0

بیماری های گیاهی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

زنگ لوبیا

مقدمه
زنگ لوبیا (Uromyces phaseoli) برای اولین بار در سال 1795 از آلمان گزارش گردید و در هر کشور که رطوبت نسبی برای مدت 8 تا 10 ساعت بالا باشد، دیده می‌شود. هنگامی که شرایط فصل فراهم باشد زنگ می‌تواند تمام محصول را از بین ببرد. زنگ حداقل می‌تواند به 12 گونه لوبیا حمله کند که اینها شامل لوبیا خشک معمولی ، لوبیا سبز و لوبیا اسپانیولی می‌باشد. در ایران این بیماری برای اولین بار در سال 1325 گزارش شد. عامل این بیماری از قارچهای بازیدیومیست می‌باشد.


نشانه های بیماری
جوشهای مربوط به بیماری در همه قسمتهای هوایی ظاهر می‌شود. آنها بیشتر در سطح زیر برگ دیده می‌شوند. در غلافها تعداد آنها کمتر از برگها می‌باشد و روی ساقه‌ها تعداد آنها کمتر است. نشانه‌های اولیه بیماری به صورت جوشهای کمی برجسته ، تقریبا سفید و کوچک و که بعدا به رنگ قرمز مایل به قهوه‌ای درمی‌آیند، ظاهر می‌شود. هر کدام از جوشها تعداد زیادی اسپور به همراه دارند که هر چیزی که با آن تماس پیدا کند، گردی به رنگ قهوه‌ای شبیه به حالت زنگ‌زدگی روی آن مشاهده می‌شود. هنگامی که برگها کاملا به زنگ آلوده شوند می‌ریزند. در صورت حمله شدید بیماری ، بیشتر شاخه‌ها از بین می‌روند و محصول شدیدا کاهش می‌یابد.
عامل بیماری
عامل بیماری قارچی است به نام Uromyces phaseoli که تمام طول زندگی خود را روی لوبیا می‌گذراند. جوشهای قهوه‌ای مایل به قرمز در لوبیا دارای اسپورهای تابستانه هستند. اسپورها به محض اینکه به مرحله بلوغ رسیدند می‌توانند جوانه بزنند. در شرایط مناسب لوله جوانه وارد روزنه شده و بعد از 5 روز نشانه‌های بیماری ظاهر می‌شود. باد عامل اصلی پخش اسپور به فواصل دور می‌باشد. بارانهای شدید که سبب شستن اسپورها و افتادن آنها بر روی زمین می‌شوند برای اپیدمی بیماری زنگ در مقایسه با هوای ابری و روزهای مرطوب که شبنم روی برگها تا صبح دیر باقی می‌ماند چندان مناسب نیست. دمای متوسط تا دمای نسبتا بالا برای آلودگی شدید لازم است.
مبارزه
اسپورهای Uromyces می‌توانند بوسیله باد به فواصل دوردست حمل شوند و گیاهان لوبیا را حتی در مناطقی که قبلا کشت نشده است، آلوده نمایند. به هر حال موقعی که بعد از محصول لوبیا دوباره در همان مزرعه کشت شود مقدار ماده تلقیحی به میزان زیادی افزایش می‌یابد و در نتیجه سبب انهدام محصول می‌گردد. بنابراین استفاده از تناوب طولانی مفید است. لوبیای خشک و لوبیا نباید بیش از یکبار در طول سه سال کاشته شوند. بعد از برداشت محصول مزرعه را باید شخم زد تا همه بقایای گیاهان زیر خاک برود.

بازدید منظم مزرعه در مدت داشت برای مشاهده اولین علایم بیماری لازم است. چون به محض بروز بیماری باید از قارچ‌کش برای مبارزه با بیماری استفاده کرد. از زمان بروز اولین شکوفه (8 هفته قبل از برداشت) تا 4 هفته قبل از برداشت، زمان بحرانی است که باید سمپاشی انجام شود. در خلال این مدت بازدید هفتگی اجباری است. هنگامی که بطور متوسط دو لکه در هر برگ در مزرعه مشاهده شود، سمپاشی باید شروع شود و در مدت بحرانی سمپاشی باید ادامه یابد.


سموم مورد استفاده بر علیه این قارچ
سمومی که برای مبارزه با زنگ مناسب هستند شامل کلورتالونیل ، ترکیبات مس و گوگرد می‌باشند. این سموم قبل از اینکه گیاه آلوده شود باید روی گیاه پاشیده شود. مواد چسبنده اگر به محلول سمی اضافه شود، معمولا مفید است. سم اکسی کربوکسین نیز علیه بیماری زنگ لوبیا تا 3 روز بعد از تلقیح موثر می‌باشد. نژادهای فیزیولوژیک بسیاری برای قارج عامل این بیماری شناخته شده است که از نظر بیماریزایی متفاوت می‌باشند.

واریته‌های مختلفی از لوبیا برای تشخیص نژادهای زنگ و علایم کلروز و نکروز روی برگ بکار می‌روند. مقاومت ژنتیکی به نژادهای اختصاص معمولا ساده و غالب می‌باشد. بیشتر واریته‌ها به یک یا چند نژاد مقاوم هستند. هیچکدام از واریته‌های بدست آمده ایمن نبوده و به همه نژادهای عامل بیماری مقاوم نیستند. بسیاری از واریته‌ها نسبت به نژادهای خاص موجود در منطقه از خود مقاومت نشان می‌دهند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:43 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

 

 

بیماری لکه قهوه ای کاهو

بیماری لکه قهوه‌ای کاهو       

   
________________________________________
مقدمه
این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد می‌آورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.

در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش داده‌اند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس می‌باشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد می‌آورد.


علائم بیماری
در روی برگهای کاهو لکه‌های کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کم‌رنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید. این لکه‌ها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونه‌ها این لکه‌ها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمی‌آیند. عموما لکه‌ها دارای هاله‌ای شفاف در اطراف خود می‌باشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا می‌گیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست می‌دهد و طعم و مزه‌اش نیز تغییر می‌کند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی می‌کند.
مشخصات قارچ عامل بیماری
فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوه‌ای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium می‌باشد. کنیدیفرها به رنگ قهوه‌ای دارای دیواره عرضی می‌باشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوه‌ای مایل به سیاه تشکیل می‌شود. شکل کنیدی‌ها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم می‌باشند. این کنیدی‌ها دارای دیواره‌های عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی می‌باشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود می‌آید. در محیط آزمایشگاه نیز توانسته‌اند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.
بیولوژی قارچ S.botyosum
این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی می‌کند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکه‌های رنگ پریده و سپس به صورت لکه‌های قهوه‌ای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن می‌باشد دیده می‌شود. در سطح این لکه‌ها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود می‌آید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی می‌شود.

کنیدی‌ها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر می‌شود و بیماری از بوته‌ای به بوته دیگر و از مزرعه‌ای مزرعه دیگر منتقل می‌گردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنه‌ها وارد گیاه میزبان خود می‌شوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمی‌شود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر می‌کند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشته‌های میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ می‌شود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز می‌باشد.

وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی می‌کند که هر دو به رنگ قهوه‌ای می‌باشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر می‌کند.
مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع می‌شود که برگهای مبتلا به سطح زمین می‌افتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس می‌نماید که این پریتس‌ها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را می‌گذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل می‌کنند. پرتیس‌های این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود می‌آیند که در داخل آنها آسک‌ها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص می‌باشند.


مبارزه
بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه می‌دارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر می‌شود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوف‌اکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:44 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

پوسیدگی فایتوفترایی ریشه و طوقه درختان میوه

پوسیدگی فایتوفتورایی ریشه و طوقه درختان میوه

Phytophthora Root & Crown Rot                                                            
گونه های جنس Phytophthora در گیاهان مختلف تولید بیماری می کنند یکی از خطرناکترین بیماریها، پوسیدگی ریشه و طوقة درختان میوه است تا کنون بیش از 60 گونه فایتوفتورا شناسایی شده که بیش از 15 گونه از ایران گزارش شده است همة گونه های فاتیوفتورا انگل اختیاری هستند و روی گیاهان مختلف ایجاد بیماری می کنند گسترة میزبانی اغلب گونه ها هم زیاد است. پوسیدگیهای طوقه ، یقه و ریشة درختان سیب عملاً در تمام کشورهای سیب خیز جهان شیوع دارد ولی در گلابی فقط پوسیدگی طوقه گزارش شده است.
علائم بیماری:علائم پوسیدگی ریشه و طوقه در گیاهان مختلف کم و بیش شبیه به هم است بطوریکه غالباً قارچ موجب پوسیدگی ریشه های فرعی و اصلی شده و موجب ایجاد لکه های آبسوخته روی طوقه می شود که این لکه ها بتدریج قهوه ای تا سیاه شده و ممکن است دور تا دور طوقه را فرا بگیرد و گیاه را از پای اندازد هر چند قارچ در ناحیه ریشه و طوقه تولید بیماری می کند اما در شرایط مناسب اسپورهای قارچ بطرف بالا پرتاب شده (باد یا شتک باران ) و باعث آلودگی شاخه ، برگ و میوه می شوند . ترشح صمغ از نواحی طوقه تا ارتفاع نیم متری تنه از علائم بارز بیماری است صمغ ابتدا آبکی و شفاف است و سپس خشک و در نواحی مرطوب و پر باران ، صمغ در اثر بارندگی حل و شسته شده ، سپس پوسیدگی قهوه ای در طوقه و ریشه بوجود می آید.
 
بیولوژی و رفتار اکولوژیک گونه های عامل پوسیدگی ریشه و طوقه درختان میوه کم و بیش شبیه همدیگر است و به همین دلیل روشهای مبارزه نیز در آنها از اصول مشابهی پیروی می کند در ایران مهمترین درختان میوة میزبان این قارچ عبارتند از مرکبات ، پسته ، سیب ، گردو و بادام . علاوه بر این بیماری از روی درختان انار ، انجیر، زرد آلو، گلابی و آلو نیز گزارش شده است.
 
نشانه های بیماری اغلب نا مشهود است مگر اینکه لایه های خارجی پوست (پریدرم) را تا نزدیکیهای لایة زاینده بردارند و آوندهای آبکشی نمایان شود بافتهای آوند آبکشی در درختهای بیمار به جای آنکه سفید رنگ باشند نکروزه و به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هستند که سرانجام با پوسیدن آنها برنگ قهوه ای تیره در می آیند شانکرهای فعال پوسیدگی طوقه در قسمت داخلی تر آوندهای آبکشی حالت نواری مرمری پیدا می کنند و حاشیة مشخص نواحی سالم و آلودة نکروزی را از یکدیگر جدا می کند. در پوسیدگی طوقه ممکن است بافتهای تنه درخت تا ارتفاع یک متری از سطح زمین نکروزه شود. زخمهایی که در اثر این بیماری در تنه ایجاد می شود به سمت پائین (طوقه) و حتی ریشه توسعه می یابند. پوست قسمتهای آلوده بسیار سخت شده و با دست به سختی شکسته می شود پوست تنه در ناحیه طوقه بصورت ورقه های خشک و بطور عمودی از درخت جدا می گردد. با فساد پوست و آوندهای آبکشی در جریان انتقال شیرة پرورده از قسمت هوایی به ریشه اختلالاتی بروز کرده و ممکن است بطور کلی قطع شود و درخت از پا درآید. علائم بیماری گموز ممکن است روی برگ ، جوانه و شاخه نیز ظاهر شود ، برگها از ناحیة دمبرگ حالت رنگ پریدگی به خود گرفته و زرد می شوند این زردی در رگبرگهای میانی به خوبی قابل تشخیص است برگها پس از مدتی ریزش می کنند و درخت ضعیف می گردد. ضعف درخت از نوک درخت شروع شده و به تدریج به قسمتهای دیگر تنه سرایت می کند (Die Back) در مورد مرکبات : در اثر ترشح قطرات باران (Splashing) اسپورهای قارچ از خاک به روی میوه ها منتقل شده و موجب پوسیدگی قهوه ای میوه (Brown Rot) می گردد که در شرایط انباری غالباً پیشرفت می کند و کل میوه قهوه ای می گردد.
 
عوامل بیماری :             Phytophthora spp.(Pythiaceae-Peronosporales-Oomycetes)
 
1)   پوسیدگی طوقه و ریشة سیب ، گلابی ، انار ،گردو، زردآلو     Phytophthora cactorum 
 
2)   پوسیدگی طوقه و ریشة گلابی   Ph.syringae, Ph.cactorum                                           
 
3)   پوسیدگی طوقه و ریشة انار   Ph. cactorum, Ph. citrophthora                                    
4)   پوسیدگی طوقه و ریشة انجیر                                                    Ph.cryptogea     
 
5)   پوسیدگی طوقه و ریشة آلو سیاه                                                       Ph.iranica   
6)   پوسیدگی طوقة پسته =گموز پسته =شیره سیاه پسته                           Ph. megasperma,
  Ph.cryptogea,  Ph.dreshcleri , Ph. nicotiana var. parasitica,  Ph.citrophthora
 
ـ پوسیدگی طوقه انار                       Pomegranate Crown Rot      پوسیدگی طوقه انار در بیشتر باغهای انار استان یزد و شیراز و سایر مناطق انار خیز کشور دیده می شود. پوست درخت در محل طوقه ترک می خورد و بافتهای پوست و قسمتی از چوب دچار پوسیدگی خشک می گردد. در بعضی موارد رنگ چوب در محل طوقه تیره می شود شاخه های سمتی که پوست طوقه آنها دچار زوال شده است از رشد باز ایستاده و برگهای آنها زرد می شود. گاهی پوسیدگی در محل طوقه ها متوقف شده و پوست جدید بوجود می آید که معمولاً بر آمده تر از پوست قدیمی بوده و در حاشیه متورم است. پوسیدگیهای پوست طوقه های مبتلا به بیماری بعد از مدتی خشک شده و می ریزند گاهی پوسیدگی به ریشه ها نیز سرایت می کند و در این صورت درخت به سرعت خشک می شود . در اطراف این درختهای خشک شده و یا مبتلا به بیماری گاهی پاجوش می روید، عامل بیماری پوسیدگی طوقه درختان انار تاکنون به طور قطع مشخص نشده است به ندرت از بعضی درختهای مبتلا به بیماری Phytophthora cactorum جدا شده است ولی نقش آن در پوسیدگی طوقه کاملاً به اثبات نرسیده است. مطالعات انجام شده در باغهای انار شیراز و یزد نشان می دهد که سرمای زمستانه و بهاره می تواند باعث این بیماری باشد. عواملی از قبیل آبیاری زیاد و مصرف کودهای ازته مخصوصا اوره باعث می شود که درخت انار به موقع در پاییز به خواب نرود و مدتی بیشتر سبز باقی بماند. در نتیجه این قبیل درختان انار نمی توانند سرمای 10 تا 14 درجه زیر صفر را تحمل کنند و طوقه آنها دچار ترکیدگی و پوسیدگی می شود. شاخه های صدمه دیده از سرما در بهار دیرتر از خواب بیدار شده و کم برگ می باشند. مطالعات انجام شده با هورمون ژیبرلین که باعث ایجاد تأخیر در خزان درخت می شود نشان می دهد که هر قدر خزان درخت انار در پائیز به تعویق بیافتد درصد سرماخوردگی و در نتیجه پوسیدگی طوقه انار افزایش پیدا می کند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:45 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری پوسیدگی و پیاز

بیماری پوسیدگی پیاز و سیر      

   
________________________________________
مقدمه
بیماری خاکستری پیاز ابتدا توسط Sorauer در آلمان تشریح شده و در ایران منوچهری و شیرزادی وجود آن را در سال 1338 از کرج گزارش کرده‌اند. این بیماری یکی از خطرناک‌ترین بیماریهای پیاز می‌باشد که در اکثر نقاط جهان ، چه در مزرعه و یا در موقع برداشت و حمل و نقل ، و چه در انبار به پیاز و سیر حمله کرده و خسارت می‌رساند. ارقام مختلف پیاز سفید در مقابل این بیماری حساسیت زیادی داشته و بخصوص در انبار خسارت زیادی به آن وارد می‌شود. ولی ارقام زرد کمتر از ارقام سفید ، و پیازهای قرمز بندرت از این بیماری خسارت می‌بینند.


غالبا اتفاق می‌افتد که یک هفته پس از حمل پیاز به انبار ، آلودگی شروع و صد در صد آنها با ایجاد بویی نامطبوع پوسیده می‌شوند. این بیماری در تمام مناطق دنیا وجود دارد و مخصوصا در انبار خسارت شدیدی به پیاز وارد می‌آورد. غالبا در فصل بهار اگر هوا گرم و مرطوب باشد، بوته‌های پیاز و سیر در مزرعه از ناحیه طوقه پوسیدگی پیدا کرده و پس از چند روز زرد شده و از بین می‌روند.
عامل بیماری
قارچ عامل بیماری به نام Botrytis alliimunn دارای رشته‌های میسلیومی دیواره‌دار قطور استوانه‌ای شکل می‌باشد. کنیدیفرها خوشه‌ای شکل و شاخه‌شاخه و به رنگ زیتونی هستند. کنیدی‌ها تک حجره‌ای بوده و دارای غشاء نازک و ظریفی می‌باشند و اندازه آنها 16 - 6 میکرومتر است. عامل بیماری در مرحله جنسی آسکوسپور درون آسک در آپوتسیوم روی اسکلروتیوم تولید می‌نماید.


علائم بیماری
شروع این بیماری بیشتر از ناحیه طوقه می‌باشد و بندرت در سایر قسمتهای پیاز دیده شده است، مگر اینکه قسمتی از پیاز قبلا زخمی شده باشد که در این صورت قارچ از محل زخم وارد شده و باعث آلودگی می‌شود. بافتهای آلوده به نظر فرورفته بوده و بیماری بتدریج به قسمتهای سالم پیشروی می‌نماید. در برش پیازهای پوسیده و در قسمتی که بیماری پیشرفته باشد، بافت مورد حمله خیس خورده به نظر می‌رسد و چندی بعد در قسمت آلوده و فرو رفته یک طبقه نمدی خاکستری رنگ که اجتماعی از میسلیوم‌های قارچی می‌باشد تشکیل می‌شود.

در صورت وجود رطوبت کافی توده خاکستری رنگ گردآلودی که دارای منظره دان‌دان می‌باشد، تشکیل می‌شود. در ضمن ، توده قارچی به قسمتهای داخلی هم نفوذ کرده و به سرعت تمام غده پیاز را فرا می‌گیرد. در سطح توده خاکستری مایل به سیاه کنیدیفرها و کنیدی‌های قارچ ظاهر می‌شود. اسپورهای قارچ بعد از رسیدن آزاد شده و توسط جریان هوا به اطراف پراکنده می‌شوند و این اسپورها می‌توانند تا چند روز زنده بمانند و اگر در شرایط مناسب رطوبتی و حرارتی قرار گیرند، پس از 7 تا 8 ساعت جوانه زده و از آن رشته میسلیومی خارج می‌شود که آلودگی جدید را بوجود می‌آورد و این دوره مرتبا ادامه پیدا می‌کند.

پیازهایی که بطور کامل به قارچ آلوده شده باشند، به صورت پیچیده و مومیایی درآمده و در غالب اوقات قسمتهای سیاه مایل به خاکستری که همان سختینه یا اسکلروت‌های قارچ می‌باشند به اندازه‌های مختلف و به ابعاد 0.5 تا 1 سانتیمتر دیده می‌شود. این اسکلروت‌ها معمولا در شرایط نامساعد حرارتی بوجود آمده و در مواقعی که درجه حرارت پایین‌تر از صفر باشد. رشته‌های میسلیومی تولید کنیدیفر و کنیدی نکرده و تشکیل اسکلروت را می‌دهند. دیواره‌های خارجی اسکلروت کم‌کم تیره‌تر شده و داخل آن از رشته‌های میسلیومی قطوری که مملو از مواد غذایی می‌باشند تشکیل می‌شود.


زیست شناسی
اسکلروت‌ها اندام مقاوم قارچ را تشکیل می‌دهند و شرایط نامساعد محیطی را به خوبی تحمل می‌کنند. اگر اسکلروت‌ها را در جای مرطوب کشت دهند، پس از مدتی تولید کنیدی و کنیدیفر می‌کند و در موارد خیلی استثنایی ایجاد پزیز و آسک و پارافیز کرده که در داخل آسکها آسکوسپور قرار دارند. در طبیعت در حرارت 22 تا 25 درجه سانتیگراد از اسکلروت‌ها اسپورهایی بوجود می‌آید که در فضا منتشر می‌شوند.

اسپورها قادر به آلوده نمودن بافتهای سالم پیاز نبوده و فقط بافتهای زخمی شده و یا له شده را مورد حمله قرار می‌دهند و از این راه به قسمتهای سالم پیاز سرایت می‌کنند. حرارتهای بالا و رطوبت توام با آن باعث توسعه بیماری و شدت حمله آن می‌شود. شروع بیماری از مزرعه بوده و سیکل بیماری در انبار ادامه پیدا می‌کند، بنابراین بهترین راه مبارزه با بیماری ، جلوگیری از آلوده شدن پیازها در مزرعه می‌باشد.
مبارزه
پیازهای سفید رنگ که بافت آبدار دارند در مقابل بیماری حساس‌تر از پیازهای قرمز و زرد می‌باشد.

•    مبارزه فیزیکی بهترین راه جلوگیری از بیماری است. بدین منظور باید پیازها را پس از برداشت و قبل از انبار نمودن آنها را تا مدتی در محل خشک نگهداری نمود تا مقداری از رطوبت سطحی آن گرفته شود. بدین منظور در نقاطی که فصل برداشت مصادف با بارندگی نباشد، مانند کرج پیازها را پس از خارج کردن از خاک در همان مزرعه بدون قطع برگها به مدت 2 تا 3 هفته در روی زمین پهن می‌کنند به طریقی که پیازها روی هم انباشته نشوند. ولی در نقاط مرطوب باید حتما آنها را زیر سرپناهی که در آنجا جریان هوا بخوبی برقرار باشد خشک نمود.
•    در نقاطی که به علت وجود شرایط مناسب بیماری همه ساله بروز می‌کند، از کشت پیاز سفید که به این بیماری حساس می‌باشد خودداری شده بجای آن پیاز قرمز بکارند.


•    دقت شود که پس از برداشت و قبل از خشک نمودن پیازها نباید برگ ها را قطع نمود، در غیر اینصورت به علت زخمی شدن پیاز راه نفوذ مناسبی برای ورود قارچ به داخل پیاز بوجود می‌آید، ولی اگر پیازها را پس از برداشت به مدت 2 تا 3 هفته در محل خشکی پهن کنند، خود به خود پس از مدتی برگها در اثر خشک شدن و چروک خوردن بدون آنکه زخمی بوجود آید می‌افتند. سپس این نوع پیازها را به انبار منتقل می‌کنند.
•    انباری که برای نگهداری پیاز مورد استفاده قرار می‌گیرد بایستی خنک (حدود 4 درجه سانتیگراد) و خشک باشد، بایستی قبل از قرار دادن پیازها در آنجا آن را ضدعفونی نمود بدین منظور می‌توان به ازاء هر متر مکعب انبار ، مقدار 20 سی‌سی فرمالین تجارتی مصرف نمود.
•    هرگاه پیازها را قبل از انبار کردن مدت 24 ساعت در محیط سربسته‌ای که در هر متر مکعب آن 20 سانتیمتر مکعب فرمل تجارتی تبخیر شده است قرار دهیم، در اثر وجود بخار فرمل ، اسپورهای قارچ که در مزرعه روی پیاز قرار گرفته‌اند کشته خواهد شد، و از این راه به سالم ماندن پیاز در انبار اطمینان حاصل می‌شود. بخار فرمل جذب پیاز نمی‌شود و برای مصرف کننده زیانی ندارد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:46 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری رز

         



بیماریهای رز:


رز با بیش از ۲۰۰ گونه نیمه‌دائم، سبز دائم تا خزان‌کننده و حدود ۱۸۰۰۰ رقم تجاری و ۵۰۰۰ سال سابقه کشت یکی از مهمترین و متنوع‌ترین گونه‌های زینتی در ایران و جهان است و با دامنه وسیعی از عادات رشد در آسیا، شمال‌آفریقا، آمریکای‌شمالی و اروپا یافت می‌شود. در تجارت جهانی نیز رز همواره مقام‌های اول و دوم را از نظر ارزش صادرات به خود اختصاص داده است.


 


الف) بیماری‌های قارچی


۱) سفیدک پودری رز سفیدک پودری رز از گسترده‌ترین و خطرناک‌ترین بیماری‌های رزهای گلخانه‌ای و فضای باز است. این بیماری هم‌اکنون در همه کشورهائی که در آن رز کاشته می‌شود شناخته شده است.


علائم بیماری در ابتدا به‌صورت نواحی قرمز شبیه تاول در سطح بالائی برگ دیده می‌شود. پوشش سفید قارچ به‌صورت لکه‌های مشخص روی سطح برگ‌های جوان ظاهر می‌شود. این برگ‌ها در حالات شدید بیماری، پیچ‌خورده و بدشکل شده و در نهایت به‌طور کامل با پوشش سفید قارچ پوشانده می‌شوند.


در برگ‌های پیر هم نواحی کرد یا نامنظم ممکن است یا میسلیوم قارچ پوشانده شوند. در صورتی‌که شرایط محیطی مساعد باشد برگ‌های آلوده پیش از موعد می‌ریزند.


قارچ عامل بیماری ممکن است به ساقه‌ها و به‌ویژه به قاعده خارها و همچنین گل‌ها حمله نمایند. پوشش میسلیومی قارچ می‌تواند به مقدار زیادی روی گلبرگ‌ها، کاسبرگ‌ها و جام گل به‌خصوص وقتی غنچه گل باز شده باشد گسترش یابد.


خسارت شدید بیماری سفیدک پودری موجب کاهش رشد برگ، ارزش زیبائی گل، عملکرد فتوسنتز و بنابراین رشد گیاه و عمر پس از برداشت گل‌های بریده می‌شود.


عامل بیماری قارچی با نام Sphaerotheca pannosa.var.rosae است که به‌ندرت روی رز تشکیل می‌شود و بیشتر فرم غیرجنسی عامل بیماری که از جنس Oidium می‌باشد روی گیاه دیده می‌شود.


 


عوامل مؤثر در توسعه بیماری شامل حساسیت بافت میزبان، درجه حرارت، رطوبت نسبی و وجود آب می‌باشند.


در رطوبت بالا بهترین درجه حرارت برای توسعه بیماری۲۵-۱۸ درجه سانتی‌گراد است. زمانی‌که همه سطح برگ با یک لایه آب پوشانده شده باشد، رشد میسلیومی اتفاق نمی‌افتد، اگرچه این شرایط برای جوانه زدن کنیدی الزامی است.


در رزهای خارج از گلخانه مناسبترین شرایط برای توسعه بیماری در شب دمای ۵/۱۵ درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی ۹۹-۹۰ درصد است که اجازه تشکیل کنیدی را در حد مناسب فراهم می‌آورد و در طول روز حرارت ۲۷-۲۶ درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی ۷۰ - ۴۰ درصد آزاد شدن کنیدی‌ها را تسهیل می‌کند. در صورت تکرار این شرایط برای مدت چند روز اپیدمی (همه‌گیر شدن) بیماری حتمی می‌باشد.


برای کنترل بیماری استفاده از ارقام مقاوم راهکار مناسبی شناخته شده است. همچنین به‌طور اصولی سمپاشی‌های حفاظتی با استفاده از سموم گوگردی روش دیگر کنترل بیماری است. استفاده از قارچ کنش‌های سیستمیک نیز به کنترل بیماری کمک می‌کند.


بررسی‌ها اخیر نشان داده‌اند که استفاده از برخی ترکیبات مانند بی‌کربنات سدیم، فسفات هیدروژن پتاسیم(KH۲PO۴)، کربنات هیدروژن سدیم (NaHCO۳) به میزان۵/۰ درصد و شیر به میزان ۵۰/۰ در مقایسه با سموم شیمیائی کارآئی بهتری دارند.


هرس شاخه‌های آلوده در انتهاء فصل و از بین بردن این شاخه‌ها در مناطقی که دارای زمستان‌های شدید هستند جهت جلوگیری از زمستان گذرانی قارچ مفید خواهد بود.


جمع‌آوری و نابود کردن برگ‌های ریخته شده در اطراف درختچه‌های رز نیز در انتهاء فصل ممکن است زمستانی گذرانی را متوقف کند.


 


۲) کپک خاکستری


این بیماری که به‌نام‌های سوختگی گل و جوانه نیز معروف است یکی دیگر از بیماری‌های رز است که در شرایط انباری و حمل‌ونقل شاخه‌های رز بیشتر دیده می‌شود. آلودگی ممکن است در زمان برداشت گل دیده نشود اما به سرعت در شرایط مرطوب که در انبار و در طی حمل‌ونقل وجود دارد توسعه می‌یابد. علائم بیماری به این صورت است که در شریط آب‌وهوائی مرطوب و خنک جوانه‌های آلوده رزهای باغچه‌ای نمی‌توانند باز شوند و با میسلیوم قهوه‌ای مایل به خاکستری در قسمت قاعده جوانه در روی ساقه ممکن است تشکیل شود (شکل ۲). در شرایط گلخانه‌ای خسارت شبیه شرایط رزهای خارج از گلخانه است و یا علائم به‌صورت کبودی ظاهر می‌شود، نقاط‌ریزی روی گلبرگ‌ها ظاهر شده و نوک یا حاشیه گلبرگ‌ها نرم و قهوه‌ای می‌شوند (شکل ۳). قارچ‌ ممکن است انتهاء شاخه‌هائی را که برای برداشت گل بریده یا هرس شده‌اند را نیز آلوده کند. این آلودگی باعث سختگی ساقه‌ها می‌شود.


عامل بیماری قارچ Botrytis cinerea است. درجه حرارت مناسب برای رشد و توسعه قارچ عامل بیماری ۱۵ درجه سانتی‌گراد ثبت شده است. همچنین رطوبت بالا نیز در این شرایط دمائی مورد نیاز است. برای حمله قارچ به گیاه، زخمی شدن سطح میزبان لازم است.


برای کنترل این بیماری، همه گل‌ها، جوانه‌ها و ساقه‌های آلوده در گلخانه یا مزرعه و باغ باید بعد از ظهور اولین علائم بیماری حذف و از بین برده شوند.


تهویه مناسب در بسترهای تکثیر و در گلخانه‌ها از بروز بیمار ی خواهد کاست.


انتقال سریع گل‌های شاخه بریده یا قلمه‌ها به انبار خنک، جلوگیری از ایجاد زخم در گیاهان جلوگیری از پاشیدن آب روی سطح خاک و برگ موقع آبیاری و عدم استفاده از مقادیر بالای نیتروژن و مالچ‌های مرطوب به کاهش بیماری کمک خواهد کرد برای پوشاندن زخم‌های ایجاد شده، سمپاشی با قارچ‌کش‌های حفاظتی توصیه می‌شود. رزهای بریده شده در انبار نیز باید سمپاشی شود و یا در محلول سمی مثل بنزیمیدازول‌ها و دی‌کربوکسیمیدها فرو برده شوند. با توجه به اینکه اسپوردهی قارچ در طول موج نوری ۳۵۵ نانو متر (نور ماورای بنفش) بهتر انجام می‌شود لذا استفاده از پلاستیک‌های جذب‌کننده نور ماورای بنفش (پوشش‌های ضد U.V) برای کنترل و کاهش اسپوردهی قارچ مؤثر خواهد بود. استفاده از کلسیم به‌عنوان یک عامل تغذیه‌ای، موجب کاهش میزان از طریق توقف تولید اتیلن به‌وسیله رز که در توسعه بیماری اهمیت دارد می‌شود.


 


۳( لکه سیاه رز


بیماری لکه سیاه رز که همچنین سوختگی برگ، لکه برگی، سوختگی، آسترومای برگ رز و کپک لزج هم نامیده می‌شود، در همه مناطق رزکاری دنیا پراکنده است. این بیماری در رزهای فضای باز بیشتر از رزهای گلخانه‌ای شایع است زیرا در گلخانه‌ها رطوبت را راحت‌تر می‌توان کنترل کرد.


علایم بیماری به‌صورت لکه‌های مشخص با قطر ۱۲-۲ میلی‌تر روی سطوح بالائی برگ گسترش می‌یابد. این لکه‌ها گرد یا نامنظم هستند. بافت برگ اطراف لکه به رنگ زرد تغییر رنگ داده و حالت کلروز تا زمان ریزش بر در سرتاسر سطح برگ گسترده می‌شود. زردی و ریزش برگ‌ها در ارتباط با تشکیل اتیلن است. برگ‌هائی که علایم بیماری روی آنها دیده می‌شود مقادیر زیادی اتیلن تولید می‌کنند.


در روی شاخه‌های یک ساله ارقام حساس سوختگی‌های نامنظم با رنگ قرمز مایل به بنفش گسترش می‌یابند.


این لکه‌ها اغلب کوچک و به‌ندرت شاخه‌ها را از پا درمی‌آورند. ولی در زمستان گذرانی قارچ اهمیت ویژه‌ای دارند. در روی گلبرگ‌ها هم لکه‌های ریز قرمز رنگ ممکن است دیده شود که با تغییر شکل خفیفی همراه است.


عامل بیماری قارچ Diprocarpon rosae و در فرم غیرجنسی آن Marssonina rosae است. عامل انتشار قارچ کنیدی‌ها هستند که از طریق پاشش آب، به‌وسیله کارگران یا تماس با قسمت‌های چسبناک بدون حشرت منتقل می‌شوند. برگ‌هائی که ریزش کرده‌اند ممکن است توسط باد جابه‌جا شده و عامل بیماری را به‌صورت لکه‌ای منتشر کنند. قارچ عامل بیماری‌زا در داخل خاک قادر به ادامه حیات نیست و کنیدی‌های موجود بر روی ابزار و غیره بیشتر از یک ماه پایدار می‌مانند. در مناطق معتدل قارچ در گلخانه در سرسر سال روی میزبان فعال باقی می‌ماند. زمستان گذرانی عامل بیماری به‌صورت میسلیوم و یا کنیدی است.


عامل بیماری دامنه وسیعی از درجه حرارت را تحمل می‌کند اما برای رشد نیاز به رطوبت (تقریباً ۱۰۰ درصد) دارد. در درجه حرارت بالای ۳۳ درجه سانتی‌گراد قارچ قادر به ادامه فعالیت نیست. رشد قارچ در حرارت۲۱-۱۹ درجه سانتی‌گراد در حد مطلوب است. بهترین شرایط آلودگی زمانی است که برگ‌ها ۲۴ ساعت به‌صورت ممتد مرطوب باقی بمانند. در هوای خشک هیچ‌گونه آلودگی اتفاق نخواهد افتاد. جریان هوا در اطراف بوته‌های رز در گلخانه یا خارج آن موجب خشک شدن سطح برگ‌ها و کاهش بیماری خواهد شد. گرمای تابستان و سرمای زمستان توسعه بیماری را در مناطق بارانی محدود می‌کند.


برای کنترل بیماری نباید اجازه داد که برگ‌ها در رطوبت نسبی بالا بیشتر از ۱۲-۷ ساعت باقی بمانند. تا حد امکان از آبپاشی روی سطح گیاهان باید خودداری شود. در مواقع ضروری باید آبپاشی در اوایل صبح که درجه حرارت در طی روز افزایش می‌یابد صورت گیرد. از آب‌دهی زیادی از حد در شرایط آب‌وهوای مرطوب و شرایط تاریک باید اجتناب کرد. حذف برگ‌ها و هرس شاخه‌هائی که آلوده هستند موجب کاشت جمعیت زمستانگذاران قارچ می‌شود از کشت متراکم باید اجتناب شود تا جریان هوا به‌راحتی در اطراف بوته‌های رز حرکت کند. قارچ‌کش‌ها باید در مواقعی از سال که شرایط برای توسعه بیماری لکه سیاه مساعد است استفاده شوند، قارچ‌کش‌ها باید هر ۱۵ روز یک بار در این شرایط به‌کار روند.


 


۴(سفیدک داخلی


علایم بیماری روی برگ‌ها، ساقه‌ها، کاسه‌ گل، کاسبرگ و گلبرگ‌ها دیده می‌شود. آلودگی معمولاً به ناحیه رشد انتهائی و جوان گیاه محدود است. روی برگ‌ها لکه‌های قرمز، صورتی‌ تا قهو‌ه‌ای تیره به‌صورت اشکال نامنظم تشکیل می‌شود. برگچه‌های ممکن است به رنگ زرد تغییر یابند. در برگچه‌های زردرنگ لکه‌هائی به قطر یک سانتی‌متر از بافت سالم برگ ممکن است به‌صورت جزیره مانند دیده می‌شوند. ریزش برگ ممکن است شدید باشد. در شرایط سرد و مرطوب اسپرانژیوم و اسپرانژیوفور به‌طور فراوانی روی سطح پائینی برگ‌های آلوده دیده می‌شوند. نواحی ارغوانی تا سیاه با اندازه مختلف از یک لکه کوچک تا لکه‌هائی با طول ۲ سانتی‌متر نیز ممکن است روی ساقه و دمگل ظاهر شوند. عامل بیماری قارچ Peronospora sparsa می‌باشد. دمای مناسب برای جوانه‌زنی اسپور قارچ ۱۸ درجه سانتی‌گراد است. قارچ عامل بیماری در رطوبت نسبی پائین‌تر از ۸۵ درصد گیاهان رز را آلوده نمی‌کند.


در رزهائی که در گلخانه‌ها کاشته شده‌اند، پائین آوردن رطوبت محیط با استفاده از تهویه و هوادهی و یا رساندن دره حرارت محیط به ۲۷ درجه سانتی‌گراد در طی زمان‌های گرمتر روز و شب به کنترل بیماری کمک خواهد کرد. در زمان غروب که درجه حرارت به‌طور ناگهانی پائین می‌آید. برای جلوگیری از افزایش رطوبت نسبی باید از روش‌های ویژه‌ای استفاده کرد. رطوبت نسبی نباید به مدت ۳ ساعت بیشتر از ۸۵ درصد باقی بماند. اگرچه در رزهای گلخانه‌ای این بیماری شدیدتر است ولی در رزهای خارج گلخانه‌ای نیز که شرایط بیماری فراهم باشد یک مسئله جدی محسوب می‌شود.


 


در زمانی‌که شرایط محیطی برای بیماری مناسب است قارچ کش‌های حفاظتی باید به‌کار گرفته شوند. بهداشت زراعی برای حذف پاتوژن در طی فصل بسیار مهم است. برگ‌ها، ساقه‌ها و گل‌های آلوده باید حذف شده و از بین بروند. همچنین حذف قلمه‌ها و قسمت‌های گیاهی حامل قارچ برای کنترل بیماری بسیار اهمیت دارد.


 


۵)پژمردگی و رتیسیلیومی


پژمردگی و رتیسیلیومی یکی از بیماری‌هائی است که در رزهای گلخانه‌ای و خارج گلخانه‌ای رواج دارد همچنین بیماری ممکن است در رزهای باغچه‌ای هم دیده شود. رزهای کاشته شده در خارج از گلخانه در مزارعی که قبلاً در آنها محصولات سبزی و صیفی حساس به پژمردگی و رتیسیلیومی کاشته شده، استعداد ویژه‌ای برای آلودگی به بیماری دارند چون عامل بیماری ممکن است در خاک وجود داشته باشد.


علایم بیماری در مراحل اولیه، پژمردگی برگ‌ها در نوک ساقه‌های جوان و زردی برگ‌های پیر می‌باشد. بعد از چند روز پژمردگی دائمی اتفاق افتاده و برگ‌ها به رنگ زرد تغییر رنگ داده و سرانجام قهوه‌ای شده و خواهند مرد. ریزش برگ از پائین گل‌ها شروع شده و به طرف بالا پیشرفت می‌کند. ساقه‌هائی که علایم را نشان می‌دهند ممکن است در فصول بعدی به رشد خود ادامه داده یا آنها نیز دچار مرگ سرشاخه شوند. مرگ سرشاخه از نوک شروع شده و به طرف پائین گسترش می‌یابد.


در این حالت لک‌های تیره مرده (نکروزه) یا نوارهائی به رنگ بنفش تا سیاه به‌طور فراوان در طول قسمت‌های هوائی گیاه به‌وجود می‌آیند. پیشرفت مرگ سرشاخه ممکن است به مرگ کامل گیاه منجر شود. تغییر رنگ در آوندها که در سایر میزبان‌ها مشترک است در مورد رز معمولاً دیده نمی‌شود. علایم ممکن است با پژمردگی‌های ویروسی رز اشتباه شوند، علایم بیماری در طی دوره‌های تنش‌مانند خشکی در اواسط یا اواخر تابستان ظاهر می‌شوند، در بعضی از موارد برگ‌ها ممکن است در طی روز پژمرده شده و در شب دوباره به حالت اول برگردند.


بروز علایم در رزهای خارج گلخانه‌ای نسبت به رزهای گلخانه‌ای از شدت کمتری برخوردار است.


رزهای خارج گلخانه‌ای به‌طور طبیعی به حالت اول برگشته و دوره‌های آلودگی به اوایل بهار و زمستان محدود می‌شود. این اثر فصلی ممکن است به سبب نیاز دمائی پائین (خنک) قارچ باشد، اختلاف فصلی در رزهای گلخانه‌ای مشهود نیست و در این موارد عامل بیماری در سرتاسر دوره رشد گیاه فعال خواهد بود. خطر بالقوه‌ این است که گیاهان آلوده ممکن است به بیماری متحمل باشند و علایم بیماری را در شرایط مناسب رشد گیاهان رز نشان ندهند.


 


-  عامل بیماری قارچ


Verticiliumalbo-atrum یا V.dahliae است - چون قارچ عامل بیماری در محیط خاک به سر می‌برد ممکن است در خاک‌های آلوده به‌طور فراوان منتشر شود. برای کنترل بیماری با توجه به خصیصه خاکزی بودن قارچ، ضدعفونی کردن خاک قبل از کاشت رز ضروری است. در صورت بروز بیماری در گلخانه، برای تولید گل‌های شاخه بریده رز، کنترل آن بسیار مشکل خواهد شد بنابراین کنترل مؤثر باید قبل از ظهور بیماری شروع شود.


 


ب) بیماری‌های باکتریائی


۱)گال طوقه


مهمترین بیماری باکتریائی رز سرطان طوقه است – این بیماری از میزبان‌های متعددی گزارش شده است. علائم بیماری با تکثیر سریع سلول‌ها در بافت‌های مریستمی و تشکیل تومورها و مناطق برآمده با بافت کم و بیش حلقوی سفت یا نرم شروع می‌شود. گال‌ها اغلب در زیر سطح خاک در قاعده طوقه دیده می‌شوند. آنها ممکن است روی ریشه‌ها نیز به‌طور فراوان تشکیل شوند اما در قسمت‌های هوائی کمتر دیده می‌شوند .


اندازه قطر گال‌ها از ۵/۰ سانتی‌متر تا چندین سانتی‌متر متغیر است. این بستگی به توانائی و رشد گیاه و مدت زمان بعد از آلودگی دارد. گال‌های جوان بافت نرمی داشته و به رنگ سبز روشن یا تقریباً سفید هستند. اهمیت اقتصادی واقعی گل واقعی گل طوقه در تولید رز را مشکل می‌توان ارزیابی کرد، چرا که خسارت منجر به کوتولگی، رشد رویشی کم و کاهش تعداد جوانه‌های گل ایجاد شده توسط این بیماری را به سختی می‌توان از خسارت مشابه ایجاد شده توسط سایر عوامل و فاکتورهای بیماری‌زا جدا کرد.


عامل بیماری‌ باکتری Agrobacteriuom tumifaciens شناخته شده، که یک باکتری گرم منفی بوده و دارای تاژک‌های محیطی است.


باکتری از طریق زخم‌های ایجاد شده روی ریشه در اثر عوامل طبیعی یا ایجاد شده به وسیله هرس، قلمه‌زنی، خسارت مکانیکی عوامل زراعی، سنگینی خاک‌های یخ‌زده، جویدن بافت گیاه توسط حشرات یا جوانه‌زنی ریشه‌های جانبی، وارد گیاه می‌شود. گال‌ها یک هفته تا چند ماه بعد از آلودگی یاه تشکیل می‌شوند. میزان توسعه گال روی گیاه توسط عواملی مانند نوع میزبان، توانائی و رشد میزبان و شرایط محیطی، تحت تأثیر واقع می‌شود.


آلودگی ممکن است در ماه‌های پائیز مخفی بماند به این صورت گیاه آلوده در مزرعه یا در شرایط سرد بدون نشان دادن علایم تا بهار سال بعد باقی می‌مانند. باکتری در طی ماه‌های ابستان بیشتری فعالیت خود را دارد. ابزارهای هرس که گال‌ها را قطع می‌کنند با باکتری آلوده شده و باکتری‌ها را به سطوح بریده شده بعدی انتشار می‌دهند. و بنابراین آلودگی‌های جدید را ایجاد می‌کنند در صورت شکافتن گال در خاک، باکتری‌ها آزاد شده و می‌توانند به‌وسیله حرکت در خاک یا آب منتشر شوند. در غیاب ریشه گیاه، جمعیت باکتری‌ها به‌تدریج کاهش می‌یابد. پاتوژن قادر است در مدت دو سال در درون خاک باقی بماند.


 


-  اعمال پیشنهادی متعددی تشیوع گال طوقه را کاهش می‌دهند.


۱)استفاده از گیاهان عاری از بیماری، هر چند ممکن است در بعضی موارد پاتوژن به‌صورت آلودگی مخفی در گیاه وجود داشته باشد.


۲) اجتناب از خسارت ریشه و طوقه در طی عملیات کاشت و داشت.


۳) کشت در خاکی که قبلاً با مواد شیمیائی ضدعفونی کننده تیمار شده باشد. در بعضی موارد شیوع بیماری در پی یک ضدعفونی خاک با ماده شیمیائی غیر مؤثر دیده شده است.


۴ ) حذف سریع گیاهان آلوده و در صورت امکان خاک اطراف گیاه حذف شده را نیز باید قارچ کرد تا از عدم وجود بقایای گیاه آلوده اطمینان حاصل کرد.


۵ ) شستشوی ابزار برش و هرس با اسفتاده از آب و صابون و ضدعفونی فراوان آنها، برای ضدعفونی ابراز، آنها را در الکل فرو برده و روی شعله گرفته یا اینکه آنها را۱۰-۵ دقیقه در محلول ۵/۰ هیپوکلریت سدیم (آب ژاول) قرار داده و سپس ابزار را با آب جوشیده شده شستشو داد.


۶) تناوب‌زائی با استفاده از یک گیاه تک لپه مبارزه بیولوژیک با استفاده از باکتری A.radiobacter استرین K۸۴ یکی از روش‌های مبارزه است.


۲)ریشه موئی


بیماری ریشه موئی نیز از دیگر بیماری‌های باکتریائی رز محسوب می‌شود. علایم بیماری ریشه موئی به‌صورت تورم‌هائی روی سطح ریشه یا ساقه زیر سطح خاک دیده می‌شوند. معمولاً این تورم‌ها سخت و سفت هستند اما


 همانند گال طوقه چوبی نیستند و ریشه‌های مجزا از محل این تورم‌ها بیرون می‌زنند و توده زیادی از ریشه‌های فیبری به طول ۲۵-۲ سانتی‌متر بعداً تشکیل می‌شوند.


در شرایط نگهداری سرد و مرطوب ریشه‌های سفید زیادی در محل ریشه موها تشکیل می‌شوند. معمولاً روی قسمت‌های هوائی گیاه علایم مشخصه خاصی تشکیل نمی‌شود. هر چند در سال دوم بعد از کاشت گیاه آلوده رشدشان کند شده و بعضی از آنها می‌میرند. مرگ گیاه بعد از سال دوم یا چهارم دیده می‌شود.


عامل بیماری باکتری A.tumifaciense می‌باشد که در بعضی از موارد با A.rhizogenes اختلافاتی دارد.


توسعه بیماری زمانی است که رشد گیاه در حد بهینه است. بیماری در خاک‌هائی با دمای ۲۰ درجه سانتی‌گراد شدیدتر از خاک‌های با دمای ۲۶ درجه سانتی‌گراد دیده می‌شود.


 


جهت کنترل این بیماری روش‌های زیر توصیه می‌شود:


ـ ضدعفونی خاک ضدعفونی پایه‌های کشت و رعایت بهداشت زراعی در کنترل بیماری اهمیت زیادی دارند.


ضدعفونی با استفاده از بخارآب یک تیمار مناسب است. قلمه‌ها را می‌توان با فرو بردن در محلول ۵/۰ درصد هیپوکلریت سدیم ضدعفونی کرد. هر چند احتیاط‌های لازم باید در طی انجام این تیمار جهت حذف خسارت صورت گیرد. نباید اجازه داده شود که ساقه‌ها قبل از آنکه آنها در محلول فرو برده شوند خشک شوند به‌طوری که قلمه‌های متعددی باید در طی یک روز گرفته شوند و از فرو بردن قلمه‌ها در آ‌ب‌وهوای گرم و خشک در محلول ضدعفونی باید خودداری کرد.


تانک حاوی محلول باید هر روز از نظر شیمیائی آنالیز شود و میزان هیپوکلریت کاهش یافته به محلول اضافه شود تا غلظت پیشنهادی حفظ شود. از آنجائی که غلظت ماده مؤثر، در اثر استفاده مکرر کاهش می‌یابد و PH به سرعت بالا می‌رود. اشکال تجاری هیپوکلریت سدیم


باید قبل از استفاده بازبینی شوند چون با گذشت زمان غلظت آنها در بطری کاهش می‌یابد.


 


ج) بیماری‌های ویروسی


۱ ( موزائیک رز


علائم بیماری بسیار متغیر می‌باشد. اما علایم مشخصه بیماری به‌صورت نقوش خطی، کلروز، لکه‌های مدور و موزائیک خفیف در برگ‌ها در طی فصل رشد دیده می‌شود.


همچنین علایم شبکه زردی و موزائیک زرد هم در رابطه با این بیماری می‌باشد. گیاهان آلوده قدرت خود را از دست داده و به سرمای زمستان حساس می‌شوند.


عامل بیماری، ویروی موزائیک رز (Rosemosaic virus) می‌باشد که با ویروس لکه حلقوی نکروتیک مرکبات(PNRSV) ارتباط نزدیکی دارد.


 


ویروس‌های (PNRSA,Appele moaic virus (ApMV), Arabis mosaic (AMV نیز علایم مشابهی را روی رز به‌وجود می‌آورند.


 


۲ :(Strawbery latent ringspot virus  )SLRV  (این ویروس نیز در روی رز خسارت وارد می‌کند. این ویروس باعث ایجاد لکه‌های زرد کوچک نامنظم روی برگ‌ها شده و کوتولگی واضحی را در قسمت‌های هوائی و برگ‌ها به‌وجود می‌آورد. برگ‌ها حالت چرمی به خود گرفته و بدشکل می‌شوند. علایم بیماری در صورت مخلوط شدن با ویروس‌های PNRSV, AMV و بسته به شرایط محیطی


ممکن است تغییر یابد. در درجه حرارت ۲۳ درجه سانتی‌گراد علایم بیماری محو می‌شود.


 


۳ : Rose streak virus(


این ویروس سبب ایجاد حلقه‌های سبز مایل به قهوه‌ای و veinbanding در برگ‌های کامل می‌شود، این علایم برگی گاهی با نقوش حلقوی روی ساقه یا میوه نیز همراه است.


برای کنترل بیماری‌های ویروسی و شبه‌ویروسی در رز حذف گیاهان آلوده و از بین بردن آنها، هرس گیاهان آلوده، استفاده از پایه‌های عاری از بیماری، حرارت درمانی و استفاده از کشت نوک مریستم توصیه می‌شوند.


همچنین ضدعفونی خاک جهت حذف جمعیت‌های نماتدهای خاک که از ناقلین بالقوه ویروس‌ها هستند به کاهش آلودگی کمک خواهد کرد.


 


د) بیماری‌های ایجاد شده در اثر نماتد نماتدهای پارازیت گیاهی یکی از مشکلات اصلی رز در سرتاسر جهان بی‌شمار می‌روند. این بیماری‌ها از مناطق جداگانه زیادی گزارش شده‌اند، که این امر ممکن است به‌دلیل انتشار وسیع نماتدهای پارازیت گیاهی و دامنه میزبانی وسیع آنها باشد. همچنین نماتدهای مانند نماتد زخم ریشه یا گره رشیه که نماتدهای داخلی هستند به‌راحتی می‌توانند از طریق قلمه‌ها جابه‌جا شوند.


علایم در قسمت‌های هوائی گیاه شامل کاهش قدرت رشد گیاه، کوتولگی برگ‌ها و قسمت‌های هوائی، کلوروز، پژمردگی، ریزش برگ، کاهش کیفیت گل (طول ساقه و اندازه گل) و افزایش حساسیت به عوامل بیماری‌زا پوسیدگی ریشه می‌باشد.


این علایم به‌عنوان زوال عمومی توصیف می‌شوند.گیاهانی که این علایم را بروز می‌دهند به‌دلیل کاهش کیفیت و تولید گل حذف می‌شوند که در روی ریشه علایم مختلف متعددی بسته به‌گونه نماتد و تعداد نماتدهای تغذیه‌کننده از ریشه ایجاد می‌شود. علایم واضح ممکن است به‌ندرت دیده شود و ریشه‌ها ممکن است تعدادی از انواع علایم را نشان دهند. بنابراین تشخیص مثبت نماتد به‌عنوان عامل علایم مشاهده شده نیاز به بازیابی نماتد از ریشه یا خاک اطراف گیاه دارنده علایم و در پی آن شناسائی آزمایشگاهی آن دارد.


نماتدهائی که در روی ریشه یافت می‌شوند در جنس‌ها و گونه‌های متعددی قرار دارند، اما گونه‌هائی که از سایر گونه‌ها فراوان‌تر هستند شامل P.vunus, Pratylenchus penetrans diversicaudatum, Meloidogyne hapla و Helycotylenchus nannus, Xiphinema و Macroposthonia axests هستند.


 


ابزار کنترل نماتدها در رز شامل ضدعفونی بسترهای مزرعه، ضدعفونی بسترهای گلخانه قبل از کاشت، محدود کردن جابجائی گیاهان پایه آلوده و کاربرد نماتد کش‌های پس از کاشت است.


تیمار آب گرم به‌طور مؤثری نماتدهای مستقر روی مواد گیاهی را کنتل می‌کند اما این تیمارها اکثراً روی ریشه رز خسارت می‌زنند. خسارت حرارت روی ریشه‌های رز را می‌توان با پیش تیمار گیاه با حرارت ۳۸ درجه سانتی‌گراد به مدت ۲۴ ساعت به‌منظور تحریک مقاومت به گرما کاهش داد به این ترتیب آلودگی سطحی نماتدی را می‌توان با غوطه‌ور کردن گیاه در آب ۴۸ درجه سانتی‌گراد به مدت ۳۵ دقیقه محدود کرد.


 


امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:48 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

گموز مرکبات

گموز‌‌ ‌‌مركبات Citrus gummosis



بيماري گموز Gummosis يا پوسيدگي طوقه‌ و ريشه Root-rot درختان مركبات اولين بار در سال1834 ازآسور گزارش گرديده است. در ايران بيماري اولين بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالي و جنوبي كشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.


عامل بيماري:


عامل بيماري در بيشتر مناطق ايران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica مي‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهاي كاذب Oomycetes است كه فرم جنسي آن بصورت oospore است. قارچ داراي تيپهاي متفاوت وهتروتاليك است. اما‌ زمستانگذراني بوسيله ااسپور وكلاميدسپور مي‌باشد.


علائم بيماري :


علائم بيماري بروي طوقه در ابتدا به صورت لكه كوچك قهوه‌اي ظاهر شده كه خيلي نامشخص است وبه تدريج گسترش يافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بيضي در مي‌آيد وآوندهاي آبكش را از بين مي‌برد. در محل آلودگي مركبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد ديگر مورد حمله ريشه است؛ كه اغلب لهيدگي وسياه شدن ريشه را در پي دارد. در بارندگي شديد ميوه نيز بر اثر حمله قارچ دچار آسيب مي‌شود.



كنترل: شامل پيشگيري ومعالجه مي‌باشد.


پيشگيري :


1- انتخاب پايه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگي، ليموترش، ليموشيرين، بكرائي و ترنج از جمله ارقام حساس مي‌باشد. نارنج (به تريستيزا حساس) ونارنج پونسيروس تريفولياتا (به اگزوكورتيس حساس) به بيماري گموز مقاومند.


2- محل پيوندك بايد 30-15 سانتيمتر از خاك فاصله داشته باشد.


3- حذف علفهاي هرز از دور طوقه


4- خوداري از ايجاد زخم اطراف طوقه


5- جلوگيري از جمع شدن آب دور طوقه درخت


6- ضدعفوني ريشه توسط محلول بردو 3 درهزار


7- خريد نهال سالم از خزانه


8- بايد دقت شود در حين پيوندزني قطراتي از آب يا ذره‌اي ازخاك باغ بين پايه وپيوندك قرار نگيرد.


9- فواصل بين درختان حفظ شود


10- اگر پوسيدگي بيشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد بايد درخت آلوده را قطع كرد.


معالجه:


ابتدا خاك دور طوقه درخت مبتلا را كنار زده واز رسيدن آب به آن جلوگيري به عمل آورد. درخت مبتلا بايد جداگانه آبياري شود. نقطه پوسيده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اوليه پيشرفته است با يك چاقوي تيز پوست محل را تراشيده تا به بافت زنده برسيم آنگاه به وسيله محلول يك درصد پرمنگنات پتاسيم و يا مخلوط بردو و يا ارتوسايد و كوپراويت به ميزان يك در هزار ضدعفوني سطحي مي‌كنيم وپس از دو هفته محل را با چسب باغباني مي‌پوشانيم.



طرز تهيه محلول بردو يك درصد:


كات كبود يا( سولفات مس) 200 گرم، آهك زنده200 گرم، آب20 ليتر



طرز تهيه محلول بردو براي ضدعفوني ريشه‌ها قبل از كاشت:


كات‌كبود 70 گرم، آهك زنده 70 گرم، آب 20 ليتر


 منبع : سبزینه Sabzineh

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری weather fleck ناشی از آلودگی هوا در توتون

   بيماري weather fleck ناشي از آلودگي هوا در توتون


آلودگي هوا مهمترين عامل تغيير و تعويض انرژي است كه با كمك ٿاكتورهاي متعددي بشرح زير انجام مي گيرد. آب، دي اكسيد كربن ،‌دي اكسيد گوگرد ، اسيد سولٿوريك ،‌اكسيد ازت، اسيد ٿلئوريد ريك، اسيد سولٿيد ريك‌، اوزان، ‌اتيلن، آلكالوئيدها ، دوده و تركيبات كربو هيدروژن دار (هيدروكربورها)‌و همچنين مواد ديگري نظير تركيبات راديو اكتيو و ضايعات مواد آلي و معدني،‌ باعث آلودگي محيط زيست مي شوند، و مي توانند بر روي توتون تأثير زيادي بگذارند ، مثلاً آلودگي يك مزرعه توتون توسط علٿ كش از مزرعه مجاور.


در مورد تأثير آلودگي هوا بر روي محصولات كشاورزي گزارشات مختلٿي وجود دارد ولي در اين قسمت اختصاصاً به اثرات آلودگي هوا روي توتون پرداخته مي شود: اينكه گياهان در برابر مواد آلوده كننده هوا حساس هستند بر كسي پوشيده نيست، اولين گزارش در اين رابطه راجع به عكس العمل شديد مسموميت نوعي توتون( نيكوتينا كلوتينوزا) كه در حومة لوس آنجلس كاشته مي شود ، نسبت به مه دود بوده است . حدود واكنش گياه بين ظاهر شٿاٿ سطح زيرين برگ تا كاملاً نكروزه شدن آن بوده است. ميزان خسارات وارده به مرحلة رشد و تكامل سلولها بستگي دارد . خسارات وارده به برگها در جايي كه استوماتها ٿعال بوده اند و هواي كثيٿ اطراٿ مي توانست از طريق روزنه هاي ثانوي و ٿضاي بين سلولي بطور مستقيم با باٿت داخلي در تماس باشند بيشتر بوده است.


بيماري weather fleck توتون يك اختلال ٿيزيولوژيكي در برگ است و بستگي به اٿزايش اوزون دارد. محققين به اين نتيجه رسيده اند كه بين  زخمي شدن طبيعي در مزرعه و زخم ايجاد شده توسط اوزون در شرايط كنترل شده هوا كه منجر به ايجاد بيماري  weather fleckگرديد، شباهت وجود دارد. حساسيت برگ توتون در برابر اوزون و خسارت weather fleck به يك سري از عوامل مثل استعداد ژنتيكي رسيدگي ٿيزيولوژيكي گياه، شرايط رشد و نمو، ميكرو كليما و ميزان اوزون بستگي دارد. با پيشرٿت رسيدگي حساسيت نسبت به اوزون كمتر مي شود . شدت حملة‌ اين بيماري با شرايط آ ب و هوايي و تكنيك كشت بهم پيوسته است.


تشكيل لكه ها و شدت حملة بيماري به مقدار زيادي با ميزان بارندگي و درجه حرارت هوا ارتباط متقابل دارد و به عبارات ديگر خسارت بيماري در سالهاي پر باران در حرارت هاي پايين پس از بارندگي بيشتر است. حساسيت زيادتر در مقابل اكسيد كننده هاي هوا در دورة رشد با درجات بيشتر حرارت ارتباط مستقيم دارد و حالا آنكه بين عوامل بيماري زا در محيط و ميزان خسارت در حرارت هاي بين 10 و 25 درجه سانتي گراد همبستگي منٿي وجود دارد. تعدادي از دانشمندان اعتقاد دارند كه بطور كلي مقاومت برگ در برابر اوزون با بسته شدن استوماتها و مقداري آب اٿزايش مي يابد. اوزون سرعت جذب آب در قطعه برگ را كاهش مي دهد. با مصرٿ 19 نوع مواد جلوگيري كننده ٿتوسنتز خسارت حاصله از اوزون در برگ توتون كنترل گرديد. تعدادي از مواد بازدارنده چنانچه يكساعت قبل از بكارگيري اوزون مصرٿ شوند داراي تأثير زيادي هستند و اگر اوزون 24 ساعت بعد مصرٿ شود تأثير تعداد ديگري از مواد بازدارنده بيشتر مي شود.


اوزون سبب اٿزايش ازت پروتئين و از طرٿ ديگر كاهش نيترات و ازت كل محلول در برگ مي گردد. برگهايي كه در اثر اوزون شديداً خسارت ديده اند ، ميزان نيكوتين و خاكستر محلول در آب كاهش و مقدار ازت كل آنها اٿزايش داشته است .


وارياته  هاي مختلٿ توتون در مقابل اوزون، واكنش هاي گوناگوني دارند، امروزه بهترين طريق جلوگيري از خسارت آلودگي هوا بر روي توتون،‌ كاشت وارياته هاي مقاوم است، براي انتخاب بوتة مقاوم از نشاء هاي 4 تا 6 برگي مقاوم به اوزون بعنوان پايه انتخاب مي شوند، زيرا كه نشا‌ء هاي انتخابي مزرعه نيز در طول دورة‌ رشد همچنان مقاومت خود را حٿظ مي كنند ولي نشاء هاي حساس در مزرعه به همان حالت اوليه خود باقي مي مانند. در مورد حساسيت به اوزون بر روي ژنوتيپ و وارياته هاي زيادي از توتون هاي پر كنندة سيگار پنسيلوانيا)‌، آزمايشات زيادي انجام شده، و در اين آزمايشات نشان داده شد كه بيماري weather fleck به شرايط موجود منطقه كشت نيز بستگي دارد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:50 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری لکه سیاه گلابی

مقدمه
اسم علمی عامل بیماری Venturia pirina Adena ، اسم انگلیسی pearscab می‌باشد. این قارچ برای اولین بار توسط مادام لابیرت در بلغارستان ( 1832) مشاهده شده است همچنین در سال 1840 از فرانسه نیز گزارش شد. لکه سیاه گلابی خیلی شبیه لکه سیاه سیب است اما عینا همان قارچ نیست و هر کدام از این دو گونه قارچ محدود به میزبان خود می‌باشند و میزبان خاص خود را دارند. هر دو گونه آسکوسپورهای دو سلولی دارند که یک سلول بزرگتر از دیگر است. در لکه سیاره گلابی سلول بزرگتر در بالا قرار می‌گیرد ولی در لکه سیاه سیب سلول پایین‌تر ، بزرگتر است.

علائم بیماری
لکه سیاه گلابی در روی گلها معمولا محدود به حدود خاصی است. به عنوان مثال در لکه سیاه سیب روی شکوفه‌ها ، دمگل و نهنج حمله می‌کند اما در لکه سیاه گلابی علائم روی گلبرگ نیز دیده شده است. لکه سیاه گلابی روی برگ تشکیل لکه‌های مخملی به رنگ تیره را می‌دهد و تعداد لکه‌های سیاه سیب ، بیشتر از لکه سیاه گلابی می‌باشد. علت این امر احتمالا براق بودن سطح پایین برگ سیب و زرد و خشک شدن برگها می‌باشد. لکه سیاه گلابی روی میوه اغلب یک بیماری جدی است و منجر به دفورمه شدن و ترک خوردن میوه‌ها می‌شود.

ظاهرا علایم بیماری روی نهالها برای مدت چند سال فعال باقی می‌ماند و زمانی که شاخه‌ها 2 تا 3 ساله شد شکافهای طولی و متقاطع در پوست درخت ظاهر می‌شود بطوری که شاخه ظاهرا حالت ورقه‌ورقه به خود می‌گیرد و اغلب تولید کنیدی کاهش می‌یابد و میسلیوم‌ها حالت فشرده به خود می‌گیرند تحت شرایط مطلوب ممکن است پسودوتسیوم در آنها تولید شوند. لکه‌های بیماری روی فلس‌های جوانه نیز مشاهده شده است. قارچ عامل بیماری نه تنها روی شاخه و برگ ، بلکه روی دانه‌های گرده و شکوفه‌ها نیز ظاهر می‌شوند.


انتشار بیماری
پسودوتسیوم در روی برگهای آلوده خزان کرده در طول زمستان تکامل می‌یابد. اما این شاید حالتی از زمستان‌گذرانی باشد که اهمیت کمتری نسبت به لکه سیاه سیب دارد. آسکوسپورها در زیر فلسهای جوانه‌ها در بهار تشکیل می‌شوند. کنیدی‌ها در لکه سیاه گلابی خیلی نسبت به سرما مقاومت دارند و مقاومت آنها از کنیدی های لکه سیاه سیب خیلی بیشتر است. بنابراین آلودگی اولیه ممکن است از کنیدی‌های زمستان گذرانی کرده در روی میوه‌ها صورت گیرد.
اهمیت
لکه سیاه گلابی مهمترین بیماری قارچی گلابی است اما ضرر و زیان اقتصادی آن مشخصا با توجه به موقعیتهای آب و هوایی و اقلیمی سال به سال تغییر می‌کند. تفکیک کاملا روشنی از نظر آسیب رسانی بین لکه سیاه سیب و لکه سیاه گلابی وجود دارد بطوری که لکه سیاه گلابی برخلاف لکه سیاه سیب بیشتر روی نهال‌ها صدمه می‌زند و روی برگها آثار کمتری دارد.
حساسیت واریته‌ها
واریته‌های گلابی از نظر حساسیت به لکه سیاه گلابی بسیار متنوع هستند و هیچکدام بطور کامل مصونیت ندارند. درجه مقاومت ممکن است توسط فاکتور آب و هوایی تغییر نماید. ضمنا چند نژاد فیزیولوژیک از لکه سیاه گلابی وجود دارد که از نظر نوع میزبان و رشد در محیطهای کشت مصنوعی باهم اختلاف دارند. در آزمایشات تلقیح قارچ عامل بیماری توسط نژادهای مختلف درصد آلودگی در حدود 26.5 - 0.5 متغیر بوده است. بنابراین احتمال آلودگی واریته مقاوم گلابی به هنگام کاشت آنها در نزدیک واریته‌های حساس به بیماری توسط همان قارچ بیشتر می‌گردد.




کنترل
اصول کنترل لکه سیاه گلابی شبیه لکه سیاه سیب می‌باشد، به این ترتیب که انهدام برگهای آلوده و جمع‌آوری و سوزاندن آنها از تشکیل پسودوتیوم و در نتیجه آلودگی اول فصل ممانعت بعمل می‌آورد و نیز سمپاشی درختان در پاییز از تشکیل آنها جلوگیری می‌نماید. ضمنا شاخه‌های مریض را باید قطع نموده و آنها را سوزانید.

از آنجایی که پسودوتیوم ممکن است روی برگهای خزان کرده زمستان‌گذرانی نموده و سیکل بیماری را تکمیل کنند، بنابراین باید این گونه برگها جمع آوری شده و نابود و سوزانده شوند و باید کاملا از جمع آوری و معدوم نمودن این گونه برگها که در پاییز قبل خزان نموده‌اند اطمینان کافی حاصل نمود. جوانه‌ها و شاخه‌های بیماری باید بریده شده و نابود شوند. پاشیدن سموم مسی روی شاخه‌ها ممکن است از اسپورزایی ، روی پوستولهای باقی مانده جلوگیری نماید.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:57 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری دیپلودیا در ذرت

مقدمه
بیماری دیپلودیای ذرت گسترش جهانی داشته و از شایع‌ترین بیماریهای پوسیدگی خوشه ذرت در ایالات متحده است. بعد از کاکل رفتن خوشه‌ها در دوره رسیدن آنها ، اگر هوای سرد و مرطوب حکم‌فرما باشد بیماری بیشترین خسارت را خواهد زد. بیماری دیپلودیا ابتدا به عنوان یک بیماری پوسیدگی خوشه توصیف شده است.

ولی مطالعات بعدی نشان داد، در مواقعی که شرایط آب و هوایی برای توسعه بیماری مناسب باشد عامل بیماری می‌تواند پوسیدگی ساقه و سوختگی گیاهچه را نیز ایجاد نماید. این بیماری اغلب جزئی از یک مجموعه است که قارچهای دیگر مخصوص گونه‌های جنس Gibberellaنیز در آن دخالت دارند. خسارت ناشی از پوسیدگی ساقه و خوشه در ایالت ایلی‌نوئیس در سال حدود 8.6 درصد محصول می‌باشد که متجاوز از 70 میلیون دلار تخمین زده شده است.
علائم بیماری
پوسیدگی ساقه
آلودگی ساقه قبل از مرحله خمیری شدن دانه‌های خوشه بندرت دیده می‌شود. هنگامی که آلودگی قبل از رشد کامل گیاه صورت گیرد، برگها بطور ناگهانی سبز مایل به خاکستری شده و قسمتهای پایین ساقه از رنگ سبز به رنگ خرمایی یا متمایل به قهوه‌ای درآمده و مغز ساقه نیز نرم می‌شود. اگر ساقه‌های مریض را از وسط دو نیم کرده و باز نمائیم، قسمت مغز را متلاشی شده و تغییر رنگ یافته خواهیم دید و تنها سیستم آوندهای هادی آب دست نخورده می‌مانند.

ساقه‌های آلوده نیز ضعیف گشته و در اثر باد و باران به آسانی شکسته می‌شوند. خوشه‌هایی که روی ساقه آلوده تشکیل می‌شوند، پوک و سبک هستند گاهی پیکنیدیوم‌های ریز سیاه رنگی که اندامهای باروری قارچ هستند در پاییز در زیر سطح اپیدرم در ناحیه میان‌گره‌های قسمت پایین ساقه تشکیل می‌شوند. پیکینیدیوم‌های ریز سیاه رنگی که اندامهای باروری قارچ هستند در پاییز در زیر سطح اپیدرم در ناحیه میان‌گره‌های قسمت پایین ساقه تشکیل می‌شوند.

پیکنیدیوم‌های کوزه‌ای شکل در بهار نیز روی ساقه‌های آلوده بوجود می‌آید. آلودگی اغلب از محل تماس ساقه با سطح خاک شروع شده و به داخل ریشه و ساقه منتشر می‌گردد. بعضی مواقع آلودگی در محل گره‌هایی که بین طوقه و خوشه قرار دارند بوجود می‌آید. با وجودی که قارچ تا فاصله‌ای در ساقه پیشروی می‌نماید، ولی تمام گیاه را مورد حمله قرار نمی‌دهد.


پوسیدگی خوشه
پوسیدگی ممکن است از آلودگی جزئی دانه‌ها تا پوسیدگی کامل خوشه و غلاف روی آن باشد. پوسیدگی بطور مشخص از قاعده خوشه شروع شده و به طرف بالا توسعه می‌یابد. در خوشه‌های پوسیده رشته‌های میسلیوم سفید تا قهوه‌ای مایل به خاکستری رنگ بین دانه‌ها رشد می‌نماید. رشته‌های میسلیوم ممکن است به داخل غلاف نفوذ نموده غلاف و خوشه را بهم بچسبانند. در اواخر فصل پیکنیدیوم‌هایی به رنگ قهوه‌ای تیره روی غلافها ، براکته‌های گل و پوست دانه‌های پوسیده بوجود می‌آید.

بسیاری از خوشه‌ها آلودگی قابل رویتی در موقع برداشت نشان نداده ولی بیماری ممکن است در انبار توسعه یابد. بذرهایی که آلودگی خفیفی دارند منبع آلودگی گیاهچه‌ها می‌باشند. بیشتر پوسیدگی‌های خوشه نتیجه آلودگیهای موضعی بوده و عملا توسط اسپورهایی است که بوسیله باد پراکنده شده و اغلب از طریق ساق خوشه ایجاد آلودگی می‌نمایند.
سوختگی گیاهچه
این مرحله بیماری ممکن است نتیجه آلوده بودن بذر ، یا بوسیله ماده مولد آلودگی در بقایای گیاهی بوجود آید. هنگامی که بذور آلوده کاشته شوند، رشته‌های میسلیوم قارچ به سرعت توسعه یافته و آنها را از بین می‌برد مخصوصا اگر این بذور در خاکهای سرد با حرارت 10 درجه سانتیگراد یا کمتر کاشته شوند. آلودگی گیاهچه‌ها ممکن است از ماده آلودگی تولید شده در خاک روی بقایای آلوده‌ای که از سال قبل در زمین مانده‌اند باشد. مرحله سوختگی گیاهچه سبب کم شدن تعداد بوته‌ها ، رشد نامساوی آنها و بوجود آمدن گیاهان ضعیفی می‌باشد که در مراحل بعد در اثر آلودگی‌های ریشه و ساقه ممکن است از بین بروند.


عامل بیماری
Diplodia maydis (Berk).sacco متعلق به رده قارچهای ناقص و راسته sphacropsidales است. گونه D.maydis تولید پیکنیدیوم‌های کوزه‌ای‌شکل یا نامنظمی روی ساقه یا سایر قسمتهای آلوده می‌نماید. پیکنیدیوم‌ها در زیر اپیدرم و مخصوصا در محل گره‌ها تشکیل شده و بعد از رسیدن ، انتهای آنها از زیر اپیدرم بیرون می‌زند. کنیدی‌ها دوسلولی ، منقسم یا کمی خمیده و تیز می‌باشند.

هنگامی که کنیدی‌ها می‌رسند، در مواقعی که هوا گرم و مرطوب است از دهانه پیکنیدیوم‌ها به خارج تراوش نموده که بوسیله باد به گیاهان سالم منتقل شده و آلودگی‌های ساقه و یا خوشه را بوجود می‌آورند. مرحله جنسی این قارچ شناخته نشده است. قارچ فقط برای مدت یکی دو سال می‌تواند در بقایای آلوده و خاک زنده بماند.
سیکل بیماری
عامل بیماری زمستان را در ساقه‌ها ، خاک و بذور آلوده می‌گذراند. سوختگی گیاهچه معمولا موقعی که بذر در خاکهای سرد کاشته می‌شود شدیدتر است. در فصول سرد و مرطوب آلودگی‌های ریشه و طوقه در هر مرحله از رشد گیاهان ممکن است صورت گیرد. بعد از گرده افشانی حساسیت بافتهای ساقه به آلودگی افزایش می‌یابد.

زمانی که گیاه میزبان به رشد کامل خود می‌رسد، آلودگی به سرعت پیشروی می‌نماید، مخصوصا اگر گیاه بر اثر عوامل گوناگون مثل نامساعد بودن وضع حاصلخیزی خاک ، خشکی و حمله حشرات یا بیماریها ضعیف شده باشد. مرحله پوسیدگی خوشه به ندرت قبل از خمیری شدن دانه‌ها صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد که آب و هوای مرطوب از موقع به کاکل رفتن خوشه تا 3 - 2 هفته بعد از آلودگی خوشه مناسب باشد، مخصوصا اگر در اوایل تابستان هوا نسبتا خشک باشد بطوری که اسپورهای قارچ قبل از تشکیل خوشه‌ها پراکنده نشوند.


کنترل
برای کنترل موثر بیماری ، رعایت برخی از عملیاتهای زراعی لازم است.
بذور دورگه
استفاده از واریته‌های دیررس (110 تا 120 روزه) تا دورگه‌هایی که مدت کمتری بالغ می‌شوند. ارقام زودرس معمولا حساسیت بیشتری دارند.
حاصلخیزی خاک
در خاکهایی که مقدار ازت و پتاس آنها کمتر است وقوع بیماری بیشتر است تا خاکهایی که حاصلخیزی متعادلی دارند.
دورگه‌های مقاوم
برخی از ارقام حساسیت بیشتری به بیماری دیپلودیای ذرات داشته و در مواقعی که بیماری شیوع دارد از هیبریدهایی که از این ارقام بوجود می‌آیند نباید استفاده نمود.
تناوب و بهداشت زراعی
تناوب و از بین بردن بقایای آلوده گیاهی ، عامل بیماری را در خاک کاهش می‌دهد.
ضدعفونی بذر
محافظت بذور در مقابل سوختگی گیاهچه در بیماری دیپلودیا و سایر بیماریهای خاکی ضروری است. ضدعفونی بذور با ترکیبات شیمیایی در حال حاضر راه عملی و متداول در تهیه بذرهای هیبرید است.
بذر عاری از بیماری
با استفاده از بذر هیبرید در مناطق تحت کشت ذرت مساله آلودگی بذر کاهش می‌یابد. زارعینی که خود بذر تهیه می‌کنند باید مخصوصا متوجه بذور مزارع آلوده باشند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:58 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری جاروک یا جارویی سیب

بیماری جاروک یا جارویی سیب Apple Proliferation
این بیماری از مهمترین و پر اهمیت ترین بیماریهای باغهای سیب در کشورهای جنوب اروپایی است در ایران در رامجرد شیراز توسط ایزدپناه گزارش شده است همچنین علائم مشخص بیماری در باغهای طالقان توسط اشکان(8-1346) مشاهده شده است.این بیماری در باغهای سیب کشور ایران چندان شیوع ندارد.
علائم بیماری:
علائم روی شاخساره، برگ، میوه و ریشه ظاهر می شود.بارزترین علائم برگساره ای این بیماری بروز حالت جاروی جادوگر(Witches Broom) در درختان بیمار است در این حالت بر اثر توقف چیرگی انتهایی و رشد جوانه های جانبی خفته در قسمت بالایی شاخساره های قوی، تعداد زیادی شاخه های نازک و ضعیف به وجود می آید که زاویه این شاخه های جانبی نابجا نسبت به شاخه های معمولی کمتر است و در نتیجه ظاهر جارو مانند که به نظر تعداد زیادی شاخه در یک محل مجتمع شده اند دیده می شود ـ برگها حالت گلبرگی و مجتمع دیده می شوند که به آن وردسانی برگها (Rosett (می گویند و نیز گوشوارکهای برگ بزرگ شده و کاملاً از گوشوارکهای گیاهان سالم متفاوت دیده می شوند. پیدایش حالت جارویی در چند شاخه یا در تمام شاخه های یک درخت ممکن است به وجود آید ولی استمرار ندارد و بیشتر در 3-2 سال اول بعد از آلودگی بروز می کند. میوه های درختان بیمار کوچکتر و پهن تر از میوه های سالم هستند و وزن آنها اغلب 60-30 درصد کمتر، رنگشان نامطلوب و بی مزه تر هستند، به طوری که 80 درصد آنها غیر قابل عرضه به بازار هستند. دمبرگها در این بیماری کوچکتر و دم میوه ها بلندتر از درختان سالم هستند. رنگ برگها در پائیز به جای زرد شدن متمایل به قرمز می شوند. نیروی حیاتی درختان جوان شدیداً کاهش می یابد در حالی که درختان پیرتر کمتر تحت تأثیر قرار می گیرند. نشانه های بیماری غیر پایدار است؛ جاروی جادوگر و کوچکی میوه چند سالی بعد از بروز از بین می روند در حالی که قرمز شدن برگها و بزرگی دم میوه ها چند سال بیشتر دوام می آورد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  8:59 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری لکه قهوه ای کاهو

مقدمه
این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد می‌آورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.

در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش داده‌اند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس می‌باشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد می‌آورد.

علائم بیماری
در روی برگهای کاهو لکه‌های کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کم‌رنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید. این لکه‌ها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونه‌ها این لکه‌ها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمی‌آیند. عموما لکه‌ها دارای هاله‌ای شفاف در اطراف خود می‌باشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکه‌ها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا می‌گیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست می‌دهد و طعم و مزه‌اش نیز تغییر می‌کند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی می‌کند.
مشخصات قارچ عامل بیماری
فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوه‌ای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium می‌باشد. کنیدیفرها به رنگ قهوه‌ای دارای دیواره عرضی می‌باشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوه‌ای مایل به سیاه تشکیل می‌شود. شکل کنیدی‌ها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم می‌باشند. این کنیدی‌ها دارای دیواره‌های عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی می‌باشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود می‌آید. در محیط آزمایشگاه نیز توانسته‌اند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.
بیولوژی قارچ S.botyosum
این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی می‌کند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکه‌های رنگ پریده و سپس به صورت لکه‌های قهوه‌ای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن می‌باشد دیده می‌شود. در سطح این لکه‌ها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود می‌آید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی می‌شود.

کنیدی‌ها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر می‌شود و بیماری از بوته‌ای به بوته دیگر و از مزرعه‌ای مزرعه دیگر منتقل می‌گردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنه‌ها وارد گیاه میزبان خود می‌شوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمی‌شود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر می‌کند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشته‌های میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ می‌شود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز می‌باشد.

وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی می‌کند که هر دو به رنگ قهوه‌ای می‌باشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر می‌کند.
مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع می‌شود که برگهای مبتلا به سطح زمین می‌افتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس می‌نماید که این پریتس‌ها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را می‌گذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل می‌کنند. پرتیس‌های این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود می‌آیند که در داخل آنها آسک‌ها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص می‌باشند.

مبارزه
بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه می‌دارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر می‌شود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوف‌اکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  9:00 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری سیاه زخم یا بررسی نماییم

سياه زخم ( Anthrax ) يك عفونت حاد باكتريايي است كه بوسيله ميكروبي بنام باسيل آنتراسيس (Bacillus Anthracis) ايجاد شده و در حيوانات علفخوار بطور شايعي ديده مي شود. تماس مستقيم انسان با حيوان آلوده يا فضولات آلوده حيواني, گزش حشرات, تنفس و خوردن اسپور اين باكتري مي تواند انسان را به اين بيماري مبتلا سازد. در انسان شايعترين شكل بيماري, سياه زخم يا همان آنتراكس پوستي است, كه مشخصه آن ايجاد يك ضايعه پوستي و تورم برجسته در اطراف آن است. آنتراكس تنفسي و آنتراكس گوارشي بسيار نادر و كشنده هستند.
سبب شناسي
باسيل آنتراسيس يك باسيل گرم مثبت هوازي داراي كپسول و بي حركت است كه اسپورهاي بيضي شكل تشكيل مي دهد. اكسيژن براي اسپورسازي لازم است, اما براي تكثير اسپورها احتياجي به اكسيژن نيست و عمل اسپورسازي در بدن حيوان زنده صورت نمي گيرد. عوامل بيماري زاي باسيل, سه نوع پروتئين است كه بر روي هم, سم آنتراكس ناميده مي شوند و همچنين يك پلي پپتيد كپسولي ضد فاگوسيتوز كه از اسيد دي گلوتاميك (Diglutamic Acid) و باندهاي پپتيدي همراه با گروه گاما كربوكسيل (Gamma Carboxyl) تشكيل شده است. اسپورهاي باسيل مي توانند چندين سال در زمين خشك زنده بمانند , اما با 10 دقيقه جوشاندن و نيز مواد اكسيد كننده, مانند پرمنگنات پتاسيم و پراكسيد هيدروژن و يا فرمالدئيد رقيق از بين مي روند. اكثر گونه هاي باسيل آنتراسيس به پني سيلين حساس هستند.
 
همه گيري شناسي
 
سياه زخم در تمام دنيا ديده مي شود. تمام حيوانات با درجات متفاوت به اين بيماري مبتلاء مي شوند, اما در حيوانات اهلي علفخوار, مثل گاو, گوسفند, اسب, بز و حيوانات وحشي علفخوار اين بيماري شايعتر است. حيوانات در حال چريدن در مناطقي كه آلوده به باكتري است در شرايط مناسب آب و هوايي به بيماري آلوده مي شوند. سياه زخم در حيوانات علف خوار, بسيار شديد بوده و با مرگ و مير زيادي همراه است. حيوانات آلوده كه اغلب دچار خونريزي از بيني, دهان و روده مي شوند, خاك و آب را با باسيل آنتراسيس آلوده نموده و اين باسيل به محض ورود به طبيعت اسپورسازي نموده و سالها در آن باقي مي ماند. حيوانات آلوده همچنين مي توانند با كوچ كردن باعث بوجود آمدن همه گيري در مناطق غير آلوده شوند. حشرات گزنده و لاشخورها نيز مي توانند با استفاده از لاشه هاي آلوده باعث انتقال اين بيماري به مناطق غير آلوده شوند. مقاومت طبيعي بدن انسان به باسيل سياه زخم بيشتر از حيوانات علف خوار است. تخمين زدن وقوع سالانه سياه زخم بسيار مشكل است, زيرا در بسياري از موارد, بيمار مراجعه ننموده و بيماري گزارش نمي شود. از لحاظ منشأ ابتلا به بيماري, انسانهايي كه به بيماري سياه زخم مبتلاء مي شوند, در دو گروه قرار مي گيرند:
 
1-  افرادي كه در كشاورزي و دامداري فعاليت دارند كه با پوست كندن و قصابي كردن حيوان آلوده و گزش حشرات, باسيل وارد بدن آنها مي شود.
2-  افرادي كه در كارهاي صنعتي فعاليت دارند و در اثر تماس با پشم, موي بز, چرم و استخوان آلوده, به بيماري مبتلاء مي شوند.
 
سياه زخم حيوانات به عنوان يك مشكل قديمي و دراز مدت در ايران, تركيه, پاكستان و سودان همواره مطرح بوده است, اما در ايالات متحده آمريكا در خلال سالهاي 1984 تا 1988 فقط 4 مورد از اين بيماري گزارش شده است. همه گيري هاي بزرگ سياه زخم در اسوردلوسك شوري سابق در آوريل 1979 و در زيمباوه بين سالهاي 1978 و 1980 ديده شده است. در زيمباوه تعداد بيماران مبتلاء در سالهاي همه گيري به 9700 مورد رسيده است.
 
آسيب شناسي
 
باسيل آنتراسيس يك ميكروب خارج ياخته اي است كه مي تواند از فاگوسيتوز گريخته, وارد گردش خون شده, درآنجا بسرعت تكثير شود و ميزبان را از پاي درآورد. 
پلي پپتيد كپسولي و سم آنتراكس, عوامل بيماري زاي اين باسيل شناخته شده اند. سياه زخم پوستي با ورود اسپور باسيل آنتراسيس از طريق برش يا خراش پوستي و يا گزش حشرات آلوده, آغاز مي شود. اسپورها در عرض چند ساعت تكثير يافته و به حالت نيمه زنده درآمده و شروع به توليد سم آنتراكس مي كنند. از لحاظ بافت شناسي ضايعه سياه زخم پوستي با نكروز يا مرگ بافتي, پرخوني رگي, خونريزي و ورم ژلاتيني شناخته مي شود. تعداد گلبولهاي سفيد در مقايسه با مقدار صدمه بافتي بطور نامتناسبي كم است. در آنتراكس تنفسي اسپورها از طريق ذرات غباري كه كوچكتر از پنج ميكرون هستند, مستقيماً وارد نايژكهاي ريه مي شوند. آنتراكس گوارشي معمولا در اثر خوردن گوشت حيوان آلوده كه خوب پخته نشده باشد, ايجاد مي شود.
 
علائم با ليني
 
تقريباً 95% از موارد سياه زخم انساني از نوع پوستي بوده و فقط 5% از موارد آن از نوع تنفسي است. آنتراكس گوارشي بسيار نادر است. ضايعه پوستي سياه زخم اغلب اوقات در مناطق نمايان پوست كه در زير پوشش لباس قرار ندارند, ديده مي شود. در زيمباوه ضايعات در بچه هاي زير 5 سال بيشتر روي سر و گردن و صورت متمركز بوده است كه نشان دهنده اين واقعيت است كه بچه ها كمتر با لاشه حيوانات آلوده سروكار داشته اند و احتمال اينكه با حشرات گزنده آلوده شده باشند بيشتر است. چند روز بعد از وارد شدن باسيل آنتراسيس به پوست, يك ضايعه صاف كوچك و قرمز ظاهر مي شود. در خلال هفته دوم ضايعه پوستي پيشرفت نموده و از مرحله پاپول (Papule), وزيكول (Vesicle) و پاستول (Pustule) گذشته و تبديل به يك زخم سياه با تورم مشخص بافتي در اطراف آن مي شود. ضايعه پوستي در ابتدا ممكن است با خارش همراه باشد, اما در مراحل آخر ضايعه پوستي سياه زخم بدون درد است و بيمار معمولاً تب ندارد.
 
تشخيص
بطور كلي در هر بيماري كه با زخم بدون درد, ولي با تورم بافت اطراف آن زخم و تاريخچه تماس با حيوانات علفخوار مراجعه نمايد, بايد به سياه زخم مشكوك شد. ساده ترين راه براي تشخيص سياه زخم اين است كه يك نمونه از زخم برداشته, با رنگ آميزي گرم (Gram's Stain) باسيل آنتراسيس را در زير ميكروسكوپ مشاهده نموده و از نمونه زخم كشت تهيه نمائيم.
درمان
در 80% تا 90% از موارد, سياه زخم پوستي بدون درمان خود به خود خوب مي شود, اما در 10% تا 20% از موارد اگر بيمار درمان نشود,بيماري تشديد شده و ورود باكتري به خون باعث مرگ بيمار مي شود. داروي انتخابي در درمان سياه زخم پني سيلين است. پنج ساعت پس از دادن پني سيلين از راه سياهرگي, باسيلهاي آنتراسيس از ضايعه پوستي محو مي شوند. در بيماراني كه به پني سيلين حساسيت دارند, مي توان از اريترومايسين, تتراسيكلين و يا كلرامفنيكل استفاده نمود. همچنين ضايعه پوستي بايد هر روز تميز و پانسمان شود.
پيشگيري
ايمن سازي علفخواران اهلي با اسپورهاي بي كپسول باسيل آنتراسيس, نقش بسيار مهمي در پائين آوردن شيوع سياه زخم در كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه بازي مي نمايد. همچنين لاشه حيواناتي كه در اثر ابتلا به سياه زخم مرده اند بايد دفن و يا سوزانده شوند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  9:01 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری ریزومانیای rhizomania لکه گرد برگ چغندر قند

بیماری ریزومانیای Rhizomania و لکه گرد برگ چغندرقند
                                                     
  (ریشه ریشی یا دیوانگی ریشه )Rhizomania
 
                               
 مقدمه:
      ریزومانیا یکی از مخربترین و پرخسارت‌ترین بیماریهای مهم چغندرقند می باشد که در مناطـق مختلف کشور بویژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شیوع کرده وگزارشــاتی نیز مبنی بر صحت وجود این بیماری قید شده است . بیماری ریزومانیای چغندرقند که بخـــاطرعلا مت بیماری (پرمویی و ریش بزی شدن) در دو طرف ریشه اصلی به دیوانگـــــــی ریشه موسوم است ، بوسیله ویروس ( ویروس زردی نکروتیک رگبرگ چغندرقند) که با قــــــارچ خــــاکزی پلی میـکسا بتائه Polymyxa  betae   منتقل می‌شود، حـــــادث می گردد و به جهت کوتوله شدن ریشـه و ادامه رشد ریشه در قسمت سطحی خاک محصول برداشتی خیلی کم میشود و شدیداً عملــکرد شکـر در هکتارکاهش می یابد و عدم رعایت اصول کنترلــــی و کاهش بیماری عمــلاً کشت چغندر قند را درکشور به مخاطره خواهد انداخت.
 
علائم بیماری و تشخیص مزرعه ای : 
در مزارع آلوده در تابستان معمولاً لکه های سفید و زردی در اطراف رگبرگها بوجود می‌آید که از علائم اولیه بیماری می باشد ، برگها ممکن است چروکیــــده و پژمرده شوند و بدون سبزینه باشند ، بعضی وقتها برگهای کوچکتردرقسمت طـوقه جوانه زده و تکثیر یابند. زردی عمومی معمولاً در برگها اتفاق می افتد و بجهت اینکه ریشه های آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذایی در کمبود هستند، نشانه های معمول برگی ، شبیه به استرس آبی یا کمبود نیتروژن هستند. در ســطح پیشرفته بیماری، علائم بیماری شامل کوتوله شدن ریشه گیاه و انشعاب بیش از حد ریشــه های جانبی مرده و پوسیده در اطراف ریشه (غده ) اصلی است که به آن ظاهری ریش دار میدهد، با آلودگــی های بعدی ریشه های ذخیره ای گیاه اغلب پوسیده میشوند و در زیر سطح خاک بهم فشــرده می گردند و غده شکل لیوان ( جام شراب ) را به خود می‌گیرد و حلقه های آوندی نیز ضمن چوبی شدن ظاهــری تیره رنگ (قهوه ای) به خود می گیرد، در بعضی اوقات رگبرگـــها کمی زرد رنگ شده و حالت ایستاده پیدا می کنند، حالت بد شکلی در برگها نیز مشاهده شده و منجر به رشد غیر عادی بافت طوقه گیاه میشود ، امکان سستی و پژمردگی بدون تغییر رنگ در برگ های گیاه در مراحل بعدی وجود دارد و در برخی از موارد بندرت علائم زردی رگبرگی مشخص همراه با لکه های نکروتیک نیز قابل مشاهده است این علائم حتی درصورت نادر بودن از مشخصات بارز بیماری هستند.
 
تشخیص آزمایشگا هی:
      تشخیص درست بیماری در صورت عدم تشخیص مزرعه ای و مشکوک بودن ، بوسیله تست سرولو ژیک آزمایشگاهی ELISA انجام میگیرد.
 
اپیدمی بیماری :
     این ویروس بوسیله قارچ پلی میکسا بتائه منتقل میشود ، این قــارچ در بافت زنده میزبان قادر به تولید مثل است ، قارچ مذکور خاکـــزی بوده وحـامل ویروس عامل بیماری است از میزبا نهای دیگر قارچ مذکـور اعضای خانواده های اسفناجیان و تاج خروس بصورت محدود است و ویروس مذکور از طریق مکانیکی به گونه های میزبان منتقل میشود .              
 
شرایط مطلوب جهت بروز و توسعه بیماری :
 
از شرایط مطلوب بیماری درجه حرارت نسبتاً خاک ( بیش از20 درجه سانتیگراد ) برای مدت طـولانی، رطوبت بالای خاک حاصل از بارندگی‌های مداوم ، بدی بافت خاک ، آبیاری فـشرده ، خاک‌های ضعیف فاقد مواد آلی ، زه‌کشی ضعیف و بی تفاوت بودن خاک نسبت به خاصیت قلیایی ضعیف است. پیشرفت و توسعه این بیماری بستگی به بیولوژی قــارچ ناقل دارد و در کل شدت بیماری در اثر زیادی آب چه از طریق باران و چه از طریق آبیاری باشد بیشتر می شود.
 
کنترل بیماری :
    
  اسپورهای استراحتی پلی میکسا بتائه می توانند در خاک‌های آلوده برای مدت 10 سال به زندگی ادامه دهند ، بنابراین به محض ورود ویروس به اراضی کشاورزی جلوگیری از آلودگــــــی از طریق روش های زراعی یا شیمیایی تقریباً غیر ممکن است .
به هر صورت از اقدامـات اساسی زیر جهت کنترل و کاهش بیماری با رعایت اصولی و صحیح می توان تا حد ریشه کن کردن بیماری و فراتر ازکنترل ، گام برداشت و بهره جست و تا حد امــــــکان مانع از گسترش آلودگی به مزارع سالم گردید .
1-     عدم کشت چغندرقند در مناطق آلوده حداقل تا 5 سال(پرهیز از تناوب تکراری)
2-     استفاده از ارقام مقاوم و متحمل به بیماری مذکور
3-     عدم انتقال خاک و چغندرهای آلوده به مزارع سالم
4-     کشت زود هنگام (خنکی خاک هنوز موجود باشد) تا امکان الگوی کشت
5-     مدیریت صحیح آبیاری اوایل فصل زراعی (شش هفته اول) عدم ماندآبی
6-     اعمال مدیریت صحیح در کود دهی و استرس آبی
7-     کنترل هرزآب  مزارع(جهت جلوگیری از آلودگی مجدد و عدم انتشار اسپورهای عامل آلودگی به مزارع سالم)
8-     بهبود زهکشی مزارع با انجام شخم عمیق و زیر شکنی لایه های سخت
9-     جلوگیری از کوبیدگی و فرسایش خاک (کوبیدگی زهکشی را کاهش می دهدو فرسایش بادی خطر انتشار بیماری را افزایش میدهد).
10-  رعایت بهداشت کنترل آلودگی در استفاده از ادوات کشاورزی(ضد عفونی و شتشو با مواد شوینده)
11-  رعایت قرنطینه بذور وارداتی و رعایت کنترل ایزولاسیون مزارع آلوده
12-  کنترل جابجایی گله های گاو و گوسفنددر بین مزارع آلوده به مزارع سالم
13-  تمیز نمودن خاک همراه (لاستیک و سایر قسمتهای تراکتورو ماشینهای خاک ورزی و ماشین آلات برداشت)
14-  استفاده از پوتین و چکمه پلاستیکی در بازدید از مزارع آلوده(ضدعفونی آنها و در صورت شدت آلودگی سوزاندن آنها)
15-  استفاده از مواد ضدعفونی خاک مثل Telone II . (مقرون به صرفه اقتصادی نیست)
16-  پرهیز از عملیات زراعی غیر ضروری در مزرعه(جهت کاهش پخش و گسترش عامل بیماری)
17-  استفاده از آب گرم بعلاوه صابون ، تحت فشار جهت پاکسازی و تمیز نمودن ادوات کشاورزی و وسایل حمل و نقل
 
         کنترل بهتر از مبارزه است استانداردها را رعایت کنیم تا خدای ناکرده........
بیماری لکه گرد برگ چغندرقند
بیماری لکه گرد برگ چغندرقند که عامل آن یک نوع قارچ می باشد در بیشتر مناطق چغندرکاری کشور شیوع دارد ولی در مناطقی مانند خوزستان که آب و هوای گرم و مرطوب دارند از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار است.
 
علایم و خسارت بیماری
با شروع آلودگی، لکه های گردی که قطرشان به حدود 2 تا 5 میلی متر می رسد روی پهنک برگ های مسن تشکیل می شود .
قسمت مرکزی لکه های گرد به رنگ قهوه ای روشن است که در حاشیه ارغوانی متمایل به قرمز یا قهوه ای می باشند. با پیشرفت آلودگی،‌تعداد لکه های گرد در سطح پهنک برگ افزایش یافته و به هم متصل می شوند در این حالت امکان دارد تمام برگ ابتدا زرد و سپس قهوه ای شده و سرانجام از بین برود. با پیشرفت بیماری، مرکز لکه های گرد خاکستری می شوند و در روی دمبرگ ها لکه های کشیده و به رنگ تیره ظاهر می شود. برگ های مرده در حالیکه به بوته چغندرقند چسبیده اند به حالت آویزان باقی
می مانند ولی در مرکز بوته برگ های جوان رشد می کنند. برگ های جوان پس از رسیدن به رشد کامل علایم بیماری را نشان داده و به تدریجح خشک  می شوند. در این حالت قسمت طوقه طویل شده و مخروطی شکل می شود و ظاهری شبیه به میوه آناناس پیدا می کند.
ادامه رشد برگ های جوان باعث می شود که موادغذایی ذخیره شده در ریشه مصرف و در نتیجه میزان محصول ریشه و قند آن کاهش یابد. اندامهای هوایی چغندرقند بذری (دو ساله) نیز به این بیماری مبتلا می شوند. حمله عامل بیماری به قسمت زایشی بوته (گل ها) موجب از بین رفتن آنها شده و باعث کاهش محصول بذر می شود.  

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  9:02 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

بیماری ریزومانیای rhizomania لکه گرد برگ چغندر قند

بیماری ریزومانیای Rhizomania و لکه گرد برگ چغندرقند
                                                     
  (ریشه ریشی یا دیوانگی ریشه )Rhizomania
 
                               
 مقدمه:
      ریزومانیا یکی از مخربترین و پرخسارت‌ترین بیماریهای مهم چغندرقند می باشد که در مناطـق مختلف کشور بویژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شیوع کرده وگزارشــاتی نیز مبنی بر صحت وجود این بیماری قید شده است . بیماری ریزومانیای چغندرقند که بخـــاطرعلا مت بیماری (پرمویی و ریش بزی شدن) در دو طرف ریشه اصلی به دیوانگـــــــی ریشه موسوم است ، بوسیله ویروس ( ویروس زردی نکروتیک رگبرگ چغندرقند) که با قــــــارچ خــــاکزی پلی میـکسا بتائه Polymyxa  betae   منتقل می‌شود، حـــــادث می گردد و به جهت کوتوله شدن ریشـه و ادامه رشد ریشه در قسمت سطحی خاک محصول برداشتی خیلی کم میشود و شدیداً عملــکرد شکـر در هکتارکاهش می یابد و عدم رعایت اصول کنترلــــی و کاهش بیماری عمــلاً کشت چغندر قند را درکشور به مخاطره خواهد انداخت.
 
علائم بیماری و تشخیص مزرعه ای : 
در مزارع آلوده در تابستان معمولاً لکه های سفید و زردی در اطراف رگبرگها بوجود می‌آید که از علائم اولیه بیماری می باشد ، برگها ممکن است چروکیــــده و پژمرده شوند و بدون سبزینه باشند ، بعضی وقتها برگهای کوچکتردرقسمت طـوقه جوانه زده و تکثیر یابند. زردی عمومی معمولاً در برگها اتفاق می افتد و بجهت اینکه ریشه های آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذایی در کمبود هستند، نشانه های معمول برگی ، شبیه به استرس آبی یا کمبود نیتروژن هستند. در ســطح پیشرفته بیماری، علائم بیماری شامل کوتوله شدن ریشه گیاه و انشعاب بیش از حد ریشــه های جانبی مرده و پوسیده در اطراف ریشه (غده ) اصلی است که به آن ظاهری ریش دار میدهد، با آلودگــی های بعدی ریشه های ذخیره ای گیاه اغلب پوسیده میشوند و در زیر سطح خاک بهم فشــرده می گردند و غده شکل لیوان ( جام شراب ) را به خود می‌گیرد و حلقه های آوندی نیز ضمن چوبی شدن ظاهــری تیره رنگ (قهوه ای) به خود می گیرد، در بعضی اوقات رگبرگـــها کمی زرد رنگ شده و حالت ایستاده پیدا می کنند، حالت بد شکلی در برگها نیز مشاهده شده و منجر به رشد غیر عادی بافت طوقه گیاه میشود ، امکان سستی و پژمردگی بدون تغییر رنگ در برگ های گیاه در مراحل بعدی وجود دارد و در برخی از موارد بندرت علائم زردی رگبرگی مشخص همراه با لکه های نکروتیک نیز قابل مشاهده است این علائم حتی درصورت نادر بودن از مشخصات بارز بیماری هستند.
 
تشخیص آزمایشگا هی:
      تشخیص درست بیماری در صورت عدم تشخیص مزرعه ای و مشکوک بودن ، بوسیله تست سرولو ژیک آزمایشگاهی ELISA انجام میگیرد.
 
اپیدمی بیماری :
     این ویروس بوسیله قارچ پلی میکسا بتائه منتقل میشود ، این قــارچ در بافت زنده میزبان قادر به تولید مثل است ، قارچ مذکور خاکـــزی بوده وحـامل ویروس عامل بیماری است از میزبا نهای دیگر قارچ مذکـور اعضای خانواده های اسفناجیان و تاج خروس بصورت محدود است و ویروس مذکور از طریق مکانیکی به گونه های میزبان منتقل میشود .              
 
شرایط مطلوب جهت بروز و توسعه بیماری :
 
از شرایط مطلوب بیماری درجه حرارت نسبتاً خاک ( بیش از20 درجه سانتیگراد ) برای مدت طـولانی، رطوبت بالای خاک حاصل از بارندگی‌های مداوم ، بدی بافت خاک ، آبیاری فـشرده ، خاک‌های ضعیف فاقد مواد آلی ، زه‌کشی ضعیف و بی تفاوت بودن خاک نسبت به خاصیت قلیایی ضعیف است. پیشرفت و توسعه این بیماری بستگی به بیولوژی قــارچ ناقل دارد و در کل شدت بیماری در اثر زیادی آب چه از طریق باران و چه از طریق آبیاری باشد بیشتر می شود.
 
کنترل بیماری :
    
  اسپورهای استراحتی پلی میکسا بتائه می توانند در خاک‌های آلوده برای مدت 10 سال به زندگی ادامه دهند ، بنابراین به محض ورود ویروس به اراضی کشاورزی جلوگیری از آلودگــــــی از طریق روش های زراعی یا شیمیایی تقریباً غیر ممکن است .
به هر صورت از اقدامـات اساسی زیر جهت کنترل و کاهش بیماری با رعایت اصولی و صحیح می توان تا حد ریشه کن کردن بیماری و فراتر ازکنترل ، گام برداشت و بهره جست و تا حد امــــــکان مانع از گسترش آلودگی به مزارع سالم گردید .
1-     عدم کشت چغندرقند در مناطق آلوده حداقل تا 5 سال(پرهیز از تناوب تکراری)
2-     استفاده از ارقام مقاوم و متحمل به بیماری مذکور
3-     عدم انتقال خاک و چغندرهای آلوده به مزارع سالم
4-     کشت زود هنگام (خنکی خاک هنوز موجود باشد) تا امکان الگوی کشت
5-     مدیریت صحیح آبیاری اوایل فصل زراعی (شش هفته اول) عدم ماندآبی
6-     اعمال مدیریت صحیح در کود دهی و استرس آبی
7-     کنترل هرزآب  مزارع(جهت جلوگیری از آلودگی مجدد و عدم انتشار اسپورهای عامل آلودگی به مزارع سالم)
8-     بهبود زهکشی مزارع با انجام شخم عمیق و زیر شکنی لایه های سخت
9-     جلوگیری از کوبیدگی و فرسایش خاک (کوبیدگی زهکشی را کاهش می دهدو فرسایش بادی خطر انتشار بیماری را افزایش میدهد).
10-  رعایت بهداشت کنترل آلودگی در استفاده از ادوات کشاورزی(ضد عفونی و شتشو با مواد شوینده)
11-  رعایت قرنطینه بذور وارداتی و رعایت کنترل ایزولاسیون مزارع آلوده
12-  کنترل جابجایی گله های گاو و گوسفنددر بین مزارع آلوده به مزارع سالم
13-  تمیز نمودن خاک همراه (لاستیک و سایر قسمتهای تراکتورو ماشینهای خاک ورزی و ماشین آلات برداشت)
14-  استفاده از پوتین و چکمه پلاستیکی در بازدید از مزارع آلوده(ضدعفونی آنها و در صورت شدت آلودگی سوزاندن آنها)
15-  استفاده از مواد ضدعفونی خاک مثل Telone II . (مقرون به صرفه اقتصادی نیست)
16-  پرهیز از عملیات زراعی غیر ضروری در مزرعه(جهت کاهش پخش و گسترش عامل بیماری)
17-  استفاده از آب گرم بعلاوه صابون ، تحت فشار جهت پاکسازی و تمیز نمودن ادوات کشاورزی و وسایل حمل و نقل
 
         کنترل بهتر از مبارزه است استانداردها را رعایت کنیم تا خدای ناکرده........
بیماری لکه گرد برگ چغندرقند
بیماری لکه گرد برگ چغندرقند که عامل آن یک نوع قارچ می باشد در بیشتر مناطق چغندرکاری کشور شیوع دارد ولی در مناطقی مانند خوزستان که آب و هوای گرم و مرطوب دارند از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار است.
 
علایم و خسارت بیماری
با شروع آلودگی، لکه های گردی که قطرشان به حدود 2 تا 5 میلی متر می رسد روی پهنک برگ های مسن تشکیل می شود .
قسمت مرکزی لکه های گرد به رنگ قهوه ای روشن است که در حاشیه ارغوانی متمایل به قرمز یا قهوه ای می باشند. با پیشرفت آلودگی،‌تعداد لکه های گرد در سطح پهنک برگ افزایش یافته و به هم متصل می شوند در این حالت امکان دارد تمام برگ ابتدا زرد و سپس قهوه ای شده و سرانجام از بین برود. با پیشرفت بیماری، مرکز لکه های گرد خاکستری می شوند و در روی دمبرگ ها لکه های کشیده و به رنگ تیره ظاهر می شود. برگ های مرده در حالیکه به بوته چغندرقند چسبیده اند به حالت آویزان باقی
می مانند ولی در مرکز بوته برگ های جوان رشد می کنند. برگ های جوان پس از رسیدن به رشد کامل علایم بیماری را نشان داده و به تدریجح خشک  می شوند. در این حالت قسمت طوقه طویل شده و مخروطی شکل می شود و ظاهری شبیه به میوه آناناس پیدا می کند.
ادامه رشد برگ های جوان باعث می شود که موادغذایی ذخیره شده در ریشه مصرف و در نتیجه میزان محصول ریشه و قند آن کاهش یابد. اندامهای هوایی چغندرقند بذری (دو ساله) نیز به این بیماری مبتلا می شوند. حمله عامل بیماری به قسمت زایشی بوته (گل ها) موجب از بین رفتن آنها شده و باعث کاهش محصول بذر می شود.  

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

دوشنبه 22 فروردین 1390  9:08 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:بیماری های گیاهی

یا خوره غلات taka -all

پا خوره غلات  Take _ all
عامل بیماری :
عامل بیماری قارچی است به نامGaeumanomyces  graminis  از رده آسکومیست ها و رسته DIAPORTHALES می باشد که VAR. TRISICI برای گندم تا حدودی اختصاصی است. اما ممکن است به علف پشمکی (BROMWS  SPP) ، علف گندمی و مرغ نیز حمله می کند اسکوسپورهای این قارچ رشته ای است .
علائم بیماری :
بیشتر گیاهان به آلودگی های خفیف ریشه مقاومت نشان می دهند و فاقد علامت هستند در گیاهان آلوده علائم بیماری عمدتاً در زمان خوشه دهی ظاهر می شوند بوته ها ارتفاع نا برابر دارند و خوشه های آلوده به طور معمول کوچکتر وسفید هستند مقدار پنجه زنی نسبت به بوته های سالم کاهش می یابد. مرگ قبل از بلوغ منجر به تولید خوشه های سفید و بلوغ زودرس منجر به چروکیده شدن بذرهای داخل خوشه شده و آنها را مستعد پذیرش کپک های دوره ای می کند . ریشه های بوته آلوده کم پشت ، تنک ، ترد و شکننده  میشود و گیاهان بیمار به راحتی از خاک خارج می شوند و یا در نزدیکی سطح خاک می شوند . علائم بیماری در ریشه بارز ترند . در صورت وجود رطوبت کافی در خاک درطول فصل رویشی گیاه پوسیدگی ریشه به طوقه و قسمت های پایین ساقه توسعه پیدا می کند با گسترش بیماری میسلیوم تار عنکبوتی و تیره رنگ قارچ در سطح ریشه تا پای ساقه ظاهر می شود که صفت تشخیص این بیماری است . به تدریج بافت های پای ساقه تغییر رنگ داده و بالاخره به رنگ تیره در می آید. سیستم ریشه بوته گیاه آلوده محدود و تیره رنگ بوده و به دلیل چسبیدن ذرات خاک به آنها ، ریشه ضخیم تر به نظر می رسد .
شرایط مناسب برای بیماری :
معمولاً در خاکهای با اسیدیته خنثی یا قلیایی و مرطوب همراه هوای گرم این بیماری مسئله ساز است و عمدتاً در گندم پاییزه دیده می شود .
 
مناطق انتشار :
این بیماری در سالهای اخیر از بیشتر استانهای کشور گزارش شده و انتشار آن در مزارع گرگان ، مازندران بسیار چشمگیر است در استان فارس این بیماری در مزارع شهرستان اقلیدنیز مشاهده شده است.
زیست شناسی :
قارچ عامل بیماری به صورت پرتیس در گیاهان آلوده و در بقایای محصول و در خاک زمستانگذرانی می کند هم هیف و هم آسکوسپورها قارچ به عنوان منبع اولیه آلودگی محسوب می شود ریشه گندم اولین نقطه ای است که توسط قارچ مورد حمله قرار می گیرد وقتی ریشه گندم در مجاورت بقایای آلوده گیاهی در خاک شروع به رشد می کند آلودگی شروع می شود . درجه حرارت 12 تا 18 درجه سانتی گراد همراه با رطوبت شرایط مناسبی را برای گسترش آلودگی فراهم می کند توسعه آلودگی از ریشه به طرف طوقه موجب پوسیدگی بافت های پای ساقه تا اولین گره می گردد . آلودگی از یک بوته به بوته دیگر توسط هیف های رونده در ناحیه ریشه گیاه صورت می گیرد بخشی از‌ قارچ عامل بیماری از طریق انتقال خاک و بقای میزبان آلوده صورت می‌گیرد.
  مدبریت تلفیق بیماری :
1-تناوب زراعی :بهترین راه کنترل پا خوره است . معمولاً کشت گندم بعد از یونجه شدت بیماری را در اثر کاهش میکرواورگانیسم های آنتاگونیست قارچ افزایش می دهد.
تناوب گندم با یولاف ، ذرت و گیاهان خانواده بقولات در خاک های مرطوب به منظور کاهش بیماری مناسب است .
2-آیش : معمولاً یک یا دو سال نکاشت گندم  یا جو ، جمعیت قارچ را در خاک پایین می آورد .
3- عدم جابجایی بوته های آلوده: با توجه به اینکه عامل بیماری قادر است به فرم جنسی (پرتیس)در خاک و بقایای گیاهی آلوده باقی بماند از جابه جایی بوته های آلوده باید خودداری شود. 
4- شخم :به علت اینکه تراکم عامل تحت تاثیر فعالیت میکرو بیولوژیکی خاک به سرعت کاهش می یابد . انجام شخم بلافاصله بعد از برداشت گندم در جلوگیری از توسعه بیماری موثر است .
5- حذف علفهای هرز گرامینه و بقایای آلوده گیاه
6- تنظیم زمان کشت :کشت دیر در کاهش آلودگی موثر است .
7-استفاده بهینه از کود های ازته : کود اوره نیترات به افزایش شدت بیماری کمک می کند .
8- کنترل بیولوژیکی به دو صورت :
1 -تلقیح  بذر گندم با باکتری  PSEUDOMONAS FLUORESENS2-79 در کاهش بیماری و افزایش محصول موثر است .
2- زوال پا خوره غلات :عبارت است از کشت پیاپی گندم در خاکهی کمی اسیدی که باعت تجمع میکرو ارگانیسم هایی که آنگونیست عامل پا خوره هستند می شود .
9-تنظیم دوره آبیاری
10-  اصلاح بافت خاک

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

سه شنبه 23 فروردین 1390  7:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها