0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فرماندهان سپاه پاسداران، علمای پاوه و اورامانات، گروهی از سفرا و کارداران و اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی در هند

تاریخ: 1361/06/09

 

اساس این گرفتاری هائی که بشر به آن مبتلاست، حب نفس است

بسم الله الرحمن الرحیم
من هم متقابلاً به آقایان تبریک این عید سعید را عرض می کنم و امیدوارم که خداوند این اعیاد را بر مسلمین و بر ملت شریف ایران مبارک فرماید و مستضعفان جهان را بر مستکبران غلبه دهد که آن روز عید بزرگ مبارکی خواهد بود و امیدوارم که حاصل بشود یک همچو روزی. من عرض می کنم که اساس این گرفتاری هائی که بشر به آن مبتلا هست، از زمان آدم صفی الله تا امروز و از امروز تا روز حشر، آنکه بشر به آن مبتلا هست و اساس تمام فسادها و جنگ ها و ظلم ها و تعدی ها و تجاوزها بر آن محور است، اساسش حب نفس است که شعبه هائی از این حب نفس و مظاهری دارد که اگر ملاحظه بفرمائید، این مظاهر که پایه اش حب نفس است، بشر را به تباهی کشیده و می کشد و انبیا هم برای اصلاح این امر آمده اند و مع الاسف آنطوری که آنها می خواستند، موفق نشده اند و گمان ندارم که هیچ کس موفق بشود. یک شعبه از این و یک مظهری از این حب نفس، حب ریاست است، حب جاه است، حب غلبه است. از اول عالم تا حالا از این قدرت های جابر هر چه به مردم رسیده است،از این حب اشتهار، ریاست، حب قدرت و از اینها بوده است که اساسش همان حب نفس است، الان هم که ما در یک وضعی باقی هستیم در دنیا که همه می دانید دنیا الان چه خبر است و بر بلاد مسلمان ها چه می گذرد و بر کشورهای مظلوم چه ظلم ها واقع می شود، اساس همه اینها همان حب مسند و ریاست است. حب قدرت است که آمریکا را وادار می کند که این جنایت هایی که در طول تاریخ بیسابقه است، انجام بدهد و حب سلطه و ریاست است که شوروی را برمی انگیزد که اینطور با مردم دنیا و مظلومین دنیا رفتار کند و حب نفس است که کشورهای اسلامی، سران کشورهای اسلامی در مقابل جنایاتی که از این قدرت ها واقع می شود و از وابستگان آنها واقع می شود، بی تفاوتند. اگر چنانچه این حب نفس در این سران کشورهای اسلامی نبود و این حب جاه و قدرت نبود، با این فجایع که واقع شده است، با این ظلم که واقع شده است بر ایران و بدتر از او بر لبنان، نمی نشستند و تماشا کنند. همه ترس از این دارند که این قدرت تخیلی که باید بگویم که هیچ ارزش ندارد، ازشان گرفته بشود، از این جهت آنطور خاضع شدند در مقابل امریکا و بدتر از او و فجیع تر از او در مقابل اسرائیل که الان همه جست و

صحیفه نور جلد 16 صفحه 273

خیزهائی که در این، اکثر این کشورهای اسلامی می شود، برای این است که اسرائیل را به رسمیت بشناسند و آن قرار کمپ دیوید را تحکیمش ببخشند. اگر حب این چند روز ریاست، این چند روز سلطه نبود، هر انسانی ادراک این معنا را می کند که مثل اسرائیل بر بلاد مسلمین اینطور رفتار کند و اینطور جسورانه در مقابل همه، همه را تحقیر کند. ننگی بر چهره این کشورهای اسلامی نقش بست که هیچ چیز این ننگ را نمی تواند بزداید، مگر اینکه توجه بکنند، مگر اینکه منقلب بشوند، متحول بشوند. و ننگی که بر همه این کشورهاست این است که با علم به اینکه دارند خلاف می کنند، به صدام کمک می کنند که صدام، اسلامی که در ایران دارد پای می گیرد انشاءالله، این آدم، این را زایل کند و همه کوشش شان بر این معناست. بعضی تصریح می کنند و بعضی هم خلافش را می گویند و دروغ می گویند. اگر این حب جاه نبود که ارث شیطان است و از اول شیطان برای همین خصیصه ای که داشت، مطرود شد و چون خودش را از آدم بالاتر می دانست و خودش را نار می دانست و آدم را طین و آن نورانیت آدم را ادراک نکرده بود، موجب این شد که مطرود شد و قسم خورد که همه را مطرود کند، یعنی همه بشر را و الان دارد او موفق می شود در مقابل همه انبیا. این حمله ای که صدام به ایران کرد، خوب، همه می دانید که برای این بود که سردار قادسیه بشود و آن مسائل و این حمله ای که اسرائیل بر لبنان در مقابل چشم همه مسلمانان منطقه و دولت های منطقه کرد، همه می دانید که برای قدرت طلبی و جاه طلبی و آمریکا هم همین و همه قدرت ها هم همین و این ممکن است که در شما هم پیدا بشود، در ما هم پیدا بشود. شیطان فقط نمی رود سراغ صدام و امریکا و شوروی، او همه جا هست و مظاهر شیطان که نفس اماره خود ما هست، پیش همه هست. اگر چنانچه یک وقت دیدید که حب این را دارید که به مردم زور بگوئید، حب این را دارید که مردم پیش شما خاضع باشند، بدانید که از آن حظ شیطانی پیشتان هست و این حظ شیطانی است که پیش قدرتمندها هست و قدرتمندها را آنطور جسور می کند و همین حظ شیطانی پیش آنهایی که خاضع در مقابل این قدرتمندان می شوند، با اینکه امکانات اینکه در جلوی آنها بایستند دارند، این همان حظ شیطانی است، همان است که شیطان را با آدم درگیر کرد و مطرود شد و حرف خدا نشنید و امر خدا را نشنید و این را نفهمید که اطاعت امر خدا قضیه سجده بر آدم نیست، سجده بر خداست. مع الاسف در بین این دولت های اسلامی به اصطلاح و سران این دولت های اسلامی به این امر مبتلا هستند. اگر چنانچه این قدم را برداشته بودند که حب این ریاست را کم کرده بودند یا موفق می شدند زایل می کردند، ممکن نبود که بدون تفاوت بنشینند و اینطور بار ذلت بکشند.
یک وقت امریکا بر مردم غلبه می کند و شوروی غلبه می کند، یک وقت اسرائیل غلبه می کند، اسرائیل امروز فرمانفرمای این بلاد اسلامی دارد می شود و اگر این بی تفاوتی و این کمک و این طفره زدن برای اینکه بشناسند اسرائیل را به رسمیت، اگر این به نتیجه برسد، او فرمانفرمای همه شان خواهد شد و همین طور که حالا تحقیرشان کرد و ذلیلشان کرد در مقابل خودش به امر امریکا، به طرح امریکا، این مطلب توسعه پیدا می کند و در همه جا ریشه می دواند. مکرر این مسأله ذکر شده است که اسرائیل قناعت نمی کند به آنجائی که هست، قدم قدم پیش می رود و هر قدمی که رفت، هی می گوید ما

صحیفه نور جلد 16 صفحه 274

کاری نداریم، ما همین هست، فردا قدم بالاتری بردارد. امروز لبنان است، فردا خدای نخواسته سوریه، پس فردا عراق است و همین طور.
و مع الاسف این دولت ها به جای اینکه در مقابل این آدم و این غیر انسان قیام کنند، نهضت کنند، اتفاق حاصل کنند برای جلوگیری، یک انکار هم نکردند، الان هم جست و خیز می کنند برای اینکه تثبیت کنند مقام او را و این یک ننگی است که در کشورهای اسلامی بر چهره همه است، بر سران، بیواسطه و بر مردم کشورها هم که سران را اینطور به جای خودشان گذاشتند که هر کاری می خواهند بکنند و هر ذلتی می خواهند برای اسلام و مسلمین تهیه کنند و جلو اینها را نگرفتند، بر آنها مع الواسطه. ما این مصیبت ها را به کجا باید ببریم؟ ما را مبتلا کردند به جنگ عراق، توطئه دیدند که ما برویم سراغ اسرائیل تا عراق تقویت بشود، آنوقت عراق و اسرائیل بیایند سراغ ما. ما این توطئه را فهمیدیم و آقایانی که متوجه امورند، توجه کردند و گفتند راه ما این است که از این راه برویم، اگر از آن راه ما رفته بودیم، امروز عراق وضعش با ما غیر از این بود و اسرائیل هم به دنبال او با ما طور دیگری بود.
ملت ایران همانطوری که تاکنون عمل کرده است و پیروزی سیاسی اخیر را که پیدا کرده است، این یک امر خیلی چشمگیری است. صدام با تمام قوا کوشش کرد به اینکه سران کشورهای غیر متعهد را در بغداد جمع کند و این جمهوری اسلامی و این قدرت اسلامی در این گوشه دنیا باعث شد که سران کشورها توجه کنند و دست رد به سینه صدام بزنند، بعد هم با کمال وقاحت می گوید من برای اینکه وحدت اسلامی محفوظ باشد، از او گذشتم، پس خوب است وزرای خارجه بیایند اینجا، آنهم هر چه توانست این ور، آن ور زد و به دریوزگی فرستاد افراد را به همه جا، منتهی به این شد که حالا باز اعلام کرده است که نه، ما برای وحدت مسلمین از این مطلب هم گذشتیم. و من عقیده ام این است که ایشان برای وحدت مسلمین به جهنم برود.
آنهائی که اساس اختلاف بین مسلمین را درست می کنند، خوب یکیش هم از آن افراد، همین صدام است که اساس اختلاف است. دولت ایران با هیچ دولتی هیچ وقت جنگ نداشت و مخالفت نداشت، الا با آنهائی که برضدشان می خواهند کاری بکنند. این هجوم ابلهانه صدام به ایران اسباب این شد که دولت های منطقه بسیارشان باایران یعنی با اسلام به مخالفت برخیزند. آنها هم کم کم خواهند فهمید که صرفه این نیست که با یک همچو ملتی که همه چیزش را در راه اسلام دارد فدا می کند، مخالفت کنند، آنها هم خواهند توجه پیدا کرد، لکن ما هم باید به مسائل یعنی به آن شیطنت هائی که نفس اماره انسان می کند، توجه کنیم، آن ریزه کاری هائی که در انسان ایجاد می کند. چه بسا یک نفر آدم زاهد متقی در طول عمرش به زهد و تقوا و اینها باشد معروف باشد و شیطان یک گوشه ای از دل او را ربوده باشد که همه این اعمال و این زهد و تقوا، همه و همه فاسد بشوند و چه بسا باشد که شما آقایانی که در مجلس تشریف دارید و امیدوارم که موفق باشید، با همه کوششی که می کنید برای اسلام، لکن آن حظ شیطانی از پیش شما نرفته باشد.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 274

 

ایمان است که شما را وادار می کند بروید و برای اسلام فداکاری کنید

باید خودتان مراقبت خودتان را بکنید و وادار کنید کسانی از شما مراقبت کنند و چه بسا باشد که این سپاه پاسداران و این سران فرماندهان سپاه پاسداران با همه جدیتی که می کنند برای اینکه به اسلام خدمت بکنند، در باطن قلبشان غیر خودآگاه از این خصیصه های شیطانی باشد که یک وقت ببینند که کارهائی که کرده اند، دست شیطان در آن بوده است. باید همیشه انسان مراقب خودش باشد. می خواهد نماز بخواند، مراقبت کند از نمازش که مبادا دست او در این کار باشد، دست نفس اماره در کار باشد. بخواهد پاسداری بکند، متوجه باشد که مبادا دست او در کار باشد و او را به کاری وادار کند که خودش تباه بشود و جمهوری اسلامی را هم چهره اش را یک طور دیگر نمایش بدهد. شماهائی که دست اندر کار هستید در این جمهوری اسلامی، چه آن آقایان سفرا و کاردارهائی که در خارج می روند و خارج بیشتر توقع هست و چه شما سپاه پاسداران و سایر قوای نظامی و انتظامی که در داخل خدمت می کنید و چه وکلای محترم که در مجلس خدمت می کنند و چه همه، قوه قضائیه، قوه اجرائیه، همه باید از خودشان مراقبت کنند.
بدانند آن که آنها را به این قدرت رسانده است که قدرت های بزرگ دنیا حساب برای آنها باز کرده اند و همین مخالفت هائی که هر روز می کنند و توطئه هائی که هر روز این قدرت های بزرگ می کنند، دلیل بر قدرتمندی شماست. اگر شما قدرتمند نبودید که آنها با شما مقابله کردند، چون می بینند که یک قدرتی اینجا هست، شما باید بدانید که این قدرت، قدرت بازوی شما و من و سایر افراد نیست، این یک قدرت الهی است، یک قدرت اسلامی است، یک قدرت ایمان است که این کار را انجام داده. ایمان است که شما را وادار می کند بروید و برای اسلام فداکاری کنید و ایمان است که در جبهه ها این عزیزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند و تا این ایمان را حفظ کردید و تا این تعهد به اسلام را حفظ کردید، هرگز نخواهید آسیب دید.
و باید ما توجه کنیم به اینکه ما امروز در حال جنگ هستیم، هم جنگ سیاسی و هم جنگ نظامی. الان ما با تمام این قدرت هائی که در جهان هست و آنهائی که تبع قدرت بزرگ هستند، در حال جنگیم، یعنی آنها به ما حمله می کنند و ما در حال دفاعیم. باز ما آنوقت نرسیده است که بگوئیم خیر، ما خودمان هستیم و مستقلیم و همه چیزها تمام شده. خیر، الان جبهه ها محتاج به افراد دارد، در جبهه ها باید افراد بروند، این یک واجب شرعی الهی است منتها واجب کفائی، به همه واجب است، مگر اینکه به اندازه کفایت حاصل شده باشد. هر که می تواند، قدرت دارد، بر او واجب است و اگر چنانچه به اندازه کفایت، به طوری که سران نظامی، از سران پاسداران و سران ارتش و اینها گفتند دیگر احتیاج نیست، آنوقت از همه ساقط می شود. ما باید این مطلب را درست توجه به آن داشته باشیم که ما در حال جنگیم و در حال دفاع و اگر خدای نخواسته سستی بکنیم، یک مثل اسرائیلی خدای نخواسته به ما حمله می کند و ما اگر سستی کنیم، بر ما چیره می شود. ما از حالا باید جلویش را بگیریم. ما تا هر حدی که رفتیم، همه دفاع بوده، الان هم دفاع می کنیم، الان هم در عین حالی که صدام ادعا

صحیفه نور جلد 16 صفحه 276

می کند که ما شهرهای ایران را به آن کاری نداریم، الان هم آبادان ما و بعضی دیگر از بلاد ما، هر روز آبادان تقریباً هر روز تقریباً بمباران می شود، یعنی از خارج توپ می اندازند و اینجا را تباه می کنند، مردم را شهید می کنند و ما باید دفاع کنیم از این مسلمان ها و باید دفاع کنیم از این کشور اسلامی . دفاع ما تا هر جائی که باید دفاع کرد، پیشروی باید کرد و این بسته به همت جوان های برومند متعهد جندالله است که نقیصه ها را پر کنند و بروند و انشاءالله به زودی کار را تمام کنند، تا بعد برویم دنبال آن دشمن بزرگتر، خبیث تر. اگر از صدام کسی هم خبیث تر باشد، آن بگین و امثال اینها.
 

حفظ ثغور اسلام جزء فرایضی است که هیچ فریضه ای بالاتر از آن نیست

ما در بین راه هستیم آقایان. انقلاب ما در بین راه است و ما باید او را دریابیم، همه باید این فکر را بکنند، آقایان نمایندگان محترم مردم هم باید این فکر را بکنند، ما بین راه هستیم، اگر اینجا احتیاج باشد به نمایندگانی که بروند در جبهه ها و مردم را نصیحت بکنند، آنوقت تصور این را بکنند که آیا یک سفر مستحبی حج باید بروند یا یک سفر تقریباً واجب به طرف جبهه ها و نصیحت آنها و دلداری به آنها. الان چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت برای این توجهی که دارند به سفر حج، فلج می شود، وکلای مجلس می خواهند همه مشرف شوند، 140 نفر یا بیشتر مشرف بشوند، البته عذر دارند، می گویند آقای هاشمی فرمودند که این تعطیلی آنهاست، لکن ما این فکر را بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز می توانیم در این وضعی که کشور ما دارد، استفاده از تعطیل بکنیم؟ و شورای قضائی هم می گویند بسیاریشان می روند، شورای نگهبان هم، خوب، ایشان هم می روند و از سایر قشرها هم همین طور. اگر واجب باشد مکه، خوب، هیچ کس جلویش را نمی تواند بگیرد، باید هم بروند، اگر حج فریضه باشد، مگر اینکه یک فریضه بالاتر از آن حفظ ثغور اسلام که همه فرایض را کنار می گذارند. این را من عرض کردم، باز هم به بعضی از آقایان که اینجا تشریف داشتند که با اینکه قتل نفس مؤمن از همه گناهان کبیره شاید بعد از شرک بالله بالاتر باشد، قتل نفس مؤمن بیگناه، لکن اسلام، همین اسلامی که اینقدر راجع به مؤمنین سفارش فرموده است و تحذیر از قتل نفس مؤمن کرده، از احکام جهادش این است که اگر یک دسته از همین مؤمنین، از همین مسلمین، از همین فقها، از همین عرض بکنم دانشمندان از کفار جلو قرار دادند و سپر قرار دادند برای خودشان که بیایند، امر فرموده است که همه را بکشید، اینها با آنها، اینها همه شهیدند و به بهشت می روند آنها هم جهنم، برای اینکه حفظ ثغور اسلام است، حفظ نظام اسلام است، حفظ ثغور اسلام است. حفظ ثغور اسلام جزء فرایضی است که هیچ فریضه ای بالاتر از آن نیست، حفظ اسلام است. آقایان توجه کنند، خودشان همه دانشمند هستند، همه توجه به مسائل دارند که البته بعضی مسائل دیگر هست من نمی خواهم بگویم که موجب نگرانی است، ولی خودتان توجه بکنید که آیا با این وضعی که کشور ما دارد، اینطور کوچ کردن به جوار بیت الله با آنهمه ثواب هائی که دارد، بر غیر اشخاصی که واجب عینی است، آیا الان صلاح می دانند آقایان که این مملکت را به حال تعطیل درآورند؟ و خدای نخواسته یک

صحیفه نور جلد 16 صفحه 277

وقت یک صدمه ای وارد بشود به کشورتان علاوه بر یک نگرانی های دیگری که هست. در هر صورت توجه به این بکنید که انگیزه ای که در قلب شما برای رفتن حج هست، چه هست، این است که به ثواب عالی برسید، آنوقت ببینید ثواب اینکه به حج بروید یا ثواب اینکه برای مسلمین خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟ برای حدود و ثغور اسلام خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟ تحصیل علم از اموری است که واجب کفائی است و از امور مهم است، لکن اگر ما یک وقت احتیاج داشتیم به اینکه علما و افراد مستعد الان تحصیل علم را کنار بگذارند و بروند در جبهه ها و دلداری بدهند به اینها، هدایت کنند اینها را یا بروند به شهرهای دور افتاده و هدایت کنند آنها را، این مستحب بسیار بزرگ را باید کنار بگذارند، بروند آن کار را انجام بدهند، برای اینکه آن واجب است. انجام بدهند، بعد که آرامش حاصل شد برگردند آقایان تحصیل بکنند، چنانچه همه متصدیان روحانی که هستند الان از باب اینکه می بینند که نمی تواند و نخواهد توانست کسان دیگر اداره این کشور را آنطوری که اسلام می خواهد بکند و ما تجربه کردیم که نشد، این آقایان با اینکه شغلشان این نیست و حالا من عرض می کنم که بنای روحانیون بر این نیست که حکومت را بگیرند. حکومت چیست؟ اما بنای روحانیون بر این نیست که اسلام را حفظ کنند؟ ما گمان می کردیم که در بین روشنفکران ما به اصطلاح، خوب، اشخاصی پیدا می شوند که متعهدند و حفظ می کنند این را. اگر حالا هم پیدا شد یک همچو اشخاصی، یک همچو جمعیت هائی، آقایان پست های مهمتر دارند، می روند سراغ کارشان، آقای هاشمی هم می روند، آقای خامنه ای هم می روند و همه کسانی که متصدی هستند. اما، ما چه بکنیم امروز وضع ما، وضع ایران، وضع گرفتاری های داخل و خارج به جوری است که بدون اینها نمی شود اداره کرد این مملکت را، یا می کشانندش به طرف آمریکا و کمونیسم یا می کشانندش به طرف امریکا و سرمایه داری یاکشانندش طرف کمونیسم و آن بساط و ما لازم است برایمان حفظ کنیم.
 

ننشینید کنار و هی نق بزنید و مردم را مایوس کنید

خوب، ما جواب خدا را چه بدهیم؟ جواب این شهدائی که برای اسلام جنگ کرده اند چه بدهیم؟ و آن اشخاصی که الان هم کارشکنی می کنند، واقعاً چه جوابی فکر کرده اند؟ آنهائی که اعتقادی به این مسائل ندارند، خوب راحتند، می گویند که چیزی، خبری نیست (لاخبر جاء ولا وحی نزل) آنها حالا راحت است وضعشان. آنهائی که اسلامی فکر می کنند، مسلمان هستند، اینها مقایسه نمی کنند.
بین این جمهوری که ما الان در اسلام داریم، در ایران داریم، با آن حکومتی که سابق بود، با آن وضعی که سابق بود؟ اینها فکر نمی کنند که این کشور ولو تا حالا نتوانسته صددرصد مسائل را اسلامی بکند، نه اینکه نخواسته، نتوانسته، لکن آنقدری که به طرف اسلام رفته است، در طول تاریخ شما یک حکومتی را پیدا نمی کنید که اینطور باشد که اینطور طرف اسلام جهش کرده باشد. شما وقتی ملاحظه بکنید صدر اسلام را، آیات شریفه ای که وارد شده، روایاتی که وارد شده، راجع به این تساهلی

صحیفه نور جلد 16 صفحه 278

که در جنگ می کردند آنها، آن خون جگری که حضرت امیرالمومنین سلام الله علیه می کرد که هی شما می گوئید جنگ، می گوئید حالا تابستان است، بگذارید زمستان، زمستان می گوئید تابستان است. شما ببینید امروز این سپاه پاسداران، این ارتش، این نظامی ها، این بسیج، این ملت در آن هوای گرم 60، 70 درجه خوزستان و در آن بیابان ها که انسان اگر برود خفه می شود، این جوان های عزیز ما به مدد الهی در آنجا دارند زحمت می کشند، آخ هم نمی گویند، یک کدام شکایت نمی کنند. من تاکنون که اینجا نشسته ام، یکی که شکایت بکند از اینکه مادر جنگ مثلاً نرویم، چطور شد، من ندیده ام همچو چیزی، لکن هر روز می آیند با چهره گشاده، هر روز می آیند و تقاضا می کنند که ما برویم شهید بشویم. خوب، یک همچو تحولی که حاصل شده است در یک کشوری، این آقایانی که آن کنار نشسته اند و اشکالتراشی می کنند، مثلاً در یک دهی یک آدمی در آن ده یک کاری کرده، پس وا اسلاما، فکر این نمی کنند که خوب، در یک کشوری که انقلاب شده است و الان در حال انقلاب است، یک آدمی هم در یک گوشه ای از این کشور یک کاری می کند. مگر شما حالا با زمان پیغمبر می خواهید خیلی شما جلو باشید؟ زمان پیغمبر هم همین مسائل بوده، همین مطالب بوده که یک حکومت، حضرت امیر یک حکومتی که می فرستاد، گاهی خرابکاری می کرد، عزلش می کرد و می خواست او را. مگر می شود یکدفعه همه جا، یکدفعه ما صبح کنیم که همه جا بهشت برین شده است؟ ما باید ببینیم، این آقایان باید ببینند که اینها دارند رو به اسلام می روند یا خیر، دارند رو به خلاف اسلام می روند. انصاف داشته باشند اینهائی که نشسته اند هیچ کاری برای این جمهوری اسلامی از اولش تا حالا نکرده اند، کارشکنی کردند، کار نکردند، آن روشنفکرش آنطوری و آن مرتجع به اصطلاح شما آنجوری، همه، خوب بعضی از اینها را که ما می دانیم یک قدم برای این نهضت برنداشتند، مخالفت هم با آن داشته اند، نصیحت هم ما را می کردند که آقا ول کنید، نمی شود، بگذارید این شاه باشد، خوب، بهتر از دیگران است. خوب، یک همچو وضعی الان پیش آمده است که شما می بینید در ایران الان اینقدر مراکز فساد از بین رفته است، اینها را حساب نمی کنند، اینقدر شراب فروشی هایی که مثل آب توی مردم جریان داشت از بین رفته، یکی نمی تواند الان هم بیاید یک همچو کاری بکند. اینهمه چیزهائی که در دولت ها بوده و در مجلس بوده و هر که مجلس را در آنوقت دیده می داند چه خبر بود، حالا می بیند که اینطور است، خوب، شما نباید این را قدردانی و تشکر کنید از خدای تبارک و تعالی که همچو عنایتی کرده اند؟ همراهی کنید، می توانید بیائید قضاوت کنید، خوب، بیائید قضاوت کنید، می توانید بیائید یک استانی را استانداری کنید، بیائید بکنید، ننشینید کنار و هی نق بزنید و مردم را مأیوس کنید، با اینکه نمی شوند اینها مأیوس. آن اشخاصی که در خارج رفتند و فرار کردند و حالا هی اعلامیه پخش می کنند و خودشان هم با خودشان در جنگ هستند و اینها، آنها از یک طرف یک جوری صدمه به اینجا می زنند، این آدم مآب هم که در بازار است یا در مدرسه است یا در کجا هست، این هم یک جور دیگر صدمه می زند.
در محضر خدا ما نباید یک کاری بکنیم که - برخلاف چیز خدا باشد - برخلاف حکم خدا

صحیفه نور جلد 16 صفحه 279

باشد. ما یک جمهوری الان به دستمان آمده، این هم با جدیت ماها نبوده، خدا یک همچو کاری کرد. آن که مقلب قلوب است، خداست. کی می تواند سرتاسر کشور را، از آن بچه کوچولوهائی که زبان تازه درآورده اند تا آن پیرمردهائی که روی تختخواب خوابیده اند، اینها را یکدل و یکجهت برای اسلام بسیج کند؟ کدام وقت شما دیده بودید که برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل تشیع با هم مجتمع بشوند و در یک مقصد راه بروند؟ اگر بگذارند این فاسدها، اگر بگذارند که این دو تا برادر، این دو قشر بزرگ اسلامی با هم پیوند کنند و در مقابل دیگران بایستند. و بالاخره ما باید همیشه توجه به خدا داشته باشیم و بدانیم که یک روزی همه ما در محضر خدا می رویم و همه ما مسؤول هستیم، این را باید احساس بکنیم، وقتی این احساس شد، اداره خوب می شود، مجلس خوب می شود، الحمدلله خوب هم هستند اینها، خوبتر می شود، سپاه خوب می شود، ارتش خوب می شود، شهربانی خوب می شود، شهرداری، همه چیزها خوب می شود و همه امور انشاءالله امیدوارم که با تعهد این ملت عزیز بر وفق اسلام انشاءالله به پیش برود و خداوند همه ما و شما را موفق کند که خدمتگزار اسلام، خدمتگزار این مستمندان و اینهایی که در طول تاریخ شاهنشاهی توسری خورده اند و محروم بوده اند، نگذارند اینها به محرومیت باقی باشند. دولت توجه به این معنا داشته باشد که در این جاهای دور افتاده توجه زیادتر بکنند و اینها را یک قدری به آنها رسیدگی بکنند و خداوند همه شما را موفق و ما را هم انشاءالله از خدمتگزاران شما حساب کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت های بازسازی نیروی انسانی وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و شرکتهای وابسته و خانواده های شهدای پاسداران کمیته های انقلاب اسلامی خوزستان

تاریخ: 1361/06/14

 

همانطوری که بازسازی، یک مسأله مهم حیاتی بود در اول انقلاب، الان هم باید تعقیب شود

بسم الله الرحمن الرحیم
انشاءالله تعالی آقایان حاضر، موفق به خدمتی که مشغول هستند باشند. البته مسأله پاکسازی و بازسازی وزارتخانه ها و ادارات یک امر ضروری بوده است، برای اینکه در رژیم سابق، اشخاص بسیاری در این وزارتخانه ها، در این ادارات بودند که آنها لیاقت این مسائل را نداشتند و شاید بسیاری از آنها ضد انقلاب بودند و پس از پیروزی انقلاب ضروری بود که یک همچو هیأت هائی باشند و شناسائی کنند اشخاصی که مفسد هستند، اشخاصی که مضر هستند به جمهوری اسلامی، اشخاصی که می خواهند نارضایتی در بین مردم ایجاد کنند، آنها را باید پاکسازی می کردند، لکن نکته ای که من باید عرض کنم به آقایان و این امری است که بر عموم افرادی که در این کشور مشغول خدمت هستند، برای آنها هم هست این است که اصل این مسائل، هم ضروری است که باید باشد و هم با نبودنش فاجعه درست می شود، لکن در کیفیت این امر و مواردی که باید این کار بشود و افرادی که باید اینطور کارها را انجام بدهند، در آنها باید خیلی دقت بشود.
اول راجع به افرادی که انتخاب می شوند برای این پاکسازی ها، بازسازی ها یا در انجمن های اسلامی که تشکیل شده است، در همه جا هست و خدمت هم زیاد می کنند، اول امر و مهمتر از همه این است که افرادی که انتخاب می کنند، سوابقشان را، کارهائی که در آن رژیم متصدی بودند و کارهائی که بعد از شکست رژیم انجام دادند، اینها باید بررسی بشود شما می دانید که امروز در هر جائی که یک خدمتگزاری است، یک عده ای بخواهند خدمت کنند، اشخاص مفسد، منافق و منحرف با حیله هائی خودشان را وارد می کنند چه بسا آنهائی که وارد می شوند و می خواهند که بر خلاف آن چیزی که اسلام اقتضا می کند، عمل بکنند و مردم را ناراضی کنند، چه بسا از اشخاص سالم دیگر بسیار خودشان را جنداللهی و طرفدار جمهوری اسلامی معرفی کنند.
امروز به مجرد اینکه یکی بخواهد خودش را مسلم و پایدار به احکام اسلام و مؤمن به نهضت حساب کند، خوب، ما باید از او قبول کنیم، لکن نباید در اموری که مربوط به اینطور مسائل است،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 281

وارد بشود، مگر اینکه آن اشخاص مورد اطمینان دولت، مورد اطمینان قوه قضائی و سایر ارگان هائی که هستند، آن اشخاص مورد اطمینان را برای اینکه شناسائی بشوند از افراد، آن اشخاصی باشند که بالاخره، شناسائی اشخاصی که می خواهند در این امور وارد بشوند و طرفین قضیه اش بسیار خطرناک است، ممکن است کسانی وارد بشوند و افراد غیر صالح را حفظ کنند، افراد صالح را کنار بگذارند و یا از خارج، افرادی که مربوط به این دستجات مختلف است، وارد بکنند، این بدون شناسائی نمی شود باشد همین طور شما بخواهید که اسم نویسی کنید، هرکس می خواهد بیاید در این بازسازی وارد بشود، این یک فاجعه ایجاد می کند گاهی پس از چیزهائی که مسلماً باید مورد نظر آقایان باشد و باید به آن دقت بشود، یعنی سوابق اشخاص در رژیم سابق و خانواده این چه جور هستند، دوستانی که او داشته است چه جور بودند و بعد از انقلاب چه جور رفتار کردند، چه وضعی داشتند، اینها باید بررسی بشود و محتاج به این است که افراد مطمئنی که صد در صد مورد اطمینان دولت هست، یا مورد اطمینان فرض کنید مجلس است، یا مورد اطمینان قوه قضایی و شورای دفاع هست، این افراد مورد اطمینان برای شناسایی اینها باشد چه بسا اگر یک نفر در بین آنها که می خواهند این هیأت ها را شناسائی کنند، منحرف باشد، شما یک وقت توجه بکنید که در بین این افرادی که تعیین شده است، بسیاریشان افراد فاسد بودند و ضد انقلاب بودند بنابراین، یک مسأله مهم حیاتی است برای کشور، همانطوری که بازسازی یک مسأله مهم حیاتی بود در اول انقلاب و الان هم باید تعقیب بشود، همین طور کیفیت بازسازی، افرادی که می خواهند وارد بشوند در این امر، باید افراد صالح باشند و مطمئن به این زودی نشوید که ما عده ای هستیم که همه مان حزب اللهی هستیم، ممکن است که در بین شما عده ای باشند که به اسم حزب الله وارد بشوند و به اسم حزب الله کارهای شما را فلج کنند، کارشکنی کنند و شما بعد از دو سال دیگر متوجه بشوید مطالب را.
بنابراین، یکی از امور مهم، مسأله شناسایی افرادی است که می خواهند این هیأت ها را تشکیل بدهند و این را نباید در آن مسامحه به هیچ وجه کرد.
آنوقت راجع به کیفیت عملی که انجام می دهند، این از حیث افراط و تفریط، باید انسان اجتناب کند و از آن و هرکس که در آن رژیم وارد بوده، ما بگوئیم که اینها همه شان فساد بودند، در بین این افراد، افرادی بودند که در آنوقت خون جگر می خوردند لکن الزام داشتند به بعضی کارها، البته اگر جنایاتی از آنها صادر شده باشد، آنوفت آن مسأله دیگری است، اما مجرد اینکه این آدم در آنوقت در وزارتخانه بوده، در اداره بوده یا فرض کنید در آن حزب فاسد رستاخیز بودند، مجرد این را نباید شما میزان قرار بدهید.
در آنوقت شما خوب، بودید و ملتفت هستید، غالب شما توجه به این مسائل دارند که در آنوفت الزامی بود، آن مرد، آن مرد ناصالح، آن مرد فاسد اعلام کرد که هر کس وارد نمی شود در این حزب، برود از ایران خوب، در یک همچو محیطی ممکن است بسیاری افرادی که با آن رژیم هم مخالف بودند، می دیدند چاره ندارند الااینکه وارد بشوند و ممکن است که در آنوقت یک افرادی در ادارات،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 282

در وزارتخانه ها وارد شدند برای یک تخفیف ظلم، شما گمان نکنید هرکس در آنوقت وارد شده، پس او ظالم است ممکن است یک افرادی وارده شده باشند برای اینکه ظلم هائی که در این ادارات، در این وزارتخانه ها در آن رژیم داده می شد، تا یک حدودی تخفیف به آن بدهند اینها یک اموری است که اگر خدای نخواسته شما یک بیگناهی یا یک آدم خدمتگزاری که در آن رژیم هم میخواسته خدمت به اسلام بکند، خدمت به ایران بکند، شما یک وقت کنارش بگذارید به مجرد اینکه وارد در حزب است یا وارد در وزارتخانه است، این یک امری است که صحیح نیست و برای شما صالح نیست از آن طرف هم باید افرادی که می بینید که در آن رژیم مشغول بودند به یک فسادکاری، خرابکاری، ظلم و تعدی و حالا از اینها باقی ماندند در اینجاها، آنها هم که آن نحو هستند، آنها هم احتیاط این است که بیرون بروند، ولو حالا خیلی هم خودشان را جندالله حساب می کنند اگر در آن رژیم مشغول یک کارهای فاسد بودند، مشغول ظلم و تعدی به مردم بودند، این به این زودی اصلاح نمی شود، اگر بین خودش و خدا هم اصلاح شد، لکن ما تکلیفمان این است که اینها را در یک مواردی که کار برای مردم دارند می کنند، در آن موارد آنها را ابقا نکنیم پس ما باید نه از آن طرف، هرکس اظهار کرد که من مثلاً آدم صالحی هستم، حزب الله هستم و چه، ابقا کرد، نه از این طرف، هرکس در رژیم سابق یک کاری انجام داده است، داخل در یک اداره ای بوده است، داخل در یک وزارتخانه ای بوده، شما بخواهید پاکسازی کنید، این هم درست نیست یک امر مسلمانی، یک امر موافق با شرع که افراد شناسائی بشوند، اگر چنانچه واقعاً الان دارند کارشکنی می کنند، ناراضی در بین مردم درست می کنند و امثال اینها، اینها را حتماً باید معرفی کنید و پاکسازی بشوند، یک اشخاصی که خدمتگزارند، در رژیم سابق بودند، اما آنوقت هم اینطور نبود که جنایتکار باشند و مشغول فساد باشند، آنها را نباید ما کنار بگذاریم، بالاخره این کشور محتاج به اداره است، محتاج به خدمتگزار است و باید افرادی را که کارشناس هستند، باشند در این ادارات به مجرد اینکه یک احتمالی می دهید یا فرض کنید که در، همین که آنوقت در رژیم سابق یک کاری کرده، آنوقت فرض کنید که در یک محضری بوده است که آنجا شاه هم در آن محضر بود، این، مجرد این، مجوز برای بیرون کردن نیست، اگر هم هیچ وقت با آنها نبوده لکن با عملشان موافق بوده، هیچ وقت با شاه یک جائی نبوده که عکس بیندازد، اما با عمل موافق بوده، کارهای آنها را اجرا می کرده، ظلم های آنها را اجرا می کرده، یک همچو آدمی هم نباید الان در وزارتخانه ها و در جاهائی که محل کار مردم است، محل مراجعات مردم است، آنجا هم نباید باشد.
خوب، شما که سرکشی می کنید در همه وزارتخانه ها و ادارات، توجه به این معنا داشته باشید که با مردم اینها چه می کنند یکی از امور مهمه این است که ما نباید مثل سابق باشیم که اگر یک بیچاره ای می خواهد مراجعه کند به یک اداره ای، به یک رئیس اداره ای، آنقدر اشکال تراشی و آنقدر فساد باشد و بالاخره هم امروز برو، فردا بیا، فردا برو، پس فردا بیا، اینطور چیزها اگر افرادی در آنجا هست که اینطور با مرد معامله می کنند، شما بدانید که اینها می خواهند ناراضی درست بکنند یک کسی آمده یک کاری دارد، کار جزئی هم هست، برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن کارهائی

صحیفه نور جلد 16 صفحه 283

که سابق می کردند، اگر شما در ادارات دیدید یک همچو چیزی هست، باید به آنها تنبه بدهید، ارشادشان کنید که این کارها، کارهای اسلامی نیست اگر تکرار کردند، آنها را هم باید کنار بگذارید.
 

کار شما در حالی که یک کار اسلامی مهمی است، مسؤولیت بسیار بزرگی هم دارد

در هر صورت، کار شما در عین حالی که یک کار مهمی است، یک کار اسلامی مهمی است، یک خدمت بسیار بزرگ است، مسؤولیت بسیار بزرگی هم دارد از مسؤولیتش غافل نباشید نبادا شما بخواهید خدمت بکنید، یک وقت خدای نخواسته خلاف آن بشود، بخواهید عبادت بکنید، یک وقت خدای نخواسته معصیت بشود باید همه این مسائل، نه همه شما، همه کسانی که در کارهائی که در این جمهوری اسلامی هست، وارد می شوند، همه اینها، این را توجه کنند که ما میخواهیم برای اسلام خدمت کنیم، می خواهیم همانطور که اسلام می خواهد، عمل کنیم اسلام هم نسبت به افراد، افراد پائینی که نمی شود اصلاحشان کرد را کنار می گذارد اشخاصی اگر هم یک کار خلافی یک وقتی کردند و بعد برگشتند و شما سوابق شان را دیدید، دیدید که نه، اینها اشخاصی بودند که در آنجا به واسطه الزام، به واسطه اجبار، به واسطه ترس، به واسطه اینطور امور، یک کاری کردند، به مجرد این شما اخذ نکنید و یک کسی را در جامعه، این کار مهمی است که کار بسیار با ارزش است، لکن مسؤولیت هم بسیار دارد و این را باید همه آقایان متوجه باشند و همین طور آنهائی که در جاهائی که آن انجمن های اسلامی است، آنها هم باید این توجه را داشته باشند که در عین حالی که انجمن های اسلامی خدمت کنند و خدمتشان هم ارزشمند است، در عین حال،پ مسئولیت شان هم زیاد است چه بسا که در بین انجمن های اسلامی هم یک فرد یا افرادی پیدا بشوند که بخواهند انجمن اسلامی را بکشند به خلاف اسلام و فساد ایجاد کنند آنها هم باید افرادشان را شناسائی کنند، ببینند که این آدمی که به اسم انجمن اسلامی آمده آیا خودش تعهد به اسلام دارد، چه جور بوده وضعش، خانواده اش چه بوده، اینها یک مسائل مهمی است که امروز ما به آن مبتلا هستیم و شما می دانید که در بین این چپ ها، در بین این منحرفین، در بین این منافقین، افرادی هستند که با طراحی وارد می شوند و در همه جا سر می کشند و وارد می شوند و یک وقت خدای نخواسته غائله ایجاد می کنند، اینها یک مسائلی است که باید خود آقایان توجه داشته باشند.
 

منافقین و آن اشخاصی که در خارج با هم جمع شده اند، همه موافق این هستند که اسلام نباشد

چنانچه می بینید که ما الان مبتلا هستیم به جنگ و مبتلا هستیم به آن چیزهائی که، تبلیغاتی که در خارج بر ضد ما می شود، شما می بینید چقدر تبلیغ، من گمان ندارم که یکی از این رسانه های گروهی با جمهوری اسلامی بخواهد به انصاف عمل کند طرفداری را من نمی گویم، بخواهد به انصاف عمل کند، بخواهد چیزی که می گوید، از روی انصاف باشد، مثلا می بینید که یکی از رسانه های گروهی که چند شب پیش از این، دو سه شب پیش از این بود، می گفت که عراق هم خیلی آدم کشته، ایران هم

صحیفه نور جلد 16 صفحه 284

کشته لکن ما راجع به عراق مستند نداریم، راجع به ایران مستند داریم، استناد داریم به چیزی او چی است؟ آن یک چیزی است که منافقین در خارج منتشر کردند مستند یک رادیوئی، نه اینکه نمی فهمند، می فهمند، می خواهند یک چیزی بگویند، به خیال خودشان و بهانه ای دست بدهند، و الا آنها می فهمند که این منافقینی که در خارج هستند و آن اشخاصی که حالا با هم جمع شده اند و تو سر هم می زنند و همه موافق با این هستند که اسلام نباشد، اینها می گویند که ما از آنها شنیدیم، چون از آنها شنیدیم، پس مستند است خوب، ما یک همچو ابتلائی الان در دنیا داریم که حرف دشمن های ما که از اینجا بیرونشان راندند و آنقدر جنایات در این کشور کردند، مستند می شود، برای اینکه الان هر روز، روزی صد نفر در ایران در زندان اوین اعدام می شوند یکی از حرف هایش است صد نفر الان دارد اعدام می شود خوب، یک همچو گرفتاری ما داریم، وقتی یک همچو گرفتاری داریم، ما باید خودمان توجه به مسائل بکنیم، هوشمند باشیم، یک وقت بهانه دست ندهیم که خدای نخواسته یک چیز کوچکی را ما عمل کنیم، این بهانه بشود دست آنها، و به قول خودشان مستند پیدا بکنند.
الان تمام رسانه های گروهی به ضد ایران، به ضد اسلام، اصلا اسلام را آنها مضر می دانند، با افراد ایرانی بد نیستند، با افرادی که می خواهند طرف اسلام باشند، می خواهند اسلام را پیاده کنند، با اینها بد هستند، آنها اسلام را مضر به حال خودشان می دانند و مع الاسف ما مبتلای به دولت های اسلامی که ملت ها اسلامی هستند، به دولت هائی هستیم که در کشورهای اسلامی هستند، آنها هم همین طور دارند دامن می زنند به اینطور اختلافات.
شما ملاحظه کنید که چقدر اسف بار است این مطلب که اسرائیل در محضر این دولت های به اصطلاح اسلامی، آنقدر به این زن و بچه و پیر و بزرگ لبنان صدمه وارد آورد، آنقدر افراد را کشت و آنقدر افراد را آواره کرد، و الان هم در آنجا مشغول به فعالیت است چقدر اسف بار است که در محضر اینها این کار شده است و معذلک الان دنبال این هستند که آن توطئه هائی که آمریکا دارد درست می کند، طرح هائی که آمریکا می دهد که همه طرح هاشان بر ضد خلق است و بر ضد اسلام است، اینها درصدد هستند که پیشنهادهائی که قبلا کردند مثل کمپ دیوید و بعدش شبیه او را درست کردند و همه اینها متفق بر این هستند که اسرائیلی که اینقدر جنایتکار است، حالا مسلمان ها بشناسند به اسم یک دولت مثلا مستقل متعهد، این چقدر برای انسان دردناک است و من الان را عرض می کنم که اگر چنانچه این دولت هایی که در خلیج فارس و اطراف خلیج فارس و در جاهای دیگر هستند، اینها یک همچو امری را تصویب کنند، و مثل طرح آمریکا یا طرح بعد از او که طرح شده است، اینها تصویب کنند و اسرائیل را شناسائی کنند، ملت ما و ارتش ما و سپاه پاسداران ما و اسلام و خدای تبارک و تعالی از آنها نخواهد گذشت و بترسند از آن روزی که این ملت احساس بکند، این ارتش، این سپاه پاسداران احساس بکنند که تکلیف دارند که این اشخاصی که کمپ دیوید را یا شبیه او را برای استقلال و برای شناسائی اسرائیل تصویب کردند، تکلیف شرعی بر ایشان یک وقت حاصل بشود که اینها باید تأدیب بشوند و این مسأله لبنان و همین طور مسأله ایران، مسأله هجوم به ایران و مسأله هجوم

صحیفه نور جلد 16 صفحه 285

به لبنان، یک مسأله ای بود که با طرح آمریکا عمل شد، یعنی آمریکا طرح داده، چون دیده است که اینجا از دستش رفته، طرح داده است که برای ایران مشکلات ایجاد کند هر چه می توانست مشکلات کرد و از بین رفت بعد هم مشکلات جنگ را ایجاد کند و این جنگ هم ادامه پیدا بکند و این چیزی که حق است عمل نشود تا ادامه پیدا بکند و بهره برداری را آمریکا بکند لبنان هم همین مساله بود که طرحی آنها داشتند که در آنجا اجرا بکنند و اسرائیل را وادار کردند به اینکه آنطور جنایت ها را بکند، تا اینکه آن طرح هائی که به نفع آمریکاست و همه کشورها را اسیر آمریکا می کند بیشتر از آنچه که هستند، آنها اجرا بشود خوب، این ملت های اسلام، این دولت های به اصطلاح اسلامی، تا کی می خواهند این ذلت ها را تحمل کنند و این تحقیرها را بپذیرند؟ تا کی اینها توجه به این ندارند که زندگانی شرافتمندانه بهتر از این زندگانی هاست که در پارک ها باشد و شرافتمندانه نباشد؟ اینها به خود بیایند، توجه کنند به این مسائل و اگر چنانچه طرح کمپ دیوید و همین طور امثال او برای شناسائی اسرائیل، اینها به آن رأی بدهند، هر یک از اینها که رأی دادند، یک وقت تکلیف شرعی برای ما می شود به اینکه با آنها یک معامله دیگر بکنیم.
ما نمی خواهیم با کسی جنگ بکنیم، شما می بینید که ما با عراق جنگ نداشتیم، ملت عراق ملت خود ماست، آنقدر که ما علاقه به عراق داریم، در عراق مرکز تشیع است، در عراق مرکز امیرالمؤمنین (ع) است، مرکز حسین بن علی (ع) است، مرکز سایر ائمه است، ملت اسلامی است، ما علاقه داریم به عراق، همانطوری که علاقه داریم به ایران به اعتبار اینکه اسلام است، آنجا هم علاقه داریم به اعتبار اینکه یک کشوری اسلامی است و مرکز اولیاء خداست، ما هیچ وقت بنای بر این نداشتیم که به عراق یک صدمه ای وارد کنیم و تا کنون هم هر چه به من گزارش داده شده است، تقریبا این بوده است که به مردم عراق تعدی نشده است اما ما چه بکنیم با یک همچو فاسدی که هم عراق را دارد به تباهی میدهد و هم ایران را به خیال خودش، ما چه کنیم با یک همچو آدمی که از اول می گوید که ما با رژیمی که زرتشتی هستند، نمی دانم مجوس هستند، یک رژیمی که همه اش صدای الله اکبر است، همه آن بناهائی که در عراق، بناهای اسلامی که در عراق هست، همه اش، اگر نگویم همه اش اکثرش از ایرانی ها بوده، ایرانی ها این بناها را ساخته اند، چطور آن آدم به اسم اینکه ایران زرتشتی است، نمی دانم پارسند، از فارسند مگر فارس بودن اشکال دارد؟ به اسم اینکه همه ایرانی ها مجوس هستند، به اسم این، حمله کرد و بعد فهمید که نخیر، اسلام با الله اکبر پشت گردنی به او میزند و تا کنون هم اینطور بوده و بعدها هم اگر تسلیم حق نشوند ما یک امر غیراسلامی نمیخواهیم، ما یک امر حقی میخواهیم، ما میگوئیم یک متجاوز آمده است و آنهمه جنایات وارد کرده است، آنهمه افراد کشته است، آنهمه خانه خراب کرده است، آنهمه مردم را بی خانمان کرده است، آنهمه عراقی را بی خانمان کرده، اینهمه افرادی که از عراق فرار کردند آمده اند اینجا آواره شدند، همه اینها هستند، خوب، بیاید این آدم، این دولت، این کذا، بیاید، مردم را بنشانند، اشخاصی که عادل هستند، بنشانند و ببینند که ما چه میخواهیم ما می گوئیم که این جنایاتی که این کرده است، چون پیشقدم بوده است، ما غیر دفاع، تا کنون هیچ کاری نکرده ایم، این

صحیفه نور جلد 16 صفحه 286

جنایات باید جبران بشود اگر ما دست از جنایات برداریم جانی هستیم، کمک به جنایت، خودش یک جنایتی است ما می گوئیم که اینطور باید باشد، ما می گوئیم که باید اینها از کشور ما بیرون بروند و تعدی نکنند به کشور ما.
 

باید مسلمین با هم متحد بشوند و تو دهنی بزنند به آمریکا

شما می دانید که هر روز آبادان مورد اصابت گلوله است و موشک است و امثال اینها، هر روز خوب، می آیند کنار و از آنجا با آن چیزهای دوربرد می زنند به آن، کی را می کشند؟ مردم بیچاره را، مردمی که نه، و یک زن بیچاره ای است و یک بچه کوچکی است و اینها هیچ کار ندارد، جز بقال است و نمی دانم خباز است ما می گوئیم که ما می خواهیم که اینها تا آن حد بروند که نتوانند یک همچو کاری بکنند خوب، بیایند عقلا بنشینند این کار را بکنند، ما که مخالف با آن نیستیم، لکن اگر نکنند، خوب، ما خودمان باید بکنیم، ما با قوه قهریه باید بکنیم اگر اینها عمل کردند به اینها، خوب، ما دیگر حرفی نداریم، اینها بروند سراغ کارشان، ما هم سراغ کارمان و اما اگر عمل نکنند و هر روز برای ایران یک غائله درست کنند و هر روز ایران را بکوبند، خوب ما تکلیف ما این است که جلوی این را بگیریم، تکلیف ما این است که تا هر جا جلوگیری از این امر متوقف به اوست، پیش برویم و کار خودمان را انجام بدهیم، این یک امر عقلی است، یک امر عقلائی است آنها که الان هم در خاک ما هستند، الان هم در بلندی های ایران هستند، الان هم دارند ظلم و تعدی به ایران می کنند، ما دفاع نکنیم؟ ما آنها را بگذاریم سرجای خودشان هر غلطی می خواهند بکنند؟ خوب، ما دفاع بکنیم، همانطوری که از خرمشهر و جاهای دیگر بیرونشان کردند، اینها را هم عقب خواهند نشاند تا اینکه آن کاری را که ما می خواهیم، انجام بگیرد اگر هم یک اشخاصی هستند، دولت هائی هستند که می خواهند این کار را بدون اینکه قوه قهریه در کار باشد، انجام بدهند، ما هم حاضریم ما همیشه صلح طلب هستیم، لکن نه صلحی که جانی را سر جنایت خودش باقی بگذاریم، همچو صلحی، صلح نیست، ما صلحی می کنیم که با قدرت و قوت، دفاع از کشور خودمان، دفاع از اسلام بکنیم.
و من انشاءالله امیدوارم که همه مسلمین بیدار بشوند و توجه بکنند به اینکه اگر چنانچه جلوی آمریکا و این مهره های آمریکا که برای خاطر آمریکا و منافع او به اسلام صدمه وارد می آورند مثل اسرائیل و مثل صدام، انشاءالله مردم بیدار بشوند و بفهمند اگر به اینها مهلت داده بشود، همه مسلمین به تباهی کشیده خواهند شد و آمریکا محدود نیست آمالش به یک کشور و دو کشور، و اینها، هر جائی را می خواهد او تحت سیطره او باشد و امروز روزی است که ما اعتقادمان این است که باید مسلمین با هم متحد بشوند و تو دهنی بزنند به آمریکا و بدانند که می توانند، توانائی این امر را دارند، هم قدرت پرسنلی و افراد دارند، و هم ملت باهاشان موافق است، اگر امری بکنند، کاری بکنند، و هم امکانات زیاد دارند، شریان حیات آمریکا و غرب بسته به نفت این منطقه است و من امیدوارم که همه ما خدمتگزار به اسلام و مسلمین باشیم و همه شما آقایان با تعهد به اسلام، با اینکه حاضر بدانید خدا را در

صحیفه نور جلد 16 صفحه 287

کارهای خودتان، آن روزی را که می خواهید یک کسی را کنار بگذارید، آن روزی که می خواهید به یک کسی فرض کنید که یک انگ غیراسلامی بزنید، توجه کنید که خدا حاضر است اگر خدای نخواسته بر خلاف بکنید عمداً و اگر سهوی باشد، اشتباهی باشد که مقدماتش دست شماست، بدانید که این خدای حاضر و ناظر بر شما ممکن است نبخشد توجه بکنید که کارها همه اسلامی باشد، برای خدا باشد، خدمت برای خدا باشد و امیدوارم که خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و همه شما برای خدمت به اسلام و مسلمین موفق باشید و همه ایرانی ها که در مکه مشرفه مشرف شدند، با سلامت، با صحت به اوطان خودشان برگردند و من امیدوارم که حجاز و کشور حجاز و دولت حجاز با این عزیزان که بر ضد مخالفان اسلام هستند، بر ضد امریکا هستند، بر ضد آن دنباله آمریکا و آن فاسد هستند، به طور اسلامی عمل کنند و موجب نگرانی دولت و ملت ما را فراهم نکنند که اگر این فراهم بشود، ممکن است خطری داشته باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت های بازسازی نیروی انسانی وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و شرکت های وابسته و خانواده های شهدای پاسداران کمیته های انقلاب اسلامی خوزستان

تاریخ: 1361/06/14

 

همانطوری که بازسازی، یک مسأله مهم حیاتی بود در اول انقلاب، الان هم باید تعقیب شود

بسم الله الرحمن الرحیم
انشاءالله تعالی آقایان حاضر، موفق به خدمتی که مشغول هستند باشند. البته مسأله پاکسازی و بازسازی وزارتخانه ها و ادارات یک امر ضروری بوده است، برای اینکه در رژیم سابق، اشخاص بسیاری در این وزارتخانه ها، در این ادارات بودند که آنها لیاقت این مسائل را نداشتند و شاید بسیاری از آنها ضد انقلاب بودند و پس از پیروزی انقلاب ضروری بود که یک همچو هیات هائی باشند و شناسائی کنند اشخاصی که مفسد هستند، اشخاصی که مضر هستند به جمهوری اسلامی، اشخاصی که می خواهند نارضایتی در بین مردم ایجاد کنند، آنها را باید پاکسازی می کردند، لکن نکته ای که من باید عرض کنم به آقایان و این امری است که بر عموم افرادی که در این کشور مشغول خدمت هستند، برای آنها هم هست این است که اصل این مسائل، هم ضروری است که باید باشد و هم با نبودنش فاجعه درست می شود، لکن در کیفیت این امر و مواردی که باید این کار بشود و افرادی که باید اینطور کارها را انجام بدهند، در آنها باید خیلی دقت بشود.
اول راجع به افرادی که انتخاب می شوند برای این پاکسازی ها، بازسازی یا در انجمن های اسلامی که تشکیل شده است، در همه جا هست و خدمت هم زیاد می کنند، اول امر و مهمتر از همه این است که افرادی که انتخاب می کنند، سوابقشان را، کارهائی که در آن رژیم متصدی بودند و کارهائی که بعد از شکست رژیم انجام دادند، اینها باید بررسی بشود. شما می دانید که امروز در هر جائی که یک خدمتگزاری است، یک عده ای بخواهند خدمت کنند، اشخاص مفسد، منافق و منحرف با حیله هائی خودشان را وارد می کنند. چه بسا آنهائی که وارد می شوند و می خواهند که بر خلاف آن چیزی که اسلام اقتضا می کند، عمل بکنند و مردم را ناراضی کنند، چه بسا از اشخاص سالم دیگر بسیار خودشان را جنداللهی و طرفدار جمهوری اسلامی معرفی کنند.
امروز به مجرد اینکه یکی بخواهد خودش را مسلم و پایدار به احکام اسلام و مومن به نهضت حساب کند، خوب، ما باید از او قبول کنیم، لکن نباید در اموری که مربوط به اینطور مسائل است،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 2

وارد بشود، مگر اینکه آن اشخاص مورد اطمینان دولت، مورد اطمینان قوه قضائی و سایر ارگان هائی که هستند، آن اشخاص مورد اطمینان را برای اینکه شناسائی بشوند از افراد، آن اشخاصی باشند که بالاخره، شناسائی اشخاصی که می خواهند در این امور وارد بشوند و طرفین قضیه اش بسیار خطرناک است، ممکن است کسانی وارد بشوند و افراد غیر صالح را حفظ کنند، افراد صالح را کنار بگذارند و یا از خارج، افرادی که مربوط به این دستجات مختلف است، وارد بکنند، این بدون شناسائی نمی شود باشد. همین طور شما بخواهید که اسم نویسی کنید، هر کس می خواهد بیاید در این بازسازی وارد بشود، این یک فاجعه ایجاد می کند. گاهی پس از چیزهائی که مسلماً باید مورد نظر آقایان باشد و باید به آن دقت بشود، یعنی سوابق اشخاص در رژیم سابق و خانواده این چه جور هستند، دوستانی که او داشته است چه جور بودند و بعد از انقلاب چه جور رفتار کردند، چه وضعی داشتند، اینها باید بررسی بشود و محتاج به این است که افراد مطمئنی که صد در صد مورد اطمینان دولت هست، یا مورد اطمینان فرض کنید مجلس است، یا مورد اطمینان قوه قضایی و شواری دفاع هست، این افراد مورد اطمینان برای شناسایی اینها باشد. چه بسا اگر یک نفر در بین آنها که می خواهند این هیات ها را شناسائی کنند، منحرف باشد، شما یک وقت توجه بکنید که در بین این افرادی که تعیین شده است، بسیاریشان افراد فاسد بودند و ضد انقلاب بودند. بنابراین، یک مسأله مهم حیاتی است برای کشور، همانطوری که بازسازی یک مسأله مهم حیاتی بود در اول انقلاب و الان هم باید تعقیب بشود، همین طور کیفیت بازسازی، افرادی که می خواهند وارد بشوند در این امر، باید افراد صالح باشند و مطمئن به این زودی نشوید که ما عده ای هستیم که همه مان حزب اللهی هستیم، ممکن است که در بین شما عده ای باشند که به اسم حزب الله وارد بشوند و به اسم حزب الله کارهای شما را فلج کنند، کارشکنی کنند و شما بعد از دو سال دیگر متوجه بشوید مطالب را.
بنابراین، یکی از امور مهم، مسأله شناسایی افرادی است که می خواهند این هیات ها را تشکیل بدهند و این را نباید در آن مسامحه به هیچ وجه کرد.
آنوقت راجع به کیفیت عملی که انجام می دهند، این از حیث افراط و تفریط، باید انسان اجتناب کند و از آن و هر کس که در آن رژیم وارد بوده، ما بگوئیم که اینها همه شان فساد بودند، در بین این افراد، افرادی بودند که در آنوقت خون جگر می خوردند لکن الزام داشتند به بعضی کارها، البته اگر جنایاتی از آنها صادر شده باشد، آنوفت آن مسأله دیگری است، اما مجرد اینکه این آدم در آنوقت در وزارتخانه بوده، در اداره بوده یا فرض کنید در آن حزب فاسد رستاخیز بودند، مجرد این را نباید شما میزان قرار بدهید.
در آنوقت شما خوب، بودید و ملتفت هستید، غالب شما توجه به این مسائل دارند که در آنوفت الزامی بود، آن مرد، آن مرد ناصالح، آن مرد فاسد اعلام کرد که هر کس وارد نمی شود در این حزب، برود از ایران. خوب، در یک همچو محیطی ممکن است بسیاری افرادی که با آن رژیم هم مخالف بودند، می دیدند چاره ندارند الا اینکه وارد بشوند و ممکن است که در آنوقت یک افرادی در ادارات،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 3

در وزارتخانه ها وارد شدند برای یک تخفیف ظلم، شما گمان نکنید هر کس در آنوقت وارد شده، پس او ظالم است. ممکن است یک افرادی وارده شده باشند برای اینکه ظلم هائی که در این ادارات، در این وزارتخانه ها در آن رژیم داده می شد، تا یک حدودی تخفیف به آن بدهند. اینها یک اموری است که اگر خدای نخواسته شما یک بیگناهی یا یک آدم خدمتگزاری که در آن رژیم هم می خواسته خدمت به اسلام بکند، خدمت به ایران بکند، شما یک وقت کنارش بگذارید به مجرد اینکه وارد در حزب است یا وارد در وزارتخانه است، این یک امری است که صحیح نیست و برای شما صالح نیست. از آن طرف هم باید افرادی که می بینید که در آن رژیم مشغول بودند به یک فسادکاری، خرابکاری، ظلم و تعدی و حالا از اینها باقی ماندند در اینجاها، آنها هم که آن نحو هستند، آنها هم احتیاط این است که بیرون بروند، ولو حالا خیلی هم خودشان را جندالله حساب می کنند. اگر در آن رژیم مشغول یک کارهای فاسد بودند، مشغول ظلم و تعدی به مردم بودند، این به این زودی اصلاح نمی شود، اگر بین خودش و خدا هم اصلاح شد، لکن ما تکلیفمان این است که اینها را در یک مواردی که کار برای مردم دارند می کنند، در آن موارد آنها را ابقا نکنیم. پس ما باید نه از آن طرف، هر کس اظهار کرد که من مثلاً آدم صالحی هستم، حزب الله هستم و چه، ابقا کرد، نه از این طرف، هر کس در رژیم سابق یک کاری انجام داده است، داخل در یک اداره ای بوده است، داخل در یک وزارتخانه ای بوده، شما بخواهید پاکسازی کنید، این هم درست نیست. یک امر مسلمانی، یک امر موافق با شرع که افراد شناسائی بشوند، اگر چنانچه واقعا الان دارند کارشکنی می کنند، ناراضی در بین مردم درست می کنند و امثال اینها، اینها را حتما باید معرفی کنید و پاکسازی بشوند، یک اشخاصی که خدمتگزارند، در رژیم سابق بودند، اما آنوقت هم اینطور نبود که جنایتکار باشند و مشغول فساد باشند، آنها را نباید ما کنار بگذاریم، بالاخره این کشور محتاج به اداره است، محتاج به خدمتگزار است و باید افرادی را که کارشناس هستند، باشند در این ادارات. به مجرد اینکه یک احتمالی می دهید یا فرض کنید که در، همین که آنوقت در رژیم سابق یک کاری کرده، آنوقت فرض کنید که در یک محضری بوده است که آنجا شاه هم در آن محضر بود، این، مجرد این، مجوز برای بیرون کردن نیست، اگر هم هیچ وقت با آنها نبوده لکن با عملشان موافق بوده، هیچ وقت با شاه یک جائی نبوده که عکس بیندازد، اما با عمل موافق بوده، کارهای آنها را اجرا می کرده، ظلم های آنها را اجرا می کرده، یک همچو آدمی هم نباید الان در وزارتخانه ها و در جاهائی که محل کار مردم است، محل مراجعات مردم است، آنجا هم نباید باشد.
خوب، شما که سرکشی می کنید در همه وزارتخانه ها و ادارات، توجه به این معنا داشته باشید که با مردم اینها چه می کنند. یکی از امور مهمه این است که ما نباید مثل سابق باشیم که اگر یک بیچاره ای می خواهد مراجعه کند به یک اداره ای، به یک رئیس اداره ای، آنقدر اشکالتراشی و آنقدر فساد باشد و بالاخره هم امروز برو، فردا بیا، فردا برو، پس فردا بیا، اینطور چیزها اگر افرادی در آنجا هست که اینطور با مردم معامله می کنند، شما بدانید که اینها می خواهند ناراضی درست بکنند. یک کسی آمده یک کاری دارد، کار جزئی هم هست، برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن برو سر آن میز، آن کارهائی

صحیفه نور جلد 17 صفحه 4

که سابق می کردند، اگر شما در ادارات دیدید یک همچو چیزی هست، باید به آنها تنبه بدهید، ارشادشان کنید که این کارها، کارهای اسلامی نیست. اگر تکرار کردند، آنها را هم باید کنار بگذارید.
 

کار شما در حالی که یک کار اسلامی مهمی است، مسؤولیت بسیار بزرگی هم دارد

در هر صورت، کار شما در عین حالی که یک کار مهمی است، یک کار اسلامی مهمی است، یک خدمت بسیار بزرگ است، مسؤولیت بسیار بزرگی هم دارد. از مسؤولیتش غافل نباشید. نبادا شما بخواهید خدمت بکنید، یک وقت خدای نخواسته خلاف آن بشود، بخواهید عبادت بکنید، یک وقت خدای نخواسته معصیت بشود. باید همه این مسائل، نه همه شما، همه کسانی که در کارهائی که در این جمهوری اسلامی هست، وارد شوند، همه اینها، این را توجه کنند که ما می خواهیم برای اسلام خدمت کنیم، می خواهیم همانطور که اسلام می خواهد، عمل کنیم. اسلام هم نسبت به افراد، افراد پائینی که نمی شود اصلاحشان کرد را کنار می گذارد. اشخاصی اگر هم یک کار خلافی یک وقتی کردند و بعد برگشتند و شما سوابقشان را دیدید، دیدید که نه، اینها اشخاصی بودند که در آنجا به واسطه الزام، به واسطه اجبار، به واسطه ترس، به واسطه اینطور امور، یک کاری کردند، به مجرد این شما اخذ نکنید و یک کسی را در جامعه، این کار مهمی است که کار بسیار باارزش است، لکن مسؤولیت هم بسیار دارد و این را باید همه آقایان متوجه باشند و همین طور آنهائی که در جاهائی که آن انجمن های اسلامی است، آنها هم باید این توجه را داشته باشند که در عین حالی که انجمن های اسلامی خدمت کنند و خدمتشان هم ارزشمند است، در عین حال، مسؤولیت شان هم زیاد است. چه بسا که در بین انجمن های اسلامی هم یک فرد یا افرادی پیدا بشوند که بخواهند انجمن اسلامی را بکشند به خلاف اسلام و فساد ایجاد کنند. آنها هم باید افرادشان را شناسائی کنند، ببینند که این آدمی که به اسم انجمن اسلامی آمده آیا خودش تعهد به اسلام دارد، چه جور بوده وضعش، خانواده اش چه بوده، اینها یک مسائل مهمی است که امروز ما به آن مبتلا هستیم. و شما می دانید که در بین این چپ ها ، در بین این منحرفین، در بین این منافقین، افرادی هستند که با طراحی وارد می شوند و در همه جا سر می کشند و وارد می شوند و یک وقت خدای نخواسته غائله ایجاد می کنند، اینها یک مسائلی است که باید خود آقایان توجه داشته باشند.
 

منافقین و آن اشخاصی که در خارج با هم جمع شده اند، همه موافق این هستند که اسلام نباشد

چنانچه می بینید که ما الان مبتلا هستیم به جنگ و مبتلا هستیم به آن چیزهائی که، تبلیغاتی که در خارج بر ضد ما می شود، شما می بینید چقدر تبلیغ، من گمان ندارم که یکی از این رسانه های گروهی با جمهوری اسلامی بخواهد به انصاف عمل کند. طرفداری را من نمی گویم، بخواهد به انصاف عمل کند، بخواهد چیزی که می گوید، از روی انصاف باشد، مثلاً می بینید که یکی از رسانه های گروهی که چند شب پیش از این، دو سه شب پیش از این بود، می گفت که عراق هم خیلی آدم کشته، ایران هم

صحیفه نور جلد 17 صفحه 5

کشته، لکن ما راجع به عراق مستند نداریم، راجع به ایران مستند داریم، استناد داریم به چیزی. او چی است؟ آن یک چیزی است که منافقین در خارج منتشر کردند. مستند یک رادیوئی، نه اینکه نمی فهمند، می فهمند، خواهند یک چیزی بگویند، به خیال خودشان و بهانه ای دست بدهند، والا آنها می فهمند که این منافقینی که در خارج هستند و آن اشخاصی که حالا با هم جمع شده اند و تو سر هم می زنند و همه موافق با این هستند که اسلام نباشد، اینها می گویند که ما از آنها شنیدیم، چون از آنها شنیدیم، پس مستند است. خوب، ما یک همچو ابتلائی الان در دنیا داریم که حرف دشمن های ما که از اینجا بیرونشان راندند و آنقدر جنایات در این کشور کردند، مستند می شود، برای اینکه الان هر روز، روزی صد نفر در ایران در زندان اوین اعدام می شوند (یکی از حرف هایش است) صد نفر الان دارد اعدام می شود. خوب، یک همچو گرفتاری ما داریم، وقتی یک همچو گرفتاری داریم، ما باید خودمان توجه به مسائل بکنیم، هوشمند باشیم، یک وقت بهانه دست ندهیم که خدای نخواسته یک چیز کوچکی را ما عمل کنیم، این بهانه بشود دست آنها، و به قول خودشان مستند پیدا بکنند.
الان تمام رسانه های گروهی به ضد ایران، به ضد اسلام، اصلاً اسلام را آنها مضر می دانند، با افراد ایرانی بد نیستند، با افرادی که می خواهند طرف اسلام باشند، می خواهند اسلام را پیاده کنند، با اینها بد هستند، آنها اسلام را مضر به حال خودشان دانند و مع الاسف ما مبتلای به دولت های اسلامی که ملت ها اسلامی هستند، به دولت ها ئی هستیم که در کشورهای اسلامی هستند، آنها هم همین طور دارند دامن می زنند به اینطور اختلافات.
شما ملاحظه کنید که چقدر اسف بار است این مطلب که اسرائیل در محضر این دولت های به اصطلاح اسلامی، آنقدر به این زن و بچه و پیر و بزرگ لبنان صدمه وارد آورد، آنقدر افراد را کشت و آنقدر افراد را آواره کرد، و الان هم در آنجا مشغول به فعالیت است. چقدر اسف بار است که در محضر اینها این کار شده است و معذلک الان دنبال این هستند که آن توطئه ها ئی که آمریکا دارد درست می کند، طرح هائی که آمریکا می دهد که همه طرح ها شان بر ضد خلق است و بر ضد اسلام است، اینها در صدد هستند که پیشنهادهائی که قبلا کردند مثل کمپ دیوید و بعدش شبیه او را درست کردند و همه اینها متفق بر این هستند که اسرائیلی که اینقدر جنایتکار است، حالا مسلمان ها بشناسند به اسم یک دولت مستقل متعهد، این چقدر برای انسان دردناک است. و من الان را عرض می کنم که اگر چنانچه این دولت هایی که در خلیج فارس و اطراف خلیج فارس و در جاهای دیگر هستند، اینها یک همچو امری را تصویب کنند، و مثل طرح آمریکا یا طرح بعد از او که طرح شده است، اینها تصویب کنند و اسرائیل را شناسائی کنند، ملت ما و ارتش ما و سپاه پاسداران ما و اسلام و خدای تبارک و تعالی از آنها نخواهد گذشت. و بترسند از آن روزی که این ملت احساس بکند، این ارتش، این سپاه پاسداران احساس بکنند که تکلیف دارند که این اشخاصی که کمپ دیوید را یا شبیه او را برای استقلال و برای شناسائی اسرائیل تصویب کردند، تکلیف شرعی بر ایشان یک وقت حاصل بشود که اینها باید تأدیب بشوند. و این مسأله لبنان و همین طور مسأله ایران، مسأله هجوم به ایران و مسأله هجوم

صحیفه نور جلد 17 صفحه 6

به لبنان، یک مسأله ای بود که با طرح آمریکا عمل شد، یعنی آمریکا طرح داده، چون دیده است که اینجا از دستش رفته، طرح داده است که برای ایران مشکلات ایجاد کند (هر چه توانست مشکلات کرد و از بین رفت) بعد هم مشکلات جنگ را ایجاد کند و این جنگ هم ادامه پیدا بکند و این چیزی که حق است عمل نشود تا ادامه پیدا بکند و بهره برداری را آمریکا بکند. لبنان هم همین مسأله بود که طرحی آنها داشتند که در آنجا اجرا بکنند و اسرائیل را وادار کردند به اینکه آنطور جنایت ها را بکند، تا اینکه آن طرح هائی که به نفع آمریکاست و همه کشورها را اسیر آمریکا می کند بیشتر از آنچه که هستند، آنها اجرا بشود. خوب، این ملت های اسلام، این دولت های به اصطلاح اسلامی، تا کی می خواهند این ذلت ها را تحمل کنند و این تحقیرها را بپذیرند؟ تا کی اینها توجه به این ندارند که زندگانی شرافتمندانه بهتر از این زندگانی هاست که در پارک ها باشد و شرافتمندانه نباشد؟ اینها به خود بیایند، توجه کنند به این مسائل و اگر چنانچه طرح کمپ دیوید و همین طور امثال او برای شناسائی اسرائیل، اینها به آن رأی بدهند، هر یک از اینها که رأی دادند، یک وقت تکلیف شرعی برای ما می شود به اینکه با آنها یک معامله دیگر بکنیم.
ما نمی خواهیم با کسی جنگ بکنیم، شما می بینید که ما با عراق جنگ نداشتیم، ملت عراق ملت خود ماست، آنقدر که ما علاقه به عراق داریم، در عراق مرکز تشیع است، در عراق مرکز امیرالمؤمنین (ع) است، مرکز حسین بن علی (ع) است، مرکز سایر ائمه است، ملت اسلامی است، ما علافه داریم به عراق، همانطوری که علاقه داریم به ایران به اعتبار اینکه اسلام است، آنجا هم علاقه داریم به اعتبار اینکه یک کشوری اسلامی است و مرکز اولیاء خداست، ما هیچ وقت بنای بر این نداشتیم که به عراق یک صدمه ای وارد کنیم و تاکنون هم هر چه به من گزارش داده شده است، تقریبا این بوده است که به مردم عراق تعدی نشده است. اما ما چه بکنیم با یک همچو فاسدی که هم عراق را دارد به تباهی می دهد و هم ایران را به خیال خودش، ما چه کنیم با یک همچو آدمی که از اول می گوید که ما با رژیمی که زرتشتی هستند، نمی دانم مجوس هستند، یک رژیمی که همه اش صدای الله اکبر است، همه آن بناهائی که در عراق، بناهای اسلامی که در عراق هست، همه اش، اگر نگویم همه اش اکثرش از ایرانی ها بوده، ایرانی ها این بناها را ساخته اند، چطور آن آدم به اسم اینکه ایران زرتشتی است، نمی دانم پارسند، از فارسند (مگر فارس بودن اشکال دارد؟) به اسم اینکه همه ایرانی مجوس هستند، به اسم این، حمله کرد و بعد فهمید که نخیر، اسلام با الله اکبر پشت گردنی به او می زند و تاکنون هم اینطور بوده و بعدها هم اگر تسلیم حق نشوند ما یک امر غیراسلامی نمی خواهیم، ما یک امر حقی می خواهیم، ما می گوئیم یک متجاوز آمده است و آنهمه جنایات وارد کرده است، آنهمه افراد کشته است، آنهمه خانه خراب کرده است، آنهمه مردم را بی خانمان کرده است، آنهمه عراقی را بی خانمان کرده، اینهمه افرادی که از عراق فرار کردند آمده اند اینجا آواره شدند، همه اینها هستند، خوب، بیاید این آدم، این دولت، این کذا، بیاید، مردم را بنشانند، اشخاصی که عادل هستند، بنشانند و ببینند که ما چه می خواهیم. ما می گوئیم که این جنایاتی که این کرده است، چون پیشقدم بوده است، ما غیر دفاع، تاکنون هیچ کاری نکرده ایم، این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 7

جنایات باید جبران بشود. اگر ما دست از جنایات برداریم جانی هستیم، کمک به جنایت، خودش یک جنایتی است. ما می گوئیم که اینطور باید باشد، ما می گوئیم که باید اینها از کشور ما بیرون بروند و تعدی نکنند به کشور ما.
 

باید مسلمین با هم متحد بشوند و توی دهنی بزنند به امریکا

شما می دانید که هر روز آبادان مورد اصابت گلوله است و موشک است و امثال اینها، هر روز خوب، می آیند کنار و از آنجا با آن چیزهای دور برد می زنند به آن، کی را می کشند؟ مردم بیچاره را، مردمی که نه، و یک زن بیچاره ای است و یک بچه کوچکی است و اینها. هیچ کار ندارد، جز بقال است و نمی دانم خباز است ما می گوئیم که ما خواهیم که اینها تا آن حد بروند که نتوانند یک همچو کاری بکنند. خوب، بیایند عقلا بنشینند این کار را بکنند، ما که مخالف با آن نیستیم، لکن اگر نکنند، خوب، ما خودمان باید بکنیم، ما با قوه قهریه باید بکنیم. اگر اینها عمل کردند به اینها، خوب، ما دیگر حرفی نداریم، اینها بروند سراغ کارشان، ما هم سراغ کارمان. و اما اگر عمل نکنند و هر روز برای ایران یک غائله درست کنند و هر روز ایران را بکوبند، خوب - ما - تکلیف ما این است که جلوی این را بگیریم، تکلیف ما این است که تا هر جا جلوگیری از این امر متوقف به اوست، پیش برویم و کار خودمان را انجام بدهیم، این یک امر عقلی است، یک امر عقلائی است. آنها که الان هم در خاک ما هستند، الان هم در بلندی های ایران هستند، الان هم دارند ظلم و تعدی به ایران می کنند، ما دفاع نکنیم؟ ما آنها را بگذاریم سرجای خودشان هر غلطی می خواهند بکنند؟ خوب، ما دفاع بکنیم، همانطوری که از خرمشهر و جاهای دیگر بیرونشان کردند، اینها را هم عقب خواهند نشاند تا اینکه آن کاری را که ما می خواهیم، انجام بگیرد. اگر هم یک اشخاصی هستند، دولت هائی هستند که می خواهند این کار را بدون اینکه قوه قهریه در کار باشد، انجام بدهند، ما هم حاضریم. ما همیشه صلح طلب هستیم، لکن نه صلحی که جانی را سر جنایت خودش باقی بگذاریم، همچو صلحی، صلح نیست، ما صلحی می کنیم که با قدرت و قوت، دفاع از کشور خودمان، دفاع از اسلام بکنیم.
و من انشاءالله امیدوارم که همه مسلمین بیدار بشوند و توجه بکنند به اینکه اگر چنانچه جلوی آمریکا و این مهره های آمریکا که برای خاطر آمریکا و منافع او به اسلام صدمه وارد می آورند مثل اسرائیل و مثل صدام، انشاءالله مردم بیدار بشوند و بفهمند اگر به اینها مهلت داده بشود، همه مسلمین به تباهی کشیده خواهند شد. و آمریکا محدود نیست آمالش به یک کشور و دو کشور، و اینها، هر جائی را می خواهد او تحت سیطره او باشد و امروز روزی است که ما اعتقادمان این است که باید مسلمین با هم متحد بشوند و تو دهنی بزنند به آمریکا. و بدانند که می توانند، توانائی این امر را دارند، هم قدرت پرسنلی و افراد دارند، و هم ملت باهاشان موافق است، اگر امری بکنند، کاری بکنند، و هم امکانات زیاد دارند، شریان حیات آمریکا و غرب بسته به نفت این منطقه است. و من امیدوارم که همه ما خدمتگزار به اسلام و مسلمین باشیم و همه شما آقایان با تعهد به اسلام، با اینکه حاضر بدانید خدا را در

صحیفه نور جلد 17 صفحه 8

کارهای خودتان، آن روزی را که می خواهید یک کسی را کنار بگذارید، آن روزی که می خواهید به یک کسی فرض کنید که یک انگ غیراسلامی بزنید، توجه کنید که خدا حاضر است. اگر خدای نخواسته بر خلاف بکنید عمدا و اگر سهوی باشد، اشتباهی باشد که مقدماتش دست شماست، بدانید که این خدای حاضر و ناظر بر شما ممکن است نبخشد. توجه بکنید که کارها همه اسلامی باشد، برای خدا باشد، خدمت برای خدا باشد. و امیدوارم که خداوند به همه شما توفیق عنایت کند و همه شما برای خدمت به اسلام و مسلمین موفق باشید و همه ایرانی ها که در مکه مشرفه مشرف شدند، با سلامت، با صحت به اوطان خودشان برگردند. و من امیدوارم که حجاز و کشور حجاز و دولت حجاز با این عزیزان که بر ضد مخالفان اسلام هستند، بر ضد امریکا هستند، بر ضد آن دنباله آمریکا و آن فاسد هستند، به طور اسلامی عمل کنند و موجب نگرانی دولت و ملت ما را فراهم نکنند که اگر این فراهم بشود، ممکن است خطری داشته باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای مرکزی جهاد سازندگی و نماینده امام در این نهاد

تاریخ: 1361/06/17

 

جهاد، خدمتگزار مردم محروم و مستمند بوده است

بسم الله الرحمن الرحیم
از حرف های جنابعالی می فهمیم که شما سر موفقیت را به دست آورده اید. جهاد، خدمتگزار مردم محروم و مستمند بوده است. جمعیت و یا ملتی اگر بخواهند موفق باشند، علاوه بر اینکه برای خدا باید کار کنند و از دیگران چشمداشتی نداشته باشند، باید با مردم باشند. بدون مردم نمی شود کار کرد و موفقیت حاصل نمی شود. سر قضیه همانطور که خودتان فهمیده اید این است که مردم را نمی شود به چیزی توجه داد مگر توسط روحانیون و در طول تاریخ هر چه بوده از روحانیون و مردم بوده است و هر وقت این دو را از صحنه کنار گذاشته اند، همه اش فساد بوده است و در همین پنجاه سال هم که ما شاهد آن بوده ایم، آنچه که ما را در دامن غرب انداخت این بود که روحانیون و مردم را سرکوب کرده بودند. انشاءالله دولت و مجلس آنچه مصلحت جامعه است در نظر بگیرند و کاری کنند این مستمندانی که در طول تاریخ محروم بوده اند را نجات دهند. باید گفتگو شود که خدای ناخواسته کاری نشود که جهاد نتواند کاری بکند. من آنچه از جهاد شنیده ام، این است که فعالیت های چشمگیری داشته و بخصوص آنچه در جبهه ها انجام می دهند، بسیار ارزشمند است. به این امر ادامه دهید، خداوند به شما توفیق می دهد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد 17 شهریور

تاریخ: 1361/06/17

 

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد 17 شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم
و ذکر هم بایام الله (قرآن کریم)
تذکر به ایام الله که خداوند متعال به آن امر فرموده است، انسان ساز است، قضایائی که در ایام الله رخ داده است، برای تاریخ و انسان ها در طول تاریخ آموزنده و بیدار کننده است. حوادث بزرگ تاریخ که قرآن مجید هم از بعض از آنها یاد کرده است، سرمشقی پربرکت برای ساختن جامعه ها و اشخاص و جامعه عصر ما که عصرانقلاب است و در کشور ایران که کشور انقلاب و شاهد بسیاری از حوادث بزرگ است که باید آنها را ایام الله محسوب کنیم و به ذکر آنها و تذکر آن ایام بپردازیم که برای ملت قهرمان و مجاهدان سلحشور، درس انقلاب است.
17 شهریور که اکنون در آستانه سالگرد آن هستیم از ایام الهی است که باید ذکر آن را زنده نگه داریم و به نسل های آینده تسلیم کنیم.
فداکاری های ملت سلحشور در راه اسلام و دیو سیرتی دژخیمان رژیم شاهنشاهی در این روز و ایامی نظیر آن، درس بسیار ارزنده ای از فداکاری ای است که ملت مظلوم سلحشور را و رژیم جنایتکار پهلوی را در طول تاریخ معرفی نموده است تا نسل های آینده ببینند این جمهوری اسلامی با چه جان نثاری ها و از خودگذشتگی هابه دست آمده است تا انشاءالله آنان نیز با شهامت و شجاعت و ایثار و فدای عزیزان خویش، این هدیه بزرگ الهی را حفظ نمایند.
17 شهریور 57 و نظایر آن که قبل از پیروزی انقلاب و پس از آن بسیار بوده است و ملت مجاهد ایران بحمدالله تعالی در همه آنها پیروزمندانه و شرافتمندانه و سرافرازانه در سرکوبی ستمکاران، قیام و اقدام نمودند، جلوه الهی و قدرت پایان ناپذیر ایمان به غیب را در جهان پرتو افکن ساخت و آفتاب فروزنده اسلام را که از گریبان مجاهدان در راه حق سربرآورد، به عالمیان بویژه مظلومان و مستضعفان معرفی نمود و به آنان درس پربرکت جانبازی در راه هدف الهی را آموخت. بگذار کور دلان در داخل و خارج هر چه می خواهند بکنند و بگویند و به هر جنایتی که روی تاریخ را سیاه می کند و روی منافقان و همقطاران جنایتکارشان را سیاهتر، دست بزنند و با انفجارها که کار جنایتکاران ورشکسته است و هر فرد ساده ای می تواند این نحو جنایات را انجام دهد، به اسم قیام مسلحانه برای نجات خلق و جنگ خیابانی برای سرنگونی اسلام و جمهوری اسلامی، برای خود و

صحیفه نور جلد 17 صفحه 12

سبعانی امثال خود، دلخوشی و برای رسانه های گروهی در خدمت ابر جنایتکاران سوژه تبلیغاتی بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی فراهم کنند.
ملت شریف ایران باید اذعان کند که منافقان سیه بخت و همقطاران آنان گوی سبقت را از جنایتکاران تاریخ و گوی رذالت و خباثت را از سفلگان جهان ربوده اند و گمان ندارم شما بتوانید گروه و یا دسته ای را بیابید که جنایات و سفلگی شان به ابعاد این گروهگ منافقین باشد که مدعی اسلام راستین باشند و قرآن کریم و آیات حدود آن را محکوم کنند، آن هم با تعبیری جسارت بار و کفر شعار مدعی طرفداری از خلق باشند و اینگونه با بندگان مستمند و کارگر و طبقه ضعیف رفتار کنند. بمب گذاری کنند و آن را جنگ خیابانی مسلحانه بنامند و ادعای قدرتمندی کنند و چون دزدان و روبهان فرار کرده و در بیغوله ها بخزند. ادعای سیاستمداری کنند و اینگونه با اعمال احمقانه، خود را از ملت جدا و رسوا و منزوی کنند. ادعای علم و جهان بینی کنند و اینگونه در مسائل واضح، جاهل باشند که با جهل و نادانی خود تار و پود خود را بگسلانند. ادعای خدمت به میهن و کشور کنند و اینگونه به دشمنان سرسخت کشور و میهن خدمت کنند و از استقلال و آزادمنشی دم زنند و اینگونه وابسته به قدرت های شیطانی باشند. اینجانب صدای انفجاری را که به دست این جنایتکاران در پارک شهر در شب گذشته اتفاق افتاد، در جماران شنیدم. این انفجار عظیم در محلی اتفاق افتاد که مرکز طبقه مستمند و کاسب جزء و کارگر و محل اجتماع زن و مرد و طفل و طبقه ضعیف و محتاج است و آنچه گزارش شده است، ده ها نفر شهید و مجروح به جای گذاشته است که در بین آنان زنان باردار و طفل کوچک شیرخوار بوده است و شما بدانید که اگر این گروهک ها بتوانند، تهران را بویژه محله های جنوب شهر که بیشتر در تحقق اهداف اسلامی فداکاری کرده اند، یکسره منفجر می کنند. این است قیام مسلحانه و جنگ خیابانی با سپاه پاسداران و این است منطق آنان که برای ریاست دنیا به دام شیاطین افتاده اند. و باید ملت شریف ما بدانند اینان همیشه کارهائی را که انجام می دهند ارزیابی می کنند تا اگر اصلاح خود را در انکار دیدند، انکار کنند و اگر صلاح را در عهده داری دیدند، به عهده بگیرند و آن را از شاهکارهای چریک های رزمنده خود و به عنوان یک پیروزی و اگر بشود، جنگ خیابانی مسلحانه، تحویل رسانه های گروهی دهند و ما بیش از این منتظریم تا رادیوهای بیگانه این عمل احمقانه را به عنوان شکست جمهوری اسلامی و بی ثباتی حکومت، به خورد ساده دلان دهند. از خداوند تعالی عاجزانه تقاضا می کنم که ما را از شر نفس اماره و شیطان درونی و بیرونی حفظ فرماید. سلام و درود بر شهیدان و آسیب دیدگان هفدهم شهریور و نظایر آن. سلام و درود بر بازماندگان شهدا از پانزدهم خرداد تا هفدهم شهریور 57 و تا پانزدهم و هفدهم شهریور 61 و سلام بر ملت شریف و مجاهد ایران که با همت والای خود هر مشکلی را تحمل و با روی گشاده در جبهه و پشت جبهه برای اهداف مقدس اسلام فداکاری می کنند و سلام و صلوات خداوند متعال و ملائکه الله و انبیاء معظم و اولیاء خدا بر حضرت بقیه الله ارواحنالتراب مقدمه الفدا
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع رهبران مذهبی بنگلادش

تاریخ: 1361/06/17

 

مسلمین باید در مقابل کفار و مشرکین متحد شوند

بسم الله الرحمن الرحیم
از اینکه شمابه اینجا تشریف آورده اید متشکرم و امیدوارم در مدتی که در تهران هستید، کسانی که همراه شما هستند و می توانند با مردم رفت و آمد کنند را مأمور سازید تا بروند با مردم گفتگو کنند و ببینند وضع ایران چگونه است، آیا مورد رضایت مردم هست یا خیر، و ببینند مردم چگونه با آغوش باز به دولت کمک می کنند و ببینند که ایران، آرام و حکومت اسلام برقرار و مردم آزادند. شما در نماز جمعه ها و ادارات و سایر مجامع اگر بروید، می بینید که مردم جز اسلام هدفی ندارند و در این جنگ هم مردم پشتیبان دولت هستند.
اما راجع به اصل و اساس مسائل مسلمین، ما معترفیم که این دو برادر شیعه و سنی به واسطه دست که در کار بوده است، چه از روی تقصیر یا قصور، نتوانسته اند اتحادی را که مسلمین باید در مقابل کفار و مشرکین داشته باشند، ایجاد نمایند الان هم نمی گذارند، زیرا در اطراف پاکستان و هند و بنگلادش و دیگر نقاط، مناقشه زیاد است و این امر موجب ضعف مسلمین و قوت سلطه گران گردیده است. ما از جناب ایشان توقع داریم که در کشور خود و در میان دولت های همجوار جدیت کنند که اختلافات مرتفع گردد و مسلمین با هم در مقابل کفار و مشرکین متحد شوند. آنها می خواهند اسلام نباشد تا بتوانند فضائل ما را بگیرند. در زمانی که همه مسلمین گرفتار کفار و مشرکین و منافقین هستند، وقت آن نیست که ما با هم جنگ و نزاع کنیم.
 

صدام با اساس اسلام مخالف است، صدام مهاجم و ما همیشه در حال دفاع بوده ایم

اما مسأله ای که بین ما و عراق است و ممکن است شما از آن بی اطلاع باشید، این است که صدام از زمانی که من در نجف تبعید بودم، در بین مردم، به عنوان مخالف اسلام و به جلادی و خونخواری معروف بود. البته در آن زمان هنوز رئیس دولت نبود، اما وقتی که رئیس جمهور شد، به اسم اینکه ایران و ایرانی ها فارس و مجوسند، با تحریک آمریکا از زمین و دریا و هوا به ایران حمله کرد و ملت ما وقتی که متوجه گشت، همراه با قوای مسلح اسلام، آنها را متوقف ساخت و الان هم که سال سوم جنگ نزدیک است، صدام مهاجم و ما همیشه در حال دفاع بوده ایم. ما بر حسب حکم اسلام

صحیفه نور جلد 17 صفحه 14

و قرآن و عقل نمی توانیم که دفاع نکنیم. آنها هر روز به شهرهای ایران و بر روی مردم بی دفاع، بمب و یا موشک می اندازند و تا زمانی که آنها اینگونه تجاوز می کنند، ما دفاع خواهیم کرد. صدام در طول این مدت مرتب می گفت صلح، و صلح او عبارت از این بود که خوزستان به او داده شود. ما الان هم صلح را می خواهیم به شرط اینکه آدم متجاوز سرجایش بنشیند. ملت ما ایستاده و در صحنه است تا به خواسته های مشروع خود دست یابد، زیرا عراقی ها به کشور ما آمده اند و هر کجا را که گرفته اند با بمب خراب کردند، به طوری که الان بسیاری از شهرها و دهات غرب و جنوب به تل خاکی تبدیل گردیده است. حرف ما این است که متجاوز باید غرامت ما را بدهد و اشخاص با صلاحیت بیایند و متجاوز را تشخیص داده و مجازات کنند. ما هرگز به مردم عراق تعدی نکرده ایم، در حالی که نیروهای ما می توانند بغداد و یا بصره را بزنند، ولی این کار را نمی کنند. شما تحقیق کنید و ببینید که آنها هر روز آبادان و بعضی از شهرهای دیگر ما را می زنند و مردم بی دفاع ما را کشته و گویند ما نظامی ها را می کشیم. ما با ملت عراق برادر هستیم و خاک آنها را مقدس می دانیم. آنجا محل اهل بیت و مدفن امیرالمؤمنین و امام حسین علیهم السلام است. دو سوم مردم آنجا شیعه و برادران اهل سنت هم با ما موافقند، در حالی که صدام با اساس اسلام مخالف است و تابع آن مرد عفلقی می باشد. ما حاضریم صلح کنیم، ولی نمی شود متجاوز را مجازات نکرد و غرامت تجاوز را نگرفت، اسلام هم چنین اجازه ای را نمی دهد. اینها با کمک رادیوهای بیگانه تبلیغ می کنند که ایران می خواهد کشورهای خلیج فارس را بگیرد. ما همانگونه که مکرر گفته ایم، شارع مقدس به ما اجازه چنین کاری را نمی دهد، اما اینکه مسلمین از جان و مال و نوامیس خود دفاع کنند، این را هم خدا و هم عقل و هم شرع اجازه می دهد. ما ملت مظلومی هستیم و از شما خواهیم در مسائل مربوط به ما تحقیق کنید. شما ملاحظه کردید در لبنان یک دولت پوشالی دو میلیونی یعنی اسرائیل در مقابل یک میلیارد مسلمان ایستاد و حمله کرد و آنقدر جنایت کرد که در تاریخ کم نظیر است. آنوقت می بینیم که دولت های اسلامی در تلاشند که آن را به رسمیت بشناسند. ما می گوئیم اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و بیت المقدس مال مسلمین و قبله اول مسلمین است. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر پست تلگراف و تلفن و مسؤولین شرکت مخابرات

تاریخ: 1361/06/27

 

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر پست تلگراف و تلفن و مسؤولین شرکت مخابرات

بسم الله الرحمن الرحیم
من متقابلاً شهادت حضرت امام محمدتقی علیه السلام را به شما تسلیت عرض می کنم. در خلال صحبت های شما مطلبی بود مبنی بر اینکه کارهائی که سابقاً خارجی ها انجام می دادند، الان توسط خود آقایانی که در مخابرات هستند انجام می گیرد. ما واقعاً باید متاسف باشیم از اینکه در طول سلطنت این دو جنایتکار چقدر صدمه دیدیم و اگر گذاشته بودند که خود مردم و دانشمندان، متکفل امور باشند و مردم را تشویق کرده بودند، حال کشور ما اینطور نبود. ما الان باید فرصت را غنیمت شمرده و برای اسلام و کشور اسلامی کار بکنیم و زندگی خودمان را هدر ندهیم. امروز مردم از وضع دولت مطلعند و شما مردم را برای پشتیبانی از خود لازم دارید. دولت بدون پشتیبانی مردم نمی تواند کار بکند و هر یک از ادارات و وزارتخانه ها باید این مسأله را مد نظر داشته باشند که برای خدا مردم را راضی نگه دارند. اگر شما تاریخ پنجاه سال سلطنت را ملاحظه کنید، آنوقت تکلیف خودتان را می دانید که با ملت بودن چیست و بدون ملت بودن چیست. همه ما باید برای خدمت به توده هائی که در طول تاریخ همیشه محروم بوده اند کوشش کنیم و دولت باید آنها را مقدم بدارد و مغزهایی را که مشغول به کارند، تشویق بکند. دولت باید این فرصت را که در این کشور افرادی پیدا می شوند که خودشان می توانند کارها را انجام بدهند، غنیمت بشمارد و به تدریج انشاءالله به آن جائی برسند که ما دیگر به خارج احتیاجی نداشته باشیم. مسلماً اینها تشویق می خواهند و شما باید به این فکر باشید که برای خدا کار کنید تا نتیجه کارتان تا ابد باقی بماند. بدانید هر کاری که شما انجام دهید و ملت از آن استفاده اسلامی و فرهنگی بکند، برای شما فایده دارد. اگر شما هم نباشید. شما باید کسانی را که برای کارها، خصوصاً برای مخابرات انتخاب می کنید، شناسایی کنید تا اینکه متعهد به اسلام باشند، نه باادعا. زیرا الان همه ادعای این را دارند که ما متعهد به اسلام هستیم. و بدانید که در عین حال که همه دنبال شناسائی اقشار مخالف، منافق و چپگرا هستند، معذلک ممکن است کسانی باشند که با نفوذ خود بخواهند اوضاع را به هم بزنند و برای ملت و دولت غائله به بار آورند و یا اسرار مملکت را بیرون برده و در مخابرات استراق سمع نمایند. امیدوارم خداوند شما را در خدمت به این مردم محروم تأیید فرماید و این دولت و این مجلس و سایر مردم را برای شما و ما نگه دارد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع رؤسای دانشگاه ها، اعضای دفتر هماهنگی حوزه و دانشگاه، معاونان، مدیران کل و مسؤولان ستادی - اجرائی وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و آموزش عالی

تاریخ: 1361/06/28

 

بیانات امام خمینی در جمع رؤسای دانشگاه ها، اعضای دفتر هماهنگی حوزه و دانشگاه، معاونان، مدیران کل و مسؤولان ستادی - اجرائی وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و آموزش عالی

بسم الله الرحمن الرحیم
ما امروز مواجهیم با چهره های علمای محترم و اساتید دانشگاه و حوزه علمیه، به طور کلی در تمام سطح هائی که مشغول آموزش هستند، چه در دانشگاه که آن هم آموزش است و چه در سطح های پائین تر و چه در این نهضت سوادآموزی که امید است توفیق زیاد پیدا بکنند و بیسوادی را ریشه کن کنند، دو رکن بزرگ، آموزش و پرورش است. همه جا، حالا - من - اسمش یک جائی آموزش باشد، یک جائی دانشگاه، آن فرق نمی کند. دو رکن اصلی، آموزش و پرورش است و اسلام در هر دو رکن سفارش اکید فرموده است و پرورش سفارشش بیشتر شده است و اهمیتش هم بیشتر است. پرورش به معنای اینکه در هر جائی که علما مشغول تدریس هستند، علمای دانشگاه و علمای حوزه های علمی قدیمی و استادها در هر جا هستند با این دو رکن مواجهند، رکن آموزندگی و تربیت علمی و رکن پرورش و تربیت اخلاقی و تهذیب نفس. ما اگر فرض کنیم که یک ملتی آموزش و پرورش در آن نفوذ کرد و همه ملت آموزش یافتند به اندازه ای که احتیاجات ملت است و پرورش یافتند و تهذیب نفس کردند و تربیت اخلاقی شدند، ملتی که یک همچو توفیقی را پیدا بکند یک ملت نمونه ای خواهد بود. و ما حالا هر دو جهتش را عرض می کنیم و چیزهائی که مترتب بر هر دو جهت است آقایان می دانند، لکن تذکر، باز خوب است. مسأله آموزش و مساله تعلیم و تربیت علمی، یک مطلبی است که در قرآن کریم، در احادیث اولیای خدا از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و السلام) تا سایر ائمه هدی، همه جا ذکر از این قضیه بوده است و تجلیل از مقام علما به معنای وسیع و وادار کردن به اینکه باید علم را بیاموزند، اگر چه در چین باشد و این مثل است، یعنی اگر چنانچه علم را هم از یک کشورهائی که دور افتاده اند و از اسلام هم اطلاعی ندارند، لکن از علم شان استفاده باید کرد. و از مهد تا لحد، از وقت تولد تا آخر، که باز این یک تاکیدی است بر اینکه تعلیم و تعلم انحصار به یک سن خاصی ندارد و هیچ کس هم مستغنی از آن نخواهد بود. علم یک حقیقت غیرمتناهی است و انسان اگر در تمام عمر هم تحصیل علم را بکند، باز به آخر نرسانده است و لهذا سزاوار است که انسان در تمام مراحل عمر مشغول تحصیل علم باشد. یعنی همه محتاجیم به اینکه از یکدیگر چیز یاد بگیریم. همه محتاج به تعلیم و تربیت علمی هستیم. هیچ وقت نیست که انسان از این مستغنی بشود و کسی که بخواهد خودش را بسازد در جهت علم، نباید در

صحیفه نور جلد 17 صفحه 19

یک حدی که رسید بگوید این بس است. کسی که این معنا را توهم کند که این مقدار بس است، این ادراک نکرده است ماهیت علم را. علم یک معنائی است، یک حقیقتی است در هر رشته ای، که آخر ندارد، غیرمتناهی است. از این جهت ما باید در تمام مدت عمرمان علم را تحصیل کنیم، مطالعات را داشته باشیم و دیگران را تربیت کنیم، تربیت علمی کنیم و سطح معلومات مردم را بالا ببریم. و در یک کشوری که در این جهت کامیاب نبوده است، حالا که ما و شما و آقایان متصدی این امر هستیم، باید هم نهضت سوادآموزی توسعه داشته باشد و همه شرکت کنند، کسانی که سواد ندارند شرکت کنند، تا آنها را ببرند به حدی که برای خودشان بتوانند مسائلی را بفهمند و هم از کودکستان تا دبیرستان، تا بالاتر و دانشگاه، باید تحصیلات را تحکیم کنند و همچو نباشد که دنبال این باشند که یک سندی دست بدهند، یا یک سندی بگیرند، یک مدرکی داشته باشند. خود علم را تعقیب کنند و حتی اساتید دانشگاه هم محتاج به تعلیم و تعلم هستند و همین طور در حوزه های علمی قدیمی، آنها هم در یک حدی قانع نباید باشند و تا آخر عمر مشغول باشند، مشغول به تحصیل، مشغول به تعلیم. آنهائی که مدرس هستند و تعلیم می دهند، توجه دارند که خودشان استفاده کنند از تدریس شان و از تعلم شان و از شاگردهاشان، بسیاری از امور را، چون آنجاها یک بحث آزادی است و هر کس حق دارد که اشکال بکند و حرف استاد را قبول نکند و حرف استاد را رد بکند. اساتید می دانند که در این رد و بدل و در این اعطا و اخذ، اخذ زیاد است و انسان در همان جا تربیت علمی می شود. قضیه علم معلوم است و همه می دانید که یک موهبت شریف است که همه آروزی او را دارند و - هیچ انسان هم - در فطرت انسان این است که هیچ وقت بس ندارد. فطرت اینطوری است. شما اگر فرض بکنید که تمام علوم مادی و معنوی را بدانید و بشنوید، یک وقتی که در یک جائی هست که یک علم دیگر هم هست، فطرت شما آن را هم می خواهد. غیرمتناهی است فطرت در همه امور. اهمیت علم، یک امری است که همه می دانند و واضح است.
 

هر چه به سر بشر می آید از علم بدون تهذیب است

لکن ما حساب این را بکنیم که قضیه پرورش و قضیه آموزش چه جور است یعنی آموزش اخلاقی و معنوی و قضیه تهذیب نفس، آن وضعش چطور است. ما اگر فرض کنیم که دانشگاه ما یا فیضیه ما، علوم را به طور وافر می دانند و تدریس هم کنند لکن فرض بکنیم که پرورش روحی و تهذیب نفس و اخلاق در آن نباشد، آیا از این تربیت علمی فقط، منهای تربیت های روحی و پرورش معنوی، چه حاصل می شود برای کشورشان؟ و چه حاصل می شود برای اسلام عزیز؟ و چه حاصل می شود برای مردم، ملت؟ علم حاصل شد، اما اگر تربیت معنوی نباشد پهلوی علم و پرورش روحی نباشد، چه بسا که (و بسیار هم شده است که) همین علم، مایه فساد شده است و همین عالمی که تهذیب نفس نداشته است و همین استاد دانشگاه که تهذیب نفس نداشته است، و همین استاد دانشگاهی که مهذب نبوده اند، برای یک کشور تحفه فساد می آورند، بهتر می توانند فساد را در کشور ایجاد کنند.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 19

شما می دانید انشاءالله و باید بدانید که در طول تاریخ که ما و شما و ملت ما صدمه دیده است و در این اعصار اخیره که صدمات بیشتر شده است و وابستگی های کشور به حد اعلا رسیده بوده است، این فقط برای این بوده است که علم بوده است، تربیت اخلاقی و دینی و معنوی نبوده است. اگر دانشگاه از اول که ایجاد شد و تحقق پیدا کرد، این دو رکن در آن پیاده شده بود، رکن علم و رکن تربیت معنوی، اگر این دو جهت در دانشگاه پیدا شده بود، محصولات این دانشگاه هم محصولاتی صحیح و مترقی و سازنده بود و کشور ما به این حالی که ما الان داریم می بینیم، نبود.
گرفتاری های همه برای این است که اعوجاج اخلاقی و تهذیب نفس در کار نبوده است، اعوجاج اخلاقی بوده است، تهذیب نفس در کار نبوده است. همه مصیبت هائی که بر کشورها وارد می شود و شما ببینید که در تمام دنیا وقتی که ما نظر بیندازیم به تمام دنیا، اینهمه مصیبت هایی که وارد می شود بر مظلومان، بر تمام دنیا و اینهمه افکار که خرج می شود برای اینکه یک چیزی درست کنند که مردم را هلاک کنند، توپ و تانک و نمی دانم موشک و امثال ذلک، اینها برای این است که تربیت معنوی ندارند نه آنهایی که مسیحی هستند، مسیحی هستند و به تعلیمات حضرت مسیح سلام الله علیه، عمل می کنند و تربیت شدند و نه آنهائی که یهودی هستند به تربیت های حضرت موسی سلام الله علیه تربیت شدند و نه آنهایی که مسلمان هستند به تربیت های معنوی اسلام تربیت شدند. ادعا زیاد است، ادعای اینکه صلح طلب هستیم، ادعای اینکه ما می خواهیم در عالم صلح برقرار بشود زیاد است، از ابرقدرت ها هم بیشتر از جاهای دیگر است، آنها بیشتر ادعا می کنند که ما می خواهیم صلح در جهان باشد. انبیا هم این دعوت را می کردند، لکن کدام درست گفتند؟ کدام صادقند؟ انبیا هم صلح را در جهان خواستند و مردم را دعوت به صلح می کردند، اینها هم ادعا کنند که ما صلح طلبیم. رادیو اسرائیل یک برنامه ای داشت که کانه تمام این صهیونیست ها و این جنایتکارها همه برای خدا کار می کنند، برای حقیقت کار می کنند، برای صلح کار می کند، همه طرفدار مظلومان هستند، همه طرفدار چه هستند. این ادعای آنها، آن عمل آنها!! همین عملی که تازه هم اتفاق افتاده، آمریکا هم همین ادعا را می کند. اگر چنانچه یکی از اینها بروند در کلیساهای خودشان، همه آداب کلیسا را بجا می آورند و همان صحبت های کلیسا را می کنند، لکن وقتی که در مقام علم است، چه می کند؟ می بینید. برای اینکه نه آنها مسیحی هستند. و من تعجب می کنم از این که مسیح با آن همه تهذیب نفس و با آن همه دعوت به معنویات، چطور شده که مریدهایش بدتر شدند از یهود هم با اینکه از یهود نمی شود گفت کسی بدتر است (یهود، اسرائیل را می گویم) چه جور شده است که مریدهای او، سران کشورهائی هستند که تمام بشر را دارند به آتش می کشند. این، برای این است که علم را اینها دارند، علم سیاست دارند، علم صنایع دارند، همه چیز دارند، اما آنی را که باید داشته باشند ندارند، آنی که برای بشر مفید است، ندارند و آن، تهذیب نفس و معنویات. نه معنویت مسیح را آنها دارند و نه معنویت موسی کلیم را آن دسته دارند و نه معنویت اسلام را اینهائی که ادعای اسلام می کنند، بسیاری شان دارند. آن جنبه تعلیماتی، اگر چه بسیار اهمیت دارد، لکن اگر پهلوی او پرورش روحی نباشد، مضر به حال بشر است.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 20

تمام این خرابی هائی که می بینید وارد می شود بر همه کشورها، خرابی هائی است که منشأش علما بودند، علمای دانشگاه ها منشأ این مسائل بودند. آنهائی که موشک ها می سازند، آنهائی که طیاره ها می سازند، آنهائی که چنین و چنان، منشا تمام این خرابی ها اینها هستند. و هر چه به سر بشر می آید از علم می آید، علم بدون تهذیب.
 

اگر چنانچه علم در یک قلب فاسد وارد شد، ضررش بیشتر از نادانی است

اگر چنانچه ما فرض می کردیم که بشر مهذب بود و عالم نبود، دنیا با آرامش، با آرامش خاطر زندگی می کرد. اگر ما فرض می کردیم که علم توی کار نبود، فقط تهذیب نفس بود، البته خیلی عقب بود بشر از اینکه علم ندارد، خیلی نقیصه بزرگ داشت، لکن رویهمرفته اش برای بشر، صلاح این است که آموزش داشته باشد. اگر امر دایر شد بین این دو تا، صلاح بشر این است که علم تحصیل بکند، یا صلاح بشر این است که تربیت معنوی داشته باشد؟ ما شک نداریم در اینکه اگر امر بین این دو تا باشد، دایر بین این دو تا، یعنی اگر یکی آمد دیگری نباشد، اگر علم آمد تهذیب نباشد، اگر تهذیب هم آمد علم نباشد، اگر این بشر مهذب باشد، آزار به کسی نرساند، مردم را رنج ندهد، با مردم رئوف باشد، مردم را برادر خود بداند، بشر را برادر و همتای خود بداند، اگر یک همچو معنائی با همه شوونی که تهذیب نفس داشت، بود، علم هم هیچ نبود، مردم در آسایش بودند. و اگر علم بود و تهذیب نبود، اگر انبیا را ما استثناء بکنیم از بشر، از اول انبیائی در کار نبودند و بشر خودش خود به خود بزرگ می شد، اگر اینطور بود، تمام بشر به هلاکت و به ناسامانی می رسید و روی خوش در بین بشر اصلاً پیدا نمی شد. الان که می بینید که یک عدد بسیاری از مردم خوب هستند و آن توده های مردم است، این از برکت همان تربیت های معنوی انبیاء خداست. تربیت های معنوی انبیاء خدا، در عین حالی که همه قبول نکردند این تربیت را، معذلک آنقدر در دنیا نور افکنده است که توده های مردم، توده های ضعیف مردم، همه خوب هستند. کمتر در آنها این فسادها پیدا می شود. اگر ما فرض بکنیم که شماهائی که از اول می خواهید آموزش بدهید و نهضت سواد آموزی درست کردید، همراه او، شما پرورش نداشته باشید و تهذیب نفس نداشته باشید، این عمل شما خیلی خوب، اما هدر رفته است، همراهش باید این باشد. و اگر چنانچه شمایی که متکفل آموزش نونهالان هستید، فقط دنبال این باشید که ما علم شان را درست کنیم و دنبال پرورش شان نباشید، دنبال تهذیب نفس نباشید، شما هم موفق در کار نخواهید بود، یعنی یک خدمت مثبتی برای کشور خودتان نکردید.
بالاتر از اینجا، دانشگاه است. اگر اساتید دانشگاه فقط هم شان این باشد که درس بگویند (البته دانشگاه های سابق ما، درس هم درست نبود، اگر بود، ما اینقدر عقب نمانده بودیم از دانش هم، حالا ما فرض می کنیم که خیر، خوب حالا هم انشاءالله خوب است) . فقط بنایشان بر این باشد که تعلیم کنند اینها را، پهلویش تربیت نباشد، تربیت معنوی نباشد، از دانشگاه آنها می آید بیرون که فساد می کند. حوزه های علمی هم همین طور است. اگر در حوزه های علمی قدیمی تهذیب نباشد، اخلاق نباشد،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 21

آموزش معنوی نباشد، فقط آموزش علمی باشد، فقط علم در کار باشد، آنجا هم افرادی از آن خواهند بیرون بیاید که دنیا را هلاک می کنند، به هم می زنند. پس آن دو رکن آموزش با رکن پرورش باید بگوئیم که اینها با هم هستند و اگر با هم در یک جمعیتی، در یک بنگاهی، در یک مدرسه ای، در یک دانشگاهی، اینها همدوش هم رفتند و جلو رفتند، آنوقت است که ما استفاده از دانشگاه می کنیم، استفاده از حوزه های علمی می کنیم، استفاده از همه جا می کنیم، از آموزش های پائین و بالا، همه جا، همه مراتب. بنابراین چیزی که مهم است، قضیه پروراندن روح این اطفال از کوچکی تا برسد در هر جا که می روند، آنها را تربیت روحی بکنند و تربیت علمی، اگر چنانچه علم در یک قلب فاسد وارد شد، در یک مغز فاسد از جهت اخلاق وارد شد، ضررش بیشتر از نادانی است. نادانی فقدان یک امر بزرگ است، اما دیگر ضرر زدن نیست و نابود کردن نیست. خلاف اینکه اگر دانش باشد بدون بینش اخلاقی و بینش نفسانی و الهی، این است که بشر را به هلاکت می رساند. انبیا هم آنقدری که در تربیت پافشاری می کردند و آنقدری که مردم را سوق می دادند به اینکه مهذب باشند، آنقدر علم را سوق نمی دادند به علم. سوق به تهذیب بیشتر از او است برای اینکه او فایده اش بیشتر است. البته علم هم یک چیزی است که مورد نظر همه بوده و هست، لکن اینها باید با هم باشند. اینها یک دو بالی هستند که اگر یک ملتی بخواهد پرواز کند طرف سعادت، با دو تای اینها باید پرواز کند، یکی اش که ناقص باشد نمی شود. و من امیدوارم که شما آقایان اساتید دانشگاه، علمای حوزه ها، این روابطتان را حفظ بکنید. یکی از خیانت هائی که به این کشور شد، جدا کردن فیضیه به اصطلاح با دانشگاه بود. اساتید از ملاها می ترسیدند می گفتند اینها هیچ اند، اینها تهی مغزند، اینها هیچی نمی دانند، حوزه های ما هم از دانشگاهی ها می ترسیدند، می گویند آنها بیدین اند همه شان. تفاهم وقتی بشود، من گمان می کنم امروز اینجور نیست دیگر مسأله. وقتی که پای علما در دانشگاه باز شد و پای اساتید دانشگاه در حوزه ها باز شد، آنوقت می فهمند که - مسأله - چه جنایتی وارد شده است بر این کشور. وقتی که اساتید دانشگاه تشریف بردند به قم و با آقایانی که مشغول هستند به این کارها تماس گرفتند و با هم نشستند و مسائل را طرح کردند، آنوفت می فهمند که اینقدر فریاد که زده می شود که اسلام یک فرهنگ غنی ای است در همه چیز، این اسباب این نمی شد که آنوقت در دیوارهای دانشگاه نوشته بشود که اسلام یک، یا به تعبیر اینطور هم نباشد، نظیر این را. این برای این است که تفاهم در کار نبوده است. از اول اینطوری می خواستند درست بکنند دانشگاه را و اطفال ما را از اول می خواستند به یک فرمی اینها را بار بیاورند که دشمن بشوند با اسلام و با هر چه که مربوط به اسلام است. اسم آخوند را توی دانشگاه نمی شد ببری، اسم دانشگاهی هم در محیط فیضیه نمی شد ببری. هر یک از اینها اگر می رفتند آنجا، خودشان را غریب می دیدند، خودشان را هیچ می دیدند، می دیدند چه محیط بدی وارد شده اند. این برای این بود که اینطوری درست کردند تا اینکه این دو جبهه ای که می توانند کشور را حفظ کنند و می توانند نجات بدهند از گرفتاری ها، اینها دشمن هم بشوند. این سرکوبی او را بکند، او سرکوبی این را بکند آنها نتیجه اش را بگیرند و نتیجه را گرفتند، دیدیم که گرفتند. آنقدر پافشاری در دشمن کردند

صحیفه نور جلد 17 صفحه 22

این دو قشر، برای چه بود؟ آنقدر تبلیغات سوء از همه اطراف نسبت به این طبقه مظلوم علما و از آن طرف در آنجا، آنهمه تبلیغات برای دانشگاهی و دانشگاه و اینها چه بود؟ برای چه اینطور بود؟ خوب، برای این بود که می ترسیدند که اگر اینها به هم نزدیک بشوند و تفاهم کنند، بفهمند که اسلام چه چیز است. اگر بروند این آقایان اساتید دانشگاه در حوزه های علمی و پیش اساتید ببینند که اسلام چیست وحشت نمی کنند آنوقت. آنوقت می فهمند که ما چقدر مصیبت کشیدیم در این دوران ها و خصوصاً این پنجاه سال، برای اینکه ما با برادرهای خودمان دشمن بودیم، هر کدام دیگری را تضعیف می کردیم. شما توجه داشته باشید به این معنا که باید این پیوند بین دانشگاه و فیضیه برقرار باشد. بین حوزه های علمیه قدیمی و حوزه های علمی جدید باید پیوند باشد تا بتوانید شما کشور خودتان را حفظ کنید. کشور شما اگر چنانچه شما دو قشر، قشر دانشگاهی، جوان های دانشگاه، اساتید دانشگاه، معلم های دبیرستان و دبستان و امثال ذلک، کوشش کنند به اینکه بچه ها را با حوزه های علمی آشنا کنند، علمای آنجا هم کوشش کنند که اهل علم آنجا و جوان های تحصیل کرده و محصل آنجا را با دانشگاه نزدیک کنند، هماهنگ کنند، اگر این دو قشر هماهنگ بشود و اگر صالح بشود این دو قشر دانشمند، کشور ما هیچ نقص دیگری نمی تواند پیدا بکند. همه مصیبت ها برای اینهاست. یک فردی که رفت در دانشگاه و به آنطور فساد بیرون آمد که امثال اشخاصی که شما می دانید، البته یک کشور را به باد فنا خواهد داد و اگر صالح باشد هم، صلاح در یک کشوری ایجاد خواهد شد.
اذا فسد العالم فسد العالم عالم را عالم فساد می کند، توده مردم فاسد نمی کند.
 

قطعنامه کنفرانس فاس، بیمه کردن اسرائیل است

الان ما از دست علمای این دو ابر قدرت داریم رنج می کشیم، برای اینکه آنها علمای فاسد، علمای سوء هستند. این رنج که ما داریم از این کشورهای اسلامی خودمان می بریم، شما می دانید که در فاس چه گذشت؟ و بعد از او اسرائیل چه کرد؟ راجع به فاس خیل حرف زده شده است، من آنها را دیگر تکرار نمی کنم. راجع به، یک کلمه من صحبت می کنم که آیا این بندی که، بند هفتم که ادعا می شود، بعضی از آنها ادعا می کنند که اسرائیل به رسمیت شناخته نشده است، آیا شناخته نشده است؟ یا فقط شناخته شده است، یا شناخته شده با یک امر زاید؟ وقتی که کشورهای اسلامی می نشینند با هم و از شورای امنیت می خواهند که بیاید و امنیت را در همه کشورهای منطقه، امنیت را در اینجاها تأمین بکند، اسرائیل از کشورهای منطقه نیست؟ هست. اگر هست، استثنا شد در این کنفرانس فاس یا استثنا نشد؟ خوب استثنا که نشده، از کشورهای منطقه هم هست. خوب، وقتی شما همه گفتید که باید اسرائیل همانطوری که حجاز، همانطوری که لبنان، همانطوری که جاهای دیگر تأمین بشود و امنیت باشد، به طوری که اگر یکی شان بخواهند به دیگری تعدی بکنند، شورای امنیت جلویشان را بگیرد، این معنایش این است که اگر یکی بخواهد به این اسرائیل صدمه ای بزند، یکی بخواهد علیه او کاری بکند، شورای امنیت باید به حکم همه این آقایانی که در فاس جمع شدند، باید جلویش را بگیرد. این بیمه کردن

صحیفه نور جلد 17 صفحه 23

اسرائیل است زاید بر شناسایی. شناسائی این است که خوب شما هم یکی از ممالک هستید و خودتان هم حکومت دارید و خودتان چه، این شناسایی، اما زاید بر شناسایی بیمه کردند این اسرائیل را و اسرائیل بعدش چه کرد؟ بعدش در مجلس اسرائیل گفته شد که اصل این طرح ارزش نظر ندارد، ارزش اینکه ما بخوانیم ندارد. دنبالش هم اسرائیل این جنایتی است که همین دو روز متکفل شده و الان هم هست. جنایتی که از قراری که بعضی از این آقایان گفتند، آمریکا گفته است قصابی راه انداخته. شما ببینید اگر آمریکا یک جائی را بگوید قصابی می کنند، اگر سردسته قصاب ها بگوید که قصابی می کنند، چه واقعه ای در آنجا - باید - اتفاق افتاده بود. این ملت مظلوم لبنان، بیروت و امثال آنها چه کردند و چه شده است؟ آقایان بیمه کردند این کشوری را که اعتنا به او نکردند. و من یک کلمه می خواهم بگویم و آن این است که اگر اسرائیل در تمام عمرش یک راست گفته باشد، همین است که این قرارداد ارزش نگاه کردن ندارد. شما ببینید آقایان مجتمع شدند اسرائیل را بیمه کردند، اسرائیل نه اینکه نمی فهمد این چیزها را، می فهمد، اسرائیل را بیمه کردند، شناسائی کردند. حالا یا این هم جزء دروغ های اسرائیل است و بند و بست است یا راست است. این جمله که این قرار داد و این قطعنامه ارزش نگاه کردن ندارد، صحیح است. چرا ندارد؟ برای اینکه آنهائی که این را امضاء کردند ارزش ندارند. اگر ارزش آنها داشتند، می شد که اسرائیل یک همچو کلمه ای بگوید؟ یک همچو توهینی که به هر کس بکند، یک کسی که بگوید اصل حرف های تو ارزش گوش دادن ندارد، نوشته های تو ارزش دیدن ندارد، هر کس به یک آدم عادی یک همچو کند تا آخر عمرش با او دشمن می شود. این آقایان طرفداری از کسی کردند که به آنها اینطور توهین کرده و آنها را اینطور تحقیر کرده و دنبالش هم بیروت را و لبنان را و جنوب لبنان را آنطور به آتش کشیده، الان هم در حجاز اجازه نیست که بگویند مرگ بر اسرائیل. از مرگ بر اسرائیل یک دسته هائی که رفتند و برای اسلام می خواهند شکایت پیش پیغمبر اسلام ببرند، شکایت پیش خدای تبارک و تعالی در خانه او ببرند، نمی گذارند شکایت کنند، می گویند بخورید و صدایتان درنیاید. ای لبنانی ها کتک بخورید، کشته بدهید، لکن نفس نکشید. این بیمه کردن اسرائیل این است و او ارزش اصلاً برای شماها قائل نیست. او هیچ برای شما قائل نیست. خدای تبارک و تعالی ارزش برای این قرارداد قائل نیست و این قرارداد را قابل ذکر نمی داند. پیغمبرهای دنیا حتی پیغمبر (اینها که پیغمبر ندارند، اینها، این اسرائیلی ها حرف می زنند، مثل مسلمان بودن بعضی از ماها) انبیای عظام هم برای این قرارداد ارزش قائل نیستند. آنهائی که می گویند که اسرائیل شناسائی شده است، می دانند مسأله را که شناسائی به اضافه شده است یا نمی دانند؟ اگر نمی دانند، که نمی دانم چه باید گفت. و اگر می دانند، چطور اینها قبول می کنند یک همچو تحقیری را و یک همچو تحقیر کوبنده ای را که شاید هیچ دولتی نتواند از کس دیگر بپذیرد. چطور اینها با همه ساز و برگی که دارند و با همه ادعاهائی که دارند، یک دولتی که عددش معلوم نیست چند تاست که خود آنها هم با اسرائیلی ها بد هستند، این، اینها را اینطور تحقیر کند و آنها بپذیرند. حالا هم که اینطور تحقیر کرده، حالا هم به طرفداری از آمریکا، به طرفداری از اسرائیل پلیس حجاز جوان های ما را،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 24

پیرمردهای ما را، زن ها را، بچه ها را بازداشت کنند، برگردانند. چه کرده اند اینها؟ اینها مسلمان نیستند؟! چه گفته اند مگر؟ گفته اند مرگ بر آمریکا! مرگ بر شوروی! مرگ بر اسرائیل! اینها مرگ بر اینها گفته اند، پس اینها اصلاً مسلمان نیستند؟! اینها عبادت خدا نیامده اند بکنند؟! مگر چه کرده اند اینها که عبادت خدا اینها که همه مورد مرحمت، دارند فریاد اسلام را می کشند، مگر اینها چه کرده اند که نیامده اند برای این کارها؟ اینها آمده اند می گویند مرگ بر اسرائیل. مگر اسرائیل چیست؟ اسرائیل دوست ماست؟! این دوستی که می گوید که ارزش ندارید شما که حرفتان را گوش کنم، این دوست است؟! یا ارباب است. آمریکا هم یک همچو حرفی تا حالا به شما نزده. آمریکا با همه قدرتش یک همچو حرفی نزده است که حرف یک دسته ای که همه شان مدعی چه هستند، بگوید که اصلاً گوش کردن، طرحش ارزش ندارد، شنیدنش ارزش ندارد. آمریکا تا حالا به شما این را نگفته و شما از اسرائیل پذیرفتید و منتظر ذلت دنیا و آخرت باید باشید.
 

ملت ها چشم امید به ایران بسته اند

خداوندا! ما با این ملت های مظلوم که در تحت فشار این دولت ها هستند چه بکنیم؟ چه جواب بدهیم به این ملت ها؟ خداوندا! ما با این دولت هائی که به اسم اسلام اینقدر تحقیر می شوند و نفس در نمی آورند، ما چه بکنیم با اینها؟ اینها را باید چه کرد با آنها؟ باید ملت ها خودشان، خودشان بیدار بشوند، خودشان بیدار بشوند دفاع کنند از خودشان، منتظر نباشند که دولت هایشان این کارها را بکند. ما هم اگر نشسته بودیم منتظر بودیم که آریامهر بر ایمان کار بکند، حالا بدتر از حالا بودیم. ملت ما هم ننشست که برایش دروازه تمدن بزرگ را بیاورند. او را گرفت، دمش را گرفت بیرونش کرد و خودش زمام امور را به دست گرفت و امروز که ما اینجا نشسته ایم با یک سال پیش مان، با دو سال پیش مان خیلی فرق داریم. امروز بحمدالله همه چیز این ملت و همه چیز این مسلمان های کشور ما رو به ترقی است و ترقی کرده است. بالاتر، اصل شما اگر این یک کلمه را توجه کنید که اگر این کشور یک پیشروی اسلامی، یک پیشروی ملی نکرده بود، چرا همه کشورها با آن مخالفند. استثنائش کم است. مگر اینجا چه شده است که همه با آن بد هستند؟ دست چپی بد است، دست راستی بد است، منافقش بد است - نمی دانم - سلطنت طلبش بد است، آمریکائی اش بد است، شورویش بد است، همه بد هستند. مگر چه شده اینجا که همه با آن بد هستند؟ خوب، همه جا هم انقلابات شده است، اما انقلابی که شده همه با آن بد نبودند، یک دسته طرفدارش بودند، یک دسته هم با آن مخالف. ایران چه شده است که همه با آن مخالفند؟ این معلوم می شود ایران یک مطلبی در آن هست که این مطلب بر همه سنگینی می کند. ایران دنبال یک برنامه ای هست که این برنامه نمی توانند بپذیرند، گوش هایشان نمی تواند بشنود و آن برنامه، برنامه اسلام است. اسلامی که می گوید که همه را باید رفض کنید، خودتان باید باشید. اسلامی که می گوید که اگر کسی با یک جناح از چپ و راست مواده داشته باشد، این محاربه با خدا دارد. اینها را از این می ترسند، از این می ترسند که این نزاع به جاهای دیگر برسد و رسیده الحمدلله

صحیفه نور جلد 17 صفحه 25

و دنبال کنید که برسد به همه جا، درست برسد. دنبال کنید که دنیا بفهمد شما چه کردید و تبلیغات زیاد خارجی ها را خنثی کنید. الان سرتاسر، سرتاسر دنیا تبلیغ بر ضد شما می کنند، الا کمی، کمی هست ملت ها با شمایند. هر کس ندای شما را شنیده فهمیده شما چه می گوئید، با شماست. آنها هم که ندایتان را فهمیدند و فهمیدند هم چه می گوئید، لکن این را مخالف با سلطنت خودشان می دانند، مخالف با رئیس جمهور خودشان می دانند، مخالف با منافع خودشان می دانند، آنها هم با شما دشمنند. ملت های ضعیف هر که حرف شما را شنیده، با شما موافق است. اینهائی که در خارج رفته اند ، هر جا رفته اند اینها وقتی که می آیند می گویند ملت ها همه عاشق ایرانند، ایران را خواهند، چشم امید به ایران بسته اند . استقامت کند ملت ما، استقامت کند دانشگاه ما، استقامت کند حوزه های علمی قدیمی ما، استقامت کنند ارتش و همه چیز ما، ملت ما، که استقامت اسباب این می شود که ادامه پیدا کند این نهضت و انقلاب و به همه جا سرایت کند. جمله (فاستقم کما امرت) در دو جای قرآن هست یک جا در سوره شوری یک جا هم در سوره هود، لکن پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و السلام) می فرماید که نقل می کنند که فرموده است (شیبتنی سوره هود لمکان) . این آیه، چرا سوره هود را گفت؟ برای اینکه سوره هود یک ذیلی دارد و آن این است که (فاستقم کما امرت و من تاب معک) استقامت، خواسته است که ملت ها مستقیم باشند. کسانی که به پیغمبر گرایش پیدا کردند و رسیدند به اینکه پیغمبر، پیغمبر اسلام است و ایمان به او آوردند، اینها هم باید مستقیم باشند. پیغمبر برای این ذیل می فرماید که (شیبتنی سوره هود) والا استقامت خودش را، خوف نداشت از اینکه خودش استقامت داشته باشد. داشت، خودش می دانست دارد، اما می ترسید که ما استقامت نداشته باشیم. اگر ببینید که در بین توده های مردم، در بین اشخاص، دلسردی برای این نهضت پیدا می شود، بدانید استقامت توی کار نیست یا دارد می رود از دست. کاری بکنید که این توده های مردم استقامت داشته باشند در این نهضتی که کرده اند. این نهضت یک امر الهی است و خدا فرموده است (فاستقم کما امرت و من تاب معک) همانطوری که پغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و السلام) از هیچ آمد و فتح کرد و نورش همه جا را گرفت، شما ملت هم بعد از آن رژیم فاسد، از هیچ شروع کردید، یعنی هر چه بود خرابی بود و شما شروع کردید برای درست کردن آن. اما رفیق نیمه راه نباشید، اینطور نباشد که ما تا اینجا رفته ایم حالا از اینجا دیگر برویم سراغ کارهای دیگرمان. در رأس امور این است که ما این امر الهی را که (فاستقم کما امرت و من تاب معک) این امر الهی را ما اجرا کنیم. ما در این انقلابی که، یعنی ملت ما در این انقلابی که کرده است، تا حالا استقامت کرده است و بحمدالله تا حالا پیروز شده است. شما پیروزید در دنیا، شما مطرح شده اید در دنیا. در همه گوشه های دنیا، دولت های دنیا از شما یک نحو هراسی دارند که مبادا یک وقت ملت هایشان مثل شما بشود. شما تا حالا پیروزید، استقامت کنید تا پیروزی نهائی به دست تان بیاید، خودتان را بسازید و جوان های خودتان را بسازید و کودکان خودتان را بسازید. از توی دامن مادرها تا دانشگاه ها و هر جا به بعد، اینها را بسازید که اگر ساخته شدند و ایمان در آنها تقویت شد، مستقیم خواهند بود، اعوجاج پیدا نمی کنند، نه در راه اعوجاج

صحیفه نور جلد 17 صفحه 26

پیدا می کنند، نه در نیمه راه رها می کنند. اساتید دانشگاه بدانند که اگر چنانچه دانشگاه را بسازند، کشورشان را بیمه کرده اند تا آخر. و معلم دبیرستان و دبستان و همه جا که مهیا می کنند بچه ها را برای دانشگاه، بدانند که اگر آنجا مهذب کردند این بچه ها را و این بچه ها را مؤمن به بار آوردند و مومن تحویل دانشگاه دادند و دانشگاه مؤمن تحویل ملت داد، کشور خودشان را از همه آسیب ها نجات داده اند . آنهائی که در این امر اخلال می کنند (خدای نخواسته اگر باشد) آنها اشخاصی هستند که خدمتگزار یکی از دو قدرت هستند و خیانت به ملت می کنند. آنهائی که اگر دیدید که بین شما و فیضیه می خواهند جدائی بیندازند، فیضیه هم دید که بین آنها و دانشگاهی ها می خواهند جدائی بیندازند، بدانید که این یک دست اجنبی در کار است و آنها می خواهند که شما دو قشر را مثل سابق از هم جدا کنند و منافع خودشان را در این بین ببرند، چنانچه بردند و دیدیم. ما الان هم که هر چه گرفتاری داریم از آن رژیم داریم. الان این رژیم برای شما گرفتاری بحمدالله نیاورده، جنگ البته مشکل است، لکن ما جنگ را شروع نکردیم و بحمدالله در جنگ هم پیروز شدند و پیروز می شود. و خدای تبارک و تعالی با شما و شما هم با او باشید. انشاءالله خداوند این ملت را، این دولت را، این مجلس را و این رئیس جمهور را، این وزرای ما را، همه اینها را به سلامت نگه دارد که برای ملت خدمت کنند و شما دانش آموزان و دانشمندانی که آنها را آموزش می دهید و اساتیدی که تربیت می کنید آنها را و اساتید حوزه علمیه که تربیت می کنید دیگران را، خداوند برای این ملت حفظ بکند و خداوند ملت ما را با سلامت و سعادت قرین کند و دنیا و آخرت آنها را تأمین بفرماید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد جنگ تحمیلی

تاریخ: 1361/06/31

 

پیام امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد جنگ تحمیلی

بسم الله الرحمن الرحیم
دو سال از هجوم آمریکای جهانخوار توسط جیره خوار خود، صدام عفلقی به کشور اسلامی ایران و در واقع به اسلام گذشت و با سپاس به درگاه خداوند متعال هر چه از این جنگ ناخواسته تحمیلی می گذرد، قدرت اسلام و جمهوری اسلامی و قوای نظامی و انتظامی ایران و پایداری ملت متعهد آشکارتر و افزون تر می گردد و رسوائی جهانخواران و وابستگان و پیوستگان به آنان بیشتر و واضح تر می شود و مشت خرابکاران و منافقان و منحرفان بازتر می گردد و بحمدالله تعالی و با عنایات خاصه الهی و توجه حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفدا، امسال کشور و ملت ایران با سال های گذشته فرق های چشمگیری داشته است. سال های قبل ارتش فریب خورده صدام در کشور عزیز ما به جنایات خود ادامه می داد و صدام تکریتی و اربابانش امید داشتند که بتوانند در داخل کشور به خرابکاری و جنایت ادامه دهند و خیال سرداری قادسیه را در سر داشتند و جدائی مناطق نفت خیز را در مغزهای پوک خود می پختند ولی در این سال پر برکت می بینیم و می بینید که کاخ های امیدشان فرو ریخته و قوای مسلح شجاع و مومن ایران آنان را با رسوائی هر چه تمامتر از کشور خویش رانده اند و اکنون چون دزدان در بلندی های ایران پناهگاه ساخته و در آنها خزیده اند و قدرت مقابله را از دست داده اند و از داخل کشور عراق با توپ های دور برد و موشک ها مناطق مسکونی عرب نشین را می کوبند و مردم شهرهای مقاوم مرزی را به شهادت می رسانند و بلند پروازی های سردار قادسیه بدل شده است به دریوزگی از این دولت و آن دولت و به مشتی دروغ که خود را به آن دلخوش و روی خود را با سیلی سرخ کرده است و به خیال خود ارتش خویش را فریب می دهد و انتقام شکست مفتضحانه خود را از ملت مظلوم عراق و فرماندهان ارتش خود گیرد و مضحک تر از همه اینکه جزیره خارک را منطقه نظامی اعلام می کند و پشتیبانان شکست خورده او دامن به این دروغ زده اند که شاید این حیله موجب شود کشتی های نفتکش به جزیره خارک نیایند و ایران را وادار به صلح نمایند که این حیله شیطانی نیز خنثی و نقش بر آب شد، چرا که رزمندگان ایران شجاعانه از خاک و بندرهای ایران دفاع می نمایند و دولت با اعلام بیمه کشتی های نفتکش، این نقشه را باطل کرد. و امروز قدرت نیروهای مسلح ایران از ارتش و سپاه و بسیج و قوای انتظامی و عشایری و مردمی آنچنان است که می تواند با راحتی شهرهای عراق را در هم کوبد، لکن پیروی از احکام اسلام عزیز آنان را از تجاوز به حریم شهرهای مسکونی باز

صحیفه نور جلد 17 صفحه 33

داشته است و اگر خدای ناکرده فرماندهان و پرسنل قوای مسلح ما چون صدام و قوای تابع او بودند که به اسلام و احکام نورانی آن اعتنائی نداشتند و از ارزش های انسانی بی بهره بودند، شهرهای عراق چون شهرهای خوزستان و امثال آن در هم کوبیده می شد. در سال گذشته توطئه گران مطبوعات و بازیگران رسانه های گروهی وابسته به آمریکا و صهیونیسم با کمال وقاحت ایران را متهم می کردند که از اسرائیل اسلحه وارد می کند و طرفدار اسرائیل جنایتکار است، اکنون در کنفرانس فاس، فاش و روشن شد که طرفدار اسرائیل، صدام جنایتکار و اکثر دولت های منطقه باشند. طرفداری از جنایتکاری که با کمال جسارت پس از آنهمه تبهکاری هایش و خدمتگزاری های دویله های (1) منطقه، آنان را به باد مسخره گرفته است و آنان را آنچنان تحقیر نموده که جز خود آنان هر انسانی را خجالت زده می کند و خجالت نه از برای سران این دولت ها، بلکه برای انتسابشان به اسلام و از آن جهت که متأسفانه امور مسلمانان به دست اینان است. پیامد آن خدمتگزاری ها به این جنایتکار، قتل عام بی گناهان بیروت، جنایتی که عمق آن را ما نمی دانیم، حجم جنایت به قدری بوده است که به حسب گزارش خبرگزاری ها خشم جهانیان را برافروخته است، حتی جنایتکاران جهان چون ریگان و حسنی مبارک را به صورت ظاهر وادار به محکوم نمودن آن نموده است. حجم جنایت به گونه ای بوده است که حتی خبرگزاری ها و روزنامه های طرفدار اسرائیل آن را محکوم و بزرگترین جنایت پس از جنگ جهانی دوم دانسته اند و به گونه ای بوده است که حتی خود جنایتکاران نمونه جهان چون اسرائیل و فالانژها و دیگر همدستانشان هر یک به دیگری نسبت می دهد و بزرگترین مصیبت برای مسلمانان آن است که از سران دولت های منطقه نفس بر نمی آید و از آن فجیع تر و ننگ آورتر طرفداری بی قید و شرط بعض حکام منطقه است و باز هم در حجاز از جنایت اسرائیل و پدربزرگ او امریکا نمی شود اسم برد. و ما با سپاس به درگاه پروردگار عالمیان، باز هم مددهای غیبی را از اسلام و جمهوری اسلامی دریافت می کنیم و خداوند کید آنان را که دولت ایران را طرفدار اسرائیل معرفی می کردند به خود آنان برگرداند و آنان را نزد ملت رسوا کرد و صدام عفلقی که برای روبروئی با اسرائیل بهانه می تراشید و خواست با آن بهانه ها خود را از دست مدافعان سلحشور ایران نجات دهد، در کنفرانس فاس به حمایت و شناسائی اسرائیل و بیمه و امنیت آن گریبان پاره کرد و (مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین) .
اکنون که بزرگداشت هفته جنگ تحمیلی فرا رسیده است و بحمدالله تعالی قوای مسلح و غیور ایران با سرافرازی تمام و غرور آفرینی برای اسلام و ملت بزرگ، مراحل آخر پیروزی را طی می کند، لازم است ملت شریف ایران عموما و خصوصا دولت مردان و گویندگان و نویسندگان و شاعران و هنرمندان از این قشرهای فداکار هر یک به سهم خود قدردانی نمایند و مراحل مختلف پیروزی این حماسه آفرینان را با گفتار و نوشتار و کردار خود در معرض نمایش گذارند و در محافل هفته جنگ

صحیفه نور جلد 17 صفحه 34

فواید و نتایج و پیامدهای آن را برشمارند و روح شجاع این رزمندگان بزرگ را هر چه بیشتر تقویت کنند. ملت شجاع و متعهد، این هفته لازم است حضور خود را در صحنه جنگ اثبات نمایند و مشت محکمی به دهان یاوه سرایان بکوبند. امروز ابرقدرت ها، ملت حاضر در صحنه ما را متهم می کنند که از جمهوری اسلامی رو برگردانده و از جنگ که حقیقتاً دفاع از اسلام است خسته شده اند . آنان ملت ایران را نشناخته اند و ناچار به دروغ پردازی پرداخته اند و با اتهامات گوناگون به قوای مسلح و ملت ایران، تصمیم دارند به هر صورتی که هست بار دیگر جنایات خود را در ایران تکرار نمایند، ولی ملت رشید و مقاوم ایران در مقابل آنان ایستاده اند و هرگز به آنان چنین اجازه ای را نخواهند داد. آنان می خواهند با جمهوری اسلامی مخالفت کنند، چرا که این مخالفت مردم عزیز ما را مصمم تر خواهد نمود تا برای مبارزه ای طولانی تر دست در دست یکدیگر نهند و از ایران و اسلام عزیز و استقلال و شرف خویش دفاع نمایند. لهذا ملت شریف در سراسر ایران از روحانی و دانشگاهی و بازاریان و جوانان عزیز محصل تا رزمندگان فداکار و سایر قشرهای معظم در این هفته جنگ به شکرانه پیروزی اسلام پشتیبانی خود را از جمهوری اسلامی و قوای مسلح، فداکاران در راه هدف که اسلام و ایران است به ثبوت برسانند و نیز یاد شهدای فداکار را که جمهوری اسلامی و پیروزی ها، رهین جان نثاری آنهاست، زنده نگه دارند و از معلولین عزیز و آسیب دیدگان و آوارگان مقاوم در راه استقرار حکومت الله تفقد و قدرشناسی نمایند و از بازماندگان شهدا دلجوئی و به آنان دلداری دهند، گر چه زبان ها و قلم ها در توصیف جوانان و نوجوانان، پیران و سالخوردگان عزیزی که خون پاک خود و سلامت خویشتن را فدا کرده اند تا اسلام زنده و کشور پاینده بماند و از شر دشمنان خونخوار آزاد شود، عاجزند و نیز عاجزند که به پدران و مادران دلیری که چنین فرزندانی را تربیت کردند و به اسلام تقدیم نمودند دلداری دهند و از خواهران و برادرانی که در جوار آنان بودند دلجویی نمایند، اینان مشمول عنایات و رحمت های بی پایان خداوند، در جوار اولیاء عظیم الشأن، با سعادت در دنیا و آخرت قرینند، خدایشان رحمت و برکت دهد. درود بی پایان به روح پاک شهیدان راه حق و سلام فراوان بر آسیب دیدگان و آوارگان در جبهه های دفاع از اسلام و ایران اسلامی و درود و سلام بر بازماندگان شهدا و خانواده های آسیب دیدگان و سلام خداوند و انبیاء و اولیاء او بر بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفدا.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از سردبیران، مدیران معاونان، مسؤولان، کارکنان و خبرنگاران سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/07/04

 

آنچه که در خبرگزاری ها مهم است کیفیت آن است

بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه که در خبرگزاری ها مهم است کیفیت آن است، زیرا هر کدام که به راستی و راستگوئی نزدیکتر باشد، شوق انسان را به گوش دادن بیشتر می کند. در جمهوری اسلامی باید صادقانه تمامی اخبار و خصوصا مسائل مربوط به جنگ و نحوه برخورد دولت های بزرگ با ملت ایران برای مردم بازگو شود. امروز کارهای ایران مورد توجه دنیا و خبرگزاری ها و مطبوعات و رادیوها و تلویزیون هاست و همه آنها مراقب هستند که چیزی پیدا نموده و با اضافات و دروغپردازی ها به جمهوری اسلامی صدمه وارد سازند و با مصاحبه های صد در صد دروغ با افراد مغرض، یا اظهار نظرهای بی مورد درباره افراد می خواهند اذهان مردم را منحرف سازند و یکی از چیزهائی که زیاد روی آن تبلیغ می کنند مسأله انقلاب و اسلام است، چرا که مسلم است اگر اسلام رشد پیدا کند جلوی خائنین راگیرد. و اگر ما می گوئیم که انقلاب باید صادر شود، یعنی اسلام باید در همه جا رشد پیدا کند و ما بنا نداریم در جائی دخالت نظامی کنیم. من امیدوارم خبرگزاری جمهوری اسلامی به واسطه خصوصیتی که در آن هست رشد نموده و همه ما و شما در کارها خداوند را ناظر خود ببینیم و به اندازه مسؤولیت تبلیغ نموده و تلاش های دشمنان را خثنی سازیم. خداوند همه ما و شما را در خدمت به این مردمی که همیشه در ظلم و ستم بوده اند موفق بدارد. خداوند مجروحان شما را شفا و شهدا را رحمت فرماید.
والسلام علیکم و رحمه الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصلی 62 - 61

تاریخ: 1361/07/01

 

پیام امام خمینی به مناسبت آغاز سال تحصلی 62 - 61

بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون که با تأیید خداوند متعال و توجه خاص بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفدا مراکز آموزش از دبستان ها و دبیرستان ها گشایش می یابد و مراکز سرنوشت ساز کشور و جمهوری اسلامی به فعالیت بر می خیزند، تذکراتی را که کراراً داده ام، به علت اهمیت موضوع، شایسته تکرار می بینم.
اینجانب خود را مسؤول اسلام و ملت محترم می دانم تا در این امر حیاتی باز تأکید و پافشاری نمایم. امیدوارم همه دست اندرکاران امور تربیتی و آموزشی و تمام دولتمردان جمهوری اسلامی و همه روشنفکران متعهد و گویندگان و نویسندگان و بالاخره فرد فرد ملت ایران که نزد خداوند قهار مسؤول هستند، در این امر که در رأس امور است، نه تنها سهل انگاری و مجامله ننمایند که با جدیت و پشتکار برای هر چه غنی تر و بهتر شدن اساس آموزش و پرورش اقدام نمایند.
1- باید سعی شود متصدیان امور تربیتی از مرتبه ابتدائی تا آخر از اشخاص صالح و متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی انتخاب شوند، افرادی که هیچ گونه گرایش به مکتب های انحرافی شرق و غرب نداشته باشند. دانش آموزان عزیز با کمال دقت و بی طرفی اعمال و کردار دبیران و معلمین را زیر نظر بگیرند که اگر خدای نکرده در یکی از آنان انحرافی ببینند بلافاصله به مقامات مسؤول گزارش نمایند و خود دبیران و معلمین با هشیاری مواظب همکاران خود باشند تا اگر بعضی از آنان خواستند افکار انحرافی خود را در خلال تدریس به فرزندان میهن اسلامی مان القاء کنند، از آنان جلوگیری نمایند و در صورتی که فایده ای نبخشید با قاطعیت مطلب را با مسؤولان در میان بگذارند. ایران امروز دیگر تحمل افکار غربزده و شرقزدگی مشتی خائن را ندارد. ما باید با تمام وجود به استقلال فرهنگی برسیم که استقلال فرهنگی پایه و اساس کشوری آزاد و مستقل است. استادان عزیز باید خود این اعتقاد را بیابند که تنها فرهنگ ایران اسلامی است که نجات بخش کشور و ملت مان می باشد. معلمان عزیز خود بهتر می دانند که فرهنگ استعماری در زمان این پسر و پدر چه به روز این کشور و ملت آورده است. به فرهنگ غنی ایران اسلامی تکیه کنید و مطمئن باشید که پیروزی از آن شماست. فرزندان عزیزتان را در سر کلاس ها به صورتی تربیت نمائید که وقتی فارغ التحصیل می شوند جوانان برومندی تحویل جامعه گردند که با تمام وجود معتقد باشند که آنچه بدبختی داشتند از ابرقدرت های شرق و غرب و شرقزدگی و غربزدگی است.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 36


2- دبیران و معلمان و به طور کلی استادان، سخت از دانش آموزان مواظبت نمایند تا گروهگ های چپی روسی و امریکائی و منافقین امریکائی آنان را فریب ندهند. فرزندان عزیزم خود از یکدیگر به بهترین وجه مراقبت نمایند و در صورتی که مشاهده کردند که بعضی از دشمنانشان در لباس دوست و همشاگردی می خواهند آنان را جذب گروه خود کنند، به مقامات مسؤول معرفی نمایند و سعی کنند این کار خود را به صورتی مخفی انجام دهند. فرزندان عزیزم! شما خوب می دانید که مقدرات جمهوری اسلامی در آینده به شما سپرده می شود. از خود و دوستان کاملاً مراقبت نمائید تا در ابعاد مختلف، چه بعد اعتقادی و چه ابعاد دگر صراط مستقیم را بپمائیم، زیرا گرایش به یکی از مکتب های انحرافی و نیز وابستگی فکری و عملی به غرب و شرق اگر چه بسیار کوچک، نه تنها خودتان را نابود می کند که در صورت سهل انگاری ولو در دراز مدت به دیگران سرایت خواهد کرد و همه ما در پیشگاه خداوند متعال و نسل های آینده مسؤول خواهیم بود. باید توجه داشته باشید که نفوذ منافقین و دیگر خرابکاران و افراد منحرف در دبیرستان ها و دیگر مراکز تعلیم و تربیت موجب تباهی اسلام است و مسؤول آن، همه دست اندرکاران امور تربیتی مخصوصاً دبیران و معلمان و دانش آموزان حزب اللهی می باشند. همه می دانیم که سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک نظام، بعد از توده های مردم در دست طبقه تحصیل کرده است و هدف بزرگ استعمار نو به دست گرفتن مراکز این قشر است. کشور ما در دهه های اخیر هر چه صدمه دیده و رنج کشیده است از دست خائنین این قشر بوده است. وابستگی به شرق و غرب توسط غربزدگان و شرقزدگان و به اصطلاح روشنفکران که از دانشگاه ها برخاسته اند ولی چهارچوب فکریشان در مدارس ابتدائی و متوسطه درست شده است، به فرهنگ، دین و کشورمان صدمه های بی شمار زده اند ، چرا که این افراد برای تکمیل وابستگی به شرق و غرب و اخیراً امریکا هر کاری که توانسته اند به نفع آنان انجام دهند دادند. چون درس خوانده بودند با کوله بار غربزدگی و شرقزدگی چون دزدانی که با چراغ آیند، برای اربابان و کعبه های آمال شان گزیده تر کالاها را انتخاب کردند. گرچه ما مسؤول آنچه در آن روزگاران بر ملت مان رفته است نیستیم، لکن امروز رئیس جمهور و دولت و مجلس شورای اسلامی و تمامی متصدیان امور تربیتی در مقابل خداوند قادر و توده های ملت مستضعف مسؤول هستیم. (کلکم راع و کلکم مسؤول) و باید بدانید که از مسؤولیت های بسیار بزرگ، مسؤولیت دینی و ملی است، مسؤولیت در مقابل مستضعفان و مظلومان است و بالاخره مسؤولیت در پیشگاه خالق و خلق، آن هم در طول تاریخ آینده. مسامحه و سهل انگاری در تعلیم و تربیت خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی و استقلال فرهنگی یک ملت و کشور می باشد و باید از آن احتراز کرد. امروز دانش آموزان باید سعی کنند تاریخ انقلاب اسلامی مان را و نقش وحدت بین خودشان و دانشگاهیان را با روحانیون بیاموزند، زیرا اگر روحانیون شما را و شما روحانیون را بشناسید و با هم تفاهم کنید، مطمئن باشید که جناح های غربزده و شرقزده از منافق و چپگرایان و دیگر خرابکاران و منحرفان بر شما و کشور اسلامی تان طمع نخواهند کرد و اگر هم طمع کنند، با شکست قطعی مواجه خواهند شد. و بدانید که بی انگیزه نبوده است که رژیم سابق از شاعران و نویسندگان و سخنگویان

صحیفه نور جلد 17 صفحه 37

وشایعه سازان و روزنامه نگاران وابسته برای تفرقه بین این دو گروه استفاده می کردند که متأسفانه آنچنان در این امر موفق شدند که این دو قشر دشمن سرسخت یکدیگر شدند و رفت و آمد هر گروه در محیط دیگری ممنوع اعلام شده بود و هیچ یک چشم دیدن دیگری را نداشت و این اختلافات را رضا خان و پسرش دامن زدند تا کشور ایران را در تمامی ابعاد وابسته به قدرت ها کردند و آنچنان مردم را از خود و فرهنگ خود و فرهنگ غنی اسلام بیگانه کردند که در هر چیز خود را به بیگانگان محتاج و خویشتن را فاقد همه ارزش ها می دانستند و این فاجعه موجب گردید تا کشور و اسلام بزرگ را عقب نگه دارند و به سر این کشور و ملت، آن آمد که همه می دانید که جبران آن محتاج به فعالیت همه جانبه شبانه روزی ملت و دولت و شما می باشد و امید است تا با هماهنگ شدن همگان و راهنمائی های متفکران و عالمان متعهد و بیرون راندن یاس و ناامیدی از خود و یافتن خویشتن خویش و فرهنگ عظیم خود به زودی به استقلال کامل دست یابیم و ملت مظلوم بتوانند به مدارج عالیه معنوی و مادی خود برسد.
3- مادران و پدران متعهد از رفت و آمدهای فرزندانشان سخت مراقبت نمایند و آنان را زیر نظر بگیرند تا خدای ناکرده صید منافقان آمریکائی و منحرفان روسی نگردند و وضع درسی آنان را دنبال کنند، چرا که نقش مادران و پدران در حفظ فرزندانشان در سنین دبستان و دبیرستان بسیار مهم و ارزشمند است. باید توجه داشته باشند که فرزندانشان در سنینی هستند که با یک شعار گمراه کننده فریب می خورند و خدای ناکرده به راهی قدم می گذارند که جلوگیری از آن از هیچ کس ساخته نیست. مادران و پدران توجه داشته باشند که آنان از همه کس موثرتر برای نجات فرزندانشان از گرداب جهل و فساد می باشند. به همین جهت دلسوزانه و متعهدانه با اساتید فرزندانشان در تماس باشند و آنان را در این مهم یاری دهند و از آنان یاری گیرند. امیدوارم این نونهالان، استقلال فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی فردای ما را تامین کنند و ما را از شر ابرقدرت نجات دهند و پایه گذاران جهان سوم راستین گردند. امید است با تأیید خداوند متعال و اعتماد به قدرت ایمان و عنایت حضرت بقیه الله روحی لمقدمه الفدا طریق غیبی به روی همه باز و راه سعادت و ترقی روحی و جسمی بر همگان گشاده گردد.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با آیت الله زاده صدوقی و مسؤولان نهادها، ارگان ها و ادارات دولتی استان یزد

تاریخ: 1361/07/03

 

آنچه را که برای همیشه باقی می ماند خدمت به اسلام و احکام خداست

بسم الله الرحمن الرحیم
استان یزد چون همیشه با عقل و تدین اداره می شده است، مردم آن همواره متدین و طرفدار اسلام هستند و در انقلاب هم یزد مؤثر بوده است و من امیدوارم که یزد نمونه ای باشد برای سایر استان های کشور و همانطور که مردم آن متعهدند، متعهدتر باشند. امروز روزی است که همه ما باید کوشش کنیم تا نقشه ها و جنایات ابرقدرت ها و طرفداران داخلی آنها که شکست خورده اند را خنثی کنیم. رفتن آقای صدوقی که شخصی متعهد و عاقل و فعال و از همه جهات انگشت شمار بوده، برای ما باعث کمبود است و ما امثال ایشان را کم داریم. خداوند ایشان را رحمت کند. البته بعد از آقای صدوقی، آقای خاتمی همه کارها را با کمک آقازاده صدوقی انجام می دهند و من امیدوارم که آقایان قدر این نعمت را را بدانند و با همکاری همه ارگان ها مسائل حل شود و بدانید آنچه را که برای همیشه باقی می ماند خدمت به اسلام و احکام خداست و سایر چیزها از بین رفته و فانی می شوند انشاءالله موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کشور و کلیه سرپرستان کمیته های انقلاب اسلامی مناطق تهران

تاریخ: 1361/07/08

 

اختلافاتی که مشاهده می شود از ضعف ایمان است

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از اموری که در اخلاق توجه
به آن مهم است اینکه مسائل تکرار شود و این تکرار و تذکر هم در خود انسان و هم در دیگران تأثیر می کند، از این جهت من بعضی از مسائل را تذکر می دهم. شما می دانید آن چیزی که این نهضت و این انقلاب را به ثمر رساند ایمان بود و مؤمنین همانطور که قرآن شریف فرموده است برادر یکدیگر بوده و فرقی بین آنها نیست. هوای نفس انسان می خواهد هر چه بشود بگوید من کرده ام، و این آثار خودخواهی است و اختلافاتی هم که مشاهده می شود از ضعف ایمان است. آنها که می خواهند برای خدا کار کنند، چه خودشان و چه برادرانشان و چه افرادی دیگر انجام بدهند، برای آنها فرقی نمی کند. و من امیدوارم همه ما بتوانیم در جمهوری اسلامی این قدم را که بالاترین قدم هاست برداریم. آن روزی که شما احساس کردید محبت و برادری بین شما و سایر قشرهای خدمتگزار زیادتر می شود، بدانید که ایمانتان زیادتر گردیده است. شما می دانید که الان کشور ما محتاج این است که قوای مسلح با هم باشند و اگر خدای نخواسته بین کمیته ها و سپاه پاسدارن تفاهم نباشد، به مقصدی که آن اسلام است، نخواهید رسید. و هرگز در این فکر نباشید که من کمیته ای هستم و باید تنها کمیته کارش بهتر باشد، و سپاه هم همین را بگوید. در این فکر باشید که با برادری کارها را انجام دهید و این اصل قرآنی را که مؤمنین با هم برادر هستند بپذیرید و با هم دوست و به یکدیگر محبت داشته باشید و خیر همدیگر را بخواهید و آن خواطر نفسانی و باطنی که عبارت از جدائی سپاه از کمیته ها باشد را دور بیندازید. این رمز موفقیت جامعه است.
 

باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید

رمز دوم اینکه گرچه کشور ایران بالا و پائین ندارد و آن دوله ها و سلطنه ها رفته اند و ما خودمان هستیم، لکن باید نظم و نظام باشد. شما باید برای خدا مراتب و سلسله مراتب را حفظ کنید و اگر بنا باشد هر کس خودش رأی بدهد و علیحده عمل بکند، آنوقت است که معنویات و موفقیت ها عادی هم از بین رود. و شما می دانید با آنکه پیغمبر اکرم در مسجد می نشست و کسی که وارد می شد نمی دانست که کدام یک از آنها پیغمبر است، با این حال همه مأمور اطاعت از او بودند. ما همه برادر هستیم، لکن

صحیفه نور جلد 17 صفحه 41

اگر نظام نباشد برادری هم به هم می خورد. مثلاً اگر در جنگ بنا باشد از فرماندهی اطاعت نشود، مسلماً شکست خواهیم خورد. در جنگ آنوقتی شکست نیست که همه گوش به فرمان کسی باشند که وقتی نقشه و فرمان می دهد همگی به آن عمل کنند (و ذکر فان الذکری تنفع المؤمنین) . پس با اتکال به خداوند تعالی روحیه خودمان را تقویت کنیم و با هم برادر باشیم و بدانیم آنها که با هم اختلاف دارند، موفقیت هم ندارند و شما نمی خواهید با زور موفقیت پیدا کنید شما می خواهید با اخلاق خوب و کردار خوب با مردم رفتار کنید تا پیش خدا و خلق آبرومند باشید و مردم را از خودتان بدانید و اگر تفنگ و اسلحه هم در دست شماست، با اخلاق مردم را خاضع کنید و خضوع قلبی میزان است و اگر بتوانید قلب مردم را همراه خود کنید، این چیزی است که پیش خداوند دوام و ثبات دارد. من دعاگوی شما هستم و امیدوارم انشاءالله به وظایف دینی و اسلامی و کشوری خودتان عمل کنید.
والسلام علیکم و رحمه الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسب فاجعه دلخراش بمب گذاری در خیابان ناصر خسرو

تاریخ: 1361/07/10

 

پیام امام خمینی به مناسب فاجعه دلخراش بمب گذاری در خیابان ناصر خسرو

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
انفجار جنایت بار عظیمی که شب گذشته صدای مهیب آن را شنیدیم و حجم عظیم آن را در وسایل ارتباط جمعی خواهید دید و شنید، در جنوب شهر تهران در بین جماعت مظلومی که از طبقه مستضعف و مستمند تشکیل می شود اتفاق افتاد و صدها بی گناه و مظلوم را شهید و مجروح کرد. کودکان نورس را در آغوش مادران به هلاکت رساند و شرافت و انسانیت را به سوگ نشاند و چهره قبیح آمریکائیان منافق و منحرف را بیشتر ظاهر کرد. اینان انتقام شکست مفتضحانه خود را از مظلومان متعهد به اسلام جنوب شهر می گیرند و شکست خود را از چشم آنان می بینند. جنوب شهری های محروم و طبقه مظلوم در طول تاریخ با تعهد به ارزش های انسانی و اسلامی، بیشتر و مصمم تر در مقابل قدرت ها و وابستگان و دلباختگان به آنها بپا خاسته و می خیزند و اینان هستند که با مشت گره کرده خود و حضور دائم در صحنه اسلام، قدرت ها را در هم می کوبند و طمع کاران را که به دنبال قدرت ها بودند، مأیوس نمودند. سربازان و سپاهیان و بسیجیان و سایر قوای مسلح امروز ما نیز در همین طایفه و طبقه هستند. ملت عزیز ما می بینند که هر وقت پیروزی نصیب شان می شود و رزمندگان دلیر و مجاهد ایران، دشمنان اسلام و ملت ها را شکست داده به عقب رانند، به انگیزه انتقام از آنان، یک عده مظلوم را به خاک و خون می کشند و عقده های خود را می گشایند و به گمان باطل خود می خواهند تزلزل و سستی در رزمندگان شجاع بوجود آورند. اینان قدرت اسلام و ایمان را نشناخته و با انگیزه های حیوانی و غربی خود ملت اسلام را می سنجند. اینان از فهم حقایق محروم و از انگیزه های الهی بیخبرند (صم بکم عمی فهم لایعقلون) و شاید یکی از انگیزه های باطل آنان، آن است که اذهان ملت ایران و ملت های مظلوم جهان را از شکست مفتضحانه آمریکا در جنگ صدام عفلقی و رانده شدن او از ایران، منحرف و به این فاجعه بزرگ متوجه کنند و بهانه به دست رسانه های گروهی خارجی دهند تا با تبلیغات دامنه دار خود بر این شکست بزرگ آمریکا و نوکر بی اراده اش صدام، پرده پوشی کنند و یا از حجم بزرگ پیروزی رزمندگان شجاع بکاهند، غافل از آنکه ملت انقلابی ایران دفاع از اسلام و قطع دست شیطان بزرگ از منطقه را در رأس برنامه های خود می داند. در عین حال که هر انسانی که از فطرت الهی خود خارج نشده، برای این جنایت بزرگ و برای به شهادت رسیدن یک

صحیفه نور جلد 17 صفحه 43

عده کودک و بزرگ بیگناه در سوگ است و از مصدوم و مجروح شدن برادران خود متأثر و متأسف است، پیروزی غرورآفرین و کفرشکن سلحشوران جبهه ها را از یاد نمی برد. ملت بیدار ایران حیله های شیطانی این تبهکاران را شناخته و مرتکبین آنان را نیز می شناسد و انکار آنان را چون انکار اسرائیل در جنایت حیوانی خود در بیروت می داند.
اینجانب پیروزی بزرگ سلحشوران ایران را به اسلام و ولی الله الاعظم ارواحنا له الفدا و ملت شریف ایران تبریک و این فاجعه دردناک را به همگان بویژه به بازماندگان و مادران و پدران این مظلومان تسلیت عرض می کنم. جناب آقای نخست وزیر موظف می باشند که هیأتی برای رسیدگی به خانواده های شهدا و خسارت وارده تعیین نمایند و در صورت احتیاج مظلومان این واقعه، به آنان کمک و خسارات را تأمین نمایند. درود بر شهدا و آسیب دیدگان مظلوم و رحمت خداوند بر شهیدان.
از خداوند تعالی صبر برای بازماندگان و صحت و شفا برای مجروحان و آسیب دیدگان خواهانم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان و مسؤولین دانشکده افسری و بانوان و مددکاران دایره شهدای ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/07/11

 

فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند

بسم الله الرحمن الرحیم
من از حضور این عزیزانی که با چهره های نورانی در اینجا آمده اند تشکر می کنم و همیشه دعای به همه قشرها خصوصاً سربازان اسلام، از یاد نخواهد رفت. شما باید توجه به این معنا داشته باشید که این جمهوری - اسلام - اسلامی، مخلوط یک قوائی است که برای دنیا نمی تواند شناخت داشته باشد. اصلاً این ترکیب در دنیا سابقه نداشته است، ترکیبی از ارتش و روحانی، ترکیبی از ملا و سپاهی، ترکیبی از رئیس جمهور اینطور، و رئیس مجلس آنطور و نخست وزیر آنطور، این ترکیب سابقه ندارد و ترکیب ناشناخته ای است. و لهذا طرح هائی که در دنیا به ضد این انقلاب ریخته شده است و شود، از باب اینکه شناخت روی این ترکیب ندارند و سابقه به این نحو اجتماع ندارند، خنثی می شود. امروز این ترکیبی که در دولت مردان است و این ترکیبی که در آنها و مردم است، این مجموعه ناشناخته است. شناخت اشخاص دانشمند در دنیا از یک ارتش طاغوتی بوده است و از یک دولت طاغوتی و از یک مردم تحت ستم که باید همیشه ظلم بکشند. امروز نه رهبران شما و فرماندهان شما از سنخ فرماندهان زمان رژیم طاغوتی است و نه دولت شما از سنخ آن دولت هاست و نه ارتش شما و سپاه شما و بسیج شما و شهربانی شما و دیگر قوای نظامی و انتظامی شما از سنخ و بافت آن سابق است و از سنخ و بافت کشورهای دنیا، سرتاسر. اصلاً این یک موجود جدیدی است که در این عهد و در این عصر متولد شده است که کارشناسان و دانشمندانی که با آن امور مأنوسه خودشان سروکار داشته اند ، این مولود جدید را نمی توانند بشناسند. ایده این مولود را هم نمی توانند بفهمند، انگیزه حرکت های اینها را هم نمی توانند بفهمند و آن ایمانی که در قلب اینهاست، آنها نمی توانند ادراک کنند. آنها سروکارشان با یک موجودات دیگری بوده است ورای این مولودی که در این عصر پیدا شده است. و شما ملاحظه کنید که نه نظر شما امروز به فرمانداران و فرماندهانتان، مثل نظر آن اشخاصی در سابق بودند در ارتش، و نه فرماندهان شما آن نظر را به شما دارند که سابق فرماندهان داشتند. فرماندهان سابق، زیردستان - خودش را خودشان را مثل اسیران می انگاشتند، مثل عبید توهم می کردند و هرگز حاضر نبودند که با آنها در یک جمع خصوصی بنشینند و دل - درد دل این

صحیفه نور جلد 17 صفحه 45

عزیزان را گوش کنند تا بفهمند. فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند، در آغوش خود شما هستند، چنانچه شما هم نور چشم فرماندهانتان هستید و در آغوش آنها هستید. اینکه همه توطئه ها خنثی می شود و همه چیزهائی که در دنیا برای ضد ما خرج می شود به باد فنا می رود، روی همین معناست که ما یک موجود ناشناخته هستیم. این مولود یک مولود تازه است، دنیا تازه یک همچو مولودی را بوجود آورده و تا آمدند این را بشناسند، طولانی است وقت و اگر شناختند، همه متوجه به آن شوند. آنهائی که امروز با شما مخالفت دارند، با یک موجود ناشناخته مخالفت دارند، نمی دانند شما چی هستید. آن تحولی که در همه افراد این ملت پیدا شده است و من جمله ارتش و سپاه و همه قوای نظامی و انتظامی، این تحول الهی است که چشم و گوش دنیا نسبت به آن کور و کر است، نمی توانند بفهمند که شما چی می خواهید، نمی توانند بفهمند که ارتش اسلامی یعنی چه. آن اسلامی که پیش بسیاری از این دولت هست، این اسلام، غیر از این اسلامی است که شما ادراک کرده اید و آن ارتشی که در دنیا هست، غیر از این ارتش است، سنخش مخالف است. فرماندهان ارتش که به هر جا ملاحظه بکنید، ارتشی ها را عبید خودشان می دانند و ارتشی ها ملزمند به اینکه آنها را هم بالا دست و بالا دست بدانند. ارتش امروز ایران اینطور نیست، نه پرسنل شان آن پرسنل است و نه فرماندهانشان آن فرماندهان، نه نظر فرماندهان به پائین ترها به اصطلاح نظر بالا و پائین است و نه نظر پرسنل به آنها این است که اینها یک مقامی دارند که ما نباید با آنها اصلاً صحبت کنیم. در آن رژیم و رژیم های سابق بر آن، در طول تاریخ شاهنشاهی، اگر ارتشی بود، ارتش متجاوز بود و اگر ژاندارمری بود، برای تجاوز به مردم در بین بلاد گماشته شده بودند و اگر شهربانی بود، شهربانی برای تعدی به مظلومان گماشته شده بود. شما همه یاد دارید در چند سال پیش از اینکه رژیم محمدرضا به طور غصب این مملکت را گرفته بودند، در نظر دارید که خود شما، یعنی نه شمای شخصی، خود آنهائی که در ارتش بودند چه وضعی داشتند، نسبت به پائین ها چه جور بودند و نسبت به بالاها چطور. آن سپهبدها و سرلشگرها و - نمی دانم - امثال آنها وقتی که به پای مظلومان و زیردستان می رسیدند، آنطور غبغب را پر می کردند و به آنها اربابی می فروختند و در مقابل یک نفر اجنبی که از خود آنها در ارتش شان بسیار کمتر بوده است درجه اش، به طور خاضعانه رفتار می کردند، برای اینکه آنها مکتبی نبودند، یعنی مکتب اسلام را ندیده بودند، از اسلام بی اطلاع بودند.
 

شما امروز در میدان ها عمل را هم یاد می گیرید

شمائی که امروز در اینجا هستید و خداوند تبارک و تعالی به شما توفیق داده است که در دانشکده افسری یک همچو رژیمی زندگی می کنید و تحصیل، بدانید که شما وضع تان با سابق فرق دارد. شما لشکر خدا هستید. شما ارتش امام زمان سلام الله علیه هستید و شما باید وضع تان را بدانید که با سابق فرق دارد. شما در عین حالی که در دانشکده افسری مشغول تحصیل هستید، در جبهه ها می روید و همراه تحصیل تان عملاً هم تحصیل می کنید، علوم عملی خود علومش مهم نیست، عمل بر

صحیفه نور جلد 17 صفحه 46

آتش مهم است. ارتش سابق اگر چنانچه فرماندهانشان یا افسرانشان دوره های - این - نظامی را دیده بودند، لکن عمل نداشتند. یک ارتش تو سری خورده تحت ستم خارجی ها و مستشاران خارجی، وقتی که از جوانی همانطور تحت ستم و تحت سلطه آنها بار بیایند تا برسند به بالا، معلوم است که وضع شان وضع یک مردمی است که باید تو سری بخورند، خودشان را برای ساختن با اجانب و متابعت از اجانب مهیا می کردند. امروز شما در مقابل تمام قدرتهای دنیا ایستاده اید و در دانشکده تان وقتی که تحصیل می کنید و به جبهه ها می روید، با شوق به جبهه ها می روید و آنجا تعلیم عملی می بینید. اینطور نیست که فقط خواندن و نوشتن باشد، عمل کردن است. و یکی از برکات این جنگ تحمیلی برای ملت ما همین معناست که ما سربازانمان و جوانان و دانشجویان افسری ما در دانشکده افسری، علاوه بر تحصیل دوره های دانشکده، عملا در جبهه ها حاضر می شوند و تعلیمات عملی می بینند و در علوم عملی، این میزان است نه خواندن. خواندن مقدمه عمل است و شما امروز در میدان ها عمل را هم یاد می گیرید.
امروز شما نور چشم همه ما هستید و ما به وجود امثال شما باید افتخار بکنیم و شما باید برای اسلام یک ارتش قوی و یک ارتش مستقل باشید. ارتش یکی از ارکان یک کشور است و در این زمان پاسداران اسلام هم یکی از ارکان این کشور است و اگر در ذهنش، ارتش یا پاسدار، حقارت ادراک بکند، این نمی تواند برای یک ملتی مفید باشد. سابق تحقیر می کردند قوای نظامی و انتظامی ما را، فرماندهانشان و بالاتر از او، مستشاری که می آمد، مستشاران ظالمی که می آمدند، تحقیر می کردند اینها را. با روح حقارت، اینها بزرگ می شدند. امروز ملت از شما تعظیم می کند و شما یک کسی که بالای سرتان باشد و شما را تحقیر بخواهد بکند، سراغ ندارید. نه آنهائی که فرمانده شما هستند اهل این هستند که تحقیر بکنند پرسنل خودشان را و نه شما آن هستید که تحقیر را قبول بکنید. این مجموعه را نمی توانند بفهمند چی هست و لهذا نقشه هائی که می کشند، خودشان هم می گویند که ما این را نشناخته ایم، ما می توانیم جاهای دیگر را بشناسیم، لکن ایران را نشناخته ایم. این برای این است که شما یک ترکیب حاضری که همه اش توجه به معنویات داشته باشد، سربازش در جبهه ها دعا بخواند و دعای کمیل بخواند و با دعای کمیل و نماز شب و ذکر و فکر الهی، خودش را مهیا کند برای جنگیدن با آن ارتشی که در محل خودش، با اموری که شما می دانید و کسانی که در قرارگاه های آنها بودند و دیدند چه چیزها بوده، آنطور بوده اند. اینها اصلاً دو سنخ است. شما سرتاسر عالم را بگردید، امروز ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوائی که ما در اینجا، ملت ایران دارد، و خود ملت ایران، شما در سرتاسر عالم یک همچو ترکیبی را نمی توانید پیدا بکنید. این یک ترکیب الهی است. یک ترکیب الهی مرکب از روحانیون، ارتش، ژاندارمری، شهربانی، سپاه، بسیج و ملت همه یک موجودند اینها، یک مخلوطند اینها، این موجود مخلوط، یک ترکیب خاص الهی است و این ترکیب خاص الهی ناشناخته است و لهذا نمی توانند بفهمند شما چی می خواهید اصلش.

صحیفه نور جلد 17 صفحه 46

 

ما صلح الهی را می خواهیم، نه صلح صدامی را

آن صلحی که ما می خواهیم، امثال صدام یا حسین یا حسن کجائی، نمی توانند بفهمند چی است. آنها صلح ها را مثل صلح هائی می دانند که در زمان های سابق، دولت ها با هم صلح می کردند، در عین حالی که صلح می کردند باطن شان در جنگ بود که چه وقت فرصت پیدا بکنند و بچاپند همه را. آنهائی که در نظرشان است، در جنگ عمومی دوم، بعد از آنکه یک دسته بر دسته دیگر با هم چیره شدند و شوروی و انگلستان هم با هم بودند در آنوقت، چرچیل اعتقادش این بود که حالائی که ما طرف را شکست دادیم حمله کنیم به اینهائی که همراه ما بودند، به شوروی حمله کنیم. مجلس جلویش را گرفت برای اینکه آنها هم، نه اینکه نمی خواستند، آنها می دیدند که ممکن است شکست در آن باشد. اینها وضع صلح شان اینطوری است. صلح صدامی این سنخ صلح است، نه صلح شماست که اسلامی است و واقعاً صلح را می خواهید. ما از روز اولی که به ما هجوم شده است و ما به دفاع برخاستیم، یک افرادی در مملکت ما زمامدار بودند که اینها همه صلح را می خواستند، لکن نه صلح صدامی را، صلح انسانی را، صلح الهی را، اینها می خواستند که وقتی که با یک کشوری صلح کنند همانطوری که با اهالی آن کشور اینها برادر هستند با - آن - دولت آن کشور هم برادر باشند. لکن با کی ما برادر باشیم؟ با کسی که آن هم در هجومش و آنهمه جنایاتش می گوید من صلح طلبم؟ در مصاحبه ای که اخیراً کرده است (حرف های اخیر این خیلی تماشائی است) مصاحبه ای که همین اخیر، شاید امروز به من رسید، یکی از حرف هایش این است که ما از اسلام و دین و دنیای اسلامی دریافتی کردیم که دیگران نکردند، دریافت ما این است که باید تجاوز نکنیم به کشور دیگر. شما ببینید چه قدرتی لازم است و چه قلبی باید در باطن یک همچو آدمی باشد که جرأت کند یک همچو حرفی را بزند پیش اشخاصی که همه می دانند دروغ می گوید. حالا اگر فرض کنید ارتش خودش هم نمی دانست، یک چیزی بود، اما ارتش خودش هم می داند چکاره هستند و چکاره بودند. می گوید ما مثل دیگران نیستیم، ما صلح طلب هستیم، ما از اسلام اینطور فهمیده ایم که تجاوز نکنیم. امروزی که بیرونش کردند، این به یاد این حرف افتاده است. در عین حالی که این پیروزی که در اخیر نصیب شما شده است و نقشه اش را آقایان آورده اند و گفتند و ما شنیدیم و به حرف آنها و به قول آنها از بزرگترین پیروزی در معنویت بوده است و در جهت اینکه الان مشرف هستند بر عراق و بر بعضی از شهرهای عراق، این از دیگر پیروزی ها بالاتر بوده، معذلک صدام باز چند روز پیش از این گفت که اینها حمله کردند، لکن ما دفع شان کردیم و تار و مار شدند!. اگر اینها تار و مار شده بودند، چطور همچو بدون اینکه یک شکستی در کار باشد برای تو، یکدفعه سراسیمه به شورای امنیت رجوع کردی و به دولت های عربی رجوع کردی و این ور و آن ور افراد را فرستادی و از شورای امنیت خواستی که نگذارند تجاوزی در کار باشد؟ خوب، اگر شما دفع شان کردی، محتاج نبود، سرنیزه دفع شان کرده، محتاج نیست که شورای امنیت پایش را در کار بگذارد، چطور همچو سراسیمه شدی و افراد را فرستادی دور شهرهای کشورهای دنیا می گردند برای اینکه یک راهی پیدا کنند برای نجات تو؟ تو که پیروز هستی، دیگر این چیزها را نمی خواهد. و فرق

صحیفه نور جلد 17 صفحه 48

ما بین یک دولت اسلامی و یک ارتش اسلامی، با یک دولت غیر اسلامی و ارتش غیر اسلامی، این است که اینها اگر چنانچه خدای نخواسته شکست هم بخورند، دستشان را پیش دیگری دراز نمی کنند، اینها عار این را که به دیگران بگویند بیائید و به ما کمک کنید، تحمل نمی کنند، اینها مسلمند، اینها پیش خدا و به درگاه خدا دست دراز می کنند و کسی که به پیشگاه خدا دست خودش را دراز کرد همه را پشت سر می گذارد.
 

جوانان عزیز به شرکت در این دانشکده های افسری توجه کنند

و من امیدوارم که شما عزیزانی که در دانشکده افسری هستید و امید آتیه ایران و اسلام هستید با توجه به خدای تبارک و تعالی و تحکیم ایمان خودتان که دنبال آن استقلال فکری، استقلال عملی هست، تحصیل تان را به آخر برسانید و انشاءالله برای این ملت که شما همه نور چشمان همه ما هستید، برای این ملت پیروزی های بالاتر را انشاءالله به هدیه بیاورید. و از اموری که من باید عرض کنم این است که من به ملت عزیز عرض می کنم و جوان هائی که هستند، که توجه به این دانشکده های افسری و به دانشگاه های افسری داشته باشند و بروند در آنجا، که این یک مسأله ای است که برای ایران امروز مهم است و ما امیدواریم که با توجه خود ملت به این مراکز و آمدن و اسم نوشتن و اینطور چیزها، یک ارتش قوی ای پیدا بکنیم و بحمدالله الان هم هست، لکن قوی تر از این که در مقابل هیچ قدرتی سر خضوع نیاوریم و شکسته نشویم.
 

ما صلح را استقبال می کنیم، لکن یک صلح شرافتمندانه اسلامی

انشاءالله خداوند شماها را حفظ کند و ما باز هم تکرار می کنیم این معنا را که ما یک مردمی هستیم که برای خاطر اسلام دفاع داریم می کنیم - ما - هجوم به ما شده است و هجوم را دفاع می کنیم و از اول هم همین بود، لکن در عین حال از اول هم صلح طلب بودیم و صلح یکی از اموری است که ما به تبع اسلام قبول کردیم. صلح اسلامی، صلحی که برادر می شوند بعد از صلح و ما طالب این صلح هستیم، اما صلحی که اعتنا نکنند به اینکه جنایت کردند در اینجا و اعتنا نکنند به اینکه غراماتی وارد شده است و باید جبران بکنند، خساراتی وارد شده است و باید جبران بکنند، این اسمش صلح نیست، این اسمش را باید بگذاریم صلح صدامی این صلح نیست، صلحی که بخواهند یک مملکتی را بچاپند و یک مملکتی را خراب و ویران کنند. و الان هم نفت شهر را نفت هایش را آتش زدند برای اینکه احتیاطا آتش بگیرد که وقتی که بیرونشان کردند، نفت ها کم شده باشد. ما با یک همچو موجوداتی طرف هستیم. ما چطور می توانیم همین طوری بی قید و شرط بنشینیم و صحبت کنیم و مصالحه کنیم؟ شورای امنیت هم اگر بگوید، ما نمی پذیریم. همه عالم بگویند، ما اینطور صلح را نمی توانیم بپذیریم. هیچ عاقلی این صلح را نمی پذیرد. تمام هیات هائی که اینجا آمدند از اول و بعد هم شاید بیایند، می بینند که ما یک صحبت فقط داریم. ما صلح را قبول داریم، ما صلح را استقبال می کنیم،

صحیفه نور جلد 17 صفحه 49

لکن یک صلح شرافتمندانه اسلامی. صلحی که باید بفهمند که متجاوز چه کرده است، صلحی که باید خسارات این کشور جبران بشود. نه صلحی که از آن طرف بگوید صلح، از آن طرف بفرستد و توپ ها را ببندد به مردم بیگناه بیچاره. صلح طلبی صدام، عیناً مثل صلح طلبی آمریکا می ماند، مثل صلح طلبی اسرائیل می ماند، مثل خلقی بودن منافقین و منحرفین است، عینا همین است. از آن طرف می گویند ما برای خاطر خلق داریم چه می کنیم، از آن طرف اینطور جنایات به همین بیچاره ها می کنند. تا حالا یک چیزی، کاری اینها نسبت به کسانی که دارای یک مقامی هستند، یعنی مقام های به خیال آنها، یا از ثروتمندان هستند و - عرض بکنم که - سرمایه داران، تا حالا یکی از آنها را اینها ترور نکردند. هر چه ترور کردند، این ذغال فروش، این سبزی فروش، این بقال، این چه، و وقتی هم که می خواهند قدرت نمائی زیاد بکنند، یک همچو کاری بکنند که مجبور می شوند که کار را بکنند و بعد هم که بگویند نکردیم. اسرائیل هم می گوید ما اصلاً در این امر دخالت نداشتیم. در امر این فجایعی که در لبنان اتفاق افتاد می گوید همه می دانند که ما یک مردم انساندوستی هستیم، ارزش برای انسان قائل هستیم، هرگز ما این کار را نکردیم. اینها هم نظیر آنها می مانند، اینها هم اشخاصی هستند که ملت را می خواهند، اشخاصی هستند که طرفدار خلقند!! آنوقت چی را آتش می زنند؟ انفجار کجا واقع می شود؟ انفجار در پائین شهر واقع می شود، آنجائی که این کارگرها و اینها مهیایند برای اینکه بروند پیش زن و بچه هایشان، یا مهمانخانه هائی که از اشخاص طبقه پائین، یعنی از حیث ثروت، نه از حیث جهات دیگر، در اینجا زندگی می کنند. اینطور اینها را ظلم برشان می کنند و واقعاً دنیا الان یک مرضی دارد، مرض مزمنی دارد که خوب شدنش به این چیزها نمی تواند باشد. دنیا علیل است، سران همه کشورها، الا انگشت شمار، نمی توانم بگویم این یکی دو تا، سه تا، سران همه اینها مردم را مسموم کرده اند و افکار ملت های خودشان را مسموم کرده اند و علیل کرده اند ملت های خودشان را، آنقدر تحقیر کرده اند از این ملت ها، آنقدر اینها را در فشار اقتصادی قرار داده اند و آنقدر این بیچاره ها زحمت کشیدند و زحمت هایشان را دیگران به غارت بردند که علیل شدند، افکارشان از بین رفته است، یکی می خواهد که بیاید احیاء کند این افکار را. و من امیدوارم که انشاءالله حضرت بقیه الله زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعی بشر، با آن دم مسیحائی خود اصلاح کند اینها را.
خداوند همه ما را موفق کند که خدمتگزار این ملت باشیم، ملت، خدمتگزار اسلام باشیم، خدمتگزار مستضعفان جهان باشیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها