پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
دلگير ڪه شدے از زمانہ
تعطیل ڪن زندگے را برس بہ داد ِ دلَت...
حرم اگر نیافتے شهدا هستند گلزارشان میشود مأمنے براے دلت
تویی دریا منم ماهی چنان دارم که می خواهی
بکن رحمت بکن شاهی که از تو مانده ام تنها
«مولانا»
آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست
با رخ او جان ما،در دل ما جای اوست
جز ورق ذکر او ورد نخواهیم ساخت
چون همه طومار ما اسم و مسمای اوست
اوحدی مراغه ای
تا مبتلا نگردی گر عاقلی مدد کن در کار عشق لیلی مجنون مبتلا را
آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و گر باده مست
حافظ
تو لطیفی تو لطیفی تو لطیف ابن لطیفی
تو جهانی دو جهان را به یکی کاه نگیری
هله ای روح مصور هله ای بخت مکرر
نه ز خاکی نه ز آبی نه از این چرخ اثیری
یک دم بیا با عاشقان دستی بچرخان و برو
چرخی بزن،مستی نما،دل را بشوران و برو
تا روزگار واپسین عاشق نبیند شور وصل
در آخرین روز فلک،چرخی بچرخان و برو
مولوی
وسط تشنگی و قحطی آب گفت لبیک به شه طفل رباب
بند قنداق درید و نالید ای پدر اصغر خود را دریاب!
بی عشق نشاط و طرب افزون نشود بی عشق وجود خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد بیجنبش عشق در مکنون نشود
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران بر در سودای تو خاک قدمند
شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق
خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند
سعدی
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
امام على عليه السلام
تكبّر ورزيدن در زمان حكومت، مايه خوارى در هنگام بركنار شدن است التَّكَبُّرُ فِي الوِلايَةِ، ذُلٌّ فِي العَزلِ
غررالحكم حدیث 1000
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسي، من به خدا رسيده ام
«رهي معيري»
ما بی تو تا دنیاست دنیایی نداریم
چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم
سلمان هراتی
من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
«سعدی»