پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
ای عمر وحی از نفست گشته جاودان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
نانم مده،آبم مده،آسایش و خوابم مده
ای تشنگی عشق تو صد همچو ما را خونبها
مولوی
آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی
طعنه ز اغیار تو ای یار شنفتن تا کی
یکی شد شیخ و آن دیگر برهمن
که دارد عشق در سرها اثرها
اگر مشتاق صاحبخانه باشی
ندارد فرق مسجد با کلیسا
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
انی رایت دهرا من هجرک القیامه
همه کس به یک خوی و به یک خاست نیست
ده انگشت با یکدیگر راست نیست
اسدی طوسی
تو غایبیّ و بود خلق عالمت به حضور
به هر مقامی که هستی دهی به هستی نور
ربط ما با داغ عالمسوز عشق امروز نیست
سالها شد این سمندر شیر مست آتش است
تنـــــور سینه ما را ای آسمـــان به حـــــذر باش
که روی مــــاه سیــــه می کنــــد به دوده آهت
تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا
تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری
تا نشوی مست خدا غم نشود از تو جدا
تا صفت گرگ دری یوسف کنعان نبری
یاایـُّهاَ العَـزیز به کامَـم عسل
بریز آقا بِدِه جـوابِ مرا پیش از سوال
لب شیرین تو هر دم شکرانگیزترست
زلف دلبند تو هر لحظه دلاویزترست
بر سر آمد ز جهان جزع تو در خونخواری
گر چه چشم من دلسوخته خونریزترست
خواجوی کرمانی
تو خوبِ خوبها و من , بد بدان عالمم
بخر مرا ثواب کن , گناهکار عاشقم
من خنده زنم بر دل،دل خنده زند بر من
اینجاست که می خندد دیوانه به دیوانه
هر روز در هوای تو پرواز می کنیم
هر روز می شویم چو خورشید ، سرنگون