پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو
راز این اندوه بی آرام ،نتواند نهفت
می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام
آنچه با من لرزش لبهای بی تاب تو گفت
ابتهاج
تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
مرا اگر تو نخواهی ،منت به جان خواهم
وگر درم نگشایی ،مقیم درگاهم
چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش
به غیر آب نباشد پناه و دلخواهم
مولوی
امام علی علیه السّلام فرمودند:
نهج البلاغه ، خ 52
تشییع تو هر تیر که از چله برون شد میدوخت به تابوت نخی از کفنت را
این صحنه خودش گوشهای از کربلا شد صد حرمله با تیر نشان کرده تنت را
آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من
«شهریار»
نور خورشید می دهد ما را
درد جاوید می دهد ما را
هر بلایی که او به ما بخشید
ملک جمشید می دهد ما را
شاه نعمت الله ولی
مولی امیرالمومنین (ع)
افسوس های گذشته را در دل خود بیدار مکن، زیرا تو را از آمادگی برا پیروزی باز می دارد.
غررالحکم، ص۷۶۶
دارد به جانم لرز مي افتد رفيق؛ انگار پاييزم
دارم شبيه برگ هاي زرد و خشك از شاخه مي ريزم
«سيد محمد علي آل مجتبي»
ما هر دو ،در این صبح طربناک بهاری
از خلوت و خاموشی شب،پا به فراریم
ما هر دو،درآغوش پر از مهر طبیعت
با دیده ی جان،محو تماشای بهاریم
فریدون مشیری
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد قضای آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد
دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
یار گرفتهام بسی، چون تو ندیدهام کسی
شمع چنین نیامدست از در هیچ مجلسی
«سعدی»
یک عمر شهان تربیت جیش کنند
تا نیم نفس عیش به صد طیش کنند
نازم به جهان همت درویشان را
کایشان به یکی لقمه دو صد عیش کنند
قاآنی
در دایره وجود موجود علیست
اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست
گرخانه اعتقاد ویران نشدی
من فاش بگفتمی که معبود علیست