پاسخ به:وجدان كاري در نهج البلاغه
چهارشنبه 1 دی 1389 6:10 PM
در نهج البلاغه ؛ اميرالمومنين عليهالسلام براي آدميان دو گونه محكمه را معين ميكنند كه يكي محكمه روز قيامت است كه تا زمان آن روز محشر آدميان از توبيخ و سرزنش و مجازات آن تا حد معيني در امان است اما علاوه بر آن محكمه ديگري وجود دارد كه آن محكمه وجدان است كه اگر كسي قلب خود را به امور باطل نيالايد بطور قطع او را در قضاوت و داوري حتي عليه خود كمك خواهد كرد. « و تمثل في حال تولتيك عنه اقياله عليك يدعوك الي عفوه ... و انت في ستره مقيم، و في سعه فضله منقلب! فلم عيفك فضله و لم يهتك عنك سده .. فما فلنك به لو اطعنه؟» (4) « و درست به هنگامي كه از او رخ برتافتهاي روي كردن او را به خود در نظر آر كه تو را به بخشايش فرا ميخواند... و در حالي كه در پناه پرده پوشي او اقامت گزيدهاي و در پهنه فضلش شناوري! و با اين همه فضل خويش را نه تنها از تو دريغ نميكند كه پرده برگرفتن از راز تو را نيز روا نميدارد ... پس چه ميپنداري اگر فرمانش ميبردي؟» علي عليهالسلام با چنين مطالبي ميخواهند يك مطلب را به اثبات رسانند و آن اينكه در آدمي نيرويي وجود دارد كه وقتي عفو و بخشش خدا را به ياد آورد او را در طلب بخشش و اطاعت آن خداي مهربان راهنمايي ميكند و به هنگام مخالفت با او مخالفت ميكند والا گفتن اين سخنان جز اتلاف وقت چيز ديگر نخواهد بود. لذا امير عليهالسلام با آگاهي از وجود چنين قوهاي آدميان را اينچنين مورد عتاب و خطاب خود قرار ميدهد. لذا خطاب علي در اين سخنان نيرويي جز نيروي وجدان نيست كه نه تنها آدمي را در انجام امور ياري ميرساند بلكه او را به عبادت و بخشش حق تعالي نيز دعوت ميكند.
در صورت تمایل پیام بدید