پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻
یه زن همیشه می بخشه و فراموش میکنه!
ولی ...
.
هیچ وقت نمیزاره تو فراموش کنی که بخشیده و فراموش کرده ..!
درود بر بانوان غیور سرزمینم
میگن عشق اینجوری تعریف شده ع :علاقه ش :شدید ق :قلبی . . . ولی . . میتونس اینجوری باشه ع :عکست ش :شبیه ق :قورباغه س خخخخخ
طرف رفته خواستگاری
بابای عروس با لپ تاپ اومده می گه جوان،
من اهل تحقیقات محلی و اینا نیستم،
یوزر پسورد اینستاگرامت رو بزن.
تو جلسه خواستگاری:
دﺧﺘﺮﻩ به ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕه: ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻦ !
پسره ﻣﯿﮕﻪ: ۲۸ ﺳﺎﻟﻤﻪ ! ﭘﺰﺷﮑﻢ، ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ لکسوس
ﻣﺸﮑﯿﻪ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ، ﺗﮏ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ !
و ﺷﻤﺎ ؟
دختره چشماشو می بنده میگه: به ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺴﺮت
وقتایی که تاچ گوشیم نمیزنه با خودم میگم ایشالا که انگشتم خراب شده
سوالی که همیشه توی ذهنم بوده و بی جواب مونده؛ اینه که گوسفندا که همیشه سبزی میخورن، اونا دیگه چرا چربی دارن؟
امــلت چیست؟ مناسـب ترین غــذا برای حــذف گوجـههای گـندیده از یخچال ^_^
رفیقم یه کاپشن خیلی خوشگل تنش بود که یه لوگوی خیلی کوچیک منچستر یونایتد رو بازوش داشت. بهش میگم تو مگه طرفدار سیتی نبودی؟ میگه هشتاد درصد آف بخوره، طرفدار زنیت سنت پترزبورگ هم میتونم بشم.
تو دانشگاه یه همکلاسی داشتیم خیلی بچه افتاده ای بود ....اصلا واحد پاس نمیکرد,فقط میافتاد!
بازگشت به زندگی فقط اونجایی که معلم اشاره میکرد شما بیا پای تخته، میگفتی: آقا اجازه ما؟!؟ میگفت: تو نه، پشت سریت قشنگ یه دور میرفتیم تو کما و بر میگشتیم
زندگی هنوز زیباست
سروش جمشیدی هر چی با قیمت دورهمی رشته بود با استنداپ دلپذیر پنبه کرد!!!
به یه دختره گفتم چه موهای قشنگی گفت: کاشتم گفتم چه دندونای سفیدی گفت: کاشتم گفتم چه ناخونایی گفت: کاشتم اصلا دختر نبود که محصول کشاورزی بود 😂😂
رفیقم رفته خواستگاری همسایه، پدر دختره که اونم همسایه است شماره منو گرفته واسه تحقیق. زنگ زد گفت چطور پسریه؟ گفتم فوقالعاده پسر سالمیه، ولی من بودم دخترم رو بهش نمیدادم. گفت چراااا؟ مشکلی داره؟ گفتم نه، دختر من سه ماهشه، کوچیکه خب. یه چیزی گفت بعد قطع کرد.
ولین بار که از مدرسه جایزه گرفتم یادم نمیره، یک جامدادی بود. به قدری ذوق زده بودم که وقتی زنگ خورد به سرعت نزد پدر رفته و با بادی در غبغب، آن را به وی نشان دادم و گفتم: دیدی منم میتونم. پدر گفتن: دوسش داری؟ گفتم: خیلی برام با ارزشه فقط کاش سبز بود. پدر فرمودن: سبزش تموم شده بود.
رفتم اداره با آقای فلانی کار داشتم، نبودش، پرسیدم کجاس؟ یکی سر صندلی نشسته بود ... گفت: عموش رحمت خدا رفته پرسیدم آقای بهمانی؟ گفت : داییش فوت کرده گفتم جناب فلانی کجان؟ گفت : داداشش فوت کرده گفتم خانم فلانی چه؟ گفت : باباش فوت کرده گفتم استاد فلانی کو؟ گفت : دومادش فوت کرده سرتون درد نیارم، سراغ هرکسی که گرفتم ، یکی شون فوت کرده بود !!آخرش فهمیدم همه با هم فامیلن و فقط یکی رحمت خدا رفته!!