0

والدین و فرزندان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


۷ روش ابراز علاقه به فرزندان

 
۷ روش ابراز علاقه به فرزندانفرزندان ما مهم ترین ارثیه در جهان هستند و عشق ما نسبت به کودکانمان با اهمیت ترین ارثیه ما برای آن ها محسوب می شود. این هفت روش به فرزندان ما کمک می کند تا زندگی آینده خود را محکم تر بنا کنند.
۱) زمانی را با کودکان خود بگذرانید.
زمان بهترین هدیه ای است که می توانیم به کودکان خود تقدیم کنیم.
این با هم بودن باعث می شود احساسات، فعالیت ها و اعتقادات را با یکدیگر مبادله کنیم. با این کار فرزندانمان ارتباط برقرار کردن و گفت و گو کردن با دیگران را می آموزند و به طور حتم از لحاظ ارتباطات اجتماعی پیشرفت می کنند. به کودکان خود کمک کنید تا روش های جدیدی خلق کرده و آنها را در کنار خانواده خود تجربه کنند و لذت ببرند.
۲) الگویی برای فرزندان خود باشید.
رفتار ما بیش از گفتارمان فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهد. ما قهرمان دنیای آنها هستیم.
۳) به حرف های فرزندان خود گوش دهید.
پیغام های کودکان هدیه های با ارزشی هستند. زمانی که مشتاقانه به حرف های آنها گوش می دهیم اعتماد به نفس کوکان خود را تقویت می کنیم.
هنگامی که با کودکان خود هستید هم سطح آنها باشید و با تمام وجود به آنها گوش دهید.
احساسات و حالات زیبای آنها از طریق چشم هایشان بیان می شود اگر ما به حرف های آنها دقت کنیم کودکانمان نیز به سخنان ما عمیقاً و با تمام وجود، گوش می دهند.
۴) شیوه تربیتی مناسبی برای کودکان خود در نظر بگیرید.
فرزندان ما باید بیاموزند که در مقابل کارها و انتخاب هایشان پاسخگو باشند. آنها باید بدانند که با کارهای آزاردهنده آنها مخالفت می شود اما والدین همیشه به آنها عشق می ورزند.
۵) کودکان خود را تشویق کنید.
کلمه های امیدبخش و تشویق آمیز، اعتماد به نفس را به کودکان هدیه می دهد. موفقیت ها و استعدادهای کودکان خود را به زبان بیاورید.
زمانی که فرزندانتان کار مهمی انجام می دهند حتماً به آنها بگویید که موفق بوده اند.
کودکان ما احتیاج دارند، بدانند که امیدها و آرزوهای آنها رادرک می کنیم و به طور حتم حامی آنها هستیم.
فرزندانتان را تشویق کنید تا از لحاظ روحی و معنوی رشد کنند تا زندگی متعادلی داشته باشند.
۶) تجربه های خود را با کودکانتان تقسیم کنید.
هر کدام از ما داستان های ارزشمندی برای گفتن داریم. این داستان ها مشخص می کنند که عکس العمل ما در مقابل این حوادث، زندگی کنونی ما را به وجود آورده است.
با تجارب خود می توانیم کودکان مان را راهنمایی کنیم.
شاید روی فرزندان شما نیز با بعضی از شرایطی که برای شما پیش آمده، روبه رو شوند و به طور حتم از تجارب شما بهره می گیرند و از اشتباهات دوری می کنند. فرزندان ما در زندگی احتیاج به الگویی دارند تا آن را سرمشق خود قرار دهند.
ارزش های وجودی را به طور عملی به فرزندان خود آموزش دهید. اشتباه های خود را قبول کرده و عذرخواهی کنید.
۷) به فرزندان خود بی قید و شرط عشق بورزید.
عشق هدیه بی چون و چراست. به کوکان خود نشان دهید که آنها را در هر شرایطی دوست دارید و حمایتشان می کنید. در این صورت آنها هنگام سختی ها و مشکلات با آرامش و احساس امنیت به شما پناه می آورند.
فرزندان شما برای تصمیم گیری و تجربه موارد جدید نیاز دارند که آزاد باشند. آنها باید بیاموزند که در زندگی مسوولتی پذیر و مقاوم باشند.
آنها اجازه دارند شکست بخورند و یا پیروز شوند بدون این که قضاوتی در مورد آنها صورت گیرد. اگر همه نیازها، امیدها و انتظارات فرزندان خود را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه عشق است.
 

 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:43 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آزمون های کودکی


  آزمون های کودکیهیچ گاه كاری را كه كودك می تواند برای خودش بكند برایش انجام ندهید. این قانون آن قدر اهمیت دارد كه باید بارها تكرار شود.
«سحر، پنج ساله نور چشم مادرش بود. بی نهایت زیبا بود و مادر هم به او لباس های زیبا می پوشانید، هفته ای چهار بار به حمام می برد و موهایش را برس می زد و شانه می كرد. بند كفش هایش را می بست و دكمه هایش را می انداخت. سحر یك عروسك كامل بود. شاد و سرحال و جذاب اما نمی توانست جوراب هایش را بپوشد. نه پشت و روی لباسش را تشخیص می داد و نه كفش چپ و راست را!»
اگر مادر سحر درك می كرد كه چه بر سر فرزندش می آورد، وحشت می كرد. او خود را مادر كاملاً شیفته ای می داند كه همه زندگی اش را وقف خدمتگزاری به دخترش كرده است. اما مادر با این كار دارد به سحر می آموزد كه دختری است حقیر، درمانده، وابسته، بی كفایت و بی فایده. تا یك سال دیگر سحر باید به مدرسه برود آن وقت مادر آن جا نیست كه همه كارها را برایش انجام بدهد.
هرگاه برای كودك كاری كنیم كه خودش می تواند برای خود انجام دهد به زبان بی زبانی به او می گوییم كه از او بزرگتر، بهتر، لایق تر، ماهرتر، باتجربه تر و مهم تر هستیم و پیوسته برتری خیالی خود را بر حقارت فرضی او به تماشا می گذاریم. آن گاه از خود می پرسیم چرا فرزندمان بی كفایت است و نارسایی دارد؟
از همان اوان طفولیت، كودكان به ما نشان می دهند كه دوست دارند كاری برای خود انجام دهند. نوزاد دست دراز می كند قاشق را بردارد. زیرا می خواهد به خود غذا بخوراند. ما برای پرهیز از بروز كثافتكاری، اغلب اوقات كودكان را از این كار منصرف می كنیم و بدان وسیله در آن ها ایجاد یأس و خودپنداری نادرست می كنیم. تمیز كردن كودك از بازگردانیدن شجاعت از دست رفته به او، بسیار آسان تر است. به محض این كه كودك نشان می دهد می خواهد كاری برای خود انجام دهد باید از فرصت استفاده كنیم و در صورت امكان، اجازه دهیم به كارش ادامه دهد. برای آن كه كودك به خود و دیگران كمك كند فرصت های بی شماری وجود دارد كه از تصور بیرون است. ای بسا كودك نیازمند كمك، سرپرستی، تشویق و آموزش باشد. طبیعی است كه باید این ها را در اختیارش قرار بدهیم. ما نه حق داریم كارهای او را برایش انجام بدهیم، و نه حق داریم از این كه به دلخواه با ما تشریك مساعی كند، بازش بداریم.
كوچولویی كودكان بسیار دلنشین است. هنگامی كه می بینیم كودكی در انجام آن چه می كوشد انجام دهد با مشكل روبه روست، واكنش وسوسه آمیز اولیه ما این است كه به كمك او بشتابیم اما باید مراقب این وسوسه باشیم. بدون آن كه بدانیم جریان از چه قرار است، اغلب به خود اجازه می دهیم تا كوشش او را به هدر دهیم زیرا طبق عادت این كار را انجام می دهیم. بچه ها از این كه برایشان كاری انجام شود، لذت می برند. این كه انسان بتواند دستور بدهد دیگران كاری برایش انجام دهند به شخص احساس قدرتمندی خاص می بخشد. از سوی دیگر، اگر به كودك هم فرصت داده شود كه برای دیگران خدمتی انجام دهد، از توانایی خود لذت می برد.
هنگامی كه كودك بزرگ می شود، گرایش طبیعی اش این است كه برای خود و دیگران كارهایی انجام دهد. با این همه چه بسا، این گرایش در اثر ترس، رفتار حمایت آمیز پدر و مادر و خدماتی كه برای او انجام می دهند، كاهش بیابد. كودك تصور می كند توانایی ندارد برای خود كاری انجام دهد، بی كفایت است و توانایی خود را دست كم می گیرد. بارها پیش آمده است كه می خواهیم با شتاب كاری را انجام دهیم یا عادت داریم كارها را خودمان انجام بدهیم، ای بسا متوجه نشده باشیم كه كودك آمادگی آن را یافته كه مسوولیت كارها را به عهده بگیرد. در این صورت به دست خودمان توانایی های كودك را ریشه كن می كنیم. باید بین داشتن توقع بیش از اندازه از كودك كه نوعی اعمال نفوذ شمرده می شود و اعتماد داشتن به توانایی های او كه نوعی احترام گذاشتن به كودك است، تفاوت قایل شویم.
هر مادری هیجان نخستین گامی را كه فرزندش برداشته است، به یاد دارد. فیلم های خانوادگی و عكس های خاطره انگیز بی شماری شاهد این رویداد هیجان انگیزند.
هر آینه پدر و مادر نسبت به مراحل مختلف رشد فرزندان خود هوشیار باشند. فرصت های بی شماری برای تجربه همان هیجان زدگی غرورانگیز در تمامی مدت زندگی كودك، روی می دهد.
روندی كه منجر به برداشتن نخستین قدم كودك شد، باید در دیگر مراحل رشد كودك تكرار شود. مادر گامی از كودك عقب می كشد، دست هایش را دراز می كند، آن قدر كه در دسترس كودك نباشد و بدین سان كودك را تشویق می كند و برای آن كه مستقل از حمایت او حركت كند، به او احساس حركت دست می دهد. كودك می كوشد و هنگامی كه موفق شد دست مادر را بگیرد، غرق در احساس پیروزی می شود و مادر هم از موقعیت خود بر سر ذوق می آید. بنابراین در زمینه های دیگر هم می توانیم گامی به عقب بگذاریم و به كودك فضای حركت كردن بدهیم. كمك خود را از او دریغ كنیم اما در عوض مورد تشویقش قرار دهیم.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:44 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آسیب‌شناسی خانواده تک‌والد


  آسیب‌شناسی خانواده تک‌والدجامعه غربی در آستانه سده بیست و یكم و پشت سر نهادن عصر روشنگری و انقلاب صنعتی با تنگناهایی در عرصه‌های گوناگون دست به گریبان است. نهاد خانواده و چگونگی ازدواج در جوامع غربی، طی دو نسل گذشته دستخوش تغییرات مهمی شده، به گونه‌ای كه حفاظت از كیان خانواده به دغدغه‌جدی اخلاق گرایان در غرب تبدیل شده است.
عواملی چون رشد فزاینده طلاق، زندگی مشترك بدون ازدواج، تولد فرزندان نامشروع، روابط آزاد جنسی، ... تعداد و انواع خانواده‌های تك والدی را افزایش داده است.
این مقاله نگاهی دارد به خانواده‌های تك والدی و پیامدها و تأثیرات آن به خصوص بر كودكان.
دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با تغییرات اساسی در ساختار خانواده در غرب به ویژه ایالات متحده همراه بود. جنبش آزادی زنان آنها را به كار بیرون از خانه ترغیب كرد. دیوید اچ اولسون استاد علوم اجتماعی در دانشگاه مینوستا و صاحب نظر در حوزه خانواده در آمریكا در این باره می‌گوید: «به عقیده من بیشترین رشد طلاق، پس از جنگ جهانی دوم روی داد.
بسیاری از زنان در شرایط جدید پس از جنگ به كار كردن روی آوردند. پس از ساعت كار و بازگشت همسرانشان به منزل، روابط گذشته جای خود را به روابطی سست و متزلزل داد. در چنین شرایطی، بسیاری دیگر از زنان با امید یافتن زوج مناسب‌تر دست به طلاق زدند.» علاوه براین، حركتی كه علیه فرهنگ و سنت‌ها آغاز شده بود، اشكال جدیدی در روابط جنسی مطرح كرد كه در نتیجه آن زوج‌های بسیاری بدون ازدواج با هم زندگی می‌كردند.
افزایش میزان طلاق كه در سال ۱۹۹۶ حدود ۵۰ درصد بود، نیز به ایجاد انواع جدید خانواده كمك كرد. مگان ویلیامسن نویسنده و جامعه‌شناس و محقق مسایل اجتماعی می‌نویسد: «هم زمان با افزایش مشاركت زنان به عنوان نیروی كار، نرخ باروری با كاهش جدی روبه‌رو شد و نرخ طلاق در میان جمعیت ایالات متحده افزایش یافت.»
ویلیامسن در باره رشد روز افزون طلاق در جامعه آمریكا می‌گوید: «در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تعداد طلاق‌ها در ایالات متحده بیش از دو برابر شد كه بالغ بر یك میلیون طلاق سالانه را شامل می‌شود.»
خانواده تك‌والدی از دهه ۱۹۶۰ در مغرب زمین رواج روزافزون یافته است. در این خانواده‌ها فرزندان تنها با یكی از والدین خود و در اكثر موارد با مادر زندگی می‌كنند.
الوین تافلر در كتاب موج سوم خود، این الگوی جدید از خانواده كه مبتنی بر مادر مداری است را نماد جوامع صنعتی جدید معرفی می كند.
آندره میشل خانواده‌های آمریكایی را به سه دسته تقسیم می‌كند كه نوع سوم آن، خانواده‌هایی عبارت از مادر و فرزندان است. آمار كشورهای اروپایی نشان می‌دهد كه بیش از ۵۰ درصد جمعیت این كشورها در دهه پایانی قرن بیستم، در خانواده‌های تك والدینی می‌زیسته‌اند. علاوه بر این دفتر آمار آمریكا گزارش داد كه در سال ۲۰۰۰ حدود ۱۲ میلیون خانواده تك والدینی وجود دارند.
محققان اجتماعی در نشریه پیام یونسكو، علت اصلی ظهور و گسترش خانواده‌های تك والدی را كاهش ازدواج رسمی، زندگی مشترك بدون ازدواج، فردگرایی مفرط، گرایش به طلاق و ساده‌سازی تشریفات طلاق در این گونه كشورها دانسته‌اند.
صاحب نظران غربی برای كاهش پیامدهای منفی این گونه خانواده‌ها و در كل افول خانواده در غرب، به فكر راهكارهای اساسی هستند. آدام بورسوا محقق مسایل اجتماعی در ایالت ایلی نویز آمریكا معتقد است كه باید خانواده‌های سنتی و مستحكم ایجاد كنیم كه در طول حیات كودك تداوم داشته باشد.
از نظر وی هیچ یك از پدر و مادر نباید به تنهایی مسئولیت فرزند را به عهده بگیرد و برای حل معضل خانواده‌های تك والدی باید فرزند‌دار شدن خارج از چهارچوب این خانواده ممنوع شود.     عصمت سپهری
  روزنامه همشهری

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:44 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آسیب‌شناسی خانواده تک‌والد


  آسیب‌شناسی خانواده تک‌والدجامعه غربی در آستانه سده بیست و یكم و پشت سر نهادن عصر روشنگری و انقلاب صنعتی با تنگناهایی در عرصه‌های گوناگون دست به گریبان است. نهاد خانواده و چگونگی ازدواج در جوامع غربی، طی دو نسل گذشته دستخوش تغییرات مهمی شده، به گونه‌ای كه حفاظت از كیان خانواده به دغدغه‌جدی اخلاق گرایان در غرب تبدیل شده است.
عواملی چون رشد فزاینده طلاق، زندگی مشترك بدون ازدواج، تولد فرزندان نامشروع، روابط آزاد جنسی، ... تعداد و انواع خانواده‌های تك والدی را افزایش داده است.
این مقاله نگاهی دارد به خانواده‌های تك والدی و پیامدها و تأثیرات آن به خصوص بر كودكان.
دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با تغییرات اساسی در ساختار خانواده در غرب به ویژه ایالات متحده همراه بود. جنبش آزادی زنان آنها را به كار بیرون از خانه ترغیب كرد. دیوید اچ اولسون استاد علوم اجتماعی در دانشگاه مینوستا و صاحب نظر در حوزه خانواده در آمریكا در این باره می‌گوید: «به عقیده من بیشترین رشد طلاق، پس از جنگ جهانی دوم روی داد.
بسیاری از زنان در شرایط جدید پس از جنگ به كار كردن روی آوردند. پس از ساعت كار و بازگشت همسرانشان به منزل، روابط گذشته جای خود را به روابطی سست و متزلزل داد. در چنین شرایطی، بسیاری دیگر از زنان با امید یافتن زوج مناسب‌تر دست به طلاق زدند.» علاوه براین، حركتی كه علیه فرهنگ و سنت‌ها آغاز شده بود، اشكال جدیدی در روابط جنسی مطرح كرد كه در نتیجه آن زوج‌های بسیاری بدون ازدواج با هم زندگی می‌كردند.
افزایش میزان طلاق كه در سال ۱۹۹۶ حدود ۵۰ درصد بود، نیز به ایجاد انواع جدید خانواده كمك كرد. مگان ویلیامسن نویسنده و جامعه‌شناس و محقق مسایل اجتماعی می‌نویسد: «هم زمان با افزایش مشاركت زنان به عنوان نیروی كار، نرخ باروری با كاهش جدی روبه‌رو شد و نرخ طلاق در میان جمعیت ایالات متحده افزایش یافت.»
ویلیامسن در باره رشد روز افزون طلاق در جامعه آمریكا می‌گوید: «در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تعداد طلاق‌ها در ایالات متحده بیش از دو برابر شد كه بالغ بر یك میلیون طلاق سالانه را شامل می‌شود.»
خانواده تك‌والدی از دهه ۱۹۶۰ در مغرب زمین رواج روزافزون یافته است. در این خانواده‌ها فرزندان تنها با یكی از والدین خود و در اكثر موارد با مادر زندگی می‌كنند.
الوین تافلر در كتاب موج سوم خود، این الگوی جدید از خانواده كه مبتنی بر مادر مداری است را نماد جوامع صنعتی جدید معرفی می كند.
آندره میشل خانواده‌های آمریكایی را به سه دسته تقسیم می‌كند كه نوع سوم آن، خانواده‌هایی عبارت از مادر و فرزندان است. آمار كشورهای اروپایی نشان می‌دهد كه بیش از ۵۰ درصد جمعیت این كشورها در دهه پایانی قرن بیستم، در خانواده‌های تك والدینی می‌زیسته‌اند. علاوه بر این دفتر آمار آمریكا گزارش داد كه در سال ۲۰۰۰ حدود ۱۲ میلیون خانواده تك والدینی وجود دارند.
محققان اجتماعی در نشریه پیام یونسكو، علت اصلی ظهور و گسترش خانواده‌های تك والدی را كاهش ازدواج رسمی، زندگی مشترك بدون ازدواج، فردگرایی مفرط، گرایش به طلاق و ساده‌سازی تشریفات طلاق در این گونه كشورها دانسته‌اند.
صاحب نظران غربی برای كاهش پیامدهای منفی این گونه خانواده‌ها و در كل افول خانواده در غرب، به فكر راهكارهای اساسی هستند. آدام بورسوا محقق مسایل اجتماعی در ایالت ایلی نویز آمریكا معتقد است كه باید خانواده‌های سنتی و مستحكم ایجاد كنیم كه در طول حیات كودك تداوم داشته باشد.
از نظر وی هیچ یك از پدر و مادر نباید به تنهایی مسئولیت فرزند را به عهده بگیرد و برای حل معضل خانواده‌های تك والدی باید فرزند‌دار شدن خارج از چهارچوب این خانواده ممنوع شود.     عصمت سپهری
  روزنامه همشهری

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:45 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آقا پسرای گل


  آقا پسرای گلپدران فهمیم و بصیر و مهربان و دلسوز نیک می‌دانند که فرزندان ایشان به ویژه آقا پسرهایشان که بیشتر از دخترها در معرض تقاضاهای محیطی، محرک‌های اجتماعی و دریافت‌های فرهنگی قرار دارند، نیازمند رابطه‌ای صمیمی و پایدار، موثر و متقابل، سازنده و متعالی و خوشایند و پرجاذبه با آنها هستند.
آقا پسرها دوست دارند رابطه‌ای صمیمانه و صادقانه، شفیقانه و دوستانه با پدرها داشته باشند.
آقا پسرها از هر گونه ارتباط آمرانه و حاکمانه، غریبانه و متکبّرانه، خصمانه و تنبیه‌گرانه با پدرها سخت گریزانند.
آقا پسرها بعضاً به رغم برخورداری از امکانات مطلوب شخصیّتی، مدرسه‌ای پرآوازه، معلّمان گوناگون، همکلاسی‌های فراوان، انواع بازی‌های کامپیوتری و الکترونیکی ، پول تو جیبی کافی و مادری مهربان و فداکار، تا آن زمان که پدر در قید حیات است و شاغل در یک کار، انتظار دارند صمیمی‌ترین رابطه‌ها و شیرین‌ترین گفت‌وشنودها و صادقانه‌ترین شورها و راحت‌ترین ارتباط‌ ها را با پدر داشته باشند. ۱
بدیهی است زمانی که پدر در قید حیات نباشد و یا به فوز عظیم شهادت نایل آمده باشد، آن وقت پسر با برخورداری از اعتماد به نفس و احساس مسوولیت‌پذیری، زیباترین رابطه‌ها را با مادر دارد و مادر نیز با منش و شخصیّتی که آمیزه‌ای است از محبّت و عطوفت و منطق و استواری، حمایت و هدایت پسر را با کفایت و قابلیت در خور تحسین بر عهده می‌گیرد.
آقا پسرها دوست دارند که همیشه پدر را در حالتی آرام و به دور از اضطراب و تشویش، دغدغه و نگرانی، عجله و شتاب دریابند و فرصت گفت و شنود راحت و بیان راز دل با آنان را صمیمانه و صادقانه، صریح و در عین حال با احترام داشته باشند.
آقا پسرها دوست دارند و نیازمندند که پدرها به دور از بی‌حوصلگی و عصبانیّت و با صبوری و متانت و زبانی‌گیرا و جذاب به سوالات ذهنی و مسائل فکری آنان پاسخ گویند و با آنها درباره ی برداشت‌های فرهنگی و تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی‌شان با سعه ی صدر و آرامش کامل به شور و رایزنی بنشینند.
خوشا به حال پدرانی که با متانت و صبوری، مهربانی و عطوفت و بیان مستدل و منطقی، هم پدر فرزند خویش هستند و هم صمیمی‌ترین همراز و دوست او، و این نشانی از سعادتمندی پدر و پسر و حکایتی از زیباترین و افتخارآمیزترین رابطه‌هاست.
در رابطه ی مطلوب پدرها و پسرهای سعادتمند و موفّق، به جای تحقیر و تهدید، تکریم و تشویق حاکم است. به جای زبان انتقاد و تکذیب، کلام اطمینان و تأیید جاری است. به جای اضطراب و ناامنی، فضایی آکنده از آرامش و امنیّت خاطر حاکم است. به جای فرمانروایی و فرمان‌برداری، احساسی از صمیمیّت متقابل و رابطه ی مراد و مریدی در جریان است و به جای رابطه ی خشک و آمرانه؛ اقتدار عاطفی، رفتار اخلاقی، مروّت و مردانگی، گذشت و صبوری به چشم می‌خورد.
زیبایی و شکوه رابطه ی پدرها و پسرها می‌بایست به گونه‌ای باشد که مادرها همواره تأییدگر و تحسین‌گر آن باشند. در سایه ی برقراری چنین ارتباط پایدار و دوست‌داشتنی است که کانون خانواده از هر گونه تعارض و دو گانگی احساس به دور می‌ماند و به جای آنکه مادر همواره مجبور و محکوم به رفتار انفعالی و تحمل کننده ی رفتار و رابطه ی ترد و شکننده و پرخاشگرانه ی پدر و پسر باشد، وحدت رویه و زبان مشترک و پرمهر الگوهای بزرگسال در کانون خانواده حاکم بوده، به جای خشم و پرخاشگری، خودمحوری و خودکامگی، کشمکش و ستیزه‌جویی، ارزش‌های والای اخلاقی و معیارها و موازین قرآنی حاکمیّت خواهد داشت.
به بیان دیگر در غنا بخشیدن به رابطه ی پدرها و پسرها، مادرها بیشترین نقش را می‌توانند عهده‌دار باشند. مادرها با قابلیت و توان و منزلت ارزشمند خود در کانون خانواده همواره می‌توانند با بهره‌مندی از کلام جاذب و بیان گیرا و دلنشین و رفتارهای مطلوب و خوشایند، شخصیّت پدر را در نزد فرزندان، در حضور و یا غیاب پدر، مورد تأیید و تکریم قرار دهند.
آن‌گاه که پسرها از دوران اوّلیه ی رشد خود تا سنین نوجوانی و جوانی مشاهده می‌نمایند که همیشه مادرشان پدر را مورد احترام و محبّت و تکریم قرار می‌دهد و پیوسته ایشان را با بهترین و والاترین صفات و فضیلت‌های اخلاقی یاد می‌نماید، به هنگام خروج از خانه با دعای خیر وی را بدرقه می‌نماید و هنگام بازگشت به خانه با ظاهری آراسته و چهره‌ای متبسّم و گشاده به استقبالش می‌رود و هرگز پدر را بخصوص در حضور فرزندان مورد انتقاد و تحقیر و سرزنش قرار نمی‌دهد و همه ی سعی و تلاشش این است که شخصیّت پدر، این سنگربان کانون خانواده را آن گونه که بایسته و شایسته است محترم شمارد و تکریم نماید.
بدون تردید چنین پدری با چنان شخصیّت والا و قابل احترام و تکریم، وجودش برای پسرها فوق‌العاده ارزشمند و محبوب خواهد بود. هر قدر شخصیّت پدر برای فرزندان، به ویژه پسرها محبوب و مطلوب باشد، میزان همانندسازی پسرها با پدرها بیشتر شده و نظرات و راهنمایی‌های پدرها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. بدیهی است در ارتباط با مادرها نیز چنین است. آن‌گاه که پدرها پیوسته شخصیّت مادر را در حضور فرزندان گرامی می‌دارند میزان تبعیّت از مادرهای محبوب توسط فرزندان بیشتر شده و شاهد زیباترین رابطه مادرها و فرزندان، به ویژه مادرها و دخترها خواهیم بود.
بدون شک زمانی که مادر آگاهانه و هوشیارانه در همه ی شرایط و در همه ی موقعیت‌ها با عنایت به اهمیّت حیاتی نقش پدر در رابطه با فرزندان به خصوص پسران نوجوان و جوان می‌کوشد که شخصیّت پدر را نزد فرزندان گرامی داشته و با کلام و رفتار آن را مورد تأیید و تکریم قرار دهد، در واقع به سلامت و تعالی کانون خانواده اندیشیده و با تقویت رابطه ی پدر و پسر از بروز هر گونه رفتارهای ناهنجار و آسیب‌پذیری‌های فرزند نوجوان و جوان خود پیشگیری می‌نماید. چرا که مشکلات فرزندان نوجوان خاص فقط پدر نمی‌باشد و مادرها را بیشتر متأثر می‌نماید.
مادرها و پدرها می‌بایست آن‌چنان در تأیید و تکریم شخصیّت یکدیگر بالاخص در حضور فرزندان پسر و دختر از هم‌پیشی بگیرند که پسرها و دخترها با همه ی وجود به ایشان اعتماد داشته و از سویدای دل‌ آنها را دوست و محبوب دل خود بدانند تا به آنجا که همواره آماده باشند راز دل خود را با پدر و مادر خود در میان بگذارند و این نهایت ارادت و اعتماد متقابل پدرها و پسرها و مادرها و دخترها خواهد بود. ۲
برای اینکه پدرها محرم راز پسرهایشان گردند می‌بایست به گونه‌ای رفتار نمایند که همواره مورد وثوق و محبوب دل آنها باشند و این جز با خوش‌رفتاری و صداقت و گذشت و ایثار و صبوری و احسان و رفتار محبت‌آمیز و به دور از هر گونه منّت و چشم‌داشت آنی مقدور نخواهد بود.
و در یک کلام، آن‌گاه که شاهد زیبایی و شکوه حسن رابطه‌ها و پیوند عاطفه‌ها بین پسرها و پدرها می‌شویم، دیگر سخن از مادرسالاری، پدرسالاری و فرزندسالاری معنایی ندارد و آنچه به چشم می‌آید، مهربانی و دوستی و شیرینی پیوندها و رابطه‌ها و حاکمیّت ارزش‌هاست.     http://loud۲.blogfa.com منبع: بر گرفته ازکتاب روان شناسی رابطه ها – با تغییر و تلخیص دکتر افروز پانوشت ها : ۱- با کمال‌ تاسف بعضاً مشاهده می‌شود که برخی از آقا پسرهای بعضی از مسوولان و کارگزاران نظام، صمیمی‌ترین ارتباط‌ها و راحت‌ترین رابطه‌ها را با آقایان راننده‌ای که در اختیار پدرانشان هستند، دارند و با پدران خویش با دو گانگی احساس و زبان نیمه‌رسمی ارتباط برقرار می‌کنند و سخن می‌گویند و فرصت بیان راز دل نمی‌یابند. ۲- در یکی از رساله‌های تحقیقاتی دوره کارشناسی ارشد که زیر نظر مولف انجام پذیرفت، دانشجوی محقق با توزیع پرسش‌نامه‌هایی از پسرها و دخترهای دبیرستانی تهران پرسید چنانچه در جریان زندگی‌شان برای آنها رازی طرح گردد و مایل باشند رازشان را برای شخصی بازگو نمایند از بین ۱) پدر ۲) مادر ۳) معلّم ۴) دوست، کدامیک را ترجیح می‌‌دهند. اکثر دانش‌آموزان (حدود هفتاد و پنج درصد) دوست خود را برای همرازی و رازگویی انتخاب کرده بودند. و فقط قریب به بیست و پنج درصد از جامعه مورد مطالعه برای مطرح کردن راز خود پدر یا مادر و یا معلّم را انتخاب نموده بودند. و در مطالعات و بررسی‌های بعدی معلوم گردید که آنهایی که پدر یا مادر و معلّم را محرم راز خود می‌دانستند و در واقع آنها را صمیمی‌ترین همراز خود تلقّی می‌نمودند در مجموع از نظر وضعیت درسی و اخلاقی در مقایسه با دیگران در بهترین شرایط قرار داشتند.
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:48 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آنچه رابطه را جلا می بخشد


  آنچه رابطه را جلا می بخشدروانشناسان معتقدند بازبینی مجدد رفتارها و ارتباطات از سوی والدین و فرزندان، شیوه صحیحی جهت رفع نواقص رفتاری و برقراری ارتباط صمیمانه تر و نزدیک تر است؛ که این نه تنها به صمیمیت روابط منتهی می شود، بلکه ادامه راه را هموارتر می کند. فراموش نکنیم که فرزندان تکیه گاهی جز والدین خود نمی شناسند و برای گذر از مشکلات و غلبه بر آن چه زندگی می نامندش، نیازمند والدین خویشند.
آنچه در پی می خوانید نکاتی است کوچک اما مهم جهت برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان والدین و فرزندان...
چگونه والدینی صمیمی و مهربان باشیم؟
صمیمیت و مهربانی نه تنها از اقتدار والدین نمی کاهد، بلکه زمینه ساز برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان والدین و فرزندان شده و در سایه این ارتباط صمیمانه اطاعت ها شکل دیگری می یابد و فرزندان بی این که اجباری در میان باشد، سخنان والدین را پذیرا می شوند. اما برای این هدف چه باید کرد؟
* برای فرزندتان وقت بگذارید؛ زمان مشخصی را برای گفت وگو با او در نظر بگیرید. برای کودکان روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه و برای جوانان و نوجوانان هر روز یک ساعت کافی است تا درباره بازی ها، علایق، غم ها و شادی ها، دغدغه ها و... خود سخن بگویند. این قرار ملاقات می تواند در منزل و یا در پارک، رستوران، کافی شاپ و حتی در حال قدم زدن و پیاده روی باشند.
* شنونده خوبی باشید؛ اطمینان از این نکته که شما کاملاً به سخنان او گوش می دهید بسیار مهم است. از این رو هنگامی که با شما صحبت می کنند، فقط به آنها توجه کنید تا به خوبی احساسات آنها را درک کنید. «اطمینان و اعتماد» اساس برقراری ارتباط متقابل و منطقی میان همه افراد به ویژه والدین و فرزندان است.
* او را برای رفتار مثبتش تشویق کنید. روانشناسان معتقدند تأکید و تمرکز بر روی هر مسأله ای باعث بزرگ شدن موضوع و قوت یافتن آن می شود. بنابراین اگر روی رفتارهای مثبت فرزندتان تأکید کرده و آنها را بزرگ کنید بی تردید رفتارهای مثبت تقویت شده و جایگزین رفتارهای ناشایست و نابه هنجار می شود.
* رفتارهای نابه هنجار و نامناسب فرزندتان را بزرگ نکنید. فقط با تذکری کوتاه، مختصر اما قاطع مسأله را حل کنید. رفتارهای نامناسب با تذکر های دایمی و نابه جا و یا با داد و فریاد و عصبانیت رفع نمی شود؛ آرامش و منطق بهترین شیوه حل مشکلات است:
* برای تنبیه فرزندتان جمع را انتخاب نکنید؛ شرمنده کردن کودکان، جوانان و نوجوانان در جمع دوستان و اقوام نه تنها رفتار آنها را تقبیح نمی کند بلکه آنها را عصبانی و جری می کند. شک نکنید که آنها رفتار ناشایست خود را نه تنها تکرار می کنند، بلکه سعی می کنند به آن شاخ و برگ داده و شما را بیشتر عصبانی کنند. بهترین شیوه، تذکر خصوصی است.
* برای تشکر از رفتار خوب و شایسته فرزندتان از عبارت ها و کلمات دقیق استفاده کنید؛ به جای آن که بگویید «پسر یا دختر خوبی هستی» بگویید: «خوشحالم از این که در ساعت مقرر به خانه برگشتی». یا این که «متشکرم از این که امروز اتاقت را تمیز و مرتب کردی». این شیوه بیان نظرات نه تنها باعث می شود فرزندتان تشویق شود، بلکه باعث می شود فرزندتان دقیقاً متوجه شود تا شما چه رفتاری را از او انتظار داشته و می پسندید. از سوی دیگر متوجه می شود شما رفتار او را دقیقاً زیر نظر دارید و سعی می کند رضایت شما را جلب کند.
* دقیقاً به او شرح بدهید که چه رفتاری را از او انتظار دارید؛ این که به طور کلی و بدون شرح و تفسیر مطلبی را بیان کنید نتیجه ای در بر نخواهد داشت. از این رو به جای آن که بگویید: «سیگار مضر است.» به او بگویید: «از این که فرزندم سیگار بکشد بیزارم.»
بیان عقاید با صراحت و نه در لفافه و کنایه باعث می شود فرزندان عقیده والدین را در هر مورد بدانند تا بتوانند به درستی تصمیم بگیرند. مخالفت بدون ادله کافی کارگشا نیست.
* با شروع هر حرکت، بروز هر گونه رفتار و برقراری هر رابطه ای نظر خود را واضح و دقیق بیان کنید تا پیش از بروز مشکل مسائل حل شوند. به طور مثال اگر دوست ندارید فرزندتان با شخصی صحبت و یا نشست و برخاست کند، در اولین مراحل آشنایی و برقراری ارتباط، دلایل مخالفت خود را با این دوستی را دقیق و واضح اما بدون تحکم و دعوا بیان کنید؛ چرا که با گذشت زمان نمی توان به راحتی مسائل را حل کرد. این شیوه رفتاری مانع از بروز هرگونه مشکل یا اختلاف نظر میان والدین و فرزندان می شود.
* درمقابل، هرچند کار مثبت یا رفتار شایسته تشویقی در نظر بگیرید؛ این تشویق بهتر است به صورت خرید هدیه یا گردش و تفریح و... باشد. فراموش نکنید فرزند تان باید بداند برای چه رفتار یا حرکت مثبتی تشویق می شود تا آن رفتار را تکرار کرده و ملکه ذهن کند. مثلاً به او بگویید: «اکنون که با موقعیت امتحانات را پشت سر گذاشتی به عنوان جایزه کتابی را که قول داده بودم برایت می خرم.»
* اگر فرزندتان اشتباه شما را تذکر داد، عصبانی نشوید. آنها با وجود سن کم بسیار حساس و دقیق هستند؛ به ویژه اینکه از شما آموخته اند خطا و اشتباه ناپسند است. بنابراین بی تردید در جستجوی خطاهای دیگران به ویژه والدین خود هستند تا اشتباهات را تکرار کنند.
* رفتار شما بهترین آموزگار برای آنها است. آنچه را که دوست دارید او بیاموزد ابتدا خود آموخته و به آن عمل کنید. فراموش نکنید فرزندان رفتار تصنعی والدین را
به خوبی درمی یابند پس در اعمال و رفتار خود خالص و یک دست باشید.
* اگر از شما سؤالی می پرسد، حتماً به او پاسخ بدهید. حقیقت هر موضوع را برای او بیان کنید. طفره رفتن از موضوع پاسخ مناسبی نیست؛ چرا که سرمنشأ بی اعتمادی است؛ حتی اگر نمی توانید سریعاً به او پاسخ بدهید از او مهلت بخواهید تا پاسخی دقیق برای سؤالش بیابید.
* به رفتارهای او اعتماد کنید. اعتماد و اطمینان سرمنشأ ارتباط صمیمانه است...
مهتاب صفرزاده خسروشاهی    
  روزنامه همشهری

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:50 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آنچه که لازم است مادران درباره پسرانشان بدانند


  آنچه که لازم است مادران درباره پسرانشان بداننددلواپس نباشید... آنان برخلاف ظاهرشان آن قدرها هم خشن نیستند!
بسیاری از مادران كه می كوشند رفتار پسرشان را درك كنند، می پرسند: « پسرها را چه شده است؟ » آنان به حكم غریزه می دانند كه در ذهن یك دختر چه می گذرد. اما در سر پسرها چه می گذرد؟
هورمون های مردانه از دوران بلوغ به بعد بر رشد عاطفی و جسمانی پسرها اثر می گذارند و مجموعه ای از رفتارهای پسران را كه « رمز پسر» نام نهاده شده ، تشكیل می دهند. در واقع « رمز پسر» طوری رشد می كند كه مردان جوان اندیشه ها و احساس های خود را بر زبان جاری سازند و این امر مادران را شگفت زده می كند. از همین رو پی بردن به چگونگی اندیشه و رفتار پسران باعث می شود برخورد با آنان مناسب و آسانتر شود. ذیلاً برخی ویژگی های پسرها را برای اطمینان خاطر مجدد مادران حیران و سر در گم آورده ایم.
خشن و ناآرام اند
كدام مادری است كه از نیرو ( انرژی ) پسرانه پسرش همچون دویدن، پریدن و فریاد كشیدن حیرت كند؟ اما موقعی كه همان پسر پرخاشگر می شود، چطور؟ وقتی مادری اسم اولین پسرش را كه هفت ساله بود، در كلاس ورزش نوشت، مشتاقانه منتظر بود كه هنگام بازی تشویقش كند ولی توقع نداشت بازیكنان همدیگر را بزنند و بیندازند و یا حریفانشان را نقش زمین كنند. حتی پسرش میان آن همه بچه، از همه پر جنب و جوش تر بود. او می گوید: « همیشه با خودم فكر می كردم كه این بچه ام آرام تر و عاقل تر است ولی بازی خشنش باعث شد كه آن روی او را نیز ببینم.»
بیشتر پسرها بازی خشونت آمیز را دوست دارند، ولی این بدان معنا نیست كه در آینده آدم های خشنی می شوند. به واقع در این بازی های رقابتی و جسمانی فواید مشخصی نهفته اند. پسران از محدودیت های پرخاشجویی خبردار می شوند و پی می برند كه چقدر پیش بروند تا ایمن مانده و دور از گزند باشند و چگونه از احساسات دیگران آگاه شوند.
تخیلات خشونت باری دارند
پرخاشگری پسران ، مادران را آشفته می كند. آنان با مطالعه گزارش های رسانه ها از مدارس، هراسان گشته و به حكم غریزه بر آن می شوند كه تفنگ های اسباب بازی، بازی های ویدیویی و فیلم های نگران كننده را از دسترس پسران دور نگه دارند تا مبادا وسوسه شوند و به رفتار ناهنجاری دست بزنند مادرها درمی یابند كه تخیلات پسرانشان جایگزین آن وسایل می شود. پدر و مادری تصمیم گرفتند كه به پسرهایشان هیچ گونه اسباب بازی ندهند و حتی لباس دخترانه به آنها بپوشانند آنها امیدوار بودند كه تربیت بدون در نظر گرفتن جنسیت، تأثیر خوشایندی داشته باشد.
به آسانی احساساتشان را بروز نمی دهند
دختر خشمگین یا آشفته اغلب به آغوش مادر پناه می برد ولی پسر معمولاً سعی می كند مشكلش را به تنهایی حل كند و نمی خواهد « بچه ننه » به نظر بیاید. اگر می خواهید با پسرتان در زمینه مشكلی كه او را ناراحت كرده به گفتگو بپردازید ، سعی كنید غیر مستقیم و زمانی كه سرگرم انجام كاری هستید ، سر صحبت را با او باز كنید.
هنگامی كه دو خانم می خواهند در زمینه ی موضوع خصوصی سخن بگویند احتمال دارد رو به روی هم بنشینند و بپرسند: ( تو چه احساسی داری؟ ) ولی مردها غالباً بدون این كه به هم بنگرند، صحبت می كنند. اگر دقت كنید، دو مرد به طور مثال در حین تماشای بازی فوتبال ، با هم حرف می زنند و در عین حال خصوصی ترین مطالبشان را كم كم بیان می كند و هیچ وقت نگاهی نگران كننده هم به یكدیگر نمی اندازند.
مادری كه در تعمیر دوچرخه به پسرش كمك می كند، ممكن است در حین گفتگوهای خودمانی ، متوجه چیزهای بیشتری درباره فرزندش شود تا این كه بخواهد سر میز شام رودررو، وی را به صحبت وادارد.
دوست دارند معامله كنند
مردها طرفدار عدل و انصاف هستند و دوست دارند راجع به هر چیزی بحث كنند و از این بابت هم مهارت دارند. و می خواهند مطلبی را مو به مو توضیح دهند و معامله ای منصفانه كنند و بعد از این كه به توافق می رسند، اغلب می شنوید كه می گویند: « قول می دهی؟ قول می دهی؟»
مادران می دانند كه معامله كردن فقط نصف جنگ است. پسرها پایبندی به عهد و پیمان را سخت می دانند. نق زدن نیز اثر نمی كند، بنابراین راهبردها و تدابیر دیگر مؤثراند. پسر خانواده ای موافقت كرده بود از بازی های پر سر و صدا روی كاناپه ی اتاق نشیمن خودداری كند، اما به علت نشاط و سرزندگی طبیعی اش قولش را از یاد می برد. از همین رو مادرش راهی یافت كه عهدش را به او یادآوری كند. او یادداشتی به این مضمون نوشت و به كاناپه سنجاق كرد: پسر عزیز، فكر می كردم كه با من دوستی؛ ولی اهمیتی برای من قائل نمی شوی. به من لطمه می زنی، آنقدر محكم می نشینی كه فنری شكسته به پشتم فرو می رود. بین ما هر چه بوده تمام شده، دوست سابق تو« كاناپه». او با خواندن این یادداشت خنده ای سرداد و قولش را به یاد آورد.
علیرغم تمام نگرانی ها، دردسرها و غم و رنج ها، پیوند میان مادران و پسران واقعی است.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:57 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آنچه مادران باید بخوانند!!


  آنچه مادران باید بخوانند!!▪ یکی از تفریحات من در مهمانی ها تماشای دورادور بازی های بچه هاست. دوستی هایشان، دعواهایشان و قهر و آشتی هایشان، نه که فکر کنید خیلی آدم مهربانی هستم و از صداقت و رو راستی بچه ها خوشم می آید و این حرفها، اتفاقا نه من از بچه ها خیلی خوشم می آید نه آنها از من، ولی با نگاه کردن به رفتار و بازی های بچه های مختلف از خانواده های مختلف خیلی چیزها دستگیرتان میشود. از حرف زدنشان، از حرکاتشان و نحوه ی ارتباط آنها با همسالانشان متوجه عمق تاثیر پذیری بچه ها از والدین و به ویژه مادرانشان خواهید شد.
چند روز پیش در یک مراسم مهمانی دو پسر بچه با اختلاف سنی دو/سه سال حسابی با هم درگیر شدند.من خودم از دور شاهد رفتار بی ادبانه و قلدری های پسر بزرگتر بودم، کار بالا گرفت و ناگهان پسر بزرگتر یک قیچی کوچک را به طرف پسر کوچک پرت کرد.پسر کوچک خودش را پشت چادر مادرش پنهان کرد و قیچی مذبور پس از اصابت به دیوار به زمین افتاد. مادر پسر کوچک رو به پسر بزرگ کرد و گفت آقا مجتبی(اسم پسر قلدر) این چه کاریه می کنی؟ چرا با هم دعوا می کنید؟ و پسر بزرگتر با خشونت پاسخ داد. اول اون شروع کرد.( به عنوان ناظر کل ماجرا شاید در آن جمع فقط من متوجه معنای شرارت و تمسخر نگاه پسر بزرگتر بودم) در همین زمان پسر کوچک از پشت چادر مادرش بیرون آمد، روبروی پسر بزرگتر که یک سر و گردن از او بلندتر بود ایستاد و با لحنی محکم و معترضانه گفت:«عزیزم! شما اول من رو زدید.
▪ پیش از این درباره ی مادری و اخلاق مراقبت از نگاه فمینیست ها چیزهایی در این وبلاگ نوشته ام ، اما در این پست اصلا قصد ارائه ی یک بحث نظری فمینیستی را ندارم. بلکه مسئله چیز دیگری است، سالهای اخیر سالهایی است که بسیاری از متولدین اواخر دهه ی پنجاه و اوایل دهه ی شصت مادر شدن را تجربه می کنند. اگر دقت کنید اطرافمان پر است از مادران جوان که هیچ چیز جز باورهای غلط و درست گذشتگان درباره ی تربیت فرزند نمی دانند.
شخصا بارها و بارها در خیابان ها و فروشگاه ها مادرانی را دیده ام که کودکانشان را به مثابه گونی سیب زمینی از پی خود می کشند و این سو و آنسو می روند. بارها مادران جوانی را دیده ام که با الفاظ رکیک کودک خود را مخاطب قرار می دهند و او را تحقیر می کنند، حتی یکبار مادر بسیار جوان و زیبایی را دیدم که هم نوا با کودک گریانش اشک می ریخت و در حالیکه بچه را پشت سر خود روی زمین می کشید به پدر بچه و تمام فک و فامیل هایش بد و بی راه میگفت و کودک را مسبب تمام بدبختی های خود می دانست. در مقابل مادران فراوانی را هم می شناسم که به شیوه ی نامعقولی تمام محبت و علاقه شان را به پای فرزندشان می ریزند با لوس و متوقع کردن کودکشان ناخواسته زمینه ی بسیاری مشکلات را برای او فراهم می کنند.
▪ در حقیقت کودکان ما آینه ی تمام نمای پدرها و مادرهای خود هستند. والدینی که با هم محترمانه برخورد می کنند، یکدیگر را تایید می کنند، دروغ نمیگویند ، با هم طلبکارانه سخن نمیگویند و …فرزندان بسیار متفاوت و موفقی پرورش خواهند داد. گفتن ندارد که والدین الگوی مسقیم بچه ها هستند و یک نکته هم اضافه کنم که بچه های این دوره زمانه فوق العاده با هوش هستند و اصلا نباید آنها را با دوران کودکی خودمان مقایسه کنیم و فکر کنیم که آنها هم مثل ما پخمه هستند و متوجه خیلی چیزها نمی شوند.
پسر خرد سالی را می شناختم که چون از علایق مذهبی مادرش آگاه بود چند وقت یک بار از خوابهای عجیب و غریبش برای مادرش تعریف می کرد، از اینکه پیراهن سفید بلند پوشیده و در باغهای بهشت راه می رفته و از اینکه عموی شهیدش را در خواب دیده و از اینکه با خدا ملاقات خصوصی داشته و… کودک از اینکه مادرش او را مانند یک قدیس کوچک ستایش میکرد و همه جا از نیروی معنوی وجود او صحبت می کرد حسابی کیفور میشد…بعدها راز این دروغگوی کوچک فاش شد و بدجوری مورد تنبیه قرار گرفت هر چند که به نظر من کسی که باید تنبیه می شد او نبود.
موارد زیادی از بچه هایی که با شناخت نقاط ضعف پدر و مادرهای شان از این وضعیت سود (یا شاید بهتر باشد بگویم زیان) فراوانی برده اند دیده و شنیده ام، به هر حال خواستم بگویم که مواظب باشید از این کوچولو ها رو دست نخورید و بازی تان ندهند.
▪ و اما بعد؛ نکته ای که باید اشاره کنم این این است که در ساختار اجتماع و خانواده های ما نقش اول و موثرترین نقش در تربیت کودکان به عهده ی مادران است. مادر هایی که الحمدلله همگی از نعمت سواد برخوردارند و تعداد بسیار زیادی از آنها هم تحصیلات دانشگاهی دارند. مادر هایی که – بخصوص پس از ازدواج- نسبت به خیلی نابرابری ها و قوانین عرفی و سنتی جامعه معترض می شوند و باعث و بانی هایش را لعنت می کنند. به نظر من اگرچه فعالیت برای برابری حقوق و تغییر قوانین ناعادلانه ( البته منظورم کار تخصصی است) کار بسیار پسندیده ای است، با این حال واضح است که با تغییر پوسته محتوا تغییر نخواهد کرد. توهین به زنان، تحقیر آنها، دست کم گرفتنشان تعزیز و تکریم فرزندان پسر از سوی مردان، و پذیرفتن این شرایط و کرنش در مقابل آن از سوی زنان عمیقا در باور مردم ما جا خوش کرده است و تغییر آن نه با تجمع و تحصن که تنها با کار تربیتی و فرهنگی ممکن است.
▪ به این اصل ایمان دارم که نه بیشتر و نه کمتر از آنچه لایقش هستیم به دست نخواهیم آورد.طبیعی است که کار فرهنگی و تربیتی را باید از خودمان آغاز کنیم. اینکه انسان در تصحیح رفتار، کردار و باورهای خودش بکوشد و سعی کند عقاید غلط خود را دور بریزد؛ با تردید،تامل و مطالعه ممکن خواهد بود. بدست آوردن اعتماد به نفس، تفکر مثبت، دوری کردن از نق زدن و نالیدن و اشک ریختن و… -که خوشبختانه کتابهای فراوانی در ارتباط با آن چاپ شده و بازار خوبی هم پیدا کرده است- راهکارهای خوبی است که پیشنهاد شده. اگرچه این مباحث عموما توسط نویسندگان آمریکایی نوشته شده است اما در باورهای دینی خود ما هم به آن توصیه شده است.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:58 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آیا پدر و مادر خوبی هستیم؟


  آیا پدر و مادر خوبی هستیم؟برای بچه ها مهم است که پدر و مادرشان عاشقانه زندگی کنند.
چرا نوجوانان دچار طغیان و سرکشی می شوند؟
شما جزء کدام دسته از پدر و مادرها هستید؟ آنها که سختگیرند و معتقدند که فرزندشان باید بدون هیچ چون و چرایی از فرامین آنها اطاعت کند؟ یا آن گروه که می خواهند برعکس شیوه تربیتی والدین خود، به فرزندانشان آزادی عمل بدهند و او را محدود نسازند؟
موفق ترین والدین کسانی هستند که ضمن دوست داشتن فرزندانشان، از آنها توقع و انتظار هم دارند. آنان بدون هیچ قید و شرطی نسبت به فرزندانشان توجه نشان می دهند و ساعتی را در کنار آنها می گذرانند و از آن لذت می برند. پدر و مادر خوب، والدینی هستند که به علایق و خواسته ها و مشکلات فرزندانشان توجه می کنند و حد و مرزی نیز برای آنها قائلند.
در چنین خانواده هایی فرزند نوجوان به راحتی نظرات مخالف خود را نسبت به موضوع خاصی، بدون ترس و وحشت بیان می کند و مجبور به اطاعت بی چون و چرا و بدون هرگونه توضیح نیست. یک پدر و مادر خوب مطمئناً قوانین و محدودیت هایی منطقی و مبتنی بر عشق و دوستی نسبت به فرزند نوجوانشان در نظر می گیرند. البته همه پدر و مادرها می خواهند خوب باشند و تصورشان این است که با روش تربیتی خاصی که مدّ نظر دارند حتماً پدر و مادر خوبی هستند اما فرزندشان قدر آنها را نمی داند. اما واقعیت آن است که برخی از والدین گاه علیرغم میل باطنی خود، به دلیل تحمل فشارهای مختلف زندگی و یا خستگی و مشغله کاری زیاد، یا راه سلطه جویی و دیکتاتوری را در پیش می گیرند و یا برعکس، نوجوان را به حال خود رها می کنند. همه ما ممکن است دچار اشتباه شویم و در موقعیت خاصی چنین رفتاری را اعمال کنیم. اما منظور رفتارهایی هستند که دائماً تکرار می شوند و در حقیقت تبدیل به یک روش تربیتی درازمدت می گردند. توجه به این نکته بسیار مهم است زیرا رفتارهای دیکتاتور مآبانه ممکن است فرزند نوجوان شما را در آن لحظه وادار به اطاعت از شما کند، اما مطمئناً این روش در طول زمان اثری منفی بر روی او می گذارد و ممکن است دور از چشم شما دست به کارهای نابخردانه بزند.
با عشق و محبت و اعتماد شروع کنید
نوجوان ها حتی بیش از کودکان می خواهند مطمئن شوند که شما برای آنها زندگی می کنید و به آنها بها می دهید.
آگاهانه یا ناآگاهانه، بسیاری از نوجوان ها نگران آن هستند که شاید دیگر مانند زمان کودکی، مورد علاقه پدر و مادرشان نباشند. برخی از والدین با تعریف و تمجید از دوران کودکی آنها و این که در دوران خردسالی چقدر شیرین و با مزه بوده اند، به این نگرانی دامن می زنند. نوجوان به تضمین مجدد مهر و محبت پدر و مادرش نسبت به خود نیاز دارد و می خواهد مطمئن شود که رشد او، حتی بدرفتاری و بی ادبی اش نسبت به شما، از میزان تعهدی که نسبت به او دارید نمی کاهد. البته بین توجه به خواسته های نوجوان و برآورده ساختن هر آنچه که او می خواهد، تفاوت بسیاری وجود دارد.
اگر با فرزند نوجوانتان رابطه خوبی ندارید، توجه به موارد ذیل می تواند مشکل شما را حل کند.
زمانی را به او اختصاص دهید
گروهی از والدین تصور می کنند که اگر فرزند نوجوانشان توجه خاصی نسبت به دوستان هم سن و سالش دارد، به این معناست که او دیگر به خانواده اش اهمیتی نمی دهد. به همین دلیل برخی از آنها برای جلب توجه او به سوی خود، مدام از دوستان وی بدگویی می کنند؛ تحقیقات انجام شده نشان می دهد که اغلب نوجوانان نه تنها تمایل دارند بیشتر اوقات خود را در کنار والدینشان بگذرانند، بلکه از آن نیز لذت می برند. اگر می خواهید رابطه خوبی با او داشته باشید، باید او را بیشتر بشناسید و از علایق و خواسته ها و حتی مشکلاتی که او را از درون رنج می دهند، آگاه شوید. باید به او ثابت کنید که برایش ارزش قائلید و به آراء و نظراتش توجه دارید. در این صورت نوجوان شروع به درد دل خواهد کرد و خواسته ها و مسائل دیگرش را با شما در میان خواهد گذاشت. اما اگر قرار باشد صحبت های شما با او همیشه حول محور خاصی مانند مسائل روزمره زندگی و گله و شکایات شما از او دور بزند، هرگز نمی توانید توجه واقعی او را جلب کنید. متأسفانه اغلب گفت و گوهای بین والدین و نوجوانان، پیرامون موضوعات روزمره منزل و کارهای لازم الاجرا است: " این قدر سر به سر برادرت نذار" " برو موهاتو کوتاه کن" ، " این قدر با جوش های صورتت ورنرو" و ... اینها موضوعات مناسبی برای ایجاد یک ارتباط مثبت و خوب با او نیستند.
موضوعات مورد علاقه نوجوانان
موضوعات خانواده
نوجوان ها دوست دارند در تصمیم گیری هایی که بر روی همه افراد خانواده تأثیر می گذرد، دخالت داده شوند ؛ مانند مسافرت، عوض کردن خانه، بیماری، فشارهای اقتصادی و ... آنان غالباً سؤالات بی پاسخ فراوانی دارند که احتمالاً با شما در میان می گذارند. سؤالاتی مانند این که مواد مخدر چیست؟ نشئه شدن یعنی چه؟ نباید به آنها دروغ بگویید و یا با عباراتی مانند " بعداً خودت می فهمی" یا " نمی دونم چه جوری برات توضیح بدم"، " فراموش کن"، از پاسخ به آنها طفره بروید.
مشاهده ابراز علاقه پدر و مادر نسبت به هم برای او لذتبخش است
شنیدن عبارات و جملات محبت آمیزی همچون " دوستت دارم" ، " عشق من تو هستی " و امثال آن از زبان پدر و مادر نسبت به یکدیگر، نوجوان را سرشار از امید و شادی می کند. برای او بسیار مهم است که بداند پدر و مادرش یکدیگر را دوست دارند. زیرا نوجوان همیشه از این نگرانی که ممکن است روزی والدینشان از هم جدا شوند و او را تنها بگذارند، رنج می برد و شنیدن این جملات به معنای قوت قلبی برای او است.
او را به دنیای خود راه دهید
نوجوانان دوست دارند در مورد علایق و احساسات پدر و مادر خود و یا امیدها و رؤیاها و ناراحتی ها و نومیدی های آنان مطلع باشند. آگاهی نوجوانان از این حقیقت که شما نیز همیشه نسبت به خود اطمینان صد درصد ندارید رسیدن به دوران بلوغ را برای او ساده تر می کند، هر چند که نیازی به تعریف تمام جزئیات نیست.
به او اعتماد کنید
بسیاری از والدین به قدری در امور فرزند نوجوان خود دخالت می کنند که گفت و گوی بین آنها جز بگو مگو و بحث و جدل نیست. هرگز به او به خاطر یک بار دیر آمدن برچسب های ناروا نزنید، زیرا ممکن است او را به این نتیجه برساند که با خود بگوید:" به هر حال پدر و مادرم که به من اعتماد ندارند و هر جور دلشان بخواهد فکر می کنند، پس چرا به این اعمال دست نزنم؟ "
تحسین نکات مثبت، به نوجوانان حس اعتماد به نفس می بخشد و سرزنش و تحقیر و گوشزد مکرر نقطه ضعف هایش، حس خلاقیت را از او سلب می کند و به او احساس ضعیفی و بی ارزشی می دهد.
سختگیری های افراطی ، نوجوان را وادار به پنهان کاری خواهد کرد، پس سعی کنید بیش از حد او را محدود نسازید. اگر به آهنگ خاصی علاقه دارد، شما نیز در ظاهر امر چنین وانمود کنید که آن آهنگ را دوست دارید. زیرا عدم درک نیازهای روحی – عاطفی او، فرزند نوجوانتان را به جاذبه های خارج از منزل خواهد کشاند.
با او به احترام صحبت کنید
مطمئن باشید در مقابل رفتار محترمانه شما با فرزند نوجوانتان، او نیز در برخورد با شما همین شیوه را برمی گزیند، البته نه در طی یک روز و یک هفته. همیشه به او احترام بگذارید تا او نیز چنین کند. از سرکوفت زدن و سرزنش نوجوان به ویژه در حضور دوستان و آشنایان بپرهیزید و به جای آن، عشق و علاقه خود را نسبت به او بر زبان آورید.
اغلب پدرها با بزرگ شدن دخترانشان، از آنها فاصله می گیرند و قبول این مطلب که ممکن است دخترشان هنوز هم بخواهد مانند گذشته با آنها شوخی و بازی کند، دشوار است. مادرها هم در برابر فرزندان پسر بالغ خود همین شیوه را انتخاب می کنند. اما فراموش نکنید که دخترها هنوز هم فرزند پدرشان و پسرشان فرزند مادرشان هستند.
این شیوه رفتاری نوجوان را دچار نگرانی می کند و ممکن است نزد خود بیندیشید که دیگر مورد توجه پدر و مادر خود نیست.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  9:58 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟

 
بی تردید شما فرزندان خود را دوست دارید. آیا آنها هم می دانند که دوستشان دارید؟ بیشتر مردم فکر می کنند که عشق پدر و مادر به فرزند امری ساده، روشن و واضح است. شما هر روز عشقتان را به هزاران شیوه به فرزندتان نشان می دهید. ولی گاهی کودک منظورتان را درک نمی کند، درست مانند این که به زبان دیگری سخن می گویید. حداقل سه زبان برای ابراز عشق وجود دارد: نشان دادن عشق، گفتن (بیان کردن) ، و نوازش کردن. در ادامه نکات سودمندی جهت درخشش عشق در زندگی فرزندانتان با توجه به سن آنها ارائه می گردد.
● تا دو سالگی، عشق کودکانه
دکتر اسمیت، روان شناس، توضیح می دهد که ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.
کودکان نوپا ممکن است همیشه درک نکنند که چه می گویید، ولی والدین می توانند با صدای آرام و مهربان با کودکان گفتگوی مثبت داشته باشند. اغلب لحن صدای شما منظورتان را از کلماتتان بیان می کند.
ارتباط چهره به چهره نیز مهم است. گاهی والدین نمی دانند که کودکان چه درکی از چهره آنها دارند. به آینه نگاه کنید. ظاهر معمولی شما چگونه است؟ آیا خوشحال به نظر می رسید یا عصبانی و یا ناراحت؟ بچه ها را در آغوش بگیرید، ببوسید، نوازش کنید، لبخند بزنید و با آنها بخندید.
گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می کند.
● سه تا پنج سالگی ، به قلب خود رجوع کنید
روان شناسان کودک و خانواده معتقدند که پدر و مادر باید بیاموزند که چگونه پیام های عشق و علاقه خود را به کودکان برسانند. کودکی که دوست دارد مورد علاقه شما باشد، ممکن است بخواهد ظرف هایش را بشویید، برایش هدیه بخرید، اوقاتی را با او سپری کنید، برایش بستنی بخرید ، یا دوچرخه اش را تعمیر کنید. کودک در این سن دلش می خواهد جملاتی مانند : دوستت دارم، تو برایم مهم هستی، دوست دارم با تو باشم و ... را از پدر و مادر بشنود. می خواهد والدینش او را در آغوش بگیرند، دستهایش را بگیرند و او را نوازش کنند.
وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.
● شش تا هشت سالگی، به نام عشق
پروفسوراندی بیل، مشاور و استاد دانشگاه، در مورد گفت و گو و صحبت با فرزندان می گوید: همه ما حس می کنیم که وجود علاقه ضروری است و گاهی فکر می کنیم که عشق را می توان با زمان معنی کرد. توجه به این نکته مهم است که ما وقت داریم، ولی باید نحوه اختصاص و برنامه ریزی وقت خود را انتخاب کنیم. بنابراین والدین می پرسند که فرزندم چقدر زمان می ارزد؟
خوشا به حال والدینی که در دوران کودکی فرزندانشان اوقاتی را به آنها اختصاص می دهند، زیرا کودک باید در چند سال آینده با بسیاری از مشکلات نوجوانی مقابله کند.چگونه تشخیص می دهید که چه پیام هایی را بفرستید؟ یک روش مهم ، توجه به نوع ابراز علاقه کودک به شما و دیگران است. آیا او می گوید، «دوستت دارم»؟ یا کارهایی انجام می دهد که توجه شما را جلب کند؟ و یا برایتان یادادشت می نویسد؟ روش های زیادی برای ابراز علاقه وجود دارد. به روش ابراز علاقه فرزندتان توجه کنید. او را در آغوش بگیرید و ببوسید. با او به دوچرخه سواری بروید و به لطیفه هایش بخندید.
● نه تا دوازده سالگی، دوستت دارم
دکتر اسمیت توضیح می دهد: به تدریج که کودک شما بزرگ می شود، ابراز علاقه به صورت گفتاری و رفتاری در می آید. کلمات و رفتار مثبت شما نشان می دهد که به او احترام می گذارید و متوجه این نکته هستید که او بزرگ شده است.بیشتر ما زندگی پر مشغله ای داریم. بنابراین در حالی که به حرف های فرزندتان گوش می دهید، غذا بپزید، به اطوشویی بروید و کارهای معمول روزانه را انجام دهید. پروفسور اندی بیل تأکید می کند که : نه تنها باید به حرف های او «گوش کنید»، بلکه باید «توجه» نیز داشته باشید. نحوه گوش دادن به صحبت های فرزندتان، توجهتان را به او کامل می کند. خود شما گفت و گو را شروع کنید و نه تنها واقعاً گوش دهید بلکه احساس کنید.همانطور که بچه ها بزرگتر می شوند، این مراحل را پشت سر می گذارند و کمتر به ابراز علاقه به صورت در آغوش گرفتن و بوسیدن، تمایل نشان می دهند. ولی همچنان به یادآوری علاقه شما نیاز دارند، تنها نوع ابراز علاقه تغییر می کند.با رشد خانواده و کودک، بچه ها مایلند بدانند که آنها را دوست دارید و برایتان ارزشمند هستند. اگر زبانشان را بدانیم می توانیم پیام های عشق را به آنها برسانیم. به طور مرتب به آنها ابراز علاقه کنید، اوقاتی را جهت گذراندن با آنها در نظر بگیرید و عصبانی نشوید تا ارتباط تان قطع نشود.با هم غذا بخورید، کتاب بخوانید و علاقه خود را به آنها نشان دهید. همیشه در هر سنی به او بگویید: دوستت دارم.
گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، به ویژه اگر بدون حضور برادر یا خواهرش باشد ، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می کند، زیرا در مدت حتی ۱۰ یا ۱۵ دقیقه، توجه ویژه شما به او فرصت صحبت کردن، مرکز توجه بودن و همچنین توجه شما به حرفهایش را فراهم می کند.
● چند روش برای نشان دادن علاقه
۱) احساسات خود را بیان کنید. وقتی فرزند خود را به مدرسه می فرستید، به او بگویید دوستش دارید. وقتی مشغول انجام تکالیفش است، باز هم علاقه خود را بیان کنید. حتی نوجوانان سرکش نیز علاقه و توجه قلبی شما را رد نمی کنند.
۲) در حال نوازش با او گفتگو کنید. این روش ابراز غیرکلامی علاقه است. ایجاد این رابطه با کودکان و فرزندان دوره ابتدایی آسان است. با بزرگتر شدن کودک ، ابراز علاقه به این روش سخت تر می شود. ولی کودکان مدرسه ای نیز هنوز گاهی به نوازش نیاز دارند و از در آغوش گرفتن استقبال می کنند. حتی نوجوانان که اغلب در آغوش گرفتن را رد می کنند، معمولاً خاراندن پشتشان توسط والدین را دوست دارند.
۳) در مورد فرزندتان با دیگران صحبت کنید طوری که خودش نیز بشنود. اگر کسی از پسر یا دختر شما تعریف کرد، به فرزند خود بگویید. کمی تعریف و بالیدن به آنها اشکالی ندارد و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می کند
۴) به او توجه کنید. وقتی با عروسک ، بازی می کند، بایستید و او را تماشا کنید؛ وقتی فرزند دیگرتان در حال پیانو زدن است، بنشینید و گوش دهید. این روش بسیار دقیقی برای گفتن «دوستت دارم» با چشم و گوش است.
۵) به او کمک کنید. وقتی که با عجله می خواهد به سرویس مدرسه برسد اگر در مورد غذا، لباس یا کیفش مشکلی دارد، به او کمک کنید. اگر می خواهد قلعه یا خانه بسازد و برای جمع آوری قطعات و نقشه آن با مشکل مواجه شده ، به وی کمک کنید و بی توجه نگذارید.
۶) به سرگرمی ها و علائق او توجه کنید. به مدرسه اش سر بزنید. اگر مسابقه ای دارد، حتماً به تماشا بروید. علائق فرزندتان مهم است؛ اگر به آنها توجه کنید، عشق و علاقه خود را ثابت کرده اید.ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.
۷) عشق و علاقه خود را همزمان با محدودیت ها ابراز کنید. وظیفه شما ایجاد محدودیت منطقی برای رفتارهای فرزندتان است. والدین دمدمی نشان می دهند که برای توجه به فرزندان خود انرژی کافی ندارند. گفتن «نه» و تغییر ندادن آن در مواردی، قوی ترین نوع بیان عشق است.
۸) به آنچه باید انجام دهد توجه کنید (کارهای درست را تشویق کنید). با توجه و تشویق رفتاری های مثبت، به روش دیگری به او می گویید دوستت دارم. مثلاً بگویید: در جمع کردن سفره کمک کردی، از تو ممنونم. یا «کار خیلی خوبی کردی که برای کلوچه ها از دوستت تشکر کردی».
۹) موضوعاتی برای گفتگو پیدا کنید (سر صحبت را باز کنید). روش کامل کردن چرخه گفتگو را یاد بگیرید. مثلاً وقتی می گوید: «دوستم می خواهد به شهر دیگری برود.» نگویید: «نگران نباش، دوست دیگری پیدا می کنی.» پاسخ دهید: «کی می رود؟» منظور شما از این سؤال این است که «شنیدم چه گفتی و به آن علاقه مند شدم و مایلم بیشتر بدانم». این جمله توجه، علاقه و عشق شما را ثابت می کند.
۱۰) تشویق کنید. به گام ها و مراحل پیشرفت او توجه کنید. اگر مطالعه می کند، بسکتبال بازی می کند یا در حال پرورش و رشد دانه ای است، او را تشویق کنید و اگر ناامیدی و شکست را تجربه کرد، برای پاک کردن اشکهایش پیش او باشید.
در انتها ۲۴ روش نشان دادن علاقه به فرزندان را به صورت خلاصه یادآوری می کنیم:
۱) به حرف های آنها گوش کنید، واقعاً گوش کنید.
۲) برای درک آنها و احساساتشان وقت صرف کنید.
۳) کودکان کامل نیستند، همان طور که ما پدر و مادرها کامل نیستیم. آنها را آن گونه که هستند، بپذیرید.
۴) اوقاتی را با آنها سپری کنید.
۵) به جای گفتن سخنان منفی، با آنها گفتگوی مثبت داشته باشید.
۶) به آنها افتخار کنید و بگویید که از داشتن آنها خوشحال هستید.
۷) با دوستانشان مهربان باشید.
۸) درباره مسائل خود با آنها صحبت کنید که بدانند به آنها اهمیت می دهید.
۹) آنها را با هم مقایسه نکنید.
۱۰) به مدرسه آنها سر بزنید و در مراسم مدرسه شرکت کنید.
۱۱) به چیزهایی که که مورد علاقه آنهاست احترام بگذارید.
۱۲) در مورد مسائل مختلف نظر آنها را بپرسید. وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.
۱۳) با آنها بخندید.
۱۴) کارهایی پیدا کنید که می توانید با هم انجام دهید.
۱۵) به کارها و تکالیف مدرسه شان علاقه نشان دهید.
۱۶) بدانید که به چه چیزهایی علاقه دارند و برای رسیدگی به این مسائل وقت صرف کنید.
۱۷) غذا را با هم بخورید و آنها را در خانه به حساب بیاورید.
۱۸) به آنها بگویید که برای شما استثنایی و فوق العاده هستند.
۱۹) برای توضیح مسائل و پاسخ به سؤالاتشان وقت بگذارید.
۲۰) به آنها بیاموزید که در شرایط گوناگون چگونه رفتار کنند.
۲۱) از خودتان به خاطر آنها، مراقبت کنید.
۲۲) به آنها بگویید از این که پدر و مادرشان هستید، خوشحالید.
۲۳) وقتی آنها را می بینید، لبخند بزنید.
۲۴) هر روز به آنها بگویید که دوستشان دارید.
 

 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  10:02 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آیا شما هم با نوجوانتان مشکل دارید؟


  آیا شما هم با نوجوانتان مشکل دارید؟پای حرف پدران و مادران كه می نشینی اكثر آنها از مشكلات دختران و پسران جوان خود می گویند و به دنبال راه حلی هستند. با توجه به میزان بالای مشكلات نوجوانان و جوانان برای خانواده ها، بر آن شدیم شما پدران و مادران را با خصوصیات نوجوانان آشناتر سازیم تا براساس آن بتوانید میان خود و آنها رابطه ای سالم پایه ریزی كنید.
۱- پسران و دختران نوجوان كه سن آنها تقریباً بین دوازده تا هجده سال است به طور طبیعی حالات و رفتار و خواسته ها و ارزش های كاملاً متفاوتی با بچه های كم سن و سالتر از خود دارند. این تفاوت ها را نباید نادیده گرفت و با نوجوانان مانند بچه های كوچكتر رفتاركرد، یا همان توقعات را از آنها داشت. نوجوانان معمولاً كمتر از كودكان از پدر و مادراطاعت می كنند.
آنان، تمایل به استقلال و نشان دادن خود دارند. آزادی بیشتری می خواهند؛ تحت تأثیر دوستان همسن خود هستند؛ فرمان پدر و مادر را با كمی تأمل و وقت گذرانی اجرا می كنند؛ می خواهند دیگران برای آنها ارزش و احترام قائل شوند و به حرفها و نظراتشان توجه كنند. آنها هنوز به محبت و مهربانی پدر و مادر نیاز دارند و درعین حال نمی خواهند این نیاز به رخشان كشیده شود. دوست دارند طرف اعتماد دیگران باشند و بزرگ و دانا محسوب شوند و با وجود این خصوصیات، در اعمال و رفتارشان اشتباه كاری و عدم تعادل و تردید و تزلزل مشاهده می شود. از سرزنش و تحقیر به خصوص در حضور دیگران و دوستان و بزرگترها بسیار ناراحت می شوند.
۲- نوجوانان به لباس و كتاب ها ، وسائل ، ابزار كار ، لوازم مخصوص خود حساس هستند و دوست ندارند بی اطلاع و برخلاف میلشان كسی به آنها دست بزند یا جا به جایشان كند.
ممكن است گاهی در خورد و خوراك و خواب و حركات بدنی زیاده روی كنند و از حد اعتدال بیرون بروند. آنها در مورد تغییرات بدنی خود حساس هستند و در صورت بی اطلاعی از این تغییرات دچار نگرانی و اضطراب می شوند. آنان با مسائل و مشكلات دیگری نیز درگیرند كه جنبه اختصاصی دارد و پدران و مادران با دقت و مراقبت درحالات و رفتار فرزندانشان می توانند از آنها آگاهی یابند.
۳- توجه به این خصوصیات و حالات كه معمولاً در همه نوجوانان كم و بیش به صورت های مختلف وجود دارد، بسیار ضروری و مهم است. هدایت و رعایت این حالات و مدارا كردن با نوجوانان تا زمانی كه آهسته آهسته به تعادل و آرامش لازم برسند، از وظایف مهم پدران و مادران است. اگر این خصوصیات نادیده گرفته شود و اولیا بخواهند با نوجوانان مانند بچه های كوچكی كه كاملاً مطیع و فرمانبردار پدر و مادر هستند و حتی در مقابل تنبیه بدنی هم اعتراضی نمی كنند، رفتار كنند، برای آنها پذیرفتنی نیست و واكنش های شدیدی از خود نشان خواهند داد. ممكن است اعتراض خود را ظاهر نكنند ولی در درون آنان غوغایی بر پا خواهد شد كه تحمل آن را ندارند و به ناراحتی روانی و پرخاشگری دچار می شوند و یا هوای فرار از خانه به سرشان می زند. تشویق و تأیید كارهای خوب و شایسته ، بیش از تذكر و انتقاد از كارهای ناشایست نوجوانان مؤثراست و به تحكیم رفتارهای خوب آنها می انجامد.
۴- پدران و مادران باید با نوجوانان مثل آدمهای بزرگ برخورد كنند و بكوشند به آنها كمك كنند. در مواردی هم كه اختلاف نظر وجود دارد، نباید با خشونت و سرسختی با آنان مقابله كرد بلكه باید با احترام به شخصیت آنان و ذكر دلایل و شواهد، تا حدودی كه خطر جدی تهدیدشان نمی كند، با عقاید و رفتارشان همراهی كرد و برای رفع خطر از آنان آماده كمك و هدایت بود.
۵- باید از برخورد تند با نوجوانان خودداری كرد. علاقه آنان به كارها و سرگرمی های سالم را نباید نادیده گرفت. بهتراست بگذاریم زندگی را تجربه كنند و با آن درگیر شوند تا از این راه خود را بهتر بشناسند. نمی توان توقع داشت كه به همه ی حرف های بزرگترها توجه كنند و آنها را به كاربندند. آنان انسانهایی هستند با فهم و شعور و تمایلات و رغبت ها و توانایی های خاص خودشان.
نباید نوجوانان را به دنباله روی از خودمان یا دیگران عادت بدهیم و فرصت تفكر و حل مسائل را از آنها بگیریم. باید بگذاریم خودشان به انتخاب دست بزنند، كارشان را دنبال كنند و نتیجه بگیرند و در پایان، خوب و بد را تشخیص بدهند و قدرت تمیز آنها پرورش پیدا كند- البته با راهنمایی ها و مراقبت هایی كه در این گونه تجربیات، پدر و مادر یا دیگر مربیان در اختیار آنها قرار می دهند.
۶- فرزندان شما در محیط خانواده به احساس امنیت و آرامش نیاز دارند. گرمی و محبت و صمیمیت و هماهنگی پدر و مادر در محیط خانواده موجب آرامش و تقویت غرور و اعتماد به نفس آنان خواهد شد. اما گفتگوهای پرخاشگرانه و اختلافات پدر و مادر به از بین رفتن آسایش و آرامش ذهنی نوجوانان می انجامد و آنان در محیطی خالی از محبت و امنیت احساس می كنند تكیه گاه های خود را از دست داده اند و در نتیجه از اعتماد به نفس و غرور و تحركشان كاسته می شود و در فعالیت های روزانه احساس ضعف می كنند و نمی توانند به راحتی و با آرامش با مسائل برخورد كنند. قدرت حافظه و خلاقیت و ابتكار و یادآوری آنها محدود می شود و با همسن و سالهای خود با ضعف و ناتوانی و بی اعتمادی به خود رو به رو می شوند.
پدران و مادران گرامی بهتر است سختگیری های غیرمنطقی و غیر ضروری را كنار بگذارند و با نوجوانان با ملایمت و مهربانی برخورد كنند؛ دوستی و علاقه خود را صادقانه به آنها نشان دهند؛ اشتباهاتشان را خیلی بزرگ و بخشش ناپذیر تصور نكنند؛ برایشان آن قدر ارزش قائل باشند كه مسائل و مشكلات زندگی خود را با آنها در میان بگذارند و نظر ایشان را در حل مسائل جویا شوند واز این طریق احساس مسئولیت نسبت به خانواده و مشكلات آن را در وجودشان تقویت كنند و مطمئن باشند كه قدرت تشخیص و همكاری در آنها زیاد است و برخی رفتارهای منفی دوران نوجوانی به تدریج برطرف خواهد شد.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  10:04 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آیا می‌شود با بچه‌ها مشورت کرد؟


  آیا می‌شود با بچه‌ها مشورت کرد؟وقتی صحبت از مشورت می‌شود، اولین چیزی که به نظرمی‌رسد این است که کسی مشکل‌ یا مساله‌ای دارد و درباره‌ی آن با کسی که بیشتر می‌داند صحبت می‌کند تا مشکلش حل شود.
مشورت را به معنی صلاح اندیشی و کنکاش درباره‌ی یک موضوع هم می‌دانند و مشاوره به معنی با هم مشورت کردن به کار می‌رود.
بطور کلی مشاوره یا Counselling = Conseling در فرهنگ‌های علوم رفتاری به این ترتیب تعریف شده‌است:
“بحث و بررسی عمیق مشکلاتی که فرد با آن‌ها مواجه می‌باشد. معمولاً فرد پس از گفتگو درباره‌ی مشکلاتش با مشاور، به کشف راه‌حلی برای مشکلاتش موفق می‌گردد.”
مشکل فرد نیز ممکن است در زمینه‌های مختلف باشد.
حالا برمی‌گردیم به سوال اول که آیا می‌شود با فرزند هم مشورت کرد.
نکته‌ای‌که‌ممکن‌است قبل از پاسخ به ذهن برسد این است که مگر فرزند می‌تواند در مقام مشاور قرارگیرد؟ یا مگر فرزند می‌تواند کمک کند تا مشکل ما حل شود؟
اصلاً ببینم‌مشکل‌یا مساله یعنی‌چه‌و بعددرباره‌ی این پرسش‌ها گفتگو کنیم.
“مشکل یا مساله Problem به هر وضع پیچیده‌ی حقیقی یا ساختگی میگویند که حل آن مستلزم فعالیت فکری است.”
بنابراین‌حالامیتوانیم به‌این‌پرسش‌که“آیا میشودبافرزندمشورت‌کرد؟” بهترپاسخ بگوییم.
ما به عنوان والدین معمولاً در برابر مشکلاتی قرار میگیریم که بطور حقیقی و واقعییا به‌صورت‌ساختگی و بنا به مصلحت میتواند با مشورت با فرزندحل‌شودواین‌مشورت‌ علاوه ‌برحل‌مشکل‌فایده‌هایدیگری نیز در بردارد.
والدین، مربیان و همه‌ی کسانی که به نوعی با کودک و نوجوان سروکار دارند، برای کار و زندگی و رابطه با کودک یا نوجوان به اموری برمیخورند که نیاز به تصمیم گیری دارد. طبیعی است که بزرگ‌ترهااگرنقش‌واهمیت ‌مشورت ‌باکوچک‌ترهاپی‌نبرده‌باشند،‌میتوانند به راحتی‌براحتی تصمیم بگیرند.اما آیاهمیشه ‌این تصمیم‌گیر‌یها بهترین و درست‌ترین تصمیم‌‌هاست؟
وحتی اگر چنین باشد، آیا این حرکت اعتماد به نفس و رشد شخصیت فرزند را دچار اختلال نمیکند.یعنی آیا فرزند به جایی نمیرسد که احساس کند هیچ نقشی در زندگی خود ندارد و دیگران برای او تصمیم میگیرند؟
پس به والدین و بزرگ‌ترها سفارش می‌کنیم مشورت با فرزند را جدی بگیرند و آن را عامل مهمی در رشد شخصیت فرزند بدانند.
فقط در مشورت به نکات زیر توجه کنید:
▪ مشورت باید با توجه به سن فرزند و میزان تجربه و اطلاعات او صورت گیرد. یعنی اموری که مربوط به او نیست و یا او اطلاعات لازم را برای اظهار نظر درباره‌اش ندارد، با او در میان نگذارید.
▪ دراصولی که به آن باور دارید و نمیتوانید تغییری در عقیده‌ی خود بدهید مشورت نکنید.
▪ خود را آماده‌ی پذیرش نظر فرزندتان بکنید. پس به جای نظرخواهی بطور مطلق، او را در برابر دو امر مساوی قرار دهید تا یکی را انتخاب کند.
مثلاً نپرسید “به نظر تو در تعطیلات چه کار کنیم؟” بلکه دو کار را که میتوانید در تعطیلات انجام دهید مطرح کنید و از او بخواهید یکی را انتخاب کند.
▪ در مشورت با فرزند به او کمک کنید تا یاد بگیرد جوانب مختلف یک موضوع را بسنجد بعد تصمیم بگیرد.
▪ به فرزند کمک کنید تا درک کند که نظر مشورتی دادن به منزله‌ی نظر نهایی نیست.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  10:05 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

آیا والدین موفقی هستید؟


  آیا والدین موفقی هستید؟چگونه یاد بگیریم با خود صادق باشیم و از خطاهای مان دست برداریم. من مادری هستم كه در مورد مراقبت از كودك كتاب های زیادی خوانده ام تا پاسخ همه سؤالاتم درباره سلامت و رشد پسر خردسالم را پیدا كنم. وقتی كه قفسه های كتابم را مرتب می كردم و كتاب ها و مجلات را دسته بندی می كردم، از خواندن این همه خبر و پند و توصیه های متناقض خسته می شدم. چطور می توانستم بفهمم كه رفتارم با فرزندم درست است یا خیر؟
سال ها بعد، برحسب وظیفه برای آزمون رشته پرستاری همه كتاب های رفتار با كودك را مطالعه كردم. اما وقتی كه پسرم را به مدرسه بردم او گریه می كرد و دست مرا محكم گرفته بود، متحیر ماندم و از خود پرسیدم كجای راه را اشتباه رفته ام، گاهی نیز می پرسیدم آیا واقعاً مادر خوبی بوده ام؟
اما سیزده سال بعد، من و پسرم چیزهای زیادی یاد گرفتیم. پسرم یك نوجوان مستقل شده بود و من هم مادر با تجربه ای شده بودم. رفته رفته یاد گرفتم در برخورد با مشكلات مدرسه یا مسایل دیگر پسر بچه ها، با خودم رو راست باشم. هنوز توصیه های كارشناسان را می خواندم یا از طریق برنامه های رادیویی - تلویزیونی، پیام های آنها را دنبال می كردم. خیلی طول كشید كه به عنوان مادری آگاه در خود اعتماد به نفس پیدا كنم.
اما حالا می دانم برای تربیت فرزندم چه روشی را انتخاب كنم كه برای كودك و خانواده ام مفید باشد. در پایان، آن چه كه به آن معتقدم این است كه ما، پدر و مادرها، كارشناسان واقعی فرزندان مان هستیم، والدین سست اراده (بدون اعتماد به نفس) یا نگران.
من در موارد دیگر زندگی احساس صلاحیت می كردم، بنابراین عدم اعتماد به نفسم در بچه داری برایم بسیار تعجب آور بود. در مقایسه با مادرهای دیگر، می دیدیم آنها از من تبحر بیشتری دارند. آیا فقط من بودم كه چنین احساسی داشتم؟
بنا به گفته كارشناسان، در حقیقت این كه نگران باشید آیا والدین خوبی هستید یا نه، مخصوصاً در مورد فرزند اول طبیعی است. چرا كه شما مسئول این آدم كوچك هستید، پس طبیعی است نگران باشید كه رفتار شما چه تاثیری در رشد كودكانتان خواهد داشت. اما در این جا روش هایی وجود دارد كه به شما یاد می دهد چگونه در امر تربیت فرزندانتان مطمئن و استوار گام بردارید.
همیشه پدر و مادرها چنین نگرانی هایی دارند، اما مسایلی آن طرف مشكلات امروزی نیز وجود دارد. جامعه ما در معرض تحولات بیشماری قرار گرفته است. مثلاً روز به روز به تعداد مادرانی كه بیرون از منزل كار می كنند، اضافه می شود. بنابراین به تدریج بر تعداد كودكانی كه در خانه تنها هستند، اضافه می شود.این گونه تحولات برای ما نگرانی هایی به همراه دارد كه پدر و مادرهای ما هرگز چنین نگرانی هایی نداشتند، میلیون ها پدر و مادری كه مجبورند فرزندان خود را ترك كنند نگران هستند، این مشغله ها چه تاثیری روی بچه هایشان می گذارد، چگونه یك پدر یا مادرتنها می تواند از عهده مشكلات فرزندانش برآید؟
پیدا كردن پاسخ این پرسش ها دشوار است چراكه ما اغلب احساس می كنیم، این فقط مشكل ما است. كسی را نداریم كه از او كمك بگیریم. كارشناسان معتقدند، «امروزه حمایت اجتماعی بسیار كم شده.»رییس گروه تحقیقات خانواده و رشد اجتماعی نوجوانان می گوید: «وقتی مادرها خانه را به قصد كار ترك می كنند، زمان كمتری برای توجه به فرزندانشان دارند، بنابراین حمایت و كمك به آنها دشوارتر از قبل می شود.» بیشتر پدر و مادرها مایلند عضو یكی از انجمن های خانواده باشند اما اغلب دسترسی به آن برایشان مشكل است.
مادری می گفت: «والدین امروزی، به اهمیت وجود انجمن های خانواده پی برده اند، چراكه با عضویت در این گروه ها می توانند از حمایت آنها برخوردار شوند.»
چه توصیه هایی مفید است؟
امروزه قابل دسترس بودن اطلاعات از طریق كتاب ها، مجلات و برنامه های رادیویی و تلویزیونی خانواده، پیشرفتی است كه بچه داری را آسان تر كرده است. گرچه والدین در برخورد با مشكلات و فشارهای عصبی زندگی امروز، به كمك نیاز دارند، اما پژوهش های وسیع و نظریه های كارشناسان درمورد سلامت و رشد كودكان ممكن است واقعاً به اعتماد به نفس پدر و مادرها آسیب برساند. مادری كه صاحب سه فرزند است، می گوید: در امور بچه داری هرچه بیشتر مطالعه می كنم، از خودم ناامیدتر می شوم.
افزایش میزان اطلاعات ممكن است والدین را در اختلاف نظرها سردرگم كند. اما راه حل این مشكل برای من این بود كه فهمیدم توصیه های مفید كارشناسان نه تنها اطلاعات لازم را در اختیارم قرار می دهد، بلكه كمك می كند توانایی آن را داشته باشم كه به تنهایی تصمیم بگیرم. من متوجه شدم كه اگر توصیه یك كارشناس اعتقاد اولیه مرا تقویت نكرد، یعنی آن پیشنهاد برای فرزندم تاثیری ندارد پس نباید به آن توجه كنم در این صورت سر در گم نمی شوم. اما در مجموع مفیدترین توصیه ها چند نكته را پیشنهاد می كند.
انتظارات واقعی داشته باشید
تصور درستی از والدین بالنده داشته باشید. روان شناسان معتقدند شما پیوسته روش تربیتی خود را بررسی می كنید، آنهایی را كه بی تاثیراند، دور می ریزید و شیوه های كاربردی تری را انتخاب می كنید و در این بین ممكن است دچار خطاهایی نیز بشوید. اما نگران نباشید چراكه این گونه اشتباهات سهوی شما، به فرزندتان آسیب جدی روانی وارد نمی كند. بهترین روش مشاوره كارشناسان، فقط درمان مشكلات فرزند شما نیست، بلكه آنها باید راه های برخورد با مشكلات را به شما بیاموزند. نظر كارشناسانی كه برای همه سؤالات یك جواب دارند، را نپذیرید. آنهایی كه در بیان نظریاتشان بیشتر از كلمه «همیشه، هرگز، باید و نباید» استفاده می كنند. زیرا این گونه نظریه ها و توصیه ها خانواده ها را از فكر كردن به وضعیت خاص خودشان باز می دارد.توصیه های كارشناسان وقتی مفید است كه راه های برخورد با مشكلات فرزندتان را به شما ارایه دهد، بنابراین شما نیز بر اساس نیازهای فرزندانتان یكی را انتخاب می كنید. برخی از كارشناسان رفتار با كودك، فقط اولین بخش رفع مشكل را پیشنهاد می كنند، در حالی كه باید در صورت شكست راه اول، روش دیگری را نیز ارایه دهند. اگر راه هایی كه مشاوران پیشنهاد كرده اند بی تاثیر باشد، بعضی از والدین نگران می شوند كه شاید خود یا فرزندشان در عمل به توصیه های روان شناسی اشتباه كرده اند. ولی باید بدانیم هر تكنیك رفتاری برای همه كودكان موثر نیست. بعضی اوقات مجبور می شوید، فقط به یك شیوه رفتار كنید، اما بعضی اوقات هم قبل از این كه بدانید یك تكنیك چگونه عمل می كند، شاید آن را تغییر دهید.بیشتر روان شناسان معتقدند: «پیشنهادهای متناوب مفید هستند.» شاید حتی مهم تر از این كه والدین را تشویق كنند تا راه حل هایی را برای خود ابداع كنند. دكتر كارول شر استاد دانشگاهی در نیویورك، هشدار می دهد كه برخی از كارشناسان، تربیت كودك را بسیار ساده می پندارند. مثلاً در برخورد با مشكلی مانند خجالت، شاید از طریق كتاب یا مجلات به شما توصیه كنند فرزندتان را تشویق كنید همراه بچه های دیگر، در فعالیت های گروهی بیشتر شركت كند. البته این، توصیه خوبی است، اما چون به قدر كافی دلایل خجالتی بودن بچه ها را توضیح نداده است، والدین هم انتظار دارند، خجالت فرزندشان به همین سادگی برطرف شود. اما همیشه این طور نیست، شاید خجالتی بودن یك كودك بسیار پیچیده باشد و شاید غلبه بر آن و پیدا كردن اعتماد به نفس، برای او یك عمر طول بكشد. پس آگاه باشید كه معالجه نیم ساعتی وجود ندارد.
شركت در انجمن های خانواده بسیار مفید است
اغلب خانواده هایی را می بینم كه نگران مشكلات تربیتی فرزندان خود هستند. پیشتر گفتم كه دیگران هم مانند شما نگرانی هایی دارند. پس تبادل نظر با آنها می تواند برای شما هم مفید باشد. مثلاً مادری كه با فرزند نه ساله اش به مشكل بر می خورد، بهتر است در كلاس های آموزش خانواده شركت كند. همان طور كه احساس و نگرانی اش را با اعضای گروه در میان می گذارد، آنها نیز با او همدردی كرده و راه های مفیدی به او پیشنهاد می كنند. اما او به زودی در می یابد كه می تواند از حمایت عاطفی برخوردار باشد. حتی در این گفت و گوها، او توانایی هایش را كه فراموش كرده بود، دوباره به دست می آورد.
نویسنده: Dian Smit
مترجم: نرگس بیگوند    
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  10:06 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

ابراز عشق نسبت به خانواده


  ابراز عشق نسبت به خانوادهیک شاخه گل به خانه بیاورید و او را روی تخت فرزند یا همسرتان بگذارید.عکس بزرگی از خانواده خود قاب کرده، روی میز کارت یا کنار میز کودک یا همسر یا پدر و مادرتان قرار دهید.در سالگرد ازدواجتان غذای مورد علاقه همسرتان را درست کنید و آن را به بهترین شکلی تزئین نمایید.
یک روز از سر کار زودتر به منزل بیایید و فرزندانتان را بعد از مدرسه به پارک ببرید.هنگامی که فرزنداتان می خواهد با دوستش به خرید برود، به او پول اضافی بدهید.بلیتی برای کودک و همه ی خانواده تان جهت رفتن به سینما یا کنسرت تهیه کنید.
شبی بدون تلویزیون، وقت خود را به بازی با فرزندان و صحبت به همسرتان بگذرانید.
با فرزندنتان ناهار را به پارک یا فضایی زیبا ببرید و در آنجا با هم صرف کنید.
یک روز که اهمیت ویژه ای برای فرزندتان دارد( مانند روزی که کارنامه ای پر از نمرات درخشان دریافت کرده) او را برای صرف غذا به رستوران دعوت کنید.
کارهای هنری فرزندتان را قاب کرده، در دفتر کار یا کارخانه در معرض نمایش قرار دهید.
مجله ی مورد علاقه ی فرزند یا همسرتان را بخرید یا سفارش دهید و یا اشتراک غیر منتظره ای را برای او فراهم آورید.
شامی در کنار نور شمع یا یا نور کم که شاعرانه باشد با خانواده ی خود صرف کنید.
فیلمی را که همه افراد خانواده دوست دارند، تهیه کنید و در بعد از ظهری آرام آن را به اتفاق تماشا کنید.
برخی برنامه های جذاب تلویزیون را انتخاب کرده، سعی کنید از آن در کنار هم لذت ببرید و در باره ی آن گفتگو کنید.
فرزند، همسر یا پدر و مادر خود را برای دیدن فیلم به بیرون دعوت کنید.
کتاب مورد علاقه ی خانواده تان را که فکر می کنید از آن لذت می برند، به آنها هدیه دهید یا به کتابخانه بروید و کتابی را که هر دوی شما از خواندن آن لذت می برید، مطالعه کنید.
گهگاه کاری را که بر عهده ی فرزند یا همسرتان است( مانند واکس زدن) قبول کنید و انجام دهید.
هنگام خرید، حداقل ۱۵ دقیقه از وقت خود را به بازیهای کامپیوتری با فرزندانتان اختصاص دهید.
دواطلب انجام دادن برخی از مسئولیتهایی که فرزندانتان در قبال خانواده دارد بشوید.
اگر تمام مدت کار می کنید، آخر هفته خانواده ی خود را با همراهی کردن و ماندن در خانه غافلگیر کنید.
کارهای متنوع و جالبی مانند شیرینی پزی یا بازی فوتبال با فرزندانتان در خانه انجام دهید تا آنها را خوشحال کرده باشید.
هنگام خواب کودک خود را همراهی کنید و برای او کتاب بخوانید یا با او صحبت کنید و در آخر او را به گرمی در آغوش بگیرید.
شبی از بیرون شام بخرید تا یک شب بدون آشپزی برای همسرتان فراهم کرده باشید.
اتاق خود را قبل از اینکه کسی به شما بگوید. مرتب کنید.
هر روز صبح و هر شب قبل خواب، خانواده ی خود را به گرمی در آغوش بگیرید.
قبل از اینکه فرزندتان بخواهد، به او پیشنهاد کنید که دوستش را به خانه دعوت کند.
با فرزند یا همسر خود برای راه رفتن یا دوچرخه سواری به بیرون بروید.
قسمتی از حقوق خود را به فرزندتان بدهید تا آن را پس انداز کند.
کارتهای کوچک با جملات محبت آمیز روی برگهای کوچک بنویسید و آنها را در جیب لباس یا کیف دستی او قرار دهید.
از بیان جملات دستوری بپرهیزید.
هر روز برای فرزند خود کتابهای داستان یا مجله های مورد علاقه او را بخوانید و اجازه دهید روی پای شما دراز بکشد و با این کار صمیمیت خود را با شما حفظ کند.
فرزند خود را به مکانهای مورد علاقه اش، مانند نمایشگاه، مغازه کارت پستال، شهربازی یا کتابخانه ببرید.
برای کودک خود کتابهای داستان را به صدای بلند بخوانید، حتی اگر خودش می تواند بخواند.
نظر اعضای خانواده را در مورد اتفاق هایی که برایتان می افتد، بپرسید.
برای ابراز عشق نسبت به خانواده، آنها را از کاری که مشغول هستند فرا خوانید و به آنها بگویید «دوستت دارم»
قسمت های جذاب روزنامه ومطالبی را که مورد علاقه شماست هر روز در کنار هم بخوانید.
سعی کنید سرگرمی های مورد علاقه خانواده را بشناسید و آنها را درک کنید.
لباسها و جواهراتی را که آرزویش را دارند، اگر توانستید برایشان بخرید.
یک روز فرزنداتان را همراه خود به محل کار ببرید.
به دخترتان( که بزرگ شده) یا مادر خود، لوازم آرایشی و تزئینی خود را بدهید.
مهارتهایی مانند آشپزی، دوخت و دوز، کامپوتر و موسیقی را یاد دهید.
باغچه ی کوچک منزل را با هم درست کنید.
با اظهار علاقه نسبت به کلکسیون های اعضای خانواده، به آنها چیزهایی را که نگهداری می کنند هدیه دهید( مانند تمبر).
فرزند و همسرتان را به انجام دادن کارهای اندیشمندانه تشویق کنید و اجازه دهید آنها بدانند که شما برای کارهایشان ارزش قائلید.
فقط برای اینکه لحظات را در کنار خانواده خود بگذرانید، کاری مانند خرید از فروشگاه را به کارهای روزانه خود اضافه کنید.
تاریخ هایی راکه برای اعضای خانواده مهم است، مانند رویدادهای مهم یا پیشرفتهایی که در کارها داشته اند بخاطر داشته باشید.
الگویی برای عشق و محبت برای خانواده خود باشید.
اجازه دهید که خانواده تان بدانند آنچه هنگام دعوا و عصبانیت می گویند برای شما مهم نیست.
عبارت« دوستت دارم» را هرگز از یاد نبرید و سرلوحه کار خود قرار دهید.
اگر اتفاق نا گواری برای همسرتان افتاد اختلاف ها را کنار بگذارید و صمیمانه با او همدردی کنید، به طوری که تصور نکند انسان فرصت طلبی هستید.
در لحظات بحرانی به همسرتان مرتباً دلداری دهید و مصممانه کنارش باشید که احساس خلاء نکند.
در مواقع بحرانی و پیشامد ناگوار برای همسرتان، ابداً از گذشته سخن نگویید، بلکه به طرفداری و ملاطفت وی بپردازید.
در مواقع ناگوار برای همسرتان، او را در به دست آوردن اندیشه و آرامش از هر طریق که می توانید، کمک کنیدو سعی نمایید اطرافش خلوت یا شلوغ باشد، بسته به این که او چطور راحت تر است.
در موقع بحرانی ناشی از شغل یا مرگ و میر خانوادگی همسرتان، چون کوه به دور از اختلافات احتمالی قبلی کنارش باشید و او را با مهربانی پذیرایی کنید.
از به رخ کشیدن جداً خوداری کنید.
گله گذاری های خانوادگی را به حداقل برسانید.
لقب دروغگو به همسرتان ندهید که گستاخ و بی پروا می شود.
نسبت به آنچه او در موردش حساس است کمتر حرف بزنید یا اقدام کنید.
در اوقات بحرانی و ناراحتی هر چه می توانید درکش کنید و مرهمی برای او باشید.
در اوقات حساس گرفتری اقتصادی اگر برایتان امکان دارد، به سرعت به یاریش بشتابیدو همیشه سعی کنید پس اندازی هر چند ناچیز داشته باشیدکه در روزهای گرفتاری شادی آفرین خواهد بود.
در ابراز علاقه به همسرتان امساک نکنید، چون ابراز محبت نوعی بازده قلبی است.
به او بگویید« دوستت دارم ». این عبارت همیشه شعف انگیز خواهد بود.
اجازه ندهید مشکلات اقتصادی، کاری و غیره شما را از همسرتان دور سازد.
از ابراز محبّت به همسرتان خجالت نکشید و غرور هم نداشته باشید.
گاه و بی گاه در شبانه روز دستهای او را در دستانتان بفشارید و حتی او را بغل کنید.
هدیه ای را که همسرتان دوست دارد ماهی بک بار برایش بخرید. هر چند یک شاخه گل باشد( لازم نیست هدیه گرانقیمت باشد).
هر گاه هدیه ای به شما داده شده، از او تشکر کنید و پا را از گلیم خود درازتر نسازید.
مسائل فامیلی، حاشیه ای، فرهنگی و برچسب زدنها را بزرگ نکنید و شریک زندگی تان را درگیر نسازید.
چنانچه در تربیت فرزندان اختلاف سلیقه ای دارید، آن را در حضور فرزندان ابراز نکنید، بلکه در خفا و پنهانی تذکر دهید.
اگر همسرتان دستوری یا مطلبی به فرزند یا فرزندانتان گفت، مخالفت نورزید، هر چند با نظر او مخالف باشید.
از مقایسه کردن خودداری کنیدو الگو برداری و تقلید را رها سازید.
مسئله خیانت و باورهای قدیمی را دور بریزید وبر خرابه های آن شالوده ای نو بنا کنید و تلقی زیبایی از زندگی داشته باشید و بر پایه ی اعتماد زندگی کنید.
از برچسب زدن و عدم اعتماد پرهیز داشته باشید و او را در کارهایش کمک کنید.
به صحبت های همسرتان توجه کنید و خلوت او را به هم نزنید و تقلید و مسخره اش نکنید.
با توجه به قدرت مالی و اقتصادی، از شریک زندگی تان توقع داشته باشید.
نسبت به کارهای همسرتان حس قدرشناسی داشته باشید، که تشکر موجب تشویق می شود.
به غرایز جنسی، به موقع اهمیت دهیدو توجه کافی داشته باشید.
سلیقه ی شریک زندگی را به باد انتقاد نگیرید و از انتقادهای طوفان زا بر حذر باشید.
برای خدمات و کارهای شریک زندگی تان اجر و اهمیت قائل شوید و به آنها احترام بگذارید.
از مشاجره جداً بپرهیزید، و به ویژه در حضور فرزندان مطلقاً مشاجره نکنید...    
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:13 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

اثرات محرومیت از پدر بر روی فرزندان


  اثرات محرومیت از پدر بر روی فرزندانخانواده ای متعادل است که در آن ۲ رکن و ۲ استوانه وجودی یعنی مادر و پدر حاضر باشند و همچون دو کفه ترازو وضعی متوازن و متعادل پدید آورند.مطمئنا اگر یکی از این دو کفه غایب باشند، تربیت کودک دچار عارضه خواهد شد.
در گذشته یتیمی و بی پدری وجود داشت ، اما مرگ باعث آن می شد نه طلاق ، جدایی و ترک اعضای خانواده ، اما متاسفانه فقدان پدر در عصر ما یکی از غیرمنتظره ترین و عجیب ترین وقایع اجتماعی است. این شرایط موضوعی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد چگونگی رابطه مادر و کودک است.
اثرات حضور پدر در خانواده بسیار زیاد است و برای این که به اهمیت این نقش مهم بیشتر پی ببریم ، کافی است بدانیم تصور کودک از پدر چیست. او پدر را مسوول خانه ، عامل ایجاد نظم و امنیت ، عامل اجرای قانون و انضباط و سر و سامان دهنده امور زندگی می شناسد. پدر روح وجودی خانواده است ، چراغ منزل است. حضور پدر در خانواده عامل رشد و دلیلی برای چرخیدن امور خانواده براساس نظم و قاعده است. در سایه حضور او هر کس می داند چه کند و به انجام وظیفه خود می پردازد. هیچ کس حق تخطی از مرز و تجاوز از حدود را ندارد و همه باید در مرز قواعد خانه سیر کنند.
پدر برای کودک همدم ، همبازی ، رفیق و مانوس است. کودک حضور او را برای خود مغتنم می داند و در کنارش احساس غرور و سرافرازی دارد. با سخنان او می خندد، می آموزد و از طرز برخورد او با همسر راه و روش زندگی را درک می کند. حضور پدر سبب ایجاد شخصیت سالم در کودک می شود و ناسازگاری و رفتارهای ضداجتماعی او را از میان می برد.
با استفاده از رهبری های پدر در راه و رسم درست گام می نهد و به تکمیل و تکامل خود می پردازد. احساس امنیت می کند و به زندگی دلگرم می شود.
بسیاری از متخصصان جرم شناسی ، حضور پدر را در خانواده بهترین عامل پیشگیری از انحرافات به حساب آورده اند و یادآور شده اند برای جلوگیری از انحرافات نوجوانان ضروری است پدران را از خیابان ها و مراکز عمومی جمع و به سوی خانه ها روان کنیم.
دختران و محرومیت از پدر
عوارض ویژه غیبت پدر تحت تاثیر عواملی نظیر شخصیت مادر، زمینه های اقتصادی اجتماعی و وجود یا نبود خواهر، برادر و همچنین جنسیت کودک قرار دارد.
برخی گزارش ها حاکی از این است که دخترها کمتر از پسرها تحت تاثیر فقدان پدر قرار می گیرند و برخی دیگر نیز حاکی از آن هستند که دخترها در این شرایط در زمینه رشد روابط با جنس مخالف و رشد اجتماعی آسیب می بینند.
دختران فاقد پدر اغلب در مواجهه با مشکلات خود بسیار آسیب پذیر و شکننده هستند. بسیاری از محققان معتقدند رفتارهای پرخاشگرانه ای که دختران در بازی با عروسک ها ابراز می کنند، ممکن است انعکاس تعرض آنها با مادران خود باشد و علایمی نظیر ناسازگاری مداوم در مدرسه و رفتارهای احساسی در بین دختران فاقد پدر که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، مشاهده می شود. چنین رفتارهایی ممکن است تجلی کمبود دختران در برقراری روابط معنی دار با یک مرد بالغ در محیط زندگی خانوادگی خود باشد.
این در حالی است که بسیاری از مطالعات جدید نشان داده اند که حضور پدر یکی از عوامل موثر مهارت دختران در ریاضیات است و در کنار سختگیری پدرانه مدت زمانی که پدران صرف خواندن با فرزندانشان می کنند باعث افزایش قدرت کلامی دخترانشان می شود.
ارزیابی مادر از پدر
نگرش مادر نسبت به پدر عامل مهمی در رشد نقش جنسیتی کودک و شخصیت اوست. در ازدواج های موفق تایید احساسات مثبت کودک نسبت به پدر از سوی مادر نقش بسیار مهمی دارد. چنین مادرانی با تایید پدر به عنوان یک الگو به همانندسازی پسران کمک می کنند و نیز تنشهای احتمالی بین پدر و دختر را از طریق ارتباطی که در آن احترام و ارزش برای پدر وجود دارد کاهش می دهند.نگرشهای مادر زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که وی دارای فرزند مذکر و همچنین فاقد شوهر باشد. ارزیابی مادر از غیبت پدر اغلب با دلایلی که برای آن غیبت آورده می شود، مرتبط است. بحث در مورد اثرات غیبت پدر بر کودکان برای هر مادری ممکن است ناخوشایند باشد؛ اما این موضوع هنگامی ناخوشایندتر است که غیبت پدر به علت طلاق یا ترک خانه باشد. در واقع، اثرات غیبت پدر به علت طلاق یا ترک خانه به مراتب شدیدتر از اثرات فقدان پدر به علت مرگ آن بر فرزندان است. عامل بسیار مهمی که این اثرات را به میزان زیادی تعدیل می کند، رابطه کودک با مادرش است.
رابطه بین پدر و کودک پیش از غیبت پدر و نیز سن کودک هنگام شروع غیبت نیز عوامل مهمی در تعیین چگونگی نگرشهای مادر نسبت به پدر هستند. به عنوان مثال ، برای پسر فاقد پدری که تا ۱۰ سالگی رابطه مثبتی با پدر داشته ، احتمال کمتری وجود دارد که تحت تاثیر نگرش های منفی مادر نسبت به پدر قرار گیرد تا پسری که از محبت و تربیت پدری حتی قبل از آن که فاقد پدر شود، محروم بوده است.
مادری که نسبت به جنس مذکر نگرش مثبتی دارد، رشد شخصیتی کودک را تسهیل می کند. برای مثال او با تمجید از شایستگی های عموی پدر و یادآوری محاسن او می تواند به فرزندش کمک کند تا ارزش مذکر بودن را بیاموزد. از طرف دیگر، کم بها کردن جنس مذکر بویژه پدر ممکن است سبب شود کودک تصور مناسبی از مردها نداشته باشد.
پسری ، محروم از الگوهای مردانگی
حضور کم پدر، بویژه طی نوزادی و اوایل کودکی ، غالبا منجر به افزایش شدت رابطه عاطفی بین مادر و کودک می شود. دلبستگی شدید و نسبتا انحصاری ممکن است تقابل با همسالان و رشد نقش جنسیتی کودک را بشدت بازداری کند. تعارض های نقش جنسیتی بیشتر در جوامعی وجود دارد که کودکان و نوجوانان رابطه نسبتا انحصاری با مادرانشان دارند.
پسر محروم از پدر، علاوه بر نداشتن یک الگوی مناسب نقشهای مردانه ، احتمالا با مادری مواجه می شود که رفتار مردانه را تشویق نمی کند.
اغلب پسران محروم از پدر از سوی همسالان خویش به علت فقدان رفتار مردانه ، بویژه هنگام شروع سال تحصیلی یا در بازیها، مورد طرد قرار می گیرند. در اینجاست که کودک دچار اغتشاش و تعارض در نقش جنسیتی خود می شود، زیرا بین آنچه مورد توجه و تشویق مادر است و آنچه همسالان می پسندند تفاوت وجود دارد. چنانچه کودکی از نظر عاطفی و آموزشی شدیدا به مادرش متکی باشد، ممکن است نقشهای مردانه را کسب نکند. با این حال ، حفظ ثبات و همسانی در رفتار براساس یک معیار درونی از صفات مردانه و زنانه برای یک پسر فاقد پدر ممکن است بسیار مشکل باشد و منجر به اضطراب در وی می شود.
مراقبت های افراطی مادر نگران
مراقبت افراطی مادر یکی از پیامدهای محرومیت از پدر است. در خانواده هایی که مراقبت و حمایت بیش از اندازه مادر وجود دارد، پدر عموما نقش منفعل و بدون کارآیی دارد. چنانچه پدر وجود نداشته باشد، اغلب احتمال ایجاد یک نوع الگوی مراقبت افراطی از سوی مادر افزایش می یابد. در این میان سن کودک در هنگام شروع غیبت پدر یک عامل اساسی است. پسری که هنگام نوزادی یا سالهای اول کودکی به هر دلیلی از نعمت پدر محروم می شود، احتمال بیشتری دارد که از سوی مادرش مورد مراقبت و مواظبت افراطی قرار گیرد.
اما چنانچه محرومیت از پدر زمانی شروع شود که سن پسر بالاتر است ، ممکن است انتظار داشته باشد بسیاری از امور و مسوولیت هایی را که قبلا پدر انجام می داده است ، پسر برعهده گیرد.
محرومیت از پدر طی دوره هایی از رشد ممکن است کودک را مستعد وابسته شدن بیش از حد کند. با مطالعه کودکان کلاس اول مشخص شده است بیشتر کودکانی که از سوی معلمانشان به عنوان افراد بیش از حد وابسته ارزیابی می شوند، از خانواده هایی هستند که در آنها محرومیت از پدر وجود داشته است. در این مطالعه از میان هر ۲۰کودک بیش از حد وابسته ۱۳نفرشان مربوط به خانواده هایی بوده اند که در طول ۳سال اول زندگی این محرومیت را داشته اند.
بسیاری از پسران کوچکی که در عروسک بازی نقش دخترانه به خود می گیرند مادرانی داشته اند که فعالیت آنان را در خارج از خانه محدود می کنند و در مقایسه با دیگر مادران رفتارهای استقلال طلبانه و مردانه کودکشان را کمتر تشویق می کنند. بسیاری از پاسخهای غیرمعمول مادران فاقد شوهر نشان می دهد که آنان می ترسند کودکانشان از نظر جسمانی آسیب ببینند یا وقتی بزرگتر شدند نتوانند آنها را کنترل کنند.    
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:14 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها