پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:14 AM
تاریخ: 1358/12/22
بسم الله الر حمن الرحیم
در این موقع که انتخابات را می خواهید شروع کنید، من با اینکه بعضی مطالب را نوشته ام و پخش شده است، معذلک چون امر مهم است و من احتمال می دهم که یک وقت مسؤولیتی به من متوجه باشد، و من برای اداء وظیفه باز چند کلمه عرض می کنم.
ملت ما از مجلس زمان رضا شاه و محمدرضا پهلوی، یک خاطرات تلخی دارد. من قبل از زمان رضاخان هم یاد دارم بعضی از دوره های انتخابات را و حاضر بعضی حوزه های انتخاباتی هم بوده ام. از آن زمانی که من یادم است تا حالا، مجلس شورای ملی یک لفظی بوده است که بی محتوا مجلس شورای ملی معنایش این است که ملت اشخاصی را خودشان تعیین کنند و آنها هم به شور بنشینند و مصالح کشور خودشان را تعیین کنند. قبل از آمدن رضاخان، زمان احمدشاه، امر انتخابات با خان ها بود و مالکین بود و گردن کلفت های هر منطقه، آنوقت دولت نفوذ نداشت لکن شاهزاده هائی که دارای ملک بودند و خان هایی که دارای قدرت بودند و قلدرهایی که در اطراف کشور بودند، آنها رعیت های خودشان را، مردم خودشان را با زور می آوردند پای صندوق ها و هرچه آنها می گفتند اینها هم عمل می کردند. در زمان رضاخان، آنوقت که قدرت پیدا کرد و در زمان محمدرضا مجلس باز به ملت کار نداشت، مجلس شورای ملی نبود. آن اول را باید بگوئیم مجلس خان ها و این را بگوئیم مجلس شاهنشاهی، هم سنایش، هم شورایش، مردم هیچ دخالتی نداشتند و مردم هم که می دیدند که کاری از آنها نمی آید، کنار می نشستند و دیدند که اشخاصی را که می برند در مجلس، یک اشخاصی هستند که خود آنها ساخته اند و مصلحت مملکت تو کار نیست، حرف البته همیشه بود، همیشه حرف و ثناخوانی و ترقیات، هم در زمان محمدرضا بود و هم در زبان آنهائی که او را تعیین کرده بود. اگر الان صورت مجلس هایی آن وقت پیدا بشود، می بینید که سر تا ته مجلس به ثنا و مدح محمد رضا و کسانی که به او مربوط بودند می گذشت. در آن زمان مسؤولیت ملت نداشت برای اینکه قدرت نداشت و تحت سلطه خان ها در آن وقت و تحت سلطه این دو نفر، رضا و محمدرضا در این دوره و ملت هم هیچ کاری از او نمی آمد و نمی توانست، نفس هم نمی توانست بکشد، از این جهت هر مسؤولیتی پیش خدا و پیش نسل های آینده متوجه می شد، بر خان ها و بر وکلای خان در آن زمان بود و بر رضاخان و محمدرضا
و وکلای منسوب از قبال اینها در این زمان بود. این مال آن زمان.
این تلخی مطالب و بی بند و باری انتخابات و مجلس و امثال ذلک شاید یک وقت اسباب این بشود که بعضی ها گمان کنند که خوب حالا هم مثل آنوقت است و به اصطلاح آدم مارگزیده از ریسمان خط و خالدار هم می ترسند و ملت ما مار گزیده است، استعمار گزیده است، خان گزیده است و محمدرضا و رضاخان گزیده است، از این جهت یک وقت می بینید که در ذهنشان می آید که خوب این هم مجلسی مثل آن مجلس ها، لکن همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند، از رئیس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانی، ژاندارمری، خان ها هم که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده است. و اشراف و اعیان هم همین طور، متنفذینی هم نداریم، هیچ کس الان در ایران، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند. بنابر این امروز مسؤولیت به عهده ملت است، ملت اگر چنانچه کنار بنشیند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد کنار بنشینند و اشخاصی که نقشه کشیده اند برای این مملکت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئولیت به عهده ملت است، هر قدمی که بر ضد اسلام بردارند، در نامه اعمال ملت نوشته شود، هر کاری که انجام بدهند مسؤولیتش متوجه ملت است امروز سرنوشت اسلام و سرنوشت مسلمین در ایران و سرنوشت کشور ما به دست ملت است و اگر مسامحه کنند در این امر، اهمال کنند، نروند و رأی ندهند، مسؤولیت متوجه خود آنهاست عیناً، و اگر بروند و در تشخیص مسامحه کنند و اشخاص متعهد مسلم، کسانی که برای کشور و اهالی کشور ارج قائل هستند، کسانی که نمی خواهند زمام امور کشور ما به دست چپ بیفتد یا به دست راست بیفتد، این اشخاص را اگر چنانچه تعیین کنند، به تکلیف خودشان عمل کرده اند و اگر چنانچه مسامحه در این امر کنند و آنها پیش ببرند، آنهائی که می خواهند ما را به زنجیر چپ و راست بپیوندند و ما را اسیر کنند در دست قدرت های بزرگ، اگر آنها پیش ببرند و شما ساکت باشید، تمام مسؤولیت متوجه شماست. امروز مسؤولیت بزرگی به عهده همه ماست، من آن مقداری که قدرت دارم برای گفتن، در عین حالی که حال من حال نقاهت است، احساس وظیفه می کنم و به ملت عرض می کنم و اگر ملت به این حرف گوش نکرد، من حجت دارم، فردا در پیشگاه خدای تبارک و تعالی از من سؤال خواهد شد، من عرض می کنم در آنجا که من به ملت، مصالح و مفاسد را گفتم، من گفتم به اینکه اگر شما مسامحه کنید، آنهایی که می خواهند شما را به بند بکشند، آنهایی که با اسلام مخالفند، آنهایی که با جمهوری اسلام از اول تا حالا مخالفت کرده اند، آنها خواهند پیش برد و اگر چنانچه خدای نخواسته آنها پیش ببرند و مملکت ما باز برگردد به حالی که سابق بود، یا به دست چپی ها بیفتد یا به دست راستی ها بیفتد تمام مسؤولیتش به عهده شماست. امروز مثل زمان سابق نیست، مثل زمان رژیم سابق نیست. رژیم سابق شما نمی توانستید، قدرت نداشتید، امروز قدرت دارید برای اینکه حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال
خودتان را و حفظ کنید آزادی خودتان را. اگر مسامحه کنید، در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، اگر نروید و رأی ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را، آنها خدای نخواسته بروند، مسؤولیتش به عهده شماست مستقیماً. مسؤولیت همه طبقات دارند، مراجع مسؤولند، علما مسؤولند، ائمه جماعت مسؤولند، خطبا مسؤولند، تجار مسؤولند، بازرگانان مسؤولند، دانشگاهی ها مسؤولند، طلاب علوم دینیه مسؤولند، کارگرها مسوولند، همه مسؤولند، تمام قشرهای مملکت مسؤولند، امروز روزی است که آنهایی که از اول تا حالا مخالف با جمهوری اسلامی بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان می دیدند، آنها به دست و پا افتاده اند و دارند تبلیغات می کنند. اگر مؤمنین کنار بروند، آنهایی که متعهد به اسلام هستند کنار بروند و اینها بیایند و قبضه کنند، مثل صدر مشروطه که رفتند کنار اشخاصی که متعهد بودند و قبضه کردند مشروطه را آنهایی که متعهد به اسلام نبودند، اسلام را به آنجا کشاندند که همه دیدید. اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در میدان، مؤمنین آمده بودند، روشنفکرهای متعهد آمده بودند و مسلمان متعهد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را و نگذاشته بودند که دیگران بیایند مجلس را بگیرند، ما به این روزگار نمی رسیدیم، ما مملکت مان خراب نمی شد، ما عزتمان از بین نمی رفت لکن شیاطینی که در آنوقت بودند، بیخ گوش اینها خوانده اند که شما در سیاست داخل نشوید، سیاست است این، شما را به سیاست چه و آنها باور کردند که خیرخواه هستند. امروز هم همان مسائل ممکن است در یک قشرهائی پیش بیاید که بگویند ما چکار داریم به این کارها، این کارها مال اشخاصی است که خودشان می کنند. باید همه بدانند که همه تان مسؤولید، همه معاقب هستید، فردا در پیشگاه خدای تبارک و تعالی نه ملاحجت دارد اگر عمل نکند و نه کاسب حجت دارد اگر عمل نکند و نه زارع حجت دارد اگر عمل نکند و نه دانشگاهی و نه دانشجو و نه طلاب علوم دینیه، کارگر و کارفرما، همه در پیشگاه خدای تبارک و تعالی مسؤول هستید و در پیشگاه ملت و نسل های آتیه هم مسؤول هستید. گمان نکنید که به ما چکار دارد. خیر، همه چیز به شما مربوط است. امروز مثل زمان سابق نیست که بگویید که قدرت نداشتیم، نمی توانستیم. امروز می توانید، امروز همه قدرت دست ملت است، امروز رئیس جمهور، رئیس ارگان هر رئیس ارتش، با شما، با آن بازاری مثل هم هستید، در امر، نه او می تواند به شما تحمیل کند و نه شما می توانید تحمیل کنید و نه شما زیر بار می روید. امروز همه مسؤولیم. امروز همه باید با هم پای صندوق ها برویم و همه با اشخاص متعهد مسلم، کسانی که نه گرایش چپ دارند، نه گرایش راست دارند، نه ما را می خواهند به آنها بفروشند، نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند، این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام، سرنوشت صحیح باشد. خدایا! من ادا کردم وظیفه که به عهده من است در این حالی که ضعف و نقاهت دارم و تو را شاهد می گیرم که من برای ادای وظیفه این مسائل را می گویم و انشاءالله برای روز اول سال مسائل مهمی دارم که اگر چنانچه زنده ماندم تا آنوقت آن مسائل را می گویم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.