پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦
جمعه 8 بهمن 1395 11:23 PM
ای طلوع عشق در امواج خاک
ساحل خورشید چشمانت کجاست
روح تو می تابد از معراج خاک
بغض دریا ذوق توفانت کجاست
آمدم برخیز دستم را بگیر
ورنه من این راه را گم می کنم
ای تو را دریا و توفان در ضمیر
گر نتابی ماه را گم می کنم
می گذشت از روی سنگر عطرخیز
بوی صبح یاس های کهکشان
باز می تابد ز عمق خاکریز
یک چفیه , یک پلاک بی نشان
در تفحص از حریم آفتاب
خاک ها را می زند یک سو دلم
می شود پیدا نسیم سبزآب
مثل دریا می شود از او دلم
خفته اما روی گلفرش سحر
در کنارش کوله باری از امید
بار دیگر می گشاید بال و پر
می رود تا کهکشانها این شهید
زخم عاشورا نمایان بر تنش
می وزد از پیکرش بوی حسین
نقش بود این جمله بر پیراهنش
عشق یعنی , « زائر کوی حسین »
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.