پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
اين مقاله نقش وجه فعل در زبان انگليسي در فراگيري زمان فعل را توسط 45 نفر فارسي زبان مورد مطالعه قرار مي دهد و در مورد فرضيه وجه فعل که بيان مي کند بين واژه زمان گذشته و وجه فعل تکويني (Accomplishment & Achievement Aspects)، و واژه استمراري و وجه فعل فعاليتي (Activity Aspect) همگرايي وجود دارند اما واژه استمراري با وجه فعل حالت (Stative Aspect) ارتباطي ندارد و به تحقيق مي پردازد. فرايندهاي نحوي اين مطالعه در رابطه به فرضيه هاي "مراحل اوليه فراگيري زبان" مورد بررسي قرار مي گيرد.
نسخه قابل چاپ
اين تحقيق مهارت دانشجويان پزشکي را در امر خواندن متون علمي مربوطه مي آزمايد. از 57 دانشجوي پزشکي آزموني شامل 35 سوال انگليسي عمومي و تخصصي در نيم ساعت به عمل آمد. سوالات عمدتا چند جوابي و معدودي نيز صحيح / غلط بودند. بررسي نتايج نشان داد که صرفا 43.9 درصد توانستند نمره بالاتر از 10 ( از بيست نمره) را کسب کنند. چنين نتيجه اي مويد اين نکته است که اکثريت دانشجويان دندانپزشکي توان بايسته را در فهم متون علمي مربوطه ندارند.
حماسه رستم و اسفنديار، داستان سرگشتگي انسان بر سر دوراهي هاست. در روايت هاي كتبي، اسفنديار با خوردن اناري كه زرتشت بر آن دعا خوانده رويين تن مي شود- انار نماد بي مرگي و جاودانگي است- اما چشمان او آسيب پذير مي ماند. او براي رسيدن به تاج و تخت، كوركورانه از پدرش براي جنگ با رستم اطاعت مي كند. بنابراين آسيب پذير بودن چشمان اين "شهزاده نابينا" رمز آن است كه او قدرت بينش ندارد. در اسطوره، چشم بسته نماد بي خردي و بي خردي به معني مرگ و نابودي است. در اين جستار، نخست بر بنيان آن چه در نامه هاي ديني آمده است. چهره آييني اسفنديار نموده مي شود و سپس شخصيت وي را در حماسه بررسي مي كنيم تا دو گانگي شخصيت وي در برنامه هاي ديني و حماسي پديدار شود.
در بين شاعران معاصر، توجه اخوان به آثار گذشته زبان فارسي و عشق و علاقه او به فرهنگ پرباري كه بردوش آن زبان است، شعرش را تجلي گاه بسياري از عناصر زبان كهن كرده است. ساخت هاي كهن گرا بخشي از كهن گرايي نحوي شعر اخوان است كه مقاله حاضر به بررسي و توصيف آن مي پردازد. منظور از ساخت، مجموعه اي است كه حداقل از دو جزء طبق نظم و ترتيب معيني پديد آمده است و كار معيني مي كند. ساخت هاي كهن گرا در شعر اخوان به لحاظ آشنايي او با متون گذشته و تاثيري كه از سازوكارهاي شعر گذشته پذيرفته بسيار متنوع و گسترده است تا بدان حد كه مي توان گفت شعري از اين شاعر بزرگ معاصر وجود ندارد كه در آن گوشه چشمي به ساخت هاي گذشته زبان فارسي نينداخته باشد. ساختار جمله، فعل، تركيب هاي وصفي، كاربرد نقش نماي اضافه، پرش ضمير، جابجايي اركان جمله و حذف، بخشي از جلوه هاي كهن گرايي در شعر اخوان است كه مقاله حاضر به آن ها مي پردازد. برخلاف نظر برخي از منتقدين كه استفاده از عناصر زبان كهن را در شعر معاصر روا نمي دارند و آن را نوعي نبش قبر مي پندارند، اخوان با كاربرد بجا و شايسته واژه ها و بافت ها و ساخت هاي كهن، با توانايي بي نظير خود در حسن گزينش و تركيب و هماهنگي بين زبان و محتوا، زباني اصيل و فخيم و با صلابت آفريده است.
مقاله حاضر بر آن است تا بر اساس بعضي از ديدگاه هاي زبانشناسي، نوع استعاره هاي تجاري قبل و بعد از انقلاب اسلامي را مورد بررسي قرار دهد. ضمن بررسي نوع نحو و خصوصيات معنايي دودسته از داده هاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي، مقايسه داده ها نشان مي دهد كه نوع نحو، وجه شبه و تضمن بكار گرفته در نام هاي تجاري قبل از انقلاب، از انواع مشابه خود دربعد از انقلاب ساده تر است. همچنين روند داده هاي بعد از انقلاب تاكيد برنحو استعاره مركب دارد. بر اساس چارچوب ساختارگرايي يا كوبسن، توزيع داده ها در دو دوره با تمايز بين استعاره و مجاز تبيين مي گردند و تحليل زبانشناسي اجتماعي از آنها بيانگر اين مطلب است كه درك استعاره نياز به دانش پيشينه فرهنگي بيشتري نسبت به مجاز دارد.
داستان پرندگان در منطق الطير عطار را مي توان در رساله الطيرهاي احمد غزالي، پورسينا، شهاب الدين سهروردي و حتي داستان حمامه المطوقه كليله و دمنه، ريشه يابي كرد؛ اما زبان تمثيلي منطق الطير از يكسوي و كاربرد تجانس آوايي ملايمي نظير سيمرغ و سي مرغ در تبيين نظريه ي وحدت وجود، موجب امتياز كتاب مي شود. نگارنده اين مقاله كوشيده است به ريشه شناسي منطق الطير و تاثير آن بر شاعر همروزگار ما، سهراب سپهري بپردازد. سپهري در كتاب هشتم خود يعني ما هيچ مانگاه، از اقليمي پررمز و راز كه با سرزمين تمثيلي عطار همگون مي نمايد؛ سخن مي گويد. عطار و سپهري، اگر چه ازنظر زماني و شيوه و سبك بيان و زبان همسان نيستند اما از هسته انديشگي يكساني بهره مي جويند. انديشه هر دو عارفانه است: دور شدن از اين خاك غريب، گذاشتن از واديهاي خوفناك و دره هاي شگفت، پيوستن به شهر گمشده آرماني و رسيدن به شناختي كه پس از "ترك علم" و "اردو زدن پشت دانايي" به دست مي آيد و اين دو شاعر عرفان گرا را به هم مي پيوندد. در اين جستار همچنين، زمينه هاي تكوين پيوستگي و همگوني در انديشه عرفاني عطار و سپهري بررسي مي شود.
لطف تشبيه غرابت و دوري از ابتذال است و اگر تشبيه با صنايع ديگر ادبي و بديعي همچون رجوع و تجاهل عارف همراه باشد بي گمان بديع و تازه به نظر مي رسد. از سوي ديگر استفاده از مشبه به نادر، و همي و خيالي و نيز وجه شبه مركب و غريب باعث مي شود انتقال از مشبه به مشبه به با تفكر و تدفيق توام باشد و اينگونه تشبيهات است كه در زبان فارسي نشانه تحول سبك خراساني به عراقي دانسته شده است. تقييدات زيبا، شرط، عكس، تفضيل، اضمار، ادات تشبيه نادر و تاكيدي و تناسي تشبيه از عوامل عديده ابداع در تشبيه به شمار مي روند. ما برآنيم كه به تحليل ابزار نوسازي در چهار ديوان فارسي و چهار ديوان عربي بپردازيم و جستجو كنيم كه با مرور زمان، كدام شاعر هنرمندانه تر توانسته است باز تشبيه را در آسمان خيال به اوج پرواز برساند.
«رنگ»، بعنوان برجسته ترين و نمودارترين عنصر در حوزه محسوسات، از ديرباز تاكنون مورد توجه انسان بوده و همواره روح و روان آدمي را مسحور قدرت نافذ خويش نموده است. امروزه رنگ مهمترين عنصر در بروز خلاقيتهاي هنري و بهره وري محسوب مي شود؛ چنانكه بسياري از بزرگان ادبي و هنري جهان چون «گوته» - به اذعان خويش - مديون استفاده خلاق از رنگها و توجه دقيق بدان بوده اند. رنگ مايه آرامش و هسته آرايش جهان است و شاعران، بعنوان زيبا شناسان جهان آفرينش از واژگان رنگين در عيني تر شدن ايماژهاي شاعرانه و كشف و توضيح روابط ميان اجزاي تصاوير شعري و گاه در راستاي تبيين و تلقين مفاهيم بيان ناشدني فضاي نمادين اشعار خويش بهره ها برده اند و تاريخ نمادگرايي انسان نشان داده كه او به هر چيز خاصيت نمادين بخشيده است. رنگ نيز از اين قاعده و خاصيت دور نمانده و گاه از مهمترين عناصر در نماد پردازي شاعرانه گرديده است. لذا اين جستار، در پي بررسي و تحليل زمينه هاي نمادين رنگ در اشعار معاصر با تكيه و تاكيد بر آثار سه شاعر برجسته معاصر، نيما سپهري و موسوي گرمارودي است.
نظرات جنجالبرانگيز خيام، در سرودههاي اندكش، توجه عمومي خيام پژوهان را به خود واداشته و آنها را از بررسي ساختاري و هنريِ رباعيات ،باز داشته است. كم توجهي به ساختارِهنري رباعيات، تا آنحداست كه ويژگيهاي سبكي و زيباييهاي هنري سرودههاي خيام، از چشم بسياري از اهل ادب و انديشه دور مانده و فرو پوشيده است.
يكي از ويژگيهاي بنيادي رباعيات خيام، قرينه سازيهاي پيدرپي است. بيش از 90% از رباعياتخيام،از اين امكانِ بياني سودبردهاند.ميزانِبرخورداري رباعياتخيام از اين ويژگي، تا آنجاست كه ميتواند معياري براي بازشناختِ سرودههاي او از شعر شاعران ديگر باشد.
در اين مقاله، قرينههاي موجود در رباعيات خيام درسه دسته زير تقسيمبندي و بررسي شده است:
1. قرينههاي تقابلي ((Antonymous symmetries
2. قرينههاي تعادلي Equivalent symmetries))
3. قرينههاي ترادفي (Synonymous symmetries)
تحقيق موجود، سه هدف را دنبال ميكند: ابتدا در پي يافتن پاسخ اين سوال است كه ايا شيوههاي تاملي (انديشه ورزي) و تكانشي (سريع گويي)، تاثير متفاوتي بر روي يادگيري زبان انگليسي، بعنوان يك زبان خارجي در بين دانش پژوهان ايراني مركز پيش دانشگاهي دارد يا خير؟ انگاه در پي كشف ارتباط بين جنسيت و ميزان موفقيّت در فراگيري زبان انگليسي است و بالاخره پژوهش حاضر به دنبال درك تاثير متقابل جنسيّت و شيوههاي شناختي تامّلي (انديشه ورزي) و تكانشي (سريع گويي) بوده است. گام اوّل در انجام چنين تحقيقي، با استفاده از نسخه بزرگسالان ازمون روانشناسي ياندو و كي گن (1968) به منظور تعيين نوع شخصيّت، تقسيم كردن شركت كنندگان به دو گروه تامّلي (انديشه ورزي) و تكانشي (سريع گويي) بود. گام دوم، اجراي ازمون پيشرفت تحصيلي بود كه در واقع همان ازمون پاياني زبان انگليسي شركت كنندگان كه به طور هماهنگ كشوري انجام شده است، ميباشد. نتايج تحقيق دالّ بر اين است كه ارتباط معنيداري بين متغيّرهاي به كار گرفته شده وجود ندارد.
يکي از راههاي طبقه بندي تشبيه علاوه بر شيوه هاي متعارف، تقسيم تشبيه از ديد اغراقهاي هنري است که جدول آن هم با توجه به استعداد و خلاقيت سخنوران قابل گسترش است. هدف هنرمند در اين شگردهاي بياني، رهايي از افسردگي و کهنگي و رفع ابتذال از تشبيه و نوسازي آن است که موجب کشف افقهاي بيکرانه در سخن و تصاوير مربوط بدان مي شود.
در مقاله حاضر,تشبيهات شيخ اجل سعدي درغزل از ديد اغراقهاي هنري،بررسي و براساس مباني نظري تبيين شده است و مواضعي را که هنرمند از اصل نظريه عدول کرده و به هنجار هنري و سبک شخصي خود دست يافته، بررسي نموده است.
روش تحقيق دراينگفتار،کتابخانه اي است وبا بهره گيري از فن تحليل و توصيف محتوا به نقد و تطبيق شواهد پرداخته و نتايج به دست آمده, طبقه بندي و ارائه شده است.
از انجا كه متون اسلامي چون : قران ، احاديث و ساير اثار مربوط به معارف اسلامي از ديرباز و از زمان رسمي شدن پارسي دري در ادبيات ان تاثير جدي داشته؛ بررسي تاثير اين منابع و چگونگي ان درشعر پارسي از اهميّت فوق العاده اي برخوردار است .
دراين مقاله،نگارنده ضمن اشاره به متون ديني بعنوان پشتوانه ادبيّات جهان و ايران و با در نظر گرفتن تاريخ شكل گيري پارسي دري، سعي كرده است تاثيرات كلام علي (ع) را در اثار منظوم شاعران سده هاي نخستين (قرن چهارم تا پايان قرن هشتم هجري ) مورد بررسي و تحليل قراردهد.
براين اساس، با اتكاء به نهج البلاغه كه جنبه ادبي ان بسيار قوي است و شواهد تاريخي نشان مي دهد همواره مورد توجه شاعران و اديبان عرب و عجم بوده ، سعي شده است بيانات مولاي متقيان دراشعار شاعراني چون : فردوسي ، سنايي ، نظامي ، ناصرخسرو ، اسدي طوسي و ديگر شاعران اين دوره ،رديابي گردد.
بررسي انجام شده نشان مي دهد اكثر شاعران اين روزگار به تبع بهره گيري از ايات قران و احاديث نبوي به سخنان خداوندگار كلام ، علي (ع) نيز توجه تام و تمام داشته و از رهگذر بلاغت و فصاحت ان بزرگوار ، اشعار خود را مزيّن و پرمايه ساخته اند. همچنين نشان داده شده است كه به اقتضاي زبان ان روزگار، موضوعات نهج البلاغه در شعر پارسي، بيشتر بصورت ترجمه ، اقتباس و اخذ مضمون بازتاب دارد و در اين مورد عبارات عربي بسيار اندك است .
نويسندگان در اين مقاله سعي دارند به معرفي تعدادي از نامداران کرمان در ادب عربي بپردازند. اقليم کرمان، داراي پيشينه ارزشمندي در ادبيات و علوم انساني مي باشد، سهم بزرگان کرمان در پهنه ادبيات فارسي و ديگر علوم، تا حدود زيادي روشن است، اما سهم بزرگان آسمان علم و ادب کرمان در زبان و ادب عرب، پوشيده مانده است.
از آنجمله اند بزرگان و نامداراني همچون، ابوالکفاه معمربن علي کرماني (اوايل قرن ششم) بديع الزمان کرماني (اواسط قرن ششم) تاج القرا محمودبن حمزه کرماني (سال 500 هجري) ناصرالدين مکرم بين علا کرماني (اواخر قرن پنجم) و ناصح کرماني (اوايل قرن ششم). اينان در زمره کساني هستند که بکلي ناشناخته مانده اند.
اين مقاله سعي در معرفي آنها و آثار بر جاي مانده از ايشان دارد
اگاهي از سرنوشت و اينده مبهم و همت گماشتن و توجه به دانستن فرجام كارها، از خصوصيات روحي نوع بشر و خواسته هميشگي او بوده و براي تحقّق اين خواسته، به وسايل مختلف متوسل شده و راههاي گوناگوني را پيموده است . از جمله اين راهها تفال، تطير و طالع بيني ميباشد ، كه در هر زمان و مكان به گونه اي متفاوت جلوهگر شده است.
تفال و طالع بيني، دريچه هايي به سوي عالم غيب و ناشناخته هستند. تفال زاييده اميد و تطير، نتيجه ياس و نااميدي است و به همين دليل در فرهنگ اسلامي مطرود است.
بيشك، ادبيات غني فارسي از تاثير اين اعتقاد مردمي بركنار نبوده ، در متون مختلف منثور و منظوم ،جاي جاي از اين مساله و انواع ان سخن گفته شده است.
اسكندر، شخصيت برجسته منظومه شرفنامه حكيم گنجه، زندگي خود را با طالع بيني منجمان اغاز ميكند و تصميمهاي بزرگ زندگيش را با تفال به انجام ميرساند. نظامي در هر فرصتي بر ان است كه اعتقادات خود را در اين زمينه منعكس كند، اعتقاداتي كه با تكيه بر فرهنگ اسلامي، تطير را ناپسند دانسته و بر فال نيكو تاكيد ميكند. بنابراين دراين منظومه، تفال و طالع بيني، جايگاهي ويژه دارد.