پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
در نیمه ی ماه،ماه تمام آمده است
عطر نفس گل به مشام آمده است
در خانه ی زهرا و امیرمومنان
اول پسر و دوم امام آمده است
محسن بلنج
تو که گفتی بیا بیا من هم
آمدم آمدم اله من
بنده ات بی کس است یا غفار
بگذر از این همه گناه من
نمی دانم چه گویم از وجودش تمام عـــرشیان محو سجودش حسن را لطف یزدان بی حساب است که قدر و شان ایشان در حجاب است
تسبیح زخمهای تو تصویر می شود تا دانه دانه اشک تو زنجیر می شود اندوه کعبه بود،ترک خورد از غمت دارد به شکل قلب تو تصویر می شود
در بند توام، عبد توام، نام تو بردم کوه گنهم را به تو بخشید خداوند حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را با خط خوشش سر در تالار دلم کند
در نیمه ی ماه باصفای رمضان
ماه علی و فاطمه گردیده عیان
با یک نظر لولو مرجان تو بخوان
آیات مرج البحرین یلتقیان
ندا به حق علي و دعا به حق علي
دوا به حق علي و شفا به حق علي
چه سرفرازم و آقا شدم براي خودم
بلند ميشود و افتاده پا به حق علي
یاد رحمان می کند روشن چه دل را وقت عشق
این چنین یادی کند روشن به دل ایمان مرا
ولی الله فتحی
از حریم فاطمه در نیمه ماه صیام
چهره ماه حسن تابیده با وجه حسن
میوه بستان زهراء نور چشم مصطفی
پاره قلب علیّ بن ابی طالب ، حسن
شاعر:آقای دکتر رسا
نیست مانند تو و مثل تو کس
جز تو نبود در دو عالم دادرس
سامع و صائع تویی و من حقیر
تو بصیر بر خلایق من فقیر
تو مبارک داشتی این ماه را
دست ما گیر و نشان ده راه را
مصطفی قلانی
آتش به خلیل است اگر بَرد و سلامت
یکدم متوسل سوی انوار حسن شد
از بسکه هلال رمضان زلف شکن بود
کامل شد و آئینة رخسار حسن شد
شاعر: محمود ژولیده
دل من قصد تقرب به سرش زد! تا عرش
با سر انگشت مناجات وجب می گیرد
من بدهکارترین بنده ام و حاجاتم
چقدر پیش خدا رنگ طلب می گیرد
محمدجواد مهدوی
دعاها اندرین مه مستجاب است فلکها را بدرد آه روزه
هم به هر روز صفایی دگرم باد به عشق
همچنان در دل شبها که نواهاست مرا
ماه تهذیب درون هست و چه خوش قامت جان
در رهش پاک و زلال است و تمناست مرا
آب می بینم نمی نوشم، لبم می سوزد و بیشتر یاد لب عطشان سقا می کنم