0

دلشکسته

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻨﻢ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﺳﺒﮏ ﮐﻨﻪ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﻋﻤﻖ ﻗﻠﺒﻢ ﮐﺴﯽ ﻻﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﭼﻪ ﺑﺪ

ﻧﺴﯿﻤﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺯﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻡ ...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﻮﯾﻢ، ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﺧﻮﺑﻢ ﺗﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ

ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻢ ...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:21 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 سر خاک من...!

اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه...!

اونی که نخواست منو ببینه بالاخره میاد دیدنم...!

اونی که قهر بود میاد اشتی کنه...!

اونی که حتی نیومد تولدم ، میاد زیر تابوتمو میگیره...!

اونی که سلام نمیکرد میاد برا خدافظی...!

چه روز قشنگیه اون روز!

حیف که خودم نیستم...!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:23 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ...

ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻏﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺑﮑﺸﻨﺪ ... !

ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ... ﺑﺎ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﺑﺎﻻ ...

ﻭ ﺑﮕﻮﯾﻢ : ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:19 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 برای همه خوب باش....

اونیکه فهمید ،همیشه به یادته....

اونیم که نفهمید ،

روزی دلش برای تمام خوبیهات تنگ میشه....


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:20 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 شاید فردا دیگه فرصتی نباشه که به کسی که دوستت داره

بگی عاشقشی

بگی همه زندگیته

پس این دست اون دست نکن

شاید دیگه وقتی نباشه

همیشه بگو به عشقت دوسش داری

یه روز حسرتش رو نخوری


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:21 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته


ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ ...

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻠــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــﻨﺪ ﺭﺍ ..

.

ﺑﺎ ﻳﮏ ﭘﻴﺎﻡ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ...

ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ بنویسی :

"ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ"


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:23 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 روزي زني عقربي راديد درون آب دست وپاميزند؛ 

تصميم گرفت عقرب رانجات دهد؛ اماعقرب انگشت او رانيش زد،

زن باز هم  سعي كرد تا عقرب را از آب بيرون بكشد، اما عقرب بار ديگر اورانيش زد.

رهگذري او راديد وپرسيد:براي چه اصرار داري عقربي را كه مدام تو رانيش ميزند نجات دهي؟

زن  پاسخ داد:اين طبيعت عقرب است كه نيش بزند ولي طبيعت من عشق ورزيدن است؛

تقديم به كساني كه نيش عقربها را خوردند و بازهم عشق ورزيدند....!!!

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:24 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.

هروقت باران بیاید ، بالاخره بند خواهد آمد .

هروقت ضربه می‌خورید، بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی ست.

هر روز صبح طلوع خورشید می‌خواهد همین را بگوید اما شما یادتان می‌رود

و درعوض فکر می‌کنید که شب همیشه باقی میماند.

اما اینطور نیست. هیچ‌چیز همیشگی نیست.

پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست.

اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمی‌ماند.

فقط به این دلیل که دراین لحظه زندگی‌تان سخت شده به این معنی نیست که نمی‌توانید بخندید.

فقط به این دلیل که چیزی اذیتتان می‌کند به این معنی نیست که نمی‌توانید لبخند بزنید.

هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است.

هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده می‌شود.

فقط باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.




☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:26 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 هر آدمی در درون خود یک رقص دارد که باید کشف شود،

وقتی که رقص درونت را پیدا کردی به شعف وصف ناپذیر دست پیدا می کنی،

که همان راه رهایی است.

نگاه کن ...... 

خورشید با عشق می رقصد.....

دریا با امواج می رقصد......

زمین با اجرام می رقصند ....

انسانهای عاشق با هم می رقصند 

دنیا دارد با تو می رقصد. 

همه چیز در تکاپو ست، در تکاپوی عشق .... 

تو از رقص بدنیا آمدی با ریتم هستی هماهنگ شدی، با ندای فرشتگان آورده شدی ....

رقص درونت را پیدا کن !بازندگی بچرخ ....با زندگی برقص .... 

صدای هستی، موسیقی زلال احساس توست.

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:29 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته


چقدر خوبه که همه ما یاد بگیریم از همون چیزایی هم که داریم استفاده کنیم تا بهترین باشیم

آخه ما آدما عادت کردیم یـه چیزی که کم داریم دیگه همون رو بهونه میکنیم

و توی همون جایی که هستیم متوقف میشیم. اما اگه به داشته هامون فکر کنیم می بینیم 

خیــــــلی چیزا هست که تا حالا ازشون غافل بودیم! به هرحال مهم نیست

اونجایی که دوست داریم باشیم نیستیم،

مهم اینه که توی هر موقعیتی که هستیم بهترین باشیم...

اگه اینجوری باشیم طبیعتاً پله پله پیشرفت میکنیم

و به اونجایی هم که آرزو داریم می رسیم یـه روز ... دیر یا زود ،اما خلاصه میشه و میرسیم ...

اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی، بوته ای در دامنه ای باش

ولی بهترین بوته‌ای باش كه در كناره راه می‌روید

اگر نمی‌توانی بوته‌ای باشی، علف كوچكی باش و چشم‌انداز كنار شاه راهی را شادمانه‌تر كن

اگر نمی‌توانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش

ولی بازیگوش‌ترین ماهی دریاچه

همه ما را كه ناخدا نمی‌كنند، ملوان هم می‌توان بود

در این دنیا برای همه ما كاری هست

كارهای بزرگ

كارهای كمی كوچكتر

و آنچه كه وظیفه ماست

چندان دور از دسترس نیست

اگرنمی‌توانی شاه راه باشی، كوره راه باش

اگر نمی‌توانی خورشید باشی، ستاره باش

با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند

هر آنچه كه هستی ، بهتریـنـش باش 💐

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  12:32 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﭼﻨﺪ ﺭﯾﺸﺘﺮ ﺑﻮﺩ...

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ!

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺑﺴﺎﺯﯼ...

ﺟﻬﺎﻧﺖ ﺭﺍ،

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ،

ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺭﺍ...

" ﻣﻬﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺳﺖ


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  6:29 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 گاهی نه آشنا درد را می فهمد...

نه حتی صمیمی ترین دوست....

نه حتی اونی که همه وجودته....

گاهی باید تنهایی،درد را فهمید...

تنهایی خلوت کرد...

تنهایی آرام شد....

و تنها خدا میداند....

چه میگذرد در دلت.....؟


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  6:31 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

عشق اگر عشـــــــــق باشد!

با یک اتفـــــــاق

تو را تعویض نمی کند

همراهــــــــی ات می کند تا بهبــــــــود یابی . . .

عشق اگر عشق باشد!

هر ثانیه دستانش در دستان توست،در سختی و آسانی . . .

 

تا ابــــــــــــــد ...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  6:33 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 کاش می شد قفل دلتنگی ، شکست

کاش می شد درب تاریکی، گسست

کاش می شدبین مردم، بودو زیست

کاش می شد مثل باران ها ، گریست

کاش می شد با محبت ، جان سپرد

کاش می شد بی توقع ، بود و مرد

کاش می شدخنده را، تکثیر کرد

کاش می شد با محبت ، جان سپرد

کاش می شد ، از پس دیوار، رفت

کاش می شد ، از پس دیوار، رفت

کاش می شد قفل دلتنگی ، شکست

کاش می شددردها ، تقسیم کرد

کاش می شد. شعر را، تحلیل کرد

کاش می شد غصه ها، تقلیل کرد

کاش می شد نیمه ها ، تکمیل کرد

کاش می شد عذر یک ،تقصیرکرد

کاش می شد اشک را ،تبخیرکرد

کاش می شد عشق را، تقدیرکرد


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  6:33 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

🚦ﺳﺨﻦ ﮐﻮﺭﺵ بزرگ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺁﺗﻮﺳﺎ :

ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯿﮑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ 

ﮔﺮﯾﺎﻥ ﻣﮑﻦ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍﺧﺎﻟﯽ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻭﺍﮔﺮﺭﻭﺯﻱ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﮐﺴﯽ 

ﺭﺍﺩﺭﻗﻠﺒﺖ ﺟﺎﯼ ﺩﻫﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﻓﻘﻂ 1 ﻧﻔﺮﺑﺎﺷﺪ 

ﺑﻪ ﺍﻭﺑﮕﻮﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍﺑﯿﺸﺘﺮﺍﺯﺧﻮﺩﻡ ﻭﮐﻤﺘﺮﺍﺯﺧﺪﺍﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

 ﺯﯾﺮﺍﺑﻪ ﺧﺪﺍﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺩﺍﺭﻡ ﻭﺑﻪ ﺗﻮﻧﻴﺎﺯ. 

👈ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ

 1- : ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ

 2- .ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﯽ

 3- .ﻫﻤﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ

 4- . ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ . 

 

👈ﭘﺲ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ، ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 11 آبان 1394  6:35 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
دسترسی سریع به انجمن ها