0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي تابستان 1388; 6(24):145-167.
 
بررسي کهن الگوي آب و درخت در شعر طاهره صفارزاده
 
نيكوبخت ناصر,بزرگ بيگدلي سعيد,قبادي حسين علي,سلماني نژادمهرآبادي صغري*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

كهن الگو، آركي تايپ يا صورت ازلي جنبه هاي ناشناخته و پيچيده، ضمير ناخودآگاه جمعي است كه از آغاز تولد با آدمي همراه بوده است تا آنجا كه به نظر مي رسد موروثي باشد. صورتهاي كهن الگويي در بخش ناخودآگاه ذهن نهفته است و خاستگاه و زيربناي اسطوره ‌ها به شمار مي رود؛ با نمادها ارتباطي تنگاتنگ دارد و در روياها، كشف و شهودهاي شاعرانه و پيامبر گونه و حتي روان‌ پريشيها بروز مي كند. هنرمند و شاعر با استفاده از همين مفاهيم در حالات ذهني خاص، كه به نوعي شهود مي ماند، همراه با تخيل به خلق اثر مي پردازد و متناسب با استعداد هنري و توانايي خدا دادي خود به طور ناخود آگاه جامه اي بر تن اين مفاهيم مي پوشاند. شعر يكي از پهناورترين عرصه هاي تجلي اين كهن الگوهاست. در اين مقاله كوشيده ايم روش به كارگيري و كاربري برخي از كهن الگوها را در شعر شاعر تواناي معاصر، «مرحوم زنده ياد خانم صفارزاده» به اختصار بررسي و تحليل كنيم. پركاربردترين كهن الگوها در شعر صفارزاده عبارت است از: آب، درخت، زن، ماندالا، اعداد، رنگها و ... كه از اين ميان دو كهن الگوي آب و درخت مورد بررسي قرار مي گيرد.

 
كليد واژه: صفارزاده، كهن الگو، نماد آب و درخت، شعر معاصر
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):9-44.
 
سياوش، مسيح (ع) و كيخسرو (مقايسه اي تطبيقي)
 
آيدنلو سجاد*
 
* زبان و ادبيات فارسي دانشگاه پيام نور اروميه
 
 

در متون تاريخي و ادبي معتبر، كه بسياري از پيامبران سامي با شهرياران و يلان تاريخ ملي پهلوان ايران معاصر يا همسان پنداشته شده اند، نام حضرت عيسي(ع) در ميان پيامبران مورد مقايسه و اختلاط ديده نمي شود و اين با توجه به درآميختگي سرگذشت و شخصيت مسيح(ع) با عناصر و بنمايه اي گوناگون داستاني (اساطيري، حماسي و عاميانه)- كه طبعا زمينه مناسبي را براي اين معاصرت يا يكسان انگاري ياد شده فراهم مي آورد- تا حدودي سزاوار تامل و پرسش است. از بررسي روايات تاريخي- داستاني حضرت عيسي(ع) و مقايسه آن با اخبار اساطيري، حماسي و عاميانه مربوط به سياوش و كيخسرو در منابع ايراني، شانزده همانندي جزئي و كلي ميان سياوش و مسيح(ع) و بيست مشابهت توجه برانگيز ديگر بين كيخسرو و مسيح(ع) به دست مي آيد كه به لحاظ نوع و شمار بسيار جالب است. در اين مقاله با بررسي و توضيح لازم هر يك از اين موارد، اين نتيجه حاصل شده است كه احتمالا پراشتراكترين و قابل تطبيق ترين كسان روايات سامي و ايراني، حضرت عيسي(ع) و سياوش و كيخسرو است؛ چنانكه گويي زندگي و سيماي اين سه تن در قالب الگويي واحد و براساس ويژگيها، مضامين و باورهاي مشتركي پرداخته شده است.

 
كليد واژه: مسيح(ع)، سياوش، كيخسرو، شاهنامه، انجيل
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:19 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):45-66.
 
تحليل روايت شناسانه داستان گنبد پيروزه هفت پيكر
 
بامشكي سميرا*,پژومندداد بهاره
 
* دانشگاه فردوسي
 
 

با بررسي الگوهاي پيرنگ در نظريه هاي روايت شناسي به اين پرسش پاسخ مي دهيم كه «الگوي كنشهاي» طرح داستان گنبد پيروزه چيست واين الگو بيانگر و نشاندهنده چيست. با اين پژوهش ساختاري به شناخت ذهن بشر آنگاه كه در حالت خلق روايت عرفاني است دست مي يابيم. براي تحليل اين روايت از روش تودورف و گريماس استفاده شده است. اساس روش تودورف به شناسايي الگوي كنشهاي داستاني و عنصر ثبت بنمايه اصلي اختصاص دارد. با شناسايي اين دو مورد تاييد مي شود كه روند شكل گيري و پيشرفت كنشهاي داستاني در داستان ماهان با داستان هبوط تطابق دارد و بنمايه اصلي اين داستان يكسان است. براي اثبات اين يكساني از روش گريماس استفاده مي شود كه بر پايه جفتهاي متقابل داستاني و الگوي كنشگرها (شخصيتها) استوار است كه از اين طريق تناظر و برابري شخصيتهاي دو  داستان نشان داده مي شود.
با توجه به شواهد نتيجه اين مي شود كه داستان ماهان در طبقه بندي قصه هاي عرفاني قرار مي گيرد و سرچشمه و ريشه آن داستان هبوط است.

 
كليد واژه: داستان گنبد پيروزه، روايت شناسي ساختاري، داستان هبوط، نظامي گنجوي، هفت پيكر، الگوي كنش
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):67-87.
 
دريافت مفهوم جان در غزليات شمس
 
برزگرخالقي محمدرضا,قرباني جويباري كلثوم*
 
* دانشگاه تربيت معلم
 
 

اين مقاله به تحليل واژه جان، يكي از رمزهاي بزرگ غزليات شمس، اثرجاودانه مولانا جلال الدين محمد بلخي مي پردازد. در اين تحليل با استفاده از كاربردهاي گوناگون جان، معاني مختلف آن دريافت، و سير استعلاعي اين مفهوم آشكار مي شود. دريافت معاني واژه جان در سه مرحله انجام مي شود: مرحله اول: دريافت مفهوم قاموسي جان از طريق رابطه هاي ترادف، تضاد و با همايي متداعي (مراعات نظير)، مرحله دوم دريافت مفهوم جان از طريق صفتهاي آن و مرحله سوم: دريافت مفهوم جان از طريق صور خيال (تشبيه، استعاره و نماد). نگارندگان از اين طريق، واژه جان را در كل ديوان كبير بررسي، و تلاش كرده اند تا مفاهيم نهفته در وراي اين واژه را تصوير و تبيين كنند و نشان دهند كه جان چگونه از مرحله كاربرد قاموسي فراتر مي رود و سرانجام به مرحله نمادين مي رسد و در هر مرحله، چه مفهوم و رگه هاي معنايي را دربردارد.

 
كليد واژه: جان در شعر فارسي، غزليات شمس، كاربرد قاموسي جان، كاربرد بلاغي جان، كاربرد توصيف جان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:33 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):89-108.
 
شعر كودكانه و پيدايش زيبايي شناسي كلامي در كودكان
 
حق شناسي لاري علي محمد,آقاگل زاده فردوس,كردزعفرانلوكامبوزيا عاليه,علوي فاطمه*
 
* دانشگاه تربيت مدرس
 
 

در اين مقاله، نظريه رقيه حسن درباره پيدايش و تكوين زيبايي شناسي كلامي در كودكان مورد بررسي قرار گرفته است. در اين نظريه، كودك ناآگاهانه و به صورت غيرارادي با شنيدن لالاييها و شعرهاي كودكانه،‌ ادبيات را مي آموزد. او الگوهاي زباني از جمله الگوهاي آوايي، معنايي و نحوي را در شعرها تشخيص مي دهد و توانايي در ذهن او شكل مي گيرد كه پايه زيبايي شناسي كلامي را در سالهاي آينده براي او شكل مي دهد. در اينجا از ميان گونه هاي ادبي ما فقط به بررسي شعر مي پردازيم. از ميان الگوهاي ادبي نيز فقط به بررسي الگوهاي آوايي مي پردازيم؛ زيرا از ميان ويژگيهاي زيبايي شناختي اشعار كودكان، الگوهاي آوايي خوشايند و دلنشين، اهميت ويژه دارد. شايان توجه است كه در اين نوشته، جستجو درباره همپوشيها و در عين حال تفاوتهاي «زبان» و «ادبيات» به عنوان دو حوزه از حوزه هاي ذهن همواره در پس زمينه تمام مباحث مطرح است. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه هر چند زبان و ادبيات ماهيت يكساني دارد از لحاظ منشا و همچنين نوع پردازش با همديگر تفاوتهاي اساسي دارد و اين تفاوت آنها را به حوزه هايي جدا از ذهن مربوط مي كند. در بخش پاياني اين تحقيق الزامات و پيامدهاي نظري را، كه اين تلقي از يادگيري ادبيات براي آموزش ادبيات به كودكان در بردارد، بررسي مي كنيم. براساس يافته هاي اين تحقيق در تلقي كودكان از ادبيات شكل بر محتوا غلبه دارد و پرورش اين تلقي در شكوفايي توانش ادبي آنها در سالهاي آينده نقش عمده ايفا مي كند. از اين رو بهتر است كه در تهيه و نگارش اشعار كودكانه بويژه در سالهاي اوليه كودكي به جاي طرح مضامين پيچيده و آموزشي به زيبايي شكل و چگونگي بيان اشعار توجه خاصي مبذول شود.

 
كليد واژه: زيبايي شناسي كلامي، ادبيات كودكان، شعر كودك
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 6 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):127-146.
 
گشتاسب، هوتوس/ كتايون از اوستا تا شاهنامه
 
ستاري رضا,حقيقي مرضيه,مقدسي جهرمي زهرا
 
 
 

گشتاسب، از پادشاهان نامدار كياني است. او براساس منابع زرتشتي، گسترنده دين بهي و پادشاهي پسنديده است. همسر او در اوستا و متون پهلوي، هوتس نام دارد كه دختري ايراني و از نژاد نوذر دانسته شده است. اما تفاوتهاي آشكاري ميان شخصيت گشتاسپ و همسرش در اوستا و متون پهلوي با آنچه در شاهنامه فردوسي درباره اين شخصيتها آمده است، وجود دارد. در شاهنامه، گشتاسپ چهره اي منفي دارد. همچنين برخلاف اين متون، نام همسر او در شاهنامه، كتايون است كه طي سفر گشتاسپ به روم ماجراي پيوندشان شكل مي گيرد. در اين مقاله سعي شده است تا ضمن معرفي شخصيت گشتاسپ و همسرش به بررسي دوگانگيهاي ميان متون مختلف از اوستا تا شاهنامه پرداخته شود.

 
كليد واژه: گشتاسپ، كتايون، هوتس، اوستا، شاهنامه
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):147-171.
 
نگاهي به كتاب تاريخي- ادبي «تاج الماثر» و احوال و زندگاني نويسنده آن
 
نوريان سيدمهدي,مظاهري جمشيد,شاد آرام عليرضا,فاموري مهدي
 
 
 

كتاب تاريخي- ادبي «تاج المآثر» يكي از كهنترين منابع تاريخ غوريان است كه مولف آن خود در دستگاه حكومت غوريان هند مي زيسته است. تاج المآثر، كه در سال 602 هجري قمري به رشته تحرير درآمده، افزون بر اهميت تاريخي از اهميت ادبي بسياري نيز برخوردار است. اين كتاب با بهره گيريهاي فراوان از صنايع ادبي و استشهادهاي بسيار به اشعار تازي و پارسي از كتابهاي پيشرو نثر فني فارسي به شمار مي رود و به نوبه خود در آثار پس از خود تاثير قابل توجهي داشته است. متاسفانه با وجود ويژگيهاي منحصر به فرد اين كتاب تاريخي- ادبي كهن، تاج المآثر تاكنون در ايران به چاپ نرسيده و تحقيق مستقلي نيز درباره اين كتاب و نويسنده آن انجام نشده است.
كوشش نويسندگان در اين مقاله بر آن بوده است تا ضمن اينكه با ديدي تحليلي و انتقادي ويژگيهاي اين كتاب را مورد بررسي قرار مي دهند، طرحي از زندگينامه مولف را نيز- كه در منابع به صورت ناقص و مغشوش ارايه شده است- به دست دهند و به سوالاتي در زمينه برخي جنبه هاي ناشناخته زندگي او چونان مذهب و تصوف وي پاسخ دهند.

 
كليد واژه: تاج الماثر، نظامي نيشابوري، نثر فني، تاريخ نگاري فارسي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشهاي ادبي بهار 1388; 6(23):109-126.
 
سهراب سپهري، انديشه اي عادت ستيز، شعري هنجارگريز؛ بررسي سه دفتر شعر «صداي پاي آب، مسافر و حجم سبز»
 
روحاني مسعود,فياضي محمد*
 
* دانشگاه مازندران
 
 

يكي از رويكردهاي گوناگون امروزه به آثار ادبي، همزمان متن و محتوا را در نظر مي گيرد و از افراط و تفريط هاي پيروان فرماليسم و محتواگرايان دوري مي جويد. كساني چون باختين و گلدمن، شيوه تحقيقاتي خود را بر چنين رويكردي بنيان نهاده بودند. در اين رويكرد اعتقاد بر اين است كه ميان محتواي اثر و جهان بيني نهفته در آن با متن اثر، رابطه اي تنگاتنگ وجود دارد. بررسي شعر سهراب سپهري مي تواند گواهي بر درستي چنين رويكردي باشد؛ چرا كه مي توان ميان انديشه عادت ستيز سپهري و زبان هنجارگريزش ارتباط برقرار كرد.
مطالعه شعر سپهري نشان مي دهد كه انديشه عادت ستيز او بر زبانش نيز تاثير گذاشته است. نمونه هاي فراوان هنجارگريزي و هنجارشكني در شعر او موكد اين امر است. نكته قابل تامل اينكه سپهري از بين انواع هنجارگريزيها (= معنايي، واژگاني، زماني) بيشتر از هنجارگريزي معنايي مانند تشخيص، پارادوكس، كاربرد تصاوير و تركيبات تازه، نماد و حس آميزي و ... استفاده كرده و از انواع ديگر هنجارگريزي، كمتر بهره جسته است. دليل اين امر را بايد در انديشه و نظام خاص فكري سهراب جستجو كرد كه از سويي بيشتر در پي توجه به معنا و ارايه مضامين و انديشه هاي عرفاني است و از سويي ديگر هر گونه رويكرد به گذشته را نفي مي كند و همواره در پي تازگي و غبارروبي از هستي است. بنابراين نمي توان انتظار داشت از هنجارگريزي زماني (باستانگرايي)- كه مخالف ديدگاه فكري وي است- استفاده كند.

 
كليد واژه: نقد ادبي، شعر معاصر، سهراب سپهري، عادت ستيزي، آشنايي زدايي، هنجارگريزي معنايي، هنجارگريزي واژگاني، هنجارگريزي زماني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 1 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):9-32.
 
بررسي سه بيت از داستان رستم و اسفنديار
 
آيدنلو سجاد*
 
* دانشگاه پيام نور اروميه
 
 

داستان رستم و اسفنديار شاهنامه به رغم شرح و تحليلهاي گوناگوني که درباره آن نوشته شده، هنوز نيازمند بازخواني و توضيح برخي نکات و مبهمات است. در اين مقاله با بررسي سه بيت درخور تامل و در عين حال کمتر توجه شده داستان، نشان داده شده است که: 1. بنابر اسناد و قرايني، گشتاسپ براي خوار داشت اسفنديار، پسرش را در زندان زنان به بند کشيده بوده و احتمالا «بدکارگان» در مصراعي از داستان ناظر بر اين روايت است. 2. «کريمان» در بيتي از اين داستان که در سنت شاهنامه خواني و گذشته ادبي ايران گاهي اسم خاص و نام پدر نريمان دانسته شده به دلايلي جمع «کريم» و در معناي واژگاني آن است. 3. اشاره به کشته شدن شاه هاماوران به دست رستم در يک يا دو جا از اين داستان، که با سرانجام اين کس در روايت جنگ هاماوران، متفاوت و ظاهرا از تناقضات شاهنامه است به دليل بودن دو گزارش از اين داستان در ادب حماسي ايران و نشانه هاي هر دو روايت در شاهنامه به جاي مانده است.

 
كليد واژه: شاهنامه، داستان رستم و اسفنديار، زندان زنان، کريمان، شاه هاماوران
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):53-76.
 
نماد پرندگان در مثنوي
 
صرفي محمدرضا*
 
* دانشگاه شهيد باهنر کرمان
 
 

اين مقاله به منظور بررسي نمادهاي پرندگان در مثنوي مولانا با روش کتابخانه اي نوشته شده است. نگارنده پس از استخراج تمام کاربردهاي پرندگان با استفاده از روش تحليل محتوا به طبقه بندي، توصيف و بيان معاني نمادين آنها پرداخته است. بر اساس يافته هاي اين گفتار در مثنوي از 30 پرنده با نام و صدها پرنده بي نام سخن به ميان آمده که گوشه اي از نمادپردازي مولانا را تشکيل داده است. يکي از نتايج مهم اين بررسي اين است که پرندگان در تحليل نهايي خود، نمادي از سر گذشت روح انسان در قفس تن و دنياي مادي را بازگو مي کنند.
معاني و مفاهيم نمادين پرندگن با ويژگيهاي طبيعي آنها پيوندي ناگسستني دارد. افزون بر آن، آموزه هاي ديني، فرهنگي و نيز اساطيري که در طول زمان در اطراف هر يک از آنها شکل گرفته است در مفاهيم ويژه اي که مولانا از آنها ارايه مي کند، نقش و تاثير فوق العاده اي دارد. در مجموع مي توان گفت پاره اي از برداشتهاي مولانا از پرندگان کاملا ابداعي و بي سابقه است و برخي ديگر در سنتهاي فرهنگي ريشه دارد. شکل گيري مفاهيم نمادين پرندگان در مثنوي از يک سو از جهان بيني خاص مولانا سرچشمه گرفته و از سوي ديگر، ناشي از برداشتهاي شخصي و قريحه تواناي اوست.

 
كليد واژه: نماد در مثنوي، پرنده در مثنوي، روح، ادبيات عرفاني، انسان و عرفان، اسطوره
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):77-102.
 
کارکرد هنري قيد و گروه هاي قيدي در اشعار شاملو
 
عمران پور محمدرضا*
 
* دانشگاه اراک
 
 

برجسته سازي از طريق ساخت و کارکرد هنري قيد و گروه هاي قيدي يکي از تمهيدات تبديل زبان روزمره به زبان ادبي در اشعار شاملو است. بسامد گونه هاي مختلف، ساختهاي گوناگون و نقشي که گروه هاي قيدي در ايجاد موسيقي و صور خيال و توصيف و فضا سازي در اشعار شاملو دارد، حاکي از اين است که او به اين مقوله زباني توجه خاصي داشته و از آن به عنوان يکي از عوامل برجسته سازي و آفرينش زيبايي در اشعار خود بهره برده است.
شاملو از دو جنبه صوري و محتوايي گروه هاي قيدي در برجسته سازي اشعارش بهره برده است. ساختهاي چند باره و پيوسته گروه هاي قيدي که از «هسته + پيرو توضيحي» تشکيل شده است و شيوه جايگزين کردن آنها در محور همنشيني زبان و استفاده از آنها در ايجاد گونه هاي مختلف موسيقي، مهمترين کارکرد جنبه هاي صوري و ساخت تصاوير و صورتهاي خيالي ابتکاري از قبيل تشخيص، آشنايي زدايي در تشخيصهاي مبتذل و عادي شده، تعليل در تشخيص، تشبيه، نماد سازي و متناقض نمايي و غيره کارکرد جنبه محتوايي گروه هاي قيدي در برجسته سازي اشعار شاملو به شمار مي آيد.

 
كليد واژه: شاملو، گروه هاي قيد، برجسته سازي، زبان ادبي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:49 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 5 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):103-116.
 
نوآوري نيما در فرم دروني شعر فارسي
 
فتوحي محمود,علي نژاد مريم*
 
* دانشگاه تربيت معلم
 
 

اين مقاله مي کوشد نشان دهد که نوآوري نيما يوشيج تنها به قالب شکني در درون سنتهاي کهن محدود نمي شود. او علاوه بر نوآوري در قالبهاي شعري و تجربه هاي معنايي و ديد تازه به ابداع فرم بي سابقه اي در شعر فارسي دست مي زند. اين فرم، که در اين مقاله، «نماد ساختمند» (ارگانيک) ناميده مي شود، ساختار شعري خاصي است که در آن هر پديده (تصوير) در کانون نگاه شاعر قرار مي گيرد؛ بتدريج آن تصوير بر کل شعر غلبه مي يابد و سرانجام به صورت نمادي متراکم از معاني ادبي و هنري در مي آيد. اين شکل شعري، که بيش از 20 درصد از شعرهاي نو نيما را شامل مي شود، پس از نيما با استقبال شاعران معاصر همراه شد به گونه اي که بخشي از شعرهاي مقبول و مشهور معاصر فارسي به اين شکل سروده شده است. اين مقاله از ماهيت و مباني اين ساخت شعري و روند شکل گيري و تکوين آن بحث مي کند و عوامل موثر در پيدايش اين فرم شعري را در اين دوره از تاريخ ايران بيان مي کند.

 
كليد واژه: فرم شعر، نماد ارگانيک، تصوير کانوني، نيما يوشيج
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 6 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):117-140.
 
نقد ريخت شناختي حکايتهاي کشف المحجوب و تذکره الاوليا
 
قافله باشي سيداسماعيل,بهروز سيده زيبا*
 
* دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)
 
 

تحليل ريخت شناختي به روش ولاديمير پراپ در حدود 200 حکايت عارفانه از دو کتاب ارزشمند کشف المحجوب و تذکره الاوليا مشخص کرد که در خويشکاري خاص عارفانه ها، که کرامت در جايگاه برجسته و نقطه عطف داستان واقع است، تابع معناي دامنه بيشتري نسبت به گونه هاي ديگر (عاميانه ها، عاشقانه ها و ...) دارد. با وجود اينکه تعداد نقش ويژه ها محدود است از گوناگوني بسياري برخوردار است. تنها عامل همساني در چنين آرايشهاي کوچک مقياس با رنگهاي متنوع، جايگاه نقش ويژه هاست؛ همچون قرار گرفتن کدهاي رمز در محلهاي ويژه در راستاي همخواني با نقطه عطف داستان در اين تحقيق، سه حوزه کنش، مشخص شد و تعداد خويشکاريها به 11 رسيد که بعضي با آنچه در عاميانه ها وجود دارد، همسان، و بعضي ديگر جديد و خاص عارفانه هاست.

 
كليد واژه: ولاديمير پراپ، ريخت شناسي، روايت شناسي، کشف المحجوب، تذکره الاوليا
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 2 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):33-51.
 
تجزيه و تحليل قصه سمک عيار بر اساس نظريه ولاديمير پراب
 
خائفي عباس,فيضي گنجين جعفر*
 
* دانشگاه گيلان
 
 

در چند دهه اخير، که روايت شناسي به عنوان علم مطرح شده است، روايت شناسان تلاش کرده اند به الگوهاي روايتي مشخصي دست يابند تا بتوانند تمام ساختارهاي روايتي، چه قصه هاي قديمي و چه رمانهاي امروزي را با اين الگوها تجزيه و تحليل کنند. در اين زمينه نيز تلاشهاي فراواني توسط محققان انجام شده است، اما کار ولاديمير پراپ تا زمان خود از ديگران پرثمرتر بوده و نظريه او به رغم کاستي هايش، تحول عظيمي در علم روايت شناسي به وجود آورده است. پراپ در کتاب ريخت شناسي قصه هاي پريان به توصيف قصه ها بر اساس اجزاي سازنده آنها و روابط متقابل اين اجزا پرداخته است. پراپ پس از تجزيه و تحليل صدقصه از قصه هاي روسي به سي و يک خويشکاري دست يافته است. او معتقد است مي توان قصه هاي عاميانه و حتي رمانسها را نيز با اين الگو تجزيه و تحليل کرد. اين مقاله مي کوشد تا الگويي را که پراپ از تجزيه و تحليل قصه هاي پريان به دست آورده است بر روي قصه سمک عيار نشان دهد و با نتايج تجزيه و تحليل پراپ مقايسه کند؛ به عبارت ديگر، اين مقاله سعي در ريخت شناسي قصه سمک عيار دارد. اگر چه کار پراپ درباره قصه پريان است، نظريه هاي او چنان ظرفيت زيادي دارد که شامل قصه هاي ايراني از جمله قصه سمک عيار هم مي شود. بسياري از کارکردها و کنشهاي بررسي شده در قصه سمک عيار، کم و بيش با روايت شناسي پراپ يکسان است و اين مقاله بر مبناي نظريه او است.

 
كليد واژه: نقد ادبي، ريخت شناسي، نظريه ولاديمير پراپ، سمک عيار
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:50 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1386; 5(18):141-163.
 
تحليل عناصر داستاني طوطي نامه
 
نبي لوچهرقاني عليرضا,اكبري منوچهر
 
 
 

در اين پژوهش، ساختار داستانهاي طوطي نامه از جهات مختلف بررسي شده است. طوطي نامه از داستانهاي منثور غنايي و تمثيلي است که به روش هزار و يک شب بيان شده است. در داستانهاي طوطي نامه اغلب ويژگيهاي قصه ها را مي توان يافت؛ ويژگيهايي چون تاکيد بر حوادث، وجود امور خارق العاده، محکم نبودن روابط علت و معلولي ميان رويدادها، مطلق گرايي، ختم شدن به نتايج اخلاقي، تغيير ناپذيري شخصيتها، کيفيت روايت و فرضي بودن زمان و مکان. لحن و بيان تمام داستانها، جدي است و از طنز و مطايبه در بيان آن اثري ديده نمي شود. مجموعا 100 داستان در طوطي نامه وجود دارد. در داستانهاي اين اثر از 521 شخصيت استفاده شده است که 67.5 درصد عام و 32.5 درصد خاص هستند. بيشترين شخصيتها حيوانات (22.5 درصد) و صاحبان مشاغل (19 درصد) است. راويان و گويندگان داستانهاي طوطي نامه عبارتند از: طوطي که 57 درصد داستانها را نقل مي کند. حيواناتي نظير شارک، مار، شغال و ... 11 درصد داستانها، خجسته 8 درصد داستانها، انسانهاي ديگر نظير راهب، وزير، پادشاه و ... 18 درصد از داستانها را نقل مي کنند و راوي 6 درصد از داستانها نامعلوم است. از مجموع 100 داستان 69 درصد داراي کنش و 31 درصد فاقد کنش خاصي است. همچنين 54 درصد داستانها نتايج و توصيه هاي اخلاقي دارد و 46 درصد فاقد اين امر است. در 35 داستان به حوادث خارق العاده اشاره شده، 15 درصد داستانها داراي زمان و 85 درصد فاقد زمان است و سرانجام اينکه از مجموع 100 داستان، 50 درصد مکان دار و 50 درصد فاقد جايگاه مکاني مشخص است. براي ملموستر و عيني تر شدن پژوهش، نتايج با جدول و نمودار نشان داده شده است.

 
كليد واژه: طوطي نامه، ساختار داستان، داستانپردازي، راوي در داستان، زمان و مکان در داستان
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  1:51 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها