پاسخ به::.¸¸.•`¯`•.¸ دلنوشته های زیبای مهدوی :.¸¸.•`¯`•.¸
امروز غریب آل احمد مهدی است یکتا گل بوستان سرمد مهدی است ویرانگر مسلک و مرام باطل احیاگر آیین محمد مهدی است
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
بدم در جان، دم رحمانیت را عیان کن چهره پنهانیت را به لب جانم رسید از حسرت تو نشانم ده رخ نورانیت را
نباشد بی تو عالم را صفایی نه دین را بی تو لایت بهایی مگر من دست بر میدارم از تو تو جانی، دلربایی، مقتدایی
خال زیبای جمال دلربایت را بنازم بوی عطر جانفزای خاک پایت را بنازم گر چه سروناز نازد بر قد و بالای نازش سرونازم نار کم کن نازهایت را بنازم
یا این دل شکسته ما را صبور کن یا لاأقل به خاطر زینب ظهور کن دیگر بتاب از افق مکه ماه ما این جاده های شب زده را غرق نور کن
از هجر تو طبیعت ما گریه میکند چشم تمام آینه ها گریه میکند چشم انتظار آمدنت شیر خواره ای ست گهواره ای به کرب و بلا گریه میکند
مرا غیر از تو امیدی به کس نیست یقیناً غیر تو کس داد رس نیست خدا را ای که مُردم در فراقت دگر آیا زمان هجر بس نیست
دلم هوای تو کرده هوای آمدنت صدای پای تو آید صدای آمدنت بهار با تو بیاید به خانه دل ما قدم به خانه ما نِه صفای آمدنت
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشیم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشیم هر چند امید بسته دنیا نیم اما دلبسته یاران خراسانی خویشیم
ای آفتاب هستی ای شور عشق و مستی باز آ بخوان کلامی زان معجز الهی ای دیده ها به راهت ای قائم هدایت تا کی کنم حکایت شرح غم جدایی
نیمه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد تا که جان دارم و از سینه نفس میآید به تو و مهر تو ای دوست وفا خواهم کرد
یا علی جانم به قربانت بگو مهدی کجاست؟ بوسهام تقدیم دستانت بگو مهدی کجاست؟ گاه گاهی جمعه ها دل بی قراری میکند میشوم این هفته مهمانت بگو مهدی کجاست؟
وقتی بیایی نسل طوفان در رکابت جنگل به جنگل این سواران در رکابت وقتی بیایی آسمان نوشان خاکی آتش نَفَس، بی مرگ مردان در رکابت
گلها همه با اذن تو برخاستهاند از بهر ظهور تو خود آراستهاند مردم همه در لحظه تحویل حتماً اول فرج تو از خدا خواستهاند
هجران جانان تا به چند آن یار کو آن یار کو؟ در جمکران قلب من دیدار کو دیدار کو؟ ای عاقلان دیوانهام، زنجیر زلف یار کو؟ بر شعله های شوق دل، پروانه دلدار کو؟