0

دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی

 
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/حیوانات چگونه زمستان گذرانی می کنند؟

 

زمستان فصل دشواری است. هر ساله بشر می کوشد تا با روش های تازه، کم هزینه و سازگار با محیط زیست فضای گرم تری را برای زمستان گذرانی خود ایجاد کند. از لباس های ویژه با بافت های مخصوص تا وسایل گرمایی کم حجم اما گرماساز.

اما حیوانات چطور با زمستان کنار می آیند؟ آنها بدون استفاده از لباس، وسایل گرمایی و سرپناه های مجهز چطور سرمای استخوان سوز زمستان را تاب می آورند؟ این گزارش زیست بوم نگاهی است به واکنش جانوران در مقابله با فصلی که "درختان اسکلت های بلور آجین" می شوند:

مهاجرت:

حیوانات بطور غریزی عکس العمل های متفاوت و شگفت انگیزی با آمدن زمستان از خود نشان می دهند. برخی از آن ها مهاجرت می کنند. بدین معنا که آن ها به مکان هایی جز محل زندگی خود که گرم تر است و می توانند در آن جا غذا پیدا کنند، سفر می کنند.

از آن جا که این سفر می تواند برای برخی از پرندگان با خطرات زیادی همراه باشد، اغلب گروهی مهاجرت می کنند. به عنوان مثال غازها همیشه گروهی و در پروازی" " Vشکل سفر خود را انجام می دهند. اما پرندگانی هم هستند که به تنهایی مهاجرت می کنند.

بسیاری از دانشمندان مهاجرت را بخشی از چرخه تغییرات سالانه یک پرنده می دانند و می گویند: این چرخه توسط پرنده با تغییر در میزان نور روز و آب و هوا کنترل می شود. یعنی پرنده با کوتاه شدن روز، آمدن زمستان را احساس می کند!

پرنده ها می توانند مسافت های بسیار طولانی را پرواز کنند، به عنوان مثال نوعی پرنده در قطب شمال به نام پرستوی دریایی شمالگان، با شروع پاییز به قطب جنوب سفر می کند و با آمدن بهار دوباره به قطب شمال بر می گردد.

حشرات نیز مهاجرت می کنند. برخی از پروانه ها و بیدها مسافت های بسیار طولانی را برای رفتن به جاهای گرم تر پرواز می کنند. به عنوان مثال: پروانه شهریار، نوعی پروانه است که تابستان را در کانادا می گذراند و برای زمستان به مکزیک مهاجرت می کند. یک ژن واحد مرتبط با بازده عضلانی پرواز در این پروانه شناسایی شد که نقش مهمی در مهاجرت 4800 کیلومتری ایفا می‌کند؛ این ژن مرتبط با کلاژن – ترکیب اصلی بافت همبند – برای عملکرد عضلانی پرواز ضروری است. اما اکثر حشرات مسافت های بسیار کوتاه تر را می پیمایند. مثلاً موریانه ها، سوسک ژاپنی و کرم خاکی در خاک به سمت پایین حرکت می کنند. گاهی برخی از آن ها تا 6 فوت (تقریباً 2 متر) زیر سطح خاک پایین می روند.

سازگاری:

برخی از حیوانات در زمستان، در محل قبلی زندگی خود می مانند و در عوض با برخی از تغییرات در بدن یا رفتار، خود را با شرایط جدید وفق می دهند. یکی از این تغییرات رویش پوست ضخیم تر روی بدن آن ها در پاییز است که به گرم نگه داشتن شان کمک می کند. مثل شترهای مناطق خشک آسیای مرکزی که پوست‌شان با سردشدن هوا کلفت می‌شود. سرمای زمستانی این مناطق تا 30 درجه سانتی‌گراد زیرصفر نیز می‌رسد.

فک‌ها نیز با ایجاد لایه‌ای ضخیم از چربی در زیر پوست، بدن خود را در مقابل سرما حفظ می‌کنند. آن‌ها هنگام یخ زدن آب، سوراخ‌های بینی‌شان را از آب خارج می‌کنند تا بتوانند هوای کافی به بدن خود برسانند.

خرس‌های قطبی نیز در قسمت زیرین موهای خود لایه‌ای از چربی دارند که بدن آنها را گرم نگه می‌دارد. همچنین سطح بدن این حیوانات از موهای بلند و ضخیمی پوشیده شده که ساختار پیچیده‌ای دارد. این موها دارای حفره‌هایی هستند که در زمان جمع شدن حرارت در زیر لایه کرکی مانند سطح پوستشان به دفع کردن آب کمک می‌کند.

پنگوئن امپراتور ساکن قطب جنوب با حفظ سرمای بدنش، خود را در برابر هوای سرد در امان نگه می‌دارد به گونه‌ای که سطح خارجی پرهای این پرنده به درجه حرارت پایین‌تری از محیط اطراف می‌رسد.

در زمستان روی بدن خرگوش کفش برفی و راسو، پوست جدید سفیدی می روید که برای پنهان شدن از دست دشمنان بسیار کاربرد دارد.

از آن جا که در زمستان پیداکردن غذا بسیار سخت است، برخی از حیوانات مانند سنجاب، موش و سگ آبی در پاییز به جمع آوری غذای مازاد بر مصرف خود می پردازند. برخی از حیوانات عادات غذایی خود را تغییر می دهند. مثلاً غذای روباه قرمز در فصل بهار، تابستان و پاییز، میوه و حشرات است ولی در زمستان جوندگان کوچک را شکار کرده و می خورد.

بر خلاف ماهی یخی و ماهی روغنی بسیاری از حیوانات خونسرد به دلیل آن که آب موجود در خونشان به یخ تبدیل می‌شود در درجه حرارت زیر صفر جان خود را از دست می‌دهند. کریستال‌های یخ، سلول‌های بدن حیوانات را همچون میلیون‌ها تیغ‌ کوچک برنده سوراخ می‌کند. ماهی یخی از جمله گونه‌های حیوانی است که در آب‌های عمیق دریاهای قطب جنوب و در دمای منفی 2 درجه سانتی‌گراد زندگی می‌کند. این گونه حیوانی با تولید پروتئین ضدیخ و جاری ساختن آن در خون و بافت‌های بدن خود از یخ زدن در امان می‌ماند. علاوه بر این در منطقه دیگری از کره زمین، یک گونه ماهی روغنی نیز با تولید این نوع پروتئین ضدیخ همچون ماهی یخی از سرمای شدید جان سالم به در می‌برد.

برخی از دوزیستان و خزندگان مانند مارمولک ها نیز برای آن که از این کریستال‌های یخ خود را حفظ کنند، میزان گلوکز خون خود را افزایش می‌دهند تا از تولید این کریستال‌ها پیشگیری شود.

مارمولک‌های شمالی تنها حیواناتی نیستند که به مقابله با سرما نیاز دارند. حتی در منطقه استوایی ملایم نیز خزندگان به شیوه‌هایی روی می‌آورند تا به عنوان موجودات خونسرد با سرما و یخ‌زدگی مقابله کنند.

چشمه‌های آب گرم برای گاومیش‌ها و گوزن‌های ساکن در پارک ملی «یلوستون»، چاره‌ای برای نجات از سرمای زمستان به حساب می‌آیند. این حیوانات با جمع شدن در نزدیکی چشمه‌های آب گرم از گرمای آن بهره‌مند می‌شوند.

برخی دیگر از حیوانات ممکن است در سوراخ های تنه درختان و یا چاله هایی در زیر سنگ ها و برگ ها برای خود پناهگاه هایی بسازند. برخی از موش ها حتی از طریق ساخت تونل در زیر برف برای خود خانه می سازند. برخی دیگر با دسته جمعی زندگی کردن در زمستان سعی در گرم نگه داشتن خود می کنند.

خواب زمستانی:

برخی از حیوانات تمام یا قسمتی از زمستان را در خواب به سر می برند. این خواب خاص، بسیار عمیق می باشد. در طول این مدت دمای بدن حیوان پایین می آید، ضربان قلب ضعیف شده و تنفس به شدت کاهش می یابد. بدین وسیله انرژی بسیار کمی در بدن مصرف می شود. این گونه حیوانات در پاییز با خوردن غذای اضافه و ذخیره سازی چربی در بدن خود، برای حفظ انرژی، خود را برای خواب زمستانی آماده می کنند.

 

خرس‌های قهوه‌ای با سرد شدن هوا خود را در غارهایی پنهان کرده، به خواب می‌روند. خرس‌های ماده توله‌های خود را در زمان استراحت زمستانی به دنیا می‌آورند.

خواب زمستانی موش خرما تا شش‌ماه یا بیشتر طول می‌کشد. آن‌ها در حفره‌های زیرزمینی به صورت گروهی در کنار هم به خواب می‌روند. موش‌های خرما به هنگام خواب زمستانی تنها دوبار در دقیقه نفس می‌کشند و گرمای بدن‌شان نیز تا پنج درجه سانتی‌گراد کاهش می‌یابد. معده و روده آن‌ها نیز نصف اندازه اصلی می‌شود.

راسوها، برخی از سنجاب ها و خفاش ها نیز از دیگر حیواناتی هستند که به خواب زمستانی می روند.

 

با این همه هنوز برای آدمی این همه توان جانوران برای سازگاری و مقاومت مقابل سرمای زمستان حیرت انگیز است.

**بسم الله القاصم الجبارین**

پنج شنبه 18 دی 1393  10:27 PM
تشکرات از این پست
moradi92 ma23hasan zare58 shayesteh2000
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ تویپ سواری

مواظب باشید...

 

**بسم الله القاصم الجبارین**

جمعه 19 دی 1393  1:07 PM
تشکرات از این پست
moradi92 zare58 shayesteh2000
namebaran
namebaran
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1392 
تعداد پست ها : 4155
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

خدا زیباست این را در دانه دانه های برف می بینم

 

چشم برندار ازم می پاشه زندگیم

جمعه 19 دی 1393  3:05 PM
تشکرات از این پست
ma23hasan moradi92 zare58 shayesteh2000
namebaran
namebaran
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1392 
تعداد پست ها : 4155
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

الا ای برف!
چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟
بر اين دنيا که هر جايش
رد پا از خبيثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پيوندی ميان عشق و پروازی
تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها
تو که فصل سپيدی را سرآغازی
مبار ای برف!

http://www.beytoote.com/images/stories/fun/hhf142.jpg

چشم برندار ازم می پاشه زندگیم

جمعه 19 دی 1393  3:43 PM
تشکرات از این پست
moradi92 zare58 shayesteh2000
namebaran
namebaran
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1392 
تعداد پست ها : 4155
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

دعا میکنم غرق باران شوی

چو بوی خوش یاس و ریحان شوی

دعا میکنم در زمستان عشق

بهاری ترین فصل ایمان شوی

http://pic.photo-aks.com/photo/nature/season/winter/large/winter_step_nature.jpg

چشم برندار ازم می پاشه زندگیم

جمعه 19 دی 1393  3:44 PM
تشکرات از این پست
moradi92 zare58 shayesteh2000
zare58
zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

 

هوایت که به سرم می زند 
دیگر در هیچ هوایی،
نمی توانم نفس بکشم!
عجب نفس گیر است
هوای بــی تــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـــــو ...
.

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

جمعه 19 دی 1393  3:53 PM
تشکرات از این پست
moradi92 liasam shayesteh2000 ria1365
zare58
zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

 

 

در این هوای ِ سرد ِ زمستانـے

دو چیـــز حسابـے ،مـے چسبد...

نوشیدنـے ِ گرم

و

زیارت ِ امام ِ عشـــق ...

+

{ اَلســَّــلَـآمُ عَلـَـیـکــِـ یـَـآ عــَــلــِـی ابــنِ مُــوســَـی الــرِّضــَــآ ...}

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

جمعه 19 دی 1393  4:07 PM
تشکرات از این پست
moradi92 ftm1370 liasam shayesteh2000 ria1365
ahmadfarm
ahmadfarm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1390 
تعداد پست ها : 7792
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

به پیش باد تو ما همچو گردیم

بدان سو که تو گردی چون نگردیم

ز نور نوبهارت سبز و گرمیم

ز تأثیر خزانت سرد و زردیم

ز عکس حلم تو تسلیم باشیم

ز عکس خشم تو اندر نبردیم

عدم را برگماری جمله هیچیم

کرم را برفزایی جمله مردیم

عدم را و کرم را چون شکستی

جهان را و نهان را درنوردیم

چو دیدیم آنچ از عالم فزون است

دو عالم را شکستیم و بخوردیم

به چشم عاشقان جان و جهانیم

به چشم فاسقان مرگیم و دردیم

زمستان و تموز از ما جدا شد

نه گرمیم ای حریفان و نه سردیم

زمستان و تموز احوال جسم است

نه جسمیم این زمان ما روح فردیم

چو نطع عشق خود ما را نمودی

به مهره مهر تو کاستاد نردیم

چو گفتی بس بود خاموش کردیم

اگر چه بلبل گلزار و وردیم

مولانا

 

   

تنها امید خلق جهان یابن فاطمه   ای منتهای آرزوی اولیاء بیا

بالا گرفته ایم برایت دو دست را  ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا

                                     

           برای ظهورش صلوات........ اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 
 
جمعه 19 دی 1393  5:56 PM
تشکرات از این پست
moradi92 shayesteh2000
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

ساقی در این هوای سرد زمستان

ساغر می را مکن دریغ ز مستان

سردی دی را نظاره‌کن که به مجمر

همچو یخ افسرده‌ گشته آتش سوزان

شعلهٔ آتش جدا نگشته ز آتش

طعنه زند از تری به قطرهٔ باران

خون به‌ عروق آن‌چنان فسرده‌ که‌ گویی

شاخ بقم رسته است از رگ شریان

توشهٔ صد ساله یافت خاک مطبق

بسکه بر او آرد ریخت ابر ز انبان

آتش از افسردگی به‌کورهٔ حداد

طعنه زند بر به پتک و خنده به سندان

کوه پر از برف زیر ابر قوی‌دست

دیو سفیدست زیر رستم دستان

مغز به ستخوان چنان فسرده‌که‌‌ گویی

تعبیه کردند سنگ خاره به ستخوان

رفته فلک با زمین به خشم‌ که‌ گویی

بر بدنش از تگرگ بارد پیکان

رحم به خورشید آیدم‌ که درین فصل

تابد هر بامداد با تن عریان

بسکه بهم در هوا ز شدت سرما

یافته پیوند قطره قطرهٔ باران

گویی زنجیر عدل داودستی

کامده آون همی ز گنبد گردان

خلق خلیل‌الله ار نیند پس از چه

بر همه سوزنده آتشست ‌گلستان

باد سبکسر ز ابرهای‌ گران‌سنگ

می‌کند اکنون هزار عرش سلیمان

دانی این برد را جه باشد چاره

دانی این درد را چه باشد درمان

داروی این درد و برد آتش سردست

آتش سردی به‌ گرمی آتش سوزان

آتش سردی ‌که از فروغ شعاعش

مور به تاریک شب نماند پنهان

آتش سردی که گر بنوشد حبلی

مهر درخشان شودش بچه به زهدان

آتش سردی که گر به هامون تابد

خاکش‌ گوهر شود گیاهش مرجان

یا نی‌گویی درون‌معدن الماس

تعبیه‌کردست‌ کان لعل بدخشان

وه چه خوش آید مرا به ویژه در این فصل

با دلی آسوده از مکاره دوران

مجلسکی خاص و یارکی دوسه همدم

نقل و می و عود و رود و تار خوش‌ الحان

شاهدی شوخ و شنگ و چارده‌ساله

چارده ماهش غلام طلعت تابان

فربه و سیمین و سرخ‌روی و سیه‌موی

رند و ادافهم و بذله‌گوی و غزلخوان

عالم عالم پری ز حسن پری‌وش

دنیا دنیا ملک ز روی ملک سان

کابل‌کابل سماع و وجد و ترنم

بابل بابل فسون و حیله و دستان

آفت یک شهر دل ز طرهٔ جادو

فتنهٔ یک ملک جان ز نرگس فتّان

هر نفس از ناز قامتش متمایل

راست چو سرو سهی ز باد بهاران

لوح سرینش چو گوی عاج مدور

لیکن‌ گویی نخورده صدمهٔ چوگان

او قدح و شیشه در دو دست بلورین

نزد من استاده همو سرو خرامان

من ز سر خدعه در لباس تصوّف

سبحه به دست اندرون و سر به گریبان

گر ز تغیر به رسم زهدفروشی

گویم صد لعنت خدای به شیطان

گاه چو وسواسیان به شیوهٔ پرخاش

گویم ای ساده‌لوح امرد نادان

دور شو از من که از ترشح جامت

جامهٔ وسواس من نشوید عمّان

دامن خود به آستین خرقه ‌کنم جمع

تا به می آلوده‌ام نگردد دامان

گاه سرایم که گر ز من نکنی شرم

شرم کن از حق مباش پیرو خذلان

گاه درو خیره خیره بینم و گویم

رو تو با این‌گنه نیابی غفران

این سخنم بر زبان و لیک وجودم

محو تماشای او چو نقش بر ایوان

ازقصیده های حکیم قاانی- زمستان

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

شنبه 20 دی 1393  9:08 AM
تشکرات از این پست
ria1365 moradi92
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

 

دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان ؟
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان
دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان
بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی
اسمی که به او بود سزا بود زمستان
گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم
یکبار نگفتند چرا بود زمستان
بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید
با این همه باز اهل وفا بود زمستان
غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان
با برف بپوشاند تن لخت درختان
لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان
در فصل خودش ، شهر خودش ، بود غریبه
مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان …

 

     Android , iOS , Windowsphone , Symbian , Java, Mobile Review ,Learning

شنبه 20 دی 1393  3:46 PM
تشکرات از این پست
liasam moradi92
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

الا ای برف!

چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟

بر این دنیا که هر جایش

رد پا از خبیثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پیوندی میان عشق و پروازی

تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها

تو که فصل سپیدی را سرآغازی

مبار ای برف!

     Android , iOS , Windowsphone , Symbian , Java, Mobile Review ,Learning

شنبه 20 دی 1393  3:51 PM
تشکرات از این پست
liasam moradi92
ria1365
ria1365
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 7868

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

آدم برفی فقط ۱ پا دارد…

چشمانش از دکمه است اما میخندد…

آدم برفی در برف میخندد چرا که این شانس را دارد که

باشد حتی آدم برفی باشد و باشد….

 

     Android , iOS , Windowsphone , Symbian , Java, Mobile Review ,Learning

شنبه 20 دی 1393  3:54 PM
تشکرات از این پست
moradi92
saeidfarajpour
saeidfarajpour
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1392 
تعداد پست ها : 2734
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

خوش بحالتون دارین شعر میگین

اینجا اردبیله شهری که

برف میاد 2 متر 

ما می مانیم و چند هفته میزبانی از نعمت سفید پور

ما می مانیم و پارو و همت و کمر شکسته (من قالیام کورکدن ، الیمده کورک)

ما می مانیم دو ساعت دویدن دنبال تاکسی

ما می مانیم و عطسه و سرفه های غیور مردانه و شیرزنانه

ما می مانیم و دیگر تاب توان نداریم، ما می خوابیم و سرم و آمپول تقویتی فرود بر فرودگاه بین المللی مهرآباد

ما می مانیم و تمرین اسکی روی یخ در معابر شهر

ما می مانیم و سر بودن زمین و ترمز بی موقع و شاتاراپ و مگه نمی بینی مادر ج..............(فکر بد نکنین راننده زن مسن بوده بهش میگفته "مگه نمیبینی مادر جان")

ما می مانیم و هل بده ، هل بده الان در میاد 

ما می مانیم و شوهر زن پا به ماهی که میگه نمیشه بذاری برای صبح؟

ما می مانیم و ... ما ماندیم ولی مطمئن نیستم اون سربازی که بالای برجکه هنوز مونده باشه( یادتان باشد شهدا نمرده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند)

ما می مانیم و قبض گازو و نگاه های پدر و ما همچنان مانده ایم البته در سرما چون با نیسان المک را کنده ، با خود برده اند .

ما می مانیم و یه موتور گازی و سه آدم برفی روی موتور

ما می مانیم و درد شکم حاصل از تصمیم شب مبنی بر ماندن در زیر پتو به هر قیمت

ما می مانیم و درآوردن حلقه با نفس خالی

ما می مانیم و یک مجمسه یخی به نام مامور راهنمایی و رانندگی

ما می مانیم و زنگ ورزش و یه دنیا حسرت .... هی ی ی ی 

ما می مانیم و .... اینا نمی تونن یه جا بمونن فعلا کیفورن از پوشیدنه بوت جدیدشون!(میدونین که کیا رو میگم؟)

ما می مانیم و خوردن بستنی و نگاه سنگین وزمزمه های معناداره مردم(خدا خودشون رو شفا بده)

ما می مانیم و پرندگانمان که مانده اند در حسرت یک دانه گندم 

ما می مانیم و دریاچه یخ زده و چیزی به نام اعتماد به نفس کاذب و اون که درس خونده بود اون چرا مرد؟

ما می مانیم و نبود مسافر و حتی نبودن مگس برای پرانده شدن توسط مسئول ورودی مجتمع های تفریحی

ما می مانیم و یه بهار پر آب و تابستون سر سبز و مسافرا و هوای عالی و آب های معدنی و هزارتا نعمت بی شمار دیگه.

پس بیایید دعا کنیم تا بازم برف بباره

 

 

 

 

 

 

وبلاگ1.png (600×338)sign1.gif (240×50)وبلاگ1.png (600×338)

یک شنبه 21 دی 1393  12:51 AM
تشکرات از این پست
moradi92 ria1365
ayeneh
ayeneh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2761
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

سلام عليكم.  اين ضرب المثل را زياد شنيديد زمستون ميگذره و رو سياهي اش به زغال مي مونه .شايد در مورد آن زياد فكر نكرده باشيد شايد هم شما برداشتهاي مختلفي از آن كرده ايد. ولي من خيلي فكر كردم وبا برداشت شخصيم  اين را درك كردم كه سختيها ميگذره ولي كساني كه در اين روزهاي سختي يار و ياور انسان نبودند تنها ميمانند

ولي آخه زغال بدبخت كه اين همه در طول زمستون ميسوزه كه مارا گرم كنه و مفيده و براي كمك اومده. چرا روسياهيش براي او مي مونه. حالا اگر شما ميدونيد لطفا كمك كنيدو بگيد چرابا اين همه حسن هاي زغال باز هم روسياهه. شايد به زغال هم كمك بكشه از اين روسياهي غير منطقي در بياد

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

یک شنبه 21 دی 1393  7:26 AM
تشکرات از این پست
moradi92 ria1365 saeidfarajpour
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دلنـــوشتـــه های زمستـــــونی/ امتیــاز ویـــژه

شعر زمستان (کودکانه)

گلوله گلوله برف میاد

سرد هوا زمستونه

سرمای بی حد هوا

تن ادمو می لرزونه

برف که میاد از اسمون

سفید می شه درختچه ها

شادی داره صفا داره

بازی توی پس گو چه ها

وقتی زمستون می رسه

همش بخاری روشنه

باید پوشید لباس گرم

که وقت سر ما خوردنه

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

یک شنبه 21 دی 1393  8:05 AM
تشکرات از این پست
moradi92
دسترسی سریع به انجمن ها