0

♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

این بانگ آزادی ست، کز خاوران خیزد
فریاد انسان‌هاست، کزنای جان خیزد
اعلام توفان‌هاست، کز هر کران خیزد
آتشفشان قهر ملت‌های در بند است
حبل‌المتین توده‌های آرزومند است
الله‌اکبر، خمینی رهبر
دشمن بداند ما موج خروشانیم
زاییده بحریم، فرزند توفانیم
در سنگر اسلام، بگذشته از جانیم
بازو به بازو، صف به صف، ما آهنین چنگیم
سنگر به سنگر، جان به کف آماده جنگیم
تخت شهنشاهان، شد سرنگون از ما
بخت تبهکاران، شد واژگون از ما
دامان آزادی، شد لاله‌گون از ما
ما حافظ آزادی و اسلام و قرآنیم
ما در پی آسایش و معراج انسانیم
الله‌اکبر، خمینی رهبر
ما در ره اسلام، پیمان خون بستیم
زنجیر استعمار، مردانه بگسستیم
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  10:58 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

دوستان رفته من خسته جگر جا ماندم آه و صد آه کز آن قافله تنها ماندم
آخر انصاف نه این است رفیقان مددی با شما بودم و از جمع شما وا ماندم
ای شهیدان به من خفته نظر اندازید که در این دایره من بس تک و تنها ماندم
در بر فاطمه عذر گنهم را خواهید که من از قافله ی کرببلا جا ماندم
در جنان خرم و خندان و به من می خندید خنده دارم که در این ظلمت دنیا ماندم
دوستان دست بر آرید و دعایم بکنید که جدا من ز علی اکبر لیلا ماندم
رو سفیدید شما نزد حسین بن علی من آلوده که در حسرت مولا ماندم
شادمانید شما پیش حسین و عباس چکنم من که ز دیدار دو آقا ماندم
دل من تنگ حسین است و ابوالفضل رشید گنهم چیست که دور از بر سقا ماندمهان به عباس بگوئید قبولم سازد که من از جمع شما ز عالم بالا ماندم
هان شفاعت بکنید روز قیامت از من که شما رفته و من در غم و اینجا ماندم
یادتان می کنم و با غم دل می گویم حیف و صد حیف کز این قافله من جا ماندم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:00 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

شعرهایی برای  انقلاب
داد میزنه این روزا، توی خیابون، فِری

بسیجی واقعی،همت بود وباکری

بسیجی واقعی،اونه كه مرده باشه!
زنده اگر بمونه، باید تو خونه باشه! 

به یاد من نمونده، خاطره ی زیادی
ز همت و باكری، به غیره كلیاتی 

یاد ندارم كه همت، مسجد سوزونده باشه
نماز جمعه ها شو، اونجوری خونده باشه

میشه مگر باكری هیئت ندیده باشه
به شهر و خونه هامون آتیش كشیده باشه

یقین دارم باكری، بچه مسلمون بوده
پرچم ایران ما، براش مثه جون بوده

نه مثل سبزیه آش! بیاد میون میدون
تا كه بهش بخندن كوچیك و پیر و جوون

برای دفع دشمن، باكری داده خونش
نه در ره بی بی سی، حذر كنه ز جونش

غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده

یادم میاد یه روزی، به وقت انتخابات
قِر میومد یه بانو، با كلی افتضاحات

رو پرچمه تو دستش، اسم پیامبر هم بود
چیكار میكرد اون اگر،برادر همتم بود؟

غربتمون رو امروز، باكری ها میدونن
كه سبزیا میرقصن تو شهرمون، میخونن

همون جماعتی كه، شكسته پشت همت
داد میزنه: حمایت، بسیجیه باغیرت!

بسیجیه باغیرت،جون كف دستش گذاشت
مثل داداش كبیری، ما همه رو جاگذاشت

********

وقتی گلی و پری، با هم میرن خیابون
حرمت خون همت، فنا میشه چه آسون

غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
تا حامیه بعضیا، اون رجویه نازه
خیال نكن باكری، با سبزیا میسازه
***
منافقا همیشه، ریگ توی كفششونه
بسیجیه باغیرت، دشمن جونشونه
***
میترسن اینكه امروز، بسیجیا بیدارن
تا ترسشون بریزه، شرط و شروط میذارن
***
خیلی باحالن ولی، خیالشون چه خامه
زندگیه بسیجی، خودش یه جور پیامه
***
حب ولایت اما، تو قلبمون میمونه
چشم حسود كور بشه، كه قلبامون جوونه
***
یه وقت باید بجنگی، تو جبهه ها تو میدون
یه وقتی هم كه جبهه، میشه همین خیابون

غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:00 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

شعرهایی برای  انقلاب


 

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه 

آفتاب صورتت خورشید فردای همه

ای دل دریایی‌ات کشتی نشینان را امید 

وی نگاه روشنت فانوس دریای همه

ای بیان دلنشینت بارش باران نور 

وی کلام آتشینت آتش نای همه

خنده‌های گاه‌گاهت خنده خورشید صبح 

شعله لرزان آهت شمع شبهای همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگی 

سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه

گر کسی از من نشانی از تو جوید،گویمش 

خانه‌ای در کوچه باغ دل، پذیرای همه

لاله زار عشق یکدم بی گل رویت مباد 

ای گل رویت بهار عالم آرای همه


 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:01 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

بسيجي ام به اميد ظهور پنجره ام

و بازمانده نسل هزار حنجره ام

هنوز عهد و مرامي که داشتم دارم

و جان نيمه تمامي که داشتم دارم

به همرهان که جفا مي کنند مي گويم

اگر چه گفته ام اکنون بلند مي گويم

که تا به چشمه نور حيات روزنه ايست


تمام بود و نبودم فداي خامنه اي است 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:01 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

گرچه از دست وپا فتادستم 

عهد و پیمان خویش نشکستم



گرچه عضوی نمانده دربدنم 

عضوی از عاشقانتان هستم



برلبت چون "خم می نی" است مدام 

از شمیم حضورتو مستم



حسرتی هست دردلم که چرا 

به شهیدان حق نپیو ستم



خواب دیدم که در رهت آقا 

باز سربند یا علی بستم



با همان شور روزهای نبرد 

از سر خاکریز می جستم



امر کردی به پیش می رفتم 

دشمنت را به تیر می بستم



تاکه برپا بود ولایت عشق 

ایچنین روی چرخ بنشستم



گرچه رنجور وخسته ام اما 

تا نفس هست با شما هستم

 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:01 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

آهن آبدیده را ، زنگ عوض نمی کند

چهره انقلاب را ، جنگ عوض نمی کند

به خیل دشمنان بگو ، به کوری دو چشمتان

مطیع امر رهبری ، رنگ عوض نمی کند

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

تا منتظر مهدی عالم گیریم

از گوشه چشمان تو خط می گیریم

ما گوش به فرمان تو هستیم آقا

اصلا تو بگو بمیر ما می میریم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:02 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

بـا خـامـنـه *اي کـسي نـگـردد گـمـراه

او در شب فتنه مي*درخشد چون ماه

در هـر نـفـسـم بـراي او مي *خـوانـم

لا حـــول و لا قـــوة الا بـــالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:03 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

گـرچـه مـن سـربـــاز هـیـچ و سـاده ام

سرخوشم مهدی (عج) بود فرمانده ام

گـرچـه شـد فـرمـانـده ام غـایـب ولـی

دلـخـوشـم بـر نـائـبـش سـیّـد عـلـی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:03 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

رهبر من نور چشمان من است
عشق او آيين و ايمان من است

ذوالفقار حيدري در دست او
طاعتش ميثاق و پيمان من است

سيدي از نسل پاك فاطمه(س)
هم ز نسل شير يزدان من است

در ولايت وارث آل نبي (ص)
جانشيني از امامان من است

همچو مه تابد به قلب شيعيا ن
نائب خورشيد پنهان من است

در هدايت سوي حق آرد مر ا
اين هدايت سمت قرآن من است

دوستانش دوست مي دارم همي
دشمن او دشمن جان من است

آنكه مهر او ندارد در وجو د
بي گمان همكيش نادان من است

در سخن چون ابر مي بارد به دل
در كوير خشك باران من است

در حضورش موج دريا ديده ام
در كلامش راحت جان من است

در نگاهش غرق دريا مي شو م
واژه هايش در و مرجان من است

قلب تارم را صفايي مي دهد
جامع فكر پريشان من است

من مريد آن دل وارسته ام
او مراد و پير عرفان من است

بوي يوسف مي دهد پيراهنش
گرچه خوديعقوب كنعان من است

من چو سنگم او چو كوه بيستون
من چو مورم او سليمان من است

من چو بلبل او چو باغ پر زگل
من چوبرگ او سرو بستان من است

نام او ورد زبانم روز و شب
عشق او درد است ودرمان من است

آرزوي ديدنش دارم به دل
در فراقش شهر زندان من است

اي خوش آن روزي كه بينم رهبرم
ساعتي در خانه مهمان من است

هرگز اي ياران دعايش مي كنيد
شب نمازش ذكر ياران من است

روي خوبش با دو چشمت ديده اي
چهره اش چون ماه تابان من است

غرق درياي تهاجم را چه غم
ناجي كشتي ز طوفان من است

گر چه دشمن نقشه ها دارد بسي
حامي او حي سبحان من است

در امانت او ‹‹ امين ›› انقلا ب
در شجاعت شير ميدان من است

راه او باشد ره پير خمين (ره)
رهرو راه شهيدان من است

افتخار ما بود ‹‹ سيد علي ››
سرور من جان جانان من است

چون فقيه وعالم است ودين شناس
مرجع تقليد دوران من است

روز ششم ماه تير از سال شصت
رهبرم جانباز ايران من است

اي خداوندا نگهدارش تو با ش
چون دعاي او نگهبان من است

شعر امروزم كه وصف رهبر است
بهترين اشعار ديوان من است

پيروانش ني به پاكستان و هند
درفلسطين است و لبنان من است

گوئيا مهدي(عج) چنين گويد كه او
بهترين اصحاب و ياران من است 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:03 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

تا منتظر مهدی عالم گیریم

از گوشه چشمان تو خط می گیریم

ما گوش به فرمان تو هستیم آقا

اصلا تو بگو بمیر ما می میریم

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

گویم سخنی که ملهم از ایمان است
در وصف گلی که زیب هر بستان است


سید علی حسینی خامنه ای
سر حلقه عارفان و جانبازان است

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

کلاس اول خواندیم ” آن مرد در باران آمد ” … 

اکنون می فهمیم تا آن مرد نیاید باران نخواهد آمد … 
چه انتظار عجيبي! تو بين منتظران هم، عزيز من، چه غريبي! 
عجيب تر كه چه آسان، نبودنت شده عادت، چه بي خيال نشستيم 
نه كوششي نه وفايي 
فقط نشسته و گفتيم: خدا كند كه بيايي ...! 
شايد آن روز كه سهراب نوشت: تا شقايق هست زندگي بايد كرد. 
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت. 
بايد اين طور نوشت: چه شقايق باشد، چه گل پيچك و ياس،‌ جاي يك گل خاليست، 
تا نيايد مهدي، زندگي دشوار است..... 
شب نيست كه آهم به ثريا نرسد
از چشم ترم آب به دريا نرسد
مي‌ميرم از اين لحظه كه آيا روزي
ديدار به ديدار رسد يا نرسد. 
خوشا به حال آنان كه دركلاس انتظارحتي يك جمعه هم غيبت ندارند. 
هنوزم انتظارو انتظار است // هنوزم دل به سینه بی قرار است 
هنوزم خواب میبینم به شبها // همان مردی که بر اسبی سوار است 
همان مردی که جمعه آید روزی // و این پایان خوب انتظار است 
ـ تك سوار غربت آدينه‌ها / مانده تنها در ميان سينه‌ها 
ـ زپرده برون آي دلم غرق تمناست 
تقصير دلم نيست تماشاي تو زيباست. 
ـ هيچ سنگي سنگ صبورت نشود/ تنها تكيه بر كعبه بزن كعبه تحمل دارد. 
ـ امان از آن زماني كه بيافتد 
به روي نامه‌اي چشمان مهدي 
دلش مي‌گيرد و با چشم گريان 
بگويد: اين هم از ياران مهدي 
اگر به ديدن يوسف بريده شد انگشت 
جمال يوسف زهرا هزار يوسف كشت 
اگر با آمدن آفتاب از خواب بيدار شويم، نمازمان قضاست! 
- وعده‏ ديدار نزديک است ‏ياران مژده باد روز وصلش مي‏رسد، ايام هجران مي‏رود 
- دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو 
- محض يار مهربان آن مونس و آرام جان ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان 
- كوري اگر ز عيسي چشمش بشد سلامت بر جمله درد عالم مهدي بود شفايي 
- اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر گردي به پا شد از افق گويا سواري مي‌رسد 
- آقا! قنوت سبز نمازم به التماس در آمد چه مي‌شود که مرا خيري از دعاي تو باشد 
- بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد 
خدا کند که مرا با خدا کنی آقا ! 
ز قید و بند معاصی رها کنی آقا ! 
دعای ما به در بسته می خورد ، ای کاش ! 
خودت برای ظهورت دعا کنی آقا! 
دارد زمان آمدنت دير مي شود ... 
دارد جوان سينه زنت پير مي شود ... 
تقصير گريه هاي غريبانه شماست ... 
دنيا غروب جمعه چه دلگير مي شود... 
مني که مايه ننگم به حد رسوايي 
چگونه از تو بخواهم به ديدنم آيي 
چو خويش يار تو ديديم چه نيک فهميدیم 
عزيز فاطمه مهدي چه قدر تنهايي 
من به آمار زمین مشکوکم...!!! 
اگر این سطح پر از آدمهاست، 
پس چرا یوسف زهرا تنهاست؟! 
یوسف زهرا! 
گذشته سن حضورت ز سن نوح، ولی... 
شمار مردم کشتی نکرد تغییری...! 
باز هم آدينه‌اي آمد ولي مهدي كجاست؟ 
يك نفر مي‌گفت مهدي جمعه‌ها در كربلاست...! 
در راه عزيزي است كه با آمدنش 
هر قطب ‌نما ، قبله‌ نما خواهد شد...! 
اي روح تو آسماني و جانت پاك 
ازپرتو نورت شده روشن افلاك 
بيچاره شديم از نبودت اي دوست 
يا سيدنا متي ترانا ونراك 
مهدی جان ! گر طبیبانه بیایی به سر بالینم، 
به دو عالم ندهم لذت بیماری را...! 
هر چند که خسته ایم از این حال؛ نیا! 
شرمنده،اگر ندارد اشکال ؛ نیا! 
ما خط تمام نامه هامان کوفی ست 
آقــای گـُـلـم ؛زبـان مـن لال ، نـیا! 
آقا نيا! كه در دل سنگي مردمان 
جايي براي ساختن آشيانه نيست! 
با گناهاني كه از خود ساختيم ، ما ظهورت را عقب انداختيم...! 
غروب پنجشنبه بي قرارم / شبيه جمعه ها چشم انتظارم 
فقط يك جمعه مي آئي ولي من / تمام جمعه ها را دوست دارم ... 
دلی دارم که رسوای جهان است 
گرفتار بتی ابرو کمان است 
نگاهم سوی طاووسی بهشتی است 
که نامش مهدی صاحب الزمان است 
اسیر پنجه ی دردیم بی تو 
نگاه نرگسی زردیم بی تو 
اگر چشم انتظار تو نبودیم 
در این دنیا چه می کردیم بی تو . . . 
ای سوی تو عالم نگران ادرکنا 
شد دوری تو به ما گران ادرکنا 
طغیان ستم گذشت از حد مهدی 
ای ریشه کن ستمگران ادرکنا . . . 
در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی 
من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی 
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری 
در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی . . . 
ما منتظران لحظه دیداریم 
از عطر گل محمدی سرشاریم 
این حرمت و عزّت و سر افرازی را 
از حُرمت انتظار مهدی(عج) داریم 
ماییم و دلی زعشق رویت سرشار 
ای مرد خدا! سوار آیینه تبار 
هر فاصله ترجمان دلتنگی ماست 
بازآ و همه فاصله ها را بردار . . . 
دل گفت: زراه آشنا می آیی 
از جاده سرخ کربلا می آیی 
یک روز ز روزهای زیبای خدا 
یک روز به دلجویی ما میآیی . . . 
قائم آل نور، یا مهدی 
عطر سبز حضور، یا مهدی 
تا همیشه صبور می مانیم 
در هوای ظهور، یا مهدی . . . 
ما زمزمه حضور را می فهمیم 
معنای زلال نور را می فهمیم 
از بس که به داغ انتظارت ماندیم 
ای باوردل! ظهور را میفهمیم . . . 
ماندیم به داغ انتظارت، مددی 
ما و غم ودرد بی شمارت، مددی 
دلخسته از این غمی که در ریشه ماست 
در آرزوی فجر بهارت، مددی . . . 
تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد 
دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود 
ذكر تعجيل فرج رمز نجات بشر است //ما بر آنيم كه اين ذكر جهاني بشود.///
کسی آرام میاید 
نگاهش خیس عرفان است 
قدمهایش پر از معنا 
دلش از جنس باران است 
کسی فانوس بر دستش 
بسان نور میاید 
امید قلب ما روزی ز راه دور میاید 
سر خوش آن روزی که آن بانی نور 
از کنار کعبه بنماید ظهور 
قلب ها را مهر هم عهدی زند 
از حرم بانگ اناالمهدی زند 
مهدیا!! زهرا صدایت میزند... تا كی صبوری؟؟!!! 
ای راحت دل، قرار جانها برگرد 
درمان دل شکسته ما، برگرد 
ماندیم در انتظار دیدار، ای داد 
دلها همه تنگِ توست آقا برگرد . . . 
از آب هم زلال تر، از ماه ، ماه تر 
من هم که منتظر ترم امشب ، نگاه تر 
او پاک مثل برف و حتی سپید تر 
من از تمام منتظران رو سیاه تر 
آقا جان من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد با انتظارهای فراوانم از شما! 
گرچه من سرباز هیچ و ساده ام 
سرخوشم مهدی بود فرمانده ام 
گرچه مهدی بود غایب ولی 
سرخوشم بر نایبش سید علی . . . 
مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد 
تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد . . . 
ای طبیبا بسر بستر بیمار بیا بهر دلداری دلسوخته زار بیا 
تو که دل را به نگاهی بربودی زکفم بپرستاری بیمار دل افکار بیا . . . 
به امید ظهورش . . . 
ای منتظران گنج نهان می آید 
آرامش جان عاشقان می آید 
بر بام سحر طلایه داران ظهور 
گفتند که صاحب الزمان می آید . . . 
هر کجا سلطان هست، دورش سپاه و لشگر است 
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است؟! 
با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور 
بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است . . . 

شعبان رسید خبر از تو باز ، نه 
جانم به لب رسید خبر از تو باز، نه 
این جمعه هم به زمزمه انتظار تو 
با تاب و تب رسید خبر از تو باز ، نه 
ارباب زمین، امیر مریخ، بیا / تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا 
از قول همه منتظران می گویم / ای پیرترین جوان تاریخ بیا . . . 
مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند / همه ی اهل جهان، جمله گرفتار شبند 
چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم / شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند . . .

وقتی میگیم خدا کند که بیایی شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید . . . 
التماس دعای فرج 
ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد / ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت 
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت. . . 
ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست. 
جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن را خواهی دید. 
آری ای دوست ! تا زمانی که بهشت ظهور نکرده است من و تو مقیم جهنمیم . . . 
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود / عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود 
شرط می بندم زمانی که نه دور است ونه دیر / مهربانی حاکم کل مناطق می شود 

مهدی جان بیا و دنیاى دل را به بوى خوش فطرت پر کن. 
دل‏هایى که همواره در سرزمین نیمه شب تو را مى‏خوانند 
و به عشق تو در آسمان مکاشفه پرواز مى‏کنند . . . 
خدایا با نور امام مهدی، همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن . . . 
اوست که در انتظار تواست تا پرده‌ی غیبت را بدری و چهره‌ 
دل‌آرایش را به مشاهده بنشینی، او غائب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است، 
این تویی که غائبی، تو باید حاضر شوی، او منتظر توست . . . 
طلوع نزدیک است اگر بخواهیم 
ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست 
چشم به راه زیباترین بهاریم 
خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد 
با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را 
بیایید همه منتظر آمدنش شویم . . . 
هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم 
اما به خود امام زمان چطور . . . ؟ 
سر راهت در انتظارم / برده هجرت صبر و قرارم 
جز ظهورت ای گل زهرا / به خدا حاجتی ندارم . . . 
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات / بر جان و دل صبور مهدی صلوات 
تا امر فرج شود مهیا بفرست / بهر فرج و ظهور مهدی صلوات . . .

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:04 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

ای بسیج، ای سرافرازان، افتخار میهنید 
ای بسیج، ای سرافرازان، افتخار میهنید
مایه امن و امان و اعتبار میهنید
در مصاف کعبه دل، در کنار رهبرید
در مصاف خصم کافر چون حصار میهنید

جان ما، هستی جان شما
شمع ما، چهره رخشان شما
با خدا، عهد و پیمان بسته اید
(ای خوشا، عهد و پیمان شما)2

ای ظفرمندان کنون چشم جهان سوی شماست
حامی مستضعفان، نیروی بازوی شماست
جانتان در انتظار بوسه گاه کربلا
کربلا در انتظار دیدن روی شماست

ای خوشا دیدن روی حسین
بوسه بر خاک گلبوی حسین
هر دم از جبهه حق می رسد
(مژده بوسه بر کوی حسین)2

فخرتان بادا که رزم از عزمتان زیور گرفت
میهن از نام شما آوازه دیگر گرفت
بر شما بادا مبارک کسوت جنداللهی
سر فراز آن کس که این چتر هما بر سر گرفت

تا ابد زنده اند نامتان
جاودان می شود ایامتان
دشمن فنته می لرزد چو بید
(بشنود چون طنین گامتان)2

آفرین بر همت و بر عزم و ایمان بسیج
بر خدا جویان و جانبازان و یاران بسیج
بگسلد شیرازه دشمن به میدان بسیج
نگسلد هرگز ز رهبر عهد و پیمان بسیج

عهدتان با خدا پاینده باد
جمعتان محکم و پاینده باد
تا رسد مهدی صاحب زمان
(رهبر ما خمینی زنده باد)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها