0

بیماری های گیاهی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

پیچیدگی و تورم رگبرگها Beet Curly Top

بیماری پیچیدگی و تورم رگبرگهای چغندر که به انگلیسی Curly top گفته می‌شود .


بیماری در چغندر کاری‌های فارس بسیار شایع و در اکثر مزارع تا حدود 90 درصد آلوده می‌باشد.

نشانه‌ها

اولین علائم بیماری عبارتند از لوله شدن برگهای جوان داخل بوته است و به عبارت دیگر برگها در امتداد دمبرگها لوله می‌شود رگبرگهای فرعی شفاف و متورم شده و در سطح زیرین برگها برآمدگی‌هایی بوجود می‌آید و خارهای 1 تا 2 میلیمتری تشکیل می‌گردد و سرانجام رنگ گیاه زرد خواهد شد .


نشانه‌های ظاهری بیماری روی برگهای پیر پس از دو هفته بروز خواهد نمود . با پیشرفت بیماری برگهای زرد ، پژمرده و سرانجام می‌میرند . برگهای چغندر قند برگهای گیاه آلوده قطرات چسبنده ، لزج و شفافی دیده می‌شوند که پس از چندی قهوه‌ای و سپس سیاهرنگ می‌گردند و تشکیل پوسته‌هائی را می‌دهند . این قطره‌ها از دمبرگ ، رگبرگ اصلی و یا رگبرگهای فرعی ترشح می‌گردند. قبل از آنکه بوته چغندر بمیرد به طور غیر طبیعی ریشه‌های کوچکی روی غده به وجود می‌آید و بدین سبب این نشانه را Hairy root و یا Wooly root می‌نامند .

در برش عرضی ریشه چغندر آلوده حلقه‌های متحد المرکزی به رنگ سیاه دیده می‌شود که در فواصل آنها بخشهای روشن قرار دارند . در برش طولی این دوایر به صورت نوارهای طولی دیده می‌شود .

عامل بیماری ویرسی است از تیپ جنس Curtovirus به ابعاد 30*18 نانومتر ، به وسیله عصاره گیاه منتقل نمی‌شود . ویروسی است پایا که در عصاره برگ چغندر برای مدت هفت روز در برگ چغندر خشک برای مدت چهارماه و در بدن زنجره ناقل که خشک شده باشد تا 6 ماه بیماریزایی خود را حفظ میکند .

ویروس عامل بیماری توسط حشرات ناقل منتقل می‌گردد و در ایران زنجره های جنس Neoaliturus به عنوان ناقلین این ویروس شناخته شده اند . این حشرات زمستان را به صورت حشره بالغ در پناه بوته‌های چغندری که در زمین باقی مانده ، همچنین بوته های علفهای هرز مختلف بالاخص شور ، شوره ، عنبر بو ، نان گرگ و درمنه می‌گذرانند .

ویروس به وسیله تخم زنجره و همچنین به وسیله بذر منتقل نمی‌شود .

کنترل

برای کنترل با بیماری باید سعی نمود حشرات ناقل کنترل شوند

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:07 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماریهای مهم سویا
بیماری پوسیدگی ذغالی سویا Soybean Charcoal Rot

عامل بیماری قارچ Tiarosporella phaseolina) Macrophomina phaseolina) می باشد. ازبیماریهای خیلی مهم سویا میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوند که سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند. این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.

کنترل:

1- استفاده ازارقام مقاوم.

2- تقویت کودی وآبی نبات.

3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد می شود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:08 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

پوسیدگی مغزی ریشه چغندر

یکی از انواع پوسیدگیهای ریشه چغندر که در ایران نیز شیوع دارد پوسیدگی مغزی است که به انگلیسیBlack heart و یا Brown heart می‌گویند . این بیماری اولین بار در سال 1931 در آلمان در روی چغندر قند و در سال 1938 در روی چغندر لبوئی در آمریکا گزارش شد .


نشانه‌های بیماری

یکی از بارزترین نشانه‌های کمبود عنصر بر در چغندر فساد و پوسیدگی بافت مغزی ریشه ، مخصوصاً در محل طوقه و جایی که دمبرگ ها به ریشه متصل می شوند می باشند .

در مقطع ریشه ،کمبود بر علامت معروف به مغز قهوه ای را نشان می دهد .بسته به شدت کمبود این علامت ممکن است در چند لکه کوچک مجزا از هم تا یک سطح بزرگ آبدار ،یا حتی یک مرکز گود یا کمرنگ شدن داخلی آن فرق می‌کند .

برخی از انواع خاکها طبیعتاً دچار کمبود بر هستند و در عده‌ای دیگر عنصر بر به صورتی که برای ریشه قابل جذب نمی باشد وجود دارد .معمولا مقدار بسیار کمی از عنصر بر مورد احتیاج گیاه است ولی همین مقدار چنانچه در اختیار نباشد خسارت زیادی حاصل خوا هد شد. کمبود بر معمولا در خاکهای قلیایی و یا در خاکهایی که محتوی کلسیم زیاد هستند شیوع می یابد

کنترل

بیماری پوسیدگی مغزی چغندر را با استعمال کودهای محتوی بر میتوان بخوبی درمان نمود . براکس و اسیدبوریک از کودهایی هستند که می‌توان برای این منظور استفاده نمود .

برای مصرف می‌توان کود براکس را که پودر سفید رنگی است با کودهای شیمیایی قبل از کاشت بذر روی خاک پاشید و با دیسک آن را زیر خاک نمود و سپس اقدام به کشت کرد از طرفی براکس را می توان مخلوط با قارچ کشها در مزرعه محلولپاشی کرد .برای محلولپاشی در مزرعه مقدار 5 تا 10 کیلو گرم براکس را در 800 لیتر آب حل نموده و در سطح یک هکتار می پاشند و چنانچه بخواهند از طریق کود براکس را در اختیار گیاه بگذرند ، مقدار لازم در هر هکتار 5 الی 30 و بطور متوسط 20 کیلو گرم می باشد .

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:09 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

سفیدک سطحی چغندر Beet powdery mildew



بیماری سفیدک سطحی یا سفیدک حقیقی چغندر اولین بار در سال 1903 توسط وانا (Vanha) از چکسلواکی سابق گزارش شده است. این بیماری اولین بار در ایران در سال 1317 توسط اسفندیاری گزارش شده است . این بیماری در تمام نواحی کشور که اقدام به کشت چغندر می‌شود شیوع دارد عوامل آب و هوا به خصوص دمای بالا نقش مهمی در وقوع بیماری دارد
نشانه‌ها

اولین نشانه‌های بیماری در سطح زیرین برگها و بعد در سطح فوقانی ظاهر می‌شود . این نشانه‌ها عبارتست از ظهور پوشش سفید گرد مانند در سطح زیرین برگ که در اثر زیاد شدن رطوبت هوا قارچ به سرعت رشد کرده ، ازدیاد می‌یابد و سطح فوقانی برگها، ساقه و تکمه‌های گل را می‌پوشاند به تدریج که بیماری پیشروی می‌کند پوشش سفید گرد مانند کمی تغییر رنگ یافته، متمایل به رنگ قهوه‌ای می‌گردد. در اثر حمله این بیماری، برگهای گیاه تقریباً شادابی خود را از دست داده و برگهای جوان کمی چروکدار و برگهای مسن‌تر به طرف پایین بوته کمی خم شده ، زرد رنگ می‌شود معمولاً بهترین دما برای رشد قارچ عامل بیماری 20 تا 25 درجه سانتیگراد می‌باشد.

در همین اوان نقاط قهوه ای که بتدریج مایل به سیاه می گردند در هر دو سطح برگها ظاهر می شوند که یکی از عوامل انتقال بیماری از سالی به سال دیگر می باشند . تمام سطح مزرعه به طور یکنواخت مورد حمله بیماری قرار نمی گیرد .

پوشش سفیدسطح برگ در حقیقت رشته های میسلیوم و اندامهای تولید مثل غیر جنسی و نقاط سیاهرنگ که همان کلیستوتس های قارچ می باشند که در آخر فصل ظاهر می شوند . ویروس موزائیک زرد چغندر سبب افزایش حساسیت گیاه به بیماری سفیدک سطحی می شوند .

عامل بیماری سفیدک سطحی چغندر قارچی است که فرم جنسی آن به نامErysiphe betae

Erysiphe Polygoni است.

تکثیر و انتشار بیماری به وسیله کنیدی ها صورت می گیرد . از راه روزنه های برگ یا به طریقه مکانیکی وارد نسج میزبان می‌گردد .

کنترل:

1- سولفور wp80-90% چهار لیتر در هکتار

2- تری دمورف(کالکسین) EC75% و 0.75L در هکتار

3- بنومیل wp50% و 1 کیلوگرم در هکتار

4- دینوکاپ(کاراتانFN-57 ) و wp18.25% یک کیلوگرم در هکتار

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:11 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

رایزومونیای چغندر قندBeet necrotic yellow vein virus



این بیماری با نامهای دیگری به نام زردی نکروتیک رگبرگ و ریشه ریشی نیز می شناسند. بیماری در فارس بسیار شایع است و خسارات زیادی را در حالت اپیدمی به بار می آورد. عامل بیماری ویروسی از گروه Tobamovirus است. ویروس از طریق زئوسپورهای قارچ Polymyxa betae منتقل می شود و پایداری ویروس در اسپورهای استراحتی قارچ می باشد.

در صورت آلودگی چغندر قند به این ویروس برگهای خارجی حالت پژمردگی به خود می گیرند یا بعضی از برگها خشک می شوند. در مقطع ریشه دوایر قهوه ای متحدالمرکز دیده می شود. از دیگر علائم مهم بیماری زردی رگبرگها است. بیماری بروی ریشه هم علائم خاصی ایجاد می کند که در تشخیص بیماری مهم است. ازجمله این علائم وجود تعداد زیادی ریشه فرعی روی ریشه اصلی می باشد. بدین صورت که ریشه اصلی به یکباره باریک شده و ریشه های فرعی زیاد می شوند. بیماری ریشه ریشی شبیه علائم نماتد سیستی بروی ریشه است ولی از وجود سیستها خبری نیست.

کنترل:

با توجه به نوع عامل و شیوه انتقال و پایداری ویروس در خاک باید سعی شود از سیستم پیشگیری استفاده شود.

1. جلوگیری از آلوده شدن مزارع

2. استفاده از ارقام مقاوم

3. شخم عمیق

4. در صورت امکان عدم استفاده از کود حیوانی و آبیاری غرقابی

5. مبارزه بیولوژیک با قارچ ناقل

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:12 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

لکه موجی سویا Soybean target spot


بیماری ناشی از Corynespora cassiicola است که روی برگ ایجاد لکه های حلقوی متحدالمرکز قهوه ای می کند. قارچ بروی سایر قسمتهای گیاه(ساقه، ریشه، نیام) تولید لکه های تیره می کند

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:14 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری آرمیلایا

 بیماری آرمیلایا
 
معمولا یکی از مهمترین بیماری های درختان در مناطق معتدل جهان است . این بیماری در جنگل های بومی ، جنگل های کاشته شده ، باغات میوه ، تاکستان ها و فضای سبز شهری دیده می شود . همچنین ممکن است در گیاهان غیر چوبی ( شکل 13 ) ایجاد شود . این بیماری خسارت های فراوانی را در بخش های معتدل امریکای شمالی ، اروپا ف آسیا ، ژاپن ، آفریقای جنوبی ،استرالیا و نیوزلند و هر جای دیگر به بار می آورد .
 
این بیماری همچنین در بعضی از مناطق حاه شامل بخش حاره آفریقا ، آمریکای جنوبی و سریلانکا رخ می دهد . اما در بسیاری از مناطق به شدت مناطق معتدل نیست و فقط در ارتفاعات رخ می دهد .
   : Humongous fungus
رشته های کوچک مانند قارچ شناسی و بیماری شناسی جنگل می توانند زیر و رو شوند وقتی که خبری به رسانه های گروهی می رسد . این اتفاقی بود که در سال 1992 رخ داد وقتی یک مقاله ی علمی چاپ شد در باره توانایی Armillaria gallica در تشکیل کلنی های بسیار بزرگ ، یا genets . همه اینها زمانی اتفاق افتاد که رسانه های گروهی این موضوع را با عبارت Humongous fungus   مرتبط ساختند و برنامه های زیادی در مورد آن ساخته شد . این موضوع به تیتر اول روزنامه نیویورک تایمز ، گزارش خبری شبکه ABC به گزارشگری پیتر جنینگس و برنامه Top Ten  دیوید لترمن و برنامه های بسیار دیگر بدل شد . ( شکل 14 ) حتی در این مورد یک صفحه اینترنت  هم ساخته شد .
جفت های بزرگتری هم پیدا شده است و بزرگترین آنها تا کنون در اورگان شرقی یافت شده است که حدود 900 هکتار است بر آورد میشود بیش از 2400 سال عمر داشته باشد .
شب تاب :
شاید یکی از جالبترین چیزهای در مورد آرمیلاریا این است که میسلیوم های آن نور افشانی می کند ، خصوصا در چوبی که در حال تخریب باشد ف به چنین چوب درخشانی روباه آتشین می گویند .در قدیمی ترین شاهکار ادبی انگلیسی ( کتاب بیوولف ) به این موضوع اشاره شده است .
شما می توانید با پیدا کردن یک تنه درخت مرده که آرمیلاریا روی آن کلنی کرده باشد به آسانی این نور افشانی را ببینید . دنبال پوسیدگی های درخشانی بگردید که فعال باشند و توسط سایر قارچ ها اشغال نشده باشد . قطعاتی را قطع کنید و آنها را در داخل یک کیسه پلاستیکی بگذارید . تعداد زیادی جمع کنید زیرا نور افشانی در گونه های مختلف متفاوت است . حالا تاریکترین نقطه ممکن را پیدا کنید . برای اینکه شما و دوستانتان را در فضای ذهنی مناسبتر قرار دهیم به جنگل بروید در یک شب تاریک و طوفانی و ابری ، اول صبر کنید تا چشم هایتان به تاریکی عادت کند 1یا 2 داستان ترسناک بگوئید حالا از انچه جمع اوری کرده است پرده برداری کنید . چشم هایتان را منور کنید و دوستانتان را تعجب زده .
علائم و نشانه ها :
در بیماری ریشه آرمیلاریا اگر فرد بتواند به ریشه درخت یا پایه آن برسد معمولا به سادگی قابل تشخیص است . یک پولاسکی ( شکل شماره 2 ) وسیله خوبی برای تشخیص ریشه های بیمار درختان است زیرا با یک طرف آن می توان زمین را کند و با طرف دیگر ریشه را قطع کرد .
 
علائم تاج : سرخشکیدگی شاخه ها و باریک شدن تاج از علائم معمول ریشه آرمیلاریا هستند اما آنها همچنین علائم سایر بیماری های ریشه و سایر بیماری های درخت نیز محسوب می شوند . در بعضی از سوزنی برگان زرد شدن یا قرمز شدن جوانه های برگ یا تولید مخروط های سنگین تر از حد معمول ممکن است دیده شود .
علائم اولیه : در برخی از گونه ها؛  قارچ ممکن است از ریشه به تنه داخلی انتقال یابد  و موجب شانکر بالای ریشه آلوده شود . در سوزنی برگ ها ی رزینی ، در اثر  ( شکل 3 ) تراوش رزین در مجاورت ریشه آلوده ، طوقه و پایه ساقه resinosis دیده می شود .
 
 که این بهترین علامت بیماری ریشه آرمیلاریا است . در برخی موارد ریشه های پوسیده ممکن است کاملا اشکار باشد و یا ممکن است پوسیدگی داخلی طوقه نمایان گردد . ( شکل 4)
 
Figure 4. Butt rot (decay of the inner wood of the base of the stem) caused by Armillaria, probably A. gallica, in Pennsylvania, U.S. The butt rot occurred while the tree was alive and contains abundant rhizomorphs. The tree eventually died and later snapped to reveal the decay column. (Used by permission of J. Worrall)
 
 
گونه های آرمیلاریا موجب پوسیدگی سفید چوب می شود . ( شکل 5 ) در مقابل برعکس پوسیدگی قهوه ای در پوسیدگس سفید لیگنین ، پلی ساکارید ( سلولز ) ؛ همی سلولز در نهایت از بین می رود . به دلیل اینکه لیگنین قهوه ای چوب از بین رفته است چوب حالت رنگ بری شده و ظاهری سفید دارد و در طول پوسیدگی سلولز های دست نخورده به چوب حالت قیبری می دهد . یعنی تمرکز رگه ها واضح است . در عوض در پوسیدگی قهوه ای سلولز و همی سلولز در تمام پوب در مراحل اولیه دز پلی مرایز می شوند . و لیکنین تقزیبا بدون تغییر باقی می ماند در نتیجه چوب ساختار فیبری خود را در مراحل اولیه پوسیدگی قهوه ای از دست می دهد و به سادگی شکننده و خرد می شود و قهوه ای تر است .
 
 
چوبی که توسط گونه های آرمیلاریا فاسد شده است معمولا  اسفنجی ، چسبناک و احتمالا مرطوب است . رده های سیاهی که zone lines نامیده می شوند معمولا بر روی چوب های پوسیده شده دیده می شوند ،این خط ها در واقع صفحات حکاکی شده در چوب هستند ، گاهی اوقات آنها را صفحات pseudosclerotial می نامند . که تشکیل شده اند از سلول های قارچی تیره و ضخیم . آنها احتمالا در حفاظت از آرمیلاریا در برابر شرایط نامطلوب یا سایر قارچ ها یی که می خواهند سرزمین او را اشغل کنند( شامل سایر افراد گونه خودش )،  نقش بازی می کنند . چوب در حال پوسیدگی ممکن است درخشان باشد و نور کمرنگی که در تاریکی قابل مشاهده است را تولید کند .
علائم : سه علامت بیماری ریشه آرمیلاریا ممکن است در باغات دیده شود . هر کدام از انها که به درستی تشخیص داده شوند تائید کننده بیماری است .
Mycelial fans تقریبا همیشه در درختان آلود و تازه مرده حضور دارند . اینها حصیر های( mat) سفید میسلیوم قارچ در بین تنه و چوب هستند .
 
اگر چه ممکن است سایر قارچ ها هم Mycelial fans تولید کنند اما آنهایی که مربوط به گونه آرمیلاریا armilaria است عموما قابل توجه تر بوده و بوی قارچ می دهد  . معمولا الگوی بادبزن مانند دارند و در گونه های کوچکتر می توان آنها را پوست کند .
ریزومورف :(شکل 7&8 ) ریزومورف ها معمولا با این آلودگی همراه هستند و بسته به گونه ارمیلاریا آنها ممکن است کم تعداد ، کوچک ، شکننده باشند . پیدا کردنشان مشکل باشد و یا فراوان باشند . آنها استوانه ای شکل( در خاک ) و یا پهن شده در زیر ریشه هستند و 1-5 میلیمتر قطر دارند .قهوه ای قرمز تا سیاهند .  شاخه شاخه هستند و سرشان در زمان رشد کرم رنگ است . بافت داخلی میسلیوم سفید رنک است اما ممکن است با افزایش سن آفتاب سوخته شود . ریزومورف ها اغلب به ریشه های آلوده می چشبند اما ممکن است به سطح ریشه های آلوده نشده هم بچسبند . گرچه سایر قارچ ها نیز طناب های mycelial  و ریزومورف تولید می کنند اما من تا به حال نشنیده ام که ریزومورف های هیچ گونه ای با ریزومورف های آرمیلاریا armilaria اشتباه گرفته شود . بلکه بیشتر احتمال می رود با ریشه های درختان اشتباه گرفته شوند . حتی کارگران با تجربه گاهی باید آنها را با دقت برسی کنند تا تشخیص بدهند که آیا ریزومورف هستند یا نه .
 
قارچ ها ( شکل 1 ) ممکن است در آخر تابستان یا پائیز تولید شوند .میوه ( Fruiting)  نامنظم قارچ ها ممکن است در برخی از سالها غائب باشند و در برخی از سالها فراوان . گرچه ریخت شناسی قارچ از گونه ای به گونه دیگر متفاوت است اما آنها غالبا به صورت خوشه هایی نزدیک و یا در روی پایه درخت  هستند  . چتر های قهوه ای عسلی معمولا با پرز یا موهای تیره با تیغه های شعاعی ( gills ) سفید .
اسپور prints های سفید و ساقه سفید تا قهوه ای است معمولا دارای ظاهر خالدار است بیشتر گونه ها دارای زائده ای هستند که آن حلقه روی ساقه را ایجاد می کند . تفاوت های دیگری در بین گونه ها در ریخت شناسی قارچ ها وجود دارد . که ظریف و گوناگون است . قارچ ها خوراکی هستند اما شما نباید قارچ های وحشی را بخورید مگر اینکه در این زمینه تجربه داشته باشید .
بیولوژی پاتوژن : آرمیلاریا armilaria از راسته basidiomycota .  basidiospores  در قارچ ها تولید می شود خصوصا در روی بازیدیا روی خط های تیغه های شعاعی در قسمت زیری چتر .
گونه آرمیلاریا armilaria دارای یک سیکل هسته ای غیر معمول است که هنوز به طور کامل شناخته نشده است.  بر اساس اغلب مطالعات انجام شده تفاوت های آنها با سایر اعضا بازیدومایکوتا basidiomycota  در این است که،  میسلیوم ها بعد از جفت گیری به جای اینکه هتروکاریوت باشند ، عمدتا دیپلوئید هستند.
تولید مثل جنسی :سازگاری جنسی بین بازیدیوسپورهای منفرد با دو هسته mating-type  تنظیم می شود با الل های چند گانه در جمعیت .
ایزوله های باید الل های مختلفی در هر دو هسته داشته باشند تا از نظر جنسی سازگار باشند . اگر اینگونه باشند هیف ها می توانند جوش بخورند سپس هسته به فاصله کوتاهی جوش می خورد تا یک میسلیوم دیپلوئید ایجاد کند . چنین می سلیومی فاز غالب است که  در جنگل پیدا می شود ؛ در خاک به عنوان ایزومورف و در درختان در حال مرگ نیز پیدا می شوند . در نهایت زمانی که شرایط مناسب باشد قارچ ها تولید می شوند . ممکن است در برخی از گونه های تغییرات هسته واسطه ای رخ دهد اما در نهایت در سلول های خاص ( بازیدیا ) که در gillهای قارچ ردیف شده اند میوز موجب تشکیل 4 هسته هاپلوئید می شود . هر هسته وارد یک بازیدیوسپور در حال رشد می شود و چرخه جنسی را کامل می کند .
تولید مثل غیر جنسی : گونه های آرمیلاریا اسپور غیر جنسی تولید نمی کنند اما آنها قادرند به صورت محلی پراکنده شوند و درختان جدید را کلونایز کنند . آنها این کار را از طریق رشد به عنوان میسلیوم از طریق تماس ریشه ای یا پیوند بین ریشه ای ؛ و یا رشد از طریق خاک به عنوان ریزومورف ( با قطر 1-5 میلیمتر به درخت مجاور ) انجام می دهند .
گونه ها:  گرچه گونه های بسیاری از آرمیلاریا در طی سالها توصیف شده اند اما ویژگی ها و تفاوت های آنها نا مشخص است . بیماریشناسان گیاهی فهمیده اند که در پاتوژن گونه هایی وجود دارد اما مشکل بودن حل گوناگونی موجب شد تا همگی این پاتوژن ها را در گونه ای به نام mellea جای دهند . هنگامی که مشخص شد که گروههای intersterile یا گونه های بیولوژیک آرمیلاریا وجود دارد ، این وضعیت تغییر کرد . در داخل یک گروه جفت گیری با سیستم جفت گیری نرمال انجام می شود اما معمولا در بین گروهها جفت گیری اتفاق نمی افتد . معمولا تفاوت های طریفی بین گروههادر گزینش میزبان ، حالت تهاجمی ، جغرافیا ، ریخت شناسی قارچ و DNAدیده شده است . بیشتر گروهای intersterile حالا به گونه هایی که قبلا توصیف شده اند مرتبط شده اند و یا گروههای تازه ای توصیف شده است .
امروزه فکر می کنند که جنس آرمیلاریا خدود 400 گونه داشته باشد . برخی در چند قاره وجود دارند و برخی محدود  به یک منطقه یا قاره هستند . حدود 9 گونه در امریکای شمالی شناخته شده است . دو پاتوژن مهم A.ostoyae    (معمولا بر روی مخروطیان) ، و A, mellea (معمولا روی نهاندانگان ) .احتمالا در توزیع circumboreal  دارند به این معنا که انها در نیمکره شمالی دیده می شوند .
 
چرخه بیماری و اپیدومولوژی : 
اپیدومولوژی : گونه های آرمیلاریا armilaria دو روش پراکندگی دارند و دو بخش منطبق چرخه بیماری هم دارند . اولین روش پراکندگی توسط بازیدیوسپور های جنسی و به صورت هوازاد صورت می گیرد و ممکن است گاهی اوقات یک مرکز آلوده کننده جدید ایجاد کند .
 
روش دوم پراکندگی رشد پاتوژن از درخت آلوده به درخت همسایه است و یا توسط میسلیوم در حال تلاقی ریشه های بیمار بایکدیگر،  منتقل شده است  و یا به صورت ریزومورف ها از طریق خاک  رشد می کنند و با تماس میزبان حساس مجاور را  آلوده می کنند .
 
نقش بازیدیوسپور ها :
نقش بازیدیوسپور ها مدتها یک معما در چرخه بیماری بود . ما می دانیم که گونه های آرمیلاریا armilaria  مشترکا اسپور های زیادی تولید می کنند اما تلاش برای نشان دادن آلودگی یا ایجاد saprobic توسط بازیدیوسپور ها در طبیعت معمولا موفقیت آمیز نبوده است .
البته شواهد فراوانی گرچه غیر مستقیم از مطالعات ساختار جمعیتی و بروز بیماری در کشتزارهایی که قبلا جنگل بوده اند ، نشان می دهد که ایجاد قارچ ها از بازیدیوسپور ها در این حالت اتفاق می افتد . تنوع در ساختار جمعیتی مبین آن است که تنوع در بسامد این افتاق ممکن است ناشی از آب و هوا خصوصا رژیم رطوبتی باشد .
انتقال محلی و مراکز بیماری :
شیوع محلی توسط رشد قارچ مطمئنا شایعترین منشا آلودگی است . این بیماری با انتقال میسلیوم در جاهایی که ریشه ها به هم می رسند و پیوند می خورند و یا به وسیله رشد ریزومورف ها از طریق خاک به درخت مجاور ، اتفاق می افتد .
منشا اینوکلوم می تواند یک سیستم ریشه درختی باشد که به تازگی مسموم شده یا سالها از مرگ ان می گذرد . اگر بیماری به این ترتیب پیشرفت کند تعداد زیادی درختان مرده به وجود می آید که اغلب به آنها مرکز ریشه بیمار گفته می شود . شکل ( 10-12) معمولا درختانی که مدتی از مرگشان می گذرد در مرکز این دایره و درختان در حال مرگ و آنهایی که علائم بیماری را دارا هستند در لبه ها هستند . ایزوله هایی از درختان در مرکز ریشه بیمار معمولا به همان genet یا کلون قارچ تعلق دارند . گرچه آلودگی ممکن نیست به صورت مقطعی و موضعی به این روش سامان داده شده باشد ،وقتی بیماری ایجاد می شود مهم است مرکز بیماری را شناسایی کنیم تا بتوانیم درک کاملی از همه گیری ( اپیدومولوژی) محلی بیماری به دست بیاوریم .
 
راز بقا اینکلوم :
میسلیوم در ریشه های کلنی شده و ریزومورف هایی که آنها تولید می کنند، متعارفترین اینکلوم ها هستند . در کل inocula   چوبی قطعات بزرگتر بیشتر آلودگی تولید می کنند تا قطعات کوچکتر . آرمیلاریا برای 50 سال یا بیشترمی تواند  در stumps (از پا درآمده ،)  بسته به آب و هوا و اندازه stumps و سایر عوامل؛ زنده بمانند .
استرس
در بعضی از موارد بیماری آرمیلاریا armilaria موجب خسارت فراوانی به درختانی می شودکه توسط یک یا چند عامل زنده یا غیر زنده تحت استرس قرار گرفته اند . آنها شامل : خشکی ، از بین رفتن برگ ، سایر بیماری ها و حشرات ؛ فشردگی خاک وسایر مشکلات خاک و عوامل بسیار زیاد دیگر .
نقش استرس در بیماری گاهی اوقات آنقدر کلی است که بیماری معمولا به عنوان مسئله جانبی سایر مشکلات توصیف می شود . در حقیقت بیماری گاهی اوقات علت اصلی است که به میزبان سالم حمله می کند و در موارد دیگر علت فرعی است و به میزبان های تحت استرس حمله می کند . مثالی از عامل فرعی بودن بیماری مربوط به استرس در جنگل های بلوط شرق آمریکا است . Armilaria gallica معمولا یک پاتوژن درچنین جنگل هایی است اما تمایل دارد تا پوسیدگی کنده (butt rot  ) ایجاد کند . ( تخریب آهسته چوب داخلی قدیمی تر ریشه های اصلی و پایه ساقه) و به ندرت درختان را از بین می برد .همچنین یک ساپروفیت کارآمد است که سیستم های ریشه درختان و stump های در حال مرگ را کلنی می کند . گرچه وقتی درختان در طی چندین سال توسط gypsy moth ( Lymantria dispar )  ( یک حشره غیر بومی ) دچار بی برگی می شود، درختان حساس تر می شوند و . Armilaria gallica بیشتر به بافت های حیاتی ریشه و پایه ساقه حمله می کند و درختان را می کشد و گرچه بیماری در اینجا مربوط به استرس است و عامل فرعی به حساب می آید اما مسئله مرگ و زندگی این درختان به حساب می آید .
انهایی که بیماری آرمیلاریا به آنها حمله نکرده است معمولا می توانند از بی برگی جان بدر برند و دوباره رشد طبیعی  خود را در عیبت بی برگی بازیابند . برعکس A, mellea یک بیماری کشنده اولیه در بسیاری از جنگل های مخروطیان و کشتزار هاو دربسیاری از تاکستان ها است  . در برخی اینکلوم  برای چنین بیماری به سیستم ریشه های جنگل قبلی بر می گردد . اما در برخی موارد درمیان باغات و درختان مو شیوع اتفاق نمی افتد.
مدیریت بیماری :
گرچه بیماری ریشه آرمیلاریا جزء شایعترین بیماریهای درختان است که در جهان بر روی آن مطالعه شده و رویکرد های بالقوه بسیاری برای مدیریت این بیماری وجود دارد اما واقعیت آن است که در بسیاری از موارد ما ابزاری کارآمد و عملی برای کاهش بیماری نداریم . علاوه بر این ما درک نمی کنیم و نمی توانیم با اطمینان تاثیر برخی فعالیت های مدیریتی را مانندنازک کزدن جنگل کاری بر توسعه بیماری پیش بینی کنیم . گرچه در برخی مناطق و  برخی سیستم های میزبان ، برخی از رویکرد ها ی زیر می تواند در کاهش وقوع بیماری کارآرایی داشده باشد ؛ در مواردی که بیماری فرعی است و به دنبال عوامل استرس رخ می دهد ، میدیریت بهتر است به سمت از بین بردن  استرس جهت گیری شود تا کنترل مستفیم بیماری آرمیلاریا .
انتخاب گونه های درخت :
گرچه گونه های بسیاری از درختان میزبان بیماری آرمیلاریا هستند اما تفاوت هایی در میان حساسیت بین گونه های محلی وجود دارد . در برخی مناطق شدت بیماری با تغییر گونه هماهنگی دارد .
 
 
از بین بردن اینوکلوم
آقای رابرت هارتیگ در سال 1874 برای اولین بار توصیه کرد که سیستم های ریشه آلوده از خاک برداشته شود تا راهی برای کاهش آلودگی های بعدی باشد . از بین بردن stump در سالیان طولانی معمول ترین راه برای کنترل بیماری در باغات میوه با ارزش بوده است . به تازگی فهمیده اند که این کار در جنگل ها نیز موثر است . گرچه اینکار در بعضی جنگل ها انجام شده است اما عملکرد آن به مکان های با ارزش ، شیب ملایم ، نوع خاک و سیستم های silvicultural   (وابسته بپرورش جنگل .)
خاص بستگی دارد . کارآمدترین حالت وقتی است که برای از بین بردن ریشه های متوسط که با stump بیرون کشیده شده اند ، با root raking  ریشه همراه شود .
 
اجتناب :
وقتی که امکان انتخاب مکان برای سرمایه گذاری پرورش جنگل silvicultural  و یا کاشت درختان جنگلی horticultural وجود دارد . حضور گونه ها و فراوانی آرمیلاریا باید تعیین کننده مکان کاشت باشد . برای به حداقل رساندن میزان بیماری در آینده باید بر اساس دانش محلی از رفتار گونه های آرمیلاریا  سایت را انتخاب کرد . علاوه بر فراوانی و گونه های آرمیلاریا فاکتور های دیگری هم مانند نوع خاک را باید در محل شناسایی کرد و آن را با امکان بیماری آرمیلاریا مرتبط ساخت . مثال پرهیز از ایجاد campgrounds های جدید در جنگل ها است . وقتی که بیماری ریشه آرمیلاریا یک نگرانی بالقوه است مکان های کاندید شده باید نسبت یه ترکیب گونه های درخت و حضورو فراوانی گونه های آرمیلاریا مقایسه شوند.
لحاظ کردن اسن اطلاعات موجب انتخاب سایتی می شود که پوشش جنگل مطلوبی در  campgrounds خواهد داشت . و از به وجود آمدن درختان بیمار که برای campers خطرناک هستند جلوگیری می شود .
تنک کردن :
تنک کردن به صورت بالقوه یک شمشیر دو لبه است که بر بیماری ریشه آرمیلاریا اثر می گذارد . جایی که تراکم درخت باعث استرس می شود و استرس بیماری را افزایش می دهد . تنک کردن بیماری را کاهش می دهد به همین ترتیب از تنک کردن می توان برای تنظیم ترکیب گونه ها به نفع گونه های مقاومتر استفاده کرد . گرچه تنک کردن از طرف دیکر می تواند ، با فراهم کردن منابع stump برای قارچ ها و افزایش اینوکلوم بالقوه،  بیماری را تحریک کند. ما به درستی نمی دانیم چه چیزی کدام یک از این اثرات را تعیین می کند بنابراین پیش بینی اثر تنک کردن مشکل است .
کنترل بیولوژیک : امید زیادی به استفاده از کنترل بیولوژیک برای بیماری ریشه آرمیلاریا وجود دارد . بیشتر چهارچوب ها stump ها را نشانه رفته اند . با استفاده از قارچ آنتوگونیست برای کلنی کردن پیش گیرانه و یا با حذف گونه های آرمیلاریا در درخت .
گرچه تحقیقات بیشتر که بیشتر آنها برای میزبان های محلی طراحی شده باشد ، شرایط و جوامع قارچی قبل از شروع عملیات لازم است .
موانع خاک :  در بعضی موقعیتها خصوصا در باغات میوه ایجاد یک مانع در خاک برای ریشه و رشد ریزومورف می تواند یک راه عملی برای محدود کردن گسترش پاتوژی باشد . معمولا به این عمل ( خندق کندن )trenching  می گویند . این کار با کندن گودالی به عمق یک متر و گذاردن یک لایه لاستیک و پر کردن مجدد انجام می شود .البته برای اینکه کار امد تر باشد باید پاتوژن را از اطراف هم محدود کرد.
معالجه شیمیایی :  قارچ کش هایی نظیر کلروپیکرین chloropicrin بی سولفیدکرین carbon disulphide ، و متیل بوماید گاهی بعد از برداشتن stump و قبل از کاشت استفاده می شوند
قارچ کش ها همجنین به صورت موفقیت آمیزی برای از بین بردن قارچ ها از stump استفاده شده اند  امادر عمل استفاده نمی شوند . 
معالجه  treatment خاک اطراف درختان موجود برای جلوگیری از آلوده کردن یا معالجه آلودگی های موجود معمولا موفقیت آمیز نبوده است یا اثر آن دائمی نبوده است

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:16 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

سیاه شدن گلگاه هندوانه


بیماری سیاه شدن گلگاه هندوانه یکی از بیماریهایی است که باعث کمی میزان محصول و نامرغوبی ان از نظر بازار پسندی می شود . این بیماری مخصوصاً در نقاطی که هندوانه هائی از نوع چارلستون گری ، فرفاکس و دیکوسی کوئین کشت می شود انتشار دارد .

میوه های واریته های Charleston Gray و Fairfax وقتی به طول 10 تا 15 سانتیمتر رسیدند ، انتهای میوه ابتدا به رنگ تیره در آمده و پس از مدت کوتاهی خاصیت چسبندگی از خود نشان می دهند . به تدریج شیارهای سیاه رنگی در این قسمت پدیدار شده و پس از 3 تا 4 روز قسمت سر میوه کاملاً سیاه می شود .چنانچه از این قسمت آلوده برشی تهیه شود مشاهده می گردد که قسمتهای داخلی گوشت میوه در این منطقه سفید مایل به خاکستری مانده و رنگ قرمز طبیعی را به خود نمی گیرند . بذور حاصله در این قسمت چروکیده و نرسیده باقی می مانند .

علائم بیماری درواریته های دیکسی کوئین کمی متفاوت بوده و چون پوست این نوع هندوانه لطیف و نازک می باشد پس از چند روز که لکه سیاه در محل گلگاه دیده شد ، در 80 درصد از موارد میوه در این منطقه شکاف خورده ، فاسد می شود .

عامل بیماری

جزء بیماریهای فزیولوژیک شمرده میشود. آنگاه که محتوی کلسیم میوه از حدی پائین تر افتد ، بیماری در پاره ای از میوه ها مشاهده می شود . اینکه تعریق تاثیر ویژه ای روی پوسیدگی گلگاه دارد ، یکی از پژوهشگران با پاشیدن موادی چون امولسیون های هیدروکربن که میزان از دست رفتن آب را در گیاه کاهش می دهد از خسارت بیماری بنحو قابل ملاحظه ای کم کرد .

پوسیدگی گلگاه در پایان یک دوره حاصلخیزی گیاه، در اثر خشکی هوا و کم آبی بعدی عارض می شود . تحت این شرایط با توجه به جذب آب از خاک و تعریق از راه برگها ،‌نوسانات رطوبی بیشتر می گردد. نتیجتاً ذخیره آبی گیاه و میوه شروع به کاهش می کند . اگر این خشکیدن نسوج گیاه ادامه پیدا کند ، پاره ای از سلول های گلگاه شروع به خشکیدن می کند و مقدمه بروز عارضه پوسیدگی فراهم می شود . طول روز شدت نور و نسبت کربو هیدرات ها نیز ممکن است در این مسئله موثر باشند . اما نقش آنها در تولید پوسیدگی هنوز نیز به وضوح روشن نشده تا بتوان آنها را توصیه هائی که به منظور جلو گیری عملی به کار می رود به کار برد . آفتاب سوختگی نیز در پاره ای موارد ممکن است با عارضه پوسیدگی گلگاه اشتباه شود، واریته چارلستون گری به وی‍‍‍ژه به این عارضه حساسیت دارد .

کنترل:

1- تاثیر آب

تشنگی خسارت جبران ناپذیری وارد می آورد . در فصل گرم و موقعی که گیاه به آب بیشتر نیازمند است فاصله آبیاری ،‌ دو و یا حداقل یک روز پایین آورده شود . بهترین زمان برای این اقدام موقعی می باشد که کم و بیش لکه های سیاه در مزرعه هندوانه به چشم می خورد . تردیدی نیست که این اقدام موقعی می باشد که کم وبیش لکه های سیاه در مزرعه هندوانه به چشم می خورد . تردیدی نیست که این اقدام تا آن حد که عارضه مربوطه به آب باشد مثمر ثمر خواهد بود . در این مورد عامل نظم آبیاری نیز غیر قابل اغماض است و جداً توصیه می شود تا فواصل آبیاری در هر نوبت یکنواخت بماند و هر بار نوسانی نشان ندهد .

2- جلو گیری از تعریق

از آنجائی که تعریق عامل مهم از دست رفتن رطوبت اندوخته گیاه است و قوی تر کردن فشار اسمزی برگها نسبت به میوه به جذب رطوبت کمبود از ناحیه گلگاه منجر می شود لذا هر طریقی که بتواند از این پدیده یعنی « تعریق » جلوگیری به عمل آورد سبب کاهش بیماری می شود . آبیاری بارانی در روزهای گرم که واقعاً شدت تعریق بالا می رود در حفظ سلامتی کمک بسیار مفیدی است.



3- اثر کود

با پاشیدن کلرور کلسیم و نیترات کلسیم به میزان دو کیلو در 400 لیتر آب تاثیر قابل توجهی روی کاهش خسارت بیماری داشته است .

آغاز این کار یک ماه قبل از ظهور احتمالی بیماری و 3تا4 بار به فاصله یک هفته تکرار شود . استعمال مقادیر کافی کود که بویژه از لحاظ سوپر فسفات غنی باشد مثل کود 4-12-4 و 5-20-5 در کاهش خصارت بیماری تاثیر ویژه ای داشته است .

4- تاثیر تاریخ کشت

اهمیت تاریخ کشت بدان سبب است که بوته هندوانه تا فرا رسیدن فصل گرم و آنگاه که میوه ها رشد سریع دارند و به آب بیشتری نیازمندند قسمت اعظم فعالیت خود را رها کرده و برای کامل کردن رشد میوه نیروی زیادی احتیاج نداشته باشند.

5- واریته مقاوم
واریته های فرفاکس ، چارلستون گری ،‌ دیکسی کوئین ،‌ نسبت به بیماری حساسیت فوق العاده از خود نشان داده اند در حالی که واریته‌های شوگربی،‌ خاتمی و شریف‌آبادی و محبوبی حساسیت بسیار کمی نسبت به بیماری از خود نشان داده‌اند

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:18 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus


دامنه میزبانی این ویروس خیلی زیاد است. در یونجه تولید حالت موزائیک و گاهی چروکیدگی برگ و کوتولگی بوته ها میکند. در لوبیا چشم بلبلی حالت ابلقی در برگها ایجاد میکند. در لوبیا تولید نقاط زرد در متن برگها میکند. در نخود ایرانی موجب قهوه ای شدن آوندهای آبکشی و ایجاد پژمردگی میشود. این ویروس چند پیکره ای می باشد و ژنوم تقسیم شده دارد و بعضی از پیکره ها ایزومتریک و بعضی کشیده می باشند. قطر این پیکره ها 18nmولی طول آنها متغییر از 18-58 nmاست. ژنوم در بین این پیکره ها، بجز پیکره ایزومتریک تقسیم شده است. این ویروس در لوبیا و یونجه بذرزاد میشود و همچنین به راحتی از طریق انتقال مکانیکی منتقل میشود و به علت داشتن دامنه میزبانی خیلی وسیع به راحتی قابل کنترل نیست

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:19 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

پوسیدگی نرم باکتریائی هویج


بافتهای پارانشیمی خیلی سریع مورد حمله باکتری قرار می گیرند . سایر بافتها معمولاً بیشتر مقاوم هستند . سلولهای مورد حمله آب سوخته می شوند . تیغه میانی منهدم می گردد و سلولهای مضمحل شده به توده آبکی نرم لزج تبدیل می شوند .اپیدرم معمولاً متصل باقی می ماند . بافتهای پوسیده خاکستری تا قهوه ای به نظر می رسند و بسته به میکروارگانیسم ثانوی که بافت را مورد حمله قرار دهد بوی بد ممکن است از بافت به مشام برسد . به نظر می رسد که فساد در طول محور وسط ریشه توسعه می یابد اگر ریشه ها از وسط نصف شود ، یک خط مشخص مابین بافت سالم و بافت آلوده مشخص می گردد .قسمتی از بافت هویج که مورد حمله باکتری قرار می گیرد مورد حمله سایر باکتریها و قارچها نیز قرار می گیرد.

عامل بیماری

باکتری به نام Pectobacterium carotovorum نسبتاً بزرگ‌‌‌‌، گرم منفی و دارای تاژکهای بلند از نوع پریتریکوس (Peritrichous) می باشد . جدایه های عامل بیماری در محیط کشت به خوبی بیماریزایی خود را حفظ می کند .

خاک از منابع مهم آلودگی اولیه برای هویجهای انباری است. خاکهایی که حاوی بقایای گیاهان آلوده سال قبل هستند از منابع مهم آلودگی به شمار می روند.

کنترل:

1) نظر به اینکه عامل بیماری درهرجایی که گیاهان حساس کاشته شود وجود دارد باید دقت شود در هنگام برداشت و حمل و نقل از زخمی شدن ریشه ها جلوگیری به عمل آید

2) در خلال انبارداری درجه حرارت و رطوبت را باید دقیقاً کنترل نمود

3) اگر ریشه ها قبل از انبار یا انتقال شسته می شوند، فرو بردن هویجها در محلول یک پانصدم هیپوکلریت سدیم(2.25درصد ماده موثر) یا خشک کردن هویج در هوای گرم تحت فشار ضروری است.

4) دمای صفر درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی کمتر از 90% سبب کاهش پوسیدگی نرم می شود.

5) بعد از هویج باید ذرت ، غلات دانه ریز ، یونجه ، شبدر ، چغندر یا لوبیا را در تناوب به کار رود .

6) اتاقهای انبار و جعبه ها باید با فرمالدئید یا سولفات مس ضد عفونی گردد

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:20 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

لکه آجری یونجه و لکه سیاه شبدر

عامل لکه آجری Stemphyllium botryosum وعامل لکه سیاه شبدر قارچ Polythrineium trifolii می باشد. لکه آجری در مناطقی چون خوزستان و سیستان و بلوچستان انتشار دارد.

کنترل :

1- برداشت محصول پس از پیدایش اولین علائم

2- کشت ارقام مقاوم مانند رقم موآپا.

3- انهدام بقایای آلوده

4- کاهش میزان آبیاری.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:21 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

گل سبز (فیلودی) کنجد

این بیماری در بیشتر نقاط ایران وجود دارد. تشکیل کلروفیل در اجزای گل و سبز شدن گلبرگها و عدم تشکیل کپسولهای بذر از علایم مهم این بیماری می باشد. در موقع آلودگی اگر مقداری کپسول نارس در بوته تشکیل شده باشد ترک خورده و بذرشان روی زمین می ریزد ولی بیشتر بذرها در داخل کپسول جوانه زده و ایجاد حالت جارویی در بوته می نمایند. در مواردی این بوته ها ترشحات صمغ مانندی در روی برگها، ساقه ها و کپسولها تولید میکند که در ابتدا بیرنگ بوده ولی بعد سیاه میشوند.

عامل این بیماری یک فیتوپلاسما می باشد که سلولهای با قطر 500nm به بالا دارند و محدود به آوند آبکشی هستند. این بیماری دامنه میزبانی نسبتاً محدودی دارد و از روی تعدادی دیگر از گیاهان از جمله کلزا نیز گزارش شده است. این فیتوپلاسما توسط زنجره Neoaliturus haematoceps منتقل میشود.

کنترل:

1- تنظیم تاریخ کاشت. اگر کنجد را زود بکاریم (اواخر خرداد) آلودگی زیاد است.

2- ارقام مقاوم.

3- مبارزه با ناقل بوسیله سموم سیستمیک

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:22 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

نماتد ساقه یونجه Alfalfa stem nematode

 

در مناطقی چون فارس، همدان، اصفهان، مرکزی، زنجان ، کرمانشاه، گیلان کسترش دارد. نماتد عامل Ditylenchus dipsaci می باشد. روی ساقه،جوانه‌ها یا گیاهان جوان برآمدگیها‍یی بوجود می‌آید وبرگها کوتاه وپیچیده می‌شوند. نوک برگها از بین می‌رود. برای کسب اطلاعات جامع تر به قسمت نماتدشناسی مراجعه شود.

کنترل:

1- دیمتوات EC40% و 0.8 لیتر در هکتار در مزارع بذری قبل از به گل رفتن یونجه

2- مصرف 33 گرم متیل بروماید در متر مکعب برای ضد عفونی بذر یونجه به مدت 24 ساعت

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:23 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری یونجه

 


بیماریهای مهم یونجه


لکه قهوه ای یونجه Alfalfa common leaf spot



عامل بیماری قارچ Pseudopeziza medicaginis از گروه آسکومیستهاست. این بیماری کم وبیش در تمام مناطق ایران وجود دارد. علائم عبارت است از تشکیل لکه های گرد قهوه ای رنگ به قطر 1-2 میلی متردر روی برگچه ها که در صورت زیاد بودن تعداد لکه ها، برگچه ها ممکن است خشک شده و بیفتد و کیفیت محصول کاهش یابد. اما به طور کلی خسارت این بیماری چندان مهم نیست.



آپوتیسیوم قارچ به شکل یک نقطه برجسته کوچک در وسط لکه های روی برگ تشکیل میشود که حاوی آسکهای استوانه ای و آسکوسپورهای تک سلولی است. همچنین در آپوتسیوم رشته های عقیمی به نام پارافیز در لابه لای آسکها دیده میشود.



این قارچ زمستان را بصورت میسلیوم یا آپوتسیوم در برگهای ریخته ولی نپوسیده گیاه می گذارند. آپوتسیوم در فصل رشد و نمو گیاه، هر وقت شرایط مساعد شد، تشکیل شده و آسکوسپورها مرتباً آزاد شده و تولید آلودگیهای جدید میکنند.



کنترل:



1- استفاده از ارقام مقاوم.



2- برداشت زود هنگام یونجه.



3- در صورت آلودگی شدید از مانب 2 و wp80% در هزار استفاده می کنیم

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:24 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

پوسیدگی اسکلروتی سویا Soybean sclerotium blight


بیماری ناشی از Athelia rolfsii است که در سویا طوقه، ساقه و برگ دچار پوسیدگی می شود. توده سفید میسلیومی با سختینه های منظم گرد و قهوه ای قارچ روی قسمتهای آلوده از مشخصات بیماری است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  8:25 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها