0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي بهار 1386; 4(15):81-124.
 
برشهاي درون مصراعي در شعر معاصر
 
صهبا فروغ,عمران پور محمدرضا
 
 
 

برشهاي درون مصراعي كه به لحاظ شكل نوشتاري، برش يا تقطيع پلكاني و عمودي نيز ناميده مي شود، عبارت از برش زدن در مصراعهاي شعر و ايجاد وقفه هاي زيبا شناختي از طريق تقسيم هر مصراع به دو يا چند بخش و نوشتن آن پاره ها به صورت عمودي يا پلكاني است. برشهاي درون مصراعي پديده تازه اي در شعر معاصر است كه ماياكوفسكي (1930-1893) شاعر معاصر روس بنيان گذاري كرد و پس از اينكه برخي از شعراي فارسي زبان به صورت تفنني از آن تقليد كردند، شاملو از حدود سال 1328 به بعد به صورت گسترده، آن را به عنوان يك تمهيد القاگر وارد شعر فارسي كرد. اين تمهيد بنابر اهداف خاصي از قبيل برجسته سازي و تاكيد بر مقوله هاي خاص يا ديداري كردن تصاوير در مصراعهاي شعر رخ مي دهد. تعيين جايگاه برش در مصراعها يا سطرهاي شعر از جهت القاي پيام بسيار حايز اهميت است. گرچه قوانين ويژه اي براي اين كار وجود ندارد با جستجو در اشعار شاعراني كه از اين تمهيد بهره برده اند مي توان تا حدودي اين جايگاه را استنباط و مشخص كرد. در مقاله حاضر سعي بر اين است كه پس از توضيح مختصري درباره پيشينه برشهاي درون مصراعي، با توجه به نمونه هاي موجود در اشعار معاصر مشخص شود اينگونه برشها در چه مواضعي از مصراع ها يا سطرهاي شعر رخ مي دهد. نتيجه كار گوياي آن است كه برشهاي درون مصراعي را در سه گروه مي توان جاي داد: 1- برش بين اجزا و واحدهاي تصويري براي ديداري كردن تصويرهاي شاعرانه. 2- برش بين اجزا و واحدهاي زباني به منظور تكيه و تاكيد بر آنها. 3- برش بين اجزا و واحدهاي موسيقيايي براي برجسته سازي هماهنگي هاي آوايي

 
كليد واژه: شعر معاصر، برشهاي درون مصراعي، ديداري كردن، برجسته سازي، تكيه و تاكيد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشهاي ادبي بهار 1386; 4(15):111-124.
 
داستان بيت؛ يك قالب داستاني تازه
 
عبدالهيان حميد*
 
* دانشگاه اراك
 
 

ادبيات غني فارسي هنوز زمينه هاي ناگفته بسياري دارد كه شايسته است با دقت و نگرشي تازه تر بحث و بررسي شود. داستان بيت يكي از قالب هاي داستاني به كار رفته در شعر فارسي او كهن ترين دوره ها تا دوره معاصر است. تا جايي كه نويسنده اطلاع داد تا كنون به اين مقوله پرداخته نشده است و شايسته است كه به عنوان يك قالب داستاني كه ويژگي هاي مستقل دارد، مورد عنايت محققان قرار گيرد. همان گونه كه از نامش پيداست، داستان بيت داستان كاملي است كه در يك بيت نقل شود و عناصر ضروري و بايسته داستان را داشته باشد. با توجه به اين كه در يك بيت مجال براي داستان پردازي مفصل نيست بايد حداقل هايي كه براي داستان شدن يك روايت ضرورت دارند، شناسايي شوند. با توجه به منابع عناصر پيرنگ، شخصيت، عمل، زمان و مكان از شرايط لازم براي پيدايش داستان هستند و هر بيتي كه اين عناصر را داشته باشد، مي تواند داستان بيت به شمار آيد. نويسنده 22 بيت كه به تنهايي داستان مستقلي را نقل مي كنند، به عنوان نمونه از نخستين دوره شعر فارسي تا شعر معاصر استخراج كرده تا هم شخصيت پردازي، عمل، زمان، مكان و فضاسازي در اين قالب كوتاه بررسي شده است. داستان بيت از سويي در ايجاز و اختصار شبيه به هايكوهاي ژاپني است و از سوي ديگر از لحاظ مختصرنويسي، ايجاز و پرهيز از توصيف به مكتب مينيماليسم آمريكايي ماننده است. قالب پيشنهادي اين مقاله بيشتر بر اساس ويژگي شكل (form) مشخص و جدا شده است. داستان بيت نقطه اتصال شعر و داستان در كوتاهترين و موجزترين شكلي است كه هر دو را برداشته باشد

 
كليد واژه: شعر فارسي، داستان، پيرنگ، شخصيت پردازي، ايجاز، داستان بيت
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشهاي ادبي بهار 1386; 4(15):125-135.
 
تصحيح چند اشتباه مربوط به منطقه بلخ در تاريخ بيهقي
 
غلام حسين زاده غلام حسين,زواري محمدامين*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

معمولا در طول تاريخ نام بعضي از شهرها و مكانهاي جغرافيايي تغيير مي كند و به تدريج از يادها فراموش مي شود، به گونه اي كه محققان را در تعيين جايگاه اصلي آنها با دشواري مواجه مي سازد، و سبب مي شود مصححان متون كهن، از جمله متون تاريخ و ادبي، گاهي در تصحيح متون دچار لغزشها و اشتباهاتي بشوند؛ همين سردرگمي ها و اشتباهات نيز، خود خطاهاي تحقيقي و تحليلي ديگري را در پي مي آورد كه بعضا به استدلالها و استنتاجهاي نادرستي مي انجامد. در اين مقاله به پاره اي از اين گونه اشتباهات كه در خصوص نامهاي تاريخي منطقه بلخ در تاريخ بيهقي روي داده، اشاره شده و با استناد به كتب مهم ادبي و تاريخي، و مشاهدات محلي اصلاحاتي براي آنها پيشنهاد شده است. اين اصلاحات مربوط است به پيروز (و) نخجير، منجوران (ميخواران)، دستگرد (دشت كتر - دشت كرد)، راون (پروان) و رباط كرزوان (كروان)

 
كليد واژه: تاريخ بيهقي، پيروز نخجير، دستگرد، راون، رباط كروان، منجوران، بلخ
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي بهار 1386; 4(15):139-153.
 
انگيزه هاي توجه به ايران باستان در شعر عصر مشروطه
 
نيكوبخت ناصر,زارع غلام علي*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

همزمان با تحولات وسيع در همه شئون سياسي – اجتماعي ايران در عصر مشروطه، ادب فارسي نيز از اين تغييرات مصون نماند و بر اساس مقتضيات عصر جديد تحولاتي در حوزه صورت و معنا پذيرفت. در بعد معنا و انديشه، شعر عصر مشروطه، عرصه نگرشها و گرايشهاي متفاوت با ادوار گذشته است. از جمله درباره مفهوم وطن درونمايه هاي گزارش شده حاكي از تحول مفهوم وطن و دگرگوني در مصاديق آن است. گرايش به ايران باستان با نگرشها و گرايشهاي متفاوت، از جمله دگرگونيهاي فكري شعر اين دوره است كه بسياري از شاعران وطن دوست بدان روي آورده اند.
باستان گرايي داراي مباني و معاني متفاوتي است. گرايش به ادوار باستاني يا گذشته زبان و گريز از هنجارهاي كنوني آن، از معروفترين معاني آن است.
باستان گرايان در عين اشتراك در اصل گرايش به ايران باستان، در انگيزه ها متفاوتند. به نظر مي رسد برجسته ترين انگيزه هاي توجه به ايران باستان در شعر عصر مشروطه عبارت است از: احياي هويت ملي، خوش بيني افراطي به ايران باستان، التيام احساس حقارت در برابر بيگانه، اسلام ستيزي، انتقاد از اوضاع و احوال عصر، تحريك غرور ملي و شكست ناپذيري.

 
كليد واژه: ايران باستان، باستان گرايي، وطن، شعر مشروطه، درونمايه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):9-30.
 
برون از پرده؛ «جستاري در تصاوير بر ساخته نظامي با ابزار موسقي در پنج گنچ»
 
امين احمد,ميرزانيا منصور,افخمي خيرآبادي محمدعلي
 
 
 

نظامي از جمله شعراي مشهور در تركيب سازي است. از ميان واژگاني كه در خمسه براي آفريدن تصاوير بكر مورد توجه قرار گرفته نام آلات و اصطلاحات مربوط به موسيقي است. نظامي ضمن آشنايي كامل با ابزار و اصطلاحات موسيقي، آنها را در سه زمينه بزم، رزم و مسايل عرفاني و زاهدانه- متناسب با محتواي هر يك از مثنوي هاي خمسه- به خوبي به كار گرفته است. در مخزن الاسرار اين ابزار در خدمت زهد و عرفان قرار گرفته اند، حال آنكه محتواي بزمي خسرو و شيرين ايجاب مي كند تركيبات در خدمت بزمها و عاشقانه ها باشد. همچنين از آنجا كه ليلي و مجنون داستان عشقي نافرجام است اين ابزار براي بيان لحظات درد آلود و اندوهبار دو عاشق به كار رفته اند، از سوي ديگر چون هفت پيكر دنيايي هوس آلود را مصور مي كند، بنابراين ابزار موسيقي، هوس و شور و تمايلات نفساني را به اوج مي رسانند. در شرفنامه نيز كه داستان كشور گشاييهاي اسكندر است، موسيقي رزمي كاربرد بيشتر و بهتري دارد. نظامي در اقبالنامه دوباره مجال پيدا مي كند مانند مخزن الاسرار به اخلاق بگرايد و موسيقي را به خدمت مضامين حكمي درآورد بنابراين نظامي با مهارتي كه از خود به خرج داده با اين ابزار متناسب با موضوع تصاويري بكر آفريده است.

 
كليد واژه: نظامي، موسيقي، تشبيه، كنايه، استعاره، تصويرسازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):31-52.
 
يك داستان و چهار روايت مقايسه داستان بهرام گور در شكارگاه در چهار منظومه
 
ذوالفقاري حسن*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

يكي از داستانهاي هفت پيكر نظامي، بهرام گور و كنيزش فتنه در شكارگاه است. اين داستان را نظامي از روايت بسيار ساده، كوتاه و طرح گونه و گذاري فردوسي گرفته، پرورده و بخش دومي بدان افزوده است. پس از نظامي اين داستان را اميرخسرو دهلوي (750-651) در هشت بهشت و عبدي بيك نويدي شيرازي (988-921) در هفت اختر آورده اند كه هر دو تقليد و نظريه اي از هفت پيكر نظامي است. اميرخسرو بخش مياني داستان را با تغييراتي اندك نسبت به روايت نظامي آورده و عبدي بيك بر دامنه تغييرات افزوده است.
با مقايسه و تحليل اين چهار روايت در مي يابيم كه هنر نظامي در داستان پردازي و عناصر و بن مايه هاي داستاني و جنبه هاي اخلاقي و رواني بر روايتهاي ديگر برتري دارد.
اين مقايسه تنها از نظر ساختار روايي و داستاني است نه جنبه هاي زباني و شگردهاي بياني و سبكي؛ تنها در پايان مقاله به عنوان نمونه، توصيف كنيز را از چهار روايت نقل مي كنيم تا خواننده خود به اين قياس دست زند.
در آغاز مقاله نيز ضمن معرفي چهار اثر و گزارش چهار روايت مي كوشيم به كمك نموداري، نقش مايه هاي داستاني را نشان داده و به وجوه شباهت و اختلاف روايتها بپردازيم.

 
كليد واژه: بهرام گور، نظيره، نقش مايه، ريخت شناسي، نظامي، عبدي بيك شيرازي، اميرخسرو دهلوي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):53-72.
 
ماهيت و زيبايي شناسي تشبيه مقلوب
 
سارلي ناصرقلي*
 
* دانشگاه تربيت معلم
 
 

در اين نوشته به ماهيت و كاركردهاي زيبايي شناختي تشبيه مقلوب پرداخته ايم. ابتدا سه نوع متفاوت تشبيه مقلوب را از يكديگر باز شناخته ايم و سپس هر يك را به تفصيل بررسي كرده ايم. اما مساله اصلي اين تحقيق، بررسي نوع سوم يعني تنها تلقي و مفهومي است كه در كتب بلاغت عربي بدين نام موسوم گرديده است. شهرت و شناختگي رابطه مشبه و مشبه به آشكاري وجه شبه در طرفين، زياد نبودن تفاوت طرفين در اتصاف به وجه شبه و داشتن سابقه كاربرد فراوان انتساب وجه شبه به طرفين از شروط درستي و زيبايي تشبيه مقلوب است. تشبيه مقلوب اگر به درستي و با رعايت شرايط به كار رود، مي تواند كاركردهايي چون مبالغه در دعوي شاعرانه، اجتناب از ابتذال شعري و موضوعيت يافتن مشبه به را به همراه داشته باشد.

 
كليد واژه: تشبيه، تشبيه مقلوب (معكوس، عكس و قلب)، عبدالقاهر جرجاني، بيان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):73-94.
 
نوع شناسي سند بادنامه
 
طالبيان يحيي,حسيني سروري نجمه
 
 
 

هدف اين نوشته، نوع شناسي روايت «سندبادنامه» با استناد به ديدگاه «تودورف» درباره «روايتهاي اسطوره اي» است. بر اساس نظريه «تودورف» مهمترين ويژگيهاي اين نوع روايتها عبارتند از: اصل عليت بي واسطه، تاكيد بر كنش شخصيتهاي داستان و فقدان روان شناسي. در اين نوشته با ذكر شواهدي از «سندبادنامه» و تطبيق آنها با ويژگيهاي، «روايتهاي اسطوره اي» بر آن بوده ايم تا اين داستان را در رده روايتهاي اسطوره اي چون: «هزار و يك شب» و قصه هاي «دكامرون»، جاي دهيم. نوع شناسي سندبادنامه و قرار دادن آن در رده نوع خاص مي تواند مقدمه اي براي بررسيهاي بعدي اين اثر، و از جمله بررسي ساختاري آن، باشد.

 
كليد واژه: «سندبادنامه»، تودورف، روايت اسطوره اي، عليت بي واسطه، كنش، فقدان روان شناسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):95-118.
 
شمس تبريزي و تفسيرهاي بديع او از آيات قرآن
 
طاهري قدرت اله*
 
* دانشگاه پيام نور
 
 

قرآن كريم از آن هنگام كه از طرف باري بر قلب رسول خويش نازل گرديد، به دليل ساخت زباني، بافت معنايي و ويژگيهاي بلاغي بي مانندش مورد توجه مخاطبان قرار گرفت؛ به گونه اي كه حتي سوالات متعددي را بر اصحاب پيامبر اكرم (ص) به وجود مي آورد و آن حضرت به فراخور درك و آگاهيشان به رموز معنايي پاره اي از آيات اشاره مي كردند. بنابراين، مي توان گفت تفسير قرآن از بدو نزول آيات آغاز گرديد و با گسترش اسلام و افزايش تعداد مخاطبان و رشد آگاهيهاي ديني پيروان آن، وسعت و عمق بيشتري يافت. به طوري كه رويكردهاي متفاوتي در تفسير قرآن اعم از بررسي اختلاف قرائتها، تفسير لغوي و نحوي، تاريخي، كلامي، سياسي و عرفاني در ميان مسلمانان به وجود آمد و مفسران اسلامي در هر يك از حوزه ها، آثار پرشمار و ارزشمندي خلق كردند. تفسيرهاي عارفانه نيز در كنار ساير تفاسير از قرون اوليه مورد اهتمام قرار گرفت و آثار مدوني در اين زمينه نگاشته شد. اما عارفاني بودند كه به صورت پراكنده و در لابه لاي آثار خويش بعضي از آيات قرآن را تفسير يا تاويل مي نمودند. جستجو، يافتن و تحليل اين تفسيرها كمك شاياني به تبيين سنت تفسير نويسي عارفانه خواه نمود. شمس الدين محمد تبريزي در تنها اثر خويش؛ يعني «مقالات» نظريه هاي جالب تفسيري و تاويلات بديعي از پاره اي از آيات قرآن دارد و خود ادعا مي كند از هيچ مفسر پيش از خود تاثير نپذيرفته است. در اين مقاله ضمن تشريح نظريه و رويكردهاي وي به علم تفسير، نمونه هايي از تفسيرهاي او را آورده و با تفسيرهاي عرفاني پيش از وي مقايسه كرده ايم. شمس تبريزي در تفسيرهاي معدود خويش، تفسير واژگاني، تاريخي و كلامي را ناديده مي گيرد و به تفسير تخيلي متكي بر اسطوره هاي مذهبي نيز توجهي نمي كند. بلكه بر اساس «تجزيه عارفانه شخصي» خويش، آيات را تفسير و تاويل مي كند. با مقايسه تفسيرهاي وي با آثار پيشينيان، به اين نتيجه رسيديم كه شمس، هر چند نتوانسته است خود را يكسره از سيطره سنت تفسيرنويسي عرفاني قبل از خود خارج كند، در تفسيرهاي معدود خود رهيافتهاي كاملا بديع و تازه اي دارد و به دليل اصالت دريافت و تاويلات وي، نمي توان در سنت تفسيرنويسي عرفاني آنها را ناديده گرفت.

 
كليد واژه: قرآن كريم، علم تفسير، تفسيرهاي عرفاني، مقالات شمس تبريزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي تابستان و پاييز 1385; 3(13 -12):9-36.
 
بايد و نبايدهاي شعر و شاعري در پنج گنج نظامي
 
امين احمد,ميرزانيا منصور,شاه كرمي محمدرضا*
 
* دانشگاه شهرکرد
 
 

در تاريخ ادبيات ايران هيچ شاعري در ضمن سروده هاي خود، به اندازه نظامي به بايدها و نبايدهاي شعر و شاعري توجه نشان نداده است و پايبندي او به اين آرا در مخزن الاسرار بيش از ديگر منظومه هاست. شاعر جز در مواردي نادر، به تمام آنچه خود در باب شعر و شاعري گفته، التزام داشته است. با توجه به آنچه در اين خصوص پيشنهاد مي کند، مي توان او را نخستين شاعري دانست که در زمينه شعر و شاعري به صدور بيانيه اقدام کرده است. او در بيانيه اش شاعران را به ترک تعلق، رياضت کشي و دين ورزي، وقت شناسي در سرودن شعر، تازه گويي و گزيده گويي و ديرپسندي توصيه مي کند و از کهن پيشگان و حسودان، دروغ، هجو و سرقت مضامين ديگران بر حذر مي دارد و ضمن برتر شمردن سخن منظوم بر منثور، و غيرقابل ترجمه دانستن شعر، و تاکيد بر آراستگي و ويرايش آن مي گويد: بايد از شعر فروشي پرهيز کرد، اما خريدار شايسته سخن را از دست نداد.

 
كليد واژه: نظامي، بيانيه شعري، بايد و نبايدهاي شعري، سبک شعر نظامي، شعر و شرح، پنج گنج نظامي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي تابستان و پاييز 1385; 3(13 -12):37-48.
 
ژانر ادبي «داستانک» و توانمندي آن براي نقد فرهنگ
 
پاينده حسين*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

منابعي که در زبان فارسي راجع به ژانر موسوم به «داستانک» تاليف شده، به نسبت داستان کوتاه، بسيار اندک است. داستان نويسان ما به نوشتن داستانک بسيار کمتر از داستان کوتاه روي آورده اند در اين مقاله، پس از تعريف نوع ادبي موسوم به «داستانک» نخست وجوه شباهت ساختار داستانک و داستان کوتاه تبيين گرديده و سپس عناصر اين ژانر کمياب، بر شمرده شده است. در بخش بعدي، تحليل مبسوطي از داستانک «صفحه حوادث» نوشته داستان نويس معاصر علي قانع، به منزله نمونه اي موفق از اين شکل ادبيات داستاني، ارايه گرديده است. در اين تحليل، استدلال شده که نويسنده با بهره گيري از توانمندي هاي اين ژانر، توانسته است از برخي واقعيت هاي اجتماعي آشنايي زدايي کند و در واقع، اين داستانک حکم تفسيري نقادانه از فرهنگ مسلط اجتماعي ما دارد که طي آن، نويسنده خو گرفتن به روزمرگي فاجعه و نيز رفتارهاي خودمدارانه را مورد موشکافي نقادانه قرار مي دهد.

 
كليد واژه: داستانک، داستان کوتاه، آشنايي زدايي، فرهنگ خودمداري
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):143-158.
 
نقد جناس مضارع و لاحق در كتب بلاغي
 
ياحقي محمدجعفر,سعيدي غلام عباس
 
 
 

از ديرباز، در كتب بلاغي بحثي با عنوان جناس مضارع و جناس لاحق مطرح شده است كه مبتني است بر تشابه يا عدم تشابه آوايي حروف در دو واژه. از آنجا كه پيشينيان نتوانستند اين تشابه يا عدم تشابه را تبيين علمي كنند، بحثهاي دامنه داري در اين خصوص مطرح كردند. پسينيان سخن گذشتگان را تكرار كردند و چيزي بر آن نيفزودند. علم زبانشناسي، به ويژه دو شاخه مهم آن، واج شناسي و آواشناسي، مي تواند اين مشكل را حل كند. اين نوشتار سعي مي كند با ايجاد پيوند بين زبانشناسي و ادبيات تشابه و عدم تشابه آوايي را به شكل علمي تبيين كند و چهارچوبي علمي جهت بررسي جناس مضارع و لاحق در ادبيات فارسي فرا پيش نهد.

 
كليد واژه: جناس مضارع، جناس لاحق، واج شناسي، آواشناسي، واج
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1385; 4(14):119-142.
 
نگاهي تازه به معني چند بيت از شاهنامه فردوسي (داستان رستم و اسفنديار)
 
كرمي محمدحسين*
 
* دانشگاه شيراز
 
 

اين مقاله به بحث و بررسي شرح و معني چند بيت از داستان رستم و اسفنديار اختصاص دارد. بدين صورت كه نگارنده در آغاز طرح مساله كرده و بيت يا ابياتي كه در معني آنها دشواري و در نتيجه، اختلاف نظر وجود داشته است، نقل كرده و سپس توضيحات و معاني آنها را از كتابهايي كه به وسيله دكتر اسلامي ندوشن، دكتر انوري و دكتر شعار، دكتر رستگار فسايي، دكتر جويني، دكتر شميسا و دكتر نظري و مقيمي نوشته شده نقل كرده است.
نويسنده پس از نقل توضيح و معني بيتها از آثار هر كدام از نويسندگان بالا، اشكال يا نقص احتمالي آنها را مطرح كرده و در نهايت معني تازه يا كاملتر بيتها را نوشته است.

 
كليد واژه: رستم و اسفنديار، برزين بخفت، سربر گراييدن، پي اخترت نرم باد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشهاي ادبي تابستان و پاييز 1385; 3(13 -12):49-82.
 
روانشناسي رنگ در مجموعه اشعار نيما (براساس روانشناسي رنگ ماکس لوشر)
 
پناهي مهين*
 
* دانشگاه الزهرا (س)
 
 

در «روانشناسي کارکردي» انتخاب رنگ با روانشناسي شخصيت مرتبط است. تمايلي ذهني نسبت به رنگ در مورد اشخاص مختلف متفاوت است. در اين روانشناسي معناي واقعي رنگ تعريف شده و براي همه کس يکسان است. تحليل کاربرد رنگ ها در آثار شاعران و نويسندگان به روشن شدن وضعيت رواني صاحب اثر کمک مي کند.
در اين پژوهش سعي شده با آمار بسامدي هشت رنگ کارکردي ماکس لوشر در مجموعه اشعار نيما و مرتب کردن آنها به ترتيب فراواني آنها با تحليل روانشناسي رنگ ها و طبقه بندي زوجي در آنها به وضعيت رواني نيما نزديک شويم.
سياه پربسامدترين رنگ در مجموعه اشعار نيماست، اما اين رنگ، رنگ روح شاعر نيست؛ زيرا آبي بعد از آن، تمايل شاعر را براي کسب آرامش نشان مي دهد. سياه در شعر نيما همدردي با فقرا و فرياد روزگار خفقان است. رنگ سوم زرد است و معناي آن راهي براي بيرون آمدن از دشواري هاست نشان دهنده روحيه تلاش براي ايجاد برادري جهاني است. چهارمين انتخاب نيما سبز است (اگر رنگ سفيد– که جز هشت رنگ نيست– محاسبه شود پنجمين است) که در وضعيت طرد شده، قرار دارد و بعد از زرد به معناي فرار به سوي آزادي است. آخرين رنگ اصلي نيما سرخ است. قرار گرفتن اين رنگ در اين مرتبه به معني طرد آن است و معناي آن نبود شور زندگي و رنج بردن از آن است. رنگ هاي فرعي خاکستري و بنفش آخرين انتخاب هاي نيماست و مجاورت خاکستري و بنفش از روحيه هنرمندانه نيما حکايت مي کند.

 
كليد واژه: روانشناسي رنگ ها، نقد روانشناختي، شعر نيما يوشيج، شعر معاصر، نيما و روانشناسي لوشر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

4 : پژوهشهاي ادبي تابستان و پاييز 1385; 3(13 -12):83-98.
 
بانوي باد گون بررسي و تحليل آنيما در شعر سهراب سپهري
 
جمشيديان همايون*
 
* دانشگاه گرگان
 
 

نتايج نوشتار نشان مي دهد که آنيما چون موجودي مرموز با صورت و رفتاري شگفت انگيز در شعر سپهري حضور دارد. آنيما بسيار چهره است، گاه به صراحت باد و آب ناميده مي شود و گاه از تاثيراتي که بر محيط بر جاي مي گذارد، مي توان حدس زد با کدام چهره پديدار شده است. اغلب در شب يا در رويا يکباره پديدار و ناپديد مي شود. ديالوگ راوي با او از مبهم ترين و مخيل ترين مضمون هاي شعر سپهري است. دغدغه شاعر در تمامي اين شعرها وصال با اوست که با گذر از راه هاي صعب درون و روان ميسر مي شود. ديالوگ و رابطه سپهري با آنيما در مجموعه هاي اول در مقايسه با مجموعه هاي آخر، به گونه معني داري متفاوت است.

 
كليد واژه: سهراب سپهري، کارل گوستاويونگ، ناخودآگاه، آنيما
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  2:08 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها