پاسخ به:اخبار مجازی
جمعه 26 فروردین 1390 12:18 PM
خبرگزاري فارس: مسؤولان و دستگاههاي مربوط با جدي گرفتن خطر كوئست نه به عنوان يك تهديد اقتصادي، بلكه به عنوان يك تهديد امنيتي به مبارزه و آگاه سازي جوانان نسبت به اين دسيسهي هرمي بپردازند.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، برهان طي تحليلي به آسيبهاي سياسي اجتماعي ناشي از فعاليت شركتهاي هرمي پرداخت و نوشت: با توجه به اسناد مكتوب به دست آمده در دفاتر هرمي و همچنين پژوهش ميداني در ميان اعضاي شبكهي كوئست، نوعي تغيير در نگرش و رفتار و نيز تغيير الگوهاي رواني و اعتقادي دريافت شد. نوعي استحاله و جهش منفي در سيستم ارتباط اجتماعي اعضاي كوئست به وجود آمده است كه ضمن ايجاد پرخاشگري، هيجان كاذب و دگرگوني خاصي در تعيين مصاديق الگوي رفتاري و فكري ايشان ايجاد كرده است.
الگوهاي رفتاري، اعتقادي و اجتماعي اين افراد به طور نامحسوس در حال تغيير كلي و جزيي است. ساختار آموزشي و نهادهاي ارزشي كوئست در طي يك دهه ميتواند به طور كلي باورهاي افراد را تحتالشعاع خود قرار داده و اين مهم عرصهي جديدي را براي مطالعه و تحقيق به وجود آورده كه در اين نوشتار به بررسي اين موضوع ميپردازيم:
"اگر برنامهها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز كنيم ميتوانيم در كمتر از يك دهه، منش و خلق و خوي سرسختترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساختهايم، زير سلطهي خويش درآوريم. "
اين جملات بخشي از پروتكل شمارهي 9 دانشوران صهيون است كه از قضا رابطهي قابل اعتنايي با ساختار فكري و آموزشي شركت هرمي- فرقهاي كوئست دارد. "ويجي اسواران " كه مديريت شركت هرمي- فرقهاي كوئست را بر عهده گرفته است، همراه با كمپاني كوئست هدف خود را خدمترساني به جوامع و بشريت معرفي ميكند اما در واقع به دنبال اهداف ديگري است كه شامل مباني سكولاريسم است و نشانههاي آن به تأييد متخصصان در كتاب "در قلمرو سكوت " كه اثر وي است به وضوح يافت ميشود.
جالب اينجاست كه "ويجي اسواران " هندو بوده و مدعي است كه قصد دارد راه خوشبختي را به مردم و جوامع بياموزد و كوئست را با هيچ ديني در تضاد نميداند. حال اين سؤال مطرح ميشود كه اگر مقصود كوئست فعاليت اقتصادي است اين شعار كه "كوئست با هيچ ديني در تضاد نيست " چه معنايي دارد و به چه دليل يكي از برنامههاي ايشان ديدار با رهبران اديان مختلف است؟!
واقعيت آن است كه سران كمپاني هرمي- فرقهاي كوئست زماني كه دريافتند با استفاده از روشهاي معمول قادر نخواهند بود در يك سير چند ساله، افراد جامعه را به الحاد و سركشي بر عليه دولتهاي خود برسانند، بر آن شدند تا با بهرهگيري از پروتكلهاي صهيوني، مسير فكري و اعتقاد الحادي خود را در قالب بازاريابي شبكهاي و تحت نام كوئست ايجاد كنند تا پس از جذب افراد با شعارهايي كه منشأ آن نيازهاي اوليهي مردم است آنها را به سمتي سوق دهند كه هر آنچه اعتقاد و سنت افراد جوامع است تحت تأثير آن قرار گيرد. بديهي است كه هيچ حركت و سير تحولي امكانپذير نميباشد جز اينكه يك جهانبيني و ايدئولوژي بستر و پشتيبان آن باشد تا در هر دستانداز و نقيصهاي آن را ياري كند.
كمپاني كوئست در اين راستا دست روي آموزشهايي ميگذارد كه منشأ آن الحاد و ناكارآمدي خداي جوامع توحيدي است. آموزشهاي عرفان كهكشاني تمام خاستگاهها و نياز افراد را به مرجعي ارجاع ميدهد كه نه خدايي توحيدي است و نه خدايي مادي، تا از اين موضوع نه بهطور مستقيم ولي با الحاد مقدماتي ماترياليسم را دامن زده و اومانيسم عرفاني را تبليغ نمايد و از طرفي بعد رواني معناگرايي افراد را نيز ارضا نمايد.
گزارههاي عرفان كهكشاني كه از راه آموزشهاي متعدد به صورت كتابهايي مثل "حكايت دولت و فرزانگي "، "چه كسي پنير مرا جابهجا كرد؟ "، "قورباغهات را قورت بده "، "راز شاد زيستن "، "در قلمرو سكوت " و نيز فيلم "راز " در اختيار زيرمجموعهها و اعضاي كوئست قرار گرفته با منشأ اديان باستاني سعي در ارايهي بينشي دارد كه منشأ تحقق تمامي خواستههاي بشري را كائنات و كائنات را خدمتگزار بشر ميداند.
در فرهنگ آموزشي دسيسهي كوئست، كائنات در جايگاهي قرار گرفتهاند كه پاسخگوي تمام نيازهاي بشري هستند و نيازها همانا نيازهاي مادي و ثروت اندوزي هستند كه اين نيازها نيز در يك سير آموزشي توسط خود كمپاني و الگوهاي معرفي شده توسط كوئست گسترش يافتهاند و بر اساس همين آموزهها تمركز بيش از حد "تو " به آرزوهايت باعث رسيدن تو به اهدافت ميشود و كائنات اينگونه به تو آنچه ميخواهي را ميدهد.
از سوي ديگر در پروتكل شمارهي 23 دانشوران صهيون آمده است: "البته در تبليغاتمان روي مباني تربيتي و جنبههاي اسرارآميز و اعجازانگيز اين دين (يهود) تأكيد فراوان ميورزيم و در موقع لزوم، مقالاتي منتشر ميكنيم و ميان نحوهي حكومت رباني خود و حكومتهاي گذشته مقايسههايي به عمل ميآوريم و اشتباهات حكومتهاي غيريهودي را به گونهايي بسيار روشن بازگو ميكنيم. "
بدين وسيله گزارههاي الحاد كهكشاني دست مايهاي مؤثر جهت رشد و تكثير شبكهي هرمي كوئست گرديد كه از يكسو تقويتكنندهي شبكه و از سوي ديگر برآوردهكنندهي افكاري است كه مقدمات الحاد افراد را به وجود ميآورد.
آنچه در يك دههي گذشته قابل توجه ميباشد، تكثير بسيار زياد كتب آموزشي است كه با بهرهگيري از روانشناسي، به مفاهيمي چون موفقيت، مديريت و درآمد و ثروت پرداختهاند.
كتابهايي چون "حكايت دولت و فرزانگي "، "چه كسي پنير مرا جابهجا كرد؟ "، "قورباغهات را قورت بده "، "راز شاد زيستن "، "در قلمرو سكوت " و در نهايت فيلم مستند "راز " كه خود بيش از همه به اين مفهوم پرداخته است كه هر مشكلي را در درون خود جستوجو كنيد و هر موفقيتي از اصلاح درون تو شروع ميشود (مقدمات انقطاع از خدا) و اين موضوعات فارغ از هر چيزي مرجع هر اتفاقي را بهطور مطلق خود انسان و ذهن او ميداند و يك نوع اومانيسم رواني و رفتاري را دامن ميزند كه در فيلم راز به آن صحه گذاشته شده است.
مرجع هر اتفاق خوبي ذهن توست و خارج از تو هيچ قدرتي بر تو مسلط نيست و منشأ هر چيزي تو هستي و در ادامه كائنات را مرجع و فرمانبردار تمام نيازهاي فرد ميخواند (اتصال تدريجي همه چيز به كائنات) و اينكه هر آنچه معنا و ماورا ميخوانيم، كائناتي است كه تابع ذهن تو ميباشد و در اينجا اومانيسم فلسفي را دامن ميزند. آنچه در حال حاضر در كتب آموزشي و نوع تفكراتي كه در سلسله آموزشهاي كوئست در حال تبليغ و گسترش است چيزي جز محتواي فيلم راز نيست.
آري؛ اينگونه است كه صهيونيسم جهاني در طول يكصد سال گذشته با هدفگذاري جهت از بينبردن همهي اديان، خداي دين هندو را ارج مينهد و اكنون شركت هرمي- فرقهاي كوئست با ظهور "ويجي اسواران " كه هندويي مالزيتبار است، ساز موافق صهيونيسم را مينوازد. بنابراين شايسته است مسؤولين و دستگاههاي مربوط با جدي گرفتن خطر كوئست نه به عنوان يك تهديد اقتصادي، بلكه به عنوان يك تهديد امنيتي به مبارزه و آگاه سازي جوانان نسبت به اين دسيسهي هرمي بپردازند.
انتهاي پيام/ك
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم