ب) جدي نگرفتن امر دنيا: درست است كه هم قرآن و هم احاديث و هم زندگي معصومين همه و هم مبين نوع نگرش آنها به دنيا و عدم ميل و رغبت آنها به دنياست اما بعضاً اين نگرش آنچنان كه بايد فهم نميشود و چنين تلقي ميشود كه چون دنيا ناپايدار است لذا در انجام امور نيز اهتمام لازم را نبايد بكار ببريم.
وقتي از يك صوفي پرسيدند چرا براي خود خانه مهيا نميكني؟ در جواب گفت: «الامر السهل من ذلك، كار دنيا از اين آسانتر است كه به فكر تهيه خانه باشيم.» حال اگر كسي در زندگي خود چنين نگرش نسبت به دنيا داشته باشد قطعاً درصدد انجام دقيق امور برنخواهد آمد. وقتي عالم اخلاق جهان اسلام امام محمد غزالي در باب زهد نسبت به دنيا ميگويد: آخرين مرحله زهد نسبت به دنيا آن است كه براي فرداي خودت غذا نداشته باشي آنوقت وضع بقيه مشخص است.
بنابراين سهل گرفتن امر دنيا باعث بيدقتي و عدم وجدان كار در ميان مسلمين شده است. در حاليكه از آموزههاي معصومين چنين برداشتي نميتوان كرد بلكه آنها توصيه ميكردند كار آنكس كرد كه تمام كرد.
ج) عدم توجه به قانون و تسامح نسبت به آن: ايرانيها و مسلمانان با توجه به اينكه هيچ وقت قانون را براي قانون نميخواستند بلكه آن را هميشه توجيهگر گريز از خطرات ميدانستند لذا با كمترين فرصتي از تن دادن بدان طفره ميرفتند اما اگر كسي قانون را براي قانون و نظم بخواهد و معتقد باشد كه قانون براي هميشه و همه جا است و بايد رعايت گردد چنين شخصي هرگز در انجام امور كوتاهي نخواهد كرد.
د) خلط بين بيعدالتي در قانون و عدم داشتن وجدان كار: غالب كساني كه به نحوي وجدان كاري ندارند يعني ناعادلانه بودن قانون (به زعم خودشان) و انجام ناتمام كار ملازمه اي مي بيند و ظالمانه بودن قانون را با ناتمام گذاشتن كار جبران مي كنند در حاليكه اگر كارمندي ،معلمي و ... نسبت به ميزان حقوق مضبوط در قوانين اعتراض دارند نبايد آن را با كم كاري و عدم وجدان كاري جبران كنند بلكه بايد توجه داشته باشند كه بين اين دو هيچ ملازمهاي در كار نيست اگر اشكالي در كار هست بايد آن را از مسير صحيح خود حل و فصل كرد. پس براي اينكه به وجدان كاري عامل باشيم لازم است انجام كار را با چيز ديگري مقايسه نكنيم بلكه وجدان را حاكم بر آن سازيم.
ذ) عدم اعتقاد به ارزش ذاتي كار: ما مسلمانان كار را وسيلهاي براي اهداف ديگر در نظر ميگيريم لذا در انجام بسياري از امور خود توفيق چنداني بدست نميآوريم. واقعيت اين است كه تنها كساني در زمينههاي مختلف كار ميتوانند توفيق حاصل كنند كه كار را فقط براي كار انجام ميدهند و آن را از نظر هدف ميبينند نه از منظر وسيله. عموم كساني كه به اين نگرش قائل نيستند در انجام كارهايشان هميشه با دلسردي و ناكامي مواجهاند بر خلاف مسلمانان؛ غربيها هم در باب علم و هم كار به جايگاه خوبي رسيدند به معنا كه در جهان غرب هم علم براي علم آموخته مي شود و هم كار براي انجام ميشود. يعني هر دوي اينها ارزش ذاتي دارند نه ارزش تبعي و به نظر نگارنده تا زماني كه چنين نگرش در ميان مسلمين پيدا نشود به وجدان كاري نخواهيم رسيد.
در نهج البلاغه علي عليهالسلام هميشه نسبت به عدم انجام دقيق امور ناراحت ميشدند و از اين كه مسلمين آن دوران نسبت به انجام امور خود تساهل ميكردند معترض بودند. خطبه 27نهج البلاغه مبين و مويد اين اعتراض علي عليهالسلام است و شايد همين عامل باعث عدم توفيق آن حضرت در گستر عدالت بوده باشد.
منابع مورد استفاده:
قرآن كريم
نهج البلاغه ترجمه فيض الاسلام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معين، دكتر معين
فرهنگ آفتاب، عبدالمجيد معاديخواه
وهابيت ايده استعمار، سيداحمد علم الهدي
وجدان، استاد محمد تقي جعفري
برگرفته از سایت سازمان تبلیغات اسلامی