0

اخبار مجازی

 
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
توصيه‌هاي رهبر انقلاب درباره تحصيل بانوان

خبرگزاري فارس: ضرورت يادگيري معارف ديني و تحصيل بانوان در اين عرصه كه چندين بار از سوي رهبر انقلاب مورد تأكيد قرار گرفته است، پايه‌هاي آن در آموزه‌هاي ديني نهفته است و ضرورت اين يادگيري ظاهراً از صدر اسلام وجود داشته است.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني حفظ و نشر آثار دفتر مقام معظم رهبري، رهبر انقلاب در پيامي از خدمات علمي و قرآني [خانوم] همايوني تقدير كردند. علم‌آموزي و تحصيل معارف اسلامي، يكي از توصيه‌هاي هميشگي حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي به بانوان است. به مناسبت صدور اين پيام، گفت‌وگو كرديم با بانو مجتهده زهره صفاتي، استاد و مدرس حوزه درباره اهميت اين موضوع و نيز مقام علمي و معنوي حاجيه خانم همايوني. خانم صفاتي از صاحب‌نظران برجسته در حوزه فقه بانوان هستند.

اخيراً همايشي تحت عنوان "امينه امين " در شهر اصفهان برگزار شد و در آن همايش به‌طور خاص از شخصيت سركار حاجيه خانم همايوني از شاگردان بانو مجتهده امين تقدير شد. رهبر معظم انقلاب در پيام خود به اين همايش، تأكيد داشتند كه وجود چنين شخصيت‌هايي نشان‌دهنده‌ي آمادگي و استعداد زنان ايراني براي پيمودن مدارج عاليه علم و معرفت ديني است. حضور بانوان در عرصه تحصيل معارف ديني چقدر ضروري است و ضرورتش را بر اساس چه مبنايي تعريف مي‌فرماييد.

ضرورت يادگيري معارف ديني و تحصيل بانوان در اين عرصه كه چندين بار از سوي رهبر انقلاب حفظه‌الله مورد تأكيد قرار گرفته است، پايه‌هاي آن در آموزه‌هاي ديني نهفته است و ضرورت اين يادگيري ظاهراً از صدر اسلام وجود داشته است؛ يعني وقتي پيامبر خدا‌(ص) مبعوث به رسالت شدند، مخاطب ايشان در بخش‌هايي از آموزه‌ةاي ديني خانم‌ها بودند. بنابراين خانم‌ها هم بايد در زمينه معارف دين و فهم قرآن كريم و دستورات ديني آشنا باشند.

پرسش و پاسخ‌هاي اسماء بنت عميس با پيامبر(ص) كه در تاريخ ثبت شده است بيانگر اين است كه پيامبر زمينه را براي خانم‌ها فراهم كرده بودند تا آن‌ها به محضر ايشان بيايند و به شكل مستقيم سؤالات خود را مطرح كنند. همچنين برخي احكام و دستورات ديني از طريق برخي همسران پيامبر(ص) به بانوان منتقل مي‌شد كه همه اين‌ها بيانگر توجه پيامبر گرامي اسلام به موضوع يادگيري بانوان در زمينه علوم و معارف اسلامي است.

فارغ از اين مسائل، بزرگ‌ترين شخصيتي كه در دامن خاندان نبوت پرورش يافت، وجود صديقه طاهره‌(س) بود كه اين وجود مقدس در حقيقت پيونددهنده‌ي بين نبوت و امامت بودند و در حقيقت ظرف فهم معارف دين و قرآن كريم از طريق ايشان به همه جهان اسلام منتقل شد كه البته ما كمتر به اين پرداختيم. دختراني هم كه فاطمه زهرا(س) تربيت مي‌كند، يعني حضرت زينب‌(س) و حضرت ام‌كلثوم‌(س)، به خصوص حضرت زينب درخشش ويژه‌اي در همين زمينه داشتند.

* آيا اين روند در مقاطع بعدي تاريخي نيز ادامه يافته است؟

در طول تاريخ هم بانوان برجسته و مهمي بودند كه اين‌ها هركدام در عصر خودشان درخشش ويژه داشتند. به عنوان مثال هر دو دختر شيخ طوسي محدث بودند و فهم نسبت به قرآن و روايات داشتند و از طرف پدرشان اجازه روايت داشتند. در عصر مرحوم مجلسين، دختران اين دو بزرگوار هم اجازه روايت داشتند و هم صاحب‌نظر در فقه بودند كه يكي از اين‌ها همسر ملاصالح مازندراني است و معروف است كه در استنباط برخي از احكام فقهي با ايشان مشورت مي‌كردند. همه اين‌ها حكايت از اين دارد كه بانوان از صدر اسلام تا عصر حاضر كه بايد بگويم عصر بيداري اسلامي است، در عرصه علم و معارف اسلامي نقش داشته‌اند.

* نقش انقلاب اسلامي ايران در بروز و شكوفايي استعداد بانوان در اين عرصه چگونه بود؟

با پيروزي انقلاب اسلامي، زمينه براي فراگيري بانوان در عرصه‌هاي مختلف از جمله علوم ديني ايجاد شد و انقلاب به معناي دقيق كلمه در اين بخش‌ها صورت گرفت. امام راحل(ره) فرمودند كه ما بايد مدرسه‌اي را براي خانم‌ها تأسيس كنيم كه در شأن خانم‌ها و در شأن اين انقلاب باشد. بعد از ايشان نيز رهبر معظم انقلاب همان مسير را ادامه دادند و فضا را به گونه‌اي فراهم كردند تا زنان خودشان را بشناسند و بتوانند اداي وظيفه كنند. ايشان حتي مطالباتي دارند كه خانم‌ها بايد در مسير معارف دين، فهم كتاب و سنت، قدم‌هاي ارزنده‌اي بردارند.

* تحصيل بانوان در زمينه معارف ديني چه آثار و بركاتي خواهد داشت؟

در مرحله اول براي خود اين افراد و خانواده‌ها مفيد است؛ زيرا خانواده‌هاي اين افراد سمت و سوي ديني و قرآني و جهت‌گيري الهي پيدا مي‌كنند. در وهله بعد، به جامعه نوپاي و در حال رشد، بالندگي و پويايي ما كمك مي‌كند. تدوين چشم‌انداز بيست ساله و دستور حضرت آقا به ترسيم نقشه جامع علمي كشور، بيانگر تأكيد ايشان بر بالندگي و پويايي علمي در همه عرصه‌ها است و تحصيل بانوان در عرصه علوم اسلامي نيز در همين راستا تعريف مي‌شود. من با جرأت اعلام مي‌كنم كه هرچه رونق تحصيل بانوان در زمينه علوم و معارف اسلامي بالاتر رود، مشكلات اخلاقي، رفتاري و خانوادگي ما در سطح جامعه كمتر خواهد شد.

* رهبر انقلاب در سفر سال گذشته به قم، در فرازي از سخنانشان در ديدار طلاب تأكيد داشتند كه حضور دانشمندان اسلامي زن در عرصه‌هاي مختلف داراي اثرات عظيم در دنيا و آبرو براي انقلاب خواهد بود. شما اثرات بين‌المللي تحصيلات معارف ديني بانوان را چگونه مي‌بينيد؟

بُعد بين‌المللي آن نيز بسيار مؤثر خواهد بود. البته مشروط به اين‌كه بتوانيم درست تبليغ كنيم. معمولاً در سفرهايي كه بانوان حوزوي براي شركت در سمينارهاي علمي به خارج كشور مي‌روند، با استقبال مواجه مي‌شوند و خانم‌هاي ايراني در چنين جلساتي تحول‌آفريني مي‌كنند و به اصطلاح نبض جلسه را در دست مي‌گيرند. اما هنوز بر روي اين مسأله سرمايه‌گذاري نشده است و رسانه‌ها نيز فعاليت قابل توجهي در اين زمينه نداشته‌اند. در حالي كه وقتي بانوان حوزوي در نشست‌هاي بين‌المللي شركت مي‌كنند يا مردم و انديشمندان كشورهاي مختلف به نحوي از جريان تحصيل بانوان در حوزه‌هاي ايران مطلع مي‌شوند، نگاه آن‌ها به‌طور كامل تغيير مي‌كند و واقعاً آبرويي براي اسلام و انقلاب به خصوص تشيع مي‌شوند؛ چون در اهل سنت به اين شكل به خانم‌ها اجازه نمي‌دهند كه بتوانند در اين عرصه‌ها صاحب‌نظر باشند.

* اگر امكان دارد، توضيحاتي درباره مقام علمي و معنوي بانو مجتهده امين بيان كنيد.

سركار خانم بانو مجتهده امين اصفهاني در دوره‌اي زندگي مي‌كردند كه به تعبير خانم همايوني، بسياري از افراد اهل اطلاع نبودند، اما ايشان در آن مقطع با آن فراز و نشيب‌هايي كه در طول زندگي ايشان وجود داشت، به تحصيل علوم و معارف اسلامي به خصوص فلسفه و عرفان همت مي‌گمارند و اين خيلي قابل اهميت است. صفاي باطن بانو مجتهده امين يك فصل مفصلي است كه از نظر سير و سلوك و معنويت در سطح بالايي قرار داشتند و خودشان مي‌فرمودند كه من انوار اهل بيت(ع) را در طفوليت مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم. به بقيه هم توصيه مي‌كردند كه ديدن انوار اهل بيت(ع) آغاز راه است. خانم همايوني مي‌گفتند كه آن اواخر، يك‌بار خدمت ايشان رفتم و ديدم كه گريه مي‌كنند و خيلي اشك مي‌ريزند. از علت گريه پرسيدم، گفتند: "من به نفس مطمئنه رسيدم، ولي نمي‌‌دانم چرا نگَهم داشته‌اند. من به اون چيزي كه مي‌خواستم در طول زندگي برسم، رسيدم. مي‌ترسم اين از دستم بازگرفته شود. " شما افق را نگاه كنيد. اين‌ها حرف‌هاي عادي نيست.



اولين كتابي كه بانو امين نوشتند، "اربعين هاشميه " بود و به تعبير خانم همايوني آوازه اين كتاب به نجف مي‌رسد كه يك خانمي، چنين كتابي با آن استحكام و ابعاد نوشته است. خلاصه كتاب نيز در نجف منتشر مي‌شود و به تدريج در محافل علمي و در محافل مردمي مطرح مي‌گردد.

* با توجه به آشنايي شما با حاجيه خانم همايوني، شخصيت علمي و اخلاقي ايشان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

خانم همايوني از دوستان صميمي بنده است. درواقع از بين شاگردان بانو امين، آن شاگردي كه توانست هم از لحاظ معنوي و هم از لحاظ علمي، ديدگاه‌هاي خانم امين را منتقل كند، خانم همايوني هستند. واقعاً صفاي باطن دارد. در همين سال‌هاي اخير به اتفاق چند نفر خدمتشان رسيديم. ايشان مي‌گفت: "من هرچه وسيله در خانه داشتم، به بيرون دادم. چون ديگر معلوم نيست چقدر عمر مي‌كنم و نمي‌خواهم وابسته باشم. حتي اثاث منزلم را هم دادم. " مي‌گفت: "منتظرم از نظر نفساني اون رشد كافي را پيدا كنم و بِرَم "؛ ديدم كه همان خواسته استادش را دنبال مي‌كند.

همچنين ايشان درصدد اين است كه يك خدمتي براي خانم‌ها در جهان اسلام اتفاق بيفتد و حقوق زن‌ها و محروميت‌هايي كه بانوان در عرصه‌هاي مختلف با آن مواجهند، برداشته شود. يكي ديگر از دغدغه‌هاي ايشان، حضور بي‌حد و حصر خانم‌ها در بيرون است كه به شدت با اين موضوع مخالفند و مي‌گويند ساختار وجودي‌ خانم‌ها براي كار ديگري ساخته شده و علي‌رغم اين‌كه در حوزه‌هاي ديني ورود پيدا كنند و صاحب‌نظر باشند، لكن اين نكته اساسي را نبايد فراموش كنند كه بحث خانه و خانواده و خانواده‌محوري از اساسي‌ترين اموري است كه خداوند برعهده زن گذاشته است و معتقدند كه حضور بي‌حد و حصر خانم‌ها در بيرون، به اين موضوع ضربه مي‌زند.
در مجموع ايشان شخصيت مخلصي است كه صداقت در چهره، در زبان و در قلب ايشان احساس مي‌شود. در پيام تجليل رهبر انقلاب نيز به جايگاه ايشان اشاره شد.

* مطالبات رهبر انقلاب از حوزه‌هاي بانوان طلبه چيست؟

با مرور ديدگاه‌هاي ايشان و نيز با توجه به ملاقات‌هايي كه بنده با ايشان داشتم، ايشان تمايل دارند كه خانم‌ها در عرصه‌هاي مختلف علوم ديني با جديت وارد شده و صاحب‌نظر شوند. به‌طور خاص در حوزه مباحث زنان معتقدند كه خانم‌ها خودشان در اين عرصه وارد شوند و مسائل را حل كنند.

من براساس توصيه‌هاي ايشان، برخي تحقيقات را در بحث طهارت انجام دادم و در ملاقات‌هاي بعدي گزارش دادم كه ايشان خيلي استقبال كردند. حتي توصيه كردند كه اين تحقيقات به زبان عربي نوشته شود و به دست مراجع معظم تقليد هم داده شود كه حسب فرمايش ايشان اين اقدامات را نيز انجام دادم. همچنين در جاي ديگري به بنده فرمودند كه سعي كنيد كه مباحث از استدلال كافي بهره‌مند باشد. ايشان ديد باز و بسيار روشني در حوزه مسايل زنان دارند. إن‌شاءالله انتظارات ايشان با همت مسئولان و همين‌طور نگاه مثبت بدنه حوزه نسبت به رشد بانوان طلبه در عرصه‌هاي مختلف علوم ديني محقق خواهد شد.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:15 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
ارسال پيامك‌هاي ضدانقلاب در دفاع از ديكتاتورهاي منطقه

خبرگزاري فارس: پيامكي از سوي ضد انقلاب و جريان‌هاي مشكوك با عنوان " انزواي سياسي - آسيب به مردم معصوم " به صورت گسترده به تلفن‌هاي همراه مردم در داخل كشور ارسال شده است.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از جوان‌آنلاين، در طي چند روز گذشته پيامكي از سوي ضد انقلاب و جريان‌هاي مشكوك با عنوان " انزواي سياسي - آسيب به مردم معصوم " به صورت گسترده به تلفن‌هاي همراه مردم در داخل كشور ارسال شده است.

اين پيامك به منظور ايجاد جو عليه دولت و نظام در خصوص حمايت از قيام‌هاي مردمي عليه ديكتاتوري و استعمارگران غربي ارسال شده است.

البته ضد انقلاب و اربابان آمريكايي آنها كه هميشه خود را حامي مردم و طرفدار دموكراسي جا مي‌زنند هيچ وقت توضيح نداده‌اند كه چرا حمايت نظام جمهوري اسلامي ايران از قيام مردم بر عليه استبدادگران را بر نمي‌تابند.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:16 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
اعتراف دوباره گنجي؛
جريان فتنه توهم "خودبي‌شماربيني " دارد

خبرگزاري فارس: اكبرگنجي با اشاره به توهم "خود بي‌شماربيني " طرفداران جريان فتنه در فضاي مجازي و اينترنتي تصريح كرد: متأسفانه بخش وسيعي از ايرانيان خارج از كشور، پاي اين رسانه‌هاي ارتباطي مي‌نشينند و دنياي واقعي را با اين دنياي مجازي يكسان فرض مي‌كنند.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس،به نقل از شبكه ايران، اكبرگنجي يكي از فعالان جريان آشوب كه سابقه توهين به قرآن و ائمه اطهار(ع) را هم در كارنامه به ثبت رسانده‌است، در گفت‌وگو با سايت ضدانقلابي راديو فردا به بررسي علت‌هاي ناكامي جريان فتنه در ايران پرداخته است.

خبرنگار ارگان رسانه‌اي سازمان سيا در مقدمه اين مصاحبه ضمن اعتراف به ريزش شديد طرفداران جريان فتنه، حال و احوال اين روزهاي اين جريان را به "فريادهايي پراكنده " توصيف و با اشاره به اعتراضات گسترده مردمي در خاورميانه، از اينكه چرا جريان فتنه سكوت را در پيش گرفته ابراز تعجب كرده است.

اكبرگنجي كه در اين گفتگو سعي كرده به آسيب‌شناسي جريان فتنه بپردازد، در همان ابتدا در گافي جالب راهپيمايي روز 25 خرداد 1388 را كه منجر به آشوب و كشته و زخمي شدن ده ها تن شد، "تظاهرات ميليوني سكوت در 27 خرداد 88 " عنوان كرده است.

* سد معبر كنيد!

وي در ادامه علت عدم حضور فتنه‌گران در اعتراضات خياباني را به خاطر ترس از "واكنش فيزيكي " عنوان كرده و به آنها پيشنهاد كرده كه از روش‌هاي ديگري از جمله "تحريم خريد كالا، تحريم كلاس‌هاي درس، تحريم انتخابات، اعتصابات، سد معبر، تظاهرات خياباني و دادنامه‌هاي جمعي " استفاده كنند.

گنجي در بخش ديگري از اين مصاحبه نيز با اشاره به توهم "خود بي‌شماربيني " طرفداران جريان آشوب در فضاي مجازي و اينترنتي تصريح كرده است: متأسفانه بخش وسيعي از ايرانيان خارج از كشور، پاي اين رسانه‌هاي ارتباطي مي‌نشينند و دنياي واقعي را با اين دنياي مجازي يكسان فرض مي‌كنند. اين مسئله بسيار اشتباه است كه ما را گرفتار توهم، شعار، دروغ و فريب مي‌كند.

* ما گوسفند نيستيم

وي كه سابقه حمله به سران فتنه را در كارنامه دارد در ادامه نيز از ميرحسين موسوي و مهدي كروبي به خاطر اينكه رهبري جنبش را به طور "رسمي " نپذيرفتند انتقاد كرده و گفته است: رهبري امري تعارف كردني نيست كه شما بگوييد من همراه و يا در كنار شما هستم. كسي كه در يك جنبش تبديل به چهره مي‌شود و ديگران براي او مشروعيت قائل مي‌شوند، رسماً بايد اين رهبري را بپذيرد.

اين روزنامه‌نگار اپوزيسيون در پايان اين گفت‌وگو نيز با بيان اينكه موسوي و كروبي از سال گذشته و پيش از افتادن به زندان بايد "ميز مخالفين " متشكل از نمايندگان اقشار متفاوت اجتماعي تشكيل مي‌‎دادند، خاطرنشان كرد: در جنبش‌هاي دموكراسي‌خواهانه، كار ما، كار اداره گوسفند و گله نيست. ما گوسفند نيستيم كه يك شباني داشته باشيم تا به ما بگويد كه اين ور برويم يا نرويم.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:16 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

ازداشت شهردار واشنگتن در اعتراض به بودجه جديد آمريكا

خبرگزاري فارس: شهردار واشنگتن دي سي در اعتراض به كاهش 38 ميليارد دلاري در بودجه جديد دولت اين كشور دستگير شد.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از آزادنگار، بنا به گزارش خبرگزاري رويترز، شهردار واشنگتن در جريان اعتراضات به بودجه جديد دولت دستگير شد.

وينست گري شهردار واشنگتن نسبت به كاهش 38 ميليارد دلاري در بودجه 6 ماه دوم سال 2011 آمريكا معترض و معتقد است كه اين كار باعث نقض حقوق ساكنان واشنگتن مي شود و آنها را هر چه بيشتر تحت كنترل كنگره در مي‌آورد.

اين كاهش بودجه باعث ممنوعيت هرگونه استفاده از بودجه محلي و فدرال در زمينه سقط جنين در واشنگتن مي‌شود.

در بيانيه شهرداري واشنگتن در اين باره آمده است كه گري در اين اعتراضات ابراز داشته است " كاملاً مسخره است، واشنگتن دي سي بايد آزاد باشد، همه ما مي‌خواهيم كه پول خودمان را به اختيار خودمان هزينه كنيم ".

گفتني است كه شهردار واشنگتن در بين 41 فرد بازداشت شده‌اي است كه به جرم اعتراض و مسدود كردن خياباني در نزديكي ساختمان اداري مجلس سنا دستگير شده‌اند.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:16 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
اخبار ويژه كيهان/
سيستم شكننده آل سعود خواب از چشمان ملك عبدالله ربوده است

خبرگزاري فارس: انقلاب‌هاي اخير در خاورميانه و خليج فارس باعث شده تا شاه 87 ساله عربستان ديگر نتواند به راحتي سر بر بالين بگذارد.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز چهار‌شنبه (24 فروردين ماه) خود را به موضوعات زير اختصاص داد:

* اين كلاهبردار 1200 ميليارد توماني كيست؟!

چند روز پس از افشاي نام و سوابق يك بدهكار بزرگ شبكه بانكي كشور، همچنان سكوت در قبال اين خبر ادامه دارد و بخش هاي مربوطه اجرايي كه وظيفه شفاف سازي و اطلاع رساني را دارند، ترجيح داده اند درباره اين خبر، سكوت كنند.

هفته نامه «9 دي» اخيرا در خبري اعلام كرد يك بدهكار بزرگ به شبكه بانكي كشور كه اين نشريه رقم بدهي او را 1200ميليارد تومان عنوان كرده بود، صاحب 30درصد سهام بانك گردشگري (بانك تازه تاسيس متعلق به نزديكان مشايي) و 34 درصد از سهام بانك سامان است.

بنابر اين گزارش، «تنها دارايي اين فرد در سالهاي گذشته يك سوله بوده كه به عنوان انبار و كارهاي كوچك صنعتي استفاده مي كرده است. وي به تدريج از طريق ارتباط هاي مختلف دولتي به ثروت كلاني دست پيدا مي كند، به طوري كه گفته مي شود جزو 10سرمايه دار برتر كشور است. وي با هماهنگي بقايي توانسته است تا پوشش خطوط هواپيمايي (آتا) را بگيرد. وي در كارخانه هاي فولاد نيز سهام دارد.» در عين حال، نهادهايي مانند بانك مركزي و يا بانكهاي گردشگري و سامان كه در اين خبر از آنها نام برده شده بود، تاكنون، علي رغم بازتاب وسيع خبر، واكنشي نشان نداده اند.

پايگاه خبري «رجانيوز» در واكنش به خبر «9دي» نوشت: بخش هاي مرتبط بايد پاسخگو باشند كه چرا در حالي كه دولت بارها به ويژه در يك سال اخير بر برنامه ريزي براي وصول مطالبات معوق بانكها تاكيد كرده و جلسات متعددي از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي نيز به همين موضوع اختصاص داده شده، فردي مي تواند در عين اينكه يكي از بزرگترين بدهكاران به شبكه بانكي كشور و در واقع بيت المال است، دارنده بيش از 30درصد سهام دو بانك خصوصي نيز باشد. اين در حالي است كه رئيس جمهور سال 85 در دولت نهم در جريان يكي از سفرهاي استاني خود از دو نفر ياد كرد كه براي پرداخت بدهي ميلياردي خود، از بانكهاي ديگر وام هاي سنگين گرفته بودند و همين نمونه تا ماهها به عنوان يكي از نشانه هاي جديت دولت در برخورد با بدهكاران كلان يا همان كلاهبرداران شبكه بانكي مطرح بود.

جالب اينكه، برخي رسانه ها خاطرنشان كرده اند فردي كه خودروي قديمي پژو 504 رئيس جمهور را در جريان مزايده سال گذشته خريداري كرد، همين بدهكار بانكي و صاحب سهام دو بانك خصوصي بوده است.

اين خودرو در مزايده سازمان بهزيستي پس از هفته ها به فروش رسيد و در حالي كه در روزهاي اول گفته مي شد انتظار مي رود با توجه به محبوبيت احمدي نژاد در منطقه و كشورهاي حاشيه خليج فارس، يك خريدار خارجي از اين كشورها براي خريد خودرو اقدام كند، در نهايت اعلام شد كه يك ايراني كه خواسته نامش فاش نشود، آن را به رقم دو ميليارد و500 ميليون تومان خريده است.

در جلسه مزايده خودرو، فردي كه خود را به خبرنگاران محمود ايساري وكيل شركت خريدار خودرو معرفي كرد، گفت كه «موكلش» براي اين كار علاقه «شخصي» به احمدي نژاد و همچنين روحيه استكبارستيزي و صهيونيستي ستيزي وي را درنظر داشته است.

با اين حال، اعلام نشد چه كسي يا چه شركتي اين خودرو را خريده است و اگر اين شخص يا شركت داراي چنين روحيه استكبارستيزي است آيا محل بهتري براي هزينه پولش واقعا نمي توانسته پيدا بكند، آيا مي توان باور كرد پول حلالي كه با زحمت فرد يا افرادي به دست آمده باشد به همين راحتي صرف خريدي شود كه هيچ عايدي براي خريدارش نداشته باشد.

گفته مي شود بحث خريد اين خودرو يك موضوع حاشيه اي براي ايجاد حاشيه امن در بازپرداخت نكردن بدهي كلان بانكي بدون اطلاع رئيس جمهور و با طراحي برخي افراد مشكوك و نفوذي بوده است.

در حالي كه رئيس جمهور محترم بر ريشه كني ربا و اصلاح نظام بانكي در سال 1390 تاكيد ورزيده است و اين اقدام در صورت انجام به موفقيت بزرگي در كنار موفقيت طرح هدفمندي يارانه ها تبديل خواهد شد، انتظار مي رود مسئولان محترم و مربوطه دولت، در قبال خبر ياد شده سكوت نكنند و با پيگيري ماجرا و سپردن مفسد اقتصادي مورد اشاره به دست عدالت، از توهم پراكني دشمنان نسبت به سلامت اقتصادي دولت جلوگيري كنند.

گفتني است كيهان بارها به طور مستند نسبت به نفوذ برخي نان به نرخ روزخورها كه در سايه رئيس جمهور محترم پنهان شده اند هشدارهاي دلسوزانه داده است و متاسفانه حلقه نفوذي مورد اشاره همواره به جاي پاسخگويي به مستندات كيهان، از شخصيت رئيس جمهور براي رد گم كردن سوءاستفاده كرده است.

* همذات پنداري اصلاح طلبان فراري با سازمان تروريستي منافقين

پرونده گروهك تروريستي منافقين تبديل به اسباب شرمندگي ساير محافل اپوزيسيون ضد انقلاب شده است.

به دنبال اصرار اين گروهك به حفظ پادگان اشرف در شمال بغداد و عدم اطاعت از دستور دولت عراق جهت تخليه آن كه به درگيري انجاميد، سازمان تروريستي ياد شده تلاش رسانه اي وسيعي را به همراه برخي رسانه هاي غربي انجام داد تا ضمن مظلوم نمايي، سوابق سياه گذشته را به فراموشي بسپارد.

همزمان برخي گروهك ها نظير سلطنت طلبان (رضا ربع پهلوي)، حزب دموكرات، فدائيان خلق، حزب توده و شماري از وابستگان، جبهه ملي و ملي مذهبي به حمايت پر از تناقض از منافقين پرداختند و نسبت به نقض حقوق بشر ابراز نگراني كردند. آنچه در اين ميان جالب بود همراهي توأم با احتياط اصلاح طلبان فراري با اين موج حمايت از تروريست ها بود. به غير از سايت جرس وابسته به كديور و مهاجراني، شبه اصلاح طلباني نظير فريبا داودي مهاجر، علي افشاري، روزبه ميرابراهيمي، مجيد محمدي، اميرحسين گنج بخش، سعيد قاسمي نژاد، مهدي اميني و محمد صادقي نيز از منافقين ابراز حمايت كرده و در عين حال مدعي شده اند اين فارغ از پرونده و سوابق سازمان ياد شده است!
با وجود اين تحرك شرم آور، مروري بر برخي مطالب رسانه هاي ضد انقلاب نشان مي دهد كه آنها نيز معتقدند منافقين به اعتبار سوابق جنايت و ترور عليه دو ملت ايران و عراق، هيچ توجيهي براي ادامه حضور در پادگان نظامي اشرف ندارند و آخرين بقاياي رژيم جنايتكار صدام هستند كه بايد پاكسازي شوند.

در اين باره سايت گويانيوز در كنار چندين مطلب حمايتي خاطر نشان كرده است: جنبش سبز چگونه مي تواند از سازمان مجاهدين [منافقين]حمايت كند؟ روش هاي آنها كجا با شعار مبارزه با خشونت سازگاري دارد؟ آنها بودند كه پس از اختلاف با حكومت اسلحه برداشتند و آتشي برافروختند كه دامنگير بسياري شد. پس از آن، با عزيمت به عراق، در حالي كه اين كشور در جنگي خانمانسوز با ايران بود در پناه و ياري ديكتاتور ديوانه آن سامان قرار گرفتند. هيچ فرزند خلفي در خانه دشمن نمي نشيند و بر خانه پدري سنگ نمي زند. مبارزه با حكومت دليلي ناموجه براي همبستگي با دشمن وطن و تماميت ارضي ايران بود. در پناه نيروهاي بيگانه جنگيدن و فرزندان ايران را هدف گلوله هاي خويش ساختن، راه رسيدن به آزادي نبود. بدينگونه بود كه سازمان مجاهدين مورد خشم ملت ايران قرار گرفت و اين نه بدليل تبليغات جمهوري اسلامي، كه به حس وطن پرستي ايرانيان است كه خويش به دشمن نمي سپارند. آنچه بر اعمال ناصواب سران اين گروه افزود، همان عمليات مرصاد يا فروغ جاويدان است. اين عمليات كه با چتر حمايتي صدام و پس از پذيرفتن قطعنامه صورت گرفت، في نفسه عملي غير اخلاقي و مذموم و مخالف با حس وطن پرستي يك ايراني غيرتمند بود. مجاهدين نه تنها باز به روي هموطن خويش تيغ كشيدند، بلكه هزاران نفر از طرفداران خويش را فداي اغراض سياسي خويش كردند.

گويانيوز تاكيد مي كند: «ترديدناپذير است كه پس از سقوط صدام و به قدرت رسيدن مخالفان او، از آنجا كه همكاري مجاهدين با صدام نيز جاي هيچ شك و شبهه اي ندارد لذا بالطبع آنان نيز مورد غضب دولتمردان امروز عراق قرار گرفتند».

يادآور مي شود دفاع اصلاح طلبان فراري از تروريست ها در حالي است كه آنها در اغتشاشات خياباني سال هاي 78 و 88 در صف مشترك براندازي و در كنار منافقين قرار داشتند و پس از آن هم براي فرار از كشور از سرويس هاي ويژه اين سازمان تروريستي برخوردار شدند و بنابراين حساب آنان كاملا با هم آميخته شده است. سال گذشته فاطمه حقيقت جو از همه جريان هاي اپوزيسيون مدعي اصلاحات و از جمله از سازمان منافقين دعوت كرده بود كه به ائتلاف كامل برسند.

* سيستم شكننده آل سعود خواب از چشمان ملك عبدالله ربوده است

انقلاب‌هاي اخير در خاورميانه و خليج فارس باعث شده تا شاه 87 ساله عربستان ديگر نتواند به راحتي سر بر بالين بگذارد.

اين مطلب را روزنامه واشنگتن پست به قلم مارتين ايندايك مقام سابق آمريكايي عنوان كرد. ايندايك از اوباما خواست به طور ويژه از رژيم پوسيده عربستان حمايت كند. وي در پرونده خود عناويني نظير سفير آمريكا در اسرائيل، مدير كل وزارت خارجه در امور خاور نزديك، دستيار مشاور امنيت ملي رئيس جمهور و مدير تحقيقات در لابي ايپك (لابي اسرائيل در آمريكا) را به ثبت رسانده و اصالتاً يهودي است.

ايندايك در تحليل خود كه واشنگتن پست به چاپ رساند، مي نويسد: سياست آمريكا در خاورميانه دچار بحران شده و البته كه تمام مشكل هم در دستان ليبي نيست. در چند هفته گذشته دولت باراك اوباما با مشكل در شمال آفريقا رو به رو بود. اما در اين سوي منطقه يعني در خليج فارس تكيه داده بر منابع نفتي هم بحراني آغاز شده بود كه نيازمند توجه خاص سياستمداران آمريكايي بود. در اين منطقه پادشاه 87 ساله عربستان سعودي ديگر نمي تواند به راحتي سر خود را بر بالين بگذارد. او كه اختيار شهرهاي مكه و مدينه به عنوان شهرهاي مقدس مسلمانان را دارد مي تواند بوي بي ثباتي را استشمام كند و مي داند كه شعله هاي آتش به مرزهاي كشورش رسيده است. در جنوب يمن در آتش بحران است و در شرق، بحرين با اكثريت شيعه و ناآرامي هايش قرار دارد. در شمال ملك عبدالله است و عراقي كه پس از صدام حسين دامنه اختيارات شيعيان در آن گسترده تر از پيش شده است. در غرب هم اكثريت فلسطيني ها هستند كه اصرار دارند اردن بايد سر و سامان سياسي بيابد. به اين دغدغه ها وداع حسني مبارك با قدرت را هم اضافه كنيد.

وي با ويژه خواندن اوضاع ادامه مي دهد: همواره در طول تاريخ هر بار كه عربستان سعودي به دردسر افتاده اين آمريكا بوده كه دست آن را گرفته است. اما در حال حاضر ملك عبدالله آقاي باراك اوباما را تهديدي براي امنيت ملي خود مي داند. ملك عبدالله بيم اين را دارد كه در روزهاي بحران، اوباما از وي بخواهد كه قدرت را ترك كرده و درست همان نسخه اي را براي خاندان سعود بپيچد كه براي خاندان مبارك در مصر تجويز كرد.
تحليلگر واشنگتن پست مي افزايد: ماجراي اخير منطقه باراك اوباما را در دو راهي بدي قرار داد.عربستان سعودي بزرگترين توليد كننده نفت در جهان است و البته بيشترين قدرت را براي حفظ تعادل قيمت نفت در بازارهاي جهاني در اختيار دارد. بي ثباتي در عربستان مي تواند بر قيمت نفت تأثيرگذار باشد و البته شوك مهلكي باشد براي اقتصاد بيمار آمريكا. شايد تنها راه اين باشد كه عربستان سعودي را با ديده اي متفاوت نگاه كنيم. استانداردهاي آمريكا در اين كشور بايد با ديگر مناطق كاملاً متفاوت باشد. آنچه كه واشنگتن در بحرين انجام داد نشان دهنده استاندارد دوگانه آمريكا در قبال حوادث جاري در منطقه بود.

ايندايك معتقد است: البته آمريكايي ها بايد بدانند كه ديوار كشيدن ميان عربستان سعودي و مصون نگاه داشتن اين كشور از سيل به راه افتاده در كشورهاي همسايه راهكاري دراز مدت نيست و نمي تواند باشد. تنها يك چيز در عالم سياست قابل پيش بيني است و آن هم اين است كه هيچ كشوري حتي قدرتمندترين آنها هم نمي توانند در برابر خواسته هاي مردم براي دموكراسي خواهي و عدالت مقاومت كنند.

وي مي افزايد: سيستم حكومتي در عربستان سعودي بسيار شكننده است. قدرت در انحصار ملك عبدالله و برادرانش است. مرداني كه همگي كهنسال هستند و البته بيمار .خاندان سعود بخش اعظم مشروعيت خود را مديون وهابيون هستند. وهابيوني كه به شدت مخالف اصلاحات هستند. خاندان سعود بايد مراقب بحرين باشد. بحريني كه جمعيت شيعيان را در خود جاي داده و مي تواند انگيزه اي براي شيعيان در عزلت مانده عربستان هم باشد. ملك عبدالله به سهولت اعتقاد داشته و در عمل هم اثبات كرده كه دوستان اهل تسنن او در بحرين و اردن نبايد وارد گردونه اصلاحات بشوند و بهتر است كه خود را از اين آشفته بازار مصون بدانند. خاندان سعود از قدرت گرفتن ايران وحشت دارد.

ايندايك همچنين مي نويسد: باراك اوباما تنها و تنها يك راه دارد و آن هم اقناع رياض است. خاندان سعود بايد متقاعد شوند كه اصلاحات در اين كشور و ديگر كشورهاي عربي ضروري است. خاندان سعود بايد مطمئن باشد كه واشنگتن با ايران بر سر اين كشور معامله نخواهد كرد. البته در اين فضا تنها راه، اعتمادسازي ميان باراك اوباما و خاندان سعود است. باراك اوباما بايد بداند كه از اريكه قدرت پايين كشيده شدن عبدالله به ضرر رياست جمهوري او هم است.

* گرفتار توهم شديم درست! اما ديگه اين قدر هم ببعي نيستيم

ارگان رسمي سازمان سيا اعلام كرد: با قاطعيت مي توان گفت از تجمعات سال 88 در ايران عليه حكومت خبري نيست.

راديو فردا ضمن گزارشي تاكيد مي‌كند: در شرايطي كه خاورميانه درگير اعتراضات گسترده است، جنبش سبز از سرخط خبرها كنار رفته است.

اين راديو در عين حال از قول اكبر گنجي گفت: اينكه دنياي مجازي را با دنياي واقعي يكي بدانيم، بسيار گمراه كننده است. نمي توان دنياي واقعي را با دنياي مجازي يكي دانست. متاسفانه بخش وسيعي از مخالفان خارج از كشور، پاي اين رسانه ها مي نشينند و دنياي واقعي را با اين دنياي مجازي يكسان فرض مي كنند. اين مسئله بسيار اشتباه است كه ما را گرفتار توهم، شعار، دروغ و فريب مي كند.

گنجي مي افزايد: اينكه ما فكر كنيم مي توانيم از خارج از كشور و از راه نشستن پشت يك لپ تاپ و از راه فيس بوك و تويتر و شبكه هاي مجازي يك حركت اعتراض را در درون ايران رهبري كنيم، واقعي نيست.

اين عنصر تندرو زنجيره اي با بيان اينكه «ما گوسفند نيستيم»، تلويحا «شوراي هماهنگي راه سبز» را زير سؤال برد و گفت: كار ما، كار گوسفند و گله نيست. ما گوسفند نيستيم كه يك شباني داشته باشيم تا به ما بگويد كه اين ور برويم يا نرويم. در اين پروسه همه چيز شفاف است. لذا شما نمي توانيد يك شوراي رهبري پنهاني درست كنيد و هيچكس هم نداند كه اين افراد چه كساني هستند. چنين چيزي وجود ندارد. نمي شود در قرن بيست و يكم و در عصر ارتباطات يك نفر بيايد و يك شوراي مبهمي تشكيل دهد و بگويد كه بدويد و دنبال من بياييد. هيچ كس هم نداند كه اينها چه كساني هستند.

اين قبيل اظهارات در حالي است كه عناصر فراري ضدانقلاب نوعا زمام اختيار خويش را به سرويس هاي جاسوسي غربي و به ويژه سازمان سيا و موساد سپرده اند و بعضا- نظير خود همين فرد- تا مرز انتحار و خودكشي سياسي تمام عيار پيش رفته اند. انجام اعتصاب غذا به تحريك و تحميق برخي اطرافيان كه به قول ابراهيم نبوي قصد داشتند او را بكشند، اهانت به باورهاي اعتقادي ملت ايران و انكار امام زمان(عج) از جمله اقدامات ابلهانه و برخاسته از سرسپردگي اكبر گنجي بوده است.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:17 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
زندگي ديني از منظر قرآن

خبرگزاري فارس: هدف از زندگي و سعادت دنيوي و اخروي انسان‌ها با دين پيوند خورده است. انسان جزئي از جهان آفرينش است و دستگاه آفرينش هر پديده‌اي از پديده‌هاي خود را به سوي كمال و رفع نواقص وجوديش رهبري مي نمايد.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، دين يك سلسله اعمال، آداب و رسوم بر پايه و بنياد خداشناسي است كه براي رسيدن به اهداف و مقاصد الهي كه خوشبختي و سعادت زندگي دنيوي و اخروي انسان ها را تضمين مي كند. دين مجموعه قوانين و دستوراتي است كه در آن تمامي حقوق بشر رعايت شده و در آن همه انسان ها برابر و برادرند. رعايت اصول ديني، جامعه اي ايده آل را براي بشريت ايجاد مي كند.

