پاسخ به:اخبار مجازی
جمعه 26 فروردین 1390 12:17 PM
خبرگزاري فارس: انقلابهاي اخير در خاورميانه و خليج فارس باعث شده تا شاه 87 ساله عربستان ديگر نتواند به راحتي سر بر بالين بگذارد.

به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز چهارشنبه (24 فروردين ماه) خود را به موضوعات زير اختصاص داد:
* اين كلاهبردار 1200 ميليارد توماني كيست؟!
چند روز پس از افشاي نام و سوابق يك بدهكار بزرگ شبكه بانكي كشور، همچنان سكوت در قبال اين خبر ادامه دارد و بخش هاي مربوطه اجرايي كه وظيفه شفاف سازي و اطلاع رساني را دارند، ترجيح داده اند درباره اين خبر، سكوت كنند.
هفته نامه «9 دي» اخيرا در خبري اعلام كرد يك بدهكار بزرگ به شبكه بانكي كشور كه اين نشريه رقم بدهي او را 1200ميليارد تومان عنوان كرده بود، صاحب 30درصد سهام بانك گردشگري (بانك تازه تاسيس متعلق به نزديكان مشايي) و 34 درصد از سهام بانك سامان است.
بنابر اين گزارش، «تنها دارايي اين فرد در سالهاي گذشته يك سوله بوده كه به عنوان انبار و كارهاي كوچك صنعتي استفاده مي كرده است. وي به تدريج از طريق ارتباط هاي مختلف دولتي به ثروت كلاني دست پيدا مي كند، به طوري كه گفته مي شود جزو 10سرمايه دار برتر كشور است. وي با هماهنگي بقايي توانسته است تا پوشش خطوط هواپيمايي (آتا) را بگيرد. وي در كارخانه هاي فولاد نيز سهام دارد.» در عين حال، نهادهايي مانند بانك مركزي و يا بانكهاي گردشگري و سامان كه در اين خبر از آنها نام برده شده بود، تاكنون، علي رغم بازتاب وسيع خبر، واكنشي نشان نداده اند.
پايگاه خبري «رجانيوز» در واكنش به خبر «9دي» نوشت: بخش هاي مرتبط بايد پاسخگو باشند كه چرا در حالي كه دولت بارها به ويژه در يك سال اخير بر برنامه ريزي براي وصول مطالبات معوق بانكها تاكيد كرده و جلسات متعددي از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي نيز به همين موضوع اختصاص داده شده، فردي مي تواند در عين اينكه يكي از بزرگترين بدهكاران به شبكه بانكي كشور و در واقع بيت المال است، دارنده بيش از 30درصد سهام دو بانك خصوصي نيز باشد. اين در حالي است كه رئيس جمهور سال 85 در دولت نهم در جريان يكي از سفرهاي استاني خود از دو نفر ياد كرد كه براي پرداخت بدهي ميلياردي خود، از بانكهاي ديگر وام هاي سنگين گرفته بودند و همين نمونه تا ماهها به عنوان يكي از نشانه هاي جديت دولت در برخورد با بدهكاران كلان يا همان كلاهبرداران شبكه بانكي مطرح بود.
جالب اينكه، برخي رسانه ها خاطرنشان كرده اند فردي كه خودروي قديمي پژو 504 رئيس جمهور را در جريان مزايده سال گذشته خريداري كرد، همين بدهكار بانكي و صاحب سهام دو بانك خصوصي بوده است.
اين خودرو در مزايده سازمان بهزيستي پس از هفته ها به فروش رسيد و در حالي كه در روزهاي اول گفته مي شد انتظار مي رود با توجه به محبوبيت احمدي نژاد در منطقه و كشورهاي حاشيه خليج فارس، يك خريدار خارجي از اين كشورها براي خريد خودرو اقدام كند، در نهايت اعلام شد كه يك ايراني كه خواسته نامش فاش نشود، آن را به رقم دو ميليارد و500 ميليون تومان خريده است.
