0

آلاچیق

 
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

نقطه مقابل عشق، نفرت نیست،
بلکه بی‌احساسی ست.

نقطه مقابل اراده، دودلی نیست،
بلکه خود را با وقایع خاصی درگیر نکردن، بی اعتنا بودن و بی ارتباط ماندن با آن‌هاست.

از کتاب: عشق و اراده
"رولو می Rollo May"
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:51 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

دیر زمانی است که ما در عکس ها زندگی می کنیم .
عکس هایی از زمان های دور و نزدیک، که شادی های کوچک و اندوه های بزرگ را به خاطرمان می آورند.

اندوه بارترین لحظه ها برای من لحظه ای است که مردی را با صورتی خندان و نگاهی زنده در عکسی نشان بدهم و بگویم که این مرد زمانی عاشق من بوده.

کوچک کردن لحظات در عکس ها و نگه داشتن آدم ها در قاب های شیشه ای، هیچ گاه از سنگینی حضور آن ها کم نکرده؛
بر عکس آن ها را مثل عصاره ای تلخ یا شیرین، یا سایه ای پر رنگ از تمام روزهای رفته برای من نگه داشته است.


از کتاب: ما در عکس ها زندگی می کنیم
"پریناز رئیسی"
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:52 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

اغلب آدم ها همیشه همین طورند!

اگر کسی را پذیرفتند، همه عیوبش را حُسن می بینند
و کوچک ترین انتقادی بر شخصِ مورد پسند ایشان وارد نیست.

و اگر از کسی نفرت پیدا کردند،
از همه خصلت های نیکوی او چشم پوشی می کنند،
و عیوب او را بزرگ می نمایانند.


"جورج اُوروِل"
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:53 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

ترکیب آسمان و طلوع ستارگان
از بهر عبرت نظر هوشیار کرد

از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد
وز قطره دانه‌ای درر شاهوار کرد

اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب
بستان میوه و چمن و لاله‌زار کرد


*سعدی*

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:54 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

عقل مست لعل جان افزای توست
دل غلام نرگس رعنای توست
نیکویی را در همه روی زمین
گر قبایی هست بر بالای توست
چون کسی را نیست حسن روی تو
سیر مهر و مه به حسن رای توست
نور ذره ذره بخش هر دو کون
آفتاب طلعت زیبای توست
......................................
* عطـار

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:54 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

لطف پنهانی او در حق من بسیار است
گر به ظاهر سخنش نیست، سخن بسیار است

فرصت دیدن گل آه که بسیار کمست
و آرزوی دل مرغان چمن بسیار است

دل من در هوس سرو و سمن رخساریست
ورنه برطرف چمن سرو و سمن بسیار است

*وحشی بافقی

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:55 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر به او علاقه داری
و چقدر در زندگی برایش ارزش قائل هستی.

چون زمانی که از دستش بدهی،
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی،
او دیگر صدایت را نخواهد شنید...


"پابلو نرودا "
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:56 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

ما غالبأ فقط پیشرفت و ترقیات اشخاص را در زندگانی به نظر می‌آوریم

و دیگر فراموش می‌کنیم که این اشخاص برای به دست آوردن خوشبختی و رسیدن به مقصود،
چه رنج‌ها و صدماتی کشیده و از چه مراحل پرآفت و خطری گذشته‌اند.


"ساموئل اسمایلز"
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:57 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

به امید فردا روزمان را شب می کنیم
و هیچوقت یادمان نمی ماند که فردا همین امروز است.


دنبال چیزی می گردیم که نمی دانیم چیست،
یا می دانیم و می ترسیم بگوییم .

اسمش را گذاشته ایم فردا...!


از کتاب رُمان: فریدون سه پسر داشت
"عباس معروفی"
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:58 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!

مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه، به عادت تبدیل شود!

عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛
پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود،
پیوسته،
خواهان نو شدن است و دیگرگون شدن...


از کتاب: یک عاشقانه آرام
"نادر ابراهیمی"

شنبه 11 اردیبهشت 1395  9:59 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

اسب ها هرگز با هم مسابقه نمی دهند.
ما انسان ها هستیم که آن ها را به مسابقه می کشیم.
اسب ها هنگامی که آزاد و سرمستند به سرعت بادها می دوند.

زنبورهای عسل نیز از هم پیشی نمی گیرند،
همگی از گل ها کام دل برمی گیرند و در پایان نیز کمتر از شهد گل نمی آفرینند.

پرندگان نیز در زمان پرواز از هم جلو نمی زنند، ولی همه ی آن ها به اوج می رسند.

ما انسان ها نیز گله وار آفریده نشده ایم که با هم مسابقه ی زندگی دهیم،
ما تک تک به وجود آمده ایم تا زیست کنیم و به اوج های لایتناهی برسیم...!


از کتاب: تنها دویدن
"نادر خلیلی"

شنبه 11 اردیبهشت 1395  10:01 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق


وقتی انسان ها از تنهایی می نالند،
منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است،

تنهایی این است که هیچکس نمی فهمد چه می گویند ...


"آیزایا برلین"

شنبه 11 اردیبهشت 1395  10:04 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

خدایا من دلم قرصه
          کسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت
           که حتی روز، روشن نیست
کسی اینجا نمی بینه
               که دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته
                         زمین دار مکافاته
فراموشم شده گاهی
                      که این پایین چه ها کردم
که روزی باید از اینجا
                      بازم پیش تو برگردم
خدایا وقت برگشتن
                       یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرم آغوشت
                     اگه میشه منم جا کن.
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  10:08 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

دلم نوشت:

 رویــــا چیــــز عجیبیســــت....
گــــاهے ڪارے میکنـــد ڪه
دســـت از دنیـــا بردارے
چشـــم هـــارا ببندے و در مقابل معشوقــه ات ظاهر شوے، اورا در آغوش بکشی،
ســـاعت هـــا نگــاهش کنے
با او هم صحبت شوے
بخندے و شـــاد بـــاشے
میبینــے؟
حضورت همـــه چیــز را قشنـــگ میکنــد
حتـــے رویـــــا هـــاے قلب سرکشم را....

 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  10:09 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق

قلب من ! ای کودک لجباز بد
هرچه می خواهی نباید داد زد

بازی تو ، بازی با آتش است .
آتش عشق ، بیخیال و سرکش است

گریه کن ، در سینه ام فریاد کن
هرچه خواهی ، بی وفا را یاد کن .

در دلم غوغا و لب هایم خموش
ای صدا! در بی صدایی هم بکوش

تا که نامحرم نداند راز من ،
راز این قلب پر از احساسِ من
 

شنبه 11 اردیبهشت 1395  10:10 AM
تشکرات از این پست
tadrisiz
دسترسی سریع به انجمن ها