زندگی کردن نیست، بلکه به معنای سهیم شدن احساسات با یکدیگر است. همسر شما باید احساساتش را به شما نشان دهد، برای شما بازگو کند و روش درست بازگو کردن آنها را بداند.

اگر همسرتان نتواند احساسات خود را با شما در میان بگذارد، آمادگی یک رابطه صمیمی را ندارد. همسر شما باید قادر باشد بگوید چقدر دوستتان دارد و نشان دهد که تا چه میزان قدر و ارزش شما را می داند. شما استحقاق آن را دارید که همسرتان، عشق و قدردانی خود را به شکلی ثابت و همیشگی به شما نشان دهد.

 

3- صداقت

انتخاب همسر

صداقت، درستی و قابل اعتماد بودن از ضروری ترین اجزاء یک رابطه سالم است. دانستن این موضوع که می توانید روی همسر خود حساب کنید حس امنیت فوق العاده ای به شما خواهد داد. چنانچه در ترس دائمی از فریبکاری همسرتان زندگی کنید، هرگز آرامش را تجربه نخواهید کرد و در تنش و تردید و انزجار خواهید بود.

اگر با یک دروغگو زندگی کنید، در دراز مدت مطمئن باشید خودتان نیز به یک دروغگو تبدیل خواهید شد. پیدا کردن همسری که درست و صادق باشد به معنای جستجوی کسی است که با خود صادق باشد و خود فریبی نکند، کسی که با دیگران صادق باشد و نه به مشتری، نه دوست و نه آشنا از روی عادت و فریبکاری دروغ نگوید، کسی که با شما صادق باشد.

هیچ قسمتی از شخصیت خود را از شما پنهان نکند و اینطور نباشد که به خاطر دفاع از خود، فقط آنچه را که شما دوست دارید بشنوید به شما بگوید. شما باید بتوانید بدون اینکه مجبور باشید با سیاست و یا با زور حقیقت را از نامزدتان بیرون بکشید خودش تمام حقیقت را با شما در میان بگذارد.

 

مسئولیت پذیری یعنی شخص به وعده هایی که می دهد عمل کند و به قولی که می دهد پایبند باشد. وقتی نامزدی غیر مسئول دارید در واقع بچه ای را برای خود یافته اید که فقط ظاهری بزرگسالانه دارد.

4- پختگی و مسئولیت پذیری

پختگی به معنای این است که: نامزد شما می تواند خوب از خودش مراقبت کند. یعنی: برای تأمین خود پول کافی در بیاورد، مکان زندگی خود را تمیز نگه دارد، خوب تغذیه کند. این نشانه ها ممکن است از نظر بعضی ها بسیار ساده و بی اهمیت جلوه کند اما بسیاری از خانواده ها روی همین مسائل بسیار بی اهمیت از هم پاشیده اند. زیرا کسی که نتواند از عهده خود و فضای اطراف خود بر بیاید مطمئن باشید شریک زندگی خوبی برای شما نخواهد شد.

انتخاب همسر

مسئولیت پذیری یعنی شخص به وعده هایی که می دهد عمل کند و به قولی که می دهد پایبند باشد. وقتی نامزدی غیر مسئول دارید در واقع بچه ای را برای خود یافته اید که فقط ظاهری بزرگسالانه دارد، چنین نامزدی ممکن است دوست داشتنی باشد حتی ممکن است شنونده و غمخوار خوبی هم باشد اما یقینا آمادگی رابطه بزرگسالانه و تمام عیار را ندارد.

یکی دیگر از نشانه های پختگی انسانها حس احترام آنها نسبت به جهان پیرامون خود و مردم است که این از همان کود- کی در وجود فرد باید رشد کند، مثلا کودک باید بیاموزد که بعد از خوردن کلوچه و شیر برای عصرانه به جای رها کردنشان روی میز، به وقت مادرش احترام بگذارد و آنها را به یخچال برگرداند. برای اینکه بفهمید که نامزدتان مسئولیت پذ یر است یا نه دقت کنید که چقدر برای احساسات شما، حریم شما، وقت شما، دارایی شما، دارایی خودش، محیط زندگی و احساسات دیگران احترام قائل است.

 

5- اعتماد به نفس بالا

تفکر

همسرتان تنها به آن میزان که خودش را دوست دارد می تواند شما را دوست داشته باشد... یکی از بزرگترین اشتباهاتی که هنگام انتخاب همسر می کنیم، توجه به این موضوع است که چقدر ما را دوست دارد و چه رفتاری با ما دارد، به جای آنکه دقت کنیم که با خودش چه رفتاری دارد. هرچه اعتماد به نفس همسرتان بهتر باشد، رابطه تان قوی تر خواهد بود. بنابراین مهم است که به دنبال نشانه هایی باشیم که حاکی از اعتماد به نفس بالای یک شخص باشد:

آیا همسرتان به آنچه که هست، افتخار می کند؟ چنانچه مدام برای اتفاقات زندگی خود عذر و بهانه می آورد و از آنچه که هست احساس خوبی ندارد یا اینکه مدام خود را تحقیر می کند، بنابراین فاقد عزت نفس است. شما باید به دنبال شخصی باشید که از آنچه که هست و از آنچه که خواهد شد، راضی باشد. در اینجا منظور تکبر، خودپسندی و تظاهر به شجاعت قلابی نیست. عزت نفس حقیقی به انسان حس استواری و قدرت درونی می بخشد. در این صورت همسرتان به خودش آسیب نمی رساند، بلکه در عوض به خوبی از خود مراقبت می کند.

 

سؤالاتی که می توانید در رابطه با اعتماد به نفس از خواستگارتان بپرسید:

1- به چه چیزی بیش از هر چیز دیگر در زندگی خود افتخار می کنید؟ (توجه داشته باشید که براحتی چیزی برای گفتن پیدا می کند یا خیر).

2- در گذشته از لحاظ احساسی رفتاری های بدی را از جانب دیگران با خود، تحمل کرده اید؟ چرا چنین رفتارهائی را تحمل کرده اید، آیا باز هم آنها را تحمل خواهید کرد؟

3- چه کارهایی انجام می دهید که نشانگر عشق و توجه شما نسبت به خودتان است؟

4- بدترین عادتهایتان در رابطه با سلامتی و زندگی کدامند؟

5- چه میزان مسامحه کاری می کنید؟ اکثر اوقات، همیشه یا بندرت؟

6- چه ریسک هائی تا به حال در زندگی خود کرده اید؟ آخرین ریسکی که کردید چه بوده است؟ آیا مواردی بوده اند که از ریسک کردن امتناع کرده باشید؟

 

6- نگرش مثبت

نگرش مثبت

ضرب المثلی قدیمی است که می گوید: «دو نوع آدم در این دنیا وجود دارد: آدمهای مثبت و آدمهای منفی.» اگر مجبور بودید که باقی عمرتان را با یکی از این دو گروه زندگی کنید، کدامیک را انتخاب می کردید؟

متأسفانه اغلب بدون اینکه بفهمیم دید و نگرش همسر آینده مان نسبت به دنیا مثبت است و یا منفی، عاشق می شویم.

 

آدمهای منفی: همیشه به مشکلات تمرکز می کنند و در مقابل راه حل مقاومت می ورزند. همیشه چیزی برای شکایت کردن از کسی یا چیزی پیدا می کنند. اجازه می دهند که ترس و نگرانی آنها را اداره کند. به آینده بدبین هستند. به سادگی به کسی اعتماد نمی کنند.

آدمهای مثبت: همیشه به پیدا کردن راه حل، تمرکز می کنند. موانع را به «فرصتها» و سختیها را به «درسهائی سازنده» بدل می کنند. به توانائیهای خود در بهبود اوضاع و شرایط اعتماد دارند. خوشبین هستند و باور دارند که اوضاع را همیشه می توان بهتر کرد و بواسطه ی آگاهی و بینش، در شخصیت خود تغییراتی مثبت، بوجود آورد.

آدمهای منفی، روابطی منفی و آدمهای مثبت، روابطی مثبت می آفرینند. وقتی با شخص مثبت در ارتباط هستید، رابطه تان بسیار ساده تر خواهد بود. مشکلاتتان را سریعتر حل می کنید، سرزنش کمتر و تشریک مساعی بیشتری در بین خواهد بود، و از همه مهمتر: عشق بیشتری نیز وجود خواهد داشت.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:46 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

زیبایی چقدر مهم است؟

زیبایی

شما چقدر به چهره همسر آینده تان اهمیت می دهید؟ آیا حاضرید با کسی سر سفره عقد بنشینید که نگاه کردن در چهره و ظاهرش برایتان خوشایند نیست؟

حقیقت این است که چهره و ظاهر همسر نه تنها کم اهمیت نیست، بلکه اولین شرط پذیرش همسر به شمار می رود. چرا که دو نفری که قرار است یک عمر با هم زندگی کنند لازم است علاوه بر هماهنگی در مسائل بنیادی زندگی آینده یشان چهره ی ظاهری همدیگر را نیز بپسندند و این پسندیدن یا نپسندیدن مستلزم دیدن یکدیگر است. تعریف و توصیف دیگران هرچند که موثر است اما کافی نیست، زیرا سلیقه ها متفاوت است.

 


 

دیدن مقداری کمی از صورت هم کافی نیست بلکه بطور کامل و واضح باید باشد بطوریکه هیچ نقطه مبهمی وجود نداشته باشدو نباید گفت ما همه چیز را پسندیده ایم و خواسته ها و معیارهایمان تأمین است دیگر مهم نیست که قیافه و شکل ظاهری چگونه باشد. زیرا پسندیدن  یا نپسندیدن قیافه ی ظاهری می تواند بر تمام نتایج قبلی تأثیر بگذارد.

 

 زیبایی باید در کنار دیگر صفات و معیارها مورد توجه قرار گیرد نه بطور مستقل، چراکه زیبایی بدون در نظر گرفتن معیارهای مهم برای تداوم ازدواج مثل اخلاق، عفت و غیره می تواند آسیب زا باشد

 

نگرشی بر این موضوع در آئینه احادیث

شخصی به نام مغیره بن شعبه در زمان پیامبر اکرم (ص) زنی را خواستگاری کرد، گویا که او راخوب ندیده بود، پیامبر اسلام به او فرمودند:  اگر او را دیده بودی امید سازش و توافق میانتان و بادوامتر بودن زندگی تان بیشتربود. در همین خصوص مردی از امام صادق (ع) پرسید آیا مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد می تواند به زیباییهایش نگاه کند؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند: اگر قصد سوء استفاده نداشته باشد ( و واقعاً به قصد پسندیدن برای ازدواج باشد) اشکالی ندارد.

 

تذکر مهم:

مساله دیدن و پسندیدن نیز مانند همه  مسائل انتخاب همسر نباید به حد وسواس برسد، بلکه باید به اندازه  متعارف اکتفا کرد. در این مورد باید دقت کرد اما از حساسیت بی مورد نیز باید بپرهیزید.

در این مورد، باید دقت و ظرافت مخصوصی به کار برده شود به این معنی که باید توجه داشت که حرمت دختر شکسته نشود.

 

زیبایی

چطور ببینیم و بپسندیم؟

 هرگاه خواستگاری برای دختر آمد، باید مقدمات و راه های شناخت، مانند تحقیق، مشورت و غیره... طی شود و همه  جوانب کار سنجیده و بررسی گردد. وقتی مشخص شد که دختر و پسر هم کفو هستند و مانعی بر سر راه ازدواجشان نیست و احتمال وصلت و ازدواج بسیار قوی است زمان دیدن کامل به عنوان مرحله نهایی فرا رسیده است.

البته با ید توجه کرد که آن گونه دیدن که بیان شد و اسلام اجازه داده منحصر و مخصوص به قصد جدی ازدواج با فردی معین و شرایط مخصوص است و نمی توان به بهانه  انتخاب همسر به هر کسی نگاه کرد. اجازه اسلام در این مورد استثناء است، برای همان موضوع معین و هر نگاه و دیدنی که از این چارچوب بیرون باشد اشکال دارد.

 

 

 زیبایی یک خصوصیت نسبی است و لازم نیست در حد عالی باشد بلکه

مهم است که دو همسر یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید

و دلخواه هم  باشند

 

در حقیقت دو نفر که می خواهند به عنوان همسر کانونی سعادتمندانه تشکیل دهند و تا پایان عمر در کنار هم با محبت زندگی کنند لازم است یکدیگر را از هر جهت دوست داشته باشند؛ از جمله چهره و شکل ظاهری. زیبایی یک خصوصیت نسبی است و لازم نیست در حد عالی باشد بلکه مهم است که دو همسر یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید و دلخواه هم باشند.

در اسلام نیز به همسران سفارش شده که خود را برای هم بیارایند هم زن و هم مرد تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند چنانکه از معصوم نقل شده که آراستگی مرد بر عفت زن می افزاید.

البته زیبایی باید در کنار دیگر صفات و معیارها مورد توجه و بررسی قرار گیرد نه بطور مستقل، چراکه زیبایی بدون در نظر گرفتن معیارهای مهم برای تداوم ازدواج مثل اخلاق، عفت و غیره می تواند آسیب زا باشد. بنابراین زیبایی در کنار دیگر صفات می تواند کمال باشد وگرنه بلایی بیش نیست.

چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: کسی که (صرفا) برای زیبایی زنی (و همچنین) مردی با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید.

زیبایی

زیبایی به عنوان یک رکن اساسی و معیار مستقل در زندگی زناشویی مطرح نیست بلکه یک صفت کمالی است که اگر با صفات و معیارهای اساسی دیگر همراه باشد پسندیده است وگرنه به تنهایی ارزش نیست.

این صفت گاهی دور اندیشی افراد را مختل می کند بطوریکه معیارهای اصلی را فراموش می کنند و پایه های زندگی خود را بر مبنایی سست و متزلزل بنا می کنند؛ در نتیجه پس از مدتی که آن طراوت و جاذبه های ظاهری افت می کند و آن تنها امتیازی که به خاطر آن ازدواج صورت گرفته بود ( یعنی زیبایی) کم رنگ می شود، ممکن است دلسردیها و ناگواریهایی را به دنبال داشته باشد. اما کسی که تدین، عفت و ارزشهای اصیل و حقیقی را زیر بنای زندگیش قرار دهد و زیبایی را بعنوان یک امتیاز تکمیلی در کنار آنها به حساب آورد، گذشت زمان نمی تواند آن زندگی را فرسوده کند.چنانکه خداوند در سوره مریم آیه 96 می فرماید: خداوند محبت مؤمنان نیکو کار را در قلبهای دیگران قرار می دهد.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:47 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها