0

♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

من بسیجی عاشقی دریا دلم یار غیرت ، خصم جان باطلم 

من خروش و خشم دریای شرف لاله خونینم و یار هدف 
شاهد حق ، رهرو راه شهید چشمه سار صدقم و یار امید
من بسیجی کوه عزم و همتم جان نثار عدل و مرد غیرتم 
شعر نغز عاشقی دارم به لب می ستیزم با غم و بیداد شب
می زنم آتش به جان ملحدان می ستیزم با تمام ظالمان
مست جانان ، روح ایمان ، عاشقم (2)


همه جا بروم 
به بهانه ی تو 

که مگر برسم در خانه ی تو 
مولا

همه جا دنبال تو میگردم 
که تویی درمان همه دردم 
یا اباصالح مددی مولا 
یا اباصالح مددی مولا

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:05 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

مثل سايه اي هميشه، دست رهبر رو سر ماست

روح حضرت خميني، توي جسم رهبر ماست

رهبر حسيني ما، جلوه ي پير خمينه

هميشه مثل خميني، زير پرچم حسينه

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:05 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من

پر بها تر از زر و گوهر .. خاک پاک تو وطن من

یادگارِ خونِ عاشقانِ بی نشان .. تا ابد بود تو را حق نگه دار

ای شمیمِ دلنوازِ عشق و معرفت .. سرزمین پاک ما ای ایـــران

دوستت دارم .. مهد دین مــن .. دوستت دارم .. بهترین مــن .. دوستت دارم سرزمین مـن

گر بخواهد دمی دشمنی هلاک تو .. گر بخواهد کسی یک وجب ز خاک تو

می شوم تا مرزت روانه … خصم دون، می رانم ز خانه

با سلاحی از خشم و کینه … سینـه اش مـی گیـرم نشانـه

دوستت دارم .. مهد دین مـــن .. دوستت دارم .. بهترین مـــن .. دوستت دارم سرزمین مـن

سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از هرُ گوهر .. خاک پاک تو وطن من

ایران .. ایران .. ایران ایران ایران ایـران

یادگار خون عاشقان بی نشان .. تا ابد بود تو را حق نگه دار

ای شمیم دلنواز عشق و معرفت .. سرزمین پاک ما ای ایـــران

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:05 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

ای نوجوانان وطن آینده سازید مانند گلهای بهاری دلنوازید(2)

مانند فهمیده برای حفظ آیین

هر یک به میدان شهادت یکه تازید

ای بچه ها فهمیده آن گرد بسیجی هم سنگر پویندگان کشور ماست

در وصف ایمانش امام عاشقان گفت:

این نوجوان با شهامت رهبر ماست

((بخشت شکوه و عزت ایمان،قلم،شجاعت

نام شهید عشق است جاوید تا قیامت))(2)

رهبر به وصف آن دلیر قهرمان گفت: فهمیده شاگرد دبستان یقین است(2)

اوارزشی پاینده از دوران جنگ است

اوحاصلی از مکتب اسلام ودین است

ای نوجوانان پیرو فهمیده با شید تا نامتان در دفتر دوران بماند

گویند هزاران آفرین بر این امیدان

نام شما را هر که در دفتر بخواند

((بخشت شکوه و عزت ایمان قلم شجاعت 

نام شهید عشق است جاوید تا قیامت))(2)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:06 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

ما عاشقان یاریم ، ما را تو می شناسی
هرچند پرگناهیم ، ما را تو می شناسی

در انتظار جانان ، هر لحظه بی قراریم
دلبسته بر تو داریم ، ما را تو می شناسی

ای سید خراسان ، ای مژده بهاران
هر لحظه در رکابیم ، ما را تو می شناسی

لب بسته ای و در دل بس راز و درد داری
بگشای لب، بفرما ، ما را تو می شناسی

ما در ره خمینی(ره) ، بستیم عهد و پیمان
هستیم ما بر آن عهد ، ما را تو می شناسی

فرموده اید بر ما که اعتماد دارید
ثابت کنیم الحق ، ما را تو می شناسی

با یک خروش خشمت ما عالمی بگیریم
شیران بی گریزیم ، ما را تو می شناسی

از شعله های خشمت اهریمنان گریزان
کوبنده شیاطین، ما را تو می شناسی

هرچند در برابر، شرمنده ایم از تو
اندر میان میدان، ما را تو می شناسی

با احمدی به راهت سرباز بی نظیریم
صد بار سر ببازیم ، ما را تو می شناسی

ما روهرو شهیدیم ، از یأس بی نصیبیم
امید قلب زهرا(س) ، ما را تو می شناسی

هر لحظه از وجودت عطر نگار آید
گلزار بی خزانی ، ما را تو می شناسی

ما عکس یار گیریم از لحظه لحظه رویت
ای سید خراسان، ما را تو می شناسی

کی می شود بیاید ، برداری آن علم را
بستیم توشه راه ، ما را تو می شناسی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:06 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

بسم الله الرحمن الرحیم

حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای

با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای 


زیبا تر از این نام ندیدم به جهان

سید علی الحسینی الخامنه ای

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:06 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

ای غریو تو ارغنون دلم
سطوت خطبه‌ات ستون دلم
خطبه‌های نماز جمعه تو
نقشه حمله با قشون دلم

چشم از نقش تو نگارین است
می‌نگارد مگر بخون دلم
عقل من پاره می‌کند زنجیر
که به سر می‌زند جنون دلم

من هم از آن فن و فنون دانم
که جنون زاید از فنون دلم
کلماتت چو تیشه فرهاد
می‌شکافند بیستون دلم

وز مواعظ که می‌کنی آنگاه
صبر میزاید از سکون دلم
انقلاب من از تو اسلامی است
که حریفی به چند و چون دلم

بازوان امام آنکه دگر
بی قرین است در قرون دلم
چشم امیدی و چراغ نوید
هم شکوهی و هم شکون دلم

در رکوع و سجود خامنه‌ای
من هم از دور سرنگون دلم
خاصه وقت قنوت او کز غیب
دست‌ها می‌شود ستون دلم

او به یک دست و من هزاران دست
با وی افشانم از بطون دلم
عرشیان می‌کنند صف به نماز
از درون دل و برون دلم

پیرم از چرخ واژگون و علیل
بشنو از بخت واژگون دلم
چون کمانی خمیده ایم لیکن
تیرآهی است در کمون دلم

طوطی عشقم و زبان از بر
جمله ماکان و ما یکون دلم
در ترازوی سنجشم مگذار
ای کم عشق تو فزون دلم

شهریارم لسان حافظ غیب

شعر هم شانی از شئوندلم

استاد شهریار

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:07 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

شعر کودکانه امام خمینی(ره)
مردم بلند مي گفتن خميني ، نازنينه

رهبر انقلاب و مردِ بزرگِ دينه
حرفاي اون هميشه تو قلب ما مي شينه

هدف اون ، تو هر جا وحدتِ مسلمينه
*سیما شمال نسب
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:21 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

تو که از یاد بردی در قفس شوق رهایی را 
چه می خوانی کجائید ای شهیدان خدایی را
به کوی عافیت سردرگمی بیهوده می گردی
نمی یابی بلاجویان دشت کربلایی را
به جان عاشقان معشوق مظلوم است باور کن
مبدل کن به عشقی بی ریا عاشق نمایی را
ز پا افتادم و کاری ز دستم بر نمی آید
که خوبان می خرند از اهل دل بی دست و پایی را
چنان شمعی که شد نقش مزارش اشک تنهایی 
به آتش می کشم تا صبح تو عصر(شام) جدایی را
تو می آیی و می گویند پیر می فروش آمد
به دست میگساران می دهی فرمانروائی را
تو می آیی و می بینم شهیدان باز می گردند 
وَ آوینی روایت می کند فتح نهایی را
تو می آیی و مردم با نگاهت اُنس می گیرند 
خدا آن روز معنا می کند مردم گرایی را
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:22 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است 
امشب(بازاین) دلم به یاد شهیدان گرفته است
تا لحظه ای پیش دلم سردِ سرد بود
اینک به یمُن یاد شما جان گرفته است


در آسمان سینه من ابر بغض خفت
صحرای دل بهانه باران گرفته است


از هر چه بوی عشق تهی بود خانه ام 
اینک صفای لاله و ریحان گرفته است


دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید 
امشب سکوت پنجره پایان گرفته است


امشب فضای خانه دل سبز و دیدنی است 
در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است




سلمان هراتی- ارباستان لنگرود 1364

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:22 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

در گلشن عشق آب و تاب است شهید 
شیرازه ی سرخ انقلاب است شهید

دارد چه اگر غروب خورشید، اما
تفسیر طلوع آفتاب است شهید

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:22 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

ای طلوع عشق در امواج خاک 
ساحل خورشید چشمانت کجاست

روح تو می تابد از معراج خاک 
بغض دریا ذوق توفانت کجاست

آمدم برخیز دستم را بگیر 
ورنه من این راه را گم می کنم

ای تو را دریا و توفان در ضمیر
گر نتابی ماه را گم می کنم

می گذشت از روی سنگر عطرخیز 
بوی صبح یاس های کهکشان 

باز می تابد ز عمق خاکریز 
یک چفیه , یک پلاک بی نشان

در تفحص از حریم آفتاب 
خاک ها را می زند یک سو دلم

می شود پیدا نسیم سبزآب 
مثل دریا می شود از او دلم

خفته اما روی گلفرش سحر 
در کنارش کوله باری از امید

بار دیگر می گشاید بال و پر 
می رود تا کهکشانها این شهید

زخم عاشورا نمایان بر تنش 
می وزد از پیکرش بوی حسین

نقش بود این جمله بر پیراهنش 
عشق یعنی , « زائر کوی حسین »
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:23 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

فریاد «یا علی» تو با گوشم آشناست 
حرفی بزن که دل به سکوت تو مبتلاست

از جنس پاک آیینه بودی امید سبز
اینجا گواه پاکی توعطر آن خداست

وقتی که آسمان خبر از هجرت تو داد
گفتم به او که کوی شقایق بگو کجاست

رفتم به سرزمین شقایق شبی و من
دیدم که سنگر تو دگر کوی لاله هاست

آنشب که با کبوتر خود همسفر شدی 
گفتی در آن زمین دل پاکم زغم رهاست

امروز من دوباره سراغ تو آمدم
اینجا دلم به یاد تو از غصه ها جداست

راهی قشنگ آمده ام ای حضور سبز
تنها پلاک مانده تو یادگار ماست

پونه نیکویی
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:23 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

نوجوانی جبهه ها را درک کرد 
بازی پس کوچه ها را ترک کرد

رفت تا خط مقدم تا خدا
رفت تا معنا کند آیینه را

صورتش را با چفیه بسته بود 
عزم او انگیزه ای پیوسته بود

مادر پیرش پر از دلواپسی
پشت پایش نور می ریزد بسی

«دست حق پشت و پناهت ای پسر 
دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر»

آن بسیجی نبض فردا را گرفت
نبض فردایی فریبا را گرفت

رفت تا در جبهه ها زیبا شود 
نیمه گم گشته اش پیدا شود 

خاک ایران را حمایت می نمود
خونفشانی را روایت می نمود

«تکه ای از آسمان مال من است 
راه پرواز من از این روزن است»

جبهه درها را به رویش باز کرد 
او خودش را تا خدا آغاز کرد

بوی باروت و مسلسل، بوی خون 
جانفشانی های پی در پی، جنون

واحد پول جنون پروانگی است 
شعله های آتش و دیوانگی است

یورش دشمن، شقایقهای سرخ 
عشق تا اوج دقایقهای سرخ

تانکها ناگاه پیدا می شوند 
بی خدا یی ها هویدا می شوند

جز اسارت چاره ای دیگر نبود 
نوجوان اما پر از دلدادگی است
او پر از انگیزه آزادگی است

داخل دستان او نارنجکی است 
وای! این با زندگی بیگانه کیست؟

او که این سان مست و بی پروا شده
او که این سان عاشق و شیدا شده

سنگر خود را رها کرد و پرید 
پرده های خواب و رویا را درید

تانک دشمن ناگهان آتش گرفت 
نقشه گردنکشان آتش گرفت

یک کبوتر از میان شعله ها 
آسمان – پرواز آبی تا خدا

رضا حدادیان
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:23 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

کسی نگفت از میان توفان چگونه آن شب گذشته بودی
زگردباد و تگرگ و باران، چگونه آن شب گذشته بودی
کسی نگفت از میان آتش، میان آن شعله های سرکش
بهانه دردل، شراره در جان، چگونه آن شب گذشته بودی
نه ردپایی، نه گرد راهی، فقط تفنگی شکسته دیدم
توپیچان از کنار یاران چگونه آن شب گذشته بودی
به بال سرخت که بسته بود آن نشان پرواز آسمان را
بگو که از خط و خون یاران چگونه آن شب گذشته بودی
کسی نگفت از دل هیاهو ز خون و سنگر ز موج و باران
تو بی فراز از نهیب توفان، چگونه آن شب گذشته بودی
فقط شنیدم که بال خود را گشادی از این کرانه رفتی
کسی نگفت از فراز میدان چگونه آن شب گذشته بودی .
گرفتم از تو سراغ، گفتند گذشتی از شب، شهاب گونه
و من به حیرت که با شهیدان، چگونه آن شب گذشته بودی
شلمچه بود و نگاه تیزت، که می گشودی به دیده بانی
چه گویم اما به شوق ایمان، چگونه آن شب گذشته بودی
چو ابر وباران ره تماشا گرفته بودش اشک و خون چشمم
ندیدمت بالبان خندان، چگونه آن شب گذشته بودی.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها