0

دلشکسته

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 امشب دعاکن....

برای همه اونایی ک یه درد گوشه قلبشون پنهونه ؛

برای ناگفته هایی که کسی جز خدا محرمش نیست ؛

برای دلهای شکسته.....

برای طاقت هایی که کم شده....

برای تمام مریض هایی که روتخت بیمارستانن.... 

برای کسانی که مشکلات خستشون کرده....

"میدونی چرا میگن دلت دریا باشه "

وقتی یه سنگو تو دریا میندازی فقط برای چند ثانیه اونو متلاطم میکنه

و برای همیشه محو میشه ولی اون سنگ تاابد ته دل دریا موندگاره 

سعی کنیم مثل دریاباشیم... 

فراموش کنیم سنگ هایی روک به دلمون زدن بااینکه سنگینیشونو برای همیشه تودلمون حس میکنیم....... 

دوستان دوباره تکرارمیکنم دعا فراموش نشه ....

دلتون دریایی.......


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 آبان 1394  12:48 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ....!!!

ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ..

ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ....

ﻭ ﻫﻤـــﻪ ﺁﺩﻡ ﻫــــــﺎ ﺭﺍ ﺧﻨــــــــــــﺪﺍﻧﺪﻡ....

ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﺑـــــــــــﻮﺩ ﮐﻪ ﺻــــــــﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻢ....

ﮔـــــــــﻮﺵ ﻫﻤــــــــــــﻪ ﺭﻭ ﮐﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ...

ﺍﻣﺎﺣﺎﻻ...

ﺻـــــــﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ....

ﺣﺘﯽ ﺧـــﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﻡ.. ...

ﺩﻟﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...

ﺑـــــــــﺎﺭﺍن....!!!

ﺩﻟﻢ ﺩﺭﯾﺎ ... 

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ... 

ﺩﺭﯾــــــــــــــــــﺎ....!!!

ﺩﻟﻢ ... ﺩﻝ ... ﻣﯽ ﺧـــــــــــــﻮﺍﻫﺪ ... 

ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯽ....!!!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 1 آبان 1394  12:50 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
abbasshafie
abbasshafie
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 295
محل سکونت : تهران

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من ؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندانم

که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته‌ام به کس دل ، نه بسته کس به من دل

چو تخته‌پاره بر موج ، رها ، رها ، رها من

ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک

به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !

نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟

که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من ؟

ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

" سیمین بهبهانی "

عاقل به کنار جوی راهی می جست              دیوانه پا برهنه از آب گذشت

شنبه 2 آبان 1394  3:56 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 من یه ادمي بودم که از ته دل میخندیدم..!!

آرومترین اعصاب دنیارو داشتم...!!

اما حالا....

بدون اینکه شاد باشم نفس میکشم...

بدون اینکه شاد باشم زندگی میکنم....

حرفی نیست...

فقط خسته ام...

تظاهر به شادی میکنم....

حرف میزنم...میخندم...مثل همه...

اما خیلی وقته مردم...!!!!

دلم میخواد ببارم و کسی نپرسه چرا...!!

کسی چه میفهمه ادای زنده هارو درآوردن یعنی چی....؟؟؟!!!!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

شنبه 2 آبان 1394  11:03 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته


دو چیز شما را تعریف میکند:

بردباری تان ، وقتی هیچ چیز ندارید

و نحوه رفتارتان ، وقتی همه چیز دارید . . .

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

شنبه 2 آبان 1394  11:46 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 زنی که به سکوت می رسد کم توقع نیست. 

نمونه نیست. قانع نیست.

به این نتیجه رسیده که حرف زدنش مساویست با قضاوت یا هیاهو ....

هیچ گاه از سکوت ادامه دار یک زن خوشحال نباشید.

زن ساکت، 

یا مرده ای است در درون یا آتشی است زیر خاکستر.....


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 3 آبان 1394  12:01 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 چقدر اين متن دلنشينه

 

…. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنجی     

     ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕــــﯽ ﺑﺨـــــﺸﯿﺪیش

          ﯾﻪ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟــــﺖ ﻣﯽ ﻣـــﻮﻧﻪ 

         ﮐﯿـــــــﻨﻪ ﻧﯿـــﺴﺖ ...

   

       ﯾﻪ ﺟــــــــﺎﯼ ﺯﺧـــــمه...   

       ﯾﻪ ﭼﯿــــــﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿـــــــﺬﺍﺭﻩ...      

    ﺍﻭﺿـــــــﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒــــﻞ ﺑﺸــــﻪ...!

       ﻫـــــﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨــــﯽ 

       و  ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ

                                         ....ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ ...  

        ﺑﯽ ﻓﺎﯾـــــــﺪﻩ ﺳﺖ!  

  

      ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳـــــﻂ ﺍﺯ ﺑﯿــــﻦ ﺭﻓﺘـــــﻪ

          ﻭ ﺟﺎﯼ ﺧــــﺎﻟﯿــــﺶ ﺗﺎ ﻫﻤﯿـــــﺸﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑــــﻨﻪ    

    ﯾــــﻪ ﭼﯿـــــــﺰ سنگين ﻣﺜـــــــل 

               ""ﺣـــــــــﺮﻣـــــﺖ ""


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 3 آبان 1394  5:03 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

افلاطون می گوید :

 

اگر با دلت،كسی را دوست داری؛ 

زیاد جدی نگیر،چون ارزشی ندارد؛

زیرا كار دل دوست داشتن است

همانند چشم،كه كارش دیدن است

امااگر روزی با عقلت كسی را دوست داشتی،

اگرعقلت عاشق شد،بدان كه چیزی را تجربه میكنی كه اسمش عشق است ...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 3 آبان 1394  5:05 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 " آرامش" 

به معنای آن نيست که صدايي نباشد،

مشکلي وجود نداشته باشد،

يا کار سختی پيش رو نباشد،

" آرامش" يعني در ميان صدا، مشکل و کار سخت، دلی آرام وجود داشته باشد...

"دلتون آرام "

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 3 آبان 1394  5:07 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 اشک ها قطـره نیستنـد !

بلکه کلمـاتى هستنـد که مى افتنـد ....

فقط بخاطر اینکه :

پیـدا نـمیکنند کسی را!

که معنــى این کلمـات را بــفهمـد ... !!!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 4 آبان 1394  9:38 AM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 آنچه بهترین انتخاب اکنون من است…

از دید دیگری میتواند بدترین نادانی باشد!!

درس سختی است، اما کم کم باید یاد بگیرم…

گاهی مسیر رشد من همسو با مسیر رشد اطرافیانم نیست…

درقدم های بعدی باید…

پوست بیاندازم و دنیایم متحول شود!!

باید تغییر را بپذیرم…

فقط مرداب تا ابد به دنیایش می چسبد و در آخر می گندد!! 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:14 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 "فلسفه" حرف می آورد و "عرفان" سکوت.

آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.

آن نور است و این نار.

آن درسی بود و این در سینه.

از آن دلشاد شوی و از این دلدار.

از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.

آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.

آن راه است و این مقصد.

آن شجر است و این ثمر.

آن فخر است و این فقر.

آن کجا و این کجا!

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:18 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 چایت را بنوش نگران فردا مباش

دکتر نيستم

اما برايت ده دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان را تجويز ميکنم،

تا بفهمى عاقل بودن چيز خوبيست،

اما ديوانگى قشنگ تر است..

برايت لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز ميکنم،

به ﺗﻮ پيشنهاد ميکنم که شاد باشى!

خورشيد هر روز صبح،بخاطر زنده بودن ما طلوع ميکند!

هرگز، منتظر" فرداى خيالى" نباش.

سهمت را از" شادى زندگى"، همين امروز بگير.

نگران نباش . چایت را بنوش


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:19 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ ... ﯾﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﮐﻬﻨﻪ ﺑﻮﺩ ،

ﯾﮑﯽ ﻣﻮﻧﺪ ﯾﮑﯽ ﻧﻤﻮﻧﺪ ...ﺣﺮﻑ ﺭﺍﺳﺖ... ﯾﻪ ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩ ،

ﯾﮑﯽ ﻣﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ، ﺑﻪ ﻏﻢ ﻋﺸﻖ ﻣﺒﺘﻼ ،

ﯾﮑﯽ ﺭﻓﺖ ﭼﻪ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ، ﺑﺎ ﺩﻭﺭﻧﮕﯽ ﺁﺷﻨﺎ ،

ﺍﻭﻧﮑﻪ ﻣﻮﻧﺪ ﺭﯾﺸﻪ ﭘﻮﺳﻮﻧﺪ... ﺩﻟﺸﻮ ﻏﺼﻪ ﺳﻮﺯﻭﻧﺪ .. ﭘﺸﺘﺸﻮ ﺩﻭﺭﯼ

ﺷﮑﻮﻧﺪ..ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﺟﻔﺎ.. ﺩﻝ ﺩﺍﺩﺵ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻼ... ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﻓﺎ ،

ﺭﺍﻫﯽ ﺷﺪ ﺗﻮ ﻗﺼﻪ ﻫﺎ ،

ﺍﻭﻧﮑﻪ ﻣﻮﻧﺪ ﯾﻪ ﻗﺼﻪ ﺳﺎﺧﺖ ،

ﺍﻣﺎ ﻫﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺷﻮ ﺑﺎﺧﺖ ،

ﻗﺼﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺭﺳﯿﺪ ،

ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﻧﺮﺳﯿﺪ ،

ﻫﯿﭻ ﮐﯽ ﺧﻮﺍﺑﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ..


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:19 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 بچہ ڪہ بودم، یهہ جوجہ داشتم. خیلۍ دوستش داشتم.

یہ روز گرفتمش جلو صورتم باهاش حرف بزنم

ڪہ یهو 

نوڪ زد توۍ چشمم.

خیلۍ دردم اومد.

تو عالم بچگۍ ڪلۍ بهش فحش دادم.

اما الاڹ میفهمم ڪہ تقصیر اوڹ نبود!

تقصیر خـــــودم بود!

هر وقت ڪسۍ ڪہ شعـــــور و فـــــهم درستۍنداره رو بہ خودت نزدیڪ ڪنۍ حتما بهت آسیب میزنہ!

ایـــــڹ یہ قانـــــونـــــہ..........


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

یک شنبه 10 آبان 1394  11:20 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
دسترسی سریع به انجمن ها