0

♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

با تو می شد تا ستاره پر کشید 
طرحی از شوق کبوترها کشید

با تو می شد عشق را آغاز کرد 
در هوای عاشقی پرواز کرد

با تو حتی آسمان آبی تر است 
چشمهای قاصدک بی تو، تر است

با تو می شد آب را احساس کرد 
باغ را لبریز عطر یاس کرد

با تو حتی عشق، عاشق می شود 
یادی از داغ شقایق می شود

با تو شبها، نور باران می شود 
شهر ما لبریز عرفان می شود

با تو می شد لاله را باور کنیم
آسمان دیده را ساغر کنیم

بی تو من حس کرده ام ققنوس را
بر دل خود بسته ام ناقوس را

بی تو مرگ خویش را بوکرده ام 
با غم تنهاییم، خو کرده ام

با تو می شد بوی باران را شنید! 
قطره ای از آب دریا را چشید

ای بهار جاودانی! ای شهید! 
ای وجودت آسمانی! ای شهید!

یاد تو، یاد تمام لاله هاست 
معنی احساس خوب ژاله هاست

مجید وفایی شاهی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:24 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

خوشا آنانکه جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند

بسی گفتند و گفتیم از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:24 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

السلام ای جنگجویان، السلام فاتحان قله ی ایمان، سلام
ای سلحشوران قامت استوار هیئت رزمندگان این دیار
ای شما بر کف نهاده جان، درود بر یلان کشور ایران درود
السلام ای شاهدان سینه چاک لاله های رسته از این خاک پاک
شیرمردان نبرد و کارزار جبهه کرده عاشقان را(هان شما را) بیقرار
حالیا در بزمتان خوانم سرود زین جماعت بر شما بادا درود
باز مرغم در هوای جنگ شد دل برای خاک جبهه تنگ شد 
باز جانم شوق در پرواز شد مشق جبهه بر لبم آواز شد
مردمان جبهه حالی دیگرند ساکنان خاکریز و سنگرند
سنگر و سجاده و سوز و گداز در دل شب حفره ها بود و نماز
جبهه جای اوج و هم معراج بود سینه ها بر تیغ کین آماج بود
تیر بود و ترکش و باروت و دود گه ظفر، گاهی فراز و گه فرود
یاد باد هنگامه ی جنگ و گریز یاد بادا حمله و رزم و ستیز
قصه ی پر غصه ی حنگ و نبرد زنده ماند در دل مردان مرد
یادتان آید غریو یا حسین(ع) یک اشارت می شد از پیر خمین)ره(
یادت آید نعره ی تکبیر و بانگ گوشت های له شده در زیر تانگ
یک شب و یک حمله و یک یا علی بس شرف دارد به دنیای دنی
کاش یک بار دگر اعلام شد وقت هجرت موقع اعزام شد
می شدیم راهی بستان و جفیر فکه و همرزم گردان زهیر
با طلاییه طلایی می شدیم در شلمچه کربلایی می شدیم
جسم و جانم شوق در پرواز شد از دوکوهه راهی اهواز شد
گویم از شهری که خونین شهر شد زخمی یغما و کین و قهر شد
داغ خرمشهر جان را کاستی فتح خاکش فتح ارزشهاستی
وعده ی ما پاسگاه زید بود شوق حمله اشتیاق عید بود
کله قندی ,دهلران, بازی دراز همچو مهران و هویزه سرفراز
یاد صدها لاله ی یاس آورید یاد کوشک و دشت عباس آورید
تنگه ی چزابه و سومار و حرب عشق و حال داشته گیلا نغرب
هفت تپه, تپه هایش یاد باد حصر آبادان غمی در دل نهاد 
دشت خون چنگوله و چیلات شد قتل عام بچه ها هیهات شد
مرغهای آن جهان با قلب صاف هفت وادی طی رسیده کوه قاف 
دیده ی لیلی به ره, پر خون نگر عشق مجنون در دل مجنون نگر
نی نوایی داشته در هور و شط می کند مست و شده میخانه خط
ای خوش آنروزی ابوالفضلی شدن رهسپار بانه و دزلی شدن
سوی سردشت و مریوان می شدیم سرو آباد و چناران می شدیم
سنگر سرد و نمور و تنگ و تار بر فراز قله ها دشمن شکار
یادتان آید ز تامین و کمین پیکر صد تکه گشته روی مین
ما سر ببریده دیدیم از گلو پوست ها را زنده می کنده عدو
این بسیجی ها ذبیح حق شدند پور ابراهیم را ملحق شدند
از حلبچه می نخواهم گفت بیش سینه گردد زآن جنایت ریش ریش
نهر عنبر, نهر جاسم یاد باد صد حنابندان قاسم یاد باد
حاج بخشی,حاج جوشن خاطر هست؟ شربت و نقل و نباتش حاضر است؟
جسم همرزمم خوراک کوسه گشت کی رود از خاطرم والفجر هشت؟
گوییا دریاچه ی فاو و نمک مهبط دریاییان بود و ملک
یاد کن دزفول و سوسنگرد و شوش کرخه و کارون و اروند و خروش
گفتم از اروند , دل بی تاب شد یاد پیکرهای غرقه آب شد
یاد غواصان دریا دل شدم جزر و مد و قایق و ساحل شدم
کربلای چهار شد دریای رنج مدعایم, یکصد و هفتاد و پنج
یکصد و هفتاد و پنج سرو غرور چنگ دشمن زنده زنده شد به گور
ای شما دریادلان بسته دست ای شما قالوا بلا گوی الست 
کاش مادر نآید استقبال تو چون کند آغوش، بسته بال تو
ای زمان و ای زمین و آسمان خون بگریید زین مصیبت زین فغان
حال بگشایید دست بسته اش تا نبیند مادر دلخسته اش 
دور بنمایید از دستش طناب می برد شاید ز بابا صبر و تاب 
اینک ای غواص خوش نام و مرام ما شدیم غرق گناه و بند دام
ما به دستان شما دل بسته ایم مانده ایم اندر گل و هم خسته ایم 
بحر دنیاکرده ما را کیش و مات واندر این گرداب ما را ده نجات
ناجی ما باش شوق ساحلیم غوطه ور اندر هواهای دلیم 
با دو دست بسته گیرید دست ما وردتان محشر شود پیوست ما
مهدوی، منصور، ای غواص دل سینه ها بوده ز هجرت مشتعل
آمدی، دیرآمدی هیهات و هات نی پدر هست و نه مادر در حیات
چشمشان در راه گردیده سپید تا که آید استخوانی از شهید
یوسف ما سوی کنعان آمده دردها را جمله درمان آمده

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:25 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن
تمام لحظه هایم را به لبخندی معطر کن

نمی دانم چگونه؟ سنگر و تسبیح و سجاده
برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن

تو مانند منورهای جبهه روشن روشن! 
دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن

تو ای زیباترین تصویر سجده در دل سنگر! 
برایم چفیه و تسبیح و آتش را مصور کن

منم آن مرغ بی بالی که در کنج قفس مانده
بیا و هستی ام را با نگاه خویش پرپر کن

الا ای امتداد سجده هایت پشت آیینه
زمین و آسمان تشنه را محراب و سنگر کن

و اینک بار دیگر ای حضور روشن فریاد!
گلوی زخمی ما را پر از الله اکبر کن !!...

ملیحه قاصدیان 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:25 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

یاد یاران سفر کرده بخیر جسم و جان را در خطر کرده بخیر
یاد سرداران بی سر یاد باد وارثان بدر و خیبر یاد باد
فعلشان در جبهه یک فرهنگ شد مشق هر فرمانده و سرهنگ شد
ای شهیدان از شما شرمنده ایم ما رفیقان ز ره وامانده ایم
خصم تدبیر دگر آهنگ کرد قصد دین و مذهب و فرهنگ کرد
او بتازد بی امان در جنگ نرم ما به دینار و به دنیا گشته گرم
از اصول خویش غافل گشته ایم در فرایض سست و کاهل گشته ایم
اندک اندک کوخهامان کاخ شد نفس سرکش از درون گستاخ شد
زرق و برق شهر چشمان خیره کرد حرص دنیا را به دینم چیره کرد
دام تزویر و ریا افتاده ایم از دو چشم کبریا افتاده ایم
رفت ایمان و زما اخلاص رفت حفظ بیت المال و حق الناس رفت
ما در این وادی بسی حیران شدیم بند مال و بند آب و نان شدیم
ای شهیدان از کرم کاری کنید دوستان مانده را یاری کنید
دست ما گیرید در بیگاه و گاه شمع ما گردید در بیراه و راه
ای شما معنا گر امن یجیب 
چشم دارد بر دعایتان «حبیب»

(با کمی تغییر)-شاعر: حاج حبیب ا..نیک نژاد 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:25 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است / 

روز آمده، تاج لاله بر سر زده است



با آمدن امام در کشور ما / 

خورشید حقیقت زافق سر زده است .........





دهه فجرمبارک
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:25 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

خداحافظ و بعد از این مرا دیگر نخواهی دید
خبر این بود آری: یک پرستو از قفس کوچید

غروب سرد پاییز و سبدهای پر از سیبت
همان جایی که مجنون بود و آن سرو و درخت بید

کمی دیر آمدی اما ... غزل از چشم تو می ریخت
سلامت دادم و دستت به رویم عطر گل پاشید

میان باد و آتش از هیاهوی خزان گفتیم
تو طوفانی ولی یک آن خیالت آشنا خندید

نگاهم در نگاه تو، صمیمانه تر از هر روز
که دستی آمد و نا گاه تو را از آسمانم چید

به یکباره تنم یخ زد، نبودی من نمی دیدم
و باران بود می آمد، زمین هم گاه می لرزید

عبور سال و ماه و انتظاری سخت طولانی
ببین با این دل غمگین عزیز من! چه ها کردید!؟

دوباره با شکوهی خاص دیروز از سفر آمد
همان یوسف، همان عاشق صدایش در زمان پیچید

«سلام و یک خداحافظ، تمام فرصتم این است
پس از ده سال یک هدیه، پلاکم را نمی خواهید؟»
فرحناز صفری

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:26 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران / 

اندیشه بارور شد، در امتداد باران


بر صخره ‏های همّت جوشیده خون غیرت / 

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران



و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد / 

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران . . .



دهه فجرمبارک
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:26 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

در مزا رآباد شـهر نیستی / اسـتخوان زندگی پوسـیده بود

مرگ وحشت با دهان اسـلحه / اسکلت ها را دهان بوسـیده بود

دیـو در تاریکی آن سـالـها / از تن آلاله ها ، جان می گـرفت

خون سرخ شاهدان نوشیده بود / عنجه هاشان را به دندان می گرفت

آدمی افسـون شـیطان پلید، / گوسـفندان راضی از چوپانشـان

گر کسی بیدار می شد ناکهان / کشته می شـد بی صدا یا بی نشان

در چنین ظلمت شب ایران زمین / ناگهان، نـوری درخشـیدن گرفت

روح روح ا… ، جان در تن دمید / ابر رحمـت نـیز باریدن گـرفت

آمد آن آرام جان از هجرتش / گوئیا آن شب شـده صبح سـپید

مردمانـش گشـته با هم متحد / نـور ایمـان در دل آنها دمـید

مردم بیدار گشـته می شـدند / هـمصـدا با رهـبر بیـدارگر

با غریو مشــتهای لالــه ها / دیـو شـد از کاخهایش در بـدر

نورحـق تابـید در دلهـای ما / دست ها دست خدایی گشته بود

نارها گشــته اســیرنـورها / موسـم جشن رهایی گشته بود

سالگشت دیگری ازره رسـید / تهنیت ایدوسـتان، همسنگران

شادی خود را کمی قسمت کنید / سهم دارند از شـماها دیگران

دهه فجر مبارک

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:26 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به دشمن علی بگو به کوری دو چشمتان / پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند . . .

دهه فجر مبارک

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:28 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

پویا و باوقار، شهوار می رویم

استاده بر مسیر، بیدار می رویم

در باغ انقلاب، شاد و بلند و سبز

هر روز تازه تر، پر بار می رویم

دانش سلاح ما، حق است یار ما

از ذکر یاحسین سرشار می رویم

*دهه فجر مبارک*

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:31 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

نوروز در بهمن


شب بود و ز تنهايي

جان بر لب ما آمد

در آن دل تاريكي 

يك باره صدا آمد

ما خسته شديم از شب 

ما منتظر ماهيم

اي روح خدا برگرد 

ما شاه نمي‌خواهيم

پرسيد چه مي‌خواهيد

شاه از سر ناكامي


مردم همگي گفتند: 
«جمهوري اسلامي» 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:31 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

شعر انقلاب 


مي‌خواستم شعري بگويم 

شعري براي انقلابم

ديدم كه او درياست و من

يك قطره ناچيز آبم

ديدم كه بايد ابر باشم 

از صبح تا شب هي ببارم

تا شايد اشك مادران را 

در بيتي از شعرم بيارم

ديدم كه بايد رعد باشم 

غرنده و پُر شور و غوغا

آن‌وقت در شعرم بگويم 

تكبيرها، فريادها را

ديدم كه بايد دشت باشم

دشتي پُر از لاله، شقايق

تا از شهادت‌ها بگويم

از قلب‌هاي گرم و عاشق 

شعرهایی برای  انقلاب
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:31 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

يك پله يك پله 

 


وقتي هواپيما 

از دور پيدا شد

آغوش يك ملت 

بر روي او وا شد

يك پله يك پله 

مي‌آمد او پايين

با چهره‌اي پُر نور

با خنده‌اي شيرين

آرام مي‌آمد 

دل، بي‌قرارش بود

دريايي از مردم 

در انتظارش بود... 



شعرهایی برای  انقلاب

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:31 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 

دهه فجر اومده 


دهه فجر اومده 

شور و غوغا اومده

امام خوب ماها 

به وطن باز اومده

شاه بد جنس بلا 

اون که بود مثل خلا

پا گذاشت به فرار 

تا بره از این دیار

آره ای شاه برو 

ای امام ما بیا

بعد از این همه بلا 

تا بیاد شور و صفا
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

جمعه 8 بهمن 1395  11:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها