پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی
در تاريخ شعر پارسي از نظامي و خاقاني بدين سو، از طرز تازه و شيوه نو و مفاهيمي از اين گونه سخن رفته است و هر کس خود را نوگرا و شعر خود را شعر تازه خوانده است. در همه اين ادعاها، ميل به تازه شدن و بودن، و جاذبه اي که تازه بودن در مخاطبان نو داشته هميشه قابل توجه بوده است. البته ميل به تازگي در انجمن هاي سه گانه سبک بازگشت متوقف شد؛ اما اديبانِ پس از آن، دوباره شوق تازه بودن و شدن را آشکار کردند. يکي از جمله بزرگان اين جريان، ملک الشعرا محمد تقي بهار است که دوران محمد علي شاه، احمدشاه، رضاشاه و محمدرضاشاه را دريافت. وي ذهني وقاد و حافظه اي قوي داشت و گرايش شديد او به مسايل اجتماعي و سياسي ، او را به ماهيت شعر معاصر نزديک کرده بود. بهار، راه و شعر خود را نو مي داند و در يکي از سروده هايش، بر اين ادعاست که همه کارهاي نو، حاصل تلاش و تتبع او بوده است.
نسخه قابل چاپ
مقاله حاضر در چارچوب نظريه به دستوري شدن (grammaticalization) به چگونگي بيان مفهوم مالكيت در زبان فارسي (شامل فارسي باستان، ميانه و جديد) مي پردازد و نشان مي دهد چگونه شيوه بيان مالكيت با استفاده از فعل داشتن (مثل: پادشاه پسري داشت) جانشين بيان مالكيت با استفاده از فعل ربطي "بودن" و حالت" به اي يا برايي" (مثل: پادشاه را پسري بود) شده است. در ادامه اين تحول فعل "داشتن" براي بيان نمود مستمر در فارسي امروز به كار رفته است. گذر از مالكيت به نمود تحولي است كه در بسياري از زبانها مشاهده مي شود و با تكيه بر مفهوم "شستشوي معنايي" (semantic bleaching) يا استعاره توضيح داده مي شود.
اخيرا بسياري از حوزه هاي تدرس و ارزيابي در رويارويي با فرضيه هاي جديد، دستخوش دگرگوني شده اند. يکي از اين دگرگوني ها، تبديل روش هاي سنتي به روش هاي نوين ارزيابي است.
هدف از اين تحقيق قياس و مقابله روش هاي سنتي آزمون با روندهاي ارزيابي نوين است. در اين بررسي، کاستي هايروش سنجش سنتي به تصوير کشيده شده است. سپس، به سهمي که روش هاي سنجش و ارزيابي در زمينه فراهم آوردن باز خور به دانشجويان داشته اند، اشاره شده است. پيدايش روش ارزيابي چند وجهي و نوين در حوزه مهارت هاي زباني و کوشش در زمينه شکل گرفتن تئوري ها و اثر بخشي آن ها در زمينه آموزش زبان، مبحث بعدي اين مقاله است. در پايان، گزارش نتايج تحقيقي که توسط نگارندگان انجام شده، آمده است تا نشان دهد که روش هاي نوين و چند وجهي ارزيابي بر عملکرد نگارش دانشجويان تاثير فراوان دارد.
مولانا حكيم زلالي خوانساري از شاعران بنام اواخر قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجري است كه در سرودن انواع شعر بويژه، قصيده، غزل و مثنوي مهارت و چيرگي خاصي داشت، بيشترين شهرت او به واسطه مثنويهايي است كه تذكره نويسان از آنها با عنوان «هفت گنج» ياد مي كنند. دلبستگي شاعر به وطنش – خوانسار - در اشعارش بوضوح پيداست، پيروي او از نظامي گنجوي و ملاي روم در سرودن شعر و نظم مثنويها مسلم است حتي گاه مضمونها و مفهومهايي را از آنها گرفته است، زلالي به دربار شاه عباس صفوي منسوب و از مريدان مير محمد باقر داماد است. وي شاعري نوآور، خلاق و خوش قريحه است كه در بيان انديشه هاي خود، سبكي خاص دارد و در فرهنگ واژگاني او كلمات نادر و تركيبات تازه و شگفت انگيز فراوان است. تصويرهاي زيبا، تشبيه ها و مجازها در كلام او جايگاهي ويژه دارد و به سخنش زيبايي خاصي مي بخشد. مثنوي محمود و اياز مهمترين و مفصل ترين مثنوي اوست كه در آن نكات معنوي و عرفاني در قالب عشقي شگفت انگيز بازگو شده است.
طبيعت و مظاهر آن، از ديرباز در آثار ادبي و هنري، ظهور و حضوري گرم و پر نشاط داشته است؛ اما نويسندگان و شاعران رمانتيك در آثار خود به طبيعت را زنده، زيبا و همچون پناهگاه روحي براي خويش تصوير كرده اند. جبران خليل جبران، نويسنده و نقاش لبناني نيز همانند نويسندگان و شاعران رمانتيك بزرگ ديگر، در آثار خود طبيعت را به عنوان يكي از عناصر و وسايلي كه مي تواند التيام بخش دردهاي انسان معاصر باشد به وفور آورده است. در اين مقاله پس از نگاهي كلي به جايگاه طبيعت در مكتب ادبي رمانتيسم و نوع نگرش رمانتيك ها به طبيعت و تصوير آن در آثارشان، جايگاه طبيعت در انديشه و آثار جبران بررسي شده و بعضي از مهمترين اصول نوع نگرش جبران به طبيعت بيان شده است. با مطالعه آثار جبران مي توان دريافت كه او نيز مانند ديگر رمانتيكهاي بزرگ به طبيعت و پديده هاي آن در آثار خود حيات و اصالت بخشيده، و با ديدگاهي عاطفي به توصيف پديده هاي طبيعي پرداخته است؛ از سوي ديگر او مانند ديگر نويسندگان بزرگ رمانتيسم، به تمجيد زندگي روستايي در برابر زندگي شهري پرداخته است. از لحاظ فني نيز اعتقاد جبران به زنده بودن طبيعت و اجزاي آن باعث شده است كه او از صنايع ادبي مانند تشخيص در تصويرگري پديده هاي طبيعي استفاده نمايد به طور خلاصه بايد گفت كه طبيعت در آثار جبران زنده و زيباست و همينگونه نيز توصيف شده است.
اين مقاله با نگاهي تازه به زندگي، آثار، احوال و افكار معروف كرخي مي كوشد: 1. ابعاد مختلف زندگي فردي، اجتماعي، تربيتي، عبادي و عرفاني معروف را روشن سازد. 2. ارتباط معروف كرخي با امام رضا (ع) را به استناد منابع رد كند؛ 3. تاثير پذيري معروف را از صابئيان معلوم سازد؛ 4. گفتار و اقوال و ادعيه معروف را بررسي و تحليل نمايد؛ 5. نقش معروف را در تكوين تصوف اسلامي از زهد به تصوف روشن نمايد؛ 6. انعكاس داستان هاي وي را در ادب فارسي نشان دهد. اين مقاله با اتكا به منابع معتبر درباره معروف نگاشته شده و ضمن بحثي كوتاه به نقد منابع درباره معروف مي پردازد.
از جمله بررسي هايي كه در روشن كردن ساز و كار روايت ها و به طور خاص قصه ها، به موفقيت هاي چشمگيري دست يافته است، تجزيه و تحليل "تودوروف" (todorov) و روش او در بررسي روايت هاي اسطوره اي است. وي اين نوع قصه ها را از جنبه هاي مختلف مورد توجه قرار داده و در بررسي وجوه روايتي قصه ها، به ارتباط ميان شخصيت هاي قصه ها پرداخته است. منظور از وجوه روايتي در نظريه تودوروف، جنبه هاي مختلف حاكم بر روابط ميان شخصيت هاي قصه است و از آنجا كه شخصيت يكي از عناصر اساسي هر قصه اي است، درك ارتباط متقابل شخصيت هاي داستان، در شناخت سازوكار قصه و چگونگي شكل گيري آن، بسيار ضروري است. اين نوشته، ضمن برشمردن ويژگي هاي روايت هاي اسطوره اي، "سندباد نامه" را، به عنوان روايتي اسطوره اي، از جنبه وجوه روايتي بررسي مي كند و مي كوشد تا با تكيه بر نظريه تودوروف به درك ارتباط متقابل شخصيت ها، در داستان هاي سندبادنامه دست يابد. به اين منظور، ابتدا توضيحي درباره نظريه تودوروف و وجوه روايتي داده مي شود و سپس ضمن بر شمردن انواع وجوه روايتي (وجه اخباري، خواستي و فرضي) چگونگي ارتباط شخصيت هاي قصه در داستان هاي سندباد نامه، با توجه به هر يك از اين وجوه، مورد توجه قرار مي گيرد. بررسي اين ويژگي روايت در درك ساختار نهايي روايت و پيكربندي آن و نيز در شناخت شبكه اي از ارتباطات شخصيت ها كه قصه بر شالوده آنها پي ريزي مي شود، موثر خواهد بود.
سياب، شاعر عراقي و پيشرو شعر نو عربي است. در ميان شاعران رمانتيك معاصر عربي، وي به دليل بهره گيري ماهرانه از اسطوره و اصول مكتب رمانتيسم و پردازش نيكو و دلنشين آنها در سروده هاي خود، سرآمد و مشهور گرديده است. در اين نوشتار، پس از گذري بر زندگي او، اصول و نحوه شكل گيري مكتب رمانتيسم در غرب و زمينه هاي ورود آن به كشورهاي عربي، بيان شده است، سپس نشانه هايي از مفاهيم رمانتيكي و اسطوره اي در شعر سياب، با آوردن نمونه هايي از آن، مورد اشاره قرار گرفته است.
فرخي يزدي (1318-1267ش) از شاعراني است كه در كنار شعر سرودن به روزنامه نگاري روي آورد، بخشي از مقالات روزنامه طوفان كه فرخي يزدي ناشر آن بود به قلم اوست، در نثر فرخي يزدي آنچه بيشتر مورد نظر نويسنده است رساندن پيام سياسي و اجتماعي خود به خواننده است و طبعا چگونگي نگارش نثر در مرحله بعد قرار مي گيرد. با آنكه توقع خواننده از شاعران نثرنويس آن است كه نثري شاعرانه داشته باشند اما در نثر مقالات فرخي يزدي اين ويژگي كمتر ديده مي شود حتي با آنكه فرخي يزدي ديوان هاي شعر گذشتگان را از نظر گذرانده استشهاد به شعر شاعران كمتر در نثر او به چشم مي خورد. نثر فرخي در مقالات او غالبا به خطابه اي مكتوب شباهت پيدا مي كند و لحن خطايي و آتشين آن باعث شده كه زبان اين گونه مقالات به زبان گفتگو نزديك شود و از اين دهگذر اشكالاتي كه مخل فصاحت نثر است در كلام او راه يابد. عناويني كه فرخي يزدي براي مقالات خود انتخاب مي كند نيز غالبا برگرفته از ضرب المثل هاي مردم و زبان گفتگوي آنهاست، برخي از اين ويژگي ها در نثر شاعر همعصر فرخي يزدي يعني ميرزاده عشقي (1303-1272 ش) نيز ديده مي شود كه در اين مقاله به آن نيز اجمالا اشاره مي گردد.
آيين مهري يكي از آيين هايي است كه در ايران باستان مدت هاي مديدي رواج داشت. بعد از انتشار آيين زردشتي، خداي مهر كه در آيين مهري يك خدا خورشيد محسوب مي شد، مبدل به ايزدمهر شد و مهريشت بدان اختصاص داده شد. مهر غير از خوشيد است. اين نكته از خود اوستا برمي آيد، ولي از ديرزمان به سبب ارتباط نزديكي كه مهر با خورشيد دارد، اين دو با هم مشتبه شده اند. در ادبيات پهلوي و پارسي هم مهر به معني خورشيد به كار رفته است. خورشيد مذهب اقوام كهن بوده، خورشيد در ايران از دورانهاي قديم، مورد پرستش قرار گرفته است. بعد از آن كه ايرانيان دين اسلام با پذيرفتند، اين آيين منسوخ گشت ولي اصطلاحات آن در ادبيات و فلسفه و عرفان بازتاب يافت. شاعران ايراني از جمله خاقاني از اين اصطاحات به عنوان عناصر سازنده خيال سود جستند. خاقاني ضمن آن كه با بهره گيري از تلميحات ديني و الهام گرفتن از قرآن كرمي بسيار پرشور به ستايش پيامبر (ص) مي پردازد، در تصويرسازي و مضمون پردازي شاعرانه خود از فرهنگ و آيين هاي ديگر چون دين مسيح و آيين مهري نيز استفاده كند. او در شروان نزديك ارمنستان مي زيست كه خود آنجا مدتها مركز آيين مهري بود. از اين بر اين آيين و اصطلاحات آن اشراف كامل داشت. حضور چشمگير عناصر اساطيري حماسي آيين مهري، چون تقديس خورشيد و فره مند و سرخ پوش دانستن خورشيد و غسل كردن خورشيد، حمله بردن خورشيد به گاو فلك و ارتباط شير با خورشيد، شاهد اين مدعاست. خاقاني اضافه بر اين مطلب از شاهدان و بزرگان مهري ياد مي كند. اين مطالبي است كه در اين پژوهش مورد بررسي و مداقه قرار مي گيرد.
مقاله حاضر به منظور بررسي مفهوم ولي و ولايت - كه يكي از مهمترين عناصر تصوف اسلامي است - به شيوه سند كاوي نوشته شده است. در اين گفتار پس از بررسي چشم انداز هاي گوناگون درباره ويژگي هاي ولي و ولايت، تاثير فرهنگ شيعي بر مجموعه آثار صوفيه نشان داده شده، سپس انواع ولايت، صفات و شرايط ولي، تعداد اوليا و مراتب ولايت مورد بحث قرار گرفته است. از آنجا كه طريقت حول محور ولي و پير شكل مي گيرد، مي توان نتيجه گرفت كه به اعتقاد صوفيه و در تحليل نهايي، پير چيزي جز نفس طريق و مسير سالك نيست، از اينرو در پرتو شناخت دقيق پير و ولي، مي توان بسياري از نكته هاي تصوف اسلامي را تجزيه و تحليل نمود.
در اين مقاله سعي شده است به زمينه اصلي شعر خاقاني كه از آن به وصف و تكرار تعبير شده است؛ اشاره شود. وصف صبحگاهان، وصف ابزار موسيقي و باده گساري موضوع اصلي اين نوشته است. براي اينكه مساله تكرار در عين زيبايي بخصوص در مورد ابزار موسيقي در شعر اين شاعر آشكارتر گردد؛ به نحوه كاربرد اين نوع ابيات و بسامد آن ها در ديوانهاي چند شاعر معروف پيش از خاقاني نيز اشاره شده است تا خوانندگان به ميزان علاقه مندي اين شاعر به وصف و تكرار اين مضمونها كه با روشها و شگردهاي بديع بيان شده پي ببرند.
داستان رستم و اسفنديار بازگو كننده بخشي از حوادثي است كه بعد از كيخسرو به وقوع پيوسته است از اين روي، براي تحليل داستان توجه به وقايع اواخر دوره كيخسرو و ضرورت دارد. ابتدا توجيه و تحليل هاي محققان را درباره مضمون اصلي داستان نقل و نقد كرده ايم آنگاه تلاش كرده ايم بر اساس روش تحقيق مكتب ساختاري در جامعه شناسي، خط اصلي روايت داستان را بيابيم كه عبارت است از ستيز خاندان گشتاسب با سنت ها، و در مقابل گشتاسبيان، خاندان زال مدافع هستند. اين تعارض به گونه اي است كه همزيستي آنها ممكن نيست. پيروزي رستم بر اسفنديار نشانه علاقه تدوين كنندگان داستان به حفظ سنت ها است. آينده شوم رستم نيز از آن است كه نبرد با سنت ها نهايتا به تضعيف و شكست سنت و كشور مي انجامد و شوم است. سير سنت هايي چون نگهداشتن مرز ميان پهلواني و پادشاهي، پيوند دين و دولت، اصالت تخمه و نژاد و نوع تعارض گشتاسبيان با آنها را در شاهنامه بررسي كرده ايم. برخي مسايل نظير شكست آغازين رستم و علت پروردگي چوب گز در آب رز، وجود دو پهلوان پير و جوان در داستان را نيز تحليل كرده ايم.
جستجو در سرچشمه هاي عرفاني و آغاز شكل گيري سخن عارفانه از جمله مطالعات ضروري حوزه ادب فارسي و عربي است. محققين و منتفدين بسياري تلاش كرده اند تا به زمينه هاي شكل گيري اين هنر منظوم دست پيدا كنند. مقاله حاضر در صدد است تا نشان دهد كه چگونه زنان عارف شاعر در اولين قرون شكل گيري عرفان اسلامي در سرودن نخستين اشعار عارفانه سهيم بوده اند و چگونه حديث حب الهي را در حوزه سخن منظوم وارد كرده اند. پس از جست و جويي فراگير در اكثر كتب تذكره و مقامات، شرح احوال و آثار دوازده زن از قرن دوم و سوم هجري پيدا شد كه از ايشان اشعاري هم باقي مانده بود. هر چند انتساب بعضي از ابيات به ايشان مورد تاييد است، اما روشن است كه اگر فرض كنيم قائل و گوينده ابيات در حديث حب الهي رابعه نبوده باشد، در قرن دوم هجري در بصره پارسا زنان شاعر ديگري بوده اند كه سخن از عشق الهي رانده و آن را در موعظه ها، مناجات ها، دعاها و حالات وجد و شيفتگي خود بيان كرده اند.
رهي معيري از شاعران بنام و پرآوازه معاصر است كه زبان عاطفي و پراحساسش، نظر مخاطبان فراواني را از زمان حياتش تا كنون، به سوي سروده هاي او جلب كرده است. همين رويكرد گسترده مخاطبان، چاپ مكرر آثار او را در پي داشته است؛ به گونه اي كه در دو دهه اخير، شمارگان و نوبت هاي چاپ آثار رهي به اشكال مختلف، در ميان ديگر آثار ادب فارسي، برجستگي خاصي داشته است. بر اساس اين امتيازها و توان مندي ها، در اين مقاله در پي آنيم كه: الف- جايگاه، رهي معيري را در ميان شاعران معاصر، بويژه سنت گرايان مشخص كنيم. ب- مهمترين عواملي را كه موجب پسنديدگي شعر وي در ميان مخاطبان گرديده، بكاويم. بي ترديد عوامل متعددي در پسنديدگي يك اثر ادبي موثر مي افتد كه ممكن است به حوزه لفظ يا معنا مربوط باشد؛ براساس مطالعه و تاملي كه بدين منظور برروي سروده هاي رهي انجام گرفت، بدين نتيجه دست يافتيم كه بيشتر زيبايي هاي شعر «رهي» به ساختار و فرم سخن وي مربوط است، لذا بايد بيشتر از ديدگاه نقد ساختار گرايانه و فرماليستي به اشعار وي نگريسته شود. بهره گيري رهي از عناصر موسيقي افزاي سخن را بايد از شگردهاي موثر رهي در اين حوزه به شمار آورد كه بي ترديد نتيجه آشنايي عميق رهي از سال هاي آغازين نوجواني با موسيقي بوده است.