0

والدین و فرزندان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

والدین و فرزندان

 

«پدر»، اقتدار خانواده


  «پدر»، اقتدار خانوادهبیش از نیمی از مردان بزهکار با پدران خود ارتباط مناسبی نداشته اند، براین اساس بی توجهی پدران در تربیت فرزندان، از عوامل مهم بزهکاری کودکان در آینده است. کارشناسان نقش پدر را در تربیت کودکان در سن ۳ تا ۶سالگی، بویژه در پسران بسیار مهم می دانند.
آنان معتقدند که همانندسازی کودک از پدر خود بیشتر از مادر است. تحقیقات نشان می دهد دخترانی که ارتباط مناسب با پدرانشان دارند، در همسر گزینی تمایل بیشتری به همسرانی با خصوصیات پدر خود دارند. همچنین پسران از پدران خود مرد بودن، شوهر بودن و پدر بودن را می آموزند. اگر پدر به فرزند، خانواده و همسر خود بی توجه باشد، در اینصورت همانندسازی صحیحی از سوی پسر با پدر انجام نمی شود و پسران از نظر شخصیتی دچار مشکلات بسیاری می شوند.
شاید بتوان گفت، مسئولیت پدری، مسئولیت بسیار سنگینی است که با آگاهی، خلاقیت، فداکاری و اخلاق همراه است. باید در نظر داشت که تصور کودک از پدر، فردی مقتدر و شجاع است به گونه ای که شغل، موقعیت پدر، پایگاه اقتصادی، نظریات و تحصیلات پدر در زندگی فرزندان نقش بسزایی ایفا می کند. اگر پدری دچار مشکلات اخلاقی شود، بر شخصیت کودک تاثیر می گذارد و کودک با سرافکندگی به زندگی ادامه می دهد.
● پدر، اقتدار خانواده
کارشناسان معتقدند پدرانی که بین عمل و گفتارشان تفاوت است. پدرانی که فرصت کافی برای ارتباط با فرزندان خود ندارند، الگوی مناسبی برای همانندسازی فرزندان نیستند. با این همه فرزندان در مسیر رشد از افراد بسیاری تاثیر می گیرند که در این میان نقش پدر بسیار پررنگ تر و با اهمیت تر است. نحوه استدلال پدر و به کارگیری وسائل برای ارتباط با کودکان تاثیر مستقیمی روی رفتار کودک دارد. پدر با رفتار و حرکات خود به کودک جهت می دهد و موجب رشد و یا سقوط شخصیت فرزند خود می شود. یک کارشناس مسائل اجتماعی درباره نقش پدر در تربیت فرزندان، می گوید: «پدر و مادر در خانواده دارای جایگاه ویژه ای هستند.
بار عاطفی خانواده بر عهده مادر و رهبری و مدیریت خانه بر عهده پدر است.» وی با اشاره به اینکه فرزندان پدر را نماد اقتدار و تکیه گاه خانواده می بینند، می گوید: «تحقیقات روی خانواده هایی، که دارای پدر معتاد هستند، نشان می دهد کودکان این خانواده ها همواره احساس تحقیر می کنند. چراکه اقتدار پدر را از بین رفته می بینند و همیشه پدر را از دوستان و اطرافیان خود پنهان می کنند.» این کارشناس با اشاره به اینکه بسیاری از مشکلات خانوادگی و ارتباطات اجتماعی خانواده به نقش پدر برمی گردد، می ا فزاید: «مطالعات نشان می دهد فرزندان در خانواده نسبت به شغل، رفتار و ارتباطات اجتماعی پدر بسیار حساس هستند، این در حالیست که این حساسیت نسبت به مادران تحصیل کرده و دارای پایگاه اجتماعی بالا، بسیار کمتر است.» به گفته او دلیل اهمیت پایگاه اجتماعی پدر برای فرزندان، نقش رهبری پدر در خانه و خانواده است.
این کارشناس مسائل اجتماعی تاکید می کند: «مدت حضور پدر در خانواده و رفتار مسالمت آمیز او در خانه سبب می شود که کودکان در فراگیری دروس مدرسه بسیار جدی تر عمل کنند.» او با اشاره به این که یکی از موضوعات مطرح شده درباره تربیت فرزندان از سوی پدر تفاوت نسلی است، می گوید: «یک پدر در جایگاه پدر بودن برای تربیت فرزندش باید روانشناسی مربوط نوجوانی و جوانی را به خوبی بداند و خود را به الگوهای جوانان نزدیک کند.» وی به پدران توصیه می کند: پدران باید باتوجه به وضعیت اجتماعی امروز، بحث اینترنت و آموزش های غیرمستقیمی که از سوی رسانه ها به کودک داده می شود، سعی کنند دیدگاه های خشک را برای تربیت فرزندان خود به کار نبرند.
پدران باید شناخت مناسبی از ویژگی های دوران جوانی و نوجوانی فرزندان خود داشته باشند و خود را به وضعیت رفتاری آنان نزدیک کنند. خانواده ها مسافرت خانوادگی را هرچند وقت یک بار در برنامه زندگی خود داشته باشند; مسافرت به خانواده ها فرصت گفتگو و تعامل بیشتر را می دهد و بویژه برای پدران زمینه ای را ایجاد می کند که فارغ از مشغله کاری خود در محیطی صمیمی با فرزندان خود تعامل داشته باشند.
● مشغله کاری پدر عامل تنزل شخصیت کودک
بسیاری از کارشناسان معتقدند هنگامی که حضور پدر در خانواده به دلیل مشغله کاری یا هر وضعیت دیگر کمتر باشد، ویژگی شخصیتی و اخلاقی کودک نیز دچار تنزل می شود. پدر به عنوان واسطه بین دنیای بیرون و خانواده، نقش اصلی در شکل گیری ارزش های اخلاقی و وجدانیات کودک دارد. تحقیقات در زندگی بزهکاران نشان می دهد که در دوره حساس بین ۳تا۶ سالگی نقش پدر در زندگی این افراد یا نبوده و یا کم رنگ بوده است.
از طرفی نقش مادر در یک سال و نیم ابتدای زندگی کودک مهم است و محبت مادر برای یک سال و نیم ابتدای زندگی کودک بسیار ضروری است و احساس اعتمادبه نفس کودک نیز به دلیل همین محبت مادر شکل می گیرد. کودکان بویژه پسران در سنین ۳تا۶ سالگی، نیاز بیشتری به پدر دارند و پدران نیز باید برنامه ریزی لازم را برای حضور بیشتر در منزل داشته باشند.
یک کارشناس به نقش تربیتی پدر و مادر اشاره می کند و می گوید: «گاهی مادر بیش ازحد به کودک محبت می کند که منجر به تربیت فرزندان زیاده خواه و بی مسئولیت می شود. بعضی وقت ها هم مادر از همان ابتدا به کودک بی توجهی می کند.
این امر هم سبب می شود تا کودکان عزت نفس کافی نداشته باشند. وی درباره نقش تربیتی پدران می گوید: «اگر پدر خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی بداند، کودک همانندسازی بسیارخوبی از پدر می کند، اما گاهی وقت ها پدر رفتارهای مناسبی از خود نشان نمی دهد، در نتیجه کودکان هم بدون توجه به اصول اخلاقی پرورش پیدا می کنند.» وی معتقداست: «بی توجهی به کودکان و مشغله زیاد پدر و مادر سبب می شود کودکان بدون توجه به ارزش های اجتماعی و اخلاقی و غیرمتعهد بزرگ شوند.»
هماهنگی والدین با فرزند
از سوی دیگر برخی کارشناسان معتقدند هرچقدر پدران در تربیت فرزندان خود هماهنگ و همگام باشند، فرزندان از تعادل روحی و شخصیتی بیشتر برخوردار می شوند. یک روانشناس در این باره می گوید: «والدین باید نسبت به شرایط روحی و روانی فرزندان خود توجه داشته باشند.» پدر نباید از قدرت خود برای کنترل فرزند استفاده کند.
وی تاکید می کند: «شخصیت پدر، تحصیلات، دیدگاه وی، شغل، نگرش و سطح درآمد پدر متغیرهایی است که کودک در آینده از آنها تاثیر می پذیرد. براساس تحقیقات پدران بیکار نسبت به پدران شاغل بیشتر رفتارهای خشن از خود نشان داده اند که تاثیر این موضوع در رفتار کودکان در جوانی و نوجوانی مشخص شده است.
اگر پدران نسبت به روحیه فرزندان خودآگاه باشند، توانمندی کودک خود را بشناسند، کودک شرایط رشد مناسبی را طی خواهد کرد و رفتارهای پرخطر او در سال های آینده نیز کاهش پیدا می کند.» این کارشناس با تاکید بر اینکه پدران باید درخانواده قدرت داشته باشند اما قدرت طلب نباشند، اظهار می کند: «پدر با توجه به قدرت و اقتدار خود در خانواده، برای هدایت اعضا تلاش می کند تا آرامش و آسایش در خانه و خانواده فراهم شود.»    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  8:39 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ اشتباه بزرگی که والدین مرتکب آن می شوند

 
۱۰ اشتباه بزرگی که والدین مرتکب آن می شوندوالدین به علت علاقه شدید به فرزندانشان ممکن است از چیزهای مهمی که در زندگی کودکان آنها اهمیت دارند غفلت کنند و به اشتباه کارهایی انجام دهند که برای تربیت بچه ها درست نباشد. در اینجا ۱۰ اشتباه بزرگ که والدین مرتکب می شوند نوشته Craig Playstead آورده شده است.
۱) لوس کردن فرزندان:
کاملاً واضح است که والدین فرزندانشان را دوست دارند و می خواهند فرزندانشان هر آنچه که می خواهند داشته باشند و آنها هیچ کم و کاستی نداشته باشند. این کار ناشی از نیت خوب والدین است، اما گذشته از هزینه ای که این کار می برد بچه ها هم لوس می شوند. این کار باعث می شود بچه ها با وجود از تمام چیزهایی که دارند شاد و راضی نباشند و بیشتر بخواهند. آنها نیاز به داشتن وسایل بیشتر ندارند، بلکه نیازمند زمان بیشتری هستند که در کنار والدین خود باشند. از این سمت به موضوع نگاه کنید: آیا آنها یاد گرفته اند برای تمام چیزهایی که دارند متشکر باشند؟ آیا آنها با داشتن همه چیز در کوکی، سرد و ناامید نخواهند شد؟ آیا فکر کرده اید با خواسته های دوران جوانی آنها چه خواهید کرد؟
۲) نظم و انضباط ناکافی:
زمانیکه شما برای نظم و تربیت دادن به فرزندنتان تنبلی کنید یک شیطان کوچولو در خانواده خلق می کنید که خویشاوندان و معلمها و مربیها و دوستان از دست او در امان نیستند. این صحیح نیست که به کودکانتان اجازه دهید که هر طور که می خواهند در خانه رفتار کنند، مثل پریدن روی مبل ها و تخت. زیرا آنها در خانه های مردم هم همینطور رفتار خواهند کرد، در صورتیکه آنها باید یاد بگیرند که رفتار بهتری در بیرون از خانه داشته باشند. زندگی کردن با بچه هایی که تخت گران قیمت را مثل توری اکربات می بینند کابوس است. اگر شما در تربیت کودکانتان کوتاهی کنید دیگران اینکار را خواهند کرد و شما مسلماً این را دوست ندارید.
۳) کوتاهی کردن در ارتباط با مدرسه:
مدرسه جایی است که بچه ها وقت زیادتری را نسبت به جاهای دیگر در آنجا صرف می کنند، همچنین جایی است که مسئولیتهای زیادی را به آنها واگذار خواهند کرد. سؤال این است: آیا آنها آمادگی مواجه شدن با این مسؤلیتها را دارند؟ و شما چگونه می توانید بدون حضور فیزیکی در مدرسه او را همیاری کنید؟ این مهم نیست که شما یا همسرتان باشید، نیاز است که یکی از والدین حتماً در مدرسه حضور داشته باشد. حداقل یک ایمیل در هفته با معلم کودکتان داشته باشید، این موضوع باعث می شود که معلم بداند شما علاقمند به پیشرفت کودکتان هستید و او می تواند شما را از هر خبری آگاه کند و هر موضوع مهمی را در ارتباط با کودکتان با شما درمیان بگذارد. اگر آموزگار فعالیت شما و حساسیت شما را ببیند، نسبت به آموزش و تربیت کودک شما فعالتر خواهد بود.
۴) تحسین و تشویق نابجا:
هنگامیکه می خواهیم کودکانمان را تشویق کنیم یک نکته مهم وجود دارد. ساختن اعتماد به نفس در کودکان بسیار مهم است اما بر پا کردن یک جشن بزرگ برای یک پیشرفت معمولی توقع آنها را بالا می برد و یک موقعیت واقعی را تحریف می کند. آنها باید با واقعیتها مواجه شوند. مثلاً در ورزشی مثل بستکبال که جایزه این بازی به صورت مشارکتی است، پسر من هم در تیم مدرسه بازی می کرد با اینکه باید به تیم جایزه داده شود، بسیاری از مادرها اصرار داشتند که به تک تک بچه ها جایزه داده بشود. در طی ۴ فصل که پسر من در این تیم بازی کرد جایزه هایش بیشتر از من است که بیشتر از ۴۰ فصل بازی کرده بودم، نباید به کودکان اعتماد به نفس کاذب داد.
۵) واگذار نکردن مسئولیت کافی به کودکان:
کودکان شما نباید انتظار هر پرداختی را برای انجام کارهای عادی و روزمره در خانه داشته باشند. اینجا خانه است، یک هتل نیست. یک مقرری، ایده بسیار خوبی است برای کارهای فوق العاده، نه برای کارهای روزمره. آنها هم عضوی از خانواده هستند پس باید مقداری از بار خانواده بر دوش آنها باشد. اگر آنها بزرگ شوند بدون داشتن مسئولیت کافی، چگونه انتظار دارید عهده دار یک شغل شوند و یا دانشکده خود را به پایان برسانند؟ مهم است که مطمئن شوند قسمتی از بار خانواده بر دوش آنهاست مثل خالی کردن ماشین ظرف شویی و یا زباله ها. نه اینکه آنها برده شما باشند و نه اینکه فکر کنند همیشه در تعطیلات بسر می برند.
۶) همسر خوبی نبودن:
چطور رفتار کردن شما با همسرتان در ایجاد ارتباطات فرزندانتان بسیار اهمیت دارد. اگر رفتار شما با همسرتان درست نباشد و یا ارتباط شما با هم با فریاد و داد و هوار باشد، به فرزندتان یاد می دهید که رفتاری مشابه شما داشته باشد. بچه ها بیشتر از دیدن شما می آموزند تا گوش دادن به حرفهای شما. اگر شما با همسرتان با عشق و احترام رفتار کنید، آنها نیز ارزش خانواده تان را در جلوی دیگران با چنین رفتاری نشان خواهند داد. رفتار صحیح پدر و مادر با یکدیگر باعث می شود که کودکان خانه را یک پناهگاه ایمن و دوست داشتنی در دنیای ترسناک خارج از خانه بدانند.
۷) انتظارات نا معقول:
باید در ارتباط با فرزندانتان از آنها انتظارات معقول داشته باشید. اگر شما از کودک ۲ ساله تان انتظار دارید که مثل یک شاهزاده خانم کوچک بنشیند و شما با همسرتان برای صرف شامی عالی به رستوران بروید سخت در اشتباه هستید، و همچنین اگر پسر کوچک شما ۳۵ کیلو گرم وزن دارد و از او انتظار دارید ستاره فوتبال مدرسه خود باشد، انتظار نامعقولی دارید، شاید او دوست دارد نوازنده کلارینت بشود. انتظاراتی از آنها داشته باشید که آنها بتوانند از پس آنها بر آیند. انتظارات نا معقول باعث اضطراب و ناراحتی در آنها می شود.
۸) وابسته کردن آنها:
بسیاری از والدین فرزندانشان را نازپرورده بزرگ می کنند و هر آنچه که آنها می خواهند برایشان فراهم می کنند و کارهایی که آنها باید خودشان انجام دهند پدرو مادر انجام می دهند، تا نکند او سختی کوچکی را متحمل شود. من از آن می ترسم که ما در آینده نسلی بزدل داشته باشیم که حتی از تمیز کردن اتاق خود هم بر نمی آیند چه برسد به مشکلاتی که در آینده باید با آنها دست و پنجه نرم کند. باید اجازه دهید آنها مستقل بزرگ شوند و کارهای خود را خودشان انجام دهند، این کار نشان می دهد که شما آنها را دوست دارید نه اینکه به آنها علاقه کمی دارید.
۹) آنها را خودتان فرض کردن:
اجازه دهید بچه ها بچه باشند و مرحله به مرحله بزرگ شوند و به آنچه علاقه دارند برسند. والدین نباید بچه ها را راهی برای رسیدن به اهدافی که خودشان نتوانسته اند به آن برسند، بدانند. شما نباید برای آنها چشم اندازی از آینده داشته باشید، چون آنها به راهی خواهند رفت که خودشان دوست دارند نه شما، چنان که شما هم همین کار را کردید. اجازه دهید آنها خودشان را بیابند و استعدادشان را نشان دهند.
۱۰) تا آخر دنبال نکردن:
اگر شما از پسرتان خواسته اید نرده ها را رنگ آمیزی کند باید تا آخر کار را دنبال کنید که او این کار را انجام دهد. تا به آخر رساندن خواسته ها شما و حتی تنبیهات، زندگی را کمی مشکل خواهد کرد، اما او می فهمد که حرف شما تغییر نخواهد کرد. اگر این چنین نباشید آنها می پندارند که هر چیزی که شما گفته اید فقط گفته اید. آنها روی حرف شما حساب باز نمی کنند و به شما اعتماد نخواهند داشت.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  8:40 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ توصیه به والدین جوان

 
۱۰ توصیه به والدین جوان۱- به خود اطمینان كنید
شما هم مثل اكثر والدین، گاهی اوقات احساس می كنید كه یك تازه كار هستید. اكثر اوقات، تنها توصیه های مادران با تجربه كافی است و توصیه های علمی و گیج كننده بعضی از متخصصان كودك تنها به گیج تر شدن والدین می انجامد.
به یاد داشته باشید كه در تربیت كودك اعتماد به نفس والدین نقش مهمی را ایفا می كند. شما باید به احساسات خود اعتماد كنید و به خاطر داشته باشید تنها چیزی كه كودك از شما می خواهد، شیر و محبت غنی شماست و تنها چیزی كه شما احتیاج دارید، صبر، حمایت و كمی اطلاعات است.
۲- انتظارات خود را پایین بیاورید
مادر شدن برای مادران جوان، مملو از تصورات غلط و غافلگیری های فراوان است و شاید بزرگترین تصور غلط این است كه شما به طور ناخودآگاه می دانید در لحظه تولد كودكتان، چه كاری انجام دهید. در حالی كه تربیت و نگهداری كودك به تجربه عملی نیاز دارد. شما در وهله اول باید بدانید كه پس از بارداری و به دنیا آمدن كودك، دیگر زندگی شما شباهتی به قبل از آن دوران نخواهد داشت با تولد كودك تمام ابعاد زندگی شما، با حضور او تحت تأثیر و تغییر قرار می گیرد.
بسیاری از زنان تصور می كنند، مراقبت از نوزادشان كاری بسیار ساده و طبیعی است. اما در دنیای امروز این تصور تنها نیمی از واقعیت به حساب می آید. تنها بعد از به دنیا آمدن كودك است كه والدین نیازهای واقعی خود و كودكشان را به دقت مشاهده می كنند. حالا دیگر به نظر می آید، ساده ترین كار مادر قبل از تولد كودك، مثل یك حمام گرم، دیگر مانند گذشته آسان نیست. یكی دیگر از انتظارات شما كه ممكن است بلافاصله به آن دست نیابید، دوست داشتن كودك به محض دیدن اوست. حقیقت این است كه بسیاری از پدران و مادران جوان برای علاقه مند شدن به فرزندشان نیاز به زمان دارند. یكی دیگر از تغییراتی كه پس از تولد كودك، در بدن مادر به وجود می آید، ترشح هورمون های مختلف است. یكی از این هورمون ها، پرولاكتین نام دارد و سبب فراموشی مقطعی و بی خوابی در مادر می گردد.
باید مراقب باشید، چون فراموشكاری شما با خستگی ناشی از بی خوابی چندین برابر می شود. پس باید صبور باشید. در عرض چند ماه بعد از تولد كودك، شما دوباره به حالت عادی بازمی گردید و جالب است بدانید تمام این سختی ها سبب شناخت بهتر شما از كودكتان می گردد.
۳- از دیگران كمك بگیرید
از دیگران كمك بگیرید و از اینكه برای مراقبت كودكان از دیگران كمك بگیرید، احساس گناه نكنید. همیشه وقتی را برای استراحت در نظر بگیرید و از دیگران بخواهید تا برای دقایقی، مراقب كودكتان باشند. شما به زمانی برای استراحت و كسانی كه از شما مراقبت كنند، نیاز دارید. مانند همسر و اقوام نزدیك.
۴- كارهای خود را اولویت بندی كنید
از دیگران كمك بگیرید اما اگر به كسی كه یاریتان كند دسترسی ندارید، نگران نباشید. وظایف شما با كمی برنامه ریزی قابل انجام است. مطمئن باشید، زمانی می رسد كه شما به هر چه می خواهید، می رسید. اما این زمان درست بعد از بچه دار شدن نیست. پس از به دنیا آمدن كودك، یكی از اولویتهای شما این است: سعی نكنید زیاد كار كنید. برای مثال در هفته اول پس از تولد كودك، وقت شما نباید به پذیرایی از مهمانان اختصاص یابد. مهمانانی كه با اطلاع از تمام مشكلات به دنیا آمدن كودك، تصمیم می گیرند چند روز در خانه شما بمانند، طبیعتاً نمی توانند خیرخواه باشند مگر اینكه خودشان، بتوانند امور مربوط به خودشان را انجام دهند.
شما نیاز به محافظت از خود و كودكتان دارید و طبیعتاً نشان دادن وسواس در دوری كردن از دیگران، نمی تواند دلیل غیرمنطقی داشته باشد. وقتتان را صرف تماس با دیگران و كارهای غیرضروری دیگر نكنید، چون ممكن است همین كارها، شما را از رسیدگی به خود و كودكتان بازدارد. شما می توانید چنین زمان هایی را برای استراحت و یا حمام گرفتن، صرف كنید.
۵- انعطاف پذیر باشید
در زندگی اوقاتی هست كه عدم تمایل به سازش، قابل تحسین به نظر می رسد. اما بعد از بچه دار شدن، دیگر این طور نیست. والدین جوان باید انعطاف پذیر باشند، در غیر این صورت خواهند مرد!
اگر از نظم و ترتیب، وقت شناسی و داشتن یك خانه تمیز لذت می برید، انعطاف پذیری شما، نیاز به تمرین و صبر دارد. چون ممكن است بعد از تولد كودك شما تا مدتی، دیگر شرایط خوش آیند قبل را نداشته باشید. شما باید تمام روش های تربیتی و مسائل مربوط به كودكتان را با شوخ طبعی همراه كنید، در غیر این صورت دچار وضعیت وحشتناكی خواهید شد. زیرا دیگر هیچ كاری را نمی توانید مطابق میلتان انجام دهید. درست همین جاست كه باید بتوانید با انعطاف پذیری همه چیز را از نو برنامه ریزی و اجرا كنید.
فراموش نكنید، بهتر است چشمان خود را به روی شگفتی، حیرت و شادی یكی از بزرگترین ماجراهای زندگی خود، باز كنید.
۶- خود را بشناسید
گریه های كودك شما، باعث ایجاد چه حسی در شما می شود؟ جیغ های كودك شما ممكن است باعث یادآوری ناراحتیهای گذشته تان شود. با صدای جیغ كودك، ممكن است شما انتقادها، عصبانیتها و مسخره كردن دیگران در گذشته را به یاد آورید و همین باعث ایجاد حالت تدافعی در شما می شود. البته خوب می دانید كه گریه های كودك هیچ ربطی به ضربه های عاطفی شما در گذشته ندارد. اما خستگی و اضطراب ممكن است، ذهن شما را فریب دهد و كاری كند كه این گریه ها و جیغ ها را مثل حملات سخت از جانب دیگران تلقی كنید. شما باید بدانید كه این هم بخشی از طبیعت مادر بودن است. اگر بدانید در زمان وقوع این احساسات چگونه باید برخورد كنید، مشكلات كمتری را متحمل خواهید شد. در این گونه مواقع شجاع باشید و از این فرصت برای در میان گذاشتن احساسات خود با همسر و یا كسی كه نگران شماست، استفاده كنید. هر چه بیشتر راجع به این احساسات و ترس های قدیمی خود بدانید، بیشتر به این نتیجه می رسید كه این احساسات هیچ ربطی به گذشته شما ندارند.
۷- با كودك بدررفتاری نكنید
گاهی اوقات، جیغ و فریاد كودك سبب درماندگی پدر و مادر می شود. مخصوصاً زمانی كه پدر و مادر احساس می كنند نمی توانند كاری در برابر این شرایط انجام دهند. اما وقتی می توانید به راحتی كودك خود را آرام كنید، احساس خوبی خواهید داشت به یاد داشته باشید كه آرام كردن كودك كار آسانی نیست و در چنین شرایطی ممكن است كوچكترین مسئله باعث بدتر شدن شرایط شود. والدین وقتی احساس درماندگی می كنند، حتی بهترین شیوه های آرام كردن كودك، بی تأثیر می شود.
به خاطر داشته باشید، تفاوت زیادی بین احساسات و اعمالتان وجود دارد.
حال وقتی احساس می كنید، دیگر نمی توانید كاری انجام دهید، چه راه حل هایی وجود دارد؟
۱- حجم كارهای خود را كم كرده و برای مراقبت از فرزند و رسیدگی به امور منزل، از دیگران كمك بگیرید.
۲- برای تخلیه انرژی خود، فعالیت بدنی انجام دهید. مانند پیاده روی و دویدن.
۳- با یك نفر صحبت كنید، به طور مثال با یك خویشاوند و یا دوست صمیمی.
۸- از شوخ طبعی خود به صورت آنی استفاده كنید
به نقل از یك نویسنده مشهور (ماری پیتون پول):« كسی كه می خندد، زنده می ماند»
تربیت كودك، همیشه زنجیره ای از كار و مشكلات فراوان را به همراه دارد. زمانی هست كه شما، با تمام دقت خود كاری را انجام می دهید اما باز هم اشتباه می كنید. به یاد داشته باشید كه واژه« كمال »، تنها در فرهنگ لغت یافت می شود و هیچ كس كامل نیست. بنابراین سعی كنید وقار، نظم و وسواس خاص خود را فراموش كنید. با خود مهربان باشید. بخندید! بخندید! بخندید!
۹- از همسر خود مراقبت كنید
مراقبت از كودك، كاری طاقت فرسا و وقت گیر است. كاری كه مادران را معمولاً صددرصد درگیر می كند. اما پدران معمولا كمتر در امور كودك به همسر خود كمك می كنند.
حقیقت این است كه پدر و مادر بودن، یك تلاش مشترك است و تلاش والدین به صورت گروهی، تنها راه انجام آن است. دنیای كودك، با حضور مساوی والدین متعادل می شود. پس سعی نكنید، با تمركز بر روی كودك و به بهانه حضور او از روابط و وظایف همسر بودن خود شانه خالی كنید. مراقبت از فرزند، تنها نیمی از وظایف شماست. نیم دیگر توجه كردن به یكدیگر است.
پدران باید از همسران خود حمایت كنند و مادران باید ازشوهران خود حمایت كنند. هر دوی آنها باید به یكدیگر توجه بیشتری نشان دهند و از انتقادات گزنده و تند نسبت به هم خودداری كنند. به شما توصیه می شود، زمان هایی را برای با هم بودن اختصاص دهید. سعی كنید هیچ گاه قدردانی از همسر خود را فراموش نكنید.
چند ماه اول زندگی كودك، سخت ترین بخش نگهداری و تربیت اوست. اما نكته مهم این است كه اگر با هم باشید و با هم كار كنید، پیوند شما، محكم تر از همیشه خواهد شد.
۱۰- افسردگی را نادیده نگیرید
آماری تكان دهنده از وضعیت زنان نشان می دهد: تقریباً ۴۰ درصد تازه مادران دچار افسردگی و احساسات ناخوش آیند بعد از زایمان می شوند. به طوری كه در روابطشان با همسر و كودكشان هم تأثیر می گذارد.
زنان بعد از زایمان، ممكن است دچار هر یك از ۳ سطح مختلف افسردگی شوند.
۱- غمگینی كودكانه: كه شامل گریه های آرام، نگرانی و بی خوابی است. این حالت معمولاً چند روز بعد از تولد نوزاد شروع می شود و چندین روز ادامه می یابد. تنها علتی كه دانشمندان تاكنون برای آن یافته اند، تغییرات چشمگیری است كه در سطح هورمونهای زنان بعد از زایمان به وجود می آید.
۲- افسردگی حقیقی: كه شامل تمام علائم یك نوع غصه آزاردهنده و فرساینده است.
افسردگی یك بیماری است، اگر چه اغلب مادران خود را مسئول این بیماری می دانند، اما خود هیچ نقشی در به وجود آوردن آن ندارند. افسردگی بعد از زایمان یك اختلال هورمونی موقت است. این حالت به وسیله فشارهای ناشی از خستگی، فشارهای مالی، مشكلات خانوادگی و مشكلات كودك تشدید می شود.
۳- روان پریشی بعد از زایمان: این بیماری شدید و نادری است كه شامل توهم، سخنان بی ربط و رفتار عجیب و غریب است. برای مادرانی كه به این حالت دچار می شوند، شرایط بسیار سخت و عجیبی به وجود می آید. واكنش این مادران به تغییرات جسمی، عاطفی و هورمونی بسیار نادر است، به طوری كه از هر هزار زن، یك نفر تحت تأثیر قرار می گیرد.روان پریشی بعد از زایمان قابل درمان است، اما در بیشتر موارد، وضعیت بیمار از نظر پزشكی بسیار اضطراری است.این افسردگی ها آنقدر شایعند كه پزشكان، آن را بخشی از زایمان می دانند.

علی دوستی

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  8:40 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ خطای مسلم آقایون در روابط

 
۱۰ خطای مسلم آقایون در روابطهمه ما به نحوی مشکلات موجود در روابط با جنس مخالف را تجربه کرده ایم. همه چیز از قرارهای ملاقات شروع می شود، در این زمان هر دو طرف بهترین روحیات و خصوصیات اخلاقی خود را به نمایش می گذارند. پس از سپری شدن چند ماه، به تدریج پرده ها از مقابل دیده ها برداشته می شود، حقیقت آشکار شده و افراد خود واقعی شان را نشان می دهند.
آقایون معمولاً در مراحل اولیه ارتباط، دچار اشتباهات بسیار زیادی می شوند، ما هم اینجا هستیم تا به آنها کمک کنیم که از ۱۰ نمونه از بدترین نوع این اشتباهات پرهیز کنند. اگر به تازگی وارد یک رابطه شده اید و یا در یک رابطه طولانی مدت قرار دارید، شاید بهتر باشد قلم و کاغذ را بردارید (و یا خودتان را راحت کنید و از روی این مقاله پرینت بگیرید.)
۱) دادن قدرت بیش از اندازه به خانم
اگر مردها در رابطه قدرت بیش از اندازه ای به خانم ها بدهند (البته اگر نخواهیم بگوییم تمام قدرت) خودشان را به دردسر می ا ندازند. اگر خانم تصمیم بگیرد که شما چه زمانی باید بیرون بروید، چه موقع رابطه جنسی داشته باشید، با کدامیک از دوستانتان می توانید ارتباط داشته باشید، و حتی برای رفتن به میهمانی رنگ لباستان را نیز آنها انتخاب کنند، باید بدانید که دچار مشکلات بزرگی خواهید شد.
معمولاً این قبیل مشکلات برای آقایونی پیش می آید که تصور می کنند لیاقت داشتن خانمی، مثل همسرشان را ندارند. به همین دلیل خودشان را در جایگاهی نمی بینند که بخواهند برای رابطه تصمیم گیری نمایند. اگر شما مرد خوبی هستید و شایستگی داشتن یک همسر خوب را دارید پس باید در مورد رابطه تان بازاندیشی کنید. اگر قدرت به صورت ۵۰-۵۰ میان شما تقسیم شود، آنگاه مشکلات به حداقل میزان موجود خواهند رسید. به هر حال ۵۰-۵۰ خیلی بهتر از ۲۰-۸۰ است که شما حتی نتوانید خودتان را در آخرین قسمت ۲۰ نگه دارید.
۲) کنترل بیش از اندازه
هر چند پیشنهاد شده که کنترل تمام امور را در اختیار خانم نگذارید، اما در عین حال باید توجه داشته باشید که انجام این کار توسط خودتان نیز گزینه مناسبی به شمار نمی رود. چالش هایی که بر سر مسئله قدرت به وجود می آید می تواند سبب ایجاد جر و بحث و دعوا در محیط خانوادگی شود. در یک رابطه، هیچ جایی برای رقابت وجود ندارد.
زمانی که نوبت به مقوله "قدرت" می رسد هر دو طرف باید با رعایت کامل احترام، و در کمال ادب در این این مسئله با یکدیگر به گفتگو بنشینند. اغلب خانم ها به مردهای کنترل گر علاقه ای ندارند و در کنار آنها احساس ناامنی می کنند.
۳) کار خوب امروز فقط تا فردا دوام دارد
خانم ها معمولاً بیشتر از حافظه کوتاه مدت خود استفاده می کنند. گل و شکلات هایی که امروز برایشان هدیه گرفته اید، نشان دهنده ی عشق شما در همین امروز هستند، فردا یک روز جدید است و شما باید به نحوی دیگر عشقتان را به آنها ثابت کنید. آقایون معمولاً اعمال محبت آمیز خود را فراموش نمی کنند و متوجه نمی شوند که خانم دیگر هیچ تمایلی به پوشیدنن لباس زیبایی که همین ۳ روز پیش برایشان خریده اید، ندارند.
برای اینکه یک مرد ایده آل باشید نیازی نیست از کارهای روزمره خود فاصله بگیرید، اما به هر حال برای رسیدن به موفقیت باید این امور را در ذهن داشته باید.
۴) سلطه جویی و مالکیت بیش از حد
اگر همسرتان به شما بگوید که از مردهای سلطه جو، خود پسند و دیکتاتور خوشش می آید، آنوقت رابطه شما کامل خواهد بود –البته اگر اسمتان جوزف استالین باشد– در حقیقت هیچ خانمی از مردهای حسود خوشش نمی آید و دوست ندارد کسی مرتباً به او تذکر دهد که چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد.
البته اصول ابتدایی موجود در روابط همیشه حاکی از این امر هستند که هدایت روابط بر عهده آقایون است. باید توجه داشت که این امر نیازمند رسیدن به بلوغ کامل فکری و پذیرش حس مسئولیت است. یک مرد هیچ گاه نباید تصور کند که همسرش از نظر روحی و یا احساسی در مکانی پایین تر از حد او قرار دارد و به همسرش مانند یکی از مایملکاتش بنگرد.
۵) اجازه به دخالت خانواده یا دوستان در رابطه
در اینجا فقط یک "نه" واقعی لازم است. اگر ازدواج کرده اید و اجازه می دهید خویشاوندان سببی در روابط شما دخالت کنند، باید بگویم که شما در حال راه رفتن بر روی یک لایه ی نازک یخ هستید.
اگر خانم اجازه کنترل امور را به شما داده باشد، باز هم دوست ندارد که حرف های شما دیکته ی حرف های مادر، خواهر برادر یا پسر عموهایتان باشد. خانم ها دوست ندارند کارهایشان به آنها دیکته شود و این امر به ویژه زمانیکه از طرف یک فرد خارجی باشد، آنها را بیش از پیش ناراحت می کند.
شما همچنین نباید به خانواده همسرتان هم اجازه بدهید که در روابط شما دخالت کنند. شاید هر کس به شخصه نظری داشته باشد، اما این نظر خود زوجین است که باید مورد توجه قرار بگیرد. نباید اجازه دهید که عقاید خارجی بر روی رابطه شما تاثیر بگذارند.
۶) احترام گذاشتن
او ملکه زیبای شماست، گوله نمک است، عسل، شکلات، آبنات.... بله همه این ها هست، اما در عین حال او یک انسان هم هست. به این معنا که اگر به شما احترام می گذارد، دوست دارد شما هم به او احترام بگذارید.
گاهی اوقات باید به انسان ها تنها به دلیل بودنشان احترام بگذاریم:
الف) مادر – چرا که او خانمی است که شما را به دنیا آورده و بزرگتان کرده.
ب) همه خانم ها – چرا که آنها انسان هستند و خداوند به ما گفته که با جنس مؤنث مهربان باشیم و به آنها احترام بگذاریم.
البته در کنار این احترام گذاشتن، در عذر خواهی نباید زیاده روی کنید (مگر اینکه واقعاً اشتباه از جانب شما بوده باشد) تصور نکنید که او همیشه همه ی کارها را درست انجام می دهد و همیشه شما مقصر هستید. هیچ گاه تقصیر امری که اشتباهش از جانب شما سر نزده را به گردن نگیرید.
هیچ گاه او را بر روی سکوی بلندی قرار ندهید که فراموش کند زمین کجاست. یک خانم هیچ گاه دوست ندارد با یک مرد سطحی نگر ارتباط برقرار کند.
۷) کمال گرایی
اگر شما در آن موقعیتی نیستید که دلتان می خواسته (حال چه از نظر اقتصادی، علمی، یا عاطفی) مسئله ای نیست. خانم ها اغلب به آینده فکر می کنند، به همین دلیل لازم نیست که در زمان برقراری ارتباط با یک خانم، کل دنیا در دست هایتان باشد.
خانم ها به تدریج انتظار دارند که شما پیشرفت کرده و نتایج مطلوبی را بدست آورید. سعی کنید همیشه در همان جایگاه اولیه باقی نمانید؛ حتی اگر بهترین نیستید، باز هم سعی کنید به آرزوهای خود بچسبید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.
۸) انتخاب همسر تنها از روی ظاهر
این کار بسیار خطرناک است؛ اما متاسفانه بیشتر آقایون نمی توانند از آن بگذرند.
جذابیت ظاهری یکی از موارد قابل توجه است؛ به همین دلیل گاهی اوقات آقایون فراموش می کنند که مسائل مهم دیگری نیز وجود دارند. از آنجایی که آقایون تعلق به سرزمین " تصویرگرایی" دارند، قضاوت اولیه شان بیشتر از روی شمای کلی خانم ها شکل می گیرد. پس از اینکه از نظر ظاهری به خانمی علاقمند شدند، آنوقت تازه به فکر مسائل عمیق تر می افتند که متاسفانه دیگر خیلی دیر شده.
هیچ گاه مسائل مهمی مانند: احساس متقابل، میزان سازگاری، و تفهیم دو جانبه را فراموش نکنید.
۹) ارجحیت دادن دیگران نسبت به خانم
این دیگران شامل دوستان، اقوام، همکاران، حیوانات خانگی، اتومبیل شخصی و سرگرمی هایتان می شود.
کاملاً معقول است اگر بخواهید گاهی با دوستانتان بیرون بروید، و یا شاید کارهای بسیار زیادی برای انجام دادن داشته باشید؛ اما هیچ یک از این موارد نباید نسبت به مسائل خانوادگی ارجحیت داشته باشند. زمانیکه یک خانم احساس کند کسی و یا چیزی برای شما از او اهمیت بیشتری دارد، به سختی می تواند ارتبط خوبی با شماو برقرار کند.
۱۰) مجذوب خانم های دیگر شدن
هیچ دلیل مشخصی وجود ندارد که چرا خانم ها بیشتر جذب آقایونی می شوند که نامزد دارند یا ازدواج کرده اند. اگر تصمیم به برقراری یک رابطه جدی را می گیرید، باید هر گونه شهوتی نسبت به سایر خانم ها را کنار بگذارید. نامزد و یا همسر شما نادان نیست و به خوبی متوجه می شود که چشم های شما همواره به دنبال خانم های دیگر است.
اگر خانم کم تحملی باشد و بداند که شما جذب خانم دیگری شده اید، به سرعت رابطه اش را با شما قطع می کند.
در زمان بروز چنین اتفاقی باید گوش به زنگ باشید و در مقابل آن کاملاً صبور باشید.
این هم از ۱۰ نکته ای که به شما قولش را داده بودیم. امیدواریم این موارد به آقایونی که در رابطه خود با مشکل مواجهه هستند، کمک کند.
فقط به خاطر داشته باشید – هر مردی می تواند برای یک مرتبه دچار اشتباه شود. اگر تعداد اشتباهات او از ۱ بار بیشتر شود، آنوقت از کلوپ خارج می شود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  8:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ روش مؤثر برای این که پدر بهتری باشیم

 
۱۰ روش مؤثر برای این که پدر بهتری باشیم۱ - به همسرتان بسیار عشق بورزید
پسرانتان با همسران آینده خود به همان گونه ای رفتار می كنند كه شما با همسرتان برخورد می كنید. اجازه دهید فرزندانتان ببینند كه شما عشق و محبت را به مادرشان ارزانی می دارید. وقتی كه شما و همسرتان تعارض و اختلاف دارید، به فرزندانتان نشان دهید چگونه دو آدم می توانند آن را به شیوه درست حل و برطرف نمایند. مهمترین بخش زندگی كه شما برای فرزندانتان تدارك می بینید، ازدواج و خانواده است و بهترین نوع آماده سازی این است كه كودك با پدری زندگی كند كه مادرش را بسیار دوست می دارد.
۲ - مرد كاملی باشید
اگر شما به كودك خود محبت كنید ولی در طول هفته با همسرتان داد و بیداد كنید، هر آنچه درباره مهربانی و علاقه مندی بگویید در نظر فرزندانتان به حساب نمی آید. آیا شما به قول هایتان پایبند هستید؟ وقتی كه ملزم به انجام كاری برای فزندتان هستید، آیا به هر نحوی كه شده آن را انجام می دهید؟
اخیراً پسر بزرگم لیستی از اعتبارنامه هایم را پیش رویم قرار داد و گفت: «می دونی، اینها خیلی خوب هستند ولی برای من ارزش چندانی ندارند. آنچه برایم بسیار حائز اهمیت است، این است كه پدرم در زندگی شخصی همانی باشد كه در منظر عموم هست.» این تلنگری بود كه در رفتارم ثبات بیشتری داشته باشم.
۳ - چه زمانی را صرف كودكان می كنید
تقویم ها دروغ نمی گویند. مهم نیست ما چه می گوییم، بچه ها می دانند كه ما وقت خود را برای كارها و یا افرادی صرف می كنیم كه برایمان بسیار مهم هستند. طوری برنامه ریزی كنید كه زمانی را با فرزندانتان بگذرانید. مهم نیست كه برنامه كاریتان چگونه است، این وظیفه پدر است تا زمانش را طوری تنظیم كند كه با فرزندانش نیز باشد. ببینید كه چه چیزهایی مورد علاقه فرزندانتان است (این می تواند در مورد هر فرزندی متفاوت باشد). پسرهایم به ورزش علاقه مندند بنابراین ما با هم توپ بازی می كنیم ، دخترم پارك و تفرجگاه را دوست دارد لذا او را به گردش می برم.
۴ - به فرزندانتان یاد دهید برای خود ارزش قائل شوند
این كه چگونه فرزندان ارزش خودشان را از چشم پدر مشاهده كنند، تأثیر بسزایی در كل زندگی شان بر جای می گذارد. مادرم تأثیر شگرفی در زندگیم داشت ولی وقتی پدرم می گفت: «پسرم! این كار بسیار خوبی بود كه انجام دادی» مفهوم و اهمیت بسیار زیادی برایم داشت. وقتی که یك پدر تشویق و تحسین به موقع و مناسبی از فرزندانش به عمل آورد می تواند اثر ماندگاری بر زندگانی آنها بگذارد. این كار، انگیزه و مشوقی برای كودكان در رسیدن به مراحل بالاتر می گردد.
اما عكس آن نیز صادق است. هرگز فرزندانتان را با كلمات پست و سخیف صدا نزنید و كلمات ناپسند را در موردشان به كار نبرید، چرا كه همانند تیرهایی هستند كه زخم عمیق آنها همواره در طول زندگی بر جای می ماند.
۵ - همانند یك خانواده گفت وگو كنید
یك خانواده متحد، به فرزندانش احساس امنیت می دهد. حداقل یك وعده غذایی را با خانواده تان صرف كنید و در همان حال در مورد اتفاقات آن روز با هم صحبت كنید. حداقل بخشی از شب را به عنوان یك خانواده بگذرانید نه این كه به تماشای تلویزیون بنشینید. مطمئن باشید این کار اصلاً پرهزینه نیست، شما می توانید با هم بازی كنید یا به پیاده روی یا پارك بروید. ما عاشق نصیحت كردن هستیم ولی شنیدن موقعی صورت می گیرد كه ما واقعاً بدانیم نیازهای قلبی فرزندانمان چیست.
۶ - مأموریت های خودتان را بشناسید
مأموریت شما به عنوان یك پدر این است كه از خانه خود به جهان هدیه ای اهدا كنید كه پس از شما خواهد زیست. فشارهای ناشی از حل بحران های زندگی یكی پس از دیگری به راحتی باعث بی توجهی و اهمیت ندادن به این مأموریت می گردد.
اگر یكی از فرزندان توسط مادر تأدیب شده، پدر باید قادر باشد آن فرزند را به كناری بکشد و بگوید: «من كاملاً درك می كنم كه مادرت بایستی امروز تو را تأدیب می کرد. به من بگو كه علت این كارت چه بود؟ قصد داری برای جبران آن چه كار كنی و دفعه بعد در مورد آن اشتباه چگونه عمل می كنی؟»
۷ - انتقاد پذیر باشید و ضعف هایتان را قبول كنید
یك بار كه در مورد قضیه ای با دخترم بحث می كردم مطمئن بودم كه صد در صد حق با من است. ولی پس از مدتی دریافتم كه كاملاً در اشتباه بودم. لذا نزد او رفتم و گفتم: «عزیزم! پدر تو در مورد آن مسئله اشتباه كرده، الان متوجه شدم كه حق با توست. لطف كن و مرا ببخش.»
غرور باعث می شود ما از مردم بترسیم كه مبادا بپندارند افرادی ضعیف هستیم. ولی فرزندانمان فقط نیاز ندارند كه موفقیت ما را ببینند. آنها می خواهند ببینند وقتی كه ما به دیگران صدمه می زنیم در پی التیام آن نیز هستیم. وقتی ما تصمیمات نادرستی اتخاذ می كنیم، باید مسئولیت عواقب آن را نیز پذیرا باشیم.
۸ - تربیت نه به خاطر فرو نشاندن خشم و عصبانیت
به خاطر خشم خود، فرزندانتان را تنبیه نكنید. به خودتان زمان بدهید تا آرام و خونسرد شوید. بچه باید مشاهده كند كه ادب كردن و دوست داشتن دو چیز ضد و مخالف هم نیست.
تربیت كردن، تنبیه نیست. شاید با كمی درد هم توأم باشد ولی هدف آن تصحیح كردار ناپسند و رشد و تكامل شخصیت است. من می خواهم كودكانم بدانند وقتی امتیازاتی را از آنها سلب می كنم یا مجبور می شوم كه پشت دستشان بزنم، قصدم عذاب و شكنجه دادن آنها نیست بلكه به این خاطر است كه بعدها در زندگی، كودكانم به الگوهای ناپسندی عادت نكنند كه این امر باعث آسیب رساندن به آنها در آینده می گردد.
۹ - بگذارید آنها قانون «هرچه بکاری، درو می كنی» را بیاموزند
من برای پسرم یك كلاه ورزشی شیك خریدم. به او گفتم كه آن را در هر جایی بر سر نگذارد. او به هشدار من توجهی نكرد و همان گونه كه انتظار می رفت كلاهش را بدون اجازه برداشتند. ما كاملاً مطمئن بودیم كه چه كسی آن را برداشته است. اولین تصمیم این بود كه بروم كلاه را پس بگیرم. ولی تشخیص دادم كه الان زمان مناسب این كار نیست. پسرم باید از این اتفاق درسی می گرفت.
وقتی كودكانمان تصمیمات نادرستی می گیرند، بعضی اوقات بهترین كاری كه یك پدر می تواند انجام دهد، این است كه كناری بایستد و بگذارد كه آنها خود نتیجه آن را ببینند.
۱۰ - از نشان دادن احساس محبت آمیز خود نهراسید
ادای كلمات محبت آمیز و ابراز احساسات اهمیت بسزایی دارند. مطالعات نشان داده كه وقتی كودكان این محبت را تجربه نكنند، با روش های مخرب و آسیب رسان به دنبال این حلقه گمشده می گردند. یك روز نباید برای پدری بگذرد كه به فرزندانش نگفته باشد «دوستتان دارم». چرا كه هر روز شاید آخرین باری باشد كه ما این فرصت را داریم.
انرژی زیادی از ما صرف می شود تا زندگی مان را طوری سروسامان بدهیم كه خداوند به ما عنوان پدر را تفویض كند. ما نیاز داریم كه بیشتر اوقات خود را با فرزندانمان بگذرانیم تا این كه هرگز زمانی نیاید كه به عقب بنگریم و آرزو كنیم «كاش زمان بیشتری را با آنها صرف كرده بودم یا به آنها می گفتم كه چقدر دوستشان دارم»!
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  8:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ نکته برای اینکه پدری « موفق » باشید

 
۱۰ نکته برای اینکه پدری « موفق » باشیدمهم نیست پدر شما کیست یا چکاره است و چه پست و مقامی دارد. مهم آن است که این فرصت به دست آمده را برای سپاسگزاری از مقام او غنیمت بشمارید. آیا تاکنون با خود فکر کرده اید او چه کارهایی برایتان انجام داده و چقدر برای برآوردن نیازهایتان زحمت کشیده است؟
به عقیده من، روز پدر برای پدران نیز فرصتی است تا بیندیشند «پدر بودن» به چه معناست و چگونه می توان برای فرزندان، پدری خوب بود؟ در اینجا ۱۰ نکته مهم در این خصوص را به شما یادآوری می کنیم:
۱) همیشه فرزندانتان را تشویق کنید و سبب قوت قلبشان باشید.
سعی کنید مسؤولیتهایی که به آنان واگذار می کنید متناسب با ظرفیت و توانایی آنها باشد. چون بچه ها به هنگام رویارویی با دغدغه ها و مشکلات، خیلی زود اعتماد به نفس خود را از دست می دهند. در این مواقع حمایت و دلگرمی شما موفقیت شان را تضمین خواهد کرد.
۲) با آنها به طور یکسان رفتار کنید. هرگز بین آنها تبعیض قائل نشوید و به یاد داشته باشید آنها هر کدام برای خود شخصیتی دارند که باید حفظ شود.
۳) در انتخاب مسیر زندگی، آنها را یاری کنید اما چیزی به آنها تحمیل نکنید چون آنها هر کدام علایق و استعدادهای خاص خود را دارند. بنابراین با فشارهای خود آنها را از مسیر واقعی زندگی منحرف نکنید. بسیاری از خانواده ها فرزندانشان را تحت فشار قرار می دهند تا در رشته های پزشکی یا مهندسی تحصیل کنند در حالی که ممکن است خواسته ها و علایق شان چیزی بسیار متفاوت از اینها باشد.
۴) تا حد امکان همیشه در کنارشان باشید. آنها بیشتر از آنچه که نیاز به پول پدر داشته باشند نیازمند توجه و حمایت عاطفی او هستند.
بنابراین هر روز زمانی را برای «با آنها بودن» اختصاص دهید.
۵) شنونده خوبی برای حرفهایشان باشید. نظرشان را بخواهید و به اظهار نظرشان خوب گوش کنید. البته شنونده خوب بودن فقط گوش دادن به کلمات نیست بلکه باید حرف دلشان را فهمید و آنها را درک کرد.
۶- زبانتان با دلتان یکی باشد. سعی کنید در صداقت، خوش رفتاری و احترام به دیگران، الگوی خوبی برای آنها باشید.
به عنوان پدر خانواده همیشه بکوشید با همسرتان خوب رفتار کنید زیرا خوش رفتاری شما به آنها خواهد آموخت که همواره احترام مادرشان را داشته باشند. این گفته را نیز برای همیشه به خاطر بسپارید: «بهترین هدیه پدر به فرزندانش این است که مادرشان را دوست داشته باشد و به او احترام بگذارد».
۷) با آنها خندیدن را هرگز فراموش نکنید. از قرار معلوم، کودکان زیر هفت سال روزانه هفتصد بار می خندند در حالی که بزرگسالان به طور متوسط روزانه فقط چهار بار می خندند.
بنابراین فرصت را از دست ندهید و شما هم گاهی به یاد کودکی خود، با آنها همراه و در خنده ها و شادیهایشان شریک شوید. فراموش نکنید زندگی آنقدر کوتاه است که در چشم بر هم زدنی آنها نیز بزرگ می شوند و قبل از آنکه به خود بیایند از پیش شما می روند.
پس قدر این لحظه های طلایی را بدانید.
۸) ارزشهای اخلاقی و عقاید خود را به آنها نیز بیاموزید. از مهمترین چیزهایی که باید به آنها آموخت تشخیص درست از نادرست، وظیفه شناسی، احساس مسؤولیت، خوشرفتاری و پایبندی به اخلاقیات است.
۹) موفقیتهایشان را پاس بدارید. تلاشهایشان را در راه رسیدن به هدف هر قدر هم که ناچیز باشد ارج نهید و رضایت خود را نسبت به کاری که انجام می دهند، ابراز کنید. این عملکرد شما باعث دلگرمی آنها خواهد شد و آنها را در رسیدن به موفقیت یاری خواهد کرد.
۱۰) و به عنوان آخرین نکته، صادقانه دوستشان بدارید. شاید همیشه بگویید آنها را دوست دارید اما اگر آنها این دوست داشتن را احساس نکنند هیچ فایده ای نخواهد داشت.
درست است که فرزندان همه یک جور خلق نشده اند و ممکن است از نظر رفتار با هم متفاوت باشند اما هر کدام نسبت به دریافت محبت، توقعات و انتظارات خاص خود را دارند و شما به عنوان پدر باید به گونه ای مهر و محبت خود را ابراز کنید که آنها واقعاً احساس کنند دوستشان دارید.در ضمن یادتان نرود که به گفته «آر، دووال؛ هر مرد موفقی یک پدر خوب نیست اما هر پدر خوب یک مرد موفق است.»

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  8:42 AM
تشکرات از این پست
shahdan
shahdan
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 1485
محل سکونت : تهران

پاسخ به:والدین و فرزندان

با فرزندان پسر که به مرز پانزده سالگی می رسند و بداخلاقی و بی تربیتی با والدین را آغاز می کنند چگونه باید برخورد کرد ؟ تند یا ملایم یا هر دو ؟؟ پاسخ به:والدین و فرزندان

سلامت باشید
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:04 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ نکته که پدران جوان را غافلگیر می کند

 
۱۰ نکته که پدران جوان را غافلگیر می کندمدتی کوتاه پس از به دنیا آمدن کودک، پدران با ضربه تکان دهنده واقعیت روبه رو می شوند.
پدربودن با مسؤولیتهای جدید باعث فشارهای جدید و انتظارات تازه ای می شود. این حس خیلی زود به سراغ بعضی از پدران می آید؛ یعنی درست قبل از آنکه بیمارستان را با نوزاد ترک کنند. اما برای برخی از پدران چند روزی طول می کشد. زودتر یا دیرتر، به هر حال در می یابیم که زندگی ما برای همیشه تغییر کرده است. گاهی تغییرات ظریف هستند و گاهی واضح و آشکارند و تقریباً همیشه شگفت آورند. این مقاله پدران جوان را با دغدغه ها و احساسی آشنا می کند که ممکن است مدتها در پستوی ذهنشان پنهان شده باشد.
● احساس سراسیمگی و دستپاچگی:
اگر تنها یک چیز وجود داشته باشد که زندگی شما را اکنون متفاوت از سالهای قبل بکند، آن سراسیمگی و احساسات متضادی است که به سراغتان می آید. در یک سو مردانگی، قدرت و غرور شما در داشتن مخلوقی زنده قرار می گیرد و در سوی دیگر احساس درماندگی در زمانی که قادر به ارضای نیازهای نوزادتان نیستید (گاه حتی نمی توانید نیاز او را درک کنید)
کشف شکل جدید و متفاوتی از عشق:
بین عشق کشنده و شدیدی که نسبت به فرزندتان حس می کنید با عشق نسبت به هر شخص دیگری شباهتی وجود ندارد.
▪ احساس دمدمی مزاجی می کنید:
یک روز، به طرز کاملاً غیرمنتظره، به کودکتان نگاه می کنید و در می یابید علاقه شدیدی که درست روز قبل نسبت به او داشتید، جای خود را به کرختی احساسی و احساس بیگانگی داده است. این کودک کیست؟ برایتان مهم است؟ گویی همه چیزهای مربوط به پدربودن را کنار گذاشته باشید و زندگی را از جای دیگری آغاز کرده باشید. چندی بعد به خاطر این حسها، احساس گناه به سراغتان می آید. و سرانجام حس می کنید بیشتر مواقع پدر خوبی نیستید! اما اشتباه می کنید. سراسیمگی بخشی کاملاً طبیعی از پدربودن است و طی پنجاه سال آینده بارها و بارها با این احساسات مواجه خواهید شد. بنابراین همین حالا به آن عادت کنید.
▪ ممکن است افسرده شوید:
بله، درست است. اگرچه اغلب مردم فکر می کنند افسردگی پس از زایمان مختص زنان است، اما تعداد قابل توجهی از مردان نیز پس از به دنیا آمدن فرزندشان به افسردگی مبتلا می شوند. اگرچه افسردگی پدران (برخلاف مادران) منشأ هورمونی ندارد، اما احتمالاً بیشتر مربوط به بازگشت به واقعیت است. زمانی که شما در انتظار به دنیا آمدن نوزادتان هستید یا تازه پدر شده اید، افراد بیشتر به شما توجه می کنند و احتمالاً بیشتر با شما کنار می آیند. اما بعد از چند هفته دوباره انتظارات شغلی همچون گذشته در انتظار شماست، علاوه بر آن با مسایل دخل و خرج خانه، اختلالات خواب، انبوهی از لباسهای نشسته در خانه و... نیز مواجه هستید. اینها برای افسرده کردن هر کسی کافی است.
▪ هراسان خواهید شد:
اولین ماه های پدرشدن مملو از ترسهای مختلف است: اینکه نتوانید انتظاراتی که از یک پدر می رود، برآورده کنید؛ اینکه نتوانید از فرزند یا خانواده تان در برابر آسیبهای احتمالی محافظت کنید، اینکه نتوانید خانواده تان را به اندازه کافی تأمین کنید، اینکه ندانید با بچه باید چه کار کنید، اینکه خیلی زیاد - یا به حد ناکافی - شبیه پدرتان بشوید، یا این فکر که اشتباه بزرگی مرتکب شده اید. این ترسها و بسیاری دیگر از این نوع، بخشی کاملاً طبیعی از فرآیند گذار از مرحله مرد و همسر بودن به مرحله پدر بودن است. برخی از این ترسها همچنان که مهارتهای شما افزایش می یابد، کاهش می یابند؛ برخی دیگر برای مدتی با شما می مانند. اما زودتر یا دیرتر تقریباً همگی محو خواهند شد.
▪ تغییر در روابط شما با همسرتان:
قبل از اینکه بچه دار شوید، شما و همسرتان وقت زیادی را با یکدیگر صرف می کردید و رابطه تان را تحکیم و تقویت می نمودید. اما ناگهان آمدن نوزاد همه چیز را تغییر می دهد. اکنون در مورد هر کاری که می کنید روی فرزندتان تمرکز می کنید. حالا دیگر نمی توانید راحت و بی دردسر بخوابید، اگر برایتان ممکن است سعی کنید در این میان زمانی را اختصاص دهید - حتی اگر شده چند دقیقه در روز - و با همسرتان در مورد چیزهایی غیر از بچه گفت و گو کنید.
▪ نظرات نوزادتان را زیادی جدی می گیرید:
طی ۶ تا ۸ هفته اول زندگی، احتمالاً نوزاد شما بازخورد چندانی در مورد آنچه شما به عنوان پدر انجام می دهید به شما منعکس نخواهد کرد. از لبخند، خنده بلند و واکنش نشان دادن به شما به هر شکلی خبری نیست. در واقع همه چیزی که او انجام می دهد فقط گریه کردن است. بنابراین به سادگی ممکن است حس کنید کودک علاقه ای به شما ندارد و انفعال او را به کم ارزش بودن شما در مقام پدر از دید او تعبیر کنید. اما چنین نیست. اگر صبر داشته باشید، کودک به زودی واکنش نشان خواهد داد.
▪ شیوه های جدیدی برای مورد علاقه واقع شدن:
طی چند ماه آینده، همچنان که شما با نشانه های رفتاری کودک آشنا می شوید و نیازهایش را برآورده می کنید، کودک می آموزد که شما را دوست بدارد و عشق خود را به شیوه هایی شگفت انگیز ابراز کند. اولین باری که کودک صداهایی را خطاب به شما زمزمه می کند یا شما را در آغوش می گیرد یا ناخودآگاه در حالی که سر بر شانه شما دارد، در آغوشتان به خواب می رود، معنای حقیقی زندگی را درخواهید یافت.
ـ از کودکتان در خصوص برنامه ریزی و انعطاف پذیری می آموزید: قبل از اینکه بچه دار شوید، آماده شدن برای بیرون رفتن از خانه برابر بود با برداشتن کیف پول، سوئیچ ماشین و اطمینان از خاموش بودن اجاق گاز! اما حالا رفتن تا سوپر مارکت محله با بچه به اندازه رفتن به کوه اورست به برنامه ریزی و هماهنگی نیاز دارد. پیش بینی نیاز بچه به پوشک و لباس اضافه و سایر مایحتاج او ضروری است.
▪ تغییر در موضوعات مورد گفتگو:
در مورد چیزهایی صحبت خواهید کرد که کاملاً متفاوت با آن چیزهایی است که قبلاً عادت داشتید درباره شان حرف بزنید. اگر کسی یک سال قبل به شما می گفت که در آینده به شرکت در بحثهایی طولانی با دوستانتان درباره تهوع کودک، مسایل زایمان، رنگ و قوام، مزاج بچه، مشتاق خواهید شد حتماً با خودتان می خندیدید. اما اکنون وضع چنین است! جالب اینجاست که شما وضعیت فعلی را نیز دوست دارید و برایتان بسیار مهم است.
 

 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:35 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۱۰ نکته مهم برای اینکه پدری ایده‌آل شوید

 
۱۰ نکته مهم برای اینکه پدری ایده‌آل شوید● ۱۰ راه برای بهترین پدر بودن:
▪ آیا از پدر شدن می‌ترسید؟ چگونه می‌خواهید با این موضوع مواجه شوید؟
نگران نباشید.
چه چیزی در مردان وجود دارد که از پدر شدن می‌ترسند و آن را قابل مقایسه به گزیدن مار و حمله های کوسه می دانند. اسکات کلبای(نویسنده) در این زمینه به مردهایی که با این موضوع دست و پنجه نرم می کنند کمک می‌کند.
او می‌نویسد:"من واقعاً نمی‌خواستم بچه دار شوم. من مشکلاتی که مردان دیگر داشتند-مطمئن نیستم که پدر خوبی باشم- نداشتم، ترس من از نوع دیگری بود. من نمی‌خواستم از سرگرمی ها و تفریحاتم دست بکشم، زندگی بی خیال و راحت خودم را دوست داشتم و نمی‌خواستم آن را به دنیایی از بدبختی و نق زدن ها و کهنه عوض کردن تبدیل کنم."
کلبای در کتابی به نام «چه کسی بچه نمی‌خواست؟» راه های غلبه بر این احساسات که مردان تهدیدی برای خود می‌دانند نوشت و اینکه چگونه می‌توان بر این ترس ها پیروز شد تا یک پدر خوبی شد.
● ۱۰ مورد که به شما کمک خواهد کرد.
۱) نگران پدر خوب بودن نباشید.
پدر خوبی بودن تنها این نیست که همیشه بچه به بغل باشید، بدانید که چگونه آروغ بگیرید، بلکه پدر خوب بودن با شوهر خوب بودن شروع می‌شود، با شریک بودن در تمام لحظات قبل از زایمان شروع می‌شود. پس اگر می‌خواهید واقعاً پدر خوبی باشید، ابتدا مطمئن شوید که شوهر خوبی هستید، اگر چیزی وجود داشته باشد که بچه شما به آن نیاز داشته باشد آن، عشق شما به خانه و خانواده‌تان است برای اینکه پایه های ازدواجتان را محکم کنید، کار کنید شما وقتی پدر خوبی باقی خواهید ماند که آنها در امنیت باشند.
۲) زندگی روزمره خود را به سرعت شروع کنید.
سعی کنید که بعد از بچه دار شدن زندگی عادی خود را از سر گیرید. بعضی از پدر و مادرها در ابتدا که بچه دار می‌شوند بسیار آشفته می‌شوند و تا ۲ سال خانه شان را ترک نمی‌کنند که مبادا آسیبی به فرزندشان برسد. این فقط یک بچه است، نیتروگلیسیرین که نیست! بعد از یکی دو هفته بیرون بروید و زندگی روزمره ای که قبل از بچه دار شدن شما و همسرتان داشتید را آغاز کنید.
به خاطر داشته باشید وقتی بچه شما کوچک است، در مسافرتها تمام تجهیزاتی که در یک فروشگاه لوازم کودک موجود است را با خود همراه داشته باشید. کودکتان را به گردش، خرید، سفر با هواپیما و تقریباً هر جایی که قبل از بچه دار شدن می‌رفتید با خود ببرید.
یقیناً خیلی از چیزها با قبل تفاوت کرده است اما باید به شرایط جدید عادت کنید، گذشت زمان استرس موجود در شما و همسرتان را از بین خواهد برد، البته اگر زندگی روزمره را شروع کنید نه اینکه ۲۴ ساعت در خانه باشید و خود را زندانی کنید که همین کار بسیار تنش زا می باشد.
۳) زمانی را برای همسرتان اختصاص دهید برای خودش.
من باید به شما متذکر شوم که در زندگی یک کودک اهمیت پدر به اندازه مادر است. مادر شدن بسیار سخت تر از پدر شدن است، او باید بچه را به دنیا بیاورد، او را غذا دهد، از او مراقبت کند و خیلی از کارهای دیگر. اگر به او واگذار کنید در این کار هیچ توقفی نخواهد کرد و محافظت از خودش را فراموش خواهد کرد و خود را به شدت در گیر وظایف مادری می‌ِکند، این موضوع واقعاً مهم است که فرصت کافی به مادر هم بدهید.
بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که او را مجبور کنید که کمی هم وقت برای خودش صرف کند. هنگامیکه او چرت می‌زند از بچه مراقبت کنید، همسرتان را برای دیدن دوستانش تشویق کنید و اگر مادرش در نزدیکی شماست وقتی را اختصاص دهید که به دیدار مادرش رود و یا حتی خرید کند و به سینما برود. بیشتر از اینکه خود او بداند به این وقتها نیاز دارد و این بهترین زمان است که شما از کنار فرزندتان بودن لذت ببرید. ازمهمترین راه های یک پدرخوب بودن شوهر خوب بودن است و شما باید همسرتان را اطمینان دهید که او نباید ۲۴ ساعت مادر باشد.
۴) همکاری با یکدیگر.
هنگامی که مادر برای تغذیه شبانه بیدار می‌شود شما هم بیدار شوید. باید بگویم بسیار دشوار است اما شما خوشحال خواهید بود که این کار را انجام داده اید(البته بعداز گذشت زمان و نه در طی آن !). موقع شام شما، نوزادتان فکر می‌کند باید در یک کشتی دریانوردی باشد و در ساعت ۲ صبح منتظر پذیرایی شما می‌باشد.
وقتی پسر کوچکمان در ساعت ۲ صبح شروع به گریه کردن می‌کرد و گرسنه بود، همسرم باید برای شیر دادن به او بلند می‌شد من هم در تمام مدت در کنار او می‌نشستم و همراه او بودم. ما کارها را با هم تقسیم کردیم، بعد از خوردن شیر همسرم پسرمان را به من می‌داد تا آروغ او را بگیرم، من واقعاً از این کار لذت می‌بردم اگر چه همسرم می‌توانست این کار را خودش انجام دهد اما از اینکه من هم در جریان کمک کردن به او بودم احساس خوبی داشتم به اضافه اینکه می‌توانستم رفیق خودم را بغل بگیرم و به او برای آروغ زدن کمک کنم.
به نظر تکراری و خسته کننده می‌آید که هرشب برای غذا دادن از خواب بیدار شوید اما واقعاً یکی از صمیمانه‌ترین و به یادماندنی ترین لحظاتی که من و همسم در کنار هم داشتیم همین بیدار ماندن برای غذا دادن به پسرمان بود اگرچه زمانهایی بود که هر دو کاملاً خسته بودیم.
من شبی را به خاطر می‌آورم که ساعت تقریباً ۴ صبح بود و ما سعی می‌کردیم که کهنه بچه را عوض کنیم و او فقط جیغ می‌کشید و با تمام وجودش لگد می‌زد او مانند چغندر قرمز شده بود و کاملاً عصبانی بود. من او را خارج از بدنم نگه داشتم که پرده گوشم پاره نشود، وقتی به همسرم نگاه کردم که در این شرایط سعی دارد کهنه او را عوض کند و هر دو از پا در آمده بودیم، همزمان با هم بی اختیار از خنده منفجر شدیم و او با صدای خنده ما ساکت شد، ما برای ۲۰ دقیقه بلند می‌خندیدم و او این خنده ها را درک نمی‌کرد، بالاخره ما توانستیم او را عوض کنیم و بخوابانیم و بعد هم خودمان به بسترمان رفتیم.
بلند شدن در دفعات زیاد در طول یک شب بسیار سخت است؟ اوه. آیا من می توانستم به تنهایی همه کارها را انجام دهم؟ البته که نه؟! من تصور نمی کنم همسرم هم این را بخواهد و دلیل من برای بودن در کنار او هم همین بود. من به شما می گویم که لگدهای زیادی خواهید خورد اما قول می دهم جان سالم به در خواهید برد و وقتی که به گذشته نگاه کنید خاطرات خوشی را به یاد خواهید آورد.
آهای من به شما گفتم فرزند داشتن عالی است نگفتم راحت است.
۵) با بچه ها به مهربانی رفتار کنید.
با فرزندتان مهربان باشید مخصوصاً هنگامیکه او بزرگتر می‌شود، بچه ها به محبت نیاز دارند، آنها عشق لفظی را در هیچ سطحی نمی‌فهمند برای فرزندی که محبتی از پدرش نمی‌بیند گفتن بابا دوست داره کاملاً بی معنی است.
بدانید که بچه ها کوچکترین تماس محبت آمیز، در آغوش گرفتن و بوسیدن آنها را به خوبی درک می‌کنند، این راه اصلی محبت به فرزندتان است، اما بعضی از پدرها احساس می‌کنند ابراز احساسات زشت است و آن را سرکوب می‌کنند یک کودک در تمام مدت نیاز دارد که عشق را احساس کند کودکی که عشق را شناخته باشد شاد است و هنگامیکه شما را می‌بیند می‌دود و به سوی بازوان شما می‌پرد.
شما هرگز از محبت کردن به فرزندتان پشیمان نخواهید شد، زیرا شما به قلب کوچک فرزندتان راه یافته‌اید. با یک اشاره به پیشانی او و یا آغوش گرفتن کوتاه قبل از رفتن به مدرسه و یا فقط آشفته کردن موی او، پیغام عاشقانه خود را به او رسانده اید. یک تماس محبت آمیز به طور شگفت آوری نیرومند است برای رساندن پیام به فرزندتان همیشه کلمات نمی‌توانند مفهوم را برسانند.
۶) نگاهی به گذشته خودتان.
با فرزندتان طوری رفتار کنید که دوست داشتید در کودکی با شما رفتار شود، نگاهی به گذشته بیندازید، ببینید که چگونه پدرتان به شما ابراز محبت می‌کرد و شما این شدید.
اگر شما پدر خوبی داشتید هر آنچه که او به شما نشان داده است را به خوبی بکار بگیرید و اگر پدر خوبی نداشتید، این هم شانس شما بوده است، این یک فرصت طلایی است برای جبران تمام بی انصافی‌هایی که پدرتان در حق شما کرده بود، با فرزندتان بهتر، احساسی تر و عاشقانه تر از آنچه که پدرتان با شما بود،باشید. این یک شانس است که شما به پدرتان نشان دهید چه چیزی یک پدر را در نظر فرزندش دوست داشتنی و خوب جلوه می دهد. عشق، شکیبایی و درک مهربانی را با رفتار خودتان به فرزندتان بیاموزید.
۷) فرزندتان را هرگز آزار ندهید.
هرگز و هرگز با فرزندتان بدرفتاری نکنید، حتی یک دلیل هم برای آسیب رساندن به بچه و یا همسرتان وجود ندارد. منتها درجه بزدلی و رسوایی است برای تمام پدرانی که به زن و یا فرزندشان آسیبی برسانند. امکان ندارد شما پدر خوبی باشید و فرزند و مادر فرزندتان را آزار دهید. شمایی که در تمام زندگیتان سخت کار کرده اید تا به اینجا رسیده اید.
هرگز کودکتان را حتی با کلمات هم تنبیه نکنید، هرگز به او احمق یا سبک مغز با هر اسمی که او فکر کند کمتر از آن چیزی است که هست نگویید او را طوری تربیت کنید که بی‌محلی شما برایش تنبیه باشد. اعتماد به نفس داشته باشد و عشق بورزد و ستایشگر و قدر شناس باشد.
۸) تربیت بچه ها.
توصیه برای تربیت بچه ها همه جا وجود دارد که همگی با هم متناقض هستند پس احتیاط کنید. صدها کتاب وجود دارد که چگونه والدین خوبی باشید و چگونه فرزندتان را تربیت کنید. یک کتاب می گوید اگر بچه تان گریه کرد، آو را در آغوش بگیرید، کتاب دوم می‌گوید اجازه دهید گریه کند، کتاب سوم می‌گوید اول او را در آغوش بگیرید سپس اجازه دهید گریه کند، کتاب چهارم... . شما هم باید ایده‌ای بگیری متأسفانه استدلال عقلی، راهنمای رسمی و اختیار مطلق برای تربیت بچه ها وجود ندارد.
شما از کجا می‌دانید که کدامیک درست است؟ شما نمی‌دانید. بنابراین باید تحقیق کنید و برای خودتان تصمیم بگیرید. با دیگر والدین صحبت کنید، کتابهای زیادی بخوانید، مجله های تربیتی و مقاله های اینترنتی را فراموش نکنید. تمام اینها در انتخاب و تشخیص درست به شما کمک خواهد کرد.
به دنبال چیزی نروید که در دلتان به آن احساس خوش آیندی ندارید. اگر در نظر شما نادرست است احتمال دارد که نادرست باشد. کوهی از اطلاعات در اینترنت وجود دارد اما همه آنها درست نیستند، به عقلتان رجوع کنید، به ندای قلبتان گوش دهید، این صدای کوچک معمولاٌ شما را از اشتباهات محفوظ می‌دارد.
۹) از هر دقیقه تان لذت ببرید.
از زندگیتان لذت ببرید، همه چیز به سرعت می‌گذرد پسر من الان ۷ سالش است و اگر شما بپرسید که این ۷ سال چگونه گذشت، به شما خواهم گفت مثل برق و باد، شاید به اندازه ۲ روز و یا شایدم ۲ روز و نیم!
زمانی که شما با کودکتان هستید بی قید و شرط مانند پروازی با شکوه است. زمان خود را برای او صرف کنید، در روزی که بیمار است با او تماس بگیرید، برای تفریح با او به پارک بروید، فررزندتان را تا مدرسه همراهی کنید، هدف او برای پرتاب یک سطل توپ شوید، داوطلب مربی تیم فوتبال او باشید، به من اعتماد کنید شما در بستر مرگ هرگز نخواهید گفت که کاش در دفتر کارم بیشتر وقت صرف می‌کردم خواهید گفت کاش زمان بیشتری در کنار فرزند و همسرم بودم.
۱۰) بدانید که فرزندتان از شما چه انتظاراتی دارد.
بیاموزید که بچه ها از پدر خود چه می‌خواهند؟ از یکی از دوستانم شنیدم که می‌گفت بچه ها اهمیت نمی‌دهند که کار شما چیست؟ چه مقدار جایزه و اعطای منصب داشته اید؟ و یا چه درجه ای دارید؟
آن چیزی که بچه ها بیشتر از همه می‌خواهند زمانی است که با او هستید. آنها توجه شما، گوش شما و نظر شما را فقط می‌خواهند. آنها می‌خواهند در نزدیکی شما باشند. به وقتی که برایشان اختصاص می‌دهید نیاز دارند. دوستم می‌گفت حتی وقتی شما روی تختتان دراز کشیده اید بچه ها احساس خوبی دارند، آنها فقط می‌خواهند با شما باشند.
حالا اگر به حد کافی درکنار آنها نباشید چه اتفاقی می‌افتد؟ مشکلات شروع می‌شوند. آنها کارهایی می‌کنند که توجه شما را جلب کنند و البته غالباً هم نسنجیده می‌باشند. کودکی که پدر، زمان بیشتری برای او صرف می‌کند زحمت کمتری دارد، او نیازی ندارد کاری بکند که توجه شما را به خود جلب کند.
بسیار خب، حالا شما می‌دانید آنها چه می‌خواهند؟ هر داستانی که برایشان بخوانید، هر رفتاری از شما، هر به آغوش کشیدنی، هر بوسه ای، تمام زمانهایی که صرف تربیت او می‌کنید، هر زمانی که اشک او را پاک می‌کنید، هر زمانی که برایش ذرت بو داده می‌خرید و به سینما می‌روید و هر دلسوزی شما را کودکتان می‌بیند و درک می‌کند.
مهربانی شما، دانش شما، مثالهای شما، شوخی های شما در او تأثیر می‌گذارد. به خاطر داشته باشید شما سر مشق یک زندگی کوچک و یک ذهن کوچک بسیار تأثیر پذیر هستید، شما قهرمان او هستید. به او نشان دهید که وقتی بزرگ شد چگونه باشد. وقتی بزرگ شد به او افتخار خواهید کرد و شگفت زده خواهید شد چون او خود شماست و شما می‌توانید در زمان پیری، جوانیتان را ببینید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:39 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۲۰ کپسول برای پدر و مادرهای خانه

 
۲۰ کپسول برای پدر و مادرهای خانه۱) اهمیت نقش پدر در تولد فرزند سالم و آرام
وضعیت جسمی و روحی پدر نیز مانند مادر در تولد نوزادی سالم و آرام، نقش قابل ملاحظه‌ای دارد. نقش حمایتی و عاطفی پدر بیش از هر فرد دیگری می‌تواند در آرامش مادر و جنین نقش داشته باشد. حس نزدیكی و آرامش مادر، تحت تاثیر ارتباط مثبت موثر و معنوی پدر، نقش موثری در مراحل تكامل جنین و حتی شیر مادر پس ازتولد نوزاد دارد.
۲) جمع و جور كردن و مسولیت پذیری در كودك
بسیاری از والدین از اینكه بچه ها وسایل خود را جمع نمی‌كنند، شكایت دارند. برای حل این مشكل، لازم است در ابتدا به آنها آموزش دهیم و بعد انتظار انجام آنرا داشته باشیم. برای این منظور در دفعات اول لازم است با هم و به صورت یك بازی، بعد از اتمام زمان بازی كودك( البته لازم است نیم ساعت قبل، خیلی آرام و دوستانه، اعلام كنیم كه وقت بازی تمام شد) با صدایی بلند و شاد اعلام كنیم كه حالا وقت جمع آوری وسایل است، بعد از او بخواهیم تك تك اسباب بازی‌ها را با نام پیش ما بیاورد و بعد بگوییم كه جای هریك كجاست، تا خود وی آنها را جابه‌جا كند، البته خنده و شوخی و تشویق نهایی نیز از ابزار ضروری است كه نباید فراموش شود. به مرور زمان كه كودك جای وسایل را یادگرفت، یادمی‌گیرد كه بعد از بازی لازم است وسایلش را جابه‌جا هم بكند. و دیگر نیازی به تكرار بازی جمع آوری نداریم.
۳) تساوی یا تشابه!؟
بزرگ كردن دختران و پسران به شكل مشابه كارآمد به نظر نمی آید. همان طور كه دختران به طور كلی تفاوتهای ساختاری و فطری با پسران دارند، والدین باید با آنها به گونه ای متفاوت برخورد كنند تا مطمئن شوند شرایط و فرصتهای برابری برای آنها ایجاد كرده اند. تساوی دو جنسیت به معنای این نیست كه بگوئید: «من دختر و پسرم را به طور مساوی بزرگ كرده ام.» در عوض ما باید نیازهای مختلف عاطفی، اجتماعی و فیزیكی فرزندانمان را با توجه به واقعیتهای وجودی آنها شناخته و برآورده كنیم و این باید به گونه ای باشد كه شرایط مساوی برای هر دو ایجاد شده باشد. و این همان پیغام تساوی حقوق زن و مرد در اسلام است كه باید در عین توجه به تفاوتها اعمال شود.
۴) چرا گاهی اوقات با هم بودن برای یك پدر و پسر سخت است؟
بسیاری از مادرها دوست دارند شوهرانشان در ارتباط با بزرگ كردن پسرهایشان بیشتر درگیر شوند. یكی از دلایلی كه پدرها ارتباط خود با پسرهایشان را از دست می دهند این است كه آنها فكر می كنند همسرشان متخصص كودكان است یا شاید فكر می كنند این وظیفه پدر نیست كه در مورد مدرسه، تكالیف یا دوستان كودكش از اوسؤال كند. پدران با پسرانشان به گونه ای متفاوت از دخترانشان رفتار می كنند. به عنوان مثال: آنها با دخترانشان با لحنی ملایم تر صحبت می كنند بنابراین متقابلا اگر یك پدر از پسرش خیلی سؤال كند آن پسر ممكن است فكر كند كه «پدرم هرگز از من راضی نیست اصلاً فرقی نمی كند كه من چه می كنم.» بنابراین لازم است پدران نیز با پذیرش تاثیر فوق‌العاده خود در پرورش فرزندان و خصوصا پسران خود، ترس را كنار گذاشته و با نیازهای واقعی پسران خود نیز به صورت واقعی برخورد كنند.
۵) كلیشه های اجتماعی
بسیاری مواقع كلیشه های اجتماعی مانع از رفتارهای درست و موثری میشود كه بعضا خود ما هم وجود آنها را لازم می دانیم. مثلا هنگامی كه فرزند پسر ما از بدرفتاری همكلاسی هایش شكایت میكند، او را به گرفتن حق و حتی دعوا با همكلاسان تشویق می‌كنیم و اگر فرزند دختر ما این مساله را مطرح كند، او را به متانت و حتی گذشت افراطی به منظور پیشگیری از برخورد و آسیب دیدن تشویق میكنیم، آیا در این پیغامها تفاوتهای فردی خاصی را كه حتی ممكن است آنها را تایید نكنیم به فرزندان القا نمی‌كند؟!
۶) تفاوتهای دختران و پسران
آگاهی از تفاوتهای دختر پسربرای والدین بسیار حیاتی است چرا كه در این صورت قادر خواهند بود محیط آموزشی مناسب و امنی برای همه بچه ها ایجاد كنند كه نه تنها منصفانه باشد بلكه مثمرثمر نیز واقع شود. تفاوتهای بین دختران و پسران فقط تفاوتهای رفتاری نیست. احتیاجات عاطفی آنها هم مجزا از هم است.
۷) اگر مایلید موثرترین اثر را بر فرزند خود داشته باشید!!
خانواده متعادل، هم كانون محبت و احترام است و هم مركز انضباط و اقتدار؛ كودك بر اثر محبت شور انگیز و اقتدار آرامش بخشی كه در خانواده می‌بیند، می‌كوشد تا هر چه بیشتر با آن هم‌نوایی كند؛ به این ترتیب خواه‎‎ ‎ناخواه، هنجارهای آن را می‌پذیرد و اعضای آن را الگو قرار میدهد.
۸) معنویت و كودكی
در سنین كودكی با سوالاتی در زمینه خلقت و خداوند این نیاز فطری نمایانده می‌شود و در سنین نوجوانی خداجویی اوج می‌گیرد حتی در افرادیكه در فضایی معنوی و دینی زندگی نمی‌كنند این احساس نیاز ایجاد می‌شود، اما عامل مهم در حفظ و توسعه این حس محیط اطراف و نوع رفتارها و تاییدهای اطرافیان است،‌كافیست در زندگی عملی حضور خداوند را در نظر بگیریم و به سوالات كودك با آرامش و در حد درك او پاسخ دهیم و خداوند را به عنوان مظهر عشق و بخشش و در برگیرنده تمام زیباییها و قدرتها و عاشق بر بنده نمایش دهیم. تا با اعتماد به عشق و پشتوانه الهی،‌آرامش یافته و به شناخت مطلوب دست یابند.
۹) تبعیض
بچه ها پدر و مادری را دوست دارند كه بین آنها تبعیض قائل نشوند، تبعیض نگذاشتن به این معنا نیست كه با همه بچه‌هایشان یكسان رفتار كنند، بلكه بچه ها با هم فرق دارند و رفتار بر اساس تفاوتها مانعی ندارد‌، مساله مهم این است كه همه آنها به درك و محبت یكسان از سوی والدین برسند. برای این منظور كافیست در مجادلات آنها دخالت نكرده و نقش قاضی را بازی نكنید.
۱۰) بچه ها و والدین
بچه ها از امر و نهی ها و حرفهای شما نمی آموزند بلكه آنچه شما عملی انجام میدهید الگویی واقعی برای آنها خواهد بود. پس از حرفهای تكراری پرهیز كنید و آنچه مایلید فرزندتان بیاموزد به صورت عملی به او نشان دهید.
۱۱) تنبیه تا كجا؟!
یكی از ظرافت های هنر تربیتی این است كه هرگز در هنگام تنبیه ، كودك را تا مرحله ای از پافشاری پیش نبریم كه در آن خود را محكوم یافته تلقی كند ، بلكه مقاومت مانع را چنان حساب كنیم كه بتواند بر آن فائق آید و تنبیه ، ابزاری برای آگاهی باشد و نه برای ترس و تهدید.
۱۲) حمایت و تربیت!
معمولاً پدر و مادر در اثر حمایت و محبت نمی توانند كودك را به قدر كافی به خود واگذارند. در محبت نمودن معتدل باشید، زیرا ساختمان تربیت متعالی بر شانه های محبت متعادل بنا می شود. كودك در خانواده به خاطر مراقبت های افراطی و بایدها و نبایدها غالباً خودش نیست، همه چیز را طوطی وار اقتباس می كند؛ او به جای این كه نقش بگیرد، نقش بازی می كند. بنابراین اجازه بدهید كودك، هنر خود بودن و خود شدن را در خود شخصاً كشف كند .
۱۳) مقابله با تاثیرات نامطلوب اخبار نامطلوب
موضوعاتی از قبیل آدم ربایی، قتل و خشونت و ... در نظر كودكان، جهان را به عنوان مكانی تهدیدكننده، آشفته و بیگانه جلوه میدهد ، برای مقابله با این اخبار آزاردهنده و خشونت آمیز، بهترین راه، صحبت كردن با كودكان درباره هر آنچه كه آنها می شنوند یا می بینند، است كه در نتیجه آن كودكان نسبت به این اخبار وحشتناك منطقی تر عكس العمل نشان می دهند. با دادن توضیحاتی روشن ولی مختصر به بحث آن مورد بپردازید، به این معنا كه حقیقت را باید به كودك گفت تا حدی كه نیاز است ولی نه كاملاً واضح بلكه به آن حدی كه كودك علاقه به دانستن آن دارد، بسنده كنید.
۱۴) درمان افسردگی كودكان
افسردگی كودكان اغلب موقتی و نوسانی است و به ندرت ممكن است برای مدت طولانی ادامه یابد. در اكثر موارد نیز با مراجعه به متخصصان روان‌شناس و مشاور و عملكرد موثر در جهت درمان، كاملاً بهبود می یابد، بدون آنكه نگرانی خاصی ایجاد كرده و یا اینكه تا بزرگسالی ادامه پیدا كند.
۱۵) چاشت نیمروز كودكان در مدرسه
۱/خوراكیها نباید از مواد غذایی قابل فساد باشد.۲/خوراكیها نباید آلرژی‌زا باشد یا باعث خواب آلودگی شوند.( برخی مواد غذایی حجیم باعث انباشتگی معده و كسالت می‌شوند.)۳/خوراكیها باید كم حجم و مقوی باشد.۴/مقرون به صرفه باشد. و توصیه نهایی اینكه بهتر است از ساندویچ‌های خانگی سالم، نان و پنیر، شیرهای پاستوریزه مدت دار، خرما،‌ انجیر، خشكبار( انواع برگه‌ها)‌ و میوه‌ها به عنوان تغذیه میان وعده فرزندان در مدرسه استفاده كنیم.
۱۶) برطرف‌ كردن‌ انسداد و خفگی در كودكان ۱ تا ۷ سال
در صورت‌ لزوم‌، فراهم‌ كردن‌ شرایط‌ انتقال‌ فوری‌ به‌ بیمارستان‌ /۱) اگر كودك‌ می‌تواند نفس‌ بكشد، او را تشویق‌ كنید كه‌ به‌ سرفه‌ كردن‌ ادامه‌ دهد؛ ممكن‌ است‌ با این‌ كار، انسداد برطرف‌ شود. ۲) اگر نشانه‌های‌ ضعف‌ در كودك‌ آشكار شده‌ و یا او تنفس‌ و سرفه‌اش‌ را قطع‌ كرده‌ است‌، چند ضربه‌ به‌ پشت‌ او بزنید. كودك‌ را كاملاً به‌ جلو خم‌ كنید و با استفاده‌ از كف‌ دست‌، حداكثر ۵ ضربه‌ به‌ فضای‌ بین‌ دو كتف‌ وارد كنید. دهان‌ كودك‌ را بررسی‌ كنید. ۳) اگر با ضربه‌ زدن‌ به‌ پشت‌، انسداد رفع‌ نشد، چند بار قفسه‌ سینه‌ را فشار دهید. پشت‌ كودك‌ بایستید یا زانو بزنید. یك‌ دست‌ خود را بگیرید. این‌ منطقه‌ را سریع‌ به‌ داخل‌ و بالا بكشید. حداكثر ۵ بار (هر ۳ ثانیه‌ یك‌ بار) قفسه‌ سینه‌ را بفشارید. در صورت‌ رفع‌ شدن‌ انسداد، این‌ عمل‌ را متوقف‌ كرده‌ و دهان‌ كودك‌ را بررسی‌ كنید. ۴) در صورتی‌ كه‌ با فشردن‌ قفسه‌ سینه‌ نتوانستید انسداد را رفع‌ كنید، شكم‌ را فشار دهید. دو دست‌ خود را به‌ دور قسمت‌ بالایی‌ شكم‌ كودك‌ بپیچید. دقت‌ كنید كه‌ او كاملاً به‌ جلو خم‌ شده‌ باشد. مشت‌ گره‌ كرده‌ خود را بین‌ ناف‌ و قسمت‌ پایینی‌ جناغ‌ قرار دهید. در صورت‌ رفع‌ شدن‌ انسداد،این‌ عمل‌ را متوقف‌ كنید. دهان‌ كودك‌ را بررسی‌ كنید. ۵) اگر انسداد هنوز برطرف‌ نشده‌ است‌، گام‌های‌ ۴-۲ را حداكثر تا ۳ بار تكرار كنید. ۶) اگر باز هم‌ برطرف‌ نشد، با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید و آمبولانس‌ درخواست‌ كنید. اقدامات‌ قبلی‌ را تا زمان‌ رسیدن‌ نیروهای‌ امدادی‌ یا بی‌هوش‌ شدن‌ كودك‌ ادامه‌ دهید. هشدار! اگر كودك‌ در یكی‌ از مراحل‌ بی‌هوش‌ شد، راه‌ تنفسی‌ را باز كنید، تنفس‌ را كنترل‌ كنید و احیای‌ تنفسی‌ را آغاز كنید. اگر نمی‌توانید به‌ تنفس‌ اثربخش‌ دست‌ پیدا كنید، باید بلافاصله‌ ماساژ قفسه‌ سینه‌ را به‌ منظور برطرف‌ ساختن‌ فوری‌ انسداد آغاز كنید.
۱۷) معیارهایی برای اتاق كودك
- از میان شكل ، جنس و رنگ اشیاء ، كودكان بیش از همه به رنگ توجه دارند و فضاهای رنگی برای آنها جذاب است و در طرح های رنگارنگ، طرح هایی با لكه های بزرگ رنگی یا زمینه های رنگی قوی بیش از طرح های ریز نقش و نامفهوم نظر كودكان را جلب می كند. - رنگ های شاد با شدت بالا مشتمل بر سه رنگ اصلی (زرد ، قرمز ، آبی) و رنگ های مكمل آنها (سبز ، نارنجی ، بنفش) بیش از رنگ های تركیبی مورد توجه كودكان است.- پس از رنگ ، اشكالی كه از تركیب سه شكل خالص هندسی (مربع ، مثلث و دایره) ایجاد شده باشند بیشتر از شكل واقعی اشیاء جذابیت دارند. فانتزی نمودن اشكال با استفاده از تقسیم آنها به سه شكل ذكر شده موجب شادی كودكان می شود.
۱۸) ابراز وجود و نوجوانی
ابراز وجود با توجه به نقش فزاینده خود در زندگی، بسیار قابل توجه و مهم است. خصوصا دردوران نوجوانی كه با اوج‌گیری احساسات استقلال طلبانه و گسترش روابط دوستانه و پیوند با گروههای دوستانه و خارج از خانواده همراه است. بنابراین با وجود تاثیر عظیمی که دارد، لازم است تا والدین با توجه به نكاتی كه گفته شد و كمی دقت نظر و پشتكار، جهت ایجاد چنین رفتارها و عاداتی در كودك و تمرین و تكرار آن تا دوره نوجوانی به راحتی با انجام تمریناتی پرورش این حس را بهبود بخشند تا نوجوانان از یک زندگی فعال و روابطی موثر و دو طرفه بهره مند گردند.
۱۹) توجه به پیامهای مخاطب
در ابراز وجود کردن، توجه به پیام گوینده نیز ضروری است. باید ببینند طرفشان دارد درباره چه موضوعی صحبت می کند. نکات مهم صحبت او چیست و روی چه چیزهایی تاکید بیشتری دارد. شاید مقصود او چیز دیگری باشد. به نکات ضعف و قدرت او در ارتباط نیز پی ببرد و مطمئن باشند او هم چندان راحت اقدام به چنین در خواستی از وی نکرده است و او نیز در موقعیت چندان راحتی نیست. از این نکات میتوانند بهره مفیدی برای دفاع از حق خود ببرند.
۲۰) و بپذیریم ...
بسیاری از والدینی كه فرزندان نوجوان دارند در پی تلاشهای متعدد جهت تغییر خصوصیات و خلقیات فرزندان، آنقدر با آنها درگیر می‌شوند كه دیگر نوجوان نمی‌تواند باور كند كه آنها دوستش دارند و برای صلاح خود او تلاش می‌كنند. هر چند بعضا والدینی نیز هستند كه به دلیل عدم توانایی پذیرش تفاوتها، دوست دارند نوجوانشان آینه تمام نمای خواستهای آنان باشد و استقامت و استقلال طلبی نوجوان را مانع آن می‌دانند. اما بسیاری مواقع پذیرش نوجوان، همین گونه كه هست و فرصت دادن به او برای آزادانه تصمیم گرفتن، بهترین راه حل برای كاهش اختلافات و درگیری‌هاست و چه بسا در سایه همین آرامش، نوجوان به دور از جبهه گیری و غرض ورزی، راهنمایی والدین را بپذیرد و در همان جهت گام بردارد. لازمه این احساس، پذیرش است. والدین باید نوجوان را به عنوان موجودی كه در حال گذر از كودكی به بزرگسالی است و در حال رسیدن به استقلال است بپذیرند و به او اجازه حركت آگاهانه را بدهند.
 
منبع : برگرفته از سایت آمار و اطلاعات زنان – با تغییر و تلخیص

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:39 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۲۰ نکته طلایی برای زنان در زندگی

 
۲۰ نکته طلایی برای زنان در زندگی۱) همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.
۲) همسر خود را به چشم یک شی‌ء مسؤول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.
۳) جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.
۴) برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌کارید.
۵) وقتی همسرتان با شما درد دل می‌کند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌.
۶) به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.
۷) او را به درک نکردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می‌دهد.
۸) نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی‌افتد مگر این که همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگی‌تان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گیری بپذیرید.
۹) زمانی که همسرتان با شما صحبت می‌کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته‌های او عدم علاقة شما را نشان می‌دهد.
۱۰) هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می‌دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می‌کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوة خود ابراز محبت می‌کند.
۱۱) او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هدیه‌ای به او می‌دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیة مورد علاقه‌اش اطلاعاتی به دست آورید.
۱۲) از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح‌ها و ایده‌ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نمایید.
۱۳) اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی او برای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می‌شود.
۱۴) برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می‌شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش‌تان می‌شود. بنابراین سعی می‌کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می‌گردد.
۱۵) سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می‌زند. زیرا این مسئله باعث می‌شود که وی خود را بخشنده‌تر و دوست داشتنی‌تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی‌نهایت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.
۱۶) اگر احساس می‌کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می‌کنید. این مسئله مشکل شماست شخصاً روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان‌شناس کمک بخواهید.
۱۷) زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می‌برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی‌تر کرده و از خود دور می‌کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می‌گردد.
۱۸) در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسؤول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسؤولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می‌گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می‌آورد.
۱۹) او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی‌اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می‌کنید که در موردش صدق نمی‌کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می‌شود.
۲۰) وقتی شما در می‌یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته‌اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگی‌تان شکوفا می‌شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می‌پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می‌آید.
 
نگارش یافته توسط محمود قوچانی
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:40 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۳ عامل عمده اختلاف خواهر و برادرها

 
۳ عامل عمده اختلاف خواهر و برادرهامعمولاً خواهر و برادرهای بزرگتر درباره این که کودک تازه چقدر بامزه خواهد بود، افکار جالبی دارند. اکثر والدین نیز نظرات رمانتیک و آرمانی درباره این که کودکانشان چه لحظات زیبایی را با هم سپری خواهند کرد در ذهن می پرورانند. آنها می اندیشند کودکان بهترین دوستان یکدیگر خواهند شد.
ولی حقیقت این است که خواهر و برادرها حداقل در سالهای اولیه زندگی شان همیشه با همدیگر خوب نخواهند بود و زمان بسیاری را در حال جنگیدن و مشاجره سپری خواهند کرد. البته اختلاف بین خواهر برادرها طبیعی است و از تفاوت سنی، شخصیت و علایق آنها ناشی می شود، ولی بدان معنا نیست که نمی توانید به کودکانتان کمک کنید تا باهم پیوندهای محکمی پیدا کنند و با همدیگر خوب تر باشند.

اختلاف خواهر و برادرها ۳ عامل عمده دارد: جلب توجه والدین، دستیابی به قدرت و دستیابی به مالکیت.
هر یک از کودکان می خواهند تمام توجه شما را و یا حداقل بیشتر از آنچه خواهر و برادرهایش به دست می آورند به دست آورند. معمولاً یک کودک خردسال پس از به دنیا آمدن یک نوزاد جدید در خانواده به عادت هایی مثل مکیدن شستش، آب خوردن از شیشه و خیس کردن خودش بازگشت می کند، تا حداقل به همان میزان که کودک جدید توجه می بیند، به او هم توجه شود. در هر گروهی، سلسه مراتبی وجود دارد. کودک بزرگتر در خانواده می کوشد به دلیل جثه، سن و زودتر به دنیا آمدن، قدرت خود را حفظ کند. در حالی که خواهر و برادرهای کوچکتر برای به دست آوردن چنین موقعیتی با زیرک تر بودن، ورزشکار شدن، زیباتر بودن، هر مزیت دیگری که بتوانند به دست بیاورند با بزرگترها رقابت کنند. زمانی که بیش از دو کودک باشند، اتحادهایی به وجود می آید؛ مثلاً بزرگترین و کوچکترین با همدیگر متحد می شوند یا این که پسرها علیه دخترها باهمدیگر متحد می شوند.
جنگیدن بر سر اموال یا دوستان، اغلب تلاشی برای جلب محبت و تصدیق والدین است و ممکن است بازتاب جنگ قدرت در خانواده (بین پدر ومادر) نیز باشد.
جمله «مال منه» آغازگری آشنا برای دعواهاست، شما نمی توانید اختلاف خواهر و برادرها را ریشه کن کنید، بلکه می توانید یک ارتباط سالم بین خواهر و برادرها ایجاد کنید و بکوشید آشفتگی را در یک حد قابل تحمل نگه دارید.
حال اگر می خواهید اختلافات بین خواهر و برادرها تا اندازه ای برطرف شود به راه حل های مناسب ذیل توجه فرمایید:
● تازه واردهای خانه
اگر تنها یک فرزند دارید، این کودک مرکز توجه به شما خواهد بود و شما نقطه اصلی تمرکز در دنیای او خواهید بود (حداقل برای ۳ سال اول زندگی) با آمدن کودک جدیدی به خانواده، زندگی کودک قبلی تغییر خواهد کرد و باید به او کمک کنید تا برای پذیرفتن عضو جدیدی از خانواده آماده شود. به طور کلی هر چه فاصله سنی بین خواهر و برادرها کمتر باشد، این دوره انتقالی مشکل تر خواهد بود.
اگر فاصله آنها ۳ سال یا بیشتر باشد، کودک بزرگتر کاملاً متکی به خود شده و در فعالیت های خارج از خانه جا افتاده است. او با کودکان دیگر بازی می کند و با همسالانش ارتباط برقرار خواهدکرد.
درباره کودک جدید با فرزندان صحبت کنیدو تا حد ممکن، کودکتان را در پذیرفتن نوزاد جدید شرکت دهید تا هر دو در تجربه به انتظار برای به دنیا آمدن او شریک باشید.بگذارید به ضربان قلب نوزاد گوش دهد، در تزیین اتاق کودک کمک کند و یا تصاویری را به گهواره بچسباند. خواهر و برادرها حداقل در چند هفته اول مشتاق خواهند بود که در کارهای نوزاد کمک کنند. بگذارید زیر نظر شما آنچه از دستشان برمی آید، انجام دهند. این کار باعث خواهد شد که بین آنها پیوندی صمیمی برقرار شود. از سویی دیگر کودک بزرگتر را تبدیل به یک خدمتکار نکنید. زمانی را نیز به کودک بزرگتر اختصاص دهید. کودکان می اندیشند که شما همیشه به نوزاد می پردازید و این مسأله باعث خواهد شد که آنها حسود شوند یا این که نسبت به شما یا نوزاد احساس عصبانیت کنند.آنها می کوشند با نمایش دادن کامل خودشان، یا حتی بازگشت به رفتارهای نوزادانه توجه شما را به سوی خود جلب کنند.
بکوشید هر روز توجه ویژه ای به هر کدام از کودکان خود نشان دهید. ترتیبی دهید که شما و کودک یا کودکان بزرگتر ساعتهایی را با هم بدون حضور نوزاد سپری کنید.
● کودکان را با هم مقایسه نکنید
بعضی مقایسه ها اجتناب ناپذیرند. اگر شمابه آنها نگویید خاله یا عموی کودک خواهند گفت. یا این که خود کودکان تفاوت ها را خواهند فهمید.ولی به یاد بسپارید هنگامی که با مقایسه بین کودکان، می خواهید آنها را کنترل کنید یا به آنها انگیزه دهید. این کار برای آنها مضر خواهد بود. کودکی که فکر می کند بخوبی کودکان دیگر نیست، نه تنها انگیزه ای برای تلاش بیشتر ندارد، بلکه احساس می کند که دیگر کاری از او ساخته نیست. مقایسه ها باعث تشدید اختلافات و افزودن جنگهای درون خانوادگی می شوند. بکوشید تا هر کدام از کودکانتان را به عنوان یک فرد جداگانه محک بزنید و از وجود آنها لذت ببرید. به آنها کمک کنید تا با یافتن نقاط قوتشان برضعفهایشان غلبه کنند. در عوض تحسین کنید. تحسین، هنگامی که صحیح از آن استفاده شود و روشی آشکار برای مقایسه بین کودکان نباشد می تواند یک انگیزه دهنده ی عالی باشد.
اگر به امیر بگویید کارش را خوب انجام داده است، کودک بدون این که احساس تحقیر کند، مطلب را می گیرد. مثلاً بگویید «امیر، خیلی خوشم اومد که تا از مدرسه اومدی شروع کردی مشقاتو نوشتی، وقتی تموم کردی بریم با هم توپ بازی کنیم». تمام پیشرفت ها را اعلام کنید. هر کاری را که هر یک از کودکان انجام می دهند مورد توجه قرار دهید و بگذارید کودکان با یکدیگر احساس راحتی کنند و به همدیگر افتخار کنند. گفتارهای اشتباهی مثل: «چرا مثل برادرت خوب نمی شینی؟ ببین چه خوبه؟ یا خواهرت تمام نمره هاش بیسته، چرا بیشتر درس نمی خونی؟
● به کودکان بیاموزید که خودشان به حل و رفع اختلاف ها بپردازند
قوانین کافی نیستند. کودکان باید توانایی اجرا داشته باشند. الگو باشند. والدین بهترین معلمان فرزندان خود هستند، زیرا کودکان به احتمال زیاد به طور ناخودآگاه از آنها تقلید می کنند. بنابراین به مهارت های حل و رفع اختلاف خودتان نگاه کنید و اطمینان یابید که خودتان الگویی مناسب برای آنچه از کودکان انتظار دارید هستید. جلسات خانوادگی ترتیب دهید.
زمانی که مشکلات حقیقی به وجود آمدند همه را جمع کنید (ولی نه برای شکایت کردن) بلکه برای اختلاف ها راه حل هایی بیابید. از نقش بازی کردن استفاده کنید باهر کودک به طور جداکانه مسأله اختلاف را مورد بحث قرار دهید. تا زمانی که راهبردهای تصویب شده برای حل و رفع اختلاف روشن نشده اند به این کار ادامه دهید.
● همکاری را تقویت کنید
هدف شما باید بر آن باشد که زمانهای خوب بودن کودکانتان را دریابید و آنها را برای دوستی با یکدیگر تحسین کنید. عقب نشینی نکنید و در عین حال هیچ مداخله ای هم نکنید. نباید درست هنگامی که دعوا شروع شد وارد مهلکه بشوید و شروع به انتقاد کردن و باید و نباید گفتن بکنید. همیشه میانجی نباشید. بگذارید کودکان یاد بگیرند که چطور به حل و رفع اختلاف هایشان بپردازند. از نادیده گرفتن سنجیده استفاده کنید به طور کلی دعواهای جزئی را نادیده بگیرید، زیرا اغلب کودکان می خواهند با پرداختن به آن جلب توجه کنند، از دعوا بیرون بکشید و یا حتی از اتاق بیرون بروید بعداً در صورت لزوم درباره مشکل صحبت کنید.
● به کودکان مسؤولیت بدهید.
زمانی که کودکان از شما می خواهند به حل و رفع اختلاف بپردازید، به آنها فرصتی بدهید تا به تنهایی راه حلی پیدا کنند، مثلاً اگر امیر می گوید: مامان مریم نمی ذاره با مدادش نقاشی کنم ،چنین پاسخ دهید: ((فکر می کنی چه کاری می تونی بکنی؟)) به این ترتیب به کودک فرصت می دهید روشهای دیگری را که هنگام نقش بازی کردن با همدیگر تمرین می کردید، به کار گیرد.
● درباره جنگیدن از محرومیت موقت استفاده کنید
با همه کودکان به یک شکل رفتار کنید. سعی نکنید قضاوت کنید و حکم برانید و مقصر را پیدا کنید. اگر آنها نتوانستند اختلافاتشان را حل و رفع کنند باید همه شان به یک صورت تنبیه شوند. آنها را از یکدیگر و با بودن در آن موقعیت خاص جدا کنید. خواهر و برادرانی را که با یکدیگر دعوا کرده اند به طور موقت از بودن با همدیگر محروم کنید و یا این که از جایی که دعوا در آن اتفاق افتاده است، بیرون ببرید.
وقتی همه راهها را امتحان کرده اید ولی هنوز جنگ و مشاجره ادامه دارد، از روش (یک، دو، سه، تنبیه) استفاده کنید.اگر می بینید که کودکان چند دقیقه است با همدیگر دعوا می کنند، شما با اعلام شماره یک فرصتی با آنها بدهید تا راه حلی پیدا کنند، ولی وقتی می بینید جنجال هنوز ادامه دارد یا این که آنها می کوشند کمک شما را به دست بیاورد. آن گاه شماره دو را اعلام کنید و بگویید اگر نتوانید خودتان این مشکل را حل کنید، شماره ۳ اعلام خواهد شد. اگر هنوز جنگ ادامه دارد شماره ۳ یعنی زنگ پایان اعلام می شود و آنها حق باهم بودن را ندارند. بلافاصله شماره ۳ را اعلام کنید.
● از تصحیح بیش از حد استفاده کنید
این راه حل را برای زمانی نگه دارید که راه حل های دیگر مؤثر واقع نیفتاده اند. تقصیرکاران را بیش از حد تصحیح کنید اگر خودتان دیده اید که کودکی به عمد اسباب بازی خواهرش را شکست، قانون زیر را عنوان کنید: ((کودکی که اسباب بازی یکی دیگه رو بشکند، باید به جاش دو تا از اون بخره.)) اگر کودک پول نداشته باشد باید یکی از اسباب بازی های خودش را بدهد.
برای اسم گذاشتن روی یکدیگر از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. نتیجه طبیعی آن می تواند ۱۰ بار گفتن جمله های خوشایند به یکدیگر و ۱۰ بار نوشتن آنها باشد.مثلا ده بار به یکدیگر بگوئید: دوستت دارم.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۵ جمله معجزه آسا

 
۵ جمله معجزه آسابعضی از کلماتی را که شما به کار می برید می تواند تأثیر بسیار زیادی روی فرزندانتان بگذارد حتی اگر فکر می کنید که آنها نشنیده می گیرند. طرز بیان شما هنگامی که چیزی می خواهید، پاسخی می دهید و یا توضیحی می دهید کودکان را ترغیب می کند به این که در کار گروهی شرکت کنند و یا اعتماد به نفس پیدا کنند و شاید هم بر عکس باعث می شود که احساس سرخوردگی و یأس و ناامیدی کنند. آقای چیک مورمن، دبیر یکی از مدارس در میشیگان و پدر ۴ بچه، در سمینارهای مختلفی در سراسر کشور به آموزش مهارت های گفتاری والدین نسبت به فرزندانشان می پردازد. همچنین در کتاب جدیدش تحت عنوان «والدین می گویند: چگونه با فرزندانمان صحبت کنیم تا حس اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری را در آنها به وجود آوریم.» شرح و تفصیل عباراتی که همیشه والدین به کار می برند و باعث آزردن بچه ها شده و همچنین کلمات مفید و سودمندی که کودکان را هر چه بیشتر به والدین نزدیک می کند، می پردازد.
۱) لطفاً خودت تصمیم بگیرزمانی که فرزندتان در انجام بعضی کارها از شما کمک خواست و یا این که نظر شما را در بعضی کارها خواست اگر از این عبارت استفاده کنید که تو خودت بهتر می دانی چون تو مسئول کارهای خودت هستی، خیلی بهتر است. به عنوان مثال، شما باید به او و دوستش بگویید:« لطفاً تصمیم بگیرید که یا آرام و بی صدا بازی کنید و یا این که بیرون بروید.» اگر همچنان تا پنج دقیقه بعد با سرو صدا بازی کردند، می توانید به آنها بگویید:« فکر می کنم که تصمیم گرفته اید بیرون بازی کنید.» با این کارتان نه تنها درباره عمل و عکس العمل به او آموزش داده اید بلکه او خود متوجه اشتباهش شده و بیرون می رود یعنی او کاملاًً متوجه شده که خودش در انتخاب این کار تصمیم گیرنده بوده است.
۲) من دوستت دارم، ولی از این رفتار خوشم نمی آید اگر شما قصد ادب کردن فرزندتان را دارید و همچنین می خواهید که او دیگر این کار اشتباه را انجام ندهد- اگرچه کودک متوجه کار اشتباه خود شده ولی این کار باعث نمی شود که او شخص بدی شود. به او بگویید که او را دوست دارید و به نحوی این جمله را بیان کنید که او متوجه نارضایتی شما شده و همچنین گونه ای وانمود کرده که هدف از این کار صرفاً برای این می باشد که او تشخیص دهد که چه کاری در خور اوست، نه این که قصد تنبیه کردن او را دارید و شما نیز باید به جای فریاد زدن هر چه بیشتر خونسردی خودتان را حفظ کنید.
۳) از تو می خواهم که در حل بعضی از مشکلاتم به من کمک کنی اگر فرزندتان کاری انجام می دهد که باعث عصبانیت شما شده مثلاً در هنگام شام خوردن شلوغ می کند و یا با غذایش بازی می کند به گونه ای وانمود کنید که مشکلی دارید. از او دریافتن راه حل کمک بخواهید، شاید فقط او زمانی که شما مشغول چیدن ظروف هستید شلوغ می کند. در این روش، او احساس خودبزرگ بینی کرده و به شما کمتر به عنوان یک مخالف می نگرد. ممکن است تنها راه حل این کار ترک کردن رفتار زشت او باشد و در نتیجه باعث جلب رضایت شما می شود، بعد از این هم چگونه می توانید آسوده خاطر باشید که او با یادآوری گذشته دیگر این کار را تکرار نخواهد کرد.
۴) آنچه را که واقعاً می خواهید به او بگویید وقتی که کودکان عصبانی می شوند، ممکن است کلماتی را بر زبان بیاورند مانند: «شما احمق هستید!» یا «از تو متنفرم» چون در این لحظه حساس اینها کلماتی هستند که بچه ها فکر می کنند می توانند بگویند. ولی شما باید با گوشه و کنایه به معنای کلمات او اشاره کنید و متوجه شوید که چه چیز باعث عصبانیت او شده است. شما باید منظور او را درک کرده به طور مثال: «آیا عصبانیت شما به خاطر این است که دوستتان مسائل خصوصی شما را با من درمیان گذاشته است؟» زمانی که فرزندتان یاد گرفت که چگونه احساساتش را کنترل کند، بعد از این هم قدرت بیان بهتری با دیگران خواهد داشت، حتی وقتی که شما در کنارش نباشید تا به او کمک کنید.
۵) افراد گوناگون نیازهای متفاوتی دارند وقتی که فرزندتان خیلی واضح و روشن می گوید که «این عادلانه نیست!» شما باید به او کمک کنید تا متوجه شود که در حقیقت با هر فردی نمی توان رفتار یکسانی داشت. این جمله معنی واقعی کلمه «عادلانه» را توضیح می دهد: یعنی «هر فردی از افراد خانواده زمانی به چیزی نیاز دارد که مخصوص اوست.» به طور مثال: اگر یکی از کودکان شما به عینک احتیاج دارد، شما به منظور رعایت عدل و انصاف برای فرزند دیگرتان عینک نمی خرید. وقتی که کفش کتانی یکی از بچه ها تنگ می شود، این بدان معنا نیست که برای دومی هم باید کفش کتانی خرید و اگر یکی از آنها به عفونت گوش مبتلا شود آیا شما هم به هر دوی آنها آنتی بیوتیک می دهید!
 
نویسنده: دایان دبرونو مترجم: رزیتا شاهرخ
 
بنياد انديشه اسلامي
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۵ راه ساده برای شاد کردن شوهرانتان

 
۱) انواع مردها ( سه سال پس از ازدواج)
ـ کامل
ـ تقریبا کامل
ـ در اکثر موارد کامل
ـ درخیلی از مواردکامل
ـ دربعضی موارد کامل
ـ سر تا پانقص
درطول سی سال گذشته روی این موضوع تحقیق کرده ام . ممکن است موافق یا مخالف باشید .انتخاب با خودتان است . چیزی که بالا نوشته شده نظر من است ، شما هم نظرتان را بنویسید . هیچ شوهری ممکن نیست برای مدت زیادی درگروهی باقی بماند. بسته به رفتاری که شما با اودارید، ممکن است بالا یا پایین برود. این روزها که زن و شوهرها وقت بیشتری را باهم می گذرانند ، معادلات جدیدی در حال شکل گیری است . این تغییر، نکات مثبت ومنفی مربوط به خودش را دارد. صادقانه بگویم، نکات منفی بیشتر است، چون زن وشوهر هر چقدر بیشتر باهم وقت بگذارنند، احتمال اینکه اعصاب یکدیگر را تحت فشار بگذارند ، بیشتراست.
من هنوز دراین زمینه حرفه ای نشده ام، اما تلاش می کنم نتایج مطالعاتی را که داشته ام دراختیار شما قرار دهم ، برای ایجاد تناسب بین پیشنهاد های من و موقعیت خودتان می توانید در آنها تغییراتی ایجاد کنید.
۲) به شوهرتان اعتماد داشته باشید.
دلتان می خواهد زن خوبی باشید؟ من چند راه ساده برای این کار به شما نشان می دهم، به شوهرتان اعتماد داشته باشید. اگر شما به او اعتماد نکنید ، هیچکس دیگر هم به او اعتماد نخواهد کردودرنتیجه دیر یا زود دچار مشکل می شوید.
با اعتماد به شوهرتان، قدرت اورا افزایش می دهید. پروپا قرص ترین طرفدار او باشید، سردسته ی تشویق کنندگان.
به اوکمک کنید با دیگران ارتباط برقرار کند. شبکه ی ارتباطی راه بیندازید، لازم نیست مثل پروانه دور شوهرتان بچرخید، می توانید محرم رازهای اوباشید. یک دفترچه ی تلفن و آدرس برای او تهیه کنید، وازآن به دقت مراقبت کنید.
برای شبکه ی دوستان خود وهمسرتان، کارت تبریک تولد، سال نو ودیگر اعیاد بفرستید. به آنها کمک کنید . شاید هرگز نیازی به آنها نداشته باشید، اما اگر چنین چیزی پیش آمد، مطمئنا کارتان راه می افتد. تکلیفتان را انجام دهید . قبل از اینکه تشنه شوید، دنبال آب بگردید.
دفترچه ی تلفن ونشانی وقتی به کمکی نیاز داشته باشید، راهنمایتان خواهد بود، این کمک می تواند درجهت تغییر شغل ، شراکت، رفتن به تعطیلات ، یا هرچیز دیگری باشد. دفترچه ی تلفن می تواند مثل دست لردگانشچی به شما کمک کند. ارتباط زیاد، برخوردهای اجتماعی، گرفتن اطلاعات ، آیا اینها موفقیتتان را تضمین می کنند؟ نه! اما مطمئنا خیلی بهتر است که همه ی اینها را داشته باشید تا در صورت نیاز آماده باشند یادتان باشد که ۹۶ درصد از این ارتباطات هیچ کمکی به شما نخواهد کرد، اما شاید زمانی برسد که وجود یکی از آنها بسیار موثر باشد.
شاید درآینده ای که پیش رو دارید ، شوهرتان شغل خود را ازدست بدهد. اورا تشویق کنید که علاوه بر گسترش روابط اجتماعی خود، مهارت هایش را نیز افزایش دهد. گفتم تشویق کنید، نه اینکه سرش نق بزنید. تکرار می کنم تشویق وترغیب ، نه گله وشکایت.
۳) اگر خدا شوهری رمانتیک به شما داده ، باید خیلی سپاسگزار باشید.
از اینکه با گذشت ، شوهرتان رمانتیک تر می شود ، تعجب نکنید . شاید این اثر فیلم ها ، دوستان ، کتاب ها، ارتباطات یا هرچیز دیگری باشد. قهرمان درون او را درزمینه ی کاری یا اجتماعی زنده کنید.
با اوهمراه شوید . شریک رویاهایش باشید. نگذارید اختلاف هایتان با عث دوری شما ازهم شود . باهم حرف بزنید ، پیاده روی کنید. فکر کنید، بفهمید ، منعکس کنید وراه حل را بیابید.
رفیق شوهرتان باشید. وارد دنیایش شوید. برای صحبت کردن هوشمندانه با اوتمرین کنید. بیشتر از او بپرسید تا بیشتر فکر کند. فکرمبهم او خیلی زود شفاف خواهد شد و اعتمادش به شما افزایش می یابد.مهارت شنیدن را در خود افزایش دهید،مشاور او و راهنمایش باشید.
۴) واقعیتی ساده درباره ی ازدواج
معتقدم که همه ی ما هدفمان شاد زیستن است ویکی از مهم ترین اکتشافات من درباره ی شادی این است:
اگر می خواهید به مدت یک ساعت خوشحال باشید….بخوابید
اگر می خواهید یک روز خوشحال باشید…… به گردش بروید.
اگر می خواهید یک ماه خوشحال باشید……. ازدواج کنید.
اگر میخواهید یک سال خوشحال باشید…..باید ارث کلانی به شما برسد.
اگر می خواهید یک عمر خوشحال باشید……… یاد بگیرید که عاشق شغلتان باشید!
ولی ما برعکس این عمل می کنیم ! از شغلمان متنفریم ، درازدواج دنبال خوشحالی ورضایت می گردیم.
وقتی این نظریه را درکلاس مطرح می کنم ، همه می خندند، دلیل آن واضح است : اینکه می بینند این اکتشاف تا چه حد درست است!
واگر افرادی که باهم ازدواج می کنند، هردو شاغل باشند، دست یابی به خوشحالی مشکل تر هم خواهد شد. بله، ممکن است زندگی راحت تر باشد، اما احتمالا خیلی شاد نخواهد بود.
چه کار کنم؟
خوب، اگر شما زنی شاغل هستید، سعی کنید شغلتان را دوست داشته باشیدواطمینان حاصل کنید که شوهرتان کارش را دوست دارد.
علاقه ی شما به کارمی تواند تفاوت بزرگی دراوایجاد کند . وقتی هوشمندانه و با علاقه به کار می پردازید، خودتان شاد می شوید وشوهرتان از شغل خود وشما راضی تر خواهد بود! گفتم هوشمندانه ومقصودم تنها این معنا نیست که هردوطرف ازدواح باید شخصیت کامل خود را داشته باشند. یادتان باشد، وقتی کسی به شغلش عشق می ورزد ، این شغل درحد کار باقی نمی ماند، بلکه به تفریح تبدیل خواهد شد.
به این مسئله فکر کنید، درباره اش صحبت کنید….. با هم. درآخر، هر دوخوشحال تر وراضی تر خواهید بود، یک زوج خوشحال!
۵) می توانید از شوهرتان گربه ی تو آب افتاده یا ببر بسازید.
عمل…
…. اقدامات کوچک می توانند پیامدهای بزرگی داشته باشند، این پیامدها می توانند اوضاع را بهتریا بدتر کنند.
فلسفه ی « راضی کردن خود» پدیده ای روان شناختی است که بین زن وشوهر بیشترین کاربرد را دارد. این پدیده با عنوان « پیگمالیون» هم شناخته می شود. پیگما لیون یکی از شخصیت های افسانه های یونانی است . اوآنقدر به زیبایی مجسمه ای که خود تراشیده بود، معتقد بود که مجسمه جان گرفت.
حالا اگر فکر می کنید که شوهرتان یک پیگما است، مطمئن باشید بعد از چندسال چنین خواهد شد.نظر شما روی شوهرتان ورفتار او اثر می گذارد، مخصوصا وقتی شما حضور دارید.
اگر تصورتان این باشد که اویک ببر است ، به زودی ببر می شود واگر فکر کنید یک گربه ی بی عرضه است، همینطور هم می شود! خوب ، تصمیم بگیرید کدام شوهر را ترجیح می دهید گربه ی توآب افتاده یا ببر! حرفمان را با این جمله شروع کردیم:« اقدامات کوچک پیامدهای بزرگی به همراه دارند که اوضاع بهتر یا بدتر می کنند.» باور کنید این واقعیت دارد. می توانید از شوهرتان یک مرد دومتری ، یا دو سانتی متری بسازید . منظورم هیکل نیست ، درمثل مناقشه نیست.
درزندگی می توانید بلندترازشوهرتان، کوتاه تر ، یا هم قد اوباشید،انتخاب با خودتان است، این را با عکس العملی که نسبت به هر عمل او انجام می دهید تعیین می کنید.
اگر درتناسخ بعدی ام زن شدم ، سعی می کنم شوهرم را سه متری وخودم را یک ونیم متری بکنم! شاید مسخره باشد. نمیدانم!
 

 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:42 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۵قدم جلوتر از دختران

 
۵قدم جلوتر از دختران۱) کنترل خشم
خشم چیز بدی است و نشانه ی رشد یک ویژگی نامناسب است.خود شما از آن اجتناب کنید. با دخترتان درباره آن حرف بزنید و هر جایی که می توانید الگوی او شوید. نشان دهید که شماهم از خشم پرهیز می کنید.
به دختران،خویشتن داری و دوری جستن از خشم را آموزش دهید. آن قدر در توصیه ی" خشمگین نشدن" بکوشید که ملکه ی ذهن او شود.
خود شما هم بی جهت و به دلایل بی مورد خشمگین نشوید. بر سر خدمتکارتان فریاد نکشید. بی جهت، به طرف اشخاص چیزی پرتاب نکنید. بگذارید که الگو و سرمشق شایسته فرزند خود باشید.
۲) مراقب حسادت باشید
حسادت هم مثل خشم، بخشی از طبیعت انسان است. و در این میان بعضی فکر می کنند که بیشتر یک ویژگی زنانه است. خوشبختانه می توان با اندیشیدن، خواندن و نگاه کردن از شدت این صفت منفی کاست. درباره مشکلات ناشی از حسادت کتاب بخوانید. از تجربه های شخصی خود دلیل و مورد بیاورید.
مراقب نشانه های حسادت باشید. اگر می بینید دختر شما به آن چه دوستانش دارند حسادت می کند، این احساس را در او نابود کنید.
۳) گفتن قصّه
قصّه ی خوب می تواند سبب شود که دخترتان زندگی را با دیدی مثبت نگاه کند. قصّه می تواند بر شمار دوستان او بیفزاید. قصّه ها را مرتب برایش تکرار کنید. بسیاری از قصّه ها آموزنده اند و بیش از درس و دانشگاه به دختران ما مطلب یاد می دهند.
۴) نق نزنید
به خصوص جلوی دخترتان به شوهرتان نق نزنید و غرولند نکنید. حتی اگر احساس کردید که باید غرولند کنید، در خلوت به دخترتان بگویید از این عادت بدی که دارید شرمنده اید و قصد دارید هرطور شده خودتان را از شرّ آن نجات دهید.
این طوری در چشم دخترتان مانند یک قهرمان ظاهر می شوید. اذعان به اشتباه، از شما انسان عاقل تری می سازد. دخترتان هم از این رفتار شما سود می برد.
غرولند کردن نشانه ی ذهن مغشوش است. علّتش این است که امور ساده و بی اهمیّت را بزرگ جلوه می دهید. موش را غول می کنید. درست بیندیشید.
۵) تصمیم گیری
زندگی در مجموعه ای از تصمیم گیری ها خلاصه می شود. این که چه مواقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم، چه بخوریم و ...
بسیاری از ما وقتی دخترانمان را بیش از اندازه مورد حمایت قرار می دهیم به آن ها ظلم می کنیم. مادرها باید به این نتیجه برسند و تصمیم بگیرند که به دخترانشان تا چه اندازه آزادی عمل و پول بدهند. یک راه مشخص و یا یک راه ساده وجود ندارد. باید به کلیّت آن نگاه کرد.
راهی برای این کار وجود دارد. وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد، به او مسوولیّت هایی واگذار کنید. به او کارهایی در منزل بدهید. این روزها زن ها تصمیمات زیادی می گیرند. در گذشته تصمیم گیری زن ها مشمول امور جزیی و بی اهمیّت می شد، امّا امروزه باید تصمیمات مهم بگیرند.
خرید لباس، خرید مواد ساختمانی، خرید اتومبیل، خرید خانه، یخچال و بسیاری از اقلام ریز و درشت نمونه هایی است که می توان به آن اشاره کرد.
اگر در کودکی مسوولیّت هایی را به دخترتان واگذار کنید، به او در کار تصمیم گیری کمک می کنید و شرایطی فراهم می سازید که بعداً تصمیمات عاقلانه تری بگیرد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها