0

دلشکسته

 
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته
سه شنبه 10 شهریور 1394  9:22 AM

کار مده نفس تبه کار را
 
در صف گل جا مده این خار را
 
کشته نکودار که موش هوی
 
خورده بسی خوشه و خروار را
 
چرخ و زمین بندهٔ تدبیر تست
 
بنده مشو درهم و دینار را
 
همسر پرهیز نگردد طمع
 
با هنر انباز مکن عار را
 
ای که شدی تاجر بازار وقت
 
بنگر و بشناس خریدار را
 
چرخ بدانست که کار تو چیست
 
دید چو در دست تو افزار را
 
بار وبال است تن بی تمیز
 
روح چرا می کشد این بار را
 
کم دهدت گیتی بسیاردان
 
به که بسنجی کم و بسیار را
 
تا نزند راهروی را بپای
 
به که بکوبند سر مار را
 
خیره نوشت آنچه نوشت اهرمن
 
پاره کن این دفتر و طومار را
 
هیچ خردمند نپرسد ز مست
 
مصلحت مردم هشیار را
 
روح گرفتار و بفکر فرار
 
فکر همین است گرفتار را
 
آینهٔ تست دل تابناک
 
بستر از این آینه زنگار را
 
دزد بر این خانه از آنرو گذشت
 
تا بشناسد در و دیوار را
 
چرخ یکی دفتر کردارهاست
 
پیشه مکن بیهده کردار را
 
دست هنر چید، نه دست هوس
 
میوهٔ این شاخ نگونسار را
 
رو گهری جوی که وقت فروش
 
خیره کند مردم بازار را
 
در همه جا راه تو هموار نیست
 
مست مپوی این ره هموار را
پروین اعتصامی
تشکرات از این پست
farnaz_s
دسترسی سریع به انجمن ها