امر دوم : ساختن ديوارى كه مانع رسيدن خراسانى به كوفه ميشود .
بعد ا. اینکه خندق بدستور دولت بند عباس ساخته شد به این فکر که مانع ورود سفیانی به عراق خواهد شد ،اینک دستور به ساختن ديوارى اسمنتى بطول 1600 كيلومتر بين عراق و ايران را دادند براى مانع و جلوگیری از ورود خراسانى و لشکر ان به عراق .
بعد از تمام كردن وكيل وزارت خارجه عراقى به اسم محمد حاج حمود ، سه روز قبل و بعد از اجراعات و بحثهاى طولانى به اين نتيجه رسيدن كه يك ديوار اسمنتى به طول 1400 – 1600 كيلومتر بسازند و اين كار را بعد از عيد فطر سال 1429 هجرى قمرى شروع خواهند كرد . که این امر را میتوانید در رسانه های مختلف بدست بیاورید .
 
سوالات زيادى در مورد شخصيت سفيانى بيش ميايد كه ان را به 10 جزء تقسيم ميكنيم :

  • ايا سفيانى يك نفر است يا جند نفر ؟
  • ايا سفيانى كوفه همان سفيانى شام است يا خير ؟
  • ايا اشخاصى كه ادعاى تشيع ميكنند وارد خط سفيانى ميشوند يا خير ؟
  • ايا بيشتر از يك مصداق براى مفهوم سفيانى وجود دارد يا خير ؟
  • ايا ميتوان سفيانى را بعد از ظهورش شناخت ؟
  • رابطه سفيانى با حضرت مهدى (ع) چيست ؟
  • خسفى كه بر لشكر سفيانى رخ خواهد داد ايا در نجف است يا در صحراى مدينه ؟
  • رابطه سفيانى با يمانى چيست ؟
  • رابه سفيانى با خراسانى چيست ؟
  • بعد از مرگ سفيانى چه خواهد شد ؟

 
اين تمامى سؤالاتى است كه در بحث سفيانى نقل خواهيم كرد و شايد ممكن است كه از بعضى از سؤالاتى كه در مورد ظهور سفيانى است غافل شده باشيم ، ولى در كمترين تقدير انچه را كه كامل درك نميكنيم كامل ترك نميكنيم ، چونكه همه ماها بايد اين موضوعات را بيگيرى كنيم ، مخصوصا كسانى كه بيروزى و نصرت امام مهدى(ع) را ميخواهند ، ونجات از فتنه سفيانى كه در ان نيفتد و جزء دشمنان امام (ع) نشود ، كه بزرگترين مصيبت است كه از دشمنان امام (ع) باشيم كه تمام مسلمين ظهور ايشان را منتظرند بيش از 1400 سال !!!
 
روايتهاى فراوانى از اهل البيت (ع) نقل شده است كه دلالت بر ان است كه سخنان انان بسيار سنگين و سخت است و درک . فهم اين كلمات براى هر كسى امكان بذير نيست مگر اينكه از صميم دل جزء موالين انها (ع) باشند ، واما كسى كه خاكش كثيف باشد و در قلبش دشمن ال محمد (ع) باشد ، حرفهاى انان (ع) برايش دشوار و سنگين خواهد بود و در قلبش سخنان انان جاى نخواهد گرفت بلكى حالت نفورى از انها بيدا خواهد كرد ، و حتى خيلى ها بسيارى از روايتها را قبول ندارند و ميگويند اينها كفر است ، و اينها جزء ان گروهى هستند كه در عالم ملكوت قبل از خلق ادم (ع) وجود اهل البيت (ع) را انكار كردند ، و بعد از قرار گرفتن در اين دنياى زودگر ، كه خداوند انها را براى امتحان به اينجا فرستاد ، ميبينيم كه دوباره به انكار خود از انها ادامه ميدهند و خواهند داد .
عن أبي جعفر (ع) : ( أما والله إن أحب أصحابي إلي أورعهم وأكتمهم لحديثنا وأن أسوأهم عندي حالاً وأمقتهم إلي الذي إذا سمع الحديث ينسب إلينا ويروى عنا فلم يعقله ولم يقبله قلبه إشمأز منه وجحده وكفَّر بمن دان به وهو لا يدري لعل الحديث من عندنا خرج وإلينا أسند فيكون بذلك خارج عن ولايتنا) بحار الانوار 65 / 176.
از ابى جعفر (ع) اما بخداوندى خدا سوگند كه بهترين اصحاب من كسانى هستند كه سخنان و احاديث ما را قبول دارند وان را نقل ميكنند ، و بدترين انها كسانى هستند كه وقتى از ما حديثى ميشنوند هر انچه را كه خود ميفهمد نقل ميكند كه درعقل و قلبشان ان را قبول نميكند و از ان اشمئزاز بيدا ميكند و كفر كرده است به انچه كه از ما نقل كرده اند واو نميداند كه حديث از ما خارج ميشود و به ما بر ميگردد و او از ولايت ما خارج است .
روايتهاى اهل البيت (ع) مخصوصا انهائى كه در مورد عصر ظهور است ، داراى دلالت رمزى ميباشد و نميتوان اغلب انها را به ظاهرش حمل كرد و بخاطر دليل ساده اى كه در درجه اول فرمانده لشكر ، دشمنش را با نقشه اى كه براى بيروزى از او نصب كرده است متوهم ميكند ، و دردرجه دوم اغلب مواردى كه مربوط به امور ميدانى است را تكتم ميكند وتا ان زمان هيج فرصتى به دشمن ندهد تا از حركت ان با خبر شود و بر او بيروز شود ، وليكن اهل البيت (ع) ما را بدون علامات و اشارات واضح ترك نكردند ، و انها تصويرى كامل از عصر ظهور براى ما رسم كردند ، و انها را به صورت روايتها و خطبه ها نقل كردند كه در حال حاضر یا در اينده نزديك ، و در انها اسامى دولتها و كشورها و رمزهائي كه مربوط به حركت ظهور ميباشند براد ما بجا گذاشتند ، حال نوبت به ما رسيده كه اين موارد و اتفاقها راكه اهل البيت (ع) نقل كردن را با اتفاقاتى كه در اين دوره ميافتد و افتاده بررسى كنيم و از خداوند متعال طلب عون و كمك بخواهيم