كامل‌ترين و جامع‌ترين دين در جهان، دين مبين اسلام بوده كه توسط پيامبر عظيم الشأن اسلام، حضرت محمد (ص) نشر يافته است. اعتقاد به دين در تمامي انسان‌ها فطري بوده و اين اعتقاد سابقه‌اي بلند تاريخي دارد.

انسان‌هاي اوليه كه در عهد اساطير زندگي مي‌كرده‌اند در جهان با پديده‌ها و حوادثي رو به رو مي‌شدند مانند روح، حالات روحي، حوادث آسماني و حوادث عمومي مانند زلزله، توفان، وبا و طاعون. منشأ و مبدأ همه اين حوادث و حالات را به خداي جهان نسبت مي‌دادند و در حوادث سخت به مهر و رحمتش اميد داشته و همواره سعي مي‌كردند با انجام كارهايي نيك از خشم و غضب خداوند به دور باشند.‏

هدف از زندگي و سعادت دنيوي و اخروي انسان‌ها با دين پيوند خورده است. انسان جزئي از جهان آفرينش است و دستگاه آفرينش هر پديده‌اي از پديده‌هاي خود را به سوي كمال و رفع نواقص وجوديش رهبري مي نمايد. بنابراين انسان نيز با استفاده از تجهيزات مخصوص، نواقص وجودي خود را رفع نموده و سعي مي كند به سعادت و كمال خود برسد. البته روشن است مقتضاي تجهيزات وي، زندگي اجتماعي و حيات دسته جمعي با يك سري آيين و قوانين الهي و معنوي است.‏قرآن كريم نشان مي‌دهد كه حيات انساني حياتي است جاوداني كه با مرگ قطع نمي شود و در نتيجه بايد روشي را در زندگي اتخاذ نمايد كه هم به درد اين دنيا و هم به درد جهان آخرت بخورد، راهي را برود كه او را به سر منزل سعادت دنيا و آخرت برساند، اين روش همان است كه قرآن به نام دين مي نامد و اين روش همان روش خواهد بود كه از نيروي عمومي و اقتضاي كلي دستگاه آفرينش الهام و سرچشمه مي گيرد. دين از نظر منطق قرآن يك روش زندگي اجتماعي است كه انسان اجتماعي به منظور تأمين سعادت زندگي اتخاذ نموده باشد.البته نظر به اينكه زندگي انسان محدود به اين جهان پيش از مرگ نيست اين روش بايد هم مشتمل بر قوانين و مقرراتي بوده باشد كه اعمال و اجراي آنها سعادت و خوشبختي دنيوي انسان تأمين شود و هم مشتمل بر يك سلسله عقايد و اخلاق و عبادات است كه سعادت آخرت را تضمين مي نمايد و نظر به اينكه حيات انسان يك حيات متصل است هرگز اين دو جنبه دنيوي و اخروي از همديگر جدا نمي شوند.

اساس دين بايد همان دستگاه واقعي آفرينش قرار گيرد نه اميال و عواطف بي بند و بار انساني. يعني آنچه خلقت و آفرينش انساني از حوايج و نيازمندي ها وجود دارد و براي رفع آنها با تجهيزاتي مجهز شده است در دين كه يك روش اجتماعي است دفع آنها به طور عادلانه در نظر گرفته شده است. به نظر قرآن كريم بايد در جامعه انساني مقتضي حق اجرا شود نه مقتضاي عواطف مردم يك نفر يا يك نفر فرمانرواي مطلق. از اينجاست كه اسلام معتقد است كه در جامعه بايد حقوق واقعي فرد فرد بدون استثناء مراعات شود ولي روش هاي استبدادي معتقدند كه بايد در جامعه خواسته هاي يك فرمانروا اجرا گردد و روش هاي مختلف دموكراسي، خواسته اكثريت جماعت را مقياس قرار داده و خواسته اقليت را بي ارزش قرار داده و الغا مي‌نمايد. بنابراين بهترين روش براي خوشبختي و سعادت كل جامعه روش ديني و الهي است.‏
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:17 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
كوئست؛ يك تهديد امنيتي

خبرگزاري فارس: مسؤولان و دستگاه‌هاي مربوط با جدي گرفتن خطر كوئست نه به عنوان يك تهديد اقتصادي، بلكه به عنوان يك تهديد امنيتي به مبارزه و آگاه سازي جوانان نسبت به اين دسيسه‌ي هرمي بپردازند.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس،‌ برهان طي تحليلي به آسيب‌هاي سياسي اجتماعي ناشي از فعاليت شركت‌هاي هرمي پرداخت و نوشت: با توجه به اسناد مكتوب به دست آمده در دفاتر هرمي و هم‌چنين پژوهش ميداني در ميان اعضاي شبكه‌ي كوئست، نوعي تغيير در نگرش و رفتار و نيز تغيير الگوهاي رواني و اعتقادي دريافت شد. نوعي استحاله و جهش منفي در سيستم ارتباط اجتماعي اعضاي كوئست به وجود آمده است كه ضمن ايجاد پرخاشگري، هيجان كاذب و دگرگوني خاصي در تعيين مصاديق الگوي رفتاري و فكري ايشان ايجاد كرده است.



الگوهاي رفتاري، اعتقادي و اجتماعي اين افراد به طور نامحسوس در حال تغيير كلي و جزيي است. ساختار آموزشي و نهادهاي ارزشي كوئست در طي يك دهه مي‌تواند به طور كلي باورهاي افراد را تحت‌الشعاع خود قرار داده و اين مهم عرصه‌ي جديدي را براي مطالعه و تحقيق به وجود آورده كه در اين نوشتار به بررسي اين موضوع مي‌پردازيم:



"اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز كنيم مي‌توانيم در كم‌تر از يك دهه، منش و خلق و خوي سرسخت‌ترين افراد را تغيير داده و آ‌ن‌ها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته‌ايم، زير سلطه‌ي خويش درآوريم. "



اين جملات بخشي از پروتكل شماره‌ي 9 دانشوران صهيون است كه از قضا رابطه‌ي قابل اعتنايي با ساختار فكري و آموزشي شركت هرمي- فرقه‌اي كوئست دارد. "ويجي اسواران " كه مديريت شركت هرمي- فرقه‌اي كوئست را بر عهده گرفته است، همراه با كمپاني كوئست هدف خود را خدمت‌رساني به جوامع و بشريت معرفي مي‌كند اما در واقع به دنبال اهداف ديگري است كه شامل مباني سكولاريسم است و نشانه‌هاي آن به تأييد متخصصان در كتاب "در قلمرو سكوت " كه اثر وي است به وضوح يافت مي‌شود.



جالب اين‌جاست كه "ويجي اسواران " هندو بوده و مدعي است كه قصد دارد راه خوشبختي را به مردم و جوامع بياموزد و كوئست را با هيچ ديني در تضاد نمي‌داند. حال اين سؤال مطرح مي‌شود كه اگر مقصود كوئست فعاليت اقتصادي است اين شعار كه "كوئست با هيچ ديني در تضاد نيست " چه معنايي دارد و به چه دليل يكي از برنامه‌هاي ايشان ديدار با رهبران اديان مختلف است؟!



واقعيت آن است كه سران كمپاني هرمي- فرقه‌اي كوئست زماني كه دريافتند با استفاده از روش‌هاي معمول قادر نخواهند بود در يك سير چند ساله، افراد جامعه را به الحاد و سركشي بر عليه دولت‌هاي خود برسانند، بر آن شدند تا با بهره‌گيري از پروتكل‌هاي صهيوني، مسير فكري و اعتقاد الحادي خود را در قالب بازاريابي شبكه‌اي و تحت نام كوئست ايجاد كنند تا پس از جذب افراد با شعارهايي كه منشأ آن نيازهاي اوليه‌ي مردم است آن‌ها را به سمتي سوق دهند كه هر آن‌چه اعتقاد و سنت افراد جوامع است تحت ‌تأثير آن قرار گيرد. بديهي است كه هيچ حركت و سير تحولي امكان‌پذير نمي‌باشد جز اين‌كه يك جهان‌بيني و ايدئولوژي بستر و پشتيبان آن باشد تا در هر دست‌انداز و نقيصه‌اي آن را ياري كند.



كمپاني كوئست در اين راستا دست روي آموزش‌هايي مي‌گذارد كه منشأ آن الحاد و ناكارآمدي خداي جوامع توحيدي است. آموزش‌هاي عرفان كهكشاني تمام خاستگاه‌ها و نياز افراد را به مرجعي ارجاع مي‌دهد كه نه خدايي توحيدي است و نه خدايي مادي، تا از اين موضوع نه به‌طور مستقيم ولي با الحاد مقدماتي ماترياليسم را دامن زده و اومانيسم عرفاني را تبليغ نمايد و از طرفي بعد رواني معناگرايي افراد را نيز ارضا نمايد.



گزاره‌هاي عرفان كهكشاني كه از راه آموزش‌هاي متعدد به صورت كتاب‌هايي مثل "حكايت دولت و فرزانگي "، "چه كسي پنير مرا جابه‌جا كرد؟ "، "قورباغه‌ات را قورت بده "، "راز شاد زيستن "، "در قلمرو سكوت " و نيز فيلم "راز " در اختيار زيرمجموعه‌ها و اعضاي كوئست قرار گرفته با منشأ اديان باستاني سعي در ارايه‌ي بينشي دارد كه منشأ تحقق تمامي خواسته‌هاي بشري را كائنات و كائنات را خدمت‌گزار بشر مي‌داند.



در فرهنگ آموزشي دسيسه‌ي كوئست، كائنات در جايگاهي قرار گرفته‌اند كه پاسخ‌گوي تمام نيازهاي بشري هستند و نيازها همانا نيازهاي مادي و ثروت‌ اندوزي هستند كه اين نيازها نيز در يك سير آموزشي توسط خود كمپاني و الگوهاي معرفي شده توسط كوئست گسترش يافته‌اند و بر اساس همين آموزه‌ها تمركز بيش از حد "تو " به آرزوهايت باعث رسيدن تو به اهدافت مي‌شود و كائنات اين‌گونه به تو آن‌چه مي‌خواهي را مي‌دهد.



از سوي ديگر در پروتكل شماره‌ي 23 دانشوران صهيون آمده است: "البته در تبليغاتمان روي مباني تربيتي و جنبه‌هاي اسرارآميز و اعجازانگيز اين دين (يهود) تأكيد فراوان مي‌ورزيم و در موقع لزوم، مقالاتي منتشر مي‌كنيم و ميان نحوه‌ي حكومت رباني خود و حكومت‌هاي گذشته‌ مقايسه‌هايي به عمل مي‌آوريم و اشتباهات حكومت‌هاي غيريهودي را به گونه‌ايي بسيار روشن بازگو مي‌كنيم. "



بدين وسيله گزاره‌هاي الحاد كهكشاني دست ‌مايه‌اي مؤثر جهت رشد و تكثير شبكه‌ي هرمي كوئست گرديد كه از يك‌سو تقويت‌كننده‌ي شبكه و از سوي ديگر برآورده‌كننده‌ي افكاري است كه مقدمات الحاد افراد را به وجود مي‌آورد.



آن‌چه در يك دهه‌ي گذشته قابل توجه مي‌باشد، تكثير بسيار زياد كتب آموزشي است كه با بهره‌گيري از روان‌شناسي، به مفاهيمي چون موفقيت، مديريت و درآمد و ثروت پرداخته‌اند.



كتاب‌هايي چون "حكايت دولت و فرزانگي "، "چه كسي پنير مرا جابه‌جا كرد؟ "، "قورباغه‌ات را قورت بده "، "راز شاد زيستن "، "در قلمرو سكوت " و در نهايت فيلم مستند "راز " كه خود بيش از همه به اين مفهوم پرداخته است كه هر مشكلي را در درون خود جست‌وجو كنيد و هر موفقيتي از اصلاح درون تو شروع مي‌شود (مقدمات انقطاع از خدا) و اين موضوعات فارغ از هر چيزي مرجع هر اتفاقي را به‌طور مطلق خود انسان و ذهن او مي‌داند و يك نوع اومانيسم رواني و رفتاري را دامن مي‌زند كه در فيلم راز به آن صحه گذاشته شده است.



مرجع هر اتفاق خوبي ذهن توست و خارج از تو هيچ قدرتي بر تو مسلط نيست و منشأ هر چيزي تو هستي و در ادامه كائنات را مرجع و فرمان‌بردار تمام نيازهاي فرد مي‌خواند (اتصال تدريجي همه چيز به كائنات) و اين‌كه هر آن‌چه معنا و ماورا مي‌خوانيم، كائناتي است كه تابع ذهن تو مي‌باشد و در اين‌جا اومانيسم فلسفي را دامن مي‌زند. آن‌چه در حال حاضر در كتب آموزشي و نوع تفكراتي كه در سلسله آموزش‌هاي كوئست در حال تبليغ و گسترش است چيزي جز محتواي فيلم راز نيست.



آري؛ اين‌گونه است كه صهيونيسم جهاني در طول يك‌صد سال گذشته با هدف‌گذاري جهت از بين‌بردن همه‌ي اديان، خداي دين هندو را ارج مي‌نهد و اكنون شركت هرمي- فرقه‌اي كوئست با ظهور "ويجي اسواران " كه هندويي مالزي‌تبار است، ساز موافق صهيونيسم را مي‌نوازد. بنابراين شايسته است مسؤولين و دستگاه‌هاي مربوط با جدي گرفتن خطر كوئست نه به عنوان يك تهديد اقتصادي، بلكه به عنوان يك تهديد امنيتي به مبارزه و آگاه سازي جوانان نسبت به اين دسيسه‌ي هرمي بپردازند.


انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:18 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
برنامه‌هاي فشرده كروبي؛
شما اعتصاب كنيد من مي‌روم استخر

خبرگزاري فارس: در حالي كه سايت‌هاي جريان فتنه در اخبار متعددي از تحت فشار بودن مهدي كروبي خبر مي‌دهند، اخبار دريافتي بيانگر آن است كه وي همچنان برنامه‌هاي سابق خود را براساس روال از قبل طراحي شده انجام مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس،‌ در حالي كه سايت‌هاي جريان فتنه در اخبار متعددي از تحت فشار بودن مهدي كروبي خبر مي‌دهند، اخبار دريافتي بيانگر آن است كه وي همچنان برنامه‌هاي سابق خود را براساس روال از قبل طراحي شده انجام مي‌دهد.

به گزارش«نداي انقلاب»، شنيده شده مهدي كروبي در هفته بين 2 تا 3 بار به استخر رفته و ساير وسايل تفريحي وي نيز مثل سابق در اختيار وي مي‌باشد و رفت و آمد خانوادگي نيز بر عكس ادعاهاي مطروحه كاملا آزاد و راحت در حال انجام شدن است و فرزندان وي و اقوامش با آرامش به منزل نامبرده رفت و آمد مي‌كنند.

نكته ديگر اين كه وي تنها برنامه‌اي را كه در اختيار ندارد، تماشاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي بوده كه نسبت به اين مساله گلايه دارد. كروبي فقط در خانه هم اكنون شاهد شبكه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي است!
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:19 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
انتقاد آيت‌الله مصباح يزدي از جريان انحرافي نفوذي در اصولگرايان
كسي كه در عمرش ارتباطي با يك عالم نداشته،هر روز به اسلام ضربه مي زند

خبرگزاري فارس: آيت‌الله مصباح يزدي گفت: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آن‌ها دل بسته‌اند.

به گزارش خبرگزاري فارس، آيت‌الله مصباح يزدي‌ رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با جمعي از مسئولان شوراي عالي زنان با اشاره به نعمت پيروزي انقلاب اسلامي و رهبري حضرت امام خميني(ره) و جانشين شايسته‌اش گفت: امروز بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد و فعاليت‌هاي بسيار زيادي در نظام صورت گرفته و گاه باعث بهت جهانيان شده است، اما هنوز تا رسيدن به نقطه ايده‌آل فاصله بسياري داريم.

مصباح يزدي با بيان اين‌كه نواقص و مشكلاتي در اين سه دهه باعث شده تا به اسلام ناب نرسيم، ادامه داد: بايد مسايل را به صورت ريشه‌اي حل كرد و مشكلات و نواقصي را كه جلوي تحقق اين امر را گرفته‌اند شناسايي و در جهت رفع آنها برآمد.

* به اسلام بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك نظر كرد

وي با اشاره به وجود دومشكل در بعد شناخت و بينش گفت: به اسلام بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك نظر كرد، يعني بدانيم اسلام مجموعه‌اي است كه اعضايش تأثير و تأثر متقابل در يكديگر دارند و همه اعضاي آن زمينه رسيدن به هدف واحد را فراهم مي‌كنند.

‌رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) اولين مشكل را عدم اين نوع بينش در كشور دانست و گفت: متأسفانه اين نگرش كه همه بخش‌هاي اسلام مانند پيكره واحدي است كه تنها رشد در يك بخش نمي‌تواند راهگشا باشد، در كشور ما و ديگر كشورها جانيفتاده است.

عضو خبرگان رهبري ادامه داد: اين‌كه مي‌گوئيم اسلام جامع بوده و همه چيز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سياست در آن وجود دارد، نه بدان معناست كه هركدام بخش مستقلي است، بلكه همه اين بخش‌ها به هم پيوسته و در يكديگر تأثيرگذارند.

* نگاه سطحي به اسلام مانند درختي است كه ريشه‌اي ندارد

مصباح يزدي با اشاره به اينكه هر بخش از اسلام داراي لايه‌هاي مختلف است، دومين مشكل را نگاه سطحي به اسلام دانست و اظهار داشت: اگر به لايه‌هاي عميق آن توجه نكنيم چه بسا در درازمدت دين را از بين ببريم، چرا كه نگاه سطحي به اسلام مانند درختي است كه ريشه‌اي ندارد.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ادامه به عنوان نمونه به مسأله ولايت‌فقيه اشاره كرد و گفت: حتي در بين مسئولان نيز كساني كه واقعا ولايت‌فقيه را شناخته و بدان اعتقاد دارند كم‌اند و حتي عده‌اي معتقدند اين‌كه يك روحاني آن هم به حكم دين در رأس مسائل كشور قرار بگيرد، امري اشتباه است.

* اگر هزاربار درباره حقوق زن تحقيق و اجتهاد كنيم ولي مسئولان به آن اعتقاد نداشته باشند، اجرا نخواهد شد

وي افزود: با وجود اين مشكلات، اگر هزار بار درباره حقوق زن تحقيق و اجتهاد كرده و مراجع هم نظر بدهند، ولي مسئولان كشور به آن اعتقاد نداشته باشند اصلا تصويب و اجرا نخواهد شد و حتي قوانيني بوده است كه با رأي قاطع تصويب شده وشوراي نگهبان نيز تأييد كرده، اما از آنجا كه مطابق ميل مجريان نبوده، متروك مانده است.

مصباح يزدي ادامه داد: پس مشخص مي‌شود آنچه اهميت دارد تقويت اعتقاد قلبي مردم و مسئولان به اسلام است كه در اين صورت حاضرند تا پاي جان براي آن ايستادگي كنند.

عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به لزوم فعاليت و تلاش در دو جهت فكري ادامه داد: اول آنكه اسلام به طور كامل در نظر گرفته شود و تجزيه نشود، چرا كه اگر مثلا مسأله حقوق زن حل شود و ديگر بخش‌هاي اسلام اجرا نشود، اثري نخواهد بخشيد و باز هم ضعف وجود خواهد داشت.

رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) خاطر نشان كرد: اگر روزي مسئوليني بر سركارآيند كه در ابدي بودن احكام اسلام تشكيك كنند ـ همان‌گونه كه در دوره‌اي چنين شد ـ اساس اسلام زير سئوال مي‌رود و جايي براي بحث‌هايي مانند حقوق زن در اسلام و غيره باقي نمي‌ماند.

وي ادامه داد: دومين فعاليتي كه بايد صورت گيرد پي بردن به عمق اسلام و عقيده قلبي نسبت به آن به ويژه در مسائل اعتقادي، و عمل به اسلام است.

*درون جامعه ما تشكيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است

مصباح يزدي با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در درون جامعه ما تشكيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان‌طور كه در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن حرف خود را بيان مي‌كند، يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند.

* كسي‌كه در عمرش با عالمي ارتباط ‌نداشته هر روز به اسلام ضربه مي‌زند

وي ادامه داد: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آن‌ها دل بسته‌اند.

* اگر تنبلي كنيم، مي‌بينيم همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم

استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته است و مي‌بينيم همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند صورت بگيرد؟.

عضو مجلس خبرگان رهبري افزود: اگر روزي از ما بپرسند چرا براي تساوي ارث زن و مرد كاري نكرديد شايد بتوانيم عذري بياوريم، ولي اگر به ما بگويند چرا اساس اسلام را حفظ نكرديد چه عذري مي‌توانيم بياوريم؟!

* جاي تعجب نخواهد بود اگر كساني كه دم از رهبري مي‌زنند، فردا فتنه بزرگ‌تري را به وجود آورند

مصباح يزدي با اشاره به تاريخ صدر اسلام گفت: همان كساني كه از اصحاب رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله بودند پس از رحلت ايشان علي عليه‌السلام را خانه‌نشين كردند، و بني‌اميه كه با نام اسلام بر سركار آمدند كاري كردند كه بر همه منابر به لعن علي عليه‌السلام مي‌پرداختند و مجاهدان و ياران پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله نيز اعتراضي نكردند؛ پس جاي تعجب نيست اگر برخي از ياران امام، روزي عليه اسلام و انقلاب به پا خيزند (همانگونه كه سران فتنه گذشته اين چنين كردند) و جاي تعجب نخواهد بود اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگ‌تري را به وجود آورند.

* شديدترين خطر تهديدكننده اسلام از سوي نفوذي‌ها در بين خودي‌ها

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: خطري كه من احساس مي‌كنم شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

مصباح يزدي در پايان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرد و گفت: بزرگ‌ترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است.
انتهاي پيام/م


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:19 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
راه‌اندازي كمپين حمايت از خيزش‌هاي اسلامي در منطقه

خبرگزاري فارس: گروهي از آزادي‌خواهان جهان با راه‌اندازي كمپين امضا به حمايت از ملت‌ مظلوم بحرين،‌ ليبي و يمن پرداخته‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، در پي اعتراضات اخير مردم در كشورهاي منطقه و سركوب گسترده انقلابيون به ويژه دركشورهاي بحرين،يمن و ليبي، گروهي از آزاديخواهان جهان اقدام به راه اندازي كمپين امضا در حمايت از اين ملت هاي مظلوم كردند.



اين كمپين(پويش) در سايت بين الملي http://www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html قرار دارد و طرفداران صلح و حقوق بشر از سراسر جهان با مراجعه و امضاي آن از اين حركت بشردوستانه اعلام حمايت مي‌كنند.



مردم انقلابي كشورمان به ويژه دانشجويان نيز با راه اندازي سايت ها، وبلاگ ها و صفحاتي درشبكه هاي اجتماعي خواستار پايان يافتن هرچه سريع تر جنايات عليه مردم مظلوم اين كشورها و به رسميت شناختن حق مسلم آنان در تعيين سرنوشت خود مي باشند.


انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:20 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
اوباما و سردرگمي در قبال آل سعود

خبرگزاري فارس: پادشاه عربستان نگران اين است در بحبوحه ناآرامي‌ها در جهان عرب، اوباما از وي بخواهد همانند حسني مبارك از قدرت كناره گيري كند.

به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، هم اكنون در سياست خارجي آمريكا در خاورميانه بحران ايجاد شده است و اين بحران فقط در قبال ليبي نيست. هفته‌‌هاست دولت اوباما تلاش مي‌كند از بروز بحران انساني در شمال آفريقا جلوگيري كند اما در آن سوي منطقه در شبه جزيره عرب، شرايط وخيم‌تري براي كاخ سفيد و سياست‌مداران در آمريكا ايجاد شده است.

به گزارش الف به نقل از روزنامه لس آنجلس تايمز، در شبه جزيره عرب در حكومت آل سعود نگراني هايي ايجاد شده است. پادشاه عربستان اكنون شاهد اين است كه بي ثباتي‌ها در جهان عرب آرام آرام در حال نزديك شدن به عربستان است. در يمن نيز اوضاع بر وفق مراد علي عبدالله صالح هم پيمان آمريكا نيست و اين به نفع القاعده در يمن است. در بحرين نيز اوضاع پيچيده‌اي با همكاري عربستان در حال روي دادن است.

يكي از پيامدهاي اين ناآرامي‌ها در جهان عرب، تغييرات در روابط واشنگتن- رياض بوده است. در اين مقطع بحراني به دليل موضع گيري‌هاي اخير دولت اوباما، پادشاه عربستان به جاي اينكه از اوباما به عنوان يك هم پيمان و حامي رياض ياد كند، رئيس جمهور آمريكا را تهديدي براي امنيت داخلي عربستان مي‌بيند. پادشاه عربستان نگران اين است در بحبوحه ناآرامي‌ها در جهان عرب، اوباما از وي بخواهد همانند حسني مبارك از قدرت كناره گيري كند. حتي گزارش هايي منتشر شده است مبني بر اينكه پادشاه عربستان از ترس افزايش اعتراض‌ها در كشورش تدابير لازم را براي حضور نيروهاي پاكستاني در سركوب تمام عيار معترضان اتخاذ كرده است. اين موضوع باعث شده تا اوباما عملا با تنگنايي در مورد موضع گيري و همچنين روابط با رياض روبرو شود.

عربستان بزرگترين صادركننده نفت جهان و يكي از عوامل تاثيرگذار در بهاي نفت است. برخي از مقامات دولت آمريكا به اين موضوع اشاره كرده‌اند كه بي ثباتي در عربستان باعث افزايش چشمگير بهاي نفت خواهد شد و اين شوك جديدي به اقتصاد جهان وارد مي كند كه بدين ترتيب در روند بهبودي شرايط اقتصاد آمريكا نيز تاثير منفي خواهد گذاشت. اين مقامات در محافل خصوصي به اوباما گفته‌اند كه در مورد حمايت از انقلاب‌هاي كشورهاي عربي، كشور عربستان را استثنا قرار دهد. به همين دليل است كه دولت اوباما موضع گيري ملايمي در مورد سركوب هاي بحرين با كمك عربستان اتخاذ كرده است.

البته اين مقامات آمريكايي بايد بدانند كه كشيدن ديوار براي جلوگيري از مواجهه با طوفان ‌در جهان عرب يك راه حل دراز مدت نيست و دير يا زود موج اين ناآرامي‌ها عربستان را نيز فرا خواهد گرفت. حكومت هاي مستبد در جهان عرب بايد بدانند كه در حال حاضر به نظر مي رسد كه هيچ سلاحي در برابر خواست و اراده مردم توان مقاومت ندارد. مقامات عربستان بايد به خاطر بسپارند كه صرف افزايش دستمزدها و يا اشتغال زايي، مردم عربستان از درخواست هاي ديگر خود كوتاه نخواهند آمد. اين مردم آزادي هاي سياسي و رسانه اي مي خواهند. بايد پذيرفت كه سيستم سياسي آل سعود متزلزل است. قدرت در دستان پادشاه و برادرانش است كه همگي پير و بيمار مي باشند.

دولت اوباما نمي تواند بنا به دلايلي موضع‌گيري‌هاي دوپهلو در قبال آل سعود اتخاذ كند. اولا مقامات عربستان نه تنها در راستاي سركوب جنبش‌هاي مردمي در خاك خود گام برمي دارند بلكه در سركوب انقلابيون در بحرين به دولت اين كشور كمك مي كنند. آل سعود حتي تلاش مي كند به پادشاه اردن در عدم انجام اصلاحات وعده داده شده به مردم اين كشور كمك كند. به بيان ديگرعربستان كاملا در مسير مخالف جنبش‌هاي مردمي در جهان عرب و همانند يك امپراطوري ديكتاتور در كشورهاي عربي عمل مي كند. اما آيا اين شكننده نيست؟ آيا اوباما مي تواند به راحتي از اين سياستهاي آل سعود بگذرد؟

بنا به دلايل فراوان دولت اوباما بايد هر چه سريعتر تكليف خود را در مورد سياستهايش در قبال عربستان روشن كند. اوباما بايد به مقامات عربستان بگويد كه يا آنها بايد از خواست و اراده مردم حمايت كنند و يا در غير اين صورت بايد منتظر پيامدهاي حمايت از سركوب معترضان در جهان عرب باشد. تنگنايي كه اوباما در قبال روابط آمريكا با عربستان با آن روبروست برخي مقامات واسنگتن را نگران كرده و حتي ممكن است در صورت اتخاذ سياست هاي نادرست، به قيمتش شكست وي در دور بعدي انتخابات رياست جمهوري آمريكا تمام شود.
انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:20 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
سناريوي جديد بنگاه‌هاي تبليغي غرب در مواجهه با بيداري اسلامي

خبرگزاري فارس: خيزش‌هاي انقلابي منطقه، محافل سياسي غرب را به طراحي سناريويي واداشته تا از راه انتشار گزارشات كذب و شايعات به فكر راهكاري باشند.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، به نقل از باشگاه خبرنگاران در اين ميان رسانه هاي بيگانه به خصوص صداي آمريكا نقش سياسي ايران در منطقه را بيشتر مورد توجه قرار داده است.



سفر بنيامين نتانياهو به آلمان و مواضع مشترك صدر اعظم آلمان و نخست وزير رژيم صهيونيستي درباره افزايش برتري ايران در منطقه از يك سو و اظهارات مشابه وزير دفاع آمريكا در سفر به عربستان و از سوي ديگر اين موضوع را كاملأ آشكار مي كند.



فضاسازي گسترده رسانه هاي بيگانه در قبال تحولات سياسي در كشور سوريه به عنوان يكي از كشورهاي نزديك به ايران در طول هفته گذشته يكي از سمت گيري‌هاي هماهنگ محافل تبليغي بيگانه از جمله بي بي سي بود.



همزمان در دو روز گذشته نشانه هاي ديگري از پيگيري اين سناريو با بهره گيري از تنش در مناسبات سياسي ايران با كشور كويت آشكار شد.


از سوي ديگر، سناريو كارآمدنمايي تحريمها بر اوضاع اقتصادي ايران، در كنار رويكرد تبليغي فوق در محافل سياسي غربي مدنظر قرار گرفته و آنها از اين منظر "محكوم به شكست " همچنان مي كوشند تا روند تحولات را بر پايه استراتژي فشار به پيش ببرند اما همچنان در اين راه ناكام مي مانند.


انتهاي پيام/ك


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:21 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
سخناني از رهبر معظم انقلاب در باب نماز؛
مقطع جديد تقرب به خدا

خبرگزاري فارس: پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي (مد‌ظله‌العالي) سخناني از رهبر معظم انقلاب در باب نماز را با عنوان «مقطع جديد تقرب به خدا» در قالب بسته صوتي منتشر كرده است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي (مد‌ظله‌العالي) مطالبي از ايشان در اهميت نماز در قالب فايل(بسته) صوتي در اين پايگاه به نشاني http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=11995 در روز 23 فروردين 1390 منتشر شده است:



"به نظر من اولي‌ترين نقطه‌اي كه انسان خوب است به فكر بيفتد، رابطه‌ي خودش با خداست. اول سال كه مي‌شود انسان فكر كند كه خب حالا اين سال و قبلش هر جور بود، گذشت و الآن يك مقطع جديدي است؛ يك رابطه جديدي تعريف كنيم با خداي متعال. "


اين جملات، بخشي از بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار ديروز ايشان است كه پايگاه اطلاع‌رساني رهبر انقلاب، فايل صوتي گزيده‌ي آن را با عنوان "مقطع جديد تقرب به خدا " منتشر مي‌كند.


انتهاي پيام/


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:21 PM
تشکرات از این پست
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:اخبار مجازی

نسخه چاپي ارسال به دوستان
آيت‌الله محمدعلي جاودان:
براي رسيدن به سعادت بايد نماز اول وقت و ترس از خدا را تمرين كرد

خبرگزاري فارس: پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي (مد‌ظله‌العالي) گفتاري از آيت‌الله محمد علي جاودان استاد حوزه علميه و اخلاق در مورد راههاي رسيدن به سعادت واقعي از طريق تمرين ترس از خدا و صبر و نماز اول وقت منتشر كرده است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي (مد‌ظله‌العالي) گفتاري از آيت‌الله محمدعلي جاودان مدرس حوزه علميه مرحوم آيت‌الله مجتهدي تهران و استاد اخلاق در اين پايگاه منتشر شده است.
بنابراين گزارش، در ابتداي متن آمده است: تابستان سال 1387 بود كه به اتفاق حاج‌آقاي عليرضا پناهيان به ديدار آيت‌الله محمدعلي جاودان رفتيم تا با ايشان درباره موضوع معنويت و الزامات آن گفت‌وگو كنيم.

*مثلثي ساده براي سعادت

خانه‌اي كوچك و ساده در كوچه‌اي بن‌بست، حوالي چهار‌راه سيروس خيابان 15 خرداد تهران. مثل هميشه ديدار و گفت‌گو با انسان‌هايي كه خدا را در همين نزديكي مي‌بينند، جذاب و البته دشوار است. بزرگاني كه دنيا را آن‌قدر كوچك كرده‌اند تا تنها، مسيري باشد براي رسيدن.
قرارمان با آيت‌الله جاودان- استاد اخلاق حوزه‌ي علميه‌ي آيت‌الله مجتهدي و از شاگردان مرحوم آيت‌الله حق‌شناس- در خانه‌ي ايشان بود و بحث، درباره‌ي تقوا و تأثير آن در زندگي. براي اين‌كه بهتر بتوانيم از محضر استاد بهره ببريم، از حجت‌الاسلام پناهيان دعوت كرديم تا ما را در اين گفت‌وگو همراهي كنند. گرچه برخي ناهماهنگي‌ها موجب شد كه ايشان كمي ديرتر از موعد برسند و زودتر هم بروند، اما حضور و پرسششان از استاد، مغتنم بود.

در ماه رجب و در آستانه‌ي ماه‌هاي مبارك شعبان و رمضان هستيم. بسياري از بزرگان معتقدند كه جوانان بايد به گونه‌اي از اين ماه‌هاي معنوي استفاده كنند كه در عيد فطر با كوله‌باري پر به استقبال رجب، شعبان و رمضان سال آينده بروند. درباره‌ي بهره‌وري بهينه از اين فرصت معنوي، رهبر انقلاب بر روي چند مسأله تأكيد فراواني دارند. يكي از آن مباحث تقوا است كه از آن به "سپر " تعبير مي‌كنند. حال اگر بخواهيم اين بحث را به طور عملي وارد زندگي كنيم يا به عبارت ديگر، با معيار تقوا و پرهيزكاري يك سبك زندگي براي خودمان بسازيم، اولين سؤالي كه پيش مي‌آيد، اين است كه ما چگونه اين سپر را به‌دست بياوريم و آن را حفظ كنيم؟ به‌خصوص اين ‌كه در دنيايي پر از پليدي و زشتي زندگي مي‌كنيم كه مي‌تواند خيلي ساده‌تر از گذشته اين سپر را از بين برده و حذف كند. نكته‌ي ديگر اين‌ كه از تقوا چه استفاده‌اي مي‌توان كرد و اصلاً به چه درد ما مي‌خورد؟
اين ماه‌ها، ماه‌هاي مباركي است و اگر انسان كمي پاكيزه باشد، حضور اين ماه‌ها را حضوري تازه، مبارك و معنوي حس مي‌كند. نقل شده كه امام، ماه رمضان را قبل از اين‌ كه استهلال(هلال تازه ماه را ببيند) كند، حكم مي‌كرده است. دليلش هم اين بود كه برايش احساس قوي و يقين‌آور شده بود. نمي‌خواهم بر اين موضوع تكيه كنم، مي‌خواهم بگويم كه اين احساس مي‌تواند باشد و مي‌تواند آن‌قدر نيرومند شود كه همه زندگي آدم را بپوشاند.

مسأله دوم اين ‌كه درست است كه اين دو ماه رجب و شعبان مقدمه‌اي براي ماه رمضان هستند، اما خودشان نيز بنفسه از يك ارزش ذاتي بالايي برخوردارند. ماه رجب به تنهايي براي خودش چيزي است و ماه شعبان نيز به تنهايي چيزي است. اين دو ماه با حفظ حرمت و با همان ارزش ذاتيشان براي ماه رمضان مقدمه هستند. در واقع ما بايد نتايج اين دو ماه را در ماه رمضان ببينيم. اگر بخواهيم رمضان را در يك كلمه خلاصه كنيم، آن يك كلمه اين است كه ماه رمضان ماه ضيافت خدا است كه مقدماتش بايد در ماه رجب و شعبان تحصيل شود.

اما بحث اصلي اين است كه ما تقوا را چگونه به‌دست بياوريم و چگونه حفظ كنيم؟ مسأله اين‌جاست كه آدم هرچقدر هم كه كتاب بخواند، با خواندن كتاب هيچ حكمي در درونش براي عمل پيش نمي‌‌آيد. بلكه انسان بايد براي حركت و عمل از يك سرمايه‌ي دروني برخوردار باشد؛ وگرنه با خواندن كتاب هيچ حركتي در ما اتفاق نخواهد افتاد، من مي‌توانم حرفي بشنوم و جهلم كمتر شود و اطلاعات بيشتري را كسب كنم، اما حرف، هيچ حركتي را به بار نمي‌آورد. لذا كسي كه واعظ نفساني نداشته باشد، واعظ بيروني برايش سودي ندارد.

اگر كسي ايمان داشته باشد، حق در او مؤثر است؛ خواندن در او مؤثر است، ديدن در و ديوار عالم برايش مؤثر است، ديدن حوادث برايش مؤثر است. همه‌ي اين‌ها معنادار و حركت‌آور مي‌شود. اين ‌كه مي‌گوييم من بايد از خدا بترسم، پروا از خدا داشته باشم، همان چيزي است كه در ‌واقع بايد در جان انسان باشد، تا بتواند حركتي كند.

علم، دليل كافي براي اين حركت نيست؛ بلكه يك احساس است و آن‌هم نه يك احساس و شوري كه جوان‌ها ممكن است مثلاً با خواندن يك شعر، ديدن يك عكس و يا ديدن يك مسابقه‌ي فوتبال به‌دست آورند. اين‌ها مال جوان شانزده هفده ساله است؛ بلكه احساس به معناي واقعي كلمه. احساسي كه شب و روز هم‌راه انسان باشد. اين احساس هميشگي را من عرض مي‌كنم كه تحصيل آن ضروري است. اسم اين احساس دائم را خدا و پيغمبرش "ايمان " گذاشته‌اند.

ايمان يك احساس هميشگي، مداوم، كارساز و روح‌بخش است. توجه بفرماييد كه لفظ را عوض مي‌كنيم و مي‌گذاريم "ترس ". خب اين ترس يا تقوا را بايد از كجا به‌دست آورد؟

يك راه اين است ‌كه آدم يك كسي را ببيند كه آن شخص از خدا مي‌ترسد. اگر من كسي را ببينم كه از خدا مي‌ترسد، من نيز از او اين ترس را مي‌آموزم. اين آموختني است. يعني اگر با اين‌چنين شخصي نشست و برخاست داشته باشم، از او متأثر مي‌شوم.

اما نوع دوم؛ ممكن است من نتوانم كسي را بيابم كه از خدا بترسد تا ترس را بياموزم. اين‌جا راهش اين است كه خودم ترسيدن را كسب كنم. آنچه كه من مي‌خوانم، مي‌شنوم و يا مي‌بينم، مي‌تواند حركت عقلاني براي من به بار بياورد، اما حركت عقلاني من را به حركت نمي‌خواند. آن‌چه در من يك تحرك عقلاني ايجاد كرده، اين است كه با يك استدلال در درون خودم به نتيجه‌‌اي رسيده‌‌ام. مثلاً كتابي خوانده‌‌ام و آن در درون من يك حركت فكري ايجاد كرده، يك برهان شده، يك دليل شده، ده تا دليل شده و من به يك نتيجه‌اي رسيده‌ام. اين يعني من از نظر عقلي حجتم تمام است.


اين حجت ممكن است نتواند من را به حركت در‌بياورد، اما چون حجت تمام شده من بايد تن به اين رنج بدهم، تا يك انگيزه‌ حركتي به‌وجود بياورم. انگيزه‌ عقلاني، انگيزه حركتي نيست و من بايد براي اين حركت بدون احساس، اما با دليل خود، تن به يك رنج بدهم. هر كسي اين رنج را تحمل نكند، به هيچ‌جا و هيچ چيز نمي‌رسد.
هميشه انسان بايد يك مرحله‌ي بالاتر را براي خود در نظر بگيرد تا تن به خطر داده و به آن كشتي نجات برسد. در اسلام هر كسي بگويد "أشهد أن لاإله‌إلاالله " از او مي‌پذيرند. همين كافي است. چون بعد از اين در جامعه يك حركتي به‌وجود مي‌آيد.

مردم نماز مي‌خوانند. همه نمازهايشان را به جماعت مي‌خوانند. نماز جمعه مي‌خوانند. همگان تحت موعظه‌ پيامبر قرار مي‌گيرند و بايد به جهاد بروند و مي‌روند؛ بايد زكات بپردازند و مي‌پردازند.
اين مجموعه دستور، همان رنجي است كه من عرض مي‌كنم. يعني من رنج مي‌كشم؛ حتي اگر خيلي اعتقاد حسي را نداشته باشم. چون در واقع يك دليل عقلاني دارم. مثلاً براي صحت نماز، دليل حسي ندارم، جهت نماز را حس نمي‌كنم، اما دليل عقلاني دارم. ماها معمولاً همين‌طور هستيم و نمازمان را با دليل عقلاني مي‌خوانيم. چون از نماز بهره نمي‌‌بريم، پس آن را حس نمي‌‌كنيم.

در جامعه نيز همين موضوع مردم را وادار به عمل مي‌كند. اين عمل برايشان احساسي را به بار مي‌آورد كه اسمش را ايمان گذاشته‌ايم. عمل، ايمان را براي آدم به بار مي‌آورد و همين، ترس از خدا مي‌شود. فرض كنيد كه شخصي در معاشرت با پيامبر و نشستن پاي منبر و موعظه ايشان، دستور خدا را بياموزد. حالا او فرصت معاشرت داشت، اما ما فرضمان اين است كه اين فرصت معاشرت خيلي كم است. بنابراين چاره‌اش را بايد در عمل بجوييم و كمبودش را با عمل جبران كنيم.

بنابراين هيچ حس دروني من را به عملي وانمي‌دارد كه فقط به فرمان عقل است، اما هيچ چاره‌اي نيست جز اين ‌كه من به فرمان عقلم تن بدهم و چيزي را كه دين برايم مشخص كرده، براي درست شدن، راست شدن، تهذيب و پاك شدن عمل كنم. در آن مسير راه بروم تا به اين احساس برسم كه بدون نماز نمي‌توانم زندگي كنم، بدون روزه نمي‌‌توانم زندگي كنم، بدون زيارت نمي‌‌توانم و بدون گريه نمي‌توانم. اين راه رستگاري است و راه حفظ هم همين است.

ممكن است كسي بگويد اين‌گونه پس از مدتي خسته مي‌شوم. چه چيزي مي‌تواند انسان را در اين راه نگه دارد؟

كسي كه به آن ترس و ايمان رسيد، خود ايمان به او مي‌گويد كه راهت را ادامه بده. خستگي فرط ندارد، زيرا خستگي در دوران قبلي وجود داشت كه من هيچ دليلي جز دليل عقلي نداشتم و مجبور بودم با خستگي خودم بجنگم. فرض كنيد من براي يك ساعت مي‌خواهم بيدار باشم؛ جان مي‌كنم تا بلند مي‌شوم. دليل عقلي به من مي‌گويد كه بلند شو، چاره‌اي نداري و من به دليل عقلي برمي‌خيزم. اگر آن را ادامه دادم و مقاومت كردم -كه اين مداومت شرط اصلي است- به آن احساس مي‌توانم برسم. اگر احساس است، پس احساس مرا وادار مي‌كند كه مداومت كنم.

اين‌جا باز هم نبايد دليل عقليم را از دست بدهم. گاهي ممكن است يك وقت احساسم چون اوائلش است، كم بياورد. وقتي من از احساس كم آوردم، دليل عقلي هست. مثلاً يك حادثه‌اي پيش آمده كه نمونه‌اش براي جوانان امروزي ما ممكن است هزار بار پيش بيايد؛ من فقط از روي طنز عرض مي‌كنم. مثلاً داستاني كه براي حضرت يوسف و زليخا پيش آمد و مانند آن، پيش بيايد، هيچ دليلي در آن لحظه براي جواب وجود ندارد. دليل احساسي هم كه احساسات معنوي و باطني است، زير پاي اين حادثه جديد له شده است و فقط مانده عقل. اگر آن زجر و زحمتي را كه در دوران گذشته كشيده و تمرين كرده كه به فرمان عقل عمل كند- گرچه هيچ احساسي در درونش وجود نداشته باشد و احساس ضد و بد هم در درونش باشد- اين‌جا عقل به احساس كمك مي‌كند.

در جاهايي هم اين احساس است كه به عقل كمك مي‌كند. اين احساس كه عرض مي‌كنيم يك حس ايماني و حس ترس از خدا است. من اگر يك تعليم نادرست بگيرم- كه متأسفانه امروز در كشور ما به وفور به‌دست مي‌آيد- مانند اين‌ كه هرجا مي‌روي فرياد عشق، عشق، عشق مي‌زنند. اين عشق در اين حوادث زمين مي‌خورد و اين بچه‌‌هايي كه از اين عشق دم مي‌زنند، در حادثه‌اي نظير حادثه‌ي يوسف و زليخا زمين مي‌خورند. اگر عقل را براي هميشه كنار گذاشته باشي، ممكن است كم بياوري.

ما هميشه‌ي روزگار اين مطلب را عرض مي‌كنيم و اين فقط براي بچه‌هاي شيعه وجود دارد. يك درس هميشگي است و در كنار همه درس‌هاي ديگر به آن اشاره مي‌كنيم. درس عقل را مي‌گوييم؛ در كنارش درس احساس ايماني را هم مي‌گوييم، درس ترس از خدا را عرض مي‌كنيم و اين‌ كه بايد يك جايي ترس از خدا را بياموزيد. بعد مي‌گوييم كه بايد تن به رنج بدهيد و اگر تن به رنج ندهي به هيچ وجه، هيچ وقت به هيچ‌جا نخواهي رسيد. درس تحمل رنج را عرض مي‌كنيم و توصيه‌ به تحمل رنج مي‌كنيم.

حالا مسأله‌ي مهم ديگر كه در كنار همين­‌ها و پشتوانه است، چيزي است كه در اين آيه­ي شريفه آمده است: "يا أيُهَا الّذينَ آمَنُوا اتّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ ". ابتغاء وسيله يعني بايد دست به سوي وسائل تقرب دراز كرد؛ يعني ائمه‌ي اطهار (ع). اين حرف بسيار بسيار مهمي است كه باز در تعليمات امروز ما متأسفانه وجود ندارد و فراموش شده است.

ما ائمه(ع) را وسيله‌ تقرب مي‌دانيم. ابتغاء وسيله كه گفته شده است، يعني به‌دست آوردن وسيله براي تقرب. ما به انواعي از توسلاتي كه معتقد هستيم، دست به دامن مي‌شويم. مثلاً تضرع مي‌كنيم به در خانه‌ي امام زمانمان(عج) و در روضه حضرت اباعبدالله(ع) گريه مي‌كنيم و با اخلاص سينه مي‌زنيم. گريه- اگر گريه باشد- به‌طور طبيعي اخلاص مي‌آورد وگرنه فقط آب است. گريه به زور يعني آب در آن است.

اگر همين گريه نباشد، چه؟

اگر نباشد كه هيچ؛ اصلاً دل نمي‌سوزد. وقتي هم دل نمي‌سوزد، ممكن است من اشكم را مصرف مردم كنم؛ وگرنه اصلاً شكستن دل جاي دخالت مردم نيست. اين را ما پشتوانه مي‌دانيم. براي تمام آن‌چه كه عرض شد، شما اگر دست به دامن باشيد، زودتر به اين احساس ايماني مي‌رسيد. اگر دست به دامن باشيد، زودتر به ترس مي‌رسيد؛ امكان مداومت بر اعمال داريد. همان‌گونه كه اگر مداومت كنيد، به احساس مي‌توانيد برسيد. اگر متوسل باشيد، امكان ادامه‌ عمل و مداومت بر عمل بيشتر است و امكان لغزش كم مي‌شود.

هرچه توسل به معناي واقعي كلمه بيشتر مي‌شود و مداومت مي‌يابد، مردم محكم‌تر مي‌شوند. به فرض مثال آن لحظه‌‌هايي كه من به احساس ترس از خدا رسيدم و دليل عقلي هم حضور دارد، اما باز هم كم دارم؛ يك دستي از يك جايي بايد به آدم برسد و به كمك من بيايد. آن دست و نظر عنايت را بايد در توسلات به‌دست آورد.

شما در صحبت‌هايتان يكي از شروط رسيدن به تقوا را تن‌دادن به رنج عنوان كرديد. كمي عميق‌تر به اين مسأله بپردازيد.

يكي از مشكلات زمان ما اين ‌است كه تبليغ "راحتي " مي‌شود. اگرچه در واقع زندگي راحت نيست، ولي دائماً تبليغ مي‌شود كه ما بايد راحت باشيم. تمام كوشش‌‌ها براي اين است كه راحتي بيشتري را به دست بياوريم؛ گرچه شايد راحتي بيشتري نيز به‌دست نياوريم. اصلاً شايد رنج هم بيشتر باشد، اما تبليغ راحتي مي‌تواند اين را از ما بگيرد. قديمي‌‌ها خيلي راحت يك نان خالي مي‌خوردند كه اصلاً در حال حاضر تصورش وجود ندارد كه مي شود با نان خالي زندگي كرد. شخص نان خالي وقتي گيرش مي‌آمد، پادشاهي مي‌كرد.

داستان شرح احوال آقاي نجفي قوچاني است كه يك، يك‌قراني(يك ريالي قديم) گيرآورده بوده -نمي‌دانم؛ شايد هم ده‌شاهي بوده- كه مي‌خواسته با آن برود يك آبگوشت درست كند. مي‌گويد امروز ديگر داشته سلطنت مي‌كرده است. اصلاً تصور آبگوشت هم نمي‌كرده. اين طريق عصر ماست. اما طريق راحتي هرگز زندگي ما را عوض نكرده است. فرض كنيد كه وسيله گرمازا را تبديل به "گاز " كردند، بعد صدتا مشكل در كنارش وجود دارد. برق هم باشد، صد تا مشكل دارد.

واقعاً اگر زندگي امروزمان را با راحتي كه در دوران گذشته وجود داشت، مقايسه كنيم، من فكر مي‌كنم دوران گذشته با همان زندگي ساده عادي، خيلي راحتي و خوشي و شادماني بيشتر بود. احساس من اين است كه وقتي جوان بودم، اصلاً زندگي خانواده‌ من خيلي به خوشي و راحتي بيشتري مي‌گذشت، تا امروز كه هزاران وسيله راحتي وجود دارد. در همين روزگار، بر ما روزهاي سختي مي‌گذرد كه ما حتي سر سفره يك لبخند هم نداريم. اصلاً لبخند وجود ندارد. به صورت يك وظيفه مجبوري سر سفره مي‌‌نشينيم و غذا را به سرعت مي‌خوريم و بعد بلند مي‌شويم. در گذشته فكر مي‌كنم شانزده هفده ساله بودم- وقتي سر سفره غذا مي‌خورديم، همه‌اش به خنده و شوخي بود؛ با اين ‌كه غذا و زندگيمان خيلي ساده‌‌تر بود. در يك اتاق، كل خانواده ما جمع مي‌‌شديم؛ مي‌گفتيم، مي‌خنديديم و شادماني مي‌كرديم. حالا اثرات اين به اصطلاح رفاه را ببينيد.

ما درس را با زحمت نمي‌خوانيم، رنج را تحمل نمي‌‌كنيم؛ مگر خيلي مجبور باشيم كه آن هم معمولاً زمان كنكور است. بعد از آن هم ديگر زحمت كشيدن را كنار مي‌گذاريم. اين موضوع تأثير بدي به‌خصوص در تفكر گذاشته است.

رفاه چطور؟ نسبت رفاه و آسايش با اين موضوع چيست؟

براي به دست آوردن يك چيزي مافوق اين جهان مادي كه همان احساس ايماني و ترس از خدا است، احتياج به تحمل يك رنج داريم. رنجي كه خودم براي خودم مي‌خرم. مثلاً سه ساعت در شب بايد بيدار بمانم تا به خواسته‌ام برسم؛ بايد بيدار بمانم و اين رنج را تحمل كنم.

*حجت‌الإسلام پناهيان: يكي از آفت‌ها كه اشاره فرموديد، ترس است. يكي ديگر از آفت‌ها هم اين است كه وقتي مي‌خواهند رنج بكشند، هر زمان كه عشق‌شان كشيد، بايد رنج بكشند. در واقع يك رنج بي‌برنامه و بدون مداومت و استمرار. در روايات هم داريم كه حداقل يك برنامه‌ي يك‌ساله را براي رسيدن به تقوا بايد داشته باشيم. شما لطف كنيد برنامه‌اي يك‌ساله به جوانان بدهيد، براي اين ‌كه از همين ماه رجب تا ماه رجب آينده، بنايشان را بگذارند بر اين‌ كه تمرين كنند و به مدد بركات اين ماه‌هاي عزيز بتوانند اين برنامه را انجام بدهند. به نظرم برنامه بهتر است سبك باشد تا افراطي هم نشود و يك دفعه جوانان ما احساسي نشوند و يك برنامه‌ي سنگيني بردارند كه احتمال شكست خوردنشان در آن برنامه قطعي باشد.
دستور اولي كه مي‌خواهم براي كساني كه قصد شروع دارند، بگويم، مطلبي است كه هزاران بار اساتيد و بزرگاني نظير مرحوم آيت‌الله حق‌شناس به جوانان توصيه مي‌كردند، نماز اول وقت است. نماز اول وقت بخوانيد. اگر توانستيد، به جماعت بخوانيد و اگر هم نشد، همان اول وقت بخوانيد.

شايد جوان به‌خصوص در اين زمان‌هايي كه شب‌‌ها كوتاه است و اذان صبح خيلي زود اتفاق مي‌افتد و وقت اداي نماز كم است، شكست بخورد؛ عيبي ندارد. براي فردا شب نقشه بكشد. براي پس فردا شب. براي هزار شب ديگر. بايد برنامه بريزيم كه نمازمان را اول وقت بخوانيم، اما بايد در نظر بگيريم كه يكي از نمازهايمان نماز صبح است كه خيلي هم اول وقت خواندنش مهم است. بنابراين براي آن ‌هم بايد نقشه داشته باشيم تا حتماً در طرحمان آن را هم به اول وقت برسانيم. اما مشكلش خيلي بيشتر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء است. مثلاً ممكن است كه دانشجويي وقت نماز ظهر و عصرش در كلاس مشغول باشد. ما نمي‌گوييم كه كلاس را بشكند و بيرون بيايد، اما هر وقت كه كلاس تمام شد، با احتساب ساعت‌هاي الان، مثلاً دو تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند.
ديگر نرود مثلاً يك ناهاري با خيال راحت بخورد و يك ساعتي هم استراحت، نه. نمازمان را مي‌خوانيم. دست ‌كم وضو مي‌گيريم و نماز ظهر را مي‌خوانيم تا از اول وقتش خيلي دير نشود. بعد هم اگر گرسنه بوديم، ناهار مي‌خوريم و نماز عصرمان را بلافاصله مي‌خوانيم. اين نماز اول وقت را برايش بكوشيم.

اگر روايت اين باب را ديده باشيم، مي‌فرمايد كه شيطان از كسي كه نمازش را اول وقت مي‌خواند و بر آن مراقبت مي‌كند، هميشه ترسان است. "لايَزالُ الشّيطانُ زائِلاً مِن بَني ‌آدم ". اين نكته را هم به نماز اول وقت اضافه كنيم كه نماز صحيح بخوانيد. بنابراين براي اين ‌كه نماز صحيح باشد، من ناگزيرم كه ركوع صحيح بياموزم، غسل صحيح بياموزم، يك حمد و سوره­ي صحيح بياموزم و مسائل ديگر نماز را بياموزم كه اگر كلش را جمع كني، ممكن است در سه چهار ساعت بشود به همه‌‌اش پرداخت.

تقليد صحيح يعني مي‌پرسم و عمل مي‌كنم. چند مسأله در باب وضو بايد بخوانم؛ مثلاً به اندازه‌ دو صفحه رساله، براي غسل بايد دو صفحه رساله بخوانم، براي نمازم هفت هشت ده صفحه بايد بخوانم تا مسائل اصلي را ياد بگيرم. چون جوانم، زودتر ياد مي‌گيرم. بعد هم دو بار سه بار چهار بار پنج بار پيش معلم مي‌خوانم تا تصحيح شود.

من به يك نماز صحيح احتياج دارم و بعد از آن به يك نماز اول وقت. جوان مادامي كه نمازش را صحيح مي‌خواند، نمازش را دقت مي‌كند، مواظبت مي‌كند و اول وقت مي‌خواند، شيطان ترسان است. نه اين ‌كه جوان از شيطان ترسان باشد؛ شيطان از آن جوان ترسيده است. اگر انسان اين‌گونه نباشد، آن‌وقت شيطان طبق روايات، انسان را به جاهايي مي‌برد كه ديگر برگشت ندارد.

اگر مي‌خواهيد هميشه سالم و محفوظ بمانيد، نماز اول وقت بخوانيد. نماز اول وقت ايجادكننده ترس از خداست. بعضي جوان‌ها دو دقيقه نماز مي‌خوانند؛ نه دو دقيقه و نه نيم ساعت. ما كه يك ذره بيشتر كش مي‌دهيم -كه آن‌ هم از روي عادت است و قيمت ندارد- مي‌شود پنج دقيقه. "سبحان ربي العظيم و بحمده " را صحيح بگو؛ يك بار بگو، اما صحيح و با آرامش بدن. صحيح خواندن نماز مثل اين است كه انسان به ديوار مستحكمي تكيه كرده باشد. اين امر را اگر شما به‌دست بياوريد، حتي با نيروي خيلي زياد هم اين زمين نمي‌خورد. شايد تكان بخورد، اما زمين نمي‌خورد. ممكن است حوادث مهمي هم برايش پيش بيايد، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحيح، او را به زمين نمي‌زند.

توصيه‌ دوم كه براي ماندگاري و مداومت به آن نياز است كه در بحث تقوا هم به آن اشاره شد، دست به دامن و متوسل شدن است. توسل نه به معناي توسلات رسمي. شما وقتي در خانه خودت با امام زمانت(عج) صحبت مي‌كني، اين مي‌شود توسل. من با ايشان تنها هستم و صحبت مي‌كنم؛ پنج دقيقه صحبت مي‌كنم. در اين پنج دقيقه يا دو دقيقه‌‌اي كه من هستم با امام زمان(عج)، من هستم با امام حسين(ع)، آن لحظه است كه توجه درست مي‌شود. اگر در اين سينه‌‌زني‌‌ها هم اين فضا پيش آمد، ارزش دارد.اگر در گريه هم آن يك لحظه‌‌اي پيش آمد كه من تنها هستم، ارزش دارد.

چگونه اين را وارد زندگي كنيم؟

اگر شما اين احساس را داشته باشيد، ديگر دم دستتان است. اگر داريد، كه هست و اگر نداريد، نه. بايد يك احساس مداوم باشد، نه شور جواني.

اين‌جا يك بحث مبنايي پيش مي‌آيد؛ يعني بحث سعادت. وقتي ما با هم‌سن‌ و سال‌هامان صحبت مي‌كنيم، مي‌گويند كه ما بالاخره بايد از دنيامان لذت ببريم. آيا اين به معناي سعادت است؛ يعني فقط لذت بردن اين دنيايي؟
اگر هم باشد بالاخره يك حد شرعي دارد.

به تعبير شهيد مطهري تقوا يك‌جور پيش‌برنده است كه ما را به سمت آن نقطه‌ي سعادت پيش مي‌برد. به نظر مي‌رسد در اين مسأله يك رنجي هم وجود دارد؛ درست است؟

اين دو مقوله منافاتي با هم ندارند. من غرق در سعادتم، ولي در عين حال رنج هم مي‌برم. به عبارت ديگر آن رنج من را به سعادت رسانده است. بي‌رنج آدم به سعادت نمي‌رسد. سعادت يعني يك لذت مطلق. حتي براي رسيدن به لذات اين دنيايي هم بايد رنج بكشي. بايد جنگ كني، دعوا كني، جنگ سياسي كني، زندان بروي، دروغ بگويي، دغل كني، مبارزه‌ي اقتصادي كني كه در مبارزه‌ي اقتصادي ممكن است زندان و رنج هم باشد. بنابراين رسيدن به لذات اين دنيايي هم نياز به رنج دارد. اما وقتي من سعادت را يك جريان متعالي بدانم...

تعريف شما از سعادت متعالي چيست؟

سعادتي كه در آن، انسان به امنيت و راحتي و لذت مي‌رسد. وقتي مي‌گوييم كه در بهشت به سعادت مي‌رسيم، يعني به امنيت و راحتي و لذتي مي‌رسيم كه مداوم است، ما اين ويژگي‌ها را در اين دنيا هم به‌دست مي‌آوريم، اما محدود و موقت. مثلاً به يك علم مي‌رسيد كه علمش راحتي‌آور، امنيت‌آور و لذت‌بار است. در اين علم‌‌هاي اين جهاني وقتي شما كشفي مي‌كنيد، خيلي لذت مي‌بريد، اما چند روز؟ سه هفته؟ يك ماه؟ بعد هم مردم به‌به و چه‌چهي مي‌گويند كه يك مقدار از آن لذت مي‌بريد و پس از مدتي تمام مي‌شود. كاشف­ نظريه‌ي نسبيت، آن را روزي در مقاله‌اش منتشر كرد. بعد از يك سال، بعد از دو سال مثلاً دنيا متوجه شد و به‌ به و چه‌‌چهي كردند، اما پس از آن و براي ادامه‌ي كار، ديگر خون‌سرد است و ديگر لذتي از آن نمي‌‌برد؛ ديگر تمام مي‌شود.

سعادت متعالي، لذتش مداوم است و هر لحظه افزايش پيدا مي‌كند. مداومش هم حوصله‌ي آدم را سر نمي‌‌برد. لذت‌هاي اين دنيايي حوصله‌ي آدم را سر مي‌برند و خسته مي‌كنند. اگر آدم آلوده شود كه ممكن است بعدش پشيماني هم به بار بياورد. مثلاً شادماني رسيدن به رياست جمهوري؛ البته اگر شادماني داشته باشد. برايتان كف مي‌زنند، اما چند بار؟ اما سعادت واقعي اين‌گونه نيست؛ همه‌ي لحظاتش راحتي است. چون راحتي آن از جنس اين جهان نيست؛ راحتي جان است، لذتش لذت هميشگي است و امنيتش امنيت هميشگي است.

تقواي فردي با تقواي اجتماعي چه رابطه‌اي دارد؟ زماني كه بزرگي به ما مي‌گويد نماز اول وقت بخوان؛ به جماعت بخوان، حالا يكي انجام مي‌دهد؛ يكي هم به هر دليلي انجام نمي‌دهد. اگر اين را به حوزه‌ي جامعه بكشانيم، به چه شكلي ممكن خواهد بود؟

اين امر به طور طبيعي و براي آدم طبيعي غير ممكن است. اما اگر آدمي است كه كمي غير طبيعي باشد، يعني از نظر ما برتر است و البته اين‌گونه آدم‌ها نادر هستند، ما انسان‌هاي معمولي كه يك ساختمان معمولي داريم، چاره‌‌اي نداريم، جز تمرين تقواي فردي. آدم ممكن است گاهي بلغزد. فرض كنيد زليخاي ما خيلي زيباتر از آن زليخاها باشد؛ پولي كه در جيب ما گذاشتند، خيلي بيشتر باشد؛ وعده‌‌اي كه به ما دادند، خيلي بزرگ باشد. اين‌جاهاست كه انسان ممكن است كم بياورد؛ جز كسي كه تمرين كرده باشد. تمرين ترس از خدا كه يك تمرين قوي است.
اصلاً نمي‌توان اين دو مقوله را از هم جدا كرد. نمي‌شود گفت كه نماز اول وقت مي‌خواند، اما در اجتماع كم مي‌گذارد و مثلاً دزدي مي‌كند. اين آدم نامربوطي است.

خيلي‌‌ آدمها هم تقوا را به معني زهدي مي‌گيرند كه از آن سوء تعبير وجود دارد. يعني آن را گوشه‌نشيني مي‌پندارند. مي‌گويند اگر شما مي‌خواهي تقوا داشته باشي، برو در مسجد و نماز بخوان، روزه‌ات را بگير و... مي‌دانيم كه در روابط اجتماعي بايد طور ديگري رفتار كرد. در صورتي‌ كه با فرمايش‌هاي شما اين دو مقوله با هم عجين هستند.
اگر كسي به مرحله تقوا برسد، همه ‌جا به‌وسيله‌ي اين نيرو كنترل مي‌شود. شما اگر در رساله‌‌ها هم نگاه كنيد، عدالت يك ملكه است؛ ملكه بازدارنده. اگر در شرايط اجتماعي هم قرار بگيرد، سينه سپر مي‌كند؛ چون يك ملكه وجود دارد و نه يك حالت. ملكه يعني تبديل عدالت، تقوا و ... به يك صفت پايدار يا حالت پايدار. اگرچه اين واژه خيلي دقيق نيست، اما نام آن را "ديانت " مي‌گذاريم.
انتهاي پيام/


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جمعه 26 فروردین 1390  12:21 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها