0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

اولی: چرا ماهی ها نمی توانند حرف بزنند؟

دومی: تو خودت اگر دهانت پر از آب باشد می توانی حرف بزنی؟

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:41 AM
تشکرات از این پست
siryahya
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

معلم: «مریم! بگو ببینم چرا استخوان دایناسورهای قدیمی را توی موزه نگه می دارند؟»
مریم: «اجازه خانم! چون نمی توانند جدیدش را پیدا کنند!»

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:42 AM
تشکرات از این پست
siryahya
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

اولی: بابای من با یک حرکت دست می تونه یک کامیون رو نگه داره!

دومی: بابات چه کاره است؟ قهرمان مردان آهنین؟

اولی: نه، بابام پلیس راهنمایی رانندگیه

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:42 AM
تشکرات از این پست
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

برادر بزرگتر: پسر تو هیچ خجالت نمی کشی این هندوانه بزرگ را خوردی و فکر من نبودی؟

برادر کوچکتر: برعکس داداش همه اش به فکر تو بودم که مبادا یکدفعه سر برسی!

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:43 AM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

به یک حلزون میگن یک دروغ شاخ دار بگو.
حلزونه میگه : دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم!

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:43 AM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

معلم از کاوه پرسید:

اگر دو دو تا بشه چهار تا، چهار چهار تا بشه شانزده تا، تو بگو شش شش تا چقدر می شه؟

کاوه با اعتراض جواب داد:

آقا انصاف داشته باشید. آسون آسون هاشو خودتون جواب می دهید، سخت هاشو باید من بگم.

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:44 AM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

معلم به بچه گفت یک کرم بکش.
دانش آموز سیب کشید.
معلم پرسید چرا سیب کشیدی؟
دانش آموز جواب داد کرمه توی سیب قایم شده خانم

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:44 AM
تشکرات از این پست
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

جوک و لطیفه برای کودکان

 مریض نیمه شب به دکترش زنگ زد: دکتر خواب آلود و سراسیمه گوشی را برداشت و گفت: «بله؟»
مریض گفت: دکتر جان! زنگ زدم بگویم حالم خیلی بهتر است. با خیال راحت بخوابید!

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:44 AM
تشکرات از این پست
siryahya
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

جوک خنده دار برای بچه ها

پرویز به دوستش گفت: فرق میان آموزگار و دماسنج چیست؟

دوستش گفت: هیچ! چون هر کدام از آن ها صفر را نشان بدهند تن آدم می لرزد.

چهارشنبه 19 تیر 1398  9:45 AM
تشکرات از این پست
farshon siryahya
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

اولی: ببخشید با حرف هایم سرشما را درد آوردم. 
دومی: نه اختیار دارید. من حواسم از همان اول جای دیگر بود!!!

پنج شنبه 20 تیر 1398  2:42 PM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

شکارچی اول: خوب، هندوستان که بودی شکار ببر هم رفتی؟ 
شکارچی دوم: البته، روزی برای شکار ببر به جنگل رفتم. 
شکارچی اول: شانس هم آوردی؟ 
شکارچی دوم: بله، با ببری روبرو نشدم!

پنج شنبه 20 تیر 1398  2:42 PM
تشکرات از این پست
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده : چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست ….!»

 

پنج شنبه 20 تیر 1398  2:42 PM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

معلم: «سعید، توجه کن! پنجاه تومان نخود، سی تومان لوبیا و چهل تومان گوشت خریدیم. جمعشان چقدر می شود؟»
سعید پس از کمی فکر: «یک کاسه آب گوشت حسابی!»

پنج شنبه 20 تیر 1398  2:43 PM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

روزی روباهی می رود پیش کلاغی و می گوید: به به. عجب دمی، عجب پایی!!
کلاغ با خونسردی می گوید: کجای کاری بابا! من خودم دوم راهنمایی ام.

پنج شنبه 20 تیر 1398  2:43 PM
تشکرات از این پست
farshon
oskoui
oskoui
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 2920
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

از یک نفر می پرسند: «چند تا بچه داری؟
چهار تا از انگشتانش را نشان می دهد می گوید: «سه تا»
همه تعجب می کنند و می گویند: «اینها که چهار تاست»
او انگشت کوچکش را نشان می دهد و می گوید: «این بچه همسایه مان است،ولی همیشه خانه ماست»

پنج شنبه 20 تیر 1398  2:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها