0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان کرمانشاه (باختران)

تاریخ: 1358/09/19

 

پشتیبانی تمام قشرهای ملت از اشغال سفارت

بسم الله الرحمن الرحیم
من چهره های شما جوان ها را، چهره های ایمانی و نورانی شما دوستان عزیز را که می بینم که شما از فرسخ ها دور آمدید برای اسلام، پشتیبانی از احکام قرآن، پیاده آمدید، دانشجویان معظمی هستید که راه های دور را طی کردید و پیاده آمدید برای اظهار پشتیبانی از جمهوری اسلامی و از آنهائی که در آن لانه جاسوسی برای افشاگری خائنین هستند، بسیار تشکر می کنم و دعا به شما می کنم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه شما را موفق کند، همه سالم باشید و همه این راهی را که تاکنون رفته اید، باز دسته جمعی به آخر برسانید و به پیروزی نهائی که آرزوی همه ماست و به قطع کردن دست اجانب از کشورتان و قطع کردن دست دنباله های اجانب موفق بشوید. شما آقایان از راه های دور آمدید و پیام روستائیان، شهرستانی ها و دوستانی که در بین راه بودند رساندید که آنها همه از این راهی که راه اسلام است پشتیبانی می کنند.
 

اشخاصی که مفسده می کنند از آمریکا الهام می گیرند

سایر قشرهای ملت هم همینطور هستند، لکن مع الاسف در بین قشرهایی از مردم اشخاص مفسدی (اشخاصی که الهام می گیرند از آمریکا، از اجانب) هستند و مشغول مفسده هستند. لابد آقایان غائله ای که بوجود آوردند در تبریز شنیده اید، اینها تبریزی نیستند، اهل تبریز فکرشان این فکر نیست که با اسلام مبارزه کنند، تبریزی همیشه مثل سایر مسلمینی که در ایران هستند، می باشند. اینها که این غائله را به راه انداخته اند از خدمتگزارهای اجانب هستند و پرونده بعضی از آنها هم در همین لانه جاسوسی پیدا شد از سران همین ها که رفتند و رادیو و تلویزیون تبریز را گرفتند و بعد هم بیرونشان کردند، پرونده بعضی از اینها پیدا شد که مستقیماً با آمریکا در رابطه بودند و از جاسوسان آنها بودند. امروز هم من شنیدم که اینها رفته اند در دهات، دهات تبریز (بعد از آنکه اهالی محترم شهر تبریز ریختند و اینها را بیرون کردند) رفته اند در دهات و دهاتی ها را دارند بازی می دهند و می خواهند باز غائله ایجاد کنند و من به اهالی آذربایجان و به اهالی شهر تبریز، به مؤمنان متعهدی که در ایران هستند، هر جا هستند و در آذربایجان، در هر نقطه هستند و به برادرانی که در روستاها هستند، هشدار می دهم، تذکر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 266

می دهم که اینهائی که می آیند بین شما و می گویند که فلانی حکم جهاد داده، اینها همه دروغ می گویند. جهاد بر علیه اسلام؟ جهاد برای خاطر کارتر؟ شما بیائید جهاد کنید که کارتر توفیق پیدا بکند و مملکتتان را بگیرد؟ اینهائی که می آیند اینها را می گویند، اینها نوکرهای سفارت هستند، بستگان سفارت هستند و اینها به محاکمه کشیده خواهند شد، اینها را دستگیر خواهند کرد، خود آذربایجانی ها اینها را دستگیر کنند تا محاکمه کنیم اینها را و این دشمن های اسلام را، دشمن های ایران را به جزای خودشان برسانیم. متوجه باشند روستائیان محترم، آنهائی که در بلاد متفرق هستند و از تبریز بودند، از علماء تبریز سؤال کنند، وقتی که می آیند در تبریز، بروند از علماء سؤال کنند، دست به کاری نزنند که اسباب این بشود که اسلام از دستتان برود یا اینکه کشتاری بشود. ما اگر بخواهیم اینها را با اسلحه از بین ببریم، همان خود تبریز اینها را از بین می برد، اگر ما بگوئیم، لکن ما نمی خواهیم اینطور بشود، ما می خواهیم آرامش باشد، ما می خواهیم مملکتمان آرام باشد تا بتوانیم اصلاح کنیم همه را.
ما الان مواجه هستیم با یک دشمن بزرگی، در این حالی که ما متوجه و مواجه با یک دشمنی هستیم که اساس اسلام را می خواهد از بین ببرد، کشورمان را می خواهد مثل سابق باز به دست بگیرد، یک مشتی از اراذل، یک مشتی از اشخاص از خدا بی خبر، یک مشت اشخاصی که از خانه هایشان چیزهای ننگ آور بیرون آمده است، دیگرانشان هم همینطور هستند، اینها آمدند در مقابل همه مسلمین به کمک کارتر و امثال کارتر فعالیت می کنند. اهالی آذربایجان متوجه باشند، اهالی روستاهای آذربایجان متوجه باشند، علماء آذربایجان توجه کنند، هدایت کنند، آنهایی که در روستاها هستند، بفرستند اینها را هدایت کنند که به دام این اشخاصی که مفسده هستند نیفتند. اینها اشخاصی هستند، آنها را بازی می دهند، خیال می کنند که با یک کلمه ای که گفتند و بازی دادند کارها درست می شود. باید اهالی محترم تبریز مجهز باشند برای جلوگیری از این مفسده ها و باید خودشان جلوگیری کنند، البته نباید به غیر آرامش باشد، باید با آرامش باشد و خدای نخواسته یکوقت خونریزی نشود. در هر صورت شما از راه های دور می آیید برای پشتیبانی، آذربایجانی ها قیام می کنند برای پشتیبانی از اسلام، آنوقت یک گروهی بیخبر از خدا، بیخبر از اسلام، خائن به کشور ما، غائله می خواهند بپا کنند، جمع شده بودند و حرف های نامربوط زده بودند تا غائله ایجاد کنند و جلوگیری شد. رفتند آذربایجان غائله بپا کردند و حالا جلوگیری شده است، حالا رفته اند در دهات می خواهند غائله بپا کنند. خود دهاتی ها اینها را راه ندهند، اینها مفسد هستند، اینها فاسد هستند، اینها محاکمه باید بشوند، گول نخورند از اینها.
 

با وحدت کلمه و اسلام امور را به پیش ببریم

الان بین راه هستیم، ما الان مواجه هستیم به یک قدرتی که باید با وحدت کلمه، با اسلام پیش ببریم. اینها آمدند می خواهند نگذارند و می خواهند مانع بشوند از اینکه اسلام پیشرفت کند، اینها از اول مخالف اسلام بودند. اینها روزنامه هائی که نوشتند، قاچاقی نوشتند و اعلامیه هائی که قاچاقی

صحیفه نور جلد 10 صفحه 267

دادند، همه اش برخلاف اسلام است. باید اهالی محترم آذربایجان خصوصاً و اهالی همه ایران بیدار باشند و دسته جمعی با هم برخلاف این دشمن بزرگ و مخالف این دشمن بزرگ بپا خیزیم و انشاءالله پیروز بشویم و پیروز خواهیم شد.
ما از این به بعد دیگر اجازه نخواهیم داد که اجانب در مملکت ما بیایند و آقائی کنند به ما، ما خودمان هستیم، هر چه هم می خواهند آنها فشار بیاورند و نقشه بچینند برای این که محاصره اقتصادی بکنند، ما از محاصره اقتصادی باکی نداریم. علاوه، مگر دنیا تابع آقای کارتر است که وقتی که بگوید باید محاصره اقتصادی بشود، همه دنیا بگویند که چشم، ما محاصره اقتصادی می کنیم. این از اشتباهاتی است که این ابرقدرت های خالی از عقل می کنند که خیال می کنند که حالائی که من یک قدرتی دارم تمام مردم، تمام عالم تابع من هستند، حتی در مملکت خودشان هم در همان پست های وزارتشان هم با ایشان موافقت ندارند و ایشان را تقبیح می کنند و ایشان را باید از صحنه سیاست خارج کنند.
 

آمریکا باید کارتر را از صحنه سیاست خارج کند

آمریکا باید کارتر را از صحنه سیاست خارج کند. کارتر بد سیاستمداری بود برای آمریکا، بد رئیس جمهوری بود برای آمریکا، آمریکا را بدنام کرد در دنیا، مسلمین را بر ضد امریکا مجهز کرد کارتر و این کارتر لایق این نیست که رئیس جمهور آمریکا باشد. ملت آمریکا باید بدانند که کارتر را نباید رأی به او بدهند برای اینکه کارتر خیانت کرده است به آمریکا و الان مشغول خیانت به آمریکاست، مشغول دسیسه است و برخلاف مصالح آمریکا دارد عمل می کند، چنانچه دانشمندان خود آمریکا این مطلب را دارند می گویند و بعدها هم خواهند گفت.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت شما جوان ها را، سلامت تمام اهالی ایران و مؤمنین را خواستارم و دعا می کنم به شما، خدمتگزار شما هستم. خداوند همه شما را موفق کند. خداوند دشمنان شما را از بین ببرد و شما را پیروز کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به مسؤولین امر، کمیته ها و سپاه پاسداران

تاریخ: 1358/09/20

 

فرمان امام خمینی به مسؤولین امر، کمیته ها و سپاه پاسداران

بسم الله الرحمن الرحیم
شکایات زیادی از اطراف کشور شده است که به اسم بعضی از کمیته ها و دادگاه ها و به اسم بعضی از سپاهیان پاسدار، اشخاص شرور بدون جهت به منظور هرج و مرج به خانه های مردم می ریزند و خانه و اموال مردم را مصادره می کنند، زمین های مردم را می گیرند و درخت ها و باغات سر سبز را قطع می کنند و به کشاورزی صدمه وارد می سازند. من به تمام مسؤولین امر، تمام کمیته ها و دادگاه ها و سپاهیان پاسدار ابلاغ می کنم که با کمال قدرت و جدیت از این امور غیر مشروع جلوگیری کنند. کشور اسلامی است و باید به موازین اسلامی عمل شود. من در این چند روز، هیأتی برای رسیدگی به امور به اطراف ایران اعزام خواهم کرد و کسانی که برخلاف دستور اسلام تجاوز به مال و زمین های مردم می کنند به مجازات خواهند رسید. اهالی محترم کشور لازم است با مأمورین دولت و هیات ویژه که خواهم فرستاد همراهی کنند، با تشریک مساعی دست اشرار را از اینگونه تجاوزات کوتاه نمایند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به دکتر ابراهیم یزدی

تاریخ: 1358/09/20

 

فرمان امام خمینی به دکتر ابراهیم یزدی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی
شکایات بسیاری از استان های مختلف کشور رسیده است. جنابعالی که مورد اعتماد اینجانب هستید مأمور می باشید با هیاتی که به اینجانب معرفی خواهید نمود به استان های کشور سرکشی نموده و پس از رسیدگی به شکایات مردم از موارد اختلاف و اشخاص متخلف گزارشی تهیه نمائید تا درباره آنان تصمیم مقتضی گرفته شود تا در محاکم صالحه رسیدگی و متخلفین مجازات شوند. لازم است در هر نقطه با علمای اعلام و معتمدین محل تماس گرفته و با همکاری آنان مأموریت را انجام دهید.
بدیهی است تمام قشرهای مختلف کشور در این امر مهم از هیأت ویژه پشتیبانی می نمایند و موضوعات مورد اختلاف را با این هیأت مطرح می نمایند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از جامعه پیشه وران اصفهان

تاریخ: 1358/09/21

 

تلاش و تبلیغات دشمنان اسلام در ممانعت از تحقق و معرفی اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
از آقایانی که تشریف آوردید متشکرم و آنطور که ایشان تذکر دادند شما به رایگان در خدمت مردم بودید که فی الحقیقه خدمت به اسلام است. شما می دانید که امروز کشور ما مبتلای به چه اموری هست در حالی که با یک قدرت بزرگی مثل امریکا مواجه هست، آنها هم همه طور دارند تبلیغات می کنند در خارج، تبلیغات دامنه دار در مطبوعات خارجی، در مجالسی که در خارج دارند، در اجتماعاتی که دارند تبلیغاتی به ضد کشور ما می کنند، به ضد نهضت ما می کنند و در داخل هم که مطلع هستید که باز عمال آنها مشغولند از اسلام می ترسند اینها تا حالا اسلام را اصلاً نمی دانستند چه هست، بعضی که آمده بودند، از خارج آمده بودند گفتند در فلان جا اصلاً اسلام را نشنیده بودند، اصلاً اسم اسلام را نشنیده بودند، آنجائی هم که اسم اسلام را شنیدند، معنای اسلام را نمی دانند. در ممالک خودمان هم که اسلامی هستند، اسلام را یک نیمه ای از آن جزئی از آن را اطلاع دارند، اسلام را اطلاع ندارند، اسلام شناسان ما هم یک ورقی از اسلام را اطلاع دارند، اسلام به آنطوری که هست نگذاشتند تا حالا ظهور پیدا بکند. کوشش های دائمی خلفای بنی امیه، خلفای بنی عباس، بعد هم خلفای دیگر و سلاطین و سلاطین ایران بالخصوص و بعد هم در عصرهای ما که مطلع هستید این دودمان فاسد، این پدر و پسر فاسد کوشش کردند به اینکه اسلام را نگذارند اصلاً ظهور پیدا بکند و این عمده تبلیغات خارجی بوده است دست های خارجی که با مطالعات فهمیده بودند که اگر اسلام تحقق پیدا بکند دست آنها کوتاه می شود، نگذاشتند که اسلام به آنطوری که هست تحقق پیدا بکند، اسلام را محصورش کردند در مدرسه ها و در مساجد آن هم، همان جهات عبادیش که اگر فرض کنید از یک ملائی هم پرسیده می شد، همان جهات عبادی را توجه به آن داشت آن جهات دیگر توجه به آن نشده بود، در کتاب ها هست اما در کتاب ها مدفون شده بود اسلام، کتاب های علمی ما همه ابواب اسلام در آن هست، همانطوری که ابواب عبادات و وظائف عبادی هست ابواب حکومت و وظائف حکومت و جزائیات و قضاء و همه اینها، چیزهائی که مربوط به حکومت است در کتاب های ما هست، لکن همانجا مدفون شده است، فقط توی کتاب است.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 273

 

دو تأویل ناقص و نادرست از قرآن

اسلامی که آمده است برای اینکه در خارج یک وجود عینی پیدا بکند و مردم را در خارج تربیت بکند، تربیت همه جانبه در قطب های مختلف در بعدهای مختلف یعنی آنطوری که انسان هست. انسان این هیکل موجود، این جثه موجود و این حواس موجودی که ما احساسش می کنیم، این انسان نیست، به این معنا حیوانات و انسان مثل هم هستند، همه مادی هستند، همه این نحوه ادراکاتی منتها یک قدری کم و زیاد، یک بعد انسان عبارت از این موجود فعلی که دارای این حواس و دارای خواص هست، بعدهای دیگرش اصلاً به آن توجه نشده است و یا کم توجه شده است. مع الاسف ما در دو زمان مبتلای به دو طائفه بودیم، در یک زمان ما مبتلا بودیم به یک جمعیتی که قرآن را وقتی که نگاه می کردند و تفسیر می کردند، تأویل می کردند، اصلاً راجع به آن جهت بعد مادیش، بعد دنیائیش توجه نداشتند، تمام را بر می گرداندند به یک معنویاتی حتی قتال وقتی که در قرآن واقع شده بود - قتال با مشرکین - اینها قتال - با نفس - را تأویل به قتال با نفس می کردند، چیزهائی که مربوط به زندگی دنیائی بود تأویل می کردند به معنویات.
اینها یک بعد از قرآن را ادراک کرده بودند و آن بعد معنویش البته به طریق ناقص، آن بعد معنویش بود و همه جهات را به همین بعد بر می گرداندند و ما بعدها مبتلا شدیم یک عکس العملی در مقابل او که فعلا الان هست و از مدتی پیش این معنا تحقق پیدا کرده که در مقابل آن طائفه ای که قرآن را و احادیث را تأویل می کردند به ماورای طبیعت و به این زندگی دنیا اصلاً توجه نداشتند، به حکومت اسلامی توجه نداشتند و به جهاتی که مربوط به زندگی است توجه نداشتند، این طائفه دوم عکس کردند، معنویات را فدای مادیات کردند آنها مادیات را فدای معنویات کرده بودند و اینها معنویات را فدای مادیات کردند، هر آیه ای که دستشان می رسد و بتوانند، تعبیر می کنند به یک امر دنیائی، کانه ماورای دنیا چیزی نیست. آنها کانه در نظرشان ماورأی عالم غیب چیزی نبود. آنها در یک حدودی که خودشان داشتند درست بود حرفشان، اینها اعتقادشان این است یا مسائلی که طرح می کنند این است که ماورای این عالم خبری نیست همه این مسائل را فدای همین عالم می کنند.
 

نیل به دموکراسی و مادیات، تأویل نادرستی از خواسته های ملت ایران

شما می بینید حتی در اعمالی که از مردم صادر می شود در این نهضتی که همه قشرها شریک بودند شما از مرکز که تهران است بگیرید بروید از آن طرف تا آخر، از آن طرف هم تا آخر، از آن طرف هم تا آخر، از آن طرف هم تا آخر، یک وقت تمام مردم راجع به یک مطلب قیام کردند همه با هم همصدا شدند، صدا چه بود؟ صدا این بود که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، ما این رژیم را نمی خواهیم و ما اسلام را می خواهیم. همه همصدا یک مطلب می گفتند بچه کوچکی که تازه رفته بود در دبستان یا قبل از آن هم بود همین مطلب را می گفت، آن مریض پیرمردی هم که در بیمارستان خوابیده بود او هم همین را می گفت. پشت بام ها هم وقتی که می رفتید همه اش الله اکبر بود واز اسلام بود. لکن اینها همین

صحیفه نور جلد 10 صفحه 275

معنایی که همه دارند می گویند اسلام، می گویند که همه اینها دمکراسی فریاد می کردند، در صورتی که اکثر اینها کلمه دموکراسی به گوششان نخورده بود و معنای دموکراسی فاسدی که اینها می گویند، اگر به ایشان می گفتند اصلاً قبول نداشتند. اینها می گفتند اسلام. اینها که می خواهند همه چیز را تأویل بکنند، حتی اقوال مردم کوچه و بازار را هم تأویل می کنند به اینکه نه اینها که فریاد می کردند و خدا می گفتند و پیغمبر می گفتند - عرض می کنم که - جمهوری اسلامی می گفتند، نه اینها او را نمی خواستند اینها می خواستند همین زندگی مادیشان درست بشود. از این تنگ آمده بودند که معاششان درست نیست. آیا این معقول برای کسی هست که فریاد بزند برای شکمش و خودش را به کشتن بدهد؟! فریاد بزند برای شکمش و جوانش را بکشتن بدهد؟! این اصلاً معقول است؟ اینهائی که داوطلبانه در میدان می رفتند و مقابل توپ و تانک و مسلسل می ایستادند و آن شیاطین به آنها حمله می کردند و اینها با مشت گره کرده به آنها حمله می کردند و غلبه هم کردند، اینها برای این بود که یک خانه خوبی داشته باشند؟! برای این بود که مبل و میزی داشته باشند؟! اصلاً تو ذهنشان آنوقت یک چنین چیزی بود یا خیر؟ همه می دیدند که باید ما برویم و اسلام را زنده کنیم. از حرف هاشان همین معنا بود، اعمالشان همین معنا بود، از ما دائماً این مطلب را حتی حالا می خواهند که شما دعا کنید ما شهید بشویم. آخر کسی دلش می خواهد شهید بشود برای شکم؟! کسی جوانش شهید بشود برای اینکه یک خانه خوبی داشته باشد؟! یا مسأله این نیست، مسأله یک عالم دیگری است شهادت برای یک عالم دیگری، آن شهادتی که همه اولیاء خدا، همه انبیا دنبالش بودند و بسیاری از اولیاء ما به شهادت رسیدند، آن معنا را می خواستند، مردم دنبال آن معنا هستند لکن حالا آنهائی که هم قرآن را همه چیز آن را به دنیا بر می گردانند، هم احادیث را، همه چیز آن را به دنیا بر می گردانند، اینها حتی همین فریادهای مردم را عوضی تأویل می کنند. قرآن راجع به معارف دارد، راجع به توحید دارد، راجع به نبوت دارد، راجع به عالم آخرت دارد، عوالمی که هیچ کس نمی تواند اطلاع پیدا کند الا به وحی، همه چیز است قرآن، اسلام همه چیز است، این مثل رژیم های حکومتی نیست، حکومت دارد، لکن رژیم، یک رژیم حکومتی نیست مثل حکومت مثلاً فرض کنید کارتری یا محمد رضائی.
 

هدف انبیا و ادیان الهی، نجات انسان از ظلمات به نور

اسلام وقتی هم که جنگ می کرد، جنگ کردنش مثل جنگ کردن های کشورگشاها نبوده است که بخواهد یک کشوری را بگیرد. اسلام می خواسته آدم درست کند. آدم هائی که گرفتار بودند زیر چنگال مشرکین، زیر چنگال ابرقدرت ها، اسلام و همه مکتب های توحیدی آمدند که این مردم را از این قید رها کنند، آزاد کنند از این قیدهائی که به قلوب اینها آنها انداختند و همه چیز آنها را تحت قید و اسارت قرار دادند. اسلام برای آزادی از اسارت آمده، نه فقط اسارت مادی که نفت ما را ببرند، پیش اسلام، نفت یک چیز، مطرح نیست، باید حفظ بشود اما مقصد اسلام نفت نیست، مقصد اسلام خانه نیست، مقصد بالاتر دارد و همه چیز در آن هست یعنی اسلام همانطوری که به جهات مادی این عالم و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 276

جهات حکومتی این عالم، قضاء این عالم توجه دارد به جهات معنوی هم توجه دارد و توجه به جهات معنوی بالاتر از توجه به جهات مادی است. اسلام همه چیز است یعنی آمده است اسلام و همه مکتب های توحیدی آمده اند که این انسانی که یک موجود مادی است ابتدائاً مثل سایر موجودات مادی یعنی بعد از اینکه یک مراحلی سیر کرده حالا رسیده است که شده است یک موجودی مادی دارای چشم و گوش و حواس و خواص، سایر حیوانات هم همین را دارند، مکتب های الهی آمدند که این موجودی که قابل این است که همه چیز بشود، انسان یک نسخه کوچکی هست از همه عالم، یعنی جثه کوچک، یک نسخه ای از همه عالم هست، یعنی انسان در آن همه چیزهائی که در همه چیز هست، هست تمام عوالم غیب و شهود در انسان هست منتها یک مقداریش بالفعل است، یک مقداریش بالقوه است.
انبیا آمدند که دست این انسان را بگیرند، از این چاه بیرون ببرندش، دست انسان را بگیرند از این ظلمت ها بیرون ببرند و به نور برسانند (الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور) خدا اخراج می کند به وسیله انبیاء بوسیله تعلیمات، تعلیمات انبیاء برای این است که این ظلمت هایی که در اطراف یک موجودی هجوم به آن آوردند از همه اطراف دست آن ها را بگیرد و از این ظلمت ها بیرون بیاورد. ما وقتی در همین وضع فعلی که ملاحظه می کنیم گرفتار یک ظلمت هایی هستیم غیر از این ظلمت هائی که برای ما هست راجع به ماوراء طبیعت. در همین جا ما یک گرفتاری هائی داریم که اینها ظلمات اند و انبیاء آمدند که ما را از این نجات بدهند.
 

استعمار فکری از نقشه های بزرگ ابرقدرت ها

در مقابل انبیا این ابرقدرت هائی که می خواستند همه چیز ما را ببرند و ما صدامان در نیاید و نفهمیم که دارند می برند، ندانیم که دارند ما را لخت می کنند، اینها آمدند نقشه ها کشیدند، یکی از نقشه های بزرگ اینها این است که مغزهای ما را ازمان بدزدند و به جای او یک مغز فرنگی بگذارند، که ما را همچو فرنگی درست بکنند که افکار ما افکار این بشود که هر چه ما داریم از آنجاست، استقلال فکری را از ما بدزدند، دزدیدند استقلال مغزی ما را، از ما دزدیدند. ما الان یک جمعیت سی و پنج میلیونی و شرق یک جمعیت چند میلیونی، چند صد میلیونی همچو تعلق به غرب و به این قدرت های بزرگ پیدا کردیم و همچو مغزهای ما متوجه به غرب است که وقتی در کارخانه های خودمان یک فاستونی را درست می کنند به اسم انگلیسی می خواهند آبش کنند به طور لاتین آنجا می نویسند و بعد هم می گویند فاستونی انگلیسی با اینکه فاستونی مال خودمان، مال اصفهان است لکن به اسم انگلیسی است، چرا؟ - برای اینکه مشتری - مغز همه اینجور شد، مغز بازار و مغز، خریدار اینجور شده که ما خودمان بلد نیستیم چیزی درست کنیم این را باید او درست کند. این که ما خودمان داریم از خودمان سلب می کنیم. ما خیلی چیزها داریم که آنجا ندارند، ما این کاشی سازی هائی که، این کاشی هائی که می ساختند سابق، در این مدرسه فیضیه اگر یکوقت رفتید ملاحظه کنید آن دری که از مدرسه فیضیه می خواهد وارد بشود به صحن مطهر حضرت معصومه یک کتیبه دارد، داشت. من حالا سی سال است

صحیفه نور جلد 10 صفحه 277

ندیدم او را، یک کتیبه آنجا دارد آن کتیبه را آنوقت که ما در مدرسه بودیم گفتید که یک عده ای از کارشناس های خارج آمدند و اینها را بررسی کردند و گفتند این را در هیچ جای دیگر نمی توانند درست کنند برای اینکه این مرکب از چند جور چیزهائی هست، رنگ هائی هست که هر کدامشان یک پخت خاص دارد که اگر کم و زیاد بشود فرق می کند یکیش چند درجه حرارت می خواهد یکیش چند درجه حرارت و این را جوری اینها درست کردند، آنوقت کارشناس های ما و صناع ما طوری درست کردند که این چند جور حرارت را طوری درست کردند که روی اینجا خراب نشده. آنها نقل کردند که گفتند که این اصلاً قابل قیمت کردن نیست برای اینکه دنیا دیگر نمی تواند این را درست کند.
ما چنان مغزمان تهی شد که صنعت های خوبمان را دست ازش برداشتیم، صنعت های کاشیکاری، صنعت های منبت کاری، صنعت های قالی بافی، صنعت های زری بافی، مخمل بافی اینها همه را هی کم کم با تبلیغات متفرقه که این دولت های فاسد هم به آن دامن زدند و این پدر و پسر هم به آن زیادتر دامن زدند یکی بعد از دیگری فراموش شد، صنعت های ما هم فراموش شد برای اینکه ما را عاشق غرب کردند و تا یک فاستونی را به اسم فاستونی انگلیسی ما نامگذاری نکنیم مشتری هامان نمی خرند. ما طبیب داریم در ایران لکن اگر بعضی از آقایان یادشان باشد، یکی از بستگان محمدرضا پهلوی مبتلا شده، همان که نقل می کردند، مبتلا شده بود به لوزتین، از خارج برای او طبیب آوردند عمل کنند. شما ببینید که این عمل چه عملی است، چه خیانتی است به یک ملت اعلام به اینکه ما برای لوزتین هم طبیب نداریم و چنین تو سری زدن به اطباء جراح های ما، چنین تو دهان زدن به اینهاست که اینها را عقب رانده است، خودشان را هم گم کردند. من یک وقت که بعضی اطباء آمده بودند اینجا و می گفتم که خوب شماها معلوم می شود در این مدت ها درس نخواندید که - ما - هر که مریض می شود می خواهد اروپا برود، گفتند ما داریم، طبیب داریم، لکن وضع جوری شده است که هر کس هر مرضی پیدا می کند راه می افتد برای خارج، این برای چیست؟ برای اینکه مغز ما دزدیده شده است و یک مغز دیگری جای آن گذاشته شده، مغز استعماری. یک مغز استعماری ما الان داریم و تا این مغز استعماری را ما عوض نکنیم یک مغز استقلالی جایش نگذاریم نمی توانیم این مملکت را اداره کنیم، هر چه بخواهید هم درست کنید نمی شود. کوشش کنید که این مغز عوض بشود، اساتید دانشگاه ما کوشش کنند که این جوان های ما مغزهاشان عوض بشود یک مغز استقلالی باشد، نه استعماری، و آن مغزی نباشد که درست کردند برای ما و مغز خودمان را از ما گرفتند، مستقل باشند فرهنگ هم باید اینطور باشد، اقتصاد هم باید اینطور باشد.
 

اتکاء به خود، رمز استقلال

ما تا بنای بر این نگذاریم که خودمان هم یک آدمی هستیم برای خودمان می توانیم کار کنیم، ما به آن نان جوی که خودمان درست کنیم تا بنای بر این نگذاریم که همان نان جو را می خوریم و از خارج نمی خواهیم، نمی توانیم درست کنیم کار را ما تا بنای بر این نگذاریم که همان منسوجاتی که خودمان

صحیفه نور جلد 10 صفحه 278

درست می کنیم کافی مان هست منسوجات ما ترقی نمی کند و ما باز تابع غیر باید بشویم و دستمان پیش غیر دراز بشود.
چقدر برای یک مملکتی عیب است و سرشکستگی که دستش را دراز کند طرف امریکا که گندم بده، کشکول گدائیش را باز کند پیش دشمنش و از او بخواهد که رزقش را بدهد، چقدر برای ما سرشکستگی دارد. تا - بنای بر این - این ملت بنای بر این نگذارد که کشاورزیش را تقویت کند و بسازد به آنکه خودش به دست می آورد، ما نمی توانیم استقلال پیدا کنیم. تا این ملت بنای بر این نگذارد که ما باید همه چیزمان از خودمان باشد، ما باید قطع رابطه اقتصادی، رابطه فرهنگی از خارج بکنیم، فرهنگ از خود ما باید باشد اقتصاد هم از خود ما باید باشد، تا این بنا در توده ها نباشد و تا این مغزی که انگلی است و استعماری است عوض نشود و باورمان نیاید که ما هم آدم هستیم، نمی توانیم استقلال پیدا کنیم. ما باید کاری بکنیم که خودمان را، همه قشرهای ملت و همه جوانان ما باورشان بیاید که ما هم آدمیم. تبلیغات چنان کرده است که ما را از آدم بودن بیرون کرده است، باورمان آمده است که آنها هر چه هست، هستند. اگر بخواهیم این مملکت ما یک مملکت مستقلی باشد، محتاج به غیر نباشد، باید آن کشاورزش و آن کارگرش و آن کارمندش و همه قشرها بنای بر این بگذارند که ما خودمان یک موجودی هستیم، یک آدمی هستیم، مملکتمان هم یک مملکتی است، همه چیز هم دارد، یک مملکت غنی ای است. و چنان کردند که ما باید در آنجائی که چاه های نفتمان هست گرسنگی بخوریم، آنجائی که آب ها دارد هرز می رود و زمین های سرشار هست که همه چیز از آن می شود ایجاد بشود، زمین ها افتاده باشد و آب ها هم هرز برود. این یک کارهای استعماری بوده. یعنی می خواستند در محیط نفت مردم گدا باشند تا کارگر ارزان باشد تا بتوانند استعمارشان بکنند. همه جا را، هر جا را با یک نقشه ای عقب نگه داشتند تا استفاده کنند.
 

استقلال فکری شرط اول استقلال است

ما تا نفهمیم این مسائل را، توجه نکنیم به این مسائل و خودمان را نیابیم، این گمشده را پیدا نکنیم، این مغزی که گم شده است و به جای او یک مغز دیگری نشسته عوضش نکنیم نمی توانیم مستقل بشویم. استقلال مغزی شرط اول استقلال است. استقلال فکری شرط اول استقلال است که ما فکرهامان را عوض کنیم، از این انگل بودن خودمان را در آوریم. باید ما اگر بخواهیم، اگر همه، همه ملت ادراک این معنا را کرده باشند که همه چیز ما را اینها برده اند و ما آنها را بیرون کرده ایم، باید خودمان خودمان را نگه داریم، اگر این نشود، بعدها باز همان مسائل کم کم با تدریج (حوصله آنها زیاد است) با تدریج همین مسائل سابق تحمیل بر ما می شود. و با دو چشم، یک دو چشم دیگر هم قرض نکنیم و نگاه نکنیم به اطراف خودمان و به مملکت و احتیاجات خودمان، کم کم به تدریج اینها باز به ما تحمیل می کنند، همه چیز را به ما تحمیل می کنند، با دست خودمان به ما تحمیل می کنند.

صحیفه نور جلد 10 صفحه 278

 

فتاوی فقهای اسلام، ضربه ای بر پیکر استعمار

الان که می بینید این آشوب ها را در اطراف مملکت راه انداخته اند همه اش برای این است که نگذارند شما به حال خودتان باشید و آرامش در مملکت باشد و یک مملکت اسلامی درست بشود. اینها از اسلام می ترسند ضربه دیدند اینها از اسلام، اینها چند دفعه از اسلام ضربه دیده اند، از یک فتوای فقیه ضربه دیده اند، از یک پیرمردی که در کربلا بود و اسمش هم مرحوم آمیرزا محمد تقی بود ضربه دید انگلستان، بیرون کرد انگلستان را از آنجا، از عراق. اینها از اسلام و از ملای اسلام و از کاسب اسلام و از دانشمند اسلامی ضربه دیدند، چون ضربه دیدند الان آنها توجه به این دارند که نگذارند این کار انجام بگیرد، هر جا یک غائله درست می کنند، هر جا، یک اسمی با یک چیزی یک غائله درست می کنند یک وقت می روند کردستان غائله درست می کنند، یک وقت می آیند به آذربایجان که الان مبتلا به آن هستیم درست می کنند، بعد هم جای دیگر درست می کنند، اینطور نیست که دست بردارند. اینها یک منفعت بزرگی از دست داده اند و یک شکست سیاسی خورده اند. کارتر در دنیا الان شکست خورده، شکست سیاسی کارتر در این قضیه ای که طرح می کنند و اینها خوب لابد شنیدید در روزنامه ها بود که وزیر خارجه اش را فرستاد دوره گردی، این آقای انساندوست، این آقایی که برای انساندوستی محمدرضای جانی را برده آنجا نگهش داشته یا توطئه گری را می خواهد از آنجا شروع بکند. این آدم انساندوست وزیر خارجه اش را دوره گردی فرستاد برای اینکه ما را در اقتصاد در انزوا بنشاند و محاصره اقتصادی بکند. این آقای انساندوست همه دنیا را می خواهد بسیج کند که ما از گرسنگی بمیریم، خیال هم می کند که می تواند. مع الاسف - با اسف - کارتر که این وزیر خارجه اش که گردید دور، کسی به او اعتنا نکرد دست رد به سینه اش زدند گفتند نمی شود و همان مملکت خودش هم - این که می خواست - که می گفت که باید ما حصر اقتصادی بکنیم، همان در مملکت خودش هم مواجه شد با مخالفت، بعضی وزراء مملکتش هم مخالفت کردند. این آقای انساندوست که به خاطر انساندوستی این آدم را برده است و نگه داشته و ادعا می کند که ما انساندوستیم که این را نگه داشتیم، پنجاه هزار جوان ما را در امریکا و در آنجاها می خواهد که به یک بهانه ای بیرون کند، حتی کشتار هم داشتیم ما، سگ ها هم به جان جوان های ما انداختند و اخیراً باز این بود که قاضی کذا گفته است که این خلاف قانون است، نباید بشود، اینجا هم شکست خورد، شکست اخلاقی، که اخلاقی در کار نبود که شکست بخورد. فاش شدن اینکه خلق اینها این است، جا زدن خودشان را به اینکه ما یک انساندوست هستیم و هیاهو در اطراف اینکه انساندوستی ما را وادار کرده است که یک آدم مفلوکی را بیاوریم اینجا معالجه کنیم!!
این مشت باز شد که مسأله این نیست - این مشت باز شد که مسأله این نیست - که این پنجاه نفر جاسوس را بخواهد نجات بدهد، اصلاً مطرح نیست پیش اینها آدم، آن که مطرح است پیش امثال آقای کارتر، همان است که این دوره هم رئیس جمهور بشود، همه دست و پا کردنش برای این است که این دوره هم باز رئیس جمهور بشود، بیش از این اصلاً ادراک نمی کند. انسان را اصلاً اینها چیزی نمی دانند. این آقایان انساندوست دواهائی که می خواهند بفهمند که آیا مفید است یا مضر است

صحیفه نور جلد 10 صفحه 280

می فرستند پیش ما، صادر می کنند به شرق. همانطور که اطباء یک موش را، یک خرگوش را برای بعضی دواها تجربه می کنند و چکار می کنند که بفهمند که این دوا چه جوری است، اینها ماها را تجربه می کنند.
 

وابستگی روشنفکران غربزده

اینها ماها را تجربه می کنند و مع الاسف در بین این روشنفکرهای ما که بعضی شان مطلبشان معلوم شد بین همین جزء شاخص ها همین آدمی بود که معلوم شد چکاره است، مع الاسف همین ها باز از اینها تعریف می کنند برای اینکه مغز عوض شده است. یک کسی که پنجاه سال مغزش را آنها تربیت کرده اند و از مغز انسانی بیرونش کردند یک مغز غربی روی آن گذاشتند، این هر چه هم که ضربه از غرب به این مملکتش بخورد، به این کشورش بخورد باز از آنها تعریف می کند، باز هم دنبال این است که برگرداند. الان بعضی از این مفسدها که از ایران بیرونشان کردند رفتند در آنجا در پناه انگلستان، آنجا رفتند توطئه گری، برای اینکه باز برگردانند وضع را، باز همان مسائل را برگردانند مشغول توطئه هستند، اینجا هم روابط بینشان هست، از اینجا هم باز روابط هست، از اینجا روابط با امریکا هست، روابط اشخاص برای توطئه گری با امریکا هست، با انگلستان هم هست.
می خواهند (نقشه این است) که بعد از چند وقت دیگر همان مسائل را برگردانند، اینها هم خودشان را ملی می دانند و خودشان را روشنفکر می دانند و خودشان را نسبت به این مملکت دلسوز می دانند. ما باید بیدار باشیم، ملت ما باید چشم هایش را باز کند، دو تا چشم هم قرض کند با چهار تا چشم نظر کند که این اشخاصی که مشغول این کارها هستند، اینها چکاره اند، اینها که مشغول این توطئه ها هستند، اینها رفقاشان چه کسانی اند، چه کسی با این معاشرت می کند. باید درست توجه بکنند و اگر درست توجه نکنند به تدریج ممکن است ما تحمیلمان بشود همان مسائل، البته نمی شود به این زودی.
 

تا ما خودمان را پیدا نکنیم، نمی توانیم مستقل بشویم

اما ما اگر چنانچه خودمان شعور سیاسی نداشته باشیم، اسلام در اینجا اگر تحقق پیدا نکند، اگر مملکت ما یک مملکت اسلامی نشود که برای استقلال، برای آزادی، آنطور طرح ها دارد و جایز نمی داند، حرام می داند که یک مسلمانی پیوند ببندد با یک غیر مسلمانی که می خواهد بر او سلطه پیدا بکند، اگر اسلام را ما در اینجا توانستیم با دست همه شما آقایان، با دست همه ملت توانستیم که اسلام را در این مملکت پیاده کنیم، اسلام همه چیز ما را بیمه می کند. دنبال این معنا باشید، فقط به انشاءالله و بسم الله و دعا کفایت نکنید، عمل کنید، باید عمل بکنید، یعنی باید در دانشگاه عمل بشود، در ادارات عمل بشود. فرم را از آن فرم فرنگی بیرون بکنید، یک فرم شرقی روی آن بگذارید، یک فرم انسانی روی آن بگذارید، اسلامی روی آن بگذارید، نترسند. یکی از مسائلی که ما مبتلا هستیم این است که

صحیفه نور جلد 10 صفحه 281

می ترسند اینها که اگر یک وقت بگویند که ما خودمان هم یک چیزی هستیم، خوف دارند بگویند که ما آدم هستیم. از مسائلی که مبتلا ما به آن هستیم آدم عبارت از این است که چند تا کلمه مثلاً فرنگی یاد بگیرد و دو سه دفعه هم که تو صحبت هایش می شود، در هر چه کلمه ای یک کلمه فرنگی جایش بگذارد. شما نطق ها را ببینید هر کس بیشتر الفاظ فرنگی در کلماتش باشد این بسیار دانشمند است. دانشمندی را به این می دانند که چند تا کلمه فرنگی در کلماتشان باشد. این برای این است که نطق ها هم استعماری است، خود، خودش آدم استعماری شده است. شما بروید در امریکا آنهائی که صحبت می کنند ببینید یک کلمه فارسی در تمام صحبت هایشان، در تمام کتاب هایشان اگر پیدا کردید لکن ما کتاب وقتی می نویسیم اسم هم که می گذارند اسمی باشد لغت فرنگی بگذارند، در بینشان تا چند تا اسم فرنگی با حروف لاتین هم جایش نگذارند فایده ندارد برای اینکه هم مشتری بیشتر پیدا می شود هم آن آقا بیشتر معروف می شود به اینکه این آقا خیلی دانشمند است. یک چند تا ایسم بگذارد، دیگر تمام است و هر چه هم مطلبش، هر چه هم مطلبش تهی باشد از مغز با همین ها جبران می شود. ما تا خودمان را پیدا نکنیم، لغت خودمان را استعمال نکنیم (نگوئید که لغت عربی هم از ما نیست. لغت عربی از ماست لغت عربی لغت اسلام است. اسلام از همه است. آن که از ما نیست این ایسم هایی است که ما را به گرفتاری انداخته) تا - ما - نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، گویندگان ما از این دام بیرون نرود، کتاب های ما تطهیر نشود، خیابان های ما اسمائش تغییر نکند و اجناس ما را اسم کذایی روی آن نگذارند (دواها را خودشان درست می کنند و اسم فرنگی روی آن می گذارند) تا ما خودمان را پیدا نکنیم و مغزهایمان عوض نشود نمی توانیم مستقل بشویم، در هیچ چیز نمی توانیم مستقل بشویم. باید ما از حالا بنا بر این بگذاریم که خودمان آدم باشیم، با لغت خودمان حرف بزنیم و با علم خودمان، من نمی گویم که علم را از خارج یاد نگیریم، خوب - ما - عقب نگه داشتند ما را، آنها الان خیلی از ما جلو هستند ما را عقب نگه داشتند لکن من می گویم که از آنها خوب هایش را یاد بگیرید بدهایش را الغا کنید، اینها بدها را به ما تعلیم می دهند خوب ها را نمی دهند. آقا مصیبت ما داریم. جوان های ما که در آنجا می روند، جوان ها را درس، درس استعماری می دهند طبشان هم استعماری است نمی گذارند اینها ترقی بکنند. ما باید از آنها اگر چنانچه چیز خوبی دارند بگیریم، مخالف نیستیم با این لکن به فکر این باشیم که خودمان درست بکنیم به فکر این باشیم که خودمان داشته باشیم. خوب بعضی ممالک بودند که اینها هم از غیر می گرفتند لکن بعد از آن کم کم خودشان بهتر از دیگران شدند. ژاپن اینطور بود، هندوستان اینطور بود خوب ما هم باید درست کنیم و آن قدم این است که ما بفهمیم که خودمان هم می توانیم، هم هستیم یک چیزی. و من امیدوارم که آنطوری که خدای تبارک و تعالی مقرر فرموده است و آنطوری که اسلام را به ما عرضه داشتند بتوانیم ملت مستضعفی که آنها را در طول یا دو هزار و پانصد سال یا لااقل در این پنجاه سالی که ما شاهد آن بودیم ما را عقب نگه داشتند انشاءالله بتوانیم اسلام تحقق پیدا کند و ما خودمان برای خودمان باشیم و منافع مملکتمان برای خودمان باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام ربانی شیرازی

تاریخ: 1358/09/23

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام ربانی شیرازی

بسمه تعالی
جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای شیخ عبدالرحیم ربانی دامت افاضاته
با توجه به مشکلاتی که در مناطق عشایری فارس وجود دارد جنابعالی مأموریت دارید جهت بررسی اوضاع و رفع مشکلات به مناطق مزبور بروید و با مشورت و کمک آقایان معتمدین محل و افراد ذیصلاح سعی کافی در این باره نمائید و ساکنین مناطق را به اتحاد و یگانگی و پرهیز از اختلاف و تفرقه دعوت کنید. بدیهی است که مقامات اجرائی نیز به وظیفه خود در پیروی از راهنمائی های آن جناب و همکاری های لازمه با شما عمل خواهند نمود. از خدای تعالی موفقیت جنابعالی را مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به وزیر امور خارجه

تاریخ: 1358/09/22

 

جناب آقای قطب زاده، وزیر امور خارجه ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
لازم است هر چه زودتر یک هیأت بین المللی بررسی با مشورت شورای انقلاب تشکیل دهید تا سیاست تجاوز کارانه دولت آمریکا را در ایران، خصوصاً در طول حکومت شاه مخلوع خائن مورد بررسی قرار داده و در معرض افکار عمومی جهان قرار دهید تا سازمان بین المللی که زیر نفوذ آمریکا ایران را به اصطلاح محکوم کرده اند، از جنایات دولت امریکا نسبت به مردم محروم ما آگاهی بیشتری پیدا کنند. همچنین برای مقابله با تبلیغات سوء و تجاوز کارانه آمریکا در مورد گروگان ها در لانه جاسوسی آنها می توانید یک هیات مستقل بین المللی دعوت نمائید تا از آنان دیدار کنند.
والسلام
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به ثقةالاسلام منهاج

تاریخ: 1358/09/24

 

فرمان امام خمینی به ثقةالاسلام منهاج

بسمه تعالی
جناب مستطاب ثقةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمد منهاج دامت افاضاته
جنابعالی با سابقه ای که در امر تبلیغ دارید و با توجه به نیاز شدیدی که مسلمانان جهان به تبلیغ صحیح احکام مقدس اسلام دارند، مسافرتی به کشور استرالیا نموده و این وظیفه مهم اسلامی را در آن منطقه انجام دهید.
امید است ایرانیان مقیم آن کشور و سایر مسلمانان متعهد نیز در این باب همکاری های لازمه را با جنابعالی بنمایند. از خدای تعالی موفقیت جنابعالی را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با سرپرست اعضا و کارکنان کمیته های چهارده گانه امداد امام

تاریخ: 1358/09/24

 

خسارات معنوی، بیش از خسارات مادی نیاز به امداد دارد

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما خواهران و برادران که امروز تشریف آوردید و از کمیته امداد هستید، از مجاهدات شما تشکر می کنم و به همه شما دعا می کنم. شماها می دانید که ما خرابی های زیادی از هر جهت داشتیم و محتاج به امداد هستیم و ملت ما از جهات مختلفه محتاج به امداد است برای اینکه از ابعاد مختلفه به این مملکت و به این کشور و به این امت خسارت وارد شده است که جبران این خسارت ها محتاج به امداد است. یک امدادهائی در مقابل خسارت های مادی است، خسارت های جسمانی است که شما آقایان، خواهران و برادران مجاهده می کنید برای امداد به اینها که در این طول مدت در فقر بودند، جراحات بر آنها وارد شده است، صدمات بر آنها وارد شده است، اعضایشان نقص شده است و خانه هایشان از بین رفته است، زندگی هایشان خراب شده است، اینها یک خرابی هائی بوده است که از رژیم سابق بوده است و محتاج به مرمت است که بحمدالله شما برادرها و خواهرها و سایر اهل خیر کمک کردند و می کنند و جبرانش امید است که آسان باشد و زود. و یک خسارت های معنوی ای بر این مملکت وارد شده است، یک خسارتهای روحی بر این مملکت وارد شده است، یک خسارت های فرهنگی بر این مملکت وارد شده است که آن بیشتر محتاج به امداد است تا این خسارت های مادی و این جراحاتی که بر این افراد وارد شده است و این نقص اعضایی که وارد شده است و این فقرهایی که هست در این مملکت. آن خسارات معنوی بیشتر محتاج به امداد است و دیرتر قابل جبران است.
 

طرفداران طاغوت، امروز به حسب ظاهر طرفدار اسلامند

جبران خسارات معنوی محتاج به مطالعات است که مطالعه کنند کارشناس هائی که واقعاً دلسوز بر این ملت هستند، نه آنهائی که اظهار دلسوزی می کنند، چون امروز این معنا که هر کسی انقلابی خودش را می داند، هر کس ملی خودش را می داند و هر کسی دلسوز خودش را برای ملت می داند، امروز یک کسب رایجی شده است، جزء کسب هاست این الان. کاسب ها یک وقت در دکان می نشینند و اجناس می فروشند، یک وقت در جاهای دیگر می نشینند و آن حرف هائی را که خودشان می دانند، برای استفاده تحویل می دهند تا استفاده کنند. امروز الان وضع اینطور شده است، اشخاصی که در

صحیفه نور جلد 10 صفحه 285

زمان طاغوت طرفدار طاغوت بودند بلندگوی طاغوت بودند، پشتیبان طاغوت بودند، امروز طرفدار اسلامند، به حسب ظاهر، مخالف با طاغوت می گویند هستیم، مخالف با رژیم سابق می گویند هستیم. اینها اشخاصی هستند که هر روزی نان را به نرخ آن روز می خورند. اگر همین امروز هم مسأله خدای نخواسته برگردد، خواهید دید که همین قلم به دست هایی که، بعضی شان البته، بعضی شان هم متعهدند، همین بعضی از روشنفکرها، همین بعضی از قلم به دست ها، همین بعضی چیزنویس ها خواهید دید که همان مسائل سابق و باز دعاگو و ثناگوی برای همان رژیم هستند. امروز چون اینجا بیشتر به آن توجه دارند، آنها برای یک کسب اعتبار به اینجا متوجه شده اند ولی قلوبشان اینجا نیست، فردا اگر چنانچه یک ورقی دیگر پیش بیاید، آنها پای آن بیرق سینه می زنند. اینها سینه زنند، بیرق اسلام بلند بشود پایش سینه می زنند لکن به اسلام کاری ندارند، بیرق کفر هم بلند بشود پایش سینه می زنند برای استفاده. امروز اگر چنانچه آمریکا غلبه پیدا کند، آنها سینه برای آمریکا می زنند. الان، الان که من اینجا ایستاده ام اشخاصی هستند که روابط با امریکا دارند، روابط با کسانی که با امریکا روابط دارند، دارند. اینها سینه زنند، پای هر علمی سینه می زنند، به نظرشان فرقی نیست ما بین علم اسلام و یا علم کفر، آن کسبش را می خواهد بکند - او می خواهد رایج - او خواهد اسم بلند کند، او می خواهد مردم او را به روشنفکری بشناسند، او می خواهد مردم او را به عرض می کنم که آن چیزهایی که پیش ملت رایج است بشناسند.
 

مخالفت پشت پرده با اسلام از صفات منافقین

امروز مردم متوجه به اسلامند، آنها هم به اسلام روی آورده اند، مردم انقلابی شده اند، یک دسته دیگر از جوان هایشان را دادند، یک دسته دیگر اموالشان از بین رفته، یک قشر دیگر فریاد زدند و اینها توی خانه ها نشسته بودند، اگر کمک نمی کردند، لااقل کاری نداشتند، تماشا می کردند ببینند کی جلو می افتد، در خارج نشسته بودند، در خارج ایران، در داخل ایران نشسته بودند و نظر دوخته بودند که ببینند کدام طایفه ای که با هم دارند جنگ می کنند اینها غلبه می کنند، هر کدام غلبه کردند بروند زیر علم آنها حالا مسلمان ها غلبه کردند، آمده اند زیر بیرق مسلمان ها، لکن شیطنت شان را دست برنمی دارند. زیر، زیر، در ظاهر فریاد می کنند و اسلام را ترویج می کنند و رژیم سابق را طاغوت می گویند و رژیم فعلی را جمهوری اسلامی می گویند لکن در زیر پرده مخالفت می کنند با اسلام، مخالفت می کنند با جمهوری اسلامی. اگر امروز کارتر پیش بیاید، اینها سینه زن برای کارترند حالا هم در زیر دارند سینه می زنند برایش، الان هم روابط با امریکا، هم مستقیم هست هم مع الواسطه. هر کس بیاید آنطوری است، منافقین اینطورند، پس این صفت منافقین است.
 

برخورد با منافقین، مشکلتر از برخورد با طاغوت ها

در زمان رسول الله هم آن گرفتاریی که اسلام برای منافقین داشت و از دست منافقین داشت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 286

از دست کفار نداشت، کفار را، ایستاده بودند و در مقابل هم جنگ هم می کردند و تو سر هم می زدند و پیش می بردند و یا عقب می نشستند. لکن با منافقین چه بکنند؟ منافقی که آمده و می گوید من برای اسلام هستم و اسلام آوردم، و مثل اسلام ابوسفیان و دار و دسته او، با او چه بکنند؟ این که دارد می گوید من مسلمانم، با مسلمان که نمی شود کاری کرد. این که ظاهرش آمده و اسلام و نماز هم می خواند و جماعت هم می خواند و پای منبر رسول الله هم می نشیند و اشک هم می ریزد، با این که نمی شود کاری کرد. امروز هم مسلمان ها مبتلای به دسته ای از منافقین هستند که کار این، کار مسلمان ها با این منافقین مشکلتر است با کارشان با محمدرضا. محمدرضا ایستاده بود و می زد و می کشت و تکلیف ملت با او معلوم بود، ملت می رفت به جنگش، اما یک دسته ای که در ظاهر اظهار اسلام می کنند، در ظاهر برای اسلام دعوت می کنند، در ظاهر حرف اسلام می زنند، قلم هایشان و قدم هایشان برای اسلام است لکن زیر پرده با اسلام مخالفند، مخالفت با اسلام می کنند در زیر پرده، با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است و حل مسأله منافقین، پیغمبر اکرم هم نمی توانست حل بکند، حضرت امیر هم گرفتار اینها بود و حلش نمی شد، بکنی، حلش مشکل است.
 

اسلام از صدر تا امروز، مبتلای منافقین بوده است

آنچه ما امروز مبتلای به آن هستیم و آن دسته منافقینی که اظهار اسلام می کنند و کمر اسلام را می خواهند بشکنند، کار مسلمان ها با اینها مشکل است، حل مسأله اینها بسیار مشکل است، این غیر از آنی است که نصیری است که مطلبش معلوم است و هویداست که مطلبش معلوم است. هویدا معلوم بود دشمن اسلام و مسلمین است و نصیری هم معلوم بود که مردم را چه کرده و تکلیف مردم با او معلوم بود و گرفتند آنها را و به جزای خودشان رساندند، اما آن آدم مقدس مابی که تسبیح هم دستش گرفته است و به اسلام هم دارد می گوید من خدمت می کنم، این مقدس ماب را چه باید بکنیم به او؟ این طایفه منافقین هم که نمی شود با آنها کاری کرد. اسلام از صدر، از اولی که اسلام پیدا شده تا حالا مبتلای به این جمعیت هست. و حل مسأله اینها مشکلتر از هر مسأله ای است برای اسلام و برای مسلمین. اشخاصی که فریاد برای اسلام می زنند و می زدند و - عرض می کنم - که از ملیت و از اسلامیت و از اینها می گفتند، بعد معلوم شد که این آقا که اینقدر اسلام ماب است و اینقدر ملی است رابطه دارد با آمریکا، بعضی از این روشنفکرهای ما اینطوری اند، منافقند. اگر صاف می ایستادند، مردانه می ایستادند، مثل آن فرض کنید که آدمی که می ایستد می گوید که من طرفدارم، در بین اینهائی که کشتند یکی شان ایستاد گفت که نخیر من طرفدار شاه هستم، حالا هم طرفدار شاه هستم. کشتندش، این مردانه ایستاد و مردانه هم مرد، به جهنم هم رفت. اما آنهائی که الان مبتلا ما به آنها هستیم که مردانه نمی آیند به میدان بگویند که آقا ما اسلام را نمی خواهیم، مردانه نمی آیند به میدان و بگویند که اسلام - را - برای سابق بوده حالا دیگر به درد نمی خورد. با اینها باید ما چه بکنیم؟ کمیته امداد شما نمی تواند حل این را بکند. شما کمیته امدادتان می توانید یک آدم مجروحی را، یک آدم ضعیفی را، یک آدم بینوایی را نجات بدهید و

صحیفه نور جلد 10 صفحه 287

خداوند انشاءالله شما را سلامت بدارد برای نجات این طایفه. اما نه - کمیته - کمیته شما و نه سایر قشرهای ملت می توانند حل این مسأله را بکنند. حل مسأله منافقین از اعظم مشکلاتی است که برای ملت ما و برای اسلام از اول بوده است. با معاویه باید چه کرد که امام جماعت است و برای خدا و (به قول خودش) برای اسلام، برای خودش می خواهد هم جنگ بکند برای اسلام و هم چه بکند و اینها. منافق است، به مردم شام حالی کرده است که من یک آدم مسلمانی هستم و مخالف امیرالمؤمنین هم که اصلاً مسلمان نیست، این که امیرالمؤمنین را آنجا می گوید مسلمان نیست، به طوری که وقتی می گویند به اهل شام که علی را کشتند در محراب عبادت، می گویند مگر او نماز می خواند؟ تو مسجد چه می کرد علی؟ با اینها باید چه کرد؟ جز پناه به خدای تبارک و تعالی.
 

مجاهدین صدر اسلام، الگوی روش ما

نمی شود یک کسی بگوید من در جمهوری اسلام دارم کار می کنم و معذلک ربا بخورد، این با اسلام نمی سازد. یک کسی در جمهوری اسلامی، پاسبان جمهوری اسلامی ظلم بکند، پاسدار جمهوری اسلامی که باید پاسداری از اسلام بکند، به بندگان خدا ظلم بکند. باید خودتان را بپائید، متوجه باشید، همه قشرها را می گویم باید متوجه باشند که تخطی از احکام اسلام نکنند. توجه به اسلام داشته باشند و اتکاء به اسلام داشته باشند و امروز که ما با یک قدرت شیطانی - مقابله هستیم - مقابل هستیم و دنیا الان توجه به اینجا دارد، موج این مخالفت شما با این قدرت بزرگ در همه دنیا الان این موجش رفته است، باید ما از این مبارزه بین اسلام و کفر سرفراز بیرون بیاییم. ما بر فرض اینکه شکست اقتصادی بخوریم، شکست نظامی بخوریم لکن باید سرفراز بیرون بیاییم یعنی باید مثل مجاهدین صدر اسلام که می رفتند و مجاهده می کردند و کشته می شدند، ما هم باید همین طور باشیم. خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق و من از همه شما تشکر می کنم و به همه شما دعا می کنم و خدمتگزار همه تان هستم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:10 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع خواهران و برادران کفن پوش از بابلسر

تاریخ: 1358/09/21

 

مقصود عمال آمریکا این است که ملت را از آن راهی که می رفت منحرف کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
من نمی دانم از شما خواهران و برادران که با این حال، با کفن پوشی، برای پشتیبانی از اسلام و جمهوری اسلام تا اینجا آمدید چطور تشکر کنم. من دعاگوی همه شما هستم و همانطور خدمتگزار همه شما. می دانید که در این موقعی که ما هستیم، حساسترین موقعی است که در کشور ما می گذرد، از آن طرف مواجهه ملت ما با قدرت بزرگ امریکا با همه وسائل تبلیغاتی و وسائل جنگی که دارد و از آن طرف ریشه های رژیم سابق و منحرفین از دیانت اسلام که در گوشه و کنار مشغول فعالیت هستند و می خواهند نگذارند این جمهوری اسلامی به ثمر برسد.
اینکه گفتید در آنجا، در بابلسر، برای رد قانون اساسی و اینها اعلامیه ها دادند، اینها همین ها هستند که نمی خواهند اسلام در ایران تحقق پیدا بکند. اینها از اول دست و پا می کردند که این شخص فاسد را نگه دارند و بعد هم دست و پا می کردند که رژیم سلطنتی را نگه دارند و بعد هم دست و پا می کردند که بختیار را نگه دارند و بعد هم دست و پا می کردند که قانون اساسی سابق را که لازمه اش حفظ رژیم شاهنشاهی و رژیم سابق بود نگه دارند، در این مراحل شکست خورد. به مجردی که شکست خوردند صورت های خودشان را عوض کردند، در حال شکست شدند یک اشخاص ملی، یک اشخاص دینی و اسم ها را تغییر دادند. یک وقتی شاهنشاه و آن بساط را می خواستند، بعد حرف ها تغییر کرد و اسم شد طاغوت. همین هائی که، بعضی از همین هایی که حالا می گویند به رژیم سابق، طاغوت، طرفدار همین رژیم بودند و الان هم طرفدار رژیم و طرفدار آمریکا بعضی شان هستند، ملت ما در یک همچو موقع خطیری که مواجه است با امریکا و قاعده این بود که همه افراد ملت دست از همه مسائل بردارند و متوجه همین یک نقطه بشوند، اینها نمی دانند که اگر چنانچه این نهضت شکست بخورد و این ملت در مقابل امریکا شکست بخورد، دیگر نه آذربایجانی می ماند و نه ایرانی.
این اشخاص که در آذربایجان برای خدمت به آذربایجان دارند این فعالیت ها را می کنند و آن فسادها را می کنند، آنها نمی دانند که اگر مملکت ما به دست آنها بیفتد با اینها چه خواهند کرد، با این ملت شریف ایران چه خواهند کرد، با آذربایجان چه خواهند کرد، با خوزستان چه خواهند کرد، با کردستان چه خواهند کرد، با سیستان چه خواهند کرد، با بلوچستان چه خواهند کرد، با ترکمن صحرا

صحیفه نور جلد 10 صفحه 271

چه خواهند کرد، اینها غافلند از این معنا. ملت های شریف و توده های ملت شریف ما و ملت شریف ما و این قشرهای مختلف همه با جمهوری اسلامی موافقند و با امریکا مخالف، لکن با صورت های دیگری، با ماسک های دیگری اشخاص در بین آنها نفوذ می کنند و آنها را اغفال می کنند و در یک موقعی که باید ما همه با آرامش خاطر روبروی این دیو بزرگ بایستیم و این شیطان بزرگ، منحرف می کنند ملت ما را از آن راهی که دارد می رود، راه ضلالت پیش شان می گذارند، همین قدر مقصود این است که ملت را از آن راهی که می رفت منحرف کنند تا امریکا بتواند کارهایش را انجام بدهد. امریکا از این وحدت کلمه ملت و از اینکه ملت ما به اینجا رسیده است که جوان های غیور کفن پوش شدند، شهادت می خواهند، از این وحشت دارد و از شکست سیاسی هم وحشت دارد و آن تابع این است که مهلت پیدا کنیم که جرائم امریکا را و رؤسای جمهوری امریکا را، بخصوص این رئیس جمهوری فعلی را، بر ملا کنیم، اینها از این مطلب وحشت دارند، وحشت زده شدند اینها، لکن می خواهند یک کاری بکنند که ما را مشغول بکنند به یک امور دیگری در داخل، می خواهند این نهضت را از داخل بپوسانند، می خواهند این نهضت را در داخل خودش اختلاف ایجاد کنند.
 

این اشخاص که فریاد می زنند ما طرفدار خلق هستیم، می خواهند شما را از مقصد اصلی (دشمنی با امریکا) منحرف کنند

غائله آذربایجان برای این مقصد است و شواهد برایش هست که برای همین مقصد است که ملت ایران را مشغول به خودش بکنند و از امریکا و از دشمن های اصلی منحرف کنند، اذهان را متوجه کنند به آذربایجان، با اینکه آذربایجان قضیه مهمی نیست، آذربایجان یک دسته مفسدند و یک کارهائی کردند و ملت آذربایجان همچو چیزهائی را محکوم می کنند، لکن اینها اشخاصی که درست مطالب دستشان نیست، قشرهائی که درست توجه به مطالب ندارند، اینها با تبلیغات سوء خودشان، با طرفداری از بعض اشخاصی که خود آن آقا هم با آن مسائل موافق نیست، با این مردم ساده را اغفال می کنند و غائله درست می کنند. هر روز در یک جائی غائله درست می کنند و تمام مقصد این است که ملت ایران را از این راهی که دارد می رود، از این مواجهه ای که الان پیدا شده است ما بین ملت ایران و آمریکا، از این باز دارند. تمام کوشش های این جمعیت ها این است که ما از این توجهی که الان پیدا کردیم و داریم، سایر مملکت ها را، حتی بعضی ممالک غربی را، متوجه به این مقصد بکنیم و امریکا از این باب وحشت زده شده است. می خواهند ما را به خودمان مشغول کنند و غائله درست کنند، در همین جاها جار و جنجال پیدا بشود، حتی در قم جار و جنجال پیدا بشود، در آذربایجان جار و جنجال پیدا بشود، در کردستان بشود، در هر جا، و ما مشغول بشویم به خودمان و از دشمن غافل بشویم. باید همه قشرهای ملت بیدار بشوند، متوجه باشند که گول این اشخاصی که فریاد می زنند که ما طرفدار خلق هستیم، ما فدائی خلق هستیم، آن اشخاصی که رفتند و تلویزیون تبریز را گرفتند و ادارات دولتی را گرفتند، اینها اشخاص هستند که می خواهند شما را، ملت را از آن مقصد اصلی باز دارند، از آن

صحیفه نور جلد 10 صفحه 272

مطلبی که ما الان می خواهیم امریکا را در تمام دنیا، رؤسای جمهوری، جمهوری امریکا را در تمام دنیا، آن چیزهائی، کارهائی را که کردند، فاش بکنیم. این یک مطلبی است که برای آنها بسیار ناگوار است و ناچارند که هی قشرها را وادارند در مقابل هم و بریزند به جان هم و بازی درست کنند، غائله درست کنند تا اینکه مجال ندهند به اینکه آن کار انجام بگیرد.
و ما باید هوشیار باشیم. ملت ما باید هوشیار باشند، توجه داشته باشند که امروز کار مشکلتر است از آن روزی که ما مواجه بودیم با محمدرضا. آن روز که ما مواجه بودیم با محمدرضا، همه ملت دشمن خودشان را فریاد می زدند که نه، آنهائی هم که دوست بودند با او آن وقت نمی توانستند اظهار کنند اما امروز ما مواجهیم با یک اشخاصی که اینها داخل هستند، از خود ملت می گویند هستیم و برخلاف مسیر ملت دارند حرکت می کنند و تحریکات می کنند، ما از تحریکاتشان مطلعیم.
ما امروز کارمان مشکل است از این باب که ما از یک طرف مواجهیم با امریکا و می خواهیم حساب او را بکشیم که ملت ما را چه کرده است. تا حالا یک طرف امریکا ایجاد کرده است یک دستجاتی را برای اینکه نگذارد این کار بشود، همه مقصد این است که نگذارند این دادگاهی که ما از تمام ملت ها می خواهیم در اینجا تشکیل بدهیم و امریکا را ببینیم، بررسی کنیم که در این چندین سال چه کرده است با این ملت و این ملت چه دیده است از او و خزائن این ملت کجا رفته است، در جیب چه کسی رفته است. تمام این حرف ها برای این است که نگذارند این عمل بشود.
الان آنطوری که به من اطلاع دادند، در خود تبریز و در اطراف تبریز هم پول دارند خرج می کنند و هم دارند اسلحه توزیع می کنند و این ملت بیچاره غافل است از این معنا که دارند چه با او می کنند. نمی دانید که این اسلحه ها را می دهند که شما برخلاف اسلام قیام کنید، این پولها را می دهند که شما برخلاف اسلام حرف بزنید، مبادی پولش هم به حسب احتمال معلوم است از کجاست. بیدار بشوند مردم، همه جا، شما که از بابلسر، از شمال آمدید بیدار باشید که مبادا در آنجا یک همچو غائله ای پیدا کنند، حاصل بشود، مبادا مردم و جوان های ما تحت تأثیر این اوراقی که این خواهر گفتند که در آنجا منتشر می شود تحت تأثیر آن واقع بشوند، مبادا خیال بکنند که قانون اساسی، یک قانون اساسی، یک قانونی است که ملی نیست، یک قانونی است که اسلامی نیست. این قانون را اشخاصی که ملی بودند و اسلامی بودند، آنها این قانون را تصویب کرده اند. آنهائی که می گویند این قانون نیست، اینها برخلاف ملت دارند صحبت می کنند، اینها می خواهند این ملت به مقصد خودش نرسد والا ملت این را تصویب کرده است، بیدار بشوید، توجه داشته باشید که امروز روز این نیست که به این صداهای فاسد که دائماً مشغول بوق زدن هستند گوش بدهید، امروز، روزی است که با مشت های گره کرده در مقابل همه بایستید و در مقابل امریکا بایستید. و ما انشاءالله امیدواریم که در همه این سنگرها پیروز بشویم و در همه این سنگرها اسلام پیروز بشود. خداوند ما را از شر کسانی که برخلاف مسیر اسلام دارند سیر می کنند نجات بدهد. خداوند ملت ما را از اشخاصی که برخلاف مسیر ملت دارند حرکت می کنند نجات بدهد.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:11 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت انتخابات شورای اسلامی

تاریخ: 1358/12/21

 

پیام امام خمینی به مناسبت انتخابات شورای اسلامی

بسم الله الر حمن الرحیم
ملت شریف و مجاهد ایران ایدهم الله تعالی.
در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، دو چیز موجب نگرانی اینجانب است:
1 - خوف آن دارم که در اثر تبلیغات دامنه دار دشمنان نهضت اسلامی و مخالفان جمهوری اسلامی که در ظرف این یک سال با هر وسیله ممکن به تضعیف آن کوشا بوده اند و اخیراً که قدم آخر پیروزی را ملت عزیز هوشیار برمی دارد، تبلیغات و شایعه سازی ها به اوج خود رسیده و چون خود و الهام دهندگان خود را در آستانه شکست نهائی یافتند از هیچ تشبثی دست بردار نیستند که جوانان عزیز ما که به همت والای خود نهضت اسلامی را پیش برده اند، در این مرحله نهائی سردی و سستی از خود نشان دهند و تحت تأثیر این شایعه ها واقع شوند و از شرکت در این امر حیاتی اسلامی خودداری کنند. اینجانب که عمر نالایق خود را برای خدمت به اسلام و ملت شریف در طبق اخلاص تقدیم می کنم، امید است تقاضای متواضعانه و استدعای خیرخواهانه ام را بپذیرید و با شرکت عمومی خود در انتخابات، قطع امید دشمنان جمهوری اسلامی و وابستگان به رژیم منحط سابق و هواخواهان آن خصوصاً دولت آمریکای ستمکار را بنمائید.
عزیزان من که امید نهضت اسلامی به شماست، در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید، و به صندوق ها هجوم آورید و آراء خود را در آنها بریزید و با کمال آرامش و مراعات کامل اخلاق انسانی اسلامی، این امر مشروع را انجام دهید. من نیز با حال نقاهت، خود را برای شرکت مهیا می نمایم.
2 - خوف آن دارم که تبلیغات برای اشخاص که به اسلام و جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند و اعمال و گفتار آنان در این یک سال شاهد آن است و اکنون برای راه پیدا کردن به مجلس و برای کارشکنی و جنجال در محیط مقدس مجلس شورای اسلامی، خود را هوادار اسلام و مسلمانان جا می زنند، در قشری از ملت و جوانان پاکدل تأثیر کند و آراء مقدس خود را به کسانی دهند که به نفع اجانب، با اسلام و جمهوری اسلامی مخالفت اساسی دارند. امید است ملت مبارز متعهد به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروه ها، آراء خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند و از تمایلات چپ و راست، مبرا باشند و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت معروف و موصوف باشند. باید ملت شریف بدانند که انحراف از این امر مهم

صحیفه نور جلد 12 صفحه 4

اسلامی، خیانت به اسلام و کشور است و موجب مسؤولیت عظیم امت. از خداوند تعالی خواهانم که پشت و پناه شما ملت عزیز باشد و در موارد لغزش، دستگیر همگان باشد. من در این مرحله حساس ایران ساز، چشم امیدم به شما ملت بزرگ است و انتظار روز موعود را می کشم که ملت عزیز با همت والای خود، پیروزی نهائی را به دست آورد. اخیراً لازم است مطلب مهم دیگر را تذکر دهم تا با مراعات آن از هر گونه تقلب اشخاص فاسد جلوگیری شود. لازم است در تهران که باید به سی نفر رأی داد و در شهرستان هائی که چند نفر مورد انتخاب است، انتخاب کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات، منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روی یک ورقه بنویسند که در وقت رأی دادن، با ذهن حاضر رأی بدهند و لازم است که خودشان مستقیماً رأی خود را به صندوق بیندازند و به احدی اعتماد نکنند که فرصت طلبان در کمینند. کسانی که سواد نوشتن ندارند، قبلاً به شخص مطمئنی مراجعه کنند و منتخبین خود را به او بگویند تا در ورقه بنویسند پس از آن ورقه را به یکی دو نفر مورد اطمینان بدهند بخواند که اشتباهی رخ ندهد و از خیانت و تقلب مصون باشد. لازم است از اوراقی که دیگران به آنها دهند، جداً اجتناب کنند. از خداوند تعالی توفیق همگان را در یاری به اسلام و مسلمین خواستارم.
و السلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:14 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در آستانه برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1358/12/22

 

در مجلس شاهنشاهی، هم سنا و هم شورایش مردم هیچ دخالتی نداشتند

بسم الله الر حمن الرحیم
در این موقع که انتخابات را می خواهید شروع کنید، من با اینکه بعضی مطالب را نوشته ام و پخش شده است، معذلک چون امر مهم است و من احتمال می دهم که یک وقت مسؤولیتی به من متوجه باشد، و من برای اداء وظیفه باز چند کلمه عرض می کنم.
ملت ما از مجلس زمان رضا شاه و محمدرضا پهلوی، یک خاطرات تلخی دارد. من قبل از زمان رضاخان هم یاد دارم بعضی از دوره های انتخابات را و حاضر بعضی حوزه های انتخاباتی هم بوده ام. از آن زمانی که من یادم است تا حالا، مجلس شورای ملی یک لفظی بوده است که بی محتوا مجلس شورای ملی معنایش این است که ملت اشخاصی را خودشان تعیین کنند و آنها هم به شور بنشینند و مصالح کشور خودشان را تعیین کنند. قبل از آمدن رضاخان، زمان احمدشاه، امر انتخابات با خان ها بود و مالکین بود و گردن کلفت های هر منطقه، آنوقت دولت نفوذ نداشت لکن شاهزاده هائی که دارای ملک بودند و خان هایی که دارای قدرت بودند و قلدرهایی که در اطراف کشور بودند، آنها رعیت های خودشان را، مردم خودشان را با زور می آوردند پای صندوق ها و هرچه آنها می گفتند اینها هم عمل می کردند. در زمان رضاخان، آنوقت که قدرت پیدا کرد و در زمان محمدرضا مجلس باز به ملت کار نداشت، مجلس شورای ملی نبود. آن اول را باید بگوئیم مجلس خان ها و این را بگوئیم مجلس شاهنشاهی، هم سنایش، هم شورایش، مردم هیچ دخالتی نداشتند و مردم هم که می دیدند که کاری از آنها نمی آید، کنار می نشستند و دیدند که اشخاصی را که می برند در مجلس، یک اشخاصی هستند که خود آنها ساخته اند و مصلحت مملکت تو کار نیست، حرف البته همیشه بود، همیشه حرف و ثناخوانی و ترقیات، هم در زمان محمدرضا بود و هم در زبان آنهائی که او را تعیین کرده بود. اگر الان صورت مجلس هایی آن وقت پیدا بشود، می بینید که سر تا ته مجلس به ثنا و مدح محمد رضا و کسانی که به او مربوط بودند می گذشت. در آن زمان مسؤولیت ملت نداشت برای اینکه قدرت نداشت و تحت سلطه خان ها در آن وقت و تحت سلطه این دو نفر، رضا و محمدرضا در این دوره و ملت هم هیچ کاری از او نمی آمد و نمی توانست، نفس هم نمی توانست بکشد، از این جهت هر مسؤولیتی پیش خدا و پیش نسل های آینده متوجه می شد، بر خان ها و بر وکلای خان در آن زمان بود و بر رضاخان و محمدرضا

صحیفه نور جلد 12 صفحه 7

و وکلای منسوب از قبال اینها در این زمان بود. این مال آن زمان.
 

امروز سرنوشت اسلام و کشور به دست ملت است

این تلخی مطالب و بی بند و باری انتخابات و مجلس و امثال ذلک شاید یک وقت اسباب این بشود که بعضی ها گمان کنند که خوب حالا هم مثل آنوقت است و به اصطلاح آدم مارگزیده از ریسمان خط و خالدار هم می ترسند و ملت ما مار گزیده است، استعمار گزیده است، خان گزیده است و محمدرضا و رضاخان گزیده است، از این جهت یک وقت می بینید که در ذهنشان می آید که خوب این هم مجلسی مثل آن مجلس ها، لکن همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند، از رئیس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانی، ژاندارمری، خان ها هم که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده است. و اشراف و اعیان هم همین طور، متنفذینی هم نداریم، هیچ کس الان در ایران، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند. بنابر این امروز مسؤولیت به عهده ملت است، ملت اگر چنانچه کنار بنشیند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند و اشخاصی که نقشه کشیده اند برای این مملکت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است، هر قدمی که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته شود، هر کاری که انجام بدهند مسؤولیتش متوجه ملت است امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأی ندهند، مسؤولیت متوجه خود آنهاست عیناً، و اگر بروند و در تشخیص مسامحه کنند و اشخاص متعهد مسلم، کسانی که برای کشور و اهالی کشور ارج قائل هستند، کسانی که نمی خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را اگر چنانچه تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده اند و اگر چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند، آنهائی که می خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرت های بزرگ، اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسؤولیت متوجه شماست. امروز مسؤولیت بزرگی به عهده همه ماست، من آن مقداری که قدرت دارم برای گفتن، در عین حالی که حال من حال نقاهت است، احساس وظیفه می کنم و به ملت عرض می کنم و اگر ملت به این حرف گوش نکرد، من حجت دارم، فردا در پیشگاه خدای تبارک و تعالی از من سؤال خواهد شد، من عرض می کنم در آنجا که من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم، من گفتم به اینکه اگر شما مسامحه کنید، آنهایی که می خواهند شما را به بند بکشند، آنهایی که با اسلام مخالفند، آنهایی که با جمهوری اسلام از اول تا حالا مخالفت کرده اند، آنها خواهند پیش برد و اگر چنانچه خدای نخواسته آنها پیش ببرند و مملکت ما باز برگردد به حالی که سابق بود، یا به دست چپی ها بیفتد یا به دست راستی ها بیفتد تمام مسؤولیتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نیست، مثل زمان رژیم سابق نیست. رژیم سابق شما نمی توانستید، قدرت نداشتید، امروز قدرت دارید برای اینکه حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال

صحیفه نور جلد 12 صفحه 7

خودتان را و حفظ کنید آزادی خودتان را. اگر مسامحه کنید، در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، اگر نروید و رأی ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خدای نخواسته بروند، مسؤولیتش به عهده شماست مستقیماً. مسؤولیت همه طبقات دارند، مراجع مسؤولند، علما مسؤولند، ائمه جماعت مسؤولند، خطبا مسؤولند، تجار مسؤولند، بازرگانان مسؤولند، دانشگاهی ها مسؤولند، طلاب علوم دینیه مسؤولند، کارگرها مسوولند، همه مسؤولند، تمام قشرهای مملکت مسؤولند، امروز روزی است که آنهایی که از اول تا حالا مخالف با جمهوری اسلامی بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان می دیدند، آنها به دست و پا افتاده اند و دارند تبلیغات می کنند. اگر مؤمنین کنار بروند، آنهایی که متعهد به اسلام هستند کنار بروند و اینها بیایند و قبضه کنند، مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصی که متعهد بودند و قبضه کردند مشروطه را آنهایی که متعهد به اسلام نبودند، اسلام را به آنجا کشاندند که همه دیدید. اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در میدان، مؤمنین آمده بودند، روشنفکرهای متعهد آمده بودند و مسلمان متعهد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را و نگذاشته بودند که دیگران بیایند مجلس را بگیرند، ما به این روزگار نمی رسیدیم، ما مملکت مان خراب نمی شد، ما عزتمان از بین نمی رفت لکن شیاطینی که در آنوقت بودند، بیخ گوش اینها خوانده اند که شما در سیاست داخل نشوید، سیاست است این، شما را به سیاست چه و آنها باور کردند که خیرخواه هستند. امروز هم همان مسائل ممکن است در یک قشرهائی پیش بیاید که بگویند ما چکار داریم به این کارها، این کارها مال اشخاصی است که خودشان می کنند. باید همه بدانند که همه تان مسؤولید، همه معاقب هستید، فردا در پیشگاه خدای تبارک و تعالی نه ملاحجت دارد اگر عمل نکند و نه کاسب حجت دارد اگر عمل نکند و نه زارع حجت دارد اگر عمل نکند و نه دانشگاهی و نه دانشجو و نه طلاب علوم دینیه، کارگر و کارفرما، همه در پیشگاه خدای تبارک و تعالی مسؤول هستید و در پیشگاه ملت و نسل های آتیه هم مسؤول هستید. گمان نکنید که به ما چکار دارد. خیر، همه چیز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نیست که بگویید که قدرت نداشتیم، نمی توانستیم. امروز می توانید، امروز همه قدرت دست ملت است، امروز رئیس جمهور، رئیس ارگان هر رئیس ارتش، با شما، با آن بازاری مثل هم هستید، در امر، نه او می تواند به شما تحمیل کند و نه شما می توانید تحمیل کنید و نه شما زیر بار می روید. امروز همه مسؤولیم. امروز همه باید با هم پای صندوق ها برویم و همه با اشخاص متعهد مسلم، کسانی که نه گرایش چپ دارند، نه گرایش راست دارند، نه ما را می خواهند به آنها بفروشند، نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند، این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحیح باشد. خدایا! من ادا کردم وظیفه که به عهده من است در این حالی که ضعف و نقاهت دارم و تو را شاهد می گیرم که من برای ادای وظیفه این مسائل را می گویم و انشاءالله برای روز اول سال مسائل مهمی دارم که اگر چنانچه زنده ماندم تا آنوقت آن مسائل را می گویم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:14 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام کروبی در مورد تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی

تاریخ: 1358/12/25

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام کروبی در مورد تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی

بسم الله الر حمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ مهدی کروبی ایدالله تعالی
ملت شریف ایران می داند که نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون فداکاری قشرهای مختلف ملت است که در صف اول باید شهدای انقلاب رحمة الله علیهم و کسانی که در این راه معلول و آسیب دیده شده اند محسوب داشت. لهذا باید رسیدگی کامل به خاندان شهدا و آسیب دیدگان و معلولین در این راه، چه در راه انقلاب و چه قبل و بعد از آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود. ابتدا لازم است سازمانی به سرپرستی جنابعالی و هیأتی از معتمدین متدین و آگاه و آشنا بدین گونه امور، برای این مقصد مهم تأسیس شود که اجرای طرح های مفید آن، ملت و دولت انقلابی دین خود را در مقابل این گروه فداکار در راه انقلاب اسلامی ادا نمایند، شورای انقلاب موظف است برای این شروع مهم، بودجه کافی تصویب نماید و در اجرای آن سرعت عمل به خرج دهد و دولت و متصدیان امور موظف هستند مواد زیر را مورد تصویب و اجرای سریع قرار دهند:
1- اولویت فرهنگی: یعنی در مدارس و دانشگاه با تسهیلات مقتضی وارد شوند.
2- اولویت اقتصادی: یعنی مسکن، وسائل زندگی و سایر مایحتاج زندگی برای آنان تهیه گردد.
3- اولویت در استخدام: یعنی خانواده شهدا و معلولین در استخدام دولتی اولویت داشته و آنان که قدرت خدمت دارند به استخدام دولت درآیند.
4- کارت مجانی برای سوار شدن آنان در اتوبوس های دولتی داخل شهرها تهیه گردد.
5- کارت نیمه بها برای استفاده از وسائل نقلیه بین شهری مثل قطار و هواپیما و غیره.
6- تشکیل دفترچه مخصوص برای قدرت خرید از تعاونی های دولتی. 7- بیمه درمانی و استفاده از کارت ویژه خرید دارو.
8- قراردادن حقوق رسمی برای معلولین که قدرت کار ندارند و خانواده شهدا بالنسبه به افراد آن خانواده.
9- ایجاد برنامه هائی در رادیو به عنوان معلولین و خانواده شهدا.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 9


10- سازمان موظف است بدون فوت وقت، معلولین و آسیب دیدگانی که احتیاج به معالجه دارند تحت علاج قرار دهد و در صورتی که با تصدیق طبیب لازم است برای معالجه به خارج از کشور بروند، اسباب مسافرت و مخارج معالجه آنان را فراهم نماید.
ضمناً متذکر می شود که اگر سازمان در موارد مرقومه به اشکالی برخورد نمود و یا از طرف بعضی متصدیان اهمالی شد، اینجانب را مطلع نمایند تا در رفع آن به طور مقتضی عمل نمایم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:14 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام آیت الله العظمی گلپایگانی

تاریخ: 1358/12/27

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام آیت الله العظمی گلپایگانی

بسم الله الر حمن الرحیم
حضرت آیت الله گلپایگانی دامت برکاته
تلگرام شریف واصل و موجب تشکر گردید. امید است ملت شریف ایران، راه نهضت اسلامی را به پیش برد و از ارشادات جنابعالی بهره مند شوند و انتخاباتی که در دوره دوم صورت می پذیرد، چون این دوره، با تعهد و وظیفه اسلامی انجام گیرد.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:14 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام پادشاه عربستان

تاریخ: 1358/12/27

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام پادشاه عربستان

بسم الله الر حمن الرحیم
حضرت آقای خالد بن عبدالعزیز پادشاه کشور عربستان
وصول تلگرام آن حضرت نسبت به وضع کسالت و بهبودی اینجانب موجب تشکر گردید. خوشوقتی کامل ما آن روزی است که سلطه همه استعمارگران شرق و غرب و بخصوص آمریکای جهانخوار از سر مسلمانان قطع شود و عموم پیروان مکتب مقدس اسلام بتوانند با کمال برادری و محبت استقلال خود را به دست آورده و عظمت از دست رفته خود را بازیابند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:14 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام ولیعهد عربستان سعودی فهد بن عبدالعزیز

تاریخ: 1358/12/27

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام ولیعهد عربستان سعودی فهد بن عبدالعزیز

بسم الله الر حمن الرحیم
جناب آقای فهد بن عبدالعزیز ولیعهد کشور عربستان
تلگرام آن جناب در مورد بازگشت اینجانب از بیمارستان و رفع کسالت واصل و موجب تشکر گردید. امید است عموم مسلمانان جهان به پیروی از تعلیمات عالیه اسلام، قطع هرگونه وابستگی خود را از دول استعمارگر جهان و بخصوص دولت جهانخوار آمریکا بنمایند و استقلال کامل خود را بازیابند. و السلام.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:14 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها