0

مسافر حرم!

 
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

»رخِ ماه«
مرو عشق مرتضى يا زهرا
مرو عشق مرتضى يا زهرا
اين آشيانه آتش گرفته
اين دل شبانه آتش گرفته
بال كبوتر مثل دل من
در كنج خانه آتش گرفته
مرو عشق مرتضى يا زهرا مرو عشق مرتضى يا زهرا
بانوى خانه حيدر غريبه
هم بى معين و هم بى مجيبه
رحمى نما بر تنهايى من
از غصه ى تو دل بى شكيبه
مرو عشق مرتضى يا زهرا مرو عشق مرتضى يا زهرا
دارو ندارم اى غمگسارم
در روزو حال تو بيقرارم
زينب نشسته نالان و گريان
دور از يتيمان شد گريه كارم
كشته شد محسن و آنان تماشا كردند
سند تير به اصغر زدن امضا كردند
فاطمه دارد رخى كه ماه ندارد
ماه چنين حُسن دل بخواه ندارد
عشق به زهراست افتخار من آرى
عاشق مادر شدن گناه ندارد

جمعه 29 شهریور 1392  2:24 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

»سلام بى جواب«
الابذكراللَّه ‏تطمئن ‏القلوب
خورشيداميدما شده همرنگ‏ غروب
سلام بابا بى جوابه روى دستاش جاى طنابه
دلا از غم كبابه عيبى نداره ما هم خدايى داريم
الابذكراللَّه ‏تطمئن ‏القلوب
خورشيداميدما شده ‏همرنگ ‏غروب
همه‏ نفسا مونده‏ توسينه ‏تواستراحت‏ همه ‏مردم ‏صدانمى ‏آدازمدينه
تومدينه ‏توى ‏خونه‏ صداى‏ ناله ‏هاى ‏خسته‏ كبوترهاى‏ پرشكسته
توحياطى ‏فرشته‏ هايى ‏كه‏ دست‏ بسته‏ مى ‏آ ن ‏ازاوج ‏آسمونا
همگى ‏هم ‏نواى ‏لبهاى ‏بچه‏ هايى ‏كه‏ مى‏ خونن ‏براى ‏مادربراى ‏زهرا
همه‏ خوابند ومابيداروخسته ‏اما
عيبى ‏نداره‏ ماهم‏ خدايى ‏داريم
سلام بابا بى جوابه روى دستاش جاى طنابه
دلا از غم كبابه عيبى نداره ما هم خدايى داريم
الابذكراللَّه ‏تطمئن ‏القلوب
خورشيداميدما شده‏ همرنگ ‏غروب
تن‏ مجروح‏ مادرى ‏كه ‏توعمق‏ خوابه ‏خوشى ‏بچه ‏ها ومادرعين ‏سرابه
دلالبريزالتهابه ‏و زمين‏ وآسمون ‏دراضطرابه‏ ياييدبياييدتشييع ‏جنازه ‏ثوابه

يه صداى ضعيفى كه به گوش عالم مى ‏رسه صداى قطره ‏هاى آبه
يه نفر گرم غسل بانوى عالمينه تنهاى تنها
مى‏ خونه ‏روضه‏ ى ‏زهرامى ‏خونه ‏روضه ‏زيرلبها عيبى ‏نداره ‏ماهم‏ خدايى ‏داريم
الابذكراللَّه‏ تطمئن‏ القلوب
خورشيداميدما شده‏ همرنگ‏ غروب
امون ‏ازدست ‏اين ‏دل‏امون‏ ازدست ‏اين ‏دل‏امون ‏ازدست‏ اين‏دل

جمعه 29 شهریور 1392  2:25 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:مسافر حرم!

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

این شعر که در چاووش خوانیهای کاروانهای مسافر کربلا خوانده می شد ، بر گرفته از کلام امام حسین (ع) هنگام خروج از مکه و حرکت به سوی مسلخ عشق ، کوفه و کربلاست : « اَلا ... وَ مَنْ کانَ باذِلاً فینا مُهْجَتَهُ مُوَطنا عَلی لِقأاللهِ نَفْسَهُ فَلْیرحَلْ مَعَنا فَاِنی راحِلٌ مُصْبِحا اِنْشأاللهُ » (1423) که دعوتی بود به آنکه هر کس آماده فدا کردن خون و جان و مهیای دیدار خداست ، سحرگاهان همراه امام حرکت کند . دعوت به خط شهادت و ایثار ، در مرام حسینیان و عاشورائیان نهفته است و کربلا و زیارت مرقد سیدالشهداء (ع) ، رمز این دل سپردن به کعبه عشق و منای شهادت است .

صفحه 470

هر که دارد هوس کرب و بلا ، بسم الله

هر که دارد سرِ همراهی ما ، بسم الله

1423 - کشف الغمه ، ج 2 ، ص 241 ، حیاة الامام الحسین ، ج 3 ، ص 48 .

 

دوشنبه 1 مهر 1392  11:57 PM
تشکرات از این پست
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

خوشا سعادت عُظمی،  رفیق و یاورما

چو پای خود بنهادی به شهر عشق، نجف 

دمی که چشم تو افتاد بر ضریح شش گوشه

دلت چو یاد علی اکبرش نمود با اخلاص  

کنار مرقد شش گوشه­ی امام شهید       

به تل زینبیه چو پایت رسد برسان          

دمی که چشم شما دید مضجع عباس    

به کاظمین نباشد زیارتی ممکن           

ببند چشم سر و با دلت زیارت کن          

وداع چو خواهی کنی، به اشک بخواه               

که شد نصیب شما هم  سفر به کرب و بلا

 سلام ما برسان بر علی ولی خدا

 رسان سلام ز ما هم به سیدالشهداء

سلام ما برسان بر عزیزِ خون خدا

رسان سلام ما به حبیب و به سایر شهداء

سلام ما به روح بلند عقیله­ی کبری

سلام ما برسان بر امیر عشق و وفا

بَرَد به مرقدشان هر سلام باد صبا

چهار امامت به کاظمین و سامراء

 ز سیدالشهداء تا که ره دهد ما را

سه شنبه 2 مهر 1392  12:18 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:مسافر حرم!

سلام اقا دارم میام اگه اجازه ام بدی میدونم که بنده خوبی نیستم ولی عاشقتم هرسال به امیدی محرم رو میگذرونم که یکبار محرم پیش خودت باشم پهلوی حرمت عرض ارادت کنم حالا دارم میام شاید محرم نباشه ولی ماه نزدیک به محرم هست ماهی که حاجی ها خونه خدا بندگی خودشون رو به خدا عرض میکنند من انشاء الله تو حرمت عرض نوکری خودم رو خدمتت عرض میکنم

 آقا! تو را «آقا» مرا «نوکر» نوشتند
یعنی تو را اوّل مرا آخر نوشتند
روی سیاه من یقیناً حکمتی داشت
شکر خدا نام مرا قنبر نوشتند
روزی که نام «بهتران» را می نوشتند
نام تو را از هر کسی بهتر نوشتند
آری تو را حتی میان پنج تن هم
در روز خلقت گریه آورتر نوشتند
این قسمت ما بوده که سردار باشیم
امّا تو را در کربلا بی سر نوشتند
این اشک دیده ... نه ... چراغ برزخ ماست
از برکت تو اشک را گوهر نوشتند
ترسی ندارم از قیامت چون شنیدم
نام تو را هم شافع محشر نوشتند
کاری برای تو ندارد ... می توانی
من را عوض کن جان پیغمبر .... نوشتند :
... بدکاره با نیمه نگاهت زیر و رو شد
لطف تو را بالاتر از باور نوشتند
مس بودم و جنسم به یکباره طلا شد
شغل تو را از اوّلش زرگر نوشتند
 تا که به سمت گنبد شه، پر بگیرم
جای دو پر، بال مرا شهپر نوشتند
پایین پای تو چه جای با صفایی است
آن قطعه را عرش علی اکبر نوشتند
ارباب جان من! ضریح نو مبارک
طرح ضریحت را چه ذوق آور نوشتند
آقا ضریح قبلی ات را پس چه کردند؟
آیا برایش قسمت دیگر نوشتند؟
ای کاش آن را می فرستادی مدینه
بر روی آن با اشک چشم تر نوشتند:
.... سهم حسن همواره غربت بوده غربت
او را شهید کینه ی همسر نوشتند
قبرش شبیه چادر زهرا چه خاکی است
بر روی خاک قبر او «مادر» نوشتند
اوّل فدایی ولایت فاطمه بود
این جمله را با ضرب میخ در نوشتند
شاعر : محمد فردوسی

چهارشنبه 3 مهر 1392  4:38 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:مسافر حرم!

حال این روزهای ما شده حال روزهای بی روضه! که بی بهانه....و شاید هم با بهانه! دنبال نام ح س ی ن را می گیرند و...

دلم زیارت می خواهد...جرات ندارم بگویم زیارت «کربلا»! که تا آقا علی ابن موسی الرضا(ع) رضایتش نباشد...کربلا ما را راه نمی دهند!مخصوصا در این روزهایی که ماه هشتم ماهم در کاروانش جایی برای ما نداشت....

چقدر این روزها دل بی تاب من قد تمام سال های بی حسین پیر شده و زمین گیر! و گاهی می رود تا غرق کفر گویی شود که جمع کن بساط این عشق بازی ها را! حسین کجا می آید به دل مردابی تو نگاه کند! که حسین غلامان سینه چاک خود را دارد و تو ...

هزار بار بگفتم و هیچ درنگرفت

که گرد عشق مگرد ای فقیر و ...گردیدی!!!

تو کجا بساط عاشقی پهن کردی! که فقط مدعی بودی و حسین مدعی نمیخواهد!..بندگی که کردی برای خدا... وخدا که رضایت داد به بندگی مخلصانه ات...آن وقت حسین اجازه میدهد بیایی به سلام گفتن!تو که هنوز گیر اِن عَظُمَت ذُنوبی هستی چطور رویت میشود کربلا بخواهی ! که کربلا رفتن دل پاک میخواهد و یقین فی قلب و الاخلاص فی عمل و سلامة فی نفس!

تو ...فعلا..دست هایت را بال بگیر و ...بگو:فَانهُ لا یُغفرُ الذنوبَ کُلها جَمیعاً اِلا انتَ...پاک که شدی یقین بدان زائر میشوی و شناسنامه ات تا به ابد مهر یا حسین می گیرد !

منبع: وبلاگ مسافر عرشی

چهارشنبه 3 مهر 1392  4:42 PM
تشکرات از این پست
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:مسافر حرم!

السلام علیک یا ابا عبدالله اسلام و علیک یا ابوالفضل العباس 

در روایات آمده است جهت زیارت قبر امام حسین در کربلا باید تلاش شود حتی برای مخارجش قرض گرفتن جایز است که برای حج تمتع اینگونه نیست .

یواش یواش داریم به محرم نزدیک میشویم یادمان باشد فقط محرم و صفر نیست که به عشق آقا بر سر وسینه میزنیم تمام ایام ما باید مثل عاشورا باشد. کارهایمان را مواظبت کنیم تا خدایی نکرده ارباب از دستمان دلگیر نشود.

دی شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

چهارشنبه 3 مهر 1392  5:08 PM
تشکرات از این پست
saeedakh dadagholam
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

و در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من

 نصیبم کن بوسه بر حرم با صفای حسین ای خدای من

 سرشتی چون مهر او در دل به دیدارش دل بود مایل

بهشتت باشد جهنم من بی لقای حسین ای خدای من

 حسین جانم ای حسین جانم حسین جانم ای حسین جانم

خوش آن روزی کاین قفس شکند استخوان تن پر هوس شکند

به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین ای خدای من

به جان داغی زان گلو دارم به دل عمری آرزو دارم

ببرد نای مرا دشمن همچو نای حسین ای خدای من

شود در میدان جانبازی هستیم را در پایش اندازی

سرم را از تن جداسازی در رضای حسین ای خدای من

نظر بر دل پر امیدم کن به کوی شهادت شهیدم کن

 که تا باشم با حسین و با اولیای حسین ای خدای من

بریدم دل را ز دلبندان گسستم جان را از هر دو جهان

 کرامت کن روی زیبا و دلربای حسین ای خدای من

 دل و جان را خانه ی غم کن وجودم را غرق ماتم کن

 چنان مستم کن که جان بدهم در عزای حسین ای خدای من

 سر و تن باشد فدای حسین دل و جان مست ولای حسین

روم در نار بلای حسین از برای حسین ای خدای من

 تو و جنت ما و کوی حسین دل ما و گفتگوی حسین

چه خوش باشد روبروی حسین در سرای حسین ای خدای من

 گذشت از هستی برای او خدا نازد بر وفای او

 خجل می گردد حدیث وفا از وفای حسین ای خدای من

 به دل دارم مهر روی حسین مرا عفوم کن به موی حسین

 شفیع من آبروی حسین ای خدای حسین ای خدای من

 پریشانم یک نگاهم کن نگه بر روی سیاهم کن

 حسین از هجر تو می سوزم

 ترحم بر اشک و آهم کن

ترحم بر اشک و آهم کن

 ندارم کس آشنایم شو

 شهیدم کن خون بهایم شو

حسین جانم ای حسین جانم حسین جانم ای حسین جانم

جمعه 5 مهر 1392  12:46 PM
تشکرات از این پست
saeedakh nazaninfatemeh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

کربلا داغ تو سنگینه، این چشمهای ترم کی حرم می بینه
جمعه 12 مهر 1392  7:36 PM
تشکرات از این پست
saeedakh nazaninfatemeh
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:مسافر حرم!

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/09/24/13910924152355269_PhotoL.jpg

باز دلم رفته کنج شش گوشه زانو بغل گرفته و روضه ی عطش را زار می زند ...

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین ..

حوالی ظهر بود . می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام ، آنقدر که زبان در کامم...اما به جای کلمات اشک بود که از گوشه ی چشمم سرازیر شد ...

کسی برایمان از سپید شدن ناگهانی موهایش گفت که چطور چند لحظه اضطراب برای همیشه رنگ سپید را مهمان گوشه ای از گیسوانش کرده ...

و آب که تند و زلال گوشه ای جاری بود و لبهای عطش ناکی که بوی خنکای آب تشنه ترش می کرد ...

واین روزه داری چقدر ما را به تو نزدیک کرده است ...

می بینی ؟!

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین ...

یک شنبه 28 مهر 1392  11:43 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

چقدر کسی که روز اربعین تو  در کربلای تو نیست غریبه

به دل سوخته و پر حسرت ما هم نگاه کن به ح س ی ن

پاسخ به:مسافر حرم!

سه شنبه 30 مهر 1392  5:07 PM
تشکرات از این پست
saeedakh nazaninfatemeh
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:مسافر حرم!

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد
دیده بر روی چو گل بندد نبود خبرش
گر چه در دیده ز نوک مژه خاری برسد
لذت و صل نداند مگر آن سوخته‌ای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

سه شنبه 26 آذر 1392  12:40 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh saeedakh
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مسافر حرم!

روز و شب دارم دعا           آرزومه اي خدا        ديدن شيش گوشه ي کرببلا
همه رفتن کربلا              به ديار نينوا          اسم من از قلم افتاده خدا
من و اين ديده ي تر        من و قلب پرشرر     من و يک عکس ضريح کربلا
       حرم اربابم حسين       صحن بين الحرمين      شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من         اينه امتياز من       که غلام و سينه چاک زينبم
ميرسه تو هيئتا         به مشام جان ما      بوي دلنواز ياس از علقمه
بَه! که چه غوغا ميشه    محشري بر پا ميشه    شب جمعه کربلا با فاطمه
چي ميشه روز جزا           به سپاس گريه ها          ما بشيم از همه آدما جدا
مست شاه نينوا            جاي جنت خدا           ما بشيم ساکن کوي کربلا

نوحه محرم, متن نوحه, اشعار محرم

پنج شنبه 28 آذر 1392  8:27 PM
تشکرات از این پست
saeedakh
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:مسافر حرم!

مرحوم علامه نوری از عالم بزرگوار و متقی و معدن علم و فضل، شیخ المشایخ شیخ جواد و او از پدر بزرگوارش عالم متقی شیخ حسین نجفی نقل می‌کند: مردی نصرانی در بصره تجارت داشت ‌سود بسیار از بازرگانی به دست آورد، به طوری که بصره را برای سکونت و تجارت خود مناسب ندید. همکاران و دوستانش برای او نوشتند به بغداد بیا، بصره برای تو سزاوار نیست. ناگزیر اموال خود را گرد آورده، به سوی بغداد حرکت کرد تا بتواند به کسب خود ادامه دهد.

در راه دزدان به وی حمله کردند و اموالش را چپاول نمودند. تاجر بینوا با دست خالی و پای پیاده خود را به یکی از بادیه نشین‌ها رسانیده و به عنوان مهمان بر آن‌ها وارد شد. کم کم با اهل قبیله مأنوس گردید، و در تغییر مکان با آن‌ها همراه، و در کار و شغل زراعت با آن‌ها همکاری می‌نمود.

 

پس از مدتی با خود گفت: گویا من بر این مردم تحمیل شده‌ام. لذا روزی با جوانان و رفقا اندیشه خود را به میان گذاشت. به او گفتند: مطمئن باش تو بر ما تحمیل نشده‌ای. زیرا بودجه روزانه معینی برای خوردن و آشامیدن میهمانان منظور است، و با بود و نبود تو تغییری در آن داده نمی‌شود، آسوده باش.

تا این‌که عده‌ای از آن‌ها قصد زیارت ائمه(علیهم‌السلام) کردند و جهت توشه راه، گندم و خرما تهیه کردند، این نصرانی هم شوق زیارت پیدا کرد و گفت: از تنهایی در اینجا خسته می‌شوم، اگر مانعی ندارد مرا هم با خود ببرید تا کمکی برای شما باشم.

لذا آن نصرانی را هم با خود بردند. از توشه آن‌ها می‌خورد و مواظب اثاث آن‌ها بود، تا به نجف اشرف وارد شدند، زیارت کرده سپس عازم کربلا شدند.

ایام عاشورا بود، چون داخل کربلا شدند، همه کربلا پر از ماتم و شور و گریه بود. کنار صحن منزل کردند و اثاثیه خود را پیش نصرانی گذاشتند و به او گفتند: همین جا بمان تا فردا بعد از ظهر ما نزد تو می‌آییم.

شب عاشورا بود، نصرانی در آنجا ماند. چون مقداری از شب گذشت، سه بزرگوار دید که از حرم خارج شدند، یکی از آن‌ها به دیگری فرمود: نام زائرانی را که در این شهر آمده‌اند در دفتر مخصوص ثبت کن.

آن دو نفر جدا شدند و رفتند،‌ مدتی گذشت و برگشتند و صورت اسامی را تقدیم آقا نمودند. آقا نگاهی به دفتر کرد و فرمود:‌هنوز از افراد زائر باقی مانده است.

دوباره رفتند و برگشتند و گفتند: کسی باقی نمانده است. آقا فرمود: باز هم لیست کمبود دارد، آن را کامل کنید.

برای سومین بار به همه جا مراجعه کردند،‌ برگشتند و گفتند: هیچ کس باقی نمانده است مگر این مرد نصرانی.

فرمود:‌چرا اسم او را ننوشته‌اید؟

«اَلَیسَ قَد حُلَّ بِساحَتِنا؛ آیا او در حریم ما وارد نشده است؟» [۱]

پس آن نصرانی از خواب کفر بیدار شد و نور ایمان در دلش تابید، و خداوند عوض اموال دنیوی نعمت‌های اخروی به او لطف فرمود.

پنج شنبه 19 دی 1392  12:36 AM
تشکرات از این پست
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس
پنج شنبه 19 دی 1392  12:44 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها