. ايا سفيانى كوفه همان سفيانى شام است ؟
در اينجا روايتهاى هست كه كشته شدن سفيانى را در شام بيان ميكند و روايتهاى ديگرى از بين رفتن ان را در كوفه و به دست امام (ع) .
*
سفيانى شام :
روي عن الباقر (ع) في وصف متابعة الزحف المقدس للامام المهدي عليه السلام:
- ثم يسير (ويقصد به القائم ) حتى يأتي (العذراء )هو ومن معه وقد الحق بهناس كثير، والسفياني يومئذ بوادي الرملة. حتى إذا التقوا يخرج أناس كانوا معالسفياني من شيعة آل محمد، ويخرج أناس كانوا مع آل محمد إلى السفياني فهم من شيعتهحتى يلتقوا بهم، ويخرج كل أناس إلى رايتهم، وهو يوم الابدال. ويقتل يومئذ السفيانيومن معه حتى لايدرك منهم مخبر. والخائب يومئذ من خاب من غنيمة كلب. ثم يقبل إلىالكوفة فيكون منزله فيها. البحار ج 52 ص 224،إلزام الناصب ص 176.
امام باقر (ع) فرمودند : سبس به راه ميافتد ( منظور قائم) تا اينكه به عذراء برسد او و كسانى كه با ايشان هستند كه عددشان زياد است ، و سفيانى در منطقه رمله ميباشد ، و وقتى كه به هم ميرسند كسانى كه با سفيانى بودند از او جدا ميشوند و به لشكر امام (ع) ملحق ميشوند ، و كسانى كه با امام (ع) بودند از ايشان جدا ميشوند و به سفيانى ملحق ميشوند ، و اين روز روز ابدال است ، و در اين روز سفيانى كشته ميشود و هر كسى كه با او است حتى كسى كه خبر انها را ميبرد نيز نميماند ، و در اينجا كسى خسارت كرده است كه ضد امام بايستد ، و سبس امام (ع) به كوفه بر ميگردد و ان را بايتخت خود قرار ميدهد .
عذراء: منطقه اى در نزديكى دمشق است كه در ان معاويه (لعنة الله ) حجر بن عدى و اصحابش كه از مواليان حضرت على (ع) بودند را زنده دفن كردند و اينك خودش انجا دفن است .
في كلام للمفضل مع الامام الصادق (ع) قال المفضل : ثم ماذا يفعل المهدي سيدي ؟ فقال (ع) : يثور سرايا على السفياني الى دمشق فيأخذونه ويذبحونه على الصخرة ...) الرجعة للاسترآبادي ص 100.
سخنى از مفضل با امام صادق (ع) : مفضل گفت : سبس مهدى(ع) چه كار ميكند ؟ فرمودند (ع) با سفيانى چندين بار ميجنگد در دمشق و سبس ان را بر روى سنگى ذبح ميكند .
ومن خطبة لأمير المؤمنين (ع) قال (… فكيف إذا رأيتم صاحب الشام ينشر بالمناشير،ويقطع بالمساطير ، ثم لأذيقنه أليم العقاب ، ألا فابشروا ، فإلي يرد أمر الخلق غدا بأمر ربي ، فلا يستعظم ما قلت ،… ). مشارق أنوار اليقين - الحافظ رجب البرسي ص264.
خطبه اى از امير مؤمنان على (ع) كه فرمودند : ... چطور اگر صاحب شام (سفيانى شام ) را ديديد ، كه مردم را سر ميبرد و انها را تكه تكه ميكند ولى ان را عذاب سختى در بيش است ، و بشارت باد ، زيرا كه امر خلق به من برميگردد فردا بامر خداوند .
در اين روزها كسانى هستند كه انها را نواصب نام ميدهند ، كسانى كه با اهل البيت (ع) دشمنى دارند چه شيعه و چه سنى ، و اگر درست توى رسانه ها دقت كنيد با وجود اينكه اسلحه وجود دارد مردم را با شمشير و ... سر ميبرند كه يكى از نشانه هاى سفيانى است و اينكه امير مؤمنان (ع) ميگويندکه انها را عذاب سختى در بيش است ... منظور كسى كه انها را از بين خواهد برد شخصى از سلب ايشان است و ان حضرت مهدى (ع) است كه اين امر واضح است .
*سفيانى كوفة :
عن أبي جعفر (ع) : ( ثم يدخل ( يقصد القائم (ع) ) الكوفة فلا يبقى مؤمن إلا كان فيها ... ثم يقول لأصحابه سيروا إلى هذا الطاغية فيدعو إلى كتاب الله وسنة نبيه (ص) فيعطيه السفياني من البيعة سلماً فيقول له كلب وهم أخواله : ما هذا؟ ما صنعت ؟ والله ما نبايعك على هذا أبداً فيقول ما أصنع ؟ فيقولون استقبله فيستقبله ثم يقول له القائم صلوات الله عليه : خذ حذرك... فيمنحهم الله أكتافهم ويأخذ السفياني أسيرا فينطلق به ويذبحه بيده ...) بشارة الإسلام ص 305 .
از ابى جعفر (ع) : سبس وارد كوفه ميشود ، و در ان مؤمنى باقى نميماند مگر اينكه با ايشان بيعت كند (انصار)... و سبس به يارانش ميگويد برويد بيش اين طاغى و او را به كتاب الله و سنت رسول الله (ص) دعوت كنيد ، و سفيانى با امام (ع) بيعت ميكند ، و به ان بنى كلب كه از نزديكانش است ميگويد : اين چيست ؟ چه كار كردى ؟ به خدا سوگند كه با تو در اين امر مبايعت نخواهيم كرد ؟ سفيانى ميگويد : چكار كنم ؟ با او بجنگ تا با تو بجنگد ، سبس امام (ع) ميفرمايد: كه بر حذر باش ... و خداوند به انها توفيق ميدهد و انها را ميكشند و سبس امام (ع) سفيانى را اسير ميكند و او را ميكشد ...
و در اين روايت اشاره شده كه سفيانى با امام مهدى(ع) بيعت ميكند و اين اتفاقها در كوفه ميافتدد ، كه اين دليل واضحى است كه سفيانى كوفه غير از سفيانى شام است .
و نقطه مهم دوم اينكه :
قول اهل كوفه به سفيانى ( اين چيست ؟ چه كار كردى ؟ بخدا سوگند كه با تو بيعت نخواهيم كرد؟ ) و اين دليل بزرگى است كه مردم كوفه با سفيانى كوفه بيعت خواهند كرد بلكى انها سفيانى را وادار به جنگ با امام مهدى (ع) ميكنند ، واين اشاره واضحى است كه اتباع سفيانى همان شيعيانى هستند كه مرجعيت انها را حركت ميدهد در نجف و انها را مجبور به بيعت با سفيانى ميكند از طريق شورى (انتخابات) همانطورى كه قبل از انها در سقيفه انجام دادند .