0

هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

 
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

چهارشنبه 2 مهر 1393  3:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.

طلبه شهید رضا دهنویان

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

چهارشنبه 2 مهر 1393  4:00 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

20 جمله کلیدی از بیانات مقام معظّم رهبری در مورد دفاع مقدّس ==> اینجا

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

چهارشنبه 2 مهر 1393  4:09 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

چهارشنبه 2 مهر 1393  4:17 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
sadegh936ali
sadegh936ali
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 42
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

انصافا این همه عزت ، عظمت ، اقتدار ، امنیت و در یک کلام جامعه خوب ، همش مرهون همین شهدا و همسنگراشون هستند .

امیدوارم ، هرچه زودتر حضرت ظهور کنن و نه فقط ما بلکه کل عالم در مدینه فاضله که درپناه آن حضرت

باشه باقی زندگیمونو ادامه بدیم . یعنی این روزا رو تا زنده ایم می بینم ؟ امیدوارم !  تو رو خدا دعا کنین .

چهارشنبه 2 مهر 1393  4:51 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 mehdi0014 amirali123
sadegh936ali
sadegh936ali
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 42
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

خوشا آنان  که  اونقدر غلطیدن  ، تا پر کشیدن  - وای به حال ما !

چهارشنبه 2 مهر 1393  4:56 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 mehdi0014 amirali123
sadegh936ali
sadegh936ali
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1391 
تعداد پست ها : 42
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

باریکلا شهداء - بعضی وقتا آرزوهاشون هم عجیبه ، نه فقط خودشون .  آفرین .

چهارشنبه 2 مهر 1393  5:06 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 mehdi0014
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

اینفوگرافی/ هشت سال، هشت عملیات

 

 

برای دیدن در سایز اصلی، بر روی تصویر کلیک نمایید.

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

چهارشنبه 2 مهر 1393  5:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

برای مشاهده در سایز بزرگ، بر روی عکس، کلیک کنید.

 

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

چهارشنبه 2 مهر 1393  5:30 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
ialimohammadi
ialimohammadi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 107
محل سکونت : گلستان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

خدا کنه شرمنده روی شهدا نباشیم

یازهرا

چهارشنبه 2 مهر 1393  7:38 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی
چهارشنبه 2 مهر 1393  8:12 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)


گرچه صدام حسین در ساعات میانی 31 شهریور و پیش از صدور فرمان حمله به ایران، موضوع اختلافات مرزی را دلیل وقوع جنگ عنوان کرد، اما حتی خود او نیز می‌دانست این جنگ مرحله اجرایی نقشه برنامه‌ریزی شده، هدفمند و فرامنطقه‌ای است و دولت بغداد به دلیل اختلافات زمینی و دریایی خود با ایران، تنها داوطلب اجرای این نقشه شده است.
واقعیت این است که انقلاب اسلامی تنها سبب از بین بردن «جزیره ثبات غرب» در منطقه نشده بود، بلکه تمامی الگوها و هنجارهای مورد نظر غرب در خاورمیانه و خلیج فارس را بر هم زده بود. انقلاب اسلامی در برابر نظامهای لائیکی مورد نظر غرب در منطقه، با صراحت، احیاء مذهب را صلا می‌داد. علاوه بر آن قدرتهای بزرگ از این نگران بودند که ثبات مورد نظر آنان در خاورمیانه و همچنین جریان آرام و مطلوب نفت از خلیج فارس، با تثبیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران به خطر افتد. به همین دلیل امریکا و اتحاد جماهیر شوروی ـ علیرغم اختلافات برخاسته از فضای جنگ سرد ـ در نارضایی از انقلاب اسلامی ایران موضع یکسانی داشتند.
جمهوری اسلامی ایران در طول یک سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحمیلی، با فشارهای برون مرزی متعددی روبرو شد:
جنگ تبلیغاتی، سیاسی روانی؛ محاصره اقتصادی؛ بلوکه کردن دارایی‌های ایران؛ تهدیدات نظامی (مداخله نظامی در طبس و ...)؛ تحریف ماهیت انقلاب اسلامی در عرصه بین‌المللی؛ دامن زدن به تروریسم و ناامنی داخلی و حمایت از آن.
هدف از این اعمال، بدبین ساختن افکار عمومی جهان نسبت به انقلاب اسلامی، جلوگیری از شناسایی سیاسی جمهوری اسلامی و فراهم ساختن زمینه های جنگ علیه ایران بود. هدف این بودکه هرگونه برخورد با ایران، در عرصه بین‌المللی، اقدامی در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه ومطابق خواست جامعه جهانی جلوه کرده و توجیه پذیر باشد. هدف این بود که نگذارند نهضت امام خمینی (ره) به عامل تأثیرگذار در تعیین نظم استراتژیک جهان تبدیل شود.
این گونه اهداف و دیدگاهها نیز نمی‌توانست در چهارچوب اختلافات مرزی و جاه‌طلبی‌های صدام تعریف شود. صدام در حقیقت فریب توطئه خارجی را خورد و جاه‌طلبی‌اش محرکی برای انتخاب عراق در اجرای این توطئه بود. البته در کنار این جاه‌طلبی، صدام انگیزه‌های جداگانه‌ای نیز برای جنگ داشت: صدام از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت 60 درصدی شیعیان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه که خود و دولتمردانش به دفعات اعلام کردند از پیمان الجزیره ناراضی بوده و در پی فرصتی برای لغو آن و حل یکسره اختلافات مرزی دو کشور مطابق میل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سیاستمداران عراقی و غیر عراقی منتشر شد ـ مایل بود در برنامه نابودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن خطرتفکر اسلامی برای استعمارگران، در منطقه پیشقدم شود تا بتواند حمایت دولتهایی را که با پیروزی انقلاب اسلامی منافعشان خطر افتاده، جلب کند و خود رهبری جهان عرب را به دست گیرد.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران سیاسی، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را تهاجمی فرا منطقه‌ای و برخاسته از اراده برون مرزی می‌شمارند.
البته حوادث بعد نشان داد که امریکا و یارانش در تبیین واقعیت‌ها، اشتباه کرده و دچار خوش‌بینی شده بودند که ناشی از ماهیت رخدادهای سیاسی‌ـ اجتماعی و اطلاعات نادرست امریکا بود. امریکا به رغم نظام و سیستم اطلاعاتی‌اش، همچنین حضور طولانی مدت در جامعه ایران، فاقد اطلاعات واقعی بود و توان تبیین صحیح این اطلاعات را نیز نداشت.
مجموعه این مسایل، امریکا و هم پیمانانش را به چالشی با جامعه ایران کشاند که هنوز بعد از گذشت نزدیک به سه دهه به پایان نرسیده است. گرچه در این مدت تحولات زیادی رخ داده، اما به طور قطع آن چه امریکایی‌ها از آن هراس داشتند اتفاق افتاد؛ انقلاب اسلامی ایران در برگرفتن غبار از چهره اسلام و خارج ساختن آن از کنج راکد عبادتگاهها به صحنه سیاسی جوامع بشری موفق بود.
تمهیدات صدام برای جنگ تحمیلی
صدام که اساساً با نیت مبارزه با جمهوری اسلامی ایران در 25 تیر 1358 با کودتا در عراق به قدرت رسیده بود، از ابتدا از تمامی راههای ممکن برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی بهره گرفت.
اخراج هزاران ایرانی از عراق در نیمه دوم 1358ش.؛ توزیع اسلحه بین عوامل ضد انقلاب حمایت از بمب‌گذاران و طراحی انفجارهای مکرر در خطوط راه‌آهن و تأسیسات نفتی؛ پناه دادن به ژنرالهای فراری حکومت پهلوی؛ انتخاب اسامی مجعول برای شهرهای ایران در نقشه‌ها و کتابهای درسی (عراق اهواز را «الاحواز»، خرمشهر را «محمره»، آبادان را «عبادان»، سوسنگرد را «خفاجیه» و بالاخره خوزستان را «عربستان» نامید.1) و الحاق خیالی این شهر‌ها به قلمرو جغرافیائی عراق؛‌ تحریکات و تجاوزات مکرر مرزی (دهها مورد یادداشت رسمی اعتراض از سوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به سفارت رژیم عراق در تهران ارسال شده است2)؛ انعقاد قراردادهای خرید هواپیماهای میراژ، میگ وتوپولف (این قراردادها پس از پیروزی انقلاب و قبل از جنگ منعقد شده است)؛ تقویت بدون دلیل نیروهای عراقی در مرز مشترک دو کشور و ایجاد موانع از قبیل سنگرهای بتونی، سیم‌های خاردار و ... صدها نمونه دیگر از اقدامات مقدماتی صدام برای فراهم آوردن زمینه یک تهاجم گسترده نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است.
از این رو هجوم نظامیان عراق به ایران در 31 شهریور 1359، تعجب هیچ یک از محافل سیاسی مطلع جهان را برنیانگیخت، چرا که از تمامی اقدامات یکساله صدام، بوی جنگ به مشام می‌رسید.
دولتمردان عراقی از همان ابتدای تجاوزشان تمامی توان سیاسی، نظامی و تبلیغی خود را برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی ایران به کار بستند. در جبهه سیاسی هیأتهای بسیاری را روانه کشورهای اروپایی، آفریقایی و آسیایی کردند و در این مأموریت‌ها تلاش داشتند تا اهداف و مقاصد خود در تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی ایران را، نزد جهانیان توجیه نمایند. در نیمه اول دهه 1360 ش. روزنامه‌ها و رسانه‌های ارتباط جمعی امریکا و اروپا مملو از مقالات و گزارشهایی بود که در آنها، به اهداف و نقشه‌های مقامات عراقی در به راه انداختن جنگ و علت حمایت کشورهای غرب و شرق از آنها اشاره شده بود. در این مقالات در توصیف اهداف جنگ به سرکوب بنیادگرایی در منطقه، توقف صدور انقلاب اسلامی، کاستن از خطر بالقوه برای حکومت صهیونیستی، رفع نگرانی دولت‌های عرب خلیج فارس از قدرت ایران و ... اشاره شده بود.
عراقی‌ها در خلال جنگ، تمام قوانین ومقررات بین‌المللی را زیر پا گذاشتند: پیمان الجزایر، پیمان منع کاربرد سلاحهای شیمیایی، پیمان منع حمله به اماکن مسکونی، پیمان مربوط به ضرورت رفتار انسانی با اسیران جنگی، پیمان مربوط به ضرورت امنیت هوانوردی، پیمان مربوط به امنیت دریاها، و دهها و صدها نمونه دیگر از پیمانها، مقررات و قوانین معتبر بین‌المللی در خلال جنگ تحمیلی از سوی عراقی‌ها به زیر پا گذارده شد.
بغداد در خلال جنگ تحمیلی، از شبکه‌های بمب‌ گذار درداخل کشورو در رأس آنها از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) حمایت کرد. منافقین که در فرانسه و بعد در عراق مستقر شدند با سکوت یا حمایت دولت‌های میزبان، بسیاری از اقدامات تروریستی علیه مسئولان و افراد عادی کوچه و بازار ایران را در خلال جنگ تحمیلی هدایت ‌کردند. ترور مردم عامی و مسئولان نظام، در پاریس و بغداد طراحی و برنامه‌ریزی می‌شد و در شهرهای مختلف ایران به اجرا در می‌آمد. هفتم تیر و شهادت آیت‌الله بهشتی و 72 نفر از مسؤولان ایران، هشتم شهریور وشهادت رئیس جمهور رجایی و نخست‌وزیر باهنر، شهادت امامان جمعه، ترور مستمر مردم عادی از قبیل کاسب، دانش‌آموز، روحانی و غیره از جمله اقدامات تروریست‌های داخلی تحت الحمایه دولت عراق در خلال 8 سال جنگ تحمیلی بود.
علاوه بر این، ابعاد جنگ فقط در مرزها و یا در داخل شهرها به صورت ترورهای روزمره خلاصه نمی‌شد، بلکه خانه‌های مسکونی مردم و مدارس کودکان بی‌دفاع در بسیاری از شهرهای ایران آماج حملات موشکی عراقی‌ها بود و هزاران نفر از تلفات مردمی جنگ ناشی از همین گونه حملات بود. کشتی‌های باری و نفتی که عازم بنادر ایران بودند، در بخش عمده این 8 سال هدف حملات هوایی عراق در خلیج فارس بودند و هواپیماهای جاسوسی ـ آواکس ـ که در عربستان مستقر بودند، جنگنده‌های عراقی را در هدف‌گیری این کشتی‌ها یاری می‌دادند.
حمایتهای جهانی از صدام
در خلال جنگ تحمیلی، عراق از حمایت بی‌دریغ تسلیحاتی، مالی و سیاسی بین‌المللی برخوردار بود. فرانسه، شوروی، انگلستان و چین درصدر صادر کنندگان اسلحه مورد نیاز عراق قرار داشتند، آلمان تأمین کننده عمده جنگ افزارهای شیمیایی عراق بود و دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس تأمین کننده عمده نیازهای نفتی، مالی و ترابری عراق بودند.
دولت عراق در 1358ش. حدود 12 میلیارد دلار صرف خرید تسلیحات کرد، امّا در 1361 توانست در خرید جنگ‌افزار از عربستان سعودی سبقت گیرد و در 1363 ش. بودجه نظامی بغداد از مجموع بودجه نظامی کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس بیشتر شد. در این سال عراق 40 درصد درآمدهای داخلی خود را صرف خرید جنگ‌افزار از امریکا، انگلیس، فرانسه و روسیه کرد. هزینه‌ای که عراق در دهه 1360ش. صرف خرید سلاح از امریکا و اروپا کرد، از هزینه تسلیحاتی کشورهای صنعتی اروپای غربی در همین دهه بیشتر بود. در این دهه عراق، دو برابر آلمان غربی بودجه نظامی داشت.3
نه در امریکا، نه در اروپا، نه در روسیه و نه در سازمان ملل، هیچ منعی برای تسلیح مداوم عراق به انواع جنگ‌افزارهای کشتار جمعی در دهه 1360 ش. وجود نداشت. بسیاری از این سلاحها در شرایطی به عراق سرازیر می‌شد که این کشور پولی برای خرید آنها نداشته و خود را همه ساله به فروشندگان خود مقروض می‌ساخت. بسیاری از واردات نظامی نیز با صادرات نفتی پاسخ داده می‌شد.
آمارهای رسمی نشان می‌دهد که شوروی، فرانسه و چین ـ سه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل ـ به ترتیب درصدر کشورهای صادرکننده سلاح به عراق در دهه 1360 ش. بوده‌اند. در طول این دهه، 53 % واردات نظامی عراق به ارزش تقریبی 13 میلیارد و 400 میلیون دلار از شوروی تأمین می‌شد. فرانسوی‌ها نیز با فروش بیش از 5 میلیارد دلار سلاح به عراق در دهه 1360ش. مجموعاً 20 % واردات نظامی عراق را به خود اختصاص داده‌اند. این رقم در مورد چین نیز به 7% یعنی به بیش از یک میلیارد و ششصد میلیون دلار بالغ می‌شد. 4
در کنار فعالیت مستقیم کارخانجات جنگ افزار سازی وابسته به دولت‌ها، مؤسسات خصوصی مختلف نیز در این راستا صرفاً جهت کسب درآمد هرچه بیشتر وارد معرکه شده و بدون توجه به قوانین داخلی هر کشور در مورد منع صدور ساز و برگ نظامی به کشورهای درگیر جنگ و حتی قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی ناظر بر جلوگیری از تولید و فروش سلاحهای غیر متعارف، عراق را به صورت یک زراد خانه عظیم درآوردند.
این روند باعث شد که حکومت بعث نه تنها به پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی در زمینه‌های جنگ هوایی و زمینی دست یابد، بلکه کارخانجات جنگ افزار سازی متعددی با همکاری کشورهای مختلف به صورت آشکار و نهان برپا ساخت، به طوری که طبق گزارش مؤسسات بین‌المللی، در پایان جنگ، عراق پنجمین قدرت نظامی جهان شد.5
در این جنگ امریکایی‌ها نیز سهم خود را در یاری رساندن به ماشین جنگی صدام و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران ایفا کردند: در اسفند 1360، نام عراق از فهرست کشورهایی که واشنگتن از آنها به عنوان «طرفداران تروریسم» یاد می‌کرد خارج شد و در آذر 1363، امریکا به تحریم سیاسی عراق خاتمه داد و روابط سیاسی با این کشور را برقرار کرد. امریکایی‌ها در موارد متعددی هماهنگ با صدام و به طور مستقیم وارد جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران شدند. حمله به پایانه‌ها و چاه‌های نفتی ایران در خلیج فارس و ساقط کردن هواپیمای مسافری ایرباس ایران بر فراز این منطقه و کشتار 300 مسافر و خدمه آن، دو نمونه از این حملات بود. این حوادث در حالی رخ می‌داد که ایران مورد تحریم تسلیحاتی قرار داشت و این تحریم با شدت اعمال می‌شد. «کاسپارواین برگر» ـ وزیر دفاع وقت امریکا ـ راجع به تصویب قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران با صراحت گفته بود:
«... در صورتی که قطعنامه تحریم تسلیحاتی اجرا شود، ریشه توانایی ایران برای ادامه جنگ به سرعت خشک می‌شود و در واقع ریشه موجودیت ایران نیز به صورت یک ملت به خشکی می‌گراید... 6»
شورای همکاری خلیج فارس که در 1359 ش. به بهانه همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی 6 کشور عضو ـ امارات متحده عربی، بحرین، قطر، کویت، عربستان سعودی و عمان ـ به وجود آمد، عملاً کانونی برای گردآوری دلارهای نفتی منطقه و انتقال آن به بغداد برای تقویت بنیه نظامی عراق شده بود. هنگامی که جنگ به پایان رسید، تنها مطالبات نقدی 6 کشور عضو این شورا از عراق، از مرز 80 میلیارد دلار گذشته بود. این غیر از میلیاردها دلار نفتی بود که دولتهای منطقه به ویژه کویت و عربستان از پالایشگاهها و پایانه‌های خود به حساب عراق به شرکتها و کمپانی‌های نفتی غرب فروخته بودند.
شیخ نشینهای عرب منطقه به مدت یک دهه به مثابه دولتهای دست نشانده بغداد عمل می‌کردند. عراقیها دائماً از آنها متوقع بودند و برای جنگ و اقدامات نظامی خود بر سر آنان منت می‌گذاشتند و رژیمهای عرب نیز سپاسگزار بعثیها، دلارهای نفتی‌شان را برای حاکمان بغداد ارسال می‌کردند؛ همان حاکمانی که دو سال بعد از پایان جنگ تحمیلی‌شان بر ایران، در حمله جدید خود به کویت و عربستان تلافی حمایتهایشان را کردند!. به همین دلیل، هنگامی که در تابستان 1369 ش.، صدام، طرح حمله گسترده به کویت را آماده می‌کرد، کمترین بهایی برای واکنش احتمالی عربستان و سایر شیوخ شورای همکاری قائل نبود. دولتهای عرب حوزه خلیج فارس در آن سال، در حقیقت پاداش سیاست ده ساله خود را در دفاع یکجانبه از صدام دریافت کردند.
ناکامی صدام در دستیابی به اهدافش
ایمان و اعتقاد راسخ رزمندگان ایران به حقانیت انقلاب اسلامی و موج عظیم مردمی که در قالب «بسیج» برای دفاع از کیان نظام جمهوری اسلامی ایران طی 8 سال دایماً حضور خود را در جبهه حفظ کردند، بزرگترین سرمایه انقلاب و نظام بود و مهمترین نقش را در توقف ماشین جنگی عراق بر عهده داشت.
در بررسی عوامل شکست عراق در دستیابی به اهداف اعلام شد‌ه‌اش، علاوه بر ایمان و اعتقاد رزمندگان ایرانی، عوامل دیگر از قبیل ناامیدی حامیان صدام از سقوط جمهوری اسلامی ، مردمی شدن جنگ و سرانجام پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران نیز بی تأثیر نبود. نتیجه آن شد که عراقیها 8 سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اولیه آغاز قرار داشتند.
«خاویر پرزدکوئه‌یار» ـ دبیر کل وقت سازمان ملل ـ نیز در خاتمه جنگ، با انتشار بیانیه‌ای رسماً از عراق به عنوان «شروع کننده جنگ» نام برد. این بیانیه نیز سندی از مجموعه اسناد حقانیت جمهوری اسلامی ایران درجنگ بود. در خلال این جنگ هیأتهای متعدد صلح از سوی سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و جنبش عدم تعهد برای میانجی‌گیری به تهران و بغداد سفر کردند که غالباً داوری آنها به دلیل آن که فاقد اصل بیطرفی و گاهی عاری از عدالت و صداقت بود، به نتیجه‌ای نرسید. قطعنامه‌های منتشره از سوی شورای امنیت سازمان ملل نیز به استثنای قطعنامه هفتم ـ قطعنامه598ـ که در تیر 1366 به تصویب رسید، غالباً جانب انصاف و عدالت را رعایت نکرده بود.
قطعنامه 598 نیز عاری از اشکال نبود اما نسبت به سایر قطعنامه‌های منتشره، مواضع بیطرفانه‌تری داشت و جمهوری اسلامی ایران علیرغم بی‌میلی اولیه سرانجام در تیر 1367 آن را رسماً پذیرفت. روز 29 مرداد 1367 از سوی سازمان ملل آتش بس اعلام شد و به تدریج آتش جنگ در جبهه‌ها خاموش گردید. با این همه هنوز اکثر بندهای قطعنامه 598 اجرا نشده است.
قسمتی از پیام امام خمینی(ره) راجع به قطعنامه 598 و شرایط سیاسی آن روز چنین است:
... من با توجه به نظر تمام کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم و خدا می‌داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همه‌ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود...
... خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سرکشیده‌ام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم، و بدا به حال آنان که در این قافله نبودند، بدا به حال آنهائی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت، بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند.7
به این ترتیب جنگی که در 31 شهریور 1359 توسط همة ظالمان جهان و به دست صدام بعثی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، بدون دستیابی آنان به اهدافشان، در تابستان 1367 ش. به پایان رسید.

چهارشنبه 2 مهر 1393  8:54 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

چند شعر از شاعران معاصر کشورمان با موضوع دفاع مقدس.

دفاع مقدس

افشین مقدم:

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود

هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد

مادری فرزند خود را هدیه کرد

در شبی که اشکمان چون رود شد

یک نفر از بین ما مفقود شد

آنکه که سر دارد به سامان می رسد

آنکه که جان دارد به جانان می رسد

دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت

بی سر و جان تا لقاءالله رفت

زندگیمان در مسیر تیر بود

خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود

آنکه خود را مرد میدان فرض کرد

آمد از این نقطه طی الارض کرد

هر که گِرد شعله چون پروانه است

پیکر صدپاره اش بر شانه است

تن به خاک و بوی یاسش می رسد

بوی باروت از لباسش می رسد

دشمن افکنهای بی نام و نشان

پوکه ی خونین شده تسبیحشان

کار هرکس نیست این دیوانگی

پیله وا می ماند از پروانگی

*

صدرالدّین انصاری زاده:

یادت هست قلّاب میگرفتم

از دیوار باغ بالا بروی

تا ته باغ را نگاه کنی ؟

حالا من

درجه

درجه

به شانه ام افزوده ام

و تو

پلّه

پلّه

از آسمان بالا رفته ای ...

*

رضا شیبانی:

مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها

انگار انتظار تو را پیر کرده است

زود است باز این همه پیری برای تو

شاید منم که آمدنم دیر کرده است

مادر مرا ببخش اگر دیر آمدم

جایی که بودم از نفس جاده دور بود

آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت

آیینه ی شکسته من پر غرور بود

دیرینه سال بود که در دور دست‌ها

یک سرزمین به گرده ی من بار درد بود

در من کسی شبیه یلان حماسه‌ساز

بی‌وقفه با زمین و زمان در نبرد بود

دیرینه سال بود که سرپنجه‌های من

چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد

تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک

تا مغز استخوان مرا خورده بود درد

قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من

تنها برای خاطر تو این چنین شدم-

-که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم

یک عمر استخوان گلوی زمین شدم

مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم

یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید

تا ارتفاع شانه مردان شهرمان

از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید

مادر نمیر! زندگی من از آن تو!

مادر نمیر! زندگی از آن میهن است

بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد!

بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست!

*

مهدی فرجی:

گل شد ، بر آمد پیکرم ، آهسته آهسته

انگار دارم می‌پرم آهسته آهسته

انگشترم ، مهرم ، پلاکم ، چفیه‌ام ، عطرم

پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته

آهسته آهسته سرم از خاک می‌روید

از خاک می‌روید سرم آهسته آهسته

جز نیمه‌ ای از من نمی‌یابید ، روزی سوخت

در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته

امروز بعد از سال ها زاییده خواهد شد

ققنوس از خاکسترم آهسته آهسته

خوابیده‌ام بر شانه‌ها و می‌برندم … نه

تابوت را من می‌برم آهسته آهسته

آن پیرزن ، این زن به چشمم آشنا هستند

دارم به جا می‌آورم آهسته آهسته

خواندم : پدر خالی است جایش این خبر می‌ریخت

از چشم‌های خواهرم آهسته آهسته

دیگر برای آستین بالا زدن دیر است

این را بگو با مادرم آهسته آهسته

 


 

چهارشنبه 2 مهر 1393  9:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

هر چه رشته‌ بود پنبه شد؟!

بررسی رابطه "‌ادبیات مقاومت و انقلاب"‌ و دانشگاه‌ها

چندسالی است که با فرارسیدن هفته دفاع مقدس، بحث در رابطه با ادبیات مقاومت و فراز و فرودهای آن پس از گذشت بیش از سه دهه و چالش‌های پیش روی آن بالا می‌گیرد...

دفاع مقدس

چندسالی است که با فرارسیدن هفته دفاع مقدس، بحث در رابطه با ادبیات مقاومت و فراز و فرودهای آن پس از گذشت بیش از سه دهه و چالش‌های پیش روی آن بالا می‌گیرد و البته اغلب نیز پس از سپری‌شدن این هفته، بحث‌ها به بایگانی‌های خبرگزاری‌ها و مطبوعات می‌رود تا سال دیگر و سر موعد دوباره طبق وظیفه ژورنالیستی و مناسبتی به آن پرداخته شود.

یکی از مهم‌ترین بحث‌هایی که در چهار سال اخیر در رابطه با ادبیات مقاومت مطرح بوده و اینجا و آنجا درباره آن گفت‌وگو و یادداشت و گزارش‌های مختلفی منتشر شده، چگونگی رابطه این نوع از ادبیات با فضای آکادمیک بوده است. در خلال این توجه‌ها، یک پیشنهاد، مدتی است از سوی استادان دانشگاه و فعالان حوزه ادبیات مقاومت مطرح می‌شود؛ ایجاد فضایی برای این نوع از ادبیات در دانشگاه‌ها حال به عنوان گرایشی در مقطع کارشناسی ارشد یا رشته‌ای مستقل در دوره کارشناسی. اما چه‌طور شد که پس از سه دهه، فعالان ادبیات مقاومت، نیاز وجود چنین رشته‌ای را در دانشگاه‌ها احساس کردند؟

آغاز ماجرا

نزدیک به سه دهه پس از پایان جنگ و از نیم سال اول سال تحصیلی 88 – 87 بود که "ادبیات مقاومت" به عنوان گرایشی در مقطع کارشناسی ارشد برای رشته زبان و ادبیات فارسی وارد دانشگاه و مشخصاً زیرمجموعه این رشته شد. این گرایش، در دوره‌ای چهارساله برای اولین‌بار در دانشگاه شهید باهنر کرمان ایجاد شد. بعد از کرمان، دانشگاه‌های سمنان، تهران و شیراز نیز نسبت به ایجاد این رشته اقدام کردند.

می‌توان گفت پس از تأسیس این رشته با موضوع ادبیات جنگ بود که فعالان حوزه ادبیات انقلاب، با این سوال مواجه شدند که ادبیات انقلاب که به دلیل وقوعش قبل از جنگ و ظهور نشانه‌های آن حتی قبل از وقوع انقلاب، قدمتی بیشتر از ادبیات مقاومت و جنگ دارد، چرا مانند ادبیات مقاومت نباید در دانشگاه‌ها تدریس شود؟ آنها علاوه بر این، به دلیل گذشت بیش از سی سال از وقوع این رویداد تاریخی، دانشگاه را موظف به توجه نشان دادن به این موضوع می‌دانستند. از این رو بود که پیشنهاد ایجاد گرایش ادبیات انقلاب را مطرح کردند.

محمدرضا تركی، عضو هیات علمی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران، در این‌باره اظهار می‌كند؛ در شرایط فعلی ادبیات پایداری وجود دارد كه در برخی دانشگاه‌ها به شكل گرایش مطرح شده است. این رشته به دلیل بازبینی در وزارت علوم به گرایشی در كارشناسی ارشد خواهد شد. تركی می‌گوید: "گرایش یا رشته بودن ادبیات انقلاب مساله نیست، آن‌چه مهم است تحقیقات پیش از این مساله خواهد بود. تا رفته رفته همه چیز جا بیفتد".

ادبیات مقاومت در دانشگاه؛ بایدها و نبایدها

باید پذیرفت ادبیات مقاومت به عنوان ادبیاتی با عمری سی ساله در درون حجم بزرگ‌تر و یک‌قرنی ادبیات معاصر قرار می‌گیرد و مشمول آن است. چگونه می‌توان در دانشگاه به ادبیات مقاومت و انقلاب پرداخت در حالی که این ادبیات، که بن‌مایه‌ها و قالب ارائه خود را از شعر نیمایی یا ادبیات داستانی معاصر برگرفته است آن‌طور که باید و شاید در دانشگاه‌ها مورد توجه نیست؟ چهار واحد در دوره لیسانس آن هم به صورت بررسی تاریخ ادبیات معاصر و نه بررسی مختصات و ویژگی‌ها آن.

وقتی هنوز ادبیات معاصر که قدمتی بیش از ادبیات انقلاب دارد و در واقع آن را دربرمی‌گیرد و حتی ادبیات انقلاب در ایجاد مناسبات با بن‌مایه‌های فرمی و محتوایی آن تولید می‌شود، وارد دانشگاه نشده است، چه طور می‌توان انتظار داشت که ادبیات انقلاب به عنوان زیرمجموعه ادبیات معاصر در دانشگاه جدی گرفته شود؟ اگر تأسیس گرایش ادبیات انقلاب در مقطع کارشناسی ارشد یا ایجاد رشته‌ای با این عنوان در مقطع کارشناسی اتفاق بیفتد، باید پرسید دانشگاهی که در تأسیس رشته‌هایش دچار ناموزونی تاریخی است چگونه خواهد توانست از پس ارائه قسمتی از این تاریخ برآید؟

تجربه تأسیس ادبیات مقاومت نشان داد که وزارت علوم و متولیان ایجاد رشته‌ها باید خاستگاه‌های بحث و اولویت‌ها را در نظر بگیرند. در چهار سالی که از تأسیس گرایش ادبیات مقاومت می‌گذرد، شاهد بوده‌ایم که رعایت نکردن اولویت‌ها و به هم ریختن تواترهای لازم و هدفمند، دودی است که به چشم این رشته رفته است؛ این گرایش دانشگاهی از نخست این آسیب را به جان خریده که نتواند خاستگاه و منشأ ادبیات مقاومت را بر اساس تاریخی که قبل از وقوع جنگ، آن را برساخته است، توضیح دهد.

علاوه بر این، فقر منابع مدون و جامع، به گونه‌ای دیگر تدریس دروس این رشته را با مشکل روبه‌رو کرده است.

 

محمدرضا ترکی: گرایش یا رشته بودن ادبیات انقلاب مساله نیست، آن‌چه مهم است تحقیقات پیش از این مساله خواهد بود. تا رفته رفته همه چیز جا بیفتد

بدون تأسیس رشته، چه باید کرد؟

پرسش دیگر این است: حال، و تا پیش از ایجاد رشته ادبیات انقلاب، چگونه می‌توان به آن در محیط آکادمیک توجه کرد؟

منوچهر اكبری، رییس سابق دانشكده ادبیات دانشگاه تهران درباره تاسیس گرایشی با عنوان "ادبیات انقلاب" می‌گوید: "آن‌چه می‌دانم این است كه این گرایش در وزارت علوم تصویب شده است اما از این‌كه در حال حاضر چه وضعیتی دارد با خبر نیستم".

اكبری اهمیت این موضوع را در داشتن انقلابی فرهنگی دانسته و معتقد است كه مردم ذاتا متحول (الهی) شده‌اند. وی ادامه می‌دهد: "ادبیات تنها رشته‌ای است كه پیش از انقلاب هم اسلامی بوده است. اما پس از انقلاب نگاه و رویكرد به ادبیات انقلاب با دفاع مقدس پیوند خورده و قرائت متحولانه‌ای از آن ارایه كرده است". رییس سابق دانشكده ادبیات دانشگاه تهران می‌گوید: "توجه به ایجاد چنین رشته‌ای است كه ادبیات رزمی را جای ادبیات بزمی نشانده و حماسه، مقاومت، ایستادگی، دفاع از كیان كشور و ... را رواج می‌دهد".

اما از دیگر انتقاداتی که در سال‌های اخیر به کارگزاران دانشکده‌های ادبیات دانشگاه وارد شده، تعداد کم پایان‌نامه‌هایی بوده که در این رابطه از سوی دانشجویان این دانشکده‌ها به نگارش درآمده است. قضیه از آنجا شروع شد که چهار سال پیش که سه دهه از انقلاب را پشت سر گذاشته بودیم، طی یک بررسی از مخازن کتابخانه‌های 5 دانشگاه بزرگ کشور، آماری به دست آمد مبنی بر اینکه تا آن زمان تنها 24 پایان‌نامه در رابطه با ادبیات انقلاب اسلامی به نگارش درآمده و دفاع شده است.

البته پس از آن بررسی موردی، این اتفاق تکرار نشده تا معلوم شود چه تعداد پایان‌نامه به آن تعداد اضافه شده است. پس از آن بود که انتقادها نسبت این موضوع بالا گرفت.

حسن ذوالفقاری که در این باره با او گفت‌وگویی انجام شده بود درباره دلیل این نوع برخورد با پایان‌نامه‌هایی با موضوع ادبیات انقلاب در دانشگاه‌ها گفته بود: "یکی از دلایل می‌تواند این باشد که دانشگاه‌ها تخصص لازم در این زمینه را ندارند و طبیعی هم هست که به پایان‌نامه‌هایی با آن نوع موضوعات نپردازند. دیگر اینکه برخی دانشگاهیان معتقد‌ند این موضوع (ادبیات انقلاب) هنوز به قوام و نظام خاصی نرسیده که بشود به آن در قالب پایان‌نامه‌ پرداخت". علاوه بر این فقدان منابع پژوهشی نیز همواره از مهمترین دلایل کمبود پایان‌نامه‌های دانشجویی با موضوع ادبیات انقلاب اسلامی عنوان شده است.

البته اینها انتقاداتی بود که همان موقع، رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آن را رد کرده و گفته بود هزاران پایان‌نامه درباره ادبیات انقلاب به نگارش درآمده است!

می‌توان گفت، مهم‌ترین دلیل وجودی این فقر، مربوط به کم سن و سال بودن تحقیق در این حوزه است.

*

غلامرضا عزیزی معاون اسناد کتابخانه ملی در یادداشتی؛ پراکندگی اسناد دفاع مقدس پس از 30 سال و توزیع این اسناد تاریخی را در نهادهای مختلف یکی از دشواری‌های پژوهشگران و محققان این حوزه عنوان کرد.

محققان تاریخ دفاع مقدس كه برای انجام پژوهش‌های خود نیازمند دسترسی به اسناد مربوط به موضوع در نهادهای نظامی و انتظامی هستند هنوز با دشواری‌هایی رو به رو هستند. از جمله این دشواری‌ها یكی آن است كه همه اسناد مربوط از دستگاه‌های مشمول قوانین و مقررات هنوز به آرشیو ملی منتقل نشده‌اند. دشواری دیگر، توزیع این سوابق در نهادهای نظامی است. دشواری دیگر تعدد مراكز پژوهشیِ نظامیِ دارنده اسناد (و یا تصاویر آن‌ها) است برای نمونه: سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس (بنیاد حفظ آثار و نشرارزش‌های دفاع مقدس)، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه و بسیج، مدیریت حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، مراکز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، مرکز پژوهش‌های دفاع مقدس نیروی زمینی ارتش، مرکز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و بسیج (و مراكز وابسته)، مركز تحقیقات راهبردی وزارت دفاع، موزه دفاع مقدس و ترویج فرهنگ مقاومت، موسسه حفظ آثار نیروی زمینی سپاه و هیات معارف جنگ ارتش است كه هم متقاضی اسناد آن دوران و هم در مواردی دارنده آن اسناد هستند.

مراكز غیر نظامی و گاه غیر دولتی دارنده اسناد دفاع مقدس در حال گردآوری این اسناد مرتبط با دفاع مقدس نیز كم نیستند. برای مثال، سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شورای اسلامی، موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری، مركز اسناد انقلاب اسلامی، مركز اسناد ایثارگران بنیاد شهید و امور ایثارگران، مركز اسناد و اطلاع رسانی سازمان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. تعدد مراكز دولتی مرتبط دارنده این اسناد (مانند مركز اسناد ریاست جمهوری، مركز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات) نیز بر این دشواری افزوده است. بر این فهرست باید نام دیگر نهادها و سازمان‌ها مراكز دیگری را نیز افزود كه در كنار وظایف خود، به گردآوری اسناد دفاع مقدس می‌پردازند از جمله مراکز فرهنگی دفاع مقدس.

آن چه در این میان (پس از انجام وظایف قانونی برخی مراكز یاد شده در امر تعیین تكلیف، شناسایی، ارزشیابی، تنظیم و توصیف و حفظ و نگهداری) مهم به‌نظر می‌رسد انجام اقدامات هم‌افزایی این مراكز برای تسهیل اطلاع‌رسانی دقیق و به موقع به محققان این عرصه است. در سازمان اسناد و كتابخانه ملی ایران تاكنون بیش از 14 هزار موضوع سند (متنی كاغذی)، [هر موضوع خواه به صورت یك پرونده چند تا چند صد صفحه‌ای، یا به صورت تكْ‌برگ] مرتبط با جنگ تحمیلی عراق بر ایران آماده‌سازی شده است. اگر بخواهیم مواد دیداری و شنیداری و نقشه‌های موجود در سازمان را به این آمار اضافه كنیم، این آمار به بیش از 20 هزار مورد افزون خواهد شد. امید آن می‌رود كه در صورت تامین بودجه لازم و با اجرای برنامه‌ریزی‌های انجام شده تا پایان سال جاری بتوان این آمار را دست كم به دو برابر افزایش داد.

 


 

چهارشنبه 2 مهر 1393  9:18 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014 amirali123
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هفته دفاع مقدس مبارک (تاپیک ویژه)

ترجمه آثار دفاع مقدس

ترجمه آثار دفاع مقدس و مخاطبان آن سوی مرز‌ها از نگاه 10 نویسنده و مترجم

ادبیات دفاع مقدس

ترجمه آثار دفاع مقدس یک‌سال پس از وقوع جنگ تحمیلی(1360) و با ترجمه کتاب «جنگ با انقلاب» آغاز شد. این روند در سال‌های دیگر پیگیری شد اما همچنان به نظر می‌رسد با توجه به تاکید‌های مقام معظم رهبری بر ترجمه آثار دفاع مقدس، شاهد شروعی تازه در این عرصه هستیم.

در مصاحبه‌هایی با 10 نویسنده، متولی ترجمه و مترجم آثار دفاع مقدس، به بررسی این موضوع پرداخته شده است که ضرورت تربیت مترجم در حوزه ترجمه آثار و کتاب های دفاع مقدس، راه‌اندازی کارگاه‌های ترجمه و استفاده از ظرفیت ناشران خارجی برای توزیع آثار دفاع مقدس، مهم‌ترین نکته‌هایی بودند که کارشناسان بر آن تاکید داشتند. گزارش پیش رو به تجمیع اظهارات نویسندگان و کارشناسان و متولیان این حوزه است که می خوانید:

 

ردیف نام و سمت مصاحبه‌شونده

جمله‌های کلیدی

1 معصومه رامهرمزی نویسنده کتاب «یکشنبه آخر»

شناسایی یا تربیت مترجم حوزه دفاع مقدس نیازمند متولی پیگیر و توانمند یا وجود مرکز تخصصی این موضوع است

2 سعیده حسینجانی، مدیر مرکز ترجمه حوزه هنری

راه‌اندازی کارگاه‌های ترجمه را در برنامه داریم که نخستین کارگاه برای زبان عربی، پاییز امسال (1393) برگزار می‌شود.

3 مجید قیصری، نویسنده «دیگر اسمت را عوض نکن»

 اگر بخواهیم متن ادبیات را مقدس کنیم، نمی‌دانم چه اتفاقی برای ادبیات ما می‌افتد!

4 داوود امیریان، نویسنده داستان «یک نفس تا بهار»

آثاری که در حوزه دفاع مقدس به زبان‌های دیگر ترجمه می‌شوند، متاسفانه با ایراد‌های زیادی همراه‌اند و این ایرادها در ترجمه به زبان عربی بیش از دیگر زبان‌هاست.

5 اکبر صحرایی، نویسنده «کاش کمی بزرگتر بودم»

نیاز است تیم زبده‌ای در زمینه ترجمه آثار دفاع مقدس آموزش ببینند.

6 گلعلی بابایی نویسنده و رییس سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس

واسپاری انتشار ترجمه آثار دفاع مقدس به ناشران خارجی به دلیل بهره‌مندی از مترجم حرفه‌ای و توزیع بهتر، در اولویت کاری ما قرار دارد.

7 موسی بیدج، مترجم، نویسنده «مقاومت و پایداری در شعر عرب؛ از آغاز تا امروز»

برخی از آثار دفاع مقدس هنوز از نظر ادبی مورد تایید مردم جامعه خودمان هم نیستند، چه برسد به آن‌که قابلیت ترجمه به زبان‌های دیگر را داشته باشند!

8 فهیمه محمدسمسار، مسئول سابق دفتر ترجمه سوره مهر حوزه هنری

 بر اساس بررسی‌ها، کشور‌های آمریکای لاتین و انگلستان، به آثار حوزه دفاع مقدس علاقه‌مندند و گرایش نهاد‌های آکادمیک به حوزه خاطره بیشتر است.

9 سعید عاکف، نویسنده کتاب «خاک‌های نرم کوشک»

باید کشور مقصد را برای ترجمه آثار محک زد و نهاد‌های فرهنگی می‌توانند در توزیع قانونی و مطلوب آثار کمک شایانی انجام دهند.

10 معصومه آباد، نویسنده کتاب «من زنده‌ام»

می‌کوشیم کار انتشار تمامی آثار ترجمه شده را به ناشران مطمئن خارجی واگذار کنیم تا توزیع این کتاب‌ها به شیوه مطلوبی انجام شود.

 

چهارشنبه 2 مهر 1393  9:20 PM
تشکرات از این پست
amirali123 mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها