پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
| 5 : پژوهشهاي ادبي زمستان 1388; 7(26):101-130. |
| |
| تداعي معاني در شعر حافظ |
| |
| طحان احمد* |
| |
| * دانشگاه آزاد اسلامي، واحد فيروزآباد |
| |
|
حافظ براي گريز از تکرار در کاربرد صور خيال، که نتيجه آن چيزي جز بيهوده گويي نيست به شگردي هنرمندانه و روانشناسانه روي مي آورد که در اين مقاله از آن با عنوان «تداعي معاني» ياد شده است. «تداعي معاني» در روانشناسي به اين معني است که يک مفهوم، سلسله مفاهيمي را بر اساس اصل مجاورت يا مشابهت و يا تضاد به ذهن تداعي مي کند. در شعر حافظ اين گونه است که اجزاي يک تصوير، سنتي در هم شکسته شده با يک جابه جايي به گونه اي به کار برده مي شود که هر جزء، اجزاي ديگري را تداعي مي کند؛ براي نمونه در سنت ادبيات، زلف هميشه با تعدادي صفتهاي کليشه اي همچون پريشاني، آشفتگي، درازي، سياهي، چين و شکن يا شماري مشبه به هاي تکراري مانند بنفشه، سنبل، سلسله، حلقه، مشک. همراه است، ولي حافظ برخلاف سنت در کنار زلف، درازي را به اميد و يا پريشاني را به دل نسبت مي دهد.
در کتابهاي بديع فارسي به تداعي معاني به عنوان يک آرايه توجه نشده و تنها دکتر شفيعي کدکني از نقش قافيه در ايجاد تداعي معاني ياد کرده است، اما در غرب بويژه در داستان نويسي به روش «جريان سيال ذهن» به اين موضوع پرداخته اند.
در اين مقاله پس از بررسي تداعي معاني در حوزه روانشناسي و ادبيات و بيان تفاوت آن با ايهام، تناسب و ايهام تناسب، نمونه هاي يافته شده اين آرايه در ديوان حافظ ارائه شده است.
حاصل پژوهش حاصل شد، اين است که هر چند نمونه هاي خام و ابتدايي اين آرايه در ديوان شاعران قبل از حافظ و نيز معاصران وي و حتي در شعر شاعران پيشگام از جمله رودكي، كمتر ديده مي شود، اين نمونه ها بسيار نادر و كمياب است حال اينكه در شعر حافظ به نسبت ديگران بسامد زيادي دارد و در شعر او هم نمونه هاي اين جا به جايي در صفتها و مشبه به هاي زلف - به دليل تعدد آنها - بيش از موارد ديگر است.
|
| |
| كليد واژه: تداعي معاني در شعر، شعر حافظ، ادبيات تطبيقي، اصطلاحات ادبي |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 1:15 PM
تشکرات از این پست