0

بیماری های گیاهی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماریهای مهم آفتابگردان

 


بیماریهای مهم آفتابگردان



سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew


عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .



علائم بیماری:



علائم بیماری بصورت کوتولگی با لکه های کلروتیک در اطراف رگبرگها وایجاد حالت موزائیکی می باشد(شبیه علائم بیماری های ویروسی ). این علائم هم دربرگهای اولیه ودر برگهای بزرگتر دیده می شود.درزیر برگ پوشش کرکی دیده می شود که به شناسایی سفیدک کرکی کمک می کند. اگردرگیاه آ لوده طبق تشکیل شود روبه بالا ست که علامت خوبی برای تشخیص بیماری است. این قا رچ درگیاه سیستمیک می شود بنابراین به اندام گل وارد شده و باعث تغییر شکل آن می گردد وحتی پوسته بذر هم سبز می شود. این بیماری تولید مرگ گیاهچه هم می کند. قارچ عامل بیماری یک Oomycetes است که اسپورانجیوفور و اسپورانجیومهای خود را درسطح زیرین برگ ودر شرایط مرطوب تشکیل می دهد.انشعابات اسپورانجیوفور دو شاخه وعمود بر هم هستند ودرانتها به استریگمای سه شاخه(صلیبی) ختم می شود ودرروی آنها اسپورانجیوم تولید می شود. این قارچ تولید Oospore می کند که می تواند جوانه زده و تولید ریسه یا زئوسپور نماید. Oospore عامل بقای قارچ می باشد و اگر وارد خاک شد ریشه کن کردن آن مشکل است. بیماری بیشترخاکزاد است تا هوا زاد واهمیتش بیشتر ازطریق آلودگی ریشه است تا اندامهای هوایی. اگراسپور درخاک باشد وتولید زئوسپور کند این زئوسپورها به راحتی جذب منطقه رشد طولی ریشه شده و وارد ریشه می شوند و آلودگی ایجاد می نمایند.



قارچ درگیاه جوان (مرحله8-6 برگی) به راحتی ایجاد آلودگی سیستمیک کرده و وارد قسمتهای هوای میشود . برگهای جوان نیز ممکن است بصورت موضعی آلوده شوند و قارچ از طریق روزنه ها وارد برگ شود. برای ایجاد آلودگی اولیه از طریق خاک لازم است که رطوبت خاک اشباع وحساسیت گیاه بالا وحرارت خاک پایین(15 درجه سانتیگراد) باشد. اگر حرارت خاک بالا باشد(20درجه سانتیگراد وبالا تر) زئوسپور تولید نمی شود. قارچ عامل بیماری از طریق هیپوکوتیل هم وارد گیاهچه های اولیه می شود وبصورت ریسه درگیاه حرکت کرده و در نهایت داخل بذر شده وقسمتهای داخلی آن یعنی گیاهچه را آلوده می کند. دربرگ های ریخته شده اُاُسپور فراوان است. Over wintering دربذر و دربقایا بصورتOospre می باشد.



کنترل بیماری:



1- تناوب طولانی 10-4ساله.



2- حذف گیاهان آلوده در اویل فصل وسوزاندن آنها.



3- ضد عفونی بذر با قارچ کشهای سیستمیک مثل متالاکسیل (ریدومیل).



4- ارقام مقاوم و بذر سالم استفاده شود (بهترین روشها).



پوسیدگی سیاه ساقه آفتابگردان phytophthora stem Rot یا Black stem Rot


از فارس گزارش شده ولی هم اکنون مقدار آن کم است. عامل آن Phytophthora cryptogea است. اینبیماری به گیاه بزرگ آفتابگردان حمله کرده گیاه را می شکند و باعث میشود که طبق گیاه بیفتد. پوسیدگی فقط در ساقه دیده میشود و پوسیدگی ریشه دیده نمی شود. شروع سیاه شدن ساقه از هر جای ساقه ممکن است ولی تا جایی که آب میرسد ادامه می یابد. آب آبیاری، آب سیل یا ... .با بالا آمدن آب زئوسپورهای قارچ بالا آمده و به ساقه حمله میکنند. در گلخانه مایه زنی ریشه بیماری ایجاد نکرده است. قارچ هتروتالیک است. قارچ مستقیماً و بدون احتیاج به هیچ زخمی وارد ساقه میشود.



کنترل بیماری :



ارقام مقاوم در درجه اول اهمیت قراردارند، کشت خطی و جلوگیری از غرقاب شدن مزرعه و ایجاد زهکش مناسب نیز در کنترل بیماری موثرند.



زنگ آفتابگردان sunflower rustعامل بیماری قارچ Puccinia helianthi است. این بیماری از خوزستان، آذربایجان، مازندران و ... گزارش شده است. این زنگ تک میزبانه است و فقط روی آفتابگردان دیده میشود. تلیوسپورقارچ دوسلولی است و یوریدیوسپورهای تک سلولی خاردار دارد. ایسیوم و بازیدیوم قارچ دیده نشده است ولی احتمالاً تشکیل میشوند. در بوشهر و برازجان هم به طور پراکنده دیده شده است زیرا آفتابگردان را در زمستان می کارند و قارچ به هوای مرطوب نیاز دارد. این بیماری در ایران اهمیت اقتصادی ندارد ولی مبارزه با ارقام صورت میگیرد

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:14 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی


مرفولوژی و بیولوژی

دارای دو شکل جنسی بوده و ماده‌ها تخم‌مرغی شکل و درخارج ریشه روی آن قرار می‌گیرد.نرها باریک می‌باشند. Bursa دیده نمی‌شود. ماده‌ها بروی ریشه‌های فرعی ضخیم که رشدشان متوقف شده ویک لایه از خاک روی آنها را پوشانده است قرار می‌گیرند.این توده خاک در اثر ترشح مخاطی ریشه باقی می‌ماند و نماتد را در مقابل شکارچی‌ها و دشمنان طبیعی محافظت می‌نماید.

طول بدن ماده‌ها بین 0.35 تا 0.40میلیمترمتغیر بوده و دارای بدنی کیسه‌ای شکل است،که معمولابه سمت شکم در ناحیه vulva درست در سمت جلو ودر فاصله کوتاهی از دم خم شده است. حفره دفعی خوب رشد یافته ودر جلو vulva قرار گرفته است. Ovary معمولا دارای دو خمیدگی بوده و به ناحیه مری می‌رسد.

اولین پوست اندازی درون تخم انجام می‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبدیل به نماتد نر می‌شود.مرحله دوم پورگی قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود می‌آید و طول آنها بین 0.28 تا0.34 میکرون تغییر می‌کند. مرحله دوم پورگی نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگی180 ساعت طول می‌کشد.معمولا نرها یک هفته پس از تفریخ به سن بلوغ می‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 میلیمتر می‌رسد و Testis و Spicule قابل رویت می‌باشد،اما stylet نامشخص باقی می‌ماند و مری باقی می‌ماند.

مرحله دوم پورگی ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهای ریشه تغذیه نماید و خود را برای پوست اندازی آماده نماید. در این مرحله وقتی خاک مورد مطاله قرارمی‌گیرد نماتد مشاهده می‌شود و در صورت نبود گیاه میزبان می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد.

Vulva بصورت یک شکاف عمیق وحفره‌ی دفعی خیلی برآمده است. دم نسبتا مخروطی و به سمت پشت برگشته است و به یک نوک کلفت خاتمه می‌یابد.anus و rectum مشاهده نمی‌شود.ماده‌های جوان وماده‌های سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل ریشه گیاه ظاهر می‌شوند. پس از یک هفته ماده‌های جوان به لایه pericycle ریشه نفوذ کرده و در حدودسه چهارم طویلتر می‌شوند.

برای تکمیل دوره‌ی ز‌ندگی از مرحله تخم تا خاتمه دوره بلوغ8-6 هفته طول می‌کشد. در اثر حمله این نماتد برگها وشاخه‌های مرکبات زرد شده و محصول کاهش می‌یابد. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذارد75-100 عدد می‌باشد. درجه حرارت مناسب برای آلودگی میزبان31-25 می‌باشد. تحت شرایط خشک لاروها ونرها پس از 9 روز که در آب فرو برده شوند مجددا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

علائم و نشانه‌های خسارت :

براثر حمله نماتد به ریشه مرکبات،درختان به تدریج روبه زوال می‌روند. برگها کم پشت وسبز مایل به خاکستری وکدر می‌شوند. سرشاخه‌ها خشک شده میوه‌ها کوچک و کم بوده و اغلب می‌ریزند.ریشه‌هارشد طبیعی نداشته، ضخیم به نظر می‌رسند. و یک لایه خاک روی آنها فرا گرفته است که به آسانی شسته نمی شود. این علائم موید آن است که نماتد ریشه مرکبات را آلوده کرده است. هیچگونه تورم یا گال روی ریشه‌ها دیده نمی‌شود. ولی ریشه‌های آلوده کلفتر هستند.

نرهای بالغ نماتد مرکبات انگل نبوده وتغذیه و خسارت به ماده‌ها ولاروهای نر وماده محدود می‌شود.تغذیه لاروها بطور پارازیت خارجی روی بافتهای پوست است. ماده‌های جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرورفته است. سرآنها داخل حفره‌ای که دریک ناحیه گیاهی ساخته شده به اطراف حرکت می‌کند. تغذیه از6-10 سلول مجاور این حفره که بنام یاخته‌های پرستار معروفند صورت می‌گیرد. درگیاهان مقاوم پس ازنفوذ لاروها به یاخته‌های پوستی این سلولها نکروز شده و درنتیجه تغذیه صورت نگرفته و نماتد از بین می‌رود. درشیره گیاهان مقاوم و غیر میزبان مواد مسموم کننده نماتد نیزدیده شده است. معمولا تاوقتی که جمعیت نماتد روی ریشه درخت به حد نصاب (40000 لارو ) نرسد درخت کاملاً از بین نمی‌رود. ازطرفی نشانه‌های بیماری روی اندامهای فوقانی 3-5 سال بعد از آلودگی ریشه ظاهر نخواهد شد. وسرانجام براثر فساد ریشه و عدم جریان شیره گیاهی به بالای درخت از بین خواهد رفت.

کنترل :

1- شناسایی باغهای آلوده و جلوگیری از انتقال خاک و نهال آلوده

2- استفاده از پایه های مقاوم از جمله نارنج سه برگ

3- فومیگاسیون خاک به صورت موضعی

4 - سم دایتراپکس SL100% قبل از کشت، ضدعفونی خاک

توصیه‌ها:
ین سم دارای گیاه سوزی شدید می‌باشد و در ضد غفونی خاک کاربرد دارد. برای جلوگیری از گسترش بیشتر نماتد مرکبات باید اقداماتی در جهت تهیه نهالهای سالم و جلوگیری از کاشتن نهالهای آلوده انجام گیرد. استفاده از پایه‌های مقاوم از قبیل نارنج سه برگی نیز موثر است. برای ضد عفونی از متیل بروماید نیز استفاده می‌شود. اینکار بوسیله اپلیکاتور و در زیر پوشش پلاستیکی انجام می‌شود.

plantpatology


   

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:15 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

چرب معمولی سیب زمینی

جرب معمولی سیب زمینی از بیماری‌های گیاهی است.بیماری باکتریایی جرب سیب زمینی بیشتر در خاک‌های خنثی تا کمی قلیایی و با بافتی شنی و سبک بروز نموده و بخصوص در سالهای خشک اهمیت دارد. باکتری عامل بیماری به چغندر، شلغم، کلم، هویج، بادمجان، پیاز، اسفناج و ترب هم آسیب می‌زند و همچنین می‌تواند موجب مرگ گیاهچه نیز شود. عامل بیماری در خاک‌های آلوده به مدت طولانی باقی می‌ماند و از طریق غده‌های آلوده از یک منطقه به منطقه‌ای دیگر انتشار پیدا می‌کند و یا از طریق خاک آلوده، باد، آب آبیاری و یا وسایل مکانیکی منتقل می‌شود. ممکن است از سیستم گوارشی جانوران عبور نموده و همراه با فضولات کودی آنها پراکنده شود.

بیماری با ایجاد زخم‌های سطحی بر روی غده‌ها و ریشه‌ها بیشتر از ارزش محصول می‌کاهد و باعث کاسته شدن از میزان محصول نمی‌شود. آلودگی شدید ریشه‌ها ممکن است باعث تقلیل شده و جرب‌های عمیق باعث هدر رفتن محصول به دلیل پوست گیری بیشتر شود. آمادگی غده‌های جوان به آلودگی بیشتر از غده‌های مسن است. در ایران این بیماری در اصفهان، همدان، کرج، آذربایجان شرقی و غربی مشاهده شده‌است.

علایم بیماری

جرب سیب زمینی روی غده‌ها دیده می‌شود. در ابتدا لکه‌های کوچک، قهوه‌ای و اندکی برجسته هستند، اما این لکه‌ها وسعت یافته و به هم پیوسته و چوب پنبه‌ای می‌شوند. زخم‌ها به زیر سطح غده توسعه می‌یابد و هنگامی که بافت چوب پنبه‌ای برداشته می‌شود، فرورفتگی‌هایی به عمق ۱ تا ۵ میلیمتر در غده دیده می‌شود.

حشرات خاکزی ممکن است با حمله به این زخم‌ها آنها را بزرگ‌تر کنند. ارقامی که پوست متمایل به قهوه‌ای با حالت چوب پنبه‌ای ناصاف دارند، به بیماری حساس ترند.

کنترل بیماری

از غده‌های عاری از جرب باید در خاک‌های غیر آلوده برای کشت استفاده نمود. از مصرف کودهای تازه حیوانی، خاکسترچوب و یا آهک زیاد باید خودداری شود. جرب سیب زمینی را اغلب با نگاه داشتن PH خاک بین ۵ تا ۳/۵ می‌توان کنترل نمود. درصورتی که خاک خیلی اسیدی باشد، باید بعد از سیب زمینی در تناوب، سنگ آهک دولومیتی به خاک افزوده شود.

استفاده از سویا و یونجه در تناوب شدت بیماری جرب را کاهش می‌دهد. تناوب طولانی با استفاده ا ز گیاهان غیر حساس عامل بیماری را در خاک کاهش می‌دهد.

رطوبت پایین خاک برای بیماری جرب مناسب است، بنابراین تنظیم آبیاری درکنترل می‌تواند موثر باشد. ضد عفونی بذرها با پنتا کلرو نیترو بنزن (PCNB) یا ترکیب مانب از دیگر راههای کنترل بیماری است. استفاده از گوگرد در خاک نیز سبب کاسته شدن میزان وقوع و شدت بیماری می‌شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:16 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری های ویروسی زیتون

 


بيماری های ويروسی زيتون:
ـ ويروس لکه حلقوی پنهان زيتون : (Olive Latent Ringspot Virus ( OLRSV
اين ويروس از ويروس های آلوده کننده گياهان است و اولين بار از Lazio در ايتاليا گزارش شد. اين ويروس متعلق به جنس Nepovirus از خانواده Comoviridea است.دارای نوکلئوکپسيد ايزومتريک با قطر ۲۸ نانومتر که زاويه دار به نظر می رسد. ماده ژنتيکی به شکل ss_RNA است.
ميزبان طبيعی اين ويروس درخت زيتون ( کلآ Olea spp ) است که هيچ علائم ظاهری در درخت ديده نمی شود.
اين ويروس را می توان در مزوفيل و اپيدرم برگها و سيتوپلاسم و واکوئول سلول ها پيدا کرد.سلول های آلوده دارای Inclusion هستند که در واقع کريستالهای داخل سلولی و اجسام غشاء دار سلولند که ويريون ها را در بر می گيرند.ساير تغييرات سيتوپلاسمی شامل دسته دسته شدن کلروپلاست ها و رشد انگشتی شکل سلول به طرف خارج می باشد.
اين ويروس از طريق روشهای مکانيکی و پيوند انتقال می يابد. پراکندگی آن در کشور ایتالیا است.
ـ ( OLive latent Virus 1 : ( OLV_1
از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و به جنس Necrovirus از خانواده Tombusviridea تعلق دارد. اولین با از O. europaea از Apulina در ايتاليا گزارش شد.
اين ويروس دارای نوکلئوکپسيدهای ايزومتريک به قطر ۳۰ نانومتر و زاويه دار است. دارای ss_RNA مثبت است. ويريون ها دارای ۸۳ درصد پروتئين و فاقد لیپيد هستند.
ميزبان طبيعی آن زيتون است که هيچ علائمی روری آن ديده نمی شود. انتقال از طريق تلقيح مکانيکی است.
شيره گیاهی دارای تعداد زيادی ويريون است. ويريون ها در برگ ( در سيتوپلاسم مزوفيل ) ديده می شوند. Inclusion ها در سيتوپلاسم وجود دارند. اندامک های وزيکولی و لوله ای سلول دارای ويريون هستند.
ـ ( Olive Latent Virus 2 : ( OLV_2
متعلق به جنس Oleavirus از خانواده Bromoviridea است. اولین بار از جنوب ایتالیا از Apulina از درختان زيتون گزارش شد.
دارای ss_ RNA است و ويريون ها را می توان در سيتوپلاسم سلولهای مزوفيل برگ پيدا کرد . سلولهای آلوده فاقد Inclusion هستند. ارگانلهای بزرگ سلولی به غير از هسته تحت تاثير ويروس قرار می گيرند.میزبان طبیعی آن زیتون است، بدون علامت. انتقال از طریق مکانیکی.
به نظر می رسد که اين ويروس يک نوع Ilarvirus باشد يا نسبتی با ویروس موزائيک يونجه داشته باشد. بيشتر خصوصيات آن شبيه ويروس zonate spot شمعدانی عطری ( Pelargonium ) است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:17 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

فتیله نارنجی (سیتوسپورا)

این بیماری شانکری گسترش جهانی داشته و از این بیماری های که ایجاد شانکر میکنند بیشترین گونه های گیاهی را مبتلا می سازد ، این پاتوژن چندین گونه دارد و طبق گزارشات انجام شده بیش از 70 نوع درخت میوه ، درختان جنگله و سایه دار و از انواع بوته ها و مخروطیان بوسیله گونه های این پاتوژن مورد حمله قرار می گیرند . چون قارچ گونه Valsa اغلب به فرم غیر جنسی یعنی Cytospora sp. دیده میشود و بنابراین بیماری به نام " شانکر سیتوسپورا" نامیده میشود .



بیشترین خسارت این بیماری در درختان هلو و سایر درختان میوه هسته دار و نیز در سیب و گلابی و تبریزی و بید می باشد ولی اغلب در خیلی از درختان سایه دار و جنگلی نیز مهم می باشد . در واقع کمتر باغی از صدمات این بیماری در امان می ماند .در خیلی از درختان صدمات ناشی از شانکر در تنه اصلی یا شاخه ها بسیار زیاد است . شاخه های آلوده درختان بیمار در اثر وزش باد به علت سنگینی بار میوه اغلب می شکنند . شدیدترین صدمه بیماری در درختانی است که در اثر شرایط نا مساعد طبیعی ضعیف گشته اند . این قارچ اغلب بصورت گندرو در پوست مرده درخت زندگی می کند ولی با ضعیف شدن درخت قارچ به حالت انگلی در می آید . اما وجود قارچ سیتوسپورا روی یک شاخه مرده دلیل مرگ شاخه در اثر قارچ مزبور نیست .



آلودگی شاخه های کوچک سبب مرگ سرشاخه ها گشته بدون اینکه شانکر بروز کند . شانکرها روی تنه و شاخه های بزرگ درخت بوجود می آیند . در ابتدا شانکر بشکل بافت مرده دایره ای شکل دایره ای شکل دیده می شود . محل آلوده قهوه ای رنگ و فرو رفته می شود و اغلب بافت کالوس برآمده در اطراف شانکر ایجاد می شود در بعضی از میزبان ها ، بخصوص در درختان میوه هسته دار پوست بیمار داخلی تیره رنگ گشته و بو می گیرد و صمغ زیادی از بافت مرده ترشح می شود . در محل شانکر بعداً پوست چروکیده گشته و از چوب زیرین و پوست سالم اطراف جدا می شود . پیکنیدهای کوچک و جوش مانند قارچ روی پوست مرده محل شانکر ظاهر می شوند . و بعداً پوست چروکیده شده و ممکن است بصورت ورقه ای کنده شده و چوب مرده زیرین را در معرض هوا قرار می دهد . اندازه شانکرها سال به سال بزرگتر شده و بشکل تورم های بدشکل در می آیند . در نتیجه رشد شانکرها و احاطه دور تا دور شاخه ، خیلی از شاخه ها می میرند .



شانکرهای سیتوسپورا در اثر آلودگی بوسیله کنیدی قارچ ایجاد می شوند . مرحله پریتس بندرت تشکیل می شود . کنیدی ها در داخل پیکنید به وجود می آیند . پیکنیدها دارای فرو رفتگی های زیادی است که همه آنها به یک روزنه منتهی می شوند . اسپورها کوچک ، بیرنگ ، یک سلولی و کمی خمیده هستند . این پیکنیوسپورها در داخل یک ماده ژلاتینی تشکیل شده اند که در هوای مرطوب لعاب ژلاتینی آب بخود جذب کرده ، متورم شده و توده اسپورها بشکل ستونک مارپیچ لعابی از روزنه پیکنید خارج می شود . در هوای مرطوب و در عدم بارندگی توده اسپورها به شکل فتیله نارنجی رنگی از پیکنید خارج شده و در محل شانکر ممکن است خشک شده و در آنجا باقی بماند . آلودگی معمولا در پاییز یا زمستان صورت می گیرد ولی در درختان ضعیف آلودگی در طول فصول رشد گیاه نیز ممکن است . قارچ از راه زخمهای مختلف وارد بافت گیاه می شود . قارچ در پوست مرده مستقر می شود و به داخل لایه های خارجی چوب نبز رشد می کند .



هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری به عمل آورد ، در پیشگیری از بیماری موثر است . در موقع هرس درختان بایستی توجه داشت که از ایجاد زخمهای بزرگ که بهترین راه برای نفوذ قارچ است ، جلوگیری بشود . شاخه های آلوده و شانکرهای که ممکن است به وجود آید هرچه زود تر بایستی آنها را برید و منهدم ساخت .

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:28 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

Globodera.rostochiensis نماتد طلايي ، نماتد سيست سيب زميني

ريخت شناسي و تشريع

ماده : ماده هاي rostochiensis Globodera كيسه هایي تشكيل مي دهند ، كه بدنهاي نماتدهاي ماده مرده است كه از تخمها حفاظت مي كند . بدن گرد ، كروي با گردني كوتاه و بدون مخروط انتهايي .

كيسه هاي جديد قهوه اي براق گرد شده و داراي گردني برجسته هستند. زائده سيخي عمودي كمي خميده و گره هاي آن گرد شده واز عقب داراي سرازير هستند .

تخمدانها دو عدد بزرگ هستند . پوست ضخيم ، با طرح سطحي تور مانند است ، لايه d وجود دارد . دستگاه تناسلي مادگي در انتها و بلندي متوسط دارد. روزنه مقعد وجود ندارد اما مقعد و مادگي هر دو در يك لگن مادگي قرار دارند .همه تخمها درون بدن نگهداري ميشوند . ( توده تخمي وجود ندارد ) .

توجه: Globodera.rostochiensis قبل از قطع پوسته ريشه از يك مرحله زرد عبور مي كند . تا زمان مرگ و تبديل به كيسه قهوه اي رنگ به صورت كرم سفيد شيري رنگ باقي مي ماند ماده هاي بالغ بزرگ سال روي ريشه سيب زميني از لحاظ رنگ، زرد طلائي هستند .

نر: شبيه كرم هستند بدن به شكلي cياs مانند پيچيده شد . ناحيه پهلو 4 خط دارند . سيخكها بزرگتر از Mm30 بلندي دارند كه هر چه از مبداً فاصله مي گيرند دورتر مي شوند . لوله مجراي دفع ندارند . دم كوتاه است و نيم كره اي مي باشد .

نوزادان دو مرحله اي : ميخك كمتر از Mm30 طول دارد . ناحيه پهلوي با چهار خط دارند . دم مخروطي فلش مانند با انتهاي نيمه شفاف .

تفاوتهاي ريخت شناسي بين G.pallida و G.rostochiensis وجود دارد مثلاً در ناحيه لاروي كيسه اي و غيره .

چندين نمونه از G.rostochiensis وجود دارد : بريتانيايي A ، هلندي A, B, C .

براي G.pallida بريتانياي B, E ، هلنديD .

طبقه بندي نمونه فرعي بر اساس توانايي نماتد به تكثير بر روي موجودات ذره بيني مقاوم است .

پراکنش

Globodera rostochiensis به طور گسترده اي در نواحي رويش سيب زميني پراكنده شده است .
اين طبقه احتمالاً در پرو با Solanumtubersum و ديگر گونه هاي Solanum منشاً گرفته است نماتدهاي كيسه اي سيب زميني در ابتدا در آلمان در سال 1913 كشف شدند . تا آن زمانه نماتد هاي كسيه اي سيب زميني در سر تا سر اروپا پخش شده بودند (Wallace 1964) .
طي دهه هاي 1960و1970 كشف كردند كه در كانادا چندين منطقه هجوم نماتدهاي كيسه اي سيب زميني وجود دارد ( Mai 1977) جزيره ونكوور 450 مايل دورتر ، نزديكتر ين منطقه به كاليفرنيا بود كه يكي از نماتدهاي كيسه اي سيب زميني در آنجا تصديق شد .

در اوايل دهه 1970 دانشمندان در مكزيك هجومي از G.rostochiensis را در ايالت گوانا جوتا كشف كردند (تقريباً 1000 مايل از مرز كاليفرنيا ) كه يكي ازمناطق عمده توليد سيب زميني در مكزيك است( Alvanez 1972) .

در آمريكاي شمالي G.rostochiensis اولين با در لانگي ايلند نيويورك (Nassau. country) در سال 1941 كشف شد پس از اينكه يك پرورش دهنده سيب زميني متوجه مناطق مجزاي رشد گياه ضعيف شد. ( Mai وLear1953 ) نماتد ممكن است در يك وسيله تجهيزاتي برگشته از اروپا پس از جنگ جهاني اول آمده باشد .

اين منطقه يكي از كمپهاي قديم نظامي بود كه به مزرعه سيب زميني سيب زمين تبديل شده اين كشف منجر به تاسيس يك قرنطيه فدرال بر اساس فعاليت نماتد طلايي شد .

پرورش دهنده ها به تبع شهر نشيني به نيويورك غربي رفتند و شيوع متعاقب آن پديدار شده كه به 8 تا 10سال نياز داشت تا به سطحي قابل كشف برسد .

گسترش نماتد طلايي در ايالت (1999)

بر اساس اطلاعات بدست آمده از مركز بين المللي سيب زميني و مرور گذشته حضور نماتد كسيه اي سيب زمينی PCN) Globodera rostochiensis )در اين كشورها گزارش شده است : اتريش ، استراليا ، الجزاير ، بلژيك ، بوليوي ، كانادا ، كاستاريكا ، شيلي ، چكسلواكي ، دانمارك ، استوني ، فالند ، آلمان ، يونان ، هلند ، مجارستان ، هند ، ايسلند ، اسرائيل ، ايتاليا ، ژاپن ، مكزيك ، مراكش ، نيوزيلند ، پاكستان ، پاناما ، پرو ، فيليپين ، لهستان ، پرتقال ، سريلانكا ، اسپانيا ، اتحاد جماهيرشوروي ، آفريقاي جنوبي ، سوئد ، پادشاهي انگلستان ، ايلالات متحده امريكا ، جزيره ونكوور، و نزوئلا و يوگسلاوي .

در 16 كشور از كشورهاي فوق اطلا عاتي نيز در باره نژادهاي نماتدها وجود دارد .

در 63 درصد از اين كشورهاي تحت هجوم DCN سوابقي از ديگز نژادها وجود ندارد .

مركز بين المللي سيب زميني در ليما پرو كلكسيوني جهاني از نژادها نگهداري مي شود و سرويسي رايگان براي گونه و نژاد شناسي ارائه مي دهند .

(Matos و Canta.saenz 1990)

اهميت اقتصادي

به طور كلي آن محيطهاي كه براي سيب زميني و گوجه فرنگي مطلوب هستند براي نماتدهاي كيسه اي نيز مطلوب هستند روشهاي بسياري وجود دارد كه از طريق آنها نماتدهاي كيسه اي سيب زميني مي تواند درون نواحي توليد سيب زميني و گوجه فرنگي در كاليفرنيا پخش شوند.

از موارد مهم در ميان آنها پخش دانه سيب زميني، موارد ريشه گياهان و خاك است كه هم از لحاظ تجاري و هم بصورت خصوصي صورت مي گيرد وسايل ، ابزار ، اتومبيلها و دیگر تجهيزات ديگري كه از آن سوي درياها يا ازمناطق آلوده در امريكاي شمالي وارد شده اند همگي منابع بالقوه هجوم آفت هستند يك دقيقه پيوستن كيسه به بخشهاي زيرين يك وسيله نقليه در گل ولاي مي تواند بسيار سخت كشف شود گرچه محدود كردن مشكل است احتمال تكثير نماتد هاي كيسه اي سيب زميني بدرون كاليفرنيا مهم و اساسي است . احتمال جايگزين شده آنها و سپس تكثير ممكن است بطور قابل ملاحظه اي كمتر باشد اما با اين وجود جدي است .

تغذيه

تشكيل مكان تغذيه و توسعه نوبتي جنس .

سيستم سلول محافظتي يك بافت ناقص چند هسته اي مركب است . به هر حال در مكانهاي تغذيه هسته و هستك ها بزرگ شده، سيتوپلاسم افزايش يافته و ضمائم سلولي تكثير گرديده اند. ( سين كيتيا)

ميزبانها

سيب زميني ، گوجه فرنگي و برخي علفهاي هرز .

تقريباً 90 گونه از جنس Solanum به عنوان ميزبان شناخته شده اند .

سه محصول تجاري ميزبانهاي نماتدهاي كيسه اي سيب زميني هستند : سيب زميني ، گوجه فرنگي و بادمجان(Mai وLear 1953)

علاوه بر اين علفهاي هرز بسياري به عنوان ميزبان اين نماتدها شناخته شده اند ( Goodey وFranklin 1958 و1959) به عنوان مثال ، تاج ریزی تلخ (S.dulcamara) تاج ریزی برگ نقره اي (S.elaeagnifollum) تا ج ریزی كركي(S.sarracholdes) تاج ریزی سياه (S.nigrum) و تاتوره(Datura.starmonium) كه همگي دركاليفرنیا موجود مي باشند ميزبانهاي نماتدهاي كيسه اي سيب زميني هستند .

چندين گونه فرعي از G.rostachiensis وجود دارد : بريتانيايي A ، هلندي A, B, C طبقه بندي گونه فرعي بر اساس توانايي نماتد در تكثير در موجودات ذره بيني زراعتي مقاوم است .

در ميان گونه هاي ميزان ، موجودات ذره بيني مجزايي هستند كه در قابليت خود براي نژادهاي مختلف نماتد ها متفاوت هستند (Kort و همكاران 1977) اين قابليت تمايزي كشت تنوع ها اساس يكي از وسايل اوليه كنترل نماتد هاي كيسه اي سيب زميني است كه مقاومت گياه ميزبان است .

چرخه زندگي :

توليد مثل و مكانيك حركت جمعيت نماتد ها ي كيسه اي سيب زميني تا حد زيادي مي تواند تحت تاًثير دما رطوبت طول روز و فاكتورهاي تحت تاًثير خاك باشد به طول نماتدهاي كيسه اي سيب زميني در هر محيطي كه سيب زميني مي تواند رشد كند بقا خواهد يافت . يك دروه 38 تا 48 روزه ( بسته به دماي خاك ) براي يك چرخه كامل زندگي نماتدهاي كيسه اي سسيب زميني لازم است

تخمهاي درون بدن نماتد ماده مرده بصورت خفته باقي مي مانند ( كيسه) تا اينكه محركهاي مناسب براي تخم گذاشتن برسد ( يعني تحريكهاي شيمايي آزاده شده توسط ريشه گياه ميزبان ) تخمهاي نماتد كيسه اي سيب زميني مي توانند به مدت 30 سال درون كسيت بصورت خفته و ماندگار باقي بماند .

در مرحله خفته نماتدها نسبت به نماتدكشها مقاومت بيشتري دارند زماني كه دماي خاك به اندازه كافي گرم باشد ( بالايc10) و علائم مناسب تخم گذاري دريافت شود نوزادان مرحله دوم سراز تخم درمي آورند از كيسه به بيرون رها مي شوند و به سوي ريشه گياه ميزبان مهاجرت مي كنند .

بازشدن تخمها توسط افشاندن ريشه ميزبان تحريك مي شود (60 تا 80 درصد ) تنها 5 درصد تخم گذاري در آب صورت مي گيرد .برخي تخم ها تا سالهاي بعد باز نمي شوند .

نوزادان بدرون ريشه رخنه مي كنند و شروع به تغذيه از بافت ريشه مي كنند . سلولهاي گياه ميزبان در ناحيه پوست ريشه تحريك به ساختن سلولهاي ويژه مي شوند (syncytia بافتهاي ناقص چند هسته اي ) كه مواد مغذي را به نماتدها انتقال مي دهند . پس از اينكه تغذيه آغاز شد نوزاد شروع به رشد مي كند و تا زمان بلوغ سه بار ديگر پوست اندازي مي كند .ماده ها رشد كرده و گرد مي شوند ، ريشه را شكاف داده و بخش عقبي بدن خود را در معرض محيط بيرون قرار مي دهند .

نوزادان نر فعال باقي مي مانند ، از گياه ميزبان تا زمان بلوغ تغذيه مي كنند . در زماني كه تغذيه متوقف مي شود به صورت كرمي شكل درآمده و به جستجوي ماده ها مي پردازند ( Groen1970 ) نرهاي بالغ تغذيه نمي كنند . جنسيت توسط اندوخته غذايي تعيين مي شود . بيشتر نوزادان تحت شرايط مخالف و هجوم شديد به نر تبديل مي شوند .

نماتد ها به صورت جنسي توليد مثل مي كنند : نرها توسط يك كشش جنسي Pheromone به سوي ماده ها جذب مي شوند . نماتدها ممكن است چندين بار جفت گيري كنند . پس از جفت گيري هر ماده تقريباً 500 تخم توليد مي كند ( b Stone1973 ) سپس مي ميرد و پوسته ماده مرده همان كيسه را تشكيل مي دهد .

جمعيت سالانه در غياب ميزبان كنترل يافته كه اين كاهش از 18 درصد در خاكهاي سرد ( اسكاتلند ) تا 50 درصد در خاكهاي گرم مي باشد كه با سرعت كاهش تقريبي حدود30 درصد است .

بنابراين كاهش جمعيت از اين الگو پيروي مي كند : 100-70-50-35-23 و غيره .

خسارات

ريشه گياهان مبتلا بصورت لحظه اي بدنهاي سفيد را نمايش مي دهند كه ماده هاي نابالغي هستند كه بشره هاي ریشه به بيرون آمده اند . در تراكم هاي بسيار بالا نماتد ها ، برجستگي ها نيز ممكن است مبتلا شوند كه در حضور كيست ها در سطح آنها ناشي مي شود در اسكاتلند ، يك تن به ميزان هر گرم تخم 20 خاك كم مي شود ذخيره آب و مواد مغذي به گياه بالايي دچار نقص مي شود .

نماتدهاي كيسه اي سيب زميني تغذيه نيمه انگل داخلي از ريشه گياه دارند . هيچ علائم مجزاي ميزباني در كاهش جمعيت همراه نيست اما همانطور كه جمعيت زياد مي شود علائم نيز ظاهر مي شوند . گياه رشد كمي در بخشهاي كوچك كه با رشد مداوم سيب زميني ها همراه است ، نشان مي دهد گياهان در اين مناطق علائمي از فشار نقص آب و يا مواد معدني همراه با برگهاي زرد و پژمرده نشان مي دهند .

مديريت

دفع و قرنطينه:

در كشورهايي كه بدون نماتد هاي كيسه اي سيب زميني هستند ، قرنطينه مي تواند به جلوگيري از شيوع آن كمك كند . در كشورهايي كه اين پيشاور متمركز شده ، قرنطينه مي تواند از شيوع بيشتر جلوگيري كند . به عنوان مثال قرنطينه اعمال شده پس از كشف اوليه G.rostachiensis در Long Island گسترش نماتد را به درون قاره به تاًخير انداخت (Evans وStone 1977) . وقتي كه نماتد هاي كيسه اي سيب زميني به آنسوي مناطق بزرگ گسترش يافت ، ديگر قرنطينه موثر نيست .

درايالات متحده ، فعاليت نماتد طلائي در سال 1948 يك قرنطينه را بر اين نماتد ايجاد كرد . خدمات بازرسي بهداشت دام و گياه (APHIS ) در USDA براي اجراي يك قرنطينه در حركت درون ايالتي از اسباب محدود از ايالت نيويورك ادامه مي يابد .

بخشهاي قرنطينه عبارتند از : خاك، كود ، كود گياهي ، كود كشاورزي ، گياهان زنده ، علفزار ، تاجهاي گياه ، ريشه ها براي انتشار ، پيازها ، ساقه هاي زير زميني ، ريزو مها ، محصولات ريشه اي حبوبات كوچك و دانه سويا ( مگر در ظرفهاي آزمايش شده ) يونجه و كاه ( مگر در ظرفهاي آزمايش شده ، آشغال گياه ، خوشه دانه (بجز خوشه دانه پوست كنده ) ظرفهاي توليد كشاورزي استفاده شده ، كيسه هاي كرباسي ، وسايل كشاورزي ( مگر اينكه بدون خاك باشند ) تجهيزات كشت و درو كه استفاده شده (مگر اينكه بدون خاك باشند و سيب زميني هاي به دانه نشسته .

سيب زميني هاي مخصوص مصرف در مزارعي كه به طور مطمئن عاري از نماتد هاي كيسه اي سيب زميني هستند پرورش مي يابنند ( يا در خواستهايي از مواد ضد عفوني كننده خاك مورد نياز در يافت مي كنند ) و ممكن است انتقال يابند اگر بدون خاك و در ظرفهاي آزمايش شده جابجا شوند . آن مناطق درون نيويورك در هجوم G.rostachiensis شناخته شده هستند با مراجعه به انتقال درون ايالتي موارد محدود شده تنظيم شده اند .

كشف G.rostachiensisدر ايالات متحده و فعاليت متعاقب نماتد طلائي ضربه اي عظيم به توسعه نماتولوژي وارد كرد . بسياري دانشمندان آموزش زود هنگام نماتولوژي خود را از طريق آن برنامه دريافت كردند . B.G.Chitwood يكي از اولين مديراني است كه آزمايشگاه نماتد طلائي را ايجاد كرد.

ريشه كن كردن

ريشه كني نماتد كيسه اي سيب زميني زماني كه در منطقه گسترده شده اند به نظر غير محتمل مي رسد . دروه بقاي بسيار طولاني كيسه هاي يافت شده در خاك اختيارات اداره را محدود مي كند .

ادره كردن :

نماتد هاي كيسه اي سيب زميني داراي يكي از بيشترين ارزشهاي بقا براي هر ارگانيسم هستند ، و مي توانند به مدت 30 سال در حاليكه تخمها توسط ديواره كيسه مقاوم حفظ مي شوند باقي بمانند(Chitwood 1951 ، Winslow وWillis 1972) علاوه بر اين ،افزایش ساختار جمعيتي نماتد ها به سطوح بالا ، خسارت شديد محصولي رخ مي دهد . يكي از بهترين شيوه هاي محدود كردن گستر ش در زماني كه نماتد ها كيسه اي سيب زميني در يك منطقه جايگزين شده اند ، كامل كردن مقياسهاي كنترل است . استفاده از ضد آفتها به ويژه تنوعهاي مقاوم و چرخش محصول براي جلوگيري از گسترش بيشتر ضروري است . ( Evans و Brodie 1980)

كنترل شيميايي

مواد شيمياي بكار رفته براي كنترل نماتدها مي تواند طبق ميزان فرار بودن آنها طيقه بندي می شوند؛ همانند نماتد كشهاي ضد عفوني كننده يا نماتد كش هاي غير ضد عفوني گر . بسته به غلظت بكار رفته ، بسياري از نماتد كشهاي ضد عفوني كننده ضد حساسیتي اساسي هستند كه همه اُرگانيسم هاي زنده در خاك را از جمله نماتدها ، قارچها ، باكتريها ، گياهان و حشرات را نابود مي كنند در مقابل اكثر نماتد كشهاي غير ضد عفوني كننده ويژه هستند و ممكن است در تراكمهاي مزرعه سم موثر بر گياه نباشند

انواع مقاوم

انواع مقاوم بر اساس Solanumandigena هستند اما محصول مداوم موجوادات ذره بيني مقاوم براي G.pllida يا شكل فرعي انتخاب مي شوند . در سال 1966 پروشت دهنده گان گياه در دانشگاه Cornell يك نوع جديد سيب زميني پرورش دادن به نام Peconic .

Peconic شبيه به Katahdin است كه يك موجود ذره بيني خاك در نيويورك است و در مقابل نژاد G.rostachiensis كه در New Found lard بروز مي كند مقاوم است (spears 1968) اخيراً موجوادت ذره بيني مقاوم از S.tuberosum وAndigena وS.vernei از قسمت قابل توارث نطفه آنها پرورش يافت كه به هر دو نوع G.rostachiensis و G.pallida مقاومت نشان مي داد ( Brodie و همكاران 2000) .

در اروپا بسياري موجودات ذره بيني در دسترس كه در برابر نماتد هاي كيسه اي سيب زميني مقاوم هستند .

انتخاب ثابت توسط تناوب موجودات مقاوم و مستعد و چرخش محصول ، موثر هستند ( Jones 1969) .

چرخش محصول و كنترل فرهنگي وقتي كه يك گياه غير ميزبان پرورش يابد سطح جمعيت نماتد هاي كيسه اي سيب زميني كاهش مي يايد چون هر سال سهم مشخص از تخمهاي درون كسيه ها يا مي ميرند يا باز مي شوند . پس از يك دوره 5 تا 9 ساله ، جمعيت به يك سطح كم كاهش مي يابد و محصول ميزان قابل رشد مي شود . آب و هواي گرمتر باعث ميزان بيشتري از كاهش سالانه مي شود بنابراين باعث كاهش موجوادات ذره بيني خاك بين محصولات مستعد مي شود (Winslow و Willis 1972)

تابش آفتاب بر خاك

تابش آفتاب بر خاك اساساً يك مرحله كود گياهي است كه شامل استفاده از صفحه پلاستيكي تميز بر روي سطح خاك مرطوب است . پس از چندين ماه طي دوره هايي از دماي بالا تغييرات فيزيكي و شيميايي در خاك رخ مي دهد كه ميتواند براي محصولات مفيد باشد ( Stapleton و Deray 1986) تابش آفتاب بر خاك براي كنترل G.rostachiensis تحت شرايط مزرعه اي نيويورك به كار مي رفته است ( Lamondia و Brodie 1984) جمعيت در cm10 بالاي خاك 96 تا 99 درصد كاهش مي يابد و نوزادان موجود در كيسه تا عمقي معادل cm5 ريشه كن مي شوند . چون شيار مركزي كاليفرنيا داراي دماني هواي بالاتري و تابش خورشيدي بيشتري در طول ماههاي تابستان نسبت به نيويورك است. كنترل نماتدهاي كيسه اي سيب زميني توسط تابش خورشيد بر خاك ممكن است تحت شرايط كاليفرنيا موثرتر است ( Pullman و همكاران 1984)

دشمنان بيولوژي

نماتد ها مانند ديگر اورگانيسم ها دشمناني طبيعي دارند كه مي توانند توانايي آنها به بقا و تكثير را كاهش دهند . قارچها و ريكتسيا . مانند ميكرو اورگانيسم ها مورد بررسي قرار گرفته اند بخاطر پتانسيل آنها براي كنترل نماتد هاي كيسه اي سيب زميني ( Jatala و همكاران 1979)

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:30 AM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

ایو باکتری ها يا باکتری های حلالی بدون جدار سلولی

ایو باکتری ها يا باکتری های حلالی بدون جدار سلولی


ایو باکتری ها يا باکتری های حلالی بدون جدار سلولی و با جدار سلولی که عوامل بیماریزای محدود درشبکه‌ی آوندهاي عآلي در گياهان مي‌باشند

مقدمه:میکرواروگانیزم های مورد مطالعه در این تحقیق شامل دو گروه باکتری ها ی حلالی به نام ملیکیوتس که یکی از گروه گونه های پست ، سیتوزین مثبت و گرم مثبت که فاقد دیواره سلولی کلاسیک Mollicutes بوده ودیگری شامل دو باکتری قرمز رنگ بنام پروتیباکتری ها از گروه گونه های گرم منفی می بــاشد . بعضی ازاین ار گانیزم ها به آوندهای عآلی گیاهان حمله کرده و تولید بیماری می نمایند. بنابراین آنها جزء عوامل بیماریزای گياهي محسوب شده در حالي كه انواع ديگر فقط بر روی بافتهای گیاهی مخصوصاً گلها مشاهده شده و بیماریزا نیستند. از میان باکتریهای بیماریزا بر روی آوندهای عآلی فقط نوع اسپیرپلاسماها قابل کشت می باشند در حالی که نوع فايتوپلاسماها و دو نوع از پرتی یو باکتریها هرگز کشت نشده اند. از زمان اولین گردهمایی مربوط به آلودگی باکتری‌يايي ویا شبكه باكتري در محیطهای کشت بافت در سال 1987 که در آن گردهمایی ملیکیوتس های گیاهی برای اولین بار معرفی شدند تا به حال مطالعات زیادی در خصوص آنها صورت گرفته مخصوصاً در خصوص باكتريهاي دارای دیواره سلولی که به آوندهای گیاهان حمله می کنند. پیشرفتهای مربوط‌‌ به رده بندي ، خصوصيات طبقه بندي ، شناسایی و تشخیص این ارگانیزم ها دراين تحقيق بررسي گرديده كه غالب‍‍‍ِأ بخاطر وجود این تکنولوژیهای جدید ویا اصلاح شده درزمینه‌ی بیوشیمی مولکولی ، بیولوژی وژنتیک مخصوصا‌‌ً در رابطه با زنجیره‌های مولكول DNA ريبوزمي S16 و مقايسه الكتروفريسيس به منظور اندازه گيري وآزمايش UGA با كدهاي قابل استفاد ه بوده است. آزمايش UGA به منظورمتوقف كردن كدها ويا براي كد تريپتوفان، تعيين كلسترول 80 مورد نياز مليكيوتس آزمايش، مربوط به سيستم قند تراسفرز (PTA ) احيا كننده و بالاخره برای احیاء فراگمنت هاي DNA مخصوص که دارای زنجیره ی احیاء پلی مرز ( (PCR جهت واکنشهای زنجیره ای براي شناسایی خصوصیات عوامل باکتری‌زا وعلل دیگرمورد استفاده قرار گرفته است. اثبات و بررسی مراکز و محل اولیه باکتریهای حلالی ازنوع ملیکیوتس: مقایسه زنــــــجیره های DNA ریبوزمی 16S مربوط به گروه مليكيوتس ها با باکتریهای دیگر نشان داده است که، ملیکیوتسها دارای یک شبکه‌ی پلی لوژنتیک درخت مانند از نوع باکتریهای حلالی گرم مثبت می باشند . در حال حــاضر ملیکیوتس ها به علت تکامل بعضی ژنها ی خود را ازدست داده واندازه آنها تحليل رفته است. در صورتی که نژاد اولیه‌ی آنها باکتریهای گرم مثبت بوده که دارای (G+C)كمتري در ژن آنها وجــود داشته است. اقوام نزدیک باکتری‌های حلالی که دارای دیواره‌ی سلولی بسته مي‌باشند، شامل دو گونه گرم مثبت با G+C)) كم بنامهای clostridium ramosum و innocuum clostridium

می باشند. این نوع کلستریدياها شبیه ملیکیوتس‌های اولیه بوده که انروپلاسماز واستروپلاسمازآنها هنوز از نــــــوع مخصوص انیربز می باشد که نشان دهنده‌ی انیربیوسز وراثتی موجود در نژادهای اولیه آنها نیزهــــست؛ مقاومت موجود در مليكيوتس‌ها و همچنین در دو گروه کلستریدیال احتمالا از نژادهای اوليه ‌آنها كه داراي(G+C) كمي در ملكول DNA بوده‌اند به‌ارث رسيده است. فایــــــــــلوژنتیک درختی ملیکیوتسها: این درخت پنج گروه فایلوژنتیکی را نشان می دهد

(1) گـــــــروه اسپیروپلاسما شامل دو گو نه جديد mesoplasma وEntomoplasma اما بعضی از انواع به خصوص Mycoplasma مثل M.mycoides نیز مشاهده می‌گردد

(2) گـــــــروهmycoplasma pneumonias .

3)) گــــــروه mycoplasma hominis))

(4) گروه انيرو پلاسما اكوليد پلاسما كه در اين گروه فايتو پلاسما خوشه‌اي مي باشد.

(5) گروه استرو پلاسما كه فقط داراي يك نوع باكتري مي باشد . مليكيوتس هاي كه داراي شاخه هاي فايلوژنتيكي نزديك به هم با (G+C) كم وگرم مثبت بوده در آنها از دست رفتن ديواره سلولي درهمان اوايل صورت گرفته است. (شكل2) كه علت آن از دست رفتن ژن (شكل2 GL ) در طول تكامل بوده است . شاخه شاخه شدن گروه استرولي پلاسما نشان دهنده ي ازدست دادن ديواره‌ي سلولي در مراحل اوليه مي‌باشد . احتمالاً اين مطلب صحيح نمي‌باشد، زيرا عمل شاخه شاخه شدن در اين گروه هنوز صورت نگرفته است؛ در كد ژنتيكي يونيورسال فقط يك كد براي تريپتفان وجود دارد كه عبارتند از 3 .5uGG مليكيوتس‌ها به عنوان ارگانيزم هاي داراي ( (G+Cكم موفق به ساخت كد جديد تريپتفان با G كمتر بنام 5UGA شده اند كه در آن 3A بجاي 3G در UGG قرار گرفته است. اين مطلب به صورت Trp =UGA نشان داده شده است. براي انجام اين جابجايي آنها يك مولكول RNA جديد را با آنتي كد 5VCA3 كه قابليت ترجمه UGA و UGG را دارد بوجود آورده‌اند. ((4 را ببينيد )) بنابراين در تكامل اخير مليكيوتس‌ها مثل اسپيروپلاسما، انتموپلاسما، مزوپلاسما، مايكوپلاسما و يوريوپلاسما ژن UGA به عنوان كد تريپتوفان مورد استفاده قرار گرفته است در حالي كه در مليكيوتس‌هاي اوليه‌ي مثل انيرپلاسما، استروپلاسما، اكولي پلاسما، فايتوپلاسما ژن UGA به عنوان كد متوقف كننده مورد استفاده قرار گرفته است؛ هر چند كشت فايتوپلاسما امكان پذير نمي باشد اما گفته مي شود كه شاخه‌هاي آنها به اكلي‌پلاسما شباهت داشته وآنها مليكوتس‌هاي حقيقي مي‌باشند.

رده بندي مليكيوتس‌ها تا حد گونه : تعريف گونه هاي مليكيوتس ها بر اساس خصوصيات مختلفي مثل انيريوسيز، هليكال مرفولوژي، احتياجات كلسترول ويا توين 80، ‌‌‌‌ درجه حرارت مناسب رشد وهيدروليز اوره صورت مي گيرد. اندازه‌ي ژنوم به عنوان يك خصوصيت مهم در تعريف گونه مد نظر قرار گرفته است با بوجود آوردن الكتروفرسيس ضرباني(PFGE ) كه يك تكنولوژي دقيقتر وبهتري نسبت به روش اوليه احيا جنبشي مي‌باشد نشان داده شده است كه در ميان گونه‌هاي زياد اندازه‌ي ژنوم بسيار متفاوت مي‌باشد؛ نياز كلسترول براي مدت زيادي به عنوان يك عامل اصلي در تشكيل رده بندي در بين مليكيوتس‌ها اهميت داشت. اما كشفيات جديد اين موضوع را در طبقه بندي مليكيوتس‌ها كم اهميت كرده‌است. گونه‌هاي زيادي از باكتري‌هاي حلقوي (اسپيروپلاسما ) مثل S.apils S.floricola S.chinense S.diabroticae بدون حضور كلسترول نيز رشد ونمو كرده‌اند اين نشان دهنده‌ي اين مطلب است كه خانواده‌ي اسپيروپلاسماتسي از نظر ژنتيكي به دو شاخه تقسيم شده اند ويك گونه جديد بنام هليكوپلاسما كه شبيه Mollicutes حلالي بوده وبراي رشد احتياجي به استرول ندارد نيز بوجود آمده است؛ همچنين ممكن است نياز كلسترول به عنوان يك عامل مهم در طبقه بندي Mollicutes كاملاً از بين رفته باشد.

باالاخره خانواده‌ي انتمپلاسماتاليس كه شامل گونه هاي انتمپلاسما ، مزوپلاسما و اسپايروپلاسما مي‌باشد، براساس محل زندگي رده بندي شده است . در حقيقت بيشترين ميزبان اين خانواده حشرات مي باشند و عامل انتقال دهنده‌ي آنها زنجيره‌هايي مي باشند كه بر روي برگ گياهان زندگي مي كنند.

روشهاي تشخيص مولكول در خصوص مايكوپلاسمولوژي و مطالعات آنها اخيراً قابل دسترس مي باشد. باكتريهاي داراي ديواره‌ي سلولي عامل بيماري در سلول آوندي ليبروباكتري وفلوموباكتري (پرني يو باكتري ها ) Candidatus phlomobacter fragariae نامگذاري گرديد. پروتي باكتريهايي از نوع (گاما) به سه زيرگروه مهم تقسيم مي شوند

1- باكتري هاي فتوسنتز كننده ازنوع سولتور قرمز مثل chroatiun

2- گونه هايي كه با بيماريهاي لكه‌اي همراه هستند.مثل Legionella

3- مخلوطي از انواع غيرفتوسنتز كننده مثل Endosymloiontsو pseudomonadsو Escherichia coli كه به مورچه ها حمله ميكنند. Buchaera كه به شته و مگس تسه تسه ومگس سفيد و زنجره حمله مي‌كند كه گونهBacter phlomo در همين زير گروه كه بيشترين انگلهاي باكتري حشرات در آن موجود مي باشند يافت ميگردد . بر اساس خاصيت توالي در مولكول DNA ريبوزمي 16S موجود در باكتريBacter phlomo در گياه توت فرنگي يك نوع pcr جديد بوجود آمده است ؛كه براي اولين بار شناخت عامل بيماري توت فرنگي را در گياهان آلوده امكان پذير مينمايد. بدون شك براي شناخت حشره ناقل بيماري نيز مناسب مي باشد. به طور خلاصه هرچند كه كه عوامل زنده وميكروارگانيزم هاي موجود درسلول هاي آوندي معمولاً همراه با بيماري سبز مركبات و زردي لبه ي برگهاي توت فرنگي مي باشند، كشت آنها در محيط آزمايشگاهي امكان پذيرنيست. اما از طريق بدست آوردن مولكول هاي DNA ريبوزمي 16S روش pcr متوالي ومقايسه آنها با DNA ريبوزمي16S موجودات ديگرمي توان آنها را شناسايي كرد. اين تحقيق نشان مي دهد كه شبه باكتريهاي اوليه ، شبه باكتري هاي حقيقي هستند كه دقيقاً به آنها پرتو باكتري گفته مي‌شود. ليبروباكتري هاي سبز داراي يك زنجيره در زير مجمموعه مربوط به پرتوباكتري‌ها مي‌باشند اما باكتريphlombacter در توت فرنگي يك زنجيره جديدي است كه مربوط به پرتوباكتري نوع گاما( ) مي باشد. هر دو زير مجموعه آلفا و گاما داراي باكتري هايي مي باشند كه به حشرات نيز حمله مي كند. بنابراين انتقال ليبرو باكتري بوسيله حشرات يك امر معمولي بوده و عامل انتقال باكتريplomobacter نيزمربوط به گروهاي شبه باكتري eubacteria نيزمي باشد.عوامل بيماري محدود در سلول آوندي باكتري‌هاي بدون جدار ،اسپيروپلاسما و فايتوپلاسماست، برعكس شبه باكتري ها (eubacteria ) كه در گذشته مورد بحث قرار گرفتند، اسپيروپلاسماها وازنوع Mollicutes بوده كه فاقد ديواره سلولي مي دهد.

اسپيروپلاسماها حلالي شكل بوده ودر محيط كشت قابل كشت مي‌باشد. اما فايتوپلاسماها حلالي شكل نبوده و هر گز قابل كشت نمي‌باشند. اسپيروپلاسماها شامل گروهاي فائلوژنتيك با كد UGA مربوط به تريپتوفان بوده اما فايتوپلاسماها جزئي از گروه اكولي پلاسما بوده كه كدUGA آنها متوقف كننده مي باشد. همچنين خصوصيات فايتوپاتوژنتيكي يا بيماريزائي در اسپيروپلاسما وهمه فايتوپلاسماها درمحلهاي يكسان در گياهان يافت مي‌شود. اين محلها معمولاً سلولهاي آوندي مَشبك در بافتهاي آوندي مي‌باشد. اسپيروپلاسماها و فايتوپلاسماها داراي دو ميزبان يعني گياهي و حشره مخصوصاً زنجره ها هستند.

اسپيروپلاسماها : اسپيرو پلاسماها در طول مطالعات مربوط به دو بيماري گياهي كشف گرديدند،اين دو بيماري عبارتند ازبيماري كوتولگي ذرت و بيماري خشكيدگي مركبات ، عامل خشكيدگي اولين Mollicutes است كه منبع آن گياه مي باشد. بوسيله كشت در سال1970بدست آمد. اين مليكيوتس‌ها داراي ارگانيزم‌هاي بدون ديواره سلولي بوده وساختمان آنها حلالي شكل مي‌باشد. عامل خشكيدگي در سال 1973 بنام spiroplasma citri شناخته شد و اولين اسپيروپلاسمائي بود كه در آزمايشگاه كشت و مشخصات آن توسط همكاري هاي بين المللي ارائه گرديد. عامل بيماري كوتولگي ذرت در سال1975در آزمايشگاه كشت شد و مشخصات كامل آن درسال1986 ارائه وبنام spiroplasma kuukelliiنامگذاري گرديد. سومين نوع اسپيروپلاسمايي گياهي مربوط به سلول آوندي مشبك بنام spiroplasma phoeniceum در سال 1983و1984از گياه تلفوني آلوده درسوريه جداسازي وكشت گرديد.ميزبانهاي مختلف اين سه نوع اسپيروپلاسماي بيماريزا قبلاً مورد مطالعه قرار گرفته بود. از زمان تحقيقات اوليه بر روي s.kunkellii , s.citri تا به حال تعداد زيادي اسپيروپلاسما شناخته شده كه ناقل آنها زنجره بوده كه از طريق آن اسپيروپلاسما از گياه آلوده به گياه سالم منتقل مي گردد0به خاطر قابل كشت بودن اسپيروپلاسما مطالعات زيادي بر روي آنها از سال1970تا به حال صورت گرفته است. بعد از 25 سال تحقيق بر روي خشكيدگي مركباتspiroplasma citri به اين نتيجه رسيده‌اند كه احتمالأ باكتري spiroplasma citri مهمترين باكتري شناخته شده از اين نوع بوده و براي تجزيه هاي ژنتيكي مناسب مي باشد.

فيتوپلاسماها : آقاي ده ئي و همكارانش مشاهده كردند كه در سلول هاي آوندي مشبك مربوط به گياهان آلوده به بيماري زردي ،عوامل بيماري يا ميكروارگانيزمها از نظر ساختماني شبيه به مايكوپلاسماهاي حيواني مي باشد ، بر اساس اين شباهت عوامل شبه مايكوپلاسما(mlo ) ناميده شدند. امروز بيشتر از 300 گونه گياهي مختلف متعلق به 98 خانواده كه با شبه مايكوپلاسماها آلوده مي باشند ، شناسائي شده است. با وجود كوششهاي بسيار زياد ، شبه مايكوپلاسماها(mlo )هرگز قابل كشت در آزمايشگاه نمي‌باشند. ماهيت اصلي آنها تا سالهاي زيادي قابل شناسائي نمي باشد. فقط وقتي كه تكنيك‌هاي بيولوژي مولكولي در خصوص شبه مايكوپلاسماها (mlo ) بكاربرده شد ، مشخصات و خصوصيات آنها به سرعت شناخته شده و مورد برسي قرا گرفت.

امروز مي‌دانيم كه شبه مايكوپلاسماها درحقيقت عضوي ازكلاس مليكيوتس ها مي باشند زيرا:

1- ماده( G+C ) موجود درDNA آنها به ميزان 25-30 درصدشبه ميكيوتس‌ها قابل كشت مي باشد

2- اندازه ژنم آنها با استفاده از روش الكتروفورسز ضرباني كوچك بوده و به اندازه 600 تا 1240 kbp مي باشد كه به گونه هاي ميليكيوتس مربوط مي‌شود.

3-DNA استخراج شده از برگ‌هاي آلوده به شبه مايكوپلاسما(mlo ) براي تعيين DNAريبوزمي 16Sبا استفاده ازخصوصيات اين نوع DNA درشبه باكتري‌ها مورد استفاده قرارگرفت مولكول DNA ريبوزمي 16s در شبه باكتري ها(mlo )مي تواند متوالي ورشته ايي باشد. اين تحقيق بر روي انواع زيادي از شبه باكتري ها(mlo ) صورت گرفت. مقايسه توالي نشان مي دهد شبه مايكوپلاسماها (mlo ) باید ازنظرژنتیکی گیاهی به باکتری های گروه اكولي پلاسما ویا انیروپلاسما باشند .

4- روابط وراثتی آنها گروه اكولي پلاسما به خاطر وجود کد UGA به عنوان کد متوقف کننده نه به عنوان کد تریپوفان مورد تائید قرار گرفت . این نشان می دهد که شبه مایکو پلاسماها( MLO ) مثل اکولی پلاسما از نظر فایلوژنتیکی یا ژنتیک گیاهی به ملیکیوتس‌های اولیه شبیه بوده واین مطلب متضاد شباهت آنها به اسپیروپلاسماها می باشد . مدل اولیه و مخصوص DNA ریبوزمی 16Sمربوط به فایتو پلاسما طراحی گردیده است. DNA ریبوزمی مربوط به هر باکتری از نوع فایتو پلاسما می تواند به صورت رشته متوالی باشد و برای مطالعات ژنتیکی- گیاهی یا فایتوژنتیک استفاده گردد . همچنین می تواند برای آنالیزپلیمرفوس ( RFLP ) نیز به کار رود . کمیته رده بندی ملیکیوتس ها در سال 1944 شبه مایکو پلاسماها را بعنوان عضوی از کلاس ملیکیوتس دانست و واژه فایتو پلاسما را به جای شبه مایکوپلاسماMLO)) قرار داد. اين كميته همراه با تيم تحقيقي فايتوپلاسما بنام IRPCM پيشنهاد كردند كه واژه Candidatus براي گروهای اصلی فایتوپلاسما مورد استفاده قرار گیرد . هر گروه بیان کننده گونه های مشخص فایتو پلاسما می باشد . تا کنون 14 گروه از طریق آنالیز DNA ريبوزمي 16S بدست آمده است. فایتوپلاسما یی که درلیموایجاد بیماری می‌کند اولین فایتوپلاسمایی است که به عنوان Candidatus مورد بررسی قرارگرفته است. واسم آن عبارتنداز Candidatus phytoplasma aurantifolia. بررسی این فایتوپلاسما بر اساس مولکول DNA ريبوزمي 16S متوالی، محل توالی 23S,16S اندازه ژنم (genome) هيبریدازيسيون و تشابهات ژنتیکی با گروههای دیگر فایتوپلاسماها صورت گرفته است. رفتار فایتو پلاسما در محیط کشت گیاهی نیز بسیار جالب می‌باشد . فایتوپلاسماهای موجود در درخت سيب می تواند دربافتهای زایشی گیاه به طورطبیعی مستقر باشند اما همچنین فایتوپلاسماها دریافتهای آوندی ایجاد بیماری می کنند. مطالعات نشان می دهند که، حضور فایتوپلاسما در درخت سيب می‌تواند حتی بعد از 10 سال ایجاد بیماری نمایید. آنالیزRFLP در خصوص DNA کرومززومی نشان داد که هیچ گونه تفاوتی بین فایتوپلاسماها موجود در درخت سيب نمی‌باشد . پارامترهای رشد و غلظت فایتوپلاسما به منظور مقایسه رفتار چهار نمونه جدا شده از درخت سيب وهمچنین درشرايط مختلف مورد مطالعه قرار گرفت . مقایسه آمار بدست آمده بعد از 2 الي 8 سال نشان دهنده هیچ گونه اختلاف فاحشی نمی‌باشد.نگهداری فایتوپلاسمایی روی میزبانان درمحیط آزمایشگاه به مدت 8 سال و سپس انتقال آنها به گیاه اصلی دوباره تولید بیماری کرده وعلائم مشابهی را مثل کوچک شدن برگها و بزرگ شدن دمبرگها وکم شدن رشد ایجاد می نمایید. بنابراین ايزوله کردن فایتوپلاسمای سيب درشرایط آزمایشگاه به مدت 8 سال هیچگونه تغیيری در آنها ایجاد نمی نماید. به مدت 8 سال بر روی میزبان غیر طبیعی pyronia veitchii نگهداری می شد، هیچگونه علائم بیماری بر روی گیاه میزبان مشاهده نگردید هر چند در تمام گیاهان مورد آزمایش حضور داشت . اما درشرایط آزمایشگاهی فایتوپلاسما برروی گیاهانی مثل گل داوودی، گلايول، شمعدانی گیاه گل تلفونی و بادمجان ایجاد بیماری می‌نماید. مطالعاتی که بامیکروسکوپ الکترونی صورت گرفته است نشان دهنده مقدار زیادی فایتوپلاسما در محل سلولهای آوندی مشبک می باشد . کنترل بیماری در شرایط مزرعه با استفاده از تتراسایکلین صورت می گیرد در صورتی که مقدار آن در محیط کشت جهت کنترل به مقدار(12.5mgml-1 ) می باشد . اگر گیاه فقط یک بار مورد مطالعه قرار گیرد ، علائم بیماری باشدت بیشتری دوباره ظاهر می گردد.

بنابراین گیاه باید برای مدت زیاد و حتی ماهها به وسیله تتراسایکلین مورد درمان قرار گیرد . آنتی بوتیک های دیگر مثل اریترومایسن واسترپتومایسين نیزتا حدودی درمان کننده می‌باشند؛ اما به خوبی و موثری تتراسایکلین نیستند. گرما درمانی در درجه حرارت 32 تا 43 درجه سانتیگراد به مدت 4 ماه اصلاً موثر نمی‌باشد.

اين تحقيق بر روي انواع زيادي از شبه باكتري ها(mlo ) صورت گرفت در خصوص تاثير متقابل بين عوامل بيماري زا و گياهان ميزبان و همچنين حشرات ناقل ،مطالعات اندكي صورت گرفته است. مطالعات انجام شده بر روي بيماري spiroplasma citri نشان دهنده‌ي اهميت تأ ثيرمتقابل و زمان بررسي آن مي باشد باكتري S. Citri يك عامل بيماري گياهي است ميزبان آزمايشگاهي اين بيماري گياه گل تلفوني بنام catharantus roseus است در طبيعت آلودگي گياهان فقط بوسيله حشرات ناقل بيماري صورت مي‌گيرد زنجيره اي بنام circulifer haematoceps مهمترين ناقل اين بيماري دركشورهاي منطقه مديترانه و غرب آسياي مي باشد. بنا براين بيماري s. citri داراي دو ميزبان بوده كه در بدن آنها توليد مثل مي‌نمايد. يكي زنجيره و ديگري گياه. در اينجا ما به ژن‌هائي كه در بين اسپيروپلاسما ودو ميزبان آن تاثير متقابل ايجاد مي‌نمايند علاقه مند مي‌باشيم. اين ژن ها بوسيله جهش و روشهاي نمايشي ( screenig) قابل رديابي و شناخت مي باشند.

يك روش جديد براي جهش‌هاي ژني بوسيله تزريق پرتوهاي رادیم tn 4001 به درون ژن هاي باكتري s. citri بوجود آمده است. اين روش براي ساختن ژنهاي عامل انتقال باكتري و مطالعه‌ي آنها مورد استفاده قرار مي گيرد. اولين عامل انتقال مورد استفاده فرم متشابه RF باكتري S. citri . به صورت ويروس spv1 بوده اما عامل انتقال RF پايدار نبوده و DNA تزريق شده به سرعت تحليل مي رفت. اين پديده بوجود آمدن تركيبات همولوگوس RF شد و حذف مولكول دخالت داشت هر چند پروتئين reca جهت تشكيلHR كه در تشكيل همه گونه باكتري s. citriبسيارناچيز و كم بود. راه دوم استفاده از مركز توليد و منبع به وجود آمدن باكتري s. citri و DNA آن بود. (oric)تا بتوان مقدار زيادي پلاسميد مصنوعي توليد كرد. اين پلاسميدها با موفقيت به عنوان عامل ژنتيكي مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آنهايي كه داراي رشته‌هاي coLEL بودند دربين باكتريهاي E.coliوs.citri به عنوان حائل فعاليت ميكردند. بعضي ازاين پلاسميدها به صورت كرومزومهاي خارجي رفتار كرده و بعضي ديگر به ژنهاي اسپيروپلاسما در منطقه ي oric ملحق مي‌شدند.همراه با اين پلاسميدها ماده‌ي اسپيرالين موجود درباكتري S. phoeniceum به مقدار زياد در باكتريs. citri متوان تزريق كرد همچنين در زير گونه‌هاي باكتري s.citri و ژن هاي آن ميتوان به آساني به زير گونه‌هاي ديگر انتقال داد. در اين خصوص ژن g113 از كپي زير گونه ها جهت جهش ژنتيكي tn 4ool انتخاب گرديد. زيرا اين ژن ميتواند به آساني توسط زنجره به گياه گل تلفوني انتقال يابد. در حدود 1000 نوع ماده جهش دهنده tn 4ool از باكتري s.citri بدست آمده است ماده ي جهش دهنده شماره553 در بدن حشره به خوبي رشد ميكند و به آساني به اندام گياه گل تلفوني انتقال يافته و به مقدار زياد در آن توليد مي گردد اما تا وقتي كه عكس العمل صورت نگرفته است، هيچگونه علائمي ايجاد نشده و نوع وحشي اسپيروپلاسما به صورت طبيعي باقي مي ماند. ماده جهش دهنده شماره 470 در بدن زنجيره ازدياد و توليد نشده و در نتيجه در بدن گياه انتقال نمي يابد . ژن‌هاي جهش دهنده كه در آنها خاصيت انتقال وجود دارد شناسايي شده اند در ماده‌ي جهش دهنده شماره 553 ژن موثر و تاثير گذار در محل قند فروكتوز قرار دارد و اصلا ايجاد بيماري نمي نمايد. قند فروكتوز قابل انتقال نبوده ونمي تواند وارد فعاليتهاي سوخت و ساز در سلولهاي اسپيروپلاسما گردد. حال چطور حضور قند فروكتوز باعث بوجود نيامدن علائم بيماري مي گردد معلوم ومشخص نبود وبايد در اين خصوص تحقيق كرد. اميد است كه اين مطالعات نه تنها به فهميدن وشناخت اثر متقابل بين ميزبان وانگل كمك كند بلكه ارائه دهنده‌ي راههاي جديدي براي كنترل بيماري در گياهان مي باشد .
منبع تمام مطالب ذکر شده ir-agri.com است

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  11:31 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها