پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:10 AM
تاریخ: 1358/09/24
بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما خواهران و برادران که امروز تشریف آوردید و از کمیته امداد هستید، از مجاهدات شما تشکر می کنم و به همه شما دعا می کنم. شماها می دانید که ما خرابی های زیادی از هر جهت داشتیم و محتاج به امداد هستیم و ملت ما از جهات مختلفه محتاج به امداد است برای اینکه از ابعاد مختلفه به این مملکت و به این کشور و به این امت خسارت وارد شده است که جبران این خسارت ها محتاج به امداد است. یک امدادهائی در مقابل خسارت های مادی است، خسارت های جسمانی است که شما آقایان، خواهران و برادران مجاهده می کنید برای امداد به اینها که در این طول مدت در فقر بودند، جراحات بر آنها وارد شده است، صدمات بر آنها وارد شده است، اعضایشان نقص شده است و خانه هایشان از بین رفته است، زندگی هایشان خراب شده است، اینها یک خرابی هائی بوده است که از رژیم سابق بوده است و محتاج به مرمت است که بحمدالله شما برادرها و خواهرها و سایر اهل خیر کمک کردند و می کنند و جبرانش امید است که آسان باشد و زود. و یک خسارت های معنوی ای بر این مملکت وارد شده است، یک خسارتهای روحی بر این مملکت وارد شده است، یک خسارت های فرهنگی بر این مملکت وارد شده است که آن بیشتر محتاج به امداد است تا این خسارت های مادی و این جراحاتی که بر این افراد وارد شده است و این نقص اعضایی که وارد شده است و این فقرهایی که هست در این مملکت. آن خسارات معنوی بیشتر محتاج به امداد است و دیرتر قابل جبران است.
جبران خسارات معنوی محتاج به مطالعات است که مطالعه کنند کارشناس هائی که واقعاً دلسوز بر این ملت هستند، نه آنهائی که اظهار دلسوزی می کنند، چون امروز این معنا که هر کسی انقلابی خودش را می داند، هر کس ملی خودش را می داند و هر کسی دلسوز خودش را برای ملت می داند، امروز یک کسب رایجی شده است، جزء کسب هاست این الان. کاسب ها یک وقت در دکان می نشینند و اجناس می فروشند، یک وقت در جاهای دیگر می نشینند و آن حرف هائی را که خودشان می دانند، برای استفاده تحویل می دهند تا استفاده کنند. امروز الان وضع اینطور شده است، اشخاصی که در
زمان طاغوت طرفدار طاغوت بودند بلندگوی طاغوت بودند، پشتیبان طاغوت بودند، امروز طرفدار اسلامند، به حسب ظاهر، مخالف با طاغوت می گویند هستیم، مخالف با رژیم سابق می گویند هستیم. اینها اشخاصی هستند که هر روزی نان را به نرخ آن روز می خورند. اگر همین امروز هم مسأله خدای نخواسته برگردد، خواهید دید که همین قلم به دست هایی که، بعضی شان البته، بعضی شان هم متعهدند، همین بعضی از روشنفکرها، همین بعضی از قلم به دست ها، همین بعضی چیزنویس ها خواهید دید که همان مسائل سابق و باز دعاگو و ثناگوی برای همان رژیم هستند. امروز چون اینجا بیشتر به آن توجه دارند، آنها برای یک کسب اعتبار به اینجا متوجه شده اند ولی قلوبشان اینجا نیست، فردا اگر چنانچه یک ورقی دیگر پیش بیاید، آنها پای آن بیرق سینه می زنند. اینها سینه زنند، بیرق اسلام بلند بشود پایش سینه می زنند لکن به اسلام کاری ندارند، بیرق کفر هم بلند بشود پایش سینه می زنند برای استفاده. امروز اگر چنانچه آمریکا غلبه پیدا کند، آنها سینه برای آمریکا می زنند. الان، الان که من اینجا ایستاده ام اشخاصی هستند که روابط با امریکا دارند، روابط با کسانی که با امریکا روابط دارند، دارند. اینها سینه زنند، پای هر علمی سینه می زنند، به نظرشان فرقی نیست ما بین علم اسلام و یا علم کفر، آن کسبش را می خواهد بکند - او می خواهد رایج - او خواهد اسم بلند کند، او می خواهد مردم او را به روشنفکری بشناسند، او می خواهد مردم او را به عرض می کنم که آن چیزهایی که پیش ملت رایج است بشناسند.
امروز مردم متوجه به اسلامند، آنها هم به اسلام روی آورده اند، مردم انقلابی شده اند، یک دسته دیگر از جوان هایشان را دادند، یک دسته دیگر اموالشان از بین رفته، یک قشر دیگر فریاد زدند و اینها توی خانه ها نشسته بودند، اگر کمک نمی کردند، لااقل کاری نداشتند، تماشا می کردند ببینند کی جلو می افتد، در خارج نشسته بودند، در خارج ایران، در داخل ایران نشسته بودند و نظر دوخته بودند که ببینند کدام طایفه ای که با هم دارند جنگ می کنند اینها غلبه می کنند، هر کدام غلبه کردند بروند زیر علم آنها حالا مسلمان ها غلبه کردند، آمده اند زیر بیرق مسلمان ها، لکن شیطنت شان را دست برنمی دارند. زیر، زیر، در ظاهر فریاد می کنند و اسلام را ترویج می کنند و رژیم سابق را طاغوت می گویند و رژیم فعلی را جمهوری اسلامی می گویند لکن در زیر پرده مخالفت می کنند با اسلام، مخالفت می کنند با جمهوری اسلامی. اگر امروز کارتر پیش بیاید، اینها سینه زن برای کارترند حالا هم در زیر دارند سینه می زنند برایش، الان هم روابط با امریکا، هم مستقیم هست هم مع الواسطه. هر کس بیاید آنطوری است، منافقین اینطورند، پس این صفت منافقین است.
در زمان رسول الله هم آن گرفتاریی که اسلام برای منافقین داشت و از دست منافقین داشت
از دست کفار نداشت، کفار را، ایستاده بودند و در مقابل هم جنگ هم می کردند و تو سر هم می زدند و پیش می بردند و یا عقب می نشستند. لکن با منافقین چه بکنند؟ منافقی که آمده و می گوید من برای اسلام هستم و اسلام آوردم، و مثل اسلام ابوسفیان و دار و دسته او، با او چه بکنند؟ این که دارد می گوید من مسلمانم، با مسلمان که نمی شود کاری کرد. این که ظاهرش آمده و اسلام و نماز هم می خواند و جماعت هم می خواند و پای منبر رسول الله هم می نشیند و اشک هم می ریزد، با این که نمی شود کاری کرد. امروز هم مسلمان ها مبتلای به دسته ای از منافقین هستند که کار این، کار مسلمان ها با این منافقین مشکلتر است با کارشان با محمدرضا. محمدرضا ایستاده بود و می زد و می کشت و تکلیف ملت با او معلوم بود، ملت می رفت به جنگش، اما یک دسته ای که در ظاهر اظهار اسلام می کنند، در ظاهر برای اسلام دعوت می کنند، در ظاهر حرف اسلام می زنند، قلم هایشان و قدم هایشان برای اسلام است لکن زیر پرده با اسلام مخالفند، مخالفت با اسلام می کنند در زیر پرده، با اینها باید چه بکنیم؟ کار با اینها بسیار مشکل است و حل مسأله منافقین، پیغمبر اکرم هم نمی توانست حل بکند، حضرت امیر هم گرفتار اینها بود و حلش نمی شد، بکنی، حلش مشکل است.
آنچه ما امروز مبتلای به آن هستیم و آن دسته منافقینی که اظهار اسلام می کنند و کمر اسلام را می خواهند بشکنند، کار مسلمان ها با اینها مشکل است، حل مسأله اینها بسیار مشکل است، این غیر از آنی است که نصیری است که مطلبش معلوم است و هویداست که مطلبش معلوم است. هویدا معلوم بود دشمن اسلام و مسلمین است و نصیری هم معلوم بود که مردم را چه کرده و تکلیف مردم با او معلوم بود و گرفتند آنها را و به جزای خودشان رساندند، اما آن آدم مقدس مابی که تسبیح هم دستش گرفته است و به اسلام هم دارد می گوید من خدمت می کنم، این مقدس ماب را چه باید بکنیم به او؟ این طایفه منافقین هم که نمی شود با آنها کاری کرد. اسلام از صدر، از اولی که اسلام پیدا شده تا حالا مبتلای به این جمعیت هست. و حل مسأله اینها مشکلتر از هر مسأله ای است برای اسلام و برای مسلمین. اشخاصی که فریاد برای اسلام می زنند و می زدند و - عرض می کنم - که از ملیت و از اسلامیت و از اینها می گفتند، بعد معلوم شد که این آقا که اینقدر اسلام ماب است و اینقدر ملی است رابطه دارد با آمریکا، بعضی از این روشنفکرهای ما اینطوری اند، منافقند. اگر صاف می ایستادند، مردانه می ایستادند، مثل آن فرض کنید که آدمی که می ایستد می گوید که من طرفدارم، در بین اینهائی که کشتند یکی شان ایستاد گفت که نخیر من طرفدار شاه هستم، حالا هم طرفدار شاه هستم. کشتندش، این مردانه ایستاد و مردانه هم مرد، به جهنم هم رفت. اما آنهائی که الان مبتلا ما به آنها هستیم که مردانه نمی آیند به میدان بگویند که آقا ما اسلام را نمی خواهیم، مردانه نمی آیند به میدان و بگویند که اسلام - را - برای سابق بوده حالا دیگر به درد نمی خورد. با اینها باید ما چه بکنیم؟ کمیته امداد شما نمی تواند حل این را بکند. شما کمیته امدادتان می توانید یک آدم مجروحی را، یک آدم ضعیفی را، یک آدم بینوایی را نجات بدهید و
خداوند انشاءالله شما را سلامت بدارد برای نجات این طایفه. اما نه - کمیته - کمیته شما و نه سایر قشرهای ملت می توانند حل این مسأله را بکنند. حل مسأله منافقین از اعظم مشکلاتی است که برای ملت ما و برای اسلام از اول بوده است. با معاویه باید چه کرد که امام جماعت است و برای خدا و (به قول خودش) برای اسلام، برای خودش می خواهد هم جنگ بکند برای اسلام و هم چه بکند و اینها. منافق است، به مردم شام حالی کرده است که من یک آدم مسلمانی هستم و مخالف امیرالمؤمنین هم که اصلاً مسلمان نیست، این که امیرالمؤمنین را آنجا می گوید مسلمان نیست، به طوری که وقتی می گویند به اهل شام که علی را کشتند در محراب عبادت، می گویند مگر او نماز می خواند؟ تو مسجد چه می کرد علی؟ با اینها باید چه کرد؟ جز پناه به خدای تبارک و تعالی.
نمی شود یک کسی بگوید من در جمهوری اسلام دارم کار می کنم و معذلک ربا بخورد، این با اسلام نمی سازد. یک کسی در جمهوری اسلامی، پاسبان جمهوری اسلامی ظلم بکند، پاسدار جمهوری اسلامی که باید پاسداری از اسلام بکند، به بندگان خدا ظلم بکند. باید خودتان را بپائید، متوجه باشید، همه قشرها را می گویم باید متوجه باشند که تخطی از احکام اسلام نکنند. توجه به اسلام داشته باشند و اتکاء به اسلام داشته باشند و امروز که ما با یک قدرت شیطانی - مقابله هستیم - مقابل هستیم و دنیا الان توجه به اینجا دارد، موج این مخالفت شما با این قدرت بزرگ در همه دنیا الان این موجش رفته است، باید ما از این مبارزه بین اسلام و کفر سرفراز بیرون بیاییم. ما بر فرض اینکه شکست اقتصادی بخوریم، شکست نظامی بخوریم لکن باید سرفراز بیرون بیاییم یعنی باید مثل مجاهدین صدر اسلام که می رفتند و مجاهده می کردند و کشته می شدند، ما هم باید همین طور باشیم. خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق و من از همه شما تشکر می کنم و به همه شما دعا می کنم و خدمتگزار همه تان هستم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.