0

درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو

 
rezazn
rezazn
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 317
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

زندگی نامه شهدا مخصوصاً فرماندهان شهدا از بهترین موارد برای درس گرفتن است باشد که الگویی برای همه ما باشند و بتوانیم راهشان را ادامه دهیم و رو سیاه آنان نگردیم پس بیایید با هم برای یکبار هم که شده زندگی نامه آنان را مرور کنیم و سری به وصیت نامه آنان بزنیم که خود سرشار از پند و آموختنی هاست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.:» بر چهره دلربای مهدی صلوات «:.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــ
ـــــ
ـ
یک شنبه 9 مهر 1391  4:38 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer mehdi0014 abdo_61 siasport23
rezazn
rezazn
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 317
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

خواسته اي كه شهيد باكري از آن دست بردار نبود!

روايتي خواندني از احوالات معنوي شهيد مهدي باكري فرمانده لشكر 31 عاشورا در ذيل عنوان مي شود:
داشتم لباسهايي را كه آب كشيده بودم، روي طناب پهن مي كردم كه از پشت سر، دستي روي شانه ام سنگيني كرد. آقا مهدي بود. گفت:"آقا جعفري! چند دقيقه با شما كار دارم."
دستم را گرفت و با خود به سمت خاكريز برد. خاكريز را رد كرديم و آن طرف خاكريز روي خاك ها نشست. چه كاري مي توانست داشته باشد؟! گفتم:"آقا مهدي با ما امري داشتيد؟!"
به آرامي مشتش را باز كرد و دانه هاي ريز شن روي خاك ريخت و بي آنكه به صورتم نگاه كند، گفت:"حاج آقا! احساس مي كنم شديدا به موعظه نيازمندم... من را موعظه كنيد."
-آقا مهدي اين چه حرفي است؟!.. شما هستيد كه بايد ما را موعظه كنيد، ما كه باشيم ... دست بردار نبود. هر چه اصرار كردم راه به جايي نبرد.
چاره اي نداشتم. شروع كردم و از احوال قيامت برايش صحبت كردم. من مي گفتم و او مي گريست. من مي ساختم و او مي سوخت. به پايان رسيدم و او هنوز در آغاز بود...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.:» بر چهره دلربای مهدی صلوات «:.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــ
ـــــ
ـ
یک شنبه 9 مهر 1391  4:42 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer mehdi0014 architect0811 abdo_61 siasport23
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

 

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ‏ای از برجسته‏ ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده‏ ترین و نفیس ‏ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است. آنها جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشتی بودند که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه‏ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند. هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران‏ها بداند

 

 

دوشنبه 10 مهر 1391  10:33 AM
تشکرات از این پست
abdo_61 mehdi0014 nargese_montazer siasport23
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

دورد بر آنانی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم.

قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم.

به خاک افتادند تا ما نیفتیم.

وسلام بر آنهایی که رفتند تا ما بمانیم .

 

 

دوشنبه 10 مهر 1391  10:57 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014 nargese_montazer siasport23 abdo_61
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

  دعاکنید خداوند شهادت رانصیبتان کنددرغیر این صورت است که جنگ تمام می شود٬و

رزمندگان به۳دسته تقسیم می شوند:

۱.دسته ایی به مخالفت باگذشته خود برمی خیزند وازگذشته خود پشیمان می شوند.

۲.دسته ایی راه بی تفاوتی را برمی گیرند وودر زندگی مادی غرق شده٬همه چیزرافراموش می کنند.

۳.دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند واحساس مسئولیت می کنندکه ازشدت غصه ها

ومصائب دق خواهندکرد...

شهید حمید باکری

 

 

 

دوشنبه 10 مهر 1391  11:02 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014 nargese_montazer bivafa siasport23 abdo_61
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

مردی که هیچ کس درنگاه اول نفهمید فرمانده است...

متولد۱/شهریور/۱۳۳۶در اصفهان

همتی داشت به اندازه کوه .بزرگ مردیست که همچون عباس ابن علی (ع) عهدخودرا باامام نشکست.

فرمانده لشکر۱۴ امام حسین بود و ۸/اسفند/۱۳۶۵پرواز کرد

دروصیت نامه اش نوشت:اگر فرزندم دختر بودنامش زهراست واگر پسر بود نامش مهدی. مهدی خرازی الان مردی شده برای خودش...

 

 

 

 

دوشنبه 10 مهر 1391  11:04 AM
تشکرات از این پست
abdo_61 mehdi0014 nargese_montazer bivafa siasport23
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

عكس منتشر نشده سعید جلیلی در جبهه

 

هذا ما وعَدنا اللهُ و رسولُه و صَدق‌ الله و رسولُه. اللّهم زِدنا ايماناً و اِرحمنا. اشهد انّ لا اله‌ الّا الله وحدَه لا شريكَ له و أنّ محمّداً عبدُه و رسولُه ارسله بالهُدي و دين‌ الحقّ و انّ الصّديقة‌ الطّاهره فاطمة الزّهرا...

 

 

 

دوشنبه 10 مهر 1391  11:07 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014 nargese_montazer bivafa siasport23
khastan_tavanestan_ast
khastan_tavanestan_ast
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 18
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

سلام دوستان

کجایند ان دلاوران بی باک

کجایند ان مردان خدایی

کجایند ان مردان از جان گذشته

من خودم هم در جبهه های حق علیه باطل حضور داشته ام و شاهد رشادت ها و صحنه های بسیار زیبا و بیاد ماندنی بوده ام که هیچوقت از یاد نخواهم برد

درس زندگی کردن را در این جبهه ها اموختم

خدایا ما را ادامه دهنده راه شهدایمان قرار بده

سه شنبه 11 مهر 1391  9:15 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer bivafa siasport23 abdo_61
bivafa
bivafa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 1735
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

سلام.

این تاپیک تاپیکِ قشنگیه....

مخصوصاً مواقع دلتنگی بدرد آدم میخوره....

آدم با دیدنش احساس عزت میکنه،احساس غرور میکنه...

شهدا....واژه ای که هر چی سعی میکنم حلاجی کنم نمیتونم... واقعاً خودم رو در حد حرف زدن ازشون هم نمیدونم!!

گاهی که اینجا دارم پست میزنم به خودم میگم نکنه از روی تملق با ادعای اینکه مثلاً خیلی شهدا رو دوست دارم حرف بزنم ولی در باطن واقعاً چیز دیگه ای باشه....خیلی سخته....خیلی....کی میفهمه چی دارم میگم؟!!

به مدیر گرامی پیشنهاد میکنم این تاپیک رو برای همیشه در قسمت تاپیک های ویژه بگذارد ....

یا علی


bivafa_rasekhoon@yahoo.com

 

چهارشنبه 12 مهر 1391  12:16 AM
تشکرات از این پست
siasport23 nargese_montazer architect0811 abdo_61
mamadreza74
mamadreza74
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 4202
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

ای شهیدان کجایین که ما بی راهنما ماندیم گویند که خداوند خوب هارا زود پیش خود می برد اما چرا خدا؟مگر ما دل نداریم؟مگر ما خوب ها وبهترین هارا نمیخواهیم؟؟؟35سال پیش جوونامون از خوشی هاشون میگذشتن وتموم سختی هارا تحمل میکردن و کلاشین کف دسشون میگرفت وجون خودشون را کف دستشون میگرفت برای حفظ اسلام برای حفظ آبروی کشور عزیزمون اما الان جوونای ما آبروی خودشون رو کف دستشون میگیرن وتفنگ آبپاشی دسشون میگیرن ودر پارک به هم آب میپاشن برای خوش گذرانی و.... ای شهیدان مارا ببخشید نتوانستیم خونتان را زنده نگه داریم شرمنده....

دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم

                                      امروز او مارا ......

                                                       فردا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه 12 مهر 1391  1:42 AM
تشکرات از این پست
bivafa nargese_montazer abdo_61 siasport23
fatemeh313
fatemeh313
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 3218
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

اونهایی که اهل خوزستان هستن بعیده جزو خانواده ی شهدا نباشن شهر ما که تقریبا تمام دوستان و اطرافیان شهید دادن خود خانواده ی ما فقط اگر بخواهم درجه یکش رو بگم دو تا از دایی هام شهید شدن دیگه باقی اقوام بماند البته جانباز هم داریم توی فامیل .واقعا مادران شهید هنوز که هنوزه بعد از این همه سال وقتی به یاد خاطرات شهیدانشون می افتند اشک توی چشمانشون جمع میشه و حتی اونایی که بچه هاشون مفقودالاثر شدن تا چند تا شهید گمنام میارن با شتاب میرن ببینن بچه هاشونن یا نه .کلا هیچ جای ایران مثل خوزستان از جنگ لطمه ندیده..........

‌امیرمومنان علیه السلام

 💠امر به معروف و نهى از منكر را ترك نکنید

زيرا در اين صورت افراد نادرست برشما مسلط مى گردند 

❗️آنگاه دعا مى كنيد
 و دعايتان مستجاب نمى شود، 

📚  نامه ٤٧نهج البلاغه

چهارشنبه 12 مهر 1391  2:03 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer bivafa abdo_61 siasport23
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

با سلام

واقعا این سوال برام پیش میاد که نمرمون پیش شهدا چند میتونه باشه ؟؟؟

جواب دادن به این سوال خیلی دردآوره ؛ امیدوارم که خداوند منان خودش یاریگرمون باشه که ادامه دهنده ی راه پرخیر و برکتشون باشیم

راهی که سرشار بزرگی و دشواری بود ؛ راه طوفانی که شهدای گرانقدر با صلابت قدوم و قوت قلب اونو طی کردند

اما واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا جز برای خدا و جز برای من  نبوده؟؟؟

 

 

چهارشنبه 12 مهر 1391  11:05 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer abdo_61 bivafa siasport23
hobab1370
hobab1370
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 477
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

با سلام

هر سال که به اواخر شهریور نزدیک میشویم کم و بیش تو خیابونا از بنره شهدا گرفته تا صدای یاد امام و شهدا که از کمپ های بغل خیابونا می فهمیم که هفته دفاع مقدس نزدیک میشه!

خدا همه شهدا رو رحمت کنه(البته اونارو قرین رحمت خودش میکنه،خدا باید به ما رحم کنه)اگه از اهمیت کا رشون بگم میتونم سخن استاد مطهری رو بگم که "شهدا مثل چراغند".اگه چراغ باشه مردم به کاراشون میرسند بدون اینکه بدونند و توجه کنند که چراغی روشنه ولی اگه چرا خاموش شه تازه به وجود نور پی میبریم و حسرت میخوریم که نور بود و از وجودش بی خبر بودیم!!!!

من خودم راستشو بخواین کاره قابل توجهی که خدمت شهدا ارائه بدم رو انجام ندادم. در حد خیلی کم که بگم انگشت شماره.

خوندن چندتا داستان و رمان در مورد جنگ،چند تا زندگی نامه،دیدن چندتا فیلم ویا خوندن بعضی از وصیت نامه ها به خدا جای منت نداره بلکه وظیفمون هم هست!!!!

 

این متنو تقدیم میکنم به مهندس شهید باکری که علم و عمل و معنویت رو با هم به اوج رساند!!

شهدی باکری:خدایا مرا پاکیزه بپذیر

 

یا علی

"شهداء در قهقهه ی مستانه شان عند ربهم یرزقونند"

پنج شنبه 13 مهر 1391  5:20 PM
تشکرات از این پست
abdo_61 bivafa nargese_montazer siasport23
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

 

سلام به دوستان گل راسخونی.

 

متن زیر درباره حاج احمد متوسلیان، بانی برومند لشگر مکانیزه و خط شکن 27 محمد رسول الله و موسس و هسته اولیه حزب الله لبنان است که به قلم من حقیر نوشته شده، امیدوارم محظوظ بگردید و با گوشه ای از زندگی این سردار بزرگ آشنا شوید، ایشان الگوی رفتاری و مدیریتی برای من هستند،شجاعت را الگو، آقا مهدی باکری است،معلمی را الگو سردار بی سر خیبر،حاج محمد ابراهیم همت و درایت را حاج حسین خرازی الگویند.بارها سکانس آخر زندگانی پر از برکت آقا مهدی را خوانده ام و لذت برده ام که چگونه پای به همه دنیا زد و حاضر به ترک شیر بچه های ایران زمین نشد و وجودش با دجله یکی گشت.

 

سلام حاج احمد.

نمی دانم کجایی؟ دربندی یا در بهشتی؟ هنوز داغ رفتن بی بازگشتت برای دوستان همرزمت تازه است ولی من یک نسل سومی هستم که داغ درک تو یوسف جبهه ها را در سینه دارم. من هنوز به دنیا نیامده بودم که تو در کردستان، فتح المبین و بیت المقدس حماسه ها آفریدی و من تنها وصفش را شنیدم. وصفی که تن را به لرزه در می آورد و آتش به جان چون منی می زند و باز تکرار می کنم که چرا چون تویی را درک نکردم.

حاج احمد خوانده ام و بارها خوانده ام که چه مرارت ها کشیدی قبل از پیروزی انقلاب. حاج احمد هفتاد روز شکنجه تو به مثابه خوردن کدام باده بود؟!!! آری باده عشق الهی!!! آری تو مست این باده گشتی که آنچنان شکنجه شدی و باز چه زیبا شاعر می فرماید:

هر که در این بزم مقرب تر است                                    جام     بلا   بیشترش      می دهند

و تو نمونه ی انسانی هستی که آنطور در این بزم ذوب گشت که بال و پر بسوخت و دمی هم برنیاورد حتی بعد از 29 سال و امسال  درست 29مین سالگشت رفتن بی بازگشتت است و دریغ از پیگیری برای مشخص شدن وضعیت مردی که با درایت و تدبیرش برگ های زرینی در این تاریخ برای ایران اسلامی رقم زد. آری

گر کسی   وصف او زمن پرسد                                            بی دل از بی نشان چه گوید باز

عاشقان    کشتگان  معشوقند                                         بر نیاید        ز    کشتگان      آواز

این مدعیان در طلبش بخبرانند                                          کان را که خبر شد خبری باز نیامد

حاج احمد عزیز!

بانی برومند لشگر همیشه پیروز 27 محمد رسول الله! لشگری که علمداری چون تویی – با آن درایت و صلابت و تدبیر دارد- باید سلحشوران زیادی را در خود جای دهد. امثال شهیدان حاج همت،حاج عباس کریمی،محمدرضا دستواره، محسن وزوایی، حسین قجه ای، حاج محمود شهبازی و بسیاری سلحشوران دیگر.

من سال ها دنبال مدینه ی فاضله می گشتم و از این رو و با توجه به علاقه به شهیدان یک روز تصمیم گرفتم که مگر می شود علاقه ی بی معرفت!!! آری مگر می شود؟؟؟؟

و این شد که قدم در وادی شهدا گذاشتم و اول از همه جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان و هم او که باعث ترقی و اعتلای بسیاری شده بود. اولین مطالب بعد از دوران بعد از پیروزی انقلاب قائله های کومله و دموکرات بود. مدیریت شما! عطوفت شما! صلابت شما! تدبیر شما بسیار برای چون منی که به دنبال خودسازی بودم بسیار جلوه نمایی می کرد و چه الگویی بالاتر از شما در قرن حاضر.

مهربانی را که به لفظ بسیار شنیده بودم در رفتار شما دیدم و آن زمان که برای آن جوانان بسیجی سنگ صبور بودید.

گذشت را زمانی یافتم که از حاج عباس برقی شنیدم که وقتی همسر یکی از اعضای کومله که شوهرش به درک واصل شده بود نزد شما آمد و گفت گناه من چه بوده که شوهرم کومله بوده و بچه هایم باید از گرسنگی هلاک شوند و باز می دانم که اگر آنها شما را -نه بگذار جمع ببندم که خود شما هم راضی تر باشی- یک پاسدار می گرفتند، سر او را بریده و انعام می گرفتند و حال گذشت یک فرمانده را ببین که فرمود تا زمانی که من اینجا فرمانده سپاه مریوانم ، این زن بایستی تامین باشد و عجبا که از حقوق خود شما این مبلغ به وی داده می شد.

دوستان تعریف می کنند که حاج احمد هیچ گاه از حقوق خود برای خود چیزی نخواست و نگرفت.

مدیریت و فرماندهی شما به گونه ای بود که بچه های لشگر با شما احساس نزدیکی بسیار می کردند. یک خاطره ی جالب از شما خواندم که خالی از لطف نیست. زمانی با یک ماشین قصد عبور از منطقه را داشتید که نگهبان مانع عبور گشت و آن هنگام که بر سر وی فریاد برآوردی، چه جوابی شنیدی حاج احمد! آن جوان گفت می دانی سر چه کسی فریاد می زنی؟؟؟ من سرباز حاج احمد هستم و اگر او بداند با من اینگونه صحبت کردی؛ می دانی چه بلایی سر تو می آورد و تو از او معذرت خواستی.

حماسه ی شما در فتح المبین ضامن پیروزی گشت ولی یک مورد را همیشه اشاره کردم اگر نبود جانفشانی شما در روزهای آخرین عملیات بیت المقدس بی شک عملیات به سرانجام نمی رسید.

زمانی که در بحبوحه ی عملیات ترکشی به قول خود شما نقلی اما به اندازه کف دست بر پای چون کوه شما برخورد کرد و شما حتی برای جراحی آن اجازه بیهوشی هم ندادید و با همان پای گچ گرفته آن حماسه و جانفشانی روی جاده اهواز- خرمشهر به منصه ظهور گذاشتید. همرزمان تعریف کرده اند که عملیات گره خورد و حجم آتش دشمن سنگین. آنگاه حاج احمد خود با کلاشینکف خود بالای سنگر ایستاد و بر صدامیان آتش می گشود و حال دیگر سلحشوران زمینگیر. زمانی که این صحنه را دیدند به تاسی از فرماندهشان چنان یورشی بردند که به فتح الفتوح خرمشهر رسیدند و با سرداری حاج احمد پای بر زمین مقدس خونین شهر و مسجد جامع نهادند. البته در این راه داغ عزیزان زیادی را متحمل شدی؛ حاج محمود شهبازی، محسن وزوایی و حسین قجه ای و بسیاری دیگر از بسیجی ها که تعلق خاطر شما به آنها زیاد بود.

حاج احمد باز از شناخت تو بگویم که پیش از شروع عملیات الی بیت المقدس فرمودی: خدایا اگر قرار است ناموس ما در دست دشمن باشد، حاج احمد را بمیران و شوری در لشگر به پا کردی!

تو مصداق کامل این بیت شعری:

آن که شد هم بی اثر هم بی خبر                                   از میان جمله او    دارد     خبر

تا نگردی بی خبر از جسم  و  جان                                   کی خبر یابی ز جانان یک زمان

حاج احمد گفتنی از شما زیاد است که از لسان من قاصر است اما به همین چند خط از من قبول کن و امیدوارم چشمم به دیدن شما منور گردد که یادگار دوران حماسه و شوری و همرزم شهدایی که با تدبیر و مدیریت و فرماندهی بی بدیل شما خود برگ زرینی از این مرز و بوم را رقم زدند.

یادت همیشه در دلم هست و پیوسته برای آزادیت دعا می کنم.

 

عبدو، منتظر همیشگی شما بزرگ مرد ایران زمین.

 

شب عالی خوش، آرام و ستاره باران.

 

بهترین ها و زیباترین ها و شادترین ها خواهان و خواستارم.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 13 مهر 1391  7:35 PM
تشکرات از این پست
bivafa nargese_montazer siasport23
gharibeh
gharibeh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 758
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:درباره دفاع مقدس هر چه می خواهد دل تنگت بگو (تاپیک ویژه ویژه)

گمان میکنند که ما رفته ایم در حالی که ما هستیم و گذر زمان آنها را با خود برده است

 

من پنجشنبه ها که میرفتم گلزار شهدای اصفهان آدمهایی را می دیدم که بدون پا راه می رفتند بدون دست دستم را به گرمی می فشردند و بدون گوش حرفم را می شنیدند و بدون چشم همه چیز را می دیدند

و آدمهایی را میدیدم که با پا نمی توانستند راه بروند و با دست نمی توانستند چایی بنوشند و گویی گوش داشتند و نمیشنیدندو خودم را دیدم گه چشم داشتم و این شهیدان و جانبازان را نمی دیدم

آنقدر نا لایق بودم که حتی دیدارشان را ازمن گرفتند

با شهدا رفیق بودم ولی

انها را هم دیگر ندارم

کاش واقعا کور بودم

.

..

...

....

.....

کاش

.

..

...

....

.....

جمعه 14 مهر 1391  2:17 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer siasport23
دسترسی سریع به انجمن ها