در جلسه مزايده خودرو، فردي كه خود را به خبرنگاران محمود ايساري وكيل شركت خريدار خودرو معرفي كرد، گفت كه «موكلش» براي اين كار علاقه «شخصي» به احمدي نژاد و همچنين روحيه استكبارستيزي و صهيونيستي ستيزي وي را درنظر داشته است.
با اين حال، اعلام نشد چه كسي يا چه شركتي اين خودرو را خريده است و اگر اين شخص يا شركت داراي چنين روحيه استكبارستيزي است آيا محل بهتري براي هزينه پولش واقعا نمي توانسته پيدا بكند، آيا مي توان باور كرد پول حلالي كه با زحمت فرد يا افرادي به دست آمده باشد به همين راحتي صرف خريدي شود كه هيچ عايدي براي خريدارش نداشته باشد.
گفته مي شود بحث خريد اين خودرو يك موضوع حاشيه اي براي ايجاد حاشيه امن در بازپرداخت نكردن بدهي كلان بانكي بدون اطلاع رئيس جمهور و با طراحي برخي افراد مشكوك و نفوذي بوده است.
در حالي كه رئيس جمهور محترم بر ريشه كني ربا و اصلاح نظام بانكي در سال 1390 تاكيد ورزيده است و اين اقدام در صورت انجام به موفقيت بزرگي در كنار موفقيت طرح هدفمندي يارانه ها تبديل خواهد شد، انتظار مي رود مسئولان محترم و مربوطه دولت، در قبال خبر ياد شده سكوت نكنند و با پيگيري ماجرا و سپردن مفسد اقتصادي مورد اشاره به دست عدالت، از توهم پراكني دشمنان نسبت به سلامت اقتصادي دولت جلوگيري كنند.
گفتني است كيهان بارها به طور مستند نسبت به نفوذ برخي نان به نرخ روزخورها كه در سايه رئيس جمهور محترم پنهان شده اند هشدارهاي دلسوزانه داده است و متاسفانه حلقه نفوذي مورد اشاره همواره به جاي پاسخگويي به مستندات كيهان، از شخصيت رئيس جمهور براي رد گم كردن سوءاستفاده كرده است.
* همذات پنداري اصلاح طلبان فراري با سازمان تروريستي منافقين
پرونده گروهك تروريستي منافقين تبديل به اسباب شرمندگي ساير محافل اپوزيسيون ضد انقلاب شده است.
به دنبال اصرار اين گروهك به حفظ پادگان اشرف در شمال بغداد و عدم اطاعت از دستور دولت عراق جهت تخليه آن كه به درگيري انجاميد، سازمان تروريستي ياد شده تلاش رسانه اي وسيعي را به همراه برخي رسانه هاي غربي انجام داد تا ضمن مظلوم نمايي، سوابق سياه گذشته را به فراموشي بسپارد.
همزمان برخي گروهك ها نظير سلطنت طلبان (رضا ربع پهلوي)، حزب دموكرات، فدائيان خلق، حزب توده و شماري از وابستگان، جبهه ملي و ملي مذهبي به حمايت پر از تناقض از منافقين پرداختند و نسبت به نقض حقوق بشر ابراز نگراني كردند. آنچه در اين ميان جالب بود همراهي توأم با احتياط اصلاح طلبان فراري با اين موج حمايت از تروريست ها بود. به غير از سايت جرس وابسته به كديور و مهاجراني، شبه اصلاح طلباني نظير فريبا داودي مهاجر، علي افشاري، روزبه ميرابراهيمي، مجيد محمدي، اميرحسين گنج بخش، سعيد قاسمي نژاد، مهدي اميني و محمد صادقي نيز از منافقين ابراز حمايت كرده و در عين حال مدعي شده اند اين فارغ از پرونده و سوابق سازمان ياد شده است!
با وجود اين تحرك شرم آور، مروري بر برخي مطالب رسانه هاي ضد انقلاب نشان مي دهد كه آنها نيز معتقدند منافقين به اعتبار سوابق جنايت و ترور عليه دو ملت ايران و عراق، هيچ توجيهي براي ادامه حضور در پادگان نظامي اشرف ندارند و آخرين بقاياي رژيم جنايتكار صدام هستند كه بايد پاكسازي شوند.
در اين باره سايت گويانيوز در كنار چندين مطلب حمايتي خاطر نشان كرده است: جنبش سبز چگونه مي تواند از سازمان مجاهدين [منافقين]حمايت كند؟ روش هاي آنها كجا با شعار مبارزه با خشونت سازگاري دارد؟ آنها بودند كه پس از اختلاف با حكومت اسلحه برداشتند و آتشي برافروختند كه دامنگير بسياري شد. پس از آن، با عزيمت به عراق، در حالي كه اين كشور در جنگي خانمانسوز با ايران بود در پناه و ياري ديكتاتور ديوانه آن سامان قرار گرفتند. هيچ فرزند خلفي در خانه دشمن نمي نشيند و بر خانه پدري سنگ نمي زند. مبارزه با حكومت دليلي ناموجه براي همبستگي با دشمن وطن و تماميت ارضي ايران بود. در پناه نيروهاي بيگانه جنگيدن و فرزندان ايران را هدف گلوله هاي خويش ساختن، راه رسيدن به آزادي نبود. بدينگونه بود كه سازمان مجاهدين مورد خشم ملت ايران قرار گرفت و اين نه بدليل تبليغات جمهوري اسلامي، كه به حس وطن پرستي ايرانيان است كه خويش به دشمن نمي سپارند. آنچه بر اعمال ناصواب سران اين گروه افزود، همان عمليات مرصاد يا فروغ جاويدان است. اين عمليات كه با چتر حمايتي صدام و پس از پذيرفتن قطعنامه صورت گرفت، في نفسه عملي غير اخلاقي و مذموم و مخالف با حس وطن پرستي يك ايراني غيرتمند بود. مجاهدين نه تنها باز به روي هموطن خويش تيغ كشيدند، بلكه هزاران نفر از طرفداران خويش را فداي اغراض سياسي خويش كردند.
گويانيوز تاكيد مي كند: «ترديدناپذير است كه پس از سقوط صدام و به قدرت رسيدن مخالفان او، از آنجا كه همكاري مجاهدين با صدام نيز جاي هيچ شك و شبهه اي ندارد لذا بالطبع آنان نيز مورد غضب دولتمردان امروز عراق قرار گرفتند».
يادآور مي شود دفاع اصلاح طلبان فراري از تروريست ها در حالي است كه آنها در اغتشاشات خياباني سال هاي 78 و 88 در صف مشترك براندازي و در كنار منافقين قرار داشتند و پس از آن هم براي فرار از كشور از سرويس هاي ويژه اين سازمان تروريستي برخوردار شدند و بنابراين حساب آنان كاملا با هم آميخته شده است. سال گذشته فاطمه حقيقت جو از همه جريان هاي اپوزيسيون مدعي اصلاحات و از جمله از سازمان منافقين دعوت كرده بود كه به ائتلاف كامل برسند.
* سيستم شكننده آل سعود خواب از چشمان ملك عبدالله ربوده است
انقلابهاي اخير در خاورميانه و خليج فارس باعث شده تا شاه 87 ساله عربستان ديگر نتواند به راحتي سر بر بالين بگذارد.
اين مطلب را روزنامه واشنگتن پست به قلم مارتين ايندايك مقام سابق آمريكايي عنوان كرد. ايندايك از اوباما خواست به طور ويژه از رژيم پوسيده عربستان حمايت كند. وي در پرونده خود عناويني نظير سفير آمريكا در اسرائيل، مدير كل وزارت خارجه در امور خاور نزديك، دستيار مشاور امنيت ملي رئيس جمهور و مدير تحقيقات در لابي ايپك (لابي اسرائيل در آمريكا) را به ثبت رسانده و اصالتاً يهودي است.
ايندايك در تحليل خود كه واشنگتن پست به چاپ رساند، مي نويسد: سياست آمريكا در خاورميانه دچار بحران شده و البته كه تمام مشكل هم در دستان ليبي نيست. در چند هفته گذشته دولت باراك اوباما با مشكل در شمال آفريقا رو به رو بود. اما در اين سوي منطقه يعني در خليج فارس تكيه داده بر منابع نفتي هم بحراني آغاز شده بود كه نيازمند توجه خاص سياستمداران آمريكايي بود. در اين منطقه پادشاه 87 ساله عربستان سعودي ديگر نمي تواند به راحتي سر خود را بر بالين بگذارد. او كه اختيار شهرهاي مكه و مدينه به عنوان شهرهاي مقدس مسلمانان را دارد مي تواند بوي بي ثباتي را استشمام كند و مي داند كه شعله هاي آتش به مرزهاي كشورش رسيده است. در جنوب يمن در آتش بحران است و در شرق، بحرين با اكثريت شيعه و ناآرامي هايش قرار دارد. در شمال ملك عبدالله است و عراقي كه پس از صدام حسين دامنه اختيارات شيعيان در آن گسترده تر از پيش شده است. در غرب هم اكثريت فلسطيني ها هستند كه اصرار دارند اردن بايد سر و سامان سياسي بيابد. به اين دغدغه ها وداع حسني مبارك با قدرت را هم اضافه كنيد.
وي با ويژه خواندن اوضاع ادامه مي دهد: همواره در طول تاريخ هر بار كه عربستان سعودي به دردسر افتاده اين آمريكا بوده كه دست آن را گرفته است. اما در حال حاضر ملك عبدالله آقاي باراك اوباما را تهديدي براي امنيت ملي خود مي داند. ملك عبدالله بيم اين را دارد كه در روزهاي بحران، اوباما از وي بخواهد كه قدرت را ترك كرده و درست همان نسخه اي را براي خاندان سعود بپيچد كه براي خاندان مبارك در مصر تجويز كرد.
تحليلگر واشنگتن پست مي افزايد: ماجراي اخير منطقه باراك اوباما را در دو راهي بدي قرار داد.عربستان سعودي بزرگترين توليد كننده نفت در جهان است و البته بيشترين قدرت را براي حفظ تعادل قيمت نفت در بازارهاي جهاني در اختيار دارد. بي ثباتي در عربستان مي تواند بر قيمت نفت تأثيرگذار باشد و البته شوك مهلكي باشد براي اقتصاد بيمار آمريكا. شايد تنها راه اين باشد كه عربستان سعودي را با ديده اي متفاوت نگاه كنيم. استانداردهاي آمريكا در اين كشور بايد با ديگر مناطق كاملاً متفاوت باشد. آنچه كه واشنگتن در بحرين انجام داد نشان دهنده استاندارد دوگانه آمريكا در قبال حوادث جاري در منطقه بود.
ايندايك معتقد است: البته آمريكايي ها بايد بدانند كه ديوار كشيدن ميان عربستان سعودي و مصون نگاه داشتن اين كشور از سيل به راه افتاده در كشورهاي همسايه راهكاري دراز مدت نيست و نمي تواند باشد. تنها يك چيز در عالم سياست قابل پيش بيني است و آن هم اين است كه هيچ كشوري حتي قدرتمندترين آنها هم نمي توانند در برابر خواسته هاي مردم براي دموكراسي خواهي و عدالت مقاومت كنند.
وي مي افزايد: سيستم حكومتي در عربستان سعودي بسيار شكننده است. قدرت در انحصار ملك عبدالله و برادرانش است. مرداني كه همگي كهنسال هستند و البته بيمار .خاندان سعود بخش اعظم مشروعيت خود را مديون وهابيون هستند. وهابيوني كه به شدت مخالف اصلاحات هستند. خاندان سعود بايد مراقب بحرين باشد. بحريني كه جمعيت شيعيان را در خود جاي داده و مي تواند انگيزه اي براي شيعيان در عزلت مانده عربستان هم باشد. ملك عبدالله به سهولت اعتقاد داشته و در عمل هم اثبات كرده كه دوستان اهل تسنن او در بحرين و اردن نبايد وارد گردونه اصلاحات بشوند و بهتر است كه خود را از اين آشفته بازار مصون بدانند. خاندان سعود از قدرت گرفتن ايران وحشت دارد.
ايندايك همچنين مي نويسد: باراك اوباما تنها و تنها يك راه دارد و آن هم اقناع رياض است. خاندان سعود بايد متقاعد شوند كه اصلاحات در اين كشور و ديگر كشورهاي عربي ضروري است. خاندان سعود بايد مطمئن باشد كه واشنگتن با ايران بر سر اين كشور معامله نخواهد كرد. البته در اين فضا تنها راه، اعتمادسازي ميان باراك اوباما و خاندان سعود است. باراك اوباما بايد بداند كه از اريكه قدرت پايين كشيده شدن عبدالله به ضرر رياست جمهوري او هم است.
* گرفتار توهم شديم درست! اما ديگه اين قدر هم ببعي نيستيم
ارگان رسمي سازمان سيا اعلام كرد: با قاطعيت مي توان گفت از تجمعات سال 88 در ايران عليه حكومت خبري نيست.
راديو فردا ضمن گزارشي تاكيد ميكند: در شرايطي كه خاورميانه درگير اعتراضات گسترده است، جنبش سبز از سرخط خبرها كنار رفته است.
اين راديو در عين حال از قول اكبر گنجي گفت: اينكه دنياي مجازي را با دنياي واقعي يكي بدانيم، بسيار گمراه كننده است. نمي توان دنياي واقعي را با دنياي مجازي يكي دانست. متاسفانه بخش وسيعي از مخالفان خارج از كشور، پاي اين رسانه ها مي نشينند و دنياي واقعي را با اين دنياي مجازي يكسان فرض مي كنند. اين مسئله بسيار اشتباه است كه ما را گرفتار توهم، شعار، دروغ و فريب مي كند.
گنجي مي افزايد: اينكه ما فكر كنيم مي توانيم از خارج از كشور و از راه نشستن پشت يك لپ تاپ و از راه فيس بوك و تويتر و شبكه هاي مجازي يك حركت اعتراض را در درون ايران رهبري كنيم، واقعي نيست.
اين عنصر تندرو زنجيره اي با بيان اينكه «ما گوسفند نيستيم»، تلويحا «شوراي هماهنگي راه سبز» را زير سؤال برد و گفت: كار ما، كار گوسفند و گله نيست. ما گوسفند نيستيم كه يك شباني داشته باشيم تا به ما بگويد كه اين ور برويم يا نرويم. در اين پروسه همه چيز شفاف است. لذا شما نمي توانيد يك شوراي رهبري پنهاني درست كنيد و هيچكس هم نداند كه اين افراد چه كساني هستند. چنين چيزي وجود ندارد. نمي شود در قرن بيست و يكم و در عصر ارتباطات يك نفر بيايد و يك شوراي مبهمي تشكيل دهد و بگويد كه بدويد و دنبال من بياييد. هيچ كس هم نداند كه اينها چه كساني هستند.
اين قبيل اظهارات در حالي است كه عناصر فراري ضدانقلاب نوعا زمام اختيار خويش را به سرويس هاي جاسوسي غربي و به ويژه سازمان سيا و موساد سپرده اند و بعضا- نظير خود همين فرد- تا مرز انتحار و خودكشي سياسي تمام عيار پيش رفته اند. انجام اعتصاب غذا به تحريك و تحميق برخي اطرافيان كه به قول ابراهيم نبوي قصد داشتند او را بكشند، اهانت به باورهاي اعتقادي ملت ايران و انكار امام زمان(عج) از جمله اقدامات ابلهانه و برخاسته از سرسپردگي اكبر گنجي بوده است.
انتهاي پيام/ك
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم