0

دلشکسته

 
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

ساکت که می مانی می گذارند به حساب جواب نداشتنت

عمرا بفهمند داری جان می کنی تا حرمت ها را نگه داری

شنبه 31 مرداد 1394  2:31 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

دو ماه سکوت نمودم برای التیام دل سرماخورده ام اما چه زود فهمیدم درد همیشه درد است

هزاران درود تقدیم شما دوستان حقیقی ام در دنیای مجازی و بسیار سپاس از نگاه مهربانتان

شنبه 31 مرداد 1394  2:32 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

زمان نمی ایستد

 

و لحظه ها میروند

 

قدر بودن و با هم بودن را بدانیم

شنبه 31 مرداد 1394  2:34 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

دوستت دارم..چرایش پای تو،

 

ممکنش کردم،محالش پای تو

 

میگریزی از من و احساس من

 

دل شکستن هم ،گناهش پای تو

 

آمدی آتش زدی بر جان من

 

درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

 

من اسیرم در میان آن دو چشم

 

قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

 

سوختم،آتش گرفتم زین سبب

 

آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

 

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت

 

پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو

جمعه 6 شهریور 1394  6:12 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

ﮔﺎﻫـــﯽ …

 

ﻧﻤﯿﺸـــــــﻪ ﺩﺳــﺖ ﺍﺯ

 

ﺩﻭﺳـــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮑــﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷــﺖ

 

ﺣــــــــــــــــــــــﺘﯽ ﻭﻗﺘــــﯽ ﺍﺯﺵ

 

ﺩﻟﺨــــــﻮﺭی

جمعه 6 شهریور 1394  6:14 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

ای اشک دوباره در دلم درد شدی / تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی

 

 

از کودکی ام هر آن زمان خواستمت / گفتند دگر گریه نکن مرد شد

جمعه 6 شهریور 1394  6:17 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

نمیــــــــــــــــــــدانم!!!!

انــــــــــــــــــــگار کــــــــــسے از شماها برایم….

نمــــــــــــــــــــاز باران خوانده اســــــــــــــــــــٺ….

کہ این روز ها….

انقدر آســــــــــــــــــــمان چشمانم بارانیســــــــــ

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:02 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

همیشه خوب باش …

اونیکه فهمید پشتت میمونه …

اونیکه نفهمید بعدا دلش واسه خوبیات تنگ میشه

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:02 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

هرکه فرهاد شود دره عشق

همه کس در نظرش شیرین است

تهمت کفر به عاشق نزنید

عاشقی پاک ترین آیین است

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:05 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !

اما از چشـــــم هایشان معلوم است که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت

گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:06 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

نه اینکه زانو زده باشم …

 

نــه…

 

فقط تنهایی سنگین است…

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:08 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛ 

نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم ...

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:10 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد، 

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم! 

حسین پناهی

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:13 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

کار مده نفس تبه کار را
 
در صف گل جا مده این خار را
 
کشته نکودار که موش هوی
 
خورده بسی خوشه و خروار را
 
چرخ و زمین بندهٔ تدبیر تست
 
بنده مشو درهم و دینار را
 
همسر پرهیز نگردد طمع
 
با هنر انباز مکن عار را
 
ای که شدی تاجر بازار وقت
 
بنگر و بشناس خریدار را
 
چرخ بدانست که کار تو چیست
 
دید چو در دست تو افزار را
 
بار وبال است تن بی تمیز
 
روح چرا می کشد این بار را
 
کم دهدت گیتی بسیاردان
 
به که بسنجی کم و بسیار را
 
تا نزند راهروی را بپای
 
به که بکوبند سر مار را
 
خیره نوشت آنچه نوشت اهرمن
 
پاره کن این دفتر و طومار را
 
هیچ خردمند نپرسد ز مست
 
مصلحت مردم هشیار را
 
روح گرفتار و بفکر فرار
 
فکر همین است گرفتار را
 
آینهٔ تست دل تابناک
 
بستر از این آینه زنگار را
 
دزد بر این خانه از آنرو گذشت
 
تا بشناسد در و دیوار را
 
چرخ یکی دفتر کردارهاست
 
پیشه مکن بیهده کردار را
 
دست هنر چید، نه دست هوس
 
میوهٔ این شاخ نگونسار را
 
رو گهری جوی که وقت فروش
 
خیره کند مردم بازار را
 
در همه جا راه تو هموار نیست
 
مست مپوی این ره هموار را
پروین اعتصامی
سه شنبه 10 شهریور 1394  9:22 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد…

خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد

زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید

کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ …

هر چه دشنام از لب خواهم برچید

هر چه دیوار از جا خواهم برکند

رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند

ابر را پاره خواهم کرد

من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد

و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها

بادبادک ها به هوا خواهم برد

گلدان ها آب خواهم داد …

خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت

پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند

هر کلاغی را کاجی خواهم داد

مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک

آشتی خواهم داد

آشنا خواهم کرد

راه خواهم رفت

نور خواهم خورد

دوست خواهم داشت

سهراب سپهری

سه شنبه 10 شهریور 1394  9:24 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
دسترسی سریع به انجمن ها