0

دلشکسته

 
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،
خاطراتت را،
نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت…
در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد،
زمین میخوری…
زخم بر میداری…
و درد میکشی…
نه از بی مهری کسی دلگیر شو … نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…
به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟
شاید … روزی … ساعتی … آرزوی نداشتنش را میکردی…
تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …
هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد …
در آینده لبخند بزن…
این همان جایی است که باید باشی!
هیج کس تو نخواهد شد
 آرامش سهم توست

سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  10:10 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

خواستم در قلبم از عشقت نگهداری کنم
هی غزل گفتم تو را تا خویش را یاری کنم

ماجرای ما به جایی که نمی باید رسید
می روی ...باید برای ماندنت کاری کنم

شاه مصرم که پس از داغ زلیخا مانده ام
با چه رویی پیش مردم آبروداری کنم

رفتی و بعد تو از من هیچکس خوبی ندید
رفتنت باعث شده تا مردم آزاری کنم

بی کسی هستم که بعد از مرگ هم باید خودم
بر سر قبرم بیایم گریه و زاری کنم

 

سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  10:11 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

مهربان باش...
و به هر کس می‌رسی لبخند بزن
تو نمیدانی به آدم‌ها چه می‌گذرد،
شاید لبخندت برایشان مانند گنجی ارزشمند باشد
و آنها بسیار به آن لبخند محتاج باشند...!

 

سه شنبه 14 اردیبهشت 1395  10:12 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

یادمان باشد

شایدشبی

آنچنان آرام گرفتیم

که دیدارصبح فرداممکن نشود

پس به امیدفرداها

محبت هایمان راذخیره نکنیم

شنبه 18 اردیبهشت 1395  10:08 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست ..

شنبه 18 اردیبهشت 1395  10:10 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که :
پدر تنها قهرمان بود .
عشق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه ى زمین ، شانه های پدر بود . . .
بدترین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند . . .
تنها دردم ، زانو های زخمی ام بودند .
تنها چیزی که میشکست ، اسباب بازی هایم بود و معنای خداحافظ ، تا فردا بود . .


 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  10:16 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

گر طالب راه حق شوی ره پیداست
او راست بود با تو، تو گر باشی راست

وانگه که به اخلاص و درون صافی
او را باشی بدان که او نیز تراست


ابوسعید ابوالخیر

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:24 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

ما در هیچ حال قلب هایمان خالی از غم نخواهد شد

چرا که غم ودیعه یی ست طبیعی که ما را پاک نگه می دارد

انسان های بی اندوه به معنای متعالی کلمه هرگز ' انسان ' نبوده اند

و نخواهند بود از این صافی انسان ساز نترس ..

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:26 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

یا ساقی!

بزن سازی!

برقصانم!

چونان چرخی! بگردانم،

سرم غوغاست. بفهمانم!

دلم شیداست! مرنجانم!

من! آن جانم! که جانم. می فروشم.!

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:28 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

حسادت ویرانگرترین نیروی درون آدمی است.

اگر در موضع اقتدار باشی،
آن را که هدفِ حسادت توست تبعید میکنی،
اگر شده به جهنم.

و اگر در موضع ضعف باشی،
خود را از خویشتن تبعید میکنی.


از کتاب: چاه بابل
"رضا قاسمی"

 

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:31 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

گاهی میان دنیایی از احساس های غریب و همیشگی...فراموشکار می شوم..
آنقدر که حتی مرگ لحظه هایم را فقط نظاره می کنم...

گاهی خود را میان دنیایی از خواسته هایی می بینم
که حتی به مرز توانستن هم نرسیدند و در اوج رویا پرپر شدند...

گاهی تصویری مات از گذشته ایی دور،
حکم دریایی ست و لحظه های حال من همچون وزنه های سنگینی
به دست و پایم اویخته که مرا به قعر مرگ می کشاند...

گاهی دلم پر است از گلایه هایی به وسعت یک تاریخ بسیار دور،
اما افسوسی بی باور
و سکوتی نگران همراه همیشگی ثانیه های من..

گاهی دلم چقدر به حال قطره اشک معصومی که در گوشه چشمان بغض کرده ام
لابه لای پلک های خسته ام آواره است ،می سوزد...

دلم پرواز بلندی می خواهد تا بینهایت آسمان و دیگر هیچ..................................... .
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:34 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلشکسته

دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...

 

یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  9:41 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s
دسترسی سریع به انجمن ها