0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به نامه فرزند آیت اللَّه صدوقی

تاریخ: 1361/04/29

 

پاسخ امام خمینی به نامه فرزند آیت اللَّه صدوقی

بسم الله الرحمن الرحیم
جنابعالی که مورد علاقه اهالی محترم یزد و مورد اطمینان هستید، مجازید به همان نحو که شهید سعید بزرگوار ابوی محترمتان صدوقی عزیز قدس سره عمل می نمودند، عمل نمائید و آنچه ایشان در تمام مراحل به شما مراجعه کرده اند و ناقص مانده است، تکمیل کنید. امید است اهالی محترم و ارگان های دولتی در صورت وجود مشکلاتی در رفع آن با شما همکاری نمایند و آنچه مربوط به اینجانب است پس از مراجعه به جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای خاتمی دامت افاضاته و مشورت با ایشان اگر رفع نشد به اینجانب مراجعه نمائید. توفیق و تأیید جنابعالی را در خدمت به اسلام و محرومین از خداوند تعالی خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به ملت مسلمان عراق به مناسبت آغاز عملیات پیروزمندانه رمضان

تاریخ: 1361/04/23

 

پیام امام خمینی به ملت مسلمان عراق به مناسبت آغاز عملیات پیروزمندانه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت مظلوم در بند عراق! عزیزان زجردیده و شکنجه کشیده محترم بین النهرین! اکنون که برادران مجاهد شما در دفاع از میهن خود و دفع حملات دشمن اسلام مجبور شدند به خاک عراق بیایند تا به خواست خداوند متعال ملت ستمدیده عراق را از شر حزبی که در طول سلطه غیر مشروعش بر کشور اسلامی، آنچنان ضربه ها به این ملت شریف وارد کرده که قابل شمارش نیست نجات دهند چه علمای بزرگی مثل مرجع عظیم الشأن آیت الله حکیم قدس سره از جور و ستم و فشارهای غیر انسانی این حزب کافر در منزل خود منزوی و با دل خون به جوار رحمت حق رخت بربستند و مثل شهید مظلوم، عالم آگاه آیت الله صدر و خواهر بزرگوارش که در تحت شکنجه دژخیمان صدام عفلقی جان خودشان را فدا کردند و چه جوانان عزیز و برومند عراق که در حبس و شکنجه بسر برده و بالاخره به دست این حزب به لقاءالله شتافتند و اکنون که قریب دو سال است که به جمهوری اسلامی به جرم اسلامی بودنش حمله کرده اند و روی مغول را سفید کرده اند، هزاران جوان عراقی و ایرانی را که سرمایه های ملت خویش بودند فدای هواهای نفسانی خودشان نمودند که شما بهتر جنایات این حزب و صدام، این ابرجنایتکار را می دانید بپاخیزید و با برادران صمیمی خود دست اخوت اسلامی دهید و این حکومت ستمگر را از صحنه خارج کنید و خود با تضمین خود، حکومت اسلامی دلخواه را تشکیل دهید. ملت عزیز عراق! اکنون که برادران شما با فداکاری جان بر کف برای حفظ میهن خود و نجات برادران عزیز در بند خود به سوی شما آمده اند، قیام کنید و با الهام از اسلام بزرگ بر دشمنان اسلام بتازید که برادران عزیز شما و ملت شریف ایران از پشت جبهه ها به جبهه می آیند و با کمک شما عزیزان و برادران ایمانی این غده های سرطانی را از قلب یک کشور اسلامی بیرون ریخته و ملت شریف عراق را بر سرنوشت خود حاکم می گردانند. ای اهالی غیور بصره! به استقبال برادران مؤمن خود بیائید و دست ستمکار عفلقی های کافر را از بلاد خود کوتاه کنید. ای اهالی محترم اعتاب مقدسه! ای جوانان غیور که در هر فرصت بر این ناپاکان تاخته اید! فرصتی را که خداوند به شما عنایت نموده، غنیمت شمرید و مردانه قیام کنید و سرنوشت خویش را به دست گیرید. ای ارتشیان گرفتار حزب کافری که برای هواهای نفسانی خویش جوانان شما را به قربانگاه فرستادند! برادران ما برای نجات شما آمده اند و با فداکاری و توکل به خدای تعالی این رژیم کافر و ستمگر را به جهنم می فرستند. شما

صحیفه نور جلد 16 صفحه 225

عزیزان در بند بپا خیزید و خود و میهن خود را با کمک برادران ایرانی خود نجات دهید و نگذارید مقدرات کشورتان در امریکا طرح ریزی شود. و شما ای برادران و جوانان ایرانی! به کمک برادران رزمنده خود بشتابید که این لحظه از، حساسترین لحظات سرنوشت ساز است، یا پیروزی اسلام بر کفر عفلقیان و یا خدای نخواسته اگر غفلتی و یا اهمالی شود شکست اسلام و ننگ ملت برای همیشه، و هیهات که شما جوانان غیور زیر بار ذلت بروید. پس تکلیف اسلامی و میهنی شما اقتضا دارد که به سوی جبهه ها جوانمردانه هجوم آورید و بکوشید تا جامه ذلت نپوشید و بدانید که روحیه ارتش عراق بکلی از دست رفته است و اسلام امروز احتیاج به شما جوانان برومند دارد. به سوی نبرد با کفر بشتابید و برادران عراقی خود را نجات دهید و برادران جان بر کف رزمنده جمهوری اسلامی را کمک کنید که فردا دیر است. از خداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم.
روح اللَّه الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام زنجانی

تاریخ: 1361/03/29

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام زنجانی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج سید میرآقا زنجانی دامت افاضاته
بر حسب درخواست اهالی محترم و علماء اعلام شهرستان زنجان ایدهم الله تعالی، جنابعالی را به سمت امام جمعه این شهر منصوب می نمایم که انشاءالله تعالی ضمن برگزاری این فریضه بزرگ الهی مردم را به وظایف مهم اسلامی و انقلابی دیگری که دارند، آشنا سازید و از تفرقه و اختلاف برحذر دارید. امید است اهالی محترم نیز فرصت را مغتنم شمرده در انجام هر چه باشکوهتر این نماز وحدتبخش کوشا باشند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارکنان اداره مرکزی آستان قدس رضوی ، اعضای حزب جمهوری اسلامی مشهد و کارکنان استانداری و پرسنل هوایی استان خراسان

تاریخ: 1361/05/03

 

همه قدرت ها در هر جا محتاج به توجه حضرت رضا سلام الله علیه هستند

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز میهمان های ما بسیار عزیزند، این میهمان های عزیز از جائی می آیند که دل های ملائکه الله به آنجا متوجه است. اصلاً مرکز ایران آستان قدس است و ما امیدواریم که همه ما را خداوند از خدمتگزاران آستان قدس رضوی سلام الله علیه قرار بدهد. و شماها چقدر خوشبخت هستید که در آن آستان زندگی می کنید، چه آنهائی که خدمتگزار مستقیم آستانه هستند و چه آنهائی که در آستان مقدس خدمتگزار به ملت و اسلام و جمهوری اسلامی هستند. همه نیروها، همه قدرت ها در هر جا هستند، محتاج به توجه خاص حضرت رضا سلام الله علیه هستند. آستاندار، نیروی هوائی و انجمن های اسلامی و همه اینها جزء کارمندان آن آستان مقدسند. و شما برادرانی که در آستان مقدس مستقیماً کار می کنید از خوشبختی بزرگی برخوردارید که شاید خیلی توجه به او نباشد. و من امیدوارم که انشاءالله تعالی به برکت آن آستان مقدس، جمهوری اسلامی همانطوری که تاکنون پیروزمندانه پیش رفته است از این به بعد هم پیش برود و این جمهوری اسلامی باقی باشد با اسلامیت خود تا وقتی که، زمانی که به حضور بقیه الله این جمهوری مشرف شود و مسائل را در خدمت ایشان حل کند.
 

مسجدالنبی مرکز سیاست های اسلامی بوده است و ثقل قدرت اسلامی

ما امروز با بسیاری از مسائل مواجه هستیم که شما آقایان هم می دانید و مسائل ایران امروز پشت پرده نیست، آشکار است و همه ملت از دولتند و دولت هم از ملت است. دولت و هر چه متعلق به دولت است خدمتگزار ملت است و ملت هم پشتیبان دولت و تا این هماهنگی میان همه قشرها هست، آسیب نخواهد دید این جمهوری اسلامی.
شما می دانید که امروز ما از جهات ظاهری طبیعی تنها هستیم. تقریباً تمام شرق و غرب یا مخالف مستقیم با ما هستند و یا غیر مستقیم. اگر در بین آنها حکومت هائی پیدا بشوند که بیطرف باشند یا احیاناً موافق با ما باشند، بسیار معدودند و انگشت شمار. قدرت های بزرگ با اسلام مخالفند، نه آن اسلامی که فقط خلاصه بشود در دعا و مسجد، آن اسلامی که در صدر اسلام همه احتیاجات ملت ها را حل

صحیفه نور جلد 16 صفحه 232

می کرده است و آن اسلامی که در امور سیاسی ملت ها و در امور اجتماعی ملت ها، مستقیماً دخالت می کرده است. شما اگر صدر اسلام را ملاحظه کنید می بینید که اسلام از زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حکومت تشکیل کرده است، قوای نظامی و انتظامی داشته است، در سیاست ها دخالت می کرده است و مسجدالنبی مرکز سیاست اسلامی بوده است و ثقل قدرت اسلامی.
دست های ناپاک و عقل های ضعیف موجب این شد که بعد از رسول الله و صدر اسلام کم کم مردم را از آن مسائل اصلی که در نظر اسلام بوده است، منحرف کنند و مردم را متوجه به فقط یک مسائل جزئی بکنند و در مسائل عمومی کلی که کشورهای اسلامی به آن احتیاج دارند، بیطرف باشند و احیاناً هم مخالف باشند. این یک نقشه شیطانی بوده است که از زمان بنی امیه و بنی عباس طرح ریزی شده است و بعد از آن هم هر حکومتی که آمده است تایید این امر را کرده است و اخیراً هم که راه شرق و غرب به دولت های اسلامی باز شد، این امر در اوج خودش قرار گرفت که اسلام، یک مسائل شخصی بین بنده و خداست و سیاست از اسلام جداست و نباید مسلمانان در سیاست دخالت کنند و نباید روحانیون وارد سیاست بشوند، آنها همان در مسجدها محبوس باشند و همه کارشان این باشد که بروند نماز بخوانند و چند کلمه هم دعا کنند و برگردند منزل. این یک نقشه ای بوده است که از صدر اسلام ریشه دارد و امروز که دولت های شرق و غرب، قدرت های بزرگ شرق و غرب در مقابل اسلام ایستاده اند، به اوج خود رسیده.
 

جمهوری اسلامی بنا دارد استقلال خودش را حفظ کند و آرزو دارد کشورهای اسلامی از خواب گران برخیزند

و بحمدالله ملت ایران یک امر استثنائی است امروز و یک ملت استثنائی که شبیه ندارد. امروز شما نمی توانید یک کشوری را پیدا بکنید که تمام شعارهایش نه شرقی و نه غربی است. یا از بلوک شرقند به طور رسمی، یا از بلوک غربند به طور رسمی و یا واسطه اند به طور پنهان. همان غیر متعهدها هم باور نکنید که غیر متعهدند، اگر در بین شان پیدا بشود، بسیار نادر است. و ما امروز مواجهیم با شرق و غرب و بلوک شرق و بلوک غرب و همه قدرت هائی که در منطقه ها در سرتاسر دنیا قدرت در دست آنهاست. و ما، یعنی ملت، همانطوری که از اول راه خودش را پیدا کرده است و با مشت خالی، بدون سلاح، لکن با سلاح ایمان و صلاح در مقابل قلدرها ایستاد و ابتدائاً آن رژیم منحوسی که اگر خدای نخواسته چند سال دیگر باقی می ماند اسلام را بکلی محو می کرد، آن را بیرون کردند و دست همه ابرقدرت ها را از مخازن خودشان قطع کردند و مع الاسف در حالی که باید همه دولت های اسلامی دور این مرکز جمع شوند و به اسلام گرایش پیدا کنند و اسلامی که استقلال را برای آنها به هدیه آورده است و آزادی را، مع کمال الاسف توجه به مسائل ندارند و یا دارند و هواهای نفسانیه نمی گذارد که آنطوری که باید، عمل کنند. امروز تقریباً تمام تبلیغاتی که در رسانه های گروهی و در مطبوعات شرق و غرب هست، تمام آنها بر ضد جمهوری اسلامی یا می نویسند و یا می گویند و نکته هم معلوم است که

صحیفه نور جلد 16 صفحه 233

جمهوری اسلامی بنا دارد بر اینکه استقلال خودش را حفظ کند و دست دیگران را و دست جهانخواران را و آنهائی که وابسته به آنهاست، از کشور خودش قطع کند و آرزو دارد که تمام کشورهای اسلامی، تمام حکومت هائی که بر کشورهای اسلامی سلطه دارند و به اصطلاح حاکم هستند، آرزو دارد جمهوری اسلامی که آنها هم از این خواب گران برخیزند.
 

ما بنا نداشتیم و نداریم که به یک کشوری هجوم کنیم

شما ملاحظه کنید یک جمهوریی که برای تحقق اسلام و برای پیاده کردن احکام تحقق پیدا کرد و یک ملتی که سرتاسر او الا بعض گروهک های کثیف، برای اسلام همه چیز خودشان را دارند فدا می کنند، چطور مورد تهاجم بعضی حکومت ها واقع شدند، مثل حکومت عراق، یعنی حکومت غاصب عراق، یعنی حکومت ظالم عراق، یعنی حکومتی که ملت عراق از او متنفرند و با سرنیزه دارد مردم را به جای خودشان می نشاند. شما ببینید که این حکومت فاسد به اسم اینکه شما ملت ایران مجوسی هستید و فارس هستید و این جرمی است که شما فارس هستید و به اسم عربیت و سردار قادسیه بودن هجوم کردند به این کشور. ما و کشور ما هیچ وقت بنا نداشتیم و نداریم که به یک کشوری هجوم کنیم، لکن بعد از آن که به ما هجوم کردند، دفاع، یک امری است که هم شرعاً واجب است بر همه و هم عقلاً. ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم. بیست و چند ماه این ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آنهمه جنایات کرد که تاریخ اینها را باید ثبت کند و از آن کشورهایی که می گویند ما طرفدار اسلام هستیم و جمعیتهای حقوق بشر و سازمان کذا صحبتی نشد، گاهی اگر شد ایران را محکوم می کردند. و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای اینکه نگذاریم هر روز آبادان و اهواز و آنجاها مورد حمله آنها واقع بشود و مورد توپ های دوربرد آنها و موشک های آنها باشد و می خواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند و این یک دفاعی است که ما می کنیم، باز تمام مطبوعات و تمام رادیوها یا محکوم می کنند ما را و یا فریاد می زنند که برای منطقه خطر است. تحریک می کنند کشورهای منطقه را. و من و تمام اشخاصی که مسؤول هستند (البته من طلبه ای هستم و مسؤول نیستم، لکن من موعظه می کنم) تاکنون کراراً ما به این دولت های منطقه تذکر داده ایم که با شما می خواهیم بجنگیم، ما آنطور نیستیم که وقتی زور پیدا کردیم، با قلدری بخواهیم در یک کشور دیگری دخالت کنیم. ما در عین حالی که قدرتمندترین دولت های منطقه هستیم و به برکت اسلام، یک قدرتی این کشور ما و این ملت ما دارد که قدرت های بزرگ هم نمی توانند تعرض به او بکنند، در عین حال ما می خواهیم که با همه این کشورهای اسلامی و خصوصاً اینهایی که در منطقه هستند، در خلیج هستند و در اطراف خلیج هستند، می خواهیم برادر باشیم، می خواهیم همه آنها با هم دست به هم بدهیم. و خدای تبارک و تعالی آنقدر مقدورات به این کشورهای اسلامی داده است، چه از جهات معنوی و چه از جهات مادی، که اگر بفهمند این حکومت ها و توجه به مسائل پیدا بکنند، قدرتی هستند که در مقابل

صحیفه نور جلد 16 صفحه 234

آنها قدرت دیگری اندک است. شما، کشور شما، کشورهای خلیج و کسان دیگری که در منطقه هستند قدرت مادی دارند، یعنی نفت دارند، آن نفتی که اگر ده روز به روی غرب بسته بشود، همه تسلیم خواهند شد. با همه قدرتی که در دست دارند و دست داریم، مع الاسف قدرت ایمان نیست در کار. اگر به جای نفت ما ایمان داشتیم، احتیاج به هیچ چیز نداشتیم. ملت ما ایمان داشت و خدای تبارک و تعالی به او عنایت کرد و او را متحول کرد از آن نقشه هائی که برای او کشیده بودند که اگر مهلت پیدا می کردند تمام جوان های ما را به فساد می کشاندند، خدا به ما ترحم کرد و متحول کرد این جوان ها را که در رژیم سابق برایشان نقشه کشیده بودند که در مراکز فساد عمر خودشان را تباه کنند، امروز در مراکز فعالیت و جنگ و همه چیزهائی که برای کشور مفید است، مشغول فعالیت هستند. امروز آنچنان سرشار از ایمانند این سپاه پاسداران و این پرسنل ژاندارمری و ارتش و سپاه، همه، همه رزمندگان ما چنان سرشار از ایمانند که در مقابل همه چیز ایستاده اند و پایداری می کنند. و ما چقدر به این کشورهای منطقه باید بگوئیم که بابا، ما به شما کار نداریم، شما بیائید و با ما برادری کنید تا همه با قدرت های بزرگ مقابله کنیم و کشورهای خودمان را نجات بدهیم. شماها خیال می کنید که آلمان، انگلستان و در رأس همه آمریکا صلاح شما را می خواهد؟ شوروی صلاح شما را می خواهد؟ آنها صلاح خودشان را می خواهند، آنها شماها را به بند می کشند تا از شما استفاده کنند. آن روزی که ببینند استفاده نمی توانند بکنند، شما را دور می اندازند و همراهی با شما نمی کنند. شما بیائید امروز که ملت ایران قیام کرده است و می بینید که تا چه اندازه پیشرفت کرده است و همه قدرت ها را اجازه نداده است که دخالت بکنند در کشور خودش، با اینها همقدم بشوید تا همه با هم، هرکس در کشور خودش مستقل، لکن همه با هم در مقابل قدرت هایی که می خواهند ما را از بین ببرند و ما را مستعمره خودشان (ولو مستعمره نو باشد) قرار بدهند، از چنگال آنها نجات پیدا کنیم. شماها تا کی می خواهید اسیر آمریکا باشید و اسیر مستشاران آمریکا؟ شما دیدید که ملت ایران مستشاران آمریکائی را به دور ریخت و خود الان همه چیز خود را دارد اداره می کند و اگر چنانچه مهلت به او داده بشود، آنچنان قدرتی خواهد پیدا کرد که نتواند کسی دخالت در کشورش بکند. و طمع طمعکاران و آدمخواران را از این کشور تا آخر قطع کرده است و می کند انشاءالله.
وارد شدن ما در عراق نه برای این بوده است که ما عراق را می خواهیم تصاحب کنیم یا بصره را. ما وطنمان بصره و شام نیست، ما وطنمان اسلام است، ما تابع احکام اسلام هستیم. اسلام به ما اجازه نمی دهد که یک کشور مسلمی را ما تحت سلطه قرار بدهیم و ما نخواهیم هیچ وقت، توجه به این نخواهیم پیدا کرد. شماها چه داعی دارید که دائماً دم از این می زنید که ایران خطر است برای ما؟ ایران خطر است برای آمریکا، ایران خطر است برای شوروی، نه برای شما. ایران رحمت است برای شما. شما بیائید و به ایران دست برادری بدهید تا بفهمید لذت برادری را و بفهمید که زندگی استقلالی در مقابل آنهمه چیزهائی که طمع دارید از خارجی ها، زندگی استقلالی از همه آنها بهتر است. چرا شما با ایران مخالفت می کنید؟

صحیفه نور جلد 16 صفحه 235


بحمدالله بعضی از کشورهای منطقه به خود آمدند و از آن راهی که داشتند برگشتند. و من امیدوارم که همه کشورهای منطقه و دولت های منطقه به خود بیایند و مطمئن باشند که یک ایران قدرتمند اسلامی برای آنها بهتر است از آمریکا و شوروی. آنها فقط مصالح خودشان را در نظر دارند و اسلام مصالح کشورهای اسلامی و مسلمانان، همه را، بلکه مصالح بشر را. ما به هیچ کشوری طمع نداریم و به هیچ کشوری حقی نداریم و خدای تبارک و تعالی به ما اجازه نداده است که در هیچ کشوری دخالت بکنیم مگر آنکه مثل دفاع باشد که امروز ما با این دولت فاسد عراق در حال دفاع هستیم. و البته باید ملت ما بدانند که جنگ ما تمام نشده است و آن توطئه ای که دیده بودند که ما را متوجه کنند به لبنان و از این راه به ما ضربه بزنند، آن هم به خواست خدای تبارک و تعالی فاش شد و ما بنایمان بر این است که اول عراق باید از شر این مفسدین و از شر این غاصبین فارغ بشود و بعد از آن انشاءالله به قدس.
تمام کشورهای اسلامی بدانند که ایران ابداً نظری به کشورهای آنها ندارد. ایران برای جمعیت خودش همه چیز دارد و اینطور نیست که یک کشور سرکش باشد که بخواهد همه چیز را در تحت سلطه خود بیاورد. ایران برای خدا قیام کرده است و برای خدا ادامه می دهد و جز دفاع، جنگ ابتدائی با هیچ کس نخواهد کرد.
 

هر کدام که امروز به صدام کمک کنید، خیانت به اسلام کرده اید

لکن من باید تذکر بدهم، هشدار بدهم به این بعضی از این کشورها که باز هم کمک کاری می کنند به دشمن اسلام. من هشدار بدهم که توجه داشته باشید برای آتیه خودتان زحمت تولید نکنید. شما هر کدام که امروز به صدام کمک کنید، خیانت به اسلام کرده اید و مجرم هستید پیش اسلام. اگر تا امروز عذری می تراشیدید که ما از عراق می ترسیم، امروز دیگر آن عذر نیست. عراق یعنی حکومت عراق خودش را هم نمی تواند حفظ کند تا چه رسد به اینکه بخواهد به شما تعدی کند. این عذر، منقطع است امروز. و ما اگر ببینیم بعضی دولت ها باز کمک می کنند، کمک نظامی می کنند، کمک مالی می کنند به دولت عراق، آنها را مجرم می شناسیم و انشاءالله با آنها اگر برنگردد معامله مجرم می کنیم و احکام اسلام را درباره آنها جاری می کنیم. و من نصیحت می کنم باز به آنها که دیر نیست و امروز هم برگردید و لااقل کمک نکنید به این مجرم اصلی و به آن مجرم اصلی تر که آمریکا باشد.
خداوند انشاءالله همه کشورهای اسلامی را از شر این مفسدین، از شر این ستمکاران و جهانخواران حفظ کند و حکومت های اسلامی را بیدار کند که به وظایف خودشان، به وظایف اسلامی و انسانی خودشان عمل کنند و همه در کنار هم برادر باشند و دست جنایتکاران را از کشورهای خودشان قطع کنند. و خداوند انشاءالله ما را از خدمتگزاران اسلام قرار بدهد. و امیدوارم که با دعای شما که از آستان قدس آمده اید و باز به آنجا انشاءالله با سلامت رجوع می کنید، ما هم بتوانیم به آستان بوسی آن حضرت نائل آئیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام موسوی خوئینی ها در مورد سرپرستی حجاج بیت الله الحرام

تاریخ: 1361/05/14

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام موسوی خوئینی ها در مورد سرپرستی حجاج بیت الله الحرام

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای سید محمد خوئینی ها دامت افاضاته با فرا رسیدن ایام حج، این فریضه بزرگ عبادی، سیاسی و اجتماعی که در بین عبادات بزرگ از ویژگی های خاص برخوردار است و خداوند تبارک و تعالی مسلمانان جهان را با شرایط خاص دعوت نموده است تا در ضمن بجا آوردن این فریضه بزرگ از اموری که در بلاد مسلمین از جهات اجتماعی و سیاسی می گذرد مطلع شده و اگر گرفتاری هائی دارند با یکدیگر در میان گذاشته و حتی الامکان در رفع آن کوشا باشند و مع الاسف بسیاری از مسلمانان به واسطه کج روی ها و یا کج فهمی های بعضی عناصر و یا دسیسه های بعضی از دست اندرکاران سودجو بعد سیاسی این عبادت شریف را به طاق نسیان سپرده اند، جنابعالی را به سمت نماینده خویش و سرپرست حجاج محترم ایران منصوب نمودم که با بینش خاص سیاسی که دارید به امور حجاج از ابعاد مختلفه رسیدگی نموده و برای احیاء این سنت بزرگ الهی در خطاب ها و مراسم دینی، مسلمین را به وحدت کلمه و اتحاد مسیر دعوت نموده و آنان را از آنچه در لبنان عزیز و ایران مجاهد و افغانستان مظلوم، از ستمکاران و جهانخواران می گذرد مطلع نمائید و حجاج محترم بلاد را به وظایف بزرگ خود در مقابله با چپاولگران بین المللی و تجاوزکاران آشنا نمائید.
البته علماء محترمی که در این سفر هستند، چه آنان که با تقاضای اینجانب مشرف شده اند و چه دیگران، جنابعالی را تأیید می فرمایند و حجاج محترم موظفند که به راهنمائی های شما گوش فرا دهند و از خطوطی که برای آنان ترسیم می نمائید اطاعت نموده و تجاوز ننمایند تا انشاءالله تعالی این فریضه عظیم با محتوا و ابعاد متعددش بجا آورده شود.
بدیهی است که متصدیان امور که به هر مناسب کارشان با این فریضه و با حجاج محترم مرتبط است، برای هماهنگ نمودن کارها موظفند با شما همکاری و از ارشاداتتان استفاده نمایند. امید است حجاج محترم کشورهای اسلامی در وحدت کلمه کوشا و از اخوت ایمانی که خداوند تعالی بین مسلمین امر فرموده است غفلت ننمایند و از تفرقه افکنی که کار شیطان و شیاطین انسی است احتراز نمایند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به نامه وزیر کشور در مورد کسب تکلیف پیرامون سرپرستی کمیته های انقلاب اسلامی

تاریخ: 1361/05/12

 

پاسخ امام خمینی به نامه وزیر کشور در مورد کسب تکلیف پیرامون سرپرستی کمیته های انقلاب اسلامی

بسمه تعالی
با تشکر از جناب حجت الاسلام آقای مهدوی که با همه توان در خدمت کوشا هستند و با تأسف از استعفای ایشان، جناب حجت الاسلام آقای ناطق نوری را به سرپرستی کمیته های انقلاب اسلامی در سراسر کشور منصوب نمودم. امید است تمام افراد کمیته ها و حضرات روحانیون که در کمیته ها هستند با جناب ایشان همکاری و کمک نمایند. توفیق ایشان را در خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با وزیر کشور، فرمانده ژاندارمری، استانداران سراسر کشور و گروهی از مسؤولان و پرسنل دوایر سیاسی - ایدئولوژیک ژاندارمری جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/05/17

 

تمام عالم محضر حق تعالی است

بسم الله الرحمن الرحیم
از اینکه آقایان استاندارها و پرسنل ژاندارمری در اینجا حاضرند و من مواجه با این چهره های مصمم هستم، قدردانی می کنم. من از زحمات همه آقایان ژاندارمری در همه جا، که الان برای اسلام فداکاری می کنند و همین طور استاندارها که در محلی که هستند خدمت می کنند، تشکر و تقدیر می کنم و برای همه آنها دعا می کنم. من امروز بنا دارم که موعظه کنم شما آقایان را و همه ارگانهائی که در ایران هستند، بلکه همه ملت را. ما همه، تمام افرادی که در کشور مشغول یک خدمت هستند و همین طور ملت که آن هم بحمدالله مشغول خدمت به این جمهوری اسلامی هستند، ما همه مسؤول هستیم (کلکم راع و کلکم مسئول) . ما در همه امور، در همه کارهائی که انجام می دهیم، در اموری که در افکار ما می گذرد، در محضر حق تعالی هستیم، تمام عالم محضر اوست. خلجان هائی که در قلوب همه می گذرد، در محضر اوست. و ما همه در هر امری که در دست ماست و در هر مسؤولیتی که در این کشور به عهده داریم، مسؤولیت بزرگی پیش خدای تبارک و تعالی داریم. تمام افرادی که در جبهه ها به جنگ مشغولند و تمام کسانی که جان خودشان را فدای اسلام می کنند، همه اینها در محضر خدای تبارک و تعالی هستند و اجر هیچ یک از افراد ضایع نخواهد شد. چیزی که برای خداست باقی است. (ما عندکم ینفذ و ما عندالله باق) هر چیزی که از ما هست، اینها از بین می رود و آن چیزی که برای خداست و تقدیم به محضر خداست او باقی می ماند.
 

امروز آبروی جمهوری اسلامی بسته است به آبروی متصدیان امر

من به همه کسانی که در این کشور الان مشغول یک خدمت هستند عرض می کنم که توجه داشته باشید که آبروی جمهوری اسلامی که آبروی اسلام است، حفظ کنید. جمهوری اسلامی امروز آبرویش بسته است به آبروی متصدیان امر و هرکس در هر مقامی که هست، مسؤولیت به اندازه حجم آن مقام دارد. حجم مسؤولیت به اندازه حجم مقامی است که شخصیت ها دارند یا گروه ها دارند و توجه کنید که مبادا خدای نخواسته کارهائی از شما، از گروه هائی که در این کشور خدمت می کنند، سر بزند

صحیفه نور جلد 16 صفحه 243

که با جمهوری اسلامی سازش نداشته باشد. باید کارها را تطبیق بدهید با اسلام و با جمهوری اسلامی. اگر فی المثل شما در هر مقامی که هستید، از مقام ریاست جمهور تا بیاید به آنجائی که به مردم عادی منتهی می شود و افرادی که در این دستگاه ها مشغول خدمت هستند، از آن کارمند کوچک و آن کسی که دم در برای پذیرش اشخاص گماشته شده اند تا آن مقام بالایی که باید رسیدگی به امور مسلمین بکند، همه آنها مسؤول هستند. کجروی ها در محضر خداست و راست روی ها هم در محضر اوست. ما باید فکر این باشیم که این کارهائی که به عهده ما قرار داده شده است، این کارها را طوری انجام بدهیم که مرضی خدای تبارک و تعالی باشد و ما اگر اینجا بتوانیم از مسؤولیت مقامات اینجا یک وقت شانه تهی کنیم یا کاری بکنیم که آنها توجه نکنند، ملائکه الله هستند و ثبت می کنند و یک روزی سوال می شود از ما.
 

طبق موازین اسلامی خدمت کنید

گاهی می شود که کارهای به ظاهر اسلامی، لکن با بی توجهی و خلاف اسلام واقع می شود. فی المثل اشخاصی می خواهند خدمت بکنند، پاسدارها می خواهند خدمت بکنند، پلیس می خواهد خدمت بکند و قصدش هم خدمت است، لکن گاهی در کیفیت عمل، طوری می شود که معصیت می شود. مثلاً من از این کارهای جزئی، خرده کاری ها شروع می کنم. مثلاً می خواهند در کمیته ها، در جاهایی که برای بسیج مهیا هستند می خواهند اینها خدمت بکنند، لکن گاهی همین هایی که می خواهند خدمت بکنند، یک کارهایی انجام می دهند که با موازین اسلامی درست در نمی آید، مثل اینکه نصف شب ها شروع می کنند به فریاد و شعار دادن و دعا خواندن و تکبیر گفتن، در صورتی که همسایه ها هستند و ناراحت می شوند، مریض ها هستند، معلولین هستند، بیمارستان ها هست و اینها رنج می برند و شما یک چیزی را که می خواهید عبادت باشد، معصیت کبیره می شود. اگر در سحر فرض بکنید یک عده ای بخواهند دعای وحدت بخوانند، خوب می شود در داخل منزل خودشان، در داخل آن محلی که هستند، در آن داخل، خودشان بخوانند، برای خدا می خواهند بخوانند و بلندگو اگر دارند، بلندگو را در داخل بگذارند که صدا بیرون نیاید. گاهی پیش من اشخاصی می آیند و شکایت می کنند که تمام آرامش ما را بعضی از این گروه ها به هم می زنند و حتی ما خواب نداریم. شما می خواهید یک کار عبادی بکنید، می خواهید تظاهر کنید، می خواهید چه بکنید، تبلیغ کنید، دعا بخوانید شما، دعا بین خودتان و خداست.
فرضاً بخواهید یک اجتماعی باشد که در آن اجتماع، دعا خوانده بشود، اینجا نباید بلندگوهای بزرگ را، پر قوه را بیرون بگذارند و تمام افرادی که در این محله هستند یا محله های دور هستند، رنج ببرند از این کار. اینها معصیت کبیره است که الان متوجه شدید، دیگر عذر ندارید. اذیت مسلم و آزار مؤمنین، از بزرگترین گناهان کبیره است. شما می خواهید تبلیغ کنید، در بین خودتان می خواهید بکنید، بکنید، مانعی ندارد. در مراکز خودتان هر چه می خواهید دعا بکنید، هر چه می خواهید تبلیغ کنید، هر چه می خواهید شعار بدهید لکن ملاحظه مردم ضعیف را، مردمی که روز، کار کردند و حالا

صحیفه نور جلد 16 صفحه 244

می خواهند استراحت کنند، این مرضائی که در بیمارستان ها هستند، این معلولینی که از خود شما هستند و در جنگ ها معلول شده اند و حالا می خواهند استراحت کنند، این فریادهای شما نمی گذارد آنها استراحت کنند. این یک امر پائینی است که من عرض کردم، که از اینجا باید رتبه رتبه بالا برود. مثلاً فرض کنید که شما می خواهید، پاسدارهای عزیز و سایر اشخاصی که متصدی این امور هستند، می خواهند یک خانه ای را که فهمیده اند که خانه تیمی است، آنجا را قبضه کنند، البته باید هم بکنند لکن قبلاً باید آنطور بررسی بشود که صد در صد این خانه، خانه تیمی است که خدای نخواسته یک وقت در یک خانه ای به خیال خانه تیمی وارد بشوند به یک عده زن و بچه مردم و تا آمده اند بفهمند چی است، چند تا از بچه هایشان یا خدای نخواسته تلف شده اند یا زخمی شدند. شما کار اسلامی می خواهید بکنید، لکن یک وقت سر از یک کار بسیار جنایت بزرگی سر در می آورد. باید تمام اموری که انجام می دهید متوجه باشید که در محضر خداست و مسؤولیت شما دارید، مسؤولیت اینجا هم دارند لکن آن مهمش مسؤولیت الهی است. یا در فرض بفرمائید که هر یک از این ادارات دولتی که هست، که می خواهند خدمت کنند به مردم، از آن کسی که دم در هست، پیشخدمت هست، تا آنجائی که مثلاً جای رئیس هست، باید توجه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند، همه اجیر این مردم هستند، اجرت از اینها دارند می گیرند برای خدمت و باید با مردم رفتارشان رفتار انسانی، اسلامی باشد. اینطور نباشد که یک کسی حالا احتیاج پیدا کرده که پیش این فرض کنید رئیس برود، از دم در، ناملایم ببیند. خوب، در رژیم سابق این مسائل بود و همه ما مناقشه می کردیم، اگر حالا هم بنا باشد که یک همچو مسائلی باشد، این به آبروی اسلام ضرر می زند. آنوقت می گفتند رژیم شاهنشاهی، حالا شما یک کار نکرده را در تبلیغاتی که در خارج می شود، بوق می زنند برایش، فرضاً از اینکه یک کاری انجام بدهید، یک کاری خدای نخواسته برخلاف موازین انجام بدهید یا فرض کنید در جبهه ها که بحمدالله همه شماها منسجم و مشغول خدمت هستید، وقتی که اسرا را می گیرید، اسرای مجروح را می گیرید یا اسرای سالم را می گیرید، توجه بکنید که اینها اسیر شما هستند، اینها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی این اسرا یک وقتی در محال خودشان رفتند، همه برای شما تبلیغ کنند، نه اینکه خدای نخواسته برای یک کار جزیی، اینها دشمن بشوند و وقتی رفتند، در محال خودشان تبلیغ سوء بکنند. اینها مسائلی است که باید تمام جهاتش را ملاحظه کرد. استانداری ها موظفند به اینکه تمام افرادی که در حیطه فرمان آنها هست تحت نظر داشته باشند. تمام این افراد خدمت باید بکنند، خدمتگزار هستند، استاندارها خدمتگزار هستند، خدمت اینها بالاتر است، مسؤولیت اینها هم بالاتر است، باید اینها خدمت به مردم بکنند و توجه کنند که مبادا یک وقت یک کسی احتیاج به استاندار داشته باشد نتواند او را ببیند، این همان طاغوت است که نمی گذارد اینطور بشود. اگر بنا باشد که حالا هم باز این تشریفاتی که در آن زمان بود باشد، نمی شود که ما جمهوری را اسلامی حساب کنیم. البته نظام، لازم است و هرج و مرج نیست لکن زیاده روی کردن و مردم را تحت فشار گذاشتن، این یک مسأله غیراسلامی است. همه استاندارها

صحیفه نور جلد 16 صفحه 245

موظفند که در این محلی که می روند، نسبت به همه کسانی که زیر دست او هستند، توجه داشته باشد که مبادا یک وقتی بر خلاف موازین اسلامی واقع بشود.
 

قاضی بر شفیر جهنم است

و از اینها بالاتر قضات هستند، قاضی هائی که جان و مال و ناموس مردم در قبضه آنها و تحت نظر آنهاست. آنها باید توجه بکنند، دقت بکنند و ملاحظه بکنند که مبادا یک وقت یک مظلومی را آنها به اسم ظالم به حبس بیندازند یا خدای نخواسته به اعدام. اینها در این دنیا مسؤولیت دارد، اگر از زیربار مسؤولیت این دنیا فرار کنید، از زیر بار مسؤولیت خدا فرار نمی توانید بکنید. قاضی بر شفیر جهنم است. (علی شفیر النار) او لب جهنم نشسته است. همه چیز مردم دست این قضات است، چه قضات دادگاه های انقلاب و چه قضات دادسراهای دادگستری ها. باید توجه بکنند این قضات به اینکه اینها هم خدمتگزار هستند و کارشان بسیار حساس و مسؤولیت شان بسیار بزرگ و اگر خدای نخواسته لغزشی بکنند و جان یک مسلم، مال یک مسلم، ناموس یک مسلم به واسطه خطای آنها، به واسطه خدای نخواسته تعمد آنها آسیب ببیند، در این دنیا باید محاکمه بشوند و اگر اینجا فرار از محاکمه کردند، در بارگاه حق تعالی هیچ نمی توانند فرار کنند. همه کسانی که در این کشور به خدمت مشغول هستند، اینها باید همه توجه داشته باشند که آبروی اسلام که مظهر بزرگش الان جمهوری اسلامی است و ایرانی ها بحمدالله این اسلام را در اینجا، این رژیم اسلامی را در اینجا پیاده کردند، باید حفظ کنند، آبروی جمهوری اسلامی را حفظ کنند، بهانه دست بهانه جوها که بدون بهانه هم به ما تاخت و تاز می کنند، بهانه دیگر دست آنها ندهند.
 

همه مردم موظفند در دفاع از جمهوری اسلامی و نوامیس مسلمین

و باید شما آقایان، تمام قوای نظامی و انتظامی بدانند که ما الان هم در حال جنگ هستیم، جنگ ما تمام نشده است، جنگ ما هست. همیشه بین اسلام و غیراسلام جنگ است. و ما باید توجه بکنیم به اینکه این کاری را که همه مان الان قیام برایش کردیم و آن جمهوری اسلامی است و ابقای جمهوری اسلامی، باید دفاع از آن بکنیم. همه مردم موظفند در دفاع از این جمهوری اسلامی. امروز که در سرحدات ما جنگ است و آنها می گویند ما خارج شدیم از کشور اسلامی بکلی، و گاهی هم از باب نفهمی، اقرار می کنند که نه، ما وارد هستیم در آنجا، به طور کنایه اقرار می کنند، ما الان در آنجا به دفاع مشغولیم و مشغول دفاع از اسلام، دفاع از حیثیت مسلمین، دفاع از نوامیس مسلمین هستیم. و مادامی که در آنجا احتیاج هست بر افراد، تمام افراد، تمام، بی استثنا، آنهایی که می توانند، قدرت دارند، برای آنها لازم است که احتیاج سرحدات را از حیث افراد و از حیث چیزهائی که احتیاج دارد آنجا، در آن تأمین کنند. البته یک واجب عینی نیست، یک واجب کفائی است. مادامی که احتیاج هست، بر همه واجب است. اگر یک دسته ای رفتند و کار را انجام دادند یعنی محتاج دیگر نبودند، از دیگران ساقط

صحیفه نور جلد 16 صفحه 246

است ولی مادامی که احتیاج است، به تمام افراد عیناً واجب است لکن یک دسته ای اگر کار را انجام دادند، از دیگران ساقط می شود. امروز هم باز احتیاج هست، باز کشور ما محتاج به افراد جانباز، افراد سلحشور، افراد فداکار برای اسلام است و ما الان در همان مرزی که هستیم و در همان مقداری که وارد در خاک عراق شدیم برای دفاع از اسلام و دفاع از مملکت اسلامی، باید ما این کار را به اتمام برسانیم. و مادامی که و مادامی که آنها به شرایط ما عمل نکردند، جنگ ما باقی است. به مجرد اینکه بگویند ما خارج شدیم، پذیرش ندارد، ما باید خودمان بفهمیم که آنها خارج شدند و ما می دانیم که آنها الان هم در کشور ما هستند و الان هم در بسیاری از جاها ساکن هستند و سنگر دارند و از خارج هم هر روز تقریباً، آبادان را و بعضی شهرهای دیگر را بمباران می کنند. مادامی که وضع اینطوری است و مادامی که آنها به شرایطی که قرار داده شده است و شرایط، همه شرایط عقلائی است، شرایطی است که همه عقلای عالم این شرایط را می پسندند و ما هیچ زورگوئی نداریم و نمی خواهیم تحمیل بکنیم. ما با شرایطمان، شرایطی که از اول گفته شده است و تا حالا هم همان شرایط هست، در آن شرایط پایبند هستیم و مادامی که این شرایط حاصل نشده است، ما در حال جنگ هستیم و ما با کسانی که اشرار هستند نمی توانیم صلح کنیم.
 

تذکر به ائمه جمعه و سایر روحانیون

من انشاءالله امیدوارم که شما، خود آقایان و کسانی که، در روحانیونی که، روحانیون محترمی که سر و کار با آقایان دارند، در این اموری که پیش می آید هدایت کنند که مبادا خدای نخواسته یک جوانی توجه به مسائل نداشته باشد و یک کاری انجام بدهد که با جمهوری اسلامی مناسب نیست. باید روحانیون آنها را تذکر بدهند. و یک تذکر هم به روحانیون هست، به ائمه جمعه و جماعات و روحانیون دیگری که با مردم سر و کار دارند. آنها هم باید توجه بکنند به اینکه این جمهوری اسلامی ربطش به آنها بیشتر از دیگران است و این جمهوری اسلامی اگر از (خدای نخواسته) یک نفر روحانی صدمه ببیند، بیشتر از دیگران مواخذه دارد. باید آقایان توجه بکنند، در رفتارشان، در کردارشان، در گفتارشان، چیزهائی که مضر به حال جمهوری اسلامی است، نزنند. مسائلی که با جمهوری اسلامی مخالف است و آنها گمان می کنند که نباید هر مسأله ای را گفت، نگویند. و باید ما مسائل اسلامی را با طریق اسلام و شکایات را به طریق اسلامی رسیدگی کنیم یعنی قضات رسیدگی کنند و علمای اعلام هم در همه جا که هستند و خصوصاً ائمه جمعه ها که با گروه های زیادی سر و کار دارند، باید توجه بکنند که در گفتارشان، در رفتارشان همه چیز اسلامی باشد و خدای نخواسته یک مطلبی که فرض کنید که یک استاندار را در محل خودش تضعیف می کند، یک قوه قضائیه را در محل خودش تضعیف می کند، از اینها احتراز کنند که ما الان محتاج به این هستیم که در کشورمان آرامش باشد. و البته قضات باید رسیدگی کنند به همه امور. و من امیدوارم که همه ما موفق باشیم به خدمت کردن به این ملت های مظلومی که در تحت فشار ستمکاران الان دارند دست و پا می زنند و ملت مظلوم

صحیفه نور جلد 16 صفحه 247

لبنان که الان در زیر پای صهیونیست دارد دست و پا می زند و مع الاسف دادرسی برای آنها نیست و حکومت ها غفلت دارند از مسائل، یا هواهای نفسانی نمی گذارد که آنها به درد این مردم، به داد این برسند. از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه مسلمین دنیا را خواستارم و از خدا می خواهم که قدرت نظامی و انتظامی آنها را هر چه بیشتر قوی کند که در خدمت به اسلام و خدمت به مسلمانان کوشا باشند. انشاءالله همه شما و همه ملت سعادتمند باشند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با مدیر عامل، معاونین، مدیران و مسوولان بخش های مختلف سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/05/16

 

هر قدمی که ما جلو می گذاریم تبلیغات سوء دشمنان زیادتر می شود

بسم الله الرحمن الرحیم
من اول باید تشکر کنم از شما برادرها که در این محل بسیار حساس خدمت می کنید و تقدیر کنم از شما که انشاءالله بعدها هم به همین خدمت به طور شایسته انجام وظیفه کنید.
شما خودتان می دانید که این مرکز، مرکز بسیار حساس و مهمی است که اگر یک فیلم، یک صحبت در محل آنجا بشود و برای جمهوری اسلامی مناسب نباشد، فوراً در همه جا پخش می شود. امروز این رسانه ها طوری هست که همه کس به آن گوش می کند و در خارج هم منعکس تا یک حدودی می شود و مسأله بسیار حساس است و شما می دانید که دشمن های اسلام چون منافع شخصی خودشان از بین رفته، واقعاً همه با این دستگاه و همه دستگاه های دولتی و دستگاه های اسلامی مخالفند و ما باید کوشش کنیم که در مقابل اینهمه تبلیغاتی که هر روز دارد می شود، آن هم تبلیغات بسیار بد، که اگر یک نفر عاقل درست نگاه کند می فهمد که این تبلیغات چه جور تبلیغاتی هستند و دروغ بودنش را ما که در این محیط هستیم می دانیم لکن خوب، ممکن است در جاهایی اشخاصی، افرادی باشند، بی اطلاع باشند و گمان کنند که واقعاً یک همچو مسائلی می گذرد. شما می دانید که الان مسائلی که به جمهوری اسلامی نسبت می دهند از قبیل اینکه کودک ها را می کشند، زن های آبستن را می کشند، اشخاصی که فلج هستند و ناقص الخلقه هستند اینها جلو می فرستند که راه را باز کنند برایشان، از این قبیل هر روز هست. من با اینکه کم نگاه می کنم این چیزهایی که می آورند، نوشته هایی که می آورند، لکن آن حساس هایش را که نگاه می کنم می بینم که هر روز این مسائل هی دارد زیادتر می شود یعنی هر قدمی که ما جلو می گذاریم، تبلیغات زیادتر می شود البته در بین همین تبلیغاتی هم که می شود، گاهی از آنها یک مسائلی سر می زند که به نفع ماست و ما رویهمرفته باید حساب این را بکنیم که ما باید خدمتگزار اسلام باشیم.
 

کسی که برای خدا کار می کند در هیچ جهت شکست نمی خورد

ما باید برای خدا کار بکنیم. کسی که برای خدا کار می کند در هیچ جهت شکست نمی خورد. بر فرض اینکه - ما بریزند و یکی از قدرت های بزرگ، مثلاً فرض کنید بریزند و همه ایران را از بین

صحیفه نور جلد 16 صفحه 239

ببرند، ما باز شکست نخورده ایم. در تاریخ محفوظ است این فداکاری همه ملت ما، و هرکس بخواهد جلوی این را بگیرد، دیگر نمی تواند. تاریخ ثبت کرده است این امور را.
و البته ما باید خیلی به فکر این باشیم که این دستگاهی که مهمترین دستگاه شاید باشد در تبلیغات ما، این دستگاه از حیث سیما و از حیث صدا هر دو اسلامی باشد یعنی کوشش بشود در اینکه هر قدمی که بر می دارید، یک قدمی باشد برای اسلام بردارید تا اینکه کارتان عبادت باشد. از اول که این جمهوری که پیروز شد، من به اشخاصی که متکفل این امور بودند و در رأس این قضیه واقع شده بودند، هی این مطلب را سفارش می دادم، لکن بعضی از آنها که بعدها معلوم شد که مردم غیر صحیحی هستند، هی عذر می آوردند که ما مشغولیم و داریم درست می کنیم و نمی شود و چه و کذا. لکن حالا بحمدالله می بینیم که دارد می شود و امیدواریم که به کوشش این آقای محترم، آقای رفسنجانی، برادر آن آقای رفسنجانی، انشاءالله این مسائل درست بشود و این دو تا برادر انشاءالله خدمت خودشان را به اسلام و ایران بکنند. ایشان در تبلیغات و ایشان هم در همه چیزها. و البته فیلم ها، باید کسانی که فیلمسازند، باید معلوم بشود که اینها چکاره اند، چه جور بوده اند، وضع روحی شان، وضع زندگی شان، وضع معاشرت هایشان قبلاً چه جور بوده است، آیا تحول حاصل شده برایش، تحول روحی، یا اینکه باز همان ته مانده های سفره شاه هست در قلب هاشان؟ آن کسی که می خواهد فیلم درست کند گاهی وقت فیلم را، خوب، بسیاری ها متوجه نمی شوند چی است، لکن محتوایش رویهمرفته انسان یک وقت می بیند که یا طرف چپ است، یا طرف راست است، یا رو به فساد است. این، باید خیلی دقت بشود. یعنی ما همه موظفیم به اینکه کاری انجام بدهیم که موافق با مقصد جمهوری اسلامی که همان مقاصد اسلامی است باشد و هیچ خوفی از این نداشته باشیم که ما اگر فرض کنید فلان فیلم را درست کنیم، به ما نمی گویند که اینها چه هستند. ما بالاخره در این دنیا الان معرفی شدیم به یک ملت ارتجاعی و یک ملتی که، تقریباً یک هیولائی از جمهوری اسلامی دارند درست می کنند که کسانی که در اینجا نیستند خیال می کنند که الان، الان در تهران یک دسته ای ریخته اند دارند بچه کوچک ها را می کشند و زن ها را چه می کنند.
 

آدمکشی و چپاولگری با اسم (اسلام راستین)

این انقلاب، یک خصوصیتی دارد و آن اینکه انقلاب اسلامی است و همه جناح ها با، الا کمی، با این جهت اسلامی اش مخالفند. حتی اشخاصی که در ایران بودند و آن گروه هایی که بودند و اینها، حتی اینها هم از اسم اسلام می ترسند و اگر اسم اسلام را ببرند، اسلام را به یک جور دیگری در پیش خودشان تعبیر می کنند، اسلام راستین اسمش را می گذارند، که ایران اسلام ندارد ما باید بیائیم این اسلام راستین را چه بکنیم. آنوقت در ضمن اینکه اسلام راستین را می خواهند چه بکنند، این آدمکشی ها و این بساط را همه را آنها راه می اندازند به اسم اسلام راستین.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 239

 

ما برای ادای وظیفه اسلامی، وجدانی و ملی وارد شدیم در میدان جنگ

ما از اول من گفته ام که ما به شرط اینکه پیروز بشویم در میدان نیامده ایم. ما برای اداء یک وظیفه اسلامی، وجدانی، ملی وارد شدیم در این میدان و همه ملت ایران که وارد شده اند در این میدان و الان بحمدالله همه وارد هستند، توجه دارند و فهمیده اند که این گروه های مخالف، یا این قدرت های مخالف، چه دردی دارند. ما می دانیم که آنها دردشان به این چیزها دوا نمی شود و دیگر هم مأیوس انشاءالله باید بشوند. و ما انشاءالله امیدواریم که در همه ابعاد این جمهوری پیروز باشیم و جنگ مان هم انشاءالله زودتر تمام بشود. و شما و همه می دانند که ما اهل جنگ نیستیم که بخواهیم برویم یک کشوری را بگیریم، یا کشور گشائی بکنیم. ما دنبال این هستیم که دنیا در صلح و آرامش باشد. اسلام از اول دارای یک همچو مقصدی بوده و خصوصاً در بین مؤمنین، در بین مسلمین، اخوت را سفارش فرموده است، بلکه ایجاد تشریع فرموده است.
ما باید با همه برادر باشیم، با همه، همه مسلمین برادر باشیم و در مقابل کفار بایستیم، نه اینکه ما در مقابل مسلمین بایستیم. خوب، ما ناچاریم الان، دفاع داریم می کنیم. ما تاکنون یک قدم برای جنگ بر نداشته ایم، اینها همه دفاع است. الان هم که ما وارد شدیم در خاک عراق، برای دفاع است، نه برای چیز دیگر. بیایند آنها کارها را انجام بدهند، ما فوراً بر می گردیم. بیایند آنها چیزهائی را که باید انجام بدهند، انجام بدهند ما فوراً بر می گردیم. نه ما بصره را می خواهیم، بصره برادر ماست ما می خواهیم که چه بکنیم. و ما همیشه احتراز داریم از اینکه در بصره یک وقتی خونی بریزد و در سایر شهرهای بغداد، برای اینکه ما، می دانید که آنها با صدام از اول بد بودند. ملت عراق از حالا بد نیست، از اول با این حزب بد بود برای اینکه ملت عراق، اشخاصی که علاقه مند بودند به آنها، آنها را اینها از بین بردند، مثل آقای حکیم که مردم علاقه مند بودند، مرجع شان بود، آنطور با ایشان عمل کردند، ایشان را در خانه تقریباً حبس کردند و ریختند در منزل ایشان در بغداد که رفته بودند برای معالجه، ریختند در منزل، ایشان را تفتیش کردند، در منزل یک مرجعی. و مردم متوجه به این مسائل هستند که اینها از اول با اسلام بد بودند، از اول با مسلمین بد بودند.
 

صدام دیگر از بین رفته است

حالا که صدام دیگر از بین رفته است، حالا هی شعار اسلام می دهد و شعار صلح دوستی، و می گوید ما هم دفاع کردیم. حالا ایشان از ما یاد گرفته است که ما می گوئیم ما دفاع، ما واقعیت را می گوئیم، او هم می گوید ما از اول می خواستیم دفاع کنیم از عراق. خوب، کی به شما حمله کرده بود که می خواستید دفاع کنید؟ و (ما پیروز شدیم از باب اینکه نگذاشتیم که مثلاً اینها بریزند همه عراق را بگیرند!!) خوب، حالا ایشان پیروز باشند، اما با پیروزی کنار بروند. همانطوری که با پیروزی عقب نشستند، با پیروزی هم بروند سراغ یک کار دیگری، بروند پاریس با آن دیگران که هستند، با آنها بنشینند و ایشان هم یک دولت عراقی تشکیل بدهند. حالا که ما از همه قسم داریم، ما از شاه گرفته،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 241

شاه قانونی تا نخست وزیر قانونی، تا رئیس جمهور قانونی، تا همه چیز قانونی ما الان در خارج داریم، خوب، ایشان هم بروند آنجا قانوناً همه چیز را درست کنند، این مانعی نیست.
 

همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خداست

در هر صورت، همه اینها با ما مخالفند و ما باید به توجه به اسلام، توجه به خدای تبارک و تعالی، اتکال به خدای تبارک و تعالی، فراموش نکردن خدای تبارک و تعالی را مشغول کار باشیم. و شمائی که، برادرانی که در یک همچو مرکز مهمی واقع شدید، همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خداست. همه کارها، چشم هائی که به هم می خورد در محضر خداست، زبان هائی که گفتگو می کند در محضر خداست و دست هائی که عمل می کند در محضر خداست و فردا ما جواب باید بدهیم. اگر ما جواب را برای آن طرف تهیه کردیم، هیچ باکی از هیچ چیز نداریم، لکن اگر خدای نخواسته نتوانستیم جواب درست کنیم برای آن طرف، باید متأسف باشیم و توبه کنیم. من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت شما را می خواهم و از زحمت های شما تشکر می کنم و امیدوارم که بیشتر زحمت بکشید، بیشتر برای اسلام کار بکنید. مائی که از خدا هستیم، برای خدا باید صرف کنیم وقت خودمان را، برای خدا باید خودمان را صرف کنیم. انشاءالله همه موفق و مؤید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه استان بوشهر

تاریخ: 1361/05/25

 

می خواهند بین دو قشر اهل سنت و علمای شیعه اختلاف ایجاد کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
من از تشریف فرمائی آقایانی که از راه دور آمده اند، متشکرم. همانگونه که بارها گفته ام، این هم از برکات این جمهوری است که می توانیم از نزدیک علمای بلاد را ملاقات کنیم و مسائل را با هم در میان گذاریم که امید است این رو به مستدام باشد.
مسائلی را که شما اشاره کردید، در طول تاریخ بوده است. طرح مسأله جدا بودن سیاست از روحانیت، چیز تازه ای نیست. این مسأله در زمان بنی امیه طرح شد و در زمان بنی عباس قوت گرفت. در این زمان های اخیر هم که دست های بیگانه در ممالک باز شد، آنها هم به این مسأله دامن زدند به طوری که مع الاسف بعضی از اشخاص متدین و روحانیون متعهد هم باورشان آمده است که مثلاً اگر یک ملایی در مسائل سیاسی وارد بشود، به او ضربه می خورد. این یکی از نقشه های بزرگ استعمار است که بعضی باور کردند.
من امیدوارم ائمه جمعه که در همه جا هستند، چه در مناطق برادران اهل سنت و چه شیعه، به این مسأله زیاد توجه کنند که الان هم اشخاصی هستند که قصد اخلال دارند و می خواهند بین این دو قشر اختلاف ایجاد کنند و این یک مصیبتی است برای مسلمین که باز هم گاهی زمزمه می شود، ولی بحمدالله کم شده است و توطئه اخلالگران شکست خورده است.
چند روز قبل نامه ای به من نوشتند که در بعضی از مناطق مثل سیستان و باختران افرادی در مجالس مذهبی و در بعضی خطبه ها مسائل تفرقه افکنی را عنوان کرده اند که خود برادران اهل سنت هم به آنها اعتراض کرده و گفته اند حالا وقت این حرف ها نیست.
شما نمی دانید که آقایان اهل سنت و علمای شیعه مدت هاست که زحمت می کشند که تفرقه را کنار بگذارند و کسانی که پیغمبرشان و دینشان یکی است، همراه و برادر باشند، لکن افرادی کوشش می کنند که تفرقه ایجاد کنند و شما خوب می دانید که چه کسانی از تفرقه سود می برند.
شما به مردم توجه دهید که اینگونه کارها که از این قبیل افراد سر می زند، به نفع مسلمین نیست و آنها خیرخواه ما نیستند. اینگونه کارها و این تفرقه ها خدمت به امپریالیسم و خدمت به دشمن است. شما آقایان به این نماز جمعه اهمیت دهید. این هم از برکات جمهوری اسلامی است که این سنت

صحیفه نور جلد 16 صفحه 249

سیاسی الهی ترویج شود به طوری که تمام خارجی ها متوجه آن شده اند که امیدوارم انشاءالله باقی بماند.
شما در رابطه با محرومیت آن مناطق فرمودید، من هم می دانم. رژیم سابق بنایش به این بود که مردم را در محرومیت نگاه دارد. من امیدوارم که این جنگ تمام بشود و دولت هم که مهیاست برای خدمت، خدمتگزار است، خدمت کند. البته نمی دانید که کار، مشکل است لکن با پشتیبانی و موافقت مردم کارها آسان می شود. کما اینکه تا حال هم چنین بوده و مردم پیشقدم شده اند و خرابی های جنگ را که دولت به تنهایی نمی توانست حل کند، حل می کنند.
امروز ما باید همه با هم و پشتیبان یکدیگر باشیم. اگر قشری با قشر دیگر مخالفت کند، کم کم زیاد می شود و باعث شکست خواهد بود. من امیدوارم همه بتوانیم تبلیغاتی که بر علیه ماست، خنثی کنیم و وحدت کلمه بین همه ایجاد شود و برادران اهل تسنن و تشیع با هم باشند و همین رویه دنبال شود تا بتوانیم کار کنیم. خداوند همه را توفیق دهد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام موسوی

تاریخ: 1361/06/02

 

جناب حجت الاسلام آقای حاج سید موسی موسوی دامت افاضاته

بسم الله الرحمن الرحیم
همانگونه که قبلاً ماموریت داشتید تا به مشکلات مذهبی و اجتماعی اهالی محروم و مستضعف منطقه کردستان رسیدگی نموده و در رفع آنها کوشش نمائید، مقتضی است انشاءالله تعالی همان مأموریت را با قاطعیت و تلاش بیشتری پیگیری کرده و با تدبیر و کاردانی خاصی که دارید، در رفع نابسامانی های منطقه که معلول بی توجهی و یا دشمنی رژیم منفور گذشته با خلق کرد و ویرانگری های فرقه های گمراه و خائن و ویرانگر می باشد، سعی کافی را مبذول دارید. امید است ارگان ها، نهادهای دولتی و اهالی محترم آن منطقه ایدهم الله تعالی با شما همکاری های لازم را بنمایند. از خدای تعالی موفقیت جنابعالی را در این راه مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام فاکر

تاریخ: 1361/06/03

 

جناب حجت الاسلام آقای محمدرضا فاکر دامت افاضاته

بسم الله الرحمن الرحیم
چون به حسب مقتضیاتی جناب حجت الاسلام آقای طاهری در خارج از کشور مسافرت می کنند، جنابعالی به نمایندگی از طرف اینجانب در غیاب ایشان تمام اموری که در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ایشان محول بوده عهده دار باشید و مسائل فرهنگی و اسلامی را با جدیتی بیشتر پیگیری نمائید. امید است انشاءالله در این کار موفق باشید. ضروری است اقشار مختلف سپاه از فرماندهان و سایر پرسنل با جنابعالی همکاری های لازم را بنمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نخست وزیر و اعضای هیأت دولت جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/06/02

 

متصدیان امور، از قشر مرفه نیستند

بسم الله الرحمن الرحیم
من یک نکته ای عرض می کنم و این برای این نیست که از دولت یا از ارگان های دیگر تعریف کنم، این یک واقعیتی است که من عرض می کنم و شاید شماها هم مطلع هستید و توجه دارید. یکی از عنایات بزرگی که خدای تبارک و تعالی به جمهوری اسلامی و این نهضت اسلامی عنایت فرموده این است که متصدیان امور، چه آنهائی که در مجلس خدمت می کنند و چه آنهائی که در دولت خدمت می کنند، چه آنهائی که در ارتش هستند، همه اینها از آن قشر مرفه نیستند، از آن قشری که همه توجه شان به این است که برای خودشان مقام درست کنند و برای خودشان کارهائی انجام بدهند ولو برضد خلق باشد.
شما اگر توجه کنید به حکومت هائی که در تاریخ بوده است و خصوصاً در این پنجاه سال، ملاحظه می کنید که آنهائی که در رأس امور بودند، آنها از این ملک ها و سلطنه ها و عرض می کنم که از این سنخ مردم و به اصطلاح از اشراف بودند. وقتی که اشراف (به قول خودشان) و اعیان و متمکنین و یال و کوپال دارها متصدی امور یک کشور شدند، قهراً اینها مردم را به حساب نمی آورند، این یک امر قهری است و در مقابل یک قدرتمند بزرگتر از خودشان خاضعند و در مقابل ضعفا و ملت خودشان جابر و ستمگر. شما اگر ملاحظه فرموده باشید، معامله این دولت هائی که ما داشتیم سابق، با مردم مقایسه کنید و معامله شان را با سفارتخانه های خارجی، با سفارتخانه های خارجی، اینها شخصیت خودشان را بکلی (شخصیت هم نداشتند) بکلی از دست می دادند و آن چیزی که در ذهن من است، یکی از سفرا (حالا یا سفیر انگلیس بود، یا یک جای دیگر) آن صدراعظم وقت را پاشد گلویش را گرفت توی اتاق و زد او را به دیوار. در مقابل او آنها سپرانداختند، لکن در مقابل مردم، آنقدر به مردم ظلم می کردند و آنقدر به خیال خودشان به بزرگی و امثال ذلک رفتار می کردند، که همه می دانید. وقتی بنا شد که متصدی یک امور کشوری قشر اشراف (به اصطلاح خودشان) اعیان، مرفه ها و صاحب اموال و نمی دانم پارک و اتوموبیل ها و کذا و کذا، یا آنوقت کالسکه ها و آن حرف ها باشد، این یکی از مصیبت های بزرگی است که در یک ملت هست، سرچشمه همه مصیبت هائی که ملت ها می کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان (به اصطلاح

صحیفه نور جلد 16 صفحه 264

خودشان) از آنها باشد. و آنها اینطور هستند، اشراف و اعیان اینطور هستند که تمام ارزش ها را به این می دانند که آنجائی که زندگی می کنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها می کنند، رفتار عبید با موالی باشد، تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتماً چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم عرض می کنم که نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا. و اینها وضع روحی شان، به حسب نوع، وضع روحی شان اینطور بود که چون قدرت را، تمام ارزش ها را به قدرت می دانستند، تمام ارزش ها را به قدرت مالی می دانستند، به قدرت های دیگر می دانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عبد بودند، در مقابل ضعفائی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند. این وضع طبیعی این است که یک قشر اشراف و اعیان (به اصطلاح خودشان) و مرفه، به یک کشوری حکومت کنند و قابل اجتناب نیست این. وقتی حکومت آنطور شد، دیگر نمی شود این را کسی خیال کند که قابل این است که این با مردم چه جور باشد، از آن ور با دولت خارجی چه جور باشد. مقابل آنها از باب اینکه می دیدند آنها قدرتشان بیشتر است، خاضع بودند. هرجائی که توهم می کردند که به قدرتشان یک قدرت بالاتری یک صدمه ای بزند، مقابل او لنگ می انداختند و همه جور تواضعی می کردند برای اینکه آنجا را به دست داشته باشند. به مردم هر چه گذشت، گذشت و هر چه خواستند بکنند با مردم.
این یکی از الطاف بزرگ خدا بود که حکومت جمهوری اسلامی را و متصدیان امور اسلامی را از قشر مرفه و از آن اشراف و اعیان و سلطنه ها و ملک و اینها قرار نداد. و این اسباب این شد و می شود که وقتی که بنا شد که یک اشخاصی زندگی شان یک زندگی عادی باشد و ارزش را در این زندگی هم ندانند، ارزش را به ارزش انسانی، ارزش اسلامی بدانند، ارزش اخلاقی بدانند، اگر یک حکومتی ارزش هایش اینطور ارزش باشد که ارزش اسلامی باشد، بخواهد خدمت به نوع خودش بکند، خودش را خدمتگزار بداند، اگر دیدش این باشد، قهراً ملت با اوست و قهراً نمی تواند یک قدرت خارجی او را تحت تأثیر قرار بدهد. همیشه قدرت خارجی برای اینکه بر مردم مسلط بشود، این بالاتری ها را می ترساند. آنها هم از باب اینکه تمام توجه شان به این بود که در بین ملت قدرتمند باشند، دارای یال و کوپال باشند، آنها را تسلیم می شد برای اینکه به اینها ظلم بکند. این وضع طبیعی اینجور حکومت است. و وضع طبیعی حکومتی که از قشر غیر مرفه است، از خود این مردم درست شده است، وضع طبیعی اش این است که با مردم باشد و خدمت بکند و ارزش را، ارزش جاه و مقام نداند.
 

ارزش مقامات ما، در خدمتگزاری به مردم است

شما می دانید که در جمهوری اسلامی مقامات آن معنی که در سابق داشت از دست داده، نه رئیس جمهورش و نه نخست وزیرش و نه سایر وزرایش اینطور نیست که خیال بکنند، خودشان خیال بکنند که ما یک مقام بالائی، والا مقام هستیم و ما حضرت اشرف هستیم و نمی دانم کذا. اینجور نیست. آنها می بینند که ارزششان در بین جامعه، در همه جا این است که خدمت بکنند، خدمتگزار باشند، نه ارزش به

صحیفه نور جلد 16 صفحه 265

این است که به مردم حکومت کنند. در جمهوری اسلامی این معنا که هم مقامات آن مقاماتی که سابق تخیل می شد، نیست و هم صاحب اشخاصی که متصدی امور هستند، آن اشخاصی که در یک خانواده اشرافی بزرگ شده باشند و یک زندگی چه کرده باشند و نتوانند بسازند با مردم، نتوانند بسازند با یک زندگی عادی، آنطور هم نیستند. من فیلمی که دیشب از مرحوم رجائی گذاشته بودند و منزلش را نشان می دادند، یک دفعه دیگر هم مثل اینکه دیدم این را، بعضی از اشخاصی که پیش من بودند می گفتند ما رفتیم منزل آقای رجایی، این خوب نشان می داد، آنجا به این اندازه نیست، واقع مطلب اینطور نیست، این یک چیز بزرگی کانه نشان دارد می دهد و حال آنکه ما که رفتیم منزلشان دیدیم نه، مسأله اینطور هم نیست. وقتی بنا شد که یک نفر رئیس جمهور شده، یا یک نفر نخست وزیر است، آقا منزلش آنطوری است و وضع مادیش اینطوری است، این دیگر نمی شود که از یک قدرت بزرگی بترسد. برای چه بترسد؟ این را که از او نمی گیرند. آن باید بترسد که می خواهد چپاول کند و می خواهد یک حکومت کذائی بکند، آن باید بترسد، اما رجائی (خدا رحمتش کند) و امثال اینها و باهنر و اینهائی که ما از دست دادیم، که اینطور نبودند که زندگی شان جوری باشد که مبادا یک وقتی از دست ما برود، خاضع بشوند پیش دیگران و برای اینکه زندگی را بیشترش بکنند زورگوئی کنند به مردم.
این یک عنایتی است که خدای تبارک و تعالی به این ملت کرد و از خود مردم، از خود این توده ها از بازار نمی دانم از کجاها و خانه ها، افراد منبعث شدند و حکومت تشکیل دادند. وقتی از بازار، مردم حکومت را تشکیل دادند، می دانند که بازار وضعش چه جوری است. وقتی که از بین خود مردمی که مرفه نیستند، اینها آمدند و خودشان هم نظیر آنها هستند، اینها به درد دل مردم می توانند برسند. من اینکه عرض می کنم، نمی خواهم از شما تعریف کنم، برای اینکه می ترسم تعریف کنم. این برای این است که تنبه بدهم، تنبه بدهم به اینکه تا وضع اینطوری است، حکومت برقرار است، حکومت اسلامی برقرار است. تا وضع دولت، مجلس نمی دانم ارتش، رؤسای ارتش، فرماندهان همه جا این وضع است که می بینیم الان و مشاهده می کنیم، شما خوف از اینکه یک آسیبی این جمهوری اسلامی به آن برسد، از این خوف نداشته باشید. شما هر چه خوف دارید، از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خدای نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود و راه، یک راه دیگری باشد و توجه به این چیزی که الان هست، از دست برود و مردمی بودن از دستتان برود. از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالائی که من نخست وزیرم، حالائی که من رئیس جمهورم. حالائی که من وزیر کذا هستم باید چه و چه و چه باشم، آنوقت بدانید که آسیب می بینید، یعنی آنوقت است که خارجی ها به شما طمع می کنند. آنها می دانند که از چه راه باید یک کشوری را به تباهی بکشانند، آنها می دانند که باید از راه خود حکومت، از راه خود دولت، از راه خود مجلس، از راه خود اینها، این کارها را انجام بدهند، آنها می دانند که ریختن در یک کشور یا نمی دانم چه کردن، با وضعی که اینجور کشورها دارند، این نمی شود. اینها تجربه اش را در افغانستان کردند. در افغانستان با اینکه دولتش با آنهاست و حزب ها و

صحیفه نور جلد 16 صفحه 266

خیلی از حزب ها شاید با آنها باشند، لکن چون یک توده ای دارد، آنجا، توده ای که مسلمانند، متوجهند و مخالف با قدرت ها هستند، چون این هست در آن، موفق نشدند به اینکه آن کاری که می خواستند، بکنند، هر روز هم رو به شکست است. اینها تجربه ها را دارند، می دانند قضیه چه جور است، می دانند که یک ملتی که همه شان در مقابل همه چیزهائی که درشان وارد می شود، ایستادگی کردند و می کنند، ملتی که بچه اینقدریش، دیروز یک بچه ای قد این آقا کوچولو، به حد ده سال و اینها نبود، اینجا گریه می کرد که، گریه می کرد که شما دعا کنید من شهید بشوم. یک ملتی اینطوری، زنش اینطور، مردش اینطور، پیرش آنطور، جوانش آنطور، اینها می دانند با این ملت نمی شود با فشار و زور و سرنیزه رفتار کرد. قهراً آنها می خواهند یک نقشه ای بکشند، حواسشان هم خیلی جمع است و خیلی هم حوصله و صبر دارند. آنها برای پنجاه سال دیگر، برای سی سال دیگر حالا نقشه درست می کنند، حالا نقشه می کشند که سی سال دیگر نتیجه بگیرند. یعنی اگر خدای نخواسته دانشگاه ما یک انحرافی پیدا بکند، بعد از سی سال نتیجه اش را آنها می گیرند. اگر در دانشگاه ما یک اشخاص غیراسلامی امثال اینها وارد بشود، اشخاصی که انحراف دارند وارد بشود، ولو حالا نتوانند کاری بکنند (حالا هم عجله ندارند که کاری بکنند) کم کم همین دانشگاهی ها را تبلیغ می کنند، صحبت می کنند، چه می کنند، چه می کنند، هوا خورشان می کنند، بالاخره هم مقدرات یک مملکت بعد از این دوره با آنهاست. آنها وقتی مقدرات یک دولت را و ملت را در دست گرفتند، با یک انحرافی در دست گرفتند، آنوقت هست که اینها نتیجه می گیرند، با دست خود اینها نتیجه می گیرند.
شما باید کوشش کنید همه تان، هرکس در هر وزارتخانه هست باید کوشش کند که اجزاء آن وزارتخانه، افرادی که در آن وزارتخانه هست، وضع روحیش جوری باشد که با مردم بسازد، مردم باز احساس نکنند که در این وزارتخانه هم وقتی ما بخواهیم کارمان را به وزیر بدهیم، باید یک مدتی دم در بایستیم و یک مدتی آن مأمور و آن مأمور و آن مأمور تا برسانند ما را به آنجا، آنجا هم پشت دربایستیم. نه، این وضع اگر یک وقت خدای نخواسته دیدید دارد اینطور می شود، بدانید که دارید رو به تباهی می روید، قدم دارید بر می دارید رو به تباهی. آن روزی شما قوی هستید که این بقال سرمحله و آن مومن توی مسجد و آن کسی که در جاهای بزرگ و اعیان و اشراف فرض کنید هست، برای شما اینطور نباشد که برای او یک کاری بکنید، برای این نکنید. اینها را مقدم بر آنها بدانید، اینهائی که شما را به وزارت رسانده اند، با اینکه وزارت الان یک چیز مهمی نیست پیش شما، اینهائی که قدرتمندها را بیرون کردند، اینهائی که همه آن اشخاصی که مقدرات یک کشور در دستشان بود و ما را و شما را و همه کشور را به تباهی کشیده بودند، آنها را بیرون زدند، اینها را باید ما قدرشان را بدانیم، یعنی نگه شان داریم. برای خدا، برای اسلام، برای حیثیت خودتان، برای حیثیت کشورتان باید این سر و پا برهنه ها را نگه شان دارید. اینهائی که بعد از همین که هر شهیدی شما پیدا می کنید، آنطور برایش تظاهر می کنند، آنطور برایش عرض بکنم به سر و سینه خودشان می زنند، که می بینید نشان می دهند، یک همچو ملتی را باید با همین وضع نگه داشت و آن به دست امثال شماست که اینطور باقی بماند. اگر یک

صحیفه نور جلد 16 صفحه 267

وقت سرخورده بشوند. از دولت و خیال کنند که دولت دارد برای خودش یک کارهائی انجام می دهد و برای ما نیست و چطور، آنوقت هست که شما هر کدامتان خدای نخواسته از بین بروید، یک کسی برایتان فاتحه نمی خواند.
شما کاری بکنید که بعد از مردنتان هم اینطور وضع مردم باشد با شما، بعد از شهادت هم اگر نصیبت تان شد، مردم با شما اینجور باشند. پیش خدا این ارزش دارد. وقتی خدای تبارک و تعالی دید که یک جمعیتی ایستادند و فریاد می زنند، توی سرشان می زنند که رجائی چه، خدا به رجائی رحم خواهد کرد. اگر خدای نخواسته هم آن یک اشکالاتی در آن باشد، به همین، خدا رحم می کند. خوب، مومن، چهل تا مؤمن شهادت بدهند به خوبی یک کسی، خدا قبول می کند این را، برای اینکه یک آدمی است که چهل نفر مؤمن این را به خوبی شناخته اند وقتی به خوبی شناختند، خداوند عفو می کند. فرضاً از اینکه یک جمعیت هائی اینطوری بریزند در خیابان و آنطور و به سر و سینه شان بزنند برای آنها، ارزش آقای رجایی، ارزش آقای باهنر، ارزش آقای بهشتی و ارزش این ائمه جمعه مظلوم ما به این نبود که یک مثلاً دستگاهی دارد، ارزششان به این بود که خودی بودند، با مردم بودند، برای مردم خدمت می کردند، مردم احساس کرده بودند که اینها برای آنها دارند خدمت می کنند و لهذا آنهمه تبلیغاتی که با دست های فاسد برضد مرحوم بهشتی بالخصوص آنقدر کارها کردند و نسبت به مرحوم رجائی هم، آن آدم فاسد آنقدر پافشاری کرد و اذیت کرد، مردم اعتنائی هیچ به او نکردند و همانطور با آنها رفتار کردند، مردم همانطور آن تلافی هائی که در آنوقت سر آن مظلوم درآمد، مردم درست کردند، بعد از فوت ایشان آنطور کردند. و همه شما باید وضعتان یک همچو وضعی باشد و من امیدوارم که همه این وضع را توجه به آن بکنید و حفظش بکنید. بخواهید اسلام حفظ بشود، این وضع را باید حفظ بکنید. بخواهید که ایران حفظ بشود، همین را باید حفظش کنید. بخواهید خودتان محفوظ بمانید، همین را باید حفظ کنید. بالاخره این وضع فعلی که شما دارید باید رو به بهترین بروید، هی بروید سراغ اینکه یکدیگر را اسلامی کنید. اینکه من عرض کردم که باید امور اسلامی باشد، حالا هم عرض می کنم، این کارهائی که شما می گوئید که می روند جنگل ها را چیز می کنند، اینها کارهای غیر اسلامی است، من می گویم باید اسلامی باشد. اگر چنانچه یک کسی تخلف کرد از مقررات دولت، این غیر اسلامی است، آن هم باید اسلامی بشود. یعنی باید دولت با قدرت، آن کسی که تخلف می کند از آن چیزهائی که دولت برای حفظ نظام دولت قرار داده است، آنها را باید با قدرت جلویش را بگیرد، برای اینکه آن غیر اسلامی است، من می گویم اسلامی باید بشود. بریدن درخت های کشور را و به تباهی کشیدن جنگل ها را، این غیر اسلامی است، باید جلویش گرفته بشود. تخلف از مقررات خیابان ها و رفت و آمدها، این غیر اسلامی است، باید باید جلویش را بگیرید. اگر یک کسی اعتنائی به چراغ سرخ نکرد، این غیر اسلامی عمل کرده و این را باید تعقیبش کرد و به دست دادگاه سپردش. حالا هم من عرض می کنم اسلامی که، اسلام که با نظم مخالف نیست، اصلاً اسلام می خواهد نظم حفظ بشود، نظام حفظ بشود. کلیه امور مربوط به نظام، این اسلام است و اگر یک چیزی تخلف از نظام کرد، این برخلاف اسلام

صحیفه نور جلد 16 صفحه 268

است و جلوگیری لازم است.
 

ارزش انسان به این است که توجه کند که چه باید در مقابل خدای تبارک و بندگان خدا بکند

و من باز هم به آقایان عرض می کنم که توجه بکنید که مقام، شما را نگیرد. شما یک ارزش انسانی انسان به مقام نیست، به این نیست که من نخست وزیرم، من رئیس جمهورم، من رئیس مجلسم، من وکیل مجلسم. اینها ارزش نیست. ارزش انسان به این است که توجه بکند که چه باید در مقابل خدای تبارک و بندگان خدای تبارک و تعالی بکند، چه تکلیفی انسان دارد در مقابل خدا و در مقابل بندگان خدا که از خدا هستند. این ارزش است. مادامی که شما این ارزش را حفظ بکنید، ارزش اسلامی و انسانی را حفظ کرده اید. و اگر از این، انحراف حاصل بشود، شما هم هر مقامی پیدا کنید، در علم بشوید بالاترین علما، در زهد هم هر چه می شوید، بشوید اما ارزش را از دست داده باشید، شما نه پیش خدا دیگر ارزش دارید، نه پیش خلق خدا. باید فکر این معنا بکنید که خدمت کنید به کشور خدمت کنید به ملت که بعد از خود شما که انشاءالله حالا طولانی باقی می مانید، مثل مرحوم رجائی که مردم اینطور برایش به سر و سینه می زنند، مردم شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینکه شما خوبید، تا خدای تبارک و تعالی در محضرش شما را قبول کند برای اینکه آدمی بوده است که یک عده ای شهادت دارند می دهند، عملاً توی سرشان می زنند از رفتن او.این شهادت فعلی است بر اینکه این آدم مقبول است و خدای تبارک و تعالی همین طور قبول می کند و اگر گناهی هم داشته باشید، به همین می گذرد خدای تبارک و تعالی.
و من امیدوارم که شما همه تان همین طوری که سیره انبیا بوده است، که سیره انبیا برای این بوده است که در مقابل طاغوت محکم می ایستادند و در مقابل ضعفا و فقرا و مستضعفین و مستمندان فروتن بودند، آنطوری که وقتی عرب وارد می شود در مسجد رسول الله، می گوید کدام یکی تان هستید. در وقتی که رسول الله آنوقت حکومت بود، آنوقت در مدینه بودند، در مدینه تشکیل حکومت بود بساط، لکن وضعش اینطوری بود، از آن طرف در مقابل هیچ قدرتی خاضع نبود برای اینکه او خدا را می دید. کسی که توجه دارد به اینکه قدرت هر چه هست مال خدای تبارک و تعالی است و دیگران هیچ نیستند، این دیگر نمی تواند خاضع بشود در مقابل یک قدرتمندی.
شما ملاحظه کرده اید، تاریخ مرحوم مدرس را دیده اید که یک سید خشکیده ء لاغر عرض می کنم لباس کرباسی (که یکی از فحش هائی که آن شاعر به او داده بود، همین بود که تنبان کرباسی پوشیده) یک همچو آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آنوقت را ادراک کرده می داند که زمان رضاشاه غیر زمان محمدرضا شاه بود، آنوقت یک قلدریی بود که شاید تاریخ ما کم مطلع بود، در مقابل او همچو ایستاد، در مجلس، در خارج فلان که یک وقت گفته بود سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود که می خواهم تا تو نباشی، می خواهم تو نباشی. این آدم که می آمد (من درس ایشان یک

صحیفه نور جلد 16 صفحه 269

روز رفتم) می آمد در مدرسه سپهسالار که مدرسه شهید مطهری است حالا، درس می گفت، من یک روز رفتم درس ایشان، مثل اینکه هیچ کاری ندارد، فقط طلبه ای است دارد درس می گوید. اینطور قدرت روحی داشت، در صورتی که آنوقت در کوران آن مسائل سیاسی و چیز بود که باید حالا بروند مجلس و آن بساط را درست کند. از آنجا، پیش ما، رفت مجلس، آنوقت هم که می رفت مجلس، یک نفری بود که همه از او حساب می بردند. من مجلس آنوقت را هم دیده ام، کانه مجلس منتظر بود که مدرس بیاید. با اینکه با او بد بودند ولی مجلس کانه احساس نقص می کرد وقتی مدرس نبود. وقتی مدرس می آمد مثل اینکه یک چیز تازه ای واقع شده. این برای چه بود؟ برای اینکه یک آدمی بود که نه به مقام اعتنا می کرد و نه به دارائی و امثال ذلک، هیچ اعتنا نمی کرد، نه مقامی او را جذبش می کرد. ایشان وضعش اینطور بود که (برای من نقل کردند این را که) داشت قلیان خودش را چاق می کرد، خودش اینطور بود، فرمانفرمای آن روز (حالا که من می گویم فرمانفرما، شما به ذهنتان نمی آید که یعنی چه) فرمانفرمای آن روز وارد شده بود منزلش، گفته بود که به او حضرت والا من قلیان را آبش را می ریزم تو این را، آتش سرخ کن را درست کن، یا بعکس. از اینجا همچو او را کوچک می کرد که دیگر نه، طمع دیگر نمی توانست بکند. وقتی اینطور با او رفتار کرد که بیا این آتش سرخ کن را گردش بده، آن آدمی که همه برایش تعظیم می کردند، همه برایش چه می کردند، این وقتی اینطوری می رسیده، این شخصیت ها را اینطوری از بین می برد که مبادا طمع کند که از ایشان چیزی بخواهد. من بودم آنجا که یک کسی یک چیزی نوشته بود، زمان قدرت رضاشاه، زمانی که آنوقت باز شاه نبود، آنوقت یک قلدر نفهمی بود که هیچ چیز را ابقا نمی کرد، یک کسی آمد گفت من یک چیزی نوشتم برای عدلیه، شما بدهید ببرند پیش حضرت اشرف (یک همچو تعبیرهائی) که ببینند. گفت، رضاخان که باز نمی داند اصلش عدلیه را با (الف) نویسند یا با (ع) می نویسند، من بدهم این را او ببینند؟ نه اینکه این را در غیاب می گفت، در حضورشان هم می گفت. اینجوری بود وضعش. این چه بود؟ برای اینکه وارسته بود، وابسته به هواهای نفس نبود، (اتخذ هوی الله) نبود. این، هوای نفسانی خودش را اله خودش قرار نداده بود، این اله خودش را خدا قرار داده بود. این برای مقام و برای جاه و برای وضعیت کذا نمی رفت عمل بکند، او برای خدا عمل می کرد. کسی که برای خدا عمل می کند، وضع زندگیش هم آن است، دیگر از آن وضع بدتر که دیگر نمی شود برایش، برای چه دیگر چه بکند، از هیچ کس هم نمی ترسید. وقتی که رضا شاه ریخت به مجلس که چیز می کردند، فریاد می زدند آن قلدرهای اطرافش که زنده باد کذا و زنده باد کذا، مدرس رفت ایستاد و گفت که مرده باد کذا، زنده باد خودم. خوب، در مقابل او شما نمی دانید حالا، در مقابل او ایستادن یعنی چه و او ایستاد. این برای این بود که از هواهای نفسانی آزاد بود، وارسته بود، وابسته نبود.
 

تمام وابستگی ها وابستگی است که انسان به خودش دارد

تمام وابستگی ها وابستگی ای است که انسان به خودش دارد، تمام وابستگی ها از خود آدم پیدا

صحیفه نور جلد 16 صفحه 270

می شود. وقتی انسان وابسته است، نفسش وابسته است به جهاتی که مال خودش است، به نفسیت خودش، به وضعیت خودش، این تمام وابستگی هائی که در خارج هم برایش پیدا می شود از منشأش اینجاست. وقتی این وابستگی باشد، اگر بخواهند برایش تحمیل کنند، چون این وابستگی هست، تحمیل می کند، قبول می کند. وقتی ببینند یک چیزی با این آمالی که دارد مخالف است، اگر نکند، یک وقت به هم می خورد، این خاضع خواهد شد. اگر انسان از این وابستگی وارسته شد، آزاد شد از این، این دیگر آزاد است، این دیگر از کسی نمی ترسد، همه قدرت های عالم جمع بشوند، این نمی ترسد، برای اینکه آخرش این است که من از بین می روم، دیگر بالاتر از این که نیست، همانی که الان ملت ما دنبالش دارند می روند که بیائید دعا کنید من شهید بشوم. روزی چند نفر شاید من اینجا بعضی روزها می بینم که می گویند که دعا کنید من شهید بشوم. من می گویم دعا می کنم شما پیروز بشوید انشاءالله. انشاءالله خداوند همه شما را موفق کند، مؤید کند و همه آن اشخاصی که به شهادت رسیدند و برای این ملت خدمت کردند مثل مرحوم رجائی که این روز، این روزها سالش است، مرحوم باهنر و دیگر اشخاصی که از همین قبیل بودند و رفتند از دست ما و البته ما خیلی ضرر دیدیم، لکن باز همان مسأله است. جانشین آنها برای این بود که ملت بود، مردم بودند، اعیان و اشراف نبودند. آنوقت اگر یک نخست وزیر را می کشتند، یک بساطی می شد، شاه مردگی همان و به هم ریختن سرتاسر ایران. اینطور بود، تا شاه مردگی می شد سرتاسر ایران به هم می خورد. حالا رئیس جمهورش نباشد، خوب، نبود، یکی دیگر بسم الله... همه ایران بهشتی است. خوب، مردم طرحشان این است که بهشتی از خود ماست، یک چیز خارجی نیست، از خارج یک چیزی صادر نکرده ایم، وارد نکرده ایم، از خود ما هست، خود ما یکی مان رفت یکی دیگر می آید. رجائی رفت یکی دیگر می آید، آن هم برود یکی دیگر می آید. هر کدام از ماها و شماها بروند، یکی دیگر می آید. اینجوری است وضع ایران امروز و این وضع را باید ما حفظ کنیم، دعا کنیم که خداوند این وضع را برای ما حفظ کند و با حفظ این، هر یک از ما از بین برویم جا داریم، عوض داریم، می آیند جایش را پر می کنند و اگر اینطور نباشد، یک وقتی به طور سابق بشود، دیگر آنجا جوری است که وقتی یکی رفت به هم می خورد اوضاع. خدا انشاءالله همه شما را حفظ کند و همه ما را موفق کند که به احکام اسلام عمل کنیم و وزارتخانه هایمان را اسلامی کنیم و افراد اگر چنانچه خدای نخواسته منحرفند، این افراد منحرف را نصیحت کنیم، اگر نمی شود، عوض کنیم و لازم نیست که هر منحرفی اینجا باشد، خوب، برود یک کار دیگری بکند. انشاءالله موفق و مؤید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام آیت الله العظمی گلپایگانی

تاریخ: 1361/06/08

 

حضرت آیت الله آقای گلپایگانی دامت برکاته - قم

بسم الله الرحمن الرحیم
تلگرام شریف که حاوی بشارت سلامت وجود مبارک بود، موجب تسلی خاطر گردید. خداوند متعال را شکرگزارم که سلامت را به جنابعالی اهدا فرمود تا ملت شریف از برکات وجود محترم برخوردار باشند. امید است از ادعیه خالصه آن حضرت اینجانب و جمهوری اسلامی و متصدیان آن بهره مند گردیم.
صحت کامل جنابعالی را از خداوند متعال خواستارم.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت روز جهانی قدس

تاریخ: 1361/04/25

 

پیام امام خمینی به مناسبت روز جهانی قدس

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
در سالروز قدس سال 1361 غم انگیزترین و دردناکترین روزها را می گذرانیم و اسفناکترین و مصیبت بارترین ایام را پشت سر می گذاریم، نه فقط غم و درد برای شهدای بی پناه و بیگناه لبنان مظلوم و نه فقط اسف و مصیبت از حمله دامنه دار اسرائیل جانی با بمب های خوشه ای و آتش زا به ساکنین عرب و مسلمانان بیروت که موجب شهادت و آسیب هزاران پیر و جوان و زن و مرد و کودک بیگناه بی پناه شده است و نه برای نقشه های شوم آمریکای ابرجنایتکار و نه برای هدم اساس اسلام در ایران و سایر کشورها و نه برای کمک های مادی و معنوی مصر و اردن و دیگر همقطارانشان به دو جنایتکار افسار گسیخته (بگین) و (صدام) ، که اینان خوی درندگی و جنایتکاری دارند و زندگی و حیات مادی آنان بستگی به تجاوز به حقوق ملت ها و مستضعفان جهان دارد و تحت ستم قراردادن و سرکوبی ملت های مظلوم از افتخارات آنان است و نه برای تجاوز بیرحمانه صدام عفلقی و حزب بعث عراق به کشور اسلامی ایران و کشتار هزاران کودک، پیرزن و پیرمرد و به ویرانه بدل کردن شهرهای آباد و سرسبز عرب نشین و فارس نشین ایران، که این حزب مشرک نمی تواند اسلام را تحمل کند و برنامه آن براندازی اسلام و هواداران آن است، مصیبت و تاسف و غم و درد برای ابتلاء مسلمانان به این حکومت های خود فروخته و دلباخته به ابرقدرت آمریکا و چشم بسته به فرمان دشمنان اسلام و مسلمانان است. اینان برای مخالفت با جمهوری اسلامی و کمک های نظامی و تسلیحاتی و مادی و معنوی به صدام که اسلام را دشمن خود می داند عذرهائی می تراشیدند و مسأله فارس و عرب را برخلاف دستورات اسلام و قرآن مجید پیش می آوردند و در بوق های تبلیغاتی و مطبوعات در خدمت ابرقدرت ها پشتیبانی اسرائیل از ایران را با دروغ شاخدار بهانه می کردند.
امروز که اسرائیل به یک کشور مسلمان عربی حمله نموده و مسلمانان را به خاک و خون می کشد، چه عذری در خفقان مرگبار خود دارند؟ چه عذری در پیشگاه خدای قهار و ملت های اسلامی در کمک به اسرائیل و ارباب جنایتکارش دارند؟ چه عذری در تعقیب پیشنهاد ذلت بار (کمپ دیوید) و (طرح فهد) دارند؟ چه عذری در سازش با این جانیان با لذات و خوانخواران حرفه ای دارند؟ آیا آمریکا با آمریکای سابق که ما را به دروغ متهم به سازش با آن می کردند فرق کرده است؟ و یا اسرائیل با

صحیفه نور جلد 16 صفحه 227

اسرائیلی که به بهانه دروغین دادن اسلحه به جمهوری اسلامی به کمک صدام شتافتند و به دشمنی با ما برای نجات حزب بعث عفلقی یقه پاره می کردند، تفاوت کرده است؟
بارالها! مسلمانان منطقه گرفتار یک چنین حکمفرمایانی هستند چنانچه مولای آنان علی ابن ابیطالب گرفتار منافقانی ظاهرالصلاح بود و به دست آنان در مثل این ایام به لقاءتو شتافت و از گرفتاری ها نجات پیدا کرد.
بارالها! امروز اسلام گرفتار منافقانی جنایتکارتر از نهروانی هاست که با نام اسلام آن را می کوبند و با دشمنان اسلام به اسم اسلام و در حقیقت برای چپاول اموال ملت های مظلوم و محروم و دربند کشیدن آزادگان ملت ها سازش می کنند.
خداوندا! این دولتمردان نادان بار ذلت اسرائیل را به دوش می کشند که چند روزی بر ملت های مسلمان حکومت کنند.
خداوندا! این حکومت های نادان با داشتن همه امکانات برای پیروزی بر ابرقدرت ها، به جنایات آمریکا و اسرائیل صحه می گذارند و برای تحکیم پایه های کفر شب و روز خود را نمی فهمند.
بارالها! این خلق مسلمان و مظلوم را از چنگال آنان نجات ده. اما اکنون چه باید کرد؟ آیا راهپیمائی و فریادها و بیقراری ها از دست دشمنان اسلام و مستضعفان جهان کافی است؟ یا آنکه این وسیله است، نه هدف. گرچه دولت منطقه و عمال استعمارگران و ستم پیشگان همین فریادها را نیز تحمل نمی کنند و مطمئن باشید که فریادها را در حلقوم ستم زدگان و محرومان خفه می کنند. هم آنان که از هم اکنون از فریاد مظلومانی که در هر سال یک مرتبه در حول کعبه آمال خود می گردند و ناله و فغان می کنند و در مجمعی که اساسش بر امور سیاسی بنیان گذاشته شده به مخالفت برمی خیزند، خروش و پرخاش مسلمانان برای رهائی قدس، به هر وسیله ای که باشد خفه خواهند کرد.
اسلام عزیز و پیامبر عظیم الشأنش و شهید محرابش که در شب مبارک قدر برای محرومین به خاک و خون کشیده شد، این شکوه را به کجا سردهند که سلطه گران در بلاد اسلامی می گویند درد و رنج بکشید و ناله نکنید، در زیر شکنجه های امریکا و اسرائیل پلید و دیگر قدرتمندان خرد شوید و دم در نیاورید. دردها زیاد است لکن چاره چیست؟ ملت ایران به پیروی از قرآن کریم و اسلام بزرگ راه چاره را یافت و رژیم آمریکائی پهلوی را پس از فریادها و اعتصاب ها با مشت و دندان در مقابل تانک ها و مسلسل ها از پای درآورد و صدام جنایتکار و حزب مشرک او را با ایمان و قیام لله از پای درآورد و صدام بلند پرواز را که لاف سرداری قادسیه می زد به دریوزگی و ذلت کشاند و تمام توطئه ها را با هدایت الهی در نطفه خفه کرد و اکنون نیز از پای نمی نشیند تا آنچه از روز اول به عنوان غرامت و برای تأدیب مجرم خواست جامه عمل پوشد و تصمیمات شورای امنیت و سازمان های بی ارزش را جز ورق پاره هائی در خدمت وتوکنندگان نمی داند.
آنان با همه عربده ها و تبلیغات بی پایه سر تعظیم به پیش صهیونیزم ها فرو آورده و برای تحکیم پایه های حکومت آنان و وابستگانشان چون صدام در آستانه مرگ ننگین به تشکیل جلسه و صدور

صحیفه نور جلد 16 صفحه 228

قطعنامه پرداخته اند و گمان کرده اند دولت متکی به خدا و ملت عظیم ایران بیدی است که از این بادها بلرزد. ملتی که اکنون طعم شیرین شهادت را چشیده است و پیرو مولای خود امیرالمؤمنین و اولاد عظیم القدر او که شهادت را فوز عظیم می دانسته و در محراب شهادت و میدان نبرد ندای (فزت و رب الکعبه) را سر می دادند از سازمان های نوکر ابرقدرت ها نمی هراسد. ملتی که ابرقدرت آمریکا را از کشور بقیه الله اروحنالمقدمه الفدا، با ذلت و خواری راند و نفت و خزاین خود را از حلقوم آن بیرون کشید، از طبل های توخالی سازمان های ساخته آن نمی ترسد و این ملت و دولت پیرو آن، همانگونه که کراراً اعلام نموده اند، خواست های مشروع خود را از صدام و حزب عفلقی می گیرند و برای احقاق حق مشروع خود به هر اقدامی دست می زنند (بلغ ما بلغ) .
و اما تکلیف ملت ها در آستان روز قدس و آستان سالروز شهادت بزرگ انسان تاریخ بشریت آن است در اجتماعات و راهپیمائی های خود از دولت های خویش به طور جدی بخواهند که با قدرت نظامی سلاح و نفت در مقابل آمریکا و اسرائیل به مقابله برخیزند و اگر گوش نکردند و اسرائیل جنایتکار را که تمام منطقه حتی حرمین شریفین را تهدید می کند و هم اکنون عمق خواسته های او واضح شده است را تأیید کردند، با فشار و اعتصابات و تهدید آنان را مجبور به عمل کنند. در حالی که اسلام و اماکن مقدسه آن مورد تهدید به تجاوز قرار گرفته هیچ فرد مسلمانی نمی تواند در مقابل آن بی تفاوت باشد و آنچه در این موقع که اسرائیل تجاوز گسترده به بلاد مسلمین نموده و مسلمانان بیگناه و بی پناه را به خاک و خون کشیده است دولت های منطقه انجام می دهند جز یک کلام بی محتوا و سازشکارانه نیست و مصیبت بارتر آنکه از دست اسرائیل به آمریکا جنایتکار اصلی پناه می برند و در حقیقت از خوف مار به اژدها روی می آورند و با داشتن ابزار مقابله با آنان حاضر به یک کلمه خشن یا یک تهدید نیستند و با این وضع باید همه حاضر برای محو و نابودی شوند و در طول زندگی خود به هر ذلتی تن در دهند. ایران همانگونه که اعلام کرد جز از راه عراق و برکناری حکومت حزب بعث نمی تواند اقدامی مؤثر کند و پس از حصول خواسته های مشروع خود داوطلب است که خیلی بیشتر از حال در کنار سایر مسلمانان و بویژه ملت ها و دولت های عربی در نبرد با اسرائیل تشریک مساعی نماید و به عنوان یکی از قدرت های بزرگ مسلمان منطقه با قدرت های دیگر منطقه بسیار کوبنده تر از این زمان در نبرد با اسرائیل همکاری کند. و اگر خدای نخواسته اوضاع و احوال کشورهای اسلامی و عربی و حکومت های منطقه به همین منوال باشد که نه تنها سراپا سازش و تسلیم و تأیید از دشمن اصلی و وابستگان به اوست، که کمک های مادی و معنوی به آنان می کنند، ایران مجاهد در پیشگاه مقدس خداوند عذر دارد و از ملت های اسلامی منهای دولت ها استمداد می کند که اگر آنان اجابت کردند دست به اقدام مؤثرتر و جدی تر خواهد زد. من به سران فلسطینی نصیحت می کنم که دست از رفت و آمدهای خودشان برداشته و با اتکاء به خداوند متعال، مردم فلسطین و اسلحه خویش تا حد مرگ با اسرائیل بستیزند چرا که این رفت و آمدها موجب می شود که ملت های مبارز از شما دلسرد شوند. شما اطمینان داشته باشید که نه شرق به درد شما می خورد و نه غرب. با ایمان بر خدا و تکیه بر سلاح با

صحیفه نور جلد 16 صفحه 229

اسرائیل بجنگید و همچون ملت و نیروهای مسلح ایران که بی اتکا به قدرت ها و ابرقدرت ها و با ایمان به خدای تعالی و قدرت لایزال او تا حصول خواسته های مشروع خویش دست از اسلحه بر نمی دارند.
خداوندا! از این سستی ها و بی تفاوتی هاو جاه طلبی ها و خودباختگی ها در سراسر جهان به تو پناه می برم. خداوندا! برای نصرت اسلام و مسلمین جهان و مستضعفان دربند مستکبران و برای نصرت نیروهای جمهوری اسلامی بر فریب خوردگان بعثی صدامی از درگاه مقدست استمداد می طلبم.
والسلام علی من اتبع الهدی
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون کاروان ها حج، پرسنل دادستانی مرکز، دادسراها و دادگاه های انقلاب اسلامی دادستانی ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1361/05/31

 

امروز توقع ملت از شما آقایان روحانیون بسیار زیاد است

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز سر و کار ما با آقایان روحانیین است بیشتر، و کسانی که آنها هم صبغه روحانی انشاءالله دارند و در محضر روحانیین مشکل است که انسان بتواند همه حرف ها را عرض کند. مسائل بسیار زیاد است، مربوط به آقایان روحانیون به طور عموم و مسائلی مربوط به روحانیونی که با کاروان های حج مشرف می شوند که مخصوص آنهاست، و مسائلی که مربوط به قضات و دادستان های کشور است، و مسائل دیگری که معلوم نیست که ما مجال کنیم دیگر عرض کنیم مگر مختصری.
آنکه مربوط به قشر روحانیون است، خود آقایان بهتر می دانند که روحانیون در هر جا که هستند، آن روحانی ای که در رأس روحانیت مثلاً واقع است، مثل مراجع، تا آن روحانی ای که در یک روستا، در یک ده مشغول خدمت به اسلام است. امروز توقع ملت، بلکه توقع مستضعفان و ملت های جهان از شما آقایان روحانیون، در هر جا هستید، بسیار زیاد است. و امروز شما غیر از دیروزی است که در سلطه نظام فاسد پهلوی و در تحت ستم ستمکاران جهان بودید. آن روز اگر چنانچه سکوتی، قصوری بود، می پذیرفتند که آقایان نمی توانند الان مسائلشان را آنطور که هست، مسائل اسلام را آنطور که هست، قدرت ندارند که عمل کنند و به مردم برسانند، ولی امروز این مسأله حل شده است و بحمدالله همه آقایان در هر جا که هستند با آزادی می توانند مسائل را طرح کنند و با آزادی می توانند مردم را ارشاد کنند.
اگر امروز راجع به هر قضیه ای که برای ملت، قضایای عمومی که برای ملت پیش می آید و خدای نخواسته روحانیونی که ارتباط با آن مسائل دارند، قصوری بکنند یا اشتباهی بکنند، این اشتباه و قصور دیگر در محضر خدای تبارک و تعالی و در پیشگاه مردم پذیرفته نیست. دیگر ما نمی توانیم بگوئیم که ما چه بکنیم، سازمان امنیت است و ما کاری ازمان نمی آید. ما الان، شما آقایان الان در مسائلی که پیش می آید آزادید که مطالبی که مربوط به اسلام است، مطالبی که انحراف واقع می شود در هر جا، آن مسائل را ارشاد کنید، مردم را ارشاد کنید، کارمندان دولت را ارشاد کنید و مسائل را با خود آنها در پیش بگذارید و انحرافات را رفع کنید. گرفتاری های سابق، همه شما، اکثر شما یک مقداریش

صحیفه نور جلد 16 صفحه 251

را مشاهده کرده است و بعضی شما که سنتان بالاست، از اول تا حالا، تا زمان انقراض این رژیم فاسد، دیده اید که چه کارهائی بوده است و شما با چه اشخاصی مواجه بودید و چه اشخاصی حکومت بر ملت می کرد و حکومت بر این مستضعفین می کرد. ما به شکرانه این معنا که از آن گرفتاری های بسیار عجیب و غریب که در طول تاریخ نظیرش مثل این پنجاه سال اخیر واقع نشد، به شکرانه نجات از او، امروز باید به خدای تبارک و تعالی که ما را از این گرفتاری بزرگ نجات داده است، شکر کنیم و شکر این است که ما الان خدمت کنیم. شکر لفظی باید بکنیم، اما شکر حقیقی آن است که ما در ازای رهایی از این رژیم فاسد که همه چیز ما را به باد فنا داد و می خواست بدهد، اینکه ما امروز کاری بکنیم که خدای تبارک و تعالی از ما راضی باشد.
 

بر تمام کسانی که می توانند یا اجتهاداً یا تقلیداً قضاوت کنند واجب است که در قضاوت وارد بشوند

امر مهم، مسأله قضاوت است. از اموری که شاید در کم امری اسلام آنقدر به آن توجه داشته است، مسأله قضاوت است و مسأله دادسراها و دادگاه ها که سر و کارشان با همه چیز مردم است. باید این معنا را من عرض کنم که قضاوت از اموری است که واجب است به طور کفائی، و واجب کفائی قبل از آنکه پیدا بشود به مقدار کفایت، بر آحاد، واجب است. یعنی اگر یک قضاوتی زمین بماند یا یک جایی منحرفین وارد قضاوت بشوند، بر تمام کسانی که می توانند یا اجتهاداً یا تقلیداً قضاوت کنند، بر همه اینها واجب است که در قضاوت وارد بشوند و رفع احتیاج را بکنند. ما امروز وقتی که احتمال این معنا را بدهیم، یا اینکه با آقایانی که متصدی امور قضایی و دادگاه هستند صحبت می کنیم، از این معنا که ما کم داریم قاضی، آن مقداری که لازم داریم کم است، و اگر چنانچه در حبس ها از این منحرفین یا محتمل الانحراف ها باشند و نتوانسته اند آنها را رسیدگی کنند، برای کمبود قاضی است. این یک امری است که برای نجات فرض کنید یک عده ای که محتمل است که اینها بیگناه باشند یا گناهشان اندک باشد، واجب است بر همه اشخاصی که از آنها قضاوت می آید در این امر، داوطلب بشوند تا به امر قضا وادار بشوند و این نقیصه را از بین ببرند. مدرسین محترم حوزه علمیه قم که بحمدالله بسیار فعال هستند، باید این مسأله را در حوزه علمیه قم مطرح کنند که امروز اشخاصی که صلاحیت دارند ولو تقلیداً برای قضاوت، این اشخاص اسم نویسی کنند و بیایند در این مواردی که، زندان هایی که اشخاص هستند، تا اینکه حل این قصه بشود که مثلاً اشخاصی باید زود کارشان تمام شود و ما نداریم افراد. این یک امر واجبی است یعنی بر همه واجب است، تا آنوقتی که آن مقداری که احتیاج است بر آورده بشود. گاهی وقت ها انسان به واسطه احتیاط، خلاف احتیاط می کند. احتیاط می کند فلان آقا که امر قضا مشکل است و نمی شود رفت و نمی شود کرد، اینطور چیزها، با اینکه واجب کفائی، واجب عینی است اول به همه، وقتی یک عده ای عمل کردند و کفایت حاصل شد، آنوقت از دیگران ساقط می شود، و الا همه معاقب هستیم. اگر چنانچه قضا به زمین بماند، احتیاط بر این است که وارد بشوند،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 252

یعنی امری است واجب، معلوم الوجوب، این احتیاط می کنند، این عذر نمی تواند باشد. یا اشخاصی مثلاً می خواهند ادامه بدهند تحصیلاتشان را و باید هم ادامه بدهند، اما در یک وقتی که یک واجبی به عهده آنها هست، نمی توانند به این امر مستحب بسیار ارزنده مشغول باشند، باید بروند این کار را به اندازه کفایت انجام بدهند که مبادا خدای نخواسته یک نفر آدم بیگناه به کارش رسیدگی نتوانستند بکنند. باید بیایند آقایان و وارد بشوند و رسیدگی بکنند. و این امر را من امروز به عهده مدرسین قم و علماء مشهد و اصفهان و جاهای دیگری که حوزه های علمیه هست، از آنها این عهده آنها می گذاریم که آنها خودشان به فکر این باشند که افراد را بخواهند و افراد را تشویق کنند، به هر ترتیبی که می توانند، و تعزیر کنند از اینکه یک امر واجب شرعی است، نمی شود یک امر واجب شرعی زمین مانده و من مشغول نماز شب بشوم. وقتی آن واجب شرعی است، اگر مزاحم با هر مستحبی بشود، آن واجب شرعی را باید من عمل کنم. این یک مسأله است که لازم است که تذکر داده بشود و آقایان مدرسین هم و علمای اعلام بلاد هم تذکر بدهند و این نقیصه را کم کنند تا اینکه این مشکل حل بشود.
 

قضات بر وفق شرع عمل کنند، به قوانین سابق اعتنا نکنند

مسأله دیگر، قضیه باز راجع به قضاوت است که باید خیلی توجه بکنند آقایان قضات، آقایان دادستان ها، کسانی که متکفل این امر مهم اسلامی هستند، که مسؤولیت این زیاد است و لازم هم هست که شما مسؤولیت را به عهده بگیرید. باید وارد شد لکن در یک امر بزرگی است، توجه بکنند که جان و مال و ناموس یک ملت در دست این قضات است و در دست این دادگاه هاست و مسوول این مسائل هستند و باید تا آن مقداری که می توانند، تا آن مقداری که قدرت دارند، توجه بکنند به مصالح عمومی اسلام. نه این که گناهکار است، از او بگذرند، و نه آن که خدای نخواسته گناهکار نیست، یک وقتی مبتلا بشود. قاضی باید یک آدم قاطعی باشد که در دو طرف قضیه قاطعیت داشته باشد. اگر یک کسی به حسب حکم شرع باید این را کشت، ترحم نکنند، جایز نیست. اگر باید فرض بفرمائید که حبس و تعزیر بشود، تعزیر بکنند و اگر یک کسی خدای نخواسته یک آدمی است که گناهکار نبوده است، بدون وقفه او را تبرئه کنند و بدون وقفه او را آزاد کنند. قاضی باید اینطور باشد، فکرش اینطور، نه رئوف و مهربان باشد که جنایتکاران را هم به او رافت کند، آن هم جنایتکارهائی که یک نمونه اش را من و شما در چند شب پیش دیدیم و پشت انسان را لرزاند و بسیار نمونه دارد که ما ندیدیم. اینهائی که بعدها معلوم می شود، تا آخر هم که معلوم نمی شود، در بارگاه خدا معلوم می شود، بعدها معلوم می شود، ما کمی اش را دیدیم، یک نمونه اش این بود که چند شب پیش از این دیدید که انسان نمی تواند بفهمد که یک آدم که از اول به فطرت الهی متولد شده است تا این حد جنایتش می رسد. تصور این معناها برای انسان مشکل است. من گمان ندارم که هیچ حیوانی نسبت به حیوان دیگر اینطور بکند. خوب، یک همچو مسائل هست آنوقت اگر چنانچه یک آقای قاضی رأفتش بگیرد که امثال اینها را با آنها ملایمت بکند، یعنی نمی گویم که زاید بر آن مقداری که قضاء الهی اجازه می دهد، ابداً حتی یک سیلی نباید

صحیفه نور جلد 16 صفحه 253

بزنند. اما آنی که به حسب حکم شرع، حکمش قتل است، مسامحه نکنند. از آن طرف هم طوری باشد که اگر چنانچه یک نفر آدم بیگناه است، حتی مانع بشود از اینکه یک حرف تند به او بزنند. آنها هم که گناهکارند حق نیست به اینکه با آنها معامله غیرانسانی بکنند. آنها مستحق قتلند، باید قتل بشوند، مستحق اعدامند، اعدام باید بکنند، اما زاید بر آن بخواهند کارهائی بکنند، این را بدانند که مسؤول هستند. و همین طور متصدیان حبس و زندان ها باید این معنا را توجه داشته باشند، چه اشخاص که در رأس هستند و چه اشخاصی که مشغول اجرای عمل هستند، باید این معنا را توجه بکنند که حدود الهی معنایش این نیست که یک کسی که مستحق قتل است ما فحش به او بدهیم، جایز نیست این، یا به او سیلی بزنیم، حق نیست، یعنی قصاص دارد این. یک نفر آدم جانی که دارند می برند بکشندش، اگر شما یک سیلی بزنید، او باید حق دارد به شما سیلی را عوض بزند و خلاف شرع کردید. گمان نکنید که حالا که این آدم توی حبس آمده است، ما باید با او رفتار بد کنیم، انشاءالله نمی کنید و نباید بکنید. و همین طور قضات محترم شرع، باید موازین را با دقت، با کمال دقت موازین را عمل بکنند و خدای نخواسته یک وقت برخلاف موازین اسلامی واقع نشود. مائی که مدعی هستیم که جمهوریمان جمهوری اسلامی است، احکام اسلام باید در این جمهوری اجرا بشود. یکی از امور مهم، قضیه زندان هاست، یکی از امور مهم، قضیه دادگاه هاست، دادسراهاست، دادگستری هاست. اگر بنا باشد که حالا هم خدای نخواسته مثل زمان رژیم سابق، در دادگستری ها کارهای خلاف شرع بشود، خوب، ما باید فاتحه این جمهوری را بخوانیم. و این مکرر سفارش شده است که اگر قوانین ندارید، باید بخشنامه کنید که تمام قضات بر وفق شرع عمل کنند، به قوانین سابق اعتنا نکنند.
و من حالا هم اعلام می کنم به تمام سرتاسر قضات کشور، کسانی که متصدی قضا هستند، کسانی که در دادگستری هستند، تمام قوانینی که در زمان طاغوت بوده است و برخلاف شرع بوده است، تمام باید دور ریخته بشود و مسؤولیتش به گردن من، تمام را دور بریزید و به جای او قوانین شرع را عمل بکنید.
شورای قضائی - باید - اگر نکردند این کار را خدای نخواسته، حالا بخشنامه کنند به همه سرتاسر کشور، به دادستان ها و به دادگاه ها و به دادگستری ها و به همه اینها امر کنند به اینکه تمام احکامی که به حسب قانون، قانون فاسدی که گذرانده اند، تمام اینها فاسد است و مگر حالا گاهی پیدا بشود که مطابق شرع باشد، خوب، آنها را عمل باید بکنند و آن چیزهائی که برخلاف شرع است هیچ کس حق ندارد عمل بکند و هر که عمل بکند، علاوه بر اینکه پیش خدای تبارک و تعالی رو سیاه است و عذر اینکه ما به قانون عمل می کنیم، غلط است. کدام قانون؟ قانون مخالف با اسلام؟ قانون مخالف با شرع؟ نباید به آن عمل بشود. شما اگر با قانون سابق هم باز عمل بکنید، خوب، یکی از ماده های متمم قانون اساسی سابق این بود که هیچ قانونی برخلاف شرع، قانون نیست. منتها پیشتر به آن عمل نشده سابقاً به آن عمل نکردند. بنائاً علیه آن چیزهائی که به اسم قانون آورده اند و بر خلاف شرع است، به حسب قانون اساسی زمان سابق هم قانون نیست.

صحیفه نور جلد 16 صفحه 254


شما می توانید آنوقت اگر از شما سوال کردند چرا کردید، بگوئید قانون اساسی سابق هم ا ین را گفته است، قانون حالا هم که اینطوری است، و مجرم هست کسی که این عمل را بکند. به هیچ کس نباید اعتنا بکنید، هر کس گفت که این کار خلاف شرع را باید مطابق قانون عمل کنید. توی دهنش بزنید، به هیچ کس اعتنا نکنید. نمی گویم پاشید سیلی به او بزنید، لکن جلویش بایستید و بگوئید که این خلاف شرع است من نمی کنم و نباید هم بکنم. و انشاءالله آقایان هم کرده اند این کار را. و اگر چنانچه اعتنا نشده، ثانیاً - چیز بکنند و - متخلفین را دعوت کنند و محاکمه کنند.
دادگستری سابق باید متحول بشود به یک دادگستری اسلامی. مجرد اینکه قانون سابق بوده ما باید به آن عمل بکنیم، به حسب قانون سابق هم نباید به آن عمل کرد، برای اینکه قانون اساسی سابق اساس است. قانون اساسی سابق، متممش می گوید که هر قانونی برخلاف شرع است، قانون نیست اصلاً. بنابراین، اینکه می گوئید قانون اینطور می گوید، غلط می کند، قانون نیست این، این یک قراردادی بوده است که زمان طاغوت، طاغوت بوده، بنائاً علیه آقایان نباید اعتنا بکنند به این امور و باید بخشنامه بکنند. شورای نگهبان، شورای قضایی بخشنامه بکنند و همه جا بگویند به اینکه این قوانین سابق که مخالف شرع بوده، نباید عمل بشود و اگر کسی عمل بکند مجرم است و باید محاکمه بشود به جزای خودش برسد. این هم راجع به این جهت، و البته مسائل زیادی راجع به مسائل دادگاه و قضا هست لکن دیگر مجال این نیست.
 

حقیقت حج اینست که ببینید مستضعفان جهان چطورند

و راجع به حج و آقایانی که در حج، در کاروان ها هستند. حقیقت حج این است که شما بروید درد مردم را ببینید، ببینید فقرا چه جوری هستند، شما هم بشوید آنطور، ببینید مستمندان جهان چطورند، شما هم آن رنگ در آئید. اگر مردم توقع داشته باشند که حالا که ما حج می رویم باید برای ما همچو رفاه حاصل بشود که در منازلمان هم نیست، این حج نمی تواند باشد. آن حجی که خدای تبارک و تعالی بر اشخاص واجب فرموده است این است که بروید آنجا زندگانی مردم را ببینید. آنوقت که ما رفتیم، زندگانی آنوقت حجازی ها را یک مقداری دیدیم که حالا حجاج نمی توانند ببینند. آنوقت که ما با اتومبیل بین مکه و مدینه می رفتیم، هر جا اتومبیل می ایستاد، هر جا در این بیابان های لم یزرع طولانی، هر جا اتومبیل می ایستاد، از زیر این بته ها و اینها آمدند بیرون، بچه هائی که هیچ لباس نداشتند، زن هائی که لباسشان فقط ساتر بود، مردهائی که وضعشان را انسان نمی تواند بیان بکند، می آمدند و از مردم گدائی می کردند. باید اینها را انسان ببیند و بعد توقع بکند به اینکه نخیر، ما باید حالا که حج می رویم و با کاروان می رویم و نمی دانم چی می رویم، حالا باید در آنجا همه چیز برای ما مهیا باشد. خیر، یک قدری باید توجه به این مسائل بکنند. آقایان روحانیون مردم را توجه بدهند به این مسائل که توقعات آنها در سطح بالا نباشد. شما را با طیاره می برند، آنوقت ها که می رفتند، با الاغ می رفتند، چند وقت می رفتند، در بعضی جاها چهارده ماه طول می کشید، چهارده ماه طول می کشید

صحیفه نور جلد 16 صفحه 255

رفت و برگشت حج. حالا شما دو ساعت، سه ساعت سوار می شوید با طیاره با راحتی می روید آنجا. آنوقت که می رفتید، خانه ای تو کار نبود که شما بروید. شما خودتان باید بروید تهیه بکنید و خودتان بروید زحمت بکشید. آن هم آن خانه هایی که بودند و آن وضع و آن کثافتی که در آنوقت بود. حالا خانه برایتان تهیه کرده اند. خوب، شما حاجی هستید، شما مسلمانی هستید که می خواهید به داد مسلمین برسید، به داد مستضعفین جهان برسید. اینقدر بالا نبرید توقعات خودتان را که خدای تبارک و تعالی یک وقت خدای نخواسته امر بفرماید که اینجور نشود، و نمی شود آنوقت، آنوقت گرفتاری زیاد می شود.
باید شما آقایان روحانیون، مردم را تذکر بدهید به اینکه اگر یک کمبودی هست، آقایان که رفتند کارها را کردند، زحمت کشیدند و دارند هم الان می کشند، ولیکن بیشتر از آن قدرت شان که نمی توانند زحمت بکشند. به اندازه وسعشان، به اندازه قدرتشان زحمت کشیدند و کار انجام دادند، خانه تهیه کردند با آن سختی هائی که در آنجا هست، لکن نمی توانند بیشتر از این بکنند. اگر یک وقت دیدید یک چیزی کسری دارید، نه اینکه آقایان نخواسته اند آقایان نتوانسته اند. وقتی نتوانستند چه بکنند؟ بگویند که آقایان حج نیائید برای اینکه ما می توانیم برای شما یک جای بزرگی درست کنیم و نمی دانم یک تفریحگاهی داشته باشیم و چه؟ یا نه، بیائید و یک قدری هم توجه کنید به زحمت هائی که فقرا می کشند.
 

مردم هم باید دنبال این امر باشند که مساله حج را یاد بگیرند

در هر صورت این وظیفه علمائی هست که در کاروان ها هستند، یعنی یکی از وظایفشان. یکی از وظایف مهم هم قضیه آشنا کردن مردم است به مسائل حج. بسیار آدم می بینید که حج می روند، زحمت می کشند، لکن مسأله حج را نمی دانند، آنجا گرفتار می شوند. بعد که آمدند، بعد از چند سال سوال می کنند که ما اینجور کردیم آیا حجمان درست است یا نه؟ ما اینطور نکردیم، آیا درست است یا درست نیست؟ آیا ما محرم هستیم باز یا نه؟
باید آقایان مردم را جلسه قرار بدهند، جلسه درس قرار بدهند، درس بدهند، مردم را به آداب حج را، واجبات حج را، محرمات حج را، اینها را بگویند. آدابش هم نشد، نشد، اما محرمات و واجبات را به مردم تعلیم کنند و هر روز داشته باشند، مردم هم موظفند که بروند پیش آقایان در این درس ها اگر دارند، بروند آقایان گوش کنند و مسائل حج را یاد بگیرند که بعدها گرفتار نشوند که وقتی که آمدند، من طوافم چه جوری بود، آیا درست است یا نه؟ وقتی مسأله را یاد گرفتید، دیگر درست می شود و عیبی پیداکند. این هم یکی از وظایفی است که همه دارند و روحانیون باید این وظیفه را در آنجا انجام بدهند و مردم هم باید دنبال این امر باشند که مسأله حج را یاد بگیرند، نه اینکه ما فقط حج برویم و هر چه شد، شد دیگر. نه، این غیر از سایر جاهاست. خوب، انسان زیارت می رود، اگر زیارتش هم چیزی نشد، دیگر اشکالی برایش پیدا نمی شود. اما اینجا اشکال پیدا می شود بعد محرم می ماند، بعد باید

صحیفه نور جلد 16 صفحه 256

دوباره حج برود. از این مسائل مشکل پیش می آید که باید برای خاطر خودتان هم این مسائل را تعقیب کنید که یاد بگیرید و در اشتباه و خطا نیفتید که بعدها اسباب زحمت تان بشود. این هم یکی از مسائل است.
 

امور سیاسی که در حج واقع می شود، باید روی نظام باشد

از مسائل دیگری که باز آقایان روحانیون که در کاروان ها هستند، به مردم بگویند که باید این امر، اموری که در آنجا واقع می شود، امور سیاسی ای که در حج واقع می شود، روی نظام باشد. اینکه هرکس خودش بخواهد یک کاری بکند، این هرج و مرج همیشه غلط بوده. هر امری باید یک نظمی داشته باشد. می خواهند اجتماع کنند برای فلان امر، خوب، یک کسی که متکفل امور حج است باید برنامه بدهد روی آن برنامه عمل بکنند. هر کسی بخواهد که در هر گروهی بخواهد خودش علیحده روی مذاق خودش که اختلاف هم خیلی هست بین مذاق ها، بخواهد هر چی بشود، هم گرفتاری آنجاها پیدا می شود و بدتر از آن، این است که گاهی وقت ها اسباب و هم می شود برای جمهوری اسلامی. نباید کاری بکنند که برای جمهوری اسلامی یک بدنامی پیدا بشود. خوب، مبلغینی که الان در همه جای دنیا تقریباً هستند، برضد ما همه تبلیغات را، بر ضد جمهوری اسلامی همه تبلیغات را دارند می کنند، دیگر ما خودمان یک کاری نکنیم که یک مطلبی دست آنها بیفتد و هر چی می خواهند به آن باد بکنند و هر چی می خواهند زیادش بکنند. این هم یکی از مسائل لازم است که به هر کسی در کاروانی که هست، بگوید که روی میزانی و روی برنامه باید کارها انجام بگیرد، نه هرج و مرج باشد، هر که هر طوری دلش می خواهد عمل بکند. این هم یک مسأله ای است که باید آقایان به آن خیلی توجه بکنند و اشخاصی که حج می روند هم توجه بکنند که خدای نخواسته حج شان مخلوط به معصیت، یک وقتی نشود. همه اش اسلام باشد و همه اش عبادت باشد. راهپیمائی ها عبادت باشد، نه معصیت، شعارها عبادی باشد، نه معصیتی، جوری باشد که برای خدا باشد. هر که هر کاری دلش می خواهد، به هر که می خواهد بد بگوید، نه، اینطور نیست. باید این مسائل روی یک برنامه صحیحی که از قبل ریخته می شود، این مسائل هم باید توجه به آن بشود.
 

در این عصر ما، همه الفاظ محتوای خودشان را از دست داده اند

و از اموری که برای همه ما لازم است، این است که ما یک توجهی به مسائل دنیا بکنیم، ببینیم وضعش چه جوری است. من فکر می کردم که در این عصر ما، همه الفاظ محتوای خودشان را از دست داده اند. ما در یک عصری واقع شده ایم که الفاظ از آن معنی ای که دارند، فرار کرده اند، یک معانی دیگری دنبالش آمده. معنی عدالت را انسان نگاه می کند در دنیا، الان یک جور دیگر است. معنی خلقی بودن را آدم ملاحظه می کند، می بیند یک وضع دیگری دارد. سازمان های امنیت دنیا را انسان وقتی ملاحظه می کند، می بیند که سازمان ناامنی است، نه سازمان امن، اما اسمش سازمان امن است. جمعیت های طرفدار بشر را انسان می کند، می بیند که همین جمعیت طرفدار بشر، طرفدار ظالمند،

صحیفه نور جلد 16 صفحه 257

طرفدار بشر نیستند، طرفدار ظلمه هستند. این کارهائی که، این چیزهائی که در دنیا الان از این قدرت های بزرگ واقع می شود، هیچ کس نیست که از آنها بپرسد که چرا. گاهی یک جائی، یک چیزی یک کسی می گوید، اما مسأله، مسأله ای است که وقتی بنا باشد که سازمان های بزرگ دنیا اختیارش دست چهار پنج نفر باشد، این را نمی شود گفت که این امنیت بشر، سازمان طرفدار بشر نمی دانم سازمان کذا. این اختیارش دست چهار پنج نفر است، این هم مطلب خودش را از دست داده که باید برای همه مردم باشد، چهار پنج نفر همه چیزها را دارند. هر کاری همه بکنند یک نفر بگوید (نه) تمام می شود. این هم باید از روی حق وتو یک امری است که هیچ آدمی نمی تواند بپذیرد و این مجالس مثلاً عمومی دنیا که برای این امور است این را پذیرفته اند. اینکه هیچ آدمی، هیچ انسان نابالغی هم نمی تواند بپذیرد که ما می خواهیم همه دنیا بر عدالت باشند، لکن اختیار دست این دو نفر، این چند نفر باشد! هر جا را اینها می چاپند اگر چنانچه مثلاً سازمان بین المللی کذا بخواهد جلویش را بگیرد فوراً وتو می کنند، می گوید نه. غلط می کنید این حرف را می زنید. آن یکی می ریزد افغانستان، اگر یک وقت بگویند چرا، می گوید نه. غلط کردی.آن یکی می ریزد به مثلاً بیروت و امثال ذلک، اگر چنانچه بخواهند در آنجا حرفی بزنند می گویند غلط کردی.
الان اسرائیل در مقابل همه کشورهای اسلامی ایستاده می گوید غلط نکنید. این تأسف ندارد؟ انسان نیستند اینهائی که در رأس امور هستند که اسرائیل در مقابلشان ایستاده می گوید فضولی موقوف. آمد و بیروت را گرفت و آنهمه جنایات وارد کرد و سازمان آزادیبخش را به هم زد اوضاعش را و همه را متفرق کرد و بعد هم بدانید که شماهائی که ساکت بودید و در این جنایات مقابله نکردید همین نشستید و یک کلمه ای گفتید، آن هم کلمه ای که بااین موافق باآنها بوده، نوبت شما هم می رسد. اسرائیل به خدمت شما هم می آید.
تأسف دارد که اسلام آن وضع را دارد و کسانی که ادعای اسلام را می کنند این وضع را دارند. اسلام نسبت به متخلفین، نسبت به متجاوزین آنطور سختگیری می کند و اینهائی که می گویند ما تابع اسلام هستیم تشویق هم می کنند. آمریکا که در رأس تمام جنایتکارهاست و همین جنایت این چند وقت بیروت با دست مخفی آمریکا و ظاهر این صهیونیست غلط، این مجرم واقع شد، امریکا اساس کارش بود. خود آنها هم اقرار کردند به این امر که قضیه، قضیه طرح آمریکائی است. اگر آمریکا نبود، به اسرائیل می گفت غلط نکن برو کنار، می رفت. این آمریکا، این کتکی است که مسلمان ها از آمریکا می خورند، آنوقت آقایان ادعای اسلام می کنند، ادعای طرفداری از مسلمین می کنند، همه چیزشان را تقدیم آمریکا می کنند، عذر هم از آنها می خواهند. این تأسف ندارد برای ملت ها، برای اسلام، برای همه؟! این ملت ها توجه ندارند به اینکه اینها دارند چه می کنند؟! آنها با بیروت و با زن و بچه و فقیر و بیچاره مردم چه کردند و همه کارها را انجام دادند و به هم زدند همه اوضاع را و همه نشستند و تماشا کردند و یک عده هم طرفداری کردند و اگر هم یک کلمه ای گفتند، یک کلمه ای بود، گذشتند و رفتند و همه جنایت ها واقع شد. شما خیال می کنید اسرائیل قانع به این امور است؟ اسرائیل بنایش بر این است

صحیفه نور جلد 16 صفحه 258

که همه این مسلمین را از بین ببرد، آمریکا هم بنایش بر این است که اسلام نباشد در کار. اینها برای اینکه جمهوری اسلامی، اسم اسلام را دارد و می خواهد به اسلام عمل می کند، همه با آن مخالفت کردند، مخالفت کردند از حیث تبلیغات، می گویند که ماها آمریکائی هستیم! می گویند که ما اسرائیلی هستیم! مائی که بیست سال بیشتر است، بیست سال حتماً بیشتر است فریاد زده ایم که گرفتاری مردم از دست آمریکاست و از اسرائیل، ما اسرائیلی هستیم اما آنهائی که نشستند آنجا و اسرائیل دارد می رود ممالک خودشان را از بین برد، آنها نخیر، همه مخالف اسرائیل هستند! اگر مخالفید، چه کردید؟ چه عملی انجام دادید؟ اینها مصیبت هائی است که ما در یک عصری واقع شده ایم که همه چیز به هم ریخته است آن که می گوید من مسلمانم یک معنای دیگری است از اسلام برداشت می کند. آنی که می گوید اسلام راستین، یک مسأله دیگری می خواهد بگوید غیر اسلام. آن که اسلام شناس است یک چیز دیگر را می شناسد غیر اسلام. آن که طرفدار حقوق بشر است یک مسأله دیگر را می گوید غیر حقوق بشر. اصلاً الفاظ بکلی از محتوای خودش خالی شده. شما، این را من عرض کردم شما خودتان بروید دنبالش، ببینید کجا یک لفظی از قبیل این الفاظی که متعارف بوده، عدالت، عدالت اجتماعی نمی دانم طرفداری از حقوق بشر است، سازمان امنیت کذا نمی دانم سازمان کذا، شما دنبال بروید، تعقیب کنید، ببینید کدام یک از اینها محتوای خودش را دارد. کدام یک از اینها، آن معنائی که هست، آن معنا اراده از او می شود. (اسلام) وقتی گفته می شود، این اسلامی که ما می گوئیم اصل نیست، آن که اسلام راستین می گوید، برخلاف همه مقررات اسلام، این جنایت را دارد می کند. آن که تروریست است می گوید که ما قوای مسلحه هستیم، ما قیام مسلحانه کردیم. قیام مسلحانه این است که ما در تلویزیون دیدیم؟! قیام مسلحانه این است که بچه هایی را بکشند و آتش بزنند؟! این قیام مسلحانه است؟! این الفاظ عوض شده، معلوم می شود قیام مسلحانه عبارت از این است و تروریسم عبارت از یک چیز دیگر است! همه چیز اینطور است. حالا من اصل مطلبش را القاء کردم شما دنبالش بکنید. اگر پیدا کردید در دنیا یک لفظی را که مطابق معنایش الان معنا می شود و عمل می شود، به من هم اطلاع بدهید تا من هم استفاده بکنم، ولی مطمئن باشید که در قوطی هیچ عطاری این چیزهایی که اینها می گویند نیست و هر چه اینها می گویند، هر چه اینها می کنند، برخلاف آن مسائلی است که می گویند. حرفش را می زنند، عملشان، کارشان برخلاف اوست. آن که می گوید اسلام، می گوید اسلام، اسلام راستین باید باشد، این اسلامی که اینها می گویند اسلام راستین نیست، آنوقت یک همچو جنایتی را می کنند به اسم اسلام راستین. آن که دم از حقوق بشر می زند، پایمال می کند ممالکی را که بیچاره هستند، ممالکی که زیر پای اینها دارد پامال می شود، و اسمش را می گذارند کذا. آن که می گوید ما برای صلح قیام کردیم و می خواهیم صلح در دنیا باشد، همه جنگ ها را اینها راه می اندازند. توی همین جنگی که ما الان مبتلا به آن هستیم و کشور عراق هم مبتلا به آن هست، همین را آنها راه انداختند، لکن آقایان این جنگ ها را راه انداخته اند که صلح در دنیا پیدا بشود! همه جا جنگ راه می اندازند که صلح پیدا بشود! شما اگر ملاحظه کنید، اینکه عرض کردم که

صحیفه نور جلد 16 صفحه 259

الفاظ چیز خودش را از دست داده یکی اش هم قضیه نطقی است که چند روز پیش از این، مصاحبه ای که صدام کرده است در حضور عده زیادی از فرماندهان و اشخاصی که درجه دارند و افسرند، این صحبت ها را باید ببینید، نمی شود نقل کرد، باید دید که او چه می گوید، اینها را اولاً جمع کرده است که نشانه پیروزی بدهد به صاحب منصب هایش برای اینکه پیروز شدند، در ایران پیروز شدند، در عراق هم پیروز هستند، نشان پیروزی می دهد. نشان پیروزی هم محتوای خودش را از دست داده، اصلاً کلمه پیروزی مفاد خودش را از دست داده است. مردیکه عقبش زدند، توی دهنش زدند، بیرونش کردند، می گوید ما پیروز شدیم! محتوا از دست رفته. در نطقش آنقدر از اسلام تعریف می کند، می گوید شماها در طول تاریخ حالا من الفاظش را خیلی یادم نیست، این را باید هرکس برود ببیند به این درجه دارها و این افسرهائی که جمع شدند آنجا، می گوید شما در طول تاریخ نه حالا، برای نسل های آینده و طول تاریخ ثابت کردید که علاقه مند به اسلام هستید، علاقه مند به مردم هستید، با مردم خوش رفتاری کردید! این اگر الفاظ از دست نرفته باشد، محتوایش از دست نرفته باشد، خوب این هم می شود یک آدمی راه برود توی جمعیت و این حرف ها را بزند؟ من این قدرت بیان صدام و جرأتش را وقتی شنیدم که اینطوری جرأت دارد که صاف، آن چیزی که برخلاف است، در حضور جمع، صاف می گوید و در آن هم تبلیغ می کند، من یاد یک قصه ای افتادم که یک کسی از یک نفر شاعر پرسید که شاعرتر از همه عرب کی است؟ گفت بیا تا من نشانت بدهم. می گویند برد او را در منزل خودش، دید که یک پیرمردی نشسته و از پستان بز دارد می مکد و خیلی کثیف است، خیلی چطور است. گفت اینکه می بینی این از پستان این بز می مکد، این پدر من است و این هم برای این از خود پستان مستقیماً می مکد که اگر بدوشد، یک خرده ای از این شیرها می ماند به کاسه و اینقدر این آدم بخیل است، اشعر، اشعر شعرای عرب آن کسی است که نمی دانم چندین سال است، سی سال است به این پدر افتخار کرده، توی عرب با این پدر افتخار، من باید بگویم اخطب خطبای عرب، صدام است که به این شکست ها، پیروزی می گوید، افتخار می کند. از حرف هائی که تازگی زده است، این است که اگر ایران بخواهد شهرهای ما را چه بکند و فلان، ما جزیره خارک را چه خواهیم کرد. معلوم می شود تا حالا می توانسته بکند و نکرده! خوب، همه مردم، همه دنیا تو را می شناسند که تو هر کاری که بتوانی می کنی. اگر اگر یک جنایتی نکنی از باب این است که نمی توانی بکنی. تو اگر می توانستی که جزیره خارک و مراکز اسلامی ما را بمباران کنی می کردی. اینقدر که حالا می کنی بیشتر از این از دستت نمی آید. آن کنار نشسته اید با توپ های دوربرد می زنید، آبادان را هر روز می زنید، هر روز دزفول را می زنید، نمی دانم کجا، این جاها را، هر جا دستتان می رسد. شما نمی توانید انجام بدهید، نه اینکه اگر ما انجام بدهیم، شما انجام می دهید. ما ثابت کردند اینها که ما، آن چیزهای، نورافکن های هوایی را فرستادیم برای بصره، ارتش ما فرستاد برای بصره، خوب اینها می توانستند توپ هم بفرستند، می توانستند گلوله توپ هم، موشک هم می توانستند بفرستند. اینکه نفرستادند، برای اینکه آن تربیت این ارتش و این سپاه، غیر تربیت آن چیزی است که سپاه آنها و ارتش آنها دارد. آنها تربیت شان

صحیفه نور جلد 16 صفحه 260

تربیت کفر است و نانجیبی است. اینها تربیت شان تربیت اسلامی است، نمی خواهند این کارها بشود. تو می گوئی من می کنم. نمی توانی بکنی، اگر می توانستی تا حالا کرده بودی. اگر می توانستی همه جزایر، همه جاهائی که ما داشتیم به باد فنا بدهی، همه را تا حالا داده بودی. نتوانستی، تا حالا هر چه توانستی کردی و همه اش هم خیانت بوده و جسارت بوده و همه اش هم خرابی بوده، آن هم خرابی منازل مردم مستضعف و مردم فقیر و مستمند. و مع الاسف همه گروه های دنیا که دستشان قلم است، توی خانه شان نشسته اند می نویسند، می نویسند که ایران نتوانست چه بکند، صدام چه کرد، چه کرد، هی از این مسائل می نویسند. ولی واقع مطلب را که اینها عوض نمی کند، واقع مطلب این است که اگر ایران دستش بسته نبود و اسلام دست ایران را نبسته بود، حالا دیگر شهر بصره که هیچ، شهر بغداد هم برایش چیزی باقی نمانده بود. اما چه کنیم که دست ما بسته است و دست شما باز. شما افسارتان دست شیطان است و او به هر جا که می گوید عمل می کنید، و ما افتخار به احکام اسلام می کنیم. دست ما را بسته است به اینکه نه، نباید هیچ تعدی بکنید، باید موافق اسلام عمل بکنید.
من امیدوارم که انشاءالله همه ما، همه بشر هدایت بشوند و این وضعی که الان در بشر هست انشاءالله متحول بشود به یک وضع صحیحی. و انشاءالله خداوند این دولت های اسلامی را بیدار بکند و آنها را به اسلام متوجه بکند. و امیدوارم که ملت ما را پیروز بکند و ارتش و سپاهیان ما را در جبهه ها پیروز بکند و همه ما را در وفق احکام اسلام و در همه امورمان به طور اسلامی به ما توفیق بدهد که عمل بکنیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  8:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها