0

والدین و فرزندان

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

احترام به والدین


  در كافی به سند خود از عبد الله بن سنان روایت كرده كه گفت‏از امام صادق(ع)شنیدم می‏فرمود: یكی از گناهان كبیره عقوق والدین، و یكی دیگر نومیدی ازرحمت‏خدا،و یكی ایمنی از مكر اوست، و روایت‏شده كه از هر گناهی بزرگتر شرك به خدااست (۱) . و در كتاب فقیه درحقوقی كه از امام زین العابدین(ع)روایت كرده فرموده: بزرگترین حق خدا بر تو این است كه اورا بپرستی، و چیزی شریكش نسازی كه اگر اینكار رابه اخلاص كردی خداوند حقی برای تو برخود واجب می‏كند، و آن این است كه امور دنیا وآخرتت را كفایت می‏كند. و نیز فرمود: و اما حق مادرت این است كه بدانی او تورا طوری حمل كرد كه احدی، احدی را آن طور حمل نمی‏كند، آری او تو را در داخل شكم خود حمل كرد، واز میوه قلبش‏چیزی به تو داد، كه احدی به احدی نمی‏دهد، و او با تمامی اعضای بدنش تو را محافظت‏نمود، و باك نداشت ازاینكه گرسنه و تشنه بماند، بلكه پروایش همه از گرسنگی و تشنگی توبود، او باك نداشت ازاینكه برهنه بماند، همه پروایش از برهنگی تو بود، او هیچ پروایی
نداشت از گرما، ولی سعیش این بود كه بر سر تو سایه بیفكند،او به خاطر تو از خواب خوش‏صرفنظر كرد، و تو را از گرما و سرما حفظ نمود، همه این تلاشها برای این است كه‏تو مال اوباشی، و تو نمی‏توانی از عهده شكر او برآیی، مگر با یاری و توفیق خدا. و اما حق پدرت این است كه بدانی او ریشه تو است، چون‏اگر او نبود تو نبودی، پس هروقت از خودت چیزی دیدی كه خوشت آمد، بدان كه اصل آن نعمت پدرتو است، پس حمدخدا گوی، و شكر پدر بجای آر، آن قدر كه با این نعمت برابری كند، و هیچ نیرویی نیست جزبه وسیله خدا (۱) . و در كافی به سند خود از هشام بن سالم، از امام صادق(ع)روایت‏كرده كه‏فرمود: مردی نزد رسول اكرم(ص)رفت و گفت: یا رسول الله به چه‏كس نیكی كنم؟فرمودبه مادرت، عرضه داشت: سپس به چه كس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه‏كس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه كس؟فرمودبه پدرت (۲) . و در مناقب آمده كه روزی حسین بن علی(ع)به عبدالرحمان بن عمرو بن‏عاص گذشت، پس عبد الرحمان گفت: هر كه می‏خواهد به مردی نظر كند كه محبوبترین‏اهل‏زمین است نزد اهل آسمان، به این شخص نظر كند، كه دارد می‏گذرد، هر چند كه من بعد ازجنگ صفین تاكنون با او همكلام نشده‏ام. پس ابو سعید خدری او را نزد آن جناب آورد، حسین(ع)به‏او فرمود: آیامی‏دانستی كه من محبوبترین اهل زمین نزد اهل آسمانم، و با این حال در صفین شمشیربه‏روی من و پدرم كشیدی؟به خدا سوگند پدر من بهتر از من بود، پس عبد الرحمان عذر خواهی‏كرد و گفت:آخر چه كنم رسول خدا(ص)به خود من سفارش فرمودكه پدرت را اطاعت كن، حضرت فرمود: مگر كلام خدای را نشنیدی كه فرمود: و ان‏جاهداك‏علی ان تشرك بی ما لیس لك به علم فلا تطعهماو نیز مگر از رسول خدا(ص)نشنیده‏ای كه فرمود:اطاعت(پدر و مادر و یا هر كس كه اطاعتش واجب‏است)باید كه معروف باشد، و اطاعتی كه نافرمانی خدا است معروف و پسندیده‏نیست، و نیزمگر نشنیده‏ای كه هیچ مخلوقی در نافرمانی خدا نباید اطاعت‏شود (۳) .
(۱)من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۳۷۶. (۲)كافی، ج ۲، ص ۱۵۹، ح ۹. (۳)مناقب، ج ۴، ص ۷۳ - طبع قم.
علامه سید محمد حسین طباطبایی قدس سره ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱۶ صفحه ۳۲۷

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:21 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

احساسات کودکانمان را دریابیم


  احساسات کودکانمان را دریابیمیکی از وظایف والدین حمایت از کودکان در مقابل هیجانات و احساسات دردناک است. مخصوصا که می دانیم همیشه یک راه حل ساده برای بیشتر مشکلات پیش آمده، وجود دارد.
کمک به کودکان برای کنترل احساسات سنگین و مشکل مانند ناراحتی، عدم پذیرش، ترس یا ناامیدی کار ساده ای نیست، زیرا طبیعتا خواهان این هستیم که کودکان از احساسات عذاب آور دور باشند. همچنین احساسات منفی ای وجود دارد که نمی خواهیم در موردش چیزی بشنویم زیرا ناراحت کننده هستند. به خصوص می توان به خشونت، خصومت، و عداوت اشاره کرد. غالبا تلاش می کنیم این احساسات را سرکوب کنیم زیرا احساس می کنیم از نظر اجتماعی نامناسبند یا از این می ترسیم که کودکانی که چنین احساساتی را بروز می دهند، رفتارهای نامناسب بیشتری از خود نشان دهند.
ما نسبت به کودکان تجربیات بیشتری داریم، بنابراین طبیعتا حس می کنیم که بنشینیم و کاری بکنیم. زمانی که به ناراحتی، ترس، نگرانی کودکان با تحسین، قوت قلب دادن، توجه کردن یا پند دادن، عکس العمل نشان می دهیم، معمولا به این علت است که شریک احساسات آنهاییم و می خواهیم که بفهمند مشکلات قابل حل هستند یا به این علت می خواهیم در مقابل احساسات ناراحت کننده از آنها حمایت کنیم. زمانی که با اوامر، هشدارها، درس اخلاقی دادن یا سرزنش کردن با کودکان برخورد می کنیم، معمولا به علت ترس از رخ دادن مجدد این اتفاقات در آینده است.
● شنیدن انفعالی
این مورد به عمل شنیدن بدون گفتن چیزی بازمی گردد، و معمولا بعد از توجه به علائمی است، لفظی یا غیرلفظی، که کودک احساس هیجانات سنگین می کند. شنیدن انفعالی موجب ترغیب کودکان برای ادامه صحبت می شود و غالبا موفقیت آمیز است. توجه شما در طی شنیدن انفعالی باید تلاش برای فهم پیام کودکان باشد. (گاهی اوقات کودکان بیمناک می شوند و دیگر صحبت نمی کنند. به توانایی شماره ۳ مراجعه کنید.)
● واکنش های تصدیقی
پاسخ هایی مانند «آ-ها» و «اوه- فهمیدم» و اشاره ها و حرکت هایی که ارتباط برقرار می کنند نشان می دهند که شما دقت می کنید و مایلید که صحبت های او را بشنوید.
● گشاینده در
(دعوت به صحبت بیشتر)
جملاتی مانند «می خواهی در موردش صحبت کنی؟» یا «بیشتر بگو» یا «به نظر می رسد که چیزی در ذهنت است»، موجب تشویق کودک به ادامه صحبت می شود. این پاسخ ها و واکنش ها بسیار سخت و قاطع هستند زیرا توجه شما را در مورد احساسات کودکان بدون داوری و حس شما، نشان می دهد.
● شنیدن فعال
بسیار شبیه شنیدن موثر است. در شنیدن فعال، شما نباید تلاش کنید تا یک پیام حقیقی را نشان دهید بلکه باید آینه ای باشید که هر آنچه کودک می گوید را نشان دهید. شنیدن فعال با شنیدن انفعالی متفاوت است زیرا فردی که می شنود به طور فعال پیام گوینده را با کلمات خودش دقیقا شرح می دهد. بنابراین، اگر شنونده پیام را متوجه نشود، گوینده حرف های او را تصحیح می کند.
شنیدن مشکلات فرزندان هر چند پیش پا افتاده موجب روشن شدن بزرگترها می شود. کودکان نیاز به این دارند که کسی احساسات آنها را بفهمد. با گوش کردن به کودکان، به آنها اجازه می دهیم تا در مورد احساسات و هیجاناتی صحبت کنند که موجب ناراحتی شان شده و این باعث می شود تا والدین دریابند که چطور اینگونه احساسات را کنترل کنند.
والدین همدرد، همدل، زمانی که کودکانشان را در حال گریه می بینند، می توانند خودشان را در موقعیت آنها ببینند و درد آنها را حس کنند. زمانی که کودکانمان را در حالت عصبانیت، می بینیم، می توانیم ناامیدی و خشم شان را حس کنیم.»
اگر بتوانیم چنین احساسات نزدیکی را حس کنیم، کودکانمان را درک کرده ایم، تجربیاتشان را باور کرده و کمکشان می کنیم تا یاد بگیرند که خودشان را تسکین دهند. این توانایی ما را مانند الواری در رودخانه نشان می دهد که ممکن است در شیب تند رودخانه قرار گیرد. مهم نیست که چه موانعی و مشکلاتی در مسیر ارتباطمان با کودکان قرار دارد، می توانیم در مسیر رودخانه بایستیم و آنها رابه سوی هدف هدایت کنیم. حتی اگر مسیر بسیار گول زننده باشد (همانطوری که غالبا در دوره نوجوانی است)، می توانیم به کودکان در گذشتن از موانع کمک کنیم و در یافتن مسیرشان ریسک کنند.     میترا مسیبی
  روزنامه کیهان
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:26 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

اخلاق، میراث والدین برای فرزندان


  اخلاق، میراث والدین برای فرزندانآیا تا به حال مادر یا پدری را در حال فریاد زدن بر سر کودک خود و یا احیاناً تنبیه بدنی او دیده اید آیا تا به حال کودک و یا نوجوانی را در حال دعوا با دیگران، مشاجره لفظی با خانواده و یا بد خلقی با همکلاسی های خود دیده اید
● حلقه گمشده
فرزندان آئینه تمام نمای رفتار پدر و مادر خود هستند. وقتی ما با همسر خود با صدای بلند صحبت می کنیم، وقتی تنها به خواسته های خود فکر می کنیم، وقتی دروغ می گوییم، خستگی فعالیت های روزانه را بر سر اعضای خانواده خالی می کنیم و به نظم و انضباط بی توجه هستیم، چه انتظاری از فرزندان خود داریم که طبق موازین اخلاقی عمل کنند
در دنیای امروز، بخصوص، «اخلاق» حلقه گمشده جوامع بشری است. در قرن ۲۱ شاید بشر به پیشرفت های علمی اعجاب انگیزی دست پیدا کرده باشد اما مسئله ای که مهجور مانده و یا مهجور نگه داشته شده، اخلاق است. مسئله ای که پیامبر اکرم(ص) آن را علت بعثت و برانگیخته شدن خود به نبوت اعلام می کند. اما آیا صادقانه با خود فکر کرده ایم چقدر به این موضوع ولزوم جود اخلاق در زندگی توجه داریم آیا تا به حال فکر کرده ایم که زندگی ما چقدر برمبنای اخلاق استوار است و موازین اخلاقی در خانواده رعایت می شود یا نه
● سؤال بیجا!
بعضی از پدر و مادرها تصور می کنند اگر فرزند از نظر خوراک و پوشاک تأمین و از نظر تحصیلی نیز به سطح قابل قبولی رسیده باشد برای آنها کافی است. این دسته از والدین اعتقادی به سازندگی اخلاقی فرزندان ندارند. آنان نه خود اصول اخلاقی را رعایت می کنند و نه تلاش می کنند که فرزندانی متخلق به اخلاق حسنه داشته باشند. اما زمانی که نوجوان، پرخاشگر، بی ادب و بی انضباط می شود، از خود می پرسند: «چرا ما که تمام تلاشمان را برای زندگی آنها کرده ایم.»
توجه نکردن به مسائل اخلاقی در سنین خردسالی و کودکی، پیامدهای ناگواری در سنین نوجوانی و جوانی در پی خواهد داشت. اگر زمانی که ذهن و قلب فرزند ما آماده پذیرش تربیت صحیح است مورد بی توجهی قرار گیرد، در سنین بالاتر، خیلی سخت تر می توان او را از عادات ناپسند دور کرد.
● تکلیف الهی
از جمله وظایفی که خداوند بر عهده پدر و مادر در قبال فرزندان گذاشته، تربیت صحیح دینی است و این، یکی از حقوق فرزندان محسوب می شود که در بیشتر خانواده ها مورد غفلت واقع شده است. حضرت علی(ع) در این زمینه می فرمایند: «میراثی مانند ادب نیست.» معمولاً اگر فرزند ما نمره درسی اش کم شود و دست به کارهای خطرناک بزند، به درس و مدرسه توجه نشان ندهد یا به حرف های ما بی توجه باشد، ناراحت شده و واکنش نشان می دهیم. اما اگر برای نماز صبح بیدار نشود، دروغ بگوید و کاهلی در امور دینی داشته باشد آن را به عنوان ناهنجاری تلقی نمی کنیم و به راحتی از آن می گذریم. اگر کودک ما با چنین تربیتی رشد کند، در آینده نباید انتظار داشت که فردی پایبند به اصول مذهبی و اخلاقی باشد. همانطور که خداوند در آخرت از نوع تربیت فرزندان، از والدین بازخواست خواهد کرد، مردم نیز مؤدب بودن یا نبودن فرزند را به پای پدر و مادر خواهند گذاشت. چه عملی سنگین تر و پر اجر تر از تربیت یک نسل پاک، متعهد و خداشناس وجود دارد.
حضرت سجاد(ع) در رساله حقوق خود می فرمایند: «و اما حق فرزندت آن است که بدانی او از توست و خیر و شر او در همین دنیا به تو نسبت داده می شود و تو نسبت به تربیت شایسته او و راهنمایی اش به سمت و سوی خدا و کمک به خدا پرستی اش، مسئولی و در این مورد پاداش و کیفر خواهی شد. پس در کار تربیت فرزند، چنان رفتار کن که اگر در دنیا آثار خوب داشت مایه آراستگی تو باشد و نزد پروردگار حجت داشته باشی».
زمانی ما مسلمان واقعی محسوب می شویم که اعمالمان گویای مذهب ما باشد. زمانی که با فرزند خود تندی می کنیم، او را دعوت به گفتن دروغ به اصطلاح مصلحتی می کنیم و در برابر بی توجهی آنان به مسائل مذهبی واکنش نشان نمی دهیم، انتظاری هم نباید داشته باشیم که آنان در آینده فردی پرهیز کار و خداترس شوند. در مقابل هم فشار بیش از حد بر فرزند برای انجام فرایض دینی، سختگیری، پرخاشگری در مقابل انجام ندادن اعمال نیز اثر سوئی بر فرزند خواهد گذاشت و چه بسا او را از دایره دینداری خارج می سازد.     شیما جمالی
  روزنامه ایران

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:35 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

ارتباط پدران و فرزندانشان


  ارتباط پدران و فرزندانشاناز زمان باستان و بسیار قدیم نظرات و عقاید وحشتناکی در مورد پدران به جای مانده است مثلا پدران دارای قلب سرد و بی احساسی هستند و یا در انجام وظایف خود مسئولیت پذیر نیستند و ... . ولی آیا واقعا پدران اینگونه اند؟
با بیماری کودک د ر خانواده همه اعضا درگیر امور مراقبت از وی میشوند و بیشتر از همه این مادران هستند که دخالت مستقیم در امر مراقبت از فرزند خود دارند و دچار استرسها و تنشهای مربوط به آن میشوند . همه اعضای خانواده سعی در کمک به مادر خانواده و کاهش فشار های روحی وی دارند ولی در این میان کمتر به پدران و احساسات او توجه میشود و اینکه پدران نیز مانند مادران در هنگام بیماری فرزند خود دچار استرس و نگرانی میشوند.
وقتی کودکی بیمار گردد به ویژه اگر دچار بیماری مزمن شده باشد مادران به شدت در گیر مراقبت از وی میشوند. در این میان ممکن است پدران دچار احساس تنهایی و انزوا شوند و اینکه کسی ایشان را در امر مراقبت از کودک شریک نمیکند . ایجاد این حس در پدران باعث میشود که او در ارزیابی ارزش و نقش خود به عنوان فرد مهمی در خانواده دچار مشکل شود و در نتیجه دچار حالات روحی مثل خشم و عصبانیت بیش ازحد و احساس انزوا و یا سرخوردگی شده و این خود بر مشکل خانواده اضافه میکند .
اکثر مردان پدر بودن را مساوی مشغولیت دائمی و تلاش و کوشش مداوم در جهت رفاه خانواده خود میدانند و معتقدند عزت نفس ایشان در گرو کار آنان است . ولی با رشد جوامع و پیشرفت سطح فرهنگی خانواده ها به تعداد زنانی که در بیرون از منزل کار میکنند اضافه میشود و این باعث میشود که اکثر پدران دچار مشکل در برقراری تعادل بین مسئولیتهای خود در محل کار و منزل شوند .
وقتی مردی دارای فرزندی با بیماری مزمن یا ناتوانی خاص است تعریف پدر بودن در او تغییر میکند . مردان به سرعت یاد میگیرند که آنها نمیتوانند خانواده اشان را از مشکلات حفظ کنند و یا نتایج آن را کنترل نمایند .استرسهای شدید وارده به یک خانواده با داشتن کودکی با نیازهای ویژه – احساسی / مراقبتی / شغلی وآموزشی – پدر را افسرده و درمانده و ضعیف و بسیار بسیار عصبانی ودستپاچه میکند و خوابها و رویاهای او بد و وحشتناک میشود . تحقیقات نشان میدهد تعداد زیادی از پدران در این موارد احساس شکست و گناه میکنند به ویژه که مراکز حمایتی برای پدران نسبت به مادران بسیا ر کمتر است .
● پدران و سیستم بهداشتی – درمانی :
حس ایزوله و جدا بودن به وسیله بی اعتنایی به آنها و محروم کردن ایشان از حق انتخاب توسط پرسنل درمانی تشدید میشود . محققی در این مورد میگوید : ما به طور تصادفی پدران را فراموش نکرده ایم بلکه ما از آنها غفلت کرده ایم بر اساس این فرض که آنها در مقایسه با مادران اهمیت کمتری در رشد و تکامل کودک دارند .
دلایل مختلفی برای کمتر دخالت کردن پدران در امر مراقبت از فرزندشان وجود دارد از جمله :
▪ به دلیل آنکه اکثر مراقبین بهداشت ودرمان را خانمها تشکیل میدهد بعضی پدران بر این باورند که برای شرکت در امر مراقبت از کودک خود دچار مشکل هستند .
▪ همزمانی انجام امور درمانی در ساعات کاری صبح و مشغولیت پدران در شغل خود ( هر چند که مادران شاغل نیز بیشتراز پدران در امور مراقبتی فرزند خود شرکت میکنند )
▪ به دلیل ارتباط کم پدر با فرزندش اطلاعات پایه پدر راجع به ناتواناییهای فرزندش بسیار محدود است .
● مزایای شرکت دادن پدران در امور مربوط به فرزند بیمار خود :
نتایج مثبت ناشی از دخالت دادن پدران بی پایان است . تحقیقات نشان داده است که :
▪ ارتباط در خانواده تقویت میشود
▪ افسردگی و خستگی پدر و مادر هردو کاهش می یابد .
▪ پدر و مادر به یک نسبت درانجام وظیفه والدینی خود سهیم میشوند .
▪ میزان طرد کردن کودک از طرف والدین کاهش یافته و او را بیشتر میپذ یرند .
● راههایی برا ی تشویق پدران :
کادر بهداشت و درمان به مانند دروازه بانی هستند که میتوانند پدران را تشویق به دخالت و شرکت در امر مراقبت از کودک خود کنند .
در این جا چند راه پیشنهاد میشود :
الف ) میل و اشتیاق کارکنان درمانی به شرکت دادن پدران و نشان دادن این اشتیاق به آنان هرچند پدران درظاهر علاقمند نباشند . از مردان بپرسید چه کمکی می توانید به آنها کنید / چه مسایلی را در مورد فرزندشان میخواهند بدانند و... . به طور کلی تصویر ذهنی مثبتی نسبت به مردان داشته باشید .
ب) مکانی را برای آموزش مردان در نظر بگیرید :
برای دادن اطلاعات در مورد تغذیه مناسب و صحیح کودک / چگونگی استفاده از وسایل کمکی و پروتز مورد مصرف کودک / حقوق کودک / دانستن حقایقی در مورد کودک / تقویت مهارتهای پدران و اطمینان بخشی به ایشان و .. .
ج ) مردان را تشویق کنید تا در مورد پدران خود صحبت کنند :
در این صورت میتوان پی برد آیا وی الگوی مناسبی برای ایفای نقش والدینی داشته یا خیر و سپس تا حد امکان به او کمک کرد .
چ ) فرصتهای زیادی برای مردان فراهم کنید تا کودک خود را در آغوش بگیرد :
به خصوص اگر کودک در بخش مراقبتهای ویژه بستری باشد . پدر را تشویق کنید فرزندش را در آغوش بگیرد / با او صحبت کند و نوازشش کند .
ح ) امکاناتی فراهم کنید تا از غم و اندوه خلاص شوند :
مردان اغلب از ندانستن می ترسند و یا وظیفه ای که بر دوش دارند آنها را میترساند و عصبانیت اغلب پوششی برای انکار این حس و فرار از ترس و غمگینی است . بنا براین فراهم کردن شرایطی که در آن مردان نگرانیها و ترسهای خود را با دیگران تقسیم کنند مثل صحبت با سایر پدران در وضعیت مشابه باعث میشود ترس و اندوه ایشان به شدت کاهش یابد .     فاطمه کلروزی - کارشناس ارشد آموزش پرستاری
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:55 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

ارتباط مادر و کودک


  ارتباط مادر و کودکبدون‌ تردید آموزش‌ چگونگی‌ برقراری‌ ارتباط‌ فرد با فرد دیگر و حضور در جمع‌ را باید از دوران‌ كودكی‌ برای‌فرزندان‌ خود در نظ‌ر بگیریم‌. نكته‌ مهم‌ و اساسی‌ آن‌ است‌ كه‌، آنچه‌ موجب‌ بقای‌ فرد در گروه‌ می‌شود،برقراری‌ روابط‌ بین‌ آنهاست‌. كودك‌ انواع‌ روابط‌ی‌ را كه‌ در یك‌ گروه‌ اجتماعی‌ ابداع‌ شده‌ است‌، می‌آموزد. زبان‌یكی‌ از مهم‌ترین‌ راههای‌ ارتباط‌ی‌ است‌. انسان‌ به‌ كمك‌ زبان‌ توانسته‌ است‌ به‌ تفكری‌ پیچیده‌ دسترسی‌ پیدا كند.
در شرایط‌ی‌ كه‌ پیامهای‌ كلامی‌ و غیركلامی‌ هر دو یك‌ محتوا را منتقل‌ كنند، بخش‌ مهمی‌ از قصد فرستنده‌،توسط‌ فرد گیرنده‌ دریافت‌ خواهد شد. مواردی‌ وجود دارد كه‌ پیامهای‌ غیركلامی‌ نشانگر قصد واقعی‌ فرستنده‌پیام‌ نیست‌. مانند كسی‌ كه‌ غمگین‌ است‌، ولی‌ لبخند می‌زند. علاوه‌ بر این‌، قدرت‌ تشخیص‌ گیرنده‌ در میزان‌دریافت‌ پیام‌ از ط‌رف‌ فرستنده‌ نیز حائز اهمیت‌ است‌.
در تحقیقی‌ كه‌ در دانشگاه‌ زنان‌ ژاپن‌ انجام‌ پذیرفت‌، انواع‌ روابط‌ كلامی‌ و غیركلامی‌ بین‌ چهار زوج‌ مادر ــكودك‌ مورد بررسی‌ قرار گرفت‌. سن‌ كودكان‌ بین‌ ۲ تا ۴ سال‌ و مدت‌ بازی‌ مادر با كودك‌ بیست‌ دقیقه‌ بود. دراین‌ تحقیق‌ برای‌ مادر توضیح‌ داده‌ شده‌ بود كه‌ در بازی‌ مكعب‌ها به‌ط‌ور آزادانه‌ با كودك‌ رفتار كند. حاصل‌ این‌تحقیق‌ این‌ بود كه‌ روابط‌ بین‌ مادر و كودك‌ در گروههای‌ زیر قرار می‌گیرد:
۱) زوج‌ مادر ــ كودك‌H
در این‌ زوج‌ وضعیت‌ مسلط‌ همیشه‌ در اختیار كودك‌ است‌. مادر همان‌ عملی‌ را كه‌ كودك‌ می‌خواهد، انجام‌می‌دهد. كودك‌ مجبور به‌ انجام‌ كاری‌ نمی‌شود، ولی‌ كمكهای‌ مادر موجب‌ می‌گردد كه‌ برای‌ انجام‌ كار، انگیزه‌پیدا كند. در این‌ شرایط‌ كودك‌ آزادانه‌ و به‌تنهایی‌ بازی‌ را به‌ اتمام‌ می‌رساند.
۲) زوج‌ مادر ــ كودك‌I
مادر همیشه‌ قویتر است‌. در پنج‌ دقیقه‌ اول‌ بازی‌، كودك‌ رفتارهای‌ خودمختارانه‌ای‌ انجام‌ می‌دهد، ولی‌ وقتی‌نمی‌تواند دستورهای‌ مادر را رد كند، در رفتار و حركات‌ از مادر تبعیت‌ می‌كند. مادر هرچند كه‌ تلاش‌ می‌كند پیشنهادهای‌ كلامی‌ كودك‌ را قبول‌ كند، لكن‌ در عمل‌ مكعبها را آن‌ط‌ور كه‌ خود می‌خواهد جابجا می‌كند. درچنین‌ شرایط‌ی‌ قبل‌ از آنكه‌ كودك‌ فرصت‌ پیدا كند كه‌ افكارش‌ را به‌ منصه‌ ظ‌هور برساند، مادر با عمل‌ خویش‌،یعنی‌ رابط‌ه‌ غیركلامی‌ خود بر رفتار و حركات‌ او تسلط‌ پیدا می‌كند، و از این‌ ط‌ریق‌ عمل‌ آزادانه‌ كودك‌ رامحدود می‌سازد. برخی‌ مواقع‌ آشفتگی‌هایی‌ نیز در رفتار كودك‌ به‌ وجود می‌آید كه‌ ناشی‌ از تعارض‌ بین‌ كلام‌و عمل‌ مادر است‌.
۳) زوج‌ مادر ــ كودك‌A
در این‌ زوج‌، كودك‌ تحت‌ فشار مادر شروع‌ به‌ بازی‌ می‌كند، ولی‌ چون‌ هنوز برداشت‌ درستی‌ از بازی‌ ندارد، لذارفتارش‌ به‌ شكل‌ كوشش‌ و خط‌ا انجام‌ می‌گیرد. وقتی‌ مادر تلاشهای‌ ناموفق‌ كودك‌ را مشاهده‌ می‌كند، موقعیت‌را در اختیار می‌گیرد و وضعیت‌ برتر را از آن‌ خود می‌كند. مواردی‌ كه‌ كودك‌ آزادانه‌ رفتار می‌كند، رفتار مادرشكل‌ مكمل‌ با رفتار او را پیدا می‌كند. در چنین‌ مواردی‌ مادر به‌ندرت‌ بازی‌ كودك‌ را محدود یا رد می‌كند، بلكه‌سعی‌ می‌كند كه‌ به‌ كودك‌ در انجام‌ كار یاری‌ كند.
۴) زوج‌ مادر ــ كودك‌T
در این‌ زوج‌ رفتار مادر و كودك‌ به‌ اشكال‌ مختلف‌ انجام‌ می‌گیرد. در مواردی‌ شبیه‌ به‌ زوج‌ I می‌شود. تعدادرفتارهای‌ آزاد در زوج‌ A و T تقریبا مساوی‌ است‌، ولی‌ نسبت‌ رفتار آزاد دو گروه‌ متفاوت‌ است‌. تفاوت‌ مهم‌بین‌ دو گروه‌ این‌ است‌ كه‌ رفتار مادر A در تایید رفتار كودك‌ است‌، در صورتی‌ كه‌ مادر T رفتار كودك‌ رانمی‌پذیرد و این‌ عدم‌ پذیرش‌ بیشتر زبانی‌ است‌. كودك‌ T به‌ بازی‌ خودش‌ ادامه‌ می‌دهد و می‌خواهد خود به‌تنهایی‌ به‌ انجام‌ بازی‌ بپردازد، ولی‌ مادر به‌دقت‌ در صدد انجام‌ تكلیفی‌ است‌ كه‌ فكر می‌كند در بازی‌ باید به‌ دقت‌انجام‌ گیرد. در مقابل‌، كودك‌ بازی‌ كاملا منحصربه‌فرد و آزادی‌ را انجام‌ می‌دهد و مستقل‌ از مادر عمل‌ می‌كند.
مشخصه‌ این‌ كودك‌ و مادر آن‌ است‌ كه‌ هر دو متقابلا ط‌رف‌ مقابل‌ را از نظ‌ر زبانی‌ رد می‌كنند، ولی‌ از نظ‌رحركات‌ با یكدیگر همكاری‌ دارند.
بعد از یك‌ سال‌ بررسی‌ كودكان‌ نامبرده‌ در بالا نتایج‌ زیر به‌ دست‌ آمد:
كودك‌ H مستقل‌ از مادر، توانایی‌ لازم‌ برای‌ لذت‌ بردن‌ از بازی‌ را داشت‌. او در بازی‌، مستقل‌ بود و توانایی‌ تنهابازی‌ كردن‌ را داشت‌. در عین‌ حال‌ قادر بود رفتارش‌ را آزادانه‌ و همراه‌ با صداقت‌ در گروه‌ بروز دهد. گاهی‌ نیزرفتاری‌ همراه‌ با ملاحظ‌ه‌كاری‌ نسبت‌ به‌ دوستانش‌ نشان‌ می‌داد.
رفتار كودك‌ I از روزی‌ به‌ روز دیگر فرق‌ می‌كرد. مواقعی‌ كه‌ كار برای‌ او دقیقا مشخص‌ نبود، صبر و حوصله‌كمی‌ از خود نشان‌ می‌داد. او در بازی‌ جمعی‌ راحت‌ نبود. صحبت‌ و رفتار او به‌ گونه‌ای‌ بود كه‌ او را در جمع‌مشخص‌ و متمایز می‌كرد. او مدت‌ زمان‌ زیادی‌ نمی‌توانست‌ از مادرش‌ جدا باشد.
كودك‌ A خجول‌ بود و اغلب‌ مستقلا به‌ بازی‌ نمی‌پرداخت‌ و تا حدود زیادی‌ به‌ دوستانش‌ وابسته‌ بود. در جمع‌تنش‌ داشت‌ و در بیان‌ درخواستهایش‌ از دیگران‌ به‌ط‌ور واضح‌ دچار مشكل‌ بود. سعی‌ می‌كرد كه‌ پیام‌ را تازمانی‌ كه‌ قابل‌ درك‌ برای‌ دیگران‌ بود، از ط‌ریق‌ حالات‌ صورت‌ منتقل‌ كند.
كودك‌T ، كودك‌ كنایه‌زن‌ و بذله‌گویی‌ بود و تمایل‌ داشت‌ كه‌ خودنمایی‌ كند. او نقشه‌های‌ زیادی‌ برای‌ بازی‌داشت‌، ولی‌ نمی‌توانست‌ با دیگران‌ همبازی‌ شود و درنتیجه‌ تنها بازی‌ می‌كرد.
به‌ این‌ ترتیب‌ این‌ بررسی‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ درجه‌ هماهنگی‌ یا ناهماهنگی‌ بین‌ رابط‌ه‌ كلامی‌ و غیركلامی‌ مادر،تاثیر زیادی‌ در رفتار اجتماعی‌ كودك‌ دارد. در هر نوع‌ رابط‌ه‌ انسانی‌ ارتباط‌ كلامی‌ و غیركلامی‌ همزمان‌ رخ‌می‌دهد. عواملی‌ ازقبیل‌ مقدار موافقت‌ و مخالفت‌ بین‌ كلام‌ و عمل‌، توان‌ و یا قدرت‌ لازم‌ برای‌ درك‌ قصد ط‌رف‌مقابل‌ و نقط‌ه‌ برتری‌ اجتماعی‌، انواع‌ مختلف‌ روابط‌ بین‌ انسانها را تشكیل‌ می‌دهد.
پس‌ بهتر است‌ از امروز به‌ هنگام‌ برخورد با كودك‌ دلبند خود همه‌ مواردی‌ كه‌ ذكر شد را، مد نظ‌ر قرار داده‌ و او را برای‌ آینده‌ و زندگی‌ در جامعه‌ تربیت‌ کنید.     فرحناز صفاییان
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:56 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان


ارتباط مبهم بین اعضای خانواده

 
ارتباط مبهم بین اعضای خانوادهانقلاب علمی که متعاقب رنسانس و در بستر تحولات اقتصادی و اجتماعی قرون جدید چهره نمود در قرن نوزدهم میلادی آهنگ فوق‌العاده سریع‌تری یافت و با شتاب اعجاب‌آور در اختراعات و اکتشافات، دستاوردهای علمی جدیدی را به دنبال آورد.
تمدن جدید که در پرتو تمام تلاش‌های بشری و دستاوردهای علوم تجربی حاصل شد، چهره زندگی انسان را تغییر داد و نعمت‌های فراوانی را به انسان ارزانی داشت.
اما همین تمدن جدید نه تنها از حل و رفع آلام و مصایب روحی بشر ناتوان ماند بلکه رنج‌های جدیدی را به دردهای پیشین افزود. جامعه مدرن امروزی با به ارمغان آوردن وسایلی چون، تلویزیون، ماهواره، کامپیوتر و... کانون گرم و صمیمی خانواده‌ها را هدف قرار داده و باعث شده که بسیاری از افراد زمان بسیاری را با این گونه وسایل سپری کرده و وقت و فرصت کمتری را صرف خانواده و ارتباط و گفت‌وگو بین اعضای خانواده کنند.
امروزه کمتر پیدا می‌شود که اعضای خانواده ساعاتی از شبانه‌روز را به گذراندن در کنار یکدیگر و صحبت و گفت‌وگو با هم اختصاص دهند. چرا که با پناه بردن به کار روزافزون و انواع برنامه‌های صوتی و بصری از نعمت فضای صمیمی و ارتباطات گرم خانوادگی بی‌بهره مانده‌اند.
امروزه کودکان و نوجوانان با پرداختن به انواع بازی‌های کامپیوتری و تماشای انواع برنامه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای کمتر در جمع خانواده‌ها احساس می‌شوند. والدین نیز با غرق شدن در کار و پرداختن به امور حاشیه‌ای از فراهم کردن فضایی صمیمی که موجب جذب دیگر اعضا و به‌ویژه نوجوانانشان شود، غافل مانده‌اند.
شوهری که پس از ساعت‌ها کار با ورود به خانه به سراغ برنامه‌های تلویزیونی، روزنامه‌ها ... می‌رود، مادری که بسیاری از وقت خود را صرف خرید و دیگر امور می‌کند. این تصور را ممکن است در همسر و فرزندان به وجود آورند که اعضای خانواده برای یکدیگر اهمیتی قائل نیستند. اکثر مشکلاتی که امروزه خانواده‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند به نوعی ناشی از کمبود روابط در بین خانواده‌هاست.
مسائلی چون روابط دختر و پسر و یا روابط پنهانی که بین زوجین رخ می‌دهد، می‌تواند ناشی از عدم ارتباط عاطفی و احساس عدم پذیرش از سوی خانواده، همسر، و عدم توجه به مسائل و مشکلات اعضای خانواده بوده که همه این موارد به نوعی ناشی از الگوهای ارتباطی و ارتباطات درون خانواده‌هاست.
یکی از مشکلات درون خانواده‌ها، ارتباطات ضد و نقیض یا متعارض است.این ارتباطات متعارض از آن ناشی می‌شود که عضوی از خانواده به‌ویژه والدین در یک زمان دو پیام متفاوت را از خود بروز می‌دهند، یا اینکه دو عضو خانواده هر کدام پیامی متفاوت با پیام دیگری برای دیگر اعضا می‌فرستند.
مثلاً در نوع اول پدر یا مادر با حالتی مهربانانه از کودک می‌خواهند که اتفاقات درون مدرسه را تعریف کند و زمانی که کودک قصد تعریف آنها را دارد با مشغول کردن خود به کاری و اینکه الان فرصت گوش دادن ندارد به کودک واکنش نشان می‌دهد.
این یک پیام متعارض است. از سویی به کودک توجه کرده و از او می‌خواهد که حرف بزند، از سوی دیگر مستقیم یا غیرمستقیم می‌گوید، حرف نزن، اهمیتی ندارد، این عمل کودک را گیج و درمانده می‌کند که چرا والد این کار را انجام داد. در پیام متعارض نوع دوم مادر به کودک یا نوجوان خود اجازه انجام کاری را می‌دهد در حالی که پدر با آن مخالفت می‌کند.
همه این پیام‌ها برای اعضای خانواده، پیام‌هایی متعارض هستند. کودکانی که خود را در محاصره این پیام‌ها می‌بینند، همان الگوهای ارتباطی نادرست را فرا گرفته و از خود بروز می‌دهند (مثلاً در مقابل برادر یا خواهر خود)‌ ادامه این روند می‌تواند منجر به کناره‌گیری اعضا از یکدیگر، متشنج شدن فضای خانواده، گوشه‌گیری کودک و نوجوان و کاهش ارتباطات و تعاملات خانواده شود.
در این پیام‌ها، گیرنده پیام به دلیل ابهام در پیام قادر به درک و فهم آن نیست و در نتیجه ممکن است برای درک پیام مبهم از ذهنیت خود استفاده کند. در واقع در چنین شرایطی پیامی که ارسال نگردیده، گرفته می‌شود.
پیام‌های مبهم بخش قابل توجهی از ارتباطاتی است که در بین اعضای خانواده وجود دارد. در حالی که آنها متوجه این پیام‌ها نیستند. ذهن خوانی، حدس زدن و عباراتی چون، «دیگر بس است»، «حالا فهمیدم»، «حالا یک روز می‌فهمی»، «تو چرا این‌طور هستی»، «آخر این هم شد زندگی»، «به تو هم می‌گویند زن»، «این چه جور رفتاری است» همگی پیام‌های مبهم‌اند. پیام‌های غیرکلامی مانند ژست‌ها، حالات چهره، نگاه‌ها و... می‌تواند پیام‌های مبهمی را صادر کنند.
والدین و دیگر اعضای خانواده باید نسبت به پیام‌هایی که از خود صادر می‌کنند و الگوی ارتباطی که در خانواده وجود دارد، آگاهی یابند. آگاهی به این پیام‌ها و الگوها به آنان کمک خواهد کرد تا نسبت به تغییر الگوهای ارتباطی نادرست خود اقدام کنند و تغییر الگوهای ارتباطی نادرست در بهبود تنش‌ها و مشکلات درون خانواده نقش مؤثری را ایفا خواهد کرد
 
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  11:56 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

ارتباط و تأثیر آن بر سلامت خانواده


  ارتباط و تأثیر آن بر سلامت خانواده● مقدّمه
آماده ساختن افراد برای ایفای نقش ها و مسئولیت های خانوادگی امر تازه ای نیست. از آن رو كه انسان ها درباره رشد بشر و زندگی خانوادگی دانش درونی ندارند، باید آن را از جایی بیاموزند. این یادگیری ها نه تنها می توانند از بروز آسیب های درون خانواده پیش گیری كنند، بلكه ممكن است سبب ارتقای كیفیت زندگی خانوادگی شوند.
بعضی از این انتقالات دانش تجربی طی رویدادهای طبیعی مانند بلوغ یا طی مراسم و آیین ها رخ می دهند، اما اغلب آن ها به شكل غیررسمی در سطح خانواده آموزش داده می شوند. برای مثال، اعضای خانواده مشاركت و نظارت در فعالیت ها و تعاملات خانواده را به گونه ای غیرمستقیم آموزش می دهند. در جوامع نسبتاً ساده و ابتدایی، خانواده قادر به آموزش اعضا در جهت انطباق آن ها با تغییرات جدید بود، ولی در جوامع پیشرفته و صنعتی، به دلیل تغییرات سریع، پیشرفت فنّاوری و تغییر نقش ها، آموزش های نسل گذشته ضمن اینكه به آسانی امكانپذیر نیستند، كافی و مناسب نیز نمی باشند. این تغییرات اجتماعی سریع و عدم انطباق دانش و مهارت های لازم می توانند سبب فشار بر افراد خانواده گردیده، در نتیجه، موجب گسستگی و یا مشكلات دیگر شوند.
به عقیده كركندال (Kirkendull (به موازات صنعتی شدن و ستری شدن جوامع، مشكلات شخصی خانواده ها مانند طلاق، مشاجره و اختلاف نظر بین والدین و فرزندان و یا تغییر در نقش های زناشویی و خانوادگی افزایش می یابند و درست به همین دلیل، تلاش در جهت تقویت هرچه بیشتر نهاد خانواده از سوی مؤسسات كاملا مشهود است. با گذشت زمان، این تلاش ها منسجم تر شده و به پی ریزی حركت هایی انجامیده اند كه از جمله آن ها می توان به آموزش زندگی خانواده۱و برنامه غنی سازی ازدواج۲
● بیان مسئله
«ازدواج» یكی از مهم ترین حوادثی است كه در زندگی هر آدمی رخ می دهد و به قدمت تاریخ و حتی ماقبل آن است. ازدواج در كنار تولّد و مرگ، یكی از سه حادثه مهم زندگی است كه در میان این سه، تنها وقوع ازدواج است كه در آن امكان انتخاب وجود دارد. انسان ها می توانند تصمیم بگیرند با چه كسی و چه موقع ازدواج كنند و بنابراین، پدیده ازدواج در زندگی انسان نقش اصلی ایفا می كند.۴
این رویداد معمولا در زمان ها و مكان های گوناگون با دوران جوانی مصادف بوده و عنصر اساسی آن احساس صمیمیت و نیاز به ایجاد یك رابطه صمیمی با جنس مخالف است. شاید به همین دلیل است كه اریكسون Erick-Erickson دوره جوانی را با ویژگی «صمیمیت» در برابر انزوا مشخص كرده است. اگر شخصی به دلایلی چنین نیازی احساس نكند و یا در ایجاد رابطه صمیمانه توانایی لازم را نداشته باشد، به سختی می تواند سازگاری زناشویی و در نهایت، سلامت خانواده را به دست آورد.
خانواده با ازدواج دو نفر شروع می شود و به تدریج، با تولّد فرزندان گسترش می یابد. بنابراین، اساس كاركردهای خانواده با نحوه سازگاری زوج ها شكل می گیرد. سازگاری زوج ها نه تنها بر میزان رضایتمندی و احساس خوش بختی آن ها اثر می گذارد و پریشانی های زناشویی را كاهش می دهد، بلكه جوّ مناسبی برای رشد فرزندان به وجود می آورد. با توجه به اهمیت سازگاری زناشویی در سلامت افراد خانواده و در نهایت، تعادل خانواده و جامعه، بشر از دیرباز با این سؤال مواجه بوده است كه «چرا زوجین دچار ناسازگاری می شوند؟»
در پاسخ به سؤال مزبور، رویكردهای متفاوتی مطرح شده اند كه در این میان، رویكرد «شناختی ـ رفتاری» در قالب الگوی «رفتاری ـ ارتباطی» از اهمیت خاصی برخوردار است. این الگو رفتار همسر را همیشه در زمینه رابطه ای آن مورد ارزیابی قرار می دهد، و این به معنای انكار فرایند فردی نیست، بلكه تأكید بر فرایند تعاملی است. رفتار یك همسر در خلأ رخ نمی دهد، بلكه در رابطه با موضوعات، افراد و رویدادهای دیگر اتفاق می افتد. الگوی «رفتاری ـ ارتباطی» اساساً براصول تغییر رابطه به طور كلی و آموزش مهارت های ارتباطی به طور ویژه تمركز دارد.۵
● اهمیت و ضرورت مسئله
زندگی انسان از مراحل و چرخه های متفاوتی تشكیل شده است كه یكی از پیچیده ترین و دشوارترین مراحل آن «ازدواج» و تشكیل خانواده است. ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویاست كه از ویژگی های خاصی برخوردار می باشد. توجه به كانون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط گرم و تعاملات میان فردی صمیمی كه می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند، از جمله اهداف و نیازهای ازدواج محسوب می شوند.
شواهد فراوانی گویای آن هستند كه زوج ها در جامعه امروزی، برای برقراری ارتباط و حفظ روابط صمیمانه و دوستانه، با مشكلات فراوانی مواجهند. در حقیقت، معضل «پریشانی زناشویی» بیش از هر طبقه تشخیصی روان پزشكی دیگر، دلیل مراجعه به مراكز بهداشت روانی است.۶
ناسازگاری پس از ازدواج نه تنها بر كنش های روانی ـ اجتماعی زن و شوهر، بلكه بر رشد و تحوّل كودكان و نوجوانان آن خانواده نیز آثار سوئی بر جای می گذارد، به گونه ای كه ۳۹ درصد نوجوانان بزه كار «كانون اصلاح و تربیت ایران» متعلّق به خانواده های از هم گسیخته بوده اند.۷
برخی از پژوهشگران سابقه از هم پاشیدگی و ناسازگاری زناشویی والدین را در سازگاری زناشویی فرزندان آن ها مؤثر دانسته اند.۸
با وجود این مشكلات، جامعه ما از بی اطلاعی از یك برنامه منظم و نداشتن الگوی آموزشی مناسب برای زوج ها رنج می برد. هرچند آموزش خانواده طی سال های متمادی از سوی سازمان های گوناگونی همچون آموزش و پرورش شروع شده، اما با وجود تأثیر نسبی این آموزش ها چند محدودیت عمده در این زمینه وجود دارند: اولا، آموزش ها بیشتر بر نقش های والدین، بخصوص درباره نحوه ارتباط با فرزندان و همچنین هماهنگی با مدرسه تمركز دارد و آموزش زوج ها از نظر سازگاری با یكدیگر مورد غفلت قرار گرفته است، در حالی كه مقدّمه هر نوع تربیت درست در خانواده، هماهنگی سازگاری زوجین است. ثانیاً، این آموزش ها از نظام هماهنگی پی روی نمی كنند و چه بسا تحت تأثیر افكار طرّاحان و آموزش دهندگان بوده اند. ثالثاً، این آموزش ها بیشتر به انتقال اطلاعات و دانش پرداخته و در سطح تغییر نگرش و رفتار، كمتر كارساز بوده اند.
● تعاریف «ارتباط»
«ارتباط» معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد. محققان غربی، كه پایه گذاران دیدگاه های جدید و روش ها و فنون ارتباطی موجود هستند، در این باره بر این عقیده اند كه كلمه ارتباطات([ix])در زبان لاتین، به معنای « To makecommon» یا عمومی كردن و به عبارت دیگر، در معرض عموم قرار دادن است. این بدین معناست كه مفهومی كه از درون فردی برخاسته، به میان دیگران راه یافته و به دیگران انتقال یافته است. پس در اصل، اعتقاد بر این است كه ارتباطات، برخی از مفاهیم و تفكرات و معانی و یا به عبارت دیگر، پیام ها را به دیگران و یا میان عموم گسترش می دهند. تعاریف جدیدتر، آن را «انتقال مفاهیم» و یا «انتقال معانی» و نیز «انتقال و یا تبادل پیام ها» می دانند. ارتباطات به گونه ای وسیع و گسترده، به «تجارب» نیز تعریف شده اند.۱۰
وود (Wood) در تعریف «ارتباط» می نویسد: «ارتباطات میان فردی یك تعامل گزینشی نظام مند منحصر به فرد و رو به پیشرفت است كه سازنده شناخت طرفین از یكدیگر است و موجب خلق معانی مشترك در بین آن ها می شود.»۱۱
جاسبی در تعریف «ارتباط» می گوید: «ارتباط عبارت است از: انتقال اطلاعات از یك منبع به منبع دیگر و درك آن توسط آن منبع، و چهار عامل در این عمل نقش فعال دارند كه عبارتند از: فرستنده، دریافت كننده، مجاری ارتباط، و نمادها.»۱۲
میركمالی در تعریف «ارتباط» می نویسد: «ارتباط فرایندی است اجتماعی كه به وسیله آن، اطلاعات، افكار، عقاید و احساسات یك فرد یاگروه یا زبان یا رفتار مشترك به طرف دیگر انتقال داده می شود تا سبب تفاهم، هماهنگی و ادراك یا رفتار واحد بین گیرنده و فرستنده شوند.»۱۳
شاید بتوان «ارتباط» را در كلی ترین معنای خود، فرایندی كه مستلزم انتقال اطلاعات از یك فرستنده به گیرنده است، تعریف كرد. بنابراین، هر ارتباطی مستلزم عناصر ذیل است:
▪ فرستنده یا منبعی كه عمل رمزگردانی را موجب می شود;
▪ پیام مورد انتقال;
▪ مجرای خاص;
▪ دریافت كننده یا رمزگشا.۱۴
● الگوهای ارتباطی
طی سال ها تحقیق در زمینه ارتباط میان فردی، الگوهای متعددی ارائه شده اند كه نشانگر ماهیت و نحوه عمل ارتباطات می باشند. الگوهای اولیه بسیار ساده بودند، اما به تدریج، الگوهای پیچیده تر و كامل تری جایگزین آن ها شده اند:
▪ الگوهای خطی
هارولد لسول (Harold Laswell) در سال ۱۹۴۸ اولین الگوی ارتباطات را ارائه داد. بر اساس الگوی لسول، ارتباط یك الگوی خطی و یك طرفه است كه در آن، یك نفر بر دیگری تأثیر می گذارد. لسول برای ترسیم دیدگاهش، از نمودار استفاده نمی كرد. الگوی شفاهی او شامل پنج پرسش بود كه مجموعه كنش هایی را توصیف می كردند كه ارتباط را تشكیل می دهند: (۱) چه كسی؟ (۲) چه می گوید؟ (۳) در چه مجرایی؟ (۴) به چه كسی؟ (۵) با چه تأثیری؟۱۵
یك سال بعد، كلود شنون (Claude shanon) و وارن ویور (Warren weaver) الگوی لسول را اصلاح كردند و الگویی ارائه كردند كه در آن، ارتباط عبارت بود از: انتقال جریان اطلاعات از منبع به مقصد. آن ها در الگوی خود، «پارازیت» را به الگوی لسول افزودند. «پارازیت» به چیزی اطلاق می شود كه مانع از انتقال و جریان یافتن اطلاعات از منبع به مقصد می گردد.
اگرچه الگوهای لسول و شنون و ویور برای شروع معرفی ماهیت ارتباطات میان فردی خوب و مفید بودند، اما این الگوهای خطی ضعف های جدّی داشتند: اولا، آن ها ارتباط را یك جریان یك طرفه از سوی فرستنده به گیرنده نشان می دادند; به این صورت كه شنوندگان فقط گوش می دهند و هرگز پیامی نمی فرستند; سخنگوها نیز فقط سخن می گویند و هرگز شنونده نیستند و پیامی از شنونده دریافت نمی كنند.
دومین ضعف الگوهای خطی در این بود كه شنوندگان منفعلانه پیام های فرستنده را جذب می كردند و پاسخی نمی دادند. در این الگو، شنوندگان شركت كنندگان فعّال ارتباط میان فردی نبودند. اما روشن است كه جریان و فرایند ارتباط چنین نیست; زیرا شنوندگان بر سخن گویان تأثیر می گذارند; همان گونه كه رفتار و گفتار ما بر نحوه ارتباط مؤثرند.
سومین ضعف الگوی خطی این بود كه ارتباط را یك رشته از كنش ها جلوه می داد كه در آن، یك مرحله «گوش دادن» به دنبال مرحله قبلی «صحبت كردن» می آمد. اما در واقع، ارتباط یك فرایند پویاست كه در آن، مجموعه ای از تعاملات به صورت همزمان اتفاق می افتند. در ارتباطات میان فردی، تمام شركت كنندگان هر لحظه در حال ارسال و دریافت پیام و منطبق شدن با یكدیگرند.۱۶
▪ الگوهای تعاملی
این الگوها ارتباط را فرایندی می دانند كه در آن شنوندگان نیز متقابلا برای سخن گویان پیام می فرستند. «بازخورد» یا پاسخ دهی به پیام ویژگی اصلی الگوهای تعاملی است. بازخورد می تواند كلامی، غیركلامی، عمدی یا غیرعمدی باشد.
مشهورترین الگوی تعاملی توسط ویلبر شرام (Wilburschramm) مطرح شد كه می گفت: پیام دهندگان پیام را در درون میدان شخصی تجربه خود، خلق و تفسیر می كنند. هرقدر میدان تجربه پیام دهندگان همپوشی بیشتری داشته باشد، طرفین منظور یكدیگر را بهتر می فهمند. با در نظر گرفتن عامل میدان های تجربه در الگوی تعاملی، می توانیم بفهمیم كه چرا سوء تعبیرها پیش می آیند. شرام با مبحث میدان های تجربی و بازخورد، الگویی ارائه داد كه در آن ارتباط یك فرایند تعاملی محسوب می شود; فرایندی تعاملی كه فرستنده و گیرنده مشاركتی فعّال داشتند.۱۷
اگرچه الگوهای تعاملی از الگوهای خطی پیشرفته تر بودند، اما پویایی ارتباطات انسانی را به خوبی و به طور كامل پوشش نمی دادند. این الگو دارای ضعف هایی بود; زیرا یك نفر با دیگری ارتباط برقرار می كند، پس او به نفر اول بازخورد می دهد. در این دیدگاه، توجهی به این نكته نشده است كه انسان ها به طور همزمان با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند، نه به طور نوبتی. همچنین در این الگو یك نفر فرستنده است و یك نفر گیرنده، اما در واقع، هر كسی كه درگیر ارتباط است، هم فرستنده پیام است و هم گیرنده پیام.۱۸▪ الگوهای تبادلی
الگوی تبادلی الگویی دقیق و روشن است و شامل عامل زمان و سایر جنبه های ارتباط مثل پیام ها، پارازیت و میدان های تجربه می شود كه ثابت نیستند و در طول زمان تغییر می كنند. الگوی تبادلی نه تنها ضعف های الگوهای قبلی را ندارد، بلكه دارای نقاط قوّت زیادی هم هست. در این الگو، بیان می شود كه در ارتباطات میان فردی، همیشه پارازیت وجود دارد. در الگوی تبادلی، بر این نكته تأكید می شود كه ارتباطات میان فردی یك فرایند دائم التغییر است.
در الگوی تبادلی، طرفین ارتباط لحظه ای پیام می فرستند و لحظه ای پیام می گیرند یا هر دو عمل را به طور همزمان انجام می دهند. در این الگو، نه كسی «فرستنده» و نه كسی «گیرنده» است; چرا كه هر دو نفر پیام دهندگانی هستند كه به یك اندازه در فرایند ارتباط شركت می كنند و غالباً شركت آن ها خودانگیخته و همزمان است. به دلیل آنكه پیام دهندگان پیوسته بر یكدیگر تأثیر می گذارند، ارتباطات میان فردی با الزام شدید اخلاقی پیوند می خورند. رفتارهای كلامی و غیركلامی ما می توانند موجب تقویت یا تضعیف روحیه دیگران شوند; همان گونه كه رفتارهای كلامی و غیركلامی آنان می توانند چنین حالاتی در ما ایجاد كنند.۱۹
● ارتباط كلامی و غیركلامی
دنیای انسان ها، دنیای كلمات و معانی است. همان گونه كه یك بافنده با تنیدن تارها و پودها در یكدیگر پارچه می بافد، انسان نیز با تنیدن كلمات در یكدیگر، به زندگی خویش معنا می بخشد. انسان از كلمات برای بیان خویش و معنا بخشیدن به زندگی و فعالیت هایش استفاده می كند. كلمات از آن رو كه وسایلی برای انتقال اطلاعات و خلق پیام ها هستند، كار مهمی انجام می دهند، ولی خود كلمات اطلاعاتی نیستند كه ما انتقال می دهیم. كلمات تنها تصور اشیا و رفتارها هستند; همان گونه كه ما اطلاعاتی برای ایجاد یك پیام كنار هم قرار می دهیم، لغات را برای ایجاد پیام های پیچیده تر كنار هم می گذاریم، كلمات به عنوان رسانه هایی برای تبدیل اطلاعات به پیام ها، بر روی خود پیام نیز اثر می گذارند. كنار هم قرار دادن كلمات امری اتفاقی نیست، نظام زبانی شامل یك منطق ترتیب است كه وقتی دنبال شود، باعث انتقال اقتصادی و مؤثر پیام های بشری می شود.۲۰
ما در زندگی روزمرّه خود، نه فقط از زبان به عنوان وسیله تعامل اجتماعی سود می جوییم، بلكه به نظر می رسد تنها در صورتی می توانیم زبان را بیاموزیم كه ابتدا نحوه تعامل را یاد بگیریم.۲۱
● پیام های غیركلامی
پیام های غیركلامی را به چهار طریق می توان توصیف نمود:
▪ حركات بدن;
▪ كیفیت صدا و اصوات غیركلامی;
▪ استفاده از فضای اجتماعی و شخصی;
▪ استفاده از لباس و سایر وسایل شخصی برای انتقال یك تصویر شخصی.
برنارد گونتر (Bernard Gunther («ارتباط غیركلامی» را بدین گونه شرح می دهد:
▪ دست دادن;
▪ وضعیت;
▪ حالت صورت;
▪ ظاهر; ۵
▪ تُن صدا;
▪ انواع آرایش;
▪ لباس ها;
▪ حالت چشم ها;
▪ لبخند;
▪ فاصله دو طرف نسبت به یكدیگر;
▪ نفس كشیدن با اعتماد;
▪ چگونگی گوش دادن;
▪ روش حركت;
▪ حالت ایستادن;
▪ نحوه لمس كردن دیگران.۲۲
عدم هماهنگی پیام های كلامی و غیركلامی نیز می تواند مانع ارتباط روشن و مؤثر بین افراد شود. متأسفانه ما بسیاری از اوقات پیام های متعارض و دو سطحی می فرستیم; مانند زمانی كه به یاری زبان، كلامی را ارسال می كنیم و همزمان با حركات بدن یا چهره، پیامی مخالف آن می فرستیم.۲۳
ویرجینا ستیر (Satir ) معتقد است كه پیام های متعارض یا دوسطحی زمانی به وجود می آیند كه شخص از یكی از این نظرها برخوردار باشد:
▪ سطح ارزش خود را پایین می گیرد و احساس می كند كه آدم بدی است; زیرا این گونه احساس می كند.
▪ از لطمه زدن به احساسات دیگران در خود احساس ترس می كند.
▪ از معامله به مثل و واكنش متقابل دیگران می ترسد.
▪ از قطع روابط بیم دارد.
▪ علاقه به تحمیل ندارد.
▪ اهمیتی به خود یا به كسی كه در جهت مقابل او قرار دارد، نمی دهد.۲۴
از نظر ستیر، پنج ویژگی عمده بر اثربخشی ارتباطات میان فردی تأثیر می گذارند:
▪ گشودگی;
▪ همدلی;
▪ حمایتگری;
▪ مثبت گرایی;
▪ تساوی.
ویژگی‌های فرستنده مؤثر:
▪ به طور قاطعانه موضوع را بیان می كند.
▪ در یك نوبت مطلب را به طور واضح و روشن بیان می كند.
▪ برای دریافت بازخورد پرسش می كند.
▪ پذیرنده بازخورد است.
ویژگی های گیرنده مؤثر:
▪ گوش دادن فعّال:
«گوش دادن مؤثر و فعّال» بدین معناست كه روی فرد و تعاملات توجه كامل متمركز می شود تا پیش داوری در معنا و مقصود پیام صورت نگیرد.
▪ بازخورد:
دومین ویژگی مهم گیرنده مؤثر بازخورد یا اطلاعات برگشتی به فرستنده است.
گوردن (Gordon (مجموعه ای از مهارت های ارتباطی را به شرح ذیل بیان می كند:
▪ برای موفقیت در ارتباط، خود را به جای دیگران بگذارید; نظرات دیگران را درك نمایید و به عقاید آن ها احترام بگذارید.۲۵
▪ چارچوپ مرجع دیگران را دریابید. چارچوب مرجع عبارت است از: مجموعه ای از پیش زمینه ها، تجارب قبلی و باورهای ما.
▪ به حرف های دیگران گوش فرا داده، به خواسته های واقعی آن ها پی ببرید.
▪ دید مثبت داشته باشید و منفی بافی نكنید.
▪ نیازها، خواسته ها و نگرانی های خود را مشخص كنید.
▪ در جستوجوی نقاط اشتراك باشید.
▪ به دیگران نیز اختیاراتی بدهید و انعطاف پذیر باشید.
▪ با همكاری یكدیگر به حل مشكلات بپردازید.
▪ احترام متقابل را حفظ كنید.
▪ اطلاعات مفید بدهید و اطلاعات مفید دریافت كنید.
درانا (Durana (مجموعه ای از مهارت های ارتباطی درباره زوجین را بیان می دارد:
برای كسی كه حرف می زند:برای كسی كه شنونده است:
▪ خلاصه حرف بزنید.۱. با علاقه گوش دهید.
▪ درباره موضوع مشخصی حرف بزنید.۲. سعی كنید معانی سخنان همسرتان را درك كنید.
▪ از توهین، سرزنش و یا تهمت زدن اجتناب كنید.۳. موضع تدافعی به خود نگیرید.
▪ مطلق گرایی نكنید.۴. بهانه سازی نكنید، ولی دلایل رفتارتان را ذكر كنید.
▪ جنبه های مثبت را در نظر بگیرید.۵. انگیزه های همسرتان را تحلیل نكنید.
▪ برچسب نزنید.۶. به نكات مورد توافق و اختلاف توجه نمایید.۲۶
▪ خودافشایی (Self- Disclosure):
نشان دادن صریح و محترمانه این موضوع كه من كه هستم و در چه موقعیتی قرار دارم و دوست دارم چطور با من رفتار شود، نشان دهنده قاطعیت در روابط است و محور آن توانایی افشای افكار، احساسات، علایق، تجارب و دیدگاه های خود به دیگران است. هرقدر دو طرف بیشتر رابطه خود را برای دیگری به شكل مناسبی افشا كنند، هم كدورت ها در رابطه زودتر از بین می رود و هم سوء تفاهم ها مرتفع می گردند. در مقابل، عدم افشای خود ممكن است علاقه نداشتن به ارتباط و یا ناراحتی از آن تلقّی شود.۲۷
ماركمن و همكاران او، كه احتمالا علاقه مندترین پژوهشگران درباره خود فاش سازی هستند، معتقدند كه خودفاش سازی از ویژگی های بسیار بااهمیت كاركرد روانی خوب به شمار می آید و در حكم نشانه سلامت شخصی و ابزاری برای كسب شخصیت سالم است.
هندریك (Hendrick) اظهار می دارد كه خودافشایی وسیله ای برای بهبود روابط زناشویی است. خودافشایی فاش كردن كلامی و غیركلامی برخی از جنبه های خود ما هستند كه دیگران بدون كمك ما نمی توانند به وجود آن ها پی ببرند یا آن ها را بفهمند. وی معتقد است كه اگر عوامل رابطه ای خودافشایی را تحت تأثیر قرار دهند، آن هم به نوبه خود می تواند بر این عوامل اثر بگذارد. همچنین او معتقد است: همسرانی كه برای یكدیگر خود را بیشتر فاش می سازند، از ازدواج خود رضایت بیشتری دارند.
اینكه زوج ها روابطشان را چگونه تعریف می كنند (سطحی یا صمیمی، پایدار یا غیرقابل پیش بینی)، می تواند خودافشایی را تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، در یك رابطه پایدار و صمیمی، در مقایسه با یك رابطه سطحی و غیرقابل پیش بینی، خودافشایی عمیق تری صورت می پذیرد. زمان یا مدت رابطه نیز مهم است. خودافشایی نوعاً و در طول زمان، به صورت تدریجی رشد می كند، اگرچه گاهی رابطه ها سریع رخ می دهند و خودافشایی با سرعت رشد می كند.
خودافشایی با جنسیت نیز رابطه دارد. یكی از مؤثرترین عوامل در خودافشایی، جنسیت است. تحقیقات متعدد نشان داده اند كه زنان در مقایسه با مردان خودافشایی بیشتری دارند.۲۸
در دوران رشد، خودافشایی بیشتر بخشی از زندگی زنان است تا مردان. برای مثال، به طور زیستی پذیرفته شده است كه دختر بچه ها گریه می كنند و سپس درباره ناراحتی هایشان صحبت می كنند، در حالی كه پسر بچه ها صبور و آرام هستند. به دلیل اینكه خودافشایی بیشتر بخشی از رشد دختران است تا پسران. از این رو، زنان در مقایسه با مردان بیشتر اجازه دارند درباره مسائل شخصی خودافشایی كنند و مردان عملا كمتر خودافشایی می كنند و علاقه دارند مسائلشان را در درون خود نگه دارند، در حالی كه زنان ارزش زیادی برای خودافشایی قایلند و برای تكمیل رفتار رابطه ای مثبت، خودافشایی بیشتری را انتظار دارند.۲۹
بك (Beck) انواع خطاهای شناختی كه مناسبات و روابط زن و شوهری را تیره می سازند، به شرح ذیل بیان می دارد:
▪ گسسته بینی: اشخاص با این خصوصیات، امور را مطابق میل خود نگاه می كنند و آنچه را نمی خواهند، نمی بینند.
▪ تجربه های انتخابی: در ارتباط با گسسته بینی، شرایطی وجود دارند كه شخص یك عادت یا یك حادثه را از یك مضمون وسیع انتخاب كرده، به استناد آن، اشتباه نتیجه گیری می كند.
▪ استنباط مستبدانه: گاه شدت انحراف به قدری زیاد است كه افراد بدون هرگونه دلیل موجّه نتیجه گیری های اشتباه می كنند.
▪ تعمیم مبالغه آمیز: استفاده از كلماتی همچون «هرگز، همیشه، همه، هر و هیچ كدام» مبالغه آمیز است. اثر تعمیم مبالغه آمیز و مطلق گویی در ازدواج های ناموفق، می تواند زیاد باشد.
▪ تفكر قطبی شده: تفكر قطبی شده «همه یا هیچ» حتی در میان زوج هایی كه زندگی خوش بختی دارند زیاد به چشم می خورد. در ذهنیت افراد با این طرز تلقّی، همه امور به دو دسته تقسیم می شوند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، ممكن یا غیرممكن، مطلوب یا غیرمطلوب.
▪ درشت نمایی: تمایل به مبالغه، گرفتن كیفیت های خوب یا بد دیگران و مصیبت آمیز جلوه دادن بیش از اندازه نتایج و عواقب حوادث، از مصادیق درشت نمایی‌اند.
▪ توضیحات انحرافی: در ازدواج های ناموفق، زن و شوهری كه در جستوجوی یافتن دلایل دل سردی و دل تنگی در زندگی زناشویی خود هستند، به ناچار برخی از انگیزه های منفی و حتی بدخواهانه و یا ویژگی های شخصیتی همسر خود را زمینه ساز اصلی گرفتاری قلمداد می كنند.
▪ شخصی سازی: بسیاری از افراد از روی عادت، رفتار دیگران را متوجه شخص خود می دانند.۳۰● تفاوت های جنسیتی در ارتباط
تانن (Tannen (در مورد تفاوت بین شیوه های ارتباط برقرار كردن زنان و مردان موارد ذیل را بیان می دارد:
زنان گفتوگو را به عنوان یك وسیله برای ایجاد صمیمیت می بینند، در حالی كه مردان آن را به عنوان یك فرصت برای اثبات پایگاهشان و رقابت بر شركای محاوره‌ای خود می دانند.
زنان حفظ و تداوم گفتوگو را ضروری و مهم می دانند و به همین دلیل، با سكوت نمودن تا پایان صحبت دیگران و تشویق نمودن آن ها به ادامه صحبت و پرسیدن سؤالات، به گفتوگو ادامه می دهند. از سوی دیگر، مردان چنین حمایت هایی را وسایلی ضعیف و سست می دانند و ترجیح می دهند تاكتیك های قوی تری را مانند اظهارنظر كردن و قطع كردن صحبت های دیگران به كار ببرند.۳۱
الگوهای جنسیتی مربوط به تصمیم گیری و حل مشكل از دیدگاه های وسیع تری درباره هدف ارتباط سرچشمه می گیرند. زنان در تصمیم گیری ها به دنبال توافق و اتفاق نظر هستند; زیرا هدف اولیه آن ها حفظ پیوند عاطفی بین شركا می باشد، ولی مردان به منظور تصمیم گیری سریع تر و كسب نتایج تعیین كننده و سرنوشت ساز، از فرد قدرتمندی كمك می گیرند.
در پاسخ به نیازها، علایق و مشكلات یكدیگر، مردان احتمالا بیشتر راه حل ها یا عمل های ممكن را پیشنهاد می كنند، در حالی كه زنان احتمالا بیشتر با سهیم شدن در احساسات و تجربیاتی مشابه، همدردی و دلسوزی را ابراز می دارند و بدین سان، صمیمیتی را كه هدف آن ها از ارتباط و گفتوگوهاست، ایجاد می نمایند.
جان گری (John Gary) معتقد است كه نیازها و خواسته های اصلی زن و مرد متفاوتند و این خواسته ها و نیازها را به صورت ذیل متمایز می سازند. (منظور از «متمایزسازی» آن است كه خواسته ها و نیازهای مزبور برای هر یك مهم ترین می باشد.)
▪ زن به توجه، و مرد به اعتماد نیاز دارد.
▪ زن به درك، و مرد به پذیرش نیاز دارد.
▪ زن به احترام، و مرد به قدردانی نیاز دارد.
▪ زن به صمیمیت، و مرد به تحسین نیاز دارد.
▪ زن به اعتبار، و مرد به تأیید نیاز دارد.
▪ زن به اطمینان خاطر، و مرد به تشویق نیاز دارد.۳۲
● سازگاری زناشویی و مهارت های ارتباطی
فیس لوگلو (Fisloglu) اظهار می دارد: سازگاری زناشویی در برگیرنده عوامل پیچیده ای همچون میزان تعارض و سهیم شدن در فعالیت ها، خوشحالیوموفقیت در زندگی زناشویی است.۳۳
لی مسترز (Lemasters) آن را به عنوان ظرفیت انطباق و توانایی حل مسئله تعریف می كند.۳۴
اسپانیر (Spanier) توضیح می دهد كه سازگاری زناشویی به عنوان یك پیوستار و تغییر در فرایند این پیوستار است. مشكلات زناشویی، كه در پیوستار سازگاری زناشویی پس و پیش می روند، به عنوان انعكاسی از عناصر تعاملی تجربه انسانی به حساب می آیند. كیفیت رابطه زناشویی خاصیت دونفری دارد و چیزی نیست كه اشخاص بتوانند آن را از یك ازدواج به ازدواج دیگر منتقل كنند.۳۵
شعاری نژاد ویژگی های زوجین سازگار را به شرح ذیل بیان می كند:
▪ زنوشوهر با رابطه ای كه دارند، خودرا خوشبخت می دانند.
▪ ارضای كامل نیازهای جسمانی و عاطفی انجام می گیرد.
▪ هریك از همسران زندگی همسرش را بارور می گرداند.
▪ محیط زناشویی شخصیت هر كدام از زن و شوهر را ارزشمند می گرداند و به هر یك امكان می دهد و كمك می كند كه به عنوان یك شخص، استعدادهای ذاتی خود را شكوفا سازد و تحقق بخشد.
▪ پشتیبانی متقابل دارند. هریك از زن و شوهر «من» دیگری را تهدید نمی كند و از بودن با همدیگر احساس آرامش می كنند.
▪ نسبت به یكدیگر درك و قبول متقابل دارند.
▪ رابطه زن و شوهر به شكل های ذیل منعكس می شود: مراقبت، توجه به رفاه و خوش بختی یكدیگر، احترام متقابل، و احساس مسئولیت اختیاری نسبت به نیازهای یكدیگر.۳۶
● نقش شناخت در ارتباطات زناشویی
در سال های اخیر، در زمینه ارزیابی شناخت در رابطه زناشویی، بیشتر بر اسنادها،۳۷فرضیات ۳۸و معیارها۳۹تأكید بوده است.
اپستین و باكوم (Epstien & Bacom) معتقدند كه دست كم پنج متغیّر شناختی برای فهم كاركرد رابطه زناشویی باید مورد بررسی قرار گیرند:
▪ ادراك انتخابی:
فرایند ادراكی توجه اختصاصی فرد به جنبه هایی از رفتار همسرش زیربنای تمامی فرایندهای شناختی فرد است; زیرا اطلاعات اولیه لازم برای بررسی و ارزیابی شناختی را فراهم می كند.
▪ اسنادها:
هر فردی به دنبال این است كه توصیفی برای رفتار یا رویدادی كه در رابطه زناشویی اتفاق می افتد، بیابد. بنابراین، هر رفتار یا رویدادی را به موضوعی نسبت می دهد.
▪ انتظارات:
همسران نه فقط به دنبال نسبت دادن رویدادها هستند، بلكه سعی دارند رویدادهایی را پیش بینی كنند كه در رابطه زناشویی اتفاق خواهند افتاد. این انتظارات بر پاسخ های رفتاری و هیجانی فرد تأثیر می گذارند. همچنین بر فرضیات و باورهای همسران نیز تأثیرگذار هستند و از آن ها تأثیر می پذیرند.
▪ فرضیات:
باورهای همسران درباره خصوصیات رابطه و چگونگی رفتار همسر در رابطه را شامل می شود. ویژگی های رابطه بر پایه «تجربیات گذشته» فرد شكل می گیرد. فرضیات فرد باورهایی را شامل می شوند كه تعیین كننده چگونه بودن رابطه در واقعیت است و تأكیدی بر الزام ها و بایدها ندارد.
▪ معیارها:
معیارهای فرد باورهایی را شامل می شود كه در جهت تعیین ویژگی هایی است كه همسر و رابطه زناشویی باید داشته باشند، بنابراین، فرضیاتی هستند در مورد اینكه این ویژگی ها چگونه باید باشند.۴۰
اپستین به این مطلب اشاره دارد كه زوج درمانگران بسیاری از مشكلات از جمله افسردگی و وابستگی به دارو یا الكل را درمان می كنند، در حالی كه بر تعامل بین فردی تأكید دارند; زیرا ریشه این گونه مشكلات را در تعامل زوج ها می دانند. بر اساس اهمیت پویایی تعامل بین زوج ها، درمانگران توجه بسیاری به مسائل ذیل دارند:
▪ كمبود مهارت های ارتباطی زوج;
▪ شیوه های نامتناسب در بیان هیجانات مثبت و منفی;
▪ تعارض بین ارزش های زوج;
▪ تعارض نقش;
▪ كوشش های كسب قدرت;
▪ مشكلات مالی;
▪ شیوه های آموزشی بی تأثیر در تربیت كودكان;
▪ مشكلات جنسی;
▪ تعارض در رابطه با بستگان دور و نزدیك;
▪ تصمیم گیری بی اثر در حل مسائل;
▪ مشكلاتی كه در زمینه مرزها و حریم های شخصی ایجاد می شوند.
اگرچه هر زوج مشكلات خود را با در نظر گرفتن رفتار نامطلوب زوج دیگر گزارش می كند، ولی ریشه تعارض آن ها در آن نیست و زوج درمانگران سعی می كنند تا سهم عوامل بین فردی ایجادكننده رفتارهای مشكل زا را تعیین نمایند.
در رویكرد شناختی ـ رفتاری، تأكید بر تعامل زوج در شناخت های بین فردی است; زیرا ریشه تمامی مشكلات در تأثیر شناخت بر رفتارها، هیجان ها و اثر متقابل آن هاست.
اپستین و باكوم به این نكته اشاره می كنند كه در درمان فردی، بیمار موردنظر یك فرد است، ولی در زوج درمانی، بیمار موردنظر یك زوج است. از دیدگاه شناختی ـ رفتاری، در ناهماهنگی های زوج ها، تأكید بر كیفیت رابطه است. بنابراین، مطالعه شناخت ها در پریشانی زوج ها پیچیده تر است; زیرا تأكید تنها بر شناخت ها، رفتارها و هیجان های خود فرد نیست، بلكه باید اثر متقابل شناخت ها، رفتارها و هیجانات زوج مورد بررسی قرار گیرد. تنها از طریق مطالعه این فرایند متقابل در زوج است كه می توان درك روشنی ازناهماهنگی به دست آورد.۴۱
كوردوا و جكوبسون (Cordova J. V &Jacobson) روش آموزشی ارتباط را اینگونه تشریح می كنند: آموزش ارتباط به زوج ها به عنوان یك وسیله یادگیری راه های مؤثر صحبت كردن درباره تعارض ارائه می شود كه با مهارت های درست و بجا آن ها قادر خواهند شد آزادانه تر و سازگارانه تر درباره رابطه شان گفتوگو كنند و به آن ها گفته می شود كه این روش نه تنها احتمال ماندگار شدن موضوعات در مورد مشاجره و تبدیل تدریجی آن ها به انفجار را كاهش می دهد، بلكه در مجموع، باعث افزایش میزان نزدیكی و صمیمیت در رابطه می شود.
آموزش اولیه ارتباط در جلسه و تحت نظر درمانگر صورت می گیرد. بیشتر زوج ها آموزش داده می شوند تا به روشی ارتباط برقرار كنند كه بسیار متفاوت از آن چیزی است كه به كار می برند و این مسئله كه آن ها مستعد برگشت به الگوهای قدیمی هستند، تذكر داده می شود.۴۲
● مراحل آموزش
▪ شامل آموزش شكل كلی ارتباط است; ابتدا عواقب مخرّب سرزنش كردن و ایراد گرفتن مورد بحث قرار می گیرند و به زوج ها آموزش داده می شود كه چگونه آنچه را می گویند بدون سرزنش و ایراد گرفتن از همسر بیان كنند.
▪ شامل ملزم نمودن زوج به تمرین مكالمات است; تمركز بر خود، اجتناب از سرزنش و ایراد گرفتن، ابراز هیجانات ملایم و خودداری از خواندن فكر یكدیگر به عنوان قوانینی برای تمرین مكالمات.
▪ بررسی یك مورد از تعاملات منفی و صحبت درباره آن; به زوج ها تعلیم داده می شود كه درباره اینكه هر یك چگونه واقعه را تجربه كرده اند و اكنون چه احساسی درباره آن دارند، گفتوگو كنند.
▪ آموزش ارتباط و ارائه بازخورد.     دكتر مهرانگیز شعاع كاظمی پی‌نوشت‌ها ۱. Family life education. ۲. Marriage enrichment. ۳و۴ باقر ثنایی، مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج، بعثت، ۱۳۷۸. ۵و۶. H. Philip Bornstein, Maritalrapy, a Behavioral Communication Approach (university of montana pergamon press, ۱۹۸۶.) ۷ـ ر.ك: شكوه نوّابی نژاد، «نگاهی دیگر به اصول نظری و عملی مشاوره و خانواده» فصلنامه تازه ها و پژوهش های مشاوره، ش ۳ و ۴ (پاییز و زمستان ۱۳۷۴). ۸ـ فرشته میرخشتی، بررسی رابطه میان رضایت از زندگی زناشوییوسلامت روان، رودهن،دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۷۵. ۹. Communication.۱۰ـ ر.ك: محمد میركمالی، رفتار و روابط در سازمان مدیریت، نشر سیطرون، ۱۳۸۰. ۱۱ـ ر.ك: جولیاتی وود، ارتباطات میان فردی; روان شناسی تعامل اجتماعی، ترجمه مهرداد یروزبخت، نشر مهتاب، ۱۳۷۹. ۱۲ـ ر.ك: عبدالله جاسبی، اصول و مبانی مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۶۸. ۱۳ـ محمد میركمالی، پیشین. ۱۴ـ ر.ك: جوزف پی. فرگاس، روان شناسی تعامل اجتماعی (میان فردی)، ترجمه خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت، امجد، ۱۳۷۳. ۱۵. Harold Laswell, "Prevention of marical Distress", Journal of Family Psychology haude Hannon marital and Family Problems. Inw. Dryden and R. Rentoulceds (۱۹۹۸). ۱۶ـ ر.ك: جولیاتی وود، پیشین. ۱۷. Willbur Schramm, "Anout Come Study of short - Term Communication Training with marrid Couple", Jornal of counsulting and clinical Psychology (۱۹۷۸), ag, ۲۰۵. ۱۸ـ جولیاتی وود، پیشین ۱۹ـ ر.ك: جولیاتی وود، پیشین. ۲۰ـ ر.ك: كریس كول، فهمیدن، فهماندن و ارتباط مؤثر، ترجمه پروانه كاركیا، تهران، دانشگاه الزهراء، ۱۳۷۹. ۲۱ـ ر.ك: اختر ابراهیمی، ارتباط، ارتباط درمانی و الگوهای ارتباطی در خانواده، چ اتحاد، ۱۳۷۱. ۲۲و۲۳ـ ادی استریت، مشاوره خانواده، ترجمه مصطفی تبریزی و علی علوی نیا، فراروان، ۱۳۷۶. ۲۴. Virginia satir, Communication for the Satisfaction marital (Losangeles, western Psychological Services, ۱۹۹۸). ۲۵. Kristona Coop Gordon, Donald h. Baucom, "Noraman Epstein, the Interaction between marital standards and Communication Patterns", Jornal of marriage and family Counseling (۱۹۹۹), v.۲۵. ۲۶. Durana, "Enhancing marital Intimacy through Psycho- Education." The Paris Program, The family Jornal, v.۱۵. ۲۷. H.B. Markman, Floyed J.J. Stanly, S.M. Storali, R.D. "Prevention of Marital Distress", Jornal of Counsulting and Clinica Psychology (۱۹۹۸), v.۵۶. ۲۸ـ فرشته میرخشتی، پیشین، به نقل از: هندریك، ۱۹۹۹. ۲۹ـ همان. ۳۰ـ ر.ك: آرون تی. بك، عشق هرگز كافی نیست; شیوه های نو برای مشكلات زناشویی و خانوادگی بر اساس شناخت درمانی، ترجمه مهدی قراچه داغی، تهران، نشر پیكان، ۱۳۸۰. ۳۱. Tannin and Patrik fitz, Explanning Family Interactions (Sage Publication, International Educational and Profetional Publisher, ۱۹۹۰). ۳۲ـ ر.ك: جان گری، راهنمای روابط زناشویی (مردان مریخی و زنان ونوسی)، ترجمه حسن رفیعی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰. ۳۳. Hurol Fisloglu, The Relation of Family Cohesion to Marital Adjustment Family (Human Sciense Press, ۱۹۹۴). ۳۴. Ibid. ۳۵ـ فرشته میرخشتی پیشین، به نقل از: هندریك، ۱۹۹۹. ۳۶ـ ر.ك: علی اكبر شعاری نژاد، روان شناسی تربیتی و روان شناسی نوجوان، تهران، شركت سهامی كتاب های جیبی. ۳۷. Attribution. ۳۸. Assumptions. ۳۹. Expectancies. ۴۰. Epstein and Baucornd, The Role of Cognitions in Material Relationships (۱۹۹۹). ۴۱. Ibid. ۴۲. J.V. Cardova and N.S. Jacobson, Couple Distress. Ind. h. Barlow (ed), Clinical Handbook of Psychological Disorders. a step- by - step Treatment manual. New York, ۱۹۹۳).
  مجله معرفت
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  12:01 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

ارتباطات منطقی با نوجوان


  اگر هر یك از ما والدین بتوانیم به دنیای ذهنی نوجوانمان راه یابیم و ارتباطی سالم و منطقی را با او برقرار سازیم جهشی بزرگ در پرورش و تربیت فرزندمان داشته ایم. مشورت و مسئولیت دادن به نوجوان، یكی از كاربردی ترین راه های برقراری ارتباطات سالم و منطقی با نوجوان است زیرا با مشورت، نوجوانمان را به دنیای بزرگسالان راه داده ایم و به او شخصیت، احترام و توجهی كه نیازمند آن است عطا كرده ایم. علاوه بر این با ایجاد یك رابطه دوستانه و محبت آمیز، بزرگسال زیستن را به او آموزش می دهیم. با چنین رابطه ای نوجوان خواهد فهمید كه مسئولیت اعمالش تنها بر عهده خود او خواهد بود و والدین به عنوان الگوهای تربیتی، نقش حمایت گرایانه خود را در جلوگیری از تجربیات خطرآفرین و غیرقابل جبران او ایفا خواهند كرد. رابطه مناسب، به والدین خواهد آموخت كه نوجوان نیز درگیری های فكری و مشكلات خاص خود را دارد پس هیچ گاه به خود اجازه نخواهند داد كه دنیای لطیف و شكننده فرزندشان را حقیر بشمارند. نوجوان نیز به جای آنكه والدین را در برابر خود ببیند، آنها را به صورت دوستی دلسوز و یاوری فداكار و با تجربه در كنار خود خواهد دید و در صورتی كه با مشكلی مواجه شد به جای آن كه برای حل آن به بیرون از منزل (و دوستان بعضاً ناآگاهی كه تنها به اندازه خود او و شاید كمتر، دنیا را می شناسند) متوسل شود، به دوستانی آگاه و مكانی امن و راحت پناه می برد و در حل مسئله از یاری اولیاء خود بهره می جوید. این شیوه به ما كمك می كند تا همیشه و در هر جا بر اعمال درست و نادرست فرزندمان نظارت داشته باشیم. از آنجا كه همیشه نمی توان همچون یك نگهبان یا زندانبان به دنبال نوجوان دوید و در هنگام ارتكاب عمل نادرست، او را بر حذر داشت، پس بهتر است همراه مشاوره دادن به نوجوان و مشورت گرفتن از او، وجدان اخلاقی را نیز در او بیدار كنیم تا همیشه خود، ناظر و حاكم بر اعمالش باشد.
علاوه بر تمام اینها خوب است تا ضمن فراهم آوردن محیطی امن و آرام، و بدون تنش و برخورد، سرگرمی هایی را نیز كه مورد علاقه نوجوان است برای او ایجاد كنیم. زیرا اشتغال فكری مطلوب، توجه او را به مسائل صحیح و مناسب سنش جلب كرده و از انحرافات فكری در او پیشگیری می كند. بیكاری و بیهوده گذرانی، علاوه بر اتلاف وقت وعمر، زیان های فراوان دیگری (همچون زمینه سازی برای اختلالات اخلاقی و رفتاری) را نیز به همراه می آورد.
در صورت عدم موفقیت نوجوان، می توان به جای انتقاد و تحقیر و سرزنش، روش صحیح زندگی و اعمال درست را (در هر زمینه، ارتباطی یا اخلاقی یا كاری و ...) به او آموخت. عدم توفیق در انجام كارها به اندازه كافی روح لطیف نوجوان را می آزارد، از آن به بعد وظیفه ماست تا به عنوان والدینی مقتدر و آگاه، با گوشزد كردن نقش تجربه و درس گرفتن از شكست ها برای پی ریزی موفقیت های آینده، حرف های او را گوش كنیم و سعی كنیم با فهم صحیح مشكل، درست زیستن را به او آموزش دهیم.
توجه به این نكته لازم به نظر می رسد كه اگر از مراحل مختلف رشد صحبت به میان می آید، كه البته نوجوانی نیز یكی از این دوران هاست، منظور این نیست كه كودك ما تا امروز كودك بود و از فردا نوجوان خواهد شد. همانطور كه اشاره كردیم انتقال از مرحله ای به مرحله دیگر، پیش نیازهای خاص خود را می طلبد و در طول زمان، "كودك"، "نوجوان و جوان"، بزرگسال خواهد شد. پس لازم است تا ما والدین متعهد از سالهای آخر كودكی، بلوغ، و بزرگسالی فرزندمان، او را برای ورود به مرحله جدید زندگی آماده كنیم تا ناگهان خود را در برابر واقعیتی غیر قابل باور نبیند و به تدریج بتواند به شكلی صحیح، بحران های مختلف را پشت سر گذاشته و پس از نوجوانی، بزرگسالی موفقی پیش رو داشته باشد.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  12:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

از جنگ تا صلح


  از جنگ تا صلح● پیروز میدان كیست؟
والدینی كه درگیر یك جنگ خواسته و یا ناخواسته با كودكانشان بر سر كارهای روزانه و مسوولیت ها هستند باید این واقعیت را درك كنند كه در این جنگ نمی توانند برنده باشند، حتی اگر هم در جنگ ببریم و موفق شویم كه اراده مان را بر آنان تحمیل كنیم، آنان شاید با بی روح شدن، عصبی شدن و یا با نافرمانی و كوتاهی در كارها، انتقام بگیرند.
تنها یك راه هست كه ما را به پیروزی می رساند؛ كودكان را با حرفهایمان متقاعد سازیم. شاید این كار ناممكن به نظر برسد، اما فقط دشوار است و ما این ظرفیت و توانایی را در خودمان داریم كه بر آن چیره شویم. حتی اگر هم فعلاً روابط دوستانه با كودك نداریم چنین روابطی را می توانیم در آینده نه چندان دور ایجاد كنیم.والدین با استفاده از روش های زیر می توانند تغییرات مطلوبی در كودكانشان به وجود آورند.
۱) گوش دادن با حساسیت:
هنگامی كه والدین به احساسات و افكار كودكانشان بی توجه به نظر می رسند كودكان دچار ناامیدی و رنج خاطر می شوند. به همین خاطر، آن ها چنین نتیجه گیری می كنند كه عقایدشان احمقانه و غیرقابل توجه است و این كه دوست داشتنی نیستند و كسی آن ها را دوست ندارد.
پدر یا مادری كه با دقت به حرف كودكش گوش می دهد به او می فهماند كه برای عقایدش ارزش قایل می شوند و به خود او هم احترام می گذارند. چنین احترامی سبب می شود كه كودك نسبت به خودش ارزش قایل شود و این ارزش قایل شدن كودك نسبت به خود سبب می شود كه او ابتدا با دنیای حوادث و با مردم درست برخورد كند.
۲) جلوگیری از «خوشه های خشم»:
والدین باید از واژه ها و گفتارهایی كه مایه نفرت و رنجش كودك می شوند، پرهیز كنند.
▪ توهین ها:
تو مایه شرمساری مدرسه ات هستی و آبرویی هم برای خانواده ات باقی نگذاشتی.
نامهای گوناگون نهادن بر كودك: مفت خور، پرفیس و افاده، كوتوله، احمق
▪ پیشگویی كردن:
سرانجام كارت به دارالتآدیب خواهد كشید.
▪ تهدیدها:
اگر مثل یك بچه آدم یك گوشه ننشینی، فكر و خیال این كه اجازه كاری را به تو بدهم از كله ات بیرون كن.
▪ اتهامات:
همیشه اولین كسی هستی كه دردسر را شروع می كنی.
۳) بیان احساسات و افكار بدون حمله ور شدن:
در موقعیت هایی كه مشكلی پیش آمده است، والدین اگر احساسات و افكار خودشان را بدون حمله ور شدن به شأن و شخصیت كودكانشان بیان كنند، بیشتر موثر خواهند بود.پدر و مادر با پذیرش و انجام این رفتارها و اعمال جدید، بخش عمده ای از آموزش مسوولیت به كودك را جامه عمل خواهد پوشاند. اما با این حال، نمونه و سرمشق بودن برای كودك به تنهایی كافی نیست. مهم است كه تعیین كنیم در مراحل مختلف رشد و بلوغ، چه مسوولیت های ویژه ای را به كودك بدهیم. دوصد گفته چون نیم كردار نیست
● پیشگویی صادقانه
▪ بسیاری از رابطه ها به صورتی یكسان آغاز می شوند:
مرد و زن نسبت به هر كلمه ای كه ابراز می دارند، هر نفسی كه می كشند و هر حركتی كه انجام می دهند وفادار و پایبندند. همه چیز در ابتدای هر رابطه جدی، بسیار دلپسند و خوب است اما از كجا می توان فهمید كه این شرایط بعد از سه ماه باز به همین صورت تداوم خواهد یافت یا خیر؟ چطور متوجه می شوید كه همسرتان برای شما مناسب است؟ آیا او به شما علاقه مندی اش را خواهد گفت؟ آیا او علاقه مندی اش را به شما نشان خواهد داد یا فقط به دیگران خواهد گفت كه می خواهد شما در زندگی اش باشید؟
● جمله سرد و بی روح «همیشه دوستت دارم»!
هرگز به نظر نمی رسد كه خبرهای بدی در رابطه های تازه و نو وجود داشته باشد. زوجین در مورد هر چیزی با یكدیگر موافقند از نوع غذایی كه در رستوران سفارش می دهند گرفته تا مقدار خمیردندانی كه بر روی مسواك خود می گذارند. متاسفانه در نهایت لبخندهای ساده حاكی از رضایت و موافقت و نیز ابراز علاقه های پر شور و نشاط پایان می یابند و زمانی فرا می رسد كه جمله دو كلمه ای معروف گفته شده و احساسات سرد و بی روح موجود در آن آشكار می شود. هرچند گفتن «دوستت دارم» لزوما جهتی صحیح برای حركت كردن نیست. این عبارت كوچك باید برای زمان مناسبش كنار گذاشته شده و نباید همانند نقل و نبات در عروسی مرتب بالا انداخته شود.
گفتن این كه صادقانه به شریك زندگی خود علاقه مندید ارزشش بسیار والاتر از ادعای دروغین دوست داشتن اوست. دروغگویی همچنین ممكن است یك رابطه خوب بالقوه را به خطر بیندازد. این قانون در مورد زن و مرد هر دو صادق است از آنجایی كه زوجین گاهی اوقات مایلند احساسات خود و طریق نشان دادن آن را به دیگری بزرگ جلوه دهند. این به آن معنا نیست كه برخی از زوج ها هرگز همدیگر را دوست نخواهند داشت بلكه منظور این است كه نباید گرفتار لحظات لذت بخش كاذب و زودگذر شد و آنچه كه واقعیت درونی نیست را بروز داد.
▪ واقعیات را به او نشان دهید
اجداد ما همواره گفته اند «دو صد گفته چون نیم كردار نیست» این جمله در مورد روابط خانوادگی نیز صادق است. ما عادت می كنیم جمله ای قدیمی و تكراری را بارها و بارها بشنویم، اما برای اینكه آن كلمات موثر واقع شوند باید عمل خود را نیز به آنها اضافه كنیم. پس دفعه بعدی كه به همسرتان می گویید برای شما ارزشمند است فراموش نكنید كه چگونگی احساس خود را در عمل به او نشان دهید.
برای این كار لازم نیست برایش گوشواره الماس بخرید. چرا او را به جایی كه همیشه دوست داشته برود نبرید؟ گفتن این جمله به او كه وی دنیای شما است خیلی آسان است اما آیا ثابت نمودنش هم به این آسانی است چه تعدادی از شما در این لحظه از رابطه تان به همسر خود می گویید كه برای او هر كاری انجام می دهید و در فرصت بعدی خلاف جهت حركت كرده و جمعه شب به جای این كه وقت خود را با همسرتان سپری كنید با دوستان خود به گردش و تفریح می روید؟
نامزد شما این حقیقت را كه شما از یك شب تفریحی به یاد ماندنی با دوستانتان صرفه نظر نموده و ترجیح می دهید كه وقتی او نیاز به شما دارد وقت خود را با وی بگذرانید بسیار تحسین می كند. یك رابطه مانند شركت های تجاری است نیاز به زمان، كوشش و از خود گذشتگی بسیار دارد. زوجین می آیند و می روند اما رابطه های حقیقی آنهایی هستند كه با وجود دشواری های زندگی تداوم یافته زن و مرد بیش از پیش به هم نزدیك می شوند.
یك راه دیگر برای فهمیدن اینكه همسر شما آیا واقعا همان كسی است كه می خواهید باقی عمر خود را با او سپری كنید این است كه مطمئن شوید دارای دیدگاهی یكسان درباره آینده هستید. آیا هر دوی شما خودتان را چندین سال دورتر در حال مشاركت برای به دست آوردن خانه ای برای زندگی و ارتقای خانواده ای صمیمی تصور می كنید اگر جوابتان به این پرسش ها مثبت است و به یك نحو پاسخ می دهید به رابطه خود امیدوار باشید.
یك آزمون دیگر كه در كتابهای تاریخی موثر شناخته شده این است كه از او بخواهید با پدر و مادر و دیگر افرادی كه آنها را دوست می دارید ملاقات كند. اغلب اوقات افراد در روابط چشم و گوششان را می بندند چرا كه احساساتشان كنترل حواس پنج گانه آنها را به دست گرفته و قضاوتشان را نا كارآمد می كند. بهترین راه تشخیص مسائل در چنین شرایطی این است كه نامزد خود را به پدر، مادر یا یك دوست صمیمی معرفی نمایید. از آنجایی كه ما به نظرات والدین و دوستان خوبمان اعتماد داشته و برایشان ارزش قائلیم آنها می توانند به صورتی شایسته قضاوت كنند كه آیا این شخص مناسب ما است یا خیر؟
بسیاری از افراد می گویند كه اعضای خانواده مایلند در روابط بین فرزندان و كسانی كه مورد علاقه آنها هستند دخالت كرده و به صورتی منطقی با موضوع برخورد كنند و صد البته دختران زیاد این تاكتیك را به كار می برند. آنها شوهر آینده خود را مجبور می كنند تا از میان یك سری معرفی هایی كه ممكن است ساده و معمولی به نظر برسند اما بیشتر شبیه امتحانات دانشگاه است بگذرد.
وقتی نامزدتان شما را برای صرف شام با فامیل خود دعوت می كند چه انتظاری دارید؟ بی تردید این دعوت به یك پیك نیك كنار ساحل نیست، بیشتر شبیه یك مصاحبه استخدامی است كه كارفرما (والدین) از متقاضی (شما) سوالاتی می كند تا متوجه شود آیا او برای آن موقعیت شغلی (دختر) مناسب است یا خیر.
پدر و مادر دختر شما را به عنوان كسی كه قرار است مسوولیت كار مراقبت از دختر كوچكشان را به عهده بگیرد نگاه می كنند. بنابراین دلیل اینكه این كار مانند تجربه ای دشوار به نظر می رسد آن است كه مرحله ای تعیین كننده و حساس در یك رابطه به شمار می رود. اگر پدر و مادر او شما را نپسندیدند و یا برعكس، انتظار دارید باقی عمر شما با دختر آنها چگونه سپری شود؟     مرجان غفورمحسنی لادن عظما
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  12:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

از خودتان مراقبت کنید


  از خودتان مراقبت کنیدبر عهده داشتن وظیفه پدری یا مادری به مقدار زیادی انرژی نیاز دارد، بنابر این شما به عنوان یکی از والدین باید از خودتان مراقبت کنید و این کار تنها با برنامه ریزی دقیق قابل اجرا است. ساده ترین کار برای بچه ها این است که تمام اوقات بیداری شما را به خودشان اختصاص دهند. به این ترتیب در صورتی که مراقب خودتان نباشید، به راحتی تمام انرژی و شور و شوق خود را از دست می دهید. پس توجه کنید که باید از جسم و روح خود غافل نشده و زمانی را به معاشرت با افراد و پرداختن به فعالیت هایی که به شما روحیه مثبت، نیرو و اعتماد به نفس می دهد، اختصاص دهید.
▪ اگر موارد زیر برایتان آشناست، باید بیشتر به خودتان رسیدگی کنید:
- متوجه شده اید که تازگی ها غذای شما از باقی مانده غذای فرزندانتان تشکیل شده است؟
- آیا فعالیت اجتماعی شما به شرکت در انجمن اولیا و مربیان محدود می شود؟
- آیا دویدن به دنبال بچه ها تنها ورزشی است که به آن می پردازید؟
سه مرحله برای پرداختن به نیازهای شخصی
۱) فهرستی از مکان ها، اشخاص و فعالیت های محبوب خود تهیه کنید. این موارد نباید حتماً چیزی فوق العاده باشند، می توانند در حد تنها قدم زدن در پارک، یک غذای دلخواه یا گردهمایی با دوستان صمیمی باشند.
▪ به موارد زیر توجه کنید:
- ورزش یا فعالیت های خارج از خانه (پیاده روی، شنا، فوتبال)
- دوستان و اعضای خانواده که با آن ها رفاقت دارید و از معاشرت با آن ها لذت می برید
- هر چیزی که به شما آرامش داده یا لبخند بر لبتان می آورد (یک حمام داغ، یک کتاب خوب، سفری به کنار دریا یا یک پیک نیک ساده)
هنگامی که فهرست را تهیه کردید، آن را مرور کرده و در کنار آن هایی که علاقه بیشتری به انجام مکررشان دارید، علامت بگذارید.
۲) برنامه خود را یادداشت کنید. به کمک همسر، دوستان خوب و خویشاوندان تغییراتی در برنامه معمول روزانه خود ایجاد کرده و محلی به فعالیت های مورد نظرتان اختصاص دهید. برای هر مورد راه حلی قابل اجرا و کسی که در انجام این راه به شما کمک کند پیدا کنید.
برای مثال، ممکن است شما قصد دارید دستکم یک بار در هفته به ورزش بپردازید. یک روش می تواند این باشد که شما با بچه ها به پارک بروید و در حالی که آن ها مشغول بازی هستند، به دویدن بپردازید. در این فاصله همسر یا دوستتان هم مراقب بچه ها خواهد بود. شما می توانید این کار را به نوبت انجام دهید تا طرف مقابلتان هم از اوقات فراغت خود لذت ببرد.
۳) برنامه را آغاز کنید. بهترین و دقیق ترین برنامه ریزی های جهان، بدون عمل کردن به آن بی فایده خواهند بود. به محض آغاز برنامه خود متوجه می شوید که ارزشش را داشته است زیرا گاهی تنها ۱۰ دقیقه وقتی که به ®خودتان¯ اختصاص می دهید، به روزی شاد و فرح انگیز منجر می شود.
● افراد مثبت
افرادی که هر روز ملاقات می کنید می توانند تاثیر فراوانی بر روی احساس شما نسبت به خودتان بگذارند. هنگامی که همسر، دوستان و خویشان افرادی مثبت هستند، می توانید به نقاط قوت خود توجه کنید و دیدگاهی خوش بینانه داشته باشید.
آن دسته از دوستان و افراد خانواده که بدون هیچگونه حمایت یا ارایه راه حل تنها از شما انتقاد می کنند، می توانند به شدت اعتماد به نفس شما را خدشه دار سازند.
● آیا می دانید که...
- برای بیشتر افراد، خانواده و دوستان مهمترین پشتیبان هستند.
- افراد خوش بین شرایط بدنی و روانی بهتر و سالم تری از افراد بدبین دارند.
- تنها ۱۰ دقیقه ورزش سبک مانند پیاده روی یا دوچرخه سواری می تواند روحیه شما را بهتر کند.
- خنده درمان تنش و اضطراب است و به خصوص برای والدین توصیه می شود.
● اما قبل از هر چیز بدانید که...
- از برنامه ای که برای مراقبت از فرزندانتان چیده اید کاملاً راضی باشید و موردی برای نگرانی وجود نداشته باشد.
- در پایان هر روز زمانی را به در میان گذاشتن مسایل و نکات مثبت و منفی روز خود با همسرتان اختصاص دهید، اما تمام ساعات با هم بودن را با فکر کردن درباره کار هدر ندهید.
- از ساعات تعطیلی خود تا حد ممکن بهره مند شوید. در تعطیلات آخر هفته هم به اتفاق اعضای خانواده کاری انجام دهید.
● اگر تنها هستید
تنها والد سرپرست فرزندان بودن می تواند رضایت بخش باشد و شما با فرزندان خود بیشتر احساس نزدیکی کنید، اما نباید فراموش کرد که در این میان تنش های ناشی از تصمیم گیری ها، انجام کارهای معمول روزانه و در یک کلام مسوولیت همه چیز بر دوش شما خواهد بود. اگر شما تنها سرپرست فرزندان خود هستید، باید توجه بیشتری به سلامت خود نشان دهید.     مریم دلیران
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  12:05 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

از وابستگی تا همبستگی


  از وابستگی تا همبستگیچقدر با واژه دلبستگی آشنایید؟ اگر بخواهیم آن را در جمله ای کوتاه تعریف کنیم مفهومی است که بر پایه میزان اعتماد کودک به اطرافیان و به خصوص افرادی که مسئولیت نگهداری او را بر عهده دارند به وجود می آید. سه نوع دلبستگی(وابستگی) را می توان مشخص کرد.
۱) دلبسته ایمن: زمانی کودک در این طبقه قرار می گیرد که هنگام بازگشت مادر با او به تعامل بپردازد .این کودکان هنگام رفتن مادر زیاد شکایت نمی کنند و هنگام بازگشت او با رضایت به بازی خود ادامه می دهند.
۲) دلبسته ی ناایمن اجتنابی: این کودکان هنگام رفتن مادر پریشان نمی شوند و اگر پریشان شوند، غریبه نیز مانند مادر می تواند آنها را آرام کند. آنها در موقع بازگشت مادر آشکارا از تعامل با او اجتناب می کنند.
۳) دلبسته ی نا ایمن دوسوگرا: این کودکان در غیاب مادر خیلی مضطرب می شوند ولی هنگام بازگشت او در برابرش مقاومت می کنند. آنها در آن واحد هم در جستجوی برقراری ارتباط جسمانی با مادر هستند و هم از آن پرهیز می کنند.
البته دسته ای از کودکان نیز در هیچکدام از گروههای بالا قرار نمی گیرند که به دلیل رفتارهای متناقضشان در گروه آشفته قرار می گیرند.
مادرانِ شیرخواران دلبسته ایمن، در برابر گریه ی کودک غالبآ به سرعت واکنش نشان می دهند و وقتی او را بغل می کنند، رفتاری محبت آمیز دارند.
بالغینی که سبک وابستگی اضطرابی- دودلانه (ناایمن دوسوگرا) دارند، معمولآ در پی همسران رمانتیک هستند ؛ از حسادت شدید رنج می برند و درصد طلاق در آنها بالاست.
افرادی که سبک وابستگی اجتنابی (ناایمن اجتنابی) دارند، چندان گرایشی به روابط نزدیک ندارند و غالبآ احساس تنهایی می کنند. به نظر می رسد از صمیمیت می ترسند و در شرایط استرس و تعارض در روابط خود را پس می کشند . میزان قطع ارتباط در آنها بالاست.
افرادی که سبک وابستگی ایمن دارند، به روابط بسیار دل می بندند و بدون ترس از طرد شدن یا انحصار طلبی رفتار می کنند.
● چه می شود که کودک در این طبقه قرار می گیرد؟
این امر در درجه ی اول به رابطه کودک با مراقب اصلی خصوصآ مادر بر می گردد. پاسخدهی حساس مراقب به نیازهای کودک شیرخوار منجر به وابستگی ایمن می شود. مادرانِ شیرخواران دلبسته ایمن، در برابر گریه ی کودک غالبآ به سرعت واکنش نشان می دهند و وقتی او را بغل می کنند، رفتاری محبت آمیز دارند. آنها همچنین پاسخهای خود را با نیازهای شیرخوار هماهنگ می کنند.اما در مورد کودکانی که دلبسته ی ناایمن هستند، مادران بیشتر بر اساس تمایلات یا حالات خلقی خود و نه بر مبنای علائم دریافتی از کودک پاسخ می دهند.
مادران شیرخواران ناایمن- اجتنابی، فرزندان خود را به اندازه ی مادران شیرخواران وابسته ایمن در آغوش می گیرند ولی به نظر می رسد که از تماس بدنی با فرزندان خود به اندازه مادران کودکان دلبسته ایمن لذت نمی برنند و حتی گاهی طرد کننده هستند؛ به ویژه هنگامی که کودک آشفته است و نیاز به تسلی دارد از تماس بدنی با او پرهیز می کنند.و طبق فرمولهای کتاب از کودک مراقبت می کنند.
مادران کودکان دلبسته ی ناایمن دوسوگرا ، رویه ی همسانی در مراقبت از کودک ندارند. آنها گاه در پاسخدهی به کودک بسیار حساسند و گاه توجهی به او ندارند و در مواقعی نیز رفتارهایشان مزاحم کودک است . مشکل این مادران این است که شیوه و زمان تعاملشان با نیازهای کودک همسان نیست.
رابطه ی فرزند و مادر دوسویه است. یعنی همانطور که والدین در رفتار کودک تأثیر می گذارند، کودک نیز در رفتار والدین اثر می گذارد بنا بر این ممکن است کودکی که آرام است و با دیگران تعامل دارد و به آنها با لبخند واکنش نشان می دهد، بیشتر از کودکی که لبخند نمی زند و به دیگران بی اعتناست ، مورد توجه قرار گیرد و شانس بیشتری برای قرار گرفتن در گروه دلبسته ی ایمن داشته باشد.
● حرکت از وابستگی به همبستگی
۱) مرحله همزیستی یا یکی بودن: که از دوران بارداری شروع می شود و در چند ماه اول تولد کودک ادامه دارد. کودک خودش را از جهان طبیعت و مادر جدا نمی داند. بطور مثال فرق دست خود و دست اسباب بازی یا دست مادر را نمی داند.
۲) مرحله چسبندگی: که در حدود یک سالگی کودک است . و اوج آن از شش ماهگی تا هجده ماهگی است.و در این مدت کودک از اضطراب جدایی رنج میبرد و بهتر است مادر تمام مدت در کنار فرزند باشد.
۳) مرحله عادت : کودک در حدود ۵ سالگی وارد این مرحله می شود و ترجیح می دهد با عزیزانش باشد.
۴) مرحله وابستگی: کودک در ۸ سالگی وارد این مرحله می شود. کودک در این سن می تواند فکر کند و مسائل را حل کند و به خاطر همین قدرت تفکر می داند که احتیاجاتش را(فیزیکی و روانی) به تنهایی نمی تواند برآورده سازد.بنابراین به عزیزانش می چسبد. متاسفانه ۹۰ درصد مردم دنیا در این مرحله مانده اند.
۵) مرحله جدایی و رهایی: که بین ۸ تا ۱۲ سالگی اتفاق می افتد. در این مدت کودک باید گاهی از پدر و مادر جدا شود تا درک کند که بدون آنها نیز زنده و خوب و خوش است تا از لحاظ روانی موجودی مستقل و آزاد باشد.
لازم است گاهی یک شب کودک در منزل نزدیکان بخوابد و به همراه گروه های مورد اعتماد اردو یا مسافرت های چند روزه داشته باشد تا از والدین جدا شوند. در ۱۲ سالگی بند ناف روانی کودک از والدین باید بریده شود.
۶) مرحله استقلال و آزادی: که در حدود ۱۸ سالگی رخ می دهد. در این مرحله انسان به خود کفایی می رسد یعنی به مرحله ای که می داند از عهده نیاز های فیزیکی و روانی خود بر می آید.
۷) مرحله همبستگی: بین ۱۸ تا ۲۲ سالگی به همبستگی می رسیم.یعنی افراد بدون وابستگی و در عین استقلال می توانند عشق به دیگری را تجربه کنند.  

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  1:32 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

استرس در روابط و ازدواج


  استرس در روابط و ازدواج" با استرس ناشی از بیماری فرزندمان، زندگیمان درحال آسیب دیدن است؛ فشار بیشتری روی هردوی ماست و از این می ترسیم که این موارد موجب جداییمان شود. آیا این موضوع، طبیعی است؟"
والدین فرزندانی که از مشکلات سلامتی، احساسی و رفتاری رنج می برند، اغلب یک سری احساسات پیچیده را مانند دلتنگی، ناامیدی، بلا تکلیفی، عصبانیت و گمراهی تجربه می کنند. علاوه بر آنچه که خانواده ها پیش از این می دانستند، آنها با مفهوم جدیدی از زندگی روزانه روبرو می شوند و می بایست با مسئولیت های سخت و جدید آن کنار بیایند.
در چند ماه اولیه تشخیص بیماری، توجه خانواده بیشتر به فرزند، برنامه های درمانیش، معاینه منظم پزشک و وفق دادن اوبا شرایط معطوف است. در همین حال که والدین این شرایط سخت و نا خواسته را متحمل می شوند، اغلب، نیازهای خودشان را فراموش می کنند.
● ارتقای سطح زندگی، نقش والدین و نیازهای خاص فرزند
پدر و مادر نقش مهمی به عنوان والدین ایفا می کنند، اما به همان اندازه نیز به عنوان همسر نسبت به هم مسئولند. با عوامل استرس زایی که هر خانواده ای با آن روبروست، طبیعیست که انتظار داشته باشیم درچنین شرایطی رضایت از زندگی مشترکشان تحت تاثیر قرار بگیرد. اینکه والدین چطور واکنش نشان داده و با استرس ناشی از بیماری فرزندشان مبارزه می کنند تأثیر بسزایی روی رابطه شان می گذارد.
هر یک از زوجین با روش خود با مسئولیت ها و احساسات شدیدی در تکاپو هستند. بیشتر مواقع، این اولین باریست که زوجین تلاش یکدیگر را برای مقابله با ناامیدی ها وناملایمات می بینند. برخی از این روش های مقابله تکمیلی است و برخی دیگر مقایسه ای.
دانستن این نکته مهم است که روش های مقابله والدین با استرس متفاوت است؛ ممکن است یکی از والدین نسبت به ابراز احساساتشان خیلی صریح باشد، در حالیکه دیگری برای این کار نیاز به مکان و زمان مناسب دارد.
● چطور انتظارات دیگران روی مبارزه والدین تاثیر می گذارد؟
انتظارات (فشارهای) اجتماعی روی این مسأله که والدین چگونه باید با کمک بیشتر نیازهای مختص به هم را برطرف کنند تاثیر می گذارد. اغلب مادران فکر می کنند که باید " هرکاری" انجام دهند. معمولا این مادران از برطرف کردن نیاز همسران و نزدیکان خود و وظایف خانه احساس فشار و خستگی می کنند. متاسفانه در چنین فضایی مادران جایگاه اصلی خود را فراموش کرده و از نیاز های خود چشم پوشی می کنند.
پدران هم به طور مشترک اظهار می دارند که باید با وجود فشارهای زیاد خانواده را تامین کنند و با عواملی چون ضعف، افسردگی و ناامیدی مبارزه کرده و شجاع، قوی و متعادل باشند. بعضی از پدرها برای برآورده کردن نیاز دیگران، الزاماتی را چون گفتگو کردن، ارتباط داشتن و وقت گذاشتن برای خانواده و همسرشان (رها می کنند) از یاد می برند.
بیشتر اوقات فشاری که از تامین این نیازها بوجود می آید بسیار شدید است. بار مسئولیت های مالی، احساسی و جسمی برای والدین بسیار طاقت فرساست. آنها با انزوا، عدم ارتباط با هم، حرف و سخن اطرافیان، کشمکش ها، عدم توجه به وظایف و فقدان صمیمیت روبرو هستند.
● مأمنی برای هم بودن و فواید آن
وقتی هر دوی زوجین در زندگیشان رنج می کشند، سخت است که حامی یکدیگر باشند. در چنین شرایطیست که به راحتی هدف عصبانیت و ناامیدی هم قرار می گیرند. استرس و ترس ما از شکست، نیاز ما به عشق، مهربانی و قوت قلب دوباره را بیشتر می کند و انتظارات ما را در مورد اینکه همسرمان باید چگونه رفتار کند تغییر می دهد.
این تغییرات، سختی ها و حس ناامنی ای را که پیش از این بصورت بالقوه در زندگیتان بوده آشکار می سازد. بودن مامنی برای هم یا این حس که کسی هست که می شود روی عشق آن حساب کرد، بطرز شایانی به انعطاف و توانایی مقابله با استرس مربوط است. این " مأمن" سدی است در برابر استرس مداوم و یا تاثیرات منفی ای که آن در زندگیتان می گذارد.
وقتی زوج ها با مشکلی روبرو می شوند باید چکار کنند؟
گاهی زوج ها در بزرگترین رقابت زندگیشان فراموش می کنند که درکدام تیم هستند و بجای آنکه با هم باشند، در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. در مواجهه با چنین شرایطی اغلب این سوال پیش می آید که آنها چه کار می توانند بکنند. آیا زوجها می توانند به یک میزان وهمزمان خواهان تامین نیازهای خود و فرزندانشان باشند؟
● گفتگوکردن راه گشاست
زوج ها می توانند رابطه شان را با استفاده از روش های گفتمان که در زیر به برخی از آن اشاره می کنیم حفظ کرده، ارتقا دهند:
▪ می بایست نیازهای یکدیگر و راههای گفتگو را بشناسید.
▪ همیشه زمانی را برای گفتگوی روزانه اختصاص دهید؛ این کار از بوجود آمدن رنجش ها و یا غفلت از گفتگو جلوگیری می کند.
▪ گوش دادن درست را تمرین کنید. این امر موجب می شود که همسرتان احساس کند که حرف های او را دقیقا فهمیده اید و در نتیجه واقعا می توانید از تجربیات هم بهره مند شوید.
▪ زوج هایی که نمی توانند درست گوش بدهند، باید دفترچه مشترکی بسازند و برای حفظ رابطه و بهبود گفتگوهایشان همه جا از آن استفاده کنند.
▪ به اشتراک گذاشتن احساساتی نظیر خشم و ترس و امید، وابستگی و صمیمیت را در زندگی پرورش می دهد. زمان هایی را اختصاص دهید تا به عنوان یک زوج در کنار هم باشید.
□ زوج ها به ایجاد چنین فرصت ها و فعالیت هایی نیاز دارند:
▪ گرچه سخت به نظر می رسد، هر هفته برنامه ای برای تفریح کردن و با هم بودن ترتیب دهید؛ خیلی از زوج ها این حرکت را در بهتر شدن زندگیشان دخیل می دانند. البته این امر مستلزم آنست که دوستی که به آن اعتماد دارید یا یکی از اعضای خانواده در نبود شما از بچه نگهداری کند.
▪ کاری را که همیشه تکی انجام می دادید حالا با هم انجام دهید یا زمان هایی را که تنها هستید حالا با همسرتان باشید. مهمم نیست چه کاری انجام می دهید، مهم اینست که همیشه زمانی را به عنوان یک زوج با همسرتان سپری کنید.
هنگامی که لحظات خوبی را با همسرتان سپری می کنید، پیوندتان را محکمتر کرده و می توانید نیازهای وی را بشناسید. این تعاملات سازنده و گفتگوهای باز و آزاد، یکدل شدن را بیشتر
می کند و توصیه های دیگران را در ایجاد اعتماد، صمیمیت و امنیت در زندگیان قابل فهم تر.
● یاری جستن
طبیعیست که زوج ها در شرایط یاد شده از یک متخصص کمک بخواهند. مهارت های گفتگو و هنر سازش باید به خوبی مورد توجه قرار بگیرند. البته مهارت یافتن دراین ها درمیانه بحران کاملا سخت به نظر می رسد. والدین می بایست مشاوره های کوتاه مدت را ادامه دهند تا مهارت های گفتگو و زندگی کردن با وجود اختلافات را بهتر کرده و یا اختلافات گذشته را که دوباره پدیدار شده بر طرف کنند. فایده ی این مشاوره ها تنها به کوتاه مدت ختم نمی شود، بلکه تاثیرات مثبتی در بلند مدت نیز در زندگیشان خواهد داشت.
● نتیجه
زندگی با فرزندانی که نیازهای خاصی دارند محتاج برنامه ریزی خوب، روش های موثرمبارزه در زندگی و عشق فراوان است. والدین با سختی هایی روبرو می شوند که آمادگی آنها را ندارند و می بایست روش های قبلی خود را برای اداره زندگیشان رها کنند.
آنها مجبورند با یک سری افراد مثل پزشک، وکیل وکارشناس بیمه سر و کله بزنند. به این ترتیب با انجام این امور، نیازهای خودشان اغلب فراموش شده و زندگیشان تحت الشعاع قرار می گیرد. علی رغم رسیدگی به فرزندان، والدین نیز باید راهی پیدا کنند تا یکدیگر را حمایت کرده و نیازهای خود را نیز مرتفع سازند. با این کار نه تنها آنها به خود کمک کرده، بلکه فرزندان را هم در آن شریک می گردانند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  1:39 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

اشتغال زوجین و آثار و پیامدهای آن بر فرزندان


  اشتغال زوجین و آثار و پیامدهای آن بر فرزندان● مقدّمه
بدون تردید خانواده بهترین مأمن و شایسته ترین كانون برای تربیت فرزندان است و والدین اولین مربیان این مدرسه بزرگ تربیتی اند. زوجین در سایه همدلی و ایمان می توانند بستر مناسبی برای رشد و شكوفایی فرزندان خود فراهم كنند و در پناه كانون گرم و پر محبت خانواده تمامی فراز و نشیب های زندگی را برای عبور فرزندان خود هموار سازند و آن ها را از گذرگاه های دشوار زندگی به سوی رشد و تعالی رهنمون گردند. اما در عصر حاضر، خانواده با دو رویكرد مخاطره آمیز و متفاوت روبه روست كه در هر دوی آنها خودنگری، مصلحت خانواده و فرانگری را فدا نموده، و این كانون انس و الفت و مودّت و رحمت را به سراشیبی سقوط نزدیك ساخته است. این دو رویكرد عبارتند از:
۱) رویكرد نوینی كه به نام تمدّن و مدرنیته، خانواده را می بلعد و با نگرش برون دینی بر پایه فرهنگ اومانیستی و ایده آلیستی، بشریت را در معرض تهدید قرار می دهد.
۲) رویكردی كه برخاسته از سنّت های غلط و آمیخته با خرافه و جهل و یا تعصب است.
برای خلاصی از افراط گری نوع اول و تفریط گرایش دوم، سلامت و استحكام خانواده راه سومی را می طلبد كه همان راه تعادل و میانه گزینی احسن است.۱
از آن رو كه در حال حاضر رویكرد اول به عنوان یك فرهنگ غالب بر نظام خانواده سایه افكنده است، در این نوشتار به بررسی آن می پردازیم. محصول رویكرد اول به خانواده باعث بروز یك سلسله تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در دهه های اخیر شده، كه این تحولات به نوبه خود موجب تغییراتی اساسی در ساختار و نحوه عملكرد خانواده گردیده است. یكی از مهم ترین تغییرات، حضور گسترده زنان در عرصه های اقتصادی است; یعنی اشتغال زنان در خارج از محیط خانه، آن هم در ساعاتی معین و انعطاف ناپذیر. البته حضور زنان محدود به فعالیت های اقتصادی نمی شود، بلكه در سایر حوزه های فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی نیز مشاهده می گردد. یكی از پیامدهای این تحولات در خانواده، اشتغال زنان در كنار مردان در خارج از محیط خانه می باشد. گرچه اشتغال زنان موضوع جدیدی نیست و نقش زنان در فعالیت های اقتصادی و در سایر عرصه ها قدمتی دیرینه دارد; و شاید قدمتی به اندازه عمر بشر. در گذشته زنان در ساعاتی انعطاف پذیر در مزارع، دامداری ها و یا انجام كارهای دستی مثل بافندگی، ریسندگی و خیاطی كار می كردند و بخشی از بار اقتصادی خانواده را به دوش می كشیدند، اما در دنیای معاصر اشتغال زنان مفهومی جدید پیدا كرده و شامل فعالیت های اقتصادی در ساعات معین، آن هم در خارج از محیط خانه، یعنی كاركردن در كارخانه ها و ادارات، می باشد. این دگرگونی در نوع فعالیت زنان بیشتر محصول جهان صنعتی معاصر است. به طور قطع، حضور زنان برای ساعاتی معین و به صورت مستمر در بیرون از محیط خانه، ساختار و نوع عملكرد خانواده را دستخوش تغییر قرار داده است.
اكنون این سؤال مطرح می شود كه اشتغال زوجین چه آثار و پیامدهایی برای خانواده، به ویژه فرزندان دارد؟ برای پاسخ به این سؤال ابتدا لازم است نهاد خانواده به عنوان یك نظام پیچیده ترسیم شود، سپس جایگاه و حقوق فرزندان و نیازهای آن ها در مراحل تحول بیان گردد، آنگاه نقش والدین و مسئولیت آنها در تأمین نیازهای فرزندان تبیین شود، و در پایان، تحقیقات مربوط به اشتغال زنان و آثار و پیامدهای آن بر فرزندان، مورد بررسی قرار گیرد. اما پیش از پرداختن به موضوعات مزبور، به علل گرایش روز افزون زنان به اشتغال اشاره می نماییم.
● عوامل مؤثر بر گرایش زنان به اشتغال
شاید اولین سؤال اینجا درباره علت گرایش شدید زنان به اشتغال باشد. در پاسخ به این سؤال غالباً پاسخ هایی داده می شود همچون: كمك به اقتصاد خانواده، عزتمندی اجتماعی، اثبات قابلیت های زنان در عرصه های اجتماعی، استقلال مالكیت، فرار از تنهایی ناشی از تجرد یا زمان فراغت، به دست آوردن پشتوانه ای برای ایام پیری، ضرورت حضور در عرصه های زنان از جمله معلمی مدارس دخترانه و مامایی.۲
گرچه این پاسخ ها فی الجمله گرایش زنان را به حضور فعال در كارهای اقتصادی توجیه می كنند، اما عوامل دیگری در كارند كه بیشتر به دولت ها و نظام های مسلط جهانی مربوط می شوند كه در جای خود باید مورد بحث قرار گیرند. در اینجا به اجمال به برخی از این انگیزه ها اشاره می شود:
۱) كنترل جمعیت: دولت ها راه های گوناگونی را برای كنترل جمعیت توصیه می كردند اما هیچ گاه با موفقیت همراه نبود. برای این كار به طرح شعارهایی همچون آزادی زنان و شركت فعال آنها در فعالیت های اقتصادی پرداختند تا از این راه زنان را از قید خانه داری و مادری آزاد سازند و در نتیجه، میل آنها را به فرزندآوری كاهش دهند.
۲) سلب مسئولیت از مردان در تأمین هزینه های خانواده نیز راه حلی است كه زنان را ناگزیر از روی آوردن به بازار كار می كند و در نتیجه، به كاهش جمعیت منجر می شود و این پدیده، برخی از كشورهای توسعه یافته از جمله كشورهای اروپایی را با رشد منفی جمعیت و پیری جمعیت مواجه كرده است.
۳) حفظ حیات نظام سرمایه داری: نظام سرمایه داری یكی از راه های تجاری خود را توسعه در مصرف می داند. بدیهی است كه لازمه مصرف زیاد، داشتن درآمد كافی است. تشویق زنان به حضور فعال در عرصه های اقتصادی در واقع، از الگوهای نظام سرمایه داری به منظور تحصیل درآمد و لاجرم مصرف بیشتر است.
۴) افزایش زنان تحصیل كرده و تغییر نظام ارزشی، مطالبات آنان را برای حضور در صحنه های اقتصادی افزایش می دهد.
۵) علاقه دولت ها به تسریع در دستیابی به شاخص های توسعه سبب شده است كه از تمامی امكانات موجود از جمله پتانسیل زنان به عنوان نیمی از قوای فعال جامعه استفاده كنند،۳ اما لازم است بررسی شود كه خانواده به عنوان نخستین كانون تربیت فرزندان، در چنین شرایطی با چه چالش هایی مواجه خواهد شد.
● خانواده نخستین كانون تربیت
خانواده اولین پایگاه تربیتی كودك است و زن و شوهر با ازدواج، این نهاد مهم تربیتی را تشكیل می دهند. هارلوك خانواده را یك نظام متعامل و پیچیده تعریف می كند.۴ هر چه بر تعداد اعضای خانواده اضافه می شود این نظام پیچیده تر می گردد; زیرا هر فردی كه به خانواده اضافه می شود با سایر اعضا یك رابطه تعاملی برقرار می كند. شكل زیر این روابط تعاملی را نشان می دهد.
اگر خانواده فقط از زن وشوهر تشكیل شود، تنها یك رابطه تعاملی وجود دارد. با اضافه شدن یك فرزند به آن، این رابطه خطی به سه رابطه تبدیل می شود و اگر دو فرزند به خانواده اضافه شوند، رابطه تعاملی بین اعضای خانواده به شش رابطه ارتقا پیدا می كند و هر چه بر تعداد اعضای خانواده افزوده شود، روابط تعاملی بین اعضا خانواده به صورت تصاعد هندسی افزایش می یابد.
ـ پدر مادر
ـ پدر
ـ شوهر زن
ـ فرزند اول فرزند دوم
ـ فرزند مادر
همان گونه كه در نمودار مشاهده می شود روابط كودك در خانواده با سایر اعضا یك شبكه پیچیده تعاملی و در هم تنیده ای را به وجود می آورد. به طور مسلّم این روابط و كنش های متقابل در شكل گیری شخصیت كودك اثر می گذارد و حضور والدین در خانه یا عدم حضور آنها برای ساعاتی طولانی آن هم به طور مستمر، تغییراتی را در ساختار و عملكرد خانواده به وجود می آورد. همچنین نحوه تعامل والدین با یكدیگر نیز مستلزم پیامدهایی است كه فرزندان از آن متأثر می شوند.
● نقش والدین در تربیت فرزندان
اگر خانواده را اولین كانون تربیتی بدانیم، بدون شك والدین اولین مربیان و معلمان این كانون مهم محسوب می شوند. در این میان، نقش مادر از اهمیت بیشتری برخوردار است; زیرا میزان تأثیرگذاری او از زمان انعقاد نطفه آغاز می گردد و در دوران بارداری این تأثیرگذاری فزون تر نیز می گردد. در هر حال، والدین می توانند برای كودك خود نقش بهترین معلم و الگو را بر عهده داشته باشند. كودك از والدین خود، ویژگی های اخلاقی، عقیدتی، شخصیتی و سایر گرایش ها و نگرش ها را می آموزد و در این زمینه از آنان تقلید می كند. قضاوت های مردم در خصوص، رفتارهای گوناگون كودك كه آنها را به حساب پدر و مادر كودك می گذارند، حاكی از واقعیتی است كه از مطالعات فراوان به دست آمده است.
كوپر اسمیت نتیجه مطالعه و تحقیق خود را این گونه بیان كرده است: پسرانی كه از عزّت نفس۵
مطالعات كال دول و همكارانش نیز درباره شكل گیری هوش در جریان تأثیر محیط خانواده نشان می دهد كه كودكان باهوش تر معمولا كسانی هستند كه در خانواده های صمیمی رشد كرده و از امكانات تربیتی و فرهنگی بیشتری برخوردار باشند.۷
آیات و روایات بسیاری نیز بر نقش والدین تأكید میورزند و این نشان می دهد كه مسئولیت خانواده و پدر و مادر تنها تأمین غذا و لباس و بهداشت فرزندان نیست، بلكه باید به همه ابعاد وجودی فرزندان در مراحل گوناگون تحول اهتمام داشته باشند و مهم تر از همه، آنان را بر فطرت توحیدی و الهی، تربیت كنند و بر رفتار، گفتار، عبادت، آموزش، تفریح و ورزش كودكانشان و نیز دوستان آنان نظارت كامل داشته باشند.
قرآن كریم ازدواج و تشكیل خانواده را موجب مهر و الفت و محبت بین زن و مرد می داند.۸ در روایات نیز توصیه های فراوانی برای تربیت صحیح فرزندان به والدین شده است كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می كنیم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند: «فرزندان خود را مورد محبت قرار دهید و با آنها مهربان باشید»۹; نسبت به فرزندان خود تقوای الهی را مراعات كنید و برخورد عادلانه با آنها داشته باشید;۱۰ با كودكان خود بازی كنید و برخوردی كودكانه با آنها داشته باشید۱۱ به آنها احترام بگذارید و آداب نیكو را به آنها آموزش دهید.۱۲
توجه والدین به كودكان موجب رشد و شادابی و صلاح آنان می شود، و آنان را از دام هایی كه شیاطین در پیش رویشان گسترده اند، نجات می دهد. عدم توجه و رها كردن فرزندان موجب افسردگی، غلتیدن در منجلاب گناه، همنشینی با دوستان بد، و در نهایت، نابودی آنها می شود. شوقی شاعر می گوید:
لیس الیتیم من انتهی ابواه من *** هم الحیاه و خلفاه ذلیلا
ان الیتیم هو الذی تلقی له *** اُمّاً تخلت او اَباً مشغولا
یتیم آن نیست كه پدر و مادرش دیده از جهان فرو بسته و او را تنها گذاشته اند، بلكه آن كودكی یتیم است كه مادرش از پدرش جدا شده و یا پدری دارد كه سخت گرفتار كارهای خویش است.۱۳
بنابراین، كودكان علاوه بر غذا و پوشاك و بهداشت، آرامش، مهربانی، محبت و صمیمت والدین را طلب می كنند و پدر و مادر باید به همه این نیازها پاسخ دهند تا فرزندانی سالم، دارای اعتماد به نفس، كارآمد، اجتماعی، صالح و مؤمن داشته باشند.
به دلیل آنكه ایفای نقش پدر و مادری مستلزم شناخت جایگاه فرزندان در خانواده و حقوق آنان می باشد، به طور اختصار به جایگاه كودكان اشاره می كنیم و سپس حقوق و به دنبال آن، نیازهای اساسی آنان را مورد بحث قرار می دهیم.
● جایگاه فرزند در خانواده
پی بردن به ارزش و اهمیت هر چیزی مستلزم شناخت حقیقت آن می باشد; زیرا اگر انسان به ارزش واقعی چیزی پی نبرد برای حفظ و نگهدرای آن اهتمام نمیورزد. بدون تردید، بسیاری از پدران و مادران آن گونه كه باید فرزندان خود را نشناخته، به امر پرورش و تربیت آنها همت نمی گمارند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: «الناس اعداء ماجهلوا»;۱۴ مردم دشمن ندانسته های خود هستند. پدران و مادرانی كه اهمیت و جایگاه فرزندان خویش را نمی شناسند نه تنها در تربیتشان سهل انگاری می كنند، بلكه آنان را دشمن خود تصور می كنند.
بنابراین، ضروری می نماید كه جایگاه و منزلت فرزندانمان را بشناسیم تا نسبت به وظایف خود، درباره آنان بی اعتنا نباشیم، بلكه گوهرشناس باشیم و به فرزندان، این گوهرهای نفیس زندگی، عشق بورزیم.۱۵
▪ جایگاه فرزند در آیات و روایات
قرآن مجید در برخی آیات از فرزندان با عنوان هایی همچون: «نور چشم» (فرقان ۷۴)، «زینت بخش زندگی» (كهف: ۴۶) و «وسیله آزمایش بشر» (انفال: ۲۸; تغابن: ۱۵) یاد كرده است.
پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) و ائمّه معصومان(علیهم السلام) نیز هر كدام تعابیر بسیار زیبایی درباره فرزند بیان كرده اند. این تعابیر گویای این هستند كه فرزند از منزلت و جایگاه بالایی برخوردار است كه اگر والدین این حقیقت را دریابند، با آگاهی بیشتر در تربیت كودكان، این میوه های زندگی، اهتمام میورزند. پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرزند را گلی از گل های بهشت «الولد الصالح ریحانهٔ من ریاحین الجنهٔ»،۱۶ جگرگوشه مؤمن و موجب شفاعت و آمرزش آنها می داند: «الولد كبد المؤمن ان مات صار شفیعاً و ان مات بعده یستغفرالله له فیغفر له.»۱۷ آن حضرت در جای دیگر مهر ورزیدن به فرزندان را موجب دستیابی به درجات بهشت معرفی می كند و می فرماید: «قبّلوا اولادكم فان لكم بكل قُبلهٔ درجهٔ فی الجنهٔ و ما بین كل درجتین خمس مائهٔ عام»;۱۸ فرزندان خود را ببوسید; زیرا برای هر بوسه ای كه به فرزندان می زنید، یك درجه در بهشت خواهید داشت كه فاصله هر درجه تا درجه دیگر به اندازه پانصد سال راه است. ابن عمر از پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) نقل می كند: «من سقی ولده شربهٔ ماء فی صِغَرِه سقاه الله سبعین شربهٔ من ماءِ الكوثر یوم القیامهٔ»;۱۹ هر كس به فرزند خردسال خود جرعه ای آب بنوشاند، خداوند به پاداش آن در روز قیامت هفتاد جرعه از آب كوثر به او می نوشاند. در جایی دیگر، پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: «نظر الوالد الی ولده حبا له عبادهٔ»;۲۰ نگاه كردن پدر و مادر به فرزند از روی مهر و محبت، عبادت است.
از مجموع آیات و روایات كه به برخی از آنها اشاره شد، استفاده می شود كه فرزند عطیه و موهبتی الهی و نعمتی است كه خود منشأ نعمت های بی شمار دیگر است. وجود فرزند در خانه، فضای آن را از خیر و بركت و مهر و محبت لبریز می كند، رابطه معنوی و الهی والدین و فرزندان هر دو را از رحمت های واسعه ربوبی بهره مند می گرداند.۲۱ با چنین نگرشی به فرزندان چگونه می توان نسبت به شخصیت و نیازهای آنها و تربیت و شكوفایی استعدادهایشان غفلت ورزید؟
▪ اسلام و حقوق كودكان
آیات و روایاتی كه ذكر شدند پدران و مادران را بر آن می دارد كه در باب پرورش فرزند احساس وظیفه كنند; وظیفه ای سنگین و مسئولیتی بزرگ كه هرگز نمی توان آن را نادیده گرفت و نسبت به آن كوتاهی نمود; زیرا تعلیم و تربیت از جمله حقوق كودك بر والدین است. شاهد بر این مدعا، سخن پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) است كه در جواب ابورافع كه گفت: مگر فرزندان بر ما حقی دارند همان گونه كه ما بر آنها حق داریم؟ فرمود: آری حق فرزند بر پدر است كه كتاب خدا را به او یاد دهد... و چند حق دیگر را برای او برشمرد.۲۲ امام سجاد(علیه السلام) نیز در رساله حقوق بدین وظیفه خطیر چنین اشاره می فرماید: «فأعمل فی امره عمل من یعلم انه مثاب علی الاحسان الیه، معاقب علی الاسائهٔ الیه»;۲۳ عمل كن درباره فرزند خویش چون عمل كسی كه می داند اگر به فرزند خود احسان كند پاداش داده می شود و اگر بدرفتاری كرد مؤاخذه و عقاب می گردد. در جای دیگر، امام با تفصیل بیشتری می فرماید: «و امّا حقّ ولدك فتعلم انّه منك و مضاف الیك فی عاجل الدنیا بخیره و شرّه، و انّك مسئول عمّا ولیتّه من حسن الادب و الدلالهٔ علی ربّه و المعونهٔ علی طاعته فیك و فی نفسه. فمثاب علی الاحسان الیه و معاقب علی لسائهٔ علیه. فاعمل فی امره عمل المتزیّن یحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربّه فیما بینك و بینه، یحسن القیام علیه و الاخذ له منه»;۲۴ و اما حق فرزند تو این است كه بدانی او قسمتی از وجود توست و در نیكی و بدی خود در این دنیا به تو وابستگی دارد و تو در تربیت و ادب آموزی و خداشناسی او مسئولیت داری و باید او را در اطاعت فرمان خدا، در آنچه مربوط به تو و اوست، كمك رسانی. در احسان به او پاداش می گیری و در بدی به او كیفر می بینی. عمل تو درباره او مانند كسی است كه یقین دارد به كارهای نیكوی او در دنیا آرایش می یابد و به واسطه حسن قیام به وظایف و مسئولیت ها در پیشگاه خداوند معذور است.
علاوه بر این، در اصل ششم اعلامیه جهانی حقوق كودك (مصوب اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بیستم نوامبر ۱۹۵۹) چنین آمده: «كودك جهت پرورش كامل و متعالی شخصیتش نیاز به محبت و تفاهم دارد و باید حتی الامكان تحت توجه و سرپرستی والدین خود، و به هر صورت در فضایی پر محبت در امنیت اخلاقی و مادی پرورش یابد. كودك خردسال را ـ به جز در موارد استثنایی ـ نباید از مادر جدا كرد.»۲۵ بنابراین، هم قوانین پذیرفته شده بین المللی و هم آموزه های دینی با تأكید بیشتر، والدین را مسئول می دانند و از این رو، خانواده هایی كه به سعادت فرزندان خود می اندیشند و نسبت به آینده آنها احساس مسئولیت می كنند باید برای طفل، پیش از تولدش، بلكه پیش از انعقاد نطفه برنامه ریزی كنند۲۶ و همه نیازهای كودكان را برای رشد و تعالی تأمین نمایند.
اكنون این سؤال مطرح می شود كه حیطه این مسئولیت چقدر است؟ به عبارت دیگر، كودكان و نوجوانان در طی فرایند رشد چه نیازهایی دارند، و نقش والدین در تأمین این نیازمندی ها چیست و اشتغال زوجین (والدین) چه آثار و پیامدهای تربیتی و روان شناختی بر فرزندان دارد؟
▪ نیازهای كودكان
در گذشته چنین تصور می شد كه نیازهای تحولی كودك، به صورت سلسله مراتبی ظاهر می شود; یعنی اول نیاز به غذا، آب و سپس نیاز به محبت و رابطه محبت آمیز و بعد از آن سایر نیازها. اما اكنون چنین تلقّی می شود كه نیازهای انسان به صورت بسیار ظریف و دقیق در هم تنیده و به هم مربوطند. برای مثال، حالات روحی و عاطفی كودك در جذب و هضم غذا و حتی در رغبت وی به غذا نقش دارد; و یك كودك افسرده ممكن است رغبتی به غذا نشان ندهد یا اگر غذا را ببلعد در هضم و جذب آن دچار مشكلاتی شود. این نشان می دهد كه نیازهای آدمی به صورت طولی و سلسله مراتبی آشكار نمی شوند، بلكه نیازها در هم تنیده و همزمان هستند. رشد عاطفی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی كودك مرهون ارضای نیازهای اساسی كودك به طور همزمان است; زیرا جنبه های تحولی كودك در همه ابعاد مزبور كاملا به هم مرتبط و غیرقابل تفكیكند.
همراه با نیازهای فیزیولوژیكی كودك، چهار نیاز اساسی وجود دارد كه از بدو تولد ظاهر می شوند و باید همزمان با تغذیه كودك ارضا شوند.۲۷ این نیازها عبارتند از:
ـ نیاز به عشق و امنیت
یكی از مهم ترین نیازهای كودكان كه پایه و اساس روابط او را با دیگران تعیین می كند نیاز به محبت و امنیت است. نیاز به محبت و امنیت، نیازی است كه رشد سالم شخصیت كودك به آن وابسته است و موجب می شود كه كودك در آینده بتواند نقش پدر یا مادری دلسوز و مهربان را ایفا كند و به محبت و علاقه دیگران به نحو صحیح پاسخ دهد. مادر نخستین كسی است كه در تأمین این نیاز به كودك كمك می كند، بعد از او، پدر و سپس سایر افرادی كه با كودك ارتباط دارند. اگر این نیاز به خوبی ارضا شود حس اعتماد به جهان پیرامون برای كودك به وجود می آید و او می تواند با دنیای در حال تغییر كنار بیاید. كودك احساس یكپارچگی شخصیت می كند و هویتی منسجم و پایدار در او شكل می گیرد.۲۸
ـ نیاز به كسب تجارب جدید
نیاز به كسب تجارب جدید برای رشد ذهنی كودك همان اثری را دارد كه غذا برای رشد جسمانی او. دو عامل مهم در تأمین این نیاز نقش اساسی دارند: یكی بازی و دیگری زبان. كودك از طریق این دو، دنیای پیرامون خود را كشف می كند و راه مقابله با مشكلات را نیز می آموزد. جو عاطفی و فرهنگی خانواده و نیز دلمشغولی ها یا آرمان های والدین، می توانند در تقویت كردن، محدود ساختن یا رشد ذهنی كودك، نقش مؤثری داشته باشد.۲۹
بازی كردن، به دو شیوه عمده نیاز به كسب تجارب جدید را برآورده می سازد: نخست كودك را قادر می سازد تا در مورد دنیای پیرامون خود، مطالبی بیاموزد. دوم، به كودك امكان می دهد تا با مسلّط ساختن خیال پردازی بر واقعیت و منطق، با هیجان های متعارض خود كنار بیاید و آنها را حل كند. همین طور زبان نیز در رشد فكری، نحوه استدلال و ایجاد ارتباط با دیگران نقش به سزایی دارد. البته منظور كمیّت گفتار كودك نیست، بلكه منظور كیفیت گفتار، پربار بودن، واضح بودن و نیز مربوط بودن آن به موضوع است.۳۰
ـ نیاز به تحسین و قدردانی
برای اینكه كودك بتواند ناتوانی و ضعف خود را جبران كند و به بزرگ سالی قدرتمند و مستقل تبدیل شود، به یادگیری عاطفی، اجتماعی و ذهنی نیاز دارد و مؤثرترین عامل در بروز این معنا در كودك، تحسین و قدردانی است. به عبارت دیگر، كودك برای اینكه به رشد و بالندگی برسد نیاز به تقویت و پاداش دارد و این نیاز حتی در افراد بزرگ سال و رشد یافته نیز وجود دارد; زیرا زندگی انسان همواره با دشواری ها، شكست ها و ناملایمات همراه است و كودك برای بزرگ شدن دایم باید با این سختی ها دست و پنجه نرم كند. از این رو، نیاز به مشوق های فراوان دارد. «بزرگ سالانی كه كودك را دوست می دارند و كودك نیز آنها را دوست می دارد و مایل است تا خرسندشان سازد، با نشان دادن خوشحالی به دلیل موفقیت كودك، تشویق كردن او، این مشوق ها را برای او فراهم می كنند. تشویق كردن و خواسته های معقول را از كودك انتظار داشتن، پشتكار را در كودك به وجود می آورد. مناسب ترین سطح توقع ما از كودك هنگامی است كه توقع موفقیتی را از او داشته باشیم كه دستیابی به آن ممكن، اما مستلزم تلاش باشد. این سطح، در تمامی زمان ها و در مورد تمامی كودكان، یكسان نیست، بلكه باید با قابلیت های هر كودك خاص در زمان خاص و مرحله تحولی او متناسب باشد.»۳۱ـ نیاز به مسئولیت پذیری
كودك به موازات رشد در سایر ابعاد، در حیطه مسئولیت پذیری نیز باید رشد كند تا هم در برابر خود و هم در برابر دیگران احساس مسئولیت كند. برای ارضای این نیاز، والدین یا افرادی كه سرپرستی كودك را به عهده دارند باید به كودك اجازه دهند به تدریج كارهای خود مثل غذا خوردن، لباس پوشیدن و شستوشو كردن را خودش انجام دهد. همچنین برای تأمین این نیاز باید چیزهایی را در اختیار كودك قرار دهند; مثل وسایل شخصی. كودك با تصرف در آنها احساس می كند این چیزها در تملّك او قرار دارد. البته این به معنای آن نیست كه والدین هیچ نظارتی بر كودك نداشته باشند و یا هیچ دخالت و اعمال سلیقه ای در كارهای كودك نكنند، بلكه به این معناست كه به كودك میدان عمل و مسئولیت داده شود و شرایط را برای وی فراهم نمود كه به صورت عملی بتواند كارهای مربوط به خود را تمرین كند و هر كجا نیاز به راهنمایی داشت او را راهنمایی كرد تا كم كم مسئولیت پذیری در كودك رشد كند.
با توجه به گرایش زنان به اشتغال در خارج از محیط خانه از یك سو و نیازهای كودكان به ویژه در سنین اولیه رشد از سوی دیگر، اكنون این سؤال مطرح می شود كه اشتغال مادران در خارج از خانه چه آثار و پیامدهایی برای فرزندان و خانواده دارد؟
درباره میزان تأثیر اشتغال زوجین بر فرزندان به سادگی نمی توان نظر داد; زیرا پیش از هر چیز باید شكل های مسئله را طرح نمود. سپس میزان و نوع نیاز فرزندان به حضور والدین در مقاطع مختلف سنی را مورد بررسی قرار داد تا در پایان بتوان قضاوت كرد كه در چه صورتی اشتغال زوجین مضر، و در چه صورتی بدون اشكال است و حتی ممكن است فوایدی نیز داشته باشد.
● شكل های گوناگون اشتغال زوجین و آثار آن بر فرزندان
اشكال گوناگون اشتغال زوجین را می توان به صورت ذیل بر شمرد:
۱) زن و مرد به طور همزمان و تمام وقت شاغلند;
۲) زن و مرد به طور همزمان ولی نیمه وقت یا پاره وقت شاغلند;
۳) زن و مرد به طور متناوب شاغلند; یعنی نصف روز زن و نصف روز مرد;
۴) مرد شغل آزاد دارد و از نظر زمانی شغل او انعطاف پذیر است، اما زن شغل اداری انعطاف ناپذیر دارد;
۵) مرد فقط شب ها شاغل است و زن روزها، یا به عكس.
علاوه بر شكل های گوناگونی كه برای اشتغال زوجین ترسیم شد، از زاویه ای دیگر نیز می توان به مسئله نگاه كرد و صور دیگری نیز ترسیم نمود:
۱) آیا زوجین از شغل خود راضی هستند یا نه؟
۲) آیا مرد در انجام كارهای منزل به همسر خود كمك می كند یا نه؟ و در صورت همكاری، چه میزان وقت صرف كارهای منزل و امور مربوط به فرزندان می كند؟
۳) آیا شغل زن با ویژگی های جسمانی و روانی او سازگاری دارد یا نه؟
۴) آیا همكاران زن همجنس او هستند یا زن در یك محیط مردانه یا مختلط كار می كند؟
برای تبیین آثار اشتغال زوجین بر فرزندان، «علاوه بر جنبه اشتغال، سایر جنبه ها و تمام عواملی كه در روند رشد فرزندان تأثیر دارند، باید مشخص شود. به عنوان نمونه، مادر شاغلی را كه شخصیت و صلاحیت او برای مادری در سطح مطلوبی است باید با مادر غیر شاغلی كه دارای همین خصیصه است، مقایسه كرد»۳۲ تا مشخص شود اشتغال مادر آیا مانع و ظایف مادری است یا نه.
تحقیقات نشان داده است كه «در بسیار ی از موارد مادر غیر شاغل بهتر می تواند به نیازهای عاطفی، اجتماعی، و شخصیتی كودك خود پاسخ مثبت دهد و در حین رسیدگی، با وی تعامل عاطفی برقرار ساخته، او را از عواطف محبت آمیز خود بهره مند گرداند...»۳۳ مادری كه با فراغت كامل، در انجام دادن وظیفه خانه داری و مادری موفق باشد و محیط خانه را محل امنیت و آرامش خاطر خود، فرزندان و همسرش قرار دهد، بهتر می تواند بین خود و سایر اعضای خانواده، روابط عاطفی و انسانی ایجاد كند و از این طریق، الگوهای صحیح تربیتی را به فرزندان منتقل سازد. به عكس، مادری كه به دنبال چندین ساعت كار و تلاش خارج از منزل، با حالتی خسته به خانه بر می گردد، نمی تواند برای انجام دادن این مهم آن گونه كه شایسته است اقدام كند. در چنین مواردی، كودكان برای دیدن مادر، لحظه شماری می كنند. اما معمولا خستگی و احیاناً بی حوصلگی مادر، مانع از ایجاد ارتباط عاطفی بین آنان و مادر می شود. به ویژه اینكه رسیدگی به امور منزل را نیز غالباً مادر به عهده دارد. روشن است كه اشتغال مادر، آن هم تمام وقت و نیز بدون همكاری شوهر در امور خانه، چه مشكلاتی را برای خانواده، بخصوص فرزندان خردسال به وجود می آورد و چه آثار نامطلوبی بر جای می گذارد و در نتیجه، فرایند رشد كودكان را در ابعاد گوناگون مختل می سازد.۳۴
در صورتی كه زن شغل پاره وقت داشته باشد و شوهر شغل آزاد، و در كارهای منزل، به ویژه ارتباط عاطفی با فرزندان همكاری كند، قطعاً آثار نامطلوب اشتغال زوجین به حداقل می رسد و چه بسا نتایج مثبتی نیز برای فرزندان در پی داشته باشد.
▪ اشتغال زوجین به صورت تمام وقت
تحقیقات انجام شده نشان می دهد كه این صورت از اشتغال مضرترین صورت اشتغال زوجین است; زیرا بیشترین آسیب به خانواده، بخصوص فرزندان وارد می شود. اگر زن و مرد به صورت تمام وقت هر دو شاغل باشند كمترین ارتباط عاطفی بین فرزندان و والدین برقرار می شود. حتی خود زوجین نیز به دلیل خستگی مفرط حوصله تعامل با یكدیگر را ندارند; زیرا انرژی های جسمانی و روانی آنها در خارج از خانه و محیط كار هزینه شده است و بیشتر برای استراحت به خانه می آیند. والدین گاهی اوقات به جای ابراز محبت به فرزندانی كه ساعات زیادی در انتظار بوده اند با پرخاشگری و خشونت با آنها برخورد می كنند. در چنین خانواده هایی مسئولیت زنان مضاعف می شود و مجموع ساعات كار آنها در خارج و داخل خانه به شدت افزایش پیدا می كند. در نتیجه، به شدت تحت فشار كاری قرار می گیرند و به دنبال آن، فرزندان كه نیاز بیشتری به مادر دارند در ابعاد گوناگون آسیب های جدی می بینند. جدول زیر ساعات كاری زنان خانه دار، و زنان متأهل و شاغل را در هفته، با توجه به تعداد فرزندان، نشان می دهد.۳۵
وضعیت شغلی تعداد فرزندانساعات كار در منزلساعات كار شغلی مجموع ساعات كار در هفته
زنان خانه دار۰۰/۵۶ـــ۰/۵۶
زنان متأهل ـ شاغل۰۵/۴۵۱/۳۹۶/۸۴
زنان خانه دار۱۵/۷۳ــــ۵/۷۳
زنان متأهل ـ شاغل۱۱/۴۴۰/۳۸۱/۸۳
زنان متأهل ـ شاغل۲۳/۴۶۲/۳۵۴/۸۱
زنان خانه دار ۳ و بیشتر۷/۷۷ـــ۷/۷۷
زنان متأهل ـ شاغل۳ و بیشتر۳/۴۸۲/۳۵۵/۸۳
تفاوت ساعات كار زن خانه دار و زن شاغل این سؤال را به ذهن متبادر می سازد كه چگونه زن شاغل كار منزل را در ساعات كمتری به انجام می رساند؟ شاید به طور منطقی بتوان گفت كه خانه یك زنِ شاغلِ متأهل مانند خانه زن خانه دار تمیز و مرتب نیست; در آن برخی از مواد غذایی تازه مصرف نمی شود، برخی از فعالیت ها مانند آماده كردن غذا یكباره صورت می گیرد و احتمالا شلوغی بیشتری در خانه حاكم است. زنان شاغلِ متأهل مجبورند بیشتر كار كنند۳۶ و استراحت كمتری داشته باشند. آنان به دلیل برخوردار نبودن از نشاط كافی، حضورشان در كنار فرزندان خود از كیفیت مناسبی برخوردار نیست و فرزندان نمی توانند از این مادر خسته انرژی عاطفی لازم را دریافت كنند. «با توجه به اینكه دوران كودكی مهم ترین زمان پرورش عاطفی فرزند است و عدم حضور مادر، به ویژه در سه سال اول، حیات فرزند را با مشكلات عاطفی مواجه می سازد و سپردن فرزند به مهد كودك نیز به دلیل آنكه فعالیت های پرورشی مربیان با انگیزه های اقتصادی انجام می شود، نمی توان جایگزین مناسبی برای مادر باشد.»۳۷
بنابراین، اشتغال تمام وقت زوجین، به ویژه مادر، برای فرزندان بسیار مخاطره آمیز خواهد بود و تحقیقاتی كه اخیراً توسط محققان در این زمینه انجام گرفته اند مؤید این مدعاست. در اینجا فقط به نتایج یكی از تحقیقات انجام شده اشاره می كنیم. در دانشگاه كون كوردیا در مونترال، گروهی از محققان، مطالعه ای كامل و جامع درباره تأثیر اشتغال مادر در كودكانی كه در سه سطح سنی ۴ و ۱۰ و ۱۵ ساله بودند به اجرا درآوردند. این تحقیق روی تعداد زیادی از پسرها و دخترها انجام گرفت. برای هر گروه سنی مفاهیم نقش جنسی، سازگاری اجتماعی و عملكرد شناختی مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج این تحقیقات نشان داد كه از نظر سازگاری كودكان ۱۰ ساله نمره پایین تری نسبت به كودكان پیش دبستانی از مادران غیر شاغل آوردند. البته از سایر جنبه ها تفاوت چشمگیری بین فرزندان مادران شاغل و غیر شاغل دیده نشد.۳۸
▪ اشتغال زوجین به صورت نیمه وقت اما همزمان
گرچه این صورت از اشتغال زوجین آسیب پذیری كمتری برای خانواده و فرزندان دارد، اما عدم حضور زوجین به طور همزمان باعث می شود برخی از نیازهای ضروری كودكان، بخصوص كودكان خردسال كه به شدت به حضور مادر نیاز دارند، تأمین نشود و كودكان برای ساعاتی از حضور مادر محروم بمانند، سپردن آنها به مهدهای كودك نیز نمی تواند این خلأ را پر كند; زیرا افراد شاغل در آن مراكز بر اساس وظیفه شغلی این كار را انجام می دهند و هرگز نمی توانند آن رابطه عاطفی لازم را با كودك برقرار كنند. كمترین ضرری كه ممكن است به كودكان زیر دو سال وارد شود این است كه احساس اعتماد در آنها به خوبی شكل نمی گیرد; این حالت می تواند فرایند رشد آنها را در مراحل بعدی با مشكل مواجه كند. روان شناسانی مانند اریكسون كه در زمینه رشد روانی ـ اجتماعی تحقیقاتی را انجام داده اند بر این باورند كه احساس اعتماد در مقابل بی اعتمادی در دو سال اول زندگی كودك به وجود می آید و برای اینكه كودك این مرحله را به خوبی طی كند باید حداقل نیازهای او تأمین شود. برای تأمین نیازهای كودك دو نكته باید رعایت شود: اول اینكه نیازهای او به شیوه ثابتی تأمین شود و دیگر اینكه از نظر زمانی در دوره های زمانی معینی انجام گیرد. در این صورت، كودك می تواند به محیطی كه نیازهای او را تأمین می كند اعتماد نماید. در غیر این صورت، اعتماد كودك به دنیای بیرون سلب می گردد. اشتغال زوجین، هر چند به صورت نیمهوقت، ممكن است باعث شود والدین نتوانند نیازهای كودك را به موقع و به شیوه ثابتی تأمین كنند. این مسئله موجب می شود كه كودك دنیای خود را به خوبی نشناسد و نتواند با آن تعامل برقرار كند. همین عدم تعامل مشكلاتی را به صورت دایمی و در فرایند رشد كودك ایجاد می كند.
▪ اشتغال زوجین به صورت غیر همزمان
در این قِسم از اشتغال زوجین به شرط اینكه بین آنان توافق و همكاری باشد; یعنی مرد در ساعاتی كه همسرش در خانه حضور ندارد جای خالی او را پر كند و بتواند رابطه عاطفی فعالی با كودكان برقرار كند و در انجام كارهای خانه نیز مشاركت فعال داشته باشد، پیامدهای منفی عدم حضور مادر به حداقل می رسد. البته در همین صورت نیز، احتمالا، فرزندان دختر كه فاقد الگوی مناسب برای همانندسازی هستند دچار تعارض در نقش پذیری متناسب با جنسیت خود خواهند شد.
▪ شغل آزاد و اداری زوجین
اگر اشتغال زن و مرد به گونه ای باشد كه یكی از آنها دارای شغل آزاد با میزان ساعات كار انعطاف پذیر باشد، در این صورت اگر زوجین در انجام مسئولیت های پدر و مادری با یكدیگر همكاری كنند و در سایر ابعاد زندگی نیز با هم تفاهم داشته باشند می توانند از بروز برخی از آسیب های احتمالی ناشی از اشتغال جلوگیری كنند، و یا اینكه آسیب ها را به حداقل كاهش دهند. به نظر می رسد برخی از تحقیقات كه نشان می دهد شاغل بودن مادران تأثیر تهدیدآمیز ی برای فرزندان ندارد، بلكه نتایج مثبتی نیز در پی دارد مربوط به خانواده هایی باشد كه شغل زوجین یا یكی از آنها آزاد و انعطاف پذیر است. از جمله آثار مثبتی كه از این تحقیقات به دست می آید این است كه: «دختران سازگاری اجتماعی و شخصیتی بیشتری پیدا می كنند.»۳۹ البته از همین تحقیقات برمی آید كودكانی كه مادران شاغل دارند، از والدین خود الگوهای تثبیت شده و رایج كمتری دریافت می كنند و به كار می بندند و از اینكه مادر وقت بسیار كمی را با آنان می گذراند، شكایت دارند.۴۰
▪ اشتغال زوجین در شب
زوجینی كه به طور متناوب شب ها شاغلند; یعنی یك هفته زن شب ها مشغول كار است و هفته بعد همسر او، در این صورت نیز اگر بین زن و مرد سازگاری و همكاری در انجام كارهای منزل و فرزندان باشد برخی از آثار سوء اشتغال بر فرزندان كاهش پیدا می كند، اما در عین حال، عدم حضور یكی از والدین به ویژه مادر، آن هم شب ها، برای كودكان خردسال می تواند مشكل آفرین باشد و ممكن است كودكان به دلیل محروم بودن از آغوش گرم مادر، دچار انواع مشكلات روحی و روانی از قبیل: اختلال خواب،۴۱ و ترس های مرضی۴۳شوند.
▪ اشتغال زن در محیط مردانه
اشتغال زن در مكان هایی كه مرد و زن با یكدیگر كار می كنند، ممكن است حساسیت او را نسبت به مرد و حساسیت مرد را نسبت به او كاهش دهد. در نتیجه، خانواده دیگر یگانه محل تعامل عاطفی بین زن و مرد نخواهد بود و بیم آن می رود كه گرمی و شور و نشاط خانوادگی تضعیف گردد و فضای خانواده از تعامل نارسا و ناقص عاطفی پر شود، به گونه ای كه حتی تقسیم مساوی وظایف و نقش های مربوط به اداره منزل و امور تربیتی فرزندان، بین زن و شوهر، نتواند ضایعات ناشی از چنین تعاملی را جبران كند.۴۴ حضور زن در عرصه های مردانه همچنین سبب كم رنگ شدن صفات زنانه و پذیرش صفاتی مانند میل به تسلط گری، كه مردانه تلقّی می شود، می گردد. این تغییرات سبب می شود كه زن در محیط خانواده، آنجا كه ویژگی های زنانه كارآیی خود را آشكار می سازد، فعال عمل نكند، در نتیجه، فرزندان آسیب پذیر شوند.
● نتیجه گیری
از جمع بندی مطالب می توان نتیجه گرفت كه اشتغال زوجین گرچه فوایدی مانند بهبود وضعیت اقتصادی و تأمین نیازهای مادی خانواده، عزتمندی اجتماعی، اثبات قابلیت های زنان در عرصه های اجتماعی، و استقلال مالی و به دست آوردن پشتوانه ای برای ایام پیری زنان و نیز رفاه و تأمین نیازهای مادی بیشتر، خود نظم دهی و رشد سازگاری اجتماعی سریع تری را برای فرزندان به دنبال دارد، اما در مجموع می توان گفت: تأثیرات نامطلوبی در فرایند رشد فرزندان، به ویژه رشد عاطفی آنها، بر جای می گذارد و میزان آسیب پذیری كودكان را در سال های اولیه كودكی افزایش می دهد. در اینجا به برخی از این آثار منفی اشاره می كنیم:
۱) كودك در بدو تولد نخستین رابطه خود را با مادر برقرار می كند. او باید بتواند در كنار مادر احساس امنیت كند; یعنی این احساس را كه مادر همواره برای ارضای نیازهای وی در كنارش قرار دارد.۴۵ مادران شاغل به دلیل اینكه بخش قابل توجهی از وقت مفید خود را به كار مشغولند و طبعاً از فرزندان خود دور هستند یا دست كم به موقع نمی توانند نیازهای آنها را ارضا كنند، احساس عدم اعتماد نسبت به اطرافیان را در كودك به وجود می آورند و این امر باعث می شود مراحل بعدی رشد كودك نیز كه مبتنی بر «احساس اعتماد»۴۶ است، دچار اختلال شود.
۲) در مرحله دوم رشد، یعنی دستیابی كودك به استقلال، كودك هم نیاز به مراقبت والدین و هم نیاز به بازخورد آنان دارد و عدم حضور والدین در كنار كودك می تواند این مرحله از رشد كودك را نیز با مشكل مواجه كند و كودك نتواند به «استقلال عمل» دست یابد.
۳) در این مرحله كودك می خواهد با والد همجنس خود همسان سازی كند و اندك اندك هویت جنسی خود را به دست آورد. تقویت كودك از سوی همسالان از یك سو و پشتیبانی والدین از سوی دیگر، و همچنین تشویق هایی كه كودك در اولین كوشش هایش دریافت می كند، می توانند به كودك كمك كنند تا تصویر مثبتی از خود ایجاد كند. عدم حضور والدین در این مقطع حساس موجب می شود كه احساس ابتكار۴۷ و سازمان دهی در فعالیت ها در حدّ لازم در كودك شكل نگیرد و زمینه برخی از مشكلات مانند احساس گناه۴۸ را در كودك به وجود آورد.
۴) اگر كودك سه مرحله قبل را به خوبی طی كند به تدریج آماده ورود به اجتماعی بزرگ تر، رفتن به مدرسه و پذیرش نقش بزرگ سالان، می شود. اما اگر مراحل قبل را به دلیل عدم حضور والدین در كنار او به خوبی طی نكند با مشكلات زیادی مواجه می شود. یكی از این مشكلات احساس عدم توانایی در تحقق آن چیزی است كه دیگران از او می خواهند، كه در نهایت به عقده كهتری۴۹ و ناارزنده سازی منجر می شود.
۵) كودك بعد از پشت سرگذاشتن دوران كودكی وارد مرحله جدیدی یعنی نوجوانی می شود. در این مرحله، مهم ترین حادثه ای كه رخ می دهد «احراز هویت»۵۰ است. گرچه نوجوان علاوه بر والدین از سایر نهادهای اجتماعی مانند گروه همسالان و مدرسه برای دستیابی به هویت می تواند كمك بگیرد، اما حضور والدین و نقش آنها در هویت یابی نوجوان بسیار مهم است. در این مرحله، والدین علاوه بر حضور فعال در خانه، باید به طور غیر مستقیم رفتار نوجوان خود را در خارج از محیط خانه رهبری كنند، دوستان او را شناسایی كنند، پرتگاه ها و خطراتی كه نوجوان را تهدید می كند به او یادآوری نمایند. والدین باید روابط دوستانه ای با فرزند خود برقرار كنند تا نوجوان علاوه بر احراز هویت، از گذرگاه دشوار بلوغ، و بحران های مخاطرآمیزه دوره نوجوانی عبور كند. در این دوره حساس، اشتغال زوجین، به ویژه اگر به صورت تمام وقت نیز باشد، خطرات جبران ناپذیری را می تواند برای نوجوان در بر داشته باشد كه یكی از آنها عدم دستیابی به هویت و مبتلا شدن به پراكندگی نقش می باشد و به دنبال آن، انواع بزهكاری ها نوجوان را تهدید می كند.
● پیشنهادها
گرچه برنامه ریزی برای اشتغال صحیح زوجین نیاز به یك عزم ملّی و برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای از طرف دولتمردان دارد، امّا خود والدین نیز می توانند برای كاهش تأثیرات نامطلوب اشتغال تمهیداتی را در نظر بگیرند. در اینجا به برخی از این راهكارها اشاره می كنیم:
۱) زنان حتی الامكان از اشتغال تمام وقت خودداری و به اشتغال نیمه وقت قناعت كنند.
۲) زنان از پذیرش كار در شیفت شب خودداری كنند.
۳) زنان سعی كنند شغل هایی برگزینند كه با ویژگی های جسمی ـ روانی آنها سازگار باشد.
۴) حتی الامكان زنان در محیط های زنانه، شغل انتخاب نمایند و از كاركردن در محیط های مردانه اجتناب كنند.
۵) زوجین در انجام كارهای منزل و امور مربوط به فرزندان بر اساس یك برنامه ریزی صحیح با همدیگر همكاری كنند.
۶) از تجمّل گرایی، مصرف گرایی و آنچه باعث می شود زوجین ساعات بیشتری به كار مشغول شوند، اجتناب كنند.
۷) در سال های اولیه ازدواج كه زمان گسترش خانواده و تولید نسل است و كودكان نیاز بیشتری به حضور مادر در كنار خود دارند، زنان شاغل نشوند و در صورت شاغل شدن، مردها همكاری خود را با همسران افزایش دهند.
۸) از مرخصی های قانونی و همچنین مرخصی های ویژه دوران بارداری و دوران وضع حمل به خوبی استفاده كنند.
۹) زنان شاغل به دلیل اینكه ساعات كاری آنها (در خانه و محل كار) در مجموع بیشتر از مردان است، سعی كنند تغذیه مناسب، ورزش و بهداشت را به خوبی مراعات كنند.
البته حل مشكلات ناشی از اشتغال زوجین، همان گونه كه پیشتر اشاره شد، نیاز به یك عزم ملّی و برنامه ریزی دقیق از سوی دولت دارد. مسئولان امر باید تمهیداتی را برای اشتغال زنان در نظر بگیرند تا از آسیب های احتمالی كه بر پیكر خانواده به ویژه زنان و فرزندان وارد می شود، پیشگیری كنند و این كار میسّر نیست، مگر اینكه دولت با كمك بخش های خصوصی یك «نظام جامع اشتغال» طراحی كند. برای تحقق نظام جامع اشتغال، ابتدا باید زمینه های فرهنگی، فكری و آموزشی آن فراهم شود.
پیشنهادهای زیر در فراهم نمودن مقدمات و شرایط انجام این كار مهم، به نظر، مفید می باشد:
۱) دولت با استفاده از امكانات رسانه ای كه در اختیار دارد از تضعیف نقش خانه داری و فرزندپروری جلوگیری كند.
۲) تغییر نظام آموزشی فعلی و تبدیل آن به یك نظام آموزشی جدید كه مردان را برای كارهای متناسب با ویژگی های جسمی روانی مردانه و زنان را برای انجام كارهای متناسب با خودشان، آموزش دهد.
۳) تشكیل سازمان های حمایتی از زنان در موقعیت های بحرانی، مثل از دست دادن شوهر، طلاق، بیماری های صعب العلاج، دوران پیری و از كار افتادگی و ... .
۴) جلوگیری از سوء استفاده كارفرمایان سودجو كه زنان را به كارهای شاق و طاقت فرسا وا می دارند.
۵) ممنوع كردن برخی از كارهای سخت و طاقت فرسا برای زنان.
۶) تشكیل كارگاه های متناسب با زنان با شیفت های كوتاه مدت; مثلا سه شیفت ۴ ساعته، آن هم در روز.
۷) ساختن مهدكودك در كنار كارگاه ها و ادارات مربوط به زنان.
۸) تأمین حداقل معیشت برای افراد سرپرست خانواده به منظور عدم اضطرار همسران به شركت در فعالیت های اجباری درآمدزا.
۹) توسعه مشاغل خانگی و ایجاد كارهای كوچك در خانه ها; یعنی تجزیه كردن كارهای صنعتی و تولیدی بزرگ به گونه ای كه بتوان در منزل انجام داد.
۱۰) توسعه زندگی روستایی و كمك به روستاییان برای ایجاد مراكز صنعتی تبدیلی برای تولیدات و محصولات روستا، و همچنین جلوگیری از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها.     نویسنده:ابوالقاسم بشیری پی نوشت ها ۱ـ عزت السادات میرخانی، رویكردی نوین در روابط خانواده، انتشارات سفیر صبح، ۱۳۷۹، ص ۲۱. ۲ـ ر.ك: ماهنامه علمی ـ فرهنگی و اجتماعی زنان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ش هشتم (آبان و آذر ۱۳۸۳)، ص ۴. ۳ـ همان، ص ۴ و ۵. ۴ـ هارلوك، رشد كودك، ص ۴۹۹ به نقل از: ناصر بی ریا، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلام، تهران، سمت، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۸۵۴. ۵. selp-steem. ۶ـ هارلوك، رشد كودك، ص ۴۹۹ به نقل از: دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، تهران، سمت، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۸۵۴. ۷ـ همان، ص ۸۸۵. ۸ـ روم: ۲۱. ۹ـ محمّدبن یعقوب كلینی، فروع كافی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ۱۳۵۰، ج ۶، ص ۵۹. ۱۰ـ محمّد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۴۰۵ ق، ج ۱۰، ص ۷۰۶. ۱۱ـ همان، ج ۱۰، ص ۷۰۰. ۱۲ـ همان، ص ۷۲۱. ۱۳ـ محمّدجواد طبسی، حقوق فرزندان در مكتب اهل بیت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۲۵ و ۲۶. ۱۴ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۴. ۱۵ـ محمّدجواد طبسی، پیشین، ص ۳۱. ۱۶ـ فضل طبرسی، مكارم الخلاق، بیروت، دالحوراء، ۱۴۰۸ ق، ص ۲۱۸۸ / محدث نوری، مستدرك الوسایل، بیروت، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۹۰ ق، ص ۱۱۳ / حسام الدین المتقی، كنزالعمّال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسهٔ الرساله، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۶، ص ۲۷۳. ۱۷ـ محدث نوری، پیشین، ج ۱۵، ص ۱۱۲. ۱۸ـ فضل طبرسی، پیشین، ص ۲۲۰. ۱۹ـ حسام الدین متقی هندی، پیشین، ج ۱۶، ص ۴۴۳. ۲۰ـ محدث نوری، پیشین، ج ۱۵، ص ۱۷۰. ۲۱ـ محمّدجواد طبسی، پیشین، ص ۳۴. ۲۲ـ همان، ص ۳۶. ۲۳ـ فضل طبرسی، پیشین، ص۴۲۱/ محدث نوری، ج۱۵،ص ۱۶۸. ۲۴ـ علی بن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه احمد جنتی ذیل سخنان امام سجاد(علیه السلام). ۲۵ـ احمد بهشتی، اسلام و حقوق كودك، چ چهارم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۰، ص ۱۹. ۲۶ـ همان، ص ۱۲. ۲۷ـ پرنیگل میاكلم، نیازهای كودكان، ترجمه نیّره ایجادی و جواد شافعی مقدم، تهران، رشد، ۱۳۸۰، ص ۲۵۰. ۲۸ـ همان، ص ۲۵۱. ۲۹ـ پرینگل میاكلم، پیشین، ص ۲۵۱. ۳۰ـ همان، ص ۲۵۲. ۳۱ـ همان، ص ۲۵۳. ۳۲ـ ناصر بی ریا، پیشین، ج ۲، ص ۸۶۲. ۳۳ـ همان، ص ۸۶۲. ۳۴ـ همان، ص ۸۶۲ و ۸۶۳. ۳۵ و ۳۶ـ شهلا اعزازی، جامعه شناسی خانواده با تأكید بر نقش، ساختار و كاركرد خانواده در دوران معاصر، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ص ۱۶۰. ۳۷ـ ماهنامه علمی، فرهنگی و اجتماعی زنان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ش هشتم (آبان و آذر ۱۳۸۳)، ص ۶. ۳۸ـ ناصر بی ریا، پیشین، ج ۲، ص ۸۶۱ و ۸۶۲. ۳۹ و ۴۰ـ همان، ص ۸۶۰. ۴۱. Sleep disorder. ۴۲. anxiety. ۴۳. phobia. ۴۴ـ ناصر بی ریا، پیشین، ج ۲، ص ۸۶۳. ۴۵ـ محمود منصور و پریرخ دادستان، روان شناسی ژنتیك، چ دوم، تهران، رشد، ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۱۲۱. ۴۶. Sense of trust. ۴۷. sense of initative. ۴۸. sense of quilt. ۴۹. inferiority complex. ۵۰. identity. منبع:ماهنامه معرفت ، شماره ۱۰۵
  خبرگزاری فارس
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  1:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان


  اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوانهریک از شما خبرهای تکان دهنده ای را در روزنامه هاو یا از سایر رسانه ها درباره ی مشکلات و مسایل کودکان و نوجوانان خوانده یاشنیده اید . به نظرشما علت چیست ؟
ـ عدم آگاهی دست اندرکاران تعلیم و تربیت نسبت به نقش و وظایف خود ؟
ـ عدم توجه به روان شناسی کودک ؟‌
ـ تکرارکورکورانه روش های تربیتی نادرست ؟
ـ عدم توجه به روش های برقراری رابطه انسانی ؟
محیط مطلوب پس از زمینه ی مناسب وراثتی , مهمترین و ضروری ترین نیاز برای رشد یک انسان محسوب می شود. اگر ما در نقش ” معلم ـ مربی“ توانستیم خود را بسازیم و با کودک درست رفتار کنیم , کودک هم درست رفتار می کند .(انعکاس رفتار)* دراین راستا میان کودک و مربی باید فضایی انسانی , صمیمانه و صادقانه بوجود آورد و سعی کرد به طور عملی و عینی یک الگو و سرمشق مطلوب برای کودک بود. آنچنان که طبق ضرب المثل معروف : ” دوصدگفته چو نیم کردار نیست .“ ,‌کودک بیشترین اثر را از اعمال و کردار ما می پذیرد تا گفتار ما .
سخن از آموزش اصول برقراری ارتباط انسانی ,‌بهداشت روانی ,‌پیشگیری و ساختن انسان ها است . با آغاز دوره ی آموزش رسمی , حساس ترین ایام یک دانش آموز در محیط آموزشگاه سپری می شود . از این رو قابل تعجب نیست که ریشه ی اکثر مشکلات رفتاری و ناهنجاری های عاطفی ,‌اجتماعی و روانی را باید در همین محیط جستجو کرد. خشونت و پرخاشگری ,‌ناسزاگویی ,‌فرار از مدرسه ,‌افت تحصیلی , ترک تحصیل ,‌اعتیاد و نظایر آن جلوه هایی از عدم برقراری ارتباط درست با کودکان و نوجوانان است . زمانی که با یک پدیده ـ ی رفتاری روبه رو می شویم , شایسته است سه مرحله را طی کنیم :
۱) شناسایی کامل و همه جانبه ی آن پدیده ی رفتاری (‌جلوگیری از جزیی نگری )
۲) توجه به ریشه یابی و علت یابی رفتار ( طرح چراها)
۳) اندیشیدن به راه یابی ( چه باید کرد ؟‌ چه راه حلی ؟‌ چه اقدامی ؟ و ...
حال باید کودک و نوجوان را باور نمود و اوراپذیرفت . داشتن یک رابطه ی خوب و انسانی مقدماتی ترین و ضروری ترین مرحله ی کار با کودک یا نوجوان است .
● انعکاس رفتار
▪ کودکان چگونه رفتار می کنند ؟ همانطور که با آنها رفتار می شود .
ـ اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با نام خدا و یاد خداباشد , کودک خداشناسی را می آموزد .
ـ‌اگر سلوک و رفتار با کودک همراه درستی و صداقت باشد , کودک درستکاری و راستگویی را می آموزد .
ـ اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با بردباری و تحمل باشد , کودک صبر و استقامت را می آموزد .
ـ اگر سلوک و رفتار با کودک همراه عدالت و مساوات باشد , کودک عدالت خواهی را می آموزد .
ـ اگر به رفتارهای درست کودک توجه شود یا پاداش داده شود , فردی قدرشناس بار می آید .
ـ ‌اگر سلوک و رفتار با کودک همراه دشمنی و خصومت باشد , کودک عنادورزی و کینه توزی را می آموزد .
ـ‌ و ....
● اهمیت و ضرورت برقراری رابطه ی انسانی
داشتن رابطه ی انسانی و درست , با کودک و نوجوان ,‌حیاتی ترین مرحله ی کار و اثربخش ترین عامل موفقیت در تعلیم و تربیت او محسوب می شود .
رابطه ی انسانی موفق , رابطه ای است که تغییرات مطلوب را در فرد ایجاد می کند و بین دونفر تفاهم لازم را بوجود می آورد . نخست شما با کودک رابطه برقرار می کنید و سپس تعلیم و تربیت او آغاز می شود .
زمانی که از رابطه یا ارتباط صحبت می شود , سخن از ارتباط دو انسان است که بطور متقابل و دوجانبه بایکدیگر رابطه دارند . منظور ازارتباط این است که مربیان و معلمان احساسات ,‌انتظارات و ‌نگرش های خود نسبت به دانش آموزان را بیان می کنند و به طور متقابل احساسات , انتظارات و نگرش های او را درک می کنند و مورد توجه قرار می دهند .
بنابراین اگر رابطه ” مربی ـ معلم “ با دانش آموز نادرست است ,‌قبل از هرگونه اقدامی باید ریشه یابی کنیم . چرا؟
کودکی که با او رابطه ی انسانی ,‌رفاقت و دوستی برقرار شده است , احساس امنیت روانی ,‌اعتماد به نفس و پذیرش می کند . ‌از این رو مهارت برقراری ارتباط , رابطه ی انسانی با انسان دیگر است . بنابراین :
برقراری رابطه انسانی با کودک , ضروری ترین و حیاتی ترین مرحله ی تعلیم و تربیت به شمار می آید و
بدانید که نوجوان امروز , کودک دیروز و جوان فردا است .
● اصول برقراری ارتباط :
۱) اصل دانایی
۲) اصل آموزش پذیری و تربیت پذیری
۳) اصل آشناسازی با واقعیت ها
۴) اصل اعتدال
۵) اصل اغماض و انعطاف پذیری
۶) اصل الگوپذیری و تقلید
۷) اصل اهمیت بازی
۸) اصل ایجاد امنیت روانی
۹) اصل برخورد مثبت و مثبت فکر کردن
۱۰) اصل برقراری ارتباط عاطفی و کلامی
۱۱) اصل پاسخگویی به پرسش های کودک و نوجوان
۱۲) اصل پذیرش و احترام متقابل
۱۳) اصل پرهیز از برچسب زدن و پیش داوری
۱۴) اصل پرهیز از خجالت دادن و سرزنش کردن
۱۵) اصل پرهیز از دستور دادن و تهدید کردن
۱۶) اصل پرهیز از مشاجره
۱۷) اصل تشویق و تایید کردن
۱۸) اصل تعدیل انتظارها باتوانایی های کودک و نوجوان
۱۹) اصل توجه به تفاوت ها و شباهت های فردی
۲۰) اصل توجه به نیازهای همه جانبه
۲۱) اصل ثبات عاطفی
۲۲) اصل خود تصمیم گیری و مشارکت
۲۳) اصل خودشناسی
۲۴) اصل خودنمایی مطلوب و ابراز وجود
۲۵) اصل رازداری
۲۶) اصل شناخت و آگاهی
۲۷) اصل شکیبایی و بردباری
۲۸) اصل صداقت و اعتماد
۲۹) اصل عامل بودن و عمل گرایی
۳۰) اصل قاطع و جدی بودن
۳۱) اصل محبت
۳۲) اصل مستقل سازی
۳۳) اصل مسوولیت پذیری
۳۴) اصل مهار احساسات
۳۵) اصل هماهنگی عاملان تربیت
● سخن آخر
سخن آخر این که هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و بدانید که کودک امانت الهی نزد شما است و شما موظف هستید از این امانت الهی به بهترین وجه مراقبت و نگهداری کنید .
درارتباط با کودک همواره باید خداوند متعال را ناظر و حاضر دانست و درگفتار و رفتار این اعتقاد را باید نشان داد . ( اصل خدامحوری ) از سوی دیگر باید عاشق بود و کودک را دوست داشت . دریک کلام باید :
باکودک و نوجوان رفیق بود و با او براساس رفق و مدارا رفتار کرد . معلمان و مربیان و مدیران موفق کسانی هستند که با اطرافیان خود رابطه انسانی برقرار می کنند و همواره توکلشان به خدا است و از حضرت دوست یاری می جویند .     دکتر احمد به پژوه کارشناسی مشاوره دوره عمومی منبع :‌اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان
  بانک مقالات ارتباطات اجتماعی
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  1:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:والدین و فرزندان

 

افرادی که قرار است بزودی پدر و مادر شوند


  افرادی که قرار است بزودی پدر و مادر شوندزمـانی که همسرم به من گفت او اولین فرزندمان را باردار شـده، مـن بـه شـدت احسـاس مسـئولیت کرده و ترس و فشار بی اندازه ای را در وجود خود احساس نمودم.
ایـن احسـاس بـه خـاطـر چیزهایی که می دانستم به من دسـت نداده بود بلکه فقط به خاطر مطالبی بود که نسبت بـه آنـها آگـاهـی نداشتم. من نمی دانستم که باید انتظار چـه چـیــزی را داشته باشم به همین دلیل شروع کردم به پروراندن فرضیه های اشتباه در ذهنم.
مـن تـصور مـی کردم که زندگی به پایان رسیده، احساس مــی کردم که تمام آزادی هایم را از دست خواهم داد و به دام انجام امور مربوط به کودک می افتم.
البته در رابطه با این موضوع با هیچ کس صحبت نمی کردم زیرا نمی خواستم که در نظر آنها به عنوان یک فرد نابالغ و خود خواه جلوه کنم. تنها آرزویم این بود که بتوانم کسی را پیدا کنم که احساس حقیقی مرا درک کند تا شاید بتواند مرا در این شرایط دشوار راهنمایی کرده و با من همدلی کند. به همین دلیل هم هست که من الان اینجا هستم تا آنهایی که به تازگی پدر و یا مادر می شوند را روشن کنم. می خواهم به شما بگویم که معنی حقیقی پدر و مادر شدن چیست.
● به این معناست که:
▪ یک زندگی جدید. شما به کودک خود حیات می بخشید و او را به دنیا می آورید؛ کسی که قبلا شبیه به او در هیچ کجای دنیا وجود نداشته است. او چشم هایش شبیه به چشم های پدرش است و رنگ موهایش همانند مادر. این موجود، نیمه ای از وجود شماست و شما با کمال میل آرزو می کنید تا او را پرورش داده و در هر شرایطی از او محافظت کنید. می خواهید تمام امکاناتی که برای خودتان مهیا نبوده را برای او فراهم کنید و تجربیات و دانشی را که در طول زندگی به دست آورده اید در اختیار او قرار دهید.
در بسیاری مواقع احساس می کنید که او دومین مرحله از زندگی خودتان است به همین دلیل هر کجا نیاز باشد اجازه می دهید خودش تصمیم بگیرد و در مواقع حساس و ضروری خودتان او را راهنمایی می کنید.
▪ مسئولیت. میزان مسئولیتی که بر دوش شما است در این زمان از هر موقع دیگری بیشتری خواهد شد. مسئولیت رهبری و هدایت، پشتیبانی مالی، هدایت روحی و دادن دیسیپلین عاطفی به کودک همه و همه بر عهده شما است. نه تنها کودک از شما چنین انتظاری دارد بلکه همه مردم از شما انتظار دارند که این موارد را برای فرزند خود فراهم آورید.
▪ فرصت. شما می توانید زندگی او را طوری شکل دهید و او را طوری بپرورید که جهانیان به وجود او افتخار کنند و مایه خیر همگان باشد. انجام این کار هم مهیج است و هم دشوار. هر چند پی آمد تمام کارهایی که او انجام می دهد به شما باز نمی گردد اما شما به عنوان یکی از مهمترین مرتبطین به مسائل او به شمار می روید. اگر او کارهای خوب انجام دهد، انرژی مثبت کارهایش بر روی شما تاثیر مثبت می گذارد و اگر کارهای نامناسب انجام دهد، تاثیر منفی بر روی شما خواهد داشت.
در هر دو حال باید به خاطر داشته باشید که او خودش حق انتخاب داشته و به میل خود آن کارها را انجام داده. تنها کاری که از دست شما بر می آید این است که او را دعا کنید و وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهید. با عشق، تمام مشکلات حل نمیشود اما می توان از بسیاری از آنها جلوگیری کرد.
● به این معنا نمی باشد که:
▪ پایان. داشتن فرزند به معنای پایان خوشی ها و اوقات فراغت نمی باشد. اگر شما با همسایه های خود که دارای فرزندان خردسال می باشند رابطه خوبی داشته باشید آنها می توانند به راحتی زمانی که شما و همسرتان نیاز به تنهایی دارید از کودکتان مراقبت کنند. برای اینکه هزینه های گزافی به پرستار کودک پرداخت نکنید می توانید با یکی از همسایه های خود که او نیز سن فرزندانش نزدیک به فرزندان شماست رابطه دوستانه برقرار کنید تا یک هفته شما کودک او را نگه دارید و هفته دیگر او از فرزند شما نگهداری کند. با این کار شما می توانید حداقل چند روز در هفته را با همسر خود تنها باشید.
به خاطر داشته باشید که شما می توانید اوقات بسیار خوشی را در کنار همسر و فرزند خود سپری کنید و تمام ساعاتی که در کنار هم می گذرانید به عوض کردن بچه و غذا دادن به او ختم نمی شود. خنده ها و شیرین زبانی های او جزء ساعاتی هستند که می توان نام "با ارزش ترین لحظات" را بر روی آنها گذاشت.
▪ آیده آل گرایی. همه چیز بر طبق برنامه پیش نخواهد رفت. شما متوجه خواهید شد که آموزش هایی که در کتاب های کودک نوشته شده و نصایح دیگران همیشه مفید نبوده و واقع گرایانه نمی باشند. هر کودک، پدرو مادر، و شرایطی متفاوت هستند و علم پرورش کودک بر روی یک اصل خاص استوار نمی باشد. البته چند اصل اولیه و پایه ای پیشنهاد می شود که به شما جهت می دهد اما اگر تا حدی از برنامه ها و طرح های اولیه دور شدید، جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد.
▪ کمال. شما می دانید که خودتان هم نمی توانید همه کارها را در حد مطلوب ترین درجه ممکن انجام دهید. گاهی اوقات ممکن است صبر، تحمل و منطق خود را از دست بدهید. زمانی که چنین اتفاقی رخ می دهد باید از فرزند و یا همسر خود عذر خواهی کنید. فقط به این دلیل که شما والد بچه هستید نمی توانید این ادعا را داشته باشید که تمام تصمیم هایی که می گیرید همیشه درست هستند. این خیلی خوب است که مصر باشید اما همزمان باید بخشنده هم باشید.
● همه چیز به شما بستگی دارد
شما می توانید تماس بگیرید و برای مشکلات خود به دنبال راه حل بگردید. سعی کنید تا آنجا که برایتان مقدور است نسبت به مسائل و مشکلات بی توجهی نکنید. شما پدر و یا مادر شده اید و هیچ راه فراری وجود ندارد.
موفقیت این نیست که ببینید آیا کودکتان از تصمیم گیری های شما راضی هست یا خیر. احساس کودک نسبت به تصمیم های شما نباید افکارتان را تحت الشعاع قرار دهد. در طول تاریخ همه پدر و مادرها با پایکوبی، لجبازی و داد و فریاد کردن فزرندانشان آشنا بوده اند. عکس العمل های کودک نباید شما را از تصمیم هایتان بازدارد و این احساس را به شما بدهد که آنها غلط و یا درست هستند.
حضرت مسیح خداوند را با نام "بهترین پدر" معرفی می کند، در حالیکه فرزندانش تمام مدت شکایت می کنند، گریه زاری سر می دهند، و لعن و نفرین می کنند و ادعا دارند که "این منصفانه نیست" اما خدا هنوز همان "بهترین پدر" باقی مانده است.
در آخر باید بگوییم که شما باید کاری را که تصور می کنید درست است انجام دهید و هر آنچه که از دستتان بر می آید برای زندگی کوچکی که به دنیا آورده اید انجام دهید. اجازه ندهید اشخاص دیگر در این مورد برای شما تصمیم گیری کنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 17 بهمن 1389  1:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها