توی واپسین دقایق بشِکن سکوتو فریاد
قبل رفتنت بگو از قصه های رفته بر باد
بگو ازهوای سرد و ترکه رو تن گلدون
انتظار زرد باغچه واسه قطره های بارون
بگو از پیله و پروازکه چرا رها نمی شه
چرا بغض پیر ساحل لب دریا وا نمی شه
بگو از رنگ غروبه شبی که فردا نداره
شبی که فقط سیاهه ندیده رنگ ستاره
من سکوته در عبورم بشِکن سکوتو فریاد
به تو نزدیکم و دورم بشِکن سکوتو فریاد
بده فریاد منو بر باد که دلم صداتو می خواد
بگو از گلی که پژمرد روی کوه قلب فرهاد
توی واپسین دقایق بشِکن سکوتو فریاد
قبل رفتنت بگو از قصه های رفته بر باد
بگو از بغض قناری توی دشت بید مجنون
بگو از حرف نگفته پشت خنده های گریون
نت نا تموم خسته بگو از ساز شکسته
که تواین شبای آخر سر خاک دل نشسته
بگو از طاقت سنگ و روزی صد دفه شکستن
از گلایه ها گذشتن با کنایه ها نشستن
من سکوته درعبورم ، ..........................
................
مجید فاضلی ( بید مجنون