واين دراین روايت بيعت اهل كوفه را با سفيانى ذكر ميكند :
عن علي بن الحسين (ع) يقتل القائم (ع) من اهل المدينة حتى ينتهي الى الاجفر وتصيبهم مجاعة شديدة , قال فيصبحون وقد نبتت لهم غره يأكلون منها ... ثم يسير حتى ينتهي الى القادسية وقد اجتمع الناس بالكوفة وبايعوا السفياني ...) بشارة الاسلام ص 334 .
از على بن الحسين(ع) : قائم (ع) ميكشد از اهل مدينه تا اينكه به اجفر برسد و انها را گشنگى شديدى در بر ميگيرد ، و غسل ميكنند و هر كدام در كنارشان غره اى كاشته ميشود واز ان ميخورند... سبس به راه ميافتند تا اينكه به قادسيه رسند و در انجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند ...
*سفيانى و نسب ان به حضرت مهدى(ع)
عن ابي جعفر (ع) : ( اذا بلغ السفياني ان القائم قد توجه اليه من ناحية الكوفة فيتجرد بخيله حتى يلقى القائم فيخرج فيقول اخرجوا لي ابن عمي ... ) بشارة الاسلام ص 335
در رواياتى از اهل البيت(ع) نقل شده است كه ميگويند سفیانی سيد است ، از ابى جعفر (ع) : وقتى كه سفيانى رسيد ، قائم از ناحيه كوفه به او ميرسد سبس سفيانى سوار بر اسب بيش امام (ع) ميرود و ميگويد بسر عمويم را به من نشان دهيد ...
ممكن است نسب ان به هاشميين دلالت بر وجود عمامه سياهى است كه بر سر ان است كه بسيارى اين كار را ميكنند و و ادعا ميكنند كه از نسل اهل البيت (ع) هستند.
و ذكر شده كه سفيانى در منطقه اى بنام حيرة كه در نجف اشرف در عراق است كشته ميشود بجزء ان سفيانى كه در شام كشته ميشود !!!
عن أبي جعفر (ع): ( يهزم المهدي (ع) السفياني تحت شجرة أغصانها مدلاة في الحيرة طويلة ) بحار الانوار ج52 ص 386 .
از ابى جعفر : مهدى(ع) سفيانى را شكست ميدهد زير درختى كه شاخه هايش در حيره نازل شده است ...
و در هر روايتى به يك صورت نوشته شده كه چگونه سفيانى از بين ميرود واين نيز دليلى است بر تعداد وجود سفيانى .
عن أمير المؤمنين (ع) : ( وخروج السفياني براية حمراء وأميرها رجل من بني كلب ) بحار الانوارج52 ص272.
امير مؤمنان (ع) كه فرمودند : خروج سفيانى با رايه قرمز كه فرمانده ان شخصى از قبيلة بنى كلب است ميباشد
عن امير المؤمنين (ع): ( وخروج السفياني براية خضراء وصليب من ذهب ) بحار الانوار ج53 ص 81
از امير مؤمنان (ع) : خروج سفيانى با رايه سبز و صليبى از طلا خواهد بود .
در اين دو روايت يك بار سفيانى با رايه سبز و يك بار با قرمز خروج ميكند كه دليل بر وجود بيش از يك سفيانى است .
وعن حذلم بن بشير قال : قلت لعلي بن الحسين (ع) : صف لي خروج المهدي وعرفني دلائله وعلاماته فقال : (( يكون قبل خروجه خروج رجل يقال له عوف السلمي بأرض الجزيرة ويكون مأواه تكريت وقتله بمسجد دمشق ثم يكون خروج شعيب بن صالح من سمرقند ثم يخرج السفياني الملعون من الوادي اليابس وهو من ولد عتبة بن أبي سفيان فإذا ظهر السفياني إختفى المهدي ثم يخرج بعد ذلك)) غيبة الطوسي ص294 .
از حذلم بن بشير گفت : گفتم به على بن الحسين (ع) : خروج مهدى (ع) را برايم وصف كنيد و علامات ان را بگوييد ، فرمودند : قبل از اينكه امام (ع) خروج كند شخصى قبل از ان خروج ميكند كه او را عوف السلمي نام دارد و در زمينى باسم جزيرة ساكن است و ماواى ان تكريت است و در مسجد دمشق كشته ميشود و سبس خروج شعيت بن صالح است از سمرقند و بعد از او سفيانى ملعون خروج ميكند از سرزمين خشك واز فرزندان عتبة بن ابي سفيان است و اگر سفيانى ظاهر شد مهدی بنهان ميشود و دوباره خروج ميكند .
و قول امام سجاد (ع) در اخر روايت : وقتى كه سفيانى ظاهر شود مهدى بنهان ميشود و دوباره خروج ميكند، بسيارى از فقهاء و باحثين نتوانستد اين امر را به امام مهدى (ع) تطبيق دهند بخاطر اينكه اين روايت ميگويد كه امام مهدى (ع) وجود دارد قبل از ظهور سفيانى ، و در بسيارى از روايتها ذكر شده كه سفيانى قبل از قيام قائم (ع) به مدت 15 ماه خروج ميكند و حداقل 8 ماه چونكه سفيانى علامتى از علامات قيام حضرت (ع) ميباشد بس چطورى ممكن است كه حضرت مهدى وجود داشته باشد قبل از خروج سفيانی سبس بنهان ميشود وقتى كه سفيانى خروج ميكند و بعد دوباره ظهور ميكند ، و خيلى ها اين روايت را بگونه اى تفسير كرده اند كه دور از واقعيت است .
و در حقيقت اين از امورى است كه اهل البيت (ع) ان را از مردم بنهان كردند تا بگويند دليل اين مهدى در اين روايت و روايتهاى ديگر محمد بن الحسن (ع) نيست براى اينكه ايشان بعد از سفيانى ظاهر ميشوند وليكن مقصود ان وجود مهدى اول از نسل حضرت مهدى (ع) ميباشد كه رسول الله (ص) ان را در وصيت خود ذكر كرده است و ان را اولين مؤمنان و اولين مهديين وصف كردند و كسى كه بعد از حضرت مهدى(ع) خلافت را به عهده ميگيرند ايشان هستند ، و همچنين فرمودند كه ايشان بين ركن و مقام مبايعت ميكنند ، كه در اينجا بسيارى از روايات كه مبهم و مخفى ودرك ان براى مردم سخت است اشكار ميشود كه مقصود ان وجود فرزند امام (ع) ميباشد كه قبل از سفيانى وجود دارد و بعد از ظهور سفيانى بنهان ميشود و دوباره خروج ميكند و ميجنگد و بيروز ميشو د تا اينكه بدرش قيام كند .
ايا افرادى كه ادعاى تشيع ميكنند وارد خط سفيانى ميشوند ؟
همانطور كه قبلا گفتيم حركت سفيانى حركت بسيار بزرك و منحرفى است ، كه حتى در كشورهاى مسلمين نيز نفوذ ميكند ، و گفتيم كه يك سفيانى از شام و ديگرى از عراق خروج ميكند مثل حكومت عراق را در نظر بگيريد كه از دين اسلام انحراف بيدا كرده است .و اغلب موجودین در عراق شیعه هستند ولیکن انها در نهایت با سفیانی کوفه بیعت خواهند کرد .
شايد شما بگيد كه انحراف ممكنه از اهل تسنن باشد نه شيعيان ؟