0

اقتصاد وخانواده

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

روش های برایان تریسی برای چانه زنی

روش های برایان تریسی برای چانه زنی

مطالب این مقاله از کتاب جدید برایان تریسی با نام «کتابخانه موفقیت برایان تریسی – مذاکره» برداشته شده است. این کتاب به تازگی چاپ شده و هنوز ترجمه نشده است.

 

در این مقاله به مطالبی پرداخته می شود که باعث فروش با قیمت های بالاتر و خرید با قیمت های پایین تر می شود. دو نوع مذاکره وجوددارد: مذاکره یکدفعه ای کوتاه مدت و مذاکره کاری بلندمدت. در مذاکره کوتاه مدت بایدبدون توجه به اینکه دوباره این شخص را می بینید یا با او کار می کنید، در آن لحظه بهترین قیمت و شرایط را به دست آورید.

 

مجموعه ای از تاکتیک های مذاکره قیت وجود دارد که می توانید برای رسیدن به قیمت یا نتیجه بهتر در خرید یا فروش یک دفعه ای از آنها استفاده کنید. خوشبختانه این تاکتیک ها در مذاکره برای قراردادهای کاری بلندمدت که سال ها طول می کشد هم کاربرد دارد.

 

 

امتناع

 

مهم نیست که طرف مقابل چه قیمتی را پیشنهاد می دهد، آن را طوری رد کنید که گویی ناامید شده اید. قیافه ناراحت یا رنجور به خود بگیرید. چشمان خود را طوری بچرخانید که گویی درد بزرگی دارید. عبارتی شبیه این بگوید: «خدایا! این مبلغ خیلی زیاد است!»

 

در کمال تعجب، گاهی فقط رد قیمت باعث می شود که طرف مقابل فورا آن را تغییر دهد و اگر امتناع اول منجر به قیمت خرید پایین تر یا قیمت فروش بالاتری برای شما شد، آماده باشید که در مذاکره بارها و بارها از آن استفاده کنید.

 

 

پرسش

 

بپرسید: «آیا این بهترین قیمتی است که می توانید بدهید؟ نمی توانید قیمت بهتری بدهید؟»

 

وقتی قیمت را می پرسید و شخص پاسخ می دهد، مکث کنید، خود را متعجب و حتی شوکه نشان دهید و بگویید «آیا این بهترین قیمتی است که می توانید بدهید؟» و بعد کاملا سکوت کنید. اگر جا داشته باشد، طرف مقابل اغلب قیمت را پایین می آورد یا در غیر این صورت فورا پیشنهاد دیگری را مطرح می کند.

 

اگر طرف مقابل در پاسخ به سوال شما قیمت را کاهش داد، سپس بگویید «آیا این واقعا بهترین قیمتی است که می توانید بدهید؟» و این کار را تا گرفتن پایین ترین قیمت ممکن و بهترین شرایط ادامه دهید. دوباره بپرسید «نمی توانید قیمتی بهتر از آن بدهید؟» افرادی که با آنها مذاکره می کنید، نمی دانند با فرد دیگری که با قیمت کمتری از آنها خرید کرده، صحبت کرده اید.

 

همچنین می توانید بپرسید: «اگر امروز تصمیم بگیرم، بهترین قیمتی که به من خواهید داد، چند است؟» این کار عنصر فوریت را اضافه کرده و ترس از دست دادن معامله را در ذهن فروشنده بیدار می کند.

 

گاهی می توانید این سوال را بپرسید: «یعنی به من می گویید که هرگز این جنس را کمتر از آن قیمت به کس دیگری نفروخته اید؟ هیچکس تا به حال آن را ارزانتر نخریده است؟» هرگاه این سوال مستقیم را می پرسید، افراد حس می کنند مجبورند که اگر تا به حال آن را ارزانتر فروخته اند، صادقانه به شما بگویند.

 

 

 

 

اجناس را در حراجی بخرید!

 

برای خرید اجناس خرده فروشی مثل مبلمان، تجهیزات یا ابزار چمن زنی، می توانید بپرسید: «آیا اصلا این کالا را حراج می کنید؟»

 

اغلب سازمان های خرده فروشی هر سال کالاهای خاصی را در فروش ویژه می گذارند. وقتی می گویند این کالا معمولا در بهار حراج می شود، می توانید پاسخ دهید: «خوب من آخرین حراج را از دست دادم اما مایلم امروز آن را به همان قیمت بخرم.»

 

گاهی، فقط آوردن یک دلیل خوب برای فروشندگان به منظور ارائه قیمت بهتر به شما، آنها را متمایل و متقاعد به کاهش قیمت می کند.

 

 

ادعا

 

هر قیمتی که برای یک کالای خاص به شما دادند، فورا پاسخ دهید: «می توانم ارزانترش را جای دیگری پیدا کنم.»

 

هرگاه به فروشنده بگویید که می توانید آن کالا را از رقبایش ارزانتر بخرید، فورا نرم می شودو شروع به پایین آوردن قیمت می کند. تاکید بر این نکته که «می توانم آن را از جای دیگری ارزانتر بخرم»، اغلب مقاومت قیمتی را در هم می شکند، زیرا فروشنده گمان می کند که به جای دیگری می روید.

 

به یاد داشته باشید که همیشه و حتی در این نوع مذاکره، دوستانه و مهربان باشید. وقتی با لحن خوشایندی درخواست می کنید، نسبت به زمانی که جدی یا پرخاشگرید، شخص مقابل راحت تر توافق می کند.

 

 

 

بی ارزش کردن قیمت

 

وقتی کسی از شما ۱۰۰ دلار می خواهد، قیمت را بی ارزش کنید و بگویید: «همین الان ۵۰ دلار نقد به تو می دهم.»

 

هر گاه فورا قیمتی را اعلام کنید، مقاومت قیمتی طرف مقابل به شدت کاهش می یابد. دلایلی وجود دارد که نشان می دهد پیشنهاد خرید کاملا نقد باعث می شود که افراد رغبت بیشتری برای معامله با شما داشته باشند. سه دلیل بسیار واضح عبارتند از: کاهش هزینه های انبارداری، عدم پرداخت هر نوع هزینه بازرگانی برای کارت اعتباری و احساس «خشنودی سریع».

 

در مثال دیگر، ۵۰ دلار را برای خرید کالایی ۱۰۰ دلاری پیشنهاد می دهید و پیشنهاد بعدی فروشنده ۶۰ دلار است. اغلب متوجه می شوید که حتی اگر قیمت را به حد خنده داری پایین بگویید، فروشنده همچنان مایل است با قیمتی بسیار پایین تر از آنچه تصور می کردید، کالا با به شما بفروشد.

 

 

بیشترخواهی

 

بیشترخواهی کاری جانبی است. چیزی شبیه اینکه بگویید: «خوب، در صورتی با این قیمت موافقم که تحویلتان رایگان باشد.»

 

اگر طرف مقابل برای اضافه کردن چیزی به معامله تردید داشت، می توانید با خوشرویی بگویید: «اگر تحویل رایگان نباشد، اصلا معامله نمی کنم.»

 

کلید استفادهازبیشترخواهی این است. برای خرید کالای اصلی به توافق برسید. بر سر قیمت ها و شرایط به توافق برسید. طوری وانمود کنید که معامله انجام شده است. فروشنده فکر می کند کالا را به قیمت مطلوب فروخته است. سپس درخواست های بیشتر را اضافه کنید.این تاکتیک حتی برای خرید کالاهای مانند خانه، اتومبیل یا قایق هم کاربرددارد.

 

 

درس هایی برای خرید خانه

 

شما توافق کرده اید که خانه ای را با قیمتی مشخص بخرید. پس از توافق با قیمت خرید و تاریخ تحویل، قبل از امضای هر چیزی، از فروشنده بخواهید که مبلمان، پرده ها و ابزار چمن زنی را نیز در قیمت پیشنهادی لحاظ کند. جالب اینکه بسیاری از افراد، یک خانه کامل با همه امکاناتش را به همان قیمتی می فروشند که برای خانه تنها پیشنهاد داده بودند. با افول شدید بازار املاک، یکی از دوستان من خانه ای را خرید که به قیمت ۲.۴ میلیون دلار به حراج گذاشته شده بود. بعد از شش ماه مذاکره، زوج مسن سرانجام با قیمت یک میلیون دلار موافقت کردند تا از شر خانه و هزینه تعمیرش خلاص شوند.

 

 

سپس دوستم که مذاکره کننده ای عالی است گفت: «البته این قیمت شامل مبلمان از جمله کارهای هنری نیز می شود، اینطور نیست؟» همانطور که اتنتظار می رفت، خانه به خوبی مبله شده بود و ارزش آثار هنری درون آن به ۱۰۰.۰۰۰ دلار بالغ می شد اما از آنجا که آنها مشتاق فروش خانه بودند و همچنین می دانستند جایی برای گذاشتن مبلمان ندارند، گفتند «پناه بر خدا» و هر آنچه می خواست را به او دادند، اگرچه خانه را با قیمتی بسیار پایین تر از آنچه که امید داشتند، فروختند.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:36 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

مهم ترین نکات درباره برنامه ریزی مالی

مهم ترین نکات درباره برنامه ریزی مالی

اولین قانون این است که شما باید ۱۰ درصد از تمام درآمدی را که در ماه به دست می آورید، پس انداز کنید. توجه کنید که ۱۰ درصد از کل درآمد. این نکته بسیار مهم است چون ممکن است شما از چند طریق درآمد داشته باشید.

حالا باید این درصد را به ریال تبدیل کنید. قلم و کاغذ بردارید، تمام درآمد ماهانه خود را حساب کنید. با ضرب درآمد در ۱۰ درصد می توانید بفهمید که ماهانه چقدر باید پس انداز کنید. این پولی است که باید به هر نحو ممکن پس انداز کنید. تصور کنید این پول یکی از قبض هایتان است. همان طور که ماهانه قبض های برق، تلفن و... دارید، قبضی هم دارید که پس انداز شما است. قبضی که شما نمی توانید آن را نپردازید. بهترین راه برای پرداخت هر قبض این است که آن را اول ماه بپردازید. این طور می توانید دخل و خرجتان را تنظیم کنید. این مطلب درباره قبض پس انداز هم صادق است. اول ماه پول قبض پس اندازتان را کنار بگذارید. وقتی شما قبض ها را پرداخت می کنید، دیگر روی آن پول حساب نمی کنید. این پولی است که از دخل شما خارج شده است. به همین نحو پولی را که برای قبض پس انداز کنار گذاشته اید، از دخل و خرجتان خارج کنید.

به آن به چشم پولی که دیگر در اختیار شما نیست نگاه کنید. بقیه ماه باید بدون در نظر گرفتن آن پول دخل و خرجتان را تنظیم کنید. برخی افراد به پولی که به عنوان پس انداز کنار گذاشته اند تنها به عنوان ذخیره ای برای هزینه های جاری نگاه می کنند. این نگاه غلط است. به هیچ عنوان روی پول پس انداز شده برای امور جاری حساب نکنید. پس انداز پولی نیست که در انتهای ماه برای شما می ماند. بلکه خرج ماهانه، پولی است که پس از کم کردن پس انداز، برایتان می ماند. اگر می خواهید پس انداز کنید باید نگاه خود را به پس انداز عوض کنید. اختلاف بین نگاهی که در ماه خرج می کند و هرچه باقی ماند را به عنوان پس انداز نگاه می دارد و نگاهی که در ابتدای ماه پول پس انداز را از چرخه مالی خارج می کند و در ادامه ماه سعی می کند هزینه هایش را مدیریت کند.

ما مدیریت مالی را در عمل یاد می گیریم. اگر این کار را به مدت تنها ۳ ماه انجام دهید، خواهید دید که در ماه ۴ به صورت خودکار ذهنتان دیگر روی آن پول حساب نمی کند و وسوسه هزینه کردن پس انداز، از سرتان خارج می شود. علاوه بر آن در عمل یاد می گیرید که چطور با همین پول فعلی اوضاع را تثبیت و اداره کنید. پولی که از دخل شما خارج شود، از ذهنتان هم خارج می شود. پس از مدتی دیگر شما پس انداز را به عنوان یک وظیفه و اجبار نگاه نمی کنید. احساس نمی کنید که بخشی از پول خود را در ابتدای ماه از دست می دهید.

هنگامی که شما مهارت های پس انداز را تقویت می کنید در واقع ارزش بیشتری برای عمر، تلاش و کار قائل هستید. برای به دست آوردن پول شما عمرتان را هزینه می کنید. پس باید در مصرف بسیار دقیق باشید. مهارت پس انداز چیزی نیست که کس دیگری بتواند به شما یاد بدهد. بقیه به شما کمک می کنند، اما کار اصلی را خودتان انجام می دهید. یادگیری همه مهارت ها نیازمند تمرین فراوان است. به صورت تئوریک نمی توان شنا یا دوچرخه سواری یاد گرفت. همین امر درباره مهارت های مالی هم صادق است.

مهارت های مصرف بهینه

بدترین روش برای تصمیم درباره هزینه کردن پول هایتان، این است که صرفا بر اساس خواست های آنی و لحظه ای تصمیمی بگیرید. اگر اولویت بندی نداشته باشید بلافاصله به هر خواسته ای که پیش می آید، بله می گویید. (تفاوت نیازها و خواست ها را که فراموش نکرده اید). در صورت ادامه این روند قبل از اینکه ماه تمام شود، پولتان تمام شده است. بهترین راه برای برنامه ریزی و اولویت گذاری این است که به تمام بدیل های ممکن انتخاب خود فکر کنید. هنگام خرید این سوال را نپرسید «من باید این را بخرم یا نخرم؟». این سوال غلط است. سوال درست این است «آیا من از پس هزینه این کالا بر می آیم یا نه؟»

این مقایسه به مرور تبدیل به عادت ذهنی شما می شود. عادات ما چیزی نیست جز رفتار ما در طی مدتی از زمان. پس خیلی راحت می توانید امور را تبدیل به عادت ذهنی خود کنید. این کار فقط در اوایل وقت گیر و سخت است. خواهید دید که در ادامه که به عادت تبدیل شد، انرژی بسیار کمی از شما می گیرد. پس به جای سوال بله و خیر مقایسه کنید. این روش به شما کمک می کند که جلوی تصمیم ها و هوس های آنی گرفته شود. باید یاد بگیریم که در برابر خواست های لحظه ای و وسوسه های گذرای برای مصرف و خرید بیشتر مقاومت کنیم.

شما باید خریداری باهوش باشید. تبلیغات تنها یک طرف داستان را برایتان تعریف می کنند. دیدن روی دیگر داستان وظیفه شماست. فریب تبلیغات را نخورید. امروزه اینترنت همه جا در دسترس است. برای یک بار هم که شده وقت بگذارید و برندی را که معمولا انتخاب می کنید در اینترنت جست وجو کنید. بسیاری از افراد تجربه خودشان را از محصولات مختلف در فضای مجازی منتشر می کنند. از قیمت، کیفیت و میزان رضایتشان می نویسند. شما به رایگان می توانید از تجربه آنها استفاده کنید. این کار شاید بیشتر از نیم ساعت هم وقت شما را نگیرد. اما به شما کمک می کند که هر بار برای خرید تصمیم بهتری بگیرید. فراموش نکنید که خرید امری است که همیشه با آن سروکار دارید. پس اگر اندکی هم بتوانید صرفه جویی کنید در بلند مدت تاثیر زیادی خواهد داشت. از دوستان و دیگران درباره محصولات بپرسید. حتی در فروشگاه می توانید از دیگر مشتریان هم بپرسید. احتمالا می توانید افرادی را پیدا کنید که بیشتر از شما تجربه داشته باشند.

ماه ها از نظر هزینه ها با هم متفاوت هستند. برای مثال شما نیاز به کفش یا لباس دارید. نیازی که ماهانه نیست. هنر یک مصرف کننده خوب این است که برنامه خود را چنان تنظیم کند که ماه ها از نظر مالی یکسان به نظر آیند. باید مجموع هزینه هایتان را در ماه یکسان نگاه دارید. این کار سختی است، اما اگر به چنان توانایی ای برسید هزینه های ماهانه را قابل پیش بینی و کنترل پذیر کردید. این یعنی شما یاد گرفته اید چطور هزینه و درآمد خود را متعادل و متوازن کنید.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:36 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

ابرابری اقتصادی و تصمیم گیری مالی


چیزی که امروزه روشن است این است که در جوامع به لحاظ اقتصادی نابرابری وجود دارد، اما اینکه سطح نابرابری اقتصادی دقیقا چه تاثیری بر زندگی خانواده ها و افراد می گذارد امری مبهم تر است.

البته تحقیقاتی صورت گرفته است که تاثیر نابرابری در درآمدها را بر مسائل اقتصاد کلان همچون رشد اقتصادی بررسی می کند یا تحقیقاتی که اثر نابرابری بر میزان هزینه عمومی افراد جامعه، ثبات مالی اقتصاد، مسوولیت پذیری سیاسی شهروندان یا بهره مند بودنشان از خدمات بهداشتی و آموزشی را مورد بررسی قرار می دهند، اما نتایج این تحقیقات هر چند که گسترده بوده است؛ اما اغلب مغشوش و گاه متضاد نیز بوده است. برخی محققان به نتایجی دست یافته اند که دسته ای دیگر آن را انکار کرده اند. جان جی مک لین استاد مدیریت بازرگانی دانشکده کسب و کار دانشگاه هاروارد اعتقاد دارد که با توجه به تغییر قابل توجه و چشمگیری که این مساله بر زیست شهروندان در جوامع دارد، هنوز خیلی کم در خصوص آن تحقیق شده است و تاثیر قطعی این پدیده روشن نیست. مک لین این فرض بعید را نیز قائل است که شاید اساسا افزایش نابرابری در جوامع به سادگی فاقد هیچ اثر اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی باشد، فرضی که البته خود وی نیز بر نامحتمل بودنش تاکید دارد. او می گوید: شاید اساسا ما سوال را اشتباه مطرح کرده ایم.

اظهارات مک کین و چند اقتصاددان دیگر و جمعی از محققان دانشکده کسب و کار هارواد را که به گروه ماس و همکاران مشهور بودند به این نتیجه رساند که شاید بهتر باشد که به جای آنکه همچون سایر تحقیقات به بررسی اثرات نابرابری درآمدی در سطح کلان بپردازند، به بررسی آن در سطح خرد بپردازند و به عنوان مثال این مساله را بررسی کنند که افزایش نابرابری چگونه می تواند زندگی شخصی و هویت افراد را تحت تاثیر خود قرار دهد، نابرابری چه تاثیری بر قدرت و نحوه تصمیم گیری افراد یا حتی نحوه رای دادن آنها دارد؟

ماس در جریان تحقیقات خود متوجه شد که موقعیت هایی که نابرابری به عنوان یک پدیده یکسان در آنها مورد مطالعه قرار گرفته است تا چه حد متنوع بوده اند و متوجه شد که نابرابری درآمدی از شهری به شهر دیگر و از کشوری به کشور دیگر مساله ای متفاوت است. او در جریان تحقیقات خود به این نتیجه رسید که محققان باید مواردی را که دارای زمینه مشابه با یکدیگر نیستند، حذف کند و باهم مقایسه نکند.

روان شناسان رفتاری تیم ماس به این نتیجه رسیدند که بین تصمیم گیری های روزانه مردم و وضعیت نابرابری اقتصادی در جامعه نسبت وجود دارد، پیش از این رابرت فرانک که یک اقتصاددان مشهور است از مساله افزایش هزینه در شرایط نابرابری سخن گفته بود، به اعتقاد فرانک وقتی در یک جامعه نابرابری وجود دارد بخشی از مردم جامعه بیش از حد لازم خرج می کنند تا ظاهر زندگی خود را هم سطح یا شبیه قشری نگه دارند که به لحاظ درآمدی وضع بهتری دارد، به این ترتیب نابرابری بر هزینه های غیر عقلانی از جانب شهروندان دامن می زند، امری که از آن تحت عنوان آبشار هزینه یاد می شود و می تواند یک اقتصاد را در سطح کلان بی ثبات کند.

دسته دیگری از محققان در دانشگاه کلمبیا رفتاری را شناسایی کرده اند که به نابرابری درآمدی مربوط است، آنها این رفتار را گریز افراد رده آخر نامگذاری کرده اند، بر اساس این تحقیقات افرادی که در پایین ترین سطوح درآمدی از نردبان اقتصادی قرار دارند، خطرات بسیار بیشتری را در زمینه اقتصادی متحمل می شوند، خطراتی که بعضا به قدری غیر عقلانی است که نه تنها به شخص؛ بلکه به بدنه اقتصاد کشور آسیب می زند. محققان معتقد هستند افزایش نابرابری در جامعه سبب می شود افرادی که در رده های پایین هستند از غلتیدن به رده های پایین تر هراس نداشته باشند و در نتیجه به ساختار اقتصاد کشور و زندگی شخصی خود لطمه بزنند. برای آزمایش دقیق تر این نظریه گروهی از افراد تحت مطالعه قرار گرفتند، به این گروه که از اقشار مختلف درآمدی بودند مقدار قابل توجهی پول داده شد، سپس به آنها پیشنهاد شد که برای کسب سود بیشتر با پول اهدایی، یک بلیت خریده و در قرعه کشی که امکان برد و باخت در آن چندان امیدوار کننده نیست شرکت کنند، در جریان این آزمایش محققان متوجه شدند افرادی که در دوهک پایین درآمدی قرار داشتند بسیار بیشتر از سایرین تصمیم گرفتند که ریسک عظیم را انتخاب کنند و بقیه موارد مطالعه تقریبا رفتاری همسان با همدیگر داشتند.

نتایج این تحقیقات نشان می دهد که در شرایط نابرابری، افراد و خانواده هایی که در دهک های پایین تر درآمدی قرار دارند هرچه بیشتر درآمد ناچیز خود را از بین می برند و در چرخه ای دور مانند طبقه اقتصادی نامناسب خود را تثبیت می کنند، این افراد اغلب بیشتر ریسک می کنند و همچنین امید کمی که به تحرک طبقاتی دارند سبب می شود نسبت به پس انداز کم میل تر باشند و عمده درآمد خود را صرف هزینه های خود و خانواده کنند.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:37 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

سرمایه هایی که هدر می رود

سرمایه هایی که هدر می رود

می گویند صرفه جویی گونه ای سرمایه گذاری است؛ سرمایه گذاری بلندمدتی که از راه درست مصرف کردن منابع در دسترس حاصل می شود. اما تصور غلطی که در بین بسیاری از شهروندان رواج یافته، اشتباه گرفتن معنی صرفه جویی با کم مصرف کردن است؛ در صورتی که صرفه جویی به معنای مصرف کمتر منابع نیست، بلکه صرفه جویی به معنای استفاده بهینه از منابع با کمترین میزان هدررفتن سرمایه هاست.

 

با وجود آن که کشور ما از بعد دارابودن منابع طبیعی و فسیلی در زمره کشورهای غنی به حساب می آید و حتی مطابق آمارهای جهانی، بالغ بر ۱۰ درصد از ذخایر نفتی جهان در کشور ما وجود دارد، اما شاهد هستیم وفور منابع مختلف، این فرهنگ غلط را نهادینه کرده است که چون کشوری غنی از بعد منابع طبیعی هستیم، نیاز به صرفه جویی در کشور ما کمتر ضرورت دارد.

 

این در حالی است که برخی کشورها مثل ژاپن و برخی کشورهای اروپای غربی که مسیر توسعه یافتگی را پیموده اند، به اندازه کشور ما از مواهب طبیعی برخوردار نیستند، اما با تمرکز بر تولید گسترده و صرفه جویی در منابع، پله های ترقی را بسرعت طی کردند.

 

صرفه جویی در بعد کلان تنها به بهبود اوضاع زندگی مردم عصر حاضر ختم نمی شود، بلکه صرفه جویی می تواند برای آیندگان نیز این تضمین را به همراه بیاورد که منابع کشور برای نسل های آینده نیز ماندگار خواهد بود، زیرا هر چه باشد منابع و سرمایه های موجود در کشور فقط متعلق به یک نسل نیست، بلکه سرمایه های مادی و معنوی در هر جامعه ای به شهروندان آینده نیز تعلق دارد و در واقع، صرفه جویی گونه ای امانتداری منابع برای نسل های آینده نیز به شمار می رود.

 

هدردادن منابع، زاییده اقتصاد غیرواقعی

 

دکتر ابراهیم رزاقی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در گفت وگو با جام جم بر این باور است که سیستم اقتصادی کشور ما نتوانسته است تاکنون موجب صرفه جویی در منابع شود.

 

رزاقی به مشکلات ساختاری در نهادهای دولتی و اقتصادی ایران اشاره می کند و می گوید: اقتصاد در هر کشوری به دو بخش تقسیم می شود؛ یک بخش اقتصاد واقعی است که از راه افزایش تولید کالاهای بادوام و فعال شدن صنایع تعریف می شود و بخش دوم، اقتصاد غیرواقعی است که فعالیت های دلالان یا تولید کالاهای مصرفی و تجملی در این شاخه اقتصادی قرار می گیرد.

 

به اعتقاد این اقتصاددان، هدردادن منابع در شرایطی رخ می دهد که سرمایه های کشور به جای حرکت در مسیر تولید کالاهای بادوام و قابل عرضه در بازارهای جهانی در راستای خرید کالاهای تزئینی به کار گرفته شود.

 

یعنی در شرایطی که اقتصاد به سمت غیرواقعی شدن حرکت کند، سرمایه ها صرف خرید کالاهای مصرفی می شود و در واقع به جای آن که منابع کشور مدیریت شود و در خدمت تولید قرار بگیرد، سرمایه کشور خرج مصرف بیشتر می شود.

 

صرفه جویی، مدیریت واردات است

 

درآمدهای ارزی کشور یعنی آن دسته از درآمدهایی که به صورت ارز وارد کشور می شود از روش های گوناگونی حاصل می شود.

 

در کشور ما فروش نفت، یکی از عمده درآمدهای ارزی ایران به حساب می آید. علاوه بر نفت، فروش برخی کالاهای پرطرفدار در بازارهای جهانی مثل فرش و پسته نیز بر درآمد ارزی ایران افزوده است.

 

جدای از فروش کالا دربازارهای بین المللی، گرفتن وام از بانک جهانی نیز بر دامنه درآمدهای ارزی ایران اضافه کرده است، اما جالب اینجاست که بسیاری از این درآمدهای ارزی کشور صرف واردات کالاهای مصرفی می شود.

 

به بیان دیگر، به دلیل افزایش میل به مصرف در کشور و نهادینه نشدن فرهنگ صرفه جویی، درآمدهای ارزی ایران صرف واردات کالاهای غیرضروری از کشورهایی مثل چین می شود.

 

به گفته رزاقی، کشور ما طی ۲۴ سال اخیر، بالغ بر هزار میلیارد دلار واردات کالا داشته است که حجم عظیمی از این واردات به دلیل فرهنگ مصرف گرایی و بی توجهی به صرفه جویی، به واردات کالاهای مصرفی اختصاص پیدا کرده است.

 

البته واردات به خودی خود بد نیست و در همه کشورهای توسعه یافته نیز واردات کالا وجود دارد، اما بحث بر سر این است که چه نوع کالاهایی وارد می کنیم؛ مثلا واردات کالاهای سرمایه ای، ماشین آلات و حتی کالاهای مصرفی که می توانیم آن را دوباره به کشورهای دیگر صادر کنیم، در نهایت به نفع جریان توسعه کشور است؛ اما اگر به دلیل فرهنگ غالب و نیاز جامعه، کالاهای صرفا مصرفی و لوکس به کشور وارد شود، مسیر توسعه با عقبگرد جدی مواجه می شود.

 

در حقیقت، وقتی در جامعه ای تب مصرف بالا باشد و مردم بدون توجه به فرهنگ صرفه جویی، خواهان مصرف بیشتر و بیشتر باشند، در نتیجه واردات کالاهای لوکس و مصرفی نیز بالاتر می رود و این موضوع به آن معناست که در این شرایط سرمایه های کشور صرف واردات کالاهای غیرضروری برای برطرف کردن عطش مصرف بیشتر می شود.

 

صرفه جویی در بعد کلان، نیازمند فرهنگ سازی

 

در این گزارش نمی خواهیم به راه های صرفه جویی از بعد جزئی و در سطح غیرکلان نگاه کنیم، زیرا معتقدیم درباره راه های صرفه جویی در منازل و ادارات، بارها و بارها گفته شده است، اما حتی وقتی از صرفه جویی در بعد کلان و تاثیر آن بر مسیر توسعه کشور صحبت می کنیم، ناخودآگاه باز هم به لزوم صرفه جویی منابع در خانواده ها می رسیم.

 

به طور مثال فرض کنید بخواهیم برای صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع و سرمایه در کشور، واردات را به کالاهای سرمایه ای و غیرمصرفی متمرکز کنیم، اما وقتی فرهنگ صرفه جویی در جامعه نهادینه نشده باشد و عطش مصرف بیشتر در کشور موج بزند، در این صورت حتی اگر واردات کالاهای مصرفی نیز ممنوع شود، این بار نیاز مردم برای مصرف بیشتر و تهیه کالاهای غیرضروری از مسیر قاچاق تامین می شود.

 

درباره آمارهای قاچاق اجناس مصرفی، رزاقی تاکید می کند سالانه حداقل ده میلیارد دلار کالا از مسیر قاچاق وارد کشور می شود که همین موضوع بخوبی نشان می دهد کنترل واردات برای کنترل مصرف گرایی در کشور، کاری پلیسی نیست و باید با فرهنگسازی کاری کرد که تمایل مردم برای مصرف کردن کالاهای مصرفی قاچاق و غیرقاچاق کاهش پیدا کند. بار اصلی فرهنگسازی نیز بر دوش رسانه هاست و این رسانه های جمعی هستند که باید در کنار سایر نهادهای فرهنگساز، مردم را به سمت پس انداز، مصرف منطقی تر و صرفه جویی در منابع تشویق کنند.

 

حتی می توان برای خانواده هایی که در مصرف منابع مدیریت بهتری دارند، مشوق های گوناگونی قائل شد؛ زیرا نهادینه شدن فرهنگ صرفه جویی در خانواده ها به طور مستقیم بر مدیریت سرمایه ها در کشور تاثیر می گذارد.

 

آخرین مرحله؛ جریمه اسراف کنندگان

 

بهترین حالت برای نهادینه کردن فرهنگ صرفه جویی، آموزش خانواده ها و فرهنگسازی از طریق رسانه هاست، اما در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است در کنار فرهنگسازی، جریمه هایی نیز برای اسراف کنندگان منابع پیش بینی

می شود.

 

یعنی علاوه بر آن که تلاش می شود از طریق رسانه ها و نهادهای آموزشی، نحوه مصرف صحیح منابع به مردم آموزش داده شود، به عنوان تیر آخر نیز پرمصرف ها و اسراف کنندگان جریمه می شوند.

 

به طور مثال، افزایش تعرفه های گمرکی برای کالاهای لوکس، مصرفی و تزئینی می تواند از حجم واردات این گونه کالاها بکاهد و خود به خود شرایطی را به وجود آورد که دسترسی مردم به مصرف کالاهای تزئینی و اتلاف منابع کاهش پیدا کند. در حوزه مصرف انرژی نیز براحتی می توان با افرادی که بیشتر از سرانه یک خانواده معمولی مصرف انرژی دارند و در این زمینه با صرفه جویی بیگانه هستند، از طریق افزایش مبالغ قبوض مصرفی برخورد کرد.

 

این راه حل های اجباری برای گسترش فرهنگ صرفه جویی از این جهت اهمیت دارد که حتی در صورت نهادینه شدن فرهنگ صرفه جویی هم همواره در هر جامعه ای افرادی پیدا می شوند که در مقابل فرهنگ های صحیح و نهادینه شده در آن جامعه مقاومت کنند، اما در صورتی که قوانینی با ضمانت اجرایی قوی برای اسراف کنندگان منابع ملی وجود داشته باشد، می توان انتظار داشت میزان هدررفتن سرمایه ها در آن جامعه کاهش پیدا کند. البته این راه حل های قهری در صورتی مورد تائید شهروندان قرار می گیرد و از مشروعیت بالایی در جامعه برخوردار خواهد بود که همه راه های آموزش و فرهنگسازی برای تعمیق فرهنگ صرفه جویی از سوی نهادهای مسئول انجام و جریمه ها نیز برای همه یکسان تعریف شده باشد، نه این که از همان ابتدا با تحکم و فشار تلاش کنیم مردم را به زور به سمت صرفه جویی سوق دهیم.

امین جلالوند

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:37 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

حفظ موقعیت مالی خانواده در شرایط تورمی

حفظ موقعیت مالی خانواده در شرایط تورمی

تورم یکی از واقعیات تلخ جامعه ماست. همه شما می توانید دریابید که چگونه افزایش قیمت ها توانایی خرید شما را کم کرده و موقعیت مالی تان را تضعیف کرده است. اینکه تورم رشد پیدا کند یا کم شود، البته منوط به اوضاع اقتصاد کشور به نحو کلی است، اما شما می توانید با اتخاذ راهکارهایی، تاثیر تورم را بر خود و خانواده تان کم کنید.

در ادامه ما به بیان چند راهکار برای حفظ موقعیت مالی تان در اوضاع تورمی می پردازیم. حداقل از یکی از راهکارهای زیر استفاده کنید تا بتوانید با تاثیرات تورم کنار بیایید.

بالاترین نرخ بهره را در بانک ها پیدا کنید

اگر بانک ها در یک اقتصاد نرخ بهره مناسبی به افتتاح کنندگان حساب پرداخت کنند، گزینه هایی ایده آل هستند، به هر حال همه ما مقداری پول نقد در بانک داریم؛ بنابراین سعی کنید درباره شرایط بانکی که موجودی تان در آن هست، بیشتر تحقیق کنید. بانک هایی که نرخ بهره بالاتری دارند، به مشتریان خوش قولشان وام های مناسب می دهند، خدمات متنوع تری در زمینه های مختلف سرمایه گذاری و پس انداز ارائه می دهند. به سرمایه گذاری در بانک نگاهی منفعل نداشته باشید، سرمایه گذاری در بانک می تواند علاوه بر حفظ ارزش پول به شما کمک کند که از وام و سایر مزایای این موسسات استفاده کنید.

خرید فلزات گرانبها

طلا و فلزات گرانبها عموما (والبته نه همیشه) به آرامی اما به صورت پیوسته و دائمی، افزایش قیمت پیدا می کنند. به همین خاطر می توانند مورد مناسبی برای سرمایه گذاری شما باشند. البته این سرمایه گذاری باید با احتیاط صورت بگیرد وگرنه کاملا به ضرر شما خواهد بود. برای خرید فلزات گرانبها حتما مدتی نوسانات قیمت را در نظر بگیرید. آنها را یادداشت کرده و با هم مقایسه کنید. درنظر بگیرید که اگر به دنبال رسیدن به سود زیادی در طی مدت زمان کمی هستید، اصلا سراغ فلزات گرانبها نروید. اگر میانبری برای ثروتمند شدن باشد، مطمئن باشید که فلزات گرانبها آن میان بر نیستند. سرمایه گذاری در فلزات گرانبها برای انسان های محافظه کار مناسب است. شما نمی توانید سود زیادی به دست آورید و باید صبر داشته باشید، اما مطمئن هستید که ارزش دارایی تان کم نخواهد شد و در طی زمان ارزش خود را حفظ می کند. ضمن اینکه سودی نیز به اقتصاد کشور نمی رسانید. اگر دغدغه این را دارید که همزمان با حفظ ارزش پولتان به رشد اقتصاد نیز یاری کنید، بهتر است از این راه صرف نظر کنید. فلزات گرانبها سودآوری خاصی نیز ندارند، تنها به خوبی با نوسانات تورمی کنار می آیند و همزمان با افزایش نرخ تورم، ارزش خود را پایدار نگاه می دارند. قبل خرید فلزات گرانبها، واقعا انگیزه خود را پیدا کنید. تعارف با خود را کنار بگذارید. آیا می خواهید از آنها برای میهمانی ها و مجالس استفاده کنید و صرفه جویی اقتصادی، بهانه ای است تا به آن وسیله طلا بخرید. یا واقعا قصد اصلی تان از خرید طلا، حفظ سرمایه خودتان است. نگویید که طلا هم سرمایه است و هم زینت. نوع و میزان طلایی که می خرید، کاملا به این بستگی دارد که هدف تان پس انداز است یا زیبایی. حال سوال این است که آیا طلا بخریم یا نقره؟ نقره را «طلای فقرا» نامیده اند، اما اگر خیلی سریع می خواهید دارایی تان را به پول نقد تبدیل کنید، طلا گزینه بهتری است. لازم به تذکر نیست که از فروشندگان مطمئن خرید کنید، فاکتورها و بسته بندی ها را سالم نگاه دارید و فلزات گرانبها را در جایی امن نگهداری کنید. در خرید طلا به عنوان سرمایه بهتر است از خرید طلاهای نگین دار و طلاهایی که روی آنها زیاد کار شده است، اجتناب کنید، فروش این طلاها سخت است و ضمنا هنگام فروش هزینه ای را که هنگام خرید بابت ظرایف پرداخت طلا و نگین های آن پرداخته اید، نمی توانید دریافت کنید؛ بنابراین اگر طلا را به عنوان سرمایه خریداری می کنید، بهتر است از خرید طلاهایی که به اصطلاح جواهر هستند خودداری کنید و طلای ساده یا سکه بخرید.

خرید زمین و مسکن

یکی از راه های محتمل دیگری که در شرایط تورم برای حفظ ارزش پول به نظر می رسد خرید کالاهای بادوام یا زمین و مسکن است، این راه هم مثل خرید فلزات راهی محافظه کارانه و نسبتا مطمئن است، قیمت زمین و مسکن به ندرت کمتر از قبل می شود و اغلب با شیب مناسبی رشد می کند. و البته خاصیت نقدشوندگی کمتری دارد، اگر به دنبال نقد کردن سریع پولتان هستید، قید این راه را بزنید.

کار تازه ای شروع کنید

شروع کردن یک کار تازه البته یکی از ایده هایی است که باید با در نظر گرفتن همه جوانب دست به آن بزنید، اما یکی از راه های مطمئن برای مقابله با تورم شروع کسب و کار است. مخصوصا اگر ما در اوایل افزایش قیمت ها باشیم و فرآیند تورم هنوز، اوج نگرفته است، شما می توانید علاوه بر اینکه درآمدی به مجموعه درآمدهایتان اضافه می کنید، آن را نوعی سرمایه گذاری هم به حساب آورید. فعالیت های تولیدی هرچند در شرایط رکود دشوار هستند، اما همیشه راهی مفید برای اقتصاد کشور و شخص شما هستند تا بتوانید با افزایش درآمد خود از اثرات تورم بر زندگی خود بکاهید.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:37 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

غوغای ظروف میلیونی

غوغای ظروف میلیونی

کوچک که بودم وقتی ظرفی در خانه می شکست، مادرم می گفت فدای سرتان قضا، بلا بود رفع شد. وقتی بزرگ تر هم شدم، هیچ وقت باورم نمی شد بعضی از آدم ها هستند که قیمت فقط یک بشقابشان به اندازه یک برج حقوق من باشد، اما با سرزدن به نمایندگی های برخی از برندهای خارجی ظرف و ظروف متوجه شدم دنیای ما با دنیای خیلی از همشهریان متفاوت است.

 

در همین شهر افرادی هستند که؟! ظروف میلیونی را براحتی استفاده می کنند، توجه دارید که؛ استفاده می کنند نه این که مثل ما آن را درگنجه بگذارند. گشتی در این نمایندگی ها نکات جالبی را نشان می دهد. یکی از اینها نمایندگی روزنتال آلمان و ورساچه ایتالیا در خیابان ولی عصر است. سرویس های ساده روزنتال از دو میلیون تومان شروع می شود. اما این قیمت شگفتی آور آنها نبود. در حقیقت محصولات این برند قیمت مشخصی ندارد و بیشتر آنها به سفارش مشتری تهیه می شود. یعنی قیمت و تعداد ظروف در یک ست آن یکسان است و بسته به تقاضای مشتری قابل تغییر است. ست نرمال این ظروف، ۹۵ پارچه تعریف می شود که شامل بشقاب تخت و گود دو سایز، پیش دستی و ۱۲ پیاله، کاسه سالاد، ظرف سوپ، یک دیس گرد، دو دیس بیضی و ظروف چایخوری است. البته به نظر ست مفصلی نیست شاید با وجود تحریم ها و کاهش واردات دست و بال فروشندگان این ظروف تا حدی بسته بوده و باعث شده است بیشتر ست های این برند نواقصی داشته باشد.

ست های گلدار این برند گران تر از انواع دیگر آن است، زیرا طراحی آن به وسیله دست و در برخی نیز با آب طلا انجام شده است. در نظر اول این ظروف نسبت به چینی های متداول در بازار مصرف سنگین ترند، اما به محض آن که یکی را به دست بگیرند، متوجه سبکی آنها می شوند. شاید این هنر و صنعت به کار رفته در این چینی یکی از عواملی است که باعث برتری و مزیت آن به سایر چینی ها می شود. طراحی نقوش این ظرف ها به وسیله طراحان معروفی صورت گرفته است که برخی از این طراحان حتی به نوستالژی ظروف چینی در ایران توجه دارند و در طراحی های خود از طرح های قدیمی و مطرح چینی مانند گلسرخ استفاده کرده اند. به نحوی که استفاده از این طرح بخصوص باعث فروش بیشتر آن نیز شده است. به نظر فروشندگان این محصول، این ظروف حس خوبی به مصرف کنندگان می دهد و با فناوری خاصی تولید شده اند و مصرف کنندگان بیشتر از نظر هنری به آن توجه دارند. بنابراین خریداران این تجملات جزو آن افرادی هستند که بیش از طبقه مرفه جامعه ثروت دارند و نگران نیستند مبادا ظرفی لب پر شود.

 

برخی از ظروف این فروشگاه استفاده تزئینی دارد؛ به طور مثال یک بشقاب نقاشی شده آن حدود ۶۰۰ هزار تومان قیمت دارد. یکی از گلدان های این فروشگاه یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان قیمت دارد و من نگران نزدیک شدن به آن بودم. سرویسی به نام شهرزاد که خانمی ایرانی طراح آن است. در این مغازه به قیمت ده میلیون به فروش می رود و من فکر می کردم غذا خوردن در آن چه حسی دارد؟ بعداز آن به سرویسی به نام مدیسا نزدیک شدم، اما قیمت ده میلیونی اش موجب عقب نشینی شد. بلورهایی هم در این فروشگاه یافت می شود که شکلی تزئین شده دارد و کار دست است. قطعات این ظروف به گونه ای هستند که تکه تکه آماده و پس از آن به هم متصل می شوند و در ردیف گران ترین محصولات این برند قرار دارند. زیبایی ظروف بسیار چشمگیر است و فروشندگان بسیار خوشرو و مودب؛ اما از ترس آن که مبادا دستم به ظرفی بخورد و باعث شکسته شدن آن شوم، بسرعت مغازه را ترک کردم.

 

در یک برند دیگر

 

در حالی که در مسیر بازگشت همچنان به فکر قیمت های این مغازه بودم، چشمم به نمایندگی ویلروی اند باخ (Villeroy and Boch) در خیابان شریعتی خورد. قبلا تعریف قیمت های آن را شنیده بودم. بنابراین تصمیم گرفتم سری به آنجا بزنم تا ببینم شنیده هایم تا چه حد واقعیت دارد. وقتی وارد مغازه شدم با دیدن قیمت ها چشمانم داشت از حدقه در می آمد. مبهوت مانده بودم. اینجا کمترین قیمت یک سرویس ۲۵ پارچه شش نفره هشت میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است که قیمت شش بشقاب تخت این سرویس به بیش از یک میلیون و پانصد هزار تومان می رسد یعنی یک بشقاب ۲۵۰ هزار تومان.

بشقاب های سالاد خوری دانه ای ۲۰۰ هزار تومان و شش عدد آن یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت داشت. کاسه سالاد به تنهایی ۳۰۰ هزار تومان، سس خوری ۳۲۰ هزار تومان، سوپ خوری یک میلیون و هفتصد هزارتومان و یک عدد دیس گرد ۷۲۰ هزار تومان ارزش دارد. اما این قیمت ها در برابر گران ترین سرویس غذاخوری این فروشگاه که ۱۵ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان قیمت داشت، زیاد نبود. یک عدد از بشقاب های تخت این سرویس ۴۲۵ هزار تومان و دیس بیضی آن یک میلیون و ۵۳۰ هزار تومان بود که وقتی دلیل گرانی آن را پرسیدم فروشنده در پاسخ گفت: در این بشقاب ها طلای ۲۴ عیار کار شده است، به آسانی لب پر نمی شود و بسختی می شکند و به دلیل آن که ۵۰ درصد مواد تشکیل دهنده آن از پودر استخوان تصفیه شده حیوانات است، بسیار سبک است. قاشق و چنگال های شش نفره این برند معروف نیز در مغازه جلب نظر می کند. این سرویس شامل چنگال میوه خوری، غذا خوری، کارد و قاشق غذا خوری است که ارزان ترین آنها یک میلیون و۸۰۰ هزار تومان قیمت داشت که البته قیمت ها بالاتر می رود و به پنج میلیون هم می رسد. البته در داخل آنها ملاقه، کفگیر و قاشق بزرگ وجود دارد که قیمت آنها جداگانه حساب می شود.

 

جالب اینجا بود که هریک از این محصولات تکی نیز فروخته می شوند و حتما لازم نیست سرویس کامل آن را خریداری کنید. از یک فنجان و نعلبکی خوشم آمد و دل را به دریا زدم، اما قیمت آن همچنان از کل حقوق ماهانه من بیشتر می شد، بنابراین یاد این شعر شیخ بهایی افتادم که می گفت:

 

گر نبود خنگ مطلا لگام

 

زد بتوان بر قدم خویش گام

 

ور نبود مشربه از زرناب

 

با دو کف دست توان خورد آب

 

ور نبود بر سر خوان آن و این

 

هم بتوان ساخت به نان جوی

 

ور نبود جامه اطلس تو را

 

دلق کهن ساتر تن بس تو را

 

شانه عاج ار نبود بهر ریش

 

شانه توان کرد به انگشت خویش

 

جمله که بینی همه دارد عوض

 

وز عوضش گشته میسر غرض

 

آنچه ندارد عوض ای هوشیار

 

عمر عزیز است، غنیمت شمار

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:39 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

غذا خوردن در ظروف شاهانه

غذا خوردن در ظروف شاهانه

نمی دونم با این همه رنگ و لعاب چی کار کنم؟ نمی دونم کدامشان را بخرم؟ همشون قشنگن، عالی به نظر می رسن. یعنی کدامشان به درد من می خوره؟... اینها فقط پرسش دختر دم بختی نیست که با مادرش وارد بازار ظرف و ظروف شده و می خواهد آشپزخانه رویایی اش را طوری بچیند که فامیل شوهر انگشت به دهان بمانند! بلکه پرسشی است که ذهن هر خانمی را با ورود به بازار ظرف و ظروف قلقلک می دهد.

 

بازار ظرف و ظروف از سرویس های قاشق و چنگال گرفته تا قابلمه و ظرف های چینی و اوپال و بلوری، یکی از بازارهایی است که حس زنانه آن را می چرخاند. این بازار در میان بقیه بازارهای بیشتر زنانه همچون لوازم آرایش، لوازم خانگی و عطر و ادوکلن از جایگاه خاصی برخوردار است؛ جایگاهی که با خود تغییر فرهنگ و آداب و رسوم ملی را نیز به همراه آورده است. در این بازار حاکم مطلق بانوان هستند، بانوانی که هیچکاره، اما همه کاره هستند! روشن است که قدرت این بازار و حاکمان آن می تواند چه تغییرات عظیمی در بافت خانواده و فرهنگ غذایی و غیرغذایی آن ایجاد کند و این اهمیتی است که نادیده گرفته شده، اما اثرات آن در جای جای زندگی ایرانی در حال مشاهده است و نیاز به تعمق بیشتردارد.

 

این روزها مثل گذشته ها نیست که غذاها را در آشپزخانه ها و با ظروف معمول مسی، سنگی و روحی و لعابی بپزند. چشم و همچشمی به این جاهم رسیده است، برند بشقاب های سر سفره هم خودنمایی می کند و گذاشتن قاشق های گرانقیمت به دهان برای برخی قابل توجه شده است.

 

قدیم ها این طور نبود. بیشتر ظروف مسی و روحی و سفالی و سنگی بودند گاهی هم اعیان ترها از ظروف چینی استفاده می کردند.

 

با این حال ظروف مسی بیشتر از سایر ظروف به کار ایرانیان گذشته و کمتر، معاصر می آمد و می آید. در تاریخ ایران آمده در زمان سلطنت کریمخان زند بازرگانان چینی در سفری که به ایران داشتند برای کریمخان ظروف چینی هدیه آوردند. کریمخان با دیدن این ظروف یکی از آنها را پرتاب کرد و شکست. با شکستن این ظرف رو به چینی ها کرد و گفت ظرف هایی که ما استفاده می کنیم هیچ گاه نمی شکنند.

 

اگرچه سرانجام ظروف چینی به بازار ایران راه یافت، اما کم کم پای ظروف ملامین نیز به بازار مصرف باز شد و ظرف های بلوری هم به خودنمایی پرداختند، اما کم کم ملامین ها به دلیل مشکلات بهداشتی به حاشیه رفتند و حالا ایران خود در ردیف یکی از تولیدکنندگان ظروف چینی قرار گرفته است.

 

از کجا ظروف آشپزخانه را بخریم

 

اگر امروز بخواهیم در تهران ظروف آشپزخانه را بخریم باید به کجا مراجعه کنیم؟ مراکز اصلی خرید ظرف و ظروف پایتخت کجا هستند؟

 

بی تردید اولین جایی که به ذهن خیلی ها می رسد بازار بزرگ تهران تیمچه حاجب الدوله و بازار شوش واقع در میدان شوش است.

 

تیمچه حاجب الدوله، بورس بلورجات و لوازم آشپزخانه است. ساختمان این تیمچه نیز جزو آثار باستانی دوران قاجاریه به شمار می رود و قدیمی های تهران آنجا را خوب می شناسند. اگرچه ظروف تفلون، چینی و کریستال در تهران مراکز فروش مخصوص به خود را دارند، اما اکثر مردم برای خرید لوازم خانگی، بورس خرید و فروش این کالا را که همان تیمچه حاجب الدوله است ترجیح می دهند. تیمچه حاجب الدوله در زمینه خرید و فروش لوازم خانگی حرف اول را می زند و به قول فعالان بازار لوازم خانگی، این مکان قلب تپنده بازار لوازم خانگی تهران و کشور به شمار می رود.

 

علاوه بر تیمچه بازار، بازاری در سایه احداث خطوط مترو نیز رونق بیشتری گرفته است که همان بازار معروف شوش واقع در میدان شوش است. مکانی که به رغم بافت سنتی و زندگی نه چندان مرفه ساکنانش، علاوه بر ظروف آشپزخانه، ظروف غذاخوری و چینی جات، اجناس لوکس و غیرضروری زندگی در آن نیز بوفور یافت می شود.

 

بسیاری از افراد معتقدند که قیمت ها در این منطقه، نسبت به تیمچه حاجب الدوله پایین تر است، اما برخی دیگر از خریداران نیز بر این اعتقاد هستند که اجناس تیمچه لوکس تر بوده و مسیرتردد به آن نیز به مراتب راحت تر از شوش است.

 

انواع ظروف غذا خوری

 

اگرچه در حال حاضر ظروف غذاخوری به شکل ملامین، چینی، سفالی، سرامیکی، اوپال و بلور در بازار موجود است، اما بیشترین اقبال بخصوص در خانم های جوان به ظروف سرامیکی، اوپال و چینی است که با طرح های مختلف دلربایی می کنند.

 

ظروف ملامین این روزها جزو مهجورترین ظروف غذاخوری هستند. حالا بیشتر کارخانه های تولید ملامین یا تعطیل شده اند یا تغییر کاربری داده اند. دلیلش هم این است که این ظروف به ایجاد مشکلات پزشکی و حتی سرطان متهم می شوند، اما این روزها هم در اکثر خانه ها چند دست بشقاب و کاسه ملامین پیدا می شود که برخی ابتکار به خرج داده و برای پیک نیک و مسافرت از آن استفاده می کنند.

 

ظروف سرامیکی در حقیقت همان ظروف سفالی هستند که لعاب خورده، پخته و تبدیل به سرامیک می شوند.

 

امروز بیشتر از ظروف سرامیکی برای غذاخوری استفاده می شود، ظروف سفالی بیشتر جنبه تزئینی دارد چرا که اگر لعاب نخورد چربی و رطوبت پس می دهد. ظروف سرامیکی تحمل بالایی در برابر حرارت دارد به نحوی که برخی از این ظروف را می توان در مایکروفر هم استفاده کرد. همچنین این ظروف تحمل شعله ملایم گاز خوراک پزی را نیز دارد.

 

محاسن این ظروف سبک تر بودن و قیمت کمترشان نسبت به چینی و کریستال است. لالجین همدان یکی از مهم ترین مراکز و برندهای داخلی ظروف سرامیک در ایران است، اما مارک های لیندو، سیلویا، آکسفورد، امیل هنری، واشترزباخ و برگهف، از مشهورترین برندهای خارجی ظروف در ایران هستند.

 

اوپال ها

 

البته ظروف اوپال نیز از استقبال خوبی میان خانم های ایرانی برخوردار است. ماده تشکیل دهنده این ظروف در واقع ماده ای است میان شیشه و چینی. از شیشه زیباتر و نشکن تر و از چینی سبک تر است، چون به مراتب نازک تر از چینی است. ظروف اوپال در واقع شیشه هایی هستند که به علت وجود ماده سفیدکننده ای مانند فلوراید حالت چینی به خود می گیرند. بیشتر اوپال ها با انجام یک عملیات حرارتی به اسم «آنیل» در مقابل حرارت مقاوم می شوند و می توان از آنها در مایکروفر استفاده کرد. نقش گل روی ظرف هم طی همین عملیات آنیل پخته می شود. برای ایجاد این نقوش از عکس برگردان یا استامپ که رنگ های مقاوم در برابر درجه حرارت هستند، استفاده می شود. برندهای مشهور خارجی این ظروف آرکوپال، دسینی، لومینارک، برمیولی، اوپال ویترای، اوپال لاروس، هانس، ایروپال و پارس اوپال، ریچ اوپال، چینی مقصود و آذین اوپال نمونه های مشهور داخلی ظروف اوپال هستند.

 

بلورها

 

ظروف بلوری نیز دسته دیگری از ظروف موجود در بازار ایران است که مشکلی برای سلامت ایجاد نمی کند و براحتی هم آلوده نمی شود. از بدنه و خارج از ظرف هم به محتویات داخل آن دید کافی وجود دارد که اینها ازجمله محاسن ظروف بلوری است، اما هنگام استفاده از این ظروف به خاطر داشته باشید که نباید آنها را روی حرارت مستقیم قرار دهید. همچنین این ظروف نباید در معرض شوک حرارتی قرار بگیرد یعنی نباید آنها را بلافاصله سرد یا گرم کرد. سوگا ژاپن، بورمیولی، ایگلو، مارکز و وینچی ازجمله برندهای خارجی و نوری تازه، پارس بلور، شیشه و بلور اصفهان، شیشه و بلور کاوه ازجمله برندهای داخلی ظروف بلوری هستند.

 

پیرکس ها

 

اما نوع نشکن این بشقاب هم وجود دارد که به ظروف پیرکس مشهور است. این ظروف مقاومت حرارتی بسیار بالا (تا ۳۰۰ درجه سانتی گراد) دارد و اجازه می دهد شما با خیال راحت در فر و مایکروویو آن را استفاده کنید. با این حال بشقاب های پیرکس را نمی توان در تماس مستقیم با شعله یا سطوح حرارتی قرار داد. این ظروف دارای ویژگی همچون نبود منفذ و مقاوم در برابر لکه است و می توان آنها را داخل ماشین ظرفشویی قرار داد. برند پیرکس، فریگوور، دسینی، برگهف، لومینارک و آرکورک، برندهای شناخته شده این ظروف در ایران است.

 

و سرانجام چینی ها...

 

سرانجام ظروف چینی است که بیشترین طرفدار را نه تنها در ایران بلکه در اقصی نقاط جهان دارد. این ظروف چینی یکی از سالم ترین ظروف غذاخوری است که از نظر ایجاد مشکل برای سلامت هیچ حرف و سخنی پشت سرشان شنیده نمی شود. این ظروف همان طور که از اسمشان پیداست اولین بار حدود ۱۷۰۰ سال پیش در چین تولید و سابقه تولید صنعتی چینی در ایران هم به دهه ۵۰ شمسی بازمی گردد. بون چاینا، پورسلاین، روزنتال، ویلروی اند باخ، نوری تاکه، ورساچه، دسینی وسولایتر ازجمله برندهای خارجی و چینی مقصود، چینی زرین، چینی توس، چینی مرجان، چینی تقدیس و چینی حمید ازجمله برندهای داخلی چینی است.

 

انواع قابلمه

 

از ظروف غذاخوری که بگذریم انواع قابلمه و سرویس های پخت و پز نیز سرگذشت جالبی دارد. تا چند دهه پیش مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا بخصوص خورشت و آش از قابلمه های مسی استفاده کنند و یک کفگیر آهنی به نام حسوم داشتند که موقع پخت دائم درون غذا قرار می گرفت.

 

با این حال با گذشت زمان بسیاری عقیده داشتند که در طبخ غذا نباید از ظروف مسی استفاده کرد. نرم بودن فلز مس و ورود آن به غذا باعث می شود که در طولانی مدت فرد دچار مسمومیت شده و مس اضافی روی احشا و اندام داخلی بدن اثرات سوئی بگذارد.

 

به این ترتیب بود که یک دفعه در دهه ۵۰ نان خشکی هایی از راه رسیدند که داد می زدند قابلمه مسی و کفگیر آهنی خریداریم و به این ترتیب کم کم ظروف مسی جای خود را به قابلمه های آلومینیومی داد که به آن روحی می گفتند.

 

این ظروف به طور عمده از جنس آلومینیوم است و برای سلامت انسان هم ضرر دارد. بسیاری فکر می کنند که جنس این ظروف از روی است و به همین دلیل فکر می کردند که اسم این ظروف از جنس آن گرفته شده، اما باید گفت که اگر جنس این ظروف از روی بود که جای خوشوقتی بود، چون در آن صورت کمی از آن وارد غذا و جذب بدن می شد. عنصر روی برای بدن بسیار مفید است، اما نگهداری مواد غذایی ترش یا شور در ظروف آلومینیومی یا طبخ غذا در این ظروف موجب رسوب آلومینیوم در غذا می شود. یبوست، اختلالات گوارشی، پوکی استخوان و آلزایمر از مهم ترین عوارض ناشی از مصرف آلومینیوم است.

 

از این رو بعد از آنها قابلمه های استیل، تفلون، پیرکس، چدن، سرامیک و لعاب خودنمایی کرد.

 

ظروف تفلونی بعد از این ظروف به بازار آمد و به دلیل این که می توان در آنها با کمترین میزان روغن و روی حرارت کم یا متوسط آشپزی کرد و غذا نیز به آن نمی چسبد در زمره پرطرفدارترین ظرف پخت و پز قرار گرفت، اما وقتی معلوم شد که اگر تفلون یا همان پوشش مشکی رنگ داخل آنها آسیب ببیند، مواد سمی و ذرات مسموم کننده ای آزاد می کند و غذایی که در آن پخت می شود، مضر خواهد بود دیگر رونق سابق را نداشت، اما همچنان از آنها استفاده می شود.

 

ظروف اینوکس یا فولاد ضدزنگ نوعی دیگر از قابلمه ها است که از آهن، کروم و نیکل تهیه شده است. قابلمه های اینوکس کف ضخیمی دارد و این موضوع باعث پخش یکنواخت حرارت می شود و در نتیجه غذا در آنها به سرعت می پزد و در مصرف انرژی صرفه جویی خواهد شد. ظروف اینوکس نچسب هم است، اما باید مراقب بود ترکیب های کلردار یا اسیدی داخل آنها ریخته نشود. برخی از ظروف اینوکس به ۱۰/۱۸ معروفند، به این معنی که از ۷۲ درصد آهن، ۱۸ درصد کروم و ۱۰ درصد نیکل تهیه شده اند. این ظروف از جمله بهترین ظروف پخت محسوب می شود و طول عمر بالایی دارد و می توان به سلامت غذایی که داخل آنها پخته می شود، اطمینان داشت.

 

ظروف پخت شیشه ای یا اصطلاحا پیرکس، نوع دیگر از قابلمه های رایج است که حرارت بالا را تحمل می کند و در صورتی که این ظروف رنگ نشده باشد، می توان گفت سالم ترین نوع ظروف برای پخت غذا است. اگر به این ظروف ضربه های محکم وارد نشود و دچار شوک دمایی نشود، مقاوم بوده و از همه مهم تر بازیافت می شود! تنها نکته این است که باید مراقب باشید غذا داخل آنها ته نگیرد و نچسبد.

 

ظروف لعابی نیز ازجمله دیگر ظروف مصرفی خانم ها در آشپزخانه است که معمولا روی ظروفی از جنس سرامیک یا چدن کشیده می شود. نگهداری این ظروف راحت است و می توان برای پخت غذاهایی که به حرارت بالا نیاز دارند، از آنها استفاده کرد. متاسفانه لعاب هم مانند تفلون اگر در شرایط استاندارد تهیه نشود، می تواند حاوی ترکیب های سمی از جمله سرب، کادمیوم، آرسنیک و پیگمنت های رنگی شیمیایی باشد. طول عمر روکش لعابی محدود است و بر اثر ضربه و تغییر حرارت ناگهانی از بین می رود. هنگام شست وشوی این ظرف ها نباید از سیم ظرفشویی استفاده کرد و اگر ترک بردارد، باید کنارشان گذاشت حتی برای نگهداری غذا هم از آنها استفاده نکرد.

 

قابلمه های سبز

 

قابلمه های سرامیکی به ظروف اکولوژیک یا سبز معروف هستند. این روکش نچسب، دقیقا مثل تفلون است با این تفاوت که حاوی ترکیب مضر موجود در تفلون نیست. روکش های سرامیکی در مقابل فرسایش و خوردگی، خراشیدگی و ساییدگی تا حدی مقاوم است، اما وقتی آسیب دید، چون جنس زیرین آنها آلومینیوم است، احتمال آلوده و مسموم شدن مواد غذایی پخته شده درون آنها بالاست و باید کنار گذاشته شود. قیمت ظروف سرامیکی بالاتر از سایر ظروف پخت است به همین دلیل باید در نگهداری آنها دقت فراوان داشت تا آسیب نبیند.

 

ظروف چدنی نیز گروه دیگر از ظروف پخت و پز است که عمر بالایی دارد. این ظروف مناسب پخت طولانی با دمای متوسط است و اگر فاقد آلومینیوم باشد، برای پخت وپز مناسب محسوب می شود.

 

قابلمه های استیل نیز از ترکیب آهن و فلزات دیگر ساخته شده و بسیار با دوام و در مقابل فرسودگی مقاوم است. این ظروف حاوی کروم، نیکل، مولیبدن و تیتانیوم است که به ظرف حالت سختی می دهد و آن را در مقابل آسیب ناشی از حرارت بالا، خراشیده شدن و ساییده شدن مقاوم می سازد.

 

مارک های دسینی، کن لوکس، زیلیت، جی اس اف، کارال، تفال، DFM، پرستیژ، برگهف، فالز، کرکماز و مدلینی ازجمله برندهای خارجی موجود در ایران و تفلون کویر، کویر یزد، زرساب، ایران سب، تاوا، عروس تفلون، بیتا وکاج نچسب مارک داخلی است.

 

داستان قاشق و چنگال

 

قاشق و چنگال ها نیز داستانی منحصر به فرد دارد. شاید ندانید که قرن ها زمان برد تا اروپاییان به قاشق و چنگال که واعظان آن را وسیله ای شریرانه و هدیه شیطان می دانستند، عادت کنند و بر سر سفره های ثروتمندان و اعیان اروپا جا باز کند. با این حال مشهور است که برخی از پادشاهان از جمله الیزابت اول در انگلستان و لویی چهاردهم در فرانسه همچنان با دست غذا می خوردند.

 

ورود قاشق و چنگال، این دو ابزار فرنگی به تهران به ۱۳۰ سال گذشته باز می گردد. مسافرت های پی در پی ناصرالدین شاه به فرنگستان باعث شده بود تا او برای مردم وطنش سوغات های ویژه ای از کالسکه و ماشین دودی گرفته تا ساختن بناهای مرتفع و آمفی تئاتر به سبک و اسلوب مغرب زمین را به ارمغان آورد و این بار یکی از کالاهایی که شاه از کلاه جادویی اش بعد از سفرش از اروپا برای دارالخلافه نشینان رو کرد، قاشق و چنگال بود.

 

طبق خاطرات گردشگران فرنگی، برای نخستین بار سپهسالار صدراعظم ناصرالدین شاه که با نحوه غذا خوردن فرنگی ها آشنایی داشت، پیش از سفر شاه به فرنگ به وی آداب غذا خوردن با قاشق و چنگال را آموزش داد، اما نقل است در همان سفر که ناپلئون سوم با قاشق و چنگال و ناصرالدین شاه با دست غذا می خوردند این موضوع که طرز غذا خوردن کدام یک از آنها صحیح است به یک بحث داغ تبدیل شد.

 

پس از بازگشت شاه به وطن، وی شروع به استفاده از قاشق و چنگال کرد و به دنبال آن درباریان، رجال، اعیان و اشراف به مصرف کنندگان قاشق و چنگال پیوستند و این دو ابزار بتدریج وارد بازار ها و بساط دستفروشان تهرانی شد.

 

تهرانی ها نیز کم کم این نوع طرز غذا خوردن را یاد گرفته و قاشق و چنگال را وارد سفره خانه های خود کردند و طولی نکشید که قضیه جنبه عمومی پیدا کرد. با این حال جماعت زیادی از تهران نشینان همچنان به سنت های گذشته خود پایبند بودند و صرف غذا با دست را بر استفاده از قاشق و چنگال ترجیح می دادند.

 

سرانجام استفاده از قاشق و چنگال در ایران غالب شد. در ابتدا قاشق و چنگال های نقره، مسی، ورشو و روحی باب بود و به طور سنتی، کارد و چنگال های رسمی، از نقره یا یک فلز گران قیمت تهیه می شد؛ دسته چاقوها و در برخی موارد چنگال ها نیز از مواد خاصی مانند استخوان، شاخ حیوانات و چوب ساخته می شد، اما این روز ها قاشق و چنگال را بیشتر از استیل (فولاد ضدزنگ) می سازند. البته برای قوی تر کردن استیل و آسان تر کردن روند ایجاد آن عناصری مانند وانادیوم و تیتانیوم به آن اضافه می شود و برای جلوگیری از زنگ زدن، نیکل و کروم به استیل اضافه می شود.

 

برند نیو هوم، دسینی، دالتون، وی ام اف، فیلسر، ایکیا، بوگاتی، زولینگن، SGSGF، سولایتر، نیولایف، رزنتال، برندهای خارجی و عرشیا، ناب استیل، استیل ایران پاشا، استیل ایران، پارس، زرناب برندهای داخلی قاشق و چنگال هستند.

 

سهم ظروف ایرانی در بازار مصرف

 

اگرچه در گذشته به دلایل مختلف ازجمله طراحی، جنس و تنوع، بازار ظروف، وسایل پخت و پز و قاشق و چنگال ایرانی رونقی نداشت، اما بتدریج این اجناس جایگاه خود را در میان مردم پیدا کرد و تغییر نقوش، طراحی و بهتر شدن جنس این کالا موجب شد که استقبال خوبی از آنها در بازار مصرف شود حتی این ظروف قابلیت صادراتی نیز یافته و به کشورهای منطقه از جمله روسیه صادر می شود. بخصوص پس وارد شدن اجناس نامرغوب چینی و مقایسه آن با کالاهای داخلی این استقبال بیشتر شده است. این در حالی است که بسیاری از برندهای معروف خارجی نیز در ایران نمایندگی رسمی ندارند و مردم تازه بعد از مصرف و آشکارشدن کیفیت واقعی آن، متوجه غیراصل بودن آنها می شوند. برخی کالاهایی که نام ایتالیا، آلمان، فرانسه و... را یدک می کشند، نه تنها اصل نیستند، بلکه درباره ظرف و ظروف و لوازم آشپزخانه نیز بیشتر تولیدات برندها متعلق به چین است. در عین حال قیمت این اجناس نسبت به کالاهای خارجی مشابه آن به قدری تفاوت دارد که مصرف کننده را تشویق به استفاده از جنس ایرانی می کند.

کتایون مافی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:39 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

«هرکاره ای» که فراموش شد

«هرکاره  ای» که فراموش شد

اگر به شهر مشهد سفر کرده باشید (که حتما سفر کرده اید!) باید سر و کارتان به منطقه ای تفریحی به نام کوهسنگی افتاده باشد؛ منطقه ای که در دامنه یکی از کوه های نه چندان حاشیه ای مشهد قرار گرفته و با آب و هوا و پارک بزرگی که دارد، پذیرای میهمانان است، اما گذشته از این مسائل، منطقه کوهسنگی همان گونه که از نامش پیداست، یک محصول خاص و ویژه دارد.

 

این محصول دیگ های سنگی است که از سنگ های سیاهرنگ این کوه ساخته می شود. در زبان عامیانه مشهدی به این دیگ ها «هرکاره» می گویند، اما احتمالا در سایر شهرها به همان دیگ سنگی معروف است.

 

این اسم به این علت بر این دیگ ها گذاشته شده که خاصیت های بسیاری دارد که بر مدرن ترین و امروزی ترین سرویس های قابلمه و ظرف و ظروف می چربد. این دیگ ها غذا را در هیچ شرایطی نمی سوزاند، مدت ها پس از آماده شدن غذا و دوری از حرارت باز هم غذا گرم و تازه است.

 

هرکاره مثل یک آرام پز عمل می کند. یعنی غذا را به آرامی پخته و به قول معروف جا می اندازد. شستن آن بسیار آسان است و از همه مهم تر هیچ گونه پوشش شیمیایی و غیرطبیعی داخل آن وجود ندارد تا مثلا از بیمار شدن و سرطان و... بیمناک باشیم. جالب است که درون هرکاره هیچ گاه خط و خش هم نمی افتد و خاصیت ضد چسبندگی آن تا پایان عمر دیگ، با او خواهد بود. از دیگر نکات قابل توجه هرکاره، تمیز ماندن اطراف آن از چربی و باقیمانده غذاست. خانم های خانه دار حتما پس از مدتی استفاده از ظروف تفلون یا چدن و بخصوص آلومینیوم، از تجمع و چسبندگی روغن یا سایر مواد در سطح بیرونی قابلمه ها و تمیز نشدن و ماندگاری آن گلایه دارند، اما هرکاره به علت جنس سنگی آن جلوی این کار را می گیرد. سرانجام نیز اگر کمی غیرمتعارف فکر کنید خواهید دید غذایی که در دیگی که مستقیم از دل طبیعت ساخته شده، پخته می شود طعم و مزه دیگری دارد. چراکه انرژی مثبت طبیعت را به درون غذا منتقل و آن را لذیذتر می کند.

 

یک مقایسه ساده میان غذایی که در هرکاره درست شده، با غذای مشابه در قابلمه های فلزی و متعارف موجود در این بازار این ادعا را ثابت می کند. با وجود این اگر خواستید این دیگ ها را تهیه کنید فروشگاه های اطراف کوهسنگی، آن را از سنگ همان کوه می سازند و می فروشند. این دیگ ها قبل از استفاده اول به رنگ خاکستری روشن هستند، اما پس از اولین استفاده به رنگ سیاه خالص درمی آیند. هنگام خرید هرکاره توجه داشته باشید که این قابلمه، سنگین و شکننده است. همچنین باید توجه داشته باشید در بدنه هر کاره شیار طبیعی سنگ وجود نداشته باشد چراکه بتدریج ممکن است باعث نشت مواد به بیرون قابلمه شود. پیش از استفاده از هرکاره، باید در آن آب بجوشانید و بدنه بیرونی آن را فقط یک بار با روغن عادی خوراکی چرب کنید. همچنین بدانید خاصیت سنگ طوری است که گرم کردن یا سرد کردن شوک گونه به آن آسیب می زند. لذا برای تمیز کردن هرکاره باید صبر کنید تا دیگ سرد شود و البته این کار مقداری زمان می برد.

 

با این حال این تاخیر مزیت هایی هم دارد و در راس آن ماندگاری طولانی مدت غذای گرم و تازه برای کسانی است که شاید دیرتر به منزل برسند. با این حال زندگی ماشینی و به اصطلاح مدرن باعث به حاشیه رفتن و فراموش شدن نشانه های فرهنگی چون هرکاره شده است. ظرف هایی که نیاکان ما با علم به برتری های آن و نه از سر تقلید از مد و آنچه مال ما نیست، از آن استفاده می کردند. لذا چه خوب خواهد بود گاهی برای تنوع هم که شده به استفاده از این ظروف سنتی روی آوریم و یادی از روزهای خوش گذشته بکنیم.

سید علی دوستی موسوی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:39 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

به این دلایل است که هنوز پولدار نیستید!

به این دلایل است که هنوز پولدار نیستید!

تعریف ثروت برای افراد مختلف متفاوت است. اما به طور کلی، ثروت به آزادی مالی برای به دست آوردن اهداف و زندگی به شیوه دلخواه است.

 

صرف نظر از نوع تربیت، تحصیلات، حرفه یا شیوه زندگی بسیاری از ما در وضعیت مالی دلخواه خود قرار نداریم و دلیل همه نیز تقریبا مشابه است. اما خبر خوب این است که هیچ زمان برای ثروتمند شدن دیر نیست.

 

آیا دوست دارید بدانید چرا تاکنون پولدار نشده اید؟ مطلب زیر را مطالعه کنید.

 

 

 

جیب خالی پز عالی

 

بله، خرید وسایل شیک و گران بسیار لذت بخش است. اینکه ماشین لوکس، لباس های خاص یا خانه بزرگ داشته باشید یا به مسافرت های اروپایی و آمریکایی بروید، بسیار عالی است. اما باید به اندازه جیبمان پول خرج کنیم. شاید خیلی از افراد باشند که بدون توجه به حساب بانکی خود خرید می کنند و آخر ماه که می شود با کمبود موجودی مواجه می شوند. مشکل اینجاست تا زمانی که با جیب خالی پز عالی می دهیم، هیچ گاه واقعا پولدار نخواهیم شد. بدهکار بودن بزرگ ترین دشمن شما در مسیر پیشرفت است. بهتر است طوری پول خرج کنید که گویا خیلی پول ندارید تا بتوانید به تدریج پولدار شوید.

 

 

 

برنامه ریزی ندارید

 

بدون اینکه برنامه کوتاه یا بلند مدت برای پولدار شدن نداشته باشید هیچ گاه، هیچ اتفاق مثبتی هم رخ نمی دهد. کسی که نمی تواند هدفی برای خود تعیین و بر اساس آن برنامه ریزی کند، به شکست محکوم است. برنامه ریزی مالی کمی دشوار و ترسناک به نظر می رسد ولی واقعیت اینگونه نیست. هم خودتان می توانید این کار را انجام دهید و هم می توانید از یک مشاور اقتصادی کمک بگیرید.

 

 

 

پس انداز روز مبادا ندارید

 

شاید این حرف را زیاد شنیده باشید اما واقعا باید در زندگی به اندازه حقوق شش ماه خود را پس انداز داشته باشید. بله، گفتن این مساله بسیار آسان تر از انجام آن است. بسیاری از ما همیشه با خرج های ناگهانی و ناخواسته همچون تعمیر ماشین، خانه، وسایل خانه، بیماری، تصادف یا از دست دادن کار مواجه هستیم. همه این مسایل باعث کم یا تمام شدن پس انداز می شوند و شاید تا ماه ها نتوان پولی پس انداز کرد. در ایران که با حجم بالای کرایه های خانه و گرانی آخر ماه تقریبا پولی هم نمی ماند که بتوان به اندازه شش ماه را پس انداز کرد. اما باید توجه داشته باشید بدون پس انداز، هنگام مواجهه با این شرایط دشوار وضعیت شما دشوارتر نیز خواهد شد.

 

 

 

دیر شروع کردن

 

هر ماه و سالی که می گذرد و شما پس اندازی ندارید، احتمال پولدار شدن شما هم کاهش پیدا می کند. حتی با داشتن قسط و قرض و وام هم می توان تا حدی – حتی بسیار کم پول پس انداز کرد.

 

بیشتر از تلاش، اعتراض می کنید

 

«زندگی کردن هزینه زیادی دارد.»، «این قسط ها هیچ وقت تمام نمی شوند»، «درآمد خوبی ندارم»، «سرمایه گذاری ریسک بالایی دارد» و ... جملاتی هستند که اغلب افراد برای طفره رفتن و توجیه کردن تنبلی های خود بیان می کنند. افرادی که پس انداز، سرمایه گذاری یا برنامه ریزی ندارند اصولا به اعتراضات این چنینی دست می زنند.

 

 

 

فقط برای امروز زندگی می کنید و فردا برایتان مهم نیست

 

درست است که زندگی خرج دارد و باید تا حد امکان خوب زندگی کرد. اما به چه قیمتی؟ نباید مثل ریگ پول خرج کنید و فردا که به هر دلیلی کار یا درآمد نداشتید، نباید هشتتان گرو نه باشد. با بدهی های زیاد نمی توانید پولدار شوید. پس لطفا لطفی در حق خود بکنید و به جای «حال را دریاب و فردا غصه فردا را بخور!» را دور بریزید و در عوض، جمله: «چندروز بخور نون و تره، یه عمر بخور نون کره » را شعار خود کنید.

 

 

 

برای سرمایه گذاری خود محدودیت دارید

 

شاید به قدری خوش شانس باشید که در مسابقه یا بانک برنده پول زیادی بشوید و بخواهید از این طریق برای خود درآمد کسب کنید. اما این کار ایده خوبی برای سرمایه گذاری نیست. یکی از بدترین اشتباهاتی که می توانید مرتکب شوید این است که همه سرمایه خود را در یک جا بخوابانید. چنین کاری شما را در معرض خطر زیادی قرار می دهد. بهترین روش، ترکیب انواع سرمایه گذاری ها است.

 

به فوریت اعتقاد ندارید

 

شما تصور کنید نیازی نیست نگران تسویه شدن وام یا قسط های خود باشید زیرا شاید کسی را دارید که در مسایل مالی به شما کمک کند. اما باید بدانید همسر پولدار داشتن یا برنده شدن در موسسات مالی دلیل نمی شود که برای خود پس انداز نداشته باشید. بنابراین پیش از قرار گرفتن در معرض چنین مشکلاتی بهتر است از هم اکنون پس انداز و آینده نگری را آغاز کنید.

 

در معرض خطر بودن

 

همه ما به نوعی در خطر روبه رویی با مسایلی هستیم که مانع از پولدار شدن ما می شوند. به طور مثال، همسر ولخرجی داریم، یا خودمان دچار بیماری زیاد خرید کردن هستیم. رسانه هایی که به این مسایل دامن می زنند نیز تاثیر ده برابری برای جلوگیری از پس انداز دارند. اما باید سعی کنید کمی از خرج های اضافه و مسایل هزینه ساز را کم کنید تا بتوانید موفق و ثروتمند شوید.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:40 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

چگونه پس انداز را آغاز کنیم؟

چگونه پس انداز را آغاز کنیم؟

برخی از افراد همیشه با آغاز کردن دچار مشکل هستند، روان شناسان معتقدند افرادی که در آغاز کردن دچار مشکل هستند، از نوعی وسواس رنج می برند، این مساله به خصوص هنگامی تشدید می شود که فرد دارای تیپ شخصیتی کمال گرا باشد، این افراد مقدمات زیادی در ذهن خود پرورش می دهند، اما قادر نیستند از طریق توجه عملی به یکی از این مقدمات وارد مرحله عمل شوند، چگونه شروع به پس انداز پول خود کنیم؟

چگونه برای پرداخت قرض هایمان برنامه بریزیم؟ چگونه جلوی اسراف و هدر رفتن پول خود را بگیریم؟ آنها تصمیم گرفته اند پس انداز کنند، ولی هر روز سوالات جدیدی طرح می کنند و عمل نهایی را به تاخیر می اندازند، اما فارغ از آنکه شما به نوعی از اختلال وسواس مبتلا باشید یا نباشید، شروع کردن همیشه دشوار است، نه تنها برای افراد وسواسی، بلکه برای تمامی انسان ها، حتما شما نیز بارها و بارها چنین سوالاتی را از خود کرده اید. پس انداز کردن فعلی بسیار مهم است و نگرانی های شما تا حدی طبیعی است، همه ما در حد حرف اهمیت پس انداز و سرمایه گذاری را می دانیم، اما در عمل تلاش کمی برای محقق کردن ذهنیات خود انجام می دهیم. اگر به ضرورت برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف شما پی برده اید و اگر پرسش هایی را که در خصوص نحوه شروع کار ذهن شما را مشغول کرده اند، آزارتان می دهند، بهتر است هر چه زودتر آغاز کنید. خواندن نکات عملیاتی می تواند برای شما بسیار مفید باشد:

تصویر بزرگ و جزئی بسازید، تخیل کنید.

ما تصویر مبهمی از آینده و اهداف اقتصادی خود داریم. همین تصویر مبهم، مانع می شود که به طور جدی درباره آینده اهداف اقتصادی خود فکر کنیم. زمانی که کم می دانیم گمان می کنیم که همه چیز را می دانیم! و چون تصور می کنیم این مطالب را می دانیم، هرگز به صورت جدی درمورد آن تامل نمی کنیم، اما بیایید برای یک بار هم که شده، سعی کنید تصویری را که از اهداف اقتصادی خود دارید، به صورت دقیق، مفصل و با جزئیات فراوان برای خود بنویسید. بله! تخیل کنید و جزئیات را به تصویر دربیاورید. چنان که می بینید این کار بسیار دشوارتر از چیزی است که از ابتدا تصور می کردید. برای ترسیم برنامه اقتصادی خود باید مولفه های زیادی را در نظر بگیرید: میزان درآمد، پس انداز، خرج سالانه و ماهانه، ارتقای شغلی، تغییر وضعیت اقتصادی کشور، هزینه زندگی و تحصیل فرزندان و چندین و چند مؤلفه دیگر، اما نگران نباشید؛ این یکی از بزرگ ترین مزیت های برنامه ریزی بلندمدت است. هر چند سخت است، ولی ضروری است.

همه ما از درون به زندگی مالی خود نگاه می کنیم و برآیندی از وضعیت کلی اقتصادی خود نداریم، اما این برنامه ریزی به ما کمک می کند تا بتوانیم از بالا به وضع زندگی خود نگاه کنیم. وقتی شما از بالا به زندگی خود نگاه می کنید، بسیاری از عواملی که در نگاه اول مهم به نظر نمی رسند، دارای اهمیت می شوند. شما درمی یابید که پس انداز تا چه اندازه می تواند بر تمامی جنبه های زندگی تاثیر بگذارد. اگر شما بدانید از کجا شروع می کنید و قرار است به کجا برسید، بهتر می توانید راه رفتن خود را به سوی مقصد فراهم کنید، مثلا تا به حال چقدر به وضعیت خودتان پس از بازنشستگی فکر کرده اید؟ آیا برای آن دوران برنامه ای دارید؟ دوران بازنشستگی دوران مناسبی برای شروع یک کسب و کار تازه است، اما برای شروع کسب و کار تازه شما نیازمند سرمایه مالی هستید، پس باید سعی کنید حسابی جدا از بقیه پس اندازهایتان برای شروع یک کسب و کار در دوران بازنشستگی باز کنید. حتما شما نیز طرح هایی دارید که مدت ها است ذهنتان را به خود مشغول کرده است.

طرح هایی که به نظر سود مناسبی دارند، اما فرصت و سرمایه کافی را برای انجام آنها ندارید. بازنشستگی زمان مناسبی برای تحقق این برنامه ها است. هر اندازه می خواهید عددی که برای شروع کسب و کار جدید بزرگ باشد، نترسید. مهم این است که شما فکر آن را با خود داشته باشید. به مرور زمان می بینید که می توانید آن را پس انداز کنید. شروع یک کسب و کار تازه در دوران بازنشستگی تنها یک مثال بود از تاثیر داشتن تصویری کلان از اوضاع اقتصادی در بلندمدت بر نحوه نگرش فعلی شما به امور مالی. بنابراین تخیل کنید و جزئیات را در نظر آورید و خواهید دید که پس انداز خود به خود شروع می شود.

قدرت چیزهای کوچک را دست کم نگیرید.

حال باید تصویر خود را به حرکت درآورید. چطور باید به هدفتان برسید؟ مثلاً شما برای شروع کسب وکار در دوران بازنشستگی به چیزی حدود ۳۰ میلیون تومان سرمایه احتیاج دارید، البته باز هم تاکید می کنیم که باید این پس انداز را جدا از دیگر پس اندازها و سرمایه گذاری های خود در نظر بگیرید. برای همین بهتر است حسابی کاملا جدا از دیگر حساب هایتان باز کنید. با توجه به فراغت و میزان سرمایه ای که دارید، می توانید این پول را وارد بازار کنید یا در بانک نگهداری کنید. اگر وقت، مهارت و سرمایه کافی برای به کار انداختن پولتان ندارید، بهتر است آن را در حساب های بلندمدت بانک، ذخیره کنید. البته باید درباره شرایط بانک ها (اعطای تسهیلات و نرخ بهره) به اندازه کافی مطالعه کنید. برخی بانک ها به صاحبان حساب های بلندمدت و کوتاه مدت، وام های مناسبی می دهند و این مخصوصا با هدف شما که شروع یک کسب و کار تازه است بسیار همخوان است، پس به خوبی درباره شرایط بانک ها تحقیق کنید.

اما درباره زیاد بودن مقدار پولی که قرار است پس انداز کنید، نگران نباشید. مخصوصا که باید برای امور دیگری مانند هزینه تحصیل و ازدواج فرزندان یا خرید ماشین، نیز پس انداز کنید. شما نیازی به عجله ندارید. این پول را قرار است در مدت زمان طولانی به دست آورید. بردن غذا سر کار یا کم کردن تعداد دفعاتی که برای صرف غذا بیرون می روید یا رفتن به رستوران های ارزان تر می تواند نقطه های شروع مناسبی باشد. این اصلا به این معنا نیست که شما قرار است در زندگی به خود سخت بگیرید و خود را از لذت های زندگی محروم کنید، بلکه به این معنا است که شما تا چه اندازه برای رسیدن به هدفی که در نظر گرفته اید جدی هستید و تا کجا حاضر به فداکاری های کوچک و چشم پوشیدن از برخی تفریحات جزئی در راه محقق کردن آن هستید. ورود همین پول های جزئی به حسابتان در بانک، یعنی شروع فرایندی خودکار و اتوماتیک از افزایش ارزش پول. پولی که اصلا به چشم نمی آید، می تواند همین طور بزرگ و بزرگ تر شود. از وسوسه خرج کردن این سرمایه هنگام نیازهای روزمره چشم پوشی کنید. به همین دلیل ما به شما پیشنهاد حساب های بلندمدت را می دهیم، حساب هایی که بتواند جلوی وسوسه برای خرج کردن سرمایه را بگیرد.

زمان بیشتری بگذارید، صبور باشید.

در هفته های اول پس انداز، کم شدن مقداری از پولی که کنار می گذارید، شاید به چشم بیاید، اما پس از چند هفته خواهید دید که به صورت ناخودآگاه یاد گرفته اید که چطور با همین میزان پول از پس هزینه هایتان بر بیایید. پس هر چقدر بتوانید این کار را در بازه زمانی بیشتری انجام دهید، تاثیر آن بیشتر خواهد شد. به مرور انگیزه شما برای پس انداز، بیشتر می شود. یکی از علل بسیار مهم عدم انگیزه ما در صرفه جویی در خرج هایمان این تصور غلط است که با این پول کاری نمی شود کرد. مدام می گوییم نه کسی با این پول ها ثروتمند شده است و نه کسی فقیر. این طرز تفکر غلط در بسیاری از خرج های بی مورد ما در شبانه روز وجود دارد، اما وقتی شما از ارزش پس انداز خود آگاه باشید، آن گاه درمی یابید که همین پول های کوچک چطور می تواند به شما در خلق فرصت های جدید مالی کمک کند.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:40 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

چطور صرفه جویی می تواند چیزی جز ریاضت باشد؟

چطور صرفه جویی می تواند چیزی جز ریاضت باشد؟

آفتاب: همه ما به اهمیت صرفه جویی آگاهیم. همه می دانیم که باید تعادلی بین هزینه ها و درآمدهایمان ایجاد کنیم، اما صرفه جویی لزوما در مورد خرج های عمده مانند خرید وسایل خانه یا سفر نیست.

بسیاری از امور جزئی و به ظاهر بی اهمیتی که در اطراف ما هستند، بدون اینکه بدانیم می توانند بخشی از درآمد های ما را مستهلک کنند. با نگاهی ساده به اطراف خود می توانیم دریابیم که صرفه جویی ساده تر از چیزی است که به نظر می رسد. صرفه جویی به معنای صرف نظر از آسایش یا تفریح نیست، بلکه بیشتر از هرچیز دقت و توجه به مسائل جزئی است، مسائلی که در زندگی روزمره به دست فراموشی سپرده می شوند. دیدگاهی وجود دارد که سعی می کند این نگاه را ترویج کند که صرفه جویی یعنی زندگی ریاضت وار، اما امروزه این دیدگاه به چالش کشیده شده است و کارشناسان امور مالی خانواده اتفاق نظر دارند، که صرفه جویی بیشتر نوعی زیرکی، موقعیت شناسی و دقت نظر است. در ادامه نکاتی چند را در این باره متذکر می شویم:

قلک داشته باشید: حتما در خانه قلکی بخرید و پول های خرد و پول هایی که در خانه پیدا می شود درون آن بیندازید. از جمع شدن همین پول هایی که هدر می روند و استفاده درستی از آنها نمی شود، شما می توانید استفاده زیادی بکنید. توقع نداشته باشید مبلغ هنگفتی جمع آوری شود، با پول آن می توانید خریدهای کوچک انجام دهید.

فهرستی از همه خریدهای خود تهیه کنید و ببینید کدام یک ضروری بوده است و کدام یکی غیرضروری.

درباره خرید های عمده هرگز عجله نکنید. اگر واقعا خواستید اجناس عمده ای برای خانه خود بخرید، در صورت پیدا کردن کالای موردنظر، حداقل ۲۴ ساعت صبر کنید و سپس اگر همچنان خواستار آن بودید، آن را بخرید. اگر از ثبات بازار اطمینان دارید، حتی بهتر است زمان بیشتری صبر کنید.

از تفاوت قیمت های فصلی استفاده کنید. الآن وقت بسیار خوبی برای خرید وسایل گرمایشی و لباس های گرم و... است. اگر می خواهید بخاری بخرید، اکنون می توانید با هزینه بسیار اندکی، بخاری بسیار خوبی تهیه کنید. همین امر درباره فصل زمستان هم صدق می کند. بهترین وقت خرید پالتو و لباس های گرم اواخر زمستان و اوایل بهار است. بسیاری از فروشگاه ها در این هنگام محصولات خود را با قیمت های عالی حراج می کنند.

می توانید از سمساری ها و دست دوم فروشی ها وسایل خوبی بخرید. این طرز تفکر که فقط چیزهای نو کارآمد و خوب هستند، غلط است. چه بسیار اجناس مناسب که در دست دوم فروشی ها هستند.

به جای تماس تلفنی و صحبت کردن، می توانید از پیامک یا حتی ایمیل استفاده کنید.

برای هزینه تلفن محدودیتی بگذارید. می توانید در طول ماه با استفاده از پیامک، از هزینه قبض تلفنتان آگاه شوید. اگر در میانه ماه هزینه قبض، بیش از چیزی بود که انتظار می رفت، باید برای ادامه ماه فکری برای صرفه جویی کنید.

از خرید وسایل بنجل که این روزها در مترو و کنار خیابان، فراوان فروخته می شود، خودداری کنید؟ وسایلی که هیچ نیازی از شما را برطرف نمی کنند و تنها پول شما را می بلعند.

به جای گوشت که روز به روز گران تر می شود و مصرف بی رویه آن برای سلامتی مضر است، می توانید از سویا، حبوبات و پروتئین های گیاهی استفاده کنید.

به مصرف انرژی در خانه توجه کنید. از روشن کردن وسایل برقی مانند ماشین لباسشویی یا اتو در ساعات اوج مصرف خود داری کنید. این کار علاوه بر اینکه هزینه برق را به شدت بالا می برد، می تواند به واسطه نقص و شدت و ضعف انرژی که در این ساعات رخ می دهد، به وسیله برقی شما لطمه بزند.

به جای اینکه مدام خرید قسطی کنید، سعی کنید جلوی خواسته های غیر ضروری را بگیرید. بسیاری از ما تصور می کنیم که خرید قسطی مجوزی برای خریدن کالاهای گران، لوکس و غیرضروری است. این تصور غلطی است. فقط برای خرید وسایل و مایحتاج ضروری، از خرید قسطی استفاده کنید.

به جای خرید میوه و سبزیجات از میوه فروش محل، سعی کنید از میادین شهرداری و مراکز خرید استفاده کنید. لیستی از میوه ها و سبزیجات تهیه کنید و به یک باره همه را از میادین سبزه و تره بار بخرید. نکته دیگر این که میوه های مختلف و مقدار کمتری بخرید.

حسابی جدا برای پس انداز های خود باز کنید. پس انداز هایتان را در همان حسابی که پول امور جاری را واریز می کنید، قرار ندهید.

قبض های خود را سر وقت بدهید. به محض اینکه قبض گاز، برق و... دریافت کردید، برای پرداخت آنها برنامه ریزی کنید و پولی برای آنها کنار بگذارید. جریمه های قبوض علاوه براینکه ممکن است وقت بسیاری از شما برای وصل مجدد بگیرد، مسلما مستلزم جریمه اضافی هم خواهد بود.

در تابستان همه ساعات روز و همیشه گرمای هوا به گونه ای نیست که باید لزوما از وسایل سرمایشی مثل کولر استفاده کنید.

می توانید به جای اینکه در رستوران ها، غذا بخورید، در خانه غذا درست کرده و به همراه خانواده به پارک ها و فضاهای سطح شهر بروید.

خیلی از تعمیرات ابتدایی وسایل خانه، احتیاجی به تعمیرکار ندارند. با اندکی صرف زمان می توان از انجام اینگونه کارها برآمد، البته دقت کنید که منظور امور جزئی است، مانند سرویس کردن و راه انداختن کولر برای فصل تابستان، اما درباره وسایلی مانند یخچال و... حتما از تعمیر کار و متخصص استفاده کنید.

هنگام خرید سعی کنید مقدار پولی که حدس می زنید خرید می کنید، به صورت نقدی با خود ببرید. خرید با کارت های بانکی شما را تشویق می کند که بیشتر بخرید. در حالی که اگر شما پول نقد همراه داشته باشید، محدودیت بیشتری برای خرید دارید. پس با کارت بانکی به خرید نروید.

برای خود برنامه بلند و کوتاه مدت اقتصادی بریزید. این برنامه ها شما را تشویق می کنند تا بیشتر صرفه جویی کنید.

اگر سر کار می روید، حتما سعی کنید که از خانه با خود غذا ببرید. این امر علاوه بر اینکه در هزینه ها صرفه جویی می کند، به نفع سلامت شما هم هست

بدون برنامه و فهرست به خرید نروید. در این صورت خواهید دید که اجناس بسیاری گرفته اید، بدون اینکه هیچ نیاز خاصی به آنها داشته باشید.

اگر بتوانید صبح ها قدری زودتر از خواب بیدار شوید، می توانید به جای استفاده از تاکسی از وسیله های حمل ونقل عمومی استفاده کنید.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:40 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

بلــند مدت یاکوتاه مدت؟

بلــند مدت یاکوتاه  مدت؟

درباره چگونگی تنظیم برنامه مالی، همچون دیگر مقولات مالی دیدگاه های مختلفی وجود دارد.

عده ای به برنامه روزانه اعتقاد دارند و عده ای دیگر بر آنند که بازه های زمانی طولانی تر، برای برنامه ریزی مناسب تر هستند. هر دو طرف سعی می کنند که شواهدی برای تقویت دیدگاه خویش ارائه دهند. طرفداران برنامه ریزی بلندمدت می گویند که حسن این نوع برنامه ریزی این است که دید کلی نگر را در شما گسترش می دهد. شما از طریق این روش یاد می گیرید که چگونه اهداف کلان اقتصادی خود را پی جویی کنید و با دیدی جامع به زندگی مالی خود نظر کنید. مدافعان این برنامه اعتقاد دارند که پیگیری یک برنامه کلان احساس بلندپروازی و میل ما به پیشرفت و ترقی را به خوبی تهییج می کند، در حالی که نگاه جزئی شوق و هیجان پیشرفت عظیم را از انسان سلب می کند. آنها ادعا می کنند طرح های بزرگ و مبتکرانه تنها از طریق برنامه ریزی های بلندمدت قابل تحقق هستند.

از سوی دیگر طرفداران برنامه روزانه و کوتاه مدت می گویند که این نوع برنامه ریزی واقع بینانه تر و عملی تر است. مردم عموما عادت ندارند به برنامه هایی که در بلندمدت چیده اند عمل کنند، بلکه برنامه های کوتاه مدت است که همواره عملی می شود. بنابراین این دست برنامه ها شانس تحقق بیشتری دارند و عملی تر هستند، از طرفی این برنامه ها به دلیل آنکه به صورت جزئی پیشرفت می کنند انعطاف پذیرترند و قابلیت تغییر بسیار زیادی دارند، این برنامه ها در مقابل انواع رخدادها و حوادث غیرقابل انتظار نیز مقاوم تر هستند، به محض اینکه عاملی مداخله گر یا غیر قابل پیش بینی سر راه شما حاضر شود، می توانید برنامه را با توجه به آن تغییر دهید، این مسئله در مورد تغییر در رویاها، اهداف و اولویت های شما نیز صادق است، انسان موجودی دائما در حال تغییر و تبدل است و هیچ بعید نیست که خطوط کلی خواست ها و اهداف شما ظرف مدت کوتاهی تغییر کند، در چنین شرایطی برنامه بلندمدتی که با صرف وقت بسیار تدوین کرده اید، به مشتی مهمل بی ارزش بدل می شود، شما دیگر دلبستگی به آن ندارید، از طرف دیگر برنامه کوتاه مدت همیشه جایی برای اشتباه انسان، تنبلی و بی ارادگی وی (که اموری متدوال هستند) باقی می گذارد، اگر چند هفته کار خود را رها کنید یا ضعیف عمل کنید، کل ساختمان باشکوه برنامه ریزی درازمدت شما دچار فروپاشی می شود، اما برنامه های کوتاه مدت قادرند با سرعت خوبی خود را ترمیم و خلل ها را جبران کنند. در اینجا می کوشیم که منافع و ضررهای این دو نوع برنامه ریزی را به صورت انضمامی تر در زمینه های مالی برشماریم تا بتوان به تصویری درست تر و عینی تر از یک برنامه ریزی مالی مناسب رسید.

برنامه مالی روزانه یا کوتاه مدت

ثبت کردن: در این نوع برنامه ریزی شما همواره هر خرجی را که انجام می دهید یادداشت می کنید تا اجازه ندهید که از حد خود فراتر رود. بهترین استدلالی که طرفداران این نوع نگاه ارائه می دهند، نظم است. اکثر مردم در لحظه و بدون تأمل قبلی تصمیم می گیرند که خرید کنند. از سوی دیگر آنان عادت ندارند که بنویسند هر بار چقدر خرج کرده اند. به همین خاطر برآیند دقیقی از افزایش خرج هایشان پیدا نمی کنند. حس گنگ و مبهمی به آنان می گوید که هزینه های تلفنشان این ماه بیشتر از ماه قبل شده است، اما آنان این حس مبهم را کنار می گذارند و تصمیمی برای جلوگیری از این فرایند نمی گیرند. این دقیقا همان نکته ای است که طرفداران این نوع برنامه ریزی بر آن تاکید می کنند.

در جهانی که روز به روز اداره امور مالی سخت تر می شود و هزینه ها اگر کنترل نشوند با سرعت زیاد بالا می رود، شما باید بدانید که پولی که با صرف زحمت و مشقت زیاد به دست آورده اید و مهم تر از آن، عمرتان را صرف کسب آن کرده اید به کجا می رود؟ این سوال، سوالی بسیار حیاتی است. پول شما کجا رفت؟ در این برنامه حداقل شما می دانید که اگر پولی که صبح از آی. تی. ام برداشته اید و تا ظهر تمام شده، کجا رفته است و شما چگونه آن را خرج کرده اید، اما این تنها نقطه شروع است. متأسفانه خیلی از ما، حتی از همین نقطه شروع هم آگاه نیستیم. اولین گام را که خودآگاهی مالی است برنمی داریم. پیشگیری: اما گام بعدی این است که جلوی این فرایند را بگیرید. فراموش نکنید که هر چقدر شما روی هزینه هایی که انجام می دهید، تمرکز کنید، به همان میزان می توانید جلوی مصرف و خرج اضافی را بگیرید. از طرف دیگر هیچ برنامه ریزی بلندمدت مالی، بدون داشتن برنامه ریزی روزانه امکان ندارد. اگر می خواهید قرض های خود را پرداخت کنید یا اگر می خواهید یک اتومبیل بخرید، چه راهی بهتر از پاییدن هزینه های روزمره؟ درونی کردن برنامه: نکته ای که در اینجا بیشترین اهمیت را دارد، صرفا این نیست که شما برای هزینه های این ماه، راهکارهای بهتری پیدا کرده اید، بلکه این است که شما نظارت بر نحوه هزینه کردن را به طبیعت و عادت ثانوی بدل کرده اید. چنانکه می دانیم اداره امور مالی، یک فن است. فنی که مانند همه فنون دیگر نیاز به تمرین و ممارست دارد. این نوع برنامه ریزی هم، پس از مدتی، عادات مصرفی شما را تصحیح می کند. تصحیح عادات مصرفی نخستین گام برای بهبود اوضاع مالی و توازن درآمدها و هزینه ها است. این برای همیشه با شما می ماند.

برنامه ریزی مالی بلندمدت

نواقص: طرفداران این نوع برنامه ریزی قبول دارند که عموم مردم تمایلی به این نوع برنامه ریزی مالی ندارند. علت اصلی آن است که این برنامه نیازمند صرف وقت، توجه و دقت فراوان است و مردم در بسیاری از موارد نسبت به این امور فعال نیستند.

آنها هم قبول دارند که اگر نگاهی واقع بینانه به تجربیات گذشته مشاوره های مالی بین مردم بینداریم، خواهیم دید که برنامه ریزی کوتاه مدت هم برای مردم انگیزاننده تر است و هم راحت تر. آنها به ضرورت برنامه ریزی کوتاه مدت، معترف هستند و قبول دارند که تا عادات مصرفی اصلاح نشود و برنامه ریزی به آرامش درونی بدل نشود، راه به جایی نخواهیم برد. آنها نیز قبول دارند که بسیاری از مردم کنترلی بر هزینه هایشان ندارند و به همین خاطر وقتی متوجه می شوند که چه مقدار زیادی از پولشان را صرف رستوران رفتن کرده اند، حیرت زده می شوند. طرفداران این نوع برنامه هم چنین معترفند که این برنامه در مقابل عواملی چون تغییر اهداف و اولویت انسان، رخدادهای غیر قابل پیش بینی و شکست های مقطعی آسیب پذیر است. نقدهای مدافعان به برنامه کوتاه مدت: تمام حرف هایی که طرفداران برنامه کوتاه مدت می زنند، مورد قبول این گروه هست، اما مدافعان برنامه ریزی بلندمدت می گویند برنامه ریزی کوتاه مدت و نوشتن تمام هزینه ها و خرج ها و تصحیح عادات مصرفی، فقط یک مرحله از مدیریت مالی است.

برنامه ریزی کوتاه مدت اگر با برنامه ریزی بلند مدت همراه نشود، فایده ای ندارد، چون شما بعد از مدتی متوجه می شوید که مراقب هزینه های روزمره بوده اید و سختی فراوانی بر خود تحمیل کرده اید، اما چیز عمده ای در زندگی شما فرق نکرده است. به نظر آنها برنامه ریزی کوتاه مدت هم چون حیوانی فاقد مغز است که با دقت و احتیاط کورمال کورمال پیش می رود ولی نمی داند به کجا می رود، به عبارتی مهم ترین نقد آنها متوجه نبود غایت و جامعیت در برنامه ریزی کوتاه مدت است.

راهکاری برای جمع این دو رویکرد:

اگر شما بتوانید به بازه های کوتاه مدت برنامه ریزی خود نوعی هدف جامع ببخشید، تلفیق دو برنامه را پیاده کرده اید، مطمئنا شما می توانید برنامه های کوتاه مدت خود را کنار هم بگذارید و آن را در بازه های زمانی طولانی تر (مثلا یک سال) اجرایی کنید. برای خودتان زمانی را انتخاب کنید، مثلا ۱۴ روز. معین کنید که می خواهید در این چند روز چقدر هزینه کنید و چقدر صرفه جویی. صورت هزینه های اصلی را بنویسید. آنگاه برای خود یک هدف قرار دهید. هدفی که قرار است با پولی که در این یک ماه پس انداز می کنید، بخرید یا در کسب و کار خود به آن برسید. ۱۴ روز دیگر شما در مرحله ای هستید که یک آزمون را پشت سر گذاشته اید. دفترچه ای که در آن خریدهای خود را می نوشتید، نگاه کنید.

آیا توانستید به هدف تان برسید؟ اگر پاسخ منفی است، باید ببینید دقیقا چه اتفاقی در دفترچه شما افتاده است. باید دقت کنید که شما اکنون یک برنامه کوتاه مدت دارید که در لحظه شکل می گیرد و یک برنامه بلندمدت که به صورت پسینی شکل می گیرد. مشاوران مالی از تاثیر شگفت انگیز برنامه ها و تمرین های ۶۰ روزه و ۹۰ روزه مالی، در بهبود عادات مصرفی و ایجاد نگاه جامع در برنامه ریزی سخن می گویند. شما نیز این روش را امتحان کنید، البته توصیه ما این است که این کار را در چند مرحله انجام دهید: ابتدا ۲ هفته، سپس یک ماه و بعد ۶۰ روز و عاقبت ۹۰ روز.

امتحان کنید. مطمئنا تاثیرش را خواهید دید.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:41 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

دلیل بی پولی تان نکته هایی است که نمی دانید!

دلیل بی پولی تان نکته هایی است که نمی دانید!

دنیا پر از آدم های با استعداد فقیر است. غالب آنها یا فقیرند یا در تنگناهای مالی دست و پا می زنند یا کمتر از مقداری که در توان شان است پول در می آورند. این نه به دلیل دانسته های شان است، بلکه به دلیل چیزهایی است که نمی دانند.در مورد مشکلات مالی یا حرفه ای، غالبا کمبود دادن و گرفتن در کنار هم به چشم می خورد. مردم بی پول بسیاری وجود دارند که علت فقرشان این است که نه گیرنده خوبی هستند نه بخشنده خوبی؛ در حقیقت نه خوب یاد می گیرند نه خوب یاد می دهند.

 

 

 

مغز و وقت یادت نره!

 

روی مهم ترین قانون پول تمرکز کنید: «ببخشید تا بدست بیاورید» به جای این که بر این باور باشید که: « به دست بیاورید و سپس ببخشید». به همه شما ۲ نعمت خدادادی اهدا شده: مغزتان و وقت تان ! و بعد از آن دیگر بستگی به خودتان دارد که با این ۲ چه کنید؟ با هر ریالی که به دست می آورید خودتان و فقط خودتان قدرت تعیین سرنوشت تان را خواهید داشت. اگر بیهوده خرجش کنید انتخاب کرده اید که بی پول باشید. اگر خرج بدهی های تان کنید، به طبقه متوسط الحال پیوسته اید و اگر آن را روی مغزتان سرمایه گذاری کنید و آموزش ببینید که چگونه دارایی تان را ذخیره کنید، تحول را برای آینده و هدف تان انتخاب کرده اید. این انتخاب، همه و همه، مال شما و در اختیار شماست. هر روز با هر ریال که درمی آورید؛ تصمیم می گیرید پولدار، بی پول یا متوسط الحال باشید.

 

افراد کم در آمد سواد مالی کافی دارند؟

 

آیا فرق بین یک دارایی و بدهی را می دانید؟ یکی از دلایل پولدار نشدن مردم ندانستن تفاوت میان دارایی و بدهی است.از کار یک فرد پولدار، موجودی و دارایی متولد می شود اما مردم کم درآمد بدون این که خودشان بدانند بدهی می آفرینند.اکنون با یک حساب سرانگشتی درباره زندگی خود و اطرافیان تان قضاوت کنید و بگویید ماهانه چقدر قسط پرداخت می کنید؟ اجاره خانه چطور؟ و... شما بدون این که خودتان بدانید برای خود بدهی می تراشید، قسط ماشین تان تمام نشده قسط مسکن شروع می شود. این یعنی از دست دادن فرصت ها، کار سخت و کوشش زیاد برای پیشرفت. در واقع چیزی که شما اسمش را پیشرفت گذاشته اید اما با کمال احترام سخت در اشتباهید، شما به جای کسب دارایی به هزینه کردن مشغولید. با این برنامه ثابت و منظم هیچ راهی برای ریسک و سرمایه گذاری پیش روی تان قرار نمی گیرد.

 

 

 

به پول تان دستور بدهید

 

اجازه ندهید پول بر زندگی تان کنترل داشته باشد.

 

دارایی و پول تان را خودتان کنترل کنید، افراد متوسط جامعه هر روز صبح سرکار می روند و در پایان ماه منتظر دریافت حقوق خود هستند و ماه به نیمه نرسیده تمام پول خود را خرج می کنند. نکته همین جاست فرد پولدار پول می سازد بدون این که حضور فیزیکی داشته باشد اما افراد کم در آمد فقط خرج می کنند و به پرداخت بدهی های خود مشغولند.

 

ترس به شما اجازه ریسک و سرمایه گذاری نمی دهد، نگران از دست دادن شغل تکراری خود هستید و حتی اکثر شما از شغل خود و محیط آن راضی نیستید و فقط به خاطر حقوق دریافتی به کارتان چسبیده اید. نگرانید که زمان پرداخت قسط کم نیاورید و حتی پس از پرداخت از خودتان راضی هستید. ۲راه برای انتخاب دارید:

 

۱ به نصیحت بزرگ ترها گوش کنید و تحصیلات عالی کسب کنید تا یک کارمند منظم شوید و کاری بی دردسر و ثابت داشته باشید تا در آینده از مزایای بازنشستگی استفاده کنید و نردبان ترقی را پله پله بالا روید.

 

۲ علاوه بر کسب تحصیلات و سواد مالی به شغل شخصی خودتان در کنار شغل ثابت اهمیت دهید و صاحب نردبان شوید و بگذارید دارایی های تان برای شما پول بسازند

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:41 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

قیمت های باورنکردنی برای اجناس باور کردنی

قیمت های باورنکردنی برای اجناس باور کردنی

اگر بگوییم تهران، پاریس و نیویورک و لندن و رم است، لبخند می زنید؟ اگر بگوییم آنچه در بوتیک ها و مراکز خرید تهران سراغ داریم از شانزلیزه معروف کم نمی آورد، باز هم لبخند می زنید؟... لبخند نزنید؛ به شمال تهران بروید. به شمال خیابان ولیعصر، الهیه، فرشته، جردن، زعفرانیه و نیاوران. هر یک از این خیابان ها یکپا شانزلیزه است.

 

کدام برند را می خواهید؟ چه می خواهید؟ همه چیز هست. فقط باید قیمتش را بپردازید. اجناس هم پیچیده و خاص نیستند. جواهرنشان و طلانشان و منحصربه فرد هم نیستند. اجناسی معمولی هستند که هر یک از ما صرف نظر از درآمدمان نوعی از آن را تهیه کرده و می کنیم.

 

کفش، کت و شلوار، ساعت، ادکلن، کفگیر و ملاقه، پیراهن، شال زنانه و سایر کالاهایی که در دسترس و مورد تقاضای همه ماست، اما کالاهایی که در این پرونده بررسی شده است در عین عادی بودن، قیمت هایی نجومی دارد: قیمت هایی باورنکردنی برای کالاهایی باورکردنی و معمولی. کالاهایی که حتی اگر پولدار هم باشید پول خرج کردن بیش از اندازه مشخصی برای آن بیهوده است.

 

با این حال، این کالاها و این قیمت ها وجود دارد و مشتری هم دارد. مشتری که بماند، روی تقاضای آن رقابت هم هست. در این پرونده ما به چرایی و علت ایجاد چنین پدیده ای نمی پردازیم، بلکه می خواهیم این نکته را بگوییم که در پایتخت ورای زندگی عادی، زندگی های دیگر با سبک های دیگری هم وجود دارد که شاید در مخیله ما نگنجد. انگار که صاحبان این نوع زندگی از کره دیگری آمده باشند... شاید هم آمده باشند؟!

 

در خیابان فرشته

 

گشت زدن در پاساژهای خیابان فرشته به عنوان نمونه مراکز خرید بسیار خاص تهران اصلا کار آسانی نیست.

 

جایی که کافی است چشم تیزبین صاحبان فروشگاه ها متوجه این نکته شود که شما با هر انگیزه دیگری جز برای خرید وارد شده اید.

 

اگر این طور شود تلخ ترین برخورد یک مغازه دار را تجربه خواهید کرد. به همین دلیل اگر می خواهید به منظوری غیر از خرید وارد شوید باید از قبل، برنامه حساب شده ای را طراحی و بخوبی آن را پیاده کنید. ماموریت من هم تحقیق در مورد کیف، کفش و پوشاکی بود که با قیمت هایی نجومی زیر آسمان همین شهر تهران به فروش می رسد.

 

این پاساژها جای شلوغی نیست، چون کمتر کسی توان خرید در آنها را دارد. از ویژگی هایشان پارک کردن خودروهایی نظیر بی ام و ایکس ۶ یا بنز اس ۵۰۰ یا پورشه کاین، پانامرا و... جلوی در ورودی آنهاست.

 

در حقیقت، مشتریانی که برای تفریح یا فخرفروشی یا هر انگیزه دیگری دنبال خرج کردن های هنگفت پول خود برای خرید کالایی به ظاهر معمولی می آیند، به آخرین چیزی که فکر می کنند قیمت کالاست.

 

برای ورود به هر فروشگاه سعی می کردم ابتدا از بیرون بخوبی اجناس آن مغازه را ارزیابی کنم و سپس وارد مغازه شوم و دست روی شاخص ترین و گران ترین اجناس فروشگاه بگذارم، چون خریداران چنین مغازه هایی به دنبال خرید گران ترین ها به دور از هر گونه دغدغه قیمت هستند. ضمن این که مدت ها به خود تلقین می کردم با شنیدن قیمت، خونسردی ام را حفظ کنم.

 

شال های ۳ میلیون تومانی

 

ببخشید خانم...! کار بهتری از این شال دارید؟

 

این پرسش من در بدو ورود به یکی از فروشگاه های دارای اجناسی با قیمت های نجومی در یکی از پاساژهای خیابان فرشته بود.

 

فروشنده که در موضع انفعالی قرار گرفته بود بدون این که فرصت پیدا کند به این نکته بیندیشد که سر و وضع من در حد مشتریان «سوپر مایه دار» مغازه اش نیست ناچار شد به تعریف از کالایش بپردازد و بگوید: این شال از جنس ابریشم خالص کشمیر است.

 

راست می گفت چون لمس کردن شال نشان می داد فوق العاده لطیف و باکیفیت است، بنابراین وسط توضیحات حرفش را قطع کردم و گفتم: جنس این شال لطیف است ولی من به دنبال یک کار تاپ با رنگی متفاوت از رنگ بندی موجود شما می گردم... حالا اینها چه قیمتی دارند؟

 

فروشنده جواب داد: یک میلیون و ۲۸۰ هزار تومان.

 

تمام تلاشم را برای پنهان کردن شنیدن قیمت کردم. گفتم: من انتظار بالاتری از فروشگاه شما داشتم. پس می خواهم صرف نظر از قیمت، کار بهتری را به من معرفی کنید.

 

خانم فروشنده شروع کرد به معرفی چند مارک و برند معروف و معتبر خارجی (برای تبلیغ نشدن شان اسمی از آن مارک ها نمی آورم). قیمت هایشان را پرسیدم که هر یک حدود سه میلیون تومان یا کمی بیشتر قیمت داشتند. در حقیقت، سه میلیون تومان برای تکه پارچه ای به ابعاد حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر و حدود یک متر!

 

از او پرسیدم ویژگی های خاص فلان مارک چیست که ۲.۵ برابر همین کار قیمت دارد؟

 

صادقانه پاسخ داد: فقط نام و برند. در صورتی که کیفیت و جنس همین شال یک میلیون و۲۰۰هزار تومانی از این شال سه میلیونی بهتر است.

 

کیف های زنانه​ با قیمت ۵ میلیون تومان به بالا

 

همین تاکتیک را در فروشگاه دیگری چندصد متر آن طرف تر به کار بردم. آنجا هم شگردم جواب داد تا متوجه شوم قیمت بهترین کیف زنانه موجود در آن فروشگاه حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است، ولی فروشنده مدعی شد با درخواست هر نوع کیف برندهای شاخص ایتالیایی که تصاویر و قیمت های بین المللی آنها از طریق اینترنت قابل دسترسی است در مدتی حدود دو هفته، آن کیف را تهیه و تحویل خواهند داد. البته قیمت آن کیف ها هم که از چرم های مختلفی تهیه شده از پنج میلیون تومان به بالاست.

 

تی شرتی که به چشم آشنا می آمد

 

سه سال پیش وقتی می خواستم از زیارت برگردم چند تی شرت برای سوغات خریداری و به تهران آورده بودم. درست قیمت آنها را به یاد نمی آورم، ولی بابت هرکدامشان چند هزار تومانی بیشتر نپرداخته بودم. اتفاقا همان تی شرت در یکی از پاساژهای خاص فرشته به چشمم خورد که البته جنس و کیفیتی بهتر از سوغات زیارتم داشت. وقتی قیمت آنها را پرسیدم شنیدن رقم یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان کمی دور از انتظار و دیرهضم بود.

 

کفش های ۱۲ میلیون تومانی

 

وقتی قیمت خرید یک جفت کفش معمولی قابل قبول ایرانی در فروشگاه های میدان فردوسی، به نزدیک ۱۵۰ هزار تومان می رسد، تصور این که یک جفت کفش مرغوب ایتالیایی دارای برند معتبر ده برابر این قیمت و مثلا حدود ۱.۵ میلیون تومان باشد انتظار بیجایی نیست ولی اگر همین عدد را قرینه ببینید و با قیمت ۵.۱ میلیون تومان برای خرید یک جفت کفش روبه رو شوید، به احتمال زیاد متحیر خواهید شد.

 

حتی اگر فروشنده مدعی شود خود به آفریقا رفته و چند سوسمار، تمساح و افعی را با دستانش شکار کرده تا با پوستشان چنین کفشی بدوزد! البته فروشنده مدعی بود اگر چند روزی به او فرصت بدهید می تواند یک جفت کفش اعلای لویی ویتون هم برایتان تهیه کند، ولی قیمت آن حدود ۱۴ میلیون تومان است!

 

دکمه سردست های جواهرنشان و کت و شلوارهای ۵۲ میلیون تومانی

 

در این مراکز خرید یک ست کراوات و گیره و دکمه سردست های جواهرنشان مارک به ۱۹ میلیون تومان قیمت فروش می روند. قطعا کسی که کفش، کراوات و گیره و دکمه سردستی به این قیمت تهیه می کند از خرید کت و شلوار ۵۲ میلیون تومانی همان مارک هم صرف نظر نمی کند.

 

پیراهن هایی با قیمت سه میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، لباس زیرهایی به قیمت ۳۸۰ هزار تومان و جوراب هایی به قیمت ۱۸۰ هزار تومان از دیگر کالاهای موجود بود. البته برخی فروشنده ها می گفتند در یکی از خیابان های فرعی بزرگراه آفریقا، بوتیک خانگی وسیعی وجود دارد که به عرضه لباس های فوق العاده لوکس تر مردانه هم می پردازد، اما ورود به این بوتیک محتاج هماهنگی و تائید مشتری ثابت بودن است.

 

قیمت های نجومی برای لباس زنانه

 

و سرانجام لباس بانوان را از یاد نبریم! در یک مرکز خرید واقع در بین خیابان های جردن و ولیعصر، قیمت یک پالتو زنانه مارک کالابریا حدود ۲۸ میلیون تومان است و لباس شب حریر روی شانه ایتالیایی به قیمتی حدود ۲۵میلیون تومان فروش می رود.

 

یک جفت کفش پاشنه بلند پردا هم به قیمت ۷.۵ میلیون تومان و کیف آن حدود ۱۰.۵ میلیون تومان به فروش می رسند. البته فراموش نکنم قیمت شلوار جین زنانه ویکتوریا در این فروشگاه سه میلیون و۷۰۰ هزار تومان و روسری آماچیو به قیمت هفت میلیون و ۷۰۰ هزار تومان ارائه می شود.

مجید عباسقلی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:41 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:اقتصاد وخانواده

ساعت های ۱۵۰ میلیون تومانی در قلب تهران

ساعت های ۱۵۰ میلیون تومانی در قلب تهران

شمال تهران فرق چندانی با شانزلیزه یا محله های گرانقیمت نیویورک و لندن ندارد. لبخند نزنید! گشتی در برخی مراکز خرید و بوتیک ها نشان می دهد هریک از برندهایی که در اروپا و آمریکا یافت می شود در تهران نیز هست حتی مدل های خاص منحصر به فرد آن نیز که در خود کشور سازنده هم بسختی یافت می شود در تهران موجود است.

 

فقط باید مبلغ را پرداخت. نگاهی به برندهای خاص ساعت و ادکلن در تهران چنین واقعیتی را براحتی ثابت می کند.

 

کارخانه شوپارت به ساخت ساعت های کاملا منحصر به فرد و اختصاصی معروف است. به عنوان مثال این کارخانه سال ۲۰۱۲ میلادی یک مدل ساعت تولیدی خود را که فقط سه عدد از آن ساخته بود، رونمایی کرد. قیمت هرکدام از این ساعت ها ۳۴۸ هزار دلار تعیین شده بود و بسرعت فروخته شد.

 

در هر حال این برند هم اکنون در تهران قابل دسترس است و می توان با پرداخت مبالغ چند ۱۰میلیونی یکی از آنها را خرید و به خانه برد. بد نیست بدانیم که ساعت های شوپارت با ظاهری کاملا معمولی قیمت هایی غیرقابل تصور دارند.

 

این کارخانه علاوه بر تولید ساعت بعضی لوازم شخصی مثل عینک نیز طراحی و تولید می کند که بد نیست بدانیم یکی از عینک های ساخت این کارخانه هم اکنون در مرکز خریدی معروف و تازه ساز شمال تهران به قیمت ۱۵ میلیون تومان با ظاهری کاملا معمولی، ولی با امضای طراح منحصربه فردش، پشت ویترین جاخوش کرده است.

 

تگ وایر؛ سومین برند ساعت گرانقیمت تهران که در قلب این کلانشهر قابل دسترس است، بازهم نام کشور سوئیس و ساخت انحصاری این شرکت را به یدک می کشد.

 

گاهی اوقات قیمت های غیرقابل باور این برند باعث می شود و دوباره از فروشنده بپرسید چند؟! البته اگر جواب شما را برای دومین بار بدهد. به یاد داشته باشید حتی برای دیدن این ساعت ها باید ظاهری متفاوت با افراد معمولی پایتخت ایران داشته باشید.

 

قیمت یکی از مدل های معمولی این ساعت ۱۱میلیون تومان است. به هر حال عقربه این ساعت های بسیار گرانقیمت هم اکنون به وقت ایران تنظیم شده و تهران به عنوان یکی از بزرگ ترین مراکز فروش یا همان نمایندگی این ساعت ها در منطقه خاورمیانه کاملا معروف شده است.

 

رولکس از معروف ترین کمپانی های ساعت ساز دنیاست، ولی تهیه کردن این ساعت ها برای هر کسی مقدور نیست، بلکه باید جزو طبقات مرفه جامعه باشیم تا برای خرید یکی از تولیدات آن فکر کنیم، اما اگر حساب بانکی پرپولی دارید، برای خرید یکی از مدل های این کارخانه کافی است سری به خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک وی بزنید.

 

به یاد داشته باشید ساعت های معمولی این مغازه کمتر از دو میلیون تومان نیست و برای مدل های خاص گاهی تا ۱۵۰میلیون تومان هم پول لازم خواهید داشت.

 

مدل های خاص این برند ساعت با قیمت های باورنکردنی را هرگز بسادگی نمی توان دید، چون خریداران این ساعت ها همیشه علاقه مند هستند منحصر به فرد باشند.

 

پتک فلیپ نیز برند دست ساز ساعت و یکی از گرانقیمت ترین های جهان است که هم اکنون بسادگی در یکی از خیابان های شمال تهران می توان آنها را تهیه کرد، البته به یاد داشته باشید این ساعت ها گاهی کاملا شبیه ساعت های معمولی پشت ویترین های دیگر ساعت فروشی ها است، ولی ساعت های خاص این کارخانه فقط به صورت سفارشی تولید و برای متقاضی کاملا اختصاصی ساخته می شود، بنابراین قیمت خاصی نمی توان برای آنها تصور کرد.

 

قیمت ساعت های معمولی این برند در تهران از دو یا سه میلیون تومان شروع شده و البته تا ۱۲۵ هزار دلار برای مدل های سفارشی (با ارز آزاد ۳۵۰۰ تومانی یعنی ۴۳۷میلیون تومان) ادامه خواهد داشت.

 

این کارخانه که حاصل همکاری یک ساعت ساز لهستانی با ساعت ساز فرانسوی از سال۱۸۵۱ بوده است، امروزه به عنوان یکی از معروف ترین برندهای جهان در این صنعت شناخته شده و البته منحصربه فردترین ساعت دست ساز را تولید می کند. طراحی خاص، کیفیت و البته نام خوش این برند ساعت از خواص محصولات پَتِک فلیپ است.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

جمعه 13 آذر 1394  2:42 